مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1405 روز

    سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند

    الان حدود 6 سال از تاریخ ضبط این فایل میگذره و شما کلی پیشرفت کردین در همه جهت ها و اونایی که چشم ک گوششون بسته بود و دنبال حاشیه بودن کاملا مشخصه که جایگاهشون کجاس

    تمام قوانین رو دارین رعایت میکنین و خداوند هم همه کارهارو براتون انجام میده مثلا کارخودتونو انجام میدین که عشقتون و این هم براتون مهم نیس که کسی گوش میکنه یا نه چون میدونین که خواست خداست باز شدن یا بسته شدم چشم و گوش مردم و شما هیچ کاری نمیتونین بکنین و اونایی که خداوند بازکرده ورودی هاشون رو خودشون میان دنبال شما و نتیجه میگیرن چون خداوند میخاهد که عده ای در این دنیا همیشه درحال پیشرفت باشند و عده ای در حال پسرفت این خواست خداست نه این که خداوند جباره بلکه بنابر افکار هر فرد خداوند هدایت می‌کند و هرکسی که لایق باشه ورودی هاش به روی حقیقت باز میشه و حقیقت فقط خداوند است

    خداوند وظیفه خودش رو در مقابل دعای مردم انجام میده مثلا در مورد این سایت خداوند در مقابل خواسته فرد در مورد رابطه عالی و ثروت اجابت میکنه اما چون مقاومت داره به خودش ستم میکنه و نمیمونه تو این افکار و این خواست خداست که همه جوره در این دنیا باشه چون اینطوری جهان پیشرفت میکند

    سپاسگزارتم استاد که قوانین رو رعایت کردی واقعا شجاعت بالایی میخاد این کار و این نشان از ایمان شما داره و بی نهایت بار تحسینتون میکنم چون میخام مثل شما باشم ایمان به این که فقط خداونده که روزی میده نه مردم و فقط باید برای رضایت خدا باید کار کنیم و هیچ کس رو ندیدم که اینطوری کار کنه من هم میخام اینطوری کار کنم خداجونم کمکم کن و هدایتم کن

    استاد اقتدارت قابل تحسینه

    همیشه تو زندگیم فرق بین ایمان و کفر نماز و روزه بود اما الان به لطف خدا دیگه گول نمی‌خورم این حرکات ریاکارانه هیچ تغییر در زندگیم ندادند و افراد با ایمان رو در موفقیت هاشون میبینم و ایمان در اونی که سوار بترین ماشینه میبینم

    مثلا یک مسجد فوق زیبا و لاکچری و به روز در خیابان ولیعصر بالاتر از پارک وی هس که جدیدا شنیدم که آقای انصاری معروف ساختنش بی نهایت بار قابل تحسینه این حرکتشون ایمانشون به خدا و روز آخر رو در حرکتشون میشه کاملا دید چند نفر اینطورین ؟خیلی ها هستن شاید اندازه ایشون ثروت دارن اما به قول استاد به روز آخر ایمان ندارن و ایمان به روز آخر همراه ایمان به خدا اومده

    بهشت گوارای وجود این چنین افراد و استاد باشه نوش جونتون

    میگم چون منم میخام بهشت رو تحسینتون میکنم چون منم میخام همچین کارهایی بکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    به نام خالق یکتا

    سلام به شما استاد عزیزم و خانوم شایسته

    سلام به همه دوستان سایت

    روز شمار تحول زندگی من روز پنجاه و چهارم

    واقعا استاد تحسین می‌کنم این همه نگاه توحیدی شمارو که به هیچ چیز و هیچ کسی غیر خدا وابسته نیستید ، واقعا درستش هم همینه که ما به غیر از خدا به هیچکس و هیچ چیز وابسته نباشیم چرا که همه مخلوقات خدا هستیم وهرلحظه امکان داره از دنیا بریم وهیچ چیزی در این دنیا به غیر از خداوند که مالک و مخلوق ما هست موندنی نیست ، به خاطر همین تویکی از آیه های قرآن خداوند می‌فرماید که بر خدایی توکل کن که هرگز نمی‌میرد ، وچقدر زیبا خداوند تواین آیه به ما توحید ویاد میده و به ما میگه که همه به غیر از رب که فرمانروای جهان هست رفتنی ونابود شدنی هستند ، و امیدوارم که به لطف خدا بتونیم همیشه فقط روی خدا حساب باز کنیم و فقط به خدا وابسته ودلبسته بشیم وتمام آدم‌ها رو دوست داشته باشیم و بهشون احترام بذاریم ولی از اونها بت نسازیم ، خدایا کمکمون کن تا همیشه فقط تورا بپرستیم و فقط ازتو یاری و کمک بخواهیم وهیچ کسی وبت نکنیم ، خدایا توحید و یکتاپرستی را درقلب ما جاری کن ومارا از یکتاپرستان و پیروان آیین حضرت ابراهیم قرار بده که ابراهیم یکتاپرست بود و مشرک نبود الهی آمین خدایا بی نهایت ممنون و سپاسگزارم

    از شما استاد عزیزم و خانوم شایسته برای تهیه این فایل ها ممنون و متشکرم و سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند ویکتاپرست در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    ماکان الیکایی گفته:
    مدت عضویت: 792 روز

    55مین روز تحول زندگی من

    موضوع فایل: مصاحبه با استاد قسمت6(زندگی شخصی)

    عرض ادب واحترام فراوان به بهترین استاد وهمسرمهربانش

    خیلی خوشحالم که امروز هم سالم وسلامت دارم آگاهی هامو با این فایل بالا میبرم،هرشخصی برای خودش زندگی می‌کنه و مسولیت زندگی هرکسی با خودشه،و در رابطه با قوانین و داشتن روابط عاطفی من آموختم که همسرم برده من نیست که حتماً باید برام پخت و پز کنه،یا وظیفه ش باشه خونه رو تروتمیز کنه، در صورتیکه ما باهم در یک رابطه بشدت عاطفی هستیم و کمک حال زندگی هم،حلال بسیاری از مسایل و مثل کوه پشتیبان هم بودن، دوتایی داریم تلاش میکنیم و با آرامش فراوان و توکل بخدای مهربان زندگی مونو متحول،وساختارهای ذهن رو عالی پی ریزی میکنیم،

    خیلی اوقات با تغییرات فرکانسی تغییرات باور حاصل میشه،و وابستگی اشخاص به یکدیگر به نوعی باور شرک آلود تلقی میشه،طرف کشتی تو المپیک میگیره،میگه من بخاطر دولت و مردم میخواهم قهرمان المپیک شم،این فکر از پایه غلط و ناسالمه،من دارم خودم تلاش میکنم روی هیچ کسی حساب نمیکنم بغیراز خداوند متعال،بودن و نبودن دور اطرافیان در زندگیم زیاد برام فرقی نداره، ومن رسالتی دارم هدفم از بدنیا اومدن چی هستش؟؟

    آیا بدنیا اومدم ضعیف النفس باشم،یا کارگر بمونم و نتونم تو زندگی که خیلی ها از تمام نعمات الهی برخوردارند خودمو محروم کنم،با این طرز تفکر،

    زندگی قانون باورهاست،یاد گرفتم با خودم در صلح باشم،خیلی اوقات دوستان و اطرافیان طوری با قضایا برخوردمیکنن،واقعا برام خنده داره ما که تو سیستم هستیم و تا حدودی قانون رو درک کردیم،نمیتونیم الان با شرایط قبلی تو اجتماع باشیم ،و نیازه بعضی مواقع تنها باشیم،و قانون رو مرور کنیم،وقتی کار درست انجام میدهیم خب نتیجه ش هم در نهایت خوب و عالی هست،من پذیرفتم که در زندگیم روز بروز آگاهی م زیاد میشه،پراز آرامش و سلامتی و روابط عاشقانه و عاطفی هستم،و هفته ی پیش بود برای تمرین عدم وابستگی به همسرم، ایشون فرستادم یک هفته خونه ی باباش،تا منم در تنهایی خودم باور هامو درست کنم و ریکاوری ذهنی داشته باشم،و بتونم با شرایط موجود در طول مسیر زندگی عادت کنم، و خودمو خالق تمام مسولیت های زندگیم بدونم،من برای مردم زندگی نمیکنم برا خودم زندگی میکنم و برای خوشبختی م همه کار میکنم،البته با باور درست و ماندگار،بعنوان یک اصل،که قانون جهان تغییرناپذیره، و من به این اصل پایبند هستم که قوانین رو اجرا کنم،فقط وفقط با باورهای درست و عالی مرتبه، مدارهایم در فرکانس توجه ی خواسته هام قرار میگیرن،

    یاد گرفتم حرف مردم برام باد هواست،من برای مردم و همکاران و مدیر مربوطه م زندگی نمیکنم،من برای رسیدن به خواسته هام و لذت بردن از زندگی، نهایت بندگی کردن در مقابل حق تعالی را دارم،تا با هدایت شدنم از طریق منبع انرژی،وفرکانس های درست،جایگاهم با عمل کردن به قوانین جهان فراتر از حالا و اکنون باشه،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1786 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم

    این روزها خداوند از طریق شما چقققققدر داره بهم درس میده.

    درس توکل ، شجاعت ، تکامل، بهتر کردن احساس ، شنیدن ندای قلب، تشخیص الهامات از نجواها، و و و …..

    استاد هر چی فایل ه، که این روزها داره برای من میاد همش پیام های الهی ست، خیییییلی خوشحال م که خدا چقققققدر هوای منو داره…

    اتفاقا این روزا زندگی م طوری شده که سر دوراهی زیاد قرار می گیرم و حیرون میشم که الان چکار کنم ، فایل ها پیام ها رو بهم می رسونن، خدایا متشکرم متشکرم متشکرم

    در آستانه مهاجرت از روستا به شهر هستم و با الهاماتی که این روزها درک کردم و همچنین یه ایده ی کاری برام اومده که به لطف خدا همین روزاست که شروع کنم خیییییلی دارم لذت می برم که تو مسیری دارم میام که در از چالش های جدید و تغییرات ه.

    امروز تسلیم شدن رو گرفتم به عنوان درس این روزا و یه جاهایی که داشتم خیلی زور میزدم و خسته هم شدم چون راهی پیدا نکردم این فایل اومد و بهم گفت دیگه بس ه، حالا وقتشه تسلیم بشی و خودتو نشون بدی، منم راااااااحت سر جام نشستم و گفتم خدایا دیگه تموم خودت همش برام ردیف کن…

    خیییییلی آرومم کرد، خیلی بی خیال همه چی شدم سپردم دست خودش ایمان دارم که خیییییلی آسان می کند برام ساده می کند برام.

    چون هم قدرت داره هم آگاهی

    خدایا فقط تو رو می پرستم و فقط از تو یاری می جویم

    خدایا مرا به راه راست هدایت کن،

    راه کسانی که بهشون نعمت داده ای

    مثل ابراهیم

    مثل موسی

    مثل محمد

    و و و ….

    مثل عباس منش…..

    خدایا متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    جابر جامع گفته:
    مدت عضویت: 663 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی

    با دیدن این قسمت از روزشمار تحول زندگی یاد یک نقل قول جالب در ارتباط با ملا نصرالدین افتادم

    گفته شده روزی یکی از افراد شهر میاد نزد ملا و بهش یک نظریه ای رو در ارتباط با موضوعی میگه ملا به بنده خدا میگه نظر شما کاملا درست و حق باشماست

    میگذره و نفر بعدی میاد نظریه ای در باب موضوعی مطرح میکنه که کاملا در تضاد با نظر نفر قبلی بوده و ملا برمیگرده میگه به نظر من نظر شما درست و منطقی میاد و حق با شماست

    نفرس سوم هم میاد و مسئله ای رو مطرح میکنه که نظر دو نفر قبلی رو نفی میکنه و ملا دوباره میگه نظر شما معقول و صحیح هست و حق با شماست

    یکی از نزدیکان ملا که کنارش بوده بهش میگه این چه وضعیتیه و چرا تو هر کی هرچی رو میگه قبول میکنی و میگی درست هستش و حق داره ملا برمیگرده و درجواب به این دوستش میگه اینم درسته و حق با توست

    هرکسی از زاویه و مدار خودش به مسائل مختلف و اتفاقات زندگی و … نگاه میکنه و اون نظر برگرفته از باور های فرد هست و درست و غلط بودن موضوع کاملا یک چیز نسبیه

    خواستم بگم استاد عزیزم کاملا نظر شما درست و حق با شماست

    به امید موفقیت روز افزون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1047 روز

    ومن یتوکل علی الله فهو حسبه.

    سلام.

    روز 55.

    خدایا شکرت برای این هدایت برای سایت برای تغییراتم.

    استاد امروز برای خرید لوازم التحریر پسرم به یه فروشگاه رفتم وقتی منتظر بودم تا وسایلم رو بگیرم صدای دوتا خانم کنارم رو شنیدم حرفهایی می زدند که برام خیلی عجیب بود می گفت فلانی دیدی زندگی ما رو نابود کرد فلان کرد وفلان چطور ادم به این حد از پستی می رسه و……

    یه لحظه به خودم گفتم چقدر این حرفها برای من غریبه هست اصلا تعجب می کنم اون چه کار به زندگی تو داره اون چطور می تونه تاثیر بزاره رو زندگیت .

    به خودم اومدم گفتم فاطمه تو چقدر تغییر کردی قبل از اومدن به سایت تو هم همچین ادمی بود یادم نمی یاد ولی حتما از این حرفها می زدم خیلی به چشم زخم اعتقاد داشتم ولی حالا این حرفها برام خنداه دار بود.

    من امشب برای تولد شوهر کیک وسالاد وهمه جور چیز فراهم کردم واز صمیم قلبم خوشحالم وهیچ انتظاری ازش ندارم خدا شاهده اما قبلا اگه کاری می کردم تو ذهنم می گفتم حالا باید برام جبران کنه باید تولد خوبی برام بگیره حالا یه طور می شد یادش می رفت یا مثل من خوب برگزارش نمی کرد ولی الان که خوب به خودم به حسم رجوع می کنم دیگه انتظاری ازش ندارم من برای خودم برای شاد شدنمون برای زندگی شیرینمون این تولد رو می گیرم برای اینکه دوستش دارم برای تولد خودم هم خودم چیز می خرم کیک اماده می کنم وخوشحالم واصلا دلگیر نمی شم حالا قبلا چقدر حرص می خوردم چقدر دلخور می شدم .

    خدای من چقدر از این تغییرات خوشحالم از این آرامش از اینکه دیگه هیچ کس رو مسول زندگیم نمی دونم اگه اتفاقی می افته فوری می گم چی کار کردی؟

    البته توی مسائل دیگه هنوز ایمانم کامل نشده مسائل مالی یا در مورد فرزندم هنوز هم گاهی اشتباه می کنم ودچار شرک می شم ولی می دونم با بودن در این مسیر درست می شه.

    حالا که این فایل رو گوش دادم وگفتید بعضی ها چقدر ناراحت شدند از حرفهاتون از نوع رابطتتون به خودم گفتم ببین چقدر تغییر کردم من شکرگزار این تغییرات واین ارامش هستم چیکار دارم به رابطه خصوصی استاد من انچه از اموزشهای استاد(که خدایی همه اموزشها)نتیجه گرفتم رو نگاه کنم ان قسمت که به من کمک می کنه حالا رابطه ایشون بنا بر ازدواج هست یا دوستی چه ربطی به من داره من ازدواج رو قبول دارم خوب خودم ازدواج کردم حالا از زندگی در بهشت یاد می گیرم رابطه عاشقانه رو بعدش رو یاد می گیرم نه نحوه شکل گیری رابطه رو من برخوردها ونگاههای مریم جان واستاد رو با هم احترامی که قائل هستند رو یاد می گیرم .

    توی دنیا همه چیز هست من به زیباییش توجه می کنم.

    خدا رو هزاران بار شکر برای تغییراتم واز خدا می خوام توی این مسیر همین طور پیش برم وزیبا زندگی کنم.

    استاد ومریم عزیز متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مهدی رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2230 روز

    سلام به استاد عزیزم

    دقیقا استاد زندگی منم به شیوه سبک شخصی شماست فارق از نگاه دیگران. من نمیدونستم شیوه سبک شخصی شما به چه شکل هست ولی با دیدن مصاحبه با استاد 6 و 5 کامل متوجه سبک شخصی شما شدم .

    من در زندگیم بر اساس تجربه هایی که داشتم و تجربه های دیگران متوجه شدم اصل و اساس یه رابطه خوب این نیست که حتما ازدواج باشه بلکه اصل و اساس اگاهی بوده و اصل و اساس تعهد قلبی و دوست داشتن قلبی بین هم بوده بدون وابستگی فکر میکنم همه ی افرادی که مثل من تجربه رابطه داشتن این موضوع رو به خوبی درک کردند که در 99 درصد مواقع ما روابطمون رو برای نگاه دیگران شروع میکنیم معمولا (پدر مادر و خواهر و برادر و بعد فامیل و بعد دوستان) همیشه تو ذهنمون بدنبال فردی هستیم که خانواده و جامعه بپذیرتش نه اینکه خودمون بپذیریم خیلی افراد رو میبینم که فقط برای نظر دیگران دارند زندگی میکنند و زندگی بشدت سخت و زجر اوری رو دارند .تاکید میکنم این نوع نگاه خلاف جهت جامعه و خانواده حرف های زننده ای رو هم نیز به همراه داره مثلا خود من بارها از سمت خانوادم مورد تمسخر قرار گرفتم در اینجا عزت نفس همیشه کمکم کرده و با قدرت گفتم سبک شخصی هر فردی فرق داره و تفکر و نگاه هر فردی فرق داره …

    اما من که با خودم صادقم میبینم چقدر رابطه عالی رو دارم و چقدر حالمون خوبه و چقدر عشق خداوند رو داریم در این رابطه تجربه میکنیم و بقول شما استاد عزیزم دست خدا رو باز گذاشتیم برای خوشبختی بیشتر ،من بارها بوده 2 و یا 3 ماه نبودم و بعد از مدتی که اومدم دوباره همون عشق و لذت بینمون بوده واقعا اصلا قابل مقایسه نیست شما استاد عزیزم به خوبی هر دو این روابط رو تجربه کردین و با پوست و گوشت و استخونتون درک کردین که سبک شخصیتون رو تغییر دادین ….

    استاد عزیزم شما فقط الگو ثروتمند شدن نیستین بلکه الگو روابط موفق هم هستین بلکه الگو سلامتی هم هستین بلکه الگو لذت بردن و ازادی زمانی و مالی و استقلال مالیم هستین شکرگزار وجودتونم استادم به الله یکتا فرمانروای یکتا میسپارمتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    محیا احمدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1332 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان عزیزم

    درود بر همه ی دوستان عزیزم

    یکسال و نیم پیش بود که من تصمیم گرفتم با بچه های گروه کوهنوردی مون برم کوه دماوند و دماوند رفتن برام خیلی سخت و دور از دسترس بود .

    من با یکی از دوستام که صحبت کردم راجب دماوند رفتن و بهم می‌گفت تو نمیتونی بری دماوند رفتن مگه الکیه تجهیزات میخواد آمادگی میخواد و ..

    من تا اون موقع تصمیم جدی برای رفتن نداشتم اما وقتی این حرف ها را شنیدم گفتم پس حتما من میرم دماوند

    ومن زمانی که این تصمیم را گرفتم هیچ تجهیزاتی نداشتم و بدن آماده ای هم نداشتم

    اما به خدا گفتم من میخوام این کار را انجام بدم و پس بهم کمک کن

    وخیلی حرفای مختلف بهم می‌زنند که باید دوچرخه سواری کنی .باید هر روز ورزش کنی

    وزنت را کمتر کنی ولباس بیس داشته باشی . چادر داشته باشی

    ولی گوش من به این حرف ها بدهکار نبود و من تصمیمم را گرفته بودم که برم دماوند

    قدم اولم هم این بود که به لیدر گروه همون گفتم که من میخوام برم دماوند و بهم بگو چه کاری باید انجام بدم اون هم بهم گفتم تجهیزاتت را کامل کنی میبرمت

    من هم سرکار میرفتم و حقوق آنچنانی هم نداشتم و هیچ تجهیزاتی هم نداشتم حتی کوله ولی چون تصمیمم جدی بود خدا همه ی راه ها را برام صاف کرد و به بهترین شکل ممکن و غیر منتظره ای تجهیزاتم جور شد که خودم هم متعجب بودم که چطوری شد ؟؟؟.

    حقوق یک ماهم را دادم کوله خریدم .یکی از دوستانم خودش گفت من کاپشن دارم برات میارم اون یکی از دوستام گفت من چادر 3 نفره دارم بیا تو چادر من و غذای تو دماوندم را هم به راحتی خریدم و اونجا با دوستام درست میکردیم و میخوردیم

    حتی من قشنگ یادمه که زمانی که لیدر مون مارا هر هفته کوه های مختلف می‌برد که آماده بشیم برای دماوند تو یکی از کوه های شمال که رفته بودیم من بیرون از چادر نشسته بودم و دوستام هی با خنده میگفتن اره محیا خانم اینجا به راحتی بیرون چادر نشستی و لم دادی دماوند که نتونستی از تو چادر بخاطر سرما تکون بخوری و بری بیرون چادر بهت میگم

    و من با یه خنده ی ریزی بهشون گفتم من تو دماوند هم بیرون چادر میشینم و لذت منظره را میبرم مطمئن باش اونا هم خندیدن گفتن خواهیم دید

    و من مطمئن بودم اون خدایی که تا اونجاش را برای رفتم به دماوند فراهم کرده بود مابقیش راهم درست میکنه

    و بالاخره من با تجهیزات کامل رفتم دماوند

    و استاد دماوند اون سال یک هوای عجیب و غریبی داشت که هیچکدوم از بچه ها که سالهای قبل رفته بودن باور نمیکردن که دماوند انقدر هواش خوبه و من تمام روز های که اونجا بودیم را بیرون از چادر نشستم و کیف کردم

    و اون یکی از آرزوهای من بود که از طریق دستهای بینهایت خداوند، شرایط مالی.تجهیزاتی. آب وهوایی. غذایی جور شد و من رفتم و کلی کیف کردم از فتح قله دماوند

    و من برای بار چندم حضور بینهایت خدا را در زندگیم حس کردم

    و بینهایت سپاسگزارم بابت این تجربه ی عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2023 روز

    بنام نیرویی ک برتر از کل نیروهای جهان

    فرمانروای جهانیان

    سلام ب خانواده ی عزیزم

    گام 12

    تفاوت تسلیم بودن دربرابر خداوند یا تسلیم بودن در برابر مشکلات

    تسلیم بودن درمقابل خداوند ب این معناست ک :

    من ایمان دارم ک یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان ،ک جهان خلق کرده و ب قول خداوند داره هدایتش میکنه

    اون من رو هدایت میکنه

    اوم من رو خلق کرده

    و اون من رو اگه توکل کنم بهش

    اگه خودم و بسپارم بهش

    اگه ازش درخواست کنم

    اگه باورش داشته باشم

    اگه بهش ایمان داشته باشم

    اون من رو هدایت میکنه

    اون من رو ب مسیرهای درست هدایت میکنه

    آدمهای درست،شرایط درست

    موقعیت‌های درست رو وارد زندگی من میکنه

    و در مسیر زندگی من قرار میده

    تسلیم بودن یعنی

    اجازه دادن ب خداوند ک پاسخ دهد ب درخواستهای شما

    خدایا شکرت بابت این رزق پربرکت.

    هر اتفاقی بیفته ب نفع منه و خداوند خیر متو میخواد

    و خداوند خیر مطلقه

    هر خیری ب من میرسه از طرف خداونده.

    و هرشری ب من میرسه از سمت خودمه

    من تسلیم ام خدای قشنگم

    میدونم هر شرایطی ک الان دارم بخاطر فرکانس های گذشته م بوده

    و خداروشکر الان هرروز داره آرامشم بیشتر میشه

    هر روز ی کم درکم بیشتر میشه

    ولی ب میزاانی ک عمل میکنم ب آکاهیا هم نتیحه میگیرم

    هر مسئله ای ک پیش میاد من با حل کردنش. بزرگتر میشم.

    زندگیم روان‌تر

    نشونه تسلیم بودن احساس آرامش و اطمینان قلبی

    لیطمئن قلبی

    چیزی ک حضرت ابراهیم و حضرت موسی از خداوند خواستن ک قلبشون اطمینان حاصل کنه

    پس طبیعیه ک منم گاهی میخوام قلبم مطمئن بشه

    ب عبارتی منطق بیارم برای ذهنم ک مسیرم درسته و خداوند همیشه جواب میده

    الا بذکرالله تطمئن القلوب

    تنها با یاد خداوند ک دلها آرام میگیرد.

    یادمه اولین بار ک ب این آیه با دیدجدید ک متفاوت بود نکاه کردم.

    چقددد حس متفاوتی داشتم

    چقد هربار با تکرارش قلبم آروم می‌گرفت

    و هی دریچه ی قلبم باز ترمیشد

    خدایا شکرت

    امروز هدایت شدم ب جایی ک سالها آرزوشو داشتم ک برم از نزدیک لمسش کنم

    تجربه اش کنم

    ی رودخونه تو منطقه مون هست ک با ی پل زیبا از روش همیشه رد می‌شدیم

    امروز ن تنها رفتم کنار آب و کلی سنگ انداختیم ک روی آب راه بره

    چقددد خوش گذشت خیییلی تجربه ی زیبایی بود

    داشتیم میومدیم ک سوار ماشین بشیم

    ک حسم گفت از روی پل پیاده رد شو

    و منم رفتم چقددد حس زیبایی و تجربه گردم

    چقد سازه ی پل از نزدیک زیبا تر و بزرگتر بود پ محکم تر و از بالا زیر پل و نگاه کردم

    خلاصه خییلی خوش گذشت و من ب آرزوی قدیمی م رسیدم

    خدایا شکرت

    بماند ک ی تضادی پیش اومد ک یکی از خواهر زاده هام افتاد تو آب

    و من متوجه شدم هرچقدر بخوایی ی چیزی و کنترل کنی

    برعکس جواب میده

    تپ نمیتونی همه ی شرایط و کنترل کنی

    چون از توانت خارجه

    داشتم فک میکردم اگه بجه ای داشتم

    چطور برخورد می‌کردم باهاش

    شاید ک ن حتما عصبانی میشدم ولی باز ب خودم یادآوری میکردم ک باید همه چی و بسپرم ب خدا ک مراقب بچه ام باشه

    چون از توان ناچیز من خارجه

    واینکه با حداقل امکانات چای درست کردیم

    و چقد چسبید

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر روز عالی داشتم

    خداوند برای من کافیست.

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1799 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    امروز به مناسبت تولد حضرت علی( ع) روز پدر نامگذاری شده رو به استاد عزیزم و همه پدران عزیز این سایت الهی تبریک میگم و از خداوند بهترین بهترین ها رو در دنیا و آخرت براتون خواهانم

    امروز من و همسرم هم از این فرصت استفاده کردیم و رفتیم تو جاده و دل طبیعت کنار یه رودخونه پیاده شدیم فقط ما بودیم و خدا و طبیعت و یه زوج دیگه خیلی دورتر از ما و

    بساط چایی رو بردیم و دقیقا جایی نشستیم که سه سال پیش رفته بودیم صدای آب رودخونه اونقدر معنوی بود که منو برد تو حال و هوای سه سال پیش تمام اون لحظات رو به خاطر آوردم وقتی پریدم بغل خدا و تو گوشش دعا کردم دعاهایی که کنار آب جا گذاشتم و برگشتم خونه امروز آینده ی اون لحظات بود منقلب شدم اشکم جاری شد گفتم قربونت برم خدای عزیزم که تمام خواسته هامو اجابت کردی دغدغه هامو کامل برطرف کردی اصلا یادم دادی که دیگه دغدغه ای نداشته باشم نگرانی نداشته باشم یادم دادی کل زندگیمو به تو بسپارم خودمو بچه هامو و آیندمون رو یادم دادی جان و مال و آبرویم رو به تو بسپارم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم

    استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: