مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 59 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    سلام دوستان ارزشمندم و استاد عزیزم

    الهی شکرت که در این لحظه زنده ام و زندگی میکنم و فرصت اینو دارم که خواسته هام رو رقم بزنم

    مادرم مقداری پول رو توی بانگ میذاشت تا سود بگیره و مدام به این پول اضافه میکرد تا سود بیشتری بگیره ، یه روز شوهر دختر عمم گفت اون پول رو بده به من تزریق بیزینسم کنم من از بانک سود بیشتری بهت میدم اون نتها از مادرم بلکه از عمه هام و افراد دیگه یرفامیل و دوست و آشنا به این شکل پول میگیره و وعده سود بیشتر رو میده

    علی کارگاه خیاطی داره و من دیدم یه کارگاه بزرگه فروش چرخ خیاطی و تعمیر چرخ هست ، الانم که کنار این شغل تهیه غذا زده که مدیریتش دست کسه دیگه ای هست

    خلاصه مادرم به من میگفت n تومن پول داری قرض بدی گفتم برای چی ، گفت میخوام پولی که به علی میدم رند باشه اگر انقدر بهش بدم انقدر بهم سود میده .

    من باهاش صحبت کردم که اون پول رو بگیره و به جاش یه بیزینسی راه بندازه ولی گرفت و دوباره گذاشت توی بانک

    این ترفند هم به روش نتورک بهم پیشنهاد شد که من رفتم داخلش و در آخر هم بعد از کلی ضرر اومدم بیرون

    منم جزو همون آدم هایی هستم که طمع و حرص گریبان گیرش شده

    در مورد ترس من هنوز در برخورد با شرایط و موقعیت های جدید ، آدم های جدید بشدت ترس دارم ، ترس از ورود به جمع پ طرد شدن ، و ضایع شدن ، یعنی حتی روی ترسمم پا میذارم حس میکنم لرزش اندام های بدنم رو که در مواجهه با این شرایط چقدر وجودم پر تنشه

    دو انتخاب بیشتر ندارم یا اینکه بمونم تو همین وضعیت و اجازه بدم یه اتفاقی بیوفته یا اینکه برم تو دله ترس که دومی خیلی برام رنج آوره

    علت ترسم بسیاره ولی رها شدن از این ترس ها کار داره ، امیدوارم که با هر بار پا گذاشتن روی ترس هام قوی تر بشم و دیگه همچین ترس هایی رو احساس نکنم چون واقعا رنج آوره ، رنج آوره چرا که من حس میکنم لیاقتم خیلی بیشتر از این حرفاست ، رنج آوره چون میدونم دارم خودم از بسیار موهبت محروم میکنم ، از بینهایت ذوق و شادی ، از بینهایت تجربه لذت بخ شدیگه ، هر چقدر سخت باشه باعث رشد من میشه …

    من میرم تو دله ترسام چون خودمو دوست دارم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1606 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    گام چهارم/پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    همه ی ما یه سری ترسهایی توی وجود مون داریم

    یعنی هرکسی ممکنه ترسهایی توی وجودش داشته باشه

    اما انسانی که ایمان میاره و توکل میکنه در عین حال که میترسه حرکت می‌کنه

    حتی پیامبرانم یه سری ترسها توی وجودشان داشتن اما با وجود اون ترس‌ها توکل میکردند و حرکت میکردند

    وقتی آدمی میخواد به یه خواسته ای برسه و براش مهمه باید بهاشو بپردازه باید ایمان شو نشون بده باید بتونه توکل کنه،باید اونقدر روی عزت نفسش کار کرده باشه که توانایی هاشو باور کنه بدونه که از پس انجام هر کاری بر میاد

    اونوقته که قدم بر میداره

    کلیت ترفند پونزی:ما به یه دلیلی سودی بیشتر از سود عرف بازار میدیم ما یه راهی پیدا کردیم که میتونیم فلان درصد بیشتر بدیم

    خلاصه هر بهانه ای میارن هر دوز وکلکی سرهم میارن برای اینکه طرف و اغوا کنن

    برای اینکه دچار حیله و فریب این افراد نشیم باید به هر ترتیبی که شده نمونیم تو اون فضا، فرار کنیم و نشنویم تا گول این وعده و وعیدهای رو نخوریم

    و تمام افرادی که گرفتار این ترفند میشن آدمهای فقیر، بدبخت بیچاره ای هستن که میخوان بدون طی کردن تکامل یه شبه پولدار بشن

    اما افراد ثروتمند گول این دغل کاری ها نمیخورن چون مداری که توش هستن مداری که فقط ثروت و ایده های پولساز و فرصت های شغلی خوب وجود داره

    استمرار و استمرار و استمرار

    ایجاد باورهای مناسب

    پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب

    مقاومت نداشتن

    کنترل ورودی های ذهن

    حرفهای جامعه رو نشنیدن

    کلید خوشبختی، کلید سعادت،کلید ثروته

    همانطور که خداوند بارها میگه حرف لهو(حرف چرت و پرت )نشنوید

    نباشید توی اون جمع، جلوشو بگیرید

    در پناه رب العالمین موفق و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    بهاره زندی گفته:
    مدت عضویت: 706 روز

    سلام بر استاد گرانقدر و همراهان عزیز

    در خصوص ترفند پونزی که فکر نکنم مثالی بیشتر از این در دوستان و آشنایان و فامیل موجود باشد .اما به لطف حق ما هنوز در دامش گرفتار نشده ایم

    اما در مورد ترس …

    با توجه به سن ترس های متفاوتی رو تجربه کردم از همان کودکی ترس از تنهایی ، تاریکی ، توهم و ….

    سالها بعد ترس از بی پولی ، بدون خانواده زندگی کردن ، ترس از آینده …‌

    ترس از آینده متاسفانه همیشه با من بوده و هنوز هم هست

    با همین ترس تقریبا یه درصدی از حقوقم رو طلا و دلار و …. میخریدم که مبادا در آینده بمونم

    اگه کار نداشته باشم یه چیزی تو دستم باشه

    الان دو سال هست که بنا به شرایطی سرکار نمیرم اما به لطف خدا نیاز به فروش دلار یا طلا پیدا نکردم

    و از وقتی هم که به آموزه های استاد عمل کردم به طور معجزه آسایی همیشه پول در کارتم بوده البته در حد رفع نیاز ،اما همین نشانده این هست که باورها باید قوی تر شوند .

    با توکل به خداوند ،و با اتکا آموزه های استاد و بکار گیری آنها در عمل امیدوارم این ترس برای همیشه در من کنار برود .

    سپاس از استاد و همسفران عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      هستی محمدی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1495 روز

      سلام بهاره جان و دوستان عباسمنشی

      بهاره جان از اینکه شرایطت رو به بهبود هست بسیار خوشحالم و از اینکه تابحال دچار ترفند پونزی نشدی هم بسیار خوشحالترم و این خودش یعنی خدا مراقبت بوده…

      چون کمتر کسی توی این اجتماع هست که ترفند پونزی یا چیزای مشابه ش رو ‌ تجربه نکرده باشه.

      ترس از اهرم رنج میاد و نوعی تضاد هست ولی اگه نباشه انسان شجاع نمیشه.

      علت و معلول همیشه کنار هم معنادار شدند.

      همین کامنت گذاشتن ها شجاعت میخاد که خیلی از اعضای همین سایت هنوز شهامتش رو پیدا نکردند و فقط خواننده ی کامنت های دیگران بودند.

      طمع هم یک تضاد و اهرم رنج هست که انسان رو به سمت اعتدال و تکامل سوق میده فقط باید به موقع تشخیص ش بدی ….

      پس خودت رو تحسین کن عزیزم که توی مدت کمی که عضو سایت شدی شهامت نوشتن رو پیدا کردی این از عزت نفس قوی میاد

      و عزت نفس قوی هم از ایمان و توکل قوی.

      پس با همین فرمون برو جلو دختر زیبا.

      دوست دارم بازهم ردپا ازت ببینم

      عاشقتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مهدی قدیری گفته:
    مدت عضویت: 3064 روز

    استاد جان سلام

    اول از همه باید از شما تشکر کنم و بگم واقعا افتخار میکنم که استادم شما هستید.

    من 20 سالمه استاد و از 17 سالگی برای خودم کارکردم همه مدل کاری انجام دادم ولی نتونستم یک جا ثابت باشم چون همیشه دوست داشتم کسب وکار خودمو داشته باشم

    من دی ماه سال 96 با شما آشنا شدم تو بدترین شرایط روحی واقعا حالم بد بود به لطف خدای مهربان و با استفاده از فایل های رایگان و جلسات 1 و 2 و3 و4 و5 دوره ی بسیار بسیار عالی قانون آفرینش واقعا با اتفاقاتی مواجه شدم و برخورد کردم که به کل دیدگاه ام عوض شد به زندگی. با اینکه برادرم به کل تمامی محصولات شما رو دارد از کتاب صوتی تا روانشناسی ثروت اما هنوز من دارم قانون آفرینش و کار میکنم و به شغل دلخواه ام رسیدم همیشه دوست داشتم تفریح کنم و پول دربیاورم و الان این شرایط فراهم شده و خداروشکر میکنم من از لحاظ مالی خیلی ضعیف هستم الان ولی نسبت دیدگاه ای که واسم ایجاد شده دیگه دوست ندارم از خانواده پول بگیرم و این شرایط هم گذراس استاد جان من میخواستم از شما خواهش کنم که چند باور خوب برای بهتر شدن وضع کار و شروع کردن کارم به من و دوستانم که در کسب و کارشان وضع خوبی ندارند بدهید الان شرایط کارم هست و نیاز به تبلیغات دارم اما اوضاع مالی مساعدی ندارم البته این باورم دارم که برای شروع کارم به هیچ سرمایه ای نیاز ندارم و انقدر روی خودم و کارم کار میکنم تا شرایط مساعد بشه فقط چند باور خوب ازتون میخواهم و چند روزی هست که دوره ی هدف گذاری و شروع کردم و مجدد دوره ی قانون آفرینش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      هادی توکلی گفته:
      مدت عضویت: 3184 روز

      سلام مهدی دوست عزیز من همچنان 20 سالمه خیلی خوشحال شدم که اینقدر از پیشرفت و موفقیتت صحبت کردی دقیقا چیزی که گفتی مشکلات روحی و مالی بد شدند و هیمن تضاد ها خیلی هارا کشانده مون به این سایت واین فضای فکری که خیلی خدارا شکرگزار هستم که مارا دوست داشته و مارا در راه درست هدایت کرده. امیدوارم همیشه موفق،سالم، وثروتمند باشی درپناه خدا باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3654 روز

    روایت شده که حضرت عیسی (ع) مردی را دید، از او پرسید چه می کنید؟ مرد گفت: مشغول عبادت هستم ، حضرت عیسی فرمودند: پس چه کسی مخارجت را تأمین می کند، مرد گفت: برادرم، حضرت فرمودند: به حقیقت برادرت از تو عابدتر است.

    امام علی(ع) :هر که در عمل کوتاهی کند، به اندوه گرفتار آید. نهج البلاغه:حکمه 121

    ما در زمین برای شما معیشت ها قرار دادیم اما اندکی شکرگزار این نعمت هستید.اعراف آیه 11

    سلام

    صحبتهای استاد را بدون چون و چرا می پذیرم برای تحقیق خودم رفتم تو اینترنت و سرچ کردم و این را کپی کردم:

    ترفند پانزی یک عملیات سرمایه‌گذاری کلاهبردارانه‌است که عایدی‌هایی را از همان پول سرمایه‌گذاری شده یا پولی که بوسیلهٔ سرمایه‌گذاران بعدی پرداخت شده‌است، به سرمایه‌گذاران خودش پرداخت می‌کند بجای اینکه عایدی را از هر سود واقعی حاصل شده توسط شخص یا سازمانی که عملیات را اجرا می‌کند پرداخت نماید. ترفند پانزی معمولاً سرمایه‌گذاران جدید را با ارائه عایدی‌هایی که دیگر سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌توانند تضمین کنند اغواء می‌کند. این عایدی‌ها سودهای بطور غیرعادی بالا در کوتاه مدت یا بطور غیرعادی ثابت و با دوام هستند. دائمی بودن عایدی‌هایی که یک ترفند پانزی تبلیغ و پرداخت می‌کند نیازمند یک جریان پول همیشه درحال افزایش از جانب سرمایه‌گذاران است تا سیستم را درحال کار نگه دارد.

    خیلی توضیحات زیادی داشت و خیلی توضیح کاملی از شرکتهای هرمی و … هم داده بود ، استاد در ثروت 1 که در مورد این مورد توضیح دادید من همش در حال عمل کردن به آن هستم و واقعا هم درست است یکی از دوستام هم در حال کاری مثل پونزی است چند بار گفتم این کار اشتباه است و … ولی قبول نمی کنه خدا کمکش کنه . بهر حال کسی یک شبه پول دار نمی شه .

    استادتمام فرمایشات شما ، کاملا برای من صحیح است وقتی بعد از دوره آفرینش و عشق و مودت ، اومدم عزت نفس را خریدم ولی واقعا حس کردم قبل ازعشق و مودت چقدر عالی میشد که عزت نفس را تهیه کرده بودم، بهر حال از راهنمایی با ارزنده شما و زحمتی که برای پاسخ می کشید سپاسگزارم، استاد یه چیزی را اذعان کنم که من اول دوره آفرینش را خریدم راستش خیلی از این کارم راضی هستم چون واقعا من از فرکانس و این حرفها در کتابها خوانده بودم ولی واقعیت آنر ا نمی دانستم یعنی به اصل فرکانس و باور نرسیده بودم و از نظر خودم اگر ایندوره ها را تهیه نمی کردم معنی و مفهوم فرکانس و باور و این اصول را نمی فهمیدم و خیلی از این مورد خوشحالم .

    خدایا برای همه نعمتهایت شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 2148 روز

    هرگز به ترس های خود اعتماد نکنید،انها هرگز از قدرت شماخبر ندارند.

    استاد من تقریبا کمتر از دوهفته هست که با سایت شما اشنا شدم.تا قبل از گوش دادن این فایل.کلی ترس از چیزهای واقعا کوچیک داشتم.ک از تغییر کردن ترس داشته باشم و…اما الان ک این فایل رو گوش دادم ترس هام خیلی خیلی کمتر شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    بیتا احسانی گفته:
    مدت عضویت: 2253 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد جان جانانم و مریم جان عزیز و دوستان هم فرکانسی

    روز 31 سفرنامه، خدایا شکرت

    میخوام چیزهایی رو که تو این 30 روز یاد گرفتم رو تو کامنت امروز روز شمار زندگیم بنویسم و یادآوری کنم تا مرور بشه برام

    اول از همه سپاسگزار خداوندم که من رو به این مسیر زیبا و به سمت این آموزه های عالی استاد عزیزم هدایت کرد و سپاسگزار استاد جانم و مریم جان عزیزم هستم که فایل های عالی رو در اختیار ما قرار دادن

    اگر بخوام یه نگاه گذرا به چند روز قبل از شروع روز شمار زندگی بندازم، بیتایی بودم که در برخورد با یه تضاد بزرگ حال روحیش خوب نبود و با اینکه از آموزه ها داشت استفاده میکرد اما تعهدی که باید رو نداشت

    اما چون سعی کرد حالش رو خوب نگه داره خدا به سمتی هدایتش کرد که آرامش داشته باشه، برای رسیدن به خواسته هاش باز هم تلاش کنه حتی آگاهانه تر و متعهدانه تر، هدایت شدم به سمتی که بیشتر خدای درونم رو بشناسم و زندگیم رو تغییر بدم… هرچند هنوز راه طولانی ای در پیش رو دارم اما اینبار مطمئنم که به کمک الله یکتا میتونم به هر آنچه که میخوام برسم

    من تو این 30 روز فهمیدم که اگه بخوام جهان رو در یک کلام توصیف کنم میرسم به توحید

    فهمیدم همه چی دست من و باورهای منه و کافیه فقط باورهام رو در مورد ثروت، سلامتی، روابط تغییر بدم تا به هر آنچه که میخوام برسم و تو این مسیر فقط اولویتم این باشه که هر روز روی باورهام کار کنم و تقویتشون کنم

    فهمیدم برای اینکه زندگیم تغییر کنه اول باید خودم رو تغییر بدم و با خودم به صلح برسم، عزت نفسم رو ببرم بالا و به خودم و روح درونم که همون خداس باور داشته باشم و آخ از روزی که همه چیز برات میشه خدا

    آخ از روزی که فقط متصلی به خدا، نه به بنده هاش و نه به مادیات دنیاش

    اونوقته که خدا میگه تو فقط بخواه تا من بهت بدم

    من تو این 30 روز بیشتر از هر وقت دیگه ای یاد گرفتم که تسلیم خدا باشم و اجازه بدم زندگی من رو خدا هدایت کنه و باور داشته باشم بهش چون اون فقط خوبیه من و میخواد

    فهمیدم برای اینکه روز به روز فرکانسم رو به خدا نزدیک کنم باید بابت نعمت ها و قشنگیای هر روزم از خدا سپاسگزاری کنم

    من با تموم وجود قانون احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد رو تجربه کردم

    فهمیدم برای اینکه با جهان هم قدم بشم و برای اینکه جزو اون دسته از آدماش باشم که باعث گسترش جهان میشه باید فرکانسم رو ببرم بالا و هرگز و هرگز توی حال بد نمونم

    فهمیدم هر چیزی زمان خودش رو داره و وقتی قرار باشه به منبع وصل باشم نباید عجله کنم، اجازه بدم تکاملم طی بشه ، فرکانسم بره بالاتر و خدا خودش در زمان مناسب و مکان مناسب من رو با چیزی که میخوام رو به رو بکنه

    فهمیدم وقتی نشونه ها و الهامات خدا رو دریافت میکنم که حالم خوب باشه و ذهنم آروم باشه

    من تو این مسیر یاد گرفتم به هیچکدوم از خواسته هام نچسبم چون وقتی به خواسته ای میچسبی و وابسته میشی در واقع داری اون خواسته رو از خودت دور میکنی

    یاد گرفتم که ثروت خدایی ترین و معنوی ترین خواسته اس و برای دستیابی بهش کافیه فقط باورهای ثروتم رو تصحیح کنم و برای این کار باید ورودی هام رو کنترل کنم

    من از این سایت بینظیر و فایل های عالی این سایت توحیدی بودن رو یاد گرفتم، هدایت شدم به سمت کتاب آسمانی و شروع کردم به مطالعه اش و زندگیم هر روز داره بهتر و بهتر میشه

    آرامش الانی که دارم، نگرانی و ترسی که دیگه نیس… هر چند گاها نجواهای شیطانی قصد اذیت کردن دارن اما با یاد خدا و یادآوری قوانینش همش دود میشه میره هوا، با همه این حال خوب اتفاقات خوب داره تو زندگیم خودی نشون میده و زندگیم داره تغییر میکنه و من مطمئنم که اون تغییرات بزرگ هم خیلییی نزدیکن و یه روز قراره در مورد دستاوردهای بزرگ براتون بنویسم

    تا بینهایت ها دوستتون دارم و خوشحال و سپاسگزارم که در این مسیر زیبا هستم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    معتضدیان گفته:
    مدت عضویت: 1935 روز

    درود خدا به همگی…

    الهی شکر که فصل دوم سفرم شروع کردم

    1400/11/29

    من فروردین 99 با اینجور شرکتها بازاریابی شبکه ای و بعدترش با شرکتهای هرمی آشنا شدم

    تنها چیزی که خوب بود آموزش هایی ک میدادن بود و بعضی اساتید خیلی خوب و مسلط صحبت میکردن

    اما بعضی ها هم بودن ک انگیزه الکی میدادن و برا لحظه ای خام میشدم

    و آدم دلش میخواست همون لحظه به اون ماشین اون خونه یا رابطه یا هر چیزی ک مورد علاقه و نداره برسه

    و خب به قول استاد چون تکامل طی نکرده بودم

    هی منفی میشدم هی حالم بدتر میشد هی از همه خواسته هام دورتر میشدم. و میگفتم نه این کارا جواب نمیده . دیگه پس کی من باید برسم به خواسته ام

    و………

    خدا رو شکر که به وسیله استاد هدایت شدم و این مسیرهای نادرست رو ادامه ندادم

    حتی تا چند ماه پیش هم دوباره خام شدم و داشتم میرفتم سمتشون و با یکی از اساتیدم صحبت کردم و دقیقا تمااااااام صحبتهای استاد عباسمنش گفت

    و گفت تو توی این کاری که هستی باش . و پیشرفت کن و آموزش ببین

    نمیخواد دست و پا بزنی

    اون گفت از مسیری ک هستی لذت ببر و…….

    واقعن دمش گرم

    خدا رو شکر میکنم ک انسانهای ارزشمندی توی زندگیم هستند

    الان اون شرکتها رو کنار گذاشتم و توی همین مسیری که بودم دارم ادامه میدم و با آموزشهای استاد عباسمنش دارم لذتش میبرم

    الهی شکر

    استاد سپاسگزارم ازتون

    مهربان بانو سپاسگزارم از شما

    ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    صالح گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    سلام استاد

    من از بچگی در مورد توانایی های فیزیکی خودم

    از‌جمله

    یادگیری

    ورزش

    رهبری افراد

    کارهای هنر دستی

    خلاقیت

    خوب سخن گفتن

    و اینچیزا عزت نفس بسیار بالایی داشتم و هنوزم دارم

    دلیشل دو چیزه اول اینکه

    خب یه استعداد هایی

    خداوند لطف کرد و به این جسم و این مغزم عطا کرد

    دوم اینکه مادرم همیشه از توانایی هام هم پیش خودم هم پشت سرم تعریف میکرد و این قضیه باور هامو دوچندان قوی میکرد

    اما در زمینه فروش محصول

    یا موفقیت مالی

    یا ارتباط با افراد غریبه

    یا در کل پول ساختن از توانایی هام اعتماد به نفسم میلیون ها کیلومتر زیر صفر بود

    اینم بر میگرده به شرایط خانوادمون

    و تجربیاتم از کار و پول ساختن

    که چون باور خرابی داشتم هردفعه نتایج داغونی کسب میکردم و این نتایج دوباره باور های خرابم رو تصدیق میکرد

    که بله تو در زمینه پول ساختن افتضاحی

    و این کار توی خون تو نیست اصلا

    خلاصه گذشت تا ما با شما اشنا شدیم

    و بازی در حال عوض شدنه (:

    امروز من متوجه شدم که به هرانچه که میخوام تو زندگی برسم باید عزت نفس داشته باشم

    باید باور کنم که

    من بدون هیچ دلیلی لایق ثروت هستم

    لایق نعمت و

    لایق همه چیزهای خوب هستم

    اصلا همینکه جهان من رو خلق کرده یعنی منو لایق دونسته من چرا خودمو لایق ندونم؟

    بنابرین تصمیم گرفتم روی این داستان اساسی کار کنم

    قرلر شد هر ماه روی یک باور کار کنم و اگه درستش کردم برم سراغ باور بعدی و اگه درست نشد بازم ادامش بدم

    برای ماه اول عزت نفس و احساس لیاقت و احساس ارزشمندی رو انتخاب کردم

    و امروز اومدم توی سایت دکمه هدایت رو زدم

    هدایت الله منو اورد جایی که در مورد عزت نفس سخن گفتین استاد(:

    و این نشونه خوبیه

    دوروزه رو عزت نفسم دارم کار میکنم و تو همین دوروز انگار جهان گوش به فرمانتر شده (:

    تو این دوروز کار خاصی یا تمرین خاصی نکردما

    فعلا دارم به خودم یاداور میشم که ارزشمندم همین فقط دارم از درون زمزمه میکنم که تو ارزشمندی تو لایقی صالح دارم اینارو اروم از درون به خودم میگم تا ذهنم به شنیدنش عادت کنه

    چون اگه اون به شنیدنش عادت کنه اونوقت جهان از در و دیوار این جمله رو به شکل های مختلف بهش میگه که تو ارزشمندی

    فعلا از عبارت تاکیدی شروع کردم

    تا کم کم تمرین هایی که لازمه در راستای بالا بردن احساس ارزشمندی و لیاقت بهم الهام بشه و

    منم متعهد هستم به اجراشون

    میدونم به گدا چیز خوب داده نمیشه

    دیگه نمیخوام در برابر جهان نقش گدا رو بازی کنم

    میخوام برم تو نقش پادشاه

    و با حس پادشاهی از جهان درخواست کنم

    ولی اول باید حس پادشاه رو در خودم ایجاد کنم

    به صورت واقعی

    نه فقط گفتاری

    نه اینکه بگم‌من پادشهام ولی از درون احساس خجالت کنم از چیزی هستم یا احساس گناه یا احساس کنم به هر دری زدم شکست خوردم

    باید با کار کردن روی باور عزت نفس احساسم رو در این زمینه درست کنم نه فقط یک لحظه یا یک روز یا یک هفته بلکه برای همه ساعت های بیداریم احساس ارزشمندی کنم

    چون زبان جهان زبان احساسه

    زبان فرکانسه

    زبان ارتتعاشه

    و جهان فقط این زبان رو میشناسه و بهش پاسخ میده

    من باید واقعا احساس پادشاهی کنم

    باید از درون باور داشته باشم که ارزشمندم تا چیزهای ارزشمند بیان سمتم

    تمام موفقیت های تاریخ ازین دروازه عبور کرده

    یه شخصی

    یه جایی احساس قدرت کرده

    احساس توانایی

    احساس اعتماد به نفس

    احساس ارزش

    بعد با این احساسات ادامه دار…

    ادامه داده

    ادامه داده

    ادامه داده

    تا یک موفقیتی رقم زده

    هیچ موفقیت بزرگی شانسی به وجود نیامده

    حتی وقتی ارثیه یا سرمایه بزرگی به شخص ضعیفی که از عزت نفس پایینی برخورداره داده میشه

    در نهایت اون سرمایه از بین میره

    اما شما هزارتومن بده به کسی مثل عباسمنش

    سال بعد با یک میلیون دلار برمیگره

    چرا؟

    چون باور داره که میتونه

    و این باور باعث میشه راه ها بهش گفته بشه

    من دارم روی خودم کار میکنم

    و اوضاع تغییر میکنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته فوق العاده با این پروژه های تغییر مدار.

    خدایا شکرت برای یک روز زیبای دیگه فرصت زندگی بهم دادی و بتونم در مورد قوانین تو در بهترین سایت توحیدی کیهان

    درپا بزارم الهی شکرت .

    انقدر اگاهی ها زیادن نمیدونم از کدومش بنویسم هدایت اومد در مورد طمع و ترس بگم با دیدگاه خودم

    اسلحه شیطان ترس هست و همیشه وجود داره تا در این جهان مادی زنده هستیم با ما هست راه فرارش فقط

    میتونه قوی کردن توکل ایمان به خدا باشه که ترس ها کمتر بشن به قول استاد عزیزم که پیامبران هم ترس بوده

    باهاشون ولی با وجود ترس ایمانشون میچربیده به ترس هاشون و حرکت میکردن و پیروز میشدن با حرکت در ترس

    پیروزی میاد هر چی به زبان بگم که کاری نمیکنه باید در عمل نشون بدن نمیترسم زمانی که حرکت کردم تو دل

    اون ترس واهی رفتم یهو درها باز میشه با ایمان به خدای بزرگ همه چی درست میشه طمع هم اسلحه شیطانه

    که میخاد ما قانون تکامل را رعایت نکنیم و تو دام عجله با ترس قدم برداریم و مثل خود شیطان از مدار خداوند

    خارجمون کنه باید همیشه بریم تو دل ترسهامون وقتی تو وارد ترست شدی یعنی مهاجرت کردی به مدار بالاتر

    و شجاعت خودت را نشون دادی بهاش را با رفتن به دل ترس پرداخت کردی بها دادن یعنی همین رفتن تو دل ترس

    و حرکت کردن با وجود ترس که همشون از کنترل ذهن همون تقوا در قران میاد همه چی کنترل ذهن هست باید برای

    کنترل ذهنمون هم ورودی های ذهن تغذیه روحمون را حواسمون باشه چی به خوردشون میدیم همین نشنیدن

    حرفهای چرت و پرت گوش ندادن به اکثریت جامعه اگر دقت کرده باشیم اگر ما داریم رو خودمون کار میکنیم ورودی های

    خوبی به خودمون میدیم در این سایت یک نفر اگر بیاد حرفهای خارج از قوانین بزنه و اگر گوشش کنیم قشنگ

    میفهمیم احساسمون بد میشه فرکانسمون پایین میاد و ترس فرکانسش میخاد شروع کنه در ذهنت مرور کردن

    حرفهایی که باعث مشغولیت ذهنت شده خیلی مراقبت کنیم از روحمون مثل کودکمون ازش مراقبت کنیم

    مگه ما میزاریم بچمون حرفها و صحنه های بد نگاه کنه روحمون هم از این جدا نیست از کودک درونمون همون

    روح خداوند که در وجود ما امانت هست از زمان تولد با ما بوده تا پایان عمر زمینی با ما هست اگر باورش

    کنیم مثل فرزندمون ازش مراقبت میکنیم و تغذیه خوبی بهش میدیم

    بی نهایت سپاس از استادان عزیزم دوستون دارم بی نهایت .

    خدا نگهدارتون .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: