مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    203MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

395 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2144 روز

    سلام، عاشقتونم❤️

    ✔️من آدم احساساتی هستم و نمیتوانم در این مدار، تمام حرفهای شما را هضم کنم و در همین لحظه اجرا کنم، ولی با توجه به آموزشهایتان، کارهایی کردم که وضعم را کمی بهتر کرد. اینها با توجه به شرایطم ، خوب بودند، چون ایمانی که عمل نیاورد، حرف مفت است و حتماً ایمانی که کمی عمل بیاورد، خب، کمتر حرف مفت است!!😄

    ✔️باید زجر حذف شدن برخی ها را از اطرافم، حس میکردم و کردم. بعداً فهمیدم که این زجر، قسمتی از مسیر طی شدن تکاملم بوده. به مرور حس کردم که دیگر با این افراد صنمی ندارم. خاطراتم را هم با توجه به آموزشهای شما، بهشان زیاد توجه نکردم!

    ✔️من ارزشمندتر از این بودم که وقتم را برای بعضی از آنها تلف کنم! این را به سختی و کم کم باور کردم.

    ✔️برای بعضی چیزها و کس هایی که داشتم و دیگر ندارم، در لحظه از جانم مایه گذاشتم! به همین خاطر، افسوسی نمانده! و دلبستگی ، دیگر آزارم نمیدهد.این زندگی ای بود که به آن میبالم!

    همین! فعلاً سرم به همین روش گرم است! این لحظه بودن با عزیزانم، غنیمت است و بودن در آن، لذت بخش! وقتی به همسرم و بچه هایم میگویم: عاشقتم و آنها هم جوابم را با یک بوسه میدهند، میفهمم که خیلی بهتر از پارسالم هستم که برای کتکهای معلم دبستانمان هم نوستالژی میشدم!!🤣 کلا نوستالژی،در ۹۰ درصد اوقات بدجوری سرکاری است!

    عاشق تک تکتون هستم❤️🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3172 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان خیلی خوب

    یکی از پاشنه های آشیل من وابستگیه و همیشه در برابر تغییر مقاومت میکنم یا مثلا میگم اگر پیشرفت کنم نکنه از افراد نزدیکم دور بشم و خیلی مساله و فکرهای دیگه که ریشه ش وابستگی هست.

    مورد دیگه اگر افراد نامناسب دور و برمون هست حتما خودمون هم یه ایراداتی داریم. امروز تو این مساله مچ خودمو گرفتم و دلیل و جواب یکی از سوالاتم برام مشخص شد.

    من تو ذهنم همیشه سناریو می‌ساختم و بعدها فهمیدم این یه جور وسواس فکری هست و یه حالت اعتیادگونه یا شبهه اعتیاد داره و اراده و کنترل ذهن میخواد. از درمانش خسته شده بودم از خدا خیلی کمک خواستم مشاوره گرفتم ولی در نهایت خودم رو به خدا سپردم تا هدایتم کنه و مسیر رو بهم نشون بده و کمک کنه تا این مساله فکری که یه نشتی انرژی بزرگ هست رو درمان کنم و چند روزه که طبق ایده ای که به سمتش هدایت شدم دارم عمل می‌کنم و از خدامیخوام هممون رو به راه راست نعمتها و برکت ها هدایت کنه

    درباره اعتیادها و وابستگی های شیمیایی تا جایی که میشه نباید سمتش رفت باید اونقدر ازش ترس داشته باشیم که سمتش نریم چون بهای زیادی برای ترک اون باید پرداخته باشه اما با اینحال افرادی رو دیدم که میگفتن یه زمانی اعتیاد داشتن و بعد پاک شدن و تو زندگی پیشرفت کردند و خداروشکر که انجمنهایی درست شده که در این مسیر کمک میکنن. از خداوند میخوام به زندگی همه نور و عشق و برکت بده

    خدایا شکرت برای همه نعمت ها و برکت ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    دایان گفته:
    مدت عضویت: 1529 روز

    سلام وقتتون بخیر

    من نزدیک یک ساله از همسرم جدا شدم بعضی موقعها خیلی دلم براش تنگ میشد و میشه اما فرکانسش با من هم جهت نبود خیلی غمگین و تودار بود همیشه اهنگ غمگین گوش میداد با من دعوا داشت سر این موضوعات قوانین جهان بعضی موقعها دلم تنگ میشد الان داشتم استراحت میکردم ناخواسته خواستم بهش پیام بدم تصمیممو گرفته بودم که این کارو انجام بدم اما یاد استاد افتادم گفتم بزار برم سایت و نشونه امروز و ببینم خدا شاهده تا این نشونه برام اومد مات موندم راجب دلبستگی به کسی که با من هم فرکانس نیست استاد من عاشقتم مثله یه نور وارد زندگیم شدی خیلی خوشحالم که همسو با شما هستم و از اموزهاتون استفاده میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2777 روز

    به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باوها و افکارم

    با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها هماره بشم و از اونها برخوردار

    نکته ی اصلی این فایل چطور میتونیم وابسته نباشیم ؟

    و جواب استاد :

    گذرا دانستن زندگی

    فکر کردن به مرگ

    دیدن همه چیز از بعد فرکانسی

    و یادآوری این اصل که :

    همه ی چیزهایی که در ارتباط با ما هستن بواسطه باورها و فرکانس های مااتفاق می افتن

    اگر این اصل رو بفهمیم و بپذیریم دیگه به چیز خاصی نمیچسبیم

    و این تکته که :

    فهمیدن یک مساله با پذیرفتن اون فرق داره و وقتی تغییر ایجاد میشه که ما اون چیزی رو که فهمیدیم بپذیریم یعنی ی تغییری توی فرکانس ما ایجاد کنه

    اگر ما ان اصل بالا رو بپذیریم دیگه به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نمیشیم تا زمانی که هستن از وجودشون لذت میبریم و وقتی هم که میرن راحت میپذیریم و رها میشیم ازشون

    و نکته ی بعدی :

    دارایی های فیزیکی و قابل رویت و به اصلاح مالی نتیجه تکیه کردن بر دارایی های درونیه .نتیجه ی کار کردن روی توانایی های درونی و رشد و بهبود دادن اونهاست .وقتی این توانایی های درونی رشد کنن به اندازه کافی دیگه اینکه چقدر اون دارایی های فیزیکی هستن یا نیستن مهم نیست

    نمیدونم بگم چقدر این فایل متناسب بود با شرایطی که من در طول هفته ی گذشته تجربه کردم و خوشحالم که بگم فهمیدم که من متفاوت شدم نسبت به گذشته ی قبل از آشنایی با شما استاد

    موضوع اولش مربوط میشه به مساله مرگ :

    چند روز پیش یکی از افراد موفق و برجسته ی کشورمون که اتفاقا همسرشون هم همشهری و آشنای ما هست به رحت خدا رفتن اونم در سن پنجاه و خورده ای

    اولش که بگم من چون از مسایل مملکت بیخبرم این موضوع رو از طریق دیگران فهمیدم و خودم اصلا خبر نداشتم

    و بعدش دیدن واکنش مردم بود .دیدم همه وقتی این اتفاقه افتاد انگشت حسرت میگزیدن به قول اهل ادبیات که وای چرا این اتفاق افتاد و هنوز زود بود و حیف بود

    و از این بدتر هم ی دسته بودن که سعی میکردن از این حد فراتر برن و از دید منفی به این قضیه نگاه کنن و تیر حملشون رو ببرن سمت پزشک ها که چرا باید همچین اتفاقی بیفته و اونا مقصرن

    و حتی عده ای از این هم فراتر رفتن و میگفتن آقا خودشون کشتنش و از این حرفا

    اما برای منی که دارم روی خودم کار میکنم و دارم تلاش میکنم قوانین رو درک کنم عجیب بود این حرفا

    من همون لحظه ای که خبر فوت ایشون رو شنیدم گفتم خداوند رحتمتشون کنه آدم موفقی بودن و هون لحظه به این فکر کردم که مساله مرگ چیزیه که برای همه اتفاق می افته و فرقی نمیکنه تو کی باشی و کجا باشی و چکار کنی .مهم اینه که خوب زندگی کرده باشی و لذت برده باشی از این فرصت کوتاهی که داده شده وبقول استاد زندگی این دنیا عین ی مهمونی که بعضی ها زود میان و زود میرن یعضی ها دیر میان و دیر میرن بعضی ها زود میان و دیر میرن و بعضی ها دیر میان و زود میرن

    مهم اینه که توی همون مدتی که توی این مهمونیه هستیم شاد باشیم شادی که از درونه شادی که بواسطه اتصال با اون منبع دورنیه نه شادی که بواسطه نوشیدن ی ماده ی بیرونی و امثالهم

    اگر این دید رو به مرگ داشته باشیم اونوقت بقول استاد مشتاق به رفتن و برگشتن به اصل و منبع خودمون میشیم و با آغوش باز میپذیریم چیزی ظاهری رو به اسم مرگ

    مساله دومی که برای من اتفاق افتاد :

    مربوط میشه به رابطه ای که در اون هستم رابطه ای که اون اوایل اونقدر وابستگی توش شدید بود که جز زجر و سختی چیزی توش نبود و دلخوری و ناراحتی و ……

    اما بواسطه ی آگاهی هایی که در مدت این 3 سال از استاد کسب کردم که ایشون هم ی کانال ارتباطی هستن بین من و خدای من که از طریق ایشون این آگاهی ها رو دریافت کنم (همون چیزی که استاد در مورد پیامبر میزنن)

    از میزان اون وابستگی خیلی خیلی کم شده ولی از اون جایی که توی روابط این پاشنه آشیل منه و بقول استاد پاشنه آشیل ها همیشه باید روشون کار بشه و گرنه دوباره سر باز میکنن دیروز همین مساله داشت ی کم ذهنم من رو به هم میریخت اما امروز صبح قبل از اینکه این فایل بیاد و زمانی که داشتم قدم هشتم رو کار میکردم با مرور حرفهای استاد در مورد عدم وابستگی اونقدر آروم شدم که حس و حال عالی پیدا کردم البته این رو هم بگم که دیگه اون دیدگاهای قبلم در مورد روابط رو ندارم و الان چه این رابطه ادامه پیدا کنه و چه تموم بشه خیلی راحت تر میپذیرم و میتونم رد بشم

    اومدن این فایل امروز تاییدی بر حال خوب من بود و تاثیر آگاهی های استاد

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    ی درخواستی هم داشتم از مریم جان :

    من توی دوره سلامتی با وجود اینکه تمام نتایج توی همون دو هفته اول ظاهر شدن اما لاغر شدن بیش از حد صورتم من رو نگران و ی کم بی انگیزه کرد اما توی این چند فایل اخیر دیدم که شما صورتتون اصلا لاغر نشده و تازه قشنگ تر هم شدین .منم پوستم خیلی شفاف و یکدست شده اما خیلی چروک شده اگر ممکنه بگین چکار کردین که صورتتون لاغر نشده چون من هم تقریبا هم وزن شما هستم و اندامم هم مثل شما شده اما صورتم خیلی خط انداخته و چروک شده

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2696 روز

    به نام الله هدایتگر

    گام بیست و سوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    نه اسفند هزار و چهارصد و سه

    سلام می‌کنم به همه عزیزانی که این دیدگاه رو می‌خونند.

    وقتی عنوان این جلسه رو خوندم بسیار خوشحال شدم و به این فکر کردم که چقدر این سایت کامل و جامع هست و چقدر خوبه که استاد عباس منش در مورد همه جنبه‌های زندگی به ما آموزش می‌دن.

    اگه بخوام یه ذره هنری‌تر بگم باید بگم که «استاد عباس منش دارن زندگی کردن رو به همه ما یاد میدن» و این بی‌نهایت زیبا ارزشمنده و من رو مصمم‌تر می‌کنه تا بیشتر در این سایت وقت بگذرونم و خودم در این آگاهی‌ها غرق کنم.

    و اما بریم سراغ نکاتی که از این فایل یاد گرفتم و برام جالب بود:

    • فکر کردن به مرگ و گذرا بودن دنیای مادی بسیار می‌تواند به وابسته نشدن ما کمک کند.

    • باید همواره به یاد خود بیاوریم که در این دنیا هیچ چیز دائمی نیست.

    • از راه‌هایی که می‌توانیم به افراد وابسته نشویم این است که انسان‌ها را در بُعد فرکانسی ببینیم ، یعنی بدانیم انسان‌هایی که هم اکنون با آنها در ارتباط هستیم کسانی هستند که در این مدار با ما ملاقات می‌کنند و به محض اینکه ما مدارمان را تغییر دهیم ، این انسان‌ها از دایره مدار ما خارج می‌شوند و انسان‌های جدید ، در مدار جدید با ما ملاقات خواهند کرد.

    • اصلی‌ترین دارایی‌های ما مالی نیستند.

    • به تعدادی از دارایی‌های اصلی‌مان اشاره می‌کنم ؛ توانایی‌های ما در یادگیری حل مسئله، کنترل احساسات، توانایی ما در بهتر کردن خودمان، جسارت، توانا بودن در ساختن روابط، توکل به خداوند، باور به خداوند و به طور کلی هر چیزی که درونی باشد.

    • شمردن دارایی‌ها کاری بیهوده است چون تمرکز ما را روی آنها قرار می‌دهد ، این تمرکز ، محدود بودن دارایی‌ها را به ما یادآور می‌شود که ریشه آن احساس بد است. همچنین باعث می‌شود آرزوها و رویاهای خود را محدود به میزان دارایی‌های مالی خود کنیم.

    این هم رد پای من در بیست و سومین گام از این پروژه ارزشمند.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1518 روز

      چقدر قشنگ نوشتی حسینی ترین نرگس دنیا ،

      • شمردن دارایی‌ها کاری بیهوده است چون تمرکز ما را روی آنها قرار می‌دهد ، این تمرکز ، محدود بودن دارایی‌ها را به ما یادآور می‌شود که ریشه آن احساس بد است. همچنین باعث می‌شود آرزوها و رویاهای خود را محدود به میزان دارایی‌های مالی خود کنیم.

      تمرکز روی دارایی ها نشون دهنده اینه که محدوده ، وای خیلی خوب بود انگار ما همش داریم میگیم وای نکنه تمام بشه دقیقا هم‌همینه من هرموقع تمرکز میکنم و حساب کتاب میکنم اصلا متوقف میشم دیگه نمیتونم کار خاصی بکنم ، ولی وقتی بدون در نظر گرفتن پول یکاری و انجام میدم به صورت تصاعدی و عجیب درآمدم خودش افزایش پیدا میکنه ،

      خدلی من خیلی حس خوبیه درک این نکته های خوب و ارزشمند ، ممنونم ازت نرگس زیبا که این نکته هارو یاددآوری کردی بهمون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
        مدت عضویت: 2696 روز

        سلام بهاره‌ی قشنگم :) چقدر تصویر پروفایلت زیباست دختر :)))

        باورم نمیشه خدای من. فقط ببین خدا چجوری هدایت می‌کنه.

        من یه رفیقی دارم که حدود ده سال هست با هم دوست هستیم، انقدر به هم نزدیک هستیم که از عمیق‌ترین لایه‌های وجودی همدیگه مطلعیم و درمورد مسائل عمیق و انتزاعی خیلی باهم صحبت میکنیم.

        به حدی دوست داریم همدیگه رو که رسماً معتقدیم جهان تو زمینه رفاقت به ما بدهکار نیست و خلاصه نگم برات، دیگه خودت بدون عمق این رفاقت و اعتماد رو.

        آقا این رفیق من سالها دنبال مهاجرت کردن بود و نمیشد و نمیشد و نمیشد. ولی من مطمئن بودم که یه روزی از ایران میره. یعنی از نظر ذهنی کاملا خودم را برای این مسئله آماده کرده بودم.

        اما همیشه ته دلم می‌ترسیدم که خدایا اگه مریم بره من اینجا تنها می‌شم و دیگه هیچ کسی وجود نداره که انقدر باهام راحت و صمیمی و خوب باشه.

        همین دیشب همدیگه رو دیدیم و فهمیدم که بله، تقریبا کارهای مهاجرتش درست شده و کمتر از دو ماه دیگه از ایران میره.

        از دیشب تابحال داشتم تو ذهنم خودم رو کم‌کم آماده میکردم و تو این فکر بودم که چکار کنم و چه دیدگاهی داشته باشم که از این جدایی استفاده بهتری داشته باشیم.

        چطور ببینم قضیه رو که کمتر اذیت بشم و …

        الان دیدم شما تو دیدگاهی به من جواب دادید و من دیدم این فایل دقیقاااا به همین مربوطه.

        راستش قبلاً از اینجور هدایتها برگام می‌ریخت ولی الان دیگه عادی شده برام.

        درحالی که بهاره جونم، شما اصلا به وابستگی و اینا اشاره هم نکردیا. ولی من هدف خداوند رو از این دیدگاهی که برام نوشتی دریافت کردم.

        دمت گرم، مرسی واسه وجودت که دست خدا شدی برام زیبا :))))

        بدرخشی هر روز ، پرنور تر از قبل.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          بهاره صرام گفته:
          مدت عضویت: 1518 روز

          عزیزززززممم آخی چه حس خوبیه و چقدر دوستی و دوست داشتن خوبه ، عزیزم نگران دور شدنش نباش که قطعا خیر و صلاح و رشدی توی این دور شدن و فاصله اتفاق میفته واسه هردوتون،

          این قانون دنیاست که اگر درست توی مسیر و صراط مستقیم باشی یهویی یه فاصله یه ازدست دادن یه دوری یه دل کندن و جدایی یه شکست پیش میاد که بعدش که بهش فکر میکنی میبینی وای از بین این گسل و شکست ورقه ها بهار شده ، جوانه پیدا شده درخت و گل من پر از شکوفه شده من حواسم نیست، لذتش ببر و عمیق زندگی کن،

          ممنونم ازت برای آرزوهای خوبت ،

          من ممنونم ازت که انقدر زیبا نوشتی،

          چه فامیلی زیبایی داری اگر درست متوجه شده باشم که فامیلیت حسینیه عزیزم در پناه خداوند بزرگ و زیبا خالق شادی ، ثروت سلامتی زیبایی عزت نفس و هر آنچه که خوبیه باشی عزیزم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سیدمصطفی میردهقان گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استادعزیز ولبخند پرمعنا وارمش بخشتون

    سلام به خانم شایسته عزیز ووودوست داشتنی خودم

    همین که این سوال مطرح شد جوابهایی به ذهنم رسید که هیچ کدوم جواب استاد نبودن

    وقتی استادجواب دادید یادماومدتوفایلهای دیگه هم به این موضوع اشاره کردید ومن یادم رفته بود واین تلنگوری شد که بیشترکارکنم تاآموزه های شما بیشتردرمن نفوذ کنن وبشن جزئی از زندگی وشخصیت ورفتارمن

    من امشب بیشتراین فهمیدم بحث مداروفرکانس رو گویی مسئله امشب برام حل شد

    وخداراشکرکردم که درمدار وفرکانسی هستم که میتونم صحبتهای شماروبشنوم ودزندگیم استفاده کنم

    سپاسگزارم ازشما خانم شایسته عزیز که مسائل وسوالها رواین قدر شفاف میکنید تیکه تیکه بخش بخش که این قدرواضح میشن کاری که من خیلی دوست دارم چون به فهم من بیشترکمک میشه هرچندآموزشهای استاد ساده هستن

    همگی شبتان خوش🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 1039 روز

    سلام استاد جانم

    شما میگید برید تو جلسات انجمن تا با چشم خودتون ببینید انسانها تا چه حد میتوانند تغییر کنند

    اما من اینو با چشم خودم در زندگیم دیدم که انسانها چقدر میتونن تغییر کنند پدر من سالها اعتیاد داشت و ما در فقر مطلق به سر میبردیم در بدبختی و واقعا زجر که من تا سالها حتی لباس برای پوشیدن نداشتم غذایی برای خوردن نبود و بگذریم که چقدر اعتماد به نفس منو خانواده ام تخریب شد اون دوران که من حتی یک وسیله ساده که بگم به عنوان اسباب بازی برام خریدن نداشتم یادمه بابام یه بار یه خرگوش پیدا کرده بود و واسه من آورد و اون خرگوش چشم نداشت و من همش گریه میکردم که حداقل دوتا چشم عروسکی واسم بخرید تا بچسبونم روش اما همونم نمیتونستیم

    اما استاد ورق برگشت پدرم تغییر کرد پاک شد پاک پاک پاک

    قبلا فقط تو یه اتاق خرابه خونمون زندگی میکردیم ولی بعدش خونمونو ساختیم از بهترین وسایل پرش کردیم پدرم یه پدری خوش اخلاق حامی و فوق العاده شد برامون

    و چقدددر تغییر کردیم که خداروشکر الان همه چیز داریم و مهم ترینش آرامشه الان فک کنم 15 سال از اون زمان میگذره و ما دیگه هیچ ربطی به گذشتمون نداریم که حتی پدرم تو کسب و کار من چقدر بهم کمک کرد واقعا خداروشاکرم برای اینکه حمایتمون کرد و هدایتمون کرد به سمت روزهای خوش

    و دومین مورد در مورد خودمه که من اعتیاد داشتم به خود ارضایی برای مدت خیلی طولانی و تونستم ترکش کنم فقط و فقط با کمک خدا و وقتی که واقعا تسلیم شدم وقتی که واقعا سپردم به خدا و کمی آرام تر شدم تونستم رها بشم از این اعتیاد واقعا نابود کننده که عزت نفستو روحتو جسمتو انرژیتو همه چیزتو نابود میکنه

    منم رفتم سراغ انجمن ولی به من کمکی نکرد یعنی خوب من ادامش ندادم چون باعث شده بود از شما و از سایت دور بشم که من اینو نمیخواستم و رهاش کردم چون دیدگاه توحیدی شما و اینکه خدارو به من شناسوندین باعث شد ارام ارام و پله به پله با خودم روبرو بشم خودمو بشناسم اون چیزهایی که باعث شده بود به سمت این عادت بد برم شناختم و با تکیه بر الله این موضوع حذف شده از زندگیم و سرشار از آرامشم و چقدر رشد و پیشرفت و آگاهی به وجودم افزوده شده انگار پرده ای از جلوی چشمانم برداشته شده و هرروز از خدا سپاسگزاری میکنم و از خدا میخوام کمکم کنه تا کنترلم بیشتر بشه بر خودم

    ده روز دیگه دقیقا 100 روز میشه که متعهد شدم و پاک پاکم از هر هوس نابجا که نشان از ناهماهنگی با ذات حقیقیم بود

    وقتی بهش فکر میکنم که صد روز شد اصلا باورم نمیشه قبلا به ده روز نمیکشید و دوباره کشیده میشدم سمتش اما الان چطور 100 روز گذشته

    این فقط معجزه هماهنگی و در صلح بودن با خودت و خداونده

    این فقط معجزه پناه بردن به خداست

    قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه والناس

    الا بذکرالله تطمئن القلوب

    این فایل به عنوان نشانم بود که من هم جواب سوالمو گرفتم و هم باعث شد به یاد بیارم که چقدر تغییر کردم چقدر باید خدارو سپاسگزاری کنم و سجده کنم در برابر خدای همدم و همراهم

    و چقدر خوشبختیم ما که هیچ یار و یاوری جز خدا نداریم کسی که پوشاننده عیبهاست کسی که توبه پذیره و کسی که به درون ما آگاهه

    خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم من منتظر هدیه با ارزشی که ده روز دیگه به مناسبت 100 روز پاکی با افتخار بهم میدی هستم من دوره عزت نفسو میخوام

    خودت میدونی و خودت

    تو اجابت کننده ای و من درخواست کننده

    ریش و قیچی دست خودت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1616 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام

    موضوع، اعتیاد

    إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ (30)

    همانا کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست، پس (بر این عقیده) مقاومت نمودند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند (و مى گویند:) نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به بهشتى که پى در پى وعده داده مى شدید.

    اول اینکه افراد معتاد به دلیل داشتن خلا های درونی گرفتار اعتیاد می شوند.

    نکته جالب و امید بخش اینکه، گروه NA بطور معجزه آسا موفق شده افراد موفق را تبدیل به انسانی کنه که اصلا شبیه آدم قبلی نبوده ، من خودم در محله خودمان چند نفر از نزدیک می شناسم که با شرکت در گروه na زندگی موفق و خوبی الان دارن .

    من خودم در شهر مشهد 2بار در این کلاس ها شرکت کردم و مطالب آنها را از نزدیک دیدم ، کتاب تدریسی در این گروه 12 قدم هست دقیقا شبیه دوره 12 استاد عباسمنش هست .

    و افرادی که سخنرانی می کنند خودشان قبلا معتاد بودن و الان 15 یا 39 سال هست پاک هستن و با ایمان قوی سخنرانی می کنن.

    به دوستان توصیه می کنم برای یکبار هم شده هم برن و شرکت کنند .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    یحیی رجبی گفته:
    مدت عضویت: 2033 روز

    سلام به خدای مهربانم که در این صبح زیبا من رو هدایت کرد به به این فایل بسیار عالی و بی نظیر و سلامی گرم به استاد مهربانم و خانم شایسته عزیز که واقعا خدا شمارو برای ما نگه داره و همیشه سلامت و تندرست باشید یکی از بزرگترین پاشنه آشیل من همین وابستگی هست که با دیدن این فایل زیبا و ارزشمند بتونم حرکت کنم و نتیجه های عالی و بی نظیر م براتون مینویسم استاد مهربانم من عاشق صداقت شما هستم و من اولین بارم هست که پیام میزارم و از خداوند مهربان همیشه برای شما و خانم شایسته آرزوی سلامتی و تندرستی آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    مهسا گفته:
    مدت عضویت: 1872 روز

    ممنونم برای محتوای عالی که تولید میکنین و در اختیار ما قرار میدین♡

    وابستگی واقعا چیز خوبی نیست و به شخصه تجربه کردم و بارها دیدیم که وابستگی یک شخص به شخصی دیگه و یا به یک شرایط و موقعیت خاص چقدر میتونه عواقب بدی داشته باشه…

    وابستگی میتونه جلوی پیشرفت و به خصوص ارامش رو از ادم بگیره، اینطوریه که شما به جای اینکه به اهدافت فکر کنی و توجهت رو بزاری روی نکات مثبت زندگ، مدام توجهت رو میزاری روی چیزی که بهش وابستگی پیدا کردی…

    مورد دیگه ای که هست اینه طبیعت چیزی که شما بهش وابستگی شدید پیدا کردین ازتون دور میکنه و اگر هم نزدیکتون باشه حس خوب پایدار نخواهید داشت….

    مثلا اگر ماشین جدیدی گرفتین و وابستش هستین به جای اینکه با حس خوب باهاش رانندگی کنین، از این میترسین که نکنه کوچیک ترین خراشی پیدا کنه،

    یا اگر به شخصی که باهاش وارد رابطه شدین وابستگی داشته باشین، میترسین که نکنه یه روز نباشه یا از کسی جز شما خوشش بیاد ….

    اینطوریه که حتی وقتی اون فرد یا … در کنار شما هستن بازم حس خوب ندارین….

    من خودم به شدت ادم وابسته ای بودم و بی دلیل به هر شرایطی وابستگی پیدا میکردم،

    مثلا اگر چند روز دوستام پیشم میموندن و بعد دیگه نبودن به شدت ناراحت میشدم و گریه میکردم و دوست داشتم همیشه کنارم باشن، یا اگر با کسی توی رابطه بودم اگر یک روز بهم توجه نمیکرد تمام روز من کسل بودم و بی انرژی میشدم….

    انقدر اینطور بودم و آسیب دیدم که دیگه بلند شدم و خواستم این عادت بد رو ترک کنم….

    یه روز خیلی ناگهانی مثال خوبی توی ذهنم اومد که تونستم خیلی بهتر این عادت وابستگی رو ترک کنم،

    برای خودم گیاهی رو مثال زدم، یک سری از گیاه ها فقط توی مناطق خاصی با آب و هوای خاص رشد میکنن و شما اگر اون گیاه رو برای مثال از جای سردسیر به جای گرمسیر ببرین پژمرده میشن و رشدشون متوقف میشه و از بین میرن، ولی یک سری دیگه از گیاه ها اینطوری نیسن توی هر اب و هوایی رشد میکنن و اکثر مناطق میتونین بکارین و رشد خوبی داشته باشن، ما هم همین هستیم نباید مثل گیاهی باشیم که فقط توی شرایط خاص رشد میکنن

    باید اینطوری باشیم که با هر شرایطی که هست توی هر منطقه ای بتونیم به رشد و پیشرفتمون ادامه بدیم….

    امیدوارم تونسته باشم مثالمو خوب توضیح داده باشم

    به امید موفقیت تک تک شما عزیزان😍💗💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: