مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 74 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













با سلام خدمت شما استاد گرامی وبا تشکر ازاین که اینقدر شما صادقی پاک هستید وتمام حس وحال خوبتون با ما به اشتراک میذارید ممنونم از این همه زحمات شما
این که ما اگر نگاهمان به خداوند وفراوانی عوض کنیم واین که همه چیز را به خدا بسپاریم
وبه شهود برسیم وجودمان را کنار بکشیم
خداوند کارهایمان را به بهترین نحو ممکن انجام میدهد
شما استاد عزیز نون ایمانتان را میخورید
برای ما هم دعا تا به این ایمان وآگاهی برسیم
باور به اینکه خداوند بینهایت ثروت وفراوانی در
دنیا وجهان هستی دارد
فقط ما باید باور به آن داشته باشیم وازاو طلب ودر خواست کنیم تا راه راست واسفالتی را پیدا کنیم
سلام به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گرامی.
خدا رو سپاس میگم به خاطر اینکه اولین گام و اولین سوال با باورهای توحیدی شروع شد. چیزی که دقیقاً خودم از روز قبل بدون اینکه بدونم شروع کرده بودم و امروز با چالش مریم جون به نام مهاجرت به مدار بالاتر مواجه شدم .
واقعاً از خدا به خاطر این هدایتش سپاسگزارم .
دوست عزیزمون سوال قشنگی کردن که آیا کار کردن روی باورهای توحیدی سرعت رشد ما رو بالاتر میبره یا نه ؟!
چیزی که منم دارم آگاهانه روی این موضوع تمرکز میکنم البته با این باور که مطمئن هستم کار کردن روی باورهای توحیدی سرعت رشدمونو بالا میبره.
متاسفانه شاید در عمل بطور ناآگاهانه مقاومت نشون بدم اما به هیچ وجه با خود این جمله و کلام مشکلی ندارم. استاد عزیز جمله ی خیلی قشنگی فرمودن و اون اینه : زمانی که قدرت رو از آدمها میگیریم راحت میتونیم قدرت رو به خداوند بدیم. اگه بتونیم درست عمل کنیم همگی نتیجه ی مثبت این اعتماد رو میدونیم . چون همگی بارها و بارها تجربش کردیم .
هرجا به خاطر ترس و نگرانی از قدرت و اعتبار آدمها استفاده کردیم بعدش پشیمون شدیم. میگیم و باور داریم جاهایی که مضطرب و نگران هستیم اگه از خداوند درخواست کمک کنیم خودش به بهترین شکل ممکن هدایتمون میکنه اما امان از ذهن فراموش کار و ذهن عجول و ذهن معیوبمون که گاهی در لحظه نمیتونه درست عمل کنه !!!
گاهی پیش میاد که فکر میکنم وقت ندارم نمیدونم شاید فکر میکنم خدا سرعت عمل منو نداره و من باید دست به کار بشم . دقیقاً هر وقت که اینطور فکر میکنم به خودم آسیب میزنم . در عجبم که چرا با دونستن این آگاهی ها چرا همچنان باز تکرارش میکنم.
برای اینکه سمت سرزنش نرم و از اشتباهاتم درس و پیامشو دریافت کنم هر بار خودمو با چن وقت پیش خودم مقایسه میکنم .
از اونجایی که به قانون تکامل اعتقاد دارم سعی میکنم صبورتر باشم و به خودم فرصت بدم.
قدرت رو از آدمها گرفتن و قدرت رو به خداوند دادن یعنی چی ؟!! کجاها خودشو نشون میده ؟!!!!!
به نظرم جاهایی که نسبت به خداوند و قدرتش اعتماد نداریم خیلی خوشگل خودشو نشون میده و اگرنه که اگر ایمان داشته باشم بدون شک و تردید باید به مسیرمون ادامه بدیم و هیچ اما و اگری براش نیاریم .
متاسفانه نقص عجله هم ، خیلی تو این داستان دخیله . آدمای عجولی مثل من ، میخوان کارشون زود و تند و سریع انجام بشه . اجازه ی هدایت و فرصت دریافت الهامات نمیدن . ولی نکتهای که این وسط هست اینه که این دسته افراد زود دست به کار میشن و خیلی زود هم ، متوجه ی اشتباهشون میشن.
البته من یه جاهایی صبور هستم و واقعاً اعتماد صدمو به خدا گذاشتم مثل فوتبالیست شدن پسرم . که هر اتفاقی میفته بدون شکوه و شکایت میپذیرم . حتی اتفاقی که میخوایم پیش نیاد، باز گلهای از خداوند ندارم چون اعتماد کردم و باور دارم هر اتفاقی میفته بهترین اتفاقه . اما خب تو بعضی از مسائل روزمرگی پیش میاد که فراموش میکنم رو قدرت خدا حساب وا کنم.
بنابراین کسانی که پذیرش دیدن تضادها و مشکلات رو ندارن میتونن از اون دسته افرادی باشن که رو قدرت خدا حساب وا نکردن.
کسی که قدرت خداوند رو قبول نداره بیشتر تقلا میزنه و بیش از توانش تلاش میکنه. این دسته افراد حاضرن هر زوری که نیازه بزنن تا به هدفشون برسن.
شایدم در کوتاه مدت به هدفشون برسن منتها رسیدن به اون هدف نمیتونه پایدار و خوشایند باشه .
کسانی که خودخواه هستن و منم منمشون خیلی بالاست یعنی خیلی ادعاشون میشه هم ، نسبت به این قضیه سست هستن.
در کل که خیلی از باورهای مخرب ما باعث حساب وا نکردن رو قدرت خداوند میشه که ریشه ی همه اونها «ترس» هستش .
برای قبول و پذیرش قدرت خداوند باید شناخت خودمون رو نسبت به خدای بزرگمون بیشتر کنیم به میزانی که شناختمون بیشتر میشه به تجربههای قبلمون رجوع میکنیم میبینیم هرجا و تو هر زمینهای که قدرتش حساب کردیم برد کردیم. هیچ وقت یادم نمیاد رو قدرتش حساب کرده باشم بعداً پشیمون شده باشم همیشه احساس رضایت داشتم هر چند اون چیزی که میخواستم اتفاق نیفتاده باشه.
بنابراین به میزان ایمانی که نسبت به خداوند پیدا میکنیم نتیجه دریافت میکنیم.
تکرار و مرور خاطرات خوبمون نسبت به این قضیه میتونه بهمون کمک کنه تا باورهامون قویتر بشه.
دیدن تجارب و درسهای قشنگی از این قضیه در افراد متفاوت ، تو زمینههای متفاوت ، باز میتونه تاثیر خوبی در قوی کردن باورهای توحیدیمون داشته باشه .
باید در مقابل نجواها و گفتگوهای ذهنیمون مقاومت و کنترل ذهن داشته باشیم . هر بار که نجوا سراغمون میان ورودیهای مناسب به خوردش بدیم تا ساکت بشن .
در طول روز میتونیم آگاهانه نسبت به اتفاقات همون روز عملکردهای مثبتی تو زمینه ی باورهای توحیدی داشته باشیم تا کم کم و به مرور زمان بهتر عمل کنیم.
باورهای توحیدی از باورهای مهمی هستن که اصل و اساس زندگی ما رو تشکیل میدن . بنابراین باید جدی بگیریمش و راحت و سرسری ازش نگذریم . کار کردن و تمرین کردن برای تغییر دادن خودمون تو این زمینه
خیلی مهم و با ارزشه چون چیزای با ارزش دیگه ای بدست میاریم .
از جملات و کلمههایی که بار منفی دارن باید حذر کرد ، انقدر نگیم واقعیت همینه ! نمیشه کاریش کرد ! نشدنیه ! امکان نداره !
وقتی که به خدا اعتماد کنیم و اون اتفاق به منفعت و صلاح ما باشه حتماً به وقوع میپیونده.
هر لحظه هر مقاومتی تو ذهنمون میاد باید آگاهانه بش غلبه کنیم و بگیم اگر خداوند بخواهد میشود یعنی اگر خدا صلاح بدونه و اون اتفاق به نفع من باشه حتماً میشه.
شاید اوایل که میخواهیم تمرینات رو شروع کنیم اتفاقات رو کنترل کنیم اما کم کم که باورپذیریمون بیشتر بشه بدون کنترل، از اتفاقها رد میشیم و خیلی جاها ناخودآگاه متوجه میشیم اون چیزی که میخواستیم اتفاق افتاده.
و اگر نیفتاده بود ناراحت و غمگین نمیشیم چون باور داریم که خداوند بهترین پلن را برامون چیده.
باید باور کنیم که خدای ما صاحب قدرت عظیمی هستش که در عقل ما نمیگنجه پس بهتره بش فکر نکنیم و موقعه ای که نیاز داریم بدون اینکه با عقل خودمون بسنجیمش، اون موضوع رو رها کنیم و به خدا بسپاریمش.
هیچ وقت نباید ناتوانایی و عقل و منطق خودمونو با علم و آگاهی و قدرت خداوند مقایسه کنیم که اگه اینطور فکر کردیم و چنین باوری داشتیم، بی خردی کردیم و در رده ی جاهلان قرار میگیریم .
باید رو قدرت خدا حساب کنیم که هر بار با دیدن نتایج مثبت بیشتر باورش میکنیم.
بزرگترین و شیرینترین نتیجهای که میده اینه که ما رو به آرامش میرسونه و از استرس و اضطرابها دور میکنه در نتیجه اجازه ی لذت بیشتری بهمون میده.
و این یعنی دریافت بزرگترین نعمت که آرامش هستش . چیزی که همه دنبالش هستیم برای لذت بردن بیشتر از زندگی !
مریم جون عزیزم بازم ممنون و سپاس از مهاجرت قشنگی که قراره با هم داشته باشیم.
استاد عزیزم استاد بینظیرم از شما و حضور گرمتون تو این مسیر ، بینهایت از خداوند سپاسگزارم .
مرسی که هستید. الهی که باشید همیشه.
سلام به استاد عملگرای من
و سلام به خانوم شایسته همراه و بینظیر
اول اینو بگم که مدتهاست من کامنت ننوشتم و الان خیلی برام تازگی و حس خوبی داره و همه اینها به لطف قدم جدیده که خانم شایسته عزیزمون برداشتن و ما رو به این مهمانی فوق العاده دعوت کردن و البته عملگرایی همسر عزیزم که چند وقته با عشق کامنت مینویسه و این حس رو در من هم بر انگیخته میکنه تا منم بیام و در این سایت الهی ادراک و نتایجم رو بنویسم .
دوست دارم بنویسم که چقدر فرق هست بین این که
رفتارهای یک نفر رو ببینیم و به زعم خودمون بیشتر از اون فرد میفهمیم و شروع کنیم به نصیحت اون فرد که راه این است و چاه این است و …. و اینکه اگر فکر میکنیم چه مسیری درست است خودمون به اون شیوه عمل کنیم . به جای تغییر دادن دیگران با کلام مون ، بیایم با عملکرد هامون خودمون رو تغییر بدیم و بعد دیگرانی که آماده باشند با دیدن ما اونها هم تغییر میکنند .
وای که استاد شما چقدر این مسئله رو فریاد میزنین و من الان بهتر درک میکنم کسی به این صحبت شما گوش میکنه و عمل میکنه که در مدارش باشه . تا میبینم یکی مشکل داره فوری میخوام کمکش کنم . اصلا این پاشنه آشیل منه . فکر میکنم من خدا هستم . فکر میکنم من مسئول هدایت دیگری هستم و چقدر این باور سمی من رو از مسیر درست و احساس خوب خارج میکنه
و الان که رفتار همسرم رو دیدم بهتر درک کردم ایشون با عملکردنش به من کمک کرد نه با نصیحت کردن . آفرین الهه جانم. و الان خوشحالم که منم دارم کامنت مینویسم . خدایا شکرت
استاد توی فایل گفتین من انسان کاملی نیستم . چقدر این باور خوبیه . یک وقتهایی من از گذشته خودم کفری میشم و میگم آخه چرا سعید ؟ چرا اون سالها اونجوری بودی و …. . الان میگم مطمئن باش چند سال دیگه که مدارت بالاتر بره باز میگی چرا سال 1403 اینجوری بودم . من میپذیرم که ما انسان هستیم و در حال تکامل و هر چقدر درکمون بیشتر میشه و باورهامون بهتر میشه، طبیعیه که رفتار هامون هم بهتر میشه . من خودم رو به همین شکلی که هستم میپذیرم و با خودِ الآنم در صلح هستم و خودمو دوست دارم و البته سعی میکنم هر روز ورژن بهتری از خودمو بسازم .
استاد در مورد باورهای توحیدی گفتین . وای که چقدر من این صحبت ها رو دوست دارم . میدونید استاد ، هر وقت به باورهای توحیدی و یکی بودن فرمانروای عالم فکر میکنم آرامش میگیرم . توی این شرایطی که بیشتر انسانها نتیجه زندگیشونو مستقیم به عوامل بیرونی مثل قیمت دلار گره میزنن منم تحت تاثیر قرار میگیرم ولی باز همونجا سعی میکنم به خودم یادآوری کنم نتیجه زندگی من در دستان خودم و باورهای من و خدایی است که فرمانروای عالمیان است .
اینکه سعی میکنم مسئولیت صددرصدی زندگیمو بپذیرم و همیشه این موضوع رو به خودم یادآوری کنم، منو از همه بی توقع میکنه و از خودم متوقع . و این آرامشبخشه چون افسار زندگی رو در دستان خودم قرار میده نه اینکه دیگرانی باشند که مسیر زندگی منو در دستانشون قرار بدن . خدایا شکرت
استاد در مورد مهاجرتتون به آمریکا گفتین
چقدر روحیه شما رو دوست دارم که هر کی بگه اون که اصلا نمیشه شما میگین حالا که اینجوریه من دقیقا همون رو میخوام . نمیشه رو نمیذیرید . این روحیه و باور شما ستودنیه . این روحیه توی وجود منم هست ولی گاهی روشنایی چراغ این باور توی وجودم کم نور میشه گاهی هم پر نور . و عاشق اینم که همیشه مثل شیر در مقابل جاهایی که میگن نمیشه من بتونم اونو عملی کنم . الآنم دارم به این باور عمل میکنم . سالهاست که شنیدم یک عده ای هستن نمیذارن مهندسین عمران در آزمون محاسبات قبول شن . خیییییییلی سخت میگیرن و ….
منم گفتم اوکی اونا نمیذارن ! حالا ببینین من چجوری قبول میشم و دو ماهی هست کتاب های این آزمون رو خریدم و نیت کردم قبول شم تا هم باور خودم قوی تر شه که وقتی من میخوام و باور اونو میسازم حتما میشه و هم باور دوستانم عوض میشه . و دوست دارم این نگاه رو هر روز بیشتر تقویت کنم
استاد راجع به تکامل گفتین
من خودم به شخصه معمولا تکامل رو رعایت میکنم
مثلاً اینکه وام نمیگیرم ، پول قرضی نمیگیرم برای رسیدن به خواسته هام صبوری میکنم . سالهاست که همه خریدهامون رو نقدی اوکی میکنیم . فروشنده میگه قسطی یا نقدی فرقی نداره ، من میگم فقط نقد ، بعضی دوستان میگن توی ایران که تورم داریم وام خیلی میتونه سود داشته باشه و خیلی هم این موضوع وسوسه برانگیزه و البته به چشم دیدم که افراد وام گرفتن و خرید کردن و چون در شرایط تورمی هستیم سود هم کردن . اما من به خودم یادآوری میکنم که اولا من دوست دارم در ابعاد خیلی بزرگی ثروتمند بشم به قول استاد نه در حد یک ماشین و خونه بلکه خیلی فراتر از اینها . پس باید مسیر درست رو صبورانه و با ایمان طی کنم .
البته اینم بگم گاها ممکنه به بهانه تکامل ، ضعیف عمل کردنها و متعهد نبودن ها و بالطبع نتایج پایدار نداشتن ها رو ناخودآگاه به پای تکامل بنویسم که این موضوع میتونه یک چاله باشه و درک صحیح از تکامل این بدفهمی رو از بین میبره که ما هر روز متعهدانه و مصمم و با ایمان رو خودمون کار میکنیم در مسیر لذت ببریم و سپاسگزار باشیم و هر روز سعی کنیم یک پله به جلو حرکت کنیم و در این مسیر پایداری کنیم قطعا هدایت ها مسیر تکامل رو برامون آسان و لذت بخش و پر سرعت خواهد کرد و خیلی زود و راحت به همه خواسته هامون میرسیم .
استاد چقدر خوب کلید واژه های رسیدن به خواسته ها رو گفتین : 1- لذت بردن از موقعیت و شرایطی که داریم 2- داشتن احساس لیاقت برای اون خواسته 3- نداشتن نگاه منفی یا همون ترمز در رسیدن به اون خواسته
و بعد بوم بوم …. به خواسته ها میرسیم
و در آخر استاد چه باور قشنگی گفتین :
من نه تنها هیچ ترمزی برای موقعیت و فرصت جدید ندارم که با ذوق و شوق از اون موقعیت جدید استقبال میکنم . این عالیه . این نگاه از یک اعتماد به نفس بالا میاد . این نگاه از باور به خدا و قدرت خدا و هدایت های خدا و احساس پشتیبانی همه جوره و همیشگی خدا نشئت میگیره و واقعا توحیدیه .
من شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم و منم هر روز سعی میکنم با الگو قرار دادن شما و عمل کردن های کوچک کوچک و مستمر باور های خودمو شبیه باورهای شما کنم و به قول خانم شایسته عزیزمون به مدارهای بالاتر مهاجرت کنم
بینهایت سپاسگزارم
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
اگر فقط قدرت را به خداوند بدهیم و روی خداوند حساب باز کنیم و روی دیگران حساب باز نکنیم ، میتوانیم خیلی سریع به خواسته ها و موفقیت های خود برسیم .و سرعت موفقیت را دوبرابر میکند.
و خداوند همه چیز میشود، همه کس را
خداوند کافیِ کافیست برای ما . فقط از او بخواهیم.
سمت من اینست که نباید به هر آن عامل بیرونی دیگر قدرت بدهیم ، حتی در مسائل خیلی کوچک .
اگر خواسته ای داریم ، خداوند هدایتمان میکند.
قدم به قدم میگه که چی کنیم . قانون وضوح از طریق تضاد برای ما میگه که تضاد ها باعث ایجاد خواسته ها میشود. و رسیدن به خواسته ها نیاز به تکامل دارد فقط کافیست که از دیروزم بهتر باشم ، و از مسیر که میرم لذت ببرم و احساس خوب داشته باشم و خوشبختی چیزیست که من باید در خودم آنرا پیدا کنم . و ازین چی خوب که فقط احساس خوبم را وابسته به وجود خدایی بدانم که هر لحظه با من است . وقتی این باور را داشته باشم ، هیچگاه احساسم بد نمیشود حتی در زمانیکه اتفاقی به ظاهر ناجور میفتد.
هیچ امکان ندارد که یک اتفاقی بیفتد و ربطی با باور های ما نداشته باشد، هر روز روی باور های ما کار کنیم. تا فرکانسهای ما به ثبات برسد .
خداره صد هزار مرتبه شکر برای این همه آگاهی
به نام خالق هدایتگر سلام.
خیلی خوش حالم برای این که اینجام در آیت لحظه مریم جان سپاس گزارم برای این دوره برای ویرایش فایل ها خداقوت.
خدایا به امید تو.
تمرکز بر باورهای توحیدی و رعایت قانون تکامل:
+ وقتی که برای امتحان باید نمادهای تمثیلی فیلم دوزخ کاستلوچی رو پیدا میکردم و یک تحلیل سه صفحهای براش مینوشتم اولش هنگ کردم نمی دونستم باید چی کار کنم این فیلم با فیلم های دیگه که تحلیل کرده بودیم فرق داشت و به زبان اصلی بود تازه یه چندتا مونولوگ ریز بیشتر نداشت تا این که خداجونم قدم به قدم بهم یاد داد چیکار کنم اول به سمت یکی از بچه ها که خیلی خوب بود تو این کار هدایتم کرد این که چه جوری تمثیل ها رو پیدا میکنه و راجبشون مینویسه؟ بعد هدایت شدم به توضیح دادن راجب این که این فیلم چه جوری هست به یکی از بچه ها که تو حرفام دیدم اِاِاِ من کی این همه نماد ازش درآوردم؟ حالا وقتش بود برم ببینم معنی هرکدوم از اون نمادها و حرکات چه بود؟ برای همین هدایت شدم به این که من چه جوری میتوانم از شیوه دوستم برای فهمیدن معنی نمادها به شیوه خودم استفاده کنم یعنی شخصی سازیش کنم تا راحت تر بتوانم انجامش بدهم. خلاصه کاری که یک هفته بود سرش نمیرفتم چون خیلی به نظرم سخت میاومد به لطف خدا یه شب قبل امتحان به مدت 4ساعت زمان گذاشتم و تحلیلش کردم با یه حال خوب و لذت تازه تلاش میکردم بیشتر از سه صفحه نشه منی که برای نوشتن یک صفحهاش نمیدونستم باید چیکار کنم. این برام یک موفقیت عالی شد و یک الگو.
+ خیلی دلم میخواست یک دوست صمیمی تو دانشگاه داشته باشم که اهل بگو و بخنده و حال خوب باشه. کسی که وقتی زیبایی میبینه تحسین میکند و میتوانید باهم از خواسته ها و اهدافشون حرف بزنید به موفقیت های کوچیک هم آفرین میگید و هم تشویق میکنید بههم امید میدید اولش خودم هی دنبال آدم مناسب بودم اما از یه جایی به بعد به حرف استاد که گفت دنبال آدم مناسب نباشید وقتی در مدار مناسب باشید آدم های مناسب سمتتون میان گوش دادم و دیگه تلاشی در این زمینه نمیکردم اولش یک دوست و همکلاسی که تهرانی بود دوست شدم بعدش با یه دختر دیگه که کردستانی بود هم کلام و دوست دوست شدم و با هم کلاسی هام هم خوب بودم دیگه کاری به عیب و ایرادشون نداشتم یه ویژگی خوب میدیدم تحسینشون میکردم تو دلم تو مترو یادگرفتم با آدم ها صحبت کنم و دوتا دوست هم تو مترو پیداکردم اما بازم فاصله داشتن با چیزی که من میخواستم ولی خوش حال بودم از این که انقدر روابط اجتماعی خوب هست که میتوانم با بیشتر آدم ها راحت هم کلام بشم و طرح آشنایی و دوستی ریخته میشه
تا این که من سانس یکی از کلاس هام رو به خاطر این که دیر وقت بود و تا ب م خونه خسته میشدم عوض کردم ، داشتم برای استاد توضیح میدادم که علت درخواستم برای تغییر کلاسم چی هست که دوستم شیدا گفت منم کرجی ام و با مترو میام و این شد آغاز دوستی ما، از همون دقایق اول کلی باهم گفتیم و خندیدم و الان هم دوست صمیمی هم هستیم. دقیقا همون ویژگیهایی کهدر دوستم میخواستم داره و این کار خدا و بس. اگه من هنوز هم دنبال آدم ها میبودم یا نسبت به عوض کردن کلاسم مقاومت داشتم و از روابطی که هرچند کوتاه ایجاد شده بود لذت نمیبردم شاید الان یه دوست صمیمی دانشگاهی در کنار دوست های دیگ ام نداشتم.
.
خلاصه که هرجا گفتم خودش درست میکنه. خودش برام انجام میده و توکل کردم بهش و گذاشتم تکاملم را طی کنم کارم پیش رفته اما هر جا که به قول استاد باورهام ایراد داشته ، نتوانستم قدم از قدم بردارم یا این که وسط های راه کم آوردم و ناامید شدم و رها کردم.
خداجونم میخواهم یادبگیرم چه جوری تا ته یک کاری رو برم و دیگه هیچ کاری رو نصفه رها نکنم میخواهم انقدررظرف وجودم بزرگ بشه که به سمت مدار بالاتربرم مداری که در آن توکل و ایمان بیشتریدداشته باشم و کارهام رو باکیفیت و اعتماد به نفس بیشتری انجام بدهم. دیگه پا پس نکشم.
خدایا خودت تا این جا آوردیم خودت هم تا انتها ببرم.
هرجا هستید دست حق نگهدارتون.
گام اول
به نام خدای نور
سلام به روی ماهتون استادهای عزیزم.
چقدر این همزمانی پیوستن به این پروژه و دیدن این فایل با شرایطی که دارم میگذرونم همخونی داره…
توحید یعنی حساب کردن روی خدا و دادن قدرت به خدا و گرفتن قدرت از تمام عوامل بیرونی.
درحالی که من روی مشتریا حساب باز کردم و طبق اونا رزق و روزیم رو چیدم ولی خدا بهم نشون داد که وقتی روی غیر ازخدا حساب بازکنم چطور ورق برمیگرده و دیگه خبری از مشتریام نیست.
نورم من درسم رو گرفتم قول میدم فقط روی خودت حساب کنم قول میدم قدرت رو فقط به تو بدم من میدونم این تضاد خیری توش هست و قرارا کلییی بعد ازاون پیشرفت کنم چون یادمیگیرم بهتر ذهنم رو تربیت کنم که فقط خیر و خواسته توش بگذره و روی بنده های خدا حساب نکنه بجاش به تنها قدرت هستی به خالق کیهان و کهکشان ها قدرت رو بده و بذارم اون برام بچینه اون هدایتم کنه و اون راه رو نشونم بده.
تنهاقدرت کیهان من تسلیم درگاه تو هستم من ازت میخوام اسونم کنی برای اسونی ها.
نورمن هزاران طریق هست که رزقم رو بهم بدی هزاران طریق هست که مشتری بیاری به کسب و کارم و هزاران طرق هست که تبلیغات کسب و کارم و هنرم رو انجام بدی و من تسلیمم و همه ی اینارو به تو میسپارم.
نمیخوام تقلا کنم نمیخوام زور بزنم چون هیچ نتیجه ای نگرفتم که هیچ بجاش مدارمم پایین تر اومدحالا میخوام درارامش تمام و لذت بردن از لحظه به لحظه زندگیم از کوچک ترین چیزها لذت ببرم وسپاسگذارباشم و میخوام خدایی که بارها برام معجزه کرد این بارم معجزه کنه و این بارم هدایتم کنه من قلبم روشنه من نور امید رو میبینم…میشود.
سلام استاد عزیز و بزرگوار و مریم جون
در مورد قانون تکامل میخواستم به سایت و خودم اشاره کنم
من به تازگی عضو سایت شما شدم و دارم فایل های رایگان رو گوش میدم
اول که وارد سایت شدم ( بعدا داستان هدایتم رو توضیح میدم استاد بزرگوار)
با یک اکانت دیگه دوره عشق و مودت رو خریداری کردم و انگار که میخواستم از پله اول بپرم پله صدم
اون دوره رو یکم گوش کردم حقیقتا چیزی از صحبت های شما متوجه نشدم و دوره رو رها کردم و گفتم اول باید موتور من گرم بشه من تو مدار دریافت این آگاهی ها نیستم و باید از یک جای دیگه شروع کنم.من چیزی من متوجه نمیشم
من در افتضاح ترین حالت ممکنی که یک فرد داره، دارم به سر میبرم از همههههههه لحاظ: روحی، جسمی، کاری، عاطفی و………
رفتم کتاب رویاهایی که رویا نیستن و چگونه فکر خدا را بخوانیم رو خریداری کردم و شروع کردم به خوندن اون کتاب ها دیدم که انگار یکم داره درکم بیشتر میشه
دوباره با این اکانت وارد سایت شدم و گفتم من اول باید فایل های رایگان رو گوش بدم که اصلا بفهمم دقیقا اصل و اساس چی هست و باید چکار کنم و چی به چیه؟
تو هیچی نمیدونی روز اول ورود رفتی دوره عشق و مودت رو خریداری کردی
میخوای روی نکات مثبت تمرکز کنی که اگر یک نفر کلی بد و بیراه به من میگفت کنار اومدن با اون قضیه برام راحت تر بود تا بخوام روی نکات مثبت کسایی که بهم بدی کردن تمرکز کنم
اگر الان منو یک نفر بکشه راحت تر کنار میام تا تمرکز روی نکات مثبت اونا
همون قانون تکامل که شما در این فایل فرمودین من اصلا رعایت نکردم و پریدم پله هزارم
دوباره برگشتم عقب و گفتم صبر کن صبر کن
من هنوز ذهنم خیلی جرم داره و باید حسابی جرم گیری بشه و سیمان های بتنی دور ذهنم رو گرفته و
باید این سیمان ها از دور ذهنم جدا بشن
شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان و آروم آروم داره موتورم گرم میشه
دیروز داشتم سایت رو میگشتم و اینکه برای خودم برنامه چیدم که روزی چند فایل مثلا از کجا گوش کنم و برنامه ریزی کردم و نوشتم که مثلا امروز فایل کدوم قسمت رو گوش کنم
این مدت روی فایل های توحیدی کار کردم و تمرکز کردم
دیروز توی اون قسمت داشتم میگشتم که خیلی اتفاقی به قسمت مهاجرت به مدار بالاتر هدایت شدم و اصلا جزو برنامه ام نبود یعنی این 20 روزی که دارم توی سایت میگردم تازه دیروز چشمم به این قسمت افتاد و چه هدایت قشنگییییی الهی شکرت. بعد رفتم اون برنامه هایی که برای خودم نوشته بودم رو پاک کردم که مثلا امروز فلان قسمت باشه و از این صحبت ها ….
همه رو پاک کردم و گفتم که اگر قراره فایلی من رو هدایت کنه خودش پیدا میشه مثل قسمت مهاجرت به مدار بالاتر و اون برنامه ها رو پاک کن و دلت رو به سایت بسپر و ببین چه فایلی و چه صحبت هایی برای تو لازم هست اونو گوش بده برو تو سایت بگرد و اون چیزی که لازم تو باشه پیدا میشه
دیگه اون برنامه ریزی ها رو پاک کردم که برای مثال امروز پنجشنبه باید قسمت گفتگو با دوستان رو گوش بدم و فردا قسمت برنامه نویس زندگی ات باش و ….( منظورم از برنامه ریزی به این صورت بود ) اون ها رو رها کردم و دلم رو سپردم به هدایت سایت ببینم منو به کدوم فایل ها میبره و هدایت میکنه و چیا رو باید گوش بدم تا موتور من گرم بشه استاد و اینکه بتونم آروم آروم جلو برم و زمانش که رسید میرم دوره ای که خریدم و همچنین دوره های دیگه رو میخرم
الان زمانش برای من نیست و من تازه موتورم داره گرم میشه و تازه دارم میفهمم چی به چیه
البته کامنت نوشتن رو خیلی دوست دارم
و دوست دارم که همش بنویسم چون شور و شوق دارم
جالب اینجاست اینکه استاد توی این 20 روزی که وارد سایت شدم نتایج کوچولو موچولو داره برام میاد
مثلا من دو سال پیش برای گواهینامه ثبت نام کرده بودم و این دو سال انقد درگیر بدبختی های زندگیم بودم و از زمین و زمان و جهان برای من بدبختی و مشکلات می بارید ( که تازه آروم آروم دارم میفهمم علت چی هست و….) که هر وقت خواستم برم دنبالش که گواهینامه ام رو بگیرم نشد یک مشکل بدتر از قبلی اومد و گریبان من رو گرفت و بدبختی پشت بدبختی
نشد که نشد که برم ( وااااای من انقدر سختی کشیدم و رنج کشیدم که اگر بخوام در موردشان بنویسم هزاران صفحه خواهد شد)
دیگه نزدیک بود کلا باطل بشه چون اگر دو سال بگذره باطل میشه و باید دوباره هزینه بدی و …..
از وقتی که وارد سایت شدم این 20 روز باورتون نمیشه مسیر رفتن برای گرفتن گواهینامه ام باز شده و رفتم امتحان آیین نامه رو دادم و قبول شدم و الان میخوام برم برای تو شهری و خداروشکر مسیرش باز شد
نمیخوام بگم گواهینامه گرفتن هدف خیلی بزرگی هست و فلان و بهمان یا اینکه کار خیلی بزرگی کردم
منظور من این هست که چیزی که دو سال موند با اینکه ثبت نام کرده بودم و همینطوری رو هوا مونده بود و درگیر بدبختی بودم که نمیتونستم برم بگیرمش
خداروشکر تو این 20 روز مسیرش باز شده و داره اوکی میشه
این یک نتیجه ملموس بود که گرفتم و خداروشکر که این نتیجه رو گرفتم
خیلی صحبت ها دارم برای گفتن اما میزارم در زمان و در قسمتی که مناسب گفتن باشه و اینکه نتایج رو ببینم و بیام براتون بگم استاد
سپاسگزارم از شما استاد عزیز و بزرگوار
باسلام و احترام
رد پای من نسبت به این فایل این بود که امروز سعی کردم از همین شرایطی که دارم راضی باشم در اصل بپذیرم و مقاومت نکنم،راجع به اهدافم حتی خیلی کوچک اجازه بدم قانون تکامل طی بشه حتی پختن غذا برای اینکه نتیجه پایدار بشه و وقتی قانون تکامل رو بپذیرم دیگه عجله نمیکنم،اگر کار اشتباهی کردم خودمو سرزنش نکنم از اون اشتباه درسمو بگیرم.
امروز سعی کردم تا حدودی روی خدا حساب کنم هرجایی ذهنم میرفت سمت اطرافیان و توقع داشتم برام کاری کنن حتی در حد محبت و توجه به خودم گفتم فقط از خدا میخام و لاغیر.
هرجایی احساس و افکار منفی سراغم میومد یه توقف میدادم و میگفتم دارم ارتعاش منفی میفرستم به جهان پس اون فکر رو متوقف میکردم.
من ماشینمو تو کوچه پارک میکنم و پرنده ها مدام روی ماشینم یادگاری به جا میذارن این موضوع خیلی منو اذیت میکرد بعد یه چادر کشیدم رو ماشین خیالم راحت شد،امروز که بیرون سمت بازار رفتم و ماشین رو پارک کردم پرنده ها به اندازه تمام روزهایی که ماشین دم در خونه پارک بود ماشین رو کثیف کردن،حتی به این نتیجه رسیدم که این باور منه و هرجا من برم پرندهها همراه من حرکت میکنن پس باید توجهمو بذارم روی نقاط مثبت و این باور رو اصلاح کنم.
امروز خواستم یه معامله کنم به خدا سپردم بهترین شرایط رو سر راهم قرار بده و دقیقا همونطور شد.
خدایا شکرت که دارم آروم آروم تو قلبم حضورتو حس میکنم.
سلام عزیز دل استاد توحیدی
شما چطور برای خود انگیزه انجام کار های روزانه ایجاد کردید و در طی روز آنها رو انجام دادید؟
شغلی دارم پر درامد(البته برای بقیه) دلیل کم بودن درامد من باور نیست، انجام ندادن کار های روزانه برای رسیدن به درامد چند ده میلیونی در ماه هستش کارم رو بلدم خوب هم بلدم اما انجامش نمیدم(قانون تلاش که قبلا هم در عقل کل پرسیدم اما جواب نگرفتم) میدونم که به سوالم جواب مستقیم میدید
سپاس از گروه تحقیقاتی استاد عباس منش و خود استاد
سلام استاد
سوال من بر میگره به یک برداشت کلی از فایل های شما
گمان بد من ( از یک طرف میگویید زندگی در گرو باور ماست و فقط باید باور ساخت)
از طرف دیگر باید عمل کرد
الان باور بسازیم یا عمل کنیم؟؟
ههه) من جوابمو گرفتم میخوام الباقی دوستان هم استفاده کنند چون ابهام ذهنی هستش و یا حتی عامل از دست دادن کل سرمایه
(خود بنده به دلیل این مشکلم یک بار کل سرمایه ام رو از دست دادم حتی حاظر به قبول اشتباه هم ام نبودم)
موضوع دوم:
اشما مدام در باره باور سازی حرف میزنید
مفهوم باور رو باز ترش کنید
چرا که نقطه شکست خودم و دوستان اینجا بوده که گمان میکردیم با 30 روز کار روی جملات تاکیدی و… تغییرات شگرفی میبینیم بعضی موارد میگیریم اما کافیه یک بار نتایج عکس بیفته نه بخاطر این که قانون درست جواب نمیده بعضی موقع ها بلکه بخاطر ادا بازی و تخیل باور شدن موضوع است نه ایمان در عمل.
ابگمانم فکری که تکرار بشه زیاد کامل نیست یکی از تعاریف است اما تعریف اصلی که اصل ماجرا رو برسونه نیست
و بهتره بقول قرآن از واژه هایی مثل اندیشیدن با قلب در هر شرایطی و یا رفتار محکم درونی و… بیان مفهوم کرد/
مثلا من یکی از روش هایی که باور های قلبیمو میسنجم توی موقعیت های حساسه بحرانیه و یا میشینم تجسم میکنم ایمان مثلا حضرت سلیمان
رو و میبینم اون فرد اندیشه قلبیش چی بوده یک حرافی یا یک اندیشه قلبی؟میبینم سلیمان که باور به وهاب بودن خدا داشته پس رفتارش هم جوری
نشون میداده که رزق و روزی رو همه جا میدیده حتی توی بیابون و…
موضوع سوم:
لطفا یک استراتژی کلی از مسیر موفقیت خودتون بگید /
به عنوان مثال —>
روی باور کار میکنم – رفتاری مطابق با باور هایم میکنم و همچنین به ایده ها عمل میکنم – نتیجه وارد میشود(یا شکست میخورم و مجدد روی باور هام کار میکنم و موفق میشم)
موضوع چهام: مهم ترین باوری که با کار روی و رفتاری مطابق اون ایده های فراوان فرصت های بسیار ثرت بسیار وارد زندگیتون شد چی بود و به چه صورت روی این باور
کار کردید؟؟
کلا باور های تاپ شما با چه روندی قدرتمند تر شدند؟