مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 71 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    به نام خدای هدایتگر❤️

    سلام به همگی❤️

    استاد من اوایل که وارد سایت شده بود بیشتر حرف هایی که از شما می‌شنیدم بهم آرامش میداد و مقاومتی در برابرشون نداشتم و با جون و دل میپذیرفتم

    ولی یه روز از یکی از آشناها که اونم عضو سایت بود و از من مدت عضویتش بیشتر بود گفت که شما گفتین عشق در روابط باید بدون وابستگی باشه و هر کدوم از زوجین میتونن هر زمان که خواستن از هم جدا بشن

    اونجا خیلی مقاومت کردم و گفتم اصلا مگه میشه عاشق باشی و وابسته نشی؟؟

    و اصلا برام قابل هضم نبود و دوست نداشتم همچین چیزی و قبول کنم و به شدت مخالف حرف شما بودم ولی اصلا اینطور نبود که بخوام بخاطر یه حرفی که درسته ولی من نمیتونم قبول کنم در برابر شما جبهه بگیرم و تمام اون حرف هایی که زدین و درست بوده زیر پام له کنم

    الان بعد چند وقت هست که از اون اتفاق میگذره و من این فایل و برای بار اول گوش کردم و درست همونطور که گفتین اونایی که مخالف حرف من هستن این فایل و ده سال دیگه دوباره گوش بدن و اونجاست که متوجه میشن من چی گفتم و اونا چی شنیدن

    من دارم بعد چند ماه این حرفا رو میشنوم و هیچ مقاومتی در برابرشون ندارم و میگم آره درسته این بهترین شیوه و روش در رابطه ست

    درست مثل شما و عزیزدلتون

    یه رابطه عالی و فوق العاده با عشق و محبت زیاد ولی بدون وابستگی بدون اینکه فکر کنی طرف مقابل وظیفه شه کاری انجام بده

    این یعنی توحید یعنی حساب نکردن روی افراد دیگه یعنی حساب کردن روی تنها قدرت جهان رب

    یعنی آزادی و رهایی یعنی یک عشق بدون محدودیت

    الان که فکر میکنم با خودم میگم چه دلیلی داره واسه اینکه دو نفر بخوان وارد یک رابطه بشن باید امضا بدن و مهر و موم کنن که تا ابد با هم بمونن

    واقعا چرااااا؟؟؟؟

    افراد زیادی و میبینم که فقط بخاطر بچه هاشون و حرف مردم تو یه رابطه به شدت بد دارن طاقت میارن و دم نمیرنن

    چرااااا؟؟

    چون حرف مردم براشون مهمه چون فکر میکنن بعد این رابطه دیگه نمیتونن زندگی کنن چون خدا رو فراموش کردن و قدرت و دادن دست طرف مقابل

    چون خودشون و خدای خودشون و باور نکردن چون تمام زندگیش فرعیاته و اصل و فراموش کردن

    وااااای خدای خوبم ازت بی نهایت سپاسگزارم که در مسیر دریافت این آگاهی های ناب قرار دارم

    من خودم ادمی بودم که به شدت وابسته همسرم بودم و بدون اون هیج حا نمیرفتم و خودم و محدود کرده بودم که فقط با همسرم برم تفریح و خوش گذرونی و این باعث شده بود اصلا از تنهاییم لذت نبرم و فکر کنم و فقط با اونه که میتونم شاد زندگی کنم

    ولی الان‌به لطف خدا و استاد و مریم عزیزم خیلی تغییر کردم

    من الان تو یک رابطه ی عالی و عاشقانه هستم چون خودم تغییر کردم سعی کردم وابسته نباشم رها باشم از تنهاییم لذت ببرم

    خدا رو شکر میکنم که تو رابطه م خیلی بهتر شدم هم من هم عزیزدلم

    یعنی از وقتی من شروع کردم به تغییر همه چی فرق کرد یعنی جوری شد که همسرمم تغییر کرد و با هم مدار شدیم الان به لطف خدای مهربون داریم خیلی عاشقانه کنار هم زندگی میکنیم البته که هنوز خیلی زیاد کار داره تا بخوایم به رابطه استاد و مریم جون برسیم ولی من و همسرم به اندازه ای که باور کردیم و عمل کردیم تغییر و تو زندگیمون دیدیم

    استاد ازت ممنونم این فایل برام خیلی درس داشت و خیلی بهم کمک کرد که بعضی رفتارها و باورهای اشتباهمو شناسایی کنم و تغییرشون بدم

    من یه تصمیمی در رابطه با کارم گرفتم که قشنگ متوجه شدم از طرف خداست چون در ظاهر شاید بد باشه ولی چون بهم الهام شد من پذیرفتمش و با شوهرم مشورت کردم اون مخالفت کرد و گفت زوده برای اینکار ولی من قبول نکردم و اومدم و تو سایت و نشانه گرفتم و چیزی که من از نشانه امروز من گرفتم همش راجب به حرکت کردن و روی خدا حساب باز کردن و عزت نفس بود و من گفتم باید اینکارو انجام بدم و بعد شبم که همسرم اومد خونه گفت کاری و که گفتی اگه واقعا دوست داری انجام بده با اینکه همسر من آدمی نیست که بخواد من و محدود کنه و من هر تصمیمی بگیرم شاید نظر بده ولی مانع از انجام کاری که دوست دارم نمیشه چون قدرت نشانه هایی که از سمت خدا میاد و درک میکنه

    منم همونجا گفتم این به نظرم یه هدایت بود که ایمان دارم میتونه بهم در پیشرفت کارم کمک کنه و الان کاملا رها هستم و اصلا فکر نمیکنم که قراره چه اتفاقی بیفته و بشینم با خودم مرور کنم و حساب و کتاب کنم و همه چیز و سپردم دست خدا و به خدا گفتم تو درست در زمان و مکان مناسب کارارو برای من انجام میدی منتظر میمونم تا خودت بگی چیکار کنم و چه موقع و از کجا شروع کنم و هیچ عجله ای هم ندارم

    و اگه هدایت بشم برای این کار و خدا کارارو برام ردیف کنه حتما میام تو سایت از نتایج اعتمادم بخدا و دریافت نشانه ها میگم بذاتون😍

    استاد عزیزم و مریم نازنینم تحسینتون میکنم بخاطر رابطه ی عاشقانه و توحیدیتون 👍

    تحسینتون میکنم بخاطر این حد از رهایی و آزادیتون 👍

    تحسینتون میکنم بخاطر اینکه توحید و یگانگی تو تک تک لحظات زندگیتون جاریه👍

    مریم عزیزم تحسینتت میکنم بخاطر اینکه انقد با خودت در صلحی و حتی بیشتر از استاد به قانون عمل میکنی👍

    خدای خوبم ازت میخوام کاری کنی که منم بتونم مثل این دو عزیز هر روز بیشتر توحید و درک کنم و تو تک تک لحظات زندگیم فقط تو باشی و بس 💚

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    به سوی پرواز گفته:
    مدت عضویت: 2096 روز

    سلام به استاد عزیزم سلام به مریم شایسته عزیزم و سلام به خانواده صمیمی عباس منش.

    این کامنت صرفا برای رد پای خودم می نویسم.که یادم باشه یه روزی چطور قانون جذب و فرکانس افکار رو تجربه کردم.

    ۱ یا ۲هفته بود توی ذهنم سوال برام شده بود چون چند هفته پیش یه فایلی رو از استاد گوش کردم که فرزندشو فرستاده ایران یکم برام سوال( آخ من فایل های استاد وقتی توی حیاط خونه دوچرخه سواری می کنم گوش می دم البته یکسری فایل ها رو) زیاد توجه نکردم فقط برام سوال شد چرا استاد اینکار کرد مگه دوستش نداشت موقعیت امکانات محیط آموزشی که اون کشور داشت و…. قد ۲ تا۳ دایره ای که توی حیاط چرخ می زدم امد ذهنم.اخلاقم طوری دوست ندارم توی وارد حریم زندگی کسی بشم سرچ کنم و…. قد همون ۱

    یا۲ دقیقه چه بسا کمتر این سوالات آمد و تمام شد.چند روزی هم میشدباز سر یه فایل احساس کرده بودم ازدواج استاد به معنایی که ما در ایران داریم منظورم ثبت شناسنامه ای باشه رو احساس کردم نیست.بازم گفتم خو باشه به من چه مهم اینه که خوشبخت و دارن هردوشون لذت می برن باهم بودن پله های پیشرفت هم شدن به رشد همدیگه کمک می کنن …. زیاد ادامه ندادم چون هدف من اینکه سبک خصوصی استاد چیه هست نبود هدف من نتایجی بود که استاد گرفت واون قانونی که استاد درکش کرده و عمل کرده بهش و می کنه و قران ملاک موفقیت و راهنمای خودش می دونست و قران همه جوره خوندبود تاجایی که درکش کرد و به گفته هاش عمل کرد نتایجش گسترده شده بود و همین جور داره به شکر خدا به سوی سعادت پیشرفت می کنه و ازهمه مهم تر اون الله یکتایی که رسالتش گسترش توحید بود…. تمام شد رفت عارفه.خو دیگه آدم یه ان در یه لحظه سوال می آد ذهن ادم اما من توجه ای نکردم به خیال خودم قد ۱ ن دقیقه خو شاید ۲تا ۱ دقیقه در زمان متفاوت از خودم پرسیده بودم استاد جواب اون فرکانس های منو در قسمت ۵۵ تحول روزشمار زندگی من که برنامه روتین هم بود داد.

    و از همه مهتراینکه دیروز ۲ شنبه در مسابقه ۱۷۴ سفر به دور آمریکا شرکت کردم.

    چیری که توی مسابقه با احساس فوق العاده بالایی نوشتم حجاب اون گارسون رستوران بود.یهو امروز وقتی زدم منو به سوی نشانه هام هدایت کن آمد.

    فقط روی خدا حساب کن خدا همه جوره به سوالاتت پاسخ می ده بسته به درک تو از قانون داره و چه مدت طول بکشه و حواسمون به فرکانس هایی که می فرستم باشه شاید به ظاهر توجه ای نکردی اما کانون توجه ات چیزی دیگه می گه وقتی جواب سوالات می گیری. اونوقت می فهمی توجه ات افکارت فرکانس هات…… خدا و قانون چقدر دقیق عمل می کند.

    در پناه الله یکتا شاد سلامت خوشبخت ثروتمندو سعادتمند در دنیا واخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1947 روز

    با سلام به استاد عزیز وخانم شایسته جان

    سفرنامه روز پنجاه وپنجم

    هیچ وقت از کسی بت نساز که بخوای روش جوری حساب باز کنی که با یک حرکت اشتباهش و یا رفتاری نادرست تمامی نکات مثبتش رو از یاد ببری

    از کسی بت ساختن یعنی وابستگی شدید

    یعنی همون شرک مخفی

    چون قدرت رو از خدا می گیریم و میدونم به کسی که فکر میکنیم اگه نباشه نمیتونیم زندگی کنیم

    بت ساختن یعنی یک رفتار شرک آلود

    اگه چیزی رو دوست نداری و ازش خوشت نمیاد پس ضرورتی هم نداره که دربارش حرف بزنی و ذهنت رو درگیرش کنی

    وقتی دوستش نداری نباید ادامه بدی

    باید رهاش کنی و تمرکزت رو روش نزاری

    رابطه توی زندگی همه چیز نیست که تو روش حساب باز کنی و برای آن از خیلی از اهدافت بزنی

    و عزت نفست رو از بین ببری

    عشق زندان نیست عشق جدایی و دیوانگی نیست

    عشق این نیست که برای رسیدن به کسی و به دست آوردنش زجر بکشی

    عشق محدودیت نیست عشق نابود کردن اهداف شخصیت نیست

    عشق چیزی نیست که به خاطرش خودت و زندگیت رو نابود کنی

    عشق یعنی آزاد باشی و رها

    عشق یعنی کسی که دوستش داری و عاشقشی رو بهش وابسته نباشی

    براش محدودیت ایجاد نکنی عشق یعنی برای خودت و دیگری ارزش قائل باشی

    ارزش قائل شدن به این معنی نیست که تو مسئول باشی در برابر انجام خیلی از کارها

    بلکه یعنی دوستش داشته باشی و به خواسته‌اش اهمیت بدی در حالی که به خواسته‌های خودت هم اهمیت بدی

    نگاه توحیدی یعنی به خاطر کسی هدفی را دنبال نکنی به خاطر کسی کاری رو انجام ندی

    روی هیچکس حساب باز نکنی از کسی بت نسازی به کسی وابسته نباشی

    و از هیچ کس به جز الله کمک نخواهی

    و به جز اون روی کسی حساب باز نکنی

    زندگی کردن به خاطر حرف مردم زندگی نیست و اگر بخواهیم به حرف مردم اهمیت بدهیم یعنی داریم شرک انجام میدیم

    یعنی داریم برای اونا زندگی می‌کنیم و این نهایت بدبختی و بیچارگیه و عزت نفس رو از بین میبره

    تا وقتی که ذهن آماده نباشه توی مدار درست قرار نمی گیری

    تا وقتی ذهن آماده نباشه هدایت نمیشی

    وقتی ذهنت رو آماده کنی راهت رو پیدا می کنی وقتی در مسیر درست حرکت کنی به جاهای درست هدایت میشی

    در غیر این صورت اتفاقات ناخوشایند رخ میدن تا بهت ثابت کنن که در مسیر اشتباه هستی

    هیچ کاری توی رابطه وظیفه نیست فقط برای لذت بردن از طرف مقابلته

    هیچ وظیفه و مسئولیتی دوطرف نسبت به همدیگه ندارن

    باید از صمیم قلب سپاسگزار باشی و عاشقانه براش کار انجام بدی و عاشقانه دوستش داشته باشی

    وقتی نتیجه درست باشه یعنی داری راه رو درست میری

    اگر کسی قانون رو بدونه و فقط روی خدا حساب باز کنه و نگاه توحیدی داشته باشه دیگه نمیخواد کسی رو تو زندگیش با غل و زنجیر نگه داره

    دیگه به خاطر حرف مردم کاری رو انجام نمیده و به سبک شخصی خودش زندگی میکنه و نگران از دست دادن کسی نیست

    چون میدونه طبق قانون اگر کسی باهاش هم فرکانس باشه میمونه تو زندگیش

    و اگر کسی هم فرکانس نباشه میره

    نباید به زور بخواهیم رابطه‌ای را حفظ کنیم چون اگه در مسیر درست باشیم جهان افراد مناسب و سر راهمون قرار میده

    استاد عزیزوخانم شایسته جان واقعا از شما سپاسگزارم ۰💞💞💞😘😘😘🥰🥰💞🥰🥰🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زهرا مهدوی گفته:
    مدت عضویت: 2553 روز

    سلام استاد عزیزم

    من دوسال پیش که این فایل رو دیدم نه کامل قبولش کردم و نه رد کردم برام مبهم بود

    تو این مدت دو سال تونستم شرایط زندگیم رو بهتر کنم به لطف الله

    و الان که دارم طعم خوب رابطه خوب رو میچشم تمام این فایل برام حرفای تضمین شده بود

    و کاملا قبولش دارم

    شما گفتید ده سال دیگه ولی من الان اومدم بگم بهترین رابطه رو دارید و براتون بهترین ارزوها رو دارم زوج دوست داشتنی😘😍

    به کمک خدا ان شااله ماهم همچین رابطه عالی رو خواهیم ساخت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2122 روز

    سلام نازنین ترین استاد و دوستان خوب سایت

    استاد یک لحظه ک خودمو گزاشتم جای شما گفتم وای من اگه استاد کلاسی بودم که دوستم نداشتن یا باهام بد بودن ضعف میکردم ولی شما جوری باور توخیدی ساختین که اصلا نمیدونم چی بگم این واقعا نشونه کنترل کردن ذهنه وگرنه ک قطعا شماهم اون لحظه نجوا داشتین واقعا احسنت برشما این حرفا باعث میشه ک من باورهای توحیدیمو ک الان کوچولوعه بزرگش کنم ک فقط رو خدا حساب کنم هرچند ک نشونه هاشو کوچولو کوچولو هم دیدم واقعا همه چیز خداست خیلی خوشحالم ک دارم فقط رو خودش حساب میکنم خدارو واقعا شکر میکنم از حضورش تو زندگیم دقیقا استاد من هروقت چالشهای زندگیمو حل کردم انقدر اعتماد بنفس گرفتم ک نگو مثل امروز بعدازظهر ک یه مسئله ای برام پیش اومد و من رفتم تو دلش و حلش کردم چه عزت نفسی گرفتم دیدنی😃واقعا خدایا شکرت اصلا دلم میخواد فقط از اول تا اخر بنویسم خدارو شکر چیزایی رو دارم میبنم ک تایید میکنه تک ب تک نشونه های این قانون رو خدارو واقعا شکرتتتتت بابت حضور زیبای خودش و حضور شما استاد عزیزمممم تو زندگیه من مرسی 😙😙😙😙

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محمد امیدوار گفته:
    مدت عضویت: 2043 روز

    سلام استاد خیلی لذت بخش و دلنشین صحبت کردید وقعا تبریک میگم از این همه آگاهی که دارید و سپاسگزارم که با ما هم با اشتراک میذارین.

    اونجایی که گفتید نه انتقاد کسی براتون مهمه نه کسی ازتون تعریف کنه خیلی خوشحال میشید نشانه همینه که بجای بنده خدا به خود خدا نگاه میکنید.

    خداونت بهتون میگه آفرین و آفرین گفتن مردم مهم نیست!

    حالا خدا چطور میگه آفرین؟با نتایج!اگر نتایج بد باشن خدا داره میفهمونه که یجای کار میلنگه اگه خوب باشن یعنی کارات درسته!

    دیروز تو رابطم با نامزدم پیشرفت داشتیم و حرفای قشنگتری میزدیم…من فقط روی خودم کار کردم و خداوند در قالب مهربون بودن نامزدم با من بهم فهموند که کارت درسته!

    با دیدن نتیجه بیشتر انگیزه گرفتم رو خودم کار کنم.

    البته بنده جایگاه خودمو میشناسم و میدونم نباید با ماهی دو میلیون برم تو قصر!

    اما با تکامل کمکم از یه پنجاه متری شروع میکنم و بعد میرسم به قصر…

    سبک زندگی من به خودم مربوطه و ازش لذت میبرم و سعی میکنم تو همون استایل خودم قوانین خدا رو رعایت کنم و دنبال اصل باشم.

    با خدا هستم و خواهم بود چون به دنبال قصر خودم هستم.

    بی نهایت عاشقتونم برای اولین بار وقتی گفتید هرجا که هستید به مکان فکر نکردم به مدار فکر کردم…شاید الان مدار من از شما پایینتر باشه اما از همین پایین بنده ام به نوبه خودم به شما درود میفرستم و خسته نباشید میگم و این قول رو میدم که من هم به مدار های بالاتر میام…

    مثل خیلی از شاگرداتون و بچه های سایت و کسانی که حرفاتونو گوش کردن و درک کردن و بهشون عمل کردن!

    من از طرف خودم تو رابطه درست رفتار کردم و متقابل نامزدمم رفتارش باهام عالی هست.

    خدارو شکر.

    البته تو رابطه بهتر عمل میکنم تا ثروت!

    اینو بگم که پیچیدگی های خودشون رو دارن هر کدوم…سلامتی روابط پول معنویات!

    اصل توحید و ایمان به خداست…بعد این چهار مورد رو با کمک خدا کمکم با صبر و حوصله درست میکنیم.

    عاشقتونم خیلی زیاد.

    بدرود.💖🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علیرضا @@ گفته:
    مدت عضویت: 2419 روز

    سلام استاد عزیز و مریم جون امیدوارم همیشه ثروتمند تندرست وخوشحال باشین…من لذت میبرم از اینکه استاد اینقدر مستقل در زندگی عمل کرده و به این درک رسیده که خودش هر باوری که احساس خوب بهش میداده رو عوض کرده و برا ی خودش ساخته…ببینید دوستان من هیچ ادعایی ندارم که باور هام درسته و خوب عمل کردم…ولی اونقدر میدونم که استاد خیلی داره تلاش میکنه که ی چیزی به ما بفهمونه …البته نه اینکه خودشو درب و داغون کنه وحرص بخوره …نه نه …فقط من ی چیزی رو درک کردم از ایشون که ته دلش داره با خودش میگه کاش اینا زودتر درک میکردن کاش زودتر درک میکردن….و ی مثال اینکه میگفتن وقتی طرف از دنیا میره اونجا یا اون دنیا با خودش میگه کاش اینایی که دنیا هستن میفهمیدن چقدر من راحت شدم یعنی ی حس وحالی که خود طرف فقط درک میکنه ودیگران ازون درک بی بهره اند…دقیقا حال استاد هم همینطوریه….من گاهی اوقات کامنتای بعضی بچه ها رو که میخوونم ی خرده ناراحت میشم بعد با خودم میگم خب طرف توی مدار درکش نیس و تقصیری نداره…مثلا استاد یک درکی از رابطه وآزادی پیدا کرده که واقعا خیلی از ماها توی اون مدار نیستیم و واقعا لذت میبره…و خیلی از مقاومت های ذهنی ما هم بخاطر هم باورهای سنتی و ملی و مذهبی محل تولد ماست…من نگاه میکنم میبینم یک زمانی نماز جماعت و نماز شب و اول وقتم ترک نمیشد و بعد به یک دلایلی خیلی باورهام عوض شد بخاطر مطالعه وشنیدن خیلی از عقاید دیگه ودیدم من میتونم ی جور دیگه ای هم آرامش داشته باشم و به همون روش عمل کردم …زمانی که مذهبی بودم تنها روش من برا آرامش همین چیزا بود و واقعا هم خوب بود…ولی ووقتی درکم رفت بالاتر و بینش و جهان بینی ام گسترده تر شد دیدم …واقعا باورهای آدم برای اون آرامش رو به بار میاره…ببینید دوستان واقعا باید ساعتها و روزها وماهها بگذرند تا ما ی چیزی رو درک کنیم…خوشا به حال اونایی که درکشون رو با شکستن خیلی از تابو ها بالا بردن و این زنجیر های اسارت ذهن رو پاره کردن…واقعا وقتی بهش فکر میکنم آروم میشم…خدایا ممنونم ازت که این آگاهیها رو بهم دادی واینقدر آرام هستم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    اشرف افضلی گفته:
    مدت عضویت: 1809 روز

    🌹خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت 🌹سلام به استادعزیزوگرامی ومریم خانم عزیزم ودوستان خانواده عباس منش .من خلاصه ای ازطول زندگیم که وابسته خیلی آدما بودم وچوبشم خوردمو واستون بازگو میکنم که به نظرخودم الان این آگاهیهارو ازاستادعزیزم گرفتم خیلی آدم شرک آلودی بودم استاد من سالهاپیش به دلیل ازدواجم ازشهرکوچکم به شهربزرگتری رفتم وزندگی مشترکم راشروع کردم طی بیست سال که همیشه احساس غریبی میکردم وابسته خانواده ام شده بودم خیلی خیلی زیاد به طوری که خودمو شوهروبچهامو یه جورایی فدای یا بهتربگویم قربانی خانوادم کرده بودم درعوض روی آنهاحساب بازمیکردم به نظرشما چه حسابی !میگفتم من اینقدرازبچهام میگیرم میدم به بچه هاشون از زندگیم مایه میزارم واسشون یعنی توهرکاری فکرشو بکنید به قول خودشون من مشکل گشاشون بودم درصورتی که خودموهمسروفرزندان عزیزمو بی نهایت بخاطر این رفتارهام اذیت میکردم چون میخواستم اگه یه روزی توغریبی مریضی شدم یاگرفتاری پیدا کردم و… بهم سربزنند ویادم کنند وتنهام نزارند بعدازبیست وخورده ای سال استادجان نمیدونید چطورکائنات وخداوند سرمو به سنگ زدنند تاآخرعمرم یادم نمیره .خلاصه استاد ماکه یه روزی مشکل گشاشون بودیم مریض شدیم ناراحتی اعصاب ویه جورایی نیازمندحتی یه لقمه نون شدیم به هرکدوم روانداختیم کسی مارو نمیشناخت حتی وضع مالی وحالمون یه جوری شده بود که مهاجرت کردیم توهمون شهرکوچک خودمون خونه ای اجاره کردیم وتقریبأ سه سالی موندیم هیچکس نه مارو میدیدنه مارو میشناخت هرچی التماس میکردیم پولی به ماقرض بدهند اشک میریختم کسی صدامونو نمیشنید خلاصه استاد جان به ذلت وخواری افتادیم تااینکه دیگه خسته شدم بریدم نصف شب توحیاط خونمون زیرآسمان خدا وقتی همه خواب بودنددستامو روبه آسمون بردم اشک ریختم گفتم خداااااااااا….ناامید همه شدم اومدم پیش خودت دستمو بگیر همه امیدم خودتی …همدمم تویی… بزرگم تویی… طبیبم تویی… مونسم تویی…منوببخش که به بنده هات دل بسته بودم خدا حلالم کن … الله اکبر استادعزیزم استاد صادق ومهربانم که به من اجازه دادید دیدگاهم رو بنویسم وبگم استادبزرگ تمام کلمه به کلمه ای که از زبان شما خارج میشه باید طلاگرفت وبه دیوار زد ازهمون روز بعدازنمازصبحم حال عجیبی پیدا کرده بودم شادبودم خودبخود انرژی گرفته بودم دیگه نمیخواستم توخونه ای که هیچی نبود بجز غم وغصه وبی پولی بیکاری ونق زدن وایسم انگاریکیو پیدا کرده بودم خیلی آقاست خیلی مرده خیلی مهربونه خیلی ثروتمنده بهم آرامش میدادتوقلبم میگفت عزیزم همه چیزدرست میشه دیگه تنها نبودم نا امید نبودم میفهمم استادعزیزم وقتی میگفتید هیچی نداشتید توخیابون راه میرفتیید وشادبودید وبه همه چیز عشق میورزیدید به خدا استاد به جان دوتا عزیزم منم همینطور بودم ازصبح میرفتم بیرون پیاده اشک میریختم وتودلم باخدا حرف میزدم وبه همه نگاه میکردم باخودم میگفتم رفتم واسه همیشه ازاین شهر واین آدما فقط روخدا حساب بازمیکنم کم کم گذشتو بادرآمد واعتبارمون زندگی بهترشدو با ارثی که به شوهرم رسید به یاری خدا دوباره با عزت برگشتیم وباخانواده ام که رفت وآمدخیلی سردوکمی که داشتیم خداحافظی کردیم والان یکساله که خانوادمو ندیدم هرچی زنگ میزنن والتماس میکنن برم پیششون منو ببینند هنوز غرق عشق

    بازی با خدای مهربانم هستم ووابسته الله یکتا شدم همونی که به من عزت داد میخوام بگم خانوادم تاوقتی منو میخواستن وخیلی واسشون عزیزبودم که وابستشون نشده بودم ببخشیداستادگلم اصلی کاریش مونده خلاصه امشب به این فایل زیبا وآموزنده هدایت شدم گرفتم استاد سخنان گران بهاتونو سریع رفتم سراغ کشو کمدم قولنامه زمینی که باجروبحث و به زور ازشوهرم خواسته بودم بنامم بزنه همین امشب جلوشوهرم قولنامه رو پاره کردمو توسطل آشغال ریختم گفت این چه کاریه گفتم عزیزم این بهترین کاره به قول استادعزیز وبزرگوارم به هیچ کسی وهیچ چیزی نه وابسته بشید نه حساب بازکنید فقط الله مهربون خدایا شکرت خدایاشکرت خدایا شکرت که استادعزیزم دیدگاه منو میخونن 🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه عزیزانم

    ردپای روز پنجاه و پنجم سفرنامه

    باز یک فایل عالی و پاسخ به سوالاتی در ذهنم که به دنبال جواشون بودم و چند روزی دنبال جواب بودم در همون توضیحات اولیه فایل به جوابهایی رسیدم

    خدایا شکرت بابت پاسخهایی که به من ارامش میده

    خدایا کمکم کن فقط میخوام روی خودت حساب کنم و یک ادم توحیدی باشم پس کمکم کن تا نشونها و الهاماتت را درک کنم خدای مهربون سعی میکنم دیگه اصلا بهش فکر نکنم و کار خودمو انجام بدم بقیه رو میسپارم به خودت که میدونم بهترینها رو برای من میخوای و بهترین راهها رو برای من روشن میکنی و این اولین قدم که برداشتم و کلی تردید داشتم اما الان تمام تلاشمو میکنم دیگه بهش فکر نکنم و با ایمان و توکل بهت با دل قرص و قدمهای محکمتر حرکت کنم با باور اینکه حتما حتما حتما خودت بهترینها رو برای من رقم میزنی

    خدایا شکرت مهربان خدای من

    روی هیچ کس و هیچ چیز غیر خدا حساب نکنم (این باید توی ذهنم حک بشه و مدام با خودم تکرار کنم تا در اعماق وجودم بمونه و هر لحظه که فکر میکنم روی چیزی و یا کس دیگه ای غیر خدا حساب کردم ازش دور شم تا این اصل در وجودم ریشه کنه و نا خوداگاه خودم دیگه روی کسی حساب نکنم)

    باید این باور که روی خدا حساب کنم اینقدر در وجودم ریشه کنه که حتی دوست داشتن فرزندانم که جونمو براشون میدم بیشتر باشه

    استاد شما واقعا قابل تحسین هستین که توحیدی بودنتون بیشتر از عشق به فرزندتون هست که به نظر من در دنیا هیچ عشقی قویتر از عشق به فرزند نیست شما خیلی خوب خدارو شناختین

    من خداروشکر میکنم که قبل از خوردن چک و لقد هدایت میشم به مسیر درست خدای مهربون شکرت

    («خدای من میتونه برای من همه کار بکنه»)

    من وقتی با ایمان حرکت کنم خدا همه چی رو خوب و عالی انجام میده

    وقتی با ایمان حرکت کنم من هدایت میشم

    خدای مهربونم کمکم کن بتونم یک زندگی در ارامش با ایمان و توکل به خودت داشته باشم

    خدای مهربونم کمکم کن بتونم درک کنم و بشناسم شرکهایی که در درونم هست و هنوز نفهمیدم

    خدای مهربونم ممنونم به خاطر هدایتها و نشانه ها و پاسخهای به موقع ای که باعث ارامشم میشه

    خدای مهربونم شکرت

    استاد ممنون بابت تلنگرهایی که به من زدید

    بسیار ممنونم

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    Ferial گفته:
    مدت عضویت: 1685 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون

    ردپای پنجاه و پنج سفرنامم…خدایا سپاسگزارم

    واقعا چه آگاهی خوبی که اگر از چیزی شاکی هستید و با باورهای شما سازگار نیست چرا اینقدر ادامه میدید و مقاومت می کنید باید یا روی نکات مثبتش زوم کنید یا اصلا رها کنید و برید

    واقعا از خدا می خوام که بتونم در عین داشتن صلح درون با کسی که با خودش و دنیا در صلح باشه یه رابطه مثل استاد بسازم…اینقدر عاشقانه و در عین حال اینقدر رها و بدون وابستگی…

    دوست دارم در هر رابطه ای نگاه توحیدی داشته باشم و رها از هر شرکی باشم و روی هیچکس و هیچ چیز حساب نکنم

    خدایا کمکم کن از هر چیزی رها باشم و باورهای توحیدیم رو بسازم و فارغ از شرک باشم و با خودم و تمام دنیا در صلح و آرامش باشم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: