مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 63 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه












من واقعا مثل استاد وقتی میفهمم راه درست چیه برام
تکامل چیه برام
بی کله انجامش میدم
خیلی وقتا خودمم تعجب میکنم که چطوری تونسم نجواهارو ساکت کنم
من قبلا مدیتیشن زیاد میکردم و فایل های استاد رو کمتر گوش میدادم
ولی زیاد نتیجه نمیداد الان بیشتر فایل های استاد رو گوش میکنم مدیتیشن هم میکنم این روش بیشتر جواب میده
گوش کردن به فایل های استاد مراقبه اس
واقعا اعتقاد دارم که ما باید بهای رسیدن به خواسته هامون رو بپردازیم
بها صرفا مادی نیست
بها تمرکزه
بها حرکت کردنه
بها تمرکز بر نکات مثبته
بها نشون دادن ایمان
بدون اینکه بدونی چه خبره حرکت کنی
عزت نفستو تقویت کنی
خیلیییی مهمه که در عمل باشه
امید شجاعت ایمان
Hello my lovely master,
Key1: Fear is the element that stops us. If we can rely on God, we can move forward even with fear present.
When we have wishes, they often require actions that demand bravery. Without bravery, it is impossible to achieve our goals. Sacrifice! How willing are you to sacrifice for your goal?
At first, when I heard about the master migrating to Bandar Abbas with his wife, without any plan, money, or other resources, I was astonished…
But now, when he talks about the beliefs he held at that time and the changes he needed to make, it doesn’t seem as difficult. For us, without understanding his mindset and conditions, it’s amazing. But for him, it was simply a reality without the “wow” factor.
Let’s dive into his beliefs and condition:
The master mentioned that he was living at his father’s house and had issues with his father’s beliefs, traits, and characteristics. He was thirsty for change, for freedom, and when he heard about Bandar Abbas, he said, “Yes, I want this.” The limitations at his father’s house created very strong and helpful beliefs: “I have the power to solve problems. We’ll go, and we’ll deal with whatever comes our way.” This belief is like Thanos’ power—you say, “Let’s go to unknown places,” and you just do it.
I had this belief very strongly myself, and I know how much power and bravery it gives. But after certain events, I lost this belief, and now I need to revive it.
That trust. That belief. We’ll go, it’ll be okay, a solution will be found. This is how the master could migrate at each step of his life—these beliefs guided him.
Key2: Fear is an illusion. Most of the issues we are afraid of are illusions. Fear of darkness, fear of new positions, fear of new work, fear of people, fear of finding new opportunities, fear of meeting people, fear of doing new tasks—these are all illusions.
Practice: What subjects or issues are you afraid of?
In the past, what fears caused you to stop? But after facing them, you realized they were illusions? In what situations could you not control your fear, and later regretted it?
I am afraid of going out, searching for, and finding new opportunities and people, asking to work with them, and gaining experience.
I am afraid of the future and the possibility of not getting results.
I am afraid of time passing and still being at Zero Point.
Let’s explore this further:
For the first one, there is no room for fear. Why are you afraid?
Are you afraid of hearing “no” from people?
Are you afraid of encountering bad people?
Are you afraid of cruel and unkind people?
Are you afraid of bad situations?
I am not afraid of hearing “no.” I am good at establishing communication with people; there is nothing to worry about. I am not afraid of people. If someone is bad or inappropriate, I can peacefully say goodbye.
I am afraid of not getting results. I am afraid of investing time and not seeing results. I lack motivation, or perhaps I have limiting beliefs that I need to uncover.
In the past, I was afraid and demotivated. But when I generated enough motivation, I went and asked over 50 shops to take me as an apprentice—only two accepted, and I started working. However, due to the 10-hour work commitment, I had to stop because of health issues.
Here look, it was easy-peasy, lemon-squeezy.
Honestly, I am not afraid of other things.
Why am I afraid of the future?
Remember to have good beliefs and faith in God—that there is a God who will guide me if I believe in Him, not be afraid, trust Him, and stay on the right path. I will succeed, 100%. Understand this.
Key3: Fear of change, fear of living in a new place, fear of what people say, fear of not having money…
The way to break fear is by attacking it.
The master said that after he confronted his fears and took action, results followed.
Now I realize I am afraid of many things. I used to think I wasn’t afraid, but now I see that I am afraid of all these things. I need to work on myself, starting by attacking the small fears and then moving on to the bigger ones.
سلام استاد و مریم عزیز دوستون دارم
من خودم قانون تکاملو با همین قدم گذاشتن در
این سایت و شروع کردن به دیدن و شنیدن و درک کردن و عمل کردن به فایلها و کامنتهای بچه ها و بعد خریدن محصولات با ارزش استادم حس کردم ،هر فایلو که گوش میدی همه چیز چه درونی و چه بیرونی بهتر میشه از هر نظر و با خودش خوشبختی به همراه داره،و برای بقیه مسائل هم همین قانون احتیاجه
استاد شما فوق العاده ای
بادورود به استاد عزیز وخانوم شایسته عزیز
خانم شایسته واقعاً دستتون درد نکنه که این دوره رفتن به مداربالاتر رو تهیه کردین پدر اختیار ما قرار دادین این فایلهای که استاد به پرسشهای دوستان پاسخ میدن خیلی عالی هستن قبلاً تمام این فایلها رو چند بار گوش کردم ولی نه اینطور مرتب نه درهم کوشم دادم واقعاً اطلاعات خوبی رو استاد گوش زد میکنن البته که همین طور که استاد میگن درسته اگر ما روی خودمون همیشه کار نکنیم باز برگشت میکنیم به قبل از این آگاهی ها خیلی از شما ممنونم که واقعاً زحمت میکشین و مارو در رسیدن به خواست هاکوکمیکنین .
به نام خداوند مهربانم که هر چه دارم همه رو از او دارم من بی تو هیچم
سلام بر استاد آگاهم و سلام به مریم بانو شایسته عزیزم
ممنونم استاد عزیزم با این فایلهای بی نظیرتون که همه چیز درآن پیداست و ما هم راهنمایی میشویم و آگاهتر متشکرم
ترس و طمع حیله شیطان است که خرابکار ذهن هستن و نمیذارن که ذهن درست عمل کند و باروهای محدود کننده رو در ذهن میسازند
وقتی ترس داری یعنی قدرت خدا رو باور نکردی و ترس نگرانی و ناامیدی رو به همراه داره و ما رو از مسیر رسیدن به خواسته ها دور میکند و باعث میشه لذت نبریم احساسه خوب نداشته باشیم و شکر گزار نباشیم کنترل ذهن نداریم و فرکانس خوب نفرستیم و بعد اتفاقات بد و شرایط بد رخ میدهد و خودمون مسؤل هستیم
چطوری بر این ترس و طمع غلبه کنیم؟
به نظر من باید بیشتر روی خودمون کار کنیم و با بدست آوردن هر نتیجه کوچک به خودمون یاد آوری کنیم که این اتفاق شانسی نبوده این کار رو خداوند با قدرتش برام انجام داده و قدرت خداوند رو کم کم بپذیریم و برای خودمون باور پذیرش کنیم و ایمانمون با این کار بالا میرود
ما هیچ توانایی نداریم توانایی و قدرت از آن خداوند است خدایا شکرت سپاسگزارم
استاد و مریم جانم ممنونتون هستم دوستتون دارم
دوستان گلم از شما هم ممنونم که کامنت منو میخونین دوستتون دارم در پناه خداوند سالم و ساد و ثروتمند باشین
بنام خالق هستی که همه چیزم هستی
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی
گام 4: مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
1- همه ما ترس هایی داریم که با داشتن این ترس ها عمل میکنیم توکل میکنیم و حرکت میکنیم
اخرین نمونه من این بود که هم از کار قبلی بیرون بیام که خب نیاز داشت بر این ترس و حاشیه امنیت واهی غلبه کنم
و هم دومین کاری که باید میکردم اینکه کارهای دیگه رو هم قبول نکردم که بتونم بر روی خودم کار کنم وکار خودم شروع کنم
و من دارم به خودم یاد میدم که اینکه من همیشه به دنبال ثبات هستم اصلا برای من خوب نیست
چون کلا ماهیت وجودی ما حرکت داشتن هست و در جریان بودن هست و بارها و بارها به خودم میگم معصومه تو یک عمر درمسیر غلط بودی و الان باید انقدر تمرین کنی تا یادت بیاد که ذات وجودی تو با سکون که اسم ش گذاشتی ثبات همخوانی نداره
این برای تو سم هست این مانع رشد تو هست
اینکه ذهن تو ناشناخته ها رو پس میزنه حتی اگه برات خوب باشه و حس خوبی هم داشته باشه ذهن تو پس میزنه و دنبال یک چیز اشنا هست هر چند اون برات درداور باشه
مثل بودن در محیط زندگی با خانواده ای که کلا مثل شمال و جنوب در دو قطب مخالفی هستیم که هی این فاصله داره بیشتر هم میشه ولی یک چیزی در درونت حتی با درست کردن کلنجار و بحث و دعوا داره کاری میکنه که تو در همین مدار بمونی و رشد نکنی و نمیزاره تو از این محیط به طور فیزیکی دور بشی چون ذهن تو اول این اجازه دور شدن نمیده وقتی اون بتونی کنترل کنی و افسارش به دست بگیری قطعا در دنیای مادی هم جهان این تغییر به وجود میاره
این چالشی هست که این روزها دارم بهش میپردازم که درست بشه
و جالبه در حین نوشتن این متن برام بیشتر موضوع واضح شد و بیان شد
خدایا شکرت برای این اگاهی در لحظه
این قدرت نوشتن هست و این همه استاد میگن کامنت بنویسید کامنت بخونید
2- وقتی میخوای به یک خواسته برسی باید ایمانت نشون بدی باید بهاش بپردازی
در مورد مستقل شدن اینکه بتونم برای خودم جدا زندگی کنم اون توکل نیاز داره که همه چیز رها کنم البته که ترس هایی دارم که محدودم کرده مثل اینکه من زن هستم
اینکه اگه جایی پیدا نکنم
اینکه نتونم از عهده مخارج زندگی بربیام و اینکه الان کار خاصی هم ندارم و در یک مکان هم شاغل نیستم و سیار دارم کار میکنم و کاری که از طریق یکسری اشناها داره برام مشتری میشن و کار میارن
که البته همشون دارم بیان میکنم همشون محدودیتی هست که ذهن من داره که باید روی همه این ها کار کنم با یاداوری اینکه خداوند میتونه به هر شکلی برای من مشتری بیاره
اینکه به هر شکلی برای من یک خونه برام مهیا کنه
البته این ها رو الان چند روزه شروع کردم به خودم میگم و البته که تو این روزها با گفتن این جملات دلم گرم شده
3 – استقبال از تغییر
این یک نکته بسیار خوبی هست که اگه داشته باشیم خیلی میتونه ما رو رشد بده
چون این یعنی ذهن امادگی داره واسه بهبود پیدا کردن و اینکه اصلا نگران نیست که به ناشناخته ها ورود کنه
در این زمینه من یک اتفاقی در همین دیروز افتاد که من نگران وسایل و دارایی هام شدم که نکنه فلان فرد در زمانی که نیستم وسایلی که نیاز دارم یا دوست دارم خراب کنه
بعد گفتم که هم اولا که خداوند محافظشون هست و بهش سپردم و دوم اینکه خداوند میتونه کمک کنه دوباره داشته باشم و مهیا کنم و بهترش برام بیاره
البته که ترس هست ولی با تکرار و تکرار مداوم مجبور میشه که صداش بیاره پایین و بیشتر سکوت کنه
ولی هست فقط صداش خفیف میشه
4 – ترس های متافیزیکی من هم اصلا نداشتم کلا چیزی با خرافات درگیر باشه اصلا باوری نداشتم و نمیترسیدم هرگز و باوری چون نداشتم د رنتیجه ترسی هم نداشتم
5- در گذشته ترس از طرد شدن در بچگی داشتم و این ترس وقتی بزرگ شدم در یک رابطه ای که برام خیلی مهم بود فرافکنی کرده بودم که واقعا برام خیلی درس داشت و بهم یاد داد که باید به خودم وابسته باشم و خودم دوست داشته باشم و من کمبود در عشق به خود دارم و روی این کار کردم و خدا رو شکر خیلی خیلی خیلی بهبود پیدا کردم و با وجود اینکه ترس داشتم ولی حرکت کردم و ایمان نشون دادم و الان میبینم که این ترس توهمی هست که بخاطر دوست نداشتن خودم وجود داشت و د راین شرایط اصلا کسی نمیتونست دوسم داشته باشه چون افرادی بودن که واقعا عاشقم بودن ولی میدیدم که حتی اون ادم ها هم عشقی که میدادن و من نمیپذیرفتم و باب میل من نبود و همش برمیگشت به درون خودم
5- ترفند پونزی
خوشبختانه من هرگز در این ترفند ها گیر نیفتادم البته به من همین چند مدت پیش یک کاری پیشنهاد شد ولی اصلا همون ابتدا ریجکت کردم طرف
و من از ابتدا خدا رو شکر در این بخش مالی یکجوری درک داشتم که نمیشه با این روش های هرمی به پول رسید و کلا حس درونم میگفت همیشه کلاهبرداری و نباید گیر این افراد بیفتم و حتی من در شرکت های بیمه هم دوست نداشتم کار کنم با اینکه دوستانم صدها بار پیشنهاد دادن بهم ولی هرگز نپذیرفتم
ولی جدای این حس درونی همیشگی
استاد یک راه حل بی نهایت عالی بهم دادن که در تمام زمینه ها نه فقط مالی از اون استفاده میکنم
و اون هم عجله هست!!!
هرجا عجله باشه قطعا شیطان هست!!!!!
این من به شدت خیلی خوب یادگرفتم
چون کلا ادم عجولی بودم
البته این عجول بودن درمورد مسایل مالی نبود بلکه رسیدن به خواسته یا مثلا حتی در درست کردن یک غذا عجول هستم و دوست دارم از زمانم بهتر استفاده کنم و در این زمینه یکم عجول بودم
ولی حتی در مورد اون هم یادگرفتم عجله نکنم و از اشپزی لذت ببرم و عجله کردن در همین هم کار شیطان که من لذت اشپزی کردن از دست میدم
دوستان در هرررررررررررررررررررررر چیزی این جواب میده
هرجا بهت گفته میشه حتی اگه ذهنت میگه عجله کن فرصت از دست میره
حتی در روابطم حتی در داشتن یک واکنش در عصبانیت در هر رررررررررر چیزی دارم ازش استفاده میکنم
هرجا عجله بود بدون شیطان اونجاست!!!!!!
این راه نجات من بوده در این سال ها
درک درست تکامل هم میتونه کمک کنه که گول شیطان نخوریم و اینکه بی حوصله نشیم و درک کینم که تکامل به معنی طول کشیدن زمانی نیست!!!!
چون خیلی ها فکر میکنن تکامل یعنی طی شدن زمان زیاد
چرا؟
چون درگذشته برای رسیدن به یک خواسته خیلی طول کشیده و سال ها طول کشیده
ولی درک نکردن که اگه با قانون پیش برن قرار نیست انقدر طول بکشه و گذشته بخاطر اینکه درک درستی از قانون و مسیر درست نداشتن این همه طول کشیده ولی قرار نیست الان هم همون اندازه زمان ببره!!!!!
ولی دوستانی داشتم که برای طی کردن مسیر موفقیت اومدن از راه های عجیبی برسن و به اسم قانون جذب کلی هزینه کردن و در دوره هایی مثل فنگشویی و باشگاه 5 صبحی و … شرکت کردن و نتیجه ای هم نداشته براشون
اینکه بجای اینکه بیاد رو خودش کار کنه روی باورهاش وقت بزاره و خودش و تغییر بده
میخواست با تغییر دادن جای وسایل منزل و این چیزها به ثروت برسه
اصلا برام بی معنی بود این کاری که میکرد و خب نتیجه ش هم این بود که حتی باوری که به عملکرد درست قانون جهان با افکار ما داشت همون هم خراب شد و کلا برگشت به قبل
یا دوستان زیادی داشتم که در این شرکت های بیزینسی هرمی فروش وسایل شرکت کردن که خیلی هم اصرار داشتن که من هم برم و خب هرگز نتونستن موفق بشن در راضی کردن من
ولی همشون با کلی مشکلات اومدن بیرون که کمترین مشکلات میشه گفت هدر رفتن وقت و انرژی شون گفت
ولی خب من خیلی به داستان های نتایج بد دوستان در سال های اخیر توجهی نداشتم که بخوام خیلی درجریان باشم
و سعی میکنم به هر شکلی فاصله بگیرم از شنیدن ناکامی های ادم ها و از مدارشون دور بشم
ولی باز هم به خودم یاداوری میکنم این کلید طلایی استاد که هر کجا عجله بود بدونید که اون فکر شیطانی هست
که این عجله از باور کمبود میاد
در هر چیزی
من در کوچکترین چیزها هم از این استفاده میکنم و مبینیم که چقدر ذهن من نگرانه بخاطر کمبود هر چیزی هر چیزی
حتی یک هدیه یک موقعیت حتی یک رفتار خوب و با هر بار اتفاقی که میفته به خودم میگم ببین تا کجا ذهنت باور کمبود داره بجای فراوانی و فرصت
چون همیشه به ما گفتن فرصت یکبار درخونه ادم میزنه یکی از اون مثل های بسیار مزخرفی که بدجور گفته شده و متاسفانه هنوز هم تکرار میشه
و به دلیل اینکه باورش کردیم خب قطعا فرصت های هی کم و کم تر شده و ادم ها با اطمینان بیشتری میان میگن دیدی گفتم فرصت همون یکبار بود
کو دیگه فرصت نیست دیدی درست میگفتم
در حالی که خودمون با ترسمون این ارتعاش فرستادیم که بابا بدو همین یک فرصت هست
اینکه خدا رو یک موجودی تصور کردیم که همیشه در عجله هست و همیشه با عصبانیت و خشم میگه بیا بندم حالا که انقدرزجر کشیدی این یک فرصت برای تو ولی اگه از دست دادی دیگه نیستا دیگه خود دانی جنبیدی و چسبیدی که هیچ نچسبیدی تا ابد باید حسرتش بخوری
همش ما رو ترسوندن
و حالا تربیت کردن این ذهن با این فکر که همیشه فرصت هست همیشه بهبود هست
همیشه اگه چیزی بره بهترش میاد
این ها زمان نیاز داره که تکرار بشه و باور پذیر بشه برامون
استاد عزیزم بی نهایت از تمام اگاهی هاتون سپاسگذارم و تلاش میکنم در زندگیم عملی استفاده کنم
خانم شایسته عزیز خیلی از شما سپاسگذارم برای این پروژه
خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به انها نعمت دادی
در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و شما عزیزم که عزیز خدایی که الان اینجا هستی .
خوب بریم سر قرارمون ، پیدا کردن نکاتی که فعلا از فایل درک کردم نوشتنشون و در طول روز هر چقدر تونستم بشون فکر کردن و عمل کردن .
_برای همه پیامبران و کارآفرین ها و انسان ها ی موفق ترس ها بوده فقط تونستن با وجود ترس ها توکل و حرکت کنند .
هنگامی که از چیزی میترسی خود را در آن بیفکن زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن سخت تر است
امام علی(ع)،حکمت 175 نهج البلاغه
امروز دو تا آپشن داشتم ،از خیابان همیشگی بروم که احساس امنیت و بلد بودن دارم یا از خیابان شلوغ تر و ناآشنا تر که ترسش برام بیشتر بود و من دومی را انتخاب کردم. وقتی خواسته داری و می خواهی که بهش برسی باید بهاش را بپردازی! ترس شک و دودلی ابزار شیطان هستند.
علت عمده ترس ها ،ترس از دست دادن است .
ترس از دست دادن عزیز
ترس از دست دادن سلامتی
ترس از دست دادت پول
ترس از دست دادن جوانی
ترس از دست آمدن امنیت
ترس برای این است که می خواهی هر جور شده آنچه داری را حفظ کنی در ضمن اینکه بهش چسبیدی باور کمبود و تموم شدنش را هم. داری .
چه بخش از آموزه های خود را برای غلبه بر ترس، پیشنهاد می کنید؟
به اندازه ای که ایمانتان قوی تر بشود ترس ها تون کمتر میشود و نتایج می آید. وقتی نتایج پدید می آید که این ترس ها تغییر کرده باشد .و بگی اوکی هر اتفاقی بیفتد خیر است با اتفاقات پیش میروم خدا کمک می کند خدا که سیستمش عوض نشده ! قبلا که هیچکدوم را نداشتم به کمک سیستم خدا خلقش کردم پس دوباره هم خدا لطف می کند و اتفاقات خوب را رقم میزند و به هر دلیلی از بین برود بازم به دست می آورم. این دلیل کم شدن و از بین رفتن ترس هاست.
اما هر زمانی روی خودت کار نکنی و ایمانت را تقویت نکنی ورودی ها را کنترل نکنی حواست به نجواهای ذهنیت نباشد ،مسلما همین ترس ها شروع به رشد می کنند و قدرت حرکت را ازت می گیرند.
اگر قانون را درک کنی نه تنها ثروت وارد زندگیت می شود بلکه از کلی ضرر هم جلوگیری کردی با قانون تکامل خودت را دربرابر سودجوها ایمن و مسلح می کنی .تا اونجایی که می توانی به قانون عمل کن.
کلید خوشبختی و سلامت و ثروت : استمرار استمرار استمرار، ایجاد باور های مناسب ، پذیرفتن بی قید و شرط باور های مناسب مقاومت نداشتند برابر باور های مناسب ، کنترل ورودی های ذهن ،نشنیدن حرف های جامعه است. در قرآن آمده سخن لغو نشوید. نباشید توی اون جمع جلوش را بگیر که وارد ذهن تو نشود
لَهْو (به فتح لام و سکون هاء) از واژگان قرآن کریم به معنای مشغول شدن توأم با غفلت است.
راغب میگوید: لهو آن است که انسان را از آنچه مهمّ است و به دردش میخورد مشغول نماید.
خدایا ما را جزو فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر قرار بده خداجونم میشه مارا به خودت مشغول کنی(:
درود به قشنگ ترین استاد دنیا و بانویش
من 24سالم بود که در دام این ترفند افتادم. چقدر خوب که استاد راجع بهش صحبت کردند. و آن زمانی بود که تازه به دانشگاه میرفتم اما هدف اصلی ام را نمیدانستم. زود پولدار شدن خیلی رویای شیرینی بود. و نتیجه اش برام سرافکندگی و کلی احساس بد شد. توی یک بحران خانوادگی این اتفاق خیلی حال روحیم رو بد کرد. حالا که قوانین را میشناسم میدونم که چرا این اتفاق را جذب کردم. بعد از 5 سال دیگر دوباره یکی از فامیل هامون اومد و بهم بازاریابی شبکه ای پیشنهاد داد و منم حالت دو دل بودم که برم یا نرم. واقعا استاد اینکه میگین این ترفند هزار مدل داره عین واقعیته. خدا رو صدهزار مرتبه شکر که مادرم جلومو گرفت و از دل یه اتفاق بد دیگه نجات پیدا کردم. نکته اینه که آن موقع هم من تکلیفم با زندگیم مشخص نبود. یعنی میخوام بگم این جور جذب ها بیخودی پیش نمیاد. و آن آدمها هم همه افرادی بودن که این یک شبه پولدار شدن رو منطقی می دیدند.(یا 6 ماهه) چون یادمه سقف پیشرفت براش تعیین میکردن و میگفتن 3 ماهه دیگه اینو داری، یک سال دیگه اینو داری. این گذشت تا سال 92، من هنوز هدفی نداشتم در نتیجه جهان دوباره منو برد سمت همین ترفند. به یه اسم دیگه. دوباره وقت و انرژی بیهوده گذاشتم ، ولی یه اتفاق مثبت افتاد شرکت در جلسات منو به یه آگاهی رسوند که تغییر از خودم شروع میشه و من اگر میخوام پیشرفت کنم باید از نظر ذهنی تغییر کنم. و کم کم تغییراتم بوجود آمد و خداوند منو هدایت کرد به سایت استاد. اونقدر آن گذشته تلخ بوده که وقتی آمدم به سایت تعهد دادم که هرگز به سبک قبلی برنگردم و از خدا هی میخواستم و میخوام که همواره منو در مسیر الهی خودش نگه داره. باید اون تلخی ها و بی خدایی ها رو تجربه میکردم که الان قدر موقعیت و نعمت هامو بدونم.اون حد از شرک ، اون حد از بی ایمانی،… خدایا شکرت ، چقدر خوب شد الان توی این دوره هستم. چون بهم یادآوری شد خدانشناسی چه عواقبی داره. و خداشناسی چه موهبت هایی داره. اینکه جهان قوانین داره و اجازه نمیده من بدون طی کردن تکاملم رشد کنم. این یه اصل مهمه که باید درست باورش کنم.
استاد ممنون که راهنما و دستی از دستان خداوند برای هدایتم به سمت زیبایی ها شدید.
سلام استاد عزیزم
سلام مریم جانم
روز همگی بخیر و شادی
برای من تا کنون همچین موضوع مهم و اساسی در رابطه با پول پیش نیومده شکر خدا چون همیشه سعی کردم به راه های درست وزیبا تر نگاه کنم و از بچگی یه عقیده خوب و عالی که دارم این هستش که آدم به هر آن چیزی که فکر میکنه میتونه برسه و هیچ استسنائی وجود نداره و واقعا به این موضوع عقیده دارم
واجب ورشکستگی افراد شنیدم ولی هیچ وقت دوست نداشتم تو عمق این ماجرا ها برم نمیدونم چرا هیچ وقت دلم نمیخواد راجب نشدن ها بشنوم وصحبت کنم
اما پاشنه های آشیل زیادی هم دارم راجب پول
شغل دلخواه.رابطه ی احساسی و…
دنبال این هستم که آنها را حل کنم و زندگیمو اونجوری که دلم میخواد بسازم
ولی تو خیلی موارد هنوز خیلی قفلهای ذهنی زیادی دارم
استاد عزت نفس خیلی خیلی خیلی خیلی موضوع مهمیه.خود باوری خیلی مهمه
من هنوز تو این مسائل پاشنه های آشیل زیادی دارم
یادمه تو دوره های کشف قوانین زندگی میگفتین که باید رو قفلهای ذهنمون کار کنیم
مثل برنامه نویسی میمونه که اگر یک حای کوچیکی را اشتباه بنویسیم درست جواب نمیگیریم
و مشکل اصلی من این است که وقتی یک چیزی را متوجه میشم فکر میکنم بلد شدم در حالی که باید این قوانین ها را هروز و هرروز برای خودم تکرار کنم و ورودی هایم را کنترل کنم
مخصوصا راجب روابطم با جنس مخالف خیلی ترسهای زیادی دارم
وخیلی کار دارم تا بتوانم تو این موضوع بهتر بشم.