مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    203MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

395 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زینب بچای نصاری گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام به استاد و مریم بانو

    سلام به همه دوستان هم فرکانسی

    من چند روزی توسایت نبودم و سایت میومد ولی عضو نبودم و نمی‌تونستم کامنت بنویسم ولی همچنان فایلها را گوش میدادم

    میخواستم از این فایل بگم واقعا نباید به هیچ کس و هیچ چیز وابسته باشی چون هر کس که تو فرکانست هست را میبینی

    واین خیلی عالیه این قانون واقعا داره جواب میده و من با اطمینان کامل دارم میبینم خیلی از دوستانم دارند از من دور میشوند و می‌دونم که من فرکانسم رفته بالا و دارم روی ورودیهایم کار میکنم و به قول استاد زیپ دهنم را همیشه می‌بندم

    و خیلی کم حرف میزنم

    وتوکلم بر خدا و ایمانم را به خدا زیاد و زیاد میکنم

    و روی فقط نکات مثبت زوم میکنم

    و احساس میکنم داره توکلم به خدا بیشتر میشود خدایا شکرت که منو تو مسیر هدایت قرار دادی

    و از سپاس فراوان از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2098 روز

    سلام بر همه عزیزان

    یه سوال خوب یه جواب عالی تر

    استاد این موضوع وابستگی با توضیحات و فایل های مربوطه و دوره عشق و مودت کار کردن خیلی خوب تو ذهن من جا افتاده و هربار هم بهتر میشم خدا رو شکر نمیگم صد اما با افتخار میگم 90 صد که پرفکت ترین حالته و بجز خدا ما صد نمیشیم اما 9 درصد دیگه هم گذاشتم بخاطر اینکه در یسری موارد هنوز وابستگی دارم حتی اگه خیلی کم باشه یا بفهمم اما به خودم سخت نمیگیرمش قبلا هم تو کامنتهای مختلف گفتم بعلت از دست دادن ادمهای اطرافم این موضوع برای من جا افتاده که وابسته نباشم چون به شخصه تجربش کردم چه تو مرگ عزیزانم چه تو از دست دادن رابطه هام و چه تو قطع ارتباط عجیب دوستام در یه مقطعی ( البته من میدونم فرکانسه عجیب نمیشه بهش گفت عجیبیش ب دلیل اینکه واقعا همونیه که استاد میگه هرچقدرم تلاش کنیم باز یه حائلی جهان بین ما قرار میده که عبور ازش تقریبا غیر ممکنه

    چون اینا رو تجربه کردم و درک کردم و عمل کردم کاملا متوجه میشم استاد عزیزم چی میگن

    یه مثال هم در رابطش بگم اتفاقا همین دیروز با خواهرم صحبت میکردیم ( خدا رو هزار بار شاکرم که هم مسیر و هم فرکانس منه که باهم ساعتها راجع به قانون صحبت میکنیم و مثال میزنیم ) حرف کشید به رابطه هایی که قبلا توش بودم و خواهرم گفت یادته قبلا از فلان سبک پسرا خوشت میومد گفتم اره دقیقا الان حتی از صد متری شون هم رد نمیشم و گفت چون تغییر کردی و خیلی بهتر شدی در کسری از ثانیه به حرفش فکر کردم و گفتم راست میگه من قبلا خیلی پرخشگار و واکنشی بودم یسری چیزا خیلی زود عصبیم میکرد حتی اگه بیانش نمیکردم میریختم تو خودم و هفته ها و شاید ماهها خودم و براش سرزنش میکردم یا اعصاب خودمو خرد میکردم و از پسرای این مدلی خشن و زورگو به عبارتی خوشم میومد بعد متوجه شدم که من چون خودم اینجوری بودم و حتی قربانی بودم همچین افرادی جذب میکردم تو ذهنم لذت میبردم ازینکه یه بساطی فراهم کنم فردی که با منه بهم شک کنه و من پرچم افتخار دستم بگیرم که بدبخت من فلان جا بودم هیچ کاری هم نکردم چرا همچین فکری راجع بهم کردی با قلدری تازه حق به جانبی چون با گوش دادن فایل شما و عزت نفس که خواهرم خریده بود و باهم گوش دادیم فکر میکردم قربانی بودن یعنی ادم مظلومه یعنی سرت و کج کنی و صداتو یواش کنی که چرا همچین فکری راجع بمن کردی فکر میکردم فقط همین باشه بعد با کمک خداوند و گوش دادن و کار کردن چندین باره فایل های شما عزیز مهربون متوجه شدم که لایه های پنهان تری هم داره اصل موضوع یکیه نقابش فرق میکنه که خدا رو شکر روی این جنبه شخصیتی م کار کردم و کار هم میکنم

    البته این فقط مربوط به وابستگی افراد نیست من حتی روی وسایل و مکان ها هم دیگه اون وابستگی رو ندارم

    میگم قراره بهترش نصیبم بشه و این باور و حتی در ادمها هم بوجود اوردم الان دیگه خاطره ساختن با محیط افراد این ترمز و بمن نمیده که خاطره نساز بعدا اگه نباشن کلی اذیت میشی چون قبلا این باور و داشتم ولی جایکزینش کردم با این باور عالی که قراره ازین بهترم بشه و خاطرات جدید حتی این فکر و در من بوجود میاره که قبلی ها کمرنگتر میشن یا در حد یه لبخند ازش رد میشم

    مریم جون عزیزم همیشه سر موقع بهترین مکمل صحبتهای استاد هست چه مثال خوبی از استاد گفتین راجع به اینکه نمیدونن چقدر دارایی دارن این همون بحث توحیده که رو اموالش حساب باز نکرده عجب چیزی شنیدم ️‌

    و چه جوابهای کلیدی و توحیدی و طلایی از استاد عزیز دریافت کردیم خدا رو هزاران بار شکر

    ممنونم ازتون بینظیرها ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1528 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر بخواهید راهکاری به معتادان دهید اولین قدم برای ترک اعتیاد چیست؟

    اعتیاد مسئله ی پیچیده ای است:

    دلایل خلاهای درونی و عاطفی و عدم کنترل ذهن در افراد معتاد بسیار ریشه دار و اساسی است

    کسی که به سراغ مواد مخدر رفته و آن را ادامه می دهد:

    و با مصرف مواد مخدر سعی می کند احساس خود را خوب نگه دارد درمان پیچیده و دشواری دارد

    اعتیاد باعث: بسیاری از مشکلات جانبی می شود و فرد معتاد برای دستیابی به مواد مخدر ممکن است دست به هر اقدامی بزند

    اگر فردی درگیر بیماری اعتیاد است:

    می تواند در دوره های ان ای کاملا درمان شود

    اگر بخواهیم دنیای اطراف خود را بهتر بشناسیم و باور کنیم افراد تا چه حد می توانند تغییر کنند:

    می توانیم در جلسات آن ها شرکت کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم جان مرسی از این سوالات که اینققققققققدر آرام و دلنشین از استاد می پرسید و من لذت می برم

    استاد جمله مغزداری زدید …

    گفتید من می دونم سرمایه م چیه، ؟

    چه خوب یادم میدید این سرمایه گذاری رو خودم.

    آره…

    سرمایه ی من کار کردن رو خودمه

    سرمایه ی من انتخاب هدفم ه

    سرمایه ی من تو مدار خداوند بودن ه

    سرمایه ی من شناخت خودم و قدم در مسیر یکتاپرستی ست.

    سرمایه ی من احساس خوب منه.

    سرمایه ی من شادی ، حال خوب بودن

    من وقتی اینققققققققدر به این سرمایه ها نگاه می کنم می فهمم که اینا همش ، هم آخرت منو می سازه هم دنیای من.

    بقیه چیزها تو این جهان مادی اسباب بازی ان برای من.

    خدایا خوب میدونی که اینققققققققدر این مسیر برام لذت بخش ه، که هر روز که فکر می کنم به پرداخت بهاش، اونجا تعهد میدم و فقط خودم ، زندگیم، برام مهم میشه نه هیچ جیز، نه هیچ کس،

    امشب به یک مهمانی خانوادگی دعوت بودم اما وقتی خوب فکر می‌کنم می بینم اونجا من چیز بدرد بخوری یاد نمی گیرم، فقط وقتم داره تلف میشه.

    حرف هایی همیشه زده میشه که تکرار و تکرار و بدرد نخورند.

    آخرین مهمانی که به هفته پیش بودم اونجا بود که حسم می گفت چرا نه نمیگی،

    مگه زندگی ت برات مهم نیست پس باید یه تصمیم بزرگ ، مهم بگیری.

    همون شب که اومدم خونه پشیمان بودم اما گفتم من امشب تعهد میدم تحت هر شرایطی تو هر مهمونی که چیزی نیست که من یاد بگیرم، قبول نکنم چون من ارزشمند م

    من زندگیم برام مهم

    امشب شب موعود و شب عمل کردن اومد، منم به لطف خدای مهربان م و رزاق م، و سخاوتمند م، امشب فقط لذت بردم و با یک نه گفتن مسیرم و امشب دست خدا دادم و اجازه میدم که او هدایت م کنه.

    خدایا شکرت

    استاد متشکرم که اینققققققققدر متعهدانه حرکت می کنید و عمل می کنید و شاگردانی مثل من لیاقت دارند که تو مدار تو باشند به لطف الله مهربان.

    خدایا متشکرم

    استاد جونم متشکرم

    به‌زودی در پرادایس می بینمت و از نتایج م لبخند رضایت و بر لبتون، می نشونم.

    مریم جان متشکرم که هارونی برای استاد و چقققققدر هارونی برای من

    متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سلن بانو گفته:
    مدت عضویت: 499 روز

    سلام خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم و دوستان…

    استاد همونطور که شما فرمودین واقعا وابستگی چیز خوبی نیست‌…

    بزارید از تجربه خودم بگم….

    من متولد 1375 هستم…28 سالمه …و پرستار هستم…

    من از سن 14 سالگی تا 28 سالگی به مدت 14 سال اعتیاد به خود ارضایی داشتم…و الان به لطف خدای بزرگم و این سایت بی‌نظیر و آگاهی های شما ، مدتیه که این کار زشت رو ترک کردم و باور نمی‌کنید که چقدررر حالم بهتره ….. تا حالا در زندگیم اینقدر آرامش نداشتم..اینقدر حالم خوب نبوده …..خودمو خیلی بیشتر دوست دارم ….

    استاد من از سن خیلی کم این اعتیاد به خودارضایی رو شروع کردم ، اون هم به خاطر فشار های خیلی زیاد و کشمکش هایی که در خانوادمون بود….

    ما از نظر مالی هیچ مشکلی نداشتیم و پدرم در شهرمون جزو دو سه نفر اول از نظر ثروت بود …اما همیشه به عنوان یک کودک و نوجوان شاهد درگیری و دعواهای مختلفی در خانوادمون بودیم …حتی من مدتی مدرسه نمی‌رفتم و فقط گریه میکردم (چون حالم خوب نبود و اعتماد به نفس بسیار ضعیفی داشتم و از مدرسه و بچه ها بدم میومد)….و همه این فشار ها باعث شد ذهن منِ نوجوان بره سراغ لذت جنسی ،برای رهایی از این استرس ها ….

    تمام این 14 سال درگیر این اعتیاد بودم …کنکورمو دادم دانشگاه قبول شدم …رشته پرستاری رو خوندم …ازدواج کردم ….وارد بازار کار شدم….

    و در تمام این سال ها من در گیر این اعتیاد وحشتناک بودم ….اگر استرسی نداشتم هفته ای دو سه بار این کار رو انجام می‌دادم و اگر استرسی اذیتم می‌کرد میزانش خیلی بیشتر میشد ….

    لذتش بسیاااار بسیااار زود گذر بود …من اصلا کاری به مسایل خدا و پیغمبریش و بهشت و جهنمش ندارم اما عوارض وحشتناکش یکی یکی خودشو نشون داد : از ضعیفی چشم بگیر (شماره چشم من الان تقریبا 2 هست و بدون عینک چیزی نمیبینم) تا ریزش شدید مو ، ضعف اعصاب ، سردی با همسرم ، ارتباطات اجتماعی بسیار بسیار ضعیف ، عزت نفسی که با خاک یکسان شده بود، ضعف جسمانی شدید و….

    بار ها و بارها تصمیم گرفتم این کاررو ترک کنم اما نتونستم و دوباره میرفتم سراغش … و هر بار با شکستن تعهدم به خودم ،حال من بدتر و بدتر می‌شد…و عزت نفسم پایین تر میومد …

    تا اینکه عمیقا از خدا خواستم که کم‌کم کنه … و خیلی زیبا خداوند منو هدایت کرد به این سایت به این مکان بهشتی …..

    وقتی با مطالب استاد آشنا شدم سعی می‌کردم روی خودم کار کنم و خوب هم بود ….اما ظرف وجودی من یک سوراخ بسیاااااار بزرگ داشت …که تمام انرژی منو می‌گرفت و خودسازی های من حکم گاز رو داشت و اعتیادم به این کار حکم ترمزرو…..درواقع بزرگ ترین ترمز زندگی من …..

    چون من روی خودم کار می‌کردم اما وقتی چند ساعت بعدش این کار زشت رو انجام می‌دادم حالم به شدت خراب می‌شد و از خودم متنفر میشدم و صدای درونم فریاد می‌زد…و فهمیدم من اول باید روی این قضیه کار کنم و برای همیشه از زندگیم کنار بزارمش ….

    صدای درون من ، در مورد این موضوع ، شبیه یک نجوا نبود …بلکه صداش اونقدررر بلند بود که داشت گوشمو کر می‌کرد…و این بزرگ ترین پاشنه آشیل من در زندگیست که در حال رفع اون هستم…

    با هر بار انجام دادن این کار صدای درونم به من می‌گفت: خیلی بی عرضه ای .. دیدی این بارم نتونستی رو قولت به من بمونی !!!….تو حتی لیاقت یک رابطه جنسی سالم و طبیعی در کنار همسرت رو نداری …تو لیاقتت همینه که در تخیلت به این چیزا فکر کنی …

    من خیییلی زیاد تونستم از قسمت عقل کل سایت کمک بگیرم …واقعا خداروشکررررر …

    من متاسفانه به دیدن پورنو گرافی هم اعتیاد پیدا کرده بودم ….من از این کار بدم میومد اما انجامش می‌دادم چون در من تبدیل به عادت شده بود …

    من بعد از آشنایی با آگاهی های این سایت متوجه شدم کسانیکه به این کار اعتیاد دارن ، عزت نفس بسیار ضعیفی دارن و فرکانس بسیار ضعیفی ..واقعا چقدررر این حرف درسته، من اینهارو با تمام پوست و گوشتم درک کردم و میفهممشون …چون من با وجود هوش و استعداد بالایی که دارم و یک خانم تحصیل کرده هستم ،بارها متوجه عزت نفس پایین خودم در زمینه های مختلف بودم و همش به خاطر این قضیه بود…

    در حال حاضر دارم این عادت بد رو از خودم دور میکنم و چقدر حالم بهتره …فقط خدا میدونه که روحیه من چقدررر عوض شده …بذر امید و عزت نفس در درونم داره کاشته میشه …عزت نفسی که در تمام این سالها خودم اونو با دستای خودم نابود می‌کردم

    من با وجود موفقیت های زیادی که داشتم، اما راستش هیچ وقت خودمو دوس نداشتم …چون هر موقع میخواستم به خودم نوازش بدم صدای درونم فریاد می‌زد که تو یه بی عرضه ای …تو نمیتونی این کارو ترک کنی …و حال من بد می‌شد…تا اینکه تصمیم گرفتم از طریق اهرم رنج و لذت ،این کار و عوارضش رو برای خودم انقدرر وحشتناک و بزرگ کنم که ذهنم متنفر بشه از این کار….و الان من به حدی بدم اومده از این کار که حاضرم بدنم تکه تکه بشه اما دیگه این کار ذو حتی یکبار هم انجام ندم…چون برای مغزم بسیار انجامش رنج آور شده …. من اینهارو روی کاغذ برای خودم نوشتم و دائم مرورشون میکنم ….و از اونجایی که این اعتیاد در من ریشه هاش بزرگ و قویه ، من به خودم قول دادم که حداقل تا یک سال آینده، من مدام این کاغذامو بخونم و به خودم یادآوری کنم تا یادم نره …

    من فهمیدم اگر من به حال خوب درونی برسم و باورهامو تغییر بدم این تمایلات در درون من از بین میره …مخصوصا اینکه من بسیار جوان هستم و هنوز خیلی راه دارم و میتونم قدم به قدم پیش برم و زندگی خودمو بسازم …باید روی عزت نفسم روی احساس لیاقت و خود ارزشمندیم روی خودشناسی کار کنم …

    من سمت انجام این کار میرفتم چون من خلا عاطفی داشتم ، من استرس زیادی روم بود و من اعتماد به نفس پایینی داشتم و باورهای بسیااار ضعیف …

    زندگی ما آدما با هم فرق داره …اما من به این نتیجه رسیدم که من باید یکی یکی ترمزهامو شناسایی کنم … …اولین و بزرگترین پاشنه آشیل من در حال حاضر این موضوعه…من مشکلات بسیاااار زیادی دارم اما این از همش مهم تر و آشکار تره ….

    در تمام این سال ها این اعتیاد چنان بلایی سر جسم و روح من آورده که اصلا باور کردنی نیس …

    عوارض جسمیش بماااند……

    از همه بدتر عوارض روحیه که از من یک دختر ضعیف ، با روحیه و عزت نفس پایین ساخته….احساس گناه ناشی از شکستن تعهدم به خودم از همه بدتر بود …با انجام این کار هورمون هام به شدت به هم ریخته …و کیست دارم بچه دار نمیشم …. میزان هورمون مردانه ام در ازمایش ها بالاس …. احساس میکنم خدا منو دوس نداره ..من باور کمبود در وجودمه …تمرکز و حافظم به شدت تحلیل رفته با وجود اینکه من سنی ندارم ..رابطم با شوهرم مدام در سیکل قهر و اشتی بود ..الان خیلی بهتر شده ….در همین بین ،به خاطر خلا های عاطفی م با وجود متاهل بودنم با شخص دیگری دوست شدم و به مدت 5 ماه با هم تماس تلفنی و پیامکی داشتیم …و من چون در فرکانس این چیزها بودم، اون آقا دائم دوست داشت حرف های جنسی بزنه و این منو آزار میداد…یعنی من با کولباری از مشکلات وارد این سایت شدم …خداروشکر ارتباطمو با اون آقا تموم کردم و دارم رو این اعتیادم کار میکنم و انشالله کم کم از خودم شخصیتی میسازم که دیگه هیج ربطی به قبل از ورودم به این سایت نداشته باشیم….

    خدا بزرگه ….

    استاد جان از شما بی نهایت سپاسگزارم بابت آگاهی هاتون ، بابت این سایت الهی که برای من به منزله ورود به بهشت خداست ‌….. فقط خدا میدونه که من چقدر حالم بهتره ….خدا خیرتون بده استاد …..آرزوی بهترین هارو دارم براتون …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    چقدر من سپاسگزار خداوندم که در مدار شنیدن فایل های مهاجرت به مدار بالاتر بودم

    ماه ها بود عاشقانه دوست داشتم فضایی داشته باشم تا این پروژه های گام به گام رو طی کنم و بلاخره تونستم برای بار اول تقریبا این پروژه رو به پایان ببرم

    و الان بار پنجم هست که این فایل رو دارم تو این دو روز گوش میدم و تازه متوجه شدم کلی آگاهی های این فایل رو

    واقعا وابستگی یک اعتیاد هست استاد و نابود کننده اعتیاد فقط به مواد نیس و حتی ممکنه تلفنی صحبت کردن با یک نفر هم اعتیاد باشه و انسان خودش رو بابت هر نوع اعتیادی به ورطه نابودی میکشونن

    دقیقا استاد من با دوره 12 قدم شما کلی از اعتیاد هام رو کنار گذاشتم و کلی از وابستگی هام رو رها کردم و کلی دست آورد هم کنارش داشتم

    شجاعت های بزرگی با 12 قدم درونم شکل گرفت و الان تازه دارم متوجه میشم یه زمان هایی کاملا با اون اعتیاد های وابستگی درونم به افراد یکسر خودم رو همه جوره وقف اونها کردم و تمام سرمایه های درونیم با این وابستگی ها از بین رفته بود

    الان هر چی بیشتر کار میکنم بیشتر متوجه خیلی از این نقص ها میشم که طی دوره های شما ترمیم شدن و بهبود پیدا کردن و من یکسره در حال تغییر بودم درسته این تغییرات شاید جزئی بوده شاید اوایل به چشم نمیومدن اما الان خودم دارم ریز ریز این روند مثبت و تکاملی رو میبینم

    روزایی میشه به حدی تشنه این آگاهی ها میشم که فقط دنبال یه فرصتم یه کامنت بخونم یا یه کامنت بنویسم

    واقعا شکر میکنم استاد بابت تک تک کلماتی که با عشق برامون ضبط میکنید

    خدایا شکرت

    خدا بهتون برکت بده بابت تمام این درس ها

    در پناه خدا باشید الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2697 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم.»

    دیشب توی مسجد یکی از آشناهایی که می‌شناختم پسرم رو دید و وقتی من بهش گفتم بچه آروم و خوش‌اخلاقیِ، گفت چون مامانش خوش اخلاقه. همیشه دوست داشتم به حُسن خلق شناخته بشم، من این خواسته رو خلق کردم.

    با اینکه این روزها از نظر زمانی خیلی کارهام داره فشرده پیش می‌ره ولی من سعی میکنم در تمام طول روز آگاهانه به افکار و احساساتی که تجربه میکنم توجه داشته باشم. ذهن آگاهی چیزیه که من خلق کردم.

    بله! من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم چون؛

    محرم شده و من بجای گریه و زاریِ الکی که خیلی‌ها انجام میدن دنبال این هستم که بفهمم اهلِ عاشورا چه باورهایی داشتند و چطور نگاه می‌کردند به زندگی و دنیا و آخرت، چیزی که همیشه می‌خواستم. این که بفهمم این اتفاقات چه درس و پیامی برای من داره.

    چون هر روز دارم غذاهای خوشمزه درست میکنم، خواسته‌ای که همیشه داشتم این بود که دستپخت فوق‌العاده خوشمزه‌ای داشته باشم.

    بله. من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم.

    نکات این فایل برای من؛

    • فکر کردن به گذرا بودن دنیا و فکر کردن به مرگ، باعث می‌شود وابسته نشویم. چون هر آدمی که به آن وابسته هستم ممکن است بمیرد، یا اینکه خودم بمیرم.

    مرگ هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد، چه درمورد خودم چه درمورد دیگران.

    • آدمها رو در بُعد فرکانسی ببینم. یعنی من در حال حاضر در این فرکانس هستم و طبیعتاً با کسانی برخورد خواهم داشت که در این فرکانس باشند. اگر فرکانسم را تغییر بدهم ناچار از این آدمها فاصله میگیرم پس نیازی نیست به کسی وابسته باشم.

    این دیدگاه باعث میشود به این نتیجه برسم که اگر در حال حاضر آدمهای نامناسبی در زندگی من هستند به این معناست که من در فرکانس مناسبی قرار ندارم.

    انسانها ممکن است به هر دلیلی مسیر فکری‌شان از من جدا شوند و از فرکانس من خارج شوند.

    • بهترین دیدگاه این است: من حرکت رو به جلو دارم، تمرکزم رو روی خودم می‌ذارم و در هر فرکانسی که باشم با انسانهایی از همان فرکانس برخورد خواهم داشت. من فقط باید روی خودم کار کنم، خودم رو بهتر کنم، شخصیت بهتر و سالم‌تری از خودم بسازم، آرام‌تر و شادتر باشم و … سپس اجازه دهم که خداوند آدمهای مناسب رو وارد زندگیم کنه و من از بودن باهاشون لذت ببرم.

    • دارایی‌های اصلی و سرمایه‌اصلی من در زندگی، شخصیت و نگرش و توانایی‌های من است، نه تعداد املاک و ماشین و حساب بانکی.

    امید و توکل و اعتماد به نفس و مهارتهای من سرمایه من هستند.

    • انسان حتی اگر تا اسفل‌السافلین رفته باشد، «می‌تواند» برگردد و خود را تغییر دهد.

    پی‌نوشت؛

    خدایا شکرت که اینجام.

    که زنده‌م، نفس میکشم، زندگی میکنم.

    خدایا شکرت بخاطر عزیزان زندگیم که بودن در کنارشون منو مشتاق‌تر می‌کنه به خوب زندگی کردن.

    خدایا شکرت واسه فهم، آگاهی، درک، شعور.

    خدایا شکرت واسه بودن.

    واسه خنده، زیستن، گفتگو، لذت، نگاه‌کردن.

    برای خواب، استراحت.

    خدایا شکرت که بنده‌ی توام.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام

    این فایل نشونه من بود

    وقتی استادمیگه یک تزریقی کف خیابون تونسته تغییرکنه وبیادبیزینس راه بندازه بعدمن که این همه خدابهم نعمت داده پس هیچ بهانه ای پذیرفته نیست

    فهمیدم خیلی به خواسته هام چسبیدم واعتیادپیداکردم به پول وبایدبدونم پول یک وسیله هست واصل خداونده وبایدباورهای توحیدی خودم روبیشترتقویت کنم تادرهای نعمت وثروت واردزندگیم بشه

    بایداززندگیم لذت ببرم وارامش داشته باشم وحالم خوب باشه وسخت نگیرم زندگی روووابستگی هاروکم کنم وازبین ببرم به ادم هابه پول

    خدایاازت میخوام فقط روی توحساب کنم وازادورهاباشم وخودموبه توبسپارم

    تومیدونی من نمیدونم خودت بهم بگوخودت بهم ایده بده کمکم کن تاباورهای توحیدیم تقویت بشه چون ثروت تویی کمکم کن باورت کنم

    خدایاشکرت که هرلحظه داری منوهدایت میکنی وبه فکرمنی ودرخواست هامواجابت میکنی

    خدایاشکرت که برای من کافی هستی

    منوتویکی هستیم خدای مهربونم

    خدایاشکرت که بابودن تودراعماق وجودم چنان ارامشی دارم که قبلانداشتم

    ملکاذکرتوگویم که توپاکی وخدایی

    نروم جزبه همان ره که توام راهنمایی

    شادوموفق باشید

    الله یارونگهدارتون باشه

    احمدفردوسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    آدا گفته:
    مدت عضویت: 3344 روز

    استاد عزیزم سلام این فایل چقدر پر از نکته بود برام چقدر پر از دیدگاه روشن بود برام استاد من اعتراف میکنم و مردم بارها که من یکی از اون ادمهایی هستم که خیلی خیلی زیاد وابسته هستم به کسی که وارد رابطه باهاش میشم اینقدر جهان توی گوشم زد ک درسام نگرفت و بالاخره دارع اتفاقات متفاوت ولی از همون جنس برام رقم میزنه تا بالاخره من درسم رو یاد بگیرم الان ک این کامنت دارم مینوسم حس حال بهت زده ای دارم،یه مفاهیمی که تو ذهنم ساخته بودم و سالها توی فایل های شما می‌شنیدمش میگفتم اره همینطوره، حالا با پوست و خون و استخونم حس میکنم نشستم و نگاه میکنم استاد من یه فرد ب شدت وابسته ای هستم خیلی زیاد و میگم مهم ترین ترمز زندگی من هیمن وابستگی من هست حس از دست دادن میدونم آبشخورش از توحیدی نبودن، نداشتن عزت نفس کافی، در صلح نبودن با خودم استاد الان اشک توی چشام میدونم این تجربه عمیق ترین تجربم تا الان بوده چون من این موضوع خیلی برای خودم بزرگ کردم و بدم ازش خوردم،اینم اون بود که من واقعا جدی گرفتم دنیارو، ادم هارو روابطم رو اگر از من بپرسن مهم ترین موضوع زندگیت چیه من میگم رابطم ولی از همین مهم ترین موضوع زندگیم خیلی بد خوردم خیلی جوری که شکستم و جنگیدم اون صداها باورها به قول دوستان گفتنی ایگو درونم توی این سالها جنگید مبارزه کرد برای رابطه بهتر،برای یه لحظه بیشتر دیدن جنگیدم واسه درخواست هام توی رابطه قهر کردم، اشتی، داد بیداد، فکر کردم مهم ترین موضوع زندگی من رابطم واقعا خودم رو وقتم رو کل زندگیم روزام گذاشتم و الان همین موضوعی که شما گفتید رو نشستم و فقط گوش دادم اونم این بود که جهان فرکانس، هرچقدر هم تو تلاش کنی بجنگی و تلاش کنی کسی که باهات هم فرکانس نیست جهان جداش میکنه به صورت کاملا منطقی استاد برام خیلی سخت بود من کل زندگیم، هویت، شخصیت و درونم رو روی اون فرد ساختم،با اینکه اون ادم بی نهایت شریفی هست من اعتراف میکنم کل زندگی،اعتماد به نفس و عزت نفسم رو روی اون طرف ساختم، توی رویا باهاش زندگی ایندم ساختم، موفقیت باهاش رو ساختم اینکه براش غذاهای خوشمزه بپزم توی هیچ مسافرتی بهم خوش نگذشت، روی بودن حساب کردم اون بهترین رفیقم شد تنها رفیقم تمام شادی ها موفقیت و ها و ذوق هام بهش گفتم تمام احاسس دوست داشتن و محبت رو ازش تامین میکردم من اونو کل خانوادم دونستم به اصطلاح همه چیزی که یک ادم توی زندگیش داره نزدیک ترین فرد شد برام دقیقا مثل اینکه بچم باشه دقیقل مثل اینکه تنها فامیلم توی دنیا باشه دقیقا مثل اینکه تنها اشنام باشه مثل اینکه تنها پناهگاه باشه و ادم قائم به غیری بودم کلا، خلاصه همه اینها به این شکل تصویر شد مثل اینکه من یه خونه ساختم با ارزوهام، ایندم، محبت، عزت نفسم، رویاهام که پی و فونداسیون این خونه اجری طرف مقابلم بود یعنی اون پی که کل خونه روش بنا بود و حالا شما اینجا میگید جهان دائم در حال تغییر،ممکنه با مرگ یه دفعه اون فرد بره برای همیشه به راحتی، هر ادمی ک کنارت فرکانس تو اونو کنارت نگه داشته پدرت مادرت، دوستت، هرکسی که میخواد باشه کار، کار فرکانس فرقی نداره این ادم کی باشه حالا اون ادم ذهنش، دیدگاهش نگرشش به دنیا فرق کرده دیگه شبیه من نیست زیاد دیدگاه خودش داره به همین راحتی توی چندماه ذهن تغییر کرد،و هنوزم کنارشم ولی اون ازم دور فرسنگ ها چون از لحاظ فرکانسی ازم دور شده یک روز بعد مدتها دیده بودمش بهم گفت اگر من برم چیکار میکنی؟ من حسش کرده بودم اما نمیخواستم قبول کنم و چنان بی اهمیت و راحت نسبت به رفتنش و نبود من صحبت کرد که همه اون خونه فرو ریخت چون آجرهای خونه دیگه تغذیه نمیشدن و پی خونه حالا نیستش از لحاظ فیزیزکی گاهی هستش ولی واقعا از لحاظ فرکانسی نیستش استاد شما واقعا راست گفتین.

    جنگ و جدلی نیست بینمون چون اون توی دنیای خودش و من تفاوت فرکانسی حس میکنم و خب نتیجه هم معلوم هیچ وقت فکر نکرده بودم ک یک روزی بخواد ترکم کن و این حرف بزن اما اره من زیاد حساب باز کردم روی رابطم من همه چی زندگیم وابسته کردم ب رابطم من حس کردم باید خیلی بجنگم اگر نجنگم باختمش باید خودم فدا کنم غصه نبودنش بخورم و حالا جهان جوری دستم گذاشت تو حنا نه با جنگ نه با جدل ک تمام باورها و رفتارهام از جلوی چشام گذشتن استاد عزیزم و هرکسی که داره این کامنت میخونه من با این ضربه فهمیدم تو دنیا روی هیچ کس حساب باز نکن فکر نکن کسی تا ابد قرار و باید و رسمش بمونه فکر نکن کل زندگیت یه نفر میبینی حالا کل زمدگیت نیست خونه فرو ریخت فکر نکن همه چیز تا ابد یه شکل میمونه این دنیا اینقدر تنوع داره اینقدر دیدگاه، فرکانس های مختلف داره و اینقدر فانی و ناپایدار که هیچی حتی یک ثانیه بعدش معلوم نیست سالمی اونی که براش میمردی زنده است یا رفته کلا،همه چی در حال تغییر و وقتی داشتید راجب این موضوع صحبت می‌کردید به چهره شما و خانم شایسته خوب نگاه کردم با خودم گفتم چه آرامشی درونش وفتی این حرف هارو میزدید چقدر ارامش درون وجودتون دیدم،ابن ارامش و ترکیب حرفاتون و این تجربع سخت بهم نشون که خیلی دیدگاه اشتباه درباره عشق، رابطه تو زندگیم داشتم من در حدی ب اون طرف وابسته بودم و مهر عمیقی پیوند داده بودم خودم رو بهش که واقعا حس میکردم فرزندم،اما حالا فهمیدم این دیدگاه هایی که درباره عشق و عاشقی میگن همش چرت و پرت دروغ محض اینکه میگن یه نفر باشه تا ابد باشه یه نفر باشه تکیه گاهت باشه اقا هوای همسرت داشته باش زیاد اون تنها کسی تا ابد باهات این دیدگاه هایی ک میگن تو همه زندگی منی تنها رفیق منی تنها ادم امن منی این دیدگاه های اینستایی این دیدگاه های عشق و عاشقی که سالها بهمون گفتن همش کذب از این جهت که چرت و پرت و فقط برات جهنم میسازه چهره شما و خانم شایسته و حرفاتون و تجربم اینو بهم فهموند جهان جهان فرکانسی رو ادم ها حساب فرکانسی باز کن از دیدگاه فرکانسی وارد رابطه با ادمها شو از این دیدگاه که ممکنه این ادم تا ابد باشه وارد رابطه نشو رابطه ی بخشی از زندگی من الان اینجا ایستادم جایی که خیلی جنگیدم برای رابطم اما حالا اون طرف بهم گفت به صورت کاملا مستقیمِ غیر مستقیم که به زودی فرکانس های من مارو از هم جدا میکنه و داشتم فکر میکردم من چقدر حساب باز کردم روی رابطم چقدر حساب باز کردم روی ایندش چقدر جنگ و جدل و ستیز و وابستگی با خودم توی ذهنم داشتم با طرف توی ذهنم داشتم و حالا در سکوت نشستم دارم میبینم که چطور فرکانس ها داره کار میکنه و حالا میبینم راستش الان ک ب اینجا رسیدم اگر بر میگشتم به گذشته رابطم و میدونستم قرار اینجوری تموم بشع یعنی اگر این دیدگاه تو ذهنم تقویت شده بود ک هیچ جیز همیشگی نیست قطعا اینکار میکردم توی رابطم:کمتر حرص میخوردم، کمتر منتطرش بودم، کمتر ترس از دست دادنش داشتم، کمتر فداکاری میکردم، کمتر دیدگاه های منفی تو ذهنم میپرورندوم، کمتر ستیز میکردم،کمتر توی ذهنم باهاش میجنگیدم،کمتر غصه میخوردم و خودم مقایسه میکردم،کمتر روش حساب میکردم، بیشتر در لحظه زندگی میکردم،بیشتر از لحظات کنارش بودن لذت میبردم و کمتر ب آینده فکر میکردم در کل راحت تر مگیرفتم زندگی رو حرص، طمعه، ترس، جنگ و قهر هارو از دلم میرختم بیرون ب خودم میگفتم این یه لحظه کوتاه فقط از بودن لذت ببر و کمتر رنج بده خودت میگفتم اینقدر گدایی محبت نکن بیشتر بی قید و شرط تر عشق میورزیدم بدون اینکه منتطر پاسخش باشم در کل راحت تر میگرفتم خلاصه حرفام به خودم زندگی هم همینه اینکه مهم ترین موضوع زندگیت بود داستانش اینشکلی داره تموم میشه حالا فکر کن کل زندگی هم همین باشه ب خودم میگم این جهان، جهان فرکانسی اینقدر غصه نخور بابا اینقدر حرص نخور ممکنه فردا یا امشب اتفاقی بیفته که تو ب خودت بیای و ببینی مرگ از هر لحظه ای بهت نردیک تر و تو داری میبینیش و میدونی چند ساعت ببشتر نداری انوقت چیکار میکنی؟ به خودم میگم کمتر با ادمها بحث میکنم، کمتر نفرت پراکنی میکنم، قلبم رو روشن و پاک تر نگه میدارم، کمتر تصورات باطل میکنم،بیشتر در مقابل نا خوشایندی های زندگی سکوت میکنم و بیشتز لذت میبرم، بیشتر ب کوه ها و دریا ها نگاه میکنم، کمتر روی زندگی، ادم ها حساب میکنم، کمتر غیبت میکنم و کمتر از ادم ها انتظار عشق و تحسین و محبت و باور کردنم رو دارم بیشتر عشق بی قید و شرطم رو به ادمها میدم و کمتر منتظر جبران عشق و کمک ادمها هستم کمتر از خودم و وفتم میزنم و بیشتر نه میگم به چیزایی که دوست ندارم ببشتر زیبایی و نعمت های زندگیم میبنیم و ببشتر قدر دان ادمها، نعمت های زندگی زمان ها روز ها و لحظه های زندگیم خواهم بود،کمتر روی نقاط ضعف بی ملایمتی و ویژگی های بد ادم ها تمرکز میکنم و ببشتر محبت هاشون میبنم بیشتر مهر و کمک ها و ویژگی های خوبی ک درون هر فرد هست رو میبینم بیشتر محبت آدمها رو ب خودم یاد اور میشم تا بی مهری هارو،ببشتر لذت میبرم،ب خودم ببشتر یاد آور میشم اینکه زندگی کوتاه، بیشتر میبخشم، کمتر احساس بی ارزشی،گناه میکنم، کمتر زندگی رو به خودم میگیرم و بیشتر تلاش میکنم برای موضوعاتی ک دوست دارم، کمتر خودم سرزنش میکنم و احساسات خوب بیشتر پرورش میدم

    موفقیت ادم هارو ببشتر تحسین میکنم، کمتر حسادت میکنم و به خودم ارزشمندی خودم و تفاوت خودم با ادم هارو بیشتر و ببشتر یاد اور میشم و تنوع دنیارو، ب خودم بیشتر یاداور میشم این جهان فرکانسی ادم هایی ک میبنی فرکانس تورو بهت نشون میدن، فرکانسی ادم هارو ببین نه ابدی این جهان فانی ترین چیز و ناپایدار نرین چیز توی دنیاست رها باش هیچ کس مال تو نیست ن فرزند ن یار وفادار نه بهترین دوست هیچی فقط بی قیذ و شرط اگر عشقی داری در درونت بده زندگی اسون تر بگیر و سعی کن از مواهبی ک دارب بیشتر لذت ببری مثل طبیعت، مثل بدنت، مهارت های بیشتری یاد میگرفتم و قلبم و ذهنم صیقلی تر نگه می‌داشتم در پایان ممنونم بی نهایت از همه امکاناتی که دست ب دست هم دادن که من اینجا باشم از اسناد عزیرم مریم بانو عزیز خداروشکر میکنم بخاطر بودنتون، آرامش و احساسات متعالی درآمیخته و خو گرفته دل و ذهن هممون باشه دوست دارم اسناد عزیزم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 761 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم که حالتون عالی باشه

      دیدگاه شما رو خوندم چقدر عالی بود و مناسب احوال من

      از خدا مدت هاست که هدایت خواستم و به این سایت هدایت شدم، من حدودا 15 روزه که وارد سایت شدم و دارم مطالب سایت رو مطالعه می کنم، توی این 15 روز بهترین مطلبی که خوندم دیدگاه شما بود، انگار برای من بود، انگار تمام حرف های شما حرف های دل من بود

      ممنونم از شما دوست عزیز

      امیدوارم که روز به روز بیشتر خودتون رو پیدا کنید و به هدف هاتون برسید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        آدا گفته:
        مدت عضویت: 3344 روز

        سلام عزیزم خوش اومدی ممنونم از نگاهت از خدا میخوام به قلبت صبر و به دیدگاهت وسعتی بده که از بالا و افق وسیع تر موضوعات ببینی این درد ها و رنج ها در درست ترین زمان میان ک مارو به خودمون نشون بدن تا ازش گذر کنیم از خدا برات صبر میخام امیدوارم با دید وسیع تر شناخت بیشتر از خودت از پس این چالش بربیای️

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2444 روز

    دنیا خیلی بزرگ است

    وقتی کوچک فکر کنی کوچک می مونی

    بزرگ فکر کن تا تا بزرگان شوی

    من می تونم تغییر کنم به شرط عمل

    وقتی توی دل ترسها بروی . شجاعتی در دلت نمایان می‌شود ایمانی در دلت پدیدار می‌شود که اگر مدارش باشی برات باز هم تقریبا عالیه ولی اگر خداست نباشه خودت هنگ می کنی و روزها باید بهش فکر کنی

    باید مرد عمل باشیم

    امروز من در پیاده روی بودم دو تا سگ بودند من این طرف بودم اونها اون طرف اولش نگاه به من کردند بعد یکیشون دنبال من راه افتاد و من داشتم راه می رفتم بعد من ایستادم و بر گشتم و نگاهش کردم همین طور اون هم ایستاد و اصلا سر جایش نشست و اون طرف را یعنی مخالف جهت من که قرار داشتم را نگاه کرد

    تغییر دایمی است

    تغییر در حال رشده

    باورش کن تا برات رخ نشان بده

    وقتی با آدمهایی باشی که موفق هستند با توجه به قانون خداوند چیزهایی را دریافت می کنی که می تونی تا ثریا بروی

    وقتی با آدمهای باشی که در یک برهه ای از رندگیشون ناموفق بوده اند و الان موفق هستند و بودن با اونها را ادامه بدهی موفقیت هایی را بدست میاری که خودت حیرت زده پیشی

    اصلا مغزت باز میشه

    آقای علی دایی به پژمان جمشیدی می گفتند تو که در فوتبال هیچی نشدی لااقل در بازیگری دیدم به یه جایی رسیدی

    باید معتاد باشیم

    معتاد به موفق شدن

    معتاد به حرکت

    معتاد به تغییر

    معتاد به عمل به قانون

    معتاد به درک کردن قانون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: