مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اعظم جم نژاد» در این صفحه: 12
  1. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلام استاد جونم. سحر فکر کنم ساعت 2_3 بود که بیدار شدم دیدم فایل جدید اومده با شوق دانلود کردم و گوش دادم، مثل همیشه 20 و کیف کردم که چقدر راحت سوال هایی رو که جوابشونو نمیدونستید گفتید که نمیدونید، ولی تو رو خدا جواب سوالای منو بدونید و جواب بدددددید???????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    استاد مهربونیم و دستای با خدااااا سلااااااام. سپاس خدا رو و فدای مهربونیات استاد، دیروز که در خواست عیدی دادم ازتون و اومدم قیمت محصول رو نگاه کردم دیدم تخفیف خورده، که نمیدونم قبل از درخواست من بوده یا همزمان با اون، خلاصه آقا سپاس، به لطف خدا من هم سوار اتوبوس شدم، آره خداوند همه چیز می‌شود همه کس را، خدا جونم تمام دوستامو که دلشون میخواد سوار بشن رو سوار کن که نشونم دادی که تو توانایی و آرزوهای بنده هات رو زود اجابت میکنی، از یک ماه یا بیست روز پیش چک سپاسگذاریم نوشتم و بارها به خدا جونم گفتم که من از تو میخوام من کفش هام توی این مسیر پاره شده و نیاز به کفش جدید برای ادامه ی مسیرم دارم (دوره ی جهان بینی). و یه موبایل جدید میخواستم که چک اونم نوشته بودم. و شیطون هی برام حساب و کتاب کرده بود که اعظم با کدوم پول. من به خدا اعتماد کردم و خدا دستاشو فرستاد از جایی که واقعا گمان نمیکردم و دیروز که گزینه ی سبز رنگ خرید محصول رو زدم اشک توی چشمام جمع شد و خریدمش و خدام رو سجده کردم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلااااااام به همگی، عید مباااااااااارک???????استاد جون عیدی میخواااااااااام لطفا تخفیف40درصدی دوره جهان بینی رو دوباره بذارید خواهش خواهش خواهش، خیلیییییییییییییی نیاز دارم، خدا جونم دل استادمو نرم کن تا قبووووول کنه، آممممممممممممممممممممممممممممممممممممین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    استاد جونم دوست جونیا سلااااااام. عاشق همتونم، استاد جون سحر بیدار شدم و رفتم یه سر به بچه های جهان بینی زدم، بچه ها از نجوای شیطان نوشته بودند و از گرفتن پول خورد های کرایه ی تاکسیشون، خیلی عالی بودن. چند روز پیش برای انجام کارم به بانک رفتم و کارم با یکی از کارمندها افتاد که بسیار مهربان و با حوصله بود و کارم رو با عشق برام توضیح می‌داد و من هم طبق کتاب آیین دوست یابی که بهم معرفی کرده بودید توی فایل عزت نفس و رویا، از اون خانوم تعریف کردم و اون هم تشکر کرد و با اینکه سرش پایین بود و داشت کارمو انجام می‌داد احساس کردم داره لبخند میزنه و خوشحال شدم، امروز دوباره کارم به همون بانک افتاد و توی مسیر رفتن به بانک به دلم افتاد که برم پیش رئیس بانک و از اخلاق خوب کارمندشون تعریف کنم، تا این فکر اومد شیطون هم سر و کله اش پیدا شد و تپش قلب گرفتم و دلم ترسید ولی طبق راهکاری که بهم داده بودید قبل از رفتن 2 بار تجسم کردم که دارم خوب این کار رو انجام میدم با اینکه حتی اول تجسم توی دلم میلرزید که نکنه نتونم درست صحبت کنم و زشت بشه، خلاصه رفتم توی بانک و منتظر شدم تا خانم و آقایی که پیش رئیس بودن کارشون تموم بشه بعد من برم و شیطون هم دست بردار نبود میگفت اعظم حالا واقعا مهمه که بری از اون خانم تعریف کنی، حالا بذار دفعه بعد که اومدی بانک بگو و همین طور قلبم تالاپ تالاپ می‌کرد، گفتم من اومدم که این کار رو انجام بدم و میدم من کاری به حرف تو ندارم، همون لحظه اون دونفر که پیش رئیس بودن کارشون تموم شد و من به سرعت از روی صندلیم بلند شدم تا شیطون نتونه ادامه بده و منصرفم کنه، با صدای بلند به رئیس بانک سلام کردم و تشکر کردم به خاطر بانک خوبشون و بهشون گفتم که اون روز من اومدم اینجا و اون کارمند تون که اونجاست چقدر با مهربونی و با حوصله کار منو انجام دادن و گفتم که همچنین کارمندی واقعا شایسته ی تشویقه و رئیس بانک لبخند زد و تشکر کرد و گفت حتما ازشون تقدیر میکنیم، و ازشون خدا خدافظی کردم و خوشحال شدم که تونستم پوز شیطونو خاک مالی کنم از بانک که اومدم بیرون باز هم بدنم همینطور میلرزید و شیطون زر میزد که ببین چون اعتماد به نفس پایینه بدنت داره میلرزه و من بهش گفتم زر زر نکن از خوشحالی بدنم داره بندری میره، من کاری که باید انجام می‌دادم رو دادم و موفق شدم برام مهم نیست که تو چی میگی، دم همتون گرررررم و روز خوووووش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    گلبرگ:

    سلام به استاد مهربوووووونم که هدیه ی خاص خدا برای ماست،یه دنیا سپاس که اینهمه سوال رو خوندید و بهمون جواب میدید و امیدوارم که جواب منو هم بدید،از بابت فایل صوتی دیشبتون هم خیلی مررررسی ،خدا میدونه که قلبم روشن شد که صداتونو شنیدم چقدر خوبه که هستی ما خیییییییلی خوشبختیم به خدااااااا و یه تشکر گیلاسی هم میکنم از بابت عکس های بچه ها که فرستادید که خیلی زیبا بود من. هم عاشق بچه های کوچیکم خیلی لذت بردم دمت گرم پسسسسسسسسسر،استاد جونم در مورد ترسم از امام زمان که از زمان کودکیم در ذهنم داشتم براتون نوشته بودم و متوجه شدم که این پاشنه ی آشیلمه ،به غیر از تمام باورهایی که توی این یک سال و چند ماه ساختم ،باورهایی که به لطف خدا ساختم و مربوط به پاشنه ی آشیلم هست رو براتون مینویسم ،1- دانشمندان ثابت کردند که هرگاه پرتو های نور را به دور انسانی بپیچند میتونن او رو نامرئی کنند و این نامرئی شدن انسان کاملا طبیعی است ،صاحبم هم مثل من یک انسان است و فقط رسالتهامون هست که با هم فرق میکنه (21 روز روی این باور کار کردم )2-صاحبم آقایی ست بسیار مهربان و عزیز ،بسیار زیبا و دوست داشتنی و توانایی غیب شدن و ظاهر شدن صاحبم از محبت خداوند و از علم خدایی هست که به او داده شده تا بتونه در هر لحظه که بخواد دوستانش رو ببینه و از شر دشمنانش در امان باشه(40 روز روی این باور کار کردم)3- سپاسگذارم که با دیدن صاحبم بسیار خوشحال و شادمان میشم و چشم و قلبم مثل یعقوب ع به دیدارش روشن میشه ،من لیاقت یاری و شایستگی دیدارش رودارم (21 روزشاید هم بیشتر روی این باور کار کردم)5-الحمدلله که صاحبم نسبت به ما بسیار رئوف و مهربان است و هر کس که او رو دیده بی نهایت مشتاقه که دوباره ببینتش و همیشه در کنارش باشه 6- به یاری خداوند صاحبم رو در بهترین زمان و بهترین مکان ملاقات میکنم در حالی که هر دو پر از شوق و پر از عشقیم ،ما رابطه ی بسیار زیبا و کامل و رویایی رو با هم تجربه میکنیم 7- خدایی که یوسف و یعقوب رو به هم رسوند من رو هم به صاحبم میرسونه من به او توکل کرده ام و خدا برای بنده اش کافیه،ببخشید استاد مهربونم ،فدای چشماتون بشم که خوندید ،سپاااااااسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلام عزیزترین استاد دنیا،نمیدونم نوشتن اینکه هدفم چی هست درسته یا نه،ولی مجبورم بنویسم و امیدوارم که پاسخی که ازتون دریافت میکنم بتونه کمک بزرگی باشه برای انجام عالی رسالتم ،استاد جونم یک سال و چند ماه هست که دارم روی باورهام برای ظهورامام زمان به طور مرتب و دقیق کار میکنم در مورد اینکه لیاقت اینو دارم که من هم یکی از بهترین یارانشون باشم و حدود 5 ماه پیش وقتی از خدا پرسیدم که چطور میتونم ارتباطم رو به 3 برابر افزایش بدم (طبق فایلی که در مورد ثروت مند شدن بود)و جواب اومد که اعظم تو از امام زمان میترسی و واقعا جواب درستی بود خیلی درست ،وقتی به خودم و به درونم برگشتم دیدم آره ،و درون خودم گشتم که چرا میترسم و فهمیدم که چون امام زمان هم میتونه مثل جن ها غیب بشه و ظاهر بشه ازشون میترسم و توی این 5 ماه خیلی تلاش کردم و چند باور قدرتمند کننده پیدا کردم و خیلی زیاد تصویر سازی کردم و سعی کردم که اونو شبیه یه آدم ببینم که حس میکنم ترسم رو بسیار کمتر کرد ،ازتون خواهششششششششششششششششششش میکنم اگر ممکنه یه فایل مخصوص امام زمان تهیه کنید و اگر باور قدرتمند کننده ای به ذهنتون میرسه به من بگید تا رسالتم رو تمام کنم و به من بگید که چه موقع دیگه باید خواسته مو رها کنم و روی باورهام کار نکنم تا جواب بگیرم ،تا همیشه سپاسگذارتون هستم که منو یاری میکنید مرد بزرگ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلام به خدا عاشقم و به استاد فعععععععععال و مهربونم و دوستای بی نظیرم ،دیروز خواستم به خاطر برنده شدن سوالامو بپرسم و به لطف خدا سوالهام ارسال نشده بود ولی امروز به خاطر این میپرسم که جوابهای شما بتونه منو در انجام عالی رسالتم یاری بده و ممنون و سپاسگذارتون هستم بابت این همه راهنمایی ،1-استادم چه باورهایی باید بسازم برای اسماعیلی که برای انجام رسالتم قربانی کردم و هنوز ناخودآگاه قلبم و ذهنم بدون این که بخوام به سمتشون برمیگرده و یا خوابهای خیلی کم رنگ و کوتاهی در موردش میبینم ,میخوام حالا که به سمت رسالت زیبام حرکت کردم کاملا خالص باشم ،2 -چه باورهایی باید بسازم که همیشه فکر میکردم که خدا لذت میبره که منو صبور میبینه وقتی که از لحاظ مالی توی وضعیت خوبی نیستم یا فکر میکردم چه فرقی میکنه که سوار ماشین پیکانمون بشیم یا ماشین مدل بالاتر داشته باشیم اینها که هر دوشون آدم رو میرسونن و آدم باید ساده زندگی کنه و راضی باشه،یا در مورد موبایلم که این روزها داره واقعا “اذیتم میکنه و همیشه میگفتم اگه میلیاردها تومن هم به من بدن حاضر نیستم اینو با هیچ گوشی دیگه ای عوض کنم بس که چیزهای خوشی رو با این گوشی تجربه کردم .3-یا چه باوری باید بسازم وقتی که گاهی فکر میکنم چه فایده که به ثروت برسم وقتی که کسانی رو که دوستشون دارم رو دیگه ندارمشون و اونها رو رها کردم 4 -چه باوری در مورد جن باید بسازم وقتی که هنوز حتی گاهی توی خواب هم ازشون میترسم 5-چه باوری باید بسازم وقتی که شیطون میادتوی ذهنم و منو از مرگ عزیزانم میترسونه که اگه مثلا به هدفهام برسم و اونها نباشن چی که اونها هم خوشبختی رو تجربه کنند 5- چه باوری باید بسازم که توی این چند ماه گذشته انگار ته وجودم لذت میبره که یخچال خونه خالی باشه و مثلا دوستم بیاد و ببینه که من چطوری دارم زندگی میکنم ،اینها خیلی زشتند بی پولی زیبا نیست ،در بند بودن زیبا نیست و من میخوام که خوشبختی واقعی رو هم توی این دنیا و هم اون دنیا تجربه کنم میخوام خدا ازم راضی باشه میخوام خودم هم راضی باشم ازخدا از دنیا از خودم لطفا”کمکم کن استااااااااااااد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلااااااام سمانه ی عزززززیززززززم، سپاسگذارم از تشویقت که خوشحالم کرد و خوشحالم که خوشحال شدی و خندیدی???، جمله سنگین بود صلوااااااااااات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: