مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 21


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1140 روز

    ب نام فروانروای جهانیان

    سلام ب استاد و مریم جان عزیزم

    سلام ب دوستان قشنگم

    استاد وقتی درمورد خدا و سیستمی ک دارم اونقدر آرامش همه ی وجودمو میگیره م انگار روحم و جسمی ندارم

    حس پرواز بهم دست میده سبک میشم

    حالم فوق العاده عالی میشه

    واقعا اگ درک کنیم این سیستم رو ک اسمشو خدا گذاشتیم

    همه ی کاراراحت و اسون میشه

    زندگی طعم خوبی میگیره

    مثل عسل شیرینه و فقط عشق و حال کنی و ب خدا تکیه کنی

    ینی بزرگی خدا حد نداره وقتی غرق میشم تو این فکر ک خدا چقدر بزرگه و این نظمی ک جهان داره و بدنمون چجوری داره کار میکنه واین قانونی ک بدون هیچ نقصی داره جواب میده

    هرفرکانسی ی جوابی داره

    اصلا دیوانه میشم ازاین همه عظمت ازاین همه توانایی ازاینهمه نظم

    خدایا نمیدونم چجوری ازت سپاسگذاری کنم

    فقط میگم کاش اینهمه سال ک عمر کردم زودتر پیدات میکردم

    زودتر میفهمیدمت

    حرف بقیه رو قبول نمیکردم

    حرف کسانی ک عمامه ب سر گذاشتن و ادای ادمای صالح رو درمیارن و کلی اراجیف تحویل ما میدادن

    ماهم قبول میکردیم چقدر میشد تو این سال ها من باهات عاشقی کنم و دنبال عشق تو وجود ادما نگردم

    ک منو بخوان عشقو من از تو میگرفتم مثل الان

    ک رفتار ادما اصلا برام مهم نیس ک چجوری باهام رفتار میکنن بااینکه وقتی از کسی انتظار نداشته باشی ناخودآگاه باهات خوب میشن

    اما من قبلا انتظار داشتم ادما بهم لبخند بزنن بامن و بقیه مهربون باشن

    اما الان اینارو من از تو میگیرم انرژی ک حالمو همیشه عالی نگهداشته

    و تمرکزم ب روی زیبایی های اطرافمه

    ب آسمون زیبات نگاه میکنم

    میگم حتی اگ اسمون خالی بود من هیچی نداشتم بازم حالم خوبه

    رو داشته هام حساب نمیکنم

    چون بارها و بارها تجربه کردم رو عقل خودم حساب کنم نمیتونه مثل فرمانروای من بهم خدمت کنه و کارمو راه بندازه

    خدایا ازت میخوام روز ب روز منو اگاهتر کنی

    ازت میخوام منو متوجه کنی ک چکارا میتونی بکنی

    چون قدرت دست توئه و بس

    خدایا ماهم مثل تو خالقیم چرا اینو زودتر نفهمیدم

    این اخلاق خداگونه درما وجود داشت و داره اما دریغ ازاینکه یکم تفکر و تعقل

    فقط تمرکزمون روی نماز بود ک مبادا وضوت اشتباه باشه موهات زده باشه بیرون

    قوزک پات معلوم باشه لاک داشته باشی

    بغیرازانگشت اولی و دومی ب زمین بخوره

    منم همیشه یادم میرفت چندرکعت نماز خوندم

    و باز ازاول و اجبار تو این کار

    اصلا حس خوبی نمیگرفتم

    چون موقع نماز فقط سوره هارو میخوندم و ن معنیشو میدونستم بااینکه عرب زبانم و تمرکزم اصلا ب نماز نبود فکرم همه جا بود همهجا میرفت بجز نماز

    اما الان میبینم با توجه ب نعماتت ک وارد زندگیم میکنی و سپاسگذاری ازت وتمرکز ب روی زیبایی ها چ تغیراتی تو زندگیم داره ایجاد میشه

    خداجونم ازت میخوام همه بخوان ک هدایت بشن

    مثل من و مثل دوستانی ک تو این سایتن

    مثل استادم ک مارو هم اگاه کرد

    ب خدایی ک کسی ازش نمیگفت بخدایی ک کسی صداشو نمیشنید

    ازخدا نمیخواستم ائمه رو واسطه میذاشتم برای خواسته هام ک اجابت بشن

    کلی قرآن میخوندم و ترجمه رو ن

    تمرکزم ب این بود مبادا اشتباه بخونی گناهه میری جهنم

    اوووو هرچی بگم کم گفتم

    خدارو هزاران بار شکر میکنم برای اینکه ازش هدایت خواستم و هدایتم کرد ب راحتی مث اب خوردن

    برای وجود استادم از خدا بینهایت سپاسگذارم

    دوستتون دارم

    درپناه الله مهربان و روزی رسان شادو خوشبخت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1140 روز

    ب نام خدایی ک هرآنچه دارم از اوست

    سلام استاد و مریم بانو

    سلام دوستان هم فرکانسیم

    استاد مهمترین اصلی ک توی زندگی ما انسانهاست توحیدِ

    اگر این راس همه ی کارامون باشه ب همه چیز میرسیم

    اما شرک اون لابه لاها میاد و کارو خراب میکنه من خیلی ب کارام فکر میکنم و میبینم

    تو زمانی ک ب کسی حساب نکردی دستان خدا اومدن و کارایی ک فکرشم نمیکنی برات انجام دادن

    اما یجاهایی هست ک مثل این جمله ای ک شما میگید تو اکثر فایلاتون شرک مانند راه رفتن مورچه ایی بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است

    واقعا همینه اگ بخوایم ب کارامون فکر کنیم و بررسیش کنیم متوجه میشم تو کارامون

    شرک هست

    خیلی باید مراقب باشیم خیلی

    منم جدیدا خیلی کارامو بررسی میکنم

    ک مبادا شرکی باشه

    حرفی ک میزنم نگاهی ک ب مردم دارم

    رو کسی حساب نکنم

    و هروقتم حساب کردم قشنگ منو سرکار گذاشته ب شیوه های مختلف

    و بازهم اینکارو تکرار کردم

    تا هدایت شدم ب فایلای استاد و یادم افتاد وااااییی برمن

    چقدر شرک ورزیدم من

    و تو دعای کمیل ک هم استاد تو فایلشون موضوع رو کاملا باز کرده بودن و خیلی واضح تعریف کردن من بعدش

    معنی دعای کمیل رو خوندم و نیازدارم ک چندین بار دیگه هم بخونم

    و ب حرف استاد رسیدم

    ب یکی از اشناهامون این موضوع رو گفتم

    چون خیلی متدین و باخداست و خب اینجوری ادعا میکنن دیگه ی سری ویژگی هایی دارن ک فکر میکنن خیلی متدین تشریف دارن

    ولی خب اون عقاید اشتباهی ک هست و وجود داره از حرفا و کاراشون معلومه و واضح

    و خیلی مقاومت داشت و اصلا حرف منو ب هیچ وجه قبول نکرد و گفت اصلا ادامه نده تو داری کفر میگی

    منم یاد حرف استاد افتادم ک اگر بخوام بااونا بحث کنم لیمان من ضعیفتر میشه

    گفتم اوکی من ب اعتقادات شما کاری ندارم

    اواونموقع دیگه تصمیم گرفتم راجب موضوعات توحیدی با هیچکس صحبت نکنم و فقط خودم با خودم این مباحث رو چک کنم و هی ب یادم بیارم ک فراموش نکنم چون اصل همینه

    استاد بینهایت ازشما سپاسگذارم

    شما نبی ماهستین

    خداروسپاسگذارم برای وجود شما

    درپناه الله مهربان شاد و خوشبخت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    به نام الله هدایتگربه سوی خواسته ها

    سلام دوستان خوبم

    ردپای من درفایل127سفرنامه

    شب قبل مادرم داشت به برادرم میگفتم من دیشب یعی شب قدرخیلی گریه کردم وبرای همتون دعاکردم تاکسب وکارتون بهتربشه ولی ازصبح تاالان حالم خیلی بده واصلاخوب نیستم

    بعدمن اونجاتودلم به خودم گفتم بله دیگه وقتی گریه کتی تاخدادلش برات بسوزه هیچ اتفاق مثبتی رخ نمیده تنهاداری خودت حال خودت روبدترمیکنی بازاری وگریه والتماس خدادلش رحم نمیادوخدایک انرژیه وجواب فرکانس هاوباورهای خودت روبهت میده مثل حرف استادکه اگه به ابمیوه گیری سیب بدی تاابدبهت همون اب سیب میده نه هویچ ومیوه دیگه ای

    تونون باورهاتوداری میخوری به چی توجه میکنی ورودی بدبدی خروجی بدی میگیری

    منم قبلافکرنمیکردم وباورم خیلی ضعیف بودکه خدابامن حرف میزنه ولی الان واضح دارم میبینم که چطورازراه های مختلف بامن حرف میزنه وچقدرمنودوست داره چون من خالق زندگیم هستم وزندگیم دست خودمه وقتی احساس بدی دارم دارم میبینم اتفاقات اطراف خودم رووسریع میام حال خودم روخوب میکنم

    خداوندهرلحظه درحال هدایت ماست وقدم به قدم به صورت تکاملی هدایت میشبم

    خداوندنزدیکه واجابت میکنه درخواست بندگان باایمانش خودش رو

    ایمان داشتن یعنی ارامش داشتن یعنی نگران نبودن یعنی مشرک نبودن وفقط روی خداوندحساب بازکردن نه این که صبح تاشب گریه وزاری کنه وحالت بدتروبدتربشه

    خدایاشکرمیکنم که دارم تواین سایت مدارم هرروزبالاترمیره ومسیرتکاملم روطی میکنم تابهشت روتوی همین دنیاتجربه کنم خودبهشتو خودبهشتو

    شادوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1308 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت نعمتهای بی پایانش

    بابت بودن در این مسیر و این همه آگاهی های ناب

    اونروز یه جایی خوندم یه متنی نوشته بود که دو نوع بخشش داریم یه نوع اینکه طرف میبخشتت ولی هربار که میبینتت یه طوری نگاهت می‌کنه و رفتار می‌کنه، بهت این مطلب رو می‌رسونه که حواسم هست تو فلان کارو قبلا کردیا و همیشه این حس رو بهت میده ،ولی یه بخشش دیگه داریم که طرف جوری میبخشتت و باهات رفتار می‌کنه که انگار هیچوقت اتفاقی نیفتاده ویا کاری نکردی و نوشته بود که بخشش خدا این شکلیه ، الله اکبر الله اکبر الله اکبر ، مهم نیست که تو 500هزار بار بهش زهر دادی و آب زهر برگردونده بهت ،فارغ از همه ی اینها اگه بهش هویج بدی اون کاری به گذشته نداره و این بار آب هویج بهت برمیگردونه جوری که انگار هیچوقت قبلا چیزی نبوده !!!

    خدایا من چجوری درک کنم که تو رحمانی و رحیم؟؟؟ آیا میتونم حتی اندازه سره سوزنی درک کنم ؟؟؟ تمام وجوده من چطوری درک کنم که تو چقدر برای من ارزش قاعلی؟؟؟ خدایا آیا میتونم اندازه سره سوزنی مهربانی تو درک کنم؟؟؟تویی که منو از عدم آفریدی و از نطفه ای ضعیف تنومندم ساختی ،خدایا تن من سالمه و بدنم داره عین ساعت کار می‌کنه ،قلبم داره کار می‌کنه در هر لحظه سلولهام دارن فعالیت میکنن ،من حتی تحمل یک سردرد خفیف رو ندارم بس که ضعیفم و ناتوانم و بهم بگو که آیا میتونم سره سوزنی این لطف و مهربانی تو نسبت به خودم درک کنم؟؟؟تو چقدر به من لطف داری !!!!!؟؟؟؟ خدایا تو حتی اجازه ی یک دخالت کوچیک رو از خودت گرفتی و تمام زندگیمو دادی دست خودم و به من قدرت خلق دادی تا خودم خلق کنم و تو هدایتم می‌کنی به سمت هر آنچیزی که خودم میخواهم، آیا من میتونم سره سوزنی درک کنم اینو ؟؟؟این حد از قدرت اختیار و اراده رو ؟؟؟

    تو همونی هستی که وقتی همه میرن تو هستی و جدایی من ازتو غیر ممکنه ، من عاشق توام تویی که به من فرصت زندگی کردن میدی و در مسیر زیبایی ها هدایتی می‌کنی ،من عاشق توام تویی که هدایت کردی تا به مانند ابراهیم خدای واقعی خودمو پیدا کنم و درست بشناسمت ، من عاشق توام و این حس رو با هیچ چیزی در دنیا عوض نمیکنم ،من عاشق توام و تو‌معشوق زیباروی منی ،من عاشق توام عاشق خلوت باتو ، «تو هیجان لابه لای همه ی نگرانی های منی »تو‌همانی که وقتی هستم باتو تمام آرزوهام دست یافتنی و آسونه و تو تمامه منی ، تو همانی که مرا به شدت کافیست ، تو …………………………….

    به روی چشم اجابت میکنم تورا و مگر به غیر از اجابت تو راهی برای خوشبختی و سعادتم هست؟؟؟ مگر به غیر از تو میتوانم اجابت کنم؟؟؟من با احساس خوبم تورا اجابت میکنم

    من با توکل و ایمانم تو را اجابت میکنم

    من با رها بودنم از به غیر تو ، تورا اجابت میکنم ، ومگر لذت بخش تر از اجابت تو کاری هست برای من ؟؟؟ تو همانی که با چشم دل که می‌نگرم همه جا حضورت را حس میکنم و تو جواب تمام سوالات منی

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    امیر تابع گفته:
    مدت عضویت: 3815 روز

    به نام خدا

    سلام به استادعزیزم

    روزشمار تحول زندگی من روز 127

    خدارو سپاسگزارم که فایل امروز سفرنامه در مورد سوال یکی از دوستان بود که پرسیده بودندخداوند فرموده مرا اجابت کنید که چطور ما خدارو اجابت کنیم و استاد خیلی خوب توضیح دادن و من پی بردم که چطور میشه خداوند رو اجابت کنیم که همون نگاه سیستمی به خداوند و انرژی بودن خداوند که فقط از طریق باوری که نسبت به خداوند داریم و فرکانس ارتباط با خداوند روشکل میده میشه خدارو اجابت کرد که در کتاب چگونه فکر خدارو بخوانیم هم کامل توضیح داده شده و من خداروشکر میکنم که این آگاهی‌ را نسبت به شناخت خداوند دارم چرا که بیشتر مردم نگاه انسان گونه به خداوند دارند و درتعجبند که چرا هرچقدر هم گریه و زاری و التماس به خدا داشته باشند اجابت نمی‌شوند. و نمی‌دانند که چنین نگاهی به خداوند فایده ای برای آنها ندارد.

    خدارو شکر میکنم که در این مسیر هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    رامش فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 961 روز

    به نام ربّ العالمین جهانیان !

    سلام و درود خدمت شما استاد توانا و با توحید

    خدااااایا بی حد سپاسگزار هستیم که بنده تو هستم

    و هر وقت که از خداوند خواستیم برایم همه چیز داده

    اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

    و اینجا است که جان ما در لرزه میایه که با چه نیروی وصل هستیم

    و درخواست هایمان ، درخواست فرکانسی است

    و این هم اولین آیه که خداوند که تنا از خود می‌گوید

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون

    چقدرررررررررر من این آیه را دوست دارمممممممم

    خیلی خوشحالم که خدا درسایی که قراره یاد بگیرم و یاد میده

    و زود دستم رو میگیره هر لحظه

    خدایا شکرت چقدر خوب که این سایت پر از آگاهی و عشق هست و هدایت میشم هر بار و جواب سوالات میگیرم و یاد میگیرم خدااااا جان شکرررررررر

    خالق تمام شر ایط تو هستی خدایااااااا بی حد سپاسگزار هستم بخاطر تمام آگاهی که روز به روز برایم افزود می‌شود و این هم یکی از بهترین اتفاقات زندگیم رخ می‌دهد

    خدااااایا شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکرررررررر شکررررررر‌

    بی حد سپاسگزار تت‌ هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1590 روز

    به نام هدایت الله

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و تمام دوستان خوب خانواده عباس منش

    خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست

    خدا را شکر می‌کنم امروز هم با فایل ارزشمند مصاحبه با استاد کلی آگاهی‌های زیادی را دریافت کردم و درس‌های زیادی یاد گرفتم 2ماه که دارم 12قدم رو کار میکنم وقتی هدایت شدم برای ساختن باورهای توحیدی به سوره یوسف، این سوره پیام توحیده فقط، ازهر ایه اش ازاینکه حساب کردن روی نیروی رب ازکجابه کجاادمومیبره وشرک ورزیدن هم البته تازندان تاریکی ادم رومیبره، این نیروکه چ توباورش کنی وروی خودش حساب کنی چ شرک بورزی وروی ادماحساب کنی درهرحال برات کارمیکنه قدرتی جزاین نیرونیست، فرقش اینه که اگه روی خودش حساب کنی آرامش داری احساس قدرت میکنی ومحکم میمونی تومسیرت، استادهرجاکه میخواستم دراین زمان یه مثال پیداکنم که باحساب کردن روی نیروی رب وایمان توحیدیش نتیجه خارالعاده براش رقم خورده وهمه چیزبه نفعش شده شمامیومدین توذهنم

    باورتوحیدی و باور به خداوند کارها را آسان میکنه ، چرخ زندگی روغن کاری میکنه آرامشی واقعی به من میده همه ما تجربه این موضوع مثل شما داشتیم که وقتی صد درصد روی ادم ها حساب کردیم و پاک خدا رو فراموش کردیم یا حتی روی خودمون حساب کردیم و خدا از یاد بردیم بد سیلی خوردیم حداقل برای من اینطوری بود خیلی چک و لگد تحمل کردم تا از خواب غفلت بیدار بشیم اما الهی شکر متوجه شدم اما چه کنم که این باور شرک الود خیلی باید روش کار بشه چون واقعا مثل مورچه سیاه روی سنگ سیاه در تاریکی شبه که خودمم متوجهش نمیشم الا باگوش کردن فایلها دوباره مسیر را پیدا میکنم

    مسیرزندگی خودم که نگاه میکنم زمانی مسیر رشدم نزولی شد که قدرت از خدا گرفتم ، و فکر کردم فلانی هست که میتونه برام کاری کنه ،سرمایه اولیه هست که میتونه کاری برام انجام بده ، فلان اشنا دستم میگیره و از همه بدتر این بود غرور برم داشت که همه این کارها را من انجام دادم من اگر نبودم فلانی هیچی نبود من را از موفقیت دور می‌کرد

    اما با هدایت الله کم کم دارم در تمام مراحل زندگی اجازه حضور خداوند را در زندگی ام پرنگ می‌کنم وکارهای را با او در میان ومشورت میگیرم وهمه چیز به خوبی پیش می‌رفت اما این را می دانم که این نیاز به قانون تکامل دارد

    حالا باید وقت بگذارم و این فایل ها. را بیشتر گوش دهم و تکرار و تکرار کنم تا خداوند را درست درک کنم و باور کنم و ایمانم قوی تر شود

    فقط باید با قلب باز این مسیر توحیدی را ادامه دهم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    سلام استد عزیزم و دوستای گلم

    از خداود میخوام تا منو راهنمایی کنه

    تا تونم بنویسم

    استاد من چند وقته که از خداوند هدایت میخوام اون برام جور میکنه برای همین به این نتیجه رسیدم که برای هرکاری حتی نوشتن و استفاده از فایل هایی که از شما گوش کردم و استفاده از قوانینی که یاد گرفتم اجازه بدم خداوند بهم الهام کنه خداوند به یاد من بیاره باورهای مناسب رو

    و من دنبالم نباشم فقط از خداوند بخوام

    من اینهمه مطالعه کردم اینهمه وردی هامو کنترل کردم ینی سهم خودمو ادا کردم

    بقیشو خداوند باید بهم کمک کنه

    استاد من چندین بار خواستم خودم به یاد بیارم آموزه های شمارو و حتی قران رو به خدا قسم ذهنم مخدوش شده و اعصابم خرد شده

    اما وقتی من سم خودمو اداکردم مطالعه کردم ورودی های مناسب رو و سعی کردم رها کنم ارامش عجیبی تمام وجودمو گرفته و حالم خوب شده

    خداروشکر که این موضوع رو فهمیدم

    و ا این نگرانی و تشویش به لطفا خدای مهربان رها شدم

    من هم مثل شما در خوانواده ای بزرگ شدم که حساب نکردن روی آدم هارو در دعوا کردن فهمیده بودن

    و آدم های دعوایی بودن

    برای همین من فکر میکرم هرجا بخوای روی بقیه حساب نکنی و به خواسته خودت برسی باید دعوا کنی و خودی نشون بدی

    توی مدرسه هم با بعضیا دعوا کردم چون احساس میکردم شاخ شدن برام

    و دیدم که اینا دست از سر من برنمیدارن و مثل حشرات مزاحم جذبم میشن پس به فکر رفتم و یجورایی داشتم میفهمیدم روش اشتباهه

    چون هیچ جوره اینا از زندگیم بیرون نمیرفتن

    یادمه که چه کابوس هایی داشتم و همیشه میدیدم که اونا دارن منو اذیت میکنن ولی یروزی همشونو بخشیدم و درکشون کردم از اونروز من آزاد شدم

    از اطرافیان به طرق مختلف شنیدم که از آدمی که شره باید گذشت و درگیر نشد باهاش و حسابش نکرد یجورایی فهیدم که حساب نکردن این نیست که دعوا کنم باهاش بلکه باید توجه نکنم بهش

    و پدرم هم به طرق مختلف بهم یاد داد نصیحتم کرد با مهربونی یا حتی شاید خشن تر خلاصه پدر عزیزم هرکاری از دستش برمیومد برام کرد تا من بفهمم که باید باهمه دوست باشم و درگیر نشم

    استاد من هم از بچگی فهمیدم که نباید روی هیچکس حساب کرد و باورهای توحیدی رو از زمانی به صورت درست حسابی فهمیدم که یه دوره ای من مریض شدم به خاطر اینکه پدر مادرم به خواسته های من جواب مثبت بدن

    به من بیشتر محبت کنن و اینقدر به خواسته هام نه نگن

    یادمه که چقدر تنها شدم

    چقدرررر حالم بد شد

    چقدرررر در تاریکی فرو رفتم

    به خاطر اینکه میخواستم بقیه کارهامو تایید کنن

    بعدش که حساااابی به خودم چکو لگد زدم حسای داغون شدم له له شدم

    دیدم هیچکس نیست که بتونه منو اروم کنه

    با انکه اونا تلاش میکردن بهم محبت کنن ولی هییییچوقت حال من خوب نشد

    پس فهمیدم نباید روی هیچکس حساب کنم چون هچکس نمیتونه حال آدمو خوب کنه

    خداروشکر که به این مسیر هدایت شدم و رو آوردم به درگاه خداوند گفتم خدایا خودت کمکم کن حالم خوب بشه من داغونم خودت راهشو نشون بده انگار راهش پیش آدما نیست

    و خاوند روز بروز منو هدایت کرد

    من الان که بیستو دو سالمه

    میتونم بگم از خیییییییلی سال پیش به صورت حرفه ای که من رو آوردم به در گاه خدا و گفتم خدایا من هیچ رنجی رو نمیپذیرم و هیچ مذهبی رو دنبال نمیکنم خودت راهو به من نشون بده

    یواش یواش منو هدایت کرد

    و هروز درس هاشو به من آموخت و قربون خودم بشم که من هم خیلی زود هر درسی رو یاد گرفتم چن به بزرگی خدا ایمان داشتم به لایق بودن خودم ایمان داشتم

    و ایم باعث شده روز بروز به خداوند به ارامش نزدیک و نزدیک تر بشوم

    خداروشکر

    باورهای توحیدی رو جهان به ادم یاد میده

    میبینی که وقتی به کمک نیاز داری هیچکس کنارت نیست و این بزرگ ترین لطف خداست

    و خدا خلوت میکنه دورتو تا فقط خودشو ببینی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    زینب سیاوشیفرد گفته:
    مدت عضویت: 781 روز

    به نام خدای وهاب که خدا من راهدایت کرد به این فایل واین نشانه امروزم بود ومن میگفتم که خدا بزرگ است واما این بزرگی بودن خدا رادرک نمیتوانستم وایمان قوی نداشتم فقط در زبان میگفتم اما این را میدانم که نیاز به قانون تکامل دارد وخیلی فایلهای توحیدی که در مورد باورهای توحیدی است را زیاد گوش کنم وباید وقت بیشتری را بگذارم واین فایلها را گوش دهم وتکرار وتکرار کنم تا خداوند را درست درک کنم وباور کنم وایمانم قوی تر شود اگر روی خودش حساب کنم ارامش بیشتری داری ومحکم میمونی تو مسیرت ووقتی فایلهای استاد عباس منش عزیز را میشنیدم وبه گذشته ام توجه میکردم و میگفتم واقعا من این قدر شرک داشتم وهیچی در مورد قوانین خداوند نمیدانستم وبا سخنان پیامبر زمانه مان کم کم خدا رابهتر درک کردم وشناختمش والان بیشتر متوجه شدم که از رگ گردن به مانزدیک است یعنی چه ودر یکی از کامنتهای عضو سایت عباش منش دیدم که میگویند خداوند مثل یک نور است که ما او راباور داریم که من سریع یاد برنامه تلوزیون که در ماه مبارک رمضان پخشش میکرد افتادم وادمهای را میدیدیم که واقعا رفته بودند به جهان اخرت ودنیای بعد از مرگشان را تجربه کرده بودند وواقعا واقعی میگفتند وهر کدام از طریقی یکی تصادف ویکی با برق گرفتگی وهزاران طریق مرگ را تجربه کردن ومیگفتن که اخرت وجود دارد واعمال ما ذره ذره نگه داری میشود تا زمانش برسد وما بعد از مرگ انها را میبینیم وخداوند روحی است که در ما دمیده وروح است که در حال گردش است وقتی که دوباره با باورهای که داشتند برمیگشتند واز اونها تعریف میکنند ویاد اوری کنم که دیشب در این فکر بودم که خدا هدایتم کند ویک کامنت زیبا بنویسم و او مرا راهنمای کرد وبا قدرت وتوانایش فهموندکه قدرت همه چیز دست خود رحمانش خدایا تو تونستی من ننوشتم ما رمیت اذ رمیت ولکن لله رما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    زهرا تمنایی گفته:
    مدت عضویت: 1163 روز

    استاد فقط میتونم اینو بگم ،هر موقع میخام صدای خدا رو از زبون بنده هاش بشنوم میام سایت شمارو باز میکنم

    دوستون دارم

    گوش کردن فایل های مرا به نشانه ام هدایت کن برای من روتین شده

    بهمن سال 1401من میخواستم به سفر شمال برم شرایط خوبی نداشتم وجودم پر از استرس بود

    مدام هواشناسی رو چک میکردم ،هوا برفی بود ،چندین بهمن در جاده چالوس اتفاق افتاده بود ،اخبار مکرراً اعلام میکرد از سفرهای غیرضروری خودداری کنید

    دخترم دانشگاه قم بود با همسرش مشکل داشت

    قراربود شب بیاد پیش ما ،ما خودمون کاشان زندگی میکنیم

    نگران بودم ،برم سفر،نرم سفر ،دخترم رو ببرم همراه خودم،یا اینکه خونه تنهاش بزارم،به دامادم بگم که دخترمو ببرم یا نه

    خلاصه سرتاسر نگرانی ،بالاخره از سفر منصرف شدم همه چی ظاهراً برای این سفر که مقصدش سلمانشهر بود،منفی به نظر می‌رسید تا اینکه آخر شب تصمیم گرفتم به سایت شما یه سر بزنم و از فایل مرا به نشانه ام هدایت کن کمک بگیرم،

    خدایا باورم نمیشد،تو فایل استاد از سفرش صحبت کرد

    سفری که از قم به سلمانشهر رفت اونم با یه موتوری که حتی ظاهرش هم اوکی نبود

    استاد تو این فایل گفتن همه چیز به ظاهر برای این سفر منفی بود ولی رفتن ویکی از شادترین سفرهاشون تو اون زمان بود

    من هم به این نشانه اعتماد کردم و همون شب عازم سفر شدم اول به قم رفتم دخترم رو برداشتم و به سمت سلمانشهر حرکت کردم

    خیلی واضح در این فایل به من گفته شد که به قم برم ودخترم رو هم همراه خودم ببرم

    واقعا جاده چالوس رو تا به حال آنقدر زیبا ندیده بودم

    من به شهودم عمل کردم و از همه چیز لذت بردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: