مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 146 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













سلام به تمامی دوستان و عزیزان خانواده عباس منش و تشکر می کنم که نظر من رو هم می خونید.
وقتی همین الان داشتم ویدیوی “مصاحبه شما با استاد عباس منش” رو نگاه می کردم وقتی استاد داشت راجع به اینکه یک چیزی در درونش بهش می گفته که آهویی رو رها کنه و بعد هم نهایتاً آهویی رو به همراه بقیه ی حیوانات رها می کنه تا خدا از اون ها مراقبت کنه و ابتدا نجواهای حاصل از صحبت های دیگران به اون اجازه نمی ده اما نهایتاً تسلیم الهامات درونی شده و اون ها رو به حال خودشون رها می کنه و به خدا و قوانینش اعتماد می کنه، می بینه که شرایط بسیار ساده تر از اون چیزی بود که فکرش رو می کرد و فقط باید اجازه می داد به خودش که تسلیم خدای درونش بشه و باید تنها به اون اعتماد می کرد. این پرسش به ذهنم خطور کرد که قطعاً در زندگی استاد بارها این اتفاق افتاده و این اتفاقی هست که برای همه ی ماها در مواجه با دو راهی ها و چند راهی های زندگی می افته که بسپاریم و تسلیم پیام های الهی که به ما الهام می شه بشیم یا نه؟ و تفاوت موفق شدن و موفق نشدن های ما و میزان موفقیت ها و آرامش ما هم بستگی به همین تسلیم شدن و تسلیم نشدن و میزان اعتماد و تسلیم شدن ما داره، اینکه چقدر مسلمانیم یعنی اینکه چقدر تسلیم و اعتماد می کنیم. واقعیت اینه که فکر کنم خیلی از دوستان هم دوست دارند مثل من به طور ملموس تری راجع به خیلی از شرایط مشابه ای که استاد در ابتدا با اون ها مواجه می شده بدونند، یعنی اولین اتفاقات و شرایطی که به طور آگاهانه ، استاد عباس منش با اون ها روبرو می شده و در نهایت تسلیم الهامات درونی اش می شده! در واقع من می خوام به طور ملموس لیست و روندی از مجموعه اتفاقات وشرایط مشابهی رو که در زندگی سیدحسین عباس منش در خانواده و زندگی و کار و ارتباطاتش بر سر این دو راهی ها قرار می گرفته و کاری که انجام می ده رو به طور مفصل و با جزئیات بدونم. قطعاً این اقدامات هم در حوزه ی کار بوده و هم در حوزه ی خانواده و به خصوص در ارتباط با همسر و بویژه در ارتباط با تربیت و نحوه ی نظارت بر فرزندش میکائیل و همچنین در خصوص محیط کار و ارتباط با کار و همکاران و کارمندان. مثلاً یک آدم چطوری و به چه شکلی می تونه تنها فرزندش رو که خیلی هم علاقه مند به اون هم هست به خدا بسپاره و اون وقت تربیت فرزند شما به چه شکل هست آیا در مورد فرزندتون هم همین برخوردی رو که با آهویی داشتید اعمال می کنید؟ آیا با کارمندان و همکاران و همسرتون هم همین برخورد رو داشتید؟ استاد عزیز دوست دارم از حافظه تون کمک بگیرید و در خصوص این موارد مهم ترین ها و ملموس ترین ها رو از موقعی که تصمیم جدی گرفتید که تغییر کنید رو برامون با جزئیات شرح بدید.
سلام خدمت استاد عزیز
راستش سوالی که خیلی ذهنمو درگیر کرده،یه بار دیگه ام پرسیدم .اینکه آدما با توجه وافکار خودشون اتفاقات خوب یا بد وجذب میکنن ..پس تکلیف بچه ها چیه ؟؟؟اگه بگیم با افکار خانوده اتفاقات پیش بیاد به نظرم با عدل خدا جور نیست .
سلام
خود روح تصمیم گرفته وارد چه جسمی بشه
سلام .خود روح رو چه حسابی همچین تصمیمی میگیره ؟اگه ما قبل از اینکه به دنیا بیام فرکانس داریم چطوری فرنکانس منفی یا مثبت شده ؟ البته منظورم از سوالم بچه هایی بود که قربانی اتفاقات بد میشن
باسلام به استادپرانرژی ومهربونم قبل ازهرچیزاستادحان لاغرشدیدخیلی عالیه وسوال دوستان سوالهای خیلی عالی کردن مثلااقاسامان اقراری منم یه سوالی دارم خیلی توذهنم میچرخه وهنوزجوابی پیدانکردم براش ازاونجای که مامسلمان هستیم وتوکشورمون ایام محرم وصفرهست یاوفات یاشهادتهای دیگرامامانمون وماازبچکی به اینهاخیلی اهمیت دادیم ولی اززمانی که باشمااشناشدم خیلی کمترکردم این مساعل رومنظورم عزاداری وسیاه پوشیدن حالامیخوام نظرشماروبدونم مثلا شب قدرممنون میشم پاسخ بدیدچون خیلی برام سوال هستش باتشکرفراوان
سلام استاد عزیز و پر انرژی
یکی از اون بزها خیلی پر شیره و انگار داره با زحمت حملشون می کنه ، نمیشه ،شیرش را بدوشید؟ حتما بچه هم نداره که از شیرش بخوره
سلام فیروزه خانم
ماهم همش نگران این بزه هستیم گناه داره اخه ……
حتمن دنبال استاد هم همش میره شاید میخاد با زبون بی زبونی بگه شیر منو بدوشید ????
سلام و عرض ادب به استاد خوبم جناب عباس منش
شاید این سوالی که من میپرسم مشکل خیلی از دوستان دیگه هم باشه و اون اینه که چطوری باید تمرکز کنیم؟ چطوری باید تلویزیون نگاه نکنیم ؟ روزهای که تعطیل هستیم و وقت بیشتری داریم حوصلمون سر میره ناخوداگاه تلویزیون تماشا میکنیم, میشه داخل سایت فیلم یا مستندهای معرفی کنید که بهمون انگیزه بده و وقتمون بیخودی صرف تلویزیون اینستاگرام تلگرام نکنیم؟
2- کتاب ها و فایلهای شما انرژی خوبی به ادم میدن ولی فرار هستن زود از یاد میرن, بیش از حدم که گوش میکنیم زده میشیم , میخواستم بدونم راهکار چیه؟؟
درود برشما بنده خوب خدا
ودرود بر تمام راهپویان حقیقت
همانطور که بارها فرموده اید اصل همه چیز فرکانس است.سوالم این است -با توجه به محیط وتداخل امواج-در مرحله دریافت چگونه فرکانس خود را تنظیم کنیم وچگونه در این فرکانس بمانیم؟
سلام خدمت استاد دوست داشتنی و دوستان عزیزم
استاد عجب ایده ی بکری بود این کار…..واقعا تحسینتون میکنم
استاد واقعیتش من الان دقیقا در همان جایگاهی هستم که شما در سال 91 بودید.مخصوصا از زمانیکه هماهنگی ذهن و روح و قدرت احساس خوب را درک کردم و هر روز در زندگیم اجرایش کردم انگار جریانی از خواسته های آگاهانه و حتی ناآگاهانه ام که مدتها به دنبالشان بودم ولی اجازه ورودشان را نمیدادم وارد زندگیم شدند.از روابط بسیار عالی و صمیمی با انسانهای فوق العاده موفق و ثروتمند و ارزشمند ومعروف گرفته تا بی نهایت احساس آرامش عمیق و رضایت واقعی از همه جنبه های زندگیم وسلامتی وهزاران خواسته کوچک و بزرگ دیگر….
ولی استاد من هیچوقت نمیتوانم کتمان کنم که من هنوز از لحاظ مالی نتایج پایدار و دلخواهم را نگرفته ام.مثلا در سال اول آشنایی ام با شما از صفر صفر به یک عالمه از رویاهایم از جمله گوشی دلخواهم موتور رویاهایم مسافرتهای دلخواهم سلامتی ای که سالها بدنبالش بودم ملیونها پول از جاهاییکه اصلا باورم نمیشد و تاسیس یک گلخانه با یک کارگر دائم و سه کارگر نیمه وقت که همیشه شغل مورد علاقه ام بود رسیدم .ولی متاسفانه آرام آرام غرق در کارهای گلخانه شدم و زمانیکه چشم باز کردم دیدم یک دانشجوی 22 ساله ام که با کلی تلاش و دوندگی در گلخانه 30 ملیون تومان هم زیر صفر رفته ام با یک عالمه طلبکار و چک و نگرانی….! و ایمان و اعتماد بنفس عظیمی که به یکباره در وجودم فرو ریخت. البته به لطف خدا طی یکسال تقریبا همه ی این بدهی ها را صاف کردم و بعد هم از سختی ها و تضادهای گلخانه به وضوح رسیدم و وارد بیزینس آنلاین شدم. ولی این موضوع مالی گاهی اوقات نجوا های شیطان را به جانم می اندازد و در مورد آینده و رویاهایم نگرانم میکند.
استاد من میدانم که ما همه خواسته هایمان را برای رسیدن به احساس خوب میخواهیم و همین الان هم میتوانیم با هماهنگی ذهن وروح به احساس خوب برسیم و در مسیر خواسته هایمان حرکت کنیم و صد البته هر روز برای این هماهنگی زمان و انرژی میگذارم ولی نمیتوانم کتمان کنم که چقدر پیشرفت مالی برایم اهمیت دارد چون به همه جنبه های زندگیم گره خورده.
استاد لطفا چند لحظه خودتان را در جایگاه الان من و سال 91 خودتان تجسم کنید وکمی واضحتر توضیح دهید که خب الان اگر جای من بودید دقیقا چه میکردید؟ به صورت کاملا ساده و روشن و واضح. مثلا بگویید از همین امروز تا حدودا چه مدتی و به چه صورتی روی چه باوری کار میکردید و تا چه زمانی به کار کردن روی این باور ادامه میدادید؟ یا با تجربه ای که شما دارید اولین و بهترین باوری که پیشنهاد میکنید چیست؟ چون میدانم که این سوال نه تنها سوال من بلکه سوال اکثر دوستانم و بچه های سایت است. ممنون میشم اگه با جزئیات بیشتری به این سوال پاسخ بدید.
سوال دوم :
استاد من میدانم که ما باید هماهنگی ذهن و روح را در هر لحظه از زندگیمان انجام دهیم ولی وقتی برای یک مدت چند هفته ای مثلا در مورد روابط سعی میکنیم فقط با یک باور خاص این هماهنگی را ایجاد کنیم انگار آن باور دیگر مثل اول کار به ما احساس خوب نمیدهد و برایمان تکراری میشود. استاد میخواستم بدانم چگونه میشود روزها و هفته ها و ماهها پشت سر هم با همان نشاط و احساس خوب روزهای اول مثلا روی باور فراوانی کار کنیم تا در ذهنمان تثبیت شود بدون اینکه برایمان حالت روزمرگی بگیرد ؟
سوال سوم :
استاد یک سوال هم در مورد قانون تکامل داشتم. همیشه وقتی خوانندگانی مثل بهنام بانی یا ماکان بند را میبینم اول در ذهنم بخاطر موفقیتهایشان تحسینشان میکنم ولی بعد این سوال در ذهنم ایجاد میشود که آیا رسیدن به این حد از ثروت و شهرت و موفقیت در کمتر از یکسال آیا با قانون تکامل سازگار است یا یک جهش سریع است که بعدا سقوط آزاد به همراه دارد ؟ میخواستم بدانم که آیا میشود از صفر در کمتر از یکسال تکاملمان را از لحاظ مالی طی کنیم در حدی که به زندگی و ماشین و ملکهای ایده آل و دلخواهمان برسیم ؟
سوال چهارم :
استاد همیشه وقتی به مهاجرت به امریکا فکر میکنم اولین سوالی که در ذهنم ایجاد میشود اینست که شما چگونه با وجود تحریمهای مالی درآمد حاصل از بیزینسهای ایرانتان را به حسابتان در امریکا منتقل میکنید ؟ و در همان ابتدای مهاجرتتان چگونه اینکار را کردید ؟چون انگار این برایم یک باگ ذهنی شده که نمیگذارد راحت به موضوع مهاجرت فکر کنم. هر چند که سعی کردم سوالاتم را به ترتیب اولویت و اهمیتشان بپرسم ولی ممنون میشم اگر به این سوال هم پاسخ بدید.
بازم بابت این فرصت عالی که برامون فراهم کردید سپاسگزارم استاد
سلام دوست عزیز
در مورد سوال چهارمتون :
من خودم ساکن استرالیا هستم انتقال پول به راحتی از ایران توسط صرافیها به هر کجای دنیا صورت میگیرد ربطی به تحریم ها ندارد…بانک مرکزی ما تحریم هست و سوییفت کدها باز نیست و ایرانی ها نمی تونن مستر کارت و…داشته باشن…و این که استاد گفتن که در آمد دلاری هم دارن و به حساب پی پال ایشون واریز میشه پس لازم نیست کل درامد ایرانشون رومنتقل کنند.
خانم معصومی عزیز سلام
از پاسخ زیبا و کاملتون سپاسگزارم.?
سلام ایتاد عزیز و دوست داشتنی از هر جهت فوق العاده ای و هر روز میتونی و می تونیم عالی تر باشیم
اکثر ماها سیدن به حال خوب و تجربه کردیم کم و بیش و کلی مطلب درباره احساس خوب که راه رسیدن به خواسته هاست رو میدونیم ولی می خواستم بپرسم اون چیزی که باعث میشه همیشه یا اکثر مواقع تو اون احساس و حال خوب باشیم چیه و تو تمام خواسته های اون چه باور هایی که با توجه به اینکه احساس خوب و عالی به ما باید بده چیه چه نوع نگاه و باور یا کاریه چون همه انسان ها با تضاد روبه رو میشن که اون خودش خواسته خارو به وجود میاره ولی موندن تو اون احساس و لذت و شادی چیه حالا تو زمینه سلامتی ثروت روابط اعتماد بنفس خانواده و هرچیز دیگه…..
خیلی خوب وعالی هستی استاد عزیز و دوست داشتنی هر دفعه شما بهتر و کاملتر میشی و ایت خیلی عالیه
سلام
یکی از سوالاتی ک همیشه برام مهم بوده در مورد پرداختن بها هست
ما چرا بها پرداخت میکنیم؟مگر در جهان کمبودی وجود داره ک بخواد اون رو از بهای ما برطرف کنه حال آنکه میدونم ما چنین قدرتی نداریم. چرا جهان هستی باید بخواد بدونه ک هدف ما برامون ارزشمند هست یا نه؟این کار چه نفعی داره؟ چرا همه چیز در حد یک خواستن ساده و اتفاق افتادنش ب خوبی و خوشیو آسونی و همه چیز رو باهم داشتن نیست؟چرا باید بهایی پرداخته بشه؟ بها رو کی تعریف میکنه؟ از کجا معلوم این چیزی ک ما بهش میگیم بها همون حاصل فرکانس های قبلی ما نیستن که ما رو تو این شرایط قرار دادن که باید این شکلی بها پرداخت کنیم؟چرا باید قبول کنیم که هر بهایی لازم بود بپردازیم؟
خیلی ممنون از این فرصت قشنگی که در اختیارمون گذاشتید
برای بزرگ کردن ظرفمون
و این که گنجایش دریافت نتیجه رو داشته باشیم
سلام.
همیشه تو ذهنم می چرخید که آیا میشه موقعیتی پیش بیاد که روزی از خود استاد عباسمنش هم سوال پرسید. چه عالی که این موقعیت رو فراهم کردین استاد جان.
سوالات بچه ها رو که مرور می کردم به نظرم دو گروه سوال مطرح شده. یه عده ای محصولات سایت رو دارن و سوالاتشون با اونهایی که هنوز محصولی رو تهیه نکردن فرق داره. کنار هم قرار گرفتن این دو گروه خیلی جذابه و می تونه مخصوصا برای کسایی که هنوز در اوایل راه هستن خیلی مفید باشه.
البته من جزو گروه دوم هستم و باید اقرار کنم که محصولات رایگان سایت بی نظیرند و خیلی برای من موثر واقع شدن.
و اما سوالاتم رو گلچین کردم، چون خیلیاشون هم پوشانی داشت با سوالات بقیه بچه ها. از این که وقت می ذارین و به سوالامون پاسخ می دین، سپاسگزارم.
1- اگه شرایطی پیش بیاد که شرایط فعلی خودتون رو نداشتین؛ مثلا هرچی ثروت و امکانات دارین رو ببخشین و بخواین از صفر شروع کنین (مثل زمانی که از بندرعباس به تهران مهاجرت کردین)، چه کار می کنین تا دوباره به جایگاه فعلی تون برسین؟ (منظورم روشی هست که در پیش میگیرین.)
2- فرض کنید که می خواین کاری رو شروع کنین که اصلا تا به حال حتی به اون فکر هم نکردین یا براتون کاملا جدیده و مطمئن باشین که براتون ضروریه (مثل داستان ثروت و قرارگرفتن در مسیر صحیح اون که برای خیلی از ماها که هنوز در اوایل راه هستیم، چنین وضعیتی داره)، چه کارهایی می کنین و روشتون چیه؟ (تاکید می کنم که هیچ گونه اطلاعاتی در مورد اون زمینه ی خاص ندارین!)
3- می دونم که تمام محصولات سایت رو دوست دارین؛ ولی اگه فقط بخواین یک یا دو محصول از سایت رو به فردی که خیلی دوستش دارین پیشنهاد کنین، کدوم ها خواهند بود؟