مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1773 روز

    به نام الله هدایتگربه سوی خواسته ها

    سلام دوستان خوبم

    ردپای من درفایل127سفرنامه

    شب قبل مادرم داشت به برادرم میگفتم من دیشب یعی شب قدرخیلی گریه کردم وبرای همتون دعاکردم تاکسب وکارتون بهتربشه ولی ازصبح تاالان حالم خیلی بده واصلاخوب نیستم

    بعدمن اونجاتودلم به خودم گفتم بله دیگه وقتی گریه کتی تاخدادلش برات بسوزه هیچ اتفاق مثبتی رخ نمیده تنهاداری خودت حال خودت روبدترمیکنی بازاری وگریه والتماس خدادلش رحم نمیادوخدایک انرژیه وجواب فرکانس هاوباورهای خودت روبهت میده مثل حرف استادکه اگه به ابمیوه گیری سیب بدی تاابدبهت همون اب سیب میده نه هویچ ومیوه دیگه ای

    تونون باورهاتوداری میخوری به چی توجه میکنی ورودی بدبدی خروجی بدی میگیری

    منم قبلافکرنمیکردم وباورم خیلی ضعیف بودکه خدابامن حرف میزنه ولی الان واضح دارم میبینم که چطورازراه های مختلف بامن حرف میزنه وچقدرمنودوست داره چون من خالق زندگیم هستم وزندگیم دست خودمه وقتی احساس بدی دارم دارم میبینم اتفاقات اطراف خودم رووسریع میام حال خودم روخوب میکنم

    خداوندهرلحظه درحال هدایت ماست وقدم به قدم به صورت تکاملی هدایت میشبم

    خداوندنزدیکه واجابت میکنه درخواست بندگان باایمانش خودش رو

    ایمان داشتن یعنی ارامش داشتن یعنی نگران نبودن یعنی مشرک نبودن وفقط روی خداوندحساب بازکردن نه این که صبح تاشب گریه وزاری کنه وحالت بدتروبدتربشه

    خدایاشکرمیکنم که دارم تواین سایت مدارم هرروزبالاترمیره ومسیرتکاملم روطی میکنم تابهشت روتوی همین دنیاتجربه کنم خودبهشتو خودبهشتو

    شادوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 1154 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام بر استادان گرامی جناب عباش منش و بانو شایسته

    سلام بر دوستان گرامی و هم قدمی

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    گام بیستم : منظور از سیستمی بودن رفتار خداوند چسست؟

    اتفاقات رو ما برچسب خوب یا بد میزنیم

    خداوند یک سیستم است که اتفاقات براساس آنچه که انجام داده اید آنچه که فرستادید پیش میاید و نتیجه حاصل میشود.

    سوره حج

    وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ (8) و از مردمان کسی است که همواره بدون هیچ دانشی و بدون هیچ هدایتی، و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیزه می کند.

    ثَانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ۖ لَهُ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ ۖ وَنُذِیقُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَذَابَ الْحَرِیقِ (9) با حالتی متکبرانه و مغرورانه که سرانجام مردم را از راه خدا گمراه کند؛ برای او در دنیا رسوایی است و روز قیامت عذاب سوزان به وی می چشانیم.

    ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ یَدَاکَ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ (10) این به کیفر اعمالی است که از پیش فرستاده ای و به آن خاطر است که خدا نسبت به بندگان ستمکار نیست.

    وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَهٌ انْقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَهَ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ (11) و برخی از مردم اند که خدا را یک سویه [و بر پایه دست یابی به امور مادی] می پرستند، پس اگر خیری [چون ثروت، مقام و اولاد] به آنان برسد به آن آرامش یابند، و اگر بلایی [چون بیماری، تهیدستی و محرومیت از عناوین اجتماعی] به آنان برسد [از پرستش خدا] عقب گرد می کنند [و به بی دینی و ارتداد می گرایند]، دنیا و آخرت را از دست داده اند، و این است همان زیان آشکار.

    و خداوند نزدیک است

    گام بیستم

    2025/01/31

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زینب کریمی گفته:
    مدت عضویت: 854 روز

    بنام خدای قدرتمند و مهربونم

    سلااااام به استادجان،مریم عزیزم و همه دوستان هم مدارم.

    بسیار فایل ارزشمندی بود

    این‌مثال ابمیوه گیری خیلی این موضوع رو‌شفاف کرد

    واقعا همینه

    من یاده روزهایی افتادم که در گذشته البته چون الان به لطف الله و دوره های استاد خیلی آگاه تر شدم…

    یاد اون روزهایی افتادم که وقتی برام مساله ای پیش میومد میشستم گریه میکردم

    اعصاب خودمو اطرافیانمو‌خورد میکردم‌و التماس خدارومیکردم که فلان اتفاق برام بیفته

    و هیچ اتفاقی هم نمی افتاد:)

    و الان کامل برام جا افتاد که طبق مثال استاد من داشتم سیب وارد دستگاه میکردم و التماس و گریه زاری میکردم که اب هویج بهم بده:)

    یا مثلا یک ساله که یه درخواستی رو دارم میدم اما رد میشه بااینکه حقمه و‌دوستامم درخواستشون اکی شده

    ولی برای من نمیشد همیشه شکایت میکردم از خدا که چرا نمیشه؟چرا برای من فلان کارو انجام نمیدی؟؟

    اما تو این چند ماه که با قانون اشنا شدم متوجه شدم این من بودم که داشتم ورودی میدادم ، این باور من بود که فلان هدف غوله اخه مگه میشه به این راحتی من وارد اون پوزیشن بشم

    و چون باورم این بود، سیستم مدام درخواستمو رد میکرد

    خیلی جالبه ها ، اونجایی که استاد میگن قانون جهان با کسی شوخی نداره و اهل پارتی بازی نیست یعنی همین!

    اما الان متوجه شدم داستان چیه :)

    و باورهامو دارم درست میکنم و‌دوباره درخواست دادم و مطمئنم که ایندفه میشه چون من باورهامو درست کردم با منطقی کردنشون ، بادیدن الگوها و قطعا جهان یه جواب عالی بهم میده.

    استاد حرفای شمارو‌باید با طلا نوشت، باید زندگیشون کرد، عین حقیقته برای کسایی که میشینن فکر میکنن

    ،اگاهی بدست میارن.

    واقعا خداروشکر

    سپاسگذارم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2494 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    خدا رو شاکرم ک در قدم بیستم پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» دارم پیش میرم و تا این روز و این لحظه کلی درکم از قوانین عمیق تر شده و خیلی تونستم در وجودم و در شخصیتم تغییرات بزرگی ایجاد کنم و این نشان دهنده ی بزرگ شدن ظرف وجودم برای ورود به مدارهای بالاتر هست .

    همین الان یه اتفاق جالب برام افتاد : وقتی هدایت شدم به صفحه ی محصول «عشق و مودت در روابط» و در قسمت فایل معرفی محصول دیدگاه نوشتم و برای تهیه محصول از خداوند هدایت و یاری طلبیدم ب فاصله چند دقیقه بعدش همسرم بعد از مدتها به خانه برگشت و یک دسته گل طبیعی زیباشده‌ی رز رو برای هدیه من و غافلگیری من با خودش همراه آورده بود و با مهر و عشق من رو در آغوش گرفت و به من ابراز عشق و علاقه کرد (این در حالیه ک این حالت دسته گل گرفتن و ابراز علاقه خیلی کم در رابطه ما اتفاق افتاده بود ) ایشون فردی بسیار مهربان و صاف و ساده و دوست داشتنی و اهل مسالمت و مدارا و آرام و صبور و فهیم و منطقی و … هست اما من بخاطر باورهای اشتباه خودم در مورد روابط از جمله وابستگی و عادتهای اشتباهی چون غیبت و تهمت و قضاوت و صحبت از ناخواسته و … باعث شدم ک رابطه بینمون ب چالش بخوره و بغرنج بشه تا اینکه دوباره ب خودم اومدم و به خداوند و مسیر درست برگشتم و به لطف خداوند اینبار تحولات بزرگی رو در خودم و در زندگی م دارم احساس و ایجاد میکنم ک با ورود ب دوره پربرکت «عشق و مودت در روابط» ک ب سمتش هدایت شدم امروز، قطعا این تغییرات قرار هست بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر بشه و واقعا خدا رو شکر ک اینقدر سریع الجواب هست و این قدر عالی و بینظیر وقتی رها هستی برات به نحوی خواسته‌ت رو محقق می‌کنه ک شگفت زده میشی . خدا رو شکر میکنم و این نتایج رو تایید و تحسین میکنم و به یاد خودم میارم تا بدونم ک چ زیبا در حال خلق زندگی خواسته با افکارم هستم و قانون هربار بیشتر و بیشتر برام تایید میشه . قطعا همینطور از نتایجم خواهم گفت و خواهم نوشت و معجزات هرروزه ی زندگیم رو مرور خواهم کرد …تا لذت بردن از مسیر درک و اجرای قانون رو در عمل پیاده کنم.🩶

    ..

    کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    جنگ بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، و بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ و خدا می داند و شما نمی‌دانید.

    چ خوب میشد ک اینجا متوجه می شدم منظور از قتال دقیقا چی هست چون استاد چندین بار در فایلهای مختلف در مورد این گفتن ک کشتن و جنگیدن در قرآن توصیه نشده و در تمام موارد حالت دفاعی داشته و پیامبر هیچوقت وارد فضای مبارزه و جنگ با کسی نشده چون طبق قانون، توجه به ناخواسته ناخواسته‌های بیشتر رو رقم میزنه در این جهان دوقطبی، خصوصا در فایل «قانون هدایت به سمت خواسته» در پروژه خانه تکانی ذهن ک همزمان با این فایل در اون گام هم هستم‌ ، این نکته توسط استاد تاکید شد … از خداوند هدایت می‌طلبم و می‌دونم ک در زمان مناسب قطعا پاسخ رو دریافت خواهم کرد . و طبق قانون اصل و فرع بهتره تمرکز رو بر اصل بگذارم .

    کلا براساس درک من تا این لحظه یکی از اصلی‌ترین راه‌های ساخت باور بررسی تجربه‌هام و مشاهده‌ی زندگی واقعی هست و ریشه‌یابی اتفاقاتی ک در زندگی خودم و دیگران افتاده و داره می‌افته و براساس درکی ک از قانون داری کاملا بهت توانایی پیش‌بینی میده برای اتفاقاتی ک قرار هست بیفته . با این بررسی و گفتگو با خودت انگار یه جورایی تایید میکنی واسه خودت قوانین رو و منطق‌های بیشتری ب ذهنت ارائه میدی و باورهای محدودکننده بهتر در ذهنت میشکنند و باورهای جدید ساخته میشن .

    وقتی روند زندگی به سمت خوبی پیش می‌ره یا به سمت بد در حال حرکت هست ، آن چیزی است ک من با افکار و باورهای خودم خلق میکنم ، خشم و غمگینی و نارضایتی اتفاقات ناخوشایند رو رقم میزنه و احساس امید و شادی و سرخوشی و … نتیجه ای ک داره اتفاقاتی است ک نتایج خوبی رو در زندگی من رقم میزنه. و خداوند هیچ دخالتی در روند اتفاقات نداره بلکه ب شکل سیستمی عمل می‌کنه ک ب فرکانس و کانون توجه من پاسخ می‌دهد . کنترل ذهن و کانون توجه و اعراض از ناخواسته‌ها سبب میشه ک نتیجه‌ی اتفاقات ب نفع من پیش بره .

    ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾

    آن گاه پروردگارش او را برگزید و توبه اش را پذیرفت و او را راهنمایی کرد

    قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾

    گفت: هر دو با هم از بهشت فرود آیید که برخی از شما دشمن برخی دیگرند، پس اگر از سوی من هدایتی به شما رسید، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می شود و نه به مشقت و رنج می افتد

    وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَىٰ 123 طه

    و هر کس که از یاد من اعراض کند، زندگیش تنگ شود و در روز قیامت نابینا محشورش سازیم.

    مثل نوری در دل آیینه است

    اجرای توحید در عمل

    توحید : جایی در قلبم این رو درک میکنم ک «نیرویی بالاتر از من وجود داره ک اگر باورش کنم به من کمک می‌کنه» ک با توجه ب توجهات من ، من رو ب سمت خواسته‌هام هدایت خواهد کرد و من رو آسان خواهد کرد برای آسانی ها . و برای اجابت خواسته‌ها نباید روی کسی حساب کنم . توحید یعنی حساب کردن روی خداوند . توکل کردن ب خداوند . اگر فقط بر خدا تکیه کنی و از خدا یاری بطلبی خداوند ب وسیله‌ی دستان بی‌نهایت خودش کمک می‌کنه .

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    دستان خدا ب شکل ایده‌ها ، آدمها ، اتفاقات ب من کمک خواهد کرد و اگر من ب خداوند اجازه دهم و تسلیم او باشم و خودم رو با او هماهنگ کنم این هدایتها رو دریافت خواهم کرد.

    چطور میشه خداوند رو اجابت کرد؟

    باور اینکه :«خداوند نزدیک است»

    دوستی از من ب من نزدیکتر / از رگ گردن به من نزدیکتر

    وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَیۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِیدِ

    ما انسان را خلق کردیم و مى‌دانیم که در درون خویش چه اندیشه‌اى دارد و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم

    یعنی تو با توجه به باورها و نگاه خودت نتیجه میگیری. تو به عنوان بنده‌ی خداوند ک رابطه عبد و رب رو در وجودت ساختی ، درخواست می‌کنی و خدا اجابت می‌کنه ، به نسبت مدار و فرکانس تو این اتفاق می‌افته ، اجابت میشه اما در صورتی ک در مدار و فرکانس خداوند باشی پاسخ رو به همون نسبت دریافت خواهی کرد . خداوند آیینه‌ی شماست . اون ب فرکانسهای شما پاسخ میده . چون خداوند سیستم هست ، انرژی هست ، همه چیز هست ،‌ این سیستم باتوجه ب ورودی تو ب تو خروجی میده .و هیچ ارتباطی ب خواهش و التماس و گریه و زاری نداره. رحم و مروتی در کار نیست . از مسیر خارج بشی نتیجه ناجالب خواهد بود و اگر به مسیر وارد بشی نتیجه جالب و خوب خواهد بود . خداوند ب فرکانس و باور من پاسخ میده . نه به صرف کلام من . رفتار خداوند با تو براساس تو شکل میگیره . براساس آنچه به اون نشون میدی همون تصویر رو ب تو برمی‌گردونه. . قشنگی سیستم اینه ک ب گذشته‌ی تو کاری نداره و ب محض تغییر ورودی‌ها، خروجی‌ها تغییر خواهد کرد . به محض اینکه من باورهام رو ، عادتهام رو ، رفتارهام رو ، شخصیتم رو تغییر میدم جهان هم پاسخهای خودش رو تغییر میده .

    من می‌خوام بر اصل تمرکز کنم و از حواشی دوری کنم.

    اگر بنده ی خداوند باشم ، اگر بندگی ربّ رو بکنم خداوند هم درخواست من رو اجابت میکند و شیطان به من دسترسی نخواهد داشت ک من رو از مسیر الهی دور کنه .

    خداوند تصمیم گیرنده برای من نیست ، خداوند نه چیزی رو برای من میخواد نه چیزی رو نمی‌خواد ، من هستم ک در مدار خداوند قرار میگیرم و خداوند به فرکانس و ایمان و باور و رفتارهای من پاسخ میده .

    قرآن کریم در سوره حشر، آیه 22 تا 24 می فرماید:«هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَهِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یشْرِکونَ هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی یسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ» او خدایی است که معبودی جز او نیست، از پنهان و آشکار آگاه است، و او رحمان و رحیم است، او خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزه است، به کسی ستم نمی‌کند، به مؤمنان امنیت می‌بخشد و مراقب همه چیز است، او قدرتمندی است شکست ناپذیر که با اراده‌ی نافذ خود هر امری را اصلاح می کند، او شایسته بزرگی است، خداوند منزه است از آن چه شریک برای او قرار می دهند، او خداوندی است خالق و آفریننده ای بی سابقه و صورت گری است. برای او نام های نیک است، و آن چه در آسمانها و زمین است تسبیح او می گویند و او عزیز و حکیم است.

    نکته جالب اینکه از وقتی که ب خودم قول دادم ک تهمت‌زننده و غیبت کننده نباشم خیلی اینو تو حرفهای استاد می‌شنوم ک : تهمت و برچسب زدن ب کسی نتیجه‌ای جز آسیب دیدن خود فرد تهمت زننده نداره.

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم استاد نازنینم و مریم عزیزم 🩶

    سپاسگزارم از شما عزیزانم ک با دیدگاه هاتون و با پاسخ ب دیدگاه های من کلی برام ارزشمند و مبارک هستین و حضورتون رو قدر می‌دونم 🩶

    خدا رو شکر ک در این جمع نازنین و در مسیر بهشت هستم.

    خداوند عاشق همه‌ی ماست 🩶

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3080 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام

    به لطف خدا از زمانی که با آموزشهای استاد عباس منش آشنا شدم و شروع کردم به تغییر باورها و رشد شخصیتم ، خیلی دیدگاههای بهتری نسبت به خدا در من ایجاد شده و خیلی باورها بهتری سعی کردم در خودم ایجاد کنم در مورد خداوند.

    البته که این مسیر هم تکامل میخواهد و من هنوز هیچ ادعایی ندارم که باورهای توحیدی خیلی خوبی دارم . ولی به میزانی که توانستم این باورها را درخودم بسازم ، نتیجه هم در زندگی من تغییر کرده .

    دیروز به یک تضادی در روابط برخوردم که اولش کمی حالم گرفته شده ( دیدی این موقعه سریع به خودمون میگیم چرا من ؟ من که دارم روی خودم خوب کار میکنم پس چرا باید این اتفاق برای من رخ بده؟ )

    این نجواها در ذهن من هم آمد ولی سریع بعدش گفتم نه ، این تضاد برای اینکه من متوجه خواستم بشم و باید به خواسته

    توجه کنم یا اینکه خودم فرکانسی فرستادم که نتیجه اش این اتفاق به ظاهر نامناسب بوده که به هر حال خیره .

    خداوند خیر مطلقه . خدا برای من فقط خیر میخواهد.

    هر خیری به من میرسه از طرف خداست و هر شری به من میرسه از طرف خودمه.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    حمید و شیوا گفته:
    مدت عضویت: 1979 روز

    شیوا : به نام خداوند بخشنده و مهربان خداوند بزرگ فرمانروای جهانیان خداوند برنامه ریز هدایتگر خیرخواه خداوند شگفتی ها

    *فقط روی خدا حساب باز کن

    آدم ها دستی از دستان خداوند هستند برای تو. از آدم ها تشکر کن اما روی یک فرد خاص حساب نکن. از آدم ها تشکر کن اما اعتبار حضور آن فرد را به خداوند بده. از آدم ها تشکر کن ، اون هارو تحسین کن اما بدون که خداوند کارهارو انجام میده.

    *خدا

    اگر بندگان من درباره ی من از تو پرسیدند ، بگو : من نزدیکم من همواره در حال اجابت درخواست درخواست کنندگان هستم اما به شرطی که اجابت کنند.

    خداوند به کسی ظلم نمی کند.

    خداوند به ما خوب و بد را الهام می کند.

    *خروج از مسیر درست

    هرفردی به هر کسی بدی کنه ، تهمت بزنه ، غیبت کنه ، به اون آدم ضربه نمیزنه بلکه به خودش ضربه میزنه.

    خداوند: شیطان هیچ تسلطی بر بندگان من ندارد.

    فارغ از این که چقدر تا الان مسیر رو اشتباه رفتی ، سیستم به محض تغییر مسیر ، رفتار خود را باتو تغییر می دهد.

    *ناخواسته ها

    اتفاقات رو ما برچسب خوب و بد می زنیم . ممکنه یه اتفاق به ظاهر خوب بیفته اما نتیجه ش خوب نباشه یا برعکس.

    باور درست و کنترل کانون توجه به همراه اعراض از ناخواسته ها نتایج خوب ایجاد میکند.

    *جمله ی تأکیدی امروز :

    اگر بندگان من درباره ی من ازتو پرسیدند ، بگو ؛ من نزدیکم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    20مین گام مهاجرت به مداربالا تر.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای گلم.

    حمدوسپاس مخصوص خداست که به منوخانواده ی خونی وسایتی ام وفرشته الهیم نعمت سلامتی وزندگی کردن بخشیده.

    1404/3/31 روزعقددخترخواهرم توی حرم امام رضا برگزارشدولی یکم حالم ناخوب بودوکمی هم گفتم بذارمثل خودخواهرم باهاش رفتارکنم.

    تاوقتی ‌که باب دلش بودم که مدام به خانه ی ما بودوهرکاری داشتم بدون چون وچراانجام میدادولی به شرط منت وزیرلگدهای منتش طرف روله میکنه خداروشکر ازهم جداهستیم.

    بلاخره حرم نرفتم وذهنم آزارم می دادکه آرزوبه دل ماندی!!!!!!!

    شب دوم محرم1404/4/7خواب دیدم استادسیدعرشیانفرآمدوقدم روجلوی من راه میرفت.

    وشوهرخواهرم به من اصرامیکردبریم حرم ومیدیدم باهمسایه ی قدیمی که بچه‌ها ش سیدهستندبایدبریم حرم براعقدیک کسی نمیدونم عقد چه کسی بود؟؟؟؟!!!!!!

    عزیزدلم میگفت من تامیدون نزدیک حرم باماشین میبرمت.

    صبح بیدارشدم به خداگفتم الان حاضربشم بریم حرم گفت نه حالا شکرگذاری بنویس صبحانه بخور.

    پسرم دومم به برادربزرگش گفت صبحانه بخوریم بریم 4راه ابوطالب.

    گفتم منوبرسون پارک ملت باخودم گفتم پیاده روی میکنم میرم نمازخونه قرآن میخونم بعدهم نمازظهروبچه هابیان دنبالم بیام خونه.

    هدایت روببین الهی شکرت.

    خداگفت نه حاضرشوبابچه ها بروتانزدیک حرم بعدهم بی آر تی بشین بروحرم.همینطورهم شد..

    رسیدم حرم نمازعصرشروع شدچندسالی بودنمازجماعت نمی خواندم ولی الان به من گفت نمازجماعت ببند.

    نمازم تمام شدگفت برومسجدگوهرشادیادم نیست ازکی مسجدگوهرشادنرفتم!!!؟؟؟؟؟؟.

    ولی یادم هست که زمان انتخابات دوره ی دوم آقای روحانی ورقابت سیدرئیسی بود.

    همه نامه می‌نوشتند ودوستم بی بی جان گفت نامه بنویس صبح زودمن میرم حرم بیاباهم بریم وسیدتوی شیخ بهایی مینشینه ونامه هاروجمع میکنه بعدجواب میده!!!!!!!

    بی بی جان خادم حرم هستندرسیدیم حرم نمازصبح خواندیم ازهم جداشدیم اورفت سرخدمت،ومنم رفتم سمت شیخ بهائی ازهرکس می پرسیدم می گفتندهرکس گفته دروغ گفته!!!!!!!

    بماندکه من تادفتر4راه شهدا رفتم وکسی توی دفترهم جوابگونبود ودوباره به حرم برگشتم وپیاده روی توی خودحرم واقعازیاده بلاخره ازهمه جابریدم رفتم مسجدگوهرشادبه زمین وزمان ومملکت همه کارکردم یعنی همه کاروازورودی مسجدتاپای منبری که به نام امام زمان است چهاردست وپارفتم گریه کردم.گریه ها تاتهش بروکه بادل شکسته رفتم.

    ازهمه کس گله وشکایت داشتم وباخدای آدمی درد، دل میکردم وبه دهان همه همه کارمیکردم!!!!!!!!!!برگشتم خانه شب که خوابیدم؛خواب دیدم براثرجنگ ایران وخارجی هابودکه برادرم کشته شده و الان نوبت کشته شدن عزیزدلم وبچه هام بود.

    که آقاامام رضاروباهمین به ظاهردوستم بی بی جان دیدم که اشاره کردندوازبی بی جان پرسیدندچندتابچه داره ؟بی بی جان به من نگاه کردوخندید.

    گفت آقامیپرسندچندتابچه داری؟؟؟؟!!!!!

    بی بی جان گفت4تاپسرداره!!!!!!!…….

    ومن بعدگفتم این خانم سیده حضرت زینب بودند.

    آقا امام رضا4تااسکناس سبزرنگ از پرشالش درآوردند.

    دادند دست بی بی جان گفت بده برای بچه‌ها ش.

    توی خواب پول روگرفتم وبااحساس عالی خیلی تابی نهایت خوشحال بودم ازپسرسومی میپرسیدم این پولهای ناشناس چقدرپوله یعنی اینهاچندتومان است!!!!!؟؟؟؟؟

    من بلدنبودم حساب کنم!!!!!!

    پسرم میخندیدوخوشحال بودمیگفت مامان اینهاخیلی قیمتی هستنداونقدرزیاده که مانمیتونیم بشماریم یعنی تابی نهایتهاپول بودبرای ماهیچکس حسابش رونمیدانست.

    ومقدارزیادی وبیشمار راهم میدیدم هم احساس می‌کردم.

    الهی شکرکه شایدبعداز2یا3سال بودکه باقانون جذب آشناشدیم والی آخر.

    میخوام این رو بگم که اینبار رفتم مسجدگوهرشاد به خداگفتم یادته اون سری آمدم کل هیچی وپوچی روباخودم آوردم!!!!!!!!!

    وازتمام هیچی وپوچی گله وشکایت داشتم!!!!!!

    گفت آره!!!!!!

    گفتم خب ولی این باراومدم باکلی امیدواحساس عالی به درگاه کل هستی جهان وبرای خودم وبقیه همه چی میخواهم.

    خداگفت درخدمتم قربان.

    باکلی دعاازآدم وحواتاخاتم داشتم وبرگشتم.

    شب بازخواب دیدم یکی از دوستان مثلادخترهمسایه ی خانه ی پدرشوهرم به من میگفت حالالیلاجان توبگواین زمین رومن نمیخوام از این زمین بگذر که جاری شماناراحت نباشه!!!!!!

    وبه اوهم یک چیزی برسه!!!!!

    حالاجریان زمین رومیگم.

    انگاراصلا من وجودنداشتم ولی یک زمینی بزرگ برای من وبه اسم من کنارگذاشته بودندوحالاروشن شده که این زمین روخدابیامرزپدرشوهرم به نام من ثبت کرده ومتراژ زمین یک شماره ی( 300) روش بودحالاچندمتربودنمیدانم ولی ته دلم می گفتم حالاوقت تقسیم بشه ذره ای اززمینم رانمیبخشم ومن به این خوابها یابهتربگم الهامات الهی خیلی خیلی ایمان دارم.

    اینم الهام شدن برای حرم رفتنم.

    عاشقتونم که باعشق مینویسم وشماهم باچشمهای زیبای بهاری وبارونی تون خواندین و دلتون الهی شدسپاسگذارم.بدونین حاجت تون رواشده .

    خدایامراآن ده که آن به.آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 194 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم به دوستان گرامی

    نکات کلیدی این فایل… سیستمی بودن خداوند اینکه ما خدا را شبیه انسان نبینیم وچون یه انرژی است ومثل انسان رفتار نمیکنه من خودم همیشه وقتی دعا میکنم همیشه به بالا نگاه میکنم به آسمان فک میکنم که خداوند تو آسمان نشسته ومنو نگاه می‌کنه یه چیزی خیلی بزرگ نظر به افکارم به گفته همه این دید دارن اما اینطور نیست قبلن وحتا الان همیشه میگن گریه کن و نصف شب نماز بخون

    تا خدا دعات تو قبول کنه اما الان فهمیدم که اون یه سیستم است طبق قانون برای همه یکسانه من هرچیزی که بخوام می‌تونم خلق کنم با افکارم چی خواسته وچی ناخواسته وقبلن هراتفاقی بدی میوفتاد میگفتن خواسته خدا بوده چی میشه کرد من همیشه می‌گفتم اگه خواست خدا بوده چرا تو اون دنیا باید مجازات بشی وقتی تو این دنیا هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم و همه چی در دستان خداست الان میفهمم که همه چیز به خاطر چیزی است که ما از قبل فرستادیم و همه چیز طبق قانون است خدایا شکرت این آگاهی ها را فهمیدم ودراین مسیر قشنگ قرار دارم و واقعا من این حرفا رو هیچ وقت هیچ زمانی نشنیدم و برام خیلی جالب و دلچسبه و خیلی منطقی هم هست سپاس گذارم از استاد عزیزم ومریم جون عزیز به امید موفقیت همه ای عزیزان

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2436 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آن تو، خدایا هرخیری که از جانب تو به من برسد باز من فقیر تو هستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو بهم بگو چیکار کنم تو هدایتم کن…

    سلام به استاد عزیز و بانو شایسته مهربان امیدوارم حال دلتون عالی باشه و در پناه خداوند باشید، یه سلام هم میکنم به دوستان نازنینم در سایت عباس منش امیدوارم عالی باشید

    خب تو این قسمت با توجه به چیزهایی که تا به امروز از استاد یاد گرفتم متوجه این شدم که این جهان کوه هست و فعل ما ندا * سوی ما آید نداها را صدا ینی دقیقا نشون میده که خدا یه سیستمی رو راه اندازی کرده که خوبی کنی خوبی میبینی ناخوبی کنی ناخوبی میبینی، کانون توجه ات روی نکات مثبت و زیبایی ها باشه از احساسشون وارد زندگی میشه و برعکس و خیلی وقته که به این اصل رسیدم که خدا نه مادر نه پدر دلسوز خدا یه انرژی و قدرت احساسی نداره… هروقت که یه کاری میکنم و نتیجه اش رو میبینم خودم بشخصه متوجه میشم که کجا چه فرکانسی فرستادم و به چه چیزی توجه کردم که این روزا خیلی اتفاقات خوشایندی برام میافته که خودم کاملا آگاه هستم که آبشخورش از کجاس… :)

    درمورد ساختن باورهای توحیدی من بشخصه زمانی تونستم کمی باورهای توحیدی ام رو بسازم و تقویت کنم که مهاجرت کردم ترکیه و اونجا بود که متوجه شدم هیچکس رو نمیشناسم جز خدا و هیچکس منو نمیشناسه اونجا بود که فهمیدم تنها منبع قدرت این جهان هستی خداوند یکتا و تصمیم گرفتم بیشتر خدا رو بشناسم که از فایل دعای کمیل و نامه 31 حضرت علی (ع) شروع کردم و خدا رو هزاران بار شکر که چه انقلابی و چه معجزاتی توی زندگیم رُخ دادش و چقدر زندگیم بسمت مثبت متحول شد، خدایا شکرت، مخصوصا این دو سه ماه قبل عید چقدر این باورهای توحیدی و یکتا پرستی به کمک منو عشقم اومد و چقدر اتفاقات زیبا و دلنشینی برامون افتاد خداروشکر خداروشکر

    در مورد این آیه زیبا

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    من خودم واقعا لمس کردم هرگاه از ته قلبم خواسته ای از خدا خواستم رو بهم داده… ولی خیلی برام جالب بود توضیح استاد که چرا ما اصل ول کردیم و چسبیدیم به این سوالات بی معنا و خودمون رو از اصل ینی خود خدا دور کردیم…. استاد ازتون سپاسگزارم که با این آموزشهاتون منو از گمراهی درآوردید و هربار که مرتکب یه اشتباه توی باورهام میشم یا یه سوتی میدم سریع میپذیرم و سعی به رفعش میکنم و چقدر زندگی اینجوری برام آسون تر شده! چقدر همه چی خوب شده و میدونم که 100٪ همه چی به عهده خودمه و هیچ کس رو مقصر نمیدونم حتی خدا رو…….

    استاد و مریم بانو خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    عباس اولیایی گفته:
    مدت عضویت: 1960 روز

    من هم مذهبی بودم امام زاده شفا می داد من همیشه فکر می کردم که امامان شفا می دهند خلق کردن زندگی من تو نستم ده در صد کوچکی که من زندگی خودم را خلق می کنم توحید عملی شرک به خداوند من که خیلی داشتم نماز می خواندم سرم را روی مهر فشار میدادم که مهر روی پیشانیم جاش بیفته استاد اگر من درصپی از گفته های شمارا گوش کنم به استقلال مالی وزمانی می رسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: