مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سلما مصدق» در این صفحه: 26
  1. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    سلام استاد جون خیلیییییی دوست داشتنی هستین با این بع بعیای خشگلتون مخصوصا اون صحنه که دنبالتون میدویدن خیلی بامزه بود کلی خندیدم دلم شاد شد!!! من هم مثل شما عااااشق طبیعت و بعبعی و مرغ و خروسم امیدوارم خداوند به ما هم یه همچین فضای قشنگی رو عطا کنه!

    استاد عزیزم من این فایل رو با دقت گوش کردم و سوالاتمو از دل صحبتای شما پیدا کردم. شما تو این فایل گفتین که: همش تو این ((فکر)) بودم که خدایا من دوست دارم خودت این بع بعیا رو مدیریت کنی بعد (هدایت) شدیم به این ملک و یه ((حسی)) همیشه به من میگفت اینو باید آزاد کنی اما به ما گفته بودن که اینا حتما باید بسته باشن وگرنه فرار میکنن. این ((حسه)) همش به من میگفت اینو آزاد کن ولی من یاد حرفای ((منطقی)) میفتادم که اگه بازش کنی فرار میکنه و گوش نمیکردم.

    و یه روزی به خودم گفتم که (زیادم طول نکشید) شاید یه هفته ام نشد گفتم نه هر اتفاقی میخاد بیفته بذار بیفته ((این)) داره بهم میگه این کارو انجام بده من باید حتما این کارو انجام بدم و در قفسشو باز کردم اومد بیرون بدون اینکه فرار کنه خدای من اونموقع نمیدونین چه احساسی داشتم. گفتم ((خدیا این همه من این درخواستو داشتم تو هم جوابشو بهم داده بودی من گوش نمیکردم)) بهش. گفتم خدایا اینقدر راحت بود ساده بود همه چی؟!

    میشه به خدا ((اعتماد)) کرد حتی در مورد این چیزا در مورد همه چیز میشه به خدا اعتماد کرد همه کارا میتونه برامون خیلی آسون تر از آنچه که فکرشو میکنیم انجام بده. ((اگه اجازه بدید اگه اجازه بدید. اگه اجازه بدید که هدایتتون کنه. اگه اجازه بدید کمکتون کنه. اگه اجازه بدید که درها رو براتون باز کنه. چون شما باید این اجازه رو بهش بدید)).

    یک سوال خیلی مهمممممم و اساااااااسسسسسسییییییی در مورد پیروی از احساس یا الهامات قلبیه، درمورد تناقض بین احساس و منطق که باعث شک و تردید و دودلی میشه و نمیذاره آدم در لحظه تصمیم گیری کنه!

    حالا میخوام سوالامو رگباری بپرسماااا

    استاد جون شما چطور با این همه آگاهی ناب در مورد قانون باز هم در این مورد دچار شک و تردید و دودلی شدین و در لحظه تصمیم نگرفتین و به حرف خدا گوش نکردین؟؟؟؟ چی باعث شد که از احساس یا همون الهامات قلبیتون پیروی نکنین؟ (من خیلی دچار این حالت میشم و فکر میکردم که فقط من اینجوری هستم. الان یه جورایی امیدوار شدم با خودم گفتم عه زهرا ببین حتی استاد هم ممکنه بعضی وقتا اینطوری بشه پس نگران نباش تو تنها نیستی حتما خیلیا اینجورین) استاد چی باعث میشه که ما آدما توی تصمیم گیری هامون دچار تردید میشیم؟شما قبلا گفتین که جهان سرعتو دوس داره پس آیا خوبه که همیشه سریع تصمیم بگیریم یا نه باید به خودمون زمان بدیم و مسیر تکاملمون رو طی کنیم؟ آیا فکر میکنید شما هم تو این یک هفته مسیر تکامل خودتون رو طی کردین یا نه اصلا بهتر ود که همون موقع تصمیم میگرفتین؟ بالاخره چی شدکه دل رو به دریا زدین و به حرف احساستون گوش کردین؟ اون لحظه خاص چه اتفاقی در درونتون رخ داد که تصمیم قطعی گرفتین؟ آیا توی این مدت باز هم به این قضیه فکر کرده بودین یا رها کردین؟ آیا همیشه باید به حرف احساسمون گوش بدیم یا نه بعضی اوقات لازمه منطقی فکر کنیم؟ در چه مواردی باید احساسی و در چه مواردی باید منطقی عمل کنیم؟ از کجا تشخیص بدیم این احساس همون الهام خداونده و یک احساس زودگذر یا هوس نیست؟ چیکار کنیم که تناقض بین احساس و منطق ازبین بره یعنی چیکار کنیم که منطقمون هم توجیه بشه که اون تصمیم رو قاطعانه و سریع بگیریم؟ آیا شما وقتی این تصمیمو گرفتین منطقتون هم قبول کرد یا نه شما منطق رو کلا گذاشتین کنار؟ آیا همیشه بین منطق و احساس تضاد هست؟ آیا تصمیم گیری در لحظه ای انجام میشه که منطق و احساس باهم یکی میشن یا نه این دوتا همیشه با هم در تضادن؟ اعتماد کردن به خدا دقیقا یعنی چی؟ دقیقا چجوری باید به خدا اجازه بدیم که هدایتمون کنه؟ شما چجوری این اجازه رو دادین؟

    پیشاپیش از همه شما دوستان گلم که به سوال من رای میدین و استاد عزیزم که این فرصت رو در اختیارمون داده که سوالاتمونو بپرسیم و از خداوند مهربون بینهاااایت سپاسگزارم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    سلام آقای مهدی شادکام. دوست عزیزم

    راستش منم کنجکاو شده بودم درمورد زندگی خصوصی استاد و با توجه به اینکه گفت هر چه دل تنگت میخواهد بپرس دوس داشتم این سوال دوم شما رو بپرسم ولی با خودم گفتم اگه استاد خودش دوس داشت در موردش به ما میگفت.

    مرسی که این سوالو پرسیدین!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    سلام خانم سمیرا نظری دوست عزیزم.

    اگه دقت کرده باشی حتی استاد هم گفت که اون حس همش داشت بهم میگفت که اون کارو انجام بده ولی من گوش نمیکردم

    برام جالب بود که استاد هم همون لحظه نتونست تصمیم بگیره!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    سلام دوست عزیزم بهنیا مهدیان. وای خدا خیرت بده مرسی که این سوالا رو پرسیدی. اینا دقیفا سوالات منم هست گرچه فکر میکنم سوالات اصلی و اساسی نیست و فرعیاته اما خیلی فکرمو درگیر کرده . من بخش عقل کل رو هم مطالعه کردم اما دوست دارم دقیقا نظر شخصی استاد رو بدونم

    استادجون لطفا درمورد تضاد بین اصراف و باور فراوانی توضیح بدین.

    همچنین درمورد حجاب، نماز، روزه.

    بینهاین سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    نماز، روزه، حجاب

    مرسی دوستم ریحانه جان اینا دقیقا سوالات منم هستن مخصوصا برای ما خانوم ها خیلی مهمه که دراین مورد تکلیفمون با خودمون روشن بشه استاد توی محصول عزت نفس گفتن که سبک زندگی خودتو داشته باش و نگران نظرات دیگران نباش ولی آیا ما مجاز هستیم هر سبکی که دوس داریم زندگی کنیم یا نه باید عرف رو هم رعایت کنیم یا اینکه آیا احکام مشخص و دقیقی وجود داره که ما باید اونارو حتما ئر نظر بگیریم؟

    واقعا امیدوارم استاد پاسخ بدن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    سلام دوست عزیزم دنیای آرامش مرسی از سوالاتتون منم تقریبا سوالاتم شبیه شما بود ولی چون یک فرق داشت زاویه نگاهم دوباره سوالاتمو مطرح کردم. جالبه که هر کدوم از ما با یک زاویه دید متفاوت و مخصوص به خودمون هر چیزیی رو میبینیم!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: