مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 100 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام خداوند مهربونم

    خدایا شکرت که همواره رهایی رو یادم میاری

    خدایا شکرت که من رو هدایت میکنی و من دارمت خدای من

    خدایا شکرت منو دوباره انداختی تو مسیر خواسته های خودم

    یه مدت یه شرایط خوب بهم دادی و بهم نشون دادی که زهرا نگا تو بهتر از این ها رو میخوای

    پیدا میشه شرایط خوب پول خوب ادمای خوب همونجوری که تو میخوای هست فقط توکل کنم به خودت که تو برام همه چیو میچینی خدای من

    کار دلخواهمو کاری که برای منه بهم میدی و من رو به مسیرم هدایت میکنی و اسانم میکنی بر اسانی ها

    تو هر مسئله ای که بهش بر میخورم میگم من تو رو دارم و همین برام کافیه

    تو برای من عشق میشی ثروت میشی ازادی مییشی

    خدایا شکرت

    میخوام کمکم کنی چسبیدن و نگرانی ازدواج رو ول کنم و من رو به بهترین شکل به ازدواج دلخواهم با فرد مورد علاقم به موقع هدایت کنی

    خدایا شکرت

    خیلی دوست دارم خدای من

    اروم میمونم

    رو خودم کار میکنم

    رها میکنم

    و با لذت مسیرمو ادامه میدم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    گندم گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    با سلام و احترام

    مدت بسیار طولانی است که هیچ اثر و ردپایی از خودم در سایت برجای نگذاشته ام.

    در این مدت پستی و بلندی های زیادی را پشت سر گذاشته ام. اما اخیرا (شش ماه پیش) احساس کردم که زندگی ام به یک تغییر احتیاج دارد چون حس می کردم دچار سکون شده ام. از آنجا که فردی اهل مطالعه و کتاب هستم، یک روز از شهرکتاب دو سه جلد کتاب جدید خریدم اما هر کدام را که شروع کردم ، مرا راضی نکرد. پس کتاب ها را کنار گذاشتم. چند پادکست پیدا کردم و یک برنامه برای گوش دادن به پادکست تنظیم کردم.مدتی با گوش دادن به پادکست سپری شد. اما این راهکار هم مرا قانع نمی کرد. فکر کردم شاید بهتر باشد کلاس زبان ثبتنام کنم، شاید نیاز به تقویت مهارت زبان داشته باشم. اما کلاس زبان را هم ادامه ندادم چون مرا ارضا نمی کرد. تا اینکه یک روز یک ایمیل از گروه تحقیقاتی عباسمنش دریافت کردم. صدایی در ذهنم پیچید” شاید سایت عباسمنش همان چیزی باشد که جستجویش می کنم؟!” اما ذهن منطقی ام گفت “نه این هم نیست.” اما ته قلبم احساس دیگری داشتم. حس می کردم من باید به این سایت برگردم. پس به خودم گفتم “منتظر یک نشانه دیگه می مانم، اگر باید وارد همین مسیر شوم حتما نشانه دیگری مرا هدایت خواهد کرد.” چند روز گذشت (نمی دانم چند روز!) و دوباره یک ایمیل از گروه تحقیقاتی عباسمنش دریافت کردم. مطمئن شدم که باید وارد سایت شوم و تغییری که می خواهم را در این سایت جستجو کنم. اوایل از بخش “مرا به سوی نشانه ام هدایت کن” هر روز یک فایل جدید را تماشا می کردم و عجیب بود که جواب سوالی که در همان روز جستجو می کردم در همین فایل ها پیدا می شد. چند روزی گذشت تا اینکه به پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر” هدایت شدم. این پروژه به نظر بسیار جالب می رسید من به دنبال یک تغییر آهسته و گام به گام بودم، به دنبال یکسری فایل منسجم که با هدف مشخصی مرا در یک مسیر مشخص هدایت کند. پس این پروژه را شروع کردم. همان روز گام 14 ام پروژه روی سایت قرار گرفته بود اما من از گام اول شروع کردم و هر شب فایل یک گام را تماشا می کردم و نکات را می نوشتم و پیش می رفتم. جالب بود که حالم بسیار بهتر شده بود، استرسم کمتر شده بود، روابطم حتی، هر روز بهتر می شد، پروپوزال دکتری را بهتر پیش می بردم، و به طور کلی احساس می کردم همان تغییری که به دنبالش بودم دارد اتفاق می افتد و من از مداری که در آن گیر کرده بودم، دارم به سوی مدار بالاتر حرکت می کنم.

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر تمام شد و حضور من در سایت هم کمتر. اما هر وقت به راهنمایی احتیاج داشتم، می آمدم و از بخش “مرا به سوی نشانه ام هدایت کن” یک فایل را تماشا می کردم، جواب مسئله ام را پیدا می کردم و می رفتم. اما دوست داشتم اتفاقات خوب به طور منظم و منسجم هر روز در زندگی ام رخ دهند نه اینکه گهگاهی بیایم در سایت چرخی بزنم و برگردم. دوست داشتم جریان تغییر و بهبود شرایطم یک جریان پیوسته و دائمی باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم از امروز 1 فروردین سال 1404 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر را یکبار دیگر شروع کنم و پیش بروم.

    اما یک مسئله اساسی وجود دارد. در شروع این فایل جناب عباسمنش می فرمایند:”توحید (فقط روی خداوند حساب کردن و قدرت را به او دادن)، سرعت موفقیت را به سرعت بالا می برد چون در این حالت فکری، از نظر فرکانسی نه تنها خلاق ترین فرکانس ها را به جهان ارسال می کنی بلکه درباره خواسته خود، کمترین مقاومت، کمترین ترمز و بیشترین اطمینان قلبی را داری.” اما من اساسا خدا را باور ندارم. سوالی که از شما دارم اینست: من چه چیزی را می توانم با مفهوم خداوند جایگزین کنم که برای ذهنم قابل پذیرش باشد؟ من خداوند را به این معنا که کسی قدرتی بیش از ما دارد و جهان و اتفاقات آن را کنترل می کند باور ندارم و نمی توانم باور کنم. انرژی بودن و سیستمی بودن خداوند را هم درک نمی کنم. ممکن است این مفاهیم را برای من بیشتر توضیح دهید؟

    بسیار سپاسگزار سخاوت شما هستم که تجربیات ارزشمندتان را در اختیار همگان قرار می دهید.

    با آروزی سلامتی و سعادت

    سال نو مبارک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 947 روز

    به نام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره.

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،

    و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.

    تصویر ذهنی استاد از قوانین…

    استاد :

    برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.

    من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.

    من باید :

    بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”

    بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”

    بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”

    و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.

    پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.

    و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.

    یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :

    -تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.

    -احساس خوب=اتفاقات خوب

    -جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.

    اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.

    باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.

    و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،

    ” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”

    باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.

    پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،

    بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،

    تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.

    اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.

    تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .

    چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.

    اینکه :

    -به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.

    -اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.

    -اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.

    -اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.

    -اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .

    -اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.

    -اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،

    -اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.

    تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.

    (استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)

    تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،

    این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.

    این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.

    وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،

    خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،

    وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،

    اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،

    ” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.

    چه زمان ؟

    زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.

    ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.

    من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟

    من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.

    و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.

    توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،

    پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.

    افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.

    پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.

    وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،

    و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.

    وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.

    همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.

    هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.

    یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.

    عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.

    چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.

    این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،

    طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)

    اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،

    حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،

    این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.

    کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،

    میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….

    گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.

    و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،

    -ما هرچی داریم ازآن خداونده ،

    -نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،

    -در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.

    -من خالق زندگی خودمم.

    -من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.

    -اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.

    -الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،

    -انّا لله و انّا الیه راجعون ،

    -من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)

    -من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )

    اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.

    وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،

    اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.

    باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)

    باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،

    باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟

    باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،

    موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .

    همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.

    مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،

    یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،

    من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.

    یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.

    حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.

    (مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فرشته پورجعفری گفته:
    مدت عضویت: 425 روز

    1404/4/29

    سلام براستادعزیزوتمامی دوستان عزیز

    من فروردین ماه باسایت استاداشناشدم.چندروزی رادرسایت میچرخیدم وبعضی مطالب راگوش میدادم.

    وبعد یک هفته دوره عزت نفس راخریدم وشروع کردم به گوش دادن وتمرین کردن .بعدازان دوره 12قدم راخریدم .قدم اول راشروع کردم گوش دادن وانجام تمرین ستاره قطبی وهرروز سعی می‌کردم روی خودم کارکنم.وافکارو ورودی های ذهنم راکنترل کنم.ازهمون جلسات اول دوره حس آرامش داشتم.گاهگاهی هم درهایی برام درکارم بازمیشد.

    ومن همچنان روی خودم کارمیکردم وتمرینات راانجام میدادم.

    ولی بعدازمدتی فاصله من ازسایت بیشترشد.

    تمرین ستاره قطبی راهرروز می‌نوشتم ولی دیگه جواب نمیداد. وعلتش این بودکه فقط می‌نوشتم وهیچ احساسی نداشتم.درواقع احساسم پرازشک وتردید بود.

    مسائل ومشکلات کاریم روزبه روزبیشترمیشه ومن هرروز ناامیدتر ازقبل .ولی یک زمزمه ویک احساسی به من مدام میگه تومیتونی.توموفق میشی.

    وامروزدوباره تصمیم گرفتم دوره 12قدم رادوباره شروع کنم.اولین جلسه ازمهاجرت به مداربالاترراهم همزمان استارت زدم. همان طورکه استاد میفرماین تازمانی که هرروز روی خودمان کارکنیم به همان صورت نتایج میاد.درسته اولش شایدنتایج خیلی کمرنگ باشه ولی روزبه روز اگراستمراربه خرج بدیم نتایج هم تغییرخواهد کرد.

    خدایا ممنون وسپاسگزارم که دوباره شروع کردم.

    خدایاشکرت که دوباره درمدارقرارگرفتم.

    خدایاشکرت بابت آموزه های استاد.

    خدایاشکرت شکرت شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    فروغ گفته:
    مدت عضویت: 812 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    استاد جان بسیار سپاس بابت این درس عالی

    باور از ورودی و اطلاعات درست میشود .

    اطلاعات ورودی از خانواده ، دوستان ، فیلم ها ، اتفاقات ، تجربیات ، شنیده ها و دیده ها وارد ذهن و مغز ما میشود . ذهن هم پی آن گفته ها و شنیده ها را گرفته و آن ها را قوی تر و پر رنگ تر میکند . در واقع به آنها شکل میدهد و طبق موقعیت و خواسته ما آن اطلاعات گلچین می شوند . این اطلاعات گلچین شده یک سری پیش فرض ها را برای ما میسازد . بعد ذهن این اطلاعات را جمع بندی و نتیجه گیری میکند . و در نتیجه باور در ما شکل می گیرد .

    حال با این باور اتفاقات بیرونی شکل میگیرد .

    بنابراین اگر من مثلا بخواهم باور فراوانی را در خودم شکل بدهم می بایست تمام تلاشم را برای ورود اطلاعات درست و منطقی برای ذهنم داشته باشم به طوری که برای ذهنم این امر باور پذیر شود .

    در این راه همانطور که استاد گفتند استمرار و پذیرفتن قانون تکامل اصل اساسی است .

    باورهایی مثل باور امکان پذیری خواسته ، باورهای توحیدی ، توانایی و قدرتی که خداوند در وجود ما گذاشته است برای دستیابی به خواسته ها و همه ی باورهای قدرتمند کننده و… همه جهاد اکبر می خواهد .

    یک برنامه منسجم و مستمر می خواهد .

    خداوند را برای درک این آگاهی ها سپاسگزارم .

    استاد جانم از شما ممنونم و برای شما آرزوی سلامتی و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو دارم .

    همچنین از خانم شایسته عزیزم و همه دوستان عزیزم بابت کامنت های با ارزششون سپاسگزارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سحر ذوالفقاری گفته:
    مدت عضویت: 268 روز

    سلام بر استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته

    خدارو شکر میکنم به مدار بالاتر راه یافتم خدارو شکر گذارم که هروز روی خودم کار میکنم و بهترو بهتر شدم سپاسگذارم من باتوجه به فایلهای گام اول هروز گوش میدادم و هنوز ک هنوزم باز گوش میدم نکته بردای میکنم و درکت میکنم صحبت‌های استاد عزیزو و دوست‌داشتنی همیشه به بحث توحید اشاره دارید و توجه میکنید منم هروز سعی کردم قرآن بخونم و درک کنم بنظراستاد عزیز سوالی اگر پیش میاد باید واقعا به قرآن وسایت مراجعه کنید .خدارو شکر میکنم سرکار خودم میرم مغاز بزرگ گرفتم مغازم قبلا کوچیک بود

    خداروشکر میکنم من هنوز راه نیفتاد مغازم مراجعه کنند دارم چون هروز روی ذهنم کار میکنم همیشه میگم سرم شلوغه میشه مشتری‌های پولدار شهرمون به سمت مغاز من میان کارو کاسبی عالی میشه تصویر سازی ذهنی میکنم خدارو شکر با خودم صحبت میکنم در مورد کارم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      نعمت اله صادقی گفته:
      مدت عضویت: 2925 روز

      چه توضیح زیبایی…

      وقتی انسان با خداوند هم‌جهت می‌شود، در واقع خود را در مدار لطف و فضل الهی قرار می‌دهد.

      در این مسیر، زندگی دیگر با مبارزه و نگرانی همراه نیست، بلکه با آرامش، اعتماد و جریان طبیعی خیر پیش می‌رود.

      فضل الهی، هدایت، فرصت‌ها و حتی نتایج را به شکل طبیعی به انسان می‌رساند و مسیر رشد و تحقق اهداف را هموار می‌کند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مجتبی اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 3385 روز

    سلام به همه دوستان عزیز واستاد عزیزم این چند وقت خیلی حس حالم حوض شده .اینقدر که فایل های صوتی وتصویری شما رو میبینم وگوش میکنم که نگو انگار که خودم پشت دوربین ایستادم فیلم برداری میکنم .والان یه سوالی دارم از حضور شما .شاید این یک سوال جدید باشه کسی که چند سال خود ارضایی کرده وخیلی به خودش بدنش ظلم کرده .الان میخواد خدایی که نزدیکش بود رو با تمام وجود حسش کنه ……….اما خود درونم نمیزاره .که ثرروتمند یشم .ترس داشته باشم از آزادی .تر س داشته باشم ازاینکه شغلی که دوستش ندارم رها کنم و کاری که مدتها بود شروع نمیکردم به خاطر اینکه پول ندارم واز اینکه میترسیدم .شاید این سوال کمی ساده باشه برای دوستان .اما استاد جواب این سوال زندگی من رو متحول میکنه.من همیشه میخوام تعقییر کنم .از کجا باید شروع کنم بخدا خسته شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    علی اکبر غلامی گفته:
    مدت عضویت: 3131 روز

    سلام خدمت آقای عباس منش و دوستان

    سوال من درباره ی تکامل هست .

    روانشناسی ثروت رو گوش کردم ولی این موضوع هنوز برام روشن نیست خوب درکش نکردم.این موضوع باعث افراط و تفریط در رفتارهام میشه که یا هیجانی خیلی سخت روی باورها کار میکنم که زود نتیجه بگیرم یا مدتی بی خیال میشم .مثلا وقتی یک باور قدرتمند رو به خودم میگم ذهنم اونو پس میزنه .

    تکامل در باورها چطوری هست

    تکامل در ثروتمند شدن چطوری هست

    تکامل در مسیر زندگی، رفتارها و ایمان

    شاید سوالم رو واضح مطرح نکرده باشم ولی منظور درباری تکامل هست.سپاسگزارم از آقای عباس منش و دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محمدحسین گفته:
    مدت عضویت: 3728 روز

    سلام بر همه …

    آقای عباسمنش یک سوالی داشتم که مدتیست که باهاش ذهنم مشغوله … شما در همه ی موارد باورها و اطلاعات مورد نیاز که در زمینه ی مدیریت افکار و باورها و اینکه از چه ذهنیت و فکرهایی به دور باشیم یا به چه افکار و باورهایی نزدیک تر بشیم صحبت کردید …. من یک کاسبم و از طرفی میدونم که منظوره شما وقتی که میگید 99 درصد اتفاقات زندگی مارو باورهای ما بوجود میاره و تنها یک درصد باقی مونده رو ما باید حرکت کنیم تا کامل بهش برسیم یعنی چی و حتی خیلی جاها بهش رسیدم… فقط من یک سوالی برام پیش اومده که چرا شما در مورد همون یک درصد حرکتمون که چکار باید بکنیم صحبت نمیکنید؟! مثلا منه کاسب که کارم رو به تازگی شروع کردم ( بنا به گفته ی شما که حرکت کن و در حین کار متوجه میشی و میسازی و حتی به مسئله بخوری راه حل درونش هست و حل میشه )) یعنی شما میگید من باورهام درست باشه قوانینی که برای کاسبی هست مثله اینکه از درآمدم حتما قبل از خرج کرد مبلغ اصلیه اجناسم رو بیرون بکشم و بعد سود خالصم رو هم 60 درصدش رو واسه خودم و 40 درصدش رو پس انداز کنم تا هیچوقت به مشکل نخورم!! و خیلی اطلاعات اینطوری که در کناره باورها به کمکه ما میان برای بهتر مدیریت کردنه سرمایه و سرمایه گذاری ( اینکه مثلا دارایی چی هست و بدهی چیه؟!! ) میخواستم بدونم اینارو در موردشون کجا صحبت کردین؟( روانشناسی ثروت 3؟؟) یا اصلا اینا توی حیطه ی کاری شما نیست و با درست کردنه باورهامون ما به دونستن اینها هدایت میشیم؟!!! یا نکنه کلا مهم نیست!!! یک مدته موندم اگر اینا مهمه چرا آقای عباسمنش توی روانشناسی ثروت 1 صحبتی ازش نکرده؟!!‌(البته ناگفته نمونه من 10 جلسه رو فقط دیدم و نه همه !) ممنون میشم جوابمو یکی بده و منو از گیجی در بیاره … مرسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      زهـــرا گفته:
      مدت عضویت: 3013 روز

      سلام همراه گرامی.

      اینکه چقدر سود برداشت و چطور مدیریت کرد و…. اینکه استاد دقیقا بیان یاد بدن نحوه حسابداری و…. رو نه! اصلا اینطور نیست. چون ازین جور اموزشها که توی کل نت فراوونه. استاد یاد میدن که چطور به بهترین ایده ها برسیم و عملیشون کنیم. و راه رسیدن به خواسته ها برای هرکسی کاملا شخصی هست (منظورمpersonalized ) و هرکسی به راه مخصوص خودش هدایت میشه. چیزهایی که قراره بدونید و یاد بگیرید و توی مسیر مهمه براتون، بهتون گفته میشه.کسانیکه میتونن به رشد و اگاهی شما کمک کنن وارد زندگیتون میشن. یه فرمول خاص نداره که مثلا بگن اینقدر سرمایه رو اینکارو کن یا فلانقدر پس انداز کن و… .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    علی اکبر غلامی گفته:
    مدت عضویت: 3131 روز

    سلام خدمت آقای سید حسین عباس منش و دوستان

    توضیح درباره اینکه تکامل هر فرد چگونه صورت میگیره که به خواسته یا اون جایگاهی که مدنظر داره برسه

    پیش میاد که فرد میخواهد خیلی زود اون خواسته رو به دست بیاره چطور میشود عجله رو کذاشت کنار یا در اون شرایطی که هست ولی حتی به خواسته وجایگاهی که میخواهد حتی نزدیک هم نیست امید داشت وصبر کرد و باور سازی

    تکامل در مورد ثروتمند شدن شما چگونه صورت گرفت که با خیال راحت ،ایمان،آرامش و اطمینان مسیر را پیش میرفتین، چگونه به ذهنتان آرامش میدادین که عجله نکنه

    شاید این موضوع درک نکردن تکامل و عجله کردن مساله خیلی ها باشه .اقای عباس منش و همه برادرا و خواهرای گلم رو دوست دارم.سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: