مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
سلام به استادان عزیزم و تمام دوستان هم دوره ای….
گام دوازدهم:
استاد جانم، اینجا در مورد تسلیم صحبت فرمودین…اینکه تسلیم خدا شدی یا تسلیم مسیله یا چالش…
از مهر ماه که پدر برای بار اول به کمای کبدی رفتند و دوباره بهتر شدند و الان هم برای بار دوم، حدود دو هفته ای است که به کما رفتند و در آی سی یو هستند…. اینجا بود که با وجود جواب کردن بهبود پدر از طرف پزشکان، من تسلیم پروردگار شدم و اینجا میشه فهمید که اصلا اصلا ما چکاره ایم…. حتی الان که در بیمارستانی عالی که شبی 20 میلیون تومان داره داده میشه، هیچ کاری از دست ما بر نمیاد و فقط فقط فقط تسلیم پروردگار هستیم و بس … البته که به قول استاد به خودمون سخت نگیریم و ما نمیتوانیم تسلیم 100 درصدی باشیم و گاهی چنان اشکام از صورت سرازیر می شود که نفسم بالا نمیاد و البته با بیشتر کار کردن رو خودم، این اتفاق هم کمتر دیگه پیش میاد … و اما تسلیم شدم که این تضاد در زندگی اومده که من رو بزرگ تر کنه… ظرف پذیرشم بالاتر بره … و آرامشم تا حدودی بیشتر است و میگم راضی ام به رضای پروردگار …. خدا جونم من در پیشگاه تو تسلیمم…. الان خواسته ای پدر در این شرایط باشد، باشه چشم من تسلیم میشم… اینطوری ارام تر هستم… بپرم بغل خدا جون…. چون اون با من است …. هر جا هستم با من هست ….میدونم که الخیر فی ما وقع خدا جونم به هر خیری از جانب تو فقیرم و بس… قدرت مطالق تویی خدا جون
این هم اومده که شیما بانو بزرگ بشه و رشد کنه … شیما بانو مراقب خودت باش … در اغوش خدا جون باش و برو …. نگران نشو که احساساتت بد بشه ….
استاد جان، این سری که پدر رو بیمارستان بردیم، همون ابتدا گفتند که دیر اورده اید و خون هم تو مغزش لخته شده و شرایط بیمار بسیار بد است … چنان شیطان اومد تو جلدم و های های گریه میکردم که ای کاش بابا رو زودتر اورده بودیم و …. که یکدفعه دیدم چنان حالم بد است که به خودم گفتم اینطوری نمیشه ادامه بدی … باید کاری کنم برای خودم….. قوانین کیهان از اموزه های استاد را برای خودم مرور کردم و دیدم ای دل غافل شیطان بد جور تو رو احاطه کرده …ما خواهر برادرها با همکاری همدیگه، چقدر تلاش کرده ایم که این دوران را پدر راحتتر طی کنه … چقدر شب ها بیدار و چقدر تو این دکتر و اون دکتر ….. چقدر تلاش … حالا شیطان داره این فکر را تو سرت می اندازد که در حق پدرتون کم کرده این و دیر اورده این و این حرف ها … یادم افتاد که شیما بانو به خاطر افکار شیطانی، حال خودت را خراب نکن… اصلا شیطان قسم خورده که حال ما را بد کنه که ناسپاس تر باشیم … پس افکار شیطانی را به لطف خودش بیرون انداختم و افکار مثبت را جایگزینش کردم و پیش رفتم ..
خدا رو سپاس
در پناه خود خود خودش
شیما بانو
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار وهمه همکلاسی های توحیدی در دانشگاه زیبای عباس منش
تسلیم بودن فقط وفقط درمقابل خداوند وبس
این تسلیم بودن باید واقعی ودرست باشه ویعنی سپردن تمام وکمال به هر خیری که خداوند برای ما میخاد و ایمان داشته باشیم که اگه تسلیم باشیم همه چی به بهترین نحوش اتفاق خواهد افتاد واعتمادداشتن به خداوند مثل زمانی که سوار هواپیما میشیم و کاملا به خلبان اعتماد میکنیم که اگر همین اعتماد رو به خداوند داشته باشیم دیگه حالمون خوبه احساسمون خوبه ونگران نیستیم و با لذت هرچه تمام تر پیش بریم
زمانی که تسلیم هستیم به کسی باج نمیدیم وزیر بار حرف زور نمیریم ورشوه نمیدیم ونمیگیریم والبته که همه اینها تکامل نیاز داره
در مورد جذب نیرو من باورم رو روش کار کردم وتسلیم خداوندم وهمیشه بهترین نیرو ها وهمکارها رو خداوند برام میفرسته و دستانی هستند که من رو اسان میکنند برای اسانی ها .
در مقابل مشکلات اگر تسلیم خداوند باشیم به رهکار هایی خواهیم رسید که به راحتی به نتیجه برسیم واگر تسلیم مشکلات بشیم که همچنان درگیرش خواهیم ماند .
در پناه خداوند یکتای رحمان و رحیم و رزاق وشفا دهنده شاد وپیروز وموفق باشید
به نام الله که بخشاینده و با رحمت و بی نهایت وهاب است
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت شما دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی
ٱلیس الله بکافه عبده
ایا الله برای بنده یکتاپرستش کافی نیست
مگر بنده اش را خداوندگار *بسنده نباشد به هرحال وکار؟
از آنها که جای خدای جهان*پرستند اندر عیان نهان.
تورا بیم بدهند آن مشرکان*زمعبودهای ضعیف زمین
به بیراهه اش هرکه بنهدخدای*وراهی نباشد کسی رهنما
خداوند همه چیز و همه کس میشود برای همه به شرط باورهای درست در مورد الله چون نتیجه باورهای درست در مورد خدا قرار گرفتن در فرکانس های خداوند است و دریافت الهامات الهی که نتیجه اش شادی آرامش ثروت خوشبختی انسانهای مهربان بی نهایت انسانهای مهربان در صلح بودن این جهان با من و یک زندگی سراسر خوبی وزیبایی که هر روز زیباتر از روز دیگر برای من بوده و هست هرروز انسانها ی مهربانتر وار زندگی من شدهاند و همه کارهارو اونجوری که من باورش کردم وفرکانسش رو فرستادم برای من انجام داده و میدهد من خواستم وخداوند انجام داد خدایا سپاسگزارم.
من خدارو در همه. چیز و همه کس میبینم در وجود خودم که همیشه جوری زندگی میکنم که اون لایق هست روح خدا در من است پس انجور که دوست داره ومن دوست دارم زندگی میکنم یه زندگی سراسر آرامش وشاد خوشبخت سالم وسراسر ثروت .
من همه زندگیم عطر بوی خدایی گرفته الحمدلله
سپاسگزارم از خداوند که وارد زندگی من شد و منو به این زندگی هدایت کرد
فعلا یا حق
به نام خدای مهربان و هدایتگر
گام دوازدهم
بارالها ازت سپاسگذارم ازت ممنونم که هدایتم کردی تا یک ردپای دیگه از خودم به جا بگذارم خودت قلبم رو به روی آگاهی ها باز کن تا کامنتی با کیفیت بنویسم
خدای من شکرت که در این مسیر الهی هستم و دارم یاد میگیرم
تا قبل از این فایل هروقت حرف از تسلیم شدن دربرابر خداوند میشد این تو ذهنم میومد که من تسلیم خدا هستم
اما بعد از گوش دادن این فایل و نشانه هایی که استاد گفتن که اگر این احساسات رو دارم یعنی تسلیم نیستم
گفتم مریم ببین تو همین اتفاقات اخیر زندگیت آیا واقعا تسلیم بودی؟ وقتی فکر کردم و احساساتم رو مرور کردم دیدم نه، من ترسیدم، غمگین شدم، نگران شدم حتی از روی ترس شرک هم ورزیدم
درسته سعی کردم بهتر از قبل عمل کنم اما من هم این نشانه هارو داشتم
استاد ازتون ممنونم که یادآوری کردین که از خودتون توقع زیادی نداشته باشین و گفتین که حتی شما با این حد از کنترل ذهنتون هم نمیتونید ادعا کنید حتی یک ساعت تسلیم محض خداوند بودید
با این نکته احساسم بهتر شد که همین که سعی میکنم حتی یه کوچولو تسلیم تر و متوکل تر باشم خودش کار بزرگیه…
چه کار هوشمندانه ای هست که در برابر والاترین و برترین قدرت جهانیان که قدرت انجام هررررر کاری رو داره سر تسلیم با عشق فرود بیاریم و تمام زندگیمون رو بسپریم بهش…
استاد عزیزم شما چقدر تاکید میکنید که خودتون برید سراغ قرآن و خودتون بخونید و قرآن ساده ست و خودش میگه که اصل چیه فرع چیه
چند روزیه تو برنامه ای به نام قرآن نور، ریشه رزق رو سرچ میکنم و آیاتی با این ریشه رو میخونم و اینقدر جذب روشن و شفاف بودن کلام خداوند میشم که آیات قبل و بعدش رو هم میخونم
خدای من، تو همین چند تا آیه اصل داشت خودش رو فریاد میزد که اصل و اساس چیه قانون چیه
چقدر قشنگ اصل همفرکانسی و هم مداری رو میشه در آیات قرآن دید
وقتی میگه که همسرانی از جنس خودتان قرار دادیم
یا وقتی بارها تاکید میکنه که مومنان یا کافران پاداش یا کیفر اعمالی رو دریافت میکنند که همواره انجام میدادند و ذره ای به کسی ستم نمیشه
خدایا قرآن چقدر واضح و روشن اصل رو گفته و البته آیات درمورد رزق و روزی که اصلا یه آرامش خاطری به آدم میده وقتی خداوند بارها تاکید میکنه که روزی بندگانم برعهده منه چقدر قشنگه چقدر احساس لیاقت رو منتقل میکنه وقتی خداوند میگه ما انسان رو بر سایر مخلوقات کرامت بخشیدیم
و وقتی رسیدم به آیه بینظیر سوره بقره
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌۖ أُجِیبُ دَعۡوَهَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِۖ فَلۡیَسۡتَجِیبُواْ لِی وَلۡیُؤۡمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمۡ یَرۡشُدُونَ(١٨۶)
اشکم بند نمی اومد از بی نهایت عشق و مهر خدا از فضل بی نهایت خدا که اگر فضلش نبود قطعا از هلاک شدگان بودم
خدایا ازت ممنونم که بالاخره هدایتم کردی درمورد خوندن قرآن و خواستم رو اجابت کردی و داری هدایتم میکنی
خدایا تمام زندگیم هرآنچه دارم از جانب توست من هیچی از خودم ندارم حتی همین وجودم، روح و جسمم هم از لطف و فضل تو بهم داده شده…
خدایا کمکم کن در این مسیر ثابت قدم باشم که اصل همینه و میبینم که انگاری از لحاظ طرز فکر یه تافته جدا بافته از اکثریت آدما شدم و این قشنگه خیلییییییم قششششنگه…
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
خدایا شکرت بابت قوانین بدون تغییر جهان هستی.
خدایا من به هر خیری از جانب تومحتاجم . خدایا من تسلیمم.
خدایا مننمیدونم کهچی برای من ، برای زندگی من خوبه
خدایا من نمیدونم چگونه برای مسائلم تصمیم گیری کنم…
خدایا به تو اجازه میدهمکه تو برایم تصمیمگیری کنی.
خدایا به تومحتاجم و بر خودخودت توکل میکنم .
وقتی ترس ، نا امیدی، استرس به سراغ آدم میاد یعنی توکل نیست وگرنه توکل امید و شجاعت و شادی میاره .
هر وقت بابت موردی استرس میگیرم و نگران میشم خودم میدونم که اول باید دوباره روی باورهای توحیدیم کارکنم و بعد توکل کنم و بهترین راه برای شروعم سپاسگزاریه و بعد از سپاسگزاری قلبم آروم میشه .
تازگیها دیگه حتی تو کوچکترین کارها هم از خدا کمک میخام و بهش توکل میکنم و مطمئنم به بهترین نحو اون کار انجام میشه یا به راهی هدایت میشم که وقتی انجامش میدم میفهمم که خودش حواسش بهم هست.
خدایا عاشقتم
خدایا دوستت دارم
کمکم کن
هدایتم کن به بهترین راهها
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم وخانوم شایسته مهربان ودوستان ارزشمند من در این سایت بینظیر
من العان حدود 4.5سال است که خداوند دستمو گرفت وآوردم اینجا تو این سایت وواقعا ازش سپاسگزارم
ومن تو این مدت 4سال علاوه بر دستاورد های مالی کلی دستاورد دیگه به دست آوردم اصلا من یه آدم دیگه شدم خدایا 100هزار مرتبه شکرت
من تو ابن 4سال روزی نبوده که فایل های توحیدی رو نشنیده باشم وهمشون رو بگم بالای 50یا 60بار گوش دادم وبه خداوندی خذاقسم هرچی گوش میدم سیر نمیشم اصلا واسم تکراری نمیشه
وبه بزرگی خدا قسم هرچی تا امروز تو زندگیم دارم به خاطر همین فایل های توحیدی هست وهروز وهروز به خداوند میگم
میگم خدایا شکرت به خاطر قرآن وتک تک آیاتش
خدایا شکرت به خاطر استاد عباس منش واین سایت بینظیرش
خدایا شکرت به خاطر وجود سایت استاد عباس منش
استاد عزیزم صمصمانه ازتون به خاطر همه چی سپاسگزارم وهرچی هم که بگم کم گفتم
انشاالله همیشه درکمال سلامتی وعزت در کنارمون باشی انشالله
سلام و درود بر استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم
سپاسگزار پروردگار توانمند و مهربانم هستم که من و هدایت کرد به سایت استاد عزیزم
یکی از دوستان گفته بود که سایت دانشگاه هست برای من چقدر تعبیرش رو دوست داشتم
جایی که می آموزی و اگر حواست باشه حرفه ای میشی
از خدای مهربونم هدایت میخوام برای حرفه ای شدن
من دارم تسلیم شدن رو تجربه میکنم الان سه ماه و ده روز هست از بیماری مادرم میگذره و من هر روزش توی سایت ی درسی گرفتم و تمرین کردم و تغییر باور دادم و تغییرات من رو فقططط آرامش داده
شاید تو زندگیم به جرأت بتونم بگم که اینطور در بحران خودم رو نتونستم مدیریت کنم هر بار که نجواها میان سراغم ی چند روزی درگیرشونم و با انجام تمرینات از بینشون میبرم
و قشنگی کار به اینه که هر بار طول مدتش از بار قبل کمتر هست و تمرینات در من دارن نهادینه میشن
الان که مفهوم تسلیم رو فهمیدم میتونم بپذیرمش
اما نکته ای که وجود داره اینه که مفهوم این تسلیم که استاد میگن با تسلیمی که به ما گفته شده تفاوت چشمگیری داره
من حقیقتا این سال ها اون تسلیم رو نمیتونستم بپذیرم اون تسلیم ینی تو هیچ کاره ای ساکت باش هر چی شد خوب یا بد
یا خوشبختی یا بدبخت خدا انتخاب میکرد که چی بشه و خوب و بد رو با هم داشت و تو باید ساکت میبودی
ای رب مهربانم من نمیتونستم اون خدا رو باهاش صمیمی بشم من دنبال تو بودم تا تسلیمت بشم نه اون خدا
استاد گفت که پروردگار گفته تو اجازه ی هدایت به من بده من هدایتت میکنم،، تو آروم باش من خودم همه کارها رو انجام میدم چون به من اعتماد داری غم تو دلت نیست ترس تو دلت نیست
وچقدر زیباتر که گفتی وجودت خیره و جز خوشی و سلامتی و ثروت چیز دیگه ای برای بنده هات نمیفرستی
این تسلیم اون تسلیمی بود که لذت بخش بود دیگه اسیرت شدم حالا برای هر چیزی میخوام تسلیمت باشم من میخوام نهادینه بشه در وجودم این اصل
دوست دارم تکاملم رو طی کنم
از دیشب که بهم ریخته بودم چون نجواها رو راه میدادم به مغزم بهم ریخته بودم
بعدازظهر خیلی گریه کردم و گفتم تسلیم شدم اما عمق بده به تسلیمم
اومدم این فایل استاد رو گوش دادم و دیدم مال امروز منه
سپاسگزار خدای مهربان و سپاسگزار دستان خداوند استاد مهربانم هستم
به کل حالم عوض شد و رفتم دوش گرفتم و گریه کردم
حالا دارم تمرین میکنم تا ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم
دوست دارم لذت تسلیم رو بچشم
ی تسلیم واقعی شروع ی زندگی پر از نعمت و شادی و ثروت هست
دوست دارم قدرتمند مهربان
به نام الله سلام استادجان حدود نیم ساعت پیش قران رو باز کردم ایه ای از قران اومد
که خداوند میفرماید بگو من اییین ابراهیم حنیف رو پیروی میکنم که او ازمشرکان نبود.
وکلمه تسلیم رو دیدم
با خودم گفتم. برم توی سایت فایلای توحیدی رو گوش بدم
و این فایل با موضوع تسلیم رو دیدم
دقیقا سوال من بود ک چطور تسلیمش باشم.
جواب اومد ک دیگ غصه نخورم و بسپرم به دست فرمانروای کل جهان
بگم اخیششششش خودمو سپردم ب تو خودت حلش میکنی دیگ نگران نیستم
یادم میاد صبح زود کنکور داشتم ی ماه پیش
.
قرار بود خواهرم بیاد منو ببره. که گفت نمیتونم بیام.
من اول یخورده حالم گرفته شد بعد گفتم خدایا من خوابم میاد الان نمیخوام ب این فکنم.
این کاره توعه خودت درستش کن. من میخوام بخوابم.
و نکته ش اینه دیگ بهش فک نکردم گفتم خودش انجام میده.
و وقتی بیدارشدم به طرز عجیبی اوکی شد و خواهرم خودش زنگ زد و گفت اصن سفرم کنسل شده میام دنبالت. نکته ش این بود ک من سپردم به اون
اما توی ناخواسته های بزرگترم چرا نمیتونم همینطوری بگیرم بخوابم بگم خودت درستش کن.؟
چون خدارو به اون اندازه باور ندارم
باورندارم ک اون بزرگتر از مسائل منه. اون لحظه خدارو اجابت نمیکنم
برای همینم اون منو اجابت نمیکنه وگرن اونک هست.
مشکل منم
مشکل اینه ک نمیتونم بسپرم ب خودش بگم اخیشششش خودمو سپردم بهت الله خودت اوکیش کن من حوصله ندارم برااین چیزا غصه بخورم
و بیخیال باشم واقعاااا ن اینک ب زبان بگم
دراحساس و عملم نشون بدم ک واقعا بهش سپردم
اگ میگی ایمان داری و حالت بده
اگ میگی ایمان داری و حسودی
اگ میگی ایمان داری و خسیسسی
اگ میگی ایمان داری و غر میزنی.
اگ میگی ایمان داری و مقایسه میکنی.
توایمان نداری. وفقط به زبان یسری حرفارو میزنی
هروقت تونستی اینطورییی اعتماد کنی ک خیالت راحت باشه اونوقت اونم میرسونه به موقع کمکارو
الله دیر نمیکنه
لاتاخذه و سنه ولانوم
الله خوابش نمیبره.
راحت باش
شاد باش بگذر غصه نخور
اون هست.
توکل کن بهش باورش کن
اروم باش کمکت میکنه بهتر از هررررکسی کمکت میکنه.
مرسی استاد جان مرسی
دوستون دارم
استاد عزیزم
سلام و خدا قوت
به جرات میتونم بگم که این فایل یکی از بهترین و تاثیرگذارترین فایل های روی سایت بود
به همه سوالاتی که در فایل قبل برام پیش اومد ولی نپرسیدم به دلایلی،پاسخ دادید،عالی هم پاسخ دادید.انقدر با لذت از این رابطه صحبت میکنید که نمیشه دلمون نخواد بیشتر ازش بدونیم
فکر نمیکنید که شما و این دوستی که به قول خودتون با خودشون بسیار در صلح هستند میتونین الگوی موفقی برای ما جوان ها باشین؟
فکر نمیکنید که شاید اگر باهم یک دوره ای در مورد روابط تهیه کنین این دوره چقدر میتونه به سوالات ما در زمینه ی روابط پاسخ بده و حتی مسیر درست رو به ما نشون بده؟
یک همچین دوره ای اگه تهیه بشه برای امثال ما که همیشه وقتی مشکلی برامون پیش میاد دنبال مقصر میگردیم و زندگی رو به کام هم تلخ میکنیم چقدر میتونه فوق العاده باشه …..
سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان هم فرکانسی.
بسیار بسیار لذت بردم سپاسگزارم از صحبتها و آگاهیهایی که رایگان در اختیار ما قرار میدین و زندگی رو برای ما آسون میکنید هر روز خدارو شکر میکنم که منو با شما آشنا کرد من در اردیبهشت سال 96به طور کاملا اتفاقی با شما آشنا شدم اون موقع من یه آدم افسرده بودم بخاطر خیانتهای پی در پی شوهرم به من و همش من گریه میکردم و از خدا میخواستم که یه راهی جلوم بزاره تا از اینهمه فکر و خیال و استرس و وابستگی نجات پیدا کنم حالم خیلی خیلی بد بود و باورهام تو روابط خیلی خیلی مشکل داشت وقتی با شما آشنا شدم یادمه یه ماه هر روز هندزفری تو گوشم بود و همش فایلهای رایگان شما رو گوش میکردم کم کم باورهام تغییر کرد و حالا همون مردی که همش چشم چرانی میکرد و بادخترای دیگه ارتباط داشت شده بهترین شوهر و عشقی بدون وابستگی و سرشار از لذت بین ما بوجود آمده که همه اطرافیانم حصرتشو میخورن استاد عزیزم شما بزرگ ترین مشکل زندگیم که منو داشت نابود میکرد حل کردین و چنان آرامشی به من دادین که هرلحظه بخاطرش خدا رو شکر میکنم. حالا میفهمم که تمام اون خیانتها و روزای سختی که دیدم همش مقصرش خودم بودم و چقدر زیباست این عشقی که الان دریافت میکنم. من اون روزا با وجود محبتهای بسیار فراوانی که از همه لحاظ به شوهرم میکردم ولی عشقی ازش نمیدیدم تو ذهنم همش نگران و شکاک بودم وابستگی شدیدی بهش داشتم ولی الان اون محبت ها و خوبیهای من خیلی کم شده ولی ذهنم آروم شده و بهش وابسته و شکاک نیستم دیگه بهش آزادی میدم و نگران هیچ چیز نیستم حتی اگر دیگه نباشه و عشقش هر روز بیشتر و بیشتر میشه فکر میکنم از وقتی با شما آشنا شدم دوباره متولد شدم و وارد یه دنیای دیگه شدم خیلی تغییر کردم. فقط خدا میدونه چقدر هیجان زده میشم وقتی فایل جدیدی از شما روی سایت قرار میگیره. و تازگی همش انتظار می کشم زودتر سه شنبه بشه و فایل جدیدی رو از شما ببینم .
امیدوارم هر روز تون بهتر از دیروز تون باشه .