این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام دوست عزیز
موضوع اینجاست که کتاب ها و جمله ها بهانه اند با خواندن کتاب ها تغییری صورت نگرفته
وحقیقت چیز دیگریست
حقیقت خواست قلبی فرد به تغییر بوده و از اعماق وجود قبل از خواندن کتاب ها هم دنبال هدایت شدن بوده
برای همه ما این اتفاق افتاده یک موضوعی ذهن ما رو درگیر کرده همش دنبال فهمیدنشیم بعد با دیدن یک نشانه کوچک هدایت صورت میگیرد
نشانه عامل تغییر نبوده بلکه خواست درونی فرد عامل تغییر بوده
چطور است که یک ملحد با دیدن یک اثبات از وجود خداوند هدایت میشود
موضوع ان یک اثبات نبوده
موضوع خواسه قلبی فرد به تغییر است و آن اثبات بهانه ای شده برای تغییرش
سلام دوست عزیز
موضوع اینجاست که کتاب ها و جمله ها بهانه اند با خواندن کتاب ها تغییری صورت نگرفته
وحقیقت چیز دیگریست
حقیقت خواست قلبی فرد به تغییر بوده و از اعماق وجود قبل از خواندن کتاب ها هم دنبال هدایت شدن بوده
برای همه ما این اتفاق افتاده یک موضوعی ذهن ما رو درگیر کرده همش دنبال فهمیدنشیم بعد با دیدن یک نشانه کوچک هدایت صورت میگیرد
نشانه عامل تغییر نبوده بلکه خواست درونی فرد عامل تغییر بوده
چطور است که یک ملحد با دیدن یک اثبات از وجود خداوند هدایت میشود
موضوع ان یک اثبات نبوده
موضوع خواسه قلبی فرد به تغییر است و آن اثبات بهانه ای شده برای تغییرش
سلام دوستان در مورد توجه به خواسته و اعراض خیلی سوال کردند من میخوام نظر خودم رو بگم
اگر شما همش فکرتون درگیر دعوا با شیطان باشه و این که پدر شیطان رو در میارم بزرگترین اشتباه همینه
همین مشکل یعنی قانون اعراض رو فراموش کردید و به جدل با شیطان پرداختید
در صورتی که نسخه خداوند هرگز به جدل با شیطان نبوده بلکه
گفته شیطان هست اره بزار باشه بزار کارشو بکنه باهاش کاری نداشته باش
من برات کافیم هدایت بخواه هدایتت میکنم
لازم نیست همش تمرکزمون روی این باشه که تمرکزمون روی خوبی ها باشه و مبادا به ناخواسته تمرکز نکنیم
بلکه موضوع اینه که طبق دستور خدا خودمون رو ناتوان از حل موضوع ببینیم و درخواست هدایت و تغییر بکنم و اینجاست نقطه عطف موفقیت
در مورد یک ناخواسته ما میدونیم که اگر نوجه کنیم اتفاق بد
اگر توجه نکنیم هم همش توی ذهنمون جولون میده که قانون چی چیه ول کن بابا = اتفاق بد
میبینیم که ناتوان میشیم و میفهمیم که هر دو به ضرر ماست
و اینجاست که باید درخواست هدایت و تغییر را بکنیم
لازم نیست ایمان حضرت ابراهیم رو داشته باشیم
لازمه بدونیم که ایمان ابراهیم همین بوده که هدایت رو از خدا میخواسته
سلام دوست من من یقین دارم اگر استاد عباس منش استاد شده اون موقع احساس تنهایی نمیکرده
بلکه از هر زمان بیشتری احساس حمایت خدا رو داشته و نیازی به هیج حمایتی نداشته
/جنگ درونی رو چجوری به نفع خودمون خاتمه بدیم؟
جنگ درونی؟
قانون که چیز دیگه ای میگه
چه جالب
چرا اینقدر بدیهیات رو سخت میکنید دوستان عزیزم
خدا یک کلام گفته توی قرآن
هدایت بخواه هدایت میشی
نه عرفان خاصی میخواد نه شیوه خاصی نه پیچیدگیی
اره درست میگی اون هدایت خدا رو ناخود آگاه همیشه داره
اما ما انسان ها باید تصمیم بگیریم که هدایت رو بخوایم
باید از همون پرنده با ایمان بودن و توکل رو یاد بگیریم
سلام رفیق این که میخواند رمز و رازی داشته باشند کاملا دروغ است
محصول این افراد نتیجه ماست
اگر محصول بنجلی داشته باشند اصلا خریدار ندارد
و این اساتید دوست دارند محصولاتشان بهتر و بیشتر جواب دهند تا مشتریانشان راضی و بیشتر شوند و تبلیغ شودند برای در آمد بیشترشان
پس شک نکنید همه چیز همه چیز را که میدانند می گویند
چون عامل حرکت شما اشتیاق به تغییر از بین می رود
سلام دوست من میخوام به شما امید بدم
همه دوستان که نتایج بزرگی کرفتن مانند شما شدیدا مشتاق تغییر بودند