مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 1
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه













استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته بزرگوار سلام. این فایل رو مدتها پیش دیده بودم. ولی خب امروز دوشنبه ششم شهریور بازم نشانه ام شد.
(واج آرایی حرف ش داشت) و قسمت 23 رو که اولین فایل این سری از گفتگو هست رو باز کردم که بعد از نوشتن کامنت یکبار دیگه از ابتدا تا انتها ببینم.
دیروز رفته بودم توی ساحل بوشهر پیاده روی و یه کمی با خداوند گفتگو کردم. و ازش پرسیدم مگه غیر از اینه که استاد عباس منش هم ازت درخواست آزادی زمانی مالی و مکانی کرد و بهش دادی. طبق همین الگوی استادم؛ منم ازت درخواست کردم. چند بار هم درخواست کردم ولی هنوز هدایتی نفرمودی میشه یه کم واضح تر و به اندازه فهم من هدایت کنی. یهو یه حسی ، یه ندایی یه الهامی به قلبم شد.گفت حمید همین الانش تو نصف ماه رو آزادی زمانی داری ولی از زمانت به درستی استفاده نمیکنی. تو اگه ناگهانی به آزادی زمانی برسی به خودت آسیب جدی میزنی. این چیزی نیست که به یکباره به تو داده بشه. همه چیز تکامله… و بعدش به فکر فرو رفتم و دیدم آره چقدر درسته این موضوع ، آزادی زمانی باید به صورت تکاملی کسب بشه. همونجوری که استاد عباس منش از همون ابتدای شروع کارش توی دانشگاه بندرعباس و بعداً دوره های تندخوانی و بعداً تاسیس سایت و تا به امروز کار کرده. استاد از همون روز اول همه این آزادی ها رو نداشته. تکاملی و اکتسابی خلق شده.
من از همین آزادی زمانی نسبیم باید بتونم بهترین بهره رو ببرم. بعد به آزادی مالی فکر کردم. دیدم همین الانش حقوق ماهیانه من از خیلی از کارمندها و کارگرهای جامعه بیشتره. حتی از کارمندانی با تحصیلات بالا. ولی چی میشه اون آزادی مالی مورد نظر رو ندارم. دیدم یکیش همون موضوع دت فری بودن هست که استاد توی فایلهای نتایج آقای عطارروشن در موردش صحبت کردن. بقول استاد ظرف نعمت من و باورهای مالی من باید درست بشه، باید یاد بگیرم با پول دوست باشم. باید یاد بگیرم پول نعمت خداست و باور کنم ظرف دریافت نعمات هیچ ربطی به رشته شغلی ما نداره. آدمهایی رو دیدم و میشناسم که بیکار بیکارن، هیچ شغل و هنری ندارن. ولی بازم ظرف نعمت شون ورودی داره. آدمی رو میشناسم که چندین برابر من کار میکنه، آرامش منو نداره، و بعد از پایان شیفت 12 ساعته اش که میره خونه بازم حدود 5-6 ساعت توی بازارهای مالی و بورس و فارکس و ارز دیجیتال فعاله. شاید دو قرون دو زار بیشتر درآمد داشته باشه. ولی سلامتی و آرامش نداره اصلا. وقتی که یه کتاب دستشه داره میخونه، اگه کتاب رو ببنده ازش بپرسی چی خوندی یادش نمیاد. اینم آزادی مالی نیست. آزادی مالی یعنی ظرف نعمت انسان همیشه دریافت و ورودی داشته باشه. و این شدنیه، مثل سلیمان نبی، مثل استاد عباس منش. در مورد آزادی مکانی که بازم دیدم اون هم تکامله، من چقدر اهل سفر رفتن و خارج شدن از حریم امن خودم هستم. چند روز میتونم برم توی طبیعت بمونم؟ یا برم یه شهر دیگه مسافرت بدون اینکه چیدمان خاصی از قبل برای اقامت و هتل و … داشته باشم، دیدم اینها موضوعاتیه که استاد عباس منش هم بصورت تکاملی در خودش ایجاد کرده. استاد بارها میگه بسیاری از نقاط دیدنی طبیعی و شهرهای مختلف ایران از کوه و کویر و جزیره و دریا و جنگل و رودخانه همه رو رفته دیده و چرخیده و چند روز چند روز اقامت داشته. من اینکار رو نکردم، الان اگه یهویی یه تور گردشگری رایگان چند هفته ای هم بهم بدن که بهترین و دیدنی ترین و هیجان انگیز ترین نقاط دنیا رو بگردم بعد از یک هفته قاطی میکنم میگم منو برگردونین همون حاشیه امن خودم… آزادی مالی و زمانی و مکانی نمیتونه رخ بده برای کسی که امنیت براش در اولویته. باید مرحله به مرحله از این امنیت رها بشیم.
یادمه زمانی توی دوره آموزش نجات در ارتفاع بودیم، وقتی هارنس نجات رو پوشیده بودیم و با طناب و حمایت به تکیه گاه وصل بودیم و میومدیم لبه ارتفاع و از گارد عبور میکردیم که خودمون رو آویزون کنیم با اینکه نفرات قبل رو دیده بودیم، مربی هم بالای سرمون بود، دونه دونه کارها رو انجام میدادیم و کارابین ها رو میبستیم و قفل میکردیم(کاربین یه حلقه فلزی قابل باز شدن مخصوص نجات) میدونستیم الان باید وزنمون رو بندازیم روی طناب و بین زمین و هوا معلق باشیم ولی دستمون حاضر نبود باز بشه تا گارد لبه ارتفاع رو رها کنیم. انگار دست مون خارج از کنترل ما بود. دقیقاً این فرایند باز شدن دست چند ثانیه طول میکشید تا ذهن اعتماد کنه به تجهیزات و دست رو رها کنه. این موضوع برام خیلی عجیب بود. میگفتم چی میشه که الان من میدونم میخوام چیکار کنم ولی دستم یه کار دیگه میکنه؟؟ حکایت اون باورهای مخفی ماست که ما چیزی رو درخواست میکنیم ولی اونها یه کار دیگه میکنن. ما آزادی(مالی و مکانی و زمانی) رو درخواست میکنیم ولی چسبیدیم به امنیت (مالی و مکانی و زمانی).
در ادامه این گفتگو ها با خداوند متعال و فکرها و کندوکاو های ذهنی خودم نهایتاً امروز هدایت شدم به صفحه 341 قرآن که بشدت به دوستان پیشنهاد میکنم بخونید با عینک باورهای توحیدی بخونید. ببینید خداوند چه مثالهایی برامون میزنه. تا به اصل پی ببریم و حاشیه رو رها کنیم. اصل توحیده مابقی حاشیه است.
اینهایی که شما صاحب قدرت تصور شون میکنید یه مگس میتونن خلق کنن آیا …؟؟؟؟!! اگه یه مگس روی یه حبه قند بشینه و سهم خودشو برداره کسی میتونه چیزی که مگس خورده رو ازش پس بگیره؟؟؟؟!! سبحان الله… یاد کامنت خانم شهریاری افتادم. (فلانی ، کجا دنبال چی میگردی؟) اصل توحیده ، تو اومدی برای توحید، مابقی حاشیه است.
اییییییییییین همممممههههههه حرف زدم تازه برسم به اینجا…. (کلی ایموجی خنده و دست توی پیشونی ، خدااااایاااااااااا چرا منو اینقدر پرحرف خلق کردی؟؟) در ادامه هدایتم در مورد اصل و حاشیه و توحید هدایت شدم به این فایل بینظیر که انگار من از استاد عباس منش سوال پرسیده بودم و استاد مشخصاً میخواست فقط به حمید امیری جواب بده و نه بقیه دوستان سایت. این فایل کلی نکته طلایی داشت که الان میخوام برم پیاده روی باز باید بشنوم. و این آیه لذتبخش «وَ إذا سألکَ عبادی …» رو اگه هزار بار دیگه هم بخونم و هزار بار دیگه هم در موردش مطالعه کنم، و استاد در موردش صحبت کنه بازم از خوندن و شنیدنش ذوق زده میشم و باز هم مشتاق و مشتاق تر میشم بیشتر ازش بدونم. انگار یه گنجینه است. خدایی که به اندازه ظن و گمان ما بهمون نعمت و ثروت و آزادی و آرامش و روابط و امنیت و … میده. هر چیزی و هر جوری باورش کنی خداوند همون رو بهت هدیه میده. اگه شرایط خوب و عالیه یعنی خدا رو خوب و عالی باور کردی اگه نه برو باور خوب بساز. خداوند همیشه در بهترین و عالیترین سطح و شرایط به بندگانش نعمت و ثروت و روابط و آرامش و آزادی و امنیت عطا میکنه.
علیرغم اینکه استاد از نگاه سیستمی خداوند و نحوه عملکرد جهان هستی صحبت میکنه باز هم خداوند اینجا نگاه سیستمی رو کنار میذاره و از موضوع رحمت و مهربانیش با بندگانش حرف میزنه تا باورهای ما رو شکل بده.
این همون جمله و باور کلیدیه که استاد میگفت خداوند بیشتر از ما میخواد که ثروتمند باشیم. متنعم باشیم. چون اینجا هم قاعدتاً باید با نگاه سیستمی میگفت که ما همواره پاسخ میدم به درخواست بندگان. ولی 7 بار ضمیر مفرد رو آورده که از موضع رحمت و مهربانی و نزدیکی با انسان گفتگو کنه تا انسان سریعتر بپذیره و باور کنه که خداوند همواره پاسخ میده.
«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺑﭙﺮﺳﻨﺪ ، [ ﺑﮕﻮ : ] ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻦ ﻧﺰﺩﻳﻜﻢ ، ﺩﻋﺎﻱ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ; ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻧﺪ ، ﺗﺎ [ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﻨﺪ [ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺍﻋﻠﻲ ﺑﺮﺳﻨﺪ ] .( بقره ١٨6)
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام و درود
یه وقتایی تقلا میکردم که وضعیت مالیم بهبود پیدا کنه. الان مدتیه که فهمیدم وضعیت مالی سالهاست منتظر منه ، درهای نعمت سالهاست منتظرن من بازشون کنم. خداوند سالهاست منتظره من در مسیرش قدم بردارم. باران رحمت و نعمات الهی به صورت طبیعی سالهاست در حال باریدنه و من در غار شرک خودمو زندانی کردم.
من با اینکه سالها از خانواده به ظاهر مذهبی بودم (مذهبی با اون باورهای سنتی ایران) الان میفهمم من هیچی از توحید نمیدونستم و هنوز هم نمیدونم. اعتراف میکنم هنوز تفکرات شرک آلود در درون من وجود داره. تفکر شرک آلود اونجاست که وقتی یکی یه کاری میکنه از دستش عصبانی میشم. بعد که به خودم میام میگم «حمید اگه تو توی قلبت ایمان و توحید حقیقی به پروردگار عالم داشتی از دست هیچ بشری عصبانی نمیشدی، اینکه عصبی میشی چون هنوز غیر خدا برات اهمیت داره و توی ذهنت قدرت رو بهشون دادی، چون صاحب قدرت هستن از همون ها میخوری»
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ
همیشه و همواره قدرت از آن یگانه فرمانروای هستی رب العالمین هست و من باید این رو همیشه به یاد خودم بیارم، و اون زمانی که این رو پذیرفتم و بهش ایمان پیدا کردم، اونوقته که به آرامش میرسم و از دست آدم ها و رفتارهاشون ناراحت نمیشم.
حمید اینکه قطبنما رو دستت بگیری کافی نیست، شمال به طرف تو نمیاد. قطبنما فقط شمال رو بهت نشون میده، نقشه مسیر رو بهت نشون میده ، کماکان برای رسیدن به مقصد نیاز هست به قدم برداشتن. «الهی به امید تو»
سلام و درود استاد عباس منش و همه اعضای خانواده ام در این سایت 🌹🌹🌹🌹💚
یه جمله ای ابتدای همین فایل گفتین « هر انسانی در درونش به خدا اعتقاد داره »
به یاد یه نکته افتادم ، در راستای مثال زدنهای مکرر خود شما از حضرت ابراهیم علیه السلام ، بارها به این کلید واژه رسیدم «حنیف بودن و مشرک نبودن» رفتم حنیف رو در قرآن سرچ کردم. رسیدم به آیه ۳۰ سوره روم «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» «پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمیدانند!»
حنیف بودن ، همون فطرت پاکی هست که خداوند انسان ها رو در ابتدا بر اساس اون خلق کرده و فطرت و اون ساختار الهی در درون همه هست ولی انسانها ازش فاصله میگیرن. بخاطر همینه در شرایط سخت همه برمیگردن به تنظیمات اولیه
Reset factory میشن ،تازه تو گرفتاری ها یادشون میاد بگن خدایا …
درود درود درود به استاد عباس منش عزیز ، و درود به همه اعضای خانواده بزرگ عباس منش. بسیار عالی بود ، بقول آمریکایی ها Mind Blowing بود 😂😂 و یه تشکر ویژه از خانم شایسته … استاد در مورد هرچی صحبت میکنن، خانم شایسته رفرنس میده به فایل فلان و فلان . چقدر هوشمندانه و مسلط هستن .خدا رو شکر . استاد من در مورد این آیه برای بقیه دوستان که توی مدار بودن حرف زدم ولی هر بار که شما در موردش حرف میزنید بازم احساس میکنم این مطالب جدیده . واقعا نکات بسیار ریزی رو اشاره کردید. مثلا یکیش اینکه ما همش تو حاشیه هستیم و گیر میدیم به جزییات و از اصل موضوع غافلیم، که اینو من خودم تجربه اش کردم . من جایی کار میکنم که تعدادی از همکاران ما اهل سنت هستن و تعدادی شیعه و این حاشیه ها رو همیشه میبینیم ولی اصالت رو به خدا نمیدیم … یه نکته دیگه اش خداوند بهمون الهام میکنه و خیلی ها اینو نمیپذیرند ، مخصوصاً مذهبی ها که من دارم میبینمشون. و خودم یکی از اونها هستم .یه وقتایی همون آدمی که هر روز نماز میخونه با تاکید بر تمام جزئیات جوری از اصل غافل شده که وقتی یه اتفاقی براش می افته نمیگه ذهن من چیه ، میگه خدا فلان و چنان … انگار منت سر خدا میذاره . من یه عمر برات نماز خوندم ولی تو زدی فلان وسیله رو خراب کردی سلامتی رو ازم گرفتی ،فقط کم مونده ، استغفرالله بگن چه خدای ناسپاسی هستی … ما اونقدر غرق در حاشیه هستیم اونقدر گوش به فرمان نجواهای ذهنمون شدیم که یادمون رفته خدا روح خودش رو در درون جسم مون قرار داده.
سلام دوست عزیز و ثروتمند من . قدردان این کامنت ارزشمند تون هستم ، این جمله طلایی از کلام ارزشمند حضرت امیرالمومنین علیه السلام ،بینظیر بود . عالی و ارزشمند. واقعا اشکم جاری شد .درود به شما. امضا رب العالمین پای همه خواسته هاتون باشه.
سلام و درود به شما علی عزیز. برادر گرانقدر .
سپاسگزارم از کامنت شما.
واقعاً همینطوره. وقتی صدای آلارم توی گوشمون بلند میشه ، باید درک کنیم از کجا داریم میخوریم، باید بفهمیم این پاشنه آشیل مون هست.
مثل ماشینی که داره اخطار میده فشار روغن پایینه، یا چراغ چک روشن شده. یه راهش اینه که سیم چین برداریم و سیم مورد نظر رو قیچی کنیم تا از شر اون چراغ راحت بشیم. ولی راه بهترش اینه که ماشین رو ببریم پیش متخصص موضوع و ازش بخوایم یه بررسی کنه ببینه مشکل کجاست. دقیقا چیزهایی که آلارم میده پاشنه های آشیلمون هست. باید بریم و مسئله رو ریشه ای حل کنیم.
سپاسگزارم از شما علی جان.
گفتگوی لذت بخشی بود.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشی.
سلام و درود به شما خواهر بزرگوار و بنده شایسته خداوند.
سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون.
هر چقدر درک ما از قانون بهتر و بیشتر بشه و هر چقدر ترمز ها کاهش پیدا کنه حرکت بهتر و راحتتری رو تجربه خواهیم کرد.
خدا رو شکر که شما بعضی از ترمز ها رو شناسایی کردین. همیشه یه تشخیص صحیح نیمی از راه درمانه. یا بقول تدی روزولت «باور کنید و اونوقت نیمی از راه رو طی کردین»
طبق قانون درخواست الهی اگر شما درخواستی از خداوند داشته باشید خداوند به درخواست شما پاسخ میده. «اجیب دعوه الداع اذا دعان» وقتی ما از خداوند درخواست میکنیم بخاطر پاسخ به سوالات مون، درخواست آرامش و آگاهی میکنیم خداوند هدایت مون میکنه. بقول استاد عباس منش در دوره دوازده قدم ، اصلا نیازی به تقلا برای گرفتن پاسخ نیست، پاسخها به سمتمون میاد.
در پناه جان جانان رب العالمین جان همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام و درود به شما خواهر بزرگوارم. از شما بینهایت سپاسگزارم. الهی که در عمل بتونم شاگرد خوبی برای استاد عباس منش باشم و اونقدری رشد و پیشرفت کنم که هر جا دلیل موفقیتم رو ازم بپرسن بگم برید توی سایت عباس منش دات کام و قبل از هر چیز با توحید آشنا بشید.
از شما بینهایت سپاسگزارم بخاطر دعای خیرتون و کامنت ارزشمندی که بهم هدیه دادین.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام و درود فراوان به شما خواهر بزرگوارم.
ممنونم از شما و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون. یه لحظه کنجکاو شدم که من اصلا چی نوشته بودم و رفتم دوباره کامنت خودمو خوندم، این کامنت رو شهریور نوشته بودم و دقیقاً اون روز رو یادمه. ولی تعجب میکنم از فراموشکاری انسان که چقدر راحت میتونه قوانین رو فراموش کنه.
من بعد از اون روز خیلی تلاش کردم اون آزادی زمانیم رو مدیریت کنم که زمانم رو هدر ندم. بارها دیدم وقتی زمان رو هدر میدم جهان من رو مشغول به کارهایی میکنه که منفعتش برای بقیه است ولی دوندگیش برای من، و این بشدت روی مخ منه. میدونم چون من نعمت زمانم رو کفران کردم جهان اینجوری منو به خدمت دیگری درمیاره تا حداقل مفید باشم.
یک میلیون بار باید برای خودم تکرار کنم، زمان نعمت خداست و من باید از ذره ذره اش استفاده مفید کنم.
بینهایت از شما سپاسگزارم بخاطر کامنت تون که انگیزه شد من یبار دیگه به ردپای گذشته خودم برگردم. در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام و درود به آقا مجتبی دوست عزیزم. خیلی ممنونم بخاطر پاسخ ارزشمندت که لطف کردی زمان گذاشتی و برام نوشتی.
ای کاش واقعاً بتونم به عمل بیارمشون. صرف گفتن این حرفها نیست. در مورد آزادی زمانی من هنوز موفق نبودم که زمانم رو بدرستی مدیریت کنم که وقتی زمانم آزاد هست تمرکز 100٪ بذارم روی آموزشها.
قطعا تمرکز 100٪ روی آموزشها بسیار بسیار نتیجه بخش خواهد بود و باورهای انسان رو به کلی عوض خواهد کرد. از شما بینهایت سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون که انگیزه شد یکبار دیگه کامنت خودم رو بخونم و هدایتها رو بیاد داشته باشم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.