مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 79 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استادان گرانقدر و دوستان گلم
روز سی و یکم از سفرنامه زندگی من
عنوان فایل: مصاحبه با استاد قسمت17
خدارو شکر میکنم برای آگاهی های فصل اول و خداروشکر میکنم برای ورود به فصل دوم
نجواها همیشه هستن مثل الان من که میگفت بابا تازه فصل اول رو تموم کردی حالا یکی دو روز به خودت استراحت بده ولی قلبم میگه نه ادامه بده با عشق هم ادامه بده با شور و شوق هم ادامه بده چون مهم ترین کار زندگی من کار کردن روی باورهام بقول خانم شایسته عزیز قشنگ احساس کردم تغییر مدار رو در طی این فصل؛من هم مثل بعضی از دوستان برای تغییر مسائل مالی وارد سایت شدم و اولش فکر میکردم که عزت نفس فقط مسائل شخصیتیه و هیچ ربطی به مسائل مالی نداره ولی بعد از اینکه کلی از فایلهای رایگان استاد رو دیدم و مدارم به نسبت قبل بالاتر رفت درک کردم که من با احساس لیاقت و ارزشمندی و عزت نفس بالا خودم رو لایق داشتن پول و ثروت میدونم من با باور به رب به تنها منبع رزق و نعمت و ثروت و سلامتی میتونم نه تنها به پول به هرچیزی که میخوام برسم و از خداوند هدایت خواستم و اولین دوره بعد از خرید کتابهای الکترونیکی دوره فوق العاده عزت نفس رو خریدم و چقدرررر خوشحالم بابتش و همیشه باید به خودم یادآوری کنم که کلید رشد بیشتر در این مسیر استمرار و تداوم داشتن و لذت بردن از این مسیر توحیدی هست
اونجایی که استاد میگفت اونایی که بخاطر درک نکردن قوانین و طمع کردن وارد چنین داستانی میشن که زود به پول برسن در مدار فقر هستن رو خیلی خوب فهمیدم چون خودم یکی از این افراد بودم ولی خدارو شکر میکنم بخاطر این تضاد با استاد آشنا شدم و تونستم خیلی خوب ذهنم و کنترل کنم احساسم و خوب نگه دارم و خداوند هم هدایت کرد به بهتر شدن شرایطم و الان که خودمو مقایسه میکنم با قبل خب خیلی تغییر کردم و نتایج خوبی گرفتم ولی تازه اول راه هستم و باید ادامه بدم و همیشه خودمو بهبود بدم و ایمانم رو به این مسیر زیبا قوی تر کنم
بنام خدای هدایت گرمن
سلام ودرود فراوان خدمت استاد عزیزم ومریم شایسته گل
محبوبه هستم دوستان عزیز هم فرکانسی میخوام براتون یه موضوع جالب تعریف کنم شاید براتون جالب باشه.من خیلی تو طول روز ذهنم درگیر کار کردن رو قانون بود ویا قانون چگونه عمل میکنه و همش سردرگم بودم .چرابا اینکه خیلی فایل گوش میدم و باور توحیدی میسازم چرا تغییر نمیکنه شرایط. چی درون من هست چه چیزی باید تغییر کنه من شبها موقع خواب فایل گوش میدم وکامنت میخونم یه شب خوابم برد وتو خواب استاد روبروی من نشسته بود و خطاب به من صحبت میکرد.به من میگفت تو خود باوری نداری عزت نفست کمه. رو عزت نفست کار کن صبح وقتی از خواب بیدار شدم حال عجیبی داشتم و جمله استاد تو ذهنم می چرخید که تو فایل هاشون میگفتندخداوند به هزاران طریق ما رو هدایت میکنه تو فقط باورش کن.من از این طریق خداوند هدایتگر جواب سوالمو داد
در پناه خدای بزرگ سربلند و شاد وپیروز باشید
یاحق……..دوستدار شما محبوب
سلام
اگر من دوره روانشناسی ثروت 1 را می خریدم ، اکنون ضرری که چند ماهه درگیرش هستم را متحمل نمیشدم
یه خانمی در اینستاگرام من را به شرکت
247primeter
معرفی کرد
همه چیز واقعی به نظر میرسید
و به ما میگفتند شما پول بدین ما توسط ربات های هوشمند بعد از 48 ساعت دوبرابر بهتون بیت کوین میدیم
15 میلیون دادم ولی بعد گفتند باید ارتقا بدی
و ادامه دادم تا 100 میلیون پول بی زبان رو از گلوی زن و 4 فرزندم در آوردم دادم به این بیشرفا
حالا هم بیت کوین من رو واریز کردند به حساب متامسک ولی جعلی است و میگویند اگر میخوای به ارزت برسی 3000 دلار باید بدی هزینه گاز و دور زدن تحریم و از این چرندیات
خدایا اگر بسته روانشناسی ثروت رو میخریدم از این ضرر دور میماندم و چه بسا دوره تکاملم سریعتر طی میشد
ولی الخیر فی ما وقع و تنها سود این ماجرا برام حرف استاده که قریب به این مضمون میفرماید تو اگر پول اضافه داشتی چرا به من بدهی برای خودت نگه میداشتی
بیت کوین رو برای خودت نگهدار عوضی
سلام استاد عزیزم
من قبلا نمیدونستم چه ترس هایی دارم
ولی با توجه به حرکت هام در زندگی
متوجه شدم چه ترس هایی دارم
من ترس از فقر
ترس از بیماری دارم
باتوجه به اینکه وقتی دوره قانون سلامتی اومد
من بدون پرداخت بها شروع کردم به استفاده از این دوره
ولی من یروز تصمیم گرفتم به ترس از بیماری و ترس از فقر بتازم
و کامل این دوره رو گزاشتم کنار و از خداوند خواستم کاملا عزتمندانه منو به این دوره هدایت کنه
وقتی آیه چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان رو شنیدم
گفتم خدایا من فقط به تو توکل میکنم نه تنها گفتم بلکه در عمل هم نشان دادم
از خدای مهربانم میخواهم تا دوره قانون سلامتی را با پرداخت بها برایم تهیه کند
تا همیشه صدرصد سلامت باشم
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 178:
ترسها توهماتی بیش نیستند
وقتی که قدم برمیدارم و با ایمان شروع به حرکت میکنم و توکل میکنم بخداوند و مطمئن هستم خداوند در مسیر هرگز مرا تنها نخواهد گذاشت، جایی برای ترسیدن وجود ندارد، مگر میشود به تنها قدرت و نیروی جهان تکیه کرد و ترس داشت
ولی بیایمانی و اعتماد نکردن بخداوند من را از ادامه دادن مسیر باز خواهد داشت
یادم میآید که همین ترس و بیایمانی من را از شروع یک شغل جدید باز داشت،
من قصد داشتم بعد از بازنشستگیام از شغل قبلی و بخاطر علاقهای که داشتم وارد شغل گلخانهداری و تولید محصولات کشاورزی بشوم،
تمام امکانات و شرایط نیز فراهم بود، صاحبگلخانه قصد داشت گلخانهاش را به من اجاره بدهد و اجاره آن با سرمایه من مطابقت داشت و من پول لازم برای راهاندازی آنجا را داشتم و خودش نیز حاضر بود بعنوان راهنما در کنار من باشد و هرموقع نیاز بود از تجربیاتش استفاده کنم کمک کند، مضاف براینکه خودش در همان باغی که قسمتی از آن گلخانه احداث شده بود ساکن بود و مراقب همهچیز بود و حتی میتوانست شبها به وضعیت گلخانه رسیدگی کند و خلاصه یک لقمه آماده برای شروع یک بیزینس عالی و مطابق من بحساب میآمد
ولی همین ترسها و بیایمانیها و توکل نکردن بخداوند باعث شد من براحتی به این موقعیت پشت پا بزنم
میترسیدم که من تجربه تولید ندارم و اگر در مسیر اتفاقی برایم بیفتد چکار باید بکنم
گیرم که تولید هم کردم این تولیدات را به چه کسی بفروشم من که هیچ آشنایی در بازار میوه و ترهبار ندارم و چه کسی حاضر است از یک فرد تازه کار محصول بخرد
و اگر کسی محصولاتم را نخرید چکار کنم این ها که اگر فروخته نشود میگندد و از بین میرود
و از این قبیل ترسها همگی دست به دست هم داده و بیایمانی هم همراه آنها شد و قدرت بینهایت خداوند را درون من خاموش کرده و برمن غلبه نمودند
و الان دوسال است که من منتظر ایجاد شرایط جدید هستم و هیچاقدامی هم انجام ندادهام
به نام خداوند بخشنده و مهربان
روز 178 : سلااااااااااااااااام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان ایشالا که حالتون عاااااااالی باشه و از این زندگی که خداوند در اختیارتون قرار داده بیشتر لذت ببرید ، خب ترس ها همیشه هستند ما در عین حال که میترسیم عمل میکنیم ، حتی تو قرآن هم میبینیم پیامبران هم ترس هایی داشتند اما توکا میکردند و انجامش میدادند ، وقتی آدم به خواسته ای داره و میخواد بش برسه باید بها شو بپردازه ، باید ایمانشو نشون بده ، یه عالمه از ترس ها واقعی نیستن و توهمن و باعث میشن ما حرکت نکنیم اگه کنترلشون نکنیم ، باز همه اینا برمیگرده به تسلیم بودن در برابر خداوند ، وقتی ما تسلیمیم در برابر خداوند و احساسه خوبی داریم ، دیگه هر ترسی هم که داشته باشیم میدونین که خداوند همیشه همراهه منه و اون منو به مسیر درست هدایت میکند . خدارو سپاسگذارم بخاطر اینکه تو این چند وقته که رو خودم کار میکنم خیییییلی خییییلی ترس هام کم شده چ وقتی ایمانمون رو در عمل نشون میدم نتایج می آیند.
سلام و وقت بخیر خدمت شما
بله، ترس میتواند باعث خراب شدن همه موضوعات شود. حتی مطمئن ترین رابطه را میتواند خراب کند. ترس نجوا شیطان هست و باید از آن دوری کرد. در صورتی که دل به ترس بدهیم، جهان بدترین جواب ممکن را به ما بدهد. هرچیزی که مهم شود، یعنی ترسی در دل آن داریم. فقط باید ذهن را کنترل کنیم و رها کنیم تا شرایط آرام شود. اقدام در حالت ترس، بدترین حرکت خواهد بود. در دوره عشق و مودت کامل استاد این مسایل را گفتند.
ممنونم استاد برای آموزه های قشنگ شما.
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام یاد الله مهربان
بسیار از سوالات را میخایم خودم جواب بدهم !
سوالات:
شما برای خلق زندگی دلخواه خود، بر چه ترسهایی غلبه کرده اید و چطور؟
من اگر جواب بدهم برای ترس های خود تا مرز آخر حرکت کردیم و تمام کار هایم را انجام دادیم ولی تا آخرین مرحله زندگیم نتایج گرفتیم فقط جای های که زیاد منم منم کردیم خوب ضربه های خود را خوردیم !
وواضیح گفته میتانم هر آن وقت که بدون ترس حرکت کردیم نتایج بی نهایت را دریافت کردیم
چگونه فرصت های سازنده را از دام های ویران کننده تشخیص دهیم و در دام طمع نیفتیم؟
به نظر من هر آنچه که مردم گفت به یک شبه فلان خانه را میخری و فلان کار را در یک روز انجام اگربتی موفق ترین فرد جهان میشی و فعلان کار را اگر بکنی اینقدر دالر درآمد میکنی ایرا باید بدانیم که مسیر اشتباه است
یک چند وقت پیش بود در افغانستان بسیار برنامه های برآمده بود که در وقت کم در آمد عالی برای زیر مجموعه هایش میده من در همان اول گفتم که این مسیر اشتباه است
تا زمانیکه ما یک مهارت نداشته باشیم وهرکسب وکاررا ایجاد کنیم تا وقتی که ارزش ایجاد نکنیم هرگز و هرگز مسیر درستی نیست
خدا را شکر برای این همه آگاهی های که از طرف استاد برای ما گفته میشود !
در حفظ الله باشید !
به نام الله یکتا
برادر من توی کار خرید و فروش ماشین هست و منم گالری زیورآلات دارم،چند سال پیش به من گفت بیا من یه پولی بهت میدم برو جنس بیشتر بیار بریز توی مغازه ات و هر چی سودش شد نصف و نصف،من اصلا خوشم نمیومد شریک بشم اما چون اون اصرار میکرد و من روم نمیشد بگم نه قبول کردم،اون موقع پولی که گذاشت 35 میلیون بود و باهاش میشد یه پراید دست دو تمیز خرید
من اون پول رو تبدیل به جنس کردم و اینطور بگم که یکسال طول کشید که من با زجر و بدبختی تونستم بهش 50 میلیون پس بدم که 15 میلیون سود نصف کردن سود کلی بود
واقعا دهن من سرویس شد تا پولش رو بهش بدم و قشنگ یادمه اون 35 میلیون اون زمان اصلا هیچ خیر و برکتی رو در زندگیم نیاورد که هیچ بلکه یک تعهد و فشار مضاعفی رو وارد زندگی من کرد
بماند که برادرم هم از اینکه این بازپرداخت به یک سال رسیده بارها گله و شکایت میکرد و میگفت کاش بهت پول نداده بودم چون یادمه میگفت اگر با همون پولش اون موقع همون پراید رو خریده بود 3 برابر سود میکرد چون همون سال بود که ماشین چند برابر شد و همیشه به من میگفت هرچند کل پیشنهاد از طرف خودش بود
این کار رو میکنه ذهن فقیر با آدم هم با اون که پول میده هم با اون که پول میگیره….
به نام خداوند مهربان
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان
گام چهارم
سوال اول
اکثریت ماها همه درگیر این فریب شده ایم که سال 98 درگیر بورس شدیم و اوایل سود های خوبی بهمون میداد من خودم توی این دام افتادم و من خیلی از چیز هایی که به دست آورده بودم رو داخل بورس گذاشتم و حتی زمانی که سود هم میداد من بر اساس طمع و کمبود فراوانی نعمت خداوند حتی دست به سود هم نمیزدم آنقدر من حس بلد بودن به خودم گرفته بودم که پول پدر و مادر و برادرم هم گرفته بودم و وارد بورس کرده بودم. و رسید در زمان دقیقش که یک دفعه همه چیز به پایان رسید و همه چیز ترکید و من موندم ی سری عدد و گوشی که فقط نگاه میکردم و ی عالمه حس بد و بدهکاری که الانم درگیرش هستم اونجا بود که من درس نگرفتم و واقعا هم نگرفتم با خودم که تعارف ندارم دروغ هم ندارم که به خودم بگم و من بعد از اون وام گرفتم و من خوشحال از این که من ی شبه پولدار شدم و مبلغی وام گرفتم ماشین خریدم طلا خریدم و لذت میبردم تا رسید به ی مدت خیلی کوتاهی که شروع شد به پرداخت اقساط و من مونده بودم حقوقم به پرداخت نمیرسید و من ماشین رو از دست دادم طلا ها رو از دست دادم و چقدر عقب موندم
و اطرافیان رو نگاه میکردم میدیدم همه مثل همیم و خیلی خیلی داغون بودم و الانم که 1403 هست من همچنان درگیر پرداخت وام ها هستم
و اینها الان متوجه شدم که بر اساس آگاهی نداشتن از قانون جهان هست و اصلا برای جهان مهم نیست بدونم یا ن اون روی قانون خودش استوار است و من باز بهم بدون درگ قانون بر اساس عدم لیاقت دریافت اون نعمت دریافتش کردم و الان درگیرش هستم
ولی الان که هیچ چیزی ندارم. ولی یک احساس عالی دارم و یک اطمینان صد درصد دارم که من به تمام خواسته هام میرسم و الان شروع کردم به عمل کردن به این قانون
من فعلا شاگرد نوپا هستم و تازه چهار دست و پا دارم حرکت میکنم ،،،ولی این اطمینان آنقدر در من قوی شده و ایمان بهتر شده که دوتا وام صد ملیونی بهم داده شد که من الان حرف خانوم شایسته رو درک میکنم که یک. ((نه))محکم گفتم که صد درصد به اون نیاز داشتم که الان نزدیک پیش خونم هست ولی این ایمان رو دارم که خداوند خودش به بهترین شکل ممکن درستش میکنه
و من چقدر حسم عالی و خوب هست که دارم وام هامو پرداخت میکنم و تمرکزم گذاشتم فقط روی پرداخت وام ها و کار دیگه ای ندارم
من بر اساس تکامل حرکت میکنم و عجله این دارم میخوام و دارم از این مسیر لذت میبرم و احساسم بسیار بسیار بسیار عالی هست
خدایا سپاسگزارم بابت نعمت های جهان که مثل اکسیژن فراوان است و ما دغدغه تمام شدن اکسیژن رو که نداریم پس نعمت های خداوند هرچی استفاده کنی بیشتر میشه
خدایا سپاسگزارم