این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
– باید هرروز سعی کنیم فقط یه درصد بهتر از دیروزم باشم همین بهبود های آروم آروم، کمک میکنه من بهتر بشم اگر هرروز روی خودم کار کنم اینجوری میتونم به مدار های بالاتر برم و این یک شبه اتفاق نخواهد افتاد… زمان میبره ولی باید هرروز سعی کنم یکمی بهتر بشم
یکی از دلایلی که خیلی سختمه کامنت نوشتن اینه که فکر میکنم شاید من خوب نمینویسم، شاید کامنت من به اندازه کافی محتوای خاصی نداشته باشه و شاید خوب نباشه؛ ولی امروز کامنت نوشتم خیلی راحت و آسون و بدون اینکه فکر کنم کامنتم بده خوب نیست و غیر …..
فقط تمام سعیم بر این بود که بنویسم و اینو میدونم اگر به نوشتن ادامه بدم کامنتهای من هم بهتر خواهد شد محتوای بهتری هم خواهد داشت ولی اگر همیشه به خودم حرفای قبل رو بزنم به دنبال کمالگرایی باشم خب اینجوری هیچ وقت نمیتونم نویسم همیشه در همون لول میمونم…
– درک اصل و قوانین اصلی میتونه هر مشکلی رو حل کنه، دقیقا چند روزی هست دارم به این موضوع فکر میکنم استاد بارها و بارها در هزاران فایل تاکید کرده که قانون خیلی راحت و آسونه اصلاً شاید همین راحت بودن باعث میشه گاهی با خودم فکر کنم لازمه کار سختتری انجام بدم و این کار ممکنه جواب نده یا به قول سعید جان به خودم بگم خب خدا تا اینجا را انجام داد و از اینجا به بعد من نیاز دارم که خودم یه کار دیگهای انجام بدم ولی واقعیت اینه که تا زمانی که به قانون خداوند عمل کنم خدا همه کارها رو برای من انجام میده حتی کارهایی که به ظاهر برای من سخته ولی برای خداوند همه این کارها راحته برای خدا راحتی که هدایتم کنه تا پایان نامه رو خیلی زود تموم کنم برای خداوند راحته که کمکم کن مدرک زبانم رو بگیرم برای خداوند راحته که کمکم کنی یه رزومه خوب برای خودم بسازم و برای خداوند راحته که کمکم کنه آزمون دکتری قبول بشم مام اینها فقط برای من و تو ذهن من سخته تمام اینها فقط تو ذهن من دشواریه فقط ذهن من… فقط ذهن من
– باور توحیدی روند کار هارو سریع تر میکنه:
قدرت رو به عوامل بیرونی نده! تقریبا دو ساعت پیش بود که یکی از دوستام که خیلی برام عزیزه و مهربونه و آدم خیلی بزرگیه بهم زنگ زد گفت میخواسته کار یه نفر رو توی اداره پیگیری کنه که خیلی اتفاقی و یهویی یه نفر دیگهای که رئیس یکی از ادارههای دیگه است همراهش اومده و ازش پرسیده خب الان که داریم میریم فقط کارو پیگیری کنیم آیا تو توی اون اداره پارتی داری یا نه و خب دوست من هیچ پارتی نداشته یگفت خیلی به هم ریختم دست و پام شل شد نمیدونستم چیکار کنم حالم اصلاً خوب نبود تا اینکه رفتم تو اداره و یه زمانی گذشت چند نفر آشنایی رو دیدم خیلی اتفاقی که از دست بر قضا دارای پست توی اون اداره بودن در نتیجه منو تحویل گرفتن و به سرعت ماجرا عوض شد شرمنده نشدم و کارا هم انجام شد در انتها حالم خیلی خوب شد میترسیدم که نکنه ابروم بره…
در تمام وقتی که داشت این داستان رو برام تعریف میکرد من فقط گوش دادم هیچی نگفتم از استاد عباسمنش یاد گرفتم که روی آدما حساب نکنم قدرتو و عوامل بیرونی ندم که وقتی رفتم توی اداره که یه کار ساده رو پیگیری کنم و نترسم که شرمنده بشم همیشه انقدر قوی وارد شدم و توی دلم گفتم خدایا پارتی من تویی کارا رو به تو میسپارم …. و خدا هم همیشه عوضش قندو توی دلم آب کرده
یه داستان دیگم یادم اومد: همچنین بابام برام تعریف میکنه که وقتی سرباز بودن همراه یکی از دوستاش که آموزشی باهم سپری کرده بودن منتظر بودند که ببینن کجا میافتند بابام میگفت من خیلی استرس داشتم ولی دوستم خیلی خیالش راحت بود چون بهم میگفت یه پارتی داره و اون هماهنگ میکنه که یه جای خوب بیفته (من هر وقت این داستانو برام تعریف میکنه چشاش پر اشک میشه) میگفت توی دلم گفتم خدایا پارتی من تویی من جز تو کسیو ندارم خودت برای من همه چیو یه جوری هماهنگ کن که به صلاح منه خوب پدرم توی شهر گرمسیر زندگی میکنه که به شدت هوا گرمه میگفت وقتی جوابا اومد که ببینیم کجا افتادیم دیدم دوستم تو یکی از شهرهای نزدیک افتاده ولی تو اون هوای گرم قراره کنار کوره آجرپزی اون دو سال رو سپری کنه و من افتادم شمال یه پادگان که نزدیک به جنگل بود همیشه بهم میگه دخترم فقط کافیه خدا اراتو انجام بده چون اون برات بهترین و رقم میزنه…..
چند باری ما رو برده تو اون محلی که پادگانش اونجا بود واقعا خیلی زیباست یعنی ما برای تفریح و لذت بردن اونجا میریم انقدر که بینظیره
استاد عزیزم هیچچچچ کس رو هیچچچچچ کس رو ندیدم که به زیبایی شما راجب توحید صحبت کنه و عمل کنه…
– اگر مراحل تکامل رو طی کنیم همه چی در بهترین حالت خودش بدون هیچ سختی در اسون ترین حالت ممکن برام رخ میده .. باور ها ایجاد بشه ،تکامل طی بشه و اتفاقا رخ میده…
استاد میگه من لذت میبردم از وقتی ک تو قم بودم تو بندر عباس بودم… همینقدر حس خوشبختی میکردم
این خیلی مهمه اینکه هر لحظه توجه بکنم به داشتههام و اون چیزی که دارم رو ببینم و سعی کنم از اون استفاده کنم اینجوری تمرکزم رو فراوانیه روی خواستههاست در نتیجه هدایت میشم به فراوانی بیشتر و لذت بردن بیشتر… دیگه لازم نیست همش بپرسم خدایا پس کی میشه، چجوری میشه؟ …
لذت ببری میشه دیگه از جمله های استاد اینو فهمیدمم :))
– قوانین جهان بدون شک درحال اجرا هستن، نمیشه دورش بزنی!
باور ها یعنی یکسری افکاری که مداوم داره تو ذهنت تکرار میشه! پس چقدرررر مهمه که چی داره تکرار میشه تو ذهنم چقدر مهمه ورودی هایی ک میدم به ذهنم، در صحبت هام با دوستم یهویی دوستم که خیلی خیلی ادم خوب و مهمیه برام منو با یه نفر دیگه مقایشه کرد که اون هیچی زندگیش شبیه من نیست، نه موقعیت خانوادگیش، نه سیر خانوادگی ک گذرونده، هیچی هیچی شبیه من نیست و من واقعا همیشه در حال تلاش کردن بودن و هستم ک خودم ارتقا بدم یهو گفت فلانی خیلی از تو قوی تره، خیلی از تو قدرتمند تره، انگار داشت میگفت اون از تو خیلی بهتره!
من سکوت میکنم همیشه تو ذهنم گفتم اون ادم شرایطش مث من نبوده مرا باید مقایسه بشه من خودم رو مقایسه نمیکنم!
ولی اون حرفش بارها و بارها تو ذهنم تکرار شد!
اینه قدرت کلمات! باور ایناس اگه متوجه نشی و اجازه بدی ک تکرار بشه یهو میبینی شد باورت! به همین راحتی
اره قضیه همینقدر راحته، همینقدرررر
اگرم تغییر کردم و خودم عوض کردم، اگر پایبند نباشم به این تغییر من برمیگردم به حالت قبلیم
تمام اتفاقات به افکار برمیگرده و افوار به باور ها! هیچ جادویی در کار نیست باید قدم به قدم مسیرو طی کنی
استاد جان من چند روز پیش مهمان داشتم ونتونستم نشانه امروزم که هدایت شدم به پروژهی مهاجرت به مدار بالاتر رو گوش کنم وبعد از چند روز شروع کردم
استاد من قبلا چند بار هدایت شدم به این فایل ومیتونم به جرات بگم که هربار باشنیدنش
مطالب روبهروبهتر درک میکنم
آره باید استمرار کرد تمرین کرد وادامه داد تا هرروز درکمون بهتر بشه باید مواظب ورودیهامون باشیم
به چی فکر میکنیم درمورد چی صحبت میکنیم
چه فرکانسی رو به جهان ارسال میکنیم به هرآنچه که توجه کنیم داریم میگیم از این جنس اتفاقات میخوایم
من خودم مدتها بدون اینکه قانون رو خوب درک کنم وبدون اینکه بخوام تکاملمو طی کنم میخواستم به همه چی برسم فقط دورها رو گوش میدادم خیلی زمان برد واز یه جایی به بعد از خداوند هدایت خواستم چون تو درو دیوار بودم
اصلا باورهای هم جهت با خواستهام نبود
یه روز کار میکردم یه روز نه
بعد اینکه هدایت شدم به فایلهای توحیدی از فایل اول تا آخرین فایل توحیدی رو بارها گوش دادم
وخداوند چنان آرامشی بهم داده که قابل وصف نیست خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خلاصه اینکه باید توکل کرد ناامید نشیم ادامه بدیم قدم اول رو برای هرکاری چه در زمینه روابط سلامتی آرامش ثروت برداریم وباور کنیم که خدا حتما هدایتمون میکنه همه چی باوره
البته باید آرام آرام پیش رفت باید تکامامون روزی کنیم این باورا یه شبه بوجود نیومدن که یه شب تغیر کنن باید توکل کرد استمرار داشت وببینید به چی توجه میکنیم
هیچ تکنیکی نیست باید اصل رو وقوانین جهان هستی که بدون تغییر هستند رو درک کنیم وبرای حل مسائل زندگیمون بکار ببندیم
به امید روزی که ادامه بدیم وامید نشیم ونتایج پایدار بگیریم فقط باید روی خدا حساب کنیم وقدرت رو به خداوند بدیم
خدایا بارها وبارها ازت سپاسگزارم که هدایتم کردی ومیکنی
حال خوبی ندارم بیکارشدم و،ورودی مالی ندارم اومدم توسایت تا از این حال در بیام
حدود دوسال میشه شروع کردم به کارکردن ولی تو این دوسال چندتا کارعوض کردم تا یک ونیم سال اول هرجارفتم کارکردم با دعوا اومدم بیرون مشکل همش بخاطر عزت نفس پایینم بود بعداز این یکو نیم سال کارکردن به این نتیجه رسیدم که باید تغییر اساسی به خودم بدم رفته رفته داشتم بهتر میشدم منتهی ایندفعه جاهایی کارکردم که یا پولمو خیلی دیر میداد یانیروکار فقط برای یک ماه میخواست باز من دوباره بیکار میشدم
بعد عید رفتم شرکت کار کنم ولی اصلا دوست نداشتم اونجارو برای همین دیگه نرفتم
یه شرکت دیگه رفتم شرکت قابلمه بود خیلی اونجارو دوست داشتم
هفت روزکارکردم که جنگ شد برای همین نیروهاشو کم کرد دیگه خبری نشد خیلی پیگیرش بودم گفتن نیرو نمیخاد
این اواخر علاقمو پیدا کرده بودم شغلی که در آینده داشته باشم و ازش کسب درآمد کنم میخاستم رنگ کار مو بشم
ولی نیاز داره به یه مبلغی داره برای آموزش میخاستم تا عید نوروز کارکنم پولامو جمع کنم برم تو این حوزه
ولی متأسفانه جنگ شد بیکارشدم فقط دارم دست و پا میزنم الان که میخام واقعا میخام کارکنم کار ازم فرارمیکنه
چهار ساله با استاد آشنا شدم تو این چهار سال تغییرات زیادی کردم
قبل از آشنایی با استاد یه آدم بشدت خجالتی و بدون اعتماد به نفس بود حتی از خونه هم بیرون نمیرفتم
از وقتی عضو سایت شدم خیلی تغییر کردم دیگه مثل قبل نیستم اعتماد به نفسم بالا رفته خجالتی نیستم
حالا مرور میکنم بدست آوردن اعتماد به نفس و رفع شدن خجالتم از همین رفتن به این کار و اون کار بدست اومدن
نکته مثبتش همین بود
میخام از این بیکاری به سودم باشه به ضررم نباشه باید روی خودم کار کنم تا به مدار بالا برسم
در مورد قانون تکامل میخواستم به سایت و خودم اشاره کنم
من به تازگی عضو سایت شما شدم و دارم فایل های رایگان رو گوش میدم
اول که وارد سایت شدم ( بعدا داستان هدایتم رو توضیح میدم استاد بزرگوار)
با یک اکانت دیگه دوره عشق و مودت رو خریداری کردم و انگار که میخواستم از پله اول بپرم پله صدم
اون دوره رو یکم گوش کردم حقیقتا چیزی از صحبت های شما متوجه نشدم و دوره رو رها کردم و گفتم اول باید موتور من گرم بشه من تو مدار دریافت این آگاهی ها نیستم و باید از یک جای دیگه شروع کنم.من چیزی من متوجه نمیشم
من در افتضاح ترین حالت ممکنی که یک فرد داره، دارم به سر میبرم از همههههههه لحاظ: روحی، جسمی، کاری، عاطفی و………
رفتم کتاب رویاهایی که رویا نیستن و چگونه فکر خدا را بخوانیم رو خریداری کردم و شروع کردم به خوندن اون کتاب ها دیدم که انگار یکم داره درکم بیشتر میشه
دوباره با این اکانت وارد سایت شدم و گفتم من اول باید فایل های رایگان رو گوش بدم که اصلا بفهمم دقیقا اصل و اساس چی هست و باید چکار کنم و چی به چیه؟
تو هیچی نمیدونی روز اول ورود رفتی دوره عشق و مودت رو خریداری کردی
میخوای روی نکات مثبت تمرکز کنی که اگر یک نفر کلی بد و بیراه به من میگفت کنار اومدن با اون قضیه برام راحت تر بود تا بخوام روی نکات مثبت کسایی که بهم بدی کردن تمرکز کنم
اگر الان منو یک نفر بکشه راحت تر کنار میام تا تمرکز روی نکات مثبت اونا
همون قانون تکامل که شما در این فایل فرمودین من اصلا رعایت نکردم و پریدم پله هزارم
دوباره برگشتم عقب و گفتم صبر کن صبر کن
من هنوز ذهنم خیلی جرم داره و باید حسابی جرم گیری بشه و سیمان های بتنی دور ذهنم رو گرفته و
باید این سیمان ها از دور ذهنم جدا بشن
شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان و آروم آروم داره موتورم گرم میشه
دیروز داشتم سایت رو میگشتم و اینکه برای خودم برنامه چیدم که روزی چند فایل مثلا از کجا گوش کنم و برنامه ریزی کردم و نوشتم که مثلا امروز فایل کدوم قسمت رو گوش کنم
این مدت روی فایل های توحیدی کار کردم و تمرکز کردم
دیروز توی اون قسمت داشتم میگشتم که خیلی اتفاقی به قسمت مهاجرت به مدار بالاتر هدایت شدم و اصلا جزو برنامه ام نبود یعنی این 20 روزی که دارم توی سایت میگردم تازه دیروز چشمم به این قسمت افتاد و چه هدایت قشنگییییی الهی شکرت. بعد رفتم اون برنامه هایی که برای خودم نوشته بودم رو پاک کردم که مثلا امروز فلان قسمت باشه و از این صحبت ها ….
همه رو پاک کردم و گفتم که اگر قراره فایلی من رو هدایت کنه خودش پیدا میشه مثل قسمت مهاجرت به مدار بالاتر و اون برنامه ها رو پاک کن و دلت رو به سایت بسپر و ببین چه فایلی و چه صحبت هایی برای تو لازم هست اونو گوش بده برو تو سایت بگرد و اون چیزی که لازم تو باشه پیدا میشه
دیگه اون برنامه ریزی ها رو پاک کردم که برای مثال امروز پنجشنبه باید قسمت گفتگو با دوستان رو گوش بدم و فردا قسمت برنامه نویس زندگی ات باش و ….( منظورم از برنامه ریزی به این صورت بود ) اون ها رو رها کردم و دلم رو سپردم به هدایت سایت ببینم منو به کدوم فایل ها میبره و هدایت میکنه و چیا رو باید گوش بدم تا موتور من گرم بشه استاد و اینکه بتونم آروم آروم جلو برم و زمانش که رسید میرم دوره ای که خریدم و همچنین دوره های دیگه رو میخرم
الان زمانش برای من نیست و من تازه موتورم داره گرم میشه و تازه دارم میفهمم چی به چیه
البته کامنت نوشتن رو خیلی دوست دارم
و دوست دارم که همش بنویسم چون شور و شوق دارم
جالب اینجاست اینکه استاد توی این 20 روزی که وارد سایت شدم نتایج کوچولو موچولو داره برام میاد
مثلا من دو سال پیش برای گواهینامه ثبت نام کرده بودم و این دو سال انقد درگیر بدبختی های زندگیم بودم و از زمین و زمان و جهان برای من بدبختی و مشکلات می بارید ( که تازه آروم آروم دارم میفهمم علت چی هست و….) که هر وقت خواستم برم دنبالش که گواهینامه ام رو بگیرم نشد یک مشکل بدتر از قبلی اومد و گریبان من رو گرفت و بدبختی پشت بدبختی
نشد که نشد که برم ( وااااای من انقدر سختی کشیدم و رنج کشیدم که اگر بخوام در موردشان بنویسم هزاران صفحه خواهد شد)
دیگه نزدیک بود کلا باطل بشه چون اگر دو سال بگذره باطل میشه و باید دوباره هزینه بدی و …..
از وقتی که وارد سایت شدم این 20 روز باورتون نمیشه مسیر رفتن برای گرفتن گواهینامه ام باز شده و رفتم امتحان آیین نامه رو دادم و قبول شدم و الان میخوام برم برای تو شهری و خداروشکر مسیرش باز شد
نمیخوام بگم گواهینامه گرفتن هدف خیلی بزرگی هست و فلان و بهمان یا اینکه کار خیلی بزرگی کردم
منظور من این هست که چیزی که دو سال موند با اینکه ثبت نام کرده بودم و همینطوری رو هوا مونده بود و درگیر بدبختی بودم که نمیتونستم برم بگیرمش
خداروشکر تو این 20 روز مسیرش باز شده و داره اوکی میشه
این یک نتیجه ملموس بود که گرفتم و خداروشکر که این نتیجه رو گرفتم
خیلی صحبت ها دارم برای گفتن اما میزارم در زمان و در قسمتی که مناسب گفتن باشه و اینکه نتایج رو ببینم و بیام براتون بگم استاد
من دیروز از طریق فایل زندگی در بهشت فهمیدم مریم بانو دارن رو پروژه مهاجرت به مدار بالاتر کار میکنن و رفتم ببینم چیه و هدایت شدم به سمت این پروژه و الان گام یک رو شروع کردم و میخوام رد پای خودمو رو بزارم انشاالله
موضوع اول که استاد فرمودند در مورد اهمیت توحید و اینکه باور توحیدی چقدر سرعت رسیدن به خواسته ها رو میبره بالا هست و واقعا چیزیه که هر وقت رو فکوس کردم کارای نشد و دشوار محقق شد مخصوصا تو کسب و کارم ولی خب همکارانم وقتی کار حل میشد میگفتن دم فلانی گرم وایساد اینکارو برامون انجام داد واقعا ادم خوبیه ولی خب من میدونستم داره از کجا آب میخوره و اون آدم رو زیاد گنده نمیکردم تو ذهنم
مثلا چند تا فاکتور داشتم که توسط تعدادی از کارمندان در ارگانی برای پرداختش کار شکنی شد و همکارم یه روز با ناراحتی گفت میگن اصلا پولشو نمیدیم و خلاصه باج میخواستن منم گفتم هیچ غلطی نمیتونن بکنن اگر روزی ما باشه میره تو جیبمون نترس اونم تعجب میکرد و تو نگاهش این بود که چی داری میگی بابا
و بعد یک ماه یکی از کارمندان اون مجموعه مه با ما رابطه خوبی داشت گفت شب عید افتادم دنبال این فاکتوراتون و امضاشو از رئیس گرفتم و قبل شروع سال پولش اومد تو حسابم
حالا من چجوری این قدر محکم گفتم هیچ غلطی نمیتونن بکنن ؟!!!!
یه مدت تو قران راجع به آیات توحیدی و اونجا هایی که خدا داره ابراز قدرت میکنه میگشتم و اون عبارات رو جمع میکردم و حدود 110 ایه و عبارت شد که مرورش شدیدا احساس قدرت و اطمینان بهم میداد و توحید منو بالا میبرد و با خودم عهد کردم که مرورشون کنم هر روز که متاسفانه نکردم و باز شرک ها به سراغم اومده و در ذهنم به افراد قدرت میدم که باید ذهنم رو با اون ایات بمباران کنم تا دوباره اون مومنتوم شکل بگیره
این از باورای توحیدی
بحث بعدی در فایل مهاجرت بود
حقیقتا مثل خیلی ها منم سالهاست دلم میخواد مهاجرت کنم ،پس از دوره احساس لیاقت من به خودم گفتم من لایق اینم که در بهترین جای دنیا باشم جایی که ثبات اقتصادی داره ،ازادی بیان و رفتار هست ، تجار و کاسب ها ازاد هستن و سنگی جلو پاشون نیست و کسی اینقدر اذیشتشون نمیکنه
،قطعی برق نداره، باران میاد و خشکسالی نیست و همه جا سرسبز و خوشگله ، اینترنت ازاده ، سیستم قضایی او سرزمین سالمه و افراد به حق خودشون میرسند ، مردمش با ایمان هستند و با هم مهربانند و امین مال و ناموس هم هستند و صداقت دارند و….
خلاصه اینا چیزایی هست که من از محل زندگیم میخوام جایی که همه به فکر پیشرفت و ارتقا خودشون در همه ابعاد هستند و رفاه اجتماعی وجود داره چیزی که الان در ایران نیست و به خودم گفتم من باید از ایران برم حالا کجا ؟
اول با فایل های مختلف استاد در سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت کراش سنگین زدم رو آمریکا و واقعا عاشقش شدم رفتم لاتاری نوشتم دو بار و برنده نشدم و کفتم قرعه کشی و کار شانسی نمیخوام من خالق زندگی خودم هستم و میتونم از راه های زیاد برم تا این که با وکیل مهاجرتی اشنا شدم گفت عزیزم راه امریکا با اومدن ترامپ بسته شده برا ایرانیا تو هم که ادم تحصیلی رفتن و مهاجرت کاری نیسیتی گفتم نه گفت اگر امریکا مقصد نهایی تو هست باید نقطه به نقطه مهاجرت کنی برو اول کانادا با این برنامه مهاجرتی و 3سال که اونجا بودی درخواست پاسپورت میدی و با پاس کانادایی میری امریکا
منم گفتم کانادا که یخ بندونه و سرما و منم متنفرم از سرما بعد گفتن تورنتو و مونترال اینجوریه ولی ونکوور هواش فرق داره بارون زیاد میاد ولی اصلا سرد نیست منم تحقیق کردم دیدم عجب راست میگه و چه شهر مدرنی هست چه طبیعتی اقیانوس و جنگل و فضای مدرن شهری ترکیب شده با هم و گفتم میرم همینجا
حالا باید به اون میزان درامد دلاری که نیازه برسم و شغلی که خدا به سمت اون هدایتم کرد و اون مهارتی که نیازه رو دارم کسب میکنم
توکل به خدا قصد دارم تا یکسال دیگه برم خدایا تو باید خواستم رو محقق کنی و منو به تارگت های مالی ،مهارتی و مهاجرتیم و عاطفیم برسونی
چیزی که استاد توی فایل هاش میگه دیدگاه اون لحظه اشونه که البته همون دیدگاه باعث تفاوتشون با گذشته شده.
——
وقتی یه مسئله رو درک کرده باشی هر چقدر ممتحن بپیچونه و مقیاس هارو کوچیک بزرگ کنه تو میتونی جوابشو پیدا کنی چون قانون رو میدونی.
——–
قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن باعث شده آدم های موفق به اون خواسته اشون.
وقتی هی کار کنی و نتیجه بگیری روند رشد بیشتر میشه.
—–
یه سری چیز ها رو استاد انجام دادن که به خاطر انگیزه ای بوده که یه شخصی بهشون داده با گفتن اینکه نمیشه و استاد انجامش داده چون به خودش ثابت کنه همه چیز امکان پذیره.
من خودم این مدت خیلی دارم روی باور فراوانی کار میکنم و از وقتی بعد از چند سال زندگی مستقل با خانواده رفتم مسافرت فهمیدم من چقدر توی این باور مشکل دارم مثلا پدرم وقتی میرفتیم رستوران میگفت هر چیز دوست دارید سفارش بدید ولی من هر بار میگشتم ارزون ترین غذا رو پیدا میکردم و با ترس و لرز همونو سفارش میدادم و توی ذهنم این بود که بابای من از کجا پول این مسافرت رو اورده از کجا پول داره من باید خودم مراعات کنم ولی می دیدم که خودش و مامانم و برادر کوچیک ترم هر چیزی که دوست دارن سفارش میدن و پولم کم نمیاد . با این ماجرا ها من فهمیدم که به شدت توی باور فراوانی ضعیفم و همیشه نگرانم پول تموم بشه و دنبال یه منبع مشخصی از پول میگردم که اون نامحدود باشه یا یه سقفی داشته باشه که با مقیاس های من جور باشه و هیچ وقت به این فکر نمیکنم که خدا قراره پول بده و نعمت های فراوان خداوند بی انتهاست و یه جورایی پاشنه آشیل من شده این موضوع و از وقتی از مسافرت برگشتم دارم یه سری راهکار های عملی استفاده میکنم مثلا توی هتل که بودیم یه سری شامپوی کوچک اونجا بود و ما همشو استفاده نکردیم و به خودم گفتم حالا که قراره برگردیم من توی خوابگاه شامپو ندارم و حالا از راه میخوام برم حمام و یه وقت نتونم برم شامپو بخرم ولی به خودم گفتم نه! فراوانی نعمته و نیازی نیست تو اینا رو بردای خدا هدایت میکنه موقع درستش تو میری و چیزایی که نیاز دای رو میخری و نیازی به ترس و لرز نیست که وای نکنه گیرم نیاد، نکنه وقت نشه، نکنه پول نداشته باشم.
یا وقتی به تاثیراتی که باور به فقر و کمبود توی زندگیم و رفتارام گذاشته فکر کردم دیدم که من همیشه ته غذا رو در میارم ته ظرفو ته بطری رو کلا انگار تا ذره آخر رو باید بخورم و نمیدونم این بر میگرده به اصفهانی بودنم یا نه چون خیلی دیدم اصفهانی ها از لفظ ” حیفه! ” استفاده کنند اما اومدم تهران و دیدم خیلی های دیگه اینطوری نیستن و متوجه شدم این رفتارم به خاطر اینه که به فراوانی باور ندارم الان وقتی غذا گرم کردم و دارم برای خودم میریزم دیگه با انگشت و کفگیر تهِ قابلمه رو در نمیارم و اگه چیزی به قابلمه چسبیده باشه جداش نمیکنم به خودم میگم فراوانیه اگه گرسنت شد بازم میام برات غذا گرم میکنم و این یه تیکه گوشتی که چسبیده به ماهیتابه قرار نیست هیچ تاثیری توی سیری و گرسنگی تو بذاره ولی رها کردنش میتونه باور به فراوانی رو توی ذهنت تقویت کنه.
اینا قدم های عملی من بود برای ایجاد باور فراوانی توی این چند هفته اخیر و الان استاد توی مصاحبه اشون گفتند که یه سری کار هارو انجام دادن که بقیه میگفتن نمیشه چون نشون بدن که همه چیز امکان پذیره و این بازم برای من ربط پیدا کرد به باور به فراوانی چون چه زمانی همه چیز امکان پذیره؟ زمانی که توی جهان فراوانی وجود داره و تو میتونی انتخاب کنی. خداوند بی نهایت راه جلوی ما گذاشته که هر بار طبق فرکانسمون هدایت میشیم به یکیشون.
خدایا شکرت برای دریافتی که داشتم.
—–
اینکه آدم تجربه های متفاوت داشته باشه و بخواد جهان رو کشف کنه باعث میشه که مراحل تکامل رو بهتر طی کنه مثل استاد که اول باور هاشون رو درست کردن و کم کم هدایت شدند به شرایط و مکان های بهتر .
و یه نکته خیلی مهم وجود داره اینکه اگه آدم از همون جایی که هست لذت ببره و بتونه خوب زندگی کنه تمرکزش رو بگذاره روی زیبایی ها هدایت میشه به جای بهتر نه مثل خیلی ها که حالشون از این کشور به هم میخوره همیشه دارن فحش میدن به دولت و مردم و خدمات و… و میخوان مهاجرت کنن که رها بشن و فکر میکنن یه شهری هست که مدینه فاضله ست من برم اونجا همه چیز گل و بلبله نه! اصلا اینطوری نیست اگه ما بتونی از همین جایی که الان توش هستیم لذت ببریم آروم آروم هدایت میشیم به مکان ها، آدم ها، شرایط و موقعیت های بهتر.
—-
اگر یه دیدگاهی باعث تحول ما میشه باید اون رو همینطور ادامه بدیم تا تبدیل به باوری بشه که نتایج پایدار برای ما به وجود میاره هیچ ورد و جادوی خاص و عبارت تاکیدی وجود نداره که انجام بدیم و یک شبه موفق بشیم.
باید آروم آروم قدم های کوچک و متوالی برداریم ایمان داشته باشیم و نتایج کم کم خودشو نشون میده و نشونه ها میاد.
خدایا شکرت، برای این که همه چیز گذراست، غم میاد و میره، شادی میاد میره هیچ چیز ماندنی نیست.
این دیدگاه به شدت به من کمک کرده و میکند، تا لذت ببرم از نعمتهایی که رب بهم داده تا قدر آنچه که دارم بدانم و خودم را عذاب ندهم بابت آنچه که ندارم. این نگاه از فروردین امثال با من همراه شد و زندگیم رو به شدت هموار کرد با این که تنها یک کوچولو در وجودم نهادینه شده اما باعث شده برای خودم برای رشد و پیشرفت خودم بیشتر وقت بزارم ، زمانی رو برای خلوت با خودم و خدای خودم اختصاص بدهم، تو سایت بیام و بچرخم
از نعمت خانواده لذت ببرم، زیباییهاشون رو ببینم و عشق کنم که هستند و حضور دارند.
از پارک بغل خونهمون استفاده کنم نگم کوچیکه به چه درد میخوره….
از همین مقدار سلامتی که دارم راضی باشم و عشق کنم و بگم یا رب دمت گرم تا این جا هم عالی هوام رو داشتی و امید داشته باشم به سلامتی بیشتر و دنبال عیب و ایراد های مختلف تو جسمم نباشم.
درواقع بخواهم خلاصه بگم، تو اوج نعمت نا سپاسی نکنم و تمرکزم رو بردارم از روی نداشته هام و فوکوس کردن و حسرت و حرص داشتنش رو خوردن.
به جاش با همینها که دارم کِیف میکنم.
دیگه مثل قبل اگه رفتار ناجالبی ببینم ناراحت میشم اما تهش میگم خودم عاملش ام و همه اینها بازتابی از من هست، همه چیز گزرا و به حال خوب میرسم و نتیجه همان روز عوض بشه و برخورد مناسب و احترام از همان فرد میبینم.
مریم قبلی فکر میکرد چی کار کنم که کارش رو تکرار نکند، در واقع دنبال گرفتن حقش و احترام بود این مریم میگه بر اساس قانون باید چه برخوردی داشته باشم؟
دیشب به چکاپ فرکانسی که پارسال قبل از شروع این پروژه برای خودم نوشته بودم هدایت شدم.
دیدم چقدر داغون بود افکارم، رفتارم و نگاهم به محیط اطرافم اما الان که به خاطر همان افکار داغونم چک و لگد خوشگلی خوردم از دنیا و نوش جانم باد.
باعث شد به این نگاه برسم همه چیز گذرا هست به قول استاد یک اتفاق باعث میشه به نگاه جدیدی برسی و تغییر کنی اما اگر تکرارش نکنی برمیگردی سر خونه اول، قشنگ میبینم وقتهایی که این نگاه فراموش میکنم چه جوری حالم افت پیدا میکند و اون روز رو زندگی نمیکنم.
باید و باید بارها و بارها این نگاه رو بیشتر از الان به خودم یاد آور بشم تا بشه تمام وجودم همین یک نگاه کلی حالم رو خوب کرده و رفتارم رو بهبود داده.
ترکیب این نگاه با دادن قدرت به رب و نه هیچ کس دیگه، غوغا میکند و شاه کلید
باعث شد تو دو هفته که اوضاع کشور مناسب نبود بتوانم افکار رو کنترل کنم، به آرامش برسم و ترسی در دلم جا خوش نکند. الگویی بشم برای اطرافیانم.
همه افراد در یک روند تکاملی و مسیر تکاملی در حال پیشرفت هستند و دیدگاه و باور های افراد همواره میتواند بهتر و بهتر و بهتر بشه.
درک قانون ، اصلی ترین نکته در جهانه.
وقتی قانون رو درک کنی ، میتونی ازش توی تمام جنبه های زندگیت استفاده کنی و نگران حل مسئله نباشی.
(انَّ مع العسر یسری)
باور های توحیدی :
وقتی ما قدرت رو از افراد و عوامل بیرونی میگیریم و تنها و تنها قدرت رو به خداوندی میدیم که از رگ گردن به ما نزدیکتره و تنها روی خدای درونمون حساب کنیم (با احترام به دیگران) ، موفقیت و پیشرفت با سرعت بالایی اتفاق خواهد افتاد.
البته باید تاکید کنیم به خودمون که ، حتی باور های توحیدی هم برای تقویت و خالص شدن ، نیاز به تکامل و کارکردن روی خودمون داره. و هرچقدر که باورها تقویت بشه و ما قدرت رو از بیرون بگیریم و به درون خودمون (خداوند و خودمون که جزئی از خداوندیم) بدیم ، روند رشد و پیشرفتمون تصاعدی تر خواهد بود.
در مورد خواسته ها ، اهداف ، ما باید مشخصات و ویژگی های دلخواهمون رو بگیم ، بنویسیم ، با خودمون تکرار کنیم و در موردشون ، مشخص نکنیم که کجا ، چه فردی ، چه شغلی ، از چه طریقی یا … اتفاق بیفته.چرا با این کار ما دست خدا رو برای تحقق خواسته ها میبندیم و منتظریم تا فقط خواسته مون از طریق همون ابزار خاص محقق بشه.
مثلا در مورد خانه :
خدایا ، من یه خونه 3 خواب ، ویلایی ، با یه حیات دلباز و باغچه پر از گل و درخت میخوام ، دوست دارم یه حوضچه با فواره وسط حیاط داشته باشه ، دوست دارم کف حیاط و اطراف حیاط با نوار LED رنگی تزئین شده باشه ،
اتاق اختصاصی برای کارم دارم ، یه کتابخونه با قفسه های زیاد که کتاب و جزوه هامو داخلش میذارم ، میز و صندلی کار راحت با یه نورپردازی استاندارد برای مطالعه ، روی میز کارم لپ تاپ درجه یک با یه سیستم قدرتمند که کار کردن باهاش لذت بخشه رو دارم.
تمام امکانات و لوازم آشپزخانه عالی و باکیفیت هستن و هرچیزی که نیازم باشه رو خریدم و توی محل مناسب خودش قرار دادم.
توی پذیرایی از بهترین مارک و قوی ترین دستگاه تهویه هوا (کولر) موجود در بازار استفاده کردم ،
خونه من کمترین فاصله رو با محل کارم داره که میتونم بصورت پیادا روی یا با دوچرخه سبک و با کیفیتی که بتازگی خریدم ، رفت و آمد کنم.
خونه من ، فرش با کیفیت ، مبل و تلوزیون با کیفیت و راحت ، نورپردازی عالی داره ،
اتاق کارم ، یه پنجره دلباز و سراسر شیشه داره که از بیرون یه فضای سرسبز و پر از گل و درخت دیده میشه و توی شب میشه کل شهر رو دید.
(خدایا شکرت)
محله ای که خونه من قرار داره پره از افراد با کیفیت و درجه یک که همه با اخلاق ، ثروتمند ، آرام و در مسیر قوانین الهی هستند.
آب و هوایی که خونه من داخلش قرار داره ، همیشه در بهترین حالت و وضعیت دمایی و رطوبی خودشه و بسیار لذت بخشه.
خدایا هزاران بار شکرت ….
برای نوشتن و مرور کردن خواسته ها و اهداف ، باید اول به خودشناسی برسیم.
آیا یه فرد کنجکاو و فعالیم؟
از اون خواسته ای که داریم ، میخوایم چه چیزی رو دریافت کنیم؟
خواسته و اهدافمون رو برای چه چیزی ، و برای رشد در چه جنبه هایی میخوایم؟
و …. .
رسیدن به اهداف نیازمند طی کردن روند تکاملی است.
رسیدن به اهداف و خواسته های بزرگتر ، نیازمند اینه که ما از درون ، با همون شرایط فعلی خودمون ، با همون داشته های خودمون ، با همون نعمت های کنونی خودمون راحت باشیم و احساس خوبی داشته باشیم و بتونیم شکرگزارش باشیم تا به موفقیت های بزرگتر هدایت بشیم.
در هر شرایطی ، در هر کاری ، در هر خانه ای ، در هر شهر یا کشوری ، که الان هستیم ، میتوان براحتی نکات مثبتی رو برای تکرار و توجه پیدا کرد و اونها رو دائما به خودمون بگیم و با خودمون مرور کنیم.
همه این مسائل ، برای اینه که ما به احساس خوبی برسیم و تکرار و تکرار نکات مثبت برای حفظ و افزایش این احساس خوب ، نیازه.
احساس خوب = اتفاقات خوب
قانون تکامل رو نمیشه دور زد ، هیچ قانون ثابت جهانی رو نمیشه دور زد و نادیده گرفت.
اتفاقات و شرایط زندگی ما بدون استثنا حاصل فرکانس های ما هستند.
باور ها ، حاصل یکسری گفتگو های ذهنی تکرار شده (هزاران بار) هستند.
فرکانس ها ، از طریق افکار بوجود میان.
افکار از طریق ، باور ها شکل میگیرن.
باورها ، از طریق تکرار ورودی ها ، کانون توجه ما ، صحبت کردن در موردشون بارها و بارها و بارها بوجود میان.
باور ها یک شبه ایجاد نشده که بخواد یک شبه تغییر کنه.
باور رو من برای خودم ، مثل روند تکامل یه نوزاد میبینم.
امکان نداره اون نوزاد توی 3 ماهگی راه بره.
اول به صورت تکاملی و تکرار و تکرار ، چهار دست و پا راه میره ، بعد خودشو میگیره به دیوار و وایمیسه ، بعد اروم اروم با کمک گرفتن از همون دیوار یا مبل اینور و اونور میره ، بعد به صورت تکاملی ، وایمیسه ، اول چند لحظه بعد بیشتر میشه ، و بعد لاز هم بصورت تکاملی ، با خوردن زمین و … راه میره و این راه رفتن هم خودش پروسه تکاملی داره.
یه نکته ای توی این روند نوزاد بهم گوشزد شد ، اینکه ، توی روند چهار دست و پا رفتن ، بچه زودتر راه میفته ، اما برای راه رفتن این زمان یه مقدار بیشتر طول میکشه ، گرچه این چهار دست و پا رفتن ، پیش نیاز راه رفتنه ، اما این پروسه یکم طولانی شدن راه رفتن ، برای اینه که ما انسان ها ، این راه رفتن رو تا اخر عمر بهش نیاز داریم و باید بصورت پایه ای روش کار کنیم.
اما اون پیش نیاز راه رفتن ، فقط تا یجاییه و برای کمک به روند تکاملمونه..
پس میشه گفت ، اون چیزی که تا اخر عمر بهش نیاز داریم رو باید بیشتر روش کار کنیم تا پایه محکمی بسازیم ،
مثل همین قانون ” احساس خوب =اتفاقات خوب”
یا لذت بردن و داشتن احساس خوب از نعمت های کنونی مون.
چون اینا نیاز یه عمره ، چرا که اگر من از زمان حالم نتونم لذت ببرم ، وقتی به خواسته های بزرگترم رسیدم ، بازم لذت نمیبرم.
نکات کلیدی :
اولا ، از همونجایی که بودم ، نعمت هایی که داشتم ، لذت بردم و احساس خوبی داشتم باهاشون.
دوما ، من خودم رو لایق جاهای خوب ، روابط خوب ، زندگی خوب ، کسب و کار عالی و … دونستم.
سوما ، در مورد جهان اطرافم ، تنها و تنها نکات مثبت رو دیدم ، میبینم و خواهم دید ، باورهای مثبت و قوی رو در مورد همه چیز میسازم.
(باور های هم جهت با خواسته)
باور به این که : تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس ، خود راه بگویدت که چون باید کرد.
من از موقعیت ها ، فرصت ها ، شرایط جدیدی که در مسیر زندگیم اتفاق میفته ، مقاومتی که ندارم هیچ ، از اونها استقبالم میکنم.
خدایا شکرت بخاطر آگاهی های این فایل ارزشمند ، که مطمئناً در فایلهای بعدی ، بیشتر و بیشتر از این آگاهی ها و نکات دریافت میکنیم و لذت میبریم و اونها رو در زندگی روزمره مون بکار میبندیم.
در پناه الله رزاق ، وهاب ، رحمان ، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،
و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.
تصویر ذهنی استاد از قوانین…
استاد :
برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.
من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.
من باید :
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”
بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”
و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.
پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.
و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.
یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :
-تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.
-احساس خوب=اتفاقات خوب
-جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.
اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.
باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.
و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،
” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”
باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.
پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،
بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،
تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.
اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.
تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .
چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.
اینکه :
-به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.
-اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.
-اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.
-اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.
-اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .
-اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.
-اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،
-اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.
تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.
(استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)
تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،
این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.
این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.
وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،
خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،
وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،
اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،
” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.
چه زمان ؟
زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.
ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.
من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟
من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.
و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.
توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،
پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.
افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.
پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.
وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،
و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.
وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.
همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.
هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.
یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.
عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.
چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.
این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،
طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)
اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،
حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،
این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.
کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،
میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….
گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.
و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،
-ما هرچی داریم ازآن خداونده ،
-نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،
-در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.
-من خالق زندگی خودمم.
-من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.
-اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.
-الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،
-انّا لله و انّا الیه راجعون ،
-من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)
-من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )
اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.
وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،
اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.
باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)
باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،
باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟
باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،
موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .
همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.
مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،
یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،
من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.
یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.
حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.
(مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)
سلام به استاد زیباروی مهربان من
گام اول پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
– باید هرروز سعی کنیم فقط یه درصد بهتر از دیروزم باشم همین بهبود های آروم آروم، کمک میکنه من بهتر بشم اگر هرروز روی خودم کار کنم اینجوری میتونم به مدار های بالاتر برم و این یک شبه اتفاق نخواهد افتاد… زمان میبره ولی باید هرروز سعی کنم یکمی بهتر بشم
یکی از دلایلی که خیلی سختمه کامنت نوشتن اینه که فکر میکنم شاید من خوب نمینویسم، شاید کامنت من به اندازه کافی محتوای خاصی نداشته باشه و شاید خوب نباشه؛ ولی امروز کامنت نوشتم خیلی راحت و آسون و بدون اینکه فکر کنم کامنتم بده خوب نیست و غیر …..
فقط تمام سعیم بر این بود که بنویسم و اینو میدونم اگر به نوشتن ادامه بدم کامنتهای من هم بهتر خواهد شد محتوای بهتری هم خواهد داشت ولی اگر همیشه به خودم حرفای قبل رو بزنم به دنبال کمالگرایی باشم خب اینجوری هیچ وقت نمیتونم نویسم همیشه در همون لول میمونم…
– درک اصل و قوانین اصلی میتونه هر مشکلی رو حل کنه، دقیقا چند روزی هست دارم به این موضوع فکر میکنم استاد بارها و بارها در هزاران فایل تاکید کرده که قانون خیلی راحت و آسونه اصلاً شاید همین راحت بودن باعث میشه گاهی با خودم فکر کنم لازمه کار سختتری انجام بدم و این کار ممکنه جواب نده یا به قول سعید جان به خودم بگم خب خدا تا اینجا را انجام داد و از اینجا به بعد من نیاز دارم که خودم یه کار دیگهای انجام بدم ولی واقعیت اینه که تا زمانی که به قانون خداوند عمل کنم خدا همه کارها رو برای من انجام میده حتی کارهایی که به ظاهر برای من سخته ولی برای خداوند همه این کارها راحته برای خدا راحتی که هدایتم کنه تا پایان نامه رو خیلی زود تموم کنم برای خداوند راحته که کمکم کن مدرک زبانم رو بگیرم برای خداوند راحته که کمکم کنی یه رزومه خوب برای خودم بسازم و برای خداوند راحته که کمکم کنه آزمون دکتری قبول بشم مام اینها فقط برای من و تو ذهن من سخته تمام اینها فقط تو ذهن من دشواریه فقط ذهن من… فقط ذهن من
– باور توحیدی روند کار هارو سریع تر میکنه:
قدرت رو به عوامل بیرونی نده! تقریبا دو ساعت پیش بود که یکی از دوستام که خیلی برام عزیزه و مهربونه و آدم خیلی بزرگیه بهم زنگ زد گفت میخواسته کار یه نفر رو توی اداره پیگیری کنه که خیلی اتفاقی و یهویی یه نفر دیگهای که رئیس یکی از ادارههای دیگه است همراهش اومده و ازش پرسیده خب الان که داریم میریم فقط کارو پیگیری کنیم آیا تو توی اون اداره پارتی داری یا نه و خب دوست من هیچ پارتی نداشته یگفت خیلی به هم ریختم دست و پام شل شد نمیدونستم چیکار کنم حالم اصلاً خوب نبود تا اینکه رفتم تو اداره و یه زمانی گذشت چند نفر آشنایی رو دیدم خیلی اتفاقی که از دست بر قضا دارای پست توی اون اداره بودن در نتیجه منو تحویل گرفتن و به سرعت ماجرا عوض شد شرمنده نشدم و کارا هم انجام شد در انتها حالم خیلی خوب شد میترسیدم که نکنه ابروم بره…
در تمام وقتی که داشت این داستان رو برام تعریف میکرد من فقط گوش دادم هیچی نگفتم از استاد عباسمنش یاد گرفتم که روی آدما حساب نکنم قدرتو و عوامل بیرونی ندم که وقتی رفتم توی اداره که یه کار ساده رو پیگیری کنم و نترسم که شرمنده بشم همیشه انقدر قوی وارد شدم و توی دلم گفتم خدایا پارتی من تویی کارا رو به تو میسپارم …. و خدا هم همیشه عوضش قندو توی دلم آب کرده
یه داستان دیگم یادم اومد: همچنین بابام برام تعریف میکنه که وقتی سرباز بودن همراه یکی از دوستاش که آموزشی باهم سپری کرده بودن منتظر بودند که ببینن کجا میافتند بابام میگفت من خیلی استرس داشتم ولی دوستم خیلی خیالش راحت بود چون بهم میگفت یه پارتی داره و اون هماهنگ میکنه که یه جای خوب بیفته (من هر وقت این داستانو برام تعریف میکنه چشاش پر اشک میشه) میگفت توی دلم گفتم خدایا پارتی من تویی من جز تو کسیو ندارم خودت برای من همه چیو یه جوری هماهنگ کن که به صلاح منه خوب پدرم توی شهر گرمسیر زندگی میکنه که به شدت هوا گرمه میگفت وقتی جوابا اومد که ببینیم کجا افتادیم دیدم دوستم تو یکی از شهرهای نزدیک افتاده ولی تو اون هوای گرم قراره کنار کوره آجرپزی اون دو سال رو سپری کنه و من افتادم شمال یه پادگان که نزدیک به جنگل بود همیشه بهم میگه دخترم فقط کافیه خدا اراتو انجام بده چون اون برات بهترین و رقم میزنه…..
وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیل (سوره 3، آل عمران، آیه 173)
و گفتند خداوند ما را بس و چه نیکوکار ساز است
چند باری ما رو برده تو اون محلی که پادگانش اونجا بود واقعا خیلی زیباست یعنی ما برای تفریح و لذت بردن اونجا میریم انقدر که بینظیره
استاد عزیزم هیچچچچ کس رو هیچچچچچ کس رو ندیدم که به زیبایی شما راجب توحید صحبت کنه و عمل کنه…
– اگر مراحل تکامل رو طی کنیم همه چی در بهترین حالت خودش بدون هیچ سختی در اسون ترین حالت ممکن برام رخ میده .. باور ها ایجاد بشه ،تکامل طی بشه و اتفاقا رخ میده…
استاد میگه من لذت میبردم از وقتی ک تو قم بودم تو بندر عباس بودم… همینقدر حس خوشبختی میکردم
این خیلی مهمه اینکه هر لحظه توجه بکنم به داشتههام و اون چیزی که دارم رو ببینم و سعی کنم از اون استفاده کنم اینجوری تمرکزم رو فراوانیه روی خواستههاست در نتیجه هدایت میشم به فراوانی بیشتر و لذت بردن بیشتر… دیگه لازم نیست همش بپرسم خدایا پس کی میشه، چجوری میشه؟ …
لذت ببری میشه دیگه از جمله های استاد اینو فهمیدمم :))
– قوانین جهان بدون شک درحال اجرا هستن، نمیشه دورش بزنی!
باور ها یعنی یکسری افکاری که مداوم داره تو ذهنت تکرار میشه! پس چقدرررر مهمه که چی داره تکرار میشه تو ذهنم چقدر مهمه ورودی هایی ک میدم به ذهنم، در صحبت هام با دوستم یهویی دوستم که خیلی خیلی ادم خوب و مهمیه برام منو با یه نفر دیگه مقایشه کرد که اون هیچی زندگیش شبیه من نیست، نه موقعیت خانوادگیش، نه سیر خانوادگی ک گذرونده، هیچی هیچی شبیه من نیست و من واقعا همیشه در حال تلاش کردن بودن و هستم ک خودم ارتقا بدم یهو گفت فلانی خیلی از تو قوی تره، خیلی از تو قدرتمند تره، انگار داشت میگفت اون از تو خیلی بهتره!
من سکوت میکنم همیشه تو ذهنم گفتم اون ادم شرایطش مث من نبوده مرا باید مقایسه بشه من خودم رو مقایسه نمیکنم!
ولی اون حرفش بارها و بارها تو ذهنم تکرار شد!
اینه قدرت کلمات! باور ایناس اگه متوجه نشی و اجازه بدی ک تکرار بشه یهو میبینی شد باورت! به همین راحتی
اره قضیه همینقدر راحته، همینقدرررر
اگرم تغییر کردم و خودم عوض کردم، اگر پایبند نباشم به این تغییر من برمیگردم به حالت قبلیم
تمام اتفاقات به افکار برمیگرده و افوار به باور ها! هیچ جادویی در کار نیست باید قدم به قدم مسیرو طی کنی
به نام خدای مهربان
امیدوارم که حال تک تک عزیزان بیننده و استاد عباسمنش عالی عالی باشه
خیلی خوشحالم که به سمت این جلسات ارزشمند هدایت شدم
اولین جایی که باور های توحیدی رو اموزش دیدم از طریق کلیپ های کوتاه استاد در کانال های مختلف بود
و بعد از اون قانون تکامل و درست شدن کارهام از جایی شروع شد که اولین دوره ام رو از استاد خریداری کردم(دوره هم جهت با جریان خداوند )
چون داخل این دوره گرانقدر استاد بر روی باور های مرجع توحیدی کلیک کرده اند
با اعمال اونا توی زندیگم خیلی شرایط زندگیم بهتر شده و به اصطلاح خودتون چرخ های زندگی روغن کاری شده اند
سعی میکنم حرفم رو مختصر کنم چون واقعا حرف برای گفتن بسیار زیاده
امیدوارم هرجا که هستید شاد و موفق و پیروز باشید
یا حق
به نام خدایی که هر لحظه در حال هدایت همه ماست
سلام استاد عزیزم وتمامی دوستان
استاد جان من چند روز پیش مهمان داشتم ونتونستم نشانه امروزم که هدایت شدم به پروژهی مهاجرت به مدار بالاتر رو گوش کنم وبعد از چند روز شروع کردم
استاد من قبلا چند بار هدایت شدم به این فایل ومیتونم به جرات بگم که هربار باشنیدنش
مطالب روبهروبهتر درک میکنم
آره باید استمرار کرد تمرین کرد وادامه داد تا هرروز درکمون بهتر بشه باید مواظب ورودیهامون باشیم
به چی فکر میکنیم درمورد چی صحبت میکنیم
چه فرکانسی رو به جهان ارسال میکنیم به هرآنچه که توجه کنیم داریم میگیم از این جنس اتفاقات میخوایم
من خودم مدتها بدون اینکه قانون رو خوب درک کنم وبدون اینکه بخوام تکاملمو طی کنم میخواستم به همه چی برسم فقط دورها رو گوش میدادم خیلی زمان برد واز یه جایی به بعد از خداوند هدایت خواستم چون تو درو دیوار بودم
اصلا باورهای هم جهت با خواستهام نبود
یه روز کار میکردم یه روز نه
بعد اینکه هدایت شدم به فایلهای توحیدی از فایل اول تا آخرین فایل توحیدی رو بارها گوش دادم
وخداوند چنان آرامشی بهم داده که قابل وصف نیست خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خلاصه اینکه باید توکل کرد ناامید نشیم ادامه بدیم قدم اول رو برای هرکاری چه در زمینه روابط سلامتی آرامش ثروت برداریم وباور کنیم که خدا حتما هدایتمون میکنه همه چی باوره
البته باید آرام آرام پیش رفت باید تکامامون روزی کنیم این باورا یه شبه بوجود نیومدن که یه شب تغیر کنن باید توکل کرد استمرار داشت وببینید به چی توجه میکنیم
هیچ تکنیکی نیست باید اصل رو وقوانین جهان هستی که بدون تغییر هستند رو درک کنیم وبرای حل مسائل زندگیمون بکار ببندیم
به امید روزی که ادامه بدیم وامید نشیم ونتایج پایدار بگیریم فقط باید روی خدا حساب کنیم وقدرت رو به خداوند بدیم
خدایا بارها وبارها ازت سپاسگزارم که هدایتم کردی ومیکنی
در پناه الله شاد وپیروز وسلامت باشین
سلام به تمام دوستان عزیزم
حال خوبی ندارم بیکارشدم و،ورودی مالی ندارم اومدم توسایت تا از این حال در بیام
حدود دوسال میشه شروع کردم به کارکردن ولی تو این دوسال چندتا کارعوض کردم تا یک ونیم سال اول هرجارفتم کارکردم با دعوا اومدم بیرون مشکل همش بخاطر عزت نفس پایینم بود بعداز این یکو نیم سال کارکردن به این نتیجه رسیدم که باید تغییر اساسی به خودم بدم رفته رفته داشتم بهتر میشدم منتهی ایندفعه جاهایی کارکردم که یا پولمو خیلی دیر میداد یانیروکار فقط برای یک ماه میخواست باز من دوباره بیکار میشدم
بعد عید رفتم شرکت کار کنم ولی اصلا دوست نداشتم اونجارو برای همین دیگه نرفتم
یه شرکت دیگه رفتم شرکت قابلمه بود خیلی اونجارو دوست داشتم
هفت روزکارکردم که جنگ شد برای همین نیروهاشو کم کرد دیگه خبری نشد خیلی پیگیرش بودم گفتن نیرو نمیخاد
این اواخر علاقمو پیدا کرده بودم شغلی که در آینده داشته باشم و ازش کسب درآمد کنم میخاستم رنگ کار مو بشم
ولی نیاز داره به یه مبلغی داره برای آموزش میخاستم تا عید نوروز کارکنم پولامو جمع کنم برم تو این حوزه
ولی متأسفانه جنگ شد بیکارشدم فقط دارم دست و پا میزنم الان که میخام واقعا میخام کارکنم کار ازم فرارمیکنه
چهار ساله با استاد آشنا شدم تو این چهار سال تغییرات زیادی کردم
قبل از آشنایی با استاد یه آدم بشدت خجالتی و بدون اعتماد به نفس بود حتی از خونه هم بیرون نمیرفتم
از وقتی عضو سایت شدم خیلی تغییر کردم دیگه مثل قبل نیستم اعتماد به نفسم بالا رفته خجالتی نیستم
حالا مرور میکنم بدست آوردن اعتماد به نفس و رفع شدن خجالتم از همین رفتن به این کار و اون کار بدست اومدن
نکته مثبتش همین بود
میخام از این بیکاری به سودم باشه به ضررم نباشه باید روی خودم کار کنم تا به مدار بالا برسم
سلام استاد عزیز و بزرگوار و مریم جون
در مورد قانون تکامل میخواستم به سایت و خودم اشاره کنم
من به تازگی عضو سایت شما شدم و دارم فایل های رایگان رو گوش میدم
اول که وارد سایت شدم ( بعدا داستان هدایتم رو توضیح میدم استاد بزرگوار)
با یک اکانت دیگه دوره عشق و مودت رو خریداری کردم و انگار که میخواستم از پله اول بپرم پله صدم
اون دوره رو یکم گوش کردم حقیقتا چیزی از صحبت های شما متوجه نشدم و دوره رو رها کردم و گفتم اول باید موتور من گرم بشه من تو مدار دریافت این آگاهی ها نیستم و باید از یک جای دیگه شروع کنم.من چیزی من متوجه نمیشم
من در افتضاح ترین حالت ممکنی که یک فرد داره، دارم به سر میبرم از همههههههه لحاظ: روحی، جسمی، کاری، عاطفی و………
رفتم کتاب رویاهایی که رویا نیستن و چگونه فکر خدا را بخوانیم رو خریداری کردم و شروع کردم به خوندن اون کتاب ها دیدم که انگار یکم داره درکم بیشتر میشه
دوباره با این اکانت وارد سایت شدم و گفتم من اول باید فایل های رایگان رو گوش بدم که اصلا بفهمم دقیقا اصل و اساس چی هست و باید چکار کنم و چی به چیه؟
تو هیچی نمیدونی روز اول ورود رفتی دوره عشق و مودت رو خریداری کردی
میخوای روی نکات مثبت تمرکز کنی که اگر یک نفر کلی بد و بیراه به من میگفت کنار اومدن با اون قضیه برام راحت تر بود تا بخوام روی نکات مثبت کسایی که بهم بدی کردن تمرکز کنم
اگر الان منو یک نفر بکشه راحت تر کنار میام تا تمرکز روی نکات مثبت اونا
همون قانون تکامل که شما در این فایل فرمودین من اصلا رعایت نکردم و پریدم پله هزارم
دوباره برگشتم عقب و گفتم صبر کن صبر کن
من هنوز ذهنم خیلی جرم داره و باید حسابی جرم گیری بشه و سیمان های بتنی دور ذهنم رو گرفته و
باید این سیمان ها از دور ذهنم جدا بشن
شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان و آروم آروم داره موتورم گرم میشه
دیروز داشتم سایت رو میگشتم و اینکه برای خودم برنامه چیدم که روزی چند فایل مثلا از کجا گوش کنم و برنامه ریزی کردم و نوشتم که مثلا امروز فایل کدوم قسمت رو گوش کنم
این مدت روی فایل های توحیدی کار کردم و تمرکز کردم
دیروز توی اون قسمت داشتم میگشتم که خیلی اتفاقی به قسمت مهاجرت به مدار بالاتر هدایت شدم و اصلا جزو برنامه ام نبود یعنی این 20 روزی که دارم توی سایت میگردم تازه دیروز چشمم به این قسمت افتاد و چه هدایت قشنگییییی الهی شکرت. بعد رفتم اون برنامه هایی که برای خودم نوشته بودم رو پاک کردم که مثلا امروز فلان قسمت باشه و از این صحبت ها ….
همه رو پاک کردم و گفتم که اگر قراره فایلی من رو هدایت کنه خودش پیدا میشه مثل قسمت مهاجرت به مدار بالاتر و اون برنامه ها رو پاک کن و دلت رو به سایت بسپر و ببین چه فایلی و چه صحبت هایی برای تو لازم هست اونو گوش بده برو تو سایت بگرد و اون چیزی که لازم تو باشه پیدا میشه
دیگه اون برنامه ریزی ها رو پاک کردم که برای مثال امروز پنجشنبه باید قسمت گفتگو با دوستان رو گوش بدم و فردا قسمت برنامه نویس زندگی ات باش و ….( منظورم از برنامه ریزی به این صورت بود ) اون ها رو رها کردم و دلم رو سپردم به هدایت سایت ببینم منو به کدوم فایل ها میبره و هدایت میکنه و چیا رو باید گوش بدم تا موتور من گرم بشه استاد و اینکه بتونم آروم آروم جلو برم و زمانش که رسید میرم دوره ای که خریدم و همچنین دوره های دیگه رو میخرم
الان زمانش برای من نیست و من تازه موتورم داره گرم میشه و تازه دارم میفهمم چی به چیه
البته کامنت نوشتن رو خیلی دوست دارم
و دوست دارم که همش بنویسم چون شور و شوق دارم
جالب اینجاست اینکه استاد توی این 20 روزی که وارد سایت شدم نتایج کوچولو موچولو داره برام میاد
مثلا من دو سال پیش برای گواهینامه ثبت نام کرده بودم و این دو سال انقد درگیر بدبختی های زندگیم بودم و از زمین و زمان و جهان برای من بدبختی و مشکلات می بارید ( که تازه آروم آروم دارم میفهمم علت چی هست و….) که هر وقت خواستم برم دنبالش که گواهینامه ام رو بگیرم نشد یک مشکل بدتر از قبلی اومد و گریبان من رو گرفت و بدبختی پشت بدبختی
نشد که نشد که برم ( وااااای من انقدر سختی کشیدم و رنج کشیدم که اگر بخوام در موردشان بنویسم هزاران صفحه خواهد شد)
دیگه نزدیک بود کلا باطل بشه چون اگر دو سال بگذره باطل میشه و باید دوباره هزینه بدی و …..
از وقتی که وارد سایت شدم این 20 روز باورتون نمیشه مسیر رفتن برای گرفتن گواهینامه ام باز شده و رفتم امتحان آیین نامه رو دادم و قبول شدم و الان میخوام برم برای تو شهری و خداروشکر مسیرش باز شد
نمیخوام بگم گواهینامه گرفتن هدف خیلی بزرگی هست و فلان و بهمان یا اینکه کار خیلی بزرگی کردم
منظور من این هست که چیزی که دو سال موند با اینکه ثبت نام کرده بودم و همینطوری رو هوا مونده بود و درگیر بدبختی بودم که نمیتونستم برم بگیرمش
خداروشکر تو این 20 روز مسیرش باز شده و داره اوکی میشه
این یک نتیجه ملموس بود که گرفتم و خداروشکر که این نتیجه رو گرفتم
خیلی صحبت ها دارم برای گفتن اما میزارم در زمان و در قسمتی که مناسب گفتن باشه و اینکه نتایج رو ببینم و بیام براتون بگم استاد
سپاسگزارم از شما استاد عزیز و بزرگوار
سلام وقت بخیر خدمت دوستان عزیز
من دیروز از طریق فایل زندگی در بهشت فهمیدم مریم بانو دارن رو پروژه مهاجرت به مدار بالاتر کار میکنن و رفتم ببینم چیه و هدایت شدم به سمت این پروژه و الان گام یک رو شروع کردم و میخوام رد پای خودمو رو بزارم انشاالله
موضوع اول که استاد فرمودند در مورد اهمیت توحید و اینکه باور توحیدی چقدر سرعت رسیدن به خواسته ها رو میبره بالا هست و واقعا چیزیه که هر وقت رو فکوس کردم کارای نشد و دشوار محقق شد مخصوصا تو کسب و کارم ولی خب همکارانم وقتی کار حل میشد میگفتن دم فلانی گرم وایساد اینکارو برامون انجام داد واقعا ادم خوبیه ولی خب من میدونستم داره از کجا آب میخوره و اون آدم رو زیاد گنده نمیکردم تو ذهنم
مثلا چند تا فاکتور داشتم که توسط تعدادی از کارمندان در ارگانی برای پرداختش کار شکنی شد و همکارم یه روز با ناراحتی گفت میگن اصلا پولشو نمیدیم و خلاصه باج میخواستن منم گفتم هیچ غلطی نمیتونن بکنن اگر روزی ما باشه میره تو جیبمون نترس اونم تعجب میکرد و تو نگاهش این بود که چی داری میگی بابا
و بعد یک ماه یکی از کارمندان اون مجموعه مه با ما رابطه خوبی داشت گفت شب عید افتادم دنبال این فاکتوراتون و امضاشو از رئیس گرفتم و قبل شروع سال پولش اومد تو حسابم
حالا من چجوری این قدر محکم گفتم هیچ غلطی نمیتونن بکنن ؟!!!!
یه مدت تو قران راجع به آیات توحیدی و اونجا هایی که خدا داره ابراز قدرت میکنه میگشتم و اون عبارات رو جمع میکردم و حدود 110 ایه و عبارت شد که مرورش شدیدا احساس قدرت و اطمینان بهم میداد و توحید منو بالا میبرد و با خودم عهد کردم که مرورشون کنم هر روز که متاسفانه نکردم و باز شرک ها به سراغم اومده و در ذهنم به افراد قدرت میدم که باید ذهنم رو با اون ایات بمباران کنم تا دوباره اون مومنتوم شکل بگیره
این از باورای توحیدی
بحث بعدی در فایل مهاجرت بود
حقیقتا مثل خیلی ها منم سالهاست دلم میخواد مهاجرت کنم ،پس از دوره احساس لیاقت من به خودم گفتم من لایق اینم که در بهترین جای دنیا باشم جایی که ثبات اقتصادی داره ،ازادی بیان و رفتار هست ، تجار و کاسب ها ازاد هستن و سنگی جلو پاشون نیست و کسی اینقدر اذیشتشون نمیکنه
،قطعی برق نداره، باران میاد و خشکسالی نیست و همه جا سرسبز و خوشگله ، اینترنت ازاده ، سیستم قضایی او سرزمین سالمه و افراد به حق خودشون میرسند ، مردمش با ایمان هستند و با هم مهربانند و امین مال و ناموس هم هستند و صداقت دارند و….
خلاصه اینا چیزایی هست که من از محل زندگیم میخوام جایی که همه به فکر پیشرفت و ارتقا خودشون در همه ابعاد هستند و رفاه اجتماعی وجود داره چیزی که الان در ایران نیست و به خودم گفتم من باید از ایران برم حالا کجا ؟
اول با فایل های مختلف استاد در سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت کراش سنگین زدم رو آمریکا و واقعا عاشقش شدم رفتم لاتاری نوشتم دو بار و برنده نشدم و کفتم قرعه کشی و کار شانسی نمیخوام من خالق زندگی خودم هستم و میتونم از راه های زیاد برم تا این که با وکیل مهاجرتی اشنا شدم گفت عزیزم راه امریکا با اومدن ترامپ بسته شده برا ایرانیا تو هم که ادم تحصیلی رفتن و مهاجرت کاری نیسیتی گفتم نه گفت اگر امریکا مقصد نهایی تو هست باید نقطه به نقطه مهاجرت کنی برو اول کانادا با این برنامه مهاجرتی و 3سال که اونجا بودی درخواست پاسپورت میدی و با پاس کانادایی میری امریکا
منم گفتم کانادا که یخ بندونه و سرما و منم متنفرم از سرما بعد گفتن تورنتو و مونترال اینجوریه ولی ونکوور هواش فرق داره بارون زیاد میاد ولی اصلا سرد نیست منم تحقیق کردم دیدم عجب راست میگه و چه شهر مدرنی هست چه طبیعتی اقیانوس و جنگل و فضای مدرن شهری ترکیب شده با هم و گفتم میرم همینجا
حالا باید به اون میزان درامد دلاری که نیازه برسم و شغلی که خدا به سمت اون هدایتم کرد و اون مهارتی که نیازه رو دارم کسب میکنم
توکل به خدا قصد دارم تا یکسال دیگه برم خدایا تو باید خواستم رو محقق کنی و منو به تارگت های مالی ،مهارتی و مهاجرتیم و عاطفیم برسونی
انک انت الوهاب
سلام
برداشت من :
چیزی که استاد توی فایل هاش میگه دیدگاه اون لحظه اشونه که البته همون دیدگاه باعث تفاوتشون با گذشته شده.
——
وقتی یه مسئله رو درک کرده باشی هر چقدر ممتحن بپیچونه و مقیاس هارو کوچیک بزرگ کنه تو میتونی جوابشو پیدا کنی چون قانون رو میدونی.
——–
قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن باعث شده آدم های موفق به اون خواسته اشون.
وقتی هی کار کنی و نتیجه بگیری روند رشد بیشتر میشه.
—–
یه سری چیز ها رو استاد انجام دادن که به خاطر انگیزه ای بوده که یه شخصی بهشون داده با گفتن اینکه نمیشه و استاد انجامش داده چون به خودش ثابت کنه همه چیز امکان پذیره.
من خودم این مدت خیلی دارم روی باور فراوانی کار میکنم و از وقتی بعد از چند سال زندگی مستقل با خانواده رفتم مسافرت فهمیدم من چقدر توی این باور مشکل دارم مثلا پدرم وقتی میرفتیم رستوران میگفت هر چیز دوست دارید سفارش بدید ولی من هر بار میگشتم ارزون ترین غذا رو پیدا میکردم و با ترس و لرز همونو سفارش میدادم و توی ذهنم این بود که بابای من از کجا پول این مسافرت رو اورده از کجا پول داره من باید خودم مراعات کنم ولی می دیدم که خودش و مامانم و برادر کوچیک ترم هر چیزی که دوست دارن سفارش میدن و پولم کم نمیاد . با این ماجرا ها من فهمیدم که به شدت توی باور فراوانی ضعیفم و همیشه نگرانم پول تموم بشه و دنبال یه منبع مشخصی از پول میگردم که اون نامحدود باشه یا یه سقفی داشته باشه که با مقیاس های من جور باشه و هیچ وقت به این فکر نمیکنم که خدا قراره پول بده و نعمت های فراوان خداوند بی انتهاست و یه جورایی پاشنه آشیل من شده این موضوع و از وقتی از مسافرت برگشتم دارم یه سری راهکار های عملی استفاده میکنم مثلا توی هتل که بودیم یه سری شامپوی کوچک اونجا بود و ما همشو استفاده نکردیم و به خودم گفتم حالا که قراره برگردیم من توی خوابگاه شامپو ندارم و حالا از راه میخوام برم حمام و یه وقت نتونم برم شامپو بخرم ولی به خودم گفتم نه! فراوانی نعمته و نیازی نیست تو اینا رو بردای خدا هدایت میکنه موقع درستش تو میری و چیزایی که نیاز دای رو میخری و نیازی به ترس و لرز نیست که وای نکنه گیرم نیاد، نکنه وقت نشه، نکنه پول نداشته باشم.
یا وقتی به تاثیراتی که باور به فقر و کمبود توی زندگیم و رفتارام گذاشته فکر کردم دیدم که من همیشه ته غذا رو در میارم ته ظرفو ته بطری رو کلا انگار تا ذره آخر رو باید بخورم و نمیدونم این بر میگرده به اصفهانی بودنم یا نه چون خیلی دیدم اصفهانی ها از لفظ ” حیفه! ” استفاده کنند اما اومدم تهران و دیدم خیلی های دیگه اینطوری نیستن و متوجه شدم این رفتارم به خاطر اینه که به فراوانی باور ندارم الان وقتی غذا گرم کردم و دارم برای خودم میریزم دیگه با انگشت و کفگیر تهِ قابلمه رو در نمیارم و اگه چیزی به قابلمه چسبیده باشه جداش نمیکنم به خودم میگم فراوانیه اگه گرسنت شد بازم میام برات غذا گرم میکنم و این یه تیکه گوشتی که چسبیده به ماهیتابه قرار نیست هیچ تاثیری توی سیری و گرسنگی تو بذاره ولی رها کردنش میتونه باور به فراوانی رو توی ذهنت تقویت کنه.
اینا قدم های عملی من بود برای ایجاد باور فراوانی توی این چند هفته اخیر و الان استاد توی مصاحبه اشون گفتند که یه سری کار هارو انجام دادن که بقیه میگفتن نمیشه چون نشون بدن که همه چیز امکان پذیره و این بازم برای من ربط پیدا کرد به باور به فراوانی چون چه زمانی همه چیز امکان پذیره؟ زمانی که توی جهان فراوانی وجود داره و تو میتونی انتخاب کنی. خداوند بی نهایت راه جلوی ما گذاشته که هر بار طبق فرکانسمون هدایت میشیم به یکیشون.
خدایا شکرت برای دریافتی که داشتم.
—–
اینکه آدم تجربه های متفاوت داشته باشه و بخواد جهان رو کشف کنه باعث میشه که مراحل تکامل رو بهتر طی کنه مثل استاد که اول باور هاشون رو درست کردن و کم کم هدایت شدند به شرایط و مکان های بهتر .
و یه نکته خیلی مهم وجود داره اینکه اگه آدم از همون جایی که هست لذت ببره و بتونه خوب زندگی کنه تمرکزش رو بگذاره روی زیبایی ها هدایت میشه به جای بهتر نه مثل خیلی ها که حالشون از این کشور به هم میخوره همیشه دارن فحش میدن به دولت و مردم و خدمات و… و میخوان مهاجرت کنن که رها بشن و فکر میکنن یه شهری هست که مدینه فاضله ست من برم اونجا همه چیز گل و بلبله نه! اصلا اینطوری نیست اگه ما بتونی از همین جایی که الان توش هستیم لذت ببریم آروم آروم هدایت میشیم به مکان ها، آدم ها، شرایط و موقعیت های بهتر.
—-
اگر یه دیدگاهی باعث تحول ما میشه باید اون رو همینطور ادامه بدیم تا تبدیل به باوری بشه که نتایج پایدار برای ما به وجود میاره هیچ ورد و جادوی خاص و عبارت تاکیدی وجود نداره که انجام بدیم و یک شبه موفق بشیم.
باید آروم آروم قدم های کوچک و متوالی برداریم ایمان داشته باشیم و نتایج کم کم خودشو نشون میده و نشونه ها میاد.
خدایا شکرت برای این آگاهی ها.
ممنونم استاد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همهی دوستان خوبم
خدایا شکرت، برای این که همه چیز گذراست، غم میاد و میره، شادی میاد میره هیچ چیز ماندنی نیست.
این دیدگاه به شدت به من کمک کرده و میکند، تا لذت ببرم از نعمتهایی که رب بهم داده تا قدر آنچه که دارم بدانم و خودم را عذاب ندهم بابت آنچه که ندارم. این نگاه از فروردین امثال با من همراه شد و زندگیم رو به شدت هموار کرد با این که تنها یک کوچولو در وجودم نهادینه شده اما باعث شده برای خودم برای رشد و پیشرفت خودم بیشتر وقت بزارم ، زمانی رو برای خلوت با خودم و خدای خودم اختصاص بدهم، تو سایت بیام و بچرخم
از نعمت خانواده لذت ببرم، زیباییهاشون رو ببینم و عشق کنم که هستند و حضور دارند.
از پارک بغل خونهمون استفاده کنم نگم کوچیکه به چه درد میخوره….
از همین مقدار سلامتی که دارم راضی باشم و عشق کنم و بگم یا رب دمت گرم تا این جا هم عالی هوام رو داشتی و امید داشته باشم به سلامتی بیشتر و دنبال عیب و ایراد های مختلف تو جسمم نباشم.
درواقع بخواهم خلاصه بگم، تو اوج نعمت نا سپاسی نکنم و تمرکزم رو بردارم از روی نداشته هام و فوکوس کردن و حسرت و حرص داشتنش رو خوردن.
به جاش با همینها که دارم کِیف میکنم.
دیگه مثل قبل اگه رفتار ناجالبی ببینم ناراحت میشم اما تهش میگم خودم عاملش ام و همه اینها بازتابی از من هست، همه چیز گزرا و به حال خوب میرسم و نتیجه همان روز عوض بشه و برخورد مناسب و احترام از همان فرد میبینم.
مریم قبلی فکر میکرد چی کار کنم که کارش رو تکرار نکند، در واقع دنبال گرفتن حقش و احترام بود این مریم میگه بر اساس قانون باید چه برخوردی داشته باشم؟
دیشب به چکاپ فرکانسی که پارسال قبل از شروع این پروژه برای خودم نوشته بودم هدایت شدم.
دیدم چقدر داغون بود افکارم، رفتارم و نگاهم به محیط اطرافم اما الان که به خاطر همان افکار داغونم چک و لگد خوشگلی خوردم از دنیا و نوش جانم باد.
باعث شد به این نگاه برسم همه چیز گذرا هست به قول استاد یک اتفاق باعث میشه به نگاه جدیدی برسی و تغییر کنی اما اگر تکرارش نکنی برمیگردی سر خونه اول، قشنگ میبینم وقتهایی که این نگاه فراموش میکنم چه جوری حالم افت پیدا میکند و اون روز رو زندگی نمیکنم.
باید و باید بارها و بارها این نگاه رو بیشتر از الان به خودم یاد آور بشم تا بشه تمام وجودم همین یک نگاه کلی حالم رو خوب کرده و رفتارم رو بهبود داده.
ترکیب این نگاه با دادن قدرت به رب و نه هیچ کس دیگه، غوغا میکند و شاه کلید
باعث شد تو دو هفته که اوضاع کشور مناسب نبود بتوانم افکار رو کنترل کنم، به آرامش برسم و ترسی در دلم جا خوش نکند. الگویی بشم برای اطرافیانم.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر.
یاحق
بسم الله رب العالمین
مصاحبه با استاد عباسمنش عزیز ، قسمت 2
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز ،
خانم شایسته عزیز ،
و همه خانواده عزیزم در این فایل و سایت الهی.
همه افراد در یک روند تکاملی و مسیر تکاملی در حال پیشرفت هستند و دیدگاه و باور های افراد همواره میتواند بهتر و بهتر و بهتر بشه.
درک قانون ، اصلی ترین نکته در جهانه.
وقتی قانون رو درک کنی ، میتونی ازش توی تمام جنبه های زندگیت استفاده کنی و نگران حل مسئله نباشی.
(انَّ مع العسر یسری)
باور های توحیدی :
وقتی ما قدرت رو از افراد و عوامل بیرونی میگیریم و تنها و تنها قدرت رو به خداوندی میدیم که از رگ گردن به ما نزدیکتره و تنها روی خدای درونمون حساب کنیم (با احترام به دیگران) ، موفقیت و پیشرفت با سرعت بالایی اتفاق خواهد افتاد.
البته باید تاکید کنیم به خودمون که ، حتی باور های توحیدی هم برای تقویت و خالص شدن ، نیاز به تکامل و کارکردن روی خودمون داره. و هرچقدر که باورها تقویت بشه و ما قدرت رو از بیرون بگیریم و به درون خودمون (خداوند و خودمون که جزئی از خداوندیم) بدیم ، روند رشد و پیشرفتمون تصاعدی تر خواهد بود.
در مورد خواسته ها ، اهداف ، ما باید مشخصات و ویژگی های دلخواهمون رو بگیم ، بنویسیم ، با خودمون تکرار کنیم و در موردشون ، مشخص نکنیم که کجا ، چه فردی ، چه شغلی ، از چه طریقی یا … اتفاق بیفته.چرا با این کار ما دست خدا رو برای تحقق خواسته ها میبندیم و منتظریم تا فقط خواسته مون از طریق همون ابزار خاص محقق بشه.
مثلا در مورد خانه :
خدایا ، من یه خونه 3 خواب ، ویلایی ، با یه حیات دلباز و باغچه پر از گل و درخت میخوام ، دوست دارم یه حوضچه با فواره وسط حیاط داشته باشه ، دوست دارم کف حیاط و اطراف حیاط با نوار LED رنگی تزئین شده باشه ،
اتاق اختصاصی برای کارم دارم ، یه کتابخونه با قفسه های زیاد که کتاب و جزوه هامو داخلش میذارم ، میز و صندلی کار راحت با یه نورپردازی استاندارد برای مطالعه ، روی میز کارم لپ تاپ درجه یک با یه سیستم قدرتمند که کار کردن باهاش لذت بخشه رو دارم.
تمام امکانات و لوازم آشپزخانه عالی و باکیفیت هستن و هرچیزی که نیازم باشه رو خریدم و توی محل مناسب خودش قرار دادم.
توی پذیرایی از بهترین مارک و قوی ترین دستگاه تهویه هوا (کولر) موجود در بازار استفاده کردم ،
خونه من کمترین فاصله رو با محل کارم داره که میتونم بصورت پیادا روی یا با دوچرخه سبک و با کیفیتی که بتازگی خریدم ، رفت و آمد کنم.
خونه من ، فرش با کیفیت ، مبل و تلوزیون با کیفیت و راحت ، نورپردازی عالی داره ،
اتاق کارم ، یه پنجره دلباز و سراسر شیشه داره که از بیرون یه فضای سرسبز و پر از گل و درخت دیده میشه و توی شب میشه کل شهر رو دید.
(خدایا شکرت)
محله ای که خونه من قرار داره پره از افراد با کیفیت و درجه یک که همه با اخلاق ، ثروتمند ، آرام و در مسیر قوانین الهی هستند.
آب و هوایی که خونه من داخلش قرار داره ، همیشه در بهترین حالت و وضعیت دمایی و رطوبی خودشه و بسیار لذت بخشه.
خدایا هزاران بار شکرت ….
برای نوشتن و مرور کردن خواسته ها و اهداف ، باید اول به خودشناسی برسیم.
آیا یه فرد کنجکاو و فعالیم؟
از اون خواسته ای که داریم ، میخوایم چه چیزی رو دریافت کنیم؟
خواسته و اهدافمون رو برای چه چیزی ، و برای رشد در چه جنبه هایی میخوایم؟
و …. .
رسیدن به اهداف نیازمند طی کردن روند تکاملی است.
رسیدن به اهداف و خواسته های بزرگتر ، نیازمند اینه که ما از درون ، با همون شرایط فعلی خودمون ، با همون داشته های خودمون ، با همون نعمت های کنونی خودمون راحت باشیم و احساس خوبی داشته باشیم و بتونیم شکرگزارش باشیم تا به موفقیت های بزرگتر هدایت بشیم.
در هر شرایطی ، در هر کاری ، در هر خانه ای ، در هر شهر یا کشوری ، که الان هستیم ، میتوان براحتی نکات مثبتی رو برای تکرار و توجه پیدا کرد و اونها رو دائما به خودمون بگیم و با خودمون مرور کنیم.
همه این مسائل ، برای اینه که ما به احساس خوبی برسیم و تکرار و تکرار نکات مثبت برای حفظ و افزایش این احساس خوب ، نیازه.
احساس خوب = اتفاقات خوب
قانون تکامل رو نمیشه دور زد ، هیچ قانون ثابت جهانی رو نمیشه دور زد و نادیده گرفت.
اتفاقات و شرایط زندگی ما بدون استثنا حاصل فرکانس های ما هستند.
باور ها ، حاصل یکسری گفتگو های ذهنی تکرار شده (هزاران بار) هستند.
فرکانس ها ، از طریق افکار بوجود میان.
افکار از طریق ، باور ها شکل میگیرن.
باورها ، از طریق تکرار ورودی ها ، کانون توجه ما ، صحبت کردن در موردشون بارها و بارها و بارها بوجود میان.
باور ها یک شبه ایجاد نشده که بخواد یک شبه تغییر کنه.
باور رو من برای خودم ، مثل روند تکامل یه نوزاد میبینم.
امکان نداره اون نوزاد توی 3 ماهگی راه بره.
اول به صورت تکاملی و تکرار و تکرار ، چهار دست و پا راه میره ، بعد خودشو میگیره به دیوار و وایمیسه ، بعد اروم اروم با کمک گرفتن از همون دیوار یا مبل اینور و اونور میره ، بعد به صورت تکاملی ، وایمیسه ، اول چند لحظه بعد بیشتر میشه ، و بعد لاز هم بصورت تکاملی ، با خوردن زمین و … راه میره و این راه رفتن هم خودش پروسه تکاملی داره.
یه نکته ای توی این روند نوزاد بهم گوشزد شد ، اینکه ، توی روند چهار دست و پا رفتن ، بچه زودتر راه میفته ، اما برای راه رفتن این زمان یه مقدار بیشتر طول میکشه ، گرچه این چهار دست و پا رفتن ، پیش نیاز راه رفتنه ، اما این پروسه یکم طولانی شدن راه رفتن ، برای اینه که ما انسان ها ، این راه رفتن رو تا اخر عمر بهش نیاز داریم و باید بصورت پایه ای روش کار کنیم.
اما اون پیش نیاز راه رفتن ، فقط تا یجاییه و برای کمک به روند تکاملمونه..
پس میشه گفت ، اون چیزی که تا اخر عمر بهش نیاز داریم رو باید بیشتر روش کار کنیم تا پایه محکمی بسازیم ،
مثل همین قانون ” احساس خوب =اتفاقات خوب”
یا لذت بردن و داشتن احساس خوب از نعمت های کنونی مون.
چون اینا نیاز یه عمره ، چرا که اگر من از زمان حالم نتونم لذت ببرم ، وقتی به خواسته های بزرگترم رسیدم ، بازم لذت نمیبرم.
نکات کلیدی :
اولا ، از همونجایی که بودم ، نعمت هایی که داشتم ، لذت بردم و احساس خوبی داشتم باهاشون.
دوما ، من خودم رو لایق جاهای خوب ، روابط خوب ، زندگی خوب ، کسب و کار عالی و … دونستم.
سوما ، در مورد جهان اطرافم ، تنها و تنها نکات مثبت رو دیدم ، میبینم و خواهم دید ، باورهای مثبت و قوی رو در مورد همه چیز میسازم.
(باور های هم جهت با خواسته)
باور به این که : تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس ، خود راه بگویدت که چون باید کرد.
من از موقعیت ها ، فرصت ها ، شرایط جدیدی که در مسیر زندگیم اتفاق میفته ، مقاومتی که ندارم هیچ ، از اونها استقبالم میکنم.
خدایا شکرت بخاطر آگاهی های این فایل ارزشمند ، که مطمئناً در فایلهای بعدی ، بیشتر و بیشتر از این آگاهی ها و نکات دریافت میکنیم و لذت میبریم و اونها رو در زندگی روزمره مون بکار میبندیم.
در پناه الله رزاق ، وهاب ، رحمان ، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره.
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،
و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.
تصویر ذهنی استاد از قوانین…
استاد :
برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.
من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.
من باید :
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”
بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”
و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.
پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.
و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.
یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :
-تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.
-احساس خوب=اتفاقات خوب
-جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.
اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.
باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.
و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،
” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”
باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.
پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،
بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،
تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.
اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.
تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .
چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.
اینکه :
-به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.
-اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.
-اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.
-اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.
-اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .
-اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.
-اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،
-اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.
تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.
(استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)
تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،
این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.
این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.
وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،
خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،
وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،
اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،
” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.
چه زمان ؟
زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.
ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.
من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟
من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.
و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.
توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،
پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.
افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.
پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.
وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،
و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.
وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.
همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.
هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.
یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.
عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.
چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.
این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،
طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)
اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،
حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،
این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.
کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،
میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….
گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.
و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،
-ما هرچی داریم ازآن خداونده ،
-نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،
-در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.
-من خالق زندگی خودمم.
-من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.
-اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.
-الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،
-انّا لله و انّا الیه راجعون ،
-من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)
-من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )
اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.
وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،
اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.
باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)
باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،
باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟
باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،
موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .
همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.
مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،
یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،
من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.
یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.
حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.
(مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)