مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Morteza» در این صفحه: 14
  1. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    بنام خدا.

    سلام.استاد من یه سوالی دارم که از دوستان هم خواهشمندم اگر میتونن جوابمو بدن.

    استاد شما بارها در فایل هایی گفته بودید که انجمن na بسیار به درکتون و این نوع دیدگاهتون کمک کرده و حتی پیشنهاد دادید که با جلسات و قدم ها و سنت های دوازده گانه شون آشنا بشیم.استاد یه سوال که برام پیش اومده اینه که در انجمن na و قدم های دوازده گانه؛ قدمی هست که قدم 8 است.و مربوط به جبران خسارت است.خسارت هایی که گذشته به دیگران زدیم رو باید جبران کنیم.حالا یا بصورت مستقیم یا غیرمستقیم که بسته به شرایطش دارد.

    حالا سوال من اینه که باتوجه به دیدگاهی که شما و ما داریم نسبت به موضوعی که ما فقط در حق خودمون خوبی و بدی میکنیم؛و اینکه کسی نمیتونه به من خسارتی بزنه مگر اینکه من باور کنم و با باورم قدرت رو به او بدم حالا سوالم اینه:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ایا باید بخاطر خسارت هایی که در گذشته و بخاطر درک ناقص و ناهوشیاریمون باعث دل ازاری کسی شدیم رو جبران کنیم یا رها کنیم؟؟؟؟؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    بنام خدا

    سلام.استاد یه سوال دارم که انصافا تو این مدتی که با شما و دیدگاهتون آشنا شدم نتونستم به جوابی برسم.

    شما در کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم خیلی صریح قانون جهان و سیستمی بودن جهان رو توضیح دادید.و قسمتی از کتاب رو درمورد عذاب های الهی صحبت کردید و گفتید که عذاب های الهی از برای همه عذاب نیستند بلکه اتفاقات طبیعی ای هستند که در جهان پیش میاد و جزئی از قوانین طبیعت هستند ولی با توجه به فرکانس هرکس یا بهش خسارت میزنه یا موجب ارامش و ثروت بیشترش میشه.که در قران هم توضیح داده و شما هم الحق که بخوبی تونستید درکش کنید.حالا سوال من اینه که:تکلیف کسانیکه در زلزله و سیل یا سونامی از دنیا میرن چیه؟چون در قران توضیح داده و خودتون هم توضیح دادید که تر و خشک با هم نمیسوزن.ولی بعضا ما دیدیدم که در یک شهر کلی ادم میمیره.ایا میشه با یقین گفت همه کسانی که در اون حادثه بودند در فرکانس بد و یا همون اتفاق بودند؟؟؟؟

    نمیدونم تونستم سوالم رو درست بپرسم یا نه.ولی امیدوارن متوجه منظورم شده باشید.

    اینم بگم که فایل ما بی انتها هستیم رو هم دیدم و منم اعتقادم همینه که بله ما ابدی هستیم.ولی تکلیف این دنیا چی میشه.اگر نگاه خاصی به این موضوع دارید ممون میشم.شاید به یکی از دیگر از سوالات بی جوابم پاسخ داده شد.

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    سلام.

    استاد دارم لحظه شماری میکنم برای اون لحظه ای که بایستید پشت دوربین و پاسخ سوالاتمون رو بدید.چون یقین دارم که خداوند بازهم بوسیله این بنده یکتاپرستش خیلی واضح تر از قبل جواب سوالات بی جوابم رو خواهد داد.

    استاد بعداز چندماهی که با شما آشنا شدم،احساس خیلی عالی ای تو این مدت تجربه کردم.چندروزه که احساس خیلی خوبی رو تجربه نمیکنم مثل اوایل.و متوجه یه موضوع خیلی مهم شدم.اونم اینه که اوایل خیلی روی باورهای توحیدی ام تأثیر گذاشتید و خودمم بدنبال ایجاد ایمانی تزلزل ناپذیر نسبت به قدرت خداوند بودم.بسیار احساسات عالی ای رو تجربه میکردم و لاجرم ثروت و پول بیشتر به سمتم سرازیر میشد.روابطم عالی شده بود.هرچند هنوزم این روند ادامه داره ولی سرعتش بشدت کُند شده. و احساس میکنم از اصل دور شدم.یعنی باور توحیدی.یعنی خداوند.مثل اون داستانی که میگه: همه سوار بر قطار شدند تا به خدا برسند و وقتی به بهشت رسیدند همه پیاده شدند و فراموش کردند مقصدشان خدا بود نه بهشت.

    و اما سوال:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بهترین و تأثیرگذارترین باور و تمرینی که انجام دادید تا به قدرت خداوند ایمان و یقین صددرصد پیدا کردید رو توضیخ بدید لطفا.آیا همون داستان رفتنتون به دل جنگل و موندنتون در اونجا بیشترین کمک رو بهتون کرد؟؟یا تمارین و عوامل تأثیرگذارتر دیگری باعث شده اینقدر ایمان به خداوند پیداکنید که بقول خودتون همه چیز بهتون بده.از سلامتی و روابط عاشقانه گرفته ته محبوبیت و ثروت و فراوانیِ نعمت و همه چیز…

    دیگه بدنبال این باور هستم که شک ندارمد با داشتن این باور،همه چیز خودش بدنبالم می آید.از ثروت و خوشبختی و پول و عشق و همسر گرفته تا سعادتمندی در آخرت.

    بازم میگم استاد بدجوری لحظه شماری میکنم برای اینکه بیاید پشت دوربین.همین که تونستم ریشه این احساسم رو پیدا کنم بسیار خوشحالم و حالا منتظر جواب خداوندم از زبان شما.

    دوستت دارم مردِ با ایمان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    سلام.

    استاد لطفا فرمول و شیوه تغییر باورها رو توضیح بدید.مثلا کسی که مثل من در اعماق ناخودآگاهش این باور وجود داشته باشه که مردم فلان شهر یا کشور ادم های خوبی نیستند.یا هرچی صادق تر باشی بیشتر تورو ابله فرض میکنند و ازت سواستفاده میکنند رو چطور تغییر بدم و به باور قدرتمند کننده تبدیل کنم؟؟؟

    همین یکساعت پیش متوجه یکی از باورهام شدم. برای nامین بار از کارفرمام خواستم که بهم پول بده.هرچی میخوام یه جوری کارکنم که سرماه به ماه حقوقم رو بهم بده نمیشه اخرش.حتی چندبار علنا بهش گفتم.ولی نمیشه.همین چندساعت پیش ازش خواستم 500تومن بهم پول بده.با اینکه از ماه قبل 250 تومن ازش طلب دارم و نیمی از این ماه گذشته ولی باز هم گفت باشه ببینم چی میشه ولی نفرستاد.منم خیلی بهم ریختم و خواستم بهش پیام بدم که فکر یه شاگرد کن و من میرم جای دیگه سرکار.ولی بعد یاد حرف شما افتادم که وقتی تو فرکانس بد باشی همه برخوردهات با ادمها و شرایط همینجوریه.و باید باورهامو عوض کنم.من همیشه اینو شنیده بودم و پذیرفتم که با کارفرماها نباید صادق باشی وگرنه ازت سواستفاده میکنند. و دیده بودم که هرچی شاگرد به کارفرماشون بدی میکنن و از کار میذردن ؛کارفرما بیشتر هواشونو داره.چجوری این باور رو باید عوض کرد و به احساس خوب رسید.

    اینقد گیج شدم که اصلا خودمم نمیدونم چی مینویسم.اگر کسی از دوستان هم جواب منو بده ممنون میشم.

    خیلی خوشحال شدم وقتی ریشه این باور محدود کننده ام رو پیدا کردم ولی نمیدونم چجوری باور قدرتمند کننده بسازم بجاش.

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    بنام خدا

    سلام.استاد آیا شما هنوز سناریو های روزانه مینویسید؟چونکه خودتون بارها فرمودید که به همه تمریناتی که به ماها میدید عمل میکردید یا هنوزم عمل میکنید.

    اگر مینویسید چطور مینویسید؟من ندیدم جایی بصورت واضح توضیح داده باشید.لطفا سناریو از یک روزتون رو برامون بخونید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

    سلام به همگی.

    استاد مطمئنم این فایل جدیدتون بهترین محصولتون خواهد بود که بصورت رایگان در اختیارمون قرار میدید. و مهمترین سوالات زندگیم رو جواب خواهد داد.چون از خداوند خواستم جواب سوالاتم رو از زبان شما بدهد.

    سپاسگذارم بخاطر سخاوت و بزرگیتون که از تجربیات ارزشمندتون در اختیار ما میزارید تا در این مسیر زیبا باهم باشیم.

    استاد من به شخصه چیزی که خیلی باعث میشه احساسم بد بشه احساس گناه بخاطر گناهان بزرگ و کوچیک و خطاهای قدیمی یا جدیدم هست.از اونجا که به گفته خودتون بدترین احساس،احساس گناه است میخوام بدونم چجوری این تضاد و ناخواسته رو میگذرونید.میدونم که خلاصه قانون یعنی احساس خوب داشتن.که احساس خوب داشتن مساوی است با اتفاقات خوب.چون زمانی که به نیرویی برتر از خودم ایمان دارم و باور دارم در هرلحظه و هر شرایطی حافظ و مراقب من است احساس خوب و ارامش دارم و همین یعنی هماهنگ شدن با خودم و خداوند.ولی شیطان رگ خواب منو میدونه.با اینکه ازش اعراض میکنم و مدام این باور رو تکرار میکنم که خداوند بخشنده است و توبه کنندگان رو دوست داره ولی باز هم نجواهای شیطانی منو میبره تو احساس گناه و میگه تو با بقیه فرق میکنی.تو خوب نمیشی.تو خیلی ادم پلیدی هستی.هرچند الان خیلی خیلی بهتر شدم ولی باز هم هستند نجواها.و از اونجا که برای رسیدن به خواسته ها باید در احساس و فرکانس خوب موند و به ثبات رسید؛نجواها و احساس گناه بعداز چندروز احساس خوب داشتن منو فیتیله پیچ میکنه .میخواستم بدونم آیا شما هم چنین تجربه ای در گذشته داشتید؟چه باورهای قدرتمند کننده ای رو ساختید در مورد خودتون و خداوند که تونستید از افکار منفی رها شوید؟؟و من چطور میتونم از تصویرهای ذهنی که از گذشته تاریکم دارم(از نظر خودم خیلی تاریک. که شاید خیلیا بگن ماهم این چنین رفتارهای اشتباهی رو داشتیم) رها بشم و زمان بیشتری رو بتونم در احساس خوب بمونم.یا بهتره بگم کمتر در احساس گناه و فرکانس معیوب بمونم.و سوال دیگه اینکه آیا شما بعد از رسیدن به خیلی از آرزوها و خواسته هاتون بازهم نجواهای شیطانی شمارو اذیت میکنند بخاطر گناهان گذشته دور و حتی خطاهای گذشته ی نزدیک؟

    استاد من کلیت قانون جذب رو که میگه در لحظه زندگی کن و از هرلحظه زندگی ات لذت ببر و احساست رو خوب نگه دار و احساس سپاسگذاری داشته باش و بقیه شرایط و اتفاقات خودشون به نفع تو رقم میخورن رو کاملا درک میکنم.ولی همون احساس گناه فکر میکنم بدترین مشکلم باشه.

    سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم.

    به نیروی برترم قسم که احساس میکنم که جواب سوالم رو جوری خواهید داد که منو مبهوت میکنه و بزرگترین پاشته آشیل خودم و بقیه دوستان رو حل خواهید کرد.

    خدایا با این احساسم مطمئن تر شدم که استاد از زبان تو جوابم رو خواهد داد.عااااااااااااااشقمممم خداجونم.عاااااشقتم استااااد.عااااشقتونم دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3043 روز

    سلام و درود.

    بسیار سوال عالی ای پرسیدید.سوال منم هست این سؤال.اینکه واقعا سهم من چقدره.مثلا الان جایی بعنوان کارمند کار میکنم.و بعضی وقتا کسی(نمیدونم ذهنم هست یا خداوند) بهم میگه اینجا حقت بهت داده نمیشه.یا مثلا تو میتونی جاهای بهتری بری سرکار.ولی بعد این باور که خداوند در هرلحظه و هر شرایطی حافظ و مراقب من هست منو آروم میکنه و میگم من فقط رو خودم کار میکنم و جهان خودش منو به مسیر های بهتر هدایت میکنه.

    واقعا کدوم درسته؟باید فقط روی خودم کار کنم و دستان خداوند رو باز بگذارم یا اینکه همینطور که رو باورهام کار میکنم خودم هم قدم های دیگری رو بردارم.

    یا بقول دوستمون درمورد ازدواج.من یه حسی بهم میگه همسری که بعنوان ایده آل تو نظرت هست رو در زمان مناسب بهت میبخشم.ولی یه چیزی هم میگه خب تو هم باید سهمی انجام بدی. این دوگانگی رو با چه باوری باید حل کرد و با ایمان بیشتر گام برداشت؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: