مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 47 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






به نام خداوند هدایتگر ( ان علینا للهدی)
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی و همراهان همفرکانس
گام19: کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
برای بالا رفتن عزت نفس و کم نشدن آن باید همیشه ومستمر روی خودمان کار کنیم. چون با هر بار شکست و مشکل عزت نفس ما دچار تزلزل می شود.
برای بالا رفتن عزت نفس دو کار باید انجام داد؛
1) همیشه موفقیتهای سابق و پیشرفت های خود را به یاد بیاوریم و تکرار کنیم و با این کار همیشه تواناییهای خودمان را به یاد می آوریم که باعث بالا رفتن عزت نفس می شود.
2) در بحث روابط باید روی خودمان کار کنیم ، وقتی روابط ما با دیگران بهتر میشه به افزایش اعتماد به نفس ما کمک میشه.
مهمترین عامل برای رسیدن به موفقیت، عزت نفس وخودباوری و احساس لیاقت است.
در هر دوره ی زمانی ، باید نقاط ضعف مربوط به آن دوره را شناسایی و روی آنها کار کنیم تا اصلاح شوند، چون با تکامل، می توان نقاط ضعف را شناسایی و اصلاح کرد و باورهایی کهباعث ایجاد آن نقطه ضعف ها شده شناسایی می شوند. مثلا در مورد ثروت باید باورهای محدود کننده خود را شناسایی کنیم که در زمینه مذهبی هستند یا کمبود یا…، مثلا به طور خلاصه باور یهودیان این است که هر چقدر ثروتمند تر شوی نزد خدا محبوب تر می شوی و همین باور باعث شده کم تعداد ترین افراد، دارای بیشترین ثروت نسبت به بقیه پیروان ادیان ابراهیمی باشند.
* برای موفقیت مالی نیاز است که در یک زمینه مورد علاقه، مهارت کسب کنی و حرفه ای شوی و در کنار آن باورهای درستی درباره ثروت بسازید.
باید پاشنه آشیل( نقطه ضعف) خود را شناسایی کنیم و روی آن کار کنیم و به نسبتی که در آن پیشرفت کنیم، موفقیت کسب میکنیم. پاشنه های آشیل هیچوقت از بین نمی روند و همیشه باید روی آنها کار کرد و فرصت خودنمایی به آنها نداد و البته در کنار آن بایدبه تقویت نقاط قوت خود بپردازیم ، بهجای بزرگنمایی نقاط ضعف باید تمرکز روی نقاط قوت بگذاریم و در کنار آن هم نقاط ضعف شخصیتی مثل غرور و ترس را اصلاح کنیم تا بتوانیم به نتایج پایدار برسیم.
غرور ضعف شخصیتی مهمی است که حتما باید اصلاح شود و گرنه در برابر خداوند هم دچار غرور و ناسپاسی خواهیم شد و نتیجه ناسپاسی هم کاملا مشخص است.
ترس نقطه ضعف دیگری است که اجازه حرکت در مسیر خواسته ها را نمی دهد و باید با وارد شدن در ترسها به رفع این ضعف شخصیتی پرداخت.
در پناه خداوند شاد و سلامت و ثروتمند باشید
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم، مریم عزیزم و همه ی دوستانم در سایت
خداروشکر میکنم برای آگاهی های این فایل و برداشتن گامی دیگر به سمت مدار بالاتر .
وقتی برادرم دوره ی عزت نفس رو خرید و فایل ها رو در اختیار من هم قرار داد، زندگیم متحول شد اولش پر از انکار و مقاومت بودم اگاهی هاش برام جدید و عجیب بود و راحت نمیتونستم بپذیرمش علتش این بود که واقعا داغون بود عزت نفسم ولی درک بیشتر آگاهی ها و تلاش برای انجام تمرین ها از من یه بیتای دیگه ساخت . بیتایی که خودشو نمیکشه تا بقیه دوستش داشته باشن از خودش نمیگذره تا کسیو ناراحت نکنه همش دنبال جبران نیست یاد گرفته که درخواست کنه حتی درخواست مردن رو به یه تمرین تبدیل کنه و تکرارش کنه و از اونجا بود که زندگی هم برای من ارزش قائل شد . آدم های زیادی خواهان برقراری رابطه ی عاطفی با من شدند و چقدر پیگیر این موضوع بودند درحالیکه من قبلا خودمو لایق نمیدیدم که رابطه ای داشته باشم چقدر هدیه و لطف و کمک ار بقیه دریافت کردم بدون اینکه قرار باشه برای کسی جبران کنم چقدر بیشتر از حق خودم دفاع کردم و خودم رو در خلوت و جمع تحسین کردم دیگران هم همینطور همیشه فکر میکنم اگر خیلی بیشتر روی این دوره کار کنم خدا میدونه که چقدر احساس ارزشمندی در وجودم حس کنم و جهان هم بهم نشون بده که ارزشمندم . از خداوند هدایت میخام که هرچه بیشتر به آگاهی ها و تمرین هاش عمل کنم الهی شکرت
نکات فایل :
چرا هر چقدر روی عزت نفس کار میکنیم دوباره بعد از یه مدت به حالت قبل برمیگردیم ؟؟
عزت نفس یه قرص نیست که آدم بخوره و همیشه عزت نفسش عالی باشه ممکنه با هر بار مخالفت بقیه، شکست خوردن، نرسیدن به اهداف، مشاجره با نزدیکان، به یاد آوردن خاطرههای بد و تحقیرها و توهینها، عزت نفس ما از بین بره و برای داشتن عزت نفس پایدار باید همیشه روی خودمون کار کنیم . یکی از بهترین روشهای ایجاد عزت نفس، بالا بردن مهارتها در زمینه ی مورد علاقهمون از طریق تمرکز با همه وجود است . چون اگر در یک زمینهای خیلی مهارت داشته باشیم، کمک شایانی به بالا رفتن عزت نفسمون میکنه .
راه دوم یادآوری موفقیتهای گذشته است مثلاً یه دفتری داشته باشیم و پیشرفتهامون رو در اون یادداشت کنیم حالا موفقیت نه فقط به عنوان رسیدن به هدف غایی همین که مثلاً در زبان پیشرفت کردم یا خوش خطتر شدم . این کار خیلی کمک میکنه که ما بدونیم چه تواناییهایی داریم . حالا اگر در یک زمینه ی خاص خیلی ماهر شویم، خیلی به عزت نفسمون کمک میکنه .
راه سوم اینکه در بحث روابط روی خودمون کار کنیم . وقتی آدم روابط بهتری با بقیه مثل خانواده، دوستان و همکاران برقرار میکنه این هم کمک بزرگیه به بالا رفتن عزت نفسش .
حتی من هم بعد از این همه سال کار کردن روی خودم، ممکنه به دنبال یه اتفاق بد اعتماد به نفسم را از دست بدم و مجدداً موفقیتها و پیشرفتهامو به خودم یادآوری میکنم و روی خودم کار میکنم و دوباره بهتر میشم . نکته اینجاست که ما همیشه باید روی عزت نفس خودمون کار کنیم چون اگر تمام عوامل رسیدن به موفقیت رو بذاریم روی یه کفه ترازو و عزت نفس رو روی کفه دیگه قطعاً عزت نفس سنگینتره یعنی عامل مهمتری است برای رسیدن به موفقیت .
قدرتمند کنندهترین باوری که به شما برای خلق ثروت کمک کرده چی بوده؟؟
چیزی به اسم قدرتمند کنندهترین وجود نداره در هر برههای آدم یه سری نقاط ضعف داره که با برطرف کردن آن یه پله بالاتر میره شاید در آن لحظه فکر کند که اون قدرتمندترین باور بوده ولی با یک دید وسیعتر میفهمه که در این مرحله باید این قدم رو برمیداشته یا این باور رو تغییر میداده . اولین باوری که من در زمینه ثروت در ذهنم ایجاد کردم این بود که هرچه ثروتمندتر شویم، به خداوند نزدیکتر میشویم . علتش این بود که من در خانواده ی خیلی مذهبی بزرگ شدم که دائماً ثروت و ثروتمندها خیلی بد جلوه داده میشدند و ناخودآگاه این باور در من به وجود آمده بود که ثروت مارو از خداوند دور میکنه بعداً در مورد یهودیان تحقیق کردم و دیدم که آنها با اختلاف، جمعیتشون از بقیه مذاهب خیلی کمتره ولی ثروت خیلی بیشتری در اختیار دارند و متوجه شدم که یه باور بنیادین دارند که میگه “هر چقدر ثروتمندتر شوی نزد خداوند عزیزتر میشوی و خدا بیشتر دوستت داره” و این باور رو در خودم ایجاد کردم که خیلی اتفاقات مالی عالی برای من رقم زد . البته که موفقیت مالی نیازمند اینه ما در یک زمینهای حرفهای بشیم یعنی موضوع مورد علاقمون رو پیدا کنیم، در آن کسب مهارت کنیم و حرفهای بشیم حالا هر موضوعی که هست . من دارم در مورد افرادی صحبت میکنم که در کارشون خیلی حرفهای هستند و مهارت بالایی دارند ولی نمیتونند درآمد کسب کنند و رشد مالی داشته باشند اون وقت راجع به باورها کار میکنیم نه اینکه هیچ کاری نکنیم و هیچ عرضهای نداشته باشیم و بگیم چرا از لحاظ مالی رشد نمیکنیم و فقط بشینیم روی ذهنمون کار کنیم که پول از اون بالا بیاد .
من پاشنه آشیلم رو پیدا کردم اما نمیتونم اون رو برطرف کنم شما چگونه روی پاشنه آشیلتون کار میکنید ؟؟
منظور از پاشنه آشیل نقاط ضعفه . ما به عنوان انسان هممون کلی نقطه ی ضعف داریم ولی یه سری از اونها خیلی حیاتیه که باید روشون کار کنیم و هرچه در برطرف کردن آنها پیشرفت کنیم، نتایج بیشتری میگیریم . نقاط ضعف خیلی جدی با 2 روز کار کردن برطرف نمیشه و تا پایان عمر باید روشون کار کنیم چون به خاطر باورها و اتفاقات و تجربیات گذشته، همیشه در گوشه ی ذهن ما هستند و اگر روشون کار نکنیم سریعا رشد میکنند و جلوی پیشرفت ما رو میگیرند . خیلی مهمه که بدونیم نقاط ضعفمون چیه ولی نه اینکه فقط روی اونها تمرکز کنیم بلکه باید از نقاط قوتمون هم مطلع باشیم اتفاقاً برای موفقیت مالی بیشتر روی نقاط قوتمون تمرکز کنیم حالا در هر زمینهای که هست مثل درس خوندن، برقراری روابط و … مثلا هممون دیدیم کسی که در زمینه درس خوندن ضعیفه ولی به جای تمرکز کردن روی نقطه ی ضعفش روی مهارتهای ارتباطیش یا هر توانایی دیگهای که داره کار کرده و اتفاقاً خیلی موفق شده در حالی که مدرک تحصیلی چندانی ندارد . پس به جای احساس بد و تمرکز روی نقاط ضعف، روی نقاط قوتمون کار کنیم اما یه سری نقاط ضعف هست که تا وقتی اونها رو حل نکنیم نمیتونیم از نقاط قوتمون استفاده کنیم مثلاً یکی از نقاط ضعف من یک غرور کاذب و منیت بود که خیلی ازش ضربه خوردم همین الان هم نمیگم مغرور نیستم ولی خیلی از قبل بهتر شدم و همیشه روی این پاشنه آشیل دارم کار میکنم . به عنوان مثال اون موقع برای خودم یه تمرینی طراحی کرده بودم که در جواب مسافرها بگم چشم و خیلی سعی کردم که روی این غرور و منیت کار کنم چون این غرور روی همه چی تاثیرگذار بود و آدم رو حتی در مقابل خداوند هم مغرور و ناسپاس میکرد و خداوند من رو به این شکل هدایت کرد و با کار کردن روی این نقطه ضعف، یه سری از مسائلم حل شد . پس اول اینکه بپذیریم همه ما نقاط ضعف داریم و هیچ انسانی حتی پیامبران کامل نبودند
دوم اینکه روی نقاط قوتمون سرمایهگذاری کنیم و اونها رو بهبود بدیم
سوم اینکه نقاط ضعفی که داره بهمون ضربه میزنه رو شناسایی کنیم و ریشهای روی آنها کار کنیم و ادامه بدیم چون با 2 روز کار کردن برطرف نمیشه
یکی از اصلی ترین نقاط ضعف من وابستگی بود که با هدایت خدا و عمل به آگاهی های استاد خیلی کمرنگ تر شد و الان میتونم بگم تقریبا به هیچکس وابستگی ندارم و هر لحظه در روابطم خودمو کنترل میکنم که وابسته نشم
الهی شکرت خیلی سپاسگزارم از همگی
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به مدار بالاتر
هر چقدر در کارم بیشتر حرکت میکنم هی تجربه و تبحرم داره بیشتر میشه. چیزی به نام استعداد وجود نداره و انسان میتونه با تمرین کردن در هر کاری هی بهتر و بهتر بشه.
شاگردی دارن خیلی علاقه به یوگا داره و با عشق تمرین میکنه و کلی هی داره پیشرفت میکنه .. ضمن اینکه تجربه و تبحر من در موضوع مربیگری هی داره بهتر و بهتر میشه.
پس من باید این موضوعات به ظاهر کوچک رو خیلی ارزشمند بدونم و خودم رو خیلی تحسین کنم..
مثلاً امروز تونستم یک مسیله رو حل کنم و اونم چسبوندن یک مگنت به پشت گوشیم بود برای اینکه وصلش کن به هولدر داخل ماشین برای مسیر یابی.. حتی من باید بابت حل این مسیله به ظاهر ساده هم خودم رو تحسین کنم .
یا مثلاً درخت گردوی توی باغچه رو گردوهاش رو در تاریکی شب با نگه داشتن نور موبایل در دست و از چهارپایه بالا رفتن برداشت کردم و من حتی بابت همین موضوع هم باید خودم رو تحسین کنم .
یا مثلاً برای مطالعه قرآن از هوش مصنوعی کمک میگیرم. بابت همین موضوع هم باید خودم رو تحسین کنم .
متاسفانه من اصلا اهمیتی به پیشرفت ها و موفقیت های خودم نمیدم و این موضوع باعث میشه خودباوری من رشدی نکنه .
خب اینم از رد پای بعدی من ،،یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
سلام.
وقت همگی بخیر.
امروز هدایت شدم تا برای این فایل کامنت بنویسم چون در هنگام دیدنش حالم بهتر بود و از همین رو چیز هایی برای گوشم محرم بود که عمل کرن بهشون خیلی بهم کمک می کند.
در ابتدا جاداره کمی تعریف کنم از امکانات این ماشین که استاد عزیزم با این خیال راحت و با کمترین کنترل فرمان داره ماشین رُ هدایت می کند و برای ما فایل ضبط می کند.زنده باد.
خدایا صد هزار مرتبه شکر از این همه پیشرفت جهان.
من متولد سال 1370 شمسی هستم و تا این لحظه که 31 سال عمر از خداوند گرفتم نمی توانم بگویم که در کاری حرفه ای هستم . به عبارتی همه کاره ی هیچ کاره. اطلاعات و مهارت ها به اندازه ی دریای خزر و عمف کمتر از بند انگشت متاسفانه.
تا قبل از دیدن این فایل فکر می کردم اگه همین الآن بشینم و به علاقه ام که فکر می کنم برنامه نویسی هست که کُلا یک سال با اسمش و دنیاش آشنا شدم و در مدت این یک سال فقط دو زبان HTML ,CSS رُ یاد گرفتم بپردازم پول از راه های دیگه وارد زندگی ام می شود.
من خیلی کارها ی در حد کارمندی نَه به قول معروف سرمایه گذاری رُ شروع کردم و کنار گذاشتم و می دانم که تا وقتی در این کار ( برنامه نویسی تحت وب) مهارت لازم در حد انجام پروژه را کسب نکنم باز هم همون آش و همون کاسه. فعلا دارم لوله کشی گاز یاد می گیرم تا از این راه هزینه ی آموزشها و مخارج زندگی ام را بپردازم.
از دوستان عزیزم هم درخواست دارم تا اگه راهنمایی می توانند بکنند تا من تا اینجا که فقط HTML ,CSS را یاد دارم بتوانم به کسی در پروژه ای کنم بکنم تا مجبور نباشم که جوشکاری انجام دهم. فعلا تا در این کار ( برنامه نویسی ) حرفه ای می شوم اگه در حد ماهیانه 3 تا 4 میلیون تومان هم در آمد داشته باشم راضی هستم ( فعلا چون در راستای علاقه ام هستش) و از استاد عزیز هم درخواست دارم تا این راهنمایی را پای حساب تبلیغات نگذارند .
من به شخصه خیلی تحصیل کردن را دوست دارم . با اینکه تا اینجا دو تا لیسانس گرفتم ؛ اگه در حال حاضر از لحاظ مالی غنی بودم و نیاز نبود تا برای خرج و مخارج زندگی کاری بکنم ؛ اولین کاری می کردم این بود که :
1- یک خانه در شهرمون می خریدم و و اسباب اثاثیه ام را از این جایی که هسم انتقال می دادم به خانه ی خودم.
2- ویزای تحصیلی امریکا می گرفتم و برای اخذ مدرک مهندسی کامپیوتر تحصیل در دانشگاه هاروارد را شروع می کردم و اگر نیاز بود دوباره دبیرستان بخوانم تا نمره ها و مدرکم در حد دانشگاه هاروارد شود ؛ دبیرستان را دوباره اینبار فقط در دبیرستانهای امریکا می خواندم.
3- به امریکا مهاجرت می کردم و برای تحصیل وارد دبیرستان یا هاروارد می شدم.
4- یک تراک دقیقا همرنگ و هم مدل ماشین استاد می خریدم.
5- یک واحد آپارتمان در بهترین جای امریکا در برفخیز ترین شهر امریکا می خریدم( آخه زندگی در مناطق برف خیز رُ خیلی دوست دارم).
فعلا بی بیشه از همین 5 آرزو فکر نمی کنم.
البته تا زمان رسیدن به آزادی مالی ،به پول در آوردن از راه های غیر از علاقه ام تا زمان به پول رسیدن از طریق برنامه نویسی فکر می کنم.
خدا نگهدار.
سلام به استاد و مریم عزیز و تمام دوستان هم سفر در این سایت روحانی، امیدوارم حالتون خوب و لبتون خندون باشه، سپاس گذار خداوندم که این فرصت به من داد تا دوباره بیام و یک کامنت دیگه بنویسم،
استاد به الان خودم که نگاه میکنم میبینم چقدر با اون علیرضا چند سال پیش فرق دارم این تغییرات لطف خدا میدونم در حق خودم که از وقتی تصمیم گرفتم به تغییر دستان بینظیرش رو سر راهم گذاشت تا به توحیدی ترین نگاه بتونم بشناسمش و هر روز نگاهم به اون و قوانینش واضح تر بشه، از شما هم سپاس گذارم استاد گران قدر بابت تمام مهربونیاتون، گذاشتن این همه فایل های هدیه هم از همون الهاماتی بوده که شما از خدای خودتون دریافت کردید در مسیر گسترش توحید و یکتا پرستی،
یادمه اون اوایل با توجه به نگاهی که در مورد خداوند داشتم اصلا اینکه بخوام فکر کنم خداوند به من هم الهام میکنه برام سخته بود چه برسه به اینکه بخوام الهامات رو دریافت کنم و بهشون عمل کنم…
باور اینکه (وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ) خیلی برام سخت بود، اصلا خودم رو در حدی نمیدیدم که خدا بخواد مستقیم بدون واسطه چیزی بگه، حتما باید یه امامی یا یه پیامبری کسی واسطه میبود تا من بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم، خدا چی بود اصلا لای ابرا دنبالش میگشتم…
نمیدونستم بغل گوش منه، با منه از رگ گردن به من نزدیک تره، عاشقمه میگه تو فقط بگو چی میخوای من همونو بهت میدم، عاشقی باید از خدا یاد گرفت واقعا،
الان خدا باهام صحبت میکنه نه اینکه مستقیم با خود من ولی جنس حرف هاش رو فهمیدم، وقتی تسلیم بشی در مقابلش وقتی خاشع بشی به درگاهش اون وقت همه چیز و همه کس و همه اتفاقات رو اتفاقی نمیدونی و به دلیل وقوع و حضورشون فکر میکنی و هدایت رو میپذیری البته اگه در مدارش باشی و وقتی بتونی تشخیص بدی و بپذیری رشد پیدا میکنی…
الهامات و هدایت های خداوند چیز جدایی از این جهان مادی نیستن، اجابت شدن خواسته ها و اعمال عذاب با همین چیزایی که توی این دنیا هست صورت میگیره، هیچ موقعه خارج از کره زمین کسی نمیاد که با ما دوستی یا دشمنی کنه، با همین امکاناتی که اینجا هست خدا سزای اعمالمون رو میده،
فقط اینکه نسبت به مداری که توش هستیم میتونیم الهامات و نعمت های مخصوص به همون مدارمون رو دریافت کنیم، از قول انیشتن همه چی نسبی هست و اگه نیاز باشه زمان کش میاد تا تعادل برقرار و قوانین اجرا بشه…
همه چیز سرجا هست توی هر شرایط و جایگاهی که هستیم با هر دینی و مذهبی با هر نژاد و رنگ پوستی توی هر کشور و شهری، توی هر جامعه و خونواده ای سرجای درستمون هستیم این خواسته خودمون بوده خدا اشتباه نمیکنه هیچ وقت، تنها چیزی که باید تغییر کنه نگاه ما به خودمون و خدا هست نه عوامل بیرونی، نه خونواده و شهر و دولت، و نه دین… اگر دینمون به ما آرامش نمیده نگاه ما به خداوند اشتباه نه صرفا اون دین خواست، تمام ادیان دارن یه چیز فریاد میزنن توحید و یکتا پرستی، اگه میبینید توی جوامع زنا و خیانت زیاد شده دلیلش ماهواره و شبکه های اجتماعی نیستن دلیلش اینکه خدای مارو یکی دیگه برامون تعریف کرده ذهنیت ما رو در مورد خدا یکی دیگه شکل داده نه خودمون…
ترس صلاحی برای حکومت به انسان ها، اگه نظر به دست بقیه باشیم اگه ضعیف و ترسو باشیم هستن کسایی که به ما زور بگن و از ترس ما بر علیه خودمون استفاده کنن، در نبود مظلوم ظالمی هم نخواهد بود، ترس ها برای به حرکت در آوردن ما اومدن نه برای سکون ما…
دریافت الهامات نیاز داره تا یک جور دیگه به خدا نگاه کرد نیاز داره تا به همچی شک کرد و اون چیزایی که شنیدیم رو ببریم زیر سوال، نیاز داره تا رابطه مختص خودمون رو با خدای خودمون ایجاد کنیم نیاز داره تا یه سبک شخصی که خودمون بهش رسیدم رو برای خودمون داشته باشیم تا صدای اونی که مهمترین رابطه زندگیمون رو باید باهاش برقرار کنیم بشنویم…
باید دنبال حقیقت باشیم باید کنجکاویمون رو از دست ندیم باید مثل بچه باشیم و زود باور کنیم هرچیزی که اون میگه رو… باید مثل ابراهیم باشیم وقتی که فرشته ها بهش بشارت فرزند دادن یا وقتی که دنبال خدای خودش بود…
اینارو دارم به خودم میگم چون من محتاج تر از همه به این أگاهی هام، چون من انسانم عجولم و فراموشکار، چون من کفورم و ناسپاس…
چون باید تلاش کنم که اینجوری نباشم چون اون منو در رنج آفریده…
امیدوارم بتونم خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زندگی کردن بشه، من به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم خدای مهربونم، دستم رو بگیر و منو به حال خودم وامگذار که از گمراهان خواهم بود، خدایا منو بر دسته بدخواهانم برتری ببخش، خدایا گناهان منو به حسنات تبدیل کن، خدایا گناهانی که باعث کفر و شرک و بی حیایی در من میشه رو از من بشور، خدایا به فضل خودت به من خیر دنیا آخرت و عمر با عزت رو عطا کن… الهی آمین
امیدوارم مفید بوده باشه براتون بهترین هارو آرزو میکنم و عاشقتونم.
به نام خداوند جان
قدم 141
سلام به دوستان
برای من تجربه ای که بدست اورم این بود که موقعی که باور نسبی به دست اوردم که خداوند منو هدایت میکنه . این روند هدایت ها برام شروع شد.
و کارهایی که انجام میدم و تصمیماتی که همینجوری میگیرم درسته ولی موقعی که خیلی فکر میکنم کار سخت میشه و گیج میشم
و مهم تر اینکه انسانی که در مسیر درسته تمام کارهاش درست از اب درمیاد حتا اگر همون موقع ندونه
هرکسی بنا به باور خودش خداروشکل داده و همونجوری هم نتیجه میگیره .
و یک نسخه ثابت نیست و هرکس بنابر مداری که هست خداررو میفهمه و من یا کسی دیگه ای نمیتونم به بقیه بگم یا اونا به من بگن چون درک ما فرق داره .
خداروشکر
سلام استادم سلام مریم عزیزم خدا وکیلی مریم جونم خیلی باحالی که عامل تنظیم کردن افکارم در گوش کردن به فایل ها شدید امیدوارم به آرزوی قلبیت برسی
سلام
چقدر حس خوبی داشت . خانم شایسته عزیز شماهم چندتا فایل صوتی برامون بذارید ، صداتون آرامش بخش هست.🌷
این فایل بعنوان نشانه به سمت من هدایت شد ، خدایا شکرت
متشکرم
ب نام خدای هدایتگر
نشونه ی امروز من این فایل بود
وای خدا که چقدراین سایت امکانات داره
مثل هرفایلی ک تکراری کوش بدی چیز جدید دریافت میکنی
این سایت هم هردفعه یه امکان جدید ازش میبینم که استفاده ازسایت رو اسون میکنه
خدایاشکزت چقدراسانی چقد فراوانی چقد امکانات
خدایاشکرت
ممنون همه شماعزیزانی که گرداننده ی سایت
و موجد ان هستید و بودید
ممنونم تشکر انشالا روزبروز امکانات سایت عالیو متعالی بشه
سلام استاد و خانم شایسته عزیز،اول از همه ممنون ازتون که انقد خوب و حرفه ای هستید.
اگه ممکنه به این سوال من هم پاسخ بدید
وقتی بین دو مسیر علاقه هستی و منطق میگه باید مسیری رو بری که توش چند سال بودی و تاحدی مهارتش رو داری و علاقه هم بهش داری و به هر حال چون چندسال توش بودی توانایی هات تو اون مسیر بالاتر هست و به ظاهر مسیر خیلی هموارتر و کوتاه تری هست و تو شاید نصف راه رو اومدی… و از طرف دیگه تو همین مسیر با تخصصی دیگه اشنا شدی که البته مسیرش کلا جداست و اگه بخوای وارد این مسیر بشی باید تقریبا از صفر شروع کنی اما چندین برابر برات جذاب تر و علاقت توش بیشتره و اگه دهن منطق و حساب کتاب ذهنت رو ببندی و به احساست گوش بدی باید این مسیر رو انتخاب کنی….. باید چکار کنی؟شما بودین چکار میکردین؟
الان من شبیه کسی شدم که هی از این مسیر به اون مسیر میپره و چون هی از این شاخه به اون شاخه میکنم بخاطره جدل ذهن و احساسم نمیتونم تصمیم درستی بگیرم و باعث سردرگمی و اتلاف وقتم شده
یه بار تو لایوی گفتید همه ی ما میتونیم چندین علاقه داشته باشیم اما باید اونی رو انتخاب کنیم که توانایی و مهارت بیشتری براش داریم.من اونو انتخاب کردم و به دستاوردهای خیلی خوبی هم رسیدم ،چه مالی چه اجتماعی و این دستاوردها تو قسمت هایی از زندگیم اتفاق افتاد که تمرکزی عمل کردم..اما هر چی بیشتر این مسیری که انتخاب کردم رو جلو میرم بیشتر شک میکنم و میگم با خودم اگه اون علاقه ی دیگم که برام جداب تر بود رو میرفتم شاید زندگی جذاب تر و هیجان انگیز تری داشتم،شاید حالم بهتر بود،شاید موفقت تر خواهم بود…از طرفی ذهنم میگه اگه این و ول کنی و وارد اون مسیر دیگه بشی و جلوتر که رفتی بفهمی اونی نیست که فک میکردی!و بفهمی که اشتباه کردی و زمان و وقتت رو تلف کنی چی ؟و همین شاید ها نمیزاره تو همین مسیری که هستم تمرکز مستمری داشته باشم و پر قدرت ادامه بدم،چون من میخوام تمام تمرکزم رو بزارم مثل خودتون
سلام دوست عزیز
با اگاهی هایی که از دوره های استاد کسب کردم تو این مدت میتونم یکم کمکت کنم ان شاله مفید باشه 🌹
ببین اصل رو تو در نظر بگیر که هدف از
زندگی ،کار،پول ،ووووکلی از خواسته هامون که میخاییم بهش برسیم چیه ؟؟؟
فقط لذت
درسته ؟
خوب اگه شما حتی اگه مدتها مسیری رو بری و دستاوردهایی هم داشته باشی و مهارتش رو هم کسب کرده باشی ولی متوجه بشی که یه مسیر خیلی بهتری هم هست
که تمام لحظاتش لذت میبری حالا بدون رسیدن به نتیجه
خوب ایا مسیرت رو تغییر نمیدی ؟؟!!
وقتی مشغول به انجام کاری باشی که حین انجامش لذت میبری
همین “لذت” بردن و داشتن احساس خوب باعث میشه که مهارتش رو کسب کنی،اموزشهای مربوطه رو ببینی،و دقت کن
اگه اگه باورهای درست مالی داشته باشی میتونی بی نهایت پول هم ازش بسازی
ینی عشق و علاقه به کارت باعث رشدت میشه و باورها که عامل اصلی ثروت هستند نه شغل خاص ،باعث میشن تو هم پیشرفت کنی و هم پول بسازی
حتی اگه دیرتر از مسیر و کار قبلیت هم استارت بزنی ،اگه با قوانین جلو بری ،رشدت کوانتومی میشه
تنها چیزی که باعث میشه تو شغل الانت بمونی
توجیهات مغزته!!
تو هم با منطق توجیه کن که اگه
کار مورد علاقه م رو دنبال کنم
چون هر لحظه با حس خوب انجامش میدم چون انگیزه دارم براش چون علاقه دارم وقت زیادی هم میزارم
پس بیشرفت میکنم و جای نگرانی نیست
ببین زندگی مث مسابقه نیست که به جایی برسیم
اگه حتی دو روز هم تو شغلی که بهش علاقه داری کار کنی و پولی هم نسازی و زبونم لال 🤭از این دنیا بری
تو رسالتت که همون لذت بردن بود
و تنها چیزی که خدا از بنده هاش انتظار داره
رو انجام دادی
مثالی که استاد تو دوره کشف قوانین زدن جالبه
میگه یه خانم و اقایی دو سه سال موندن بود بازنشسته بشن از کار دولتی خوب با مزایا و حقوق و اعتبار خوب
ولی تصمیم گرفتن مسیرشون رو تغییر بدن و برن استعفا بدن و مهاجرت کنن
و این جسارتشون باعث شد که زندگی بسیییار بهتری رو تجربه کنن
شاید از لحاظ عقل غیر منطقی باشه!
ولی شهود منطقی نیست و باید با حست متوجهش بشی
ممنون ازت دوست عزیز
از وقتیکه این سوال و نوشتم یه عالمه پاسخ به شکل های مختلف دریافت کردم و الان هم اینجا شما برام نوشتی.کاملا درسته باید به طور منطقی جواب ذهنم رو بدم تا مغزمم توجیه کنم.
مصاحبه با استاد قسمت ۲۲ و نوشته خانم شایسته عزیز درباره ی تشخیص کار مورد علاقه و رسالتم هم خیلی خوب توجیه ام کرد ،در قسمتی مییگه که” به خودت فرصت بده تا از این فضا لذت ببری،عجله نکنید و انقد سخت نگیرید،بزارید خودش اتفاق میفته.”
بله زندگی مسابقه نیست،اما گاهی یادمون میره که به این دنیا اومدیم تا زندگی کنیم ،تجربه کنیم،لذت ببریم…و نتیجه ی طبیعی با لذت و حس خوب زندگی کردن هم ثروت و موفقیت بیشتر هست..