مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 44 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1759 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا منِ نقطه، هیچی نمی دونم تو دانای نهان و آشکاری

    تو رب العالمینی

    پس از خزائن علم و حکمتت بر علم و حکمتم بیفزای … علم و حکمتی از جنس علم و حکمت سلیمان

    خدایا از شر نجواهای ذهنم… از شر باورهای ناهماهنگم … از شر قل و زنجیرهای نامرئیِ باورهای محدودکننده ام، به تو پناه میبرم

    ای خیر الرازقین… ای ارحم الراحمین… ای کریم… ای غنی… منو از عوامل بیرونی بی نیاز کن … منم می خوام غنی بودن رو در همه ابعاد از سرراست ترین و لذت بخش ترین مسیر، تجربه کنم

    آمین

    ===================================

    سلام به اساتید عزیزم

    سلام به دوستان مدار بهشت

    مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»

    ++ راهکار غلبه بر ترس ها⬅️ رابطه مستقیم بین “جسارت برای حرکت” و “از بین رفتن خود به خودی ترسها”… طبیعی ترین حالت غلبه بر ترس، اقدام کردن با وجود ترسیدن است؛…

    ٱلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَکُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِیمَٰنࣰا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَکِیلُ

    همانها که وقتى مردم به آنها گفتند : لشکر دشمن بر علیه شما اجتماع کرده‌اند ، پس از آنها بترسید ؛《ولی بجای اینکه آنها بترسند》 ایمانشان بیشتر شد و گفتند که خدا ما را کافی است و او بهترین حامى است.

    [سوره آل عمران ، آیه 173]

    وقتی در این آیه تفکر میکنم ، با خود میگویم که واقعا خیلی عجیبه که یه عده بیان و بگن که یه عده به شما حمله ور شدند ، لطفا بترسید ؛ بعد آنها بگویند که “آخ جووون ، یه فرصت دیگه برای ارتقاء درجه ایمان” و بعد این ذکر مقدس را زمزمه کنند که…

    حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَکِیلُ

    به برکت این آیه قرآن یادگرفتم که تمرین کنم تا در مواقعی که جریان تاریکی با چاشنی ترس به من حمله ور میشود ؛ با خود بگویم که “آخ جووون ، یه فرصت دیگه برای ارتقاء درجه ایمان” و این همان معنی “فَزَادَهُمۡ إِیمَٰنࣰا” موجود در آیه به زبان عامیانه خودمان است…

    و جالب است که در آیه بعد این آیه ، یعنی آیه 174 میگوید که…

    فَٱنقَلَبُواْ بِنِعۡمَهࣲ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلࣲ لَّمۡ یَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءࣱ وَٱتَّبَعُواْ رِضۡوَٰنَ ٱلله وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِیمٍ

    پس با [دستى پر از] نعمت و فضلى از خدا بدون آنکه آسیبى به آنان برسد ، بازگشتند و خشنودىِ خدا را پیروى کردند و خدا داراى فضل و کرمى بزرگ است.

    [سوره آل عمران ، آیه 174]

    یعنی در ادامه همان آیه و بعد از آن ذکرِ زیبا که به برکت آن کنترل ذهن کردند و توجه خود را معطوف به قدرت بی کرانِ فرمانروای کیهان کردند ، چنین نتیجه ای برایشان رقم خود که حتی یک خطُ و خش هم بروی بدن آنان نیفتاد و از آن اتفاق ، دست پر برگشتند.

    (قسمتی از متن آقای رضا احمدی)

    ++ رشد به معنای نترسیدن نیست بلکه به معنای اقدام کردن با وجود ترس است؛

    ++ “ترس و شک”، بزرگترین ابزارهای شیطان برای گمراه کردن ما هستند؛

    ++ عزت نفس عاملی قدرتمند کننده برای غلبه بر ترسهاست. زیرا اساس عزت نفس واقعی بر “توحید” استوار است؛

    ++ کار کردن روی ترس های یک پروسه دائمی است. به همین دلیل کار کردن روی توکل و توحید، یک موضوع دائمی است؛

    ++ ترفند پونزی چیست؟ ⬅️ ما به یه دلیلی می تونیم سود بیشتر از عرف جامعه بدیم

    تمام افرادی که گرفتار ترفند پونزی میشن⬅️ فقرا هستند و در کشورهای جهان سوم

    ++ باورهایی که فرد را از افتادن در دام هر ضرری با الگوی ترفند پونزی، محافظت می کند؛… قانون تکامل … اعلام خطر و فرار در برابر شنیدن این الگوها ما به یه دلیلی می تونیم سود بیشتر از عرف جامعه بدیم

    ++ آگاهی های دوره روانشناسی ثروت، نه تنها نعمت ها را وارد زندگی شما می کند بلکه جلوی ضررهای بزرگی را می گیرد که خرابکاری های آنها به راحتی قابل جبران نیست؛

    ++ نشانه اینکه فرد در دام این ترفندها افتاده این است که: برای رسیدن به خواسته ای که از نظر فرکانسی فاصله زیادی با آن دارد و ظرف وجود او آماده دریافت آن نیست، به جای پر کردن این فاصله فرکانسی بوسیله کار کردن روی بهبود شخصیت خود و افزایش ظرف وجود خود، می خواهد این فاصله را با ایده ها و وعده هایی پر کند که به او وعده یک شبه پیمودن ره صدساله را می دهد. وعده استفاده از شانسی که در خانه او را فقط همین الان و همین یک بار زده است. فردی که درگیر این دام باشد، تنها وقتی به هوشیاری می رسد که در این مسیر نه تنها دارایی های قبلی اش را از دست بدهد بلکه برای بازگشت به نقطه صفر، هفت خان رستم را می پیماید. جهان با این ضربه سنگین به او می گوید که هرگز قادر به دور زدن قانون نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2194 روز

    درود بر استاد بزرگوارم جناب عباس‌منش گرامی و بانو شایسته‌ی عزیز و یکایک دست‌اندرکاران سایت الهی عباس‌منش و همه‌ی عزیزان همراه و هم‌فرکانسم

    در حدود سال 1381 بود که من دانشجوی دکتری بودم. همکاری در دانشگاه داشتم که در گُلد کوئست بود و همش تبلیغ می‌کرد. منم که مثل بسیاری از اعضای هیئت علمی و مانند بسیاری از مردم ساده دل و البته ضعیف از نظر مالی، آرزوی داشتن ثروت‌های نجومی را بدون طی کردن مراحل تکاملی‌ام داشتم، سرانجام اسیر این تبلیغات شدم. یادم میاد با پسر بزرگم که اون موقع حدود چهار سالش بود توی مترو در تهران نشسته بودم و از جلسه‌ی پرزنت ایشان داشتم به سوی خانه‌ای که برای سکونت برای گذراندن دوره‌ی دکتری اجاره کرده بودیم بازمی‌گشتم. وسط راه یک‌دفعه فکری به ذهنم رسید که با معاون امور مالی دانشگاه تماس بگیرم و درخواست وام کنم تا بتونم در گُلدکوئست ثبت‌نام کنم. ایشان گفتند که من حائز شرایط هستم و منم خوشحال شدم و وقتی به شهرم( که هر هفته می‌بایست برای تدریس می‌رفتم) بازگشتم، وام را دریافت کردم و ثبت‌نام را انجام دادم.

    الان یاد این حرف استاد در گفتگوی ایشان با استاد عرشیان‌فر افتادم که داشتند از قول قرآن می‌گفتند که خدا برای ما هیچ چیزی نمی‌خواد، خدا همان چیزی را به ما میده که ما ازش می‌خوایم و براش تلاش می‌کنیم.

    آره ثبت‌نام کردم و من که باید روی تحصیل دوره‌ی دکتری متمرکز می‌بودم، همش سرگرم گُلدکوئست شدم و تمرکزی بر درسهام نداشتم و به همین خاطر بسیار ضعیف پاس کردمشان.

    در گُلدکوئست که پیشرفتی نداشتم، درسهام را هم که ضعیف پاس کردم و از هر دو کار افتادن. تا این‌که همون همکارم که مثلا بالاسری من بود، یه روز بهم گفت: پسر یه کاری نو داریم که اصلا گُلدکوئست در برابرش هیچه! منم که تشنه‌ی پول بودم، پذیرفتم. اسم اون ترفند پونزی، سوئیس کش بود. شاید اسمش را شنیده باشید. تو اون ترفند پونزی به نام گول زننده‌ی سوییس کش، پول ورودی این‌بار یک میلیون تومان بود و این در حالی بود که دلار هزار تومان بود، یعنی هزار دلار. خوب می‌تونستی مجموعه بسازی و بعدش هر ماه بیست درصد از سرمایه‌گذاری طرف را به‌عنوان سود بهش برمیگردوندی. سود افراد را هم از پول ورودی‌های جدید بهشون می‌دادیم. من تو اون کار که البته چه کاری؟! همش حقه‌بازی بود و کلاه‌برداری، خوب پیشرفت کردم ولی پس از هشت ماه یک شبه اون پول‌ها با پاک شدن سایت شرکت مجازی رفت و دیگه پیداش نشد و من موندم کلی طلب‌کار.

    یادمه که درست یک شب پیش از پاک شدن سایت اون شرکت مجازی، ماها را برده بودن در یک سالنی نزدیک میدان تجریش که فکر کنم مال آموزش و پرورش بود و یه آقایی که مثلا استاد موفقیت بود داشت از اون کار تمجید می‌کرد. ما هم همه شارژ شده بودیم و می‌خواستیم از فرداش بترکونیم که یهو سایت رفت و دیگه نیومد. چه‌ها که نکشیدیم و چه بیچارگی‌ها که ندیدیم! خدا بهم رحم کرد و اگر رحم خدا نبود، شاید حالا هیچ هم نبودم! خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت گذاشته‌ای و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.

    پس از شش ماه که ازون ماجرا گذشت، شرکتی در رسته‌ی آب را با چند نفر دیگر تاسیس کردم و شروع کردیم به پیمان‌کاری با شرکت آب منطقه‌ای استان. اوائل کار همه چیز خوب بود چون ما لقمه‌های کوچک برمی‌داشتیم و از پسش برمیامدیم. ولی کم‌کم من که مدیر عامل بودم طمع کردم و خواستم با پارتی‌بازی پروژه‌ای را بگیرم که گرفتیم ولی از پسش برنیامدیم و ازش انصراف دادیم که همون سبب برهنه خوردن شرکت و انحلالش شد. بار دیگر هم مراحل تکاملی را رعایت نکردم و ضربه‌اش را خوردم.

    چند سالی دیگه فقط به کار تدریس و پژوهش در دانشگاه پرداختم ولی چهار ساله که نماینده‌ی یک شرکت آبرومند و‌ جهانی هستم که خدا را شکر درسته که اوضاع بد نیست ولی اگر در این‌ موقعیت هستم، بازم دلیلش رعایت نکردن قانون تکامل و پیوسته بودنه! و این‌که ظرف ذهنی من پر بود از دانایی‌هایی که در این‌کار هیچ کارایی ندارند. الان تازه کم‌کم دارم این ظرف را خالی می‌کنم تا درش مطالب سودمند برای آموزش کارم جای بگیره. حالا دیگه نباید شتابزدگی داشته باشم! باید اجازه بدم که تکامل کار خودش را بکنه! من تنها باید به خدا توکل کنم و ترس‌هام را کنار بگذارم. واقعا اگر اینجام، این یعنی که خدا خیلی دوستم داره که منو آورده تا از این آموزه‌ها( سخنان استاد بزرگوارم و کامنت های دوستان گرامی) استفاده کنم.

    خوب، هنوز هم می‌ترسم که به با برخی از آدما در مورد محصولاتم حرف بزنم. البته این همیشگی نیست و گاهی که فروشم پایین میاد این احساس ترس بیشتر میشه. به خودم میگم که ببین، تو ترسیدی ولی خدا که نمونه! اگه همون وقتا که فروشت خوب بود و تو شجاعت اینو داشتی که با هرکسی در مورد محصولات صحبت کنی، حالا هم همونه! خدا همونه و توکل بهش حالا و گذشته و آینده و وضع خوب و خراب نمی‌شناسه! تو تنها کاری باید بکنی اینه که بهش اعتماد کنی و راه را برای، چه هوا صاف و آفتابی و آبی باشه و چه توفانی و پر از ابرهای سیاه و رعد و برق! خدا همونه! و مزد را کسی می‌گیره که ایستادگی کنه و شجاع باشه و با این‌که می‌ترسه، دلش را به خدا گرم کنه، خودش را با هیچ کسی مقایسه نکنه و صبور باشه و پیوسته! ته این مسیر روشنیه! پس برو و برو برو!

    خدایا پروردگارا دوست دارم و از این‌که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم از تو سوتی بیکران دارم.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4302 روز

    سلاااام پر انرژی در گام چهارم

    کامنت امروز رو با چند توجه به زیبایی ها از اول صبح شروع میکنم

    صبح زود زمانی که میخواستم بیدار شدم ، و با زیبایی ابرها و هوای صاف و منظره دور بسیار زیبای خط آبی پر رنگ دریای خزر شروع کردم با حس عالی ، بعد از یه دوش آب گرمی که کم کم رو به سرد بره و شکرگزاری برای این نعمت رفتم سراغ خوندن کامنت یکی از دوستان در کانال تلگرام گروه تحقیقاتی عباس منش ، شروع گام چهارم و خواند و گوش دادن و نوشتن نکات مهم ! حالا دیگه زمان کار بود

    بعد یه جلسه آنلاین خیلی خوب و با انرژی با همکارانم ، تشویق و تحسین من توسط همکارانم ، قهوه بسیار عالی که همسرم آماده کرد و بهم داد در حین اینکه توی جلسه بودم

    و پاداش مالی که صبح به حسابم واریز شد از سمت شرکتی که باهاشون همکاری میکنم که بسیار برام حس خوب و خوشحال کننده ای داشت که باعث شد دی ماه ( غیر از آذر ماه که بالاترین ورودی امسال تا به الان را داشتم ) ورودی مالی من از 8 ماه قبلی ام بیشتر باشه

    و در نهایت یه غذای عالی و نعمت خوشمزه که باعث شکرگزاری و انرژی بیشتر شد که الان بشینم برای بار دوم گام چهارم را گوش بدم و این کامنت را با احساس عالی و شکرگزاری بنویسم

    الهی شکر و هزاران بار شکر : )

    قبل از اینکه به سوالات و تجربیات برسیم ، یه جهش میکنم به آخر فایل ، جایی که استاد میگند :‌ به نظر من این باورها 5٪ نهادینه شدند و این نتایج را دارند !!

    چی استاد ؟ درست شنیدم 5٪ ؟ ، بااااباااا دمت گرررررم !!!! :‌)

    این مطلب دوتا نکته برامون داره اولیش را که استاد گفتند که اگر این باور ها بیشتر نهادینه بشه چی میشه ،‌ اما نکته دومش اینه که ما چقدر روی خودمون کار کردیم ؟

    یا موقع هایی که خسته میشیم و فکر میکنیم نتیجه نمیگیریم ، مشخصه که هنوز خیلی جای کار داریم ،‌ وقتی استاد ما اینو میگند یعنی صد در صد که نه ، هزار در هزار مطمعن باش که قانون جواب میده و همیشه جواب خواهد داد !! فقط بستگی به خودمون داره ، هر چقدر که بکاریم و حواسمون باشه محصولمون آفت نزنه ( کنترل ورودی های ذهن ) به همون اندازه هم برداشت میکنیم ،‌ البته من فکر میکنم بیش از اون برداشت میکنیم ِ، در اصل خداوند بیشتر بهمون میده :‌)‌ وقتی که باور توحیدی مون را تقویت کنیم ، خداوند بیش از تلاشمون بهمون میده ، نعمت های پایدار و پر برکت !!

    چه خدایی داریم که این بنده صالحش با 5٪ باورهای نهادینه شده اش اینقدر نتیجه گرفته :‌))

    در مورد ترفند پونزی ، خوشبختانه من قربانی اون نشدم و چه از تاثیر صبحت های استاد در سال های قبل و چه شنیده های اطراف و باور ذهنی خودم که از بچگی بود که یک شبه نمیشه به چیزی رسید ، و مخصوصا تجربه تلخ یکی از نزدیکان ، هر موقع حرفی شده و یا پیشنهادی بوده از این مورد ( هر چند کم ) سعی کردم به قول استاد از سمت مخالفش فرار کنم : )

    متاسفانه یکی از نزدیکان من ، حدود 12 سال پیش قربانی این ترفند شد ،‌ و در اون سال اگر اشتباه نکنم و عددی که شنیدم درست باشه حدود 800 میلیون بدهی براش اتفاق افتاد ،‌ توی این 12 سال سختی های مختلفی را گذروند بدهی ها را پرداخت کرد و حتی برند ساخت ،‌ رشد کرد و به جایگاه قابل قبولی رسیده بود

    اماااااااا

    متاسفانه تر اینکه ، در چند ماه اخیر امسال به دلایلی که کامل ازش خبر ندارم و یکیش پول نزول بوده !! ( به قول استاد وقتی که بیس کار حل نشه فرقی نمیکنه ) در حال حاضر تمام زحمتاش نه تنها به باد رفته و برندش هم خراب شد بلکه با بدهی 70 میلیاردی مواجه شده !! که برای همه اطرافیانی که میشناختنش به شدت شوکه کننده و تعجب آور بود ، که از صمبم قلبم براش دعای تغییر و هم فرکانس شدن با قانون جهان را میکنم تا بتونه برگرده و جبران کنه !!!

    در صورتی که یکسال پیش من قرار بود باهاشون همکاری شروع کنم و پیشنهاد نسبتا خوبی هم بهم دادند ، ولی از اون راهی که این موضوع را هم به دست هدایت و خدای خودم سپردم ، شروع همکاری و قرارداد عقب افتاد ، با اینکه من تایید اولیه را داده بودم اما کارها پیش نرفت و منم دقیقا در این فکر بودم که این روان پیش نرفتن کارها یه جور نشونست و هم زمان با عقب افتادن کارها تیم دیگه ای که از قبل باهاشون همکاری پروژه ای داشتم بهم پیشنهاد همکاری کامل دادند و برعکس اونطرف ، کارها به راحتی و سریع پیش رفت و الان یکساله که من در رضایت کامل باهاشون همکاری داشتم و دارم و واقعا لذت بردم ،‌ولی متاسفانه اون شخص و برند الان به شدت سقوط کرده و دیگه خبری ازش نیست !!! خدا را سپاس که در هر لحظه در حال هدایت ماست

    .

    الهی هزاران بار شکر ، دوستتون دارم :‌ )

    به امید حیات تا گام بعد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    شکوفه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1044 روز

    درباره سوال اول

    من خب زیاد تجربه های ناجالب و اشتباه به خاطر سن کمم ندارم و اینا همش از لطف خداست که من رو خیلی زود تر با این سایت عالی و استاد عزیز آشنا و هدایت کرد

    درباره ترفند پونزی‌ یکی از عزیزانم میخواست به عزیزی‌ کمک کنه و اون فرد احتیاج به پولی بالایی داشت

    که هر دو عزیز هم هی دربه در دنبال وام بودند که کارشون درست بشه

    عزیزی که می‌خواست به ایشون کمک کنه خیلی یک دفعه ای کانال تلگرامی‌ای رو پیدا میکنه که تیترش هم این بود که وام بالای 500 ملیون با مزد کم ، نمی‌دونم از این حور چیزا

    یعنی اینکه تو نه نیازی به سند و از اینجور چیزا احتیاج داری نه چیزی فقط بگو وام می‌خوای ما بهت میدیم

    بعد این عزیز هم خوشحال که اره چقدر خوبه ،بعد زنگ می‌زنه به اون فرد ‌ میگه اره اینجوریه بیا ازش وام بگیر بعد اونم بهش میگه بابا الکی‌هه اینهمه هرروز تو بانکم انقدر دردسر داره این می‌خواد یه شبه همینطوری پول بده

    بعد من از اون طرف می‌گفتم بابا وام اشتباه اون طرف انقدر وام گرفته که الان زیر قرض اوناس ولش کن دیگه ، همونجوری راه اشتباه رفته( که بعدا یاد کرفتم که من هیچ تاثیری تو زندگی دیگران ندارم پس انرژیم رو حدر ندم چرا که باور های من سُست میشه)

    بعد این عزیز قبول نکرد و شروع کرد پیام دادن به اونا

    خلاصه اولش گفتن این فرم رو پر کن یه 2 تومن واریز کن تا 42 ساعت آینده وام 500 میلیونی تو حسابت میشینه

    42 ساعت گذشت خبری نشد گفت نه یه 10 دیگه بزن سیستم اجازه نمیده

    باز پول نیومد نه یه 9~12 تومن بزنی حل میشه

    بعد اون بنده خدا می‌گفت آقا حتما میدین؟ من دارم بخاطرش طلا میفروشم بره کسی می‌خوام کارش گیره

    بعد اون می‌کفت اره خیالت راحت

    خلاصه انقدر این پا و اون پا کردن که اون عزیز 50 ملیون پول رو از دست داد هیچ تازه اون طرف این عزیز رو بلاک هم کرد

    یا یه عزیز دیگه با همین روش پونزی‌ مثل مسئله کرمی که زدید اما ایندفعه تو اسکیل بزرگ تر لوازم خانگی بدهی میلیاردی‌ بالا آورد

    درباره سوال دوم

    بعد از عید تو ایران باب شد که اره یه کانالی هست تو تلگرام کوین جمع می‌کنی

    برید عضو شید جمع کنید یه روزی قیمت گزاری میشه و میفروشید و پولدار عالم میشید، تو اون حین همه، همه بلا استثنا هی تو اون کانال بودن و کوین جمع می کردند بعد هعی تا الان بالای هزار مدل کانال و از اینجور چیزا اومده و مردم هم به این امید که نه این یه روزی پول میشه ولی تا الان هیچ خبری نشده

    خداروشاکرم از وقتی که شروع کردم رو خودم کار کردن اصلا دام اینجور چیزا نیافتادم

    چون 1- خیلی خوب قانون تکامل رو فهمیدن

    و2- برای بدست آوردن چیزی باید بها بدی

    آقا میخوای رتبه خوب بگیری تو کنکور زمانت رو بها بده عوضش بهترین دانشگاه میری

    و …

    برای بدست آوردن چیزی باید بها بپردازی

    هیکل خوب و تراشیده و عضلانی می‌خوای باید ورزش کنی

    دیشب تو مهمونی متوجه شدم یکی از فامیلامون 10 ساله یه چیزی رو داره و وبت نام کرده و به امید روزیه که اگه قیمت گزاری بشه این 22 میلیارد گیرش میاد

    باز هم خدارو شاکرم که این قانون رو باز یادآوری کرد بهم که دام اینجور جیز ها نیافتم

    و سپاس گزارم از استاد و مریم جون بابت این پروژه عالی

    خدارو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      الهام وابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1829 روز

      سلام به دختر زیبا ودوست داشتنی

      اسمت وعکست ووقعا مثل شکوفه بهاری میدرخشه وزیباس

      کامنتت رو خوندم .بیوگرافی رو خوندم لذت بردم تحسینت کردم.

      عالیه دختر م دمت گرم..

      با این سن کم قانون رو درک کردی

      و بهش عمل میکنی وکلی نتایج گرفتی.

      مطمنم آینده ی درخشانی در انتظارته وبه هرآنچه که میخواهی میرسی وخلقش میکنی.

      دختر زیبای من روی ماهت رو

      میبوسم.وبرای لحطه به لحظه زندگیت

      شادی رو از خدا برات میخوام.

      چون کل قانون شادی وشکرکزاری وحال خوب که خود به خود نتایج بزرگ وارد زندگیت میشه.

      موفق شاد باشی گلم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    احمد گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    سلام خدمت استاد مهربان

    درباره ترفند پونزی استاد گفتن خیلی واقعی هست

    ما یکی از فامیل هامون گیرشون افتاده بود خیلی از مالش رفت به نظر من تمع روایت کار خیلی جواب میده و هرکس تمع بیشتری داره زوتر تودام می افته

    چند روز پیش تو اینستا یه خانومه بود به من پیام داد گفت من تویه کاری میخوام سرمایه گذاری کنم

    پول کم دارم وسود خوبی میدم من چند روز گذاشته

    بودنش سرکار ومسخرش میکردم

    از نظر من پول سودی حرام هست ودورش نمی‌رم وبه نظر من پول توکار باشه هم برکتش زیاده هم

    به پیشرفت دنیا کم می‌کنه

    تشکر از فایل زیباتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 793 روز

    1_تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید.

    من تابحال گرفتار این ترفند نشدم چون تا به این سن فقط درس خوندم و دنبال کسب ثروت نبودم متاسفانه ولی خداروشکر میکنم که با استاد و سایت آشنا شدم و این باور رو دارم تقویت میکنم که ثروت ساختن معنوی ترین کار دنیاس و مثل استاد باید همیشه پول بسازم .اما ترفند پونزی رو بسیار بسیار دیدم خانواده ی خودم بارها و بارها گرفتار آن شدند اقوامم نیز

    مثلا یه مبلغ کمی به کسی میدادن به امید آنکه در اینده بهشون خونه بده بقیه یپول رو قسطی میگیره یا خونه ای رو بخرند با قیمت خیلی پایین به وعده ی اینکه قراره تا چند وقت دیگه قیمتش چند برابر بشه گلد کوئست و … چون این افراد به من نزدیک بودند و من خیلی خوب میشناسمشون فکر میکنم علت این اتفاقات رو میدونم مثلا فکر میکنند چون هیچوقت نمیتونند خودشون پول بسازن و خونه بخرن حالا که همچین موقعیتی پیدا شده سریع باید قبول کنن یا چون حوصله ندارند قدم به قدم پیش برن و برای یه کاری وقت و انرژی بذارن که به نتیجه برسه وعده ی سود کلان فریبشون میده یا چون باور دارند که نمیتونند ثروت بسازند توو هرکاری شکست میخورن بازار خرابه همه چی سرمایه ی زیاد میخاد اون پولی رو که با زحمت به دست اوردند میدن به یه نفر دیگه تا براشون چند برابر کنه یجوری انگار همه شون احساس ناتوانی دارند که خودشون میتونند ثروت خلق کنند ایده ی ثروت ساز به ذهنشون میرسه و خداوند هدایت و حمایتشون میکنه . به خاطر همین از دیروز که این فایل رو گوش کردم پی بردم همههه چیز عزت نفسه و باید خیلی تلاش کنم تمرین هایی که استاد گفتن برای تقویت عزت نفس انجامشون بدم . از خداوند میخام هدایتم کنه تا هیچوقت گرفتار طمع و احساس بی ارزشی نشم و همیشه قانون تکامل رو جدی بگیرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    الهه بهروز گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    به نام خدایی که مهربانی‌اش همیشگی رحمتش بی‌نهایت است

    سلام به استاد عزیزم به مریم جان و دوستان عزیز

    گام چهارم رو در کنار شما هستم خیلی موضوع امروز جالب بود مخصوصاً قسمت ترسش برای من چون واقعاً دغدغه من در تمام زندگیم همین ترس بود

    ترس برای شروع یک کار ترس برای شروع زندگی و این ترس سال‌هاست که جلوی رشد زندگی من را گرفته بود

    خدا را شکر توی یک موضوع ترس نداشتم ترس از جدا شدن از خانواده و ترس از مهاجرت به قول استاد هیچ ترمزی توی این موضوع نداشتم و خداوند راه رو برای من روشن کرد و دستان خدا به یاری من اومدن تا من به راحتی از شهری که توش زندگی می‌کردم و متولد شده بودم ولی اصلاً دوستش نداشتم مهاجرت کردم اومدم شمال کشور و خیلی راضیم از این جابجایی و خداوند پاسخ داد به ایمان من به خودش و توی 4 سالی که اینجا زندگی کردم زندگیم خیلی پیشرفت کرده تونستم برای خودم خونه بخرم که این برای من خیلی با ارزش بود

    الان هم از وقتی که با استاد و سایت خدا من را آشنا کرد روی خودم کار کردم که ترس از شروع کار و کسب و کارم رو که عاشقش بودم و رویاش رو داشتم همیشه انجامش بدم و خدا را شکر تونستم کارم رو با همین چیزی که دارم شروع کنم و خواستم بگم که برای من واقعاً اونجایی که به ترسام غلبه کردم و وارد اون موضوع شدم گشایش ایجاد شد و خداوند به وعده خودش وفا کرد خیلی عاشق خدام که تمام زندگی هوای من رو داشته و هوای هممونو داره کافیه ما بهش ایمان پیدا کنیم

    در مورد پونزی هم اولای زندگی مشترکم یک بار گول همچین چیزی رو خوردم و خدا را شکر خیلی مبلغ بالایی نبود و خداوند با اون بهم یاد داد که نباید اعتماد کنم خیلی راحت و از اونجا به بعد هم بارها و بارها برام پیش اومد اما تونستم به لطف الله ز دام اون‌ها فرار کنم و گولشون رو نخورم

    طمع همیشه به ضرر آدمه اشکی این رو درک می‌کردیم

    خیلی دوستون دارم آرزو می‌کنم که خداوند هدایتگر من و شما باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1160 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان و‌غفار و روزی دهنده

    خداوندی که تمام کهکشان ستارگان تمام جهان تحت سلطه اوست

    و ما در برابر عظمتش هیچ‌چیزی نیستیم….

    موبایل رو به دست فاطمه درونم میدم

    سلام فاطمه جانم بگو

    ایا از زندگیت راضی هستی؟

    خوشحالی؟ارامش داری؟

    فاطمه جانم تاحالا فکر‌کردی که از زندگی دقیقا چی میخای؟

    به دنبال چی هستی؟

    دنبال رابطه فوق العاده هستی؟

    اون رابطه قراره به تو چی بده؟

    از ثروتمند شدنت چی میخای؟

    اصلا چرا داری تلاش میکنی؟

    میحای به چی برسی؟

    به خوشحالی؟

    مگه نمیدونی همین ثانیه هایی که داره میگذره لطف خداست به تو برای وجود داشتنت؟

    فاطمه جان به یادبیار تمام رویاهایی که ارزوشونودداشتی و حالا برات بدیهی شدن

    رویای پوست خوب داشتی الان پوست خوب داری اره میدونم شکرگزاری هم‌میکنی براش…اما ایااونقدری که قبلا براش حرص‌میخوردی الان شکرگزاری میکنی؟ایا اون حجم از دغدغه برطرف شد و تمام؟

    اما واقعیت اینه اگر اسون گرفتن و شادبودن رو‌یادنگرفتی یک‌دغدغه میره و دغدغه بعدی جایگزین میشه

    داشتی میگفتی میخای به رابطه عالی یه ثروت برسی که چی؟

    چرا اضطرابشون رو‌داری

    میدونی فکر‌کنم اگر حرف مردم رو حذف کنی احتمالا چیز قابل نگرانی وجود نداشته باشه!

    اصلا وایسا ببینم وقتی مردم حذف بشن

    دیگه چیا برات مهمه؟اصن چیزای مهم برات همونان؟یا عوض میشن!!!!

    حواست هست مشرک به کی میگفتن دیکه اره؟!

    فاطمه خوب من

    هدف رسیدن به تمام رویاها چشیدن شادی چشیدن حس‌خوبه چشیدن ارامشه

    درسته؟

    بنظرت اکر دیگران رو ول کنی

    میتونی حس خوب رو‌از حالاهم تجربه کنی درسته؟

    میدونی فاطمه جان همه چیز میتونه عادی بشه مهم اینه تو بخوای چطور ادامه بدی

    اگر شادی و ارامشت رو وابسته به یه اتفاق کنی میشه برده اون

    تو دوست داری که برده باشی؟!!!

    به خودت و کارهات افتخارکن

    انقد فکر‌نکن که باید چیکارکنم

    تو داری کلی کار مفید میکنی

    کتابی که داری میخونی میدونس چقد ارزشمنده میدونی چقد چیز ذاری یاذمیگیری

    تلاشی که میکنی برای رویاهات

    و…..

    به حرفام بیشترفکر کن!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1545 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    الف) تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید.

    اگر شما هم چنین تجربیاتی دارید، در بخش نظرات بنویسید چه درسهایی از این تجربیات تلخ گرفتید و چگونه از این درسها برای رسیدن به نتایج پایدار استفاده کرده اید؟

    -در گذشته به فردی که وعده ی 100 برابر شدن پول یک شبه را به ما داد اعتماد کردیم و پس انداز خود را در اختیار او قرار داده و در همان شب دیگر اثری از او باقی نماند و بعدها فهمیدیم شبانه به ترکیه رفته و منکر کلاه برداری هایی شده است که نه تنها از ما بلکه از هزاران نفر به عناوین مختلف کرده بود

    باز هم بار دیگر به سایتی اعتماد کرده که وعده کسب درآمد با تابپ و کارهای اینترنتی را می داد و ما با ثبت نام در آن متوجه شدیم کلاهبردار است و حتی با وجود تهدید به شکایت از او هم چنان به فعالیت خود ادامه می دهد

    باز هم فریب فردی را خوردیم که قرار دادی با ما امضا نکرده و ما کارهای زیادی برای او از جمله مقاله نویسی انجام دادیم و حتی شرکتی به اسم خود ثبت کرده بود که با کلاهبرداری از افراد مختلف کسب و کار خود را بدون دادن پول کارمند اداره می کرد

    چند مورد دیگر از جمله خرید موبایل که بدون دریافت آن پول به حساب شخص واریز کرده و متوجه شدیم اصلا چنین موبایل و کسب و کاری وجود ندارد یا قرار دادن محصولاتمان نزد شخصی برای فروش که شخص مورد نظر کلا ناپدید شده و محصولات ما را به اسم خودش فروخته است هم برای ما رخ داده است

    حتی در حالت هوشمندانه، چطور از این نوع تجربیاتی که اطرافیان شما داشتند، درس گرفتید؟ یعنی بدون اینکه درگیر این دام شوید، برای خود تصمیمات از پیش تعیین شده ساختید تا در چنین لحظاتی قانون را به یاد بیاورید و در دام این ترفندها نیفتید؟

    -در اطرافیان ما افرادی هستند که سند خانه ی خود را به عنوان ضمانت در مقابل دریافت پول هنگفت در اختیار افرادی قرار داده و اکنون اجاره نشین و بدبخت هستند خدا را شکر ما چنین اتفاقی را تا این حد فاجعه بار تجربه نکرده ایم

    اکنون در قرار داد نویسی تحقق و تمام قوانین را مرور کرده شرایط و نظرات تمام افراد را مطالعه سپس اقدام به واریز وجه در سایت هایی که بسیار معتبر هستند می کنیم

    اگر افرادی به ما وعده ی پول دادند یا وعده هایی مانند شانس یک بار در خانه ی آدم را می زند کلا آنها را حذف کرده و بر روی باورهای خود سرمایه گذاری می کنیم حرف استاد را به یاد خود آورده که پول ما نباید برای ما پول بسازد ما باید از استعدادها و توانمندی های خود و پرداختن به شغل مورد علاقیمان ثروت بسازیم و برای رسیدن به درآمد بیشتر عجله نکنیم دور زدن قانون تکامل داشتن احساس حرص ولع عجله باعث می شود در دام چنین افراد و موسساتی گرفتار شویم

    و سوال اساسی تر این است که: آیا هنوز هم آن درسها را به یاد دارید و آنها را در روند پیشرفت خود لحاظ می کنید؟

    -بله به دلیل اینکه چندین بار با چنین افراد و موسساتی برخورد کرده و ضررهای زیادی بابت آن پرداخت کردیم همواره به یاد داریم که به هیچ وجه بدون بررسی اصولی به سراغ هیچ چیز نرفته و حتی اگر لازم باشد برای نوشتن قرار داد وکیل بگیریم

    ب) درباره تجربیاتی بنویسید که به خاطر درک قانون تکامل، به جای طمع ورزیدن، به این نوع ایده ها و وعده ها با اطمینان “نه” گفتید

    -به وعده ی فردی مبتنی بر خرید کالایی تا دلار گران تر از این شده نه گفتیم و باعث شد قیمت دلار پایین تر بیاید و در زمان مناسب به خرید کالای مورد نیاز خود هدایت شویم

    به درخواست فردی مبتنی بر فروش خانه که ادعا می کرد وضعیت شما در صورت عدم فروش ان بدتر می شود نه گفتیم و اکنون خودمان در آن ساکن هستیم

    به وعده ی فردی که اداعا می کرد شانس یکبار در خانه ی شما را می زند و من تا کنون به هیچ شخصی چنین وعده ای به جز شما نداده ام نه گفته و اکنون پس از سپری شدن چند سال وضعیت او بسیار بدتر از گذشته شده و تمام ثروت خود را از دست داده است

    به وعده ی فردی که دائما به ما گوشزد می کرد دیر شده از سن تو گذشته پیر شدی دلار گران شده تو دیگر نمی توانی مهاجرت کنی هیچ راهی نداری در آینده بدبخت می شوی باید خودت را بیمه کنی…. نه گفته و تا کنون نیز به لطف خداوند زندگی خوبی داریم و بدون داشتن بیمه با عمل به قانون بی نظیر سلامتی در صحت و سلامت کامل هستیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام:))

    ما با هیچ کس رقابت نداریم، به ما ربطی نداره که افراد چقدر دارند و چه کار می‌کنند، همین که می‌بینیم افراد در حوزه های مختلف به موفقیت رسیدند یعنی می‌شود به موفقیت رسید.

    و تنها باید مسیر را طی کنیم؛ ما تنها با خودمان رقابت می‌‌کنیم با من دیروز، از طریق امروز با ایمان‌تر، بهتر عمل کردن نسبت به دیروزمان.

    ثروت= سلامتی، آرامش و پول

    وقتی در مسیر درست باشی یعنی نخواهی طمع کنی و حرص داشته باشی و حسد به ورزی، می‌گی من هر چی به خواهم به راحتی بدست میارم و از هر راهی و روشی برای رسیدن بهش استفاده نمی‌کنی.

    هر چه ثروتمند تر شوی پیش رب عزیز‌تر می‌شوی

    این که رب گفته آن که با تقوا تر است پیش رب عزیز‌تر هست، تقوا با ثروت می‌آید، کسی که ثروت واقعی داشته باشه و در مسیر درست باشه، نه حرص میزند، نه طمع دارد و نه کلاه برداری می‌کند یعنی ثروت تقوا می‌آورد.

    چه طور بر ترس ها غلبه کنیم؟

    تنها راه غلبه بر ترس‌ها رفتن به دل آنهاست، یعنی در عینی که می‌ترسیم حرکت کنیم با توکل که این نشانه ایمان هست ، چرا که ترس ها همیشه هستند.

    چرا به خواسته‌هام نمی‌رسم؟ چون در عین حال که یک سری خواسته دارم مثل استقلال مالی، مثل سلامتی و…. ترس‌هایی هم در کنار هر خواسته دارم که همان ترمزهای من هست و باعث میشه من به خواسته‌هام نرسم، ایده ها و راهکارها رو نبینم اگرم می‌بینم حرکت نکنم به سمتشان. یا مسیر اشتباهی رو برم، وقتی تصمیم می‌گیرم با توکل به رب به برم به دل ترس‌ها مسیرها بهم گفته میشه، راه‌ها باز میشه.

    ترس چیزی نیست چون تخیل آینده وحشتناک که وجود ندارد جز در ذهن من.

    از هرچی بترسی سرت میاد چرا ؟ چون مدام در ذهنت بهش پر و بال دادی و توجه کردی، یادمه شرایط جسمی مناسبی نداشتم و حرکت برام راحت نبود و به شدت نگران بهبود بودم، همین ترس و نگرانی باعث شد من الکی الکی سرما بخورم و شرایطم بدتر از قبل بشه، یخ جا دیگه به خودم آمدم دیدم هرچی بیشتر نگران بهبود باشم حالم بدتر میشه، پس با توکل به رب زدم به بی‌خیالی، به این که خیر هست هر اتفاقی بیافته و باعث شد سرعت بهبودم افزایش پیدا کند و ایمان و توکلم به رب بیشتر بشه، باعث شد این طرز فکر که همه چی گذراست غم و شادی در من شکل بگیره و راحت تر زندگی رو بگیرم.

    باوری که مدام به خودم تکرار می‌کنم به خصوص در زمان‌هایی که حالم خوب نیست، باعث می‌شه پذیرای طی کردن تکاملم باشم به جای عجله برای رسیدن به خواسته‌هام در زمینه های مختلف،

    دست بردارم از درجا زدن ها و کارهای بیهوده کردن و روی بهبود شخصیت درونیم کار کنم و نتیجه شده زندگی راحت‌تر، روزهای دوست داشتنی‌تر و دیدن نشانه‌های ربی جونم در این مسیر.

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت.

    ترس دیگه‌ام از حرف و نظر خانواده در خصوص نداشتن پوشش سر بود.

    وقتی اول هدایت شدم به سمت این که بود و نبودش برام تفاوت چندانی نداشته باشه همون به صلح رسیدن با شرایط و محیطی که هستی، کم کم برام باور پذیر شد و اتفاقاتی پیش آمد که باعث شد خود به خود و به راحتی بزارمش کنار، یادمه ترس داشتم از واکنش ها اما همه خیلی راحت و طبیعی برخورد کردن و اتفاق خاصی هم نیافتاد.

    همه سناریو‌ها در ذهنم بد بود در واقعیت اصلا یک چیز عادی بود.

    ترس دیگه از حرف مردم و از دست دادن فرصت، می‌خواستم از کارفرمایی بابت تأخیر در پاسخ گویی عذر خواهی کنم و براش آرزوی موفقیت اما مدام این فکر می‌آمد که آره تو داری به خاطر فلان چیز لگد می زنی به بخت خودت و فرصتت رو می‌سوزونی، با شنیدن همین فایل امروز پیام دادم رفت تمام شد گفتم الخیر فی ماوقعه مطمئنم این شغل یک نشانه بود.

    فرصت های بهتری برای من هست، رب هدایتم می‌کند به سمت مسیر درست و یک بار سنگین الکی = ترس، و جای الکی اشغال کرده بود از روی دوشم برداشته شد. خدایا شکرت که ترس هام کمتر و بهتر شده و ایمانم قوی‌تر.

    واقعا در هر اتفاقی خیریتی هست، الان که دارم نگاه می‌کنم، چقدر من نسبت به قبل ترسم از حرف مردم کم‌تر شده، قبلا حتما باید یک رژ می‌زدم برم بیرون اما الان نه، چی بشه بزنم.

    الان چقدر راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتر وقتی می‌روم پارک و می‌بینم صندلی خالی نیست درخواست می‌کنم که جمع‌تر بشینند من هم بشینم، در صورتی که قبلا خجالت می‌کشیدم این درخواست داشته باشم و با خودم می‌گفتم الان فکر می‌کنند من چقدر پروئم یا مزاحم شدم.

    هرچی بیشتر به دل ترس‌هامون بریم قوی‌تر می‌شویم و عزت نفسمان بیشتر می‌شود در کل توحیدی تر می‌شویم.

    دلیل پیشرفت همین کار کردن روی ترس‌ها و بهتر شدن آنها هست هر چی توکل بیشتر، هرچی ایمان به قانون بیشتر، عملگرا تر و آماده تغییر بودن بیشتر، زندگی لذت بخش تر ، موفق‌تر و ثروتمند تر.

    کلید خوش بختی: استمرار، پذیرفتن بی چون و چرای باورهای مناسب، کنترل ذهن و نشنیدن حرف مردم و جامعه

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: