مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 87 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
سلام به دوستان عزیز
گام چهارم/ مهاجرت به مدار بالاتر
مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای “ترس” و “طمع ”
متاسفانه من هم چند سال پیش در این دام افتادم و طمع کردم .
چند نفر از نزدیکان که از رمز ارز سود زیادی برده بودند به من و همسرم پیشنهاد دادند که ما هم سرمایه گذاری کنیم. ولی همسرم همیشه مخالف این کار بود و میگفت که ریسک زیادی داره و خلاصه سرمایه گذاری نکرد.
ولی من چون اونا رو دیدم که خیلی سود بردن، طمع کردم و سرمایه گذاری کردم.
من دچار شرک بودم و روی اون شخص خیلی حساب کردم و پول و بهش دادم. میگفتم سرمایم رو چند برابر میکنه، همون طور که خودش سود برده .
ولی به مرور پولمو از دست دادم و کلی ضرر کردم.
اینم نتیجه کسی که میخواد یک شبه ره صد ساله رو طی کنه.
فکر میکردم به جای اینکه پولم تو بانک باشه، سرمایه گذاری کنم و سود ببرم بهتره.
غافل از اینکه قانون تکامل رو نمیشه دور زد.
یکی دیگه از نزدیکانمون هم مبلغ هنگفتی ضرر کرد ، خودش تنها به اندازه کل خاندانمون ضرر کرد.
ولی الان یاد گرفتم که باید تکامل خودمو طی کنم. باید ظرف وجودمو بزرگ کنم تا آماده دریافت باشم. وفقط روی خودم و توانایی های خودم برای به دست آوردن درآمد حساب کنم.
در پناه الله
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم ومریم جانم
و دوستان عزیزم درسایت
همیشه و البته تواین فایل موضوع مهمی ک مطرحه مشخصا رعایت قانون تکامل است
و بیماری طمع هم از رعایت نشدن این قانون مهم زندگی نشاءت میگیره
ب قول شما اگ ما بعد کاشتن دانه انتظار نخواهیم داشت ک فرداش جوانه زده یا درختی شود
برای خواسته هایمان نیز نباید ب این صورت عمل کنیم
صبر ب معنای لذت بردن است از مسیر رسیدن ب خواسته ب نظر من اینجوری ک هرکاری ک لازمه برا رسیدن ب خواسته م چ کار کردن روی باورمون چ اون قسمت فیزیکیش ک بایدانجام بشه رو انجام بدیم
و دیگ درین حین از همه ی تلاشمون استفاده کنیم تا کارهایی ک بهمون لذت واحساس خوب میده رو برای بودن در لحظه انجام بدیم هرکاری ک ماباانجامش عشق میکنیم فک میکنم این تمام چیزیه ک باید پرداخته بشه بهش مثل شما ک استاد زمانی ک تو دانشگاه همه داشتن برا آزمون میخوندن شمارفتین مسافرت و لذت بردید ولیی نمره ی عالی روگرفتید
من خودم ازین قضیه مستثنی نیستم و خودم تاحدی رفتم تواین باتلاق و بهاهایی هم پرداخت کردم ک من ب قول آقای عطارروشن اونهارو بهای تغییر نامیدم و گذشتم ازشون
چ برای دوره هایی ک میگفتن این فرصتو ازدست ندید و شده طلاتونو بفروشید و.. من قرض کردم و دوره خریدم و البته ک نتیجه ای صورت نگرفت
یا برای نتورک هزینه هایی تراشیده شد برام و دیگ سمتش نرفتم و نمیرم چ حرفا ک نشنیدم چ تمسخر ها…
همه ی اینها رو بهای تغییر گفتم و گذشتم بیخیالشون شدم و خودم رو سرزنش نکردم خداروشکر
ولی برای دوره های شما استاد عزیزم با رعایت تکامل و درآمد خودم پول جمع کردم و دوازده قدم رو تا قدم 6 و دوره ی عالی عزت نفس رو خریداری کردم و تاالان دارم روز افزون نتایج میبینم ب هر صورتی
خداوند رو سپاسگزارم
و از شمااستاد عزیزم و مریم عزیزم هم کمال تشکر رو دارم ک این فایل های بی نظیر رو برامون آماده میکنید و تلاش میکنید ک ماهم درین مسیر قدم بگذاریم
خدایا هم باعث شدی مهاجرت کنم
هم خودت یه خانه با شرایط بینظیر در قلب کوهستان چسبیده به کوهستان با محله بینظیر بهم دادی
هم باعث شدی یک محیط کار درجه یک ، با قانون و ضابطه درست و صمیمی با فضای مثبت و پر انرژی پیدا کنم
3 تا از خواسته های منو در 17 روزی که به این شهرت مهاجرت کردم اجابت کردی
حالا لطفا بقیه خواسته هام رو هم اجابت کن
1» یک نیرو خوب برای پشتیبانی کشاورز ها و انجام کار های خورد و ریز بهم بده
قول میدم دغدغه حقوق نگیرم چون حقوق این شخص تو میخوای بدی
و به فکر جذب یک نیرو فوق ستاره باشم
بیاد توی دم و دستگاه کسب و کارم
خدایا یه نیرو که نیازی نباشه من بهش بگم چیکار کن خودش کار مهم تشخیص بده و کار انجام بده
پشتیبان کشاورز بشه
تلفن ها رو پاسخ بده
ویدیو ها سایت ببینه و همون رو بنویسه
لایو های منو هماهنگ کنه
2»
اونقدر بهم بده که بتونم راحت این خانه زیبا رو دیزاین کنم
مبل بخرم
ظرف فوق العاده برای آشپزخانه بخرم
سرخ کن بخرم
زندگی ام به سبک قانون سلامتی کنم
اتاق کارم رو شیک و تر و تمیز کنم که برای تولید محتوا بتونم ازش استفاده کنم و دوره ضبط کنم
تخته وایت برد بخرم
لباس خوشگل کلی بخرم
3» یک همراه خوب ، و شریک خوب
4» طلا هام به 30 گرم برسه ( قدم اول گوشواره – بعدش تعویض تو گردنی – بعدش خرید یک النگو )
5» سفر به استان های زعفران خیز کشور با بهترین شرایط رفاهی
6» سفر به افغانستان با بهترین شرایط رفاهی
7» حج عمره رو برام باز کن
8» خرید آب چوقان یا آب ترنی یا آب بسری حدودا چیزی بین 400-500 میلیون لازم دارم خدایا
میخوام زمین و ملک کشاورزی بخرم
لطفاً این پول بهم برسون
9» سفر به هندوستان با بهترین شرایط رفاهی
بنام خدای مهربان
درس امروز من و آگاهی که این جلسا برایم یاد آوری کرد
تمام انسان ها ترس در وجود خودشان دارند
آنهای موفق و جدا از دیگران هستند که با وجود ترس قدم بر میدارند
هر پیشنهاد اغوا کننده ی که سرمایه من دست یکی دیگه باشه و فقط بگه که انقد سود کردی یک ترفند پونزی هستش
عاقل و ثروتمند کسی هستش که مولد باشه بتونه با پول خودش سرمایه گذاری کنه و پیوسته به درامد برسه
خود بورس ترفند پونزی بود من با پول کم وارد شدم و کلی سود کردم بعد که طمع کار خودش کرد کل سرمایه را وارد بورس کردم جالبش اینه که قسم میخورم از اون روزی که سرمایه وارد بورس کردم بازار منفی شد و تماما پولم پودر شد از اون به بعد من هیچ گونه سرمایه گذاری در جای که بگن انقد پول بده تا فلان قدر سود بدیم نکردم
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان
بعد چند روز که دوباره اومدم گوش بدم بعد 4 روز که وقفه افتاد دیدم وسیع تر شد ….
اگه کلی تر بخوام صبحت های استاد روبگم
اینه که هر چقد ما بتونیم درون خودمون رو درست کنیم بیرونمون رومیتونیم درست کنیم
طبق این منطق و این جمله راحت میشه گفت که چرا بعضی افراد دچار حقه های مالی میشن و بعضی ها نمیشم
چرا بعضی ها میشنون حتی با وجود اینکه نمیرن سمتش ولی شاید بهش فکر هم کنن
بعضی ها اصلا حتی نمیشنون ….
همه این ها ریشه در مدار اون ادمداره
مدار همی یعنی درونت چقد با قانون یکی شده … چقد در مسیر الهی هستی چقد در صراط مستقیم هستی
خداییش فرد با انگیزه ای رو تصور کنین که یه عالمه اشتیاق باور و ایمان و حرکت به سمت اهدافمالیش داره و ته وجودشم حالا با تجربه های کوچیک تر یا آگاهی میدونه مسیر چطوریه …. اصلا همچین فردی یکلحظه همچین پیشنهادی بهش میشه ؟؟
به خاطر همینه مرد امریکا اینا رواصلا جذب نمیکنن
چون مرد امریکا تاپ ترین مردم جهان هستن از نظر بیتشرین هماهنگی با قانون از شیوه زندگی در جریان و رو به جلو وپیشرفتشون میشه فهمید
اونی که گرفتار این مسائل میشه در مدارش بوده …. حتما احساس ضعف داشته که خودش نمی تونه ، اهل حرکت و پیشروی نبوده ، دنبال عوامل بیرونی بوده . در یک کلام نه خود باوری داشته نه خدا باوری شرک داشته …
خب وقتی درونت اینطوری هست چه بخوای چه نخوای موقعیت های هم سنگ با درونت رو جذب میکنی
احساس قربانی بودن فقر میکنی ونتوانستن …. هی یه پیشنهاد هایی بهت میشه اینا تقویت شه …. هر چی هستی جهان هستی تقویتش میکنه …. یعنی سمت هر چیزی که در درونت داری تقویت میشه
حالا چرا استاد میگن که آموزش هاش ما رواز اینمسایل دور میکنه ؟ در واقع خود استاد یا حتی نحوه حرف زدن یا حرف خالیش که باعث نمیشه …. چون استاد قانون جهان هستی رو عالی درک کرده + عالی عمل کرده + عالی میتونه منتقل کنه + عالی میتونه تحت تاثیر قراربده ( به افراد آماده اش )
در نتیجه ما بعد یه مدت ورودی های روقطع میکنیم و ورودی های آستاد ( که همون قانون جهان هست ) رو میدیم به خودمون دیگه تمام چیزها باید از فیلتر قانون رد بشه تا ما اکسپت کنیم …. در نتیجه مسایل خلاف قانون دچار نمیشیم …. به همین راحتی
ولی آخر فایل استاد گفت اگر ورودی ها رو کنترل نکنیم اگر دیگه کار نکنیم
مدارمون افت پیدا میکنه ، درونمون دوباره میاد پایین ترس شک و … این بیماری های ذهنی متداول جامعه بهمون نفوذ ، بعد یه مدت قدرتمند ووقتیقدرتمند شد نتیجه های بیرونی کم کم طبق تکامل سر بر میارن
هر چقد درون تمیز تر
بیرون تمیز تر داری
و من احساس میکنم اون حرفی که استاد اول فایل زد تو وجودم هست
یک سری ترس هایی دارم با اینکه کلا دختر شجاعی هستم ولی احساس میکنم قدرت جسارتم کمشده یه سری ترس هایی دارم که بهش حمله نمیکنم ( به خاطر یه سری دلیل هایی …..) و درونم می خواد منفجرشون کنه
بیتشر به اعضای خانواه ام مربوط میشه
که من چند وقته کلا رهاشون کردم از نظر ذهنی و احساسی ولی از نظر فیزیکی کنارشون هستم
من باید ترس هام وکم و ایمانم رو تقویت کنم
واقعا وقتی ترس های تقویت بشن ایمان گم میشه
ایمان کم بشه عمل کردن کممیشه ونتیجه کممیشه
بیتشر آدم تحمل میکنه تا خلق کنه
توانایی تغییر دادن شرایطش میاد پایین
خدایا خودت کمککن ترس هام و شناسایی کنم + بهشون بتازم نابودشون کنم و آزاد بشم ….
مهمترین ترس هایی که الان دارم
ترس از نتیجه نگرفتن و زحمت الکی کشیدن
ترس از تمرکز گذاشتن و بد شدن حالم
ترس از بیرون رفتن و منحرف شدن ذهنم ( این کنترل ورودی عای همیچین ترسی ایجاد کرده که احساس میکنم از همه می ترسمنکنه روم اثر بزارن در حالی که قبلا باور داشتم هیچ کس مکی تونه تاثیری رو من داشته باشه و با خیال راحت ارتباط داشتم نمی دونم شاید این روش باعث ترس شده تو وجودم به هر حال هر چی هست نتیجه اش ترسو شدنم شده که دوست ندارم ، آدم باید جسور باشه ….)
ترس از دست دادن
ترس از دست دادن مشتری
ترس درآمد نداشتن
ترس اتفاق خارج از کنترلم افتادن
ترس از مستقل شدنم
ترس از اینکه خدا ترکم کنه
خب این ترس ها در اثر مرور نکردن آگاهی های مربوطه میشه مثلا من میدونم ترس از اینکه خدا رهام کنه وقتی تودوره عزت نفس بودم رفته بود مخصوصا اون جلسه که در مورد احساس گناه و ارتباط با خدا بود )
سپاس از خدای مهربان بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا و سرتاسر سعادت و خوشبختی
و سپاس از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم بخاطر این آگاهی ها، دوره روانشناسی ثروت 1 نه تنها دوره بینظیری برای رشد مدار مالی هست بلکه، یک دوره توحیدی بینظیر هم هست.
به نام خدای اگاهی
هفتاد و هشتمین تعهد
ترسها توهمن توهماتی که باعث میشن جلو حرکت و پیشرفت ما گرفته بشه
وقتی چیزی منو میترسونه یا ترسی دارم باید با همه وجود درگیرش بشم و برم تو دلش
این ترسها و دودلی ها و نگرانیها ابزار شیطانه
ما هستیم که باید ایمانمونو قوی کنیم ترسهامونو بهش غلبه کنیم
پاشنه های اشیل هیچوقت خوب نمیشن بلکه بهتر میشن چون اگه بگیم پاشنه اشیلام خوب شده دیگه روش کار نمیکنیم
به اندازه ای که ایمانمون بیشتر میشه ترسهامون کمتر میشه و نتایج بهتر میشه
استمرار استمرار استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب و مقاومت نداشتن و کنترل ورودیهای ذهن حرفهای جامعه رو نشنیدن کلید سعادت و خوشبختیه
خدایا منو به مسیر درست هدایت کن و ایمانمو قوی کن امین
به نام الله
سلام به همه عزیزان جان
این سومین مرحله از مهاجرت به مداربالاتر برای من است
برادر من درباره رمز ارز ها وسود اونها صحبت می کرد البته چند سال پیش بود ومن گفتم اینها رو ول کن که ضرر میکنی اما میگفت که من ازکسی که خودش این کاروانجام داده وسود کرده پرسیدم واینکه طرف مطمئن هست ومن پولو بهش میدم وخودش خرید وفروش رمز ارز انجام میده واین حرفها ومن هرچی گفتم نکن قبول نکرد ومبلغ پانزده میلیون داد اونطور که خودش گفت شاید هم مبلغ بیشتری داده بود بعد ازیک سال گفتم که چی شد چقدرسود کردی واون هم با ناراحتی گفت که پولهام رو ازدست دادم
من خوشبختانه قبلا با این مدل کارها خیلی سال پیش که تازه مد شده بود آشنا شدم وخیلی مجذوب وسوسه هاشون وبرخوردشون شده بودم تا جایی که می خواستم وارد سایتشون بشم وثبت نام کنم که دولت اونها رو یعنی سایت وبرنامه ای که داشتند رو ممنوع کرد ومن خیلی ناراحت بودم که چه فرصتی روازدست دادم وناراحت بودم تا این که چند ماه بعد کتابی به دستم رسید که درباره حقه بازیها وترفند های این روش توضیح مفسلی داده بود وروش وشیوه کاریشون روبرملا میکرد
که بعد ازخوندن اون کتاب خدا روشکر کردم که دولت اونها رو ممنوع کرده بود ومن نجات پیدا کردم
فهمیدن این مطلب که ما با افزایش اگاهیهایی برای تغییر وضعیت علم وآگاهی وعملکردمان برای تغییر باورها یمان تانیازداریم تا ترسهای مارا دربرابر مشکلات پیش رو ازمیان بردارد درمورد افزایش درآمد چرا که ما همیشه موانعی را درپیش روداریم که جلومارا ازرسیدن به خواسته ها میگیرد اما نمی دانیم که انها چه هستند یا اینکه که هستند.
من باتجربه ای که قبلا دراین زمینه کسب کردم متوجه شدم که باید چه روشی رودرپیش بگیرم وبا عمل به اون روش درعرض یکماه نتیجه اون رو مشاهده کردم اون این بود که وقتی درکارم ورشکسته شدم نمی دونستم که دیگه چه کاری باید کنم که سودمند باشد با همان چیزی که داشتم یعنی دروضعیتی که بودم نگاه کردم درحال حاضر چه مقدارپول نقد دارم وچه کاری میتوانم با همین مقدارپول کمی که دارم انجام دهم وبعد فکر کردم که چطور همین مقدارپولم رو می تونم دوبرابر کنم خلاصه مقداری کالا خریدم انها روفروختم اما اولش ترس داشتم که چی بخرم که بتوانم بفروشم ودوم اینکه اصلا چگونه اونها روبفروشم این دوتا ترس رو داشتم اما به قول استاد بعد زدم به دل ترسهام وبا همان مقدارپول که خیلی کم هم بود وفقط برای چندین روز غذای خودم نگه داشته بودم شروع کردم به فکر کردن بدون اینکه فکر کنم چی بخرم رفتم سراغ بازار اما باز توی بازار می گشتم ونمی دانستم که چی بخرم کمی فکر کردم وبا خودم گفتم من می خوام این مقدارپول رودوبرابرش کنم وفرقی هم ندارد که چی بخرم همیشه مردم یک سری نیازمندی دارند که اگر من بتوانم باکالایی که میخرم بتوان یک نیاز ی ازنیازهای مردم روبرآورده کنم می فروشم کمی فکرکردم که تابستان هست وبچه ها مدرسه نمیرن وتو ی روستا بازی میکنند شلوارراحتی پسرانه بد نیست خلاصه یک جین ازیک مدل شلوار خریدم مرحله اول ترسم رو رد شدم حالا زمان فروش بود که باید می فروختم باز ترس داشتم که کی ازمن میخره
باخودم گفتم ازفامیلهای نزدیک شروع میکنم زیرا حتی اگر برای کمک هم که شده شاید ازمن بخرند اما برخلاف انتظار م که فکر میکردم اصلا نخریدند که هیچ حتی منو ازکارم پشیمون کردند که کسی نمیخره وافرادی هستند که کارشون توی روستا همینه وغیره من خیلی ناراحت شدم ولی چاره ای جز این نداشتم وشروع کردم به افراد غریبه جنسو نشون دادن و باترسهام روبرو شدن تااینکه اولین فروشم روشروع شد ودومی وسومی الا اخر درعرض چند روز بافروش نصف اجناس دوبرابر سود کردم وبا بقیه پولها رفتم بازار ویک جین دیگه ازهمان جنس ویک سری اجناس دیگه ای خریدم وکارم رو ادامه دادم
تا اینکه خانواده یا بهتر بگم شریک زندگیم هی زنگ می زد ودل تنگی میکرد من شرایطم روبراش توضیح دادم البته اونها شهردیگه بودن من هم شهردیگه گفتم کمی صبر کن دارم کارمیکنم ونیاز به زمان دارم مشکلات روتحمل کن تا اوضاع بهتر بشه کم کم داشتم پیش میرفتم اما اون باز اسرار کرد بیا همینجا وکارکن من گفتم تو اگرمانع من نشی وبزاری من با همین وضعیت کارکنم همونجا هم کارمیکنم اماتو مانع من میشی به این شیوه کارکنم خلاصه گفت نه بیا که من خودم بهت کمک میکنم . وقتی برگشتم نزاشت من کارکنم چراکه با این مدل یعنی دست فروشی مخالف بود ومیگفت زشت هست وآبروی خانواده ما میره وغیره واجناس من روداد به یه مغازه داری که بفروشه واما خلاصه فروخته نشد وبرگشتم سرخانه اول
واین شریک زندگی بارها باعث شده که من نتونم به روش خودم کارکنم وهرکاری میکنم بعدش بدهکارمیشم چون استقلال ندارم درروش کارم ورفتارم و تنها ترسی که هم اکنون دارم رها کردن این زندگی هست بعد از چندین سال چون زمانی اون هرچی که داشت فدای من وزندگی کرده بود البته مادی ومن اون موقع نمی دونستم چگونه کارکنم وروش درستی بلد نبودم و قانون رونمی دونستم اون هم اکنون هم همش درهرکاری بهم فشارمیاره وعجله میکنه که هرکاری فورا جواب بده ومن هرچی با هرروشی که میدونستم بهش میگفتم صبرکن کم کم وپله پله می ریم جلو تا به نتیجه برسیم الیته اون وکل خانواده شون با روشی که عمل میکنن باعث ازبین روفتن سرمایه خانوادگیشون به مقدار میلیارها تومن تا حالا شدن اما گوش به حرف نمیدن
وبازکارخودشون رو میکنن ومن نمیدونم دیگه باید چیکارکنم جزاینکه وارد این دوره شدم وکم کم وارد مداربالاتربشم رنج خلاصی ازاین دورباطل ولذت رسیدن به آزادی واستقلال مالی وفکری رو درذهنم دارم مرور میکنم .
بنام خالق جهان هستی !
سوره تین
وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ(١)
سوگند به انجیر و زیتون
سوره تین
وَطُورِ سِینِینَ(٢)
و به طور سینا
سوره تین
وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِینِ(٣)
و به این شهر امن
سوره تین
لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِیٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِیمࣲ(۴)
که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال آفریدیم
سوره تین
ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِینَ(۵)
آن گاه او را [به سبب گناهکارى] به [مرحلۀ] پست ترینِ پَستان بازگرداندیم
سوره تین
إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَیۡرُ مَمۡنُونࣲ(۶)
مگر آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، پس آنان را پاداشى بى منت و همیشگى است
سوره تین
فَمَا یُکَذِّبُکَ بَعۡدُ بِٱلدِّینِ(٧)
[اى انسان!] پس چه چیزى تو را بعد [از این همه دلایل] به تکذیب پاداش وامى دارد؟
سوره تین
أَلَیۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡکَمِ ٱلۡحَٰکِمِینَ(٨)
آیا خدا بهترین داوران نیست ؟
سلام استاد گرامی من آن شالله در حفظ محبوب ترین زاد باشید .
قدم چهارمِ مهاجرت به مدار بالاتر !
مدیریت دو خراب کار ذهنی با نام های (ترس) و (طمع)
خداراااشکررر هزاران بار که مرا لایق این دوره دانست .
چگونه وارد ترس ها شویم ؟
باید وارد ترس ها شویم و ترمز هدی را نادیده بگیریم و به ترس ها غلبه کنیم و هیج گاه به این فکر نکنیم که همیشه ترس ها از بین رفته .
آن توکل به خداوند، آن ایمان قوی ماست که شجاعت دربخش اینکه وارد ترس ها شویم میآمد .
ترس ها توهم پیش نیست ! که جلوه پیش رفت مارا میگیرد و نتایج زمانی میآید که ترس ها را از خود دور کنیم .
این ترس ، شک ، دو دل بودن همیش ابزار شیطان است کار شیطان به همین چیزا پیش میرود .
پس نگذاریم این قوت پیدا کند برایش غلبه کنیم و پا بگذاریم برترس های خود .
با لطف خداوند ترس ها از درون ماهم دور تر میشود .
این پاشنهی آشیل هیچ زمان خوب نمیشود فقط خوبتر میشود و ما باید همیشه روی آن نکته کار کنیم .
استمرار !
ایجاد باورهای بی قید و شرط مناسب !
مقاومت نداشتن .
کنترول کردن ذهن .
گوش باز نداشتن به شنیدن حرف مردمم .
این همه کلید خوشبختی است . به مثال حضرت محمد ص که تکامل خود را طی کرد و مسیر خود را ادامه داد . بروی باورهای خود باور خوبتر ساخت و راز و نیاز با خداوند را همیش داشت .
در هرکجا هستید در پناه الله یکتا شاد باشین
به نام خدا
سلام به استاد عزبز و خانوم شایسته و همه همراهات سایت عباسمنش
وقتی از ترس ها حرف میزنین و مثال میارین
دقیقا میبینم که بعضی از اون ترس ها درون خودم هست
فهمیدم که پام کجا روی ترمزه و نمیذاره درست حرکت کنم
ترس از تغییر باعث موندن تو وضعیت فعلی میشه
ترس از مهاجرت که من باهاش کنار اومدم و اومدم تهران
ترس از تنهایی که هنوم که هنوزه نجوا میاد که برو فلان جا برو شهرستان اگه اون کار میکردی بهتر بود
ترس از شسکت و نتیجه و…همه و همه روحس کردم با تمام وجود و تا حدودی هم خداروشکر به لطف خدا باهاشون مقابله کردم ولی این فایل روشن تر کرد برام ترس ها و ترمزها رو
چیزی رو میخوام و از اونطرف ترس بعضی چیزا نمیذاره به سمتش برم و ترمز شده برام
موضوع طمع و حرص و ترفند پونزی که تو ثروت 1هم گفتین واقعا منو تو بعضی از شرایط نجات داد و اجازه نداد که وارد بشم و نیبینم دوستم رو که کلی پول و وام و مضاربه و فلان جور کرده و داده به کسی که سود میگره و میگه تو کار تجهیزات پزشکی ادم معتبریه و …من دوس ندارم ضرر کنه و از طرفی هم منتظرم ببینم چی میشه نتیجه گرچه تا حدودی مطمئنم و روشنه برام با توجه به قانون
و تکامل که خیلی مهم و واقعا باعث خوشبختی توی مسیر میشه
من و همکارم یه حرکتی انجام دادیم که حس میکنم یکم عجولانه بود و اجازه ندادیم تکاملمون طی بشه و همین باعث شد کا به قول شما چه زجری رو تحمل کنیم و تلاش کنیم که شرایط به حالت قبل برگرده درسته داره بهتر میشه خداروشکر به یاری خدا ولی وقتی مسیری روکه اومدیم میبینم میگم به چه قیمتی اگه صبر میکردم هم بهتر میشد هم راحتتر و چقدر خوبه که ادم واقعا درک کنه و عمل کنه به این اگاهی ها
ممنون استاد عزیزم بابت این فایل خداقوت