مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    این فایل ها خیلی برای من مفید است هر چه بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم

    باورهای خودم را بیشتر تغییر بدهم جهان اطراف من هم بیشتر به من کمک می کند

    بیشتر حال من را خوب می کند

    بیشتر به من کمک می کند تا در مسیر خودم قدم بردارم

    همه در زمانی رخ می دهد که بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم

    من همیشه دوست دارم که زندگی خوبی داشته باشم و این دوست داشتن زمانی رخ می دهد که بتوانم بهترین نمونه از خودم را به نمایش بگذارم

    با این حرف استاد واقعا موافق هستم برای تغییر کردن و بهتر شدن در همه امور زندگی خودم باید روند زندگی را تغییر بدهم

    باید و باید همه جنبه های زندگی خودم را مورد کنکاش قرار بدهم و بتوانم روی خودم و ترس ها و نگرانی های خودم کار کنم و انوقت من همیشه موفق و شاد و پیروز خواهم بود

    بی شک خدای مهربان همیشه در کنار من است و او من را هدایت می کند

    او به من کمک می کند تا به راحتی و آسانی بتوانم به اهداف خودم برسم

    خدای من همیشه از اینکه من موفق بشوم شاد و خوشحال خواهد بود

    پس باید در این مسیر و روند تغییر ادامه دار کار کنم

    همیشه باید دل و امید به او بدهم

    اینجا من هستم که باید و باید در مسیر حرکت و روند خودم ادامه دار باشم

    زود ناامید نشوم

    همیشه دنبال بهتر شدن ها باشم

    همیشه حرکت من باید ادامه و مستمر باشد و آنوقت است که من به نتایج عالی و فوق العاده دست پیدا خواهم کرد

    همه چیز از ایمان و امید شروع می شود

    همه چیز برای من عالی و فوق العاده است

    همه چیز برای من به بهترین شکل و حال ممکن رقم خواهد خورد

    ایمان و امید به خدای مهربان خودم

    ناامید نشدن

    ادامه دار بودن روند حرکت

    این رمز موفقیت من در هر کاری خواهد بود

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام رب توانگرم

    سلام و درود دوستان عزیزم امیدوارم در ااین پروژه حسابی رشد کنیم و اونچه میخواهیم رخ بده.

    قانون پایداری نتایج:

    در مورد سوال اول خیلی خوشحالم که چنین جوابی از استاد شنیدم چون استاد اصلا قضیه رو پیچیده نمیکنند و به سادگی هرچه تمام موضوعات را باور کرده و همون رو برای ما به اشتراک میذاره .

    سوال دوم که مربوط به ارتباط ب جنس مخالفه بسیاری از باورهای مذهبی رو به یاد آوردم که تو جامعه و فرهنگ من یعنی جایی که بزرگ شدم خیلی فراوونه همین مورد ترغیبم کرد بنویسم .

    این باورها نه تنها بهمون قدرت ندادن بلکه باعث ضعیف بار اومدن افراد مخصوصا جنس مونث شدند دوست دارم چند نمونه از باورهایی که از اطرافیان شنیدم و خانواده خودمم این باورها را داشتند بازگو کنم :

    دختر خوب کسی ست که حتی یک کلمه هم با مردها صحبت نکند و هیچ مردی بغیر از پدر و برادرانش صداشو نشنیده باشند !!

    دختر خوب دختری ست که هیچ مردی چهره اونو ندیده باشه !!!

    پیامبر گفته دخترانتون رو در کودکی روانه خانه بخت کنید (چون حضرت فاطمه در نه سالگی ازدواج کردند)!!!!!!

    خوشبحال پدر و مادری که دخترانشون رو قبل از دیدن خون حیض شوهر میدن!!!!!

    وقتی کسی اسم طلاق رو بیاره عرش خداوند به لرزه میوفته چه برسه به اینکه طلاق بگیره!!

    .

    نمیدونم این باورها از کجا اومده ولی تا سالهای پیش این موارد رو خیلی میشنیدم خوشبختانه در این ده سال اخیر خیلی بهتر شده ولی خب این باورها ریشه ای هست و آثارش وجود داره ، هنوزم خانواده هایی رو میبینم که دختر بچه زیر پانزده سالشون رو عروس میکنند و خیلی هم به این مورد افتخار میکردند اما این دختر یکسال یا دو سال بعد با حالت روحی داغون طلاق گرفته و برگشته خونه پدرش تنها به این دلیل که بلد نبوده خانه داری کنه و چیزی از ازدواج نمیفهمیده چون اون واقعا یک کودکه.

    این باورهای مذهبی خرافه باعث شده دختر و پسرهایی که همچین باورهایی دارند در زمان ازدواج نتونند باهم به درستی صحبت کنند و نتونند به درستی باهم آشنا بشن چون به قول خودشون میگن حجب و حیا دارن نمیتونند با طرف مقابل راحت صحبت کنند! بدون اینکه اشنایی و شناختی کسب کنند تن به ازدواج میدن و تازه بعد از ازدواج میفهمند طرف چه رفتارهایی داره چه باورهایی داره و بعدش اگه ازدواجه خوب نباشه میگن این قسمته و خدا خواست که ما باهم ازدواج کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    مثل برادر خودم که کلا دوبار دختر خانم رو دیده بود و هیچ شناختی ازش نداشت اما ازدواج کردند و دقیقا چند روز بعد از عقد به مامانم گفت این دختر اونی نیست که فکر میکردم! اما همچنان زندگی میکنن بدون هیچ عشق و مودتی چون باور دارند ازدواج مثل یک هندونه سربسته است! همینه که هست! همه همینن!

    حتی برای خودمم پیش اومد سالها قبل که شاید 20 ساله بودم شب خاستگاری که قرار بود صحبت کنیم من هیچ موضوعی نداشتم که از اون آدم بپرسم چون بار اولی بود که میدیدمش و راحت نبودم ،توی اتاق دوسه کلمه مسخره صحبت کردیم و اون پسر بدون شناخت در مورد شخصیتم و بدون هیچ آشنایی دیگه ای گفته بود جوابم مثبته و این دخترخانم رو قبول کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدارو شاکرم که گفت جواب نه بده چون منم اونموقع عقاید خانوادم رو داشتم و فکر میکردم ازدواج باید همینجوری شکل بگیره!!!!!!!!!

    وای خدایا چقدر این جمله رو شنیدم . طرف هررروز تو زندگیش داره میمیره و زنده میشه ولی میگه این خواست خدا بوده قسمت منم این بوده! یک نمونه عینی و ملموسش خواهرم بود که سی سال زندگیشو ادامه داد در صورتیکه هرروز آرزوی مرگ میکرد ولی مامانم بهش میگف دخترجان این قسمته توعه زندگی بی رحمه و باید بسازی!

    خواهرم از ترس حرف مردم و باورهایی که داشت طلاق نمیگرفت ولی بارها اقدام به خودکشی کرد البته هیچکدوم منجر مرگش نشد ولی پارسال در اثر تصادف فوت کرد و میبینم الان همه اقوام و نزدیکان دور و نزدیک خواهرم رو ستایش میکنند و میگن خیلی زن وفاداری بود !خیلی زن بسازی بود! خیلی زن مظلومی بود !خیلی فداکار بود وهزارتا ازین جملات که جزئی از باورهای مردمه چون همه باور دارند زندگی یعنی زجر و مخصوصا برای یک زن! چون زن خوب زنی ست که بسوزه و بسازه و جیکش درنیاد!!!

    .

    اما من وجودم موافق این باورها نبود و همیشه از شنیدنش احساساتم برانگیخته میشد وقتی با سایت آشنا شدم هیچ مقاومتی در برابر حرفهای استاد نداشتم و اتفاقا وجودم پر از هیجان شد که آهان من همینو میخاستم وقتی استاد گفتند پدر مادرها مسئول فرزندان نیستند خیلی راحت قبولش کردم وقتی از حجاب گفتند از طلاق گفتند از ازدواج و ….گفتند راحت پذیرفتم .

    بیشترین نتیجه ام در این سایت تغییر عقایدمه که شخصیتم بلکل عوض شده و من دیگه اون دختر مذهبی و خرافاتی 4سال پیش نیستم و به هیچ عنوان عقایدم قابل مقایسه با اون سالها نیست. با خانواده و محلی که زندگی میکنم خیلی متفاوتم حتی در کوچیکترین مسائل ولی من در بهترین مکان در سکوت کامل در حال کارکردن روی خودم وشخصیتم هستم مثل یک پادشاه وقتی از خواب بیدار میشم همه چی محیاست لذت میبرم ازین هماهنگی در اکثر مواقع کسی کاری بهم نداره و قابل احترامم .

    تو خونواده های مذهبی خیلی دیدم که پسرهای خانواده روی خواهرا خیلی تعصب های بیمورد دارند ولی خداروشکر من هیچوقت اینو تجربه نکردمو تاحالا برادرام حتی یک کلمه نگفتن و در تصمیمام دخالت نکردن البته الان که فکرکردم قبلا هم هیچوقت دخالتی نمیکردن چون مامانم برای همه ما به یک اندازه ارزش و احترام قائل بود و فقط خودشون حق داشتند مارو تنبیه کنن یا نصیحتی کنن.

    مامانم گاهی چیزایی میگه(طبق باوراش که میخواد مثلا منو امر به معروف کنه ) مثلا نماز بخون فلان کن وو …. ولی تعدادش اونقدر کمه که میتونم صفر در نظر بگیرم . اینهم از لطف خدا نسبت بهمه که چندوقت پیش مامانم خوابی دیده که من در حال بالا رفتن از درختی هستم و بسیار هم خوشحال بودم واینطوربرای خودش تعبیر کرد که تو راهت درسته و میتونی و میدونی چطور زندگی کنی ، از اونموقع خیلی کمتر تو کارام و زندگی شخصیم دخالت میکنه و حتی نگرانیاش و مثلا امر به معروف کردناش خیلی کمتر شده در حد صفر. که خودم باورم نمیشه این مادر مذهبی که برای هر حرف کوچیکی ربطش میده به دین و دنبال نصیحت کردن همه س چطوری بهم چیزی نمیگه ؟!( تومسائل دیگه اهل نصیحت هست همچنان اما تو مسائل دینی خیلی کمتر شده )

    خداروشاکرم این هم نتیجه خیلی عالی است در نوع خودش و این فایل باعث شد بنویسم هرچند زیاد مرتبط نباشه اما احساساتم برای نوشتن غلیان کرد و نوشتم.

    به امید موفقیت تمامی دوستان عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    حسین نیساری گفته:
    مدت عضویت: 1102 روز

    با سلام خدمت استاد جان

    و یه نکته جالب دیگه در این مورد اینه که بعضی وقتا دیدم داخل سایت یا نجوا داشتم با خودم که آقا اینجایی و داری این کارها رو می کنی چرا رشد مالی نداری همش همتون میگین حال خوب یا یه دوستی چند وقت پیش یه کامنتی خواندم که همیت حرف رو می زدم می خوام به خودم و به دوستایی که هنوز از لحاظ مالی نتیجه نگرفتن بگم که همین که ما اینجا این چند تا مورد را یاد گرفتیم

    1-هدف واضح و مشخص

    2-تخصص و مهارت لازم درباره اون موضوع مورد علاقه

    3-باورهای مناسب درباه هدفت

    4-رعایت قانون تکامل

    5-کنترل ورودی های ذهن که از غذا خوردن هم واجب تره

    6-با برخورد به تضاد رشد می کنیم چیز بدی نیست چون خواسته های مارو به ما نشون می ده و…

    این عوامل هستن که استاد جان می فرمودن که مثل کشتی یه فن رو خوب و عالی شو همه حریف هات رو می تونی خاک کنی و نتایج پایدار بگیری و مستمر چون از درون شخصیتت داره تغییر می کنی و این یه روند داره که باید طی بشه چون دکمه نیس پس بخاطر اینکه یه دکمه نیس که بزنیم تغییر کنیم خیلی ها کم میارن و رد میشن و میرن

    ولی اینجا باید عشق کنی با جان جانان که میگه اگه بندگان من از تو در باره من پرسیدن بگو من نزدیکم و این چقدر حال آدم رو خوب میکنه که همیشه هست تو خوابی اون بیداره تو سر کاری مشغول کار کردن اون حواسش بهت هست به شرطی که تو هم اون رو اجابت کنی اجابت کردنش چطوره که نجوا اومد سراغت و گفت این کارها الکی هست آروم بهش میگی یه عمر به حرف تو گوش گرفتم اینه نتیجه اش نه آرامش داشتم نه پول نه سلامتی هیچ ولی الان شاید به ظاهر هیچی ندارم که در واقع در باطن رابطه ام با همسر و فرزندم عالی شده با خانوادم عالی با خانواده همسرم عالی با خدا عالی تر و هر روز هم بهتر میشه و پول و ثروت اینقد میاد به امید خدا مهم اینه که بتونی وایستی و رو خودت کار کنی

    دلیل نتیجه پایدار همین استمرار هست که تو دل کار عیب ها پیدا میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2163 روز

    به نام خداوندی که بی دریغ و با سخاوت بهمون نعمت سلامتی رو میده.

    چالشی که این روزا دارم و باید حلش کنم بیماری هست.

    تقریبا از فروردین 403 یه مسئله برام پیش اومد که تا الان که آخرای دی هست درگیرشم.

    تا 1 ماه پیش واکنشی که در برابر بیماری داشتم، غم و ناراحتی و ناامیدی بود. گه گاهی رو خودم کار میکردم و حالم خوب میشد اما غالب فرکانسام ناراحتی بود و این باور کم کم ساخته شده بود که 《من قرار نیست هیچوقت خوب بشم.》

    یک ماه پیشم با خودم گفتم من باید با قانون سلامتیم و دوباره بدست بیارم.همون طور که خودم بیماری رو خلق کردم، سلامتی هم خلق میکنم و سعی کردم از یه بعد دیگه نگاه کنم مثلا:

    _ هر اتفاقی میفته به نفع منه.

    _ اگر بدی به ما میرسه از خدا نیست از خودته، پس خودتم میتونی درستش کنی.

    _ این بیماری من و حل میده به سمت یه سبک زندگی متفاوت و سالم

    _ خدا بیشتر از من میخواد که من سالم باشم.

    _ اگر این اتفاق برای من افتاده یعنی من باید این مسئله رو حل کنم، یعنی جایی در وجود من نسبت به سلامتی ضعف داره . یا اینکه باور های خوبی راجع به سلامتی ندارم و باید ایجادش کنم.

    استاد راجع به این گفتین که تا زمانی که پاتون رو ترمز بوده هر چقدر هم تلاش میکردین حرکت نمیکردین.

    از خودم پرسیدم ترمز من چیه؟

    _ من فکر میکنم نمیتونم خوب خوب شم. فکر میکنم این بیماری تا اخر عمر با منه

    چرا اینطوری فکر میکنم؟

    چون طول دوره بیماریم طولانی شده

    چون دکترا بم گفت تا اخر عمرت باید این قرص و مصرف کنی.

    چطور میتونم این باور محدود کننده رو تغییر بدم؟

    اول از همه من اینو نمیپذیرم. چونکه باور دارم خداوند من و آفریده تا از این زندگی لذت ببرم و یه بدن سالم و قوی بهم داده.

    اولا اینکه بدن من اینقدر قدرت داره تا سلامت باشه و دوما اینکه سلامت بودن یک نعمت کاملا طبیعی هست و اصلا غیرقابل دسترس نیست

    _ من راجع به بیماریم هیچ اطلاعاتی ندارم و هر چی بوده از دکترا بوده . باید برم چند تا مقاله سرچ کنم یکم اطلاعاتم و بالا ببرم.

    خدایا هدایتم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      محسن همگان گفته:
      مدت عضویت: 1393 روز

      سلام وقت بخیر خانم گندمکار عزیز، امیدوارم حالتون عالی باشه، دوره ی قانون سلامتی استاد هم هست و میتونید استفاده کنید، البته اگه بیماریتون کم اهمیت هست با فایلهای دانلودی استاد هم میتونید راهکارهایی پیدا کنید تا حل بشه و از کتاب شفای زندگی خانم لوئیز هی کمک بگیرید، فایلهای آرامش در پرتو الهی استاد، و اینکه نتایج و تجربه های شما داره میگه که کانون توجه شما روی خواسته هاتون و داشته هاتون هست یا روی ناخواسته ها و نداشته هاتون، داشتن احساسات خوب در اکثر اوقات مساوی تجربه ی اتفاقات خوبه، شکرگزاری کنید بابت اعضا و قسمت‌هایی از بودنتون که سالم و قوی و شاداب و زیبا هستند و بدون منت دارن منظم و دائم بهتون خدمت میرسونن تا از زندگیتون لذت ببرید، آرزوی سلامتی و تندرستی و شادابی و ثروتمندی و سعادتمندی دارم برای شما و تمام هم کلاسی هایم در این سایت الهی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3083 روز

    بنام فرمانروای کل جهان

    سلام

    به لطف خدا و آموزشهای استاد عباس منش الان یکسری نتایج در دست دارم برای کنترل نجوای ذهنی ام در استمرار در این مسیر . هرچند که یه زمانهایی با برخورد با تضادها اول کمی احساسم بد میشود ولی بعد از زمان کوتاهی خودم به خودم انگیزه میدم و خودم حال خودم را خوب میکنم. سعی کردم حال خوبم را از درون خودم تغذیه کنم و وابسته ی عامل بیرونی نباشم . از آنجایی که من عاشق تنهایی هستم و همیشه دوست داشتم روابط و معاشرت محدودی داشته باشم آن هم با افراد باکیفیت ، به لطف خدا در این مسیر من خیلی زود به این شرایط رسیدم و الان ساعات زیادی تنها هستم و در خلوت خودم و معاشرت کمی دارم و از این شرایط لذت میبرم و حاظر نیستم این شرایط عالی را با هیچ چیزی عوض کنم بنابراین همیشه به خودم یادآوری میکنم ، ببین این شرایط خودت رقم زدی با افکار و باورها و تغییر دیدگاه و نگاهت پس همینو ادامه بده.

    این روزها خانوداه ام دارن شرایط جدیدی را تجربه می کنند. مادرم دارد تغییر مکان می دهدو میخواهد به منزل جدید نقل مکان کند . خواهرم برای مهاجرت به اتریش میرود تا چند هفته دیگر و بردارم از ترکیه آمده برای دیدو بازدید و پدرم کمی مشکلات جسمی برایش اتفاق افتاده . با تمام این اتفاقات من در سکوت و تنهایی خودم هستم و دارم از این زندگی لذت میبرم و هیچ اقدامی برای رفتن پیش خانواده ام نمی کنم . اولش با شنیدن خبر ویزای خواهرم خوشحال شدم برنامه ریزی کردم که به تهران بروم ولی نشد که برم در حالی که خواهرم چند بار تماس گرفت که بیا کنار هم باشیم در این چند مدت ولی پیش نیومد و من گفتم انشاله برای رفتن میام فرودگاه ببینمت. این اتفاقات به من این را می گوید که الهام باید هم مدار و هم فرکانسی باشی با آن فرد . الان مدتی شده که من در مدار رفت و آمد با خانواده خودم نیستم فقط تماس تلفنی . مگه از شمال تا تهران چقدر راهه. چند هفته پیش خواهرم برای گردش اومد شمال فقط برای چند دقیقه همدیگر دیدیم در حالی که چند روز شمال بود .

    آرامشی که دارم . حال خوبی که دارم ، سلامتی که دارم ، روابط خوبی که دارم، شرایط مالی بهتری که دارم و خیلی اتفاقات عالی که دارم تجربه میکنم به واسطه این استمرار در درک و عمل به قوانین هست و من حاضر نیستم به هیچ قیمتی این مسیر را رها کنم .

    امسال من هدیه ی ارزشمندی برای مادرم تهیه کردم که به خودم گفتم این نتیجه شرایط مالی عالی هست که برای خودم ساختم . ولی هنوز این هم زمانی اتفاق نیفتاده که من هدیه مادرم را برایش ببرم .

    خدایا از هر خیری که از تو به من برسد من فقیرم .

    یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    فاطمه درویشی گفته:
    مدت عضویت: 841 روز

    روز دوم مهاجرت به مدار بالاتر من

    امروز چند معجزه رخ داد می‌خوام بهتون بگم بچه ها

    از صبح که بیدار شدم و با عشق رفتم سر کارم

    رسیدم سر کارم نوشتم خدایا من توی کمپین فروش دارم میرم

    اولین باره این محصول می‌خوام بفروشم

    روم نمیشه قیمت پک ها رو بگم

    یه شرم و خجالتی دارم

    خدایا خودت بگو هر پک چه قیمتی بزارم ؟

    بعد یکی دو ساعت لیست پک ها و گرافیک شده لیست پک ها رو با قلبی آرام و پذیرفته شده و بدون شرم از روی عشق توی گروه و دایرکتم ارسال کردم

    و گفتم خدایا دمت گرم

    من واقعا روم نمیشد اینکار بکنم ولی الان با قدرت بدون خجالت خودم به همه گفتم حتی استوری کردم

    بعدش گفتم خدایا

    بلد نیستم توی سایتم محصول چند متغیره بزارم که مشتری میاد بتونه همین لیست پک ها رو از سایت بخره

    کارم راه بنداز سایت اوکی کنم که مشتری هام از سایت هم پک محلول پاشی زعفران زعفروش بخرن

    وای خدایا در عرض نیم ساعت نشده

    با یک ویدیو از آپارات این محصول منم روی سایت رفت

    قبلا برای همین محصول چند متغیره کلی تلاش کرده بودم نشد الان عین آب خوردن شد

    بعدش گفتم خدایا

    سفارش موش کش کنسل کنم

    دکتر که نمی فرسته

    شرکت فلان هم که جواب نمیده

    بزار به مشتری ها بگم پول پس بگیرن و دیگه سفارش نمی‌گیرم

    بعدش گفتم بزار من درخواست کنم از دکتر شاید دیدی فرستاد

    گفتم من درخواست میکنم فرستاد فرستاد نفرستاد هم هیچی پیامک فرستادم

    چند ساعت بعد دکتر گفت بر خلاف قوانین شرکت به دخترم می سپارم کار شما را راه بندازه

    چون فعالیت شما رو خانم مهندس دیدم و از فعالیت شما خوشم اومده

    هنوزم ادامه داره

    باید استوری می ذاشتم ، ولی وسط استوری هام اینترنت وصل نمیشد و کلی وقتم گرفت اصلا خورد توی ذوقم و ناراحت شدم و ذهنم هی داشت می‌گفت باز وسط وارم آپ این کمپین این طوری شد و کلی برنامه عقب می افته و …

    استرس داشتم و کمی نگران شدم

    بعد گفتم ولش کن من تلاشم کردم .

    ویس مهاجرت به مدار بالا تر گذاشتم توی گوشم

    و گفتم می رم خونه

    از اونجا هر وقت اینترنت خوب شد آپلود میکنم

    فعلا باید حالم خوب نگه دارم و این همه اتفاقات مثبت امروز به یاد بیارم و به خاطر این آخری خراب نکنم

    بعد با حال خوب شروع کردم آشپزی کردن توی خونه ، و قیمه خوشمزه ای بهم زدم اومدم سراغ گوشی ام اینترنت چک کنم دیدم ویدیو هام خودشون آپلود شدن

    خدای نازنین من ممنونم ازت بدون فیلتر شکن چجحوری آخه

    دوستت دارم

    ممنونم اینقدر روزم عالی ساختی خدای قشنگ ام

    عمیقأ دوستت دارم

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    اعظم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 1707 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد دانا و آگاه و خانم شایسته ی عزیز و تمام دوستان حاضر در این سایت الهی!

    خدایا شکرت که هر روز داریم روی خودمون و افکارمون کار می کنیم و آگاهانه تمرکزمون رو میزاریم روی نکات مثبت این سری فایل ها و آگاهی هایش،تا به لطف خودت بیشتر راه یابیم و رستگار شویم!

    نتایج پایدار

    با کار کردن هر روزه روی خودمون و افکارمون،یه مسیر دیگه ای رو در پیش می گیریم و به نسبت کم شدن نگرانی و دلهره ها،ترس ها و اضطراب ها

    آرامش درونی بیشتری رو بدست میاریم و به لطف الله مهربان همیشه سالم و تندرست و روبراه هستیم!

    روابط فوق العاده ایی رو با همسر و فرزندانت،با اطرافیانت،با دیگران بدست میاری و کلا هر چی آدم منفی دور و برت هست به طوره معجزه آسا میرن از مدارت و خودت میمونی و

    اون باورهای تازه شکل گرفته ایی که می خوان مسیر زندگیت رو روبراه کنند!

    از راههای مختلف پول وارده حسابت میشه که قبلا اینطوری نبوده،هدیه های خوبی دریافت می کنی که ارزش زیادی دارند،با آدمای متفاوت تر از قبل انس میگیری،جاهای جدیدی رو میری و ایده های خوبی بهت الهام میشه،دنیا رو زیباتر از قبل می بینی در حالیکه قبلا به هیچ کدوم توجه خاصی نداشتی،روحت لطیف تر میشه و بیشتر به خودت و منبع درونت متصل تر هستی!

    خودت رو لایق می دونی و شایسته ی هر چیزه خوب،با دیدن نشانه ها،گام هایت رو محکم تر از قبل بر میداری

    آرامش درونی داری و با یه تضاد مدت زیادی رو تو احساس بد نمیمونی من خودم یادم هست با کوچکترین حرف ناخوشایند از طرف کسی اون قدر لرزه تو وجودم می افتاد که صدای ضربان قلبم رو اطرافیانم می شنیدند ولی به کمک الله مهربان و استاد نازنین به یه ثبات شخصیتی رسیده ام که با تضادی که بهش بر می خورم سعی می کنم مدت زمان کمی رو تو احساس بد بمونم و زود خودم رو جمع می کنم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    رضا عطارروشن گفته:
    مدت عضویت: 4092 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام اعضای هم خانواده

    خدا رو شکر که دور هم هستیم و هدف مشترک و مقدسی داریم

    استاد عزیز شنیدن صحبتهای شما به هر طریقی به من احساس خوب میده و همیشه کنجکاوانه فایل های شما رو استفاده میکنم

    امروز داشتم یکی از جلسات ارزشمند ثروت 3 رو گوش میدادم که درباره باورهای ایلان مسک توضیح میدید

    مدتهاست اسیر باوری هستم که تصور میکنم مانع رشد و پیشرفت بیشتر من شده و یه حسی بهم گفت که از این طریق از شما سوال کنم و مطمئن باشم که پاسخ عالی تز ار انتظارم دریافت میکنم

    من از روزی که قدم در مسیر تغییر گذاشتم با فایل های شما شروع کردم و از محصولات مختلفی استفاده کردم و به لطف خدا نتایج عالی کسب کردم و همواره در تلاش برای کسب نتایج بهتر هستم

    در یک کلام الگوی من برای موفق شدن شما هستید و از این بابت در تغییر باوری که دارم مطمئنم توضیح شما عین رفتن ره صدساله در یک شب خواهد بود

    من به نسب روزی که شروع کردم در جایگاه بسیار متفاوتی قرار دارم و به لطف خدا و آموزشهای عالی شما زندگی متفاوتی رو تجربه میکنم

    اما چون شما الگوی من هستید روند موفقیت شما برای من باوری ایجاد کرده که احساس میکنم در روند پیشرفت من داره خلل ایجاد میکنه

    من نه سمینار برگزار کردم و نه کلاس حضوری داشتم و نه دفتر و شرکتی برای ارائه آموزشهام دارم

    از روز اول خواسته من داشتن کار اینترنتی و رها از همه مسائل کار فیزیکی بوده و به لطف خدا الان اونو دارم

    ولی همیشه

    1- یه چیزی در ذهنم میگه تو به موفقیت استاد عباس منش نخواهی رسید چون ایشون سالها سمینار برگزار کرده و تو نکردی و علت اینکه افراد زیادی استاد عباسمنش رو میشناسن بخاطر سمینارهاست و الا اگه فقط از سایت شروع کرده بود به این موفقیت نمیرسید

    2- تو داری یک نفری کار میکنی و تیم نداری و نمتونی مثل عباس منش که تیم داشته و الان داره موفق بشی و پیشرفت کنی

    این دوتا فکر خیلی منو درگیر کرده، تا جایی که چند وقت قبل تصمیم گرفتم دیگه باید سمینار برگزار کنم و کلاس حضوری داشته باشم و اعلام هم کردم ولی هیچ اشتیاقی برای انجام دادنش ندارم ، همش میگم کلی هزینه و انرزی باید صرف کنم و افرادی باید در این پروسه به من کمک کنند

    خیلی نیازمند راهنمایی شما هستم

    درآمد من از وقتی با شما آشنا شدم تا الان در ماه 15 برابر شده

    محل کار فیزیکی ندارم و شرکت من شامل خودم، لب تابم و اینترنته

    البته در این سالها دستان خداوند بی نهایت در مسیر پیشرفت من واضح بوده ولی همه به شکل مجازی و غیرحضوری

    لطفا به من در ایجاد باور مناسب برای ادامه روند پیشرفتم کمک کنید

    دوست دار شما

    هنرجوی توانمند و خلاق، رضا عطارروشن

    و

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3518 روز

    سلام استاد جونی

    استاد دیشب رفتم تو یکی ازین مسابقه های پیش بینی نتایج فوتبال… برای روز اول که امروز بود هر 4تااااا تیمی که پیش بینی کردم درست ازآب درومدن???

    هورااااااااااااااااااااااا?????

    تازه استااااد من هیچی از فوتبال نمیدونم که اصلااا چی به چیه… هرچی حسم میگفت همونوووو میزدم..جالبه بازی ایران- پرتغال و اسپانیا -مراکش رو مساوری پیش بینی کرده بوووودم تو دقایق اخر مسااااوی کردننننن… هوراااااااااااا

    امروز ی عالمه نشونه دیدم..دنبال ی کاری بودم جور نشد گفتم من ادامه میدم بلخند زدم و ادامه دادم…تو مسیر که داشتم قدم میزدم هدایت شدم ب جایی که یکی سر راهم قرار گرفت و بهم گفت اون چیزی که دنبااالشم دقیقا کجاست…اصلا فکرشم نمیکردددم. چون اصلا برای موضوع دیگه ای ب ایشون برخورد کردم

    تازه یکیم امروز ازم خواستگاااری کرد… دقیقاااا تمام حرفایی رو بهم زدم که تجسم کرده بوووودم ..فوق العااااااااااده بود امروووووز… خیلی از چیزایی ک تجسم کرده بودم رو دیدم امروززز

    امروز ی عالمه نشونه دیدم

    البته اینم بگم من امروز ی ایمیل فوق العاده ای از خانم شایسته مهربانم دریافت کردم… بقدری امروز به من تلنگر زدم و منو متحول کردن که حس میکنم ازون نوسانی که این مدت داشتم منو کشوندن بیرووون و بعداز خوب شدن احساس و بینش و نگرشم که خیلی درونی بودددش امروز کلی نشانه دیدددم

    همینجا ازشون تشکر میکنننننننننننننننننننننم و روی ماهشون رو میبوسم ???

    سپاسگزارم خانم شایسته نازنینم. چون خیلی به موقع ظاهر شدین ????

    امروز وقتی ایملتون رو دیدم اولش گفتم من که سوالی نپرسیدم از ایشون یا ایملی نزدم. بعد گفتم حتمااا این ی نشووووونست. ولی الان میبینم نشونه که نه ی هداااااایت عالی در مسیر روبه جلوووم بود.

    ایشالااا میام از نتایج عالیم مفصل مینویسم.

    بوس بوسی?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 3363 روز

    ی باور مهمه دیگه هست ک مانع بزرگس ی میسازه

    ترس از اینکه واقعا همه چی دست ما نباشه

    باید شروع ب جذب عمدی بر اساس تمرین باورای جدید کرد در یک حوزه

    وقتی جذبش کردیم

    باید بپرسیم چرا توی این حوزه همه چی دست من بود اما توی فلان حوزه نباید دست من باشه؟جوابی ک میدید غلط ترین باوریه ک باید درست شه تا ترستون بریزه و بتونید نتایج باوراتون رو بگیرید

    شما هرچقدم باور خوب داشته باشین

    چون از ی طرفم این باور هست ک نکنه دست من نباشه

    مث ی کش میمونه ک از دو طرف کشیده بشه

    پس راکد میمونه نتایج براتون

    اما اینطوری میفهمید ک دست شماست و دیگه فقط از ی طرف کشیده میشه اون کش .

    باید بپرسید ک اخه چرا توی اونیکی حوزه هیچی دست من نباید باشه پس؟چرا اصن توی این حوزه دست من داده شده اختیار؟؟؟؟ جواب چراشو بدین (شما باید بدین چون درهرکسی فرق داره) بعدش اصلاحش کنید و اصطلاح شده اش رو تمرین کنید.ک کم کم حستون این بشه ک واقعا همه چی توی همه حوزه ها دست منه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: