مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر228MB38 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر36MB38 دقیقه














الهی به امید تو
خدایاشکرت که به قدم 18 رسیدم
اینا به لطف توعه.
از مسیر رسیدن لذت ببر
موضوعات تغییر میکنه وقتی به موفقیت های ابتدایی میرسی،،،،،ظرف وجودت بزرگ و بزرگ تر میشه و دیگه نیازی به دیده شدن نداری…..
به خودمون سخت نگیریم ما انسانیم همه نیاز به توجه داریم ولی دلیل نمیشه نگران باشیم ،،،باید حالمونو خوب نگه داریم و این حسو فقط کنترل کنیم.
قضاوت کردنو بزاریم کنار ،،،،به باور های کسی کار نداشته باشیم فقط بارو نبینیم بلکه باید ریشه هارو دید ،،،،هیچ کسی یک شبه به موفقیت نمیرسه.
رسیدن به هدف مهم نیست بلکه مسیر رسیدن و لذت بردن از مسیر مهمه …..
زجر کشیدن معنی نداره وقتی در مسیر علایق باشیم
تو مسیر رسیدن به هدف شاید هر اتفاقی باشه ولی همش شیرینه ،همش حسش خوبه
اگه داری زجر میکشی پس علاقت نیست
مهم ترین کار برای کسب و کارت ،،مهم ترین چیز برای کار کردن توی مسیر علایق ،استمرار،استمرار،استمرار
از یه جایی به بعد اگه در مسیر درست باشیم ،خیلی از این نگاه و چشم و هم چشمی ها و مسابقه گذاشتن ها نداریم.
موفقیت در کسب و کار
عشق+باور درست +استمرار=موفقیت و ثروت
عاشق خودمون باشیم با همین چیزی گه هستیم
به خودمون سحت نگیریم
تو مسیر علاقمون حرکت کنیم
تنها کسی که باید باهاش رقابت کنیم خوده ما هستیم کمی بهتر از دیروز باشیم.
توی مسیر استمرار داشتع باشیم و ناامید نشیم
اولین نتیجه آرامشه به محض اینکه از نتایج کوچیک تعریف و تحسین میکنیم خداوند نتایج بزرگ تر نشون میده.
خدایاشکرت
به نام خداوند بخشاینده مهربان
رفیق شفیقم ،عزیزترینم،برای هر لحظه ام که کنارم هستی ،توراسپاس.
تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم .
با یاد تو فقط قلب وجانم آرام میگیرد ،هدایتم کن که تنها یاد تو در قلبم باشد که تو برایم می مانی وبس.
خدایا شکرت بابت پروژه مهاجرت به مدار بالاتر وگام 18
نکات کلیدی گام 18
1-موضوعات تغییر میکنه وقتی که شما به یک سری موفقیتهایی حتی ابتدایی میرسید،وقتی که ادم به چیزی نرسیده ،ذهنش خیلی محدوداست،ونمی تواند خیلی چیزها را درک کند،ولی وقتی که در سطح جهانی در سطح کشوری به چاکرای قابل قبولی رسید خیلی چیزها در ذهنش تغییر میکند.
2-همه اینها برمیگرده به کمبود عزت نفس ما،پشت این صحبتها احساس نیاز به توجه است موفقیت خیلی بیشتر از آنکه برای خودمان مهم باشد ،برای این است که بقیه بفهمند که ما موفق شدیم.
3-ما آدمیمبا ویژگیهای یک انسان و این باعث میشه که اینقدر سخت گرفتن باعث میشه که زندگی خیلی جذاب نباشد.
4-مهمترین موضوع این است که آدم از زندگی لذت ببرد اینقدر سخت گیر نباشد به خودش و دیگران ،
5-اگر انسان بفهمد که هدف لذت بردن از زندگی است،خیلی چیزها درستتر میشود،هدف این است که ما از فرصتی که خداوند به ما داده در این جهان ماده استفاده کنیم لذت ببریم و رشد کنیم شاد باشیم و کمک کنیم بقیه هم شاد باشند خوب زندگی کنیم با شادی و عشق لذت و کمک کنیم جهان،جای بهتری برای زندگی کردن برای دیگران باشد.
6-اینکه اینقدر هم برامون مهم باشه که از نظر دیگران موفق به نظر برسیم هم،این هم زندگی را سخت و تلخ میکند.
احساس نیاز به توجه هم وقتی که از یه حدی میگذرد،تلخ میکند،کمالگرایی وقتی از یه حدی میگذرد تلخ میکند و یک چیزی بین این دوتا ما باید پیدا کنیم برای خودمون.
7-هر کس تو حرفه خودش میتواند خیلی خیلی موفق باشد
8-من کاری ندارم که از نظر بقیه بهترم یا نه
اگر من دارم از کاری که میکنم لذت میبرم،پس همین کل هدف من است لذت بردن،پس من اون کارو انجام میدهم .
8-حوزه مورد علاقهتان را پیدا کنید و لذت ببرید،و ادامه بدهید و همین ادامه دادن،همه کارها را انجام میدهد.
9-از یه جایی به بعد اگر در مسیر درست باشید،خیلی از این صحبتها حذف میشود،خیلی از این نگاهها حذف میشود.
10-اگر شما آدم حرفهای باشید و باورتون در مورد ثروت،خوب باشد شما از لحاظ مالی در حوزه کاری خودتون خیلی موفق میشوید.
11-اگر شما عاشق انجام کارباشی و باورتون در مورد ثروت خوب نباشه،خیلی خیلی موفق میشی توی کارت،شاید خیلی معروف بشی ولی از لحاظ مالی خیلی پیشرفت نمیکنی.
12-در کل هدف از زندگی این نیست که ما از بقیه معروفتر باشیم،وقتی هم که میرسی به اونجا،و او نیازها خیلی زود پر میشه.
13-کسب و کار با استمرار و باورهای درست و با عشق شکوفا میشود و این سه تا باید باشد.
باورهای درست در مورد ثروت و کسب و کار،عشق و علاقه و استمرار،که عشق و علاقه اگر باشد استمرار وپشتکارباهاش میآید و با احساس خوب و لذت بردن از لحظه لحظه زندگیتون،به کارتون ادامه بدیدو دنبال نتایج لحظهای هم نباش.
14-نتایج لحظه همون لذت بردن از زندگی است که انجام میدهی و نتایج بلند مدت مثل ثروت به موفقیت و شهرت است در ادامه ،که تو ادامه میدهی میآید.
15-مهم این است که من آزادی مکانی داشته باشم آزادی مالی داشته باشم،به سبک شخصی خودم زندگی کنم لذت ببرم از زندگیم از فرصتی که خداوند به من داده.
16-اگر عاشق چیزی هستی در اون مسیر حرکت کن باورت را درست کن و لذت ببر از زندگیت،نتایج خودش خواهد آمد نتایج مالی کاری و همه چیز
17-جلب توجه به خاطر ویژگیهای انسانی تا یه حدی خوب است وقت خیلی به خودمان سخت نگیریم،از اون طرفم خیلی توی دامش نیفتیم،که هر کاری میکنیم به خاطر جلب توجه باشد
18-کل زندگیمون را بر اساس نیاز نچینیم
19-نیازها وامیال را باید کنترل کرد ولی سرکوب نکرد وبپزید خودتان را و بتونید کنترل کنید.
20-شما اگر،از زندگیتون لذت ببرید و با تمرکز روی زیباییهای زندگی تون, با کنترل ورودیهاتون و با احساس خوب،شما هدایت میشوید به جاهای درست شما هدایت میشوید مسیر درست شما هدایت میشوید به اونجایی که باید باشید.
21-سخت نگیرید بذارید اتفاق بیفته بذارید تکاملتان را توی مسیر طی کنید، نخواهید یک شبه به همه چی برسید.
به نام تنها خالق هستی
سلامی به گرمی غروب سرد زمستانی به استاد جانم وخانوم شایسته بینظیرودوستان این سایت الهی
خدایا سپاسگذارم برای فرصتی دیگر برای نوشتن
استاد من تواین پروژه دارم یه چیزهایی درک میکنم که قبلا نمیفهمیدم دارم بزرگ شدن وتعقیر خودم روحس میکنم انگار این آگاهی ها اونقد زیاده که نمیتونم درست توذهنم جابدم استاد
ولی دارم سعی میکنم بفهمم
من میفهمم وقتی میگین عشق یعنی چی الان دارم کار مورد علاقه م روانجام میدم وباتمااااااام وجودم لذت میبرم وباکلمه زحمت ناآشنام من فقط لذت روتجربه میکنم
تنها چیزی که میخوام اینه که یه جایی باشم تنها که باعشق کارموانجام بدم واگه بهم بگن قراره بیس سال طول بکشه بازهم باعشق طول کارمیکنم وادامه میدم
ولی میدونم وقتی من دارم لذت میبرم وقتی من شوروشوق دارم وقتی استمرار دارم مطمئنم زمانش بینهایت کمترازبیسال هست وبه راحتی به هدفم میرسم
ازخداوند ممنونم که هدایتم کرد به مسیر خواسته هام وکاری کرد که من عشق ولذت روتجربه کنم
ازخدایی ممنونم که شما روسرراه من قرارداد استاد
من یه کاری تواین چن روز به ذهنم رسیده ودارم انجامش میدم میگم انشالله بقیه هم انجام بدن ونتیجه شو همه ببینیم یه جورایی بهم الهام شد
به خاطر نعمت هایی که استاد وخانوم شایسته دارن هرروز هرچقد میتونم نام میبرم وشکرگذاری میکنم آگاهانه خیلی حال خوبی بهم میده
واقعا درک میکنم وبا تمام وجودم باور دارم مابارسیدن به خواسته هامون جهان روجای قشنگتری میکنیم
درپناه پروردگار مهربان وهمیشه یارم باشیم انشالله
بنام رب یکتا که هر چه دارم از اوست
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایستهی جان و دوستان عزیز
گام 18 از پروژهی مهاجرت به مدار بالاتر
خیلی خوشحالم و سپاسگزار خداوند که کمکم کرده تا اینجای پروژه رو بیام و کامنتای محبوب دوستانمو بخونم.
صبح امروز با اشتیاق، از بین سه تا دفتری که همسرم خریده بود، دفتر جلد زرد صدبرگ رو انتخاب کردم . تاریخ زدم و با این فایل دفترمو افتتاح کردم. چه حس خوبی داره شروع کردن یه دفتر جدید؛ انگار میخوای مشقاتو تمیزتر از قبل بنویسی و متعهدتر باشی تو یادگیری .
خدایا شکرت برای این نعمت و رزق هر روزهم و هر لحظهم که داره با یادگیری قوانین جهان هستی پیش میره.
خدایا شکرت برای دریافتهای لحظه به لحظهی نعماتت که از سر لطف و کرم بر بندگانت میباری ؛ برای این برفی که از سر شب شروع شده و سیاهی شب رو سفیدپوش کرده .
آسون بگیرید
لذت ببرید
بذارید پیش بره
اگه تو مسیر درست باشید ،
خودبخود همهچی درست میشه
… از زندگیم لذت ببرم
از این فرصتی که خدا بهم داده .
چه جملههای مهمی هستن اینا برای من.
امروز بیشتر نیاز داشتم تا بشنوم اینا رو چون داشتم لذت بردنم از زندگی رو به تعویق مینداختم و منتظر اتفاق خاصی تو آینده بودم . موقعی بیشتر اینو درک کردم که یکی از نزدیکان درجه یکمون ساعت 8 شب با همسرم تماس گرفت. حرفایی زد که برق سهفاز از کلهمون پرید. متوجه شدیم که قرار بوده دو روز پیش به طرز فجیعی کشته بشیم و فقط هدایت خداوند باعث شده که من و بچههامو همسرم الان زنده باشیم.
نمیشه قضیهشو اینجا توضیح داد ولی همینقدر بگم که اینقدر ظریف و ماهرانه خداوند هدایت کرده بود که اون حادثه برای ما رخ نده که ما فقط تا یک ساعت هنگ بودیم.
رفتم وضو گرفتم قرآن رو باز کردم سوره فرقان بودم، صوتیشم پلی کردم و واضحتر به حرفای خدا گوش میدادم گریم گرفته بود از اینهمه لطف و رحمت خداوند مهربون و قدرتمند. بجز خدا هیچکی نمیتونست ما رو نجات بده . وای خدای من خیلی باورنکردنی بود، خیلی عجیب بود. یعنی ما دو روزه قاچاقی زندهایم:) تا حالا تو زندگیم با همچین معجزهای مواجه نشده بودم.
خدایا شکرت بابت نعمت زندگی دوباره، بابت تکتک نفسهامون .
یاد داستان استاد تو بندرعباس افتادم ؛ همون روزی که بهش الهام شده بود نره سر کار و اون انفجار مهیب رخ داد.
و استاد میگفت نمیدونستم خدا چه برنامهای برام داره و تا چندین روز فقط گریه میکردم و میگفتم خدایا چه حکمتیه که منو زنده نگه داشتی؟! چه برنامهای برام داری؟
دو روز پیش دقیقاً همچین چیزی شده بود برای ما و خداوند نجات داده بود ما رو . با همسرم نشستیم صحبت کردیم، گفتیم واقعا خدا چقدر ما رو دوست داره، چه برنامهای داره برامون که میخواسته ما زنده بمونیم .
و جالبه که همسرم و خانوادهش همیشه یه جملهای رو میگن و باور دارن بهش که اونموقع داشتن تو صحبت تلفنی بهمدیگه میگفتن : خدا با ماست
میدونم که چون تو مسیر درستی حرکت میکنیم ، همه چی خوبه و تو مدار خوبی هستیم پس اتفاق بد نمیفته . اگرم بیفته حتما خیریتی توش هست . بقول استاد تو یکی از فایلاشون اگه بمیرمم خیره .
آره خدا با ماست و از ما حمایت میکنه
همیشه پشتیبان و حافظ ما بوده، هست و خواهد بود
خدایا تو هدایت کن به بهترین مسیر، به سلامتی، به ثروت، به لذت، به شادی، به خوشبختی بیانتها.
میدونم که فقط خودم دارم میسازم با ذهنم، با باورهام و مسئولیت کل زندگیم بر عهدهی خودمه ؛ پس قشنگ میسازم، جوری که فقط لذت ببرم.
امروز از وقتم بیشتر استفاده کردم . کامنتهای بیشتری خوندم. چقدر خوشحال بودم از جوابی که یکی از دوستان به کامنتم نوشته بود چند بار کامنتشون رو خوندم، حاوی نکات مهمی بود برام و تونستم براشون چند خطی بنویسم.
اتاق پسرامو مرتب کردم و گردگیری ، بهم کمک کردن.
چند روزه بیشتر تو کارها کمکم میدن، چون تو ستاره قطبی بیشتر به این موضوع توجه میکنم و سپاسگزارم.
همهی لباسا رو انداختم تو ماشین و چند تا لباس تو حمام بود که با دست شستم. عصر از حمام که اومدم بیرون با خودم گفتم خدایا میشه ظرفا رو بسپارم بتو، من دیگهلباسا رو شستم ؛ فقط با یکبار درخواست کردن از پسر کوچیکم که گفتم ظرفا رو بشورید با داداش، سریع قبول کرد گفت باشه. بعدم خودش به تنهایی اونهمه ظرف رو شست. هیچوقت تا حالا تنها انجام نداده بود؛ شستن وآب کشیدن باهم براش سخت بود. کلی غر میزد.
همسرم 6٠٠ تومن پول دستی داد بهم. فقط از دلم گذشته بود چند روزه بهش نگفتم پول بده .
شب به مامانم زنگ زدم تا گوشی رو برداشت با ذوق و محبت و خنده گفت سلام خانوم چه عجب و خوشحال شد.
امروز سعی کردم آگاهانه اعراض کنم از گیر دادن به روابطم با مامانم و بسپرم دست خدا. گفتم من وقتی تو مسیر درستم خدا خودش قشنگ میچینه، من نباید نگران باشم. اونم با من مهربون میشه و خدا دلشو نرم میکنه. مگه قبلا نشده. و میگفتم چرا شده و مثال میزدم. تازه یادم افتاد حدود یکماه پیش که رفتم خونه بابام اینا، مامانم یه زودپز خفن 5 میلیونی بهم هدیه داد ، گفت برا روز مادر برات خریده بودم گذاشتم کنار تا بیای و بهت بدم.
حالا جالبه امشب داشت میگفت: مامان چی میخوای دیگه برات بگیرم؟ چی کم داری تو وسیلههات بهم بگو تا برات بخرم:) گفتم هیچی مامان دستت درد نکنه تو که تازه برام چیز خریدی ممنونم . گفت نه میخوام هر چی نداری برات بخرم و اسم یه وسیله برقی رو برد گفت میخوای اینو؟ گفتم نه عزیزم مرسی ولی اگه خیلی دوست داری برام چیزی بخری، من میخوام مبل بخرم برا عید اگه دوست دارین یکم کمک کنین. آخه همیشه میگفت خونه جدید رفتی مبلات با ما.
راستی امروز تو کامنتا یه نشونه دیدم واسه خرید مبل؛ چقدر هیجان انگیز خدا نشونه میده ؛ رفتم تو سایت کامنت یکی از دوستانو بخونم، تموم که شد میخواستم برگشت رو بزنم، دستم خورد، اسکرول شد پایینتر، یهو چشمم خورد به کلمهی خرید مبل شیک و میزناهارخوری که جملهش حدودا این بود « به طرزی جادویی از جایی که فکرشو نمیکردیم یهو پول اومد و ما تونستیم یه دست مبلمان شیک و میزناهارخوری بخریم.»
حالا یک ساعت قبلش خالهم زنگ زده بود و شمارهی مبلفروشی رو ازم خواست که قیمتاش مناسب بود و قبلا برا بابا اینا سفارش داده بودم. یهو یادم افتاد که ااااا منم میخواستم مبل بخرم برا عید انگار یادم رفته بود چقدر حالم گرفته شد تا چند دقیقه. اما کمکم خودمو آروم کردمو بعد با خودم گفتم مگه این الایدی رو همین اول بهمن نخریدیم با این قیمت پس مبلم خدا هدایت میکنه. گفتم خوبه از همون آقا که قبلا سفارش دادیم مناسب میداد یه دست ارزونترشو بخریم فعلا تا بعد میزناهارخوری هم نمیخوایم ، یادم افتاد به مدلایی که انتخاب کرده بودم با میزناهارخوری که چقدر شیک بودن، بعد میگفتم خب چقدر پول میخوان؟ به قیمتش که فکر میکردم باز راضی میشدم به اون مدلای سادهتر و همینجور داشتم با خودم کلنجار میرفتم که رفتم تو سایت و خدا هدایت کرد به اون کامنت که نوشته بود مبلای شیک گرون، همراه میزناهارخوری خریدن که پولش یهویی اومده.
خدا داشت باهام حرف میزد میگفت چی فکر کردی؟!!!
از جایی که فکرشو نمیکنی بهت روزی میدم.
پریروز بود که تو سورهی نور این آیه رو خوندما، چقدر فراموشکارم.
وای خدای من پروردگار قدرتمندم، خوابم نمیبره از عظمت کاری که فهمیدیم امشب برای ما کردی ما رو از مرگ حتمی نجات دادی. منو همسر و بچههامو؛ خطر از بییییخ گوشمون رد شد. چجوری شکرگزارت باشم؟ یعنی من بندهی خیلی خوبیم، تو دوستم داری و خیلی حواست به منه. عاااااااشقتم . ماچ ماچ
بیشتر درک کردم که مرگ و زندگی از هم جدا نیست و خیلی بهم نزدیکن. پس باید بهتر زندگی کنم، قشنگتر، توحیدیتر، آگاهانهتر ، سپاسگزارتر .
میخوام جملهی اول فایل رو اینجا بنویسم:
هدف لذت بردن از زندگیه
هدفو نباید فراموش کنیم؛
هدف اینه که از این فرصتی که خداوند در اختیار ما گذاشته در این جهان مادی استفاده کنیم، رشد کنیم، شاد باشیم
کمک کنیم بقیه هم شاد باشن
خوب زندگی کنیم و کاری کنیم که جهان هم جای بهتری برای زندگی کردن باشه
صمیمانه سپاسگزارم استاد عزیزم، استاد شایستهی عزیز و دوستان خوبی که خوب مینویسن و باعث تحول مثبت در زندگی من و دیگران میشن . از خداوند براتون رزق بیحساب طلب میکنم. نور و عشق و سلامتی و سعادت و ثروت جاری باشه تو زندگیتون.
میسپارمتون به آغوش امن و گرم خدای مهربون
سلام رستا خانم عزیز
خیلی خوشحال شدم که براتون معجزه رخ داده و شما و همسرتون و بچه هاتون صحیح و سلامت و در این مسیر زیبا هستین .
در کامنت شما هم برای من چند تا نشونه بود من و همسرم هم دیروز در مورد مبل جدید و میز ناهار خوری جدید حرف میزدیم و امروز شما در کامنتتون از مبل و میز ناهار خوری نوشتین اینها هم برای من نشانه بود .
و یه نشانه دیگه این که منم با رفتار های مامانم که با قانون مطابقت نداره درگیرم و شما این آگاهی زیبا رو به من دادین که روابطم با مامانم رو به خدا بسپرم و تا وقتی که من در مسیر درستم خدا خودش قشنگ می چینه و من نباید نگران باشم چون مامانم روز دوشنبه میاد خونمون و تا چند روزی اینجاست ، خدایا خودت مدیریتش کن البته من مامانمو خیلی دوست دارم و من بیشتر بخاطر این ناراحت میشم که ایشون تمرکزش بیشتر روی منفی هاست مثل 99 درصد افراد و خیلی از خودش برای بقیه میزنم و تمام سعیم اینه که خودمو درگیر افکار مامانم نکنم قبلاً میخواستم که مادرمو تغییر بدم ولی الان از خیلی وقته که زیپ دهنمو کشیدم چون اونا تا خودشون نخوان تغییر نمیکنن.
تحسینتون میکنم بخاطر باور های خوبی که نوشته بودین :
خدا با ماست ، چون تو مسیر درستی حرکت میکنیم ، همه چی خوبه و تو مدار خوبی هستیم پس اتفاق بد نمیافته ، اگر هم بیفته حتماً خیریتی توش هست این یکی از پاشنه آشیل های منه با اینکه روی خودم کار میکنم ولی باز شیطان از همین جا نفوذ میکنه که یک اتفاق بدی میافته.
آره خدا با ماست و از ما حمایت میکنه ، همیشه پشتیبان و حافظ ما بوده ، هست و خواهد بود.
میدونم که فقط خودم دارم میسازم با ذهنم ، با باورهام و مسئولیت کل زندگیم بر عهدهی خودمه ، پس قشنگ میسازم ، جوری که فقط لذت ببرم .
عزیزم این باورهای عالیت رو در دفترم نوشتم تا مرورشون کنم .
بنام رب یکتا که بیهمتاست
سلام مهناز جان
امیدوارم در سایهی الطاف خدای مهربان، سرزنده و ثروتمند باشی
خیلی ممنونم که برام نوشتی مهناز عزیز ، خیلی خوشحال شدم از همدلیت دوست توحیدی من.
انشاءالله شما هم همیشه سالم و سلامت، این مسیر زیبا رو، رو به اوج ادامه بدین.
پیشاپیش مبلای جدیدتون مباااارک
بله دقیقاً منم در مورد مامانم همین شکلی بودم و همیشه دوست داشتم تغییرش بدم تا قشنگتر زندگی کنه اما دیگه فهمیدم که نباید هیچ تلاشی بکنم فقط کافیه رو خودم زمان و انرژی بذارم، اونوقت همهچیز در دنیای من متفاوت میشه و نیازی نیست دیگه کسی رو تغییر بدم حتا مادرم با من هماهنگ میشه. اگه من بیشتر با خودم در صلح باشم، میتونم قسمتهایی از وجود هر کس رو بکشم بیرون که خیلی هماهنگه با من. و این فقط نیاز به تلاش من داره نه طرف مقابل.
… خود من گاهأ یادم میره که باید این باورهای خوب و قدرتمند رو هر روز تکرار کنم ولی مادامی که رو این باورای توحیدی و رو بقیه باورای توحیدی کار میکنم زندگیم تغییراتش بزرگتر میشه. خدا رو شکر.
خوشحال شدم که مفید بوده براتون
بازم سپاسگزارم از شما بابت وقتی که گذاشتید و پاسخی که نوشتید
در پناه رب وهّاب
به نام هدایت کننده ی من
خدایاشکرت ازت خواستم هدایتم کنی و به این فایل زیبا هدایتم کردی که ذهنم رو بالا پایین کرد و جمله هایی که طلایی که گفتین منو به وجد می اورد من خیلی عجله میکنم و حس میکنم خیلی زود باید به خواسته هام برسم چون دارم رو خودم کار میکنم به بعضی ها میرسم و به بعضی ها نه ولی باز هم شکر گزاری میکنم و رو خودم کار میکنم به بقیه خواسته هام برسم اما بازم حس میکنم ته ذهنم هنوز اون باور عجله هستش که چرا زود اتفاق نمیوفته پس چرا نمیشه در اصل باید روی خودمون کار کنیم و تمرکز کنیم و فقط لذت ببریم از تک تک مراحل زندگیمون لذت ببریم بهترین کار هستش الهی شکرت بابت روز قشنگم خدای عزیزم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
18مین گام مهاجرت به مداربالا تر.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.
خدا را سپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
چندمرتبه توی این گام کامنت گذاشتم ولی میگفت دسترسی به این سایت ندارید.
بازهم مینویسم.
حدواسال1373بودکه 3تاپسرداشتم پسربزرگ68وپسردوم69پسرسوم71متولدین این سالهابودند.
حدوداًسال73خواب دیدم توی آسمان یک پرده ی خیلی خیلی بزرگ بازشد.
حضرت محمد( ص)باحضرت(علی ع)(حضرت زهراس) وامام حسن وامام حسین نشسته بودند.
یک فرشته که آقای بلندقد،که به شکل مسیح توی نقاشی هابودبا لباس بلندباآستینهای آزادوگشادپوشیده بودتوی تصویر این جمع بودویک پسربچه که دوتابال قشنگ داشت متولدشد و، روی دست این مرددیدم روی این بچه آب ریختند یادم نیست این آب ازآسمون به زمین رسیدیانه؟؟؟؟؟!!!!!!
خوابم رابرای حاج خانم صاحب خانه تعریف کردم.
پسردوم حاج خانم که فکرکنم 3تابچه داشت بعداز1الی2روزبراثرتصادف باموتوربودفوت کرد!!!!!!
روحش شاد بعدحاج خانم گفت لیلاجان این خوابی که دیدی به پسرمن خورد، ومُرد!!!!!!خخخخخخخخ.
الان باخودم میگم خُب این خواب نشانه والهام پرازخیروبرکت بودبه زندگی خودم.
اولا بعداز5سال خدابه خودم یک پسردیگه ای هدیه داد.
دوماً بعدازاین خواب زندگی به صورت تکاملی پیش رفت اماباناآگاهی من وبه سختی پیش رفت ولی باوجوداین بچه زندگی روانترشدیک هفته قبل از به دنیاآمدن این بچه عزیزدلم استخدام به کاردولتی شدوقبل ازازدواج همین نوردیده بازنشست شدو3تابرادربزرگترهنوز ازدواج نکردند.
ازدوران خانه داری مان بیشترین لذتی که داشتم دوران بچه داریمان بوده وهنوزهم لذتش رامیبرم ومیگم خدایابرکت به عمرمان بده بیشتردرکنارهم زندگی راتجربه کنیم چون فرصت زندگی تاریخش یکبارمصرف است پس بهترین ثانیه ها رو بایدبه خودم تبریک بگم عاشقتونم استاد.
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم لیلا جانم
الان یادم نمیاد یه جا تو کتابی خوندم نوشته بودن خوابتو برای هبچ کس تعریف نکن و فقط بگو خیره
چون هر کسی از دیدگاه و باور خودش تفسیر میکنه
مثل این حاج خانمی که گفتین
مرحبا به شما به اون دیدگاهه مثبتتون
تحسینتون میکنم
ان شالله سالیان سال کنار عزیز دلتون و پسرهای گلتون زندگی شاد و سلامت و ثروتمند و با عشق رو بگذرونین
واقعا ثانیه های زندگی برنمیگرده
و تکرار نمیشه
پس به قول استادمون
از مسیر لذت ببر
عجله نکن
آرام باش
بهترینها نصیبتون لیلای عزیزم
در پناه خداوند مهربان سالم و ثروتمند باشین
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
فرصت لذت بردن از زندهگی را از خودت نگیر
استاد حرفی عالی گفتن اینکه همه چیز و خصایص اخلاقی مثبت و منفی در وجود ماست این ما هستیم که کنترولشان کنیم اگر کنترولشان نکنیم چی مثبت و چی منفی ضرر میرساند .
حتی خوبی کردن به دیگران هم وقتیکه کنترول نمیشه ، ضرر میرساند به خود شخص . نیاز به توجه یکی از ویژه گی های انسانی است که باید کنترول شود.
مهمترین موضوع زندهگی واساسی ترین موضوع لذت بردن و خوب زندهگی کردن است .
لذت بردن از کاریکه انجام میدهیم اصل است ، پس مهمترین قانون پیداکردن مسیر علایق ماست ، و بعدش ادامه دادن و استمرار داشتن .
باورهای درست با صداقت کار اصل داستان است .
در کسب و کار باید ادامه بدهی ، برخلاف تصور اینکه باید مسیر را راحت بری .
احساس خوب و ادامه دادن در مسیر درست اصل داستان است .
احساس خوب و عالی و تمرکز بروی نکات مثبت باعث هدایت شدن ما در مسیری درست میشود.
احساس عجله که متاسفانه خیلی در ما وجود دارد ، و در وجود اکثریت مردم ما هم است . احساس بدو بدو و عقب ماندگی که هم فرصت لذت بردن از حال از ما میگیره و وقتیکه به اون خواسته خود میرسیم هم بشکل کافی نمیتوانیم لذت ببریم .
خدایا شکرت
سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته عزیزم
استاد جان من تقریبا 4 ساله که شمارو میشناسم
سالهای اول فقط فایل هاتونو گوش میکردم
ولی متاسفانه روی باورام انچنان کار نمیکردم از لحاظ مالی
یک چیز دیگه اینکه وقتی ک حرفاتونو میشنیدم ذهنم همش حرفاتونو درباره تغییر باور برام هی سخت جلوه میداد هعی ذهنم میگفت تغییر باوررر اخه مگه تغییر باور انقدر اسونه
اونجاهایی ک شما میگفتید باوارتون باید تغغیر کنه من هی میخاستم نشونوم حرفاتونو هعی میخاستم فرار کنم تو ذهنم خیلیییی بزرگش کردم ولی حرفاتونو فقط برای تسکین گوش میدادم یک سالی هم از فایل ها و سایتتون دور شدم
ولی دوباره برگشتم مدتیه تو این مدت من کمی دقت کردم ب زندگیم ب ذهنم ب خرفاتون تازه فهمیدم که باور چیه
بلههههه من هر بار ک چیزیو خاستم بخاطرش باورامو تغییر دادم و برام چیزی ک میخاستم اتفاق افتاد تا حالا چند بار شده که وقتی نیاز مالی شدید داشتم خدا شاهده فقط چند روز حالمو خوب کردم کنترل ذهن و تکرار اینکه من فلان تومن این ماه درامد دارم اون ماه بجای اینکه صاحب کارم به من 2میلیون سفارش کار بده که بدوزم 14میلیون سفارش کار میده که بدوزم یادمه یک ماه دیگه هم همینجوری صاحب کارم بجای اینکه 5میلیون سفارش کار بده بدوزم میاد 17میلیون سفارش کار میده خیلی تعجب میکردم اصلا نمیفهمیدم ک سخر خانم ببین تو ذهنت یچیزی تغییر کرد ک این ماه اینقدر درامد داشتی الان تازع فهمیدم و فهمیدم که تغییر باورها فقط نیاز ب تکرار و تمرین و احساس خوب و کنترل ذهن داره و در کنارش سپاسگذاریی از داشته ها
پاشنه های اشیل سختی هم دارم اینکه من باید تایم کاریم خیلی زیاد باشه تا درامدم بیشتر بشه اینکه کار باید سخت باشه تا ب پول برسم اینکه پول سخت بدست میاد این 3تا باورمو با صدای خودم ظبط کردم و میخام که تغییر بدم خدا کمکم کنه باور دارم ک رب من اینبار کمکم میکنه من خودمو میبخشم بخاطر 21سال زندگی با شرک ترس زندگی تو تنگدستی زندگی تو وابستگی ب ادمها خدایا منو ببخش و بهم اراده قوییی بده خدایا تو بهم کمک کن کمکم کن تو که منو تو این مسیر هدایت کردی باور دارم که کم کم باورای سیمانی منم کنده میشه از ذهنم من متعهد میشم تا ابد رو ذهنم کار میکنم خدایا خودت کمکم کن تو درونم زندگی کنم اول دورنمو بکوبمو از نو بسازم رب من ای سرورم ای معبودم خودت شاهدی که من چقدر به هر وری رفتم چقدر از بیرون درگیری داشتم چقدر ترسو ام خدایا خستم و خودمو میسپارم ب خودت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخویم رب من
درود براستاد عباس منش گرامی
ممنونم از دیدگاه هاو صحبتهاتون
نشانه امروزم این فایل باارزش بود که وقتی گوش میدادم خود به خود ازجا بلند شدم وبر رخوتی که وجودم رو گرفته بود رها شدم.
چقدر کیف کردم که دنبال عشقتون برید هر چیز وهر کاری که لذت می بریدوانجام بدین به خدا نتایج باادامه دادنهای ما پیدا میشن .
وقتی به گذشته ام نگاه کردم دیدم واقعا همین طور بوده اون موقع که دنبال تغییر زندگیم بودم خداوند کمکم کرد وکلی کلاسهای آموزشی وافراد عالی سرراهم گذاشت
واز اونجایی که من آدم عمل گرایی هستم به آموخته هام عمل کردم 180درجه زندگیم عوض شد وبعد هدایت شدم به سوی خودشناسی وقتی اونجاروهم ادامه دادم می بینم که این مریم دیگه اون مریم گذشته نیست خییلی فرق کرده الان خودم رو بهتر دوست دارم اطرافیانم رو بهتر درک می کنم ورفتار مناسبتری رو با اونها دارم سکوتم بیشتر وکنترل ذهنم خییلی به سوی مثبتهای خودم وزندگیم بیشتر شده پس حتما جواب میده
اینکه بدون عجله کاری رو که ازش لذت میبرم رو حتما با عشق ودرست کردن باورهام ادامه بدم نه به خاطر شهرت برای اینکه درونم به من فشار میاره ودایم میگه برو انجامش بده تو مال همین کاری عاشقشی نترس شروع کن به قول استاد وقتی شروع کردی با هزاران طریق هدایت میشی به افراد واگاهیهای عالی که خدا وکاینات به خاطر قدم برداشتن وخواسته تو سر راهت می گذارند.
خدایا قدمم را دراین مسیر محکم وپایدار قرار بده ممنونم از خدای عزیزم که مرا درجمع خوبان وافراد آگاه واستاد گرامی قرار داد .
شاد وثروتمند وسلامت باشیم در این جهان ودنیاهای بعدی
خدا نگهدار.
بنام خداى فراوانی ها
سلام به همه دوستان عزیزم
روز دیگه و تعهد دیگه ام برای گوش دادن و درک و عمل کردن به فایل های ثروت
من باید برای ثروتمند شدن یک سری ویژگى هاى انسانى در درون خودم رو مدیریت کنم چون مسیر ثروتمند شدن یک مسیرى هست که بدون توجه انسان وارد حاشیه میشه و از مسیر خارج میشه پس شناخت خودم و نیازهاى و مدیریت اونجا پیش نیاز ثروتمند شدن هست که البته نباید به خودمون سخت بگیریم و طى مسیر با پر شدن از هر نیاز میشه کنترل کرد
اگر نیاز به توجه رو سرکوب کنم درست نیست و اسیب زننده هست
اگر نیاز به توجه رو ول کنم که واسه خودش پیش بره و من بیوفتم دنبالش مثل یه نوکر اینم خوب نیست
تعادل همیشه برنده هست
مهم شناختش و شناخت روش مدیریت هست
سعى کنم این نیاز رو مدیریت کنم و تو مسیر زندگى و کسب و کارم دنبال برتر بودن از دیگران نباشم
به جاش دنبال شادى و رشد در مسیر خودم باشم که این رو اگر رعایت کنم خود به خود بهترین هم خواهم شد
سعى کنم کسی رو قضاوت نکنم حتى اگر از نظر من کارش درست نیست شاید از نظر اون و متناسب با شرایط اون درست باشه
مثلا منى که تکاملم رو طى کردم و دیگه غیبت نکنم واقعا سعی کنم یه نگاه از بالا به پایین به افرادی که غیبت میکنن نداشته باشم که ببین چه انسان های سطح پایین هستن وقتشون رو واسه چه چیزهایی میزارن ، خودشون رو شبیه جامعه میکنن و هیچ اصول و سبک شخصى واسه خودشون ندارن
خب ندارن که ندارن به من چه
من که خودم یک روز از این ها هم بدتر بودن شاید اونا الان تو همین نقطه از مسیر من هستن
تازه مگه من خدا هستم مگه من اونا رو افریدم و یا مگه من قراره جواب کارهاشون و نتایج اعمالشون رو بهشون بدم واقعا من چه کاره هستم که میگم کی خوبه مى بده چرا اینطورى هست چرا اینطورى نیست
وظیفه من اینه با ارامش و عشق با دیگران رفتار کنم نه با قضاوت و کینه و نفرت و خشم و برچسب که اخرش هم مالى خوام بگم که من بهتر و برتر از اونا هستم و اونا پایین تر و مشکل دار تر … که دلم خنک بشه ؟؟ مگه من واسه احساس رضایت از خودم نیاز دارم کسی رو تو ذهنم کوچیک یا خراب کنم. ؟
و در آخر باید تکامل رو طى کنم و تو تکامل فشار رو ما نیست لذت و پیشرفت و بهبود گرایی هست شاید تو روش بهبود گرایی نتیجه یک آن ظاهر نشه و به مرور ظاهر شه و ما نفهمیم و این گول رو بخوریم چون ندیدیم واضح پس پیشرفت و تغییر و نتیجه هم نداده که این گول زننده هست