مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3922 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان با انگیزه

    دقیقا ما با افکار و کانون توجهمون دارم اتفاقات روزانه را بوجود میاریم

    چند روزی هست کار کردن روی دوره کشف قوانین را شروع کردم و کدنویسی روزانه اتفاقات عالی را برام رقم زده یعنی تمرکز و توجه به هر موضوعی اون چیز را در زندگی گسترش میده

    همزمانی فایلهای مصاحبه با استاد با دوره کشف قوانین راهکارهای عالی را بهم داده تا بتونم مدارم را تغییر بدم

    الان که با کار کردن روی باورهام و کانون توجهم نتایجی در زندگیم گرفتم همین نتیجه انگیزه ای بهم میده که این مسیر را ادامه بدم اما سالها پیش که تازه با این قوانین آشنا شده بودم هر روز این ذهنیت را داشتم که من 35 سال به روش گذشتگان باور کردم رفتار کردم حالا اگر بخوام تغییر کنم در بهترین حالت باید به همون اندازه ذهنم را کنترل کنم و ادامه بدم و این عادلانه و منصفانه خواهد بود یعنی تعهد دادم 35 سال بدون ناامید شدن و عجله کردن روی باورهای کار کنم و با این دیدگاه دیگه ناامید نمی‌شدم و حرکت میکردم و خستگی ناپذیر جلو میرفتم و دیگه ذهن نمیتونست منو از باورسازی منصرف کنه که در همون ماه‌های اول تغییرات محسوس در زندگیم دیدم و ایمانم به قوانین بیشتر شد و همیشه به خودم میگفتم اگر عدالت هم باشه باید35 سال طول می‌کشید و من بدون توقف ادامه خواهم داد اما با واکنش جهان به فرکانسهای جدید در مدت زمان خیلی کم فهمیدم که خداوند در مسیر رشد بنده هاش ناعادلانه عمل می‌کنه یعنی بیشتر از ما مشتاق موفقیت و پیشرفت ماست یعنی اگر ما یک قدم به سمت خدا بریم خدا صد قدم به سمت ما میاد و درها را باز می‌کنه ( اجیب دعوه الداع اذا دعان)

    مهم ترین کاری که باید انجام بدم استمرار استمرار استمرار و ادامه دادن به کنترل ذهن است

    قانون جدید ،تکنیک خاص، روش سریع وجود نداره هیچ چیز عجیب و غریب یا کار سختی وجود نداره تنها کار ما ماندن در این مسیر هست

    دانستن قانون مهم نیست و اتفاقی را رقم نمیزنه

    باید این قوانین تکرار بشه تا فرکانس تغییر کنه و در نتیجه رفتار تغییر کنه و با تغییر رفتار نتیجه حتمی است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      نفس آریان گفته:
      مدت عضویت: 1626 روز

      سلام جناب هودرجی، وقتتون بخیر، مدتی هست که به پروفایل شما هدایت شدم و کامنتهاتون رو خوندم… یه سوال ازتون دارم ممنون میشم منو راهنمایی کنید.

      من از اول مهرماه امسال بطور جدی دارم روی خودم کار میکنم، فضای مجازی و اینستاگرام رو کنار گذاشتم، با افراد منفی قطع رابطه کردم، بهتره بگم توی خونه خودم رو قرنطینه کردم و روی خودم کار میکنم…. بازی فراوانی رو انجام میدم، شکرگذاریهامو مینویسم… اما هیچ نتیجه محسوسی بدست نیاوردم… تلویزیون سالهست روشن نمیکنم… ورودیهامو سعی میکنم کنترل کنم… من از بدنه جامعه کنده شدم…. وقتی کسی یه باوره محدودکننده میگه، ذهن من آلارم میده که ببین این باورش محدود بودا….

      اما جون نتیجه خاصی نگرفتم الان دیگه ذهنم جوری شده که میگه یه تکنیکهایی هست که تو بلد نیستی و منو ناامید کرده از ادامه این مسیر… البته اینم بگم ذهنم از اونجایی که یادم میاد سالهاست که همه چیز رو برای من سخت جلوه میداده… اینم بخاطره تاثیره کتابهایی هست که در مورد موفقیت افراد مشهور خونده بودم که اینطور وانمود میکردن که پدرشون دراومده تا به اون موفقیت مورده نظرشون رسیدن….

      من شغلی ندارم و یه پسره سه ساله دارم…. ذهن من همش میگه تو که شاغل نیستی چطور میخوای پول دار بشی…. این نداشتن شغل خیلی رنجم میده… من علاقم بیشتر در مورد فروش هست، عاشق خرید و فروشم… دیگه اصلا روی خواسته هامم نمیتونم تمرکز کنم….چون ذهنم میگه تو که نه شغل داری نه پول، چطور میخوای به خواسته هات برسی…! الان دیگه فکر میکنم من توهم زدم یا قانون عجیبی و غریبه…. شاید خنده دار باشه که اینو میگم… من چند روز پیش با خودم میگفتم تو حتی نمیتونی یه آدامس رو جذب کنی و من هی به آدامس توجه کردم و جذبش نکردم. البته اینم بگم من قبل از اینکه با استلد آشنا بشم ناآگاهانه چیزهای زیادی جذب کردم اما الان نمیدونم چرا دیگه نمیشه. واقعا به احساس پوچی رسیدم… چرا همه چیز برای من سخت میشه.

      قانون میگه احساس خوب مساویه با اتغاقات خوب… اتفاق بدی برای من نیفتاده این مدت خداروشکر اما نشانه ای هم از نتایج من ندیدم.

      پیشاپیش سپاسگذارم که منو راهنمایی میکنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        احمدرضا هودرجی گفته:
        مدت عضویت: 3922 روز

        سلام

        از کامنت شما ایده هایی به ذهنم اومد که چطور بهتر ذهنم را کنترل کنم

        شما فکر میکنید من یا بقیه ،دیگه مثل گذشته برای کنترل ذهن تلاش زیادی نمی‌کنیم و اتفاقات خوب هم خود به خود میوفته

        اما باید بگم من هم که سالهاست روی خودم کار میکنم مواقعی میشه که نمیتونم ذهنم را کنترل کنم و به بیراهه میرم و خلق کردن برام سخت میشه

        تنها کاری که همه باید انجام بدیم استمرار در کنترل ذهن و کنترل ورودی هاست برای تمام عمر

        قانون جهان قانون فرکانسه ، فرکانس یعنی تکرار

        یعنی قانون جهان قانون تکراره، یعنی هر فکری که تکرار بشه تبدیل به فرکانس میشه و فرکانسها شرایط و اتفاقات زندگی ما را طوری رقم میزنن که واردعمل بشیم برای رسیدن به اون خواسته و عمل کردن منجر به پدیدار شدن نتایج میشه

        قانون جذبی که همه ازش صحبت میکنن بدون عمل معنایی نداره

        فرق آدمهای موفق و شکست خورده در عمل آنهاست

        آدمهای موفق باورها و فرکانسهای درستی دارن و این فرکانسها باعث میشه ناخودآگاه دست به عمل بزنن و بعد از عمل نتایج صددرصد رخ میده

        اما افراد فقیر و شکست خورده باورها و فرکانسهای محدودکننده دارن و این فرکانسها باعث میشه ناامیدبشن و ناخودآگاه دست به عمل نزنن و در نتیجه هیچ دستاوردی هم به دست نمیارن

        افرادی که بدون اصلاح باورها و فرکانسها می‌خوان دست به عمل بزنن هیچ وقت نمیتونن این کار را ادامه بدن یک روز حرکت میکنن به مشتری زنگ میزنن کارهایی در جهت بهبود وضعیت زندگیشون انجام میدن ولی دوباره متوقف میشن

        راز اصلی وارد شدن به مدار خواسته ها ادامه دادن کنترل ذهن و ساخت باورهای قدرتمند کنندس

        تمام کار ما در این دنیا تقوا یعنی کنترل ذهنه

        مطمینا با کنترل ذهنتون اتفاقات خوب تو زندگیتون افتاده

        غیر ممکنه شما روی باورهاتون کار کنید و ورودیها را کنترل کنید اما به احساس خوب نرسید

        آیا این احساس خوب نتیجه نیست

        آیا غیر از اینه که ما ماشین خونه سلامتی روابط خوب و همه خواسته ها را برای احساس خوب میخواهیم و شما همین الان با کار کردن روی باورهاتون به احساس خوب می‌رسید

        و اگر این روند را ادامه بدید و در طول روز بیشتر مواقع احساس خوب داشته باشید خواسته های شما مثل ماشین خوب خونه زیبا سلامتی و هر خواسته دیگه ای که نتیجه احساس خوب هست آرام آرام وارد زندگیتون میشه (با در نظر گرفتن قانون تکامل)

        وقتی خودم باورسازی را شروع کردم و به احساس خوب رسیدم دیگه هیچی از خدا نمی‌خواستم کرایه خونه نداشتم پول نون نداشتم اما انگار ثروتمندترین انسان روی کره زمین بودم چون به بالاتر از اینها یعنی به احساس خوب رسیده بودم و هی نگران به دست نیاوردن خواسته های دیگه نبودم و وقتی نگران نباشی و بهش نچسبی و رها باشی و مهمتر از همه احساست خوب باشه همه خواسته ها یکی یکی پدیدار میشه

        وقتی ذهنت میگه تو که اینهمه رو خودت کار کردی و هنوز نمیتونی یه آدامس خلق کنی نگران نباش خودت را تنها تو این مسیر نبین همه ما هم همینجوری هستیم این کار ذهنه که انسان را ناامید کنه

        بزرگترین ثروت من و نعمتی که از تغییر باورها به دست آوردم آرامش و احساس خوب بود و به دنبال احساس خوب هر خواسته دیگه ای وارد زندگیمون میشه

        هدف شما از کار کردن روی باورها و انجام دادن تمرینها فقط و فقط باید احساس خوب باشه

        شما یه تمرین انجام میدید و هی میگی چرا وضعیتم بهتر نشد چرا درآمدم بیشتر نشد چرا روابطم بهتر نشد و همین گیر دادن ها احساس شما را بد می‌کنه ناامیدتون می‌کنه و نتیجه احساس بد اتفاقات بد هست و میگید هیچ نتیجه ای نمیگیرم

        ما به این دنیا نیومدیم که از فلان دوست یا فلان فامیل جلو بیوفتیم و داشته هامون را به رخ دیگران بکشیم ما آفریده شدیم تا با کنترل ذهن و احساس خوب به هماهنگی بین ذهن و روح برسیم

        هدف ما از بودن در این جهان مادی رسیدن به احساس خوبه، تمام خواسته های دیگه ( بعد از احساس خوب) خود به خود پدیدار میشن

        وقتی شما با فرزندتان بازی میکنید بهش غذا میدید تو بغلتون حملش میکنید ،آیا به این فکر میکنید که من این کارها را انجام میدم تا این بچه هم برای من کاری کنه یا پاداشی به من بده؟

        نه …شما همین لحظه که این کارها را برای بچتون انجام میدید دارید لذت میبرید یعنی شما برای لذت بردن این کارها را با عشق انجام میدید

        شما باید بتونید همین نگاه را در انجام تمرینات و کنترل ذهن داشته باشید و از این کار لذت ببرید و دنبال نتایج نباشید چون نتایج در امتداد کار کردن روی باورها و ادامه دادن در این مسیر صد در صد بوجود میاد اصلا نمیتونه غیر از این باشه این قانون بدون تغییر جهانه

        حتی اگر ما قانون را ندیده بگیریم و بگیم بعد از احساس خوب اتفاقات خوب هم نمی افته باز هم باید ادامه بدیم

        چه نتیجه ای بالاتر از احساس خوب ،اگر نتیجه کار کردن روی باورها و کنترل ورودیها فقط احساس خوب باشه که همین احساس خوب بالاترین نتیجه کنترل ذهن هست واقعا ارزشش را داره که تا آخر عمر روی باورها کار کنیم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4105 روز

    گام دوم – مهاجرت به مدار بالاتر

    تجربه ایی که از فایلهایی استاد تا الان بدست اوردم من اینطوری این سوال که پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟

    یا این سوال که

    د از آشنایی با قانون و در شروع مسیر، چقدر قانون را باور کردید؟ چطور شک و تردیدهای اولیه را نسبت به قانون برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون استمرار داشته باشید؟

    میرسم به مفهوم توحید.

    استاد توی بندرعباس توحید رو خیلی عالی درک کردن و نکته دیگه اینکه استاد از آزمون و خطاها درس میگیرن و نمیذارن بار دوم تکرار بشن.

    یعنی اگر یه چیزی ضربه زده بهش دیگه تکرار نمیکنه و اگه یه چیزی بهش خیر رسونده اونو بیشتر تکرار کرده.

    من خودم شخصا هر دو حالت رو تجربه کردم و میکنم ولی اونطور مثل استاد نه درس گرفتم و نه تکرار کردم.

    استاد میپذیره، تسلیمِ

    اینه که میگم استاد مفهوم توحید رو درک کرده.

    استاد ربوبیت رو درک کرده بوده و ایمان داشته به یک قدرتی که میشود برای همین هم هست که میگن از زمانی که فهمیدم تمام اتفاقات زندگیم رو خودم خلق میکنم فقط داشتم روی خودم کار میکردم.

    و چون به درک این قدرت رسیده بودن تلاش شون ضربدر 10 بوده، و خب طبیعی هم هست وقتی با این قدرت تسلیم بودن و درک توحید شما حرکت کنین و تلاش کنین و تغییرات رو توی زندگیتون ببینین، آروم میشین، عجله نمیکنی چون میدونی میرسی بالاخره ولی در زمان درستش.

    اینکه از جمله خودم با اینکه تغییرات رو میبینم ولی رشد نمیکنم چونکه با خودم میگم بعد از مدت کوتاهی اینکه میشد، درصورتی که این میشد رو من با تلاش و مراقبت ذهن و باورهای قوی ساختم، خودش که همینطوری نیومده. بنابراین مغرور میشیم و فراموش میکنیم چیکار کردیم و چطور رسیدیم یعنی اون الگو رو دیگه تکرار نمیکنیم و برای همین همه چی متوقف میشه.

    یه نکته دیگه هم اینکه استاد هر نعمت خیری رو واقعا بزرگ میدونستن یعنی ارزشمند میدونستن نه اینکه خب الان حالم خوب شد که چی؟؟ پول که ندارم … آرامش رو میخوام چیکار؟؟؟

    ولی استاد بدترین حالت زندگی شون رو دیده بودم و احساس خوب در صورتی که پول نداشتن بالاترین ارزش بوده و بعدش هم هدایت شدن به ثروت.

    پس خیلی مهم که

    هر اتفاق خوبی رو توی زندگیمون به یاد بیاریم و تکرار کنیم

    الگوی رسیدن بهش رو دائما با خودمون تکرار کنیم تا ادامه بدیم همون الگورو

    درس بگیریم از اتفاقاتی که برامون میفته

    دائما یاداوری کنیم که قدرت رو باید به کی بدیم.

    همه اینا باعث میشه با تکامل و بدون عجله جلو بریم چون درس گرفتیم قبلا از عجله و عدم تکامل.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2215 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    در این کامنتم میخام تعهد بدم که گام به گام با این پروژه پیش برم و هیچ عذر و بهانه ای نیارم ، هروقت فایل جدید اومد گوش کنم تفکر کنم و اگر حسم اجازه داد کامنت بنویسم . توی زندگیم به مباحث هر فایل فکر کنم و باورهای مرتبط رو استخراج کنم. فایل های مصاحبه یادآور روزهای اولیه ورودم به سایته و آغاز تغییراتم از همین فایلها بوده برای همین نسبت به این فایلها حس متفاوتی دارم . از خدای مهربان میخام کمکم کنه که حضورم در این قسمت پیوسته باشه و در اخر پروژه بیام و از تاثیر این فایلها بنویسم.

    تعهد میدک که هر روز کانتهای دوستانم را بخونم و موارد کلیدی رو یادداشت کنم .

    تعهد میدم اولین کار هر روز صبحم اومدن به سایت و دیدن فایل پروژه باشه.

    تعهد میدم که در آخر این پروژه از خودم و عملکردم راضی باشم.

    الهی آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2144 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به مسیر این آگاهی های توحیدی ،

    سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قراردادن

    وسپاسگزارم از مریم جون عزیز که سلسله فایل های مهاجرت به مدار بالاتر رو برامون گردآوری کردن ,

    که مهاجرت به مدار بالاتر یعنی بهبود فکر رفتار و عملکرد از همان جایی که هستم با همان شرایط و امکاناتی که دارم.

    استاد عباس منش عزیزم از خداوند می‌خوام که اون اعتماد و یقینی که شما به قوانین داشتید رو در روح منم بِدَمه، از خدا می‌خوام تعهدی که شما داشتید رو به منم عطا کنه ، از خدا می‌خوام اعتمادی که به درستی قوانین داشتید و دارید رو در منم شعله ور کنه ، من تمام تلاشمو میکنم تا در طول روز ،از طریق آگاهی های این سایت ورودی مناسب به ذهنم بدم و بعد این آگاهی هارو به شکل کاربردی در زندگیم استفاده کنم و کنترل ذهن داشته باشم و مراقب احساس خوبم باشم ، بعد نتایج حتی خیلی کوچک رو تحسین کنم و دائم به خودم یاد آوریشون کنم و ادامه بدم و استمرار داشته باشم و دراجرای قوانین مهارت کسب کنم و هوشمندانه ارتباط بین نتایج و طرز تفکر و رفتار مو ،پیدا کنم و هی تصحیح مسیر کنم .

    خوشحالم که این آگاهی بهم رسید که اگر در مسیر درست بمونم و نتایج پایدار بگیرم هرگز یک شبه سقوط نمیکنم چون در ذهنم تغییرات بنیادین ایجاد کردم

    واین خبر خوبیه برام که، وقتی رو خودم کار می‌کنم از همون جایی که هستم و همون کاری که انجام میدم ضعیت شروع می‌کنه به بهتر شدن و هر چقدر بیشتر مقاومت‌های ذهنیم شکسته می‌شه موهبت‌های بیشتری به سمتم میاد.

    استاد اون مثال پیر زن نحیف و گوساله رو خیلی دوست داشتم ،هم قانون تکامل رو بهم یادآوری کرد هم قدرت استمرار رو سپاسگزارم که با مثال های عالی ، قوانین رو بهتر برامون جا می‌ندازید

    بازهم سپاسگزارم از شما که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    وسپاسگزارم از دوستان عزیزم که دراین مسیر همراهم هستند

    انرژی فوق‌العاده تون بهم میرسه

    دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ابوذر آزادبخت گفته:
    مدت عضویت: 871 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی

    امروز میخوام در مورد نتایج پایدار کار جدیدم بنویسم و مدار تکاملی که دارم طی میکنم

    الان توی سومین ماه هستم که وارد کار عینک فروشی شدم یکی از باور هایی که همکارانم دارند اینه که باید پوستت کنده بشه تا مشتری ازت بخره و به سختی میشه بهشون عینک بفروشی ولی من از روزی که اومدم با این باور شروع کردم که به راحتی و به سادگی میتونم به مشتریان عینک بفروشم

    تو دو ماه اول این رو امتحان کردم و چون پیش زمینه ای نداشتم و داشتم رو خودم کار میکردم دیدم داره جواب میده حتی ماه دوم تو یه روز من 20 میلیون فروختم که همه داشتن شاخ در میاوردن حتی دوست خودم و وقتی ازم پرسیدن در جواب فقط یه چیز گفتم اینکه من باور دارم که براحتی میتونم بفروشم تو ماه سوم که وارد شدم برای خودم تارگت گذاشتم که این ماه 50 میلیون بفروشم از روز اول ماه که واضح اعلام کردم تا امروز که هنوز به وسط ماه نرسیدیم 43 میلیون براحتی فروختم و تا پایان ماه خدا میدونه که چقدر میفروشم

    چند تا نتیجه از این کار دارم متوجه میشم :

    1 >واضح اعلام کردن خواسته ام به جهان هستی و اقدام عملی همراه با ایمان

    2 >ساختن باور درست در مورد خواسته ای که داشتم و دارم مبنی بر اینکه من به راحتی میتونم بفروشم

    3 >استمرار در کنترل ورودیها باعث شده که من در بیشتر اوقات احساس خوبی داشته باشم و باعث بشه اتفاقات خوبی برام بیفته

    4 >متعهد بودنم به آموزشها و نا امید نشدن در مورد نتایج کوچک مخصوصا در مورد تمرین ستاره قطبی که صبر و استمرار میخواد

    و در آخر میخوام بگم که اصل و اساس همه چیز که من تا اینجا دریافت کردم اینه که احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و احساس بد مساوی اتفاقات بد و اگر من تنها مفهوم یک اصل مهم رو درک کنم تمام زندگی من متحول میشه

    چون خود جهان هستی هم با این فاکتور با ما در ارتباطه یعنی اگر احساست خوبه داره بهت میگه خوبه و همین رو ادامه بده تا اتفاقات خوب بیشتری برات بیفته و اگر احساست بده داره بهت هشدار میده که توقف کنی چون در صورت ادامه دادن باید منتظر اتفاقات بد بیشتری باشی بنابراین ما همیشه میتونیم با توجه به احساسمون که استاد همیشه میگه بفهمیم که به چه چیزی داریم توجه میکنیم و و برای این کار باید همیشه از خودمون این سوال رو بپرسیم که ” من الان چه احساس دارم ” هر جوابی که در جواب این سوال مهم بیاد مشخص میکنه که ما آیا به خواسته ها و چیزهایی توجه میکنیم که دوست داریم یا به نا خواسته ها و چیز هایی که دوست نداریم

    و نکته پایانی اینکه چیزی که باعث میشه یک باور جدید هر روز قویتر و قویتر بشه همین نتایج کوچکی هست که ما در اوایل میگیریم و این طوری ذهن ما بهتر و راحت تر قبول میکنه

    در آخر میخوام از استاد و خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که در فضای درجه یک این سایت به ما این فرصت رو دادن که در کنارشون آموزش بگیریم و رشد کنیم

    ممنونم که کامنت من رو خوندین

    امیدوارم هر کجا هستین شاد و موفق و سربلند باشین

    تا رد پای بعدی

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    درود بر استاد بزرگوارم جناب عباس‌منش گرامی و بانو شایسته‌ی عزیز که این فایل‌ها را با شکیبایی و پیوستگی برای خود و ما آماده کرده‌اند و یکایک دست‌اندرکاران سایت الهی عباس‌منش و همه‌ی عزیزان همراه و هم‌فرکانسم

    ای والله استاد، من هم مدت‌ها بود که در کسب و کارم دچار رکود شده بودم. اوائل فکر می‌کردم که دارم درجا می‌زنم ولی بعد فهمیدم که درجا زدنی وجود ندارد بلکه من دارم عقب میرم و پایین میرم. مدت‌ها کارهام شده بود همون کارهای روزمره و تکراری. با این که زیاد کار می‌کردم ولی کارم بهره‌ای نداشت. تا اینکه با هدایت الله به سوی محصولات شما و به‌ویژه محصولاتی مثل دوره‌ی آفرینش و احساس خود ارزشمندی و روانشناسی ثروت سه هدایت شدم و حالا هم تو این بخش هستم و کلا دارم آرام آرام می‌فهمم که باید هر کاری را با طی کردن مراحل تکاملی‌ام انجام بدم. من پیش از این خیلی عجول بودم و می‌خواستم که یک شبه ره صد ساله را برم و هر بار هم به عقب می‌رفتم و اوضاع بدتر از بدتر میشد. حالا دارم آرام آرام می‌فهمم که نباید عجله کرد و باید گذاشت که نتایج تثبیت بشن! حالا دیگه دارم آرام آرام می‌فهمم که هرچه هست، همون قوانین الهی توحید و توجه و تمرکز به اهدافه که من را به نتیجه می‌رسونه و بس! و دیگه دنبال راه دیگه‌ای نیستم.

    پیش از این‌ها، زود یه کار را رها می‌کردم ولی حالا اونقدر ادامش میدم که در هنگام مناسبش به نتیجه‌ی مطلوب برسه.

    واقعا خدا را شکر می‌کنم برای این نعمت!

    منم فیلم راز را خیلی سال پیش دیده‌ام ولی اون موقع نفهمیدم که چی دیدم و تنها ادعای این را می‌کردم که آره همه چیز دست منه و همه چیز را من با افکارم کنترل می‌کردم ولی، چیز خاصی برام پیش نیومده بود چون اصلا نمی‌دونستم که باید روی خودم کار کنم و باید کانون توجهم را در هر شرایطی تنها روی خواسته‌هایم متمرکز کنم. البته نباید بی انصاف باشم! بالاخره آغاز تحول من از همون زمان بود. گرچه که من خیلی کند پیش رفتم و البته که تجربه‌های تلخی هم داشتم ولی حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم که اگر اون روزها نبودن، من اینجا نبودم! با این حال، اون روزا بودن چیزهایی که برای من با افکارم به شکل آگاهانه پیش میومدن. مثلا یادم هست که من باید کاری را برای یکی از همکارانم انجام می‌دادم ولی، نتونسته بودم که انجامش بدم. توی قطار به سمت تهران و تنها توی کوپه نشسته بودم که بلند شدم و با صدای بلند روبه آیینه‌ی کوپه ایستادم و گفتم: آقای مهندس … شما به من زنگ می‌زنی و میگی که برات کاری پیش اومده و نمی‌تونی که من رو ببینی و از من معذرت می‌خوای و من هم با ادب، قرار دیگری با شما می‌گذارم! و باورتون نمیشه، پانزده دقیقه بعد همین شد و خودم هم دهانم باز موند! چند بار دیگر هم این کارها را مردم ولی نمی‌دونستم که این کارها تظاهر و نشانه‌ی افکار تغییر کرده‌ی منه و اگه باورهام را عوض کنم، اگه ورودی‌هام را فیلتر کنم، می‌تونم زندگیم را تغییر بدم و اونجوری که می‌خوام بسازمش!

    ولی حالا دیگه این‌جوری نیست! درسته که نتایجم نسبت به خیلی‌ها شاید چشم‌گیر نباشه ولی دارم می‌بینم که همه چیز داره با افکارم که کنترل‌شون می‌کنم، شکل می‌گیرند. دارم می‌فهمم که همه چیز داره با کنترل ورودیهام و ساختن باورهای نامحدود و مثبتم این‌جوری که می‌خوام شکل می‌گیره و جوری کارهام داره پیش میره خدا را شکر که، گاهی باورم نمیشه که خدایا چه جوری این‌جوری عالی پیش می‌ره و چندین برابر آنچه که انتظار داشتم نتایج خوبی به‌دست میارم. گاهی میشه که شیطان میاد سراغم و من رو وسوسه می‌کنه که خودم را شایسته‌ی این نعمات و برکات روزافزون الهی ندونم. مثلا دیروز برای پرزنت یکی از همکاران قدیمی رفته بودم که دیدم ایشان چند نفر دیگه از دوستانش که با هم در یک بنگاه مسکن کار می‌کنند را هم برای پرزنت آماده کرده است. خدایا یک آن، داشتم اسیر حس کم ارزشی می‌شدم که خدا من را هدایت کرد و بهم گفت: هی بچه! این نعمت منه! درکش کن و بگیرش! منم گفتم چشم و کار انجام شد! همین شکل اتفاق هم باز شب گذشته و درست چند ساعت پس از آن پرزنت دیروز صبح برام روی داد و باز هم داشتم متعجب می‌شدم که باز هم خداوند من را هدایت کرد و کار به خوبی پایان پذیرفت.

    خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.

    همه چیز هنگامی که بنیادی باشد و سنگ‌های بنا را یکی یکی و بدون شتابزدگی بچینی است که دیرپای خواهد بود و اگر هم همیشه از آن نگاهبانی نکنی و گاهی هم چون انسان هستیم خطا کنیم، برجای می‌ماند و بنایی ماندگار می‌شود. همچون شاهنامه‌ی فردوسی که گفته است:

    پی افکندم از نظم کاخی بلند

    که از باد و توفان نیابد گزند

    این‌جوری باشه خوبه؟ یا این‌که با شتاب و عجله بخوای ره صد ساله را یک ساله بری و آخرش سر از ناکجاآباد درآوری؟ همه دوست داریم که سرانجامی خوش داشته باشیم و حتا اگر هم به قول دوست‌مان که از استاد پرسیدند که اگر ثروت‌تان را از دست دهید چه می‌کنید؟ پاسخ را استاد بزرگوارمان دادند و به بهترین شکل گفتند که اگر بنا را بنیادی ساخته باشی! دوباره بنا کردن آن بر روی زیرساخت و پی مستحکم کاری ساده و آسان است چون تنها نیستی و دادار هستی با ماست!

    از صمیم قلب برای خودم و همه‌ی شما عزیزان از درگاه خداوند یگانه‌ی بسیار بخشاینده و بسیار مهربان که تنها فرمانروای جهانیان است بهترین‌ها را آرزومندم.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    عرفانه تیموری گفته:
    مدت عضویت: 2869 روز

    سلام و خداقوت ب همه دوستان و استاد عزیز و خانم شایسته محترم و دوست داشتنی.

    میخاستم جواب سوال رو بدم.

    سوال:حالا ک میدانید نتایج پایدار یک روند تکاملی است و یک شبه اتفاق نمیفتد،بلکه بااستمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد میشود،درلحظاتی ک ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید،به چ شکل میخواهید انگیزه های خود رابرای استمرار دراین مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان،پای شمارا بلرزاند؟

    جواب:بذارید ازینجا شروع کنم.من چندسالی هست ک عضو این سایت هستم.حتی دوره کشف قوانین رو هم تهیه کردم ولی واقعا این مهم نیست ک چندسال هست عضوی بقول استاد مثل کسیکه باشگاه ثبت نام میکنه ولی فقط ثبت نام کرده و هیچ تمرینی نداشته،منم همینطور بودم.اصلا این حرفارو قبول نداشتم.حتی دوره رو هم نصفه نیمه گوش کردم و دیگه رفتم پی کارم.گاهی میومدم ی سرکی میکشیدم و دوباره میرفتم.

    تااینکه5ماه پیش واقعا تصمیم گرفتم ک باور کنم. دقیقا استاد توی فایل مقدمه فکر میکنم بود ک گفتند اگر باور کنید….

    و من تصمیم گرفتم یکبارم ک شده باور کنم حرفای استاد رو.باخودم گفتم حالا ضرر ک نداره.سعی کن باور کنی و فعلا فقط گوش کن ببین چی پیش میاد. و واقعا تصمیم گرفتم اینبار باور کنم.چون این حرف استاد ک گفتند اگه باور کنید خیلی بدلم نشست.متوجه شدم اصلا کلا من از قدم اول مشکل دارم.مشکل من در باور نکردن بود.آخه مگه میشه یکی اصلا از بیخ و بن حرفای ینفرو قبول نداشته باشه و هی برچسبهای مختلف ب طرف بچسبونه ولی از اون طرفم بخاد شاهد نتایج باشه؟

    واسه همین در درجه اول مهمه ک ابتدا این حرفها رو قبول داشته باشیم و باورش کنیم.استاد رو باور کنیم.مسیرش رو باور کنیم.نتایجش رو باورکنیم و درنهایت آموزه هاش رو.

    و برای منم این مسیر و همین نتایج خیلی ریز از اون لحظه ای شروع شد ک تصمیم گرفتم حرفای استاد رو باور کنم.این قدم اول برای من بود.ک اگه سالهاپیش ک دوره رو خریدم توی مداری میبودم ک باید،الان کلی جلو بودم ولی خب اشکال نداره.

    بعداز قدم اول دیگه شروع کردم ب گوش دادن فایلها.اینبار جدیتر.اصلا قابل قیاس باچندسال پیش نیست.وقت و تمرکز گذاشتم روی فایلها و و بعدشم انجام تمرینها.یعنی یادمه وقتی تعهد رو نوشتم داخل دفترم ی انرژی خاصی اومد تو وجودم ک جنسش متفاوت بود.این انرژی انگار بطور نامحسوس این وعده رو بهم میداد ک اینبار همه چی فرق میکنه.همین مسیرو برو.

    شروع کردم تمرینهارو انجام دادن.ب مدت فقط شاید 4ماه من فقط فایل جلسه اول رو گوش میکردم و تمرین کدنویسی رو انجام میدادم.آخه با انجام این تمرین شروع شد خیلی خیلی زود نتایج ریز و درشت برام اتفاق افتاد.همون نتایج ریز هم ب ظاهر ریز بود ولی برای من خارق العاده بود.

    چون هی کمکم میکرد ک برام قانون باورپذیرتربشه چ قانونی؟اینکه من خودم خالق شرایط و اتفاقهای زندگیم هستم.این توانایی هست ک خداوند از روی عدالتش به همه داده.همه این قدرتو دارند.

    پس همینا باعث میشد بااینکه نتیجه ی خاصی ک حالا از اول کار مدنظرمن بوده مثل شرایط مالی یا خونه و ماشین و اینا ولی ناامید و مایوس نشم. بااینکه توی این مدت ک الان 5ماه گذشته هیچ پیشرفت فوری و آشکاری ندیدم،ولی تاالان ک انگیزه هامو دارم و شک و تردیدی ب سراغم نیومده.یعنی میدونی موضوع چیه؟ یجورایی پر این آموزه ها و انرژیش آدمو میگیره.انگار دیگه آدم راه دررویی نداره.دیگه هر کاریم بکنی،نمیتونی پسرفت داشته باشی.فقط باید پیش بری.با تمرکز گذاشتن،با همون درکهای نصفه نیمه ای ک بدست آوردی و حالا باید روزانه کوچولو کوچولو توی زندگیت،توی روابطت،رابطه باخودت دیگران باخدا، توی کسب و کارت،توی مسایل مالیت،توی سلامتیت اجراشون کنی.عجله ای هم نیست. البته ک هرچقدر وقت و تمرکز و انرژی بذاری نتایج هم ملموس تر و اعجاب انگیز تر و بزرگتر میشه.

    من همه ی عمرمو فقط حرص دیگران رو خوردم. حرص همسر بچه خواهر برادر پدر مادر. همش گفتم اونو چیکارکنم.برای اون یکی چ قدمی بردارم.

    شام اون یکی چی میشه.ناهار اون یکیو چی بپزم. کی خونه رو نظافت کنم.یکم ک بچه هام بزرگتر شدند حالا چیکارکنم ک سنار پول دربیارم خرج بچه هام کنم.نیازهاشونو برطرف کنم. و…

    و عملا هیچ کار خاصی واسه رشد خودم دل خودم عشق خودم نکردم.البته بجز رانندگی شنا و کوهپیمایی ک اونم دیگه بجز رانندگی سالهاست ک انجام نشده.واسه همین ترجیح میدم بجای اینکه وقت بذارم و هی از بالا تا پایین خونه رو بسابم،وقت بذارم واسه فایل گوش کردن و کامنت گذاشتن و تمرین انجام دادن.اینه ک بقول استاد مهدی خانی ک استاد دانشگاهی استاد عباسمنش بودند،این آموزه ها هم بدرد دنیای من میخوره هم آخرتم.

    پس سعی میکنم همین نتایج کوچک رو ببینم.همینا باعث میشه انگیزه هام واسه ادامه حفظ بشه. و تردید نکنم.

    من هنوز خیلی راه هست ک باید طی کنم.خداروشکر ک این مسیرو قبلا استاد رفتند و کار واسه ماها خیلی راحتتر شده.

    ممنونم و شاکر خداوندم ک این مسیر رو روزی من قرار داد و سپاسگذارم از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دلسوز.

    دوستتون دارم.عرفانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Ocean گفته:
    مدت عضویت: 574 روز

    سلام بر مریم جان و استاد عزیزممم

    دیروز یه معجزه‌ای برام رخ داد و واقعا دیدم تمرکز چه می‌کند. خدا جون من فقط دو روز رو فایل ها و پروژه با تمرکز کار کردم و تو جهانی طراحی کردی که انقدر سریع پاسخ میده. همون جوری که استاد تو جلسه اول دوره آفرینش میگه شما از همین امشب باید منتظر معجزه باشید، نشانه ها وارد زندگیتون میشن.

    استمرار استمرار استمرار تنها کلیدی که هست همینه. فقط باید ادامه بدی، به تمرینات، گوش دادن فایل ها، عمل به قوانین، پیدا کردن زیبایی ها، تمرکز بر خواسته ها تا جهان روی خوشش را به تو نشان بده تا وارد مدار های بالا و بالاتر بشی که هر روز موقعیت های بهتری رو تجربه کنی و تایید نشانه های کوچک تو رو میرسونه به نتایج پایدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1148 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    خدایا شکرت که من لایق دریافت بهترین نعمت وثروت وزیبایی ها در این مسیر الهی هستم

    مهمترین موضوع در رسیدن به خواسته ها کنترل ورودی ها و تمرکز روی خواسته و ساختن باورهای مناسب اون خواسته وقتی با ایمان خالص این موضوع را درک کردم دیگه وقت عمل به این آگاهی ها بود در این مدت عضویت من در این سایت الهی اولین نتیجه آرامش درونی بود که‌ به‌ صورت تکاملی به اون آرامش درونی رسیدم و حالا حالاها باید روی اون باور های جدید کار کنم‌ تا این باور ها جزو شخصیت من بشوند

    امکان دارد در این مسیر الهی گاهی هم خسته و دلسرد شده باشم ولی باز هم خداوند دستم گرفت و در این مسیر گذاشت والان با کلی نتیجه در این مسیر الهی حرکت می کنم

    مهم ادامه دادن و استمرار در این مسیر الهی است

    و با ایمان کامل حرکت کردند و کنترل احساسات درونی خودم و تمرکز روی زیبایی های اطرافم

    عزت نفس مهمترین عامل پیشرفت درونی است من در این مدت با کار کردن روی احساس لیاقت و عزت نفس کلی باور های جدیدی در وجودم ساختم و خودم را لایق بهترین نعمت ها و ثروت ها می‌دانم

    وقتی که من راه را از چاه شناخته باشم هر وقت در مسیر جاده خاکی بیفتنم فوری تشخیص می‌دهم وفوری به مسیر درست برمی‌گرددم وبا نتایجی که از قبل گرفتم به ذهنم ثابت می‌کنم که این مسیر سعادت دنیا و آخرت منه البته که باید با طی کردن تکامل به این نتایج رسیده باشم

    پذیرفتن این آگاهی ها بستگی به آمادگی ذهنی ما دارد و آمادگی تعقیر دارد با کار کردن روی باورهای مناسب بهترین نتیجه را می‌گیریم

    تمرکز و عشق و باور های مناسب من را به اهدافم می‌رسونه نه مدت عضویت من

    تکامل با کار کردن روی باورهای مناسب و با همون وضعیت کا داریم بعد که به حد کافی باور های نهادینه شد در ذهنم خداوند منو هدایت می‌کنه به سمت وسوی خواسته هام هیچ چیزی را نباید تعقیر داد من این وضعیت را الان در زندگیم درک می کنم چون‌ که وضعیت الان من هیچ ربطی به سه سال پیش من نداره

    بزرگترین سرمایه‌ی من کار کردن روی احساس لیاقت و احساس خود ارزشمندی است و هرچقدر من خودم را لایق بهترین نعمت ها بدانم جهان هستی هم به همان اندازه منو لایق نعمت و ثروت می‌داند

    الان من هم درک می کنم به بهترین کاری که من باید روی خودم انجام بدم لذت بردن از زندگی و سپاس گزاری به خاطر نعمت هایی که خداوند به من اهدا کرده و هرروز مواظب احساسات درونی خودم باشم وبه هرشکل خودم را به احساس آرامش درونی برسونم چراکه که در این احساس به خداوند نزدیک ونزدیکتر می‌شوم و نزدیکی به خداوند هم رسیدن به خواسته هام هست

    باور های توحیدی را تقویت می کنم و روی باورهای ثروت و فراوانی کار میکنم و بزرگترین باور فراوانی وثروت این است که معنوی ترین کاره جهان ثروتمند شدن است چراکه هر چقدر من ثروتمند شوم به خداوند نزدیک ونزدیکتر می‌شوم

    مهمترین موضوع عشق و علاقه وتمر کز و استمرار در مسیر درست است

    مهمترین نتیجه در این مسیر احساس آرامش درونی است وقتی که احساس خوب داشته باشیم لاجرم به خواسته های خودمون هم میرسیم

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها

    تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    زهرا علیپور گفته:
    مدت عضویت: 1257 روز

    به نام خداوندی که هر لحظه درحال اجابت ودریافت خواسته های ماست

    سلام بر اساتید عزیزم

    سلام بر دوستای عزیزم

    من کاملا خالق زندگی خودم هستم ومسئولیت تمام زندگیم را میپذیرم

    این رو اگر درک میکردم و اگر باورش کرده بودم هیچ وقت جایی برای ناامیدی باقی نمیموند استاد

    اگر من باتمام وجودم باورش کرده بودم سریع ناامید نمیشدم وقتی شما میگید حتی کوچکترین اتفاق که بیوفته اون نشانه ست برای امید بیشتر

    وقتی مریض نمیشی وقتی به یکی فکر میکنی واون آدم سرراهت قرار میگیره وقتی مشتری بهتری سررهات قرار میگیره وقتی اتفاقات بزرگ رخ نداده به این معناست که من خوب رو خودم کار نکردم

    این اتفاقها دقیقا توی زندگی من داره میوفته ومن وقتی سریع فراموش میکنم دلیل براینه که هنوز مدارهای مغزی من قوی نشدن هنوز اون باورها رو باور نکردم پس امروز نگاه میکنم به این مدت که بااستاد هستم از اولین روزهایی که وارد سایت شدم و شروع تمارین وقتی سریالها وسفره ها رو نگاه میکردم بعد یه مدت برام یه سفر چند روزه جور شد ماشین نداشتیم وماشینم یه نفر بهمون داد ما به یه سفر رفتیم و بدون هیچ هزینه ای چون بقیه هزینه ی جا رو داده بودن وما بعنوان مهمان دعوت شدیم

    اینقد این سفر فوق العاده بود وخوش گذشت که نمیدونم چطور توصیفش کنم

    ما دوباره بعد چند ماه یه سفر دیگه رفتیم وباز هم ماشین یک از دوستان رو به ما دادند و ما یه سفر 2 خانواده یی رفتیم و باز هم این سفر بسیار فوق العاده بود وبسیار خوش گذشت هزینه ی بسیار پایین ولی با یه گروه فوق العاده

    وبالاخره زمانش رسید وخودمون ماشین خریدیم یه ساینای بسیار زیبا که اونم کار خدا بود وبا هدایت های خدا به یک فروشنده ی بسیار عالی برخوردیم که ماجراش طولانیه و ما از وقتی ماشین رو خریدیم کلی سفر دیگه رفتیم اطراف شهرمون و خود شهرمونو گشتیم و سفر به جنوب وسفر به شمال واقعا نمیدونم چی بگم چون وقتی فکر میکنم طی این مدت تمرکز بر زیباییها مارو به زیباییهای بیشتر برد وخوشی های بیشتر من درطی این همه سال شاید هر چند سال یکبار یه سفر میرفتیم ولی طی همین 700 روز آشناییم با استاد کلی سفر های کوچک وبزرگ رفتیم که یاداوریش حالمو عوض کرد

    کلی مهمونیهای شاد داشتیم و همیشه خودم سعی میکنم به پارکهای مختلف برم و از داشتن همچین فضاهایی شاد باشم وشاکر خداوند باشم وبزودی هم برنامه ی یک سفر فوق العاده رو داریم که میدونم بزودی مهیا خواهد شد

    وقتی نشانه های بسیار زیادی رو میبینی چراباید ناامید بشیم قضیه همینه فقط باید ادامه بدیم جواب میدهد ومن باید بیشتر کار کنم قانون همینه من باید ضربه ی ایستگاهی بزنم وقتی میفهمی بهتر شدی باید بیشتر تکرارش کنی تا به نتیجه ی نهایی برسی

    تمرکز برروی زیباییها وخواسته ها تورو به هدفت میرسونه .

    وتازه داریم ماشین دوممون رو میخریم پیش خریدش کردیم وتا چند ماه اینده بدستمون میرسه

    تاهمین الان که اینا رو نوشتم خودم متوجه شدم که چه تغییرات بزرگی داشتیم و این تغییرات رو ذهنم کوچک کرده بود به خاطر اینکه داشت منو مقایسه میکرد با استاد با بچه های دیگه که طی یه مدت نتایج مالی بزرگی گرفتند ولی الان تونستم جلوی پیشرفتشو بگیرم وبگم آقا این همه نتیجه درعمل کردن وآرام بودن وتوجه نکردن به بقیه و تکرار بوده واگر همین روش رو انجام بدم ومهارت کسب کنم قطعا نتایج بزرگتریم خواهم گرفت .

    همین حالا تازه یاد گرفتم که چطور هدایت ها رو درک کنم و بدونم که با چه روشی از هدایت استفاده کنم

    مثلا یه روز که خیلی ناامید بودم توی ستاره قطبی نوشتم

    خداجوون امروز که دارم میرم محل کارم اگه قطعا این مسیر برام درسته تو تمام چراغ راهنماییهای سررهم رو به محض رسیدنم سبز کن .

    باورتون میشه همه سبز بودن اینقد خوشحال بودم که خدا باهم حرف زده و تا چند روز همینطور بود هنوزهم دربیشتر مواقع به چراغ سبز بر میخورم ولی چون عادی میشه انگار ذهن شروع میکنه به حرف زدن و دوباره ناامید کردنت .

    مگه خدا به چه روشی باید بهمون ثابت کنه که دارم بهتون مسیر وراه رو نشون میدم پس وقتی تو دچار گفتگوی ذهنی میشی ومسیر رو گم میکنی دیگه مقصر خودتی .

    اینقد اتفاقات ریز ودرشت توی این مدت توی ذندگیم افتاده که اگه به یاد بیارم وبنویسم یه کتاب میشه ولی اینکه از نوشتن فاصله گرفته بودم این خودش یه ضعف بود وحالا تصمیم گرفتم با بیاد اوردنش جلوی ذهنم رو بگیرم .

    جابجایی سالنم دربهترین زمان ومکان اتفاق افتاد .

    جابجایی خونمون دربهترین زمان ومکان اتفاق افتاد

    یه جای بسیار ساکت و یک خونه ای بسیار عالی با یک صاحب خونه ی فوق العاده هرروز طلوع خورشید رو میتونم از اتاق خوابم روی تختخوابم ببینم همین چیزی که هرروز از خدا میخواستم به طرزشگرفی وارد زندگیم شد

    که هرکدوم رو باید به جداگانه بیام وبنویسم ویادآوری کنم به خودم .

    صاحب کسب وکار خودم هستم صاحب اعتبار دربین مردم هستم

    بسیار انسان هایی شکل خودم رو جذب کردم و به قول استاد جهان سرشار از انسان های نازنین ومهربان است که از هرجهت به من کمک میکنند .

    پروردگارم ای که هرآنچه دارم از ان توست

    بینهایت تورا سپاس بابت این مسیر زیبا توحیدی بابت این مسیر مستقیم بابت استاد نازنینی که سرراهمون قراردادی و هر لحظه داره مسیر رو بهمون نشون میده و این لطف ومحبت توست که شامل حالمون شده وتا پایان عمرمون این مسیر رو ادامه میدیم و عاشقانه تورا میپرستیم وازتو کمک میجوییم .

    دراین مسیر مارا به راه راست به راه کسانیکه به آنها نعمت داده ای هدایت کن .

    درپناه الله یکتا شاد سعادتمند سربلند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: