این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اتفاقا من هم از پارسال گیاهخوارم البته پخته گیاهخوار شدم خیلی حس خوبیه ، مخصوصا از وقتی همه غذاهای با گوشت مثل قرمه سبزی، قیمه ، خورشت بامیه ،کرفس ، کدو بادمجان وووو را همسرم بدون گوشت تهیه کرده و می خوریم هم بنظرم خوشمزه تر شده و هم حسم بهتره . البته من در تکمیل صحبت شما فکر می کنم با وجود این همه مواد غذایی و تنوع غذایی گیاهی کشتن حیوانات جهت تغذیه کار بسیار نادرستی می باشد . اگر توجه کرده باشیم همین گربه های خیابانی مخصوصا گربه هایی که در فضای پایین مجتمعها زندگی میکنند به علت رفتار خوب ساکنین و تغذیه آنها توسط ساکنین خیلی رفتار دوستانه ای با آدمها دارند و اصلا از مردم نمی ترسند و حتی اجازه می دهند آدمها بچه هاشون را در حال شیر خوردن نوازش کنند . همینطور به قول شما دیگر حیوانات هم همین حق را دارند که ما بطور بیرحمانه ای این حق را از گاو و گوسفند و مرغ وووو گرفته ایم
در ضمن هیچ میدونید مصرف 100 گرم گوشت معادل مصرف 3000 لیتر آب می باشد . یعنی اگر هر نفر در روز 100 گرم گوشت نخورد در واقع 3000 لیتر در مصرف آب صرفه جویی کرده است
شما کار نداشته باشید چه چیزی برای چه کسی خوبه یا نه و یا خواسته های دیگران چیست وقتی شما روی باور ها و خواسته هاتون کار می کنید . انرژی کل خودش در جهت رسیدن شما به خواستتون عمل می کنه مثلا وقتی استاد می گه اگر شما با همسرتون در یک فرکانس نیستید اصلا مبارزه نکنید فقط دنبال باور سازی و اصلاح فرکانستون باشید که در نهایت یا همسرتون در فرکانس شما قرار می گیرد و یا خودش بدون هیچ مشکلی از شما جدا می شود مصداق جواب شماست. انرژی کل می دونه که بچه ها باید پیش شما باشند پس خودش یکاری میکنه که براحتی یا بچه ها دیگه دوست نخواهند داشت اونجا باشند و یا پدر بزرگش دیگه حوصلشون را نداره. در کل شما همیشه اصل ماجرا که بر اساس قانون استوار است و فانون هم بر اساس احساس استوار است یعنی اگر شما از روی حسادت و یا چیزهای دیگر قصد جدا شدن از همسایگی خانواده همسرتون را دارید مسلما نمی تونید حس خوبی هم پشتش داشته باشید. شما خواستتون را با حس خوب بخواهین . شما و شوهرتون و بچه ها به یک خانه مستقل رفتین و بدون دخالت کسی برای خود تصمیم می گیرید و از زندگی لذت می برید. مطمعن باشید اتفاقات جوری رقم می خورد که به خواستتون می رسید . مثلا اگر به نفع شما موندن در همین ساختمان باشد یک اتفاقی بیفتد که اونه مجبور شوند از شما دور شوند . در مورد راهش و چطوریش فکر نکنید فقط روی خواسته و احساس آرامش و لذتی که با بچه ها و همسرتون در منزلتون دارید توجه و تمرکز کنید
من فکر می کنم تخیل با باور فرق می کند . باور یک مکانیسم علمی و منطقی دارد . شما اولش یک خواسته کوچک مثل ناهار مورد علاقتون را یا چیزهای دیگر در برنامه روزانتون را به صورت تمرین در برنامه اول صبحتون می گذارید و به در صدی از آن می رسید .کم کم این باور در شما ایجاد میشه که میتونید خواسته های خود را از قبل با توجه بسازید ولی مسلما اگر ذهن شما ناهار قیمه رو ساخت به این باور نخواهد رسی که ثروت چند میلیاردی را هم فردا می رسید مگر اینکه با پرورش و رشدش به مرور به آن برسید . دقیقا مثل این میمونه که شما با رفتن به باشگاه بدنسازی و رشد تدریجی عضولاتتون به این باور نخواهید رسید که یک شبه آرنولد میشین .شاید بیشتر افراد فکر کنند باور و تخیل یکی است ولی اینطور نیست من فکر میکنم تخیل مثل آمپولهایی است که در بدن سازی میزنند .لحظه ای و ناپایدار است
ببخشید طولانی شد، سعی کردم تجربه خودم را هم به اشتراک بگذارم، خوشحال میشم از نظرات بقیه استفاده کنم
با تشکر از توضیحات شما در جواب خانم عباسی فقط می خواستم جمله “خداوندی که هدایتگر تک تک لحظات ماست همواره مارو در بهترین زمان در درست ترین مکان قرار میده” را با اجازتون اینطور تصحیح کنم :
در واقع با توجه به قانون آفرینش و بر اساس باور ها و فرکانس مان ، ما انسانها در شرایط مکانی وزمانی قرار می گیریم که در واقع درستترین جایگاه و مکان برای ما در آن زمان می باشد .
در ادامه خدمت خانم عباسی عرض کنم که :ممکن است زمانی که شما به اون کلاسها کشیده شدید از نظر خودتان مفید نبوده، ولی با توجه به فرکانستان و قانون آفرینش ، درسترین جا بوده که بعد از گذشت دو ترم و مشکلات بوجود آمده و تغییر فرکانستون به مدار جدید ارتقا یافتید.
اتفاقا من خودم ، سالیان سال است که کلاسهای اساتید موفقیت و خودشناسی را یا رفتم و یا مطالعه کردم ولی تا سال گذشته نه اسمی از آقای عباس منش شنیده بودم و نه کلیپی دیده بودم و یک سوالی که همیشه ذهن من را مشغول کرده همین بود که چطور اون موقع من ایشون را نشناخته بودم . منی که دنبال حلقه های گم شده ارتباط دین با روانشناسی و تحلیل رفتار متقابل بودم منی که دنبال خودشناسی و حل مشکلات روحیم بودم. که خوشبختانه با آشنایی و گوش دادن به مباحث ایشون این سوالات جواب داده شد . قطعا با باور و فرکانسی که من داشتم ،قوانین جهان اجازه ورود من را به مدار عباس جون نمیداد. پس هیچ وقت تاکید می کنم هیچ وقت دنبال چرا در گذشته نباشید و بقول عباس جون شما و همه ما در هر زمان ،در هرمکان در درسترین جای خود هستیم
علی آقا فقط یادت نره به هرکدوم که رسیدی بیا تو سایت و مراحل رسیدنتو جزء به جزء بنویس تا هممون از تجربیاتت استفاده کنیم برای اینکه یادت نره یه گوشه ای از دفترت احسساساتتو تو تمام مراحل یادداشن کن تا اون موقع یادت نره .
من در مورد ” امروز دین شمارا به حد کمال رسانیدم وبر شما نعمتم را تمام کردم” فکر میکنم با توجه به توضیحات استاد میتونه این باشه که من قانون را به شما گفتم پس کار من به عنوان خدا با شما تمام شد مثل معلمی که در کلاس ریاضیات تئوری و روش حل را توضیح میدهد و دیگه حل مسائل این گونه را به شما میسپارد . در واقع انرژی کل ،قانون آفرینش را با تمام جزئیاتش با قران و معلم (پیامبران) به انسان معرفی کرده و تمام کرده . بقیش دیگه با خود ماست که میخواهیم قوانین را خوب بفهمیم و تمرین کنیم یا نه . در رابطه با نعمت هم همین مورد صادق است چون اصل فراوانی بر نعمات صادق است پس هیچ وقت نعمت در دنیا و جهان کم نمیشود فقط ذهن ما کساد و فقیر می شود و نمی تواند از نعمات استفاده کند . به عنوان مثال اگر روند پیشرفت انسان را در مصرف انرژی ببینید خواهید فهمید که هیچ وقت انرژی در جهان تمام نمیشود .و با پیشرفت علم انسان متوجه میشود که چقدر منابع انرژی لایتناهی مثل انرژی خورشید در دنیا وجود دارد که به واسطه علم اندک انسان در 2000 سال قبل از انرژی آتش (سوزاندن سوختهای فسیلی)استفاده می شده و در حال حاظر با پیشرفت علم انسان به تکنولوژی استفاده از انرژی خورشیدی پی برده است
در تکمیل صحبتهای سمانه و حمیده باید به نکته ای اشاره کنم که اکثر دوستان مثل شما در سوالهاشون تاکید می کنند و آن جمله “بگین تا ما هم همون کار رو انجام بدهیم” است
به نظر من نه قراره ما همه مثل عباس منش بشیم و نه عباس منش میخواهد میلیونها کپی از خودش تهیه کنه . ایشون سعی میکنه مثل یک معلم کل قوانین حاکم بر جهان را به ما بفهمونه . بعدش دیگه هر کدوم از ما باید راه خودش را پیدا کنه مثلا وقتی میگه “احساس خوب = اتفاقات خوب” این دیگه به شما مربوط میشه ، شما باید مال خودتو پیدا کنی . ماله من ورزشه ماله عباس جون گیم و فوتباله …ماله شما چیه؟ پس نباید هی از ایشون بپرسیم تو چکار کردی ؟ کلیات گفته شده همونطور که در قران کلیات آمده ولی ما هنوز در دین هم همین مشکل را داریم ، میگیم عباس منش چطوری نماز میخواند ،چطوری وضو می گیرد ،چطوری به نامحرم نگاه میکند، چطوری در امریکا زندگی میکند وووووو
شما راه خودت رو برو . یادمه تو دوران تحصیل وقتی بچه ها مسایل درسی را نمی تونستند حل کنند(البته در دوران ما) به کتابهای حل المسائل مراجعه می کردند که معمولا من از راه حلشون خوشم نمی آمد . همه دنبال یک راه حل بودند که کپی کنند آخرش هم هیچ وقت راه حل مسئله را یاد نمی گرفتند چون کپی کرده بودند . وقتی آدم راه حلش رو با توجه به تئوری وقضیه مسئله خودش پیدا کنه نه تنها یادش نمی ره بلکه مسائل بعدی رو هم می تونه حل کنه . عباس منش قضیه را برامون خیلی خوب و عالی توضیح داده پس بقیش با خودمونه ، نباید راه حلش هم مثل حل المسائل ازش کپی کنیم
شما که کارتون خیلی راحتتره چون هر دوتاتون یک چیز رو می خواهین .استاد تو آموزه هاشون می گن حتی اگر بقیه با خواسته شما مخالف باشند و شما با سیستم فرکانس مثبت و حس خوب توجهتون رو روی خواستتون بگذارید بهش می رسید چه برسه به اینکه شوهرتون هم جزو خواسته هاش باشه این که نور الا نوره.
سلام محمد جان
اتفاقا من هم از پارسال گیاهخوارم البته پخته گیاهخوار شدم خیلی حس خوبیه ، مخصوصا از وقتی همه غذاهای با گوشت مثل قرمه سبزی، قیمه ، خورشت بامیه ،کرفس ، کدو بادمجان وووو را همسرم بدون گوشت تهیه کرده و می خوریم هم بنظرم خوشمزه تر شده و هم حسم بهتره . البته من در تکمیل صحبت شما فکر می کنم با وجود این همه مواد غذایی و تنوع غذایی گیاهی کشتن حیوانات جهت تغذیه کار بسیار نادرستی می باشد . اگر توجه کرده باشیم همین گربه های خیابانی مخصوصا گربه هایی که در فضای پایین مجتمعها زندگی میکنند به علت رفتار خوب ساکنین و تغذیه آنها توسط ساکنین خیلی رفتار دوستانه ای با آدمها دارند و اصلا از مردم نمی ترسند و حتی اجازه می دهند آدمها بچه هاشون را در حال شیر خوردن نوازش کنند . همینطور به قول شما دیگر حیوانات هم همین حق را دارند که ما بطور بیرحمانه ای این حق را از گاو و گوسفند و مرغ وووو گرفته ایم
در ضمن هیچ میدونید مصرف 100 گرم گوشت معادل مصرف 3000 لیتر آب می باشد . یعنی اگر هر نفر در روز 100 گرم گوشت نخورد در واقع 3000 لیتر در مصرف آب صرفه جویی کرده است
با سلام خدمت خانم اندیشه
شما کار نداشته باشید چه چیزی برای چه کسی خوبه یا نه و یا خواسته های دیگران چیست وقتی شما روی باور ها و خواسته هاتون کار می کنید . انرژی کل خودش در جهت رسیدن شما به خواستتون عمل می کنه مثلا وقتی استاد می گه اگر شما با همسرتون در یک فرکانس نیستید اصلا مبارزه نکنید فقط دنبال باور سازی و اصلاح فرکانستون باشید که در نهایت یا همسرتون در فرکانس شما قرار می گیرد و یا خودش بدون هیچ مشکلی از شما جدا می شود مصداق جواب شماست. انرژی کل می دونه که بچه ها باید پیش شما باشند پس خودش یکاری میکنه که براحتی یا بچه ها دیگه دوست نخواهند داشت اونجا باشند و یا پدر بزرگش دیگه حوصلشون را نداره. در کل شما همیشه اصل ماجرا که بر اساس قانون استوار است و فانون هم بر اساس احساس استوار است یعنی اگر شما از روی حسادت و یا چیزهای دیگر قصد جدا شدن از همسایگی خانواده همسرتون را دارید مسلما نمی تونید حس خوبی هم پشتش داشته باشید. شما خواستتون را با حس خوب بخواهین . شما و شوهرتون و بچه ها به یک خانه مستقل رفتین و بدون دخالت کسی برای خود تصمیم می گیرید و از زندگی لذت می برید. مطمعن باشید اتفاقات جوری رقم می خورد که به خواستتون می رسید . مثلا اگر به نفع شما موندن در همین ساختمان باشد یک اتفاقی بیفتد که اونه مجبور شوند از شما دور شوند . در مورد راهش و چطوریش فکر نکنید فقط روی خواسته و احساس آرامش و لذتی که با بچه ها و همسرتون در منزلتون دارید توجه و تمرکز کنید
سلام خانم اسفند یاری
من فکر می کنم تخیل با باور فرق می کند . باور یک مکانیسم علمی و منطقی دارد . شما اولش یک خواسته کوچک مثل ناهار مورد علاقتون را یا چیزهای دیگر در برنامه روزانتون را به صورت تمرین در برنامه اول صبحتون می گذارید و به در صدی از آن می رسید .کم کم این باور در شما ایجاد میشه که میتونید خواسته های خود را از قبل با توجه بسازید ولی مسلما اگر ذهن شما ناهار قیمه رو ساخت به این باور نخواهد رسی که ثروت چند میلیاردی را هم فردا می رسید مگر اینکه با پرورش و رشدش به مرور به آن برسید . دقیقا مثل این میمونه که شما با رفتن به باشگاه بدنسازی و رشد تدریجی عضولاتتون به این باور نخواهید رسید که یک شبه آرنولد میشین .شاید بیشتر افراد فکر کنند باور و تخیل یکی است ولی اینطور نیست من فکر میکنم تخیل مثل آمپولهایی است که در بدن سازی میزنند .لحظه ای و ناپایدار است
ببخشید طولانی شد، سعی کردم تجربه خودم را هم به اشتراک بگذارم، خوشحال میشم از نظرات بقیه استفاده کنم
با سلام خدمت خانم نجاریان
با تشکر از توضیحات شما در جواب خانم عباسی فقط می خواستم جمله “خداوندی که هدایتگر تک تک لحظات ماست همواره مارو در بهترین زمان در درست ترین مکان قرار میده” را با اجازتون اینطور تصحیح کنم :
در واقع با توجه به قانون آفرینش و بر اساس باور ها و فرکانس مان ، ما انسانها در شرایط مکانی وزمانی قرار می گیریم که در واقع درستترین جایگاه و مکان برای ما در آن زمان می باشد .
در ادامه خدمت خانم عباسی عرض کنم که :ممکن است زمانی که شما به اون کلاسها کشیده شدید از نظر خودتان مفید نبوده، ولی با توجه به فرکانستان و قانون آفرینش ، درسترین جا بوده که بعد از گذشت دو ترم و مشکلات بوجود آمده و تغییر فرکانستون به مدار جدید ارتقا یافتید.
اتفاقا من خودم ، سالیان سال است که کلاسهای اساتید موفقیت و خودشناسی را یا رفتم و یا مطالعه کردم ولی تا سال گذشته نه اسمی از آقای عباس منش شنیده بودم و نه کلیپی دیده بودم و یک سوالی که همیشه ذهن من را مشغول کرده همین بود که چطور اون موقع من ایشون را نشناخته بودم . منی که دنبال حلقه های گم شده ارتباط دین با روانشناسی و تحلیل رفتار متقابل بودم منی که دنبال خودشناسی و حل مشکلات روحیم بودم. که خوشبختانه با آشنایی و گوش دادن به مباحث ایشون این سوالات جواب داده شد . قطعا با باور و فرکانسی که من داشتم ،قوانین جهان اجازه ورود من را به مدار عباس جون نمیداد. پس هیچ وقت تاکید می کنم هیچ وقت دنبال چرا در گذشته نباشید و بقول عباس جون شما و همه ما در هر زمان ،در هرمکان در درسترین جای خود هستیم
علی آقا فقط یادت نره به هرکدوم که رسیدی بیا تو سایت و مراحل رسیدنتو جزء به جزء بنویس تا هممون از تجربیاتت استفاده کنیم برای اینکه یادت نره یه گوشه ای از دفترت احسساساتتو تو تمام مراحل یادداشن کن تا اون موقع یادت نره .
مرسی و موفق باشی
سلام دوست عزیز
من در مورد ” امروز دین شمارا به حد کمال رسانیدم وبر شما نعمتم را تمام کردم” فکر میکنم با توجه به توضیحات استاد میتونه این باشه که من قانون را به شما گفتم پس کار من به عنوان خدا با شما تمام شد مثل معلمی که در کلاس ریاضیات تئوری و روش حل را توضیح میدهد و دیگه حل مسائل این گونه را به شما میسپارد . در واقع انرژی کل ،قانون آفرینش را با تمام جزئیاتش با قران و معلم (پیامبران) به انسان معرفی کرده و تمام کرده . بقیش دیگه با خود ماست که میخواهیم قوانین را خوب بفهمیم و تمرین کنیم یا نه . در رابطه با نعمت هم همین مورد صادق است چون اصل فراوانی بر نعمات صادق است پس هیچ وقت نعمت در دنیا و جهان کم نمیشود فقط ذهن ما کساد و فقیر می شود و نمی تواند از نعمات استفاده کند . به عنوان مثال اگر روند پیشرفت انسان را در مصرف انرژی ببینید خواهید فهمید که هیچ وقت انرژی در جهان تمام نمیشود .و با پیشرفت علم انسان متوجه میشود که چقدر منابع انرژی لایتناهی مثل انرژی خورشید در دنیا وجود دارد که به واسطه علم اندک انسان در 2000 سال قبل از انرژی آتش (سوزاندن سوختهای فسیلی)استفاده می شده و در حال حاظر با پیشرفت علم انسان به تکنولوژی استفاده از انرژی خورشیدی پی برده است
با سپاس از سوال خوبتان
عالی ، مرسی، سمانه خانم
با سلام به دوست عزیز فاطمه
در تکمیل صحبتهای سمانه و حمیده باید به نکته ای اشاره کنم که اکثر دوستان مثل شما در سوالهاشون تاکید می کنند و آن جمله “بگین تا ما هم همون کار رو انجام بدهیم” است
به نظر من نه قراره ما همه مثل عباس منش بشیم و نه عباس منش میخواهد میلیونها کپی از خودش تهیه کنه . ایشون سعی میکنه مثل یک معلم کل قوانین حاکم بر جهان را به ما بفهمونه . بعدش دیگه هر کدوم از ما باید راه خودش را پیدا کنه مثلا وقتی میگه “احساس خوب = اتفاقات خوب” این دیگه به شما مربوط میشه ، شما باید مال خودتو پیدا کنی . ماله من ورزشه ماله عباس جون گیم و فوتباله …ماله شما چیه؟ پس نباید هی از ایشون بپرسیم تو چکار کردی ؟ کلیات گفته شده همونطور که در قران کلیات آمده ولی ما هنوز در دین هم همین مشکل را داریم ، میگیم عباس منش چطوری نماز میخواند ،چطوری وضو می گیرد ،چطوری به نامحرم نگاه میکند، چطوری در امریکا زندگی میکند وووووو
شما راه خودت رو برو . یادمه تو دوران تحصیل وقتی بچه ها مسایل درسی را نمی تونستند حل کنند(البته در دوران ما) به کتابهای حل المسائل مراجعه می کردند که معمولا من از راه حلشون خوشم نمی آمد . همه دنبال یک راه حل بودند که کپی کنند آخرش هم هیچ وقت راه حل مسئله را یاد نمی گرفتند چون کپی کرده بودند . وقتی آدم راه حلش رو با توجه به تئوری وقضیه مسئله خودش پیدا کنه نه تنها یادش نمی ره بلکه مسائل بعدی رو هم می تونه حل کنه . عباس منش قضیه را برامون خیلی خوب و عالی توضیح داده پس بقیش با خودمونه ، نباید راه حلش هم مثل حل المسائل ازش کپی کنیم
با تشکر از توجه شما
با سلام خدمت خانم رضوی
شما که کارتون خیلی راحتتره چون هر دوتاتون یک چیز رو می خواهین .استاد تو آموزه هاشون می گن حتی اگر بقیه با خواسته شما مخالف باشند و شما با سیستم فرکانس مثبت و حس خوب توجهتون رو روی خواستتون بگذارید بهش می رسید چه برسه به اینکه شوهرتون هم جزو خواسته هاش باشه این که نور الا نوره.
……….
توی این لینک(مقاله داخلی) 1500 لیتر گفته ولی من در مقاله و سایت خارجی 3000 لیتر خوندم
در هر حال 1500 لیتر هم خیلی زیاد است. در هر صورت از موقعی که گوشت نمیخورم راحتتر دوش می گیرم