مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
سوالات:
- آیا خداوند فقط برای ما خیر می خواهد و فقط خوبی ها را وارد زندگی ما می کند؟
- شما باورهای توحیدی را چطور ساختید؟
- در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟
مفاهمیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- چگونه در مدار خداوند قرار بگیریم؛
- مفهوم «رابطه دوطرفه میان ما و خداوند» از طریق توضیح “سیستمی بودن رفتار خداوند”؛
- تجربیاتی که “توحید را به عنوان تنها اصل”، به من شناساند؛
- نحوه ساختن باورهای توحیدی؛
- اولین قدم در مسیر توحید برای من، حساب نکردن روی آدمها بود و آرام آرام یاد گرفتم که چطور روی خداوند حساب کنم؛
- مفهوم ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
- از آدمها تشکر کن اما روی یک فرد خاص حساب نکن؛
- از آدمها تشکر کن اما اعتبار حضور آن فرد را به خداوند بده؛
- ارتباط مستقیم بین شرک ورزیدن و دور شدن از نعمت ها؛
- “درخواست های ما از خداوند”، از دیدگاه قانون فرکانس؛
- نگاه سیستمی درباره «تغییر»؛
- فارغ از اینکه چقدر تا کنون مسیر اشتباه را رفته ای، سیستم به محض تغییر مسیر، رفتار خود با تو را تغییر می دهد؛
- توضیح سیستمی بودن رفتار خداوند از طریق توضیح آیه اذا سألک عبادی انی…؛
- بارزترین ویژگی خداوند از نگاه آیه و اذا سآلک عبادی انی…؛
منابع کامل برای درک و اجرای بهتر آگاهی های این قسمت:
جلسات 9 و 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم
“تفاوت یشا و یرید” در دوره قانون آفرینش | بخس دهم، کلید درک مفهوم سیستمی بودن رفتار خداوند است؛
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه














سلام به همه دوستان عزیز و استاد و الگوی من
جواب من نسبت به درک این لحظه من
آیا خداوند فقط برای ما خیر می خواهد و فقط خوبی ها را وارد زندگی ما می کند؟
از دیدگاه انسانی من دلم میخواست که اینطور باشه
خیلی خوش به حال ماست و مسئولیتی ام. نداره
من هرکاری بخوام میکنم ٫خداام فقط خوبی و خیر میخواد
من ماشین خونه. موتور. همسر. روابط خوب. سلامتی. و……میخوام. و خداام بهم میده
این نگاه انسانی منه و توش مسئولیتم نیست
واسه همینه که ما نتیجه نگرفتیم از باورای گذشته
خدارو به ما درست توضیح ندادن. بلدم نبودن
فقط پیروی کور کورانه بدون تفکر
ولی خدا اینچنین نیست تصمیمی برای ما نمیگیره
خداوند به فرکانس های من پاسخ میده
فرکانس های من با دیدن با شنیدن باورودی ها وتکرار مداوم تو ذهنم ساخته میشه
اگه نعمت ها رومیخوام باید به اونا توجه کنمو اعراض کنم از ناخواسته ها
این میشه سهم من این میشه مسئولیت
سخته ٫نیاز به تلاش داره٫نیاز به کنترل کردن ذهن داره اونم تو این جامعه کشورمون که از بیس تو حاشیه س
ببین میتونی؟ من که خیلی جاها نتونستم پای اگه نتیجه میخوام. مطمئنم که هیچراه دیگه ای وجود نداره واسه اینه که میگم راحته ک بگی خب خدا هست دیگه من یلخی زندگی کنم
نه این یه رابطه 2طرفس
قانون وجود داره همینطوری. زور زدم که بشه ولی نشد
شما باورهای توحیدی را چطور ساختید؟
من سعی کردم بسازم ولی خیلی جاها موفق نبودم
ولی هرموقع تسلیم بودم و از خدا خواستم نتیجه دلخواه بوده بدون زور زدن
باور توخیدی:
موقع حل مسئله آرامش حفظ میکنم از خدا هدایت میخوام یا با عصبانیت با جوابای ذهن نجواگرم میخوام حلش کنم؟
به هرچیزی هرکسی قدرت دادن به غیر از خدا
وتوقع داشتن از اونا یعنی شرک و فقط خداوند رو تنها منبع قدرت دانستن میشه توحید
من تا تحت تاثیر رسانه ها خودمرو قرار ندم توحیدی زندگی میکنم
ولی وقتی درگیر میشم کاملا شرکمیورزم و همه چیزوهر کسی بیرون از من قدرت میکیره و من و کاملا آشفته ام چون قدرتی ام ندارم میرم تو جنگ کردن و تغییر اونا. و کاملا تو حاشیه ام
پس توحید یعنی فقط حساب کردن روی خدا از اون خواستن و عوامل بیرون رو جدی نگرفتن. اونها برای دنیای مادی هست و. خواهد بود.
در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟
باقدرت ندادن به هیچ عامل بیرونی کشور رییس مادر پدر. بازار. و………و فقط قدرت خدارو باورکردن و حساب کردن
با اعراض از ناخواسته ها وکنترل ورودی ذهن
با جنگ نکردن با چیزهای نادلخواه یه مثال هست اگه هوا سرده تو درو ببند تو نمیتونی کاری کنی سرما نباشه این جهان مادی پر از چیزهای منفی ومثبت
وهمش لازم. تو انتخابت چیه ؟به اون توجه کن
این درکمن بود.
ممنون استاد از تمرینی که طرح کردی وفایلی که طبق کردی. خیلی کمک شد بهم. تا یادآوری بشه بهم این اصل
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام بیست 20 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام بیستم، که در رابطه با موضوع : ” منظور از سیستمی بودن رفتار خداوند چیست؟ ” ، هست، بیصبرانه منتظرن شنیدن این فایل هستم، چندین بار این فایل رو گوش کردم، اما این بار از خدام خواستم تا که هدایتم کنه تا ردپام رو هم به ثبت برسونم.
ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که اولا خوب و بد اتفاقات رو ما برچسب میزنیم بهش، ممکنه یه اتفاق به ظاهر خوب برای یه کسی بیفته و نتیجهش اصلا براش خوب نباشه، و برعکسش هم هست، پس در واقع اتفاقات رو ما خودمون برچسب میزنیم بهشون.
خداوند عملکردش سیستمی هست، و این نیست که مثلا بگیم که خداوند میاد دخالت میکنه توی زندگی ما و فارغ از اینکه ما چه افکار و چه فرکانسهایی و چه باورهایی رو داشته باشیم میاد یا کمک میکنه بهمون یا کمک نمیکنه بهمون، و در واقع اصلا اینطوری نیست، همونطور که بارها و بارها توی قرآن هم اومده که آنچه که براتون اتفاق میفته بما کانو یعملون هست، بما کسبت ایدیهم هست، بما قدمت ایدیهم هست، بخاطر آنچه که فرستادید، بخاطر آنچه که انجام دادهاید، هر اتفاقی که براتون میفته به خاطر اینهاست، و بارها و بارها خداوند میفرماید که الله به کسی ظلم نمیکند، و در واقع این یعنی اگر که از تصویر بزرگتر بخوایم استفاده کنیم آنچه که روند زندگی ما برامون اتفاق میفته اون چیزی هستش که خودمون داریم خلقش میکنیم با افکارمون و با باورهامون، و حتی ممکنه که ناآگاهانه ما چیز نامناسب خلق کنیم، کسی که بخاطر باورهای نادرستش همیشه افکار نگران داره، همیشه نگرانه، همیشه عصبیه، همیشه ناراحته، همیشه غمگینِ، همیشه اتفاقاتی رو جذب میکنه که ناراحتی و غمگینی و عصبانیت بیشتری رو توی زندگیش به وجود میاره، و اینها کار خدا نیست، و کسی هم که همیشه اتفاقات خوب براش میفته، همیشه شاده، همیشه حالش خوبه، همیشه امیدواره، همیشه متوکلِ، همیشه سعی میکنه که توی احساس خوب میمونه و سعی میکنه هر جوری که دنیا میگرده احساسش رو خوب نگه داره، جهان و خداوند هم به شکل اتفاقی رخ میده که این احساس رو ( احساس خوب رو ) بیشتر و بیشتر تجربه کنه، پس در واقع در یک جمع بندی کلی خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمیده مگر اینکه خودمون فرکانسش رو بفرستیم، و + با چی این کار رو انجام میدیم ؟! _ با باورهامون، با کانون توجهمون.
و یکی از نکات مهمی هم که در قرآن بهش اشاره شده، موضوع اعراض هست، که خداوند به شکلهای مختلف به پیامبران میفرماید که چیزهایی که نازیبا هست توجه نکنید، و از اونها اعراض کنید، بی توجه باشید بهشون.
و باید این نکته رو هم همیشه به خودمون یادآوری کنیم که هر چیزی که داره اتفاق میفته رو خودمون داریم رقم میزنیم، و البته ممکنه وقتی هم که ما در این مسیر داریم گام برمیداریم و حرکت میکنیم، و سعی میکنیم که به نکات مثبت توجه کنیم و حالمون خوب باشه، ولی یه اتفاق به ظاهر بد میفته، باید بتونیم سعی کنیم که همون اتفاق به ظاهر بد رو یه خیریتی ببینیم که یه سری درسها رو بهمون بده و باعث پیشرفتمون بشه، و باعث رسیدن ما به اهدافمون بشه، و اگر هم که این کار رو بکنیم دقیقا هم همین اتفاق میفته برامون، و اون اتفاق به ظاهر بد نتیجهش مثبت میشه برامون.
در رابطه با باورهای توحیدی، به قول استاد همه ما توی قلبمون به خداوند ایمان داریم و خداوند رو باور داریم، و توی قلبمون یه نیرویی رو احساس میکنیم که یه نیرویی بالاتر از من هست که میتونه به من کمک کنه.
و اولین قدم هم برای ما که بخوایم در مسیر توحید حرکت کنیم، حساب نکردن روی آدمها هست، و بعدش هم دیگه آروم آروم یاد میگیریم که چطور روی خداوند حساب کنیم، باید فقط روی خداوند حساب کنیم، باید توکلمون رو بزاریم رو خدا، و به قول قرآن که میفرماید : إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ : [ پروردگارا! ] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. اگر که ما فقط نگاهمون به خداوند باشه، و با این دید نگاه کنیم که انسانها هم دستان خداوند هستن و کمکمون میکنن در واقع دست خدا هستن که دارن کمکمون میکنن، و این دست خدا به شکلهای مختلفی میتونه بیاد، به شکل ایده میتونه بیاد، به شکل آدمها میتونه بیاد، ولی باید توکلمون روی خداوند باشه، هر چند که از انسانها تشکر میکنیم و سپاسگزاری میکنیم و تحسینشون میکنیم، ولی باید این نکته رو بدونیم که خداوند هست که داره همه کارها رو برامون انجام میده، و وقتی هم که ما توکلمون به خداوند باشه، و یه سری اتفاقات برامون میفته، دستها میان و کمکمون میکنن، و اصل قضیه اینه که اون زمان دیگه روی یه آدم خاص که ممکنه هر کسی باشه حساب باز نمیکنیم، و در واقع وقتی که اگر کسی روی یه فردی حساب باز کنه حتما زمین میخوره، و این قانون خداونده، و حالا هر چی زودتر این درسها رو یاد بگیریم و بر خدا توکل کنیم و امیدمون به خداوند باشه و اجازه بدیم که خداوند از دستان بینهایتش ( نه یه نفر خاص ) استفاده کنه برای اینکه به ما کمک کنه خیلی زندگی بهتری رو خواهیم داشت.
و بحث ” توحید ” در واقع یک موضوع حیاتی هست، و افرادی هم که شرک رو توی وجودشون دارن به همون نسبت هم از خداوند دور میشن، و هیچ واسطهای هم بین ما و خداوند وجود نداره، و شرک قدرت رو به غیر از خدا دادن هست.
رابطه ما با خداوند یک رابطه دو طرفهست، و خداوند مثل یک انسان نیست که فکر کنیم که احساساتی میشه و دلش میسوزه برای افراد و …، و فکر میکنن که نشسته اون بالا و تصمیم گیرندهست که بگه به فلان آدم فلان چیزها رو میدم و به بقیه نمیدم و …، و خب در واقع این نگاه اشتباه وجود داره توی جامعه، اما در رابطه با سیستمی بودن رفتار خداوند به این شکل هست که ما در واقع با توجه به افکارمون و باورهامون و رفتارمون داریم از خداوند نتیجه میگیریم، و در واقع ما درخواست میکنیم و خداوند هم اجابت میکنه و این رابطه دو طرفه هستش، و در واقع ما یه فرکانسی میفرستیم و یه سری باورها رو داریم و خداوند هم پاسخ میده به باورهای ما، و همیشه آینه ماست، و اگر خدا رو به عنوان جهان در نظر بگیریم، و اگر نگاهمون به خداوند یک انرژی باشه، و نگاهمون همونی باشه که قرآن به خداوند داره و میگه که به هر کجا که نگاه کنی خدا رو میبینی، به مشرق و مغرب نگاه کنی خدا رو میبینی، و به قول قرآن : هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ : اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست. و اون همه چیزه در بعد زمان، اون همه چیزه در بعد مکان، و اون همه چیزه در بعد اشیا، و نگاهمون باید این باشه، یه نگاه خیلی کاملی باید باشه در مورد خداوند، و این خدا به صورت سیستماتیک عمل میکنه، و به صورت یه رفتار سیستماتیکی هست که اگه قانونش رو درک کنیم مثل هر سیستم دیگهای میمونه که ما یه ورودی بهش میدیم و یه خروجی ازش دریافت میکنیم، و این یک سیستمه، و ما با یه همچین سیستمی طرف هستیم، خداوند هم اینطوریه که ما درخواست میکنیم و خداوند هم اجابت میکنه، اما به شرطی که ما هم اجابت کنیم، ما هم ایمان داشته باشیم بهش، و این درخواست ما درخواست کلامی نیست که، در واقع یک درخواست فرکانسی هست، و باورهامون باید در مورد اون موضوع درخواست ما عوض بشه تا جهان هم به عنوان سیستم با تغییر ما رفتارش رو در مورد ما تغییر بده، و این یعنی وقتی که ما تغییر کردیم، و افکار و باورهامون تغییر کردن، رفتار خداوند هم در مورد من تغییر میکنه نه در مورد دیگران، به همین دلیل خوبی این جهان و این سیستم اینه که فارغ از اینکه ما چه گذشتهای داشته باشیم، فارغ از اینکه چندین هزار بار ارتعاش منفی دادیم، اگر از همین لحظه ارتعاش مثبت بدیم بهش به ما هم اتفاقاتی از جنس همون ارتعاشات ما رو به خودمون برمیگردونه، و در واقع فارغ از این داستانها و ارتعاش منفی که در گذشته بهش دادیم، اگر این بار بهش ارتعاش مثبت بدیم اون کاری به گذشته نداره و این بار بهمون ارتعاش مثبت برمیگردونه، و در واقع نگاه سیستمی اینطوریه که وقتی ما بدونیم که سیستمِ داره عمل میکنه فارغ از اینکه این سیستم قبلا چه پاسخی داده نسبت به یه سری باورها و رفتارهای گذشته ما، اگر که ما تغییر بدیم خودمون رو سریع پاسخهاش هم تغییر میکنه، و سیستم اینطوریه، به محض اینکه ما ارتعاش مثبت رو بفرستیم سیستم هم همون چیز رو بهمون نشون میده، و در واقع ما یک رابطه دو طرفه داریم، و اینطوریه که ما تغییر میدیم خودمون رو، باورهامون رو، افکارمون رو، رفتارمون رو، فرکانسمون رو، شخصیتمون رو، عادتهامون، و … رو تغییر میدیم، جهان هم به تغییرات ما پاسخ میده.
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ « سوره بقره، آیه 186 » : هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [ بگو: ] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [ به حقّ و حقیقت ] راه یابند [ و به مقصد اعلی برسند ].
طبق فرمایشات استاد : این آیه آیهٔ بینظیری هست، این آیه یه آیهای هست که خیلی خاصِ، به این دلیل که :
1 : اولا که توی این آیه 7 بار خداوند از ضمیر « من » استفاده کرده، و در واقع به صورت کلی در قرآن خداوند از ضمیر ما استفاده میکنه، در واقع همون « انا » ، و خداوند از ضمیر جمع استفاده میکنه راجب خودش، و کم پیش میاد که از ضمیر فرع و مفرد استفاده کنه، اما توی این آیه استثناً 7 بار از ضمیر « من » استفاده کرده، و میفرماید: وقتی که بندگان من درباره من سوال کردن ( حتی سَأَلَکَ هم یه بار توی قرآن اومده)، در واقع میفرماید که اگر پرسیدن درباره من، و البته این نکته رو هم باید در نظر داشته باشیم که قرآن در آیههای مختلف از یَسْأَلُونَکَ استفاده میکنه، و در تمامی مواردی که از ریشه سَئَلَ استفاده کرده یه بار از کلمه سَأَلَکَ استفاده کرده، و یعنی اگر از تو پرسیدند، و در واقع داره یه جوابی رو میده در حالیکه سوالش پرسیده نشده، و این تنها آیهای هست که خداوند داره به چیزی جواب میده که سوالش پرسیده نشده، و در بقیه موارد که از ریشه سَئَلَ استفاده شده خداوند داره به چیزی پاسخ میده که سوالش در زمان مردم پیامبر یا خود پیامبر پرسیده شده، و نکته مهمش اینه که این آیه از این جهت هم استثنا هست.
و نکته جالب و مهمی که استاد بهش اشاره کردن این بود که همه در فرع هستن و سوالاتی از جنس همین فرعیات میپرسن، و افراد کمی هستن که سراغ اصل میرن در صورتی که اصل مهمه و به نوعی همه چیز همین اصل و اصول هستش، و نکته خیلی خیلی مهم اینه که خداوند در قرآن اولین باوری که میخواد در مورد خداوند و در واقع همون سیستم میخواد خودش رو توضیح بده، اولین چیزی که گفته این هست که گفته من قریب هستم ( یعنی اینکه من نزدیکم )، و وقتی که ما بیشتر به این موضوع فکر میکنیم که چرا اولین موردی که بهش اشاره کرده اینه که میگه من نزدیکم اینه که ما همهمون فکر میکنیم که اون هو از ما دوره، همون خدایی که 7 بار به زمین و آسمان و خورشید و ماه و … قسم میخوره که بگه که من به شماها الهام میکنم، به همه ما، اگر که ما وصل باشیم بهش میتونیم این صدای درون و شهود و الهامی که از طرف خداوند هست رو بشنویم، و توی این آیه خدا این نزدیک بودن رو از این جهت میگه که برای اینکه به ما بفهمونه من نزدیکم به شما، و فکر نکنید که من دورم ، فکر نکنید که یه فاصلهای بین ما هست، و به قول خودش میگه که من از رگ گردن به شما نزدیکترم، چون خیلی راحت ما فراموش میکنیم که خودش دو حالت داره : چه توی دوره بدبختی خدا رو فراموش میکنیم و میریم سراغ غیر خدا، چه تو دوره غرور خدا رو فراموش میکنیم که فکر میکنیم خیلی دوره و عصیان میکنیم، ولی وقتی که بدونیم نزدیکه، نه خیلی عصیانگر میشی چون میدونیم که سیستم گوش ما رو میپیچونه اگر که از مسیر خارج بشیم، و سیستم اینجوریه که ورودی بد بدی خروجی بد هم میده بهت، بدون تعارف، هیچ رحم و مروتی هم در کار نیست، و اگر هم که کسی از مسیر خارج بشه حتما نتیجه ناجالبی خواهد گرفت، و زمانی هم که وارد مسیر میشیم حتما نتیجه نتیجهی جالبی خواهد بود، و خلاصه این نزدیک بودن این پیام رو داره که اینقدر مهم در واقع خداوند در قرآن راجبش صحیت میکنه.
و در ادامه هم میفرماید أُجِیبُ : که در واقع من اجابت میکنم، و به معنی اینه که « همواره » این کار رو انجام میدم نه در کذشته و آینده، چون فعل از نوع مضارع هستش، و به معنای من همواره در حال اجابت کردن درخواستهای شما هستم، و من درخواست میکنم درخواست دعا کننده رو، درخواست کسی رو که درخواست میکنه، و میفرماید که من اجابت میکنم اما به شرطی که اونم اجابت کنه من رو و اونم به من ایمان بیاره، و اونم توی مسیر من باشه، و کسی که بندگی خدا رو بکنه به هر چیزی که بخواد خدا هدایتش میکنه و اون رو بهش میده، و این در رابطه با همه آدمها نیست، درباره بندگان هست، بندگانی که به خداوند ایمان داشته باشن، خداوند هم اجابت میکنه درخواست کسی رو که بندگی خداوند رو میکنه، و ما میتونیم که هر روز روی خودمون کار کنیم که هی نزدیکتر بشیم بهش.
خداوند به سیستمی هست که با توجه به شرایط ما و فرکانس و ارتعاش ما از همون دسته اتفاقات رو بهمون برمیگردونه، و این ما هستیم که در مدار دریافت نعمتها و ثروتها قرار میگیریم، این ما هستیم که اجابت میکنیم، این ما هستیم که توی مدار خداوند قرار میگیریم و خداوند هم پاسخ میده به افکار ما، باورهای ما، به رفتار ما، به ایمان ما، وگرنه این نیست که خدا برای بعضیها بخواد و برای بعضیها نخواد.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 11 بهمن 1404
بنام رب و صاحب اختیار قدرتمندم که هر چه دارم از آن اوست
خدایا شکر ات بخاطر این روزهای پر از اتفاقات خوب پر از دست آورد پر از زیبای این چند روز به لطف پروردگار خیلی حالم خوبه گفتگوهای ذهنی ام خیلی مثبتر شده خیلی امیدواری ام نسبت به آینده بیشتر شده که میتوانم زندگی ام را تغیر بدم واقعا خوشحالم از این بابت و خدا ره بینهایت شکر
خدا ره صد هزار بار شکر که در مسیر درک توحید و شرک قرار گرفته ام اینجا باید بنویسم هر قدر در مورد توحید و شرک این آگاهی ها بنویسم واقعا کم است چون اساس خوشبختی در توحید و عمل به آن نهفته است
استاد در مورد تجربه خودش صحبت میکند که هر وقت در دعواها روی افراد دیگر حساب کردند بلا سرش آمد اوضاع بد پیش رفت و نتیجه به ضررش تمام شد برعکس هر وقت روی افراد دیگر حساب نکردند اوضاع خوب پیش رفت و برنده دعوا شد این الگو تکرار شد از همین جاها بود که نگاه توحیدی جوانه زد اینکه نباید روی افراد حساب کنیم و اگر روی آدم ها حساب کنیم حتما بلا سر ما می آید زمین میخوریم
باید توکل ما فقد به خداوند باشد فقد به او تکیه کنیم ایاک نعبد و ایاک نستعین تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جویم کار ما توسط آدم ها انجام میشود ولی آدم ها دستان خداوند هستند که به اشکال مختلف ایده آدم های مختلف وارد زندگی ما میشود ولی توکل ما باید به خداوند باشد خداوند است که کارها را انجام میدهد نه آدمها
وقتی انسان توکل اش به خداوند باشد میداند که بارش زمین نمی ماند از یکجای یک سری اتفاقات می افتد یک سری دست ها می آیند و کمک میکنند میداند که نباید روی یک انسان خاص مثل پدر مادر برادر دوست فامیل رییس حساب کند و میداند که باید اجازه بدهم خداوند از بینهایت دستان اش استفاده کند
به نسبت که شرک داریم به همان اندازه از خوشبختی دور هستیم از ثروت و نعمت دور هستیم من خودم نمونه یک آدم مشرک هستم و حالا میدانم که چرا این همه سال از خوشبختی دور بوده ام حتا در مورد مردم کشورم این قدر این نگاه شرک آلود سنگین است که خدا میداند به همه قدرت داده ایم جز خدا از همه می ترسیم همه عوامل را در بدبختی خود تاثیر گزار میدانیم جز توحید به راستی هم که آدم های که ظاهرا بیشتر مذهبی هستند مشکلات بیشتری دارند
خداوند یک سیستم است یک قانون و نظم است که هرگز احساساتی عمل نمیکند این نیست که برای یکی بخواهد برای دیگری نخواهد نتیجه افکار فرکانس ها و باورهای ما را برمیگرداند هر ورودی بدی طبق همان خروجی را به تو برمیگرداند ورودی خوب نتیجه خوب دارد ورودی بد نتیجه اش بد است بدون تعارف بدون هیچ رحم و مروت
دقیقا همانند یک ماشین آب میوه گیری که هر میوه بهش بدی آب میوه همان را به تو برمیگرداند
اما خوبی سیستم این است که مهم نیست در گذشته چه ورودی بهش دادی و چه نتیجه گرفتی این بار اگر ورودی متفاوت بدی قطعا نتایج متفاوتی برایت رقم میزند به محض که فرکانس هایت تغیر میکند اتفاقات زندگی تو هم تغیر میکند
خداوند به من نزدیک است از رگ گردن به من نزدیکتر است این یکی از بهترین باورهای است که باید بسازم
خداوند هفت بار به زمین ماه خورشید بالا پایین چپ و راست قسم خورده که الهام میکنم خیر و شر شما را به همه الهام میکند اما تنها زمانی می شنویم که در مدارش باشیم
توکل یعنی ایمان داشته باشیم که خداوند در همه زمینه ها ما را هدایت و کمک میکند کارها انجام میشه دست های خداوند برای کمک به ما می آیند درها باز میشه قلب ها نرم میشه و توکل ما باید فقد به خداوند باشد فقد به او تکیه کنیم
توکل با امید می آید کسی که توکل داشته باشد کارها برایش انجام میشود ولی زمانی انجام میشود که در مدار دریافت الهامات قرار بگیریم
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
درود
روز دویست و دوازدهم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز
این فایل مثل دسته فایل های توحید عملی بود اما کلی به نظرم حرف جدید داشت واسم .
اینکه بالاخره فهمیدم سیستمی بودن خداوند یعنی چی
و اینکه ما چطور باید به خداوند ایمان بیاوریم و اجابتش کنیم .
استاد چقدر این سیستمی بودن خداوند منطقی هست .
چقدر سالها ما فکر کردیم که خدا برای ما خواسته و نخواسته
هنوز هم همه همین فکر رو دارند
حالا تو بحث ثروت و فقر و روابط عاطفی و شغل و… اینا درسته همه همین فکر رو دارند
اما تو مبحث بیماری خیلی این قضیه پر رنگ تر هست که خدا داره با بیماری امتحانت میکنه یا اینکه همه به فرد بیمار یک دلسوزی عجیبی دارند در صورتیکه باتوجه به مبحث سیستمی بودن خداوند و اینکه در این سیستم دلسوزی تعریف نشده ست، این دلسوزی های زمینی خیلی بی فایده و بیخود هست .
خیلی خوشحالم که الان در مسیر این آگاهی ها هستم . اینکه خداوند هدایتم کرد برای شناخت بیشتر خودش از طریق این سایت
و من بدونم که خداوند یک انسان نیست که بخواد به من خشم کنه یا دلسوزی کنه
بخواد مجازاتم کنه یا بهم پاداش بده
اون میگه در مدار من باش من همه چی بهت میدم
چطور میتونم در مدار خداوند باشم ؟
با تغییر باورهام با تغییر فرکانسم با شکرگزاری با حس خوب با خداگونه بودن . خیر باشم در همهی جنبه ها . مگر نه اینکه من از خدام، و خداوند نیروی خیر هست در کل هستی
چقدر خوب که اینها رو فهمیدم چقدر خوب که دارم ذره ذره این دانسته ها رو حتی اندازه ی سر سوزن عملی میکنم
چقدر خوبه که قراره تکاملی رشد کنم ذره ذره ها جمع بشه، فقط نباید فراموشکار باشم نباید..
چون ذهن همیشه هست که من رو فریب بده
همیشه میخواد من رو به انحراف بکشونه
یک باوری بود در عقل کل از دوستان ، که خیلی عالی بود : من خدایی دارم به بزرگی خدای محمد که از رگ گردن به من نزدیکتره
خودش گفته من نزدیکم که این اولین باوری هست که خدا به ما میخواد خودش رو توضیح بده :که من نزدیکم
وای استاد چقدر خوب گفتید که چرا گفته نزدیکم؟ چون ما فکر میکنیم از ما دوره
واقعا این باور غلطی بوده از بچگی که اگر این کاربکنی خدا ازت دور میشه ، خدا بهت پشت میکنه ، خدا دیگه تورو میخواد
هزاران بار این رو شنیدیم و شد یک باور که ما از خدا دوریم
چرا ؟ چون خطاکاریم چون گناه کردیم و خدا دیگه ما رو نمیخواد
میخوام شکرگزار باشم ، میخوام ایمان داشته باشم میخوام هر اتفاق بدی که بیافته بگم الخیر و فی ما وقع
میخوام حسمو خوب نگه دارم .میخوام عشق بدم .میخوام شاد باشم. میخوام جستجو گر زیبایی ها باشم …..چون در این صورته که در مدار خداوند قرار میگیرم چون در این صورته اجابتش میکنم
و اون هم خواسته ی من رو اجابت میکنه
یادمه توی فایلهای تحول روز شمار دقیقا یادم نیست کدوم بود اما اونجا فهمیدم که خداوند با کلام من رو دریافت نمیکنه بلکه با فرکانسم من رو دریافت میکنه
بعد پرسیدم پس چرا هر روز با کلام بهش میگم که تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
و حالا احساس میکنم که جواب سوالم رو گرفتم ،
درسته که من با کلام با خداوند صحبت میکنم اما کلام من احساس و فرکانسی رو مطابق با درخواست من برای خداوند ارسال میکنه .
خدایا یاریم کن
جز تو یاری کننده ای نیست
توانم گاهی از بین میره نجواها میاد ، اما باز امیدم به بازگشت به سمت توئه
و فکر تو یاد تو دوباره بهم امید میده توان میده
خدایا شکرت این فایل بی نظیر بود . چقدر آگاهی داشت که توی هیچ کتاب و مکتبی این آگاهی ها نیست. میگن خدا اما یکسری باور غلط هم کنارش دارند که با مدار خداوند یکی نیست
خدایا کمکم کن فراموشت نکنم در هر لحظه کاری کن یادت در یادم باشه .
سپاسگزارم دوستت دارم
به نام قادر مطلق
سلام خدمت همه ی عزیزان و سپاسگذار خداوند و بعد استاد گرامی بابت انتشار این آگاهی های ناب الهی
به به از نشانه امروز من
این نگاه که خداوند به شکل اتقاقات خوب وارد زندگی ما میشود نگاه اشتباهی است
اتفاقات را ما برچسب خوب و بد میزنیم ، ممکنه اتفاقی به ظاهر خوب باشه و نتیجه اش اصلا جالب نباشه و برعکس
در تصویر بزرگتر ما خودمون یا کسانی رو میبینیم که اتفاقاتی براشون میفته و نتیجه اش هم خوب نیست، یک روند از اتفاقات، یا در مورد خودمون و دیگران همیشه یه سلسله اتفاقات میفته که نتیجه اش هم خیلی خوبه، این کار خداوند نیست ، خدتوند یکی سیستم است ، خداوند در زندگی ما دخالت نمیکند ، و اینطور نیست که خدا فارغ از اینکه ما چه فرکانس هایی و چه باورهایی داریم میاد به ما کمک میکنه یا بلا سرمون میاره!
در قران هم بارها امده که انچه برای شما پیش میاد بابت ان چیزی است که پیشاپیش فرستادید، و انچیزی است که عمل کرده اید .
اون کسی که همیشه نگرانه ، همیشه غصه داره ، به خاطر باورهای اشتباهش، همیشه اتفاقاتی رو جذب میکنه که نگرانی و غصه و عصبانیت بیشتری رو براش میاره و این کار خدا نیست
کسیکه همیشه حالش خوبه ، امیدواره ، متوکه ، سعی میکنه هر جوری دنیا بگرده این احساس خودش رو خوب نگه داره ، جهان و خداوند هم اتفاقاتی براش رقم میزنن که این احساس خوب رو بیشتر و بیشتر تجربه کنه
بنابراین خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمیدهد مگر اینکه خودمون فرکانسش رو با باورها و کانون توجهمون بفرستیم
بحث اعراض در قران هم همینو میگه که خدا به پیامبرانش میفرماید که به مواردی که براتون ناخوشاینده و نازیباست توجه نکنین
انچه در زندگیمون هست رو ما خودمون رقم میزنیم ، حالا گاهی پیش میاد که ما داریم رو خودمون کار میکنیم ، سعی میکنیم کانون توجهمون رو کنترل کنیم ، به نازیبایی ها توجه نمیکنیم ولی یه اتفاق به ظاهر ناجالبی در زندگیمون میفته و ما باید این اتفاق رو خیری بببنیم که اومده درس هایی به من بده و باعث پیشرفت و رشد من میشه و کمکم میکنه که به اهدافم برسم. و اگه این زاویه دید رو داشته باشم واقعا اون اتفاق خیر و برکت میاره تو زندگیم.
باورهای توحیدی :
همه ی ما فارغ از دین و مذهبمون ، در قلبمون خدا رو قبول داریم و بهش ایمان داریم ، در تمام زندگیمون از کودکی میتونیم به یاد بیاریم لحظاتی که فهمیدیم جز خدا پناهی نداریم و صداش زدیم و اونم کارمون رو راه انداخت , ولی مشکل اینجاست که ما یادمون میره اون لحظات رو ، یادمون میره و بعد اینکه مشکل حل شد میریم سراغ همون منم منم کردنا و دیگران رو خدا دونستن و شرک ورزیدن و همه رو قدرتمند دونستن جز خدا. در دورترین خاطرات کودکی و بعدش نوجوانی و جوانی ما هر وقت به نگرانی بیش از حد رسیدیم و خودمون رو ناتوان در حل مشکل دیدیم ، ته دلمون یه حسی بود یه اسمی بود یه تسلیم شدنی بود و اون خداست ، و ما ازش خواستیم و در اکثر مواقع شایدم همیشه خ.استه مون اجابت شده و ما از اون گرفتاری که ناچارمون کرده بود درومدیم و فکر کردیم تدبیر خودمون بوده یا فک کردیم عحب شانسی اوردم این یه بارو !
حالا که داریم این آگاهی ها رو آگاهانه گوش میدیم و سعی میکنیم که در عمل هم بیاریمشون دیگه باید رفتارمون با قبل فرق بکنه ، الان باید وقتی به سمت خدا میریم و میبینیم اونم اومد به سمت ما و مشکلمون رو حل کرد و خواسته مون رو اجابت کرد دیگه بعدش نریم پی کارمون ، باید این اتفاق پایه ای بشه برای ساختن باورهای توحیدی قوی ، باید هر روز یاداوریش کنیم و مرورش کنیم تا وارد ناخودآگاه ما بشه و باورهامون تغییر کنه و جزئی از شخصیت ما بشه ،
ما هر روز ببینیم که فقط و فقط خدا قدرت رو در تمام هستی در دست داره همه چیز رو طبق برنامه جلو میبره، هم زمانی ها رو ببینیم و بنویسیم و به یادشون بیاریم و در موردشون صحبت کنیم که فلان موقع خدا فلان ادم رو سر راه من قرار داد تا این کارم راحت راه بیفته ، این کار خدا بود ، اون همه چی منو میدونه و فقط اونه که میتونه کمکم کنه تا رشد کنم ، قدرت دست هیچکس جز خدا نیست و این خداوند قدرتمند ، قدرت خلق زندگی منو به خودم داده که با توجه به زیبایی ها زیبایی بیشتر در زندگیم خلق کنم و اختیار عمل رو دست من داده تا راهم رو انتخاب کنم و هر راهی برم کمکم میکنه چه راه سعادت باشه و چه گمراهی ، درهر دو صورت با منه و کمکم میکنه که به سعادت بیشتر برسم یا مسیر نابودی رو پیش برم.
وقتی توکل ما فقط روی خداوند باشه ،هدایت خداوند رو میبینیم ،دستان خدا به شکر انسانها ، ایده ها وارد زندگی ما میشه و ما باید اونارو متوجه بشیم و ببینیم و ازشون تشکر کنیم و قدردان باشیم ،اما نسبتش بدیم به قدرت خداوند و سپاسگذاری اصلی ما از پروردگار عالمیان باشه و روی یک انسان خاص حساب نکنیم بلکه روی خداوند حساب کنیم.
وقتی ما روی یکی جز خدا حساب میکنیم حتما و حتما زمین میخوریم ، این قانون خداونده! و میتونیم بیاد بیاریم هر باری که چشم امیدمون به یکی یا یه چیزی جز خدا بوده چطور ناامید و سرخورده شدیم و هر باری که فقط خدا رو دیدیم و از کمک خواستیم چطور کارامون رو راه انداخته و سربلندمون کرده.
هرچی بیشتر آگاهی هارو دنبال میکنم و گوش میدم و مینویسم حسم به این سمت بیشتر میره که همه چی توحیده، انگار خدا تمااااااام دنیا رو یه صف کرده که به ما فقط یه جمله بگه ، فقط بگه منو ببین ، منو صدا کن ، منو بخواه ، به من ایمان داشته باش ، من همه چیزم ، منو ببین
قرانش ، طبیعتش ، قوانینش،داستان های پیامبرانش ، تجربه های کوچیک و بزرگ زندگی ادم ها زندگی خودم ، همهچیز و همه چیز در این خلاصه میشه که خدا میگه منو ببین ، بانشانه هاش هر روز داره فریاد میزنه که منو ببین من قدرت مطلقم ، همه چیز در دست منه ، چطور من نمیشنیدم این صدا رو، این فریادهارو ، خدای من …!
میگه نگات به من باشه و از من بخواه ، ول کن دور و بر رو ، ول کن کجایی ، چقدر دارا یا نداری ، چقدرسلامتی یا بیماری ،چقدر بلدی یا ناشی هستی ،چقدر در فراوانی هستی یا کمبود ، همه رو ول کن منو نگاه کن ، توجهت به من باشه ، منو ببین ، من همه چیزم، همه چی ام دست منه ،فقط همینو باور کن، این باور همه چی بهت میده ، هر چی میخوایی بهت میده ، سلامتی بهت میده ، عزت بهت میده ، ثروت بی حساب میخوایی؟ بهت میده ، ارامش بهت میده ،
دورو برتو خالی کردم که منو ببینی ، سرتو خلوت کردم که سرت به من گرم شه ، وقت ازاد بهت دادم که با من وقت بگذرونی ، پول تو جیبت گذاشتم که سپاسگذار من باشی ، تن سالم بهت دادم که به بنده هام خدمت کنی ، این اگاهی هارو در اختیارت گذاشتم که منو بشناسی که خودتو بشناسی و به ارامش برسی ، میبینی که همه چی منم ، حالا بهترشو میخوایی؟ بیشترشو میخوایی؟ بیشتر منو ببین ، بیشتر سپاسگذاری کن ، بهتر منو بشناس ، بیشتر باهام باش تا بیشتر بشی تا بیشتر بدست بیاری ، از سلامتی و ثروت و ارامش و عشق و شادی و درک و اگاهی ، فقط یادت باشه توجه ات رو از من برنداری ، توجهت رو روی شرایط و ادم ها و حکومت ها و رئیس ها و قیمت تعیین کننده ها و اخبارگوها و هر حواشی دیگه ای نزاری ! توجهت رو بده به من و قدرتم رو باور کن و در سعادت غوطه ور شو.
یا حق
.
من همیشه خودم اتفاقات بد را برای خودم رقم می زنم
من در دوره ی عزت نفس داشتم بشدت روی خودم کار می کردم
بهم گفته شد یک فایل از توحیدی را ببین و نگاه کن
داشتم با لذت این فایل را می دیدم
یه دفعه به ذهنم اومد که امشب یه خبر بدی را شوهرم می خواهد بهم بده
مثل اینکه باید خونه ای که هستیم را تخلیه کنیم
صاحب خونه همه ی چیزها و اثاث ها را میاد جمع می کنه
همه بصورت پیش فرض ذهنی
فایل را قطع کردم
با خودم فکر کردم و گفتم این ریشه ی فکری از کجا آمد ؟؟؟ من که داشتم روی خودم کار می کردم
چشمام رو بستم و به خودش توکل کردم.
و دیدم حالم یه کم بهتر شد
گفتم پس داری خوب روی خودت کار می کنی احسنت
بعد گفتم حتما این فکر این اومده تا منو رشد بده
صد در صد همینه
این فکر نبود تموم شده بود این روندها و فعنلذن برای فرکانس غم و اندوهی هست که چند روزه من فرستادم و اینکه یه زوج که چند روز از بله برون
گذشته بود را من دیدم که تصادف کردن و خانواده ی داغدارش وووو
گفتم پس اینه همینه
تازه من خیلی کنترل ذهن مردم خودمو جمع و جور کردم بهش فکر نکردم
ولی چرا … همین که من بهش توجه کردم همین که دیدم و فرکانس غم را ارسال کردم نتیجه همین شد که منتظر خبر بدی به خودم بودم
هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افتد
بعد توجه کردم روی خوبیها روی زیباییها برای خودم لبخند زدم برای خودم خندیدم
من دارم رشد می کنم
من محتاج به هیچ آدمی نیستم
من فقط محتاج به خدای مهربان خودم هستم
من منتظر خبرهای خوب و خوش و موفقیت آمیز در مورد خودم و زندگیم هستم
من خیلی از چیزها را حذف کردم خدا را شکر
پس دلایل ندارد که من فکرم منفی شود .
من از خیلی از آدمها فاصله گرفتم چون موفقیت های کوچک را بزرگ نمی دیدن ولی من با
کوچکترین موفقیت ذوق می کردم خوشحال می شدم
من ترک این آدمها را کردم
پس دلیل نداری ذهن نجواگر منفی من که حال و احساس کنم بد کنی
فردا گروه می روند کوه و من تصمیم گرفتم که اصل نروم کوه چون کوهنوردی برای این دست از این آدمهایی که من با ایشون بودم
عاشق سختی کشیدن ها بودن
بعد هم اونقدر خوراکی و چیزی بخورند و بر گردن
من که جز این دسته نیستم
من می خواهم مسیرم راحت آسان لذت بخش باشه
هر کسی سختی و مسیر سنگلاخی می خواهد برود
بسم الله
من نه
به نام خداوند مهربان
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
استاد و خانم شایسته عزیز
خیلی سپاسگزارم از شما عزیزان که فوقالعاده هستید
و بی نظیر
شما همیشه تصویرتون ، صحبتهاتون ، بهترین و بهترین است.
شما دوست داشتنی و بی نظیر هستید.
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
همیشه در بهترین زمان ممکن میاید.
چرا واقعاً اینقدررررررررر به موقع هستید؟؟
عزیزترین ها ، بهترینها
همون موقع که من لازمتون دارم توی هر زمینهای ، شما ورود میکنید.
پروردگارا ، تو را سپاسگزارم
واقعاً خیییییییلی زیاااااد دوستتون دارم استاد عزیزم
این همه صحبتهای زیبا در مورد خداوند
و با این کیفیت و استاندارد
صدها هزار بار جای تحسین و شکرگزاری داره..
واقعاً سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
اومدم فقط تحسینتون کنم
یه لحظه احساس کردم پشت سر شما روی این صندلیهای خالی، جای منه…
آخخخخخخخخ
استاد عزیز ببینمت فقط توی آغوشم فشارت میدم
چون خیلی عزیزی
تو رسم سپاسگزاری به من آموختی
تو رسم یکتاپرستی و خداپرستی به من آموختی
تو راه و رسم زندگی کردن به من آموختی
تو راه و رسم لذت بردن از زندگیم رو ، تو تو تو به من آموختی
تو مسیر خوشبختی به من آموختی
تو عزیزترین دست از دستان پروردگار هستی
تو رسم فکر کردن بهم آموختی
تو راه و رسم سلامت زندگی کردن بهم آموختی
تو به من یاد دادی الخیر فی ما وقع، همه چیز خیره
تو به من یاد دادی ، همه چیز همیشه به نفع من رقم میخوره
تو به من گفتی وقتی مشکل پیدا کردی راه حلشو خداوند بهت میدهد
تو به من گفتی ثروتمند شدن معنویترین کار دنیاست
تو به من یا دادی أدا و اطفار در نیار،صاف و صادق باش
تو به من یه سایت بی نظیر هدیه دادی
تو به من گفتی خداوند یک سیستم است و از قوانین خود عدول نمیکند
تو به من گفتی عاشق خودت باش
استاد عزیزم ،
تو به من یاد دادی همه چیز رو از ریشه و اصل درست کن و بساز
استاد جان،
تو به من گفتی قرآن بخوان و در آیات الهی فکر کن
استاد جانم ،
تو به من آموختی تمام کیهان با قوانین کار میکند
تو به من آموختی نعمتهای جهان بینهایت است
تو اییییییئییین همه چیز به من آموختی
و من سپاسگزار شما استاد عزیزم و سپاسگزار پروردگار قدرتمندم هستم
ازت سپاسگزارم که رسم زندگی درست با لذت با عشق و با کمک خداوند را یاد دادی
تو به من یاد دادی، من با خدای خودم رابطهای دوطرفه و دوسویه دارم
تو به من یا دادی از خدا چیز زیاد بخوام
چقددددددددر تو فوقالعاده ای
تو به من یاد دادی آرامش داشته باش
تو به من یاد دادی که، من میتوانم به همه خواستههایم برسم
تو به یاد دادی در هر لحظه سپاسگزار پروردگار خودم باشم
استاد جانم
تو به من اصل و فرع رو آموزش دادی
به من یا دادی باور چیه اصلأ ؟؟؟
تو به من یا دادی خدا چیه اصلأ ؟؟؟
تو به من یاد دادی همه چیز میتواند ساده و راحت و به صورت طبیعی اتفاق بیفتد
تو به من تمرکز یاد دادی
تو به من یاد دادی من میتوانم از کار مورد علاقم ، بینهایت ثروت بسازم
به من یاد دادی که من با رسیدن به خواسته هام به رشد جهان کمک میکنم
تو به من یاد دادی خدا باهام حرف میزنه
تو به من رسم سپاسگزاری از آدمها رو آموختی
جالبترش اینه که من فقط یه زمانی گفتم
خدایا
منو نجات بده
و شما فرشتههای مهربان وارد زندگیم شدید
استاد جان
و حالا هم به خداوند گفته ام
من الگوی خودم رو انتخاب کردهام
کسی که یه پکیج کاملِ کامل از یک زندگیِ با خوشبختی رو داره
کسی که ثروت داره
کسی که روابط خارقالعاده داره
کسی که عزت نفس داره
کسی که قانون سلامتی رو بلده
کسی که با قوانین زندگی میکنه
کسی که خداوند رو منبع رزق و نعمت و ثروت میدونه
و هزارتا ویژگی فوقالعاده دیگه داره
و خدا گفت اون شخص کیه؟؟؟
منم گفتم معلومه دیگه خدای عزیزم
خودت که ناظر بر قلب و روح من هستی…
استاد عباسمنش عزیز
کسی که یه جمع فوقالعاده رو دور و بر خودش داره که::
در مورد نعمتها مینویسند
در مورد زیباییها مینویسند
در مورد خداوند صحبت میکنند
به هم عشق میورزند
عاشق خودشون هستند
با خودشون در صلح هستند
و در آرزو و رویای یک زندگی سالم ، پاک ، سرشار از نعمت ، ثروت و آرامش ؛ زندگی را زندگی میکنند.
استاد جان و خانم شایسته عزیز
باز هم بسیار بسیار سپاسگزارم و سپاسگزارم
برای تولید و انتشار این فایلهای رؤیایی و بینظیر ، که به رشد و خلاقیت و زندگی من نوید و لذت میبخشد.
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
در پناه خداوند انشاءالله روزی ببینمتون ببوسمتون و از صمیم قلب ازتون سپاسگزاری کنم.
خدایا شکرت
به خدای مهربون میسپارمتون
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیزم به دوستان گرامی
نکات کلیدی این فایل… سیستمی بودن خداوند اینکه ما خدا را شبیه انسان نبینیم وچون یه انرژی است ومثل انسان رفتار نمیکنه من خودم همیشه وقتی دعا میکنم همیشه به بالا نگاه میکنم به آسمان فک میکنم که خداوند تو آسمان نشسته ومنو نگاه میکنه یه چیزی خیلی بزرگ نظر به افکارم به گفته همه این دید دارن اما اینطور نیست قبلن وحتا الان همیشه میگن گریه کن و نصف شب نماز بخون
تا خدا دعات تو قبول کنه اما الان فهمیدم که اون یه سیستم است طبق قانون برای همه یکسانه من هرچیزی که بخوام میتونم خلق کنم با افکارم چی خواسته وچی ناخواسته وقبلن هراتفاقی بدی میوفتاد میگفتن خواسته خدا بوده چی میشه کرد من همیشه میگفتم اگه خواست خدا بوده چرا تو اون دنیا باید مجازات بشی وقتی تو این دنیا هیچ کاری نمیتونیم بکنیم و همه چی در دستان خداست الان میفهمم که همه چیز به خاطر چیزی است که ما از قبل فرستادیم و همه چیز طبق قانون است خدایا شکرت این آگاهی ها را فهمیدم ودراین مسیر قشنگ قرار دارم و واقعا من این حرفا رو هیچ وقت هیچ زمانی نشنیدم و برام خیلی جالب و دلچسبه و خیلی منطقی هم هست سپاس گذارم از استاد عزیزم ومریم جون عزیز به امید موفقیت همه ای عزیزان
خدایا شکرت که تورادارم
به نام خالق قشنگم رب العالمین
همون خدایی که هر لحظه داره منو میبینه و به من آگاهه
حواسش 6 دنگ جمعه ببینه این بنده داره چیکار میکنه؟ کمک میخواد؟ نمیخواد؟ هدایت میخواد؟ نشانه میخواد؟ دائم حواسش به منه که حالمو خوب کنه دستمو بگیره
دمش گرم!
امشب نمیدونم چیشده که خوابم نمیبره و من تنها مأمن امنی که این روزها دارم سایت استاد عباسمنش عزیزم هست
ساعت 2:37 دقیقه شب
پس اومدن بنویسم و شکرگزاری کنم تا شاید آروم بشه این ذهن و خوابش بگیره… آروم بگیره….
خدایا شکرت برای موهای قشنگم
خدایا شکرت برای اینکه موهای منو انقدر قشنگ رشد میدی
خدایا شکرت برای بلندی و لختی موهام که هرکی میبینه کیف میکنه
خدایا شکرت برای استاد خوبم
خدایا شکرت برای راهنمای خوبی که سر راهم قرار دادی تا بتونم به وسیله اون بهت نزدیکتر بشم
خدایا شکرت که منو لایق این هدایت و راهنمایی دونستی
خدایا شکرت که من لایق شنیدن این اموزه ها هستم
خدایا شکرت که به صراط مستقیم خودت هدایتم کردی
خدایا شکرت که استاد خوبم از قرآن که کلام تو هست میگه و منو آروم میکنه
خدایا شکرت که منو با کتابت آشتی دادی
خدایا شکرت که آسونم کردی برای آسونی ها
خدایا شکرت که همه کارهام داره راحت پیش میره
خدایا شکرت از اون سختی های گذشته رها شدم و هر روز دارم پیشرفت میکنم
خدایا شکرت که تورو در اتفاقات روزمره دارم میبینم
خدایا شکرت که همه چیز رو برای من سهل و آسان کردی
خدایا شکرت که اندازه ظرف وجودی منو داری از هر طرف بزرگ و بزرگتر میکنی، ظرفی که میتونم از تو بیشتر داشته باشم
بوی خدا در روابطم
نور خدا در قلبم
وجود خدا در ثروتم
حس بودن خدا در کارم
در همه و همه و همه جا داری پر رنگ و پر رنگتر میشی
وقتی مینویسم خدایا امروز لبخند مهمانم کن، و فردی یکهو تو مسیر با لبخند از کنارم رد میشه…..
وقتی مینویسم برای فلان محصولم مشتری بفرستی و تو دقیقا همین کار رو برام انجام میدی
خدایا قبلا نبودی ! در اصل من نبودم ولی تو نا امید نبودی و آنقدر کنارم موندی و موندی تا بالاخره هدایت شدم….. منو آوردی تو این مسیر
گفتی بشین سر کلاس بنده خوبم عباسمنش
حالا یاد بگیر
حالا آروم باش
رهات نمیکنم بنده من
دستت تو دستمه
میبرمت جاهای خوب
منم ذوق دارم
مثل بچگی ها!!
انگار میخوام برم اردو
ولی ایندفعه منو و خداییم!!!!
من و خدا دوتایی باهم
اردو کجاست؟؟
تجربه جهان به هرجا که من دوست داشته باشم
فقط یک شرط داره
نباید دست خدارو رها کنم
مثل کوچولویی هام که دست مامانمو رها نمیکردم مبادا گم بشم!!!!
چقدر بهش اعتماد داشتم که منو جاهای خوبی میبره
حالا بزرگ شدم
قدم دراز تر شده
دماغم چاق تر شده
ولی همون بچه بی پناهم که
اگر دستمو رها کنم گم میشم
خدای عزیزم
خدای خوشگلم
تو به من خیلیییییی نعمت دادی
اونقدر که هرچی سواد دارم برای شمردن کم میاد
من تا ده و صد و هزار و….. بلدم
ولی تو انقد نعمت دادی که نمیشه بشمارم
خوب تو قانون جهانت روی فراوانی تنظیمه
ذهن من یک عمر رفته به گمراهی و روی کمبود تنظیم شده
تازه چند وقته کلمه فراوانی و باور فراوانی به گوشم خورده!!!
بهم حق بده گیج بزنم!!!
ولی قول میدم نعمتهاتو بیشتر ببینم خب؟
مثل نعمت اینکه
من هر شب سر ساعت راحت میخوابم ، اما امشب که خوابم نبرده تازه دیدم این نعمت رو!!!
مثل وقتایی که سالمم اما وقتی سرمامیخورم تازه میفهمم نعمت سلامتی رو
مثل بغضی که از سر ذوق حرف زدن با تو ، توی گلوم میشینه و اشکی که از چشمم میاد و تازه دارم این حس خوب رو میفهمم
خدای عزیزم
مرسی که هستی و به من بینایی،
به قول خودت
و تو چه میدانی !!!!!!
من هیچی نمیدونم خدایا
حتی نمیدونم چرا خوابم نمیبره! چرا الان اینجام
میخواستی دوتایی خلوت کنیم؟؟؟
عاشقتم خدا جونم
آرومم… آروم آروم….
خیلی دوستت دارم خدای مهربونم ️