مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    203MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

395 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    به نام الله مهربان

    سلام به همه

    گام 23.باورهای قدرتمندکننده برای درمان وابستگی

    در بحث وابستگی

    اگر وابستگی به شخص خاصی باشد چیزی که به شدت میتونه به شما کمک کنه که وابسته نشوید فکر کردن به گذرا بودن دنیاست فکر کردن به مرگ

    هر چقدر کسی را دوست داشته باشید نمیتوانید کتمان کنید که این فرد ممکنه به هر دلیلی از دنیا بره بدون هیچ خبر قبلی

    یا هر وسیله که داشته باشم با مرگ خودم تموم میشه میره اصن مهم نیست که من چقدر ی وسیله رو دوست دارم

    گذرا بودن دنیای مادی خیلی کمک میکنه که آدم وابسته نشه به کسی…به چیزی

    نباید همه چیز را دائمی بببنیم باید گذرا ببینیم و بگیم مرگ هر لحظه ممکنه اتفاق بیوفته چه برای ما چه برای هرکس دیگه ای

    باید سعی کنیم آدم ها را در بعد فرکانسی ببینیم یعنی من در یک فرکانسی هستم دارم روی خودم کار میکنم افکارم و باورهام رو بهتر میکنم آدمهایی که باهاشون در ارتباطم اگر فرکانسشون عوض بشه یا فرکانس من عوض بشه مهم نیست که من چقدر تلاش میکنم تا با اونا باشم ما مسیرمون از هم جدا میشه

    وقتی بحث فرکانس را درک کنید میدانید انسان ها کبوتر با کبوتر ، باز با باز هستن

    اول اینکه بدان اگر آدمهای نامناسب دورت هستند یک ایرادی در خودت هست که آنها دور و برت هستند

    و اینکه آدمها ممکنه مسیر فکریشون عوض بشه و از دنیای تو بیرون برن و زور زدن معنایی ندارد.

    سرمایه اصلی دارایی های مالی شما نیستند بلکه توکل، اعتمادبه نفس ، توانایی های شما در یادگیری..توانایی حل مسئله..توانایی کنترل احساسات..توانایی ارتباط با دیگران…توانایی توکل به خدا..توانایی بیرون اومدن از منطقه امن..توانایی جسارت بیشتر.. ومهارت های شما هستند

    و دارایی های شما نتیجه همینهاست.

    سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    صدیقه قادرنیا گفته:
    مدت عضویت: 603 روز

    سلام وقت بخیر

    به نام یکتا خالق بیهمتا

    توجه به فانی بودن دنیای مادی یکی از راه کارهای رفع وابستگی است جدایی که سرانجام هر انسانی است همه ی انسانها مرگ را تجربه می کنند و خودشان به تنهایی راهی سفر اخروی می شوند و تنها آذوقه سفرشان اعمالی است که در کوله بار دارند علاوه براین باور داشتن مدار و فرکانس است که اگر در یک فرکانس باشیم با هم هستیم و چنانچه فرکانس مون یکی نباشد جهان ما را از هم جدا می کند

    در دوران مدرسه با دوستان خود چنان صمیمی بودم و کاملاً وابسته ،هر روز هشت ساعت با آنها بودم شبها به شوق دیدار آنها به صبح می رساندم جدایی اصلأ ،فکرش را هم نمی کردم اما روزگار،و الان حتی نمی دانم کجا هستند و چه می کنند

    آموختم مثل انسانها که فقط در زمان حال با من هستند و باید از بودن با آنها در این لحظه لذت ببرم با اموال دنیا هم از آنچه دارم در همین لحظه لذت برد و حسابی در کار نباشد و فقط به توانایی‌های خود توجه کنم چه توانایی‌های برای خودم ساخته ام دوستی با خدا،توکل بر آن،صداقت و درستی ،توجه به قانون های خداوند و هزاران ره توشه و توانایی و ثروت درونی

    به درستی که با این توانایی ها انسان می تواند از پست تمرین جایگاه ها به بالاترین مقام ها برسد با کار کردن روی عزت نفس و لیاقت خویش و کمک خداوند

    با تشکر از استاد عزیز و دیگر دوستان

    شاد و پرانرژی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    محدثه رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 458 روز

    به نام خدا

    1.فکرکردن به گذرا بودن دنیا و مرگ باعث می‌شود که به کسی و یا چیزی وابسته نباشیم.

    2.دیدن آدمها در بعد فرکانسی:من تغییر میکنم یا آدمهای اطرافم تغییر میکنند و مسیرمون از هم جدا میشه

    3.اگر آدمهای نامناسب دور و برم هس ایراد از خودمونه پس باید روی خودم کار کنم آدم بهتری باشم تا آدمای بهتری رو هم اطرافم داشته باشم

    4.مهم ترین دارایی های ما:

    توانایی یادگیری

    توانایی حل مسئله

    توانایی کنترل احساسات

    توانایی توکل و باور به خداوند مهربان

    توانایی ارتباط با دیگران

    توانایی بیرون اومدن از منطقه امن و جسارت داشتن

    توانایی بهتر کردن مهارت ها

    5.یکی از راههایی که می‌تونه بهمون کمک کنه تا به این باور برسیم که انسان میتواند تغییر کند دیدن معتادانی که نجات پیداکرده اند است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مسعود روشنی گفته:
    مدت عضویت: 1701 روز

    سلام بر استاد عزیز من سال هاست که شما رو دنبال میکنم از محصولات شما استفاده میکنم ونتایج خیلی خوبی با کار کردن رو خودم .گوش دادن به فایلها .کنترل ورودی هاو…..بدست آوردم.

    من جزو انجمن aaهستم و21 سال است که پا هستم الکل ومواد مخدری استفاده نکردم.و یک جورایی زندگی از صفر شروع کردم.

    اما یک مشکل واقعا بزرگ زندگی من مصرف نیکوتین است و سال زیادیه که خواستم ترک کنم یا کنترل کنم. ولی هرچی بیشتر سعی می‌کردم کمتر نتیجه میگرفتم.

    حدود یک هفته پیش داخل سایت شما داشتم می چرخیدم که این فایل راجب وابستگی به چشمم خورد.من شروع کردم گوش دادن وپیام شما رو دریافت کردم که انجمن نیکوتینی ها میتونه کمک کنه به من. همون جوری که راجب مواد والکل بهم کمک کرده.

    فردای اون روز داخل گوگل سرچ کردم وآدرس جلسات رو پیدا کردم رفتم اونجا وبه ناتوانی خودم در بین هم درد های نیکوتینی دیگه اقرار کردم.

    مرتب شروع کردم به جلسه رفتن ومشارکت کردن.اتفاقی که افتاده 6 روز هست بدون هیچ مصرفی پاک هستم حالم خوبه وسوسه ای ندارم.

    از شما بابت این پیام سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    سلام به همگی بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    دارایی های اصلی من:

    اعتماد به نفس

    توکل به خدا، خدایی که با منه

    توانایی های من، مهارتهای من

    خب چی پرسیدم که این فایل نشانه ی من شد؟ گفتم خدایا چرا فلانی بدون تلاش با پول خانواده میره خارج، فلانی بدون تلاش و علم با پول خانواده دانشگاه قبول میشه، چرا فلانی توی خونه است و کار نمیکنه ولی با پول همسرش کلـــی وسیله گرون میخره و مسافرت میره؟

    و اینجا خدا بهم جواب داد:

    بحثهای مالی نتیجه است اینکه هی بشماری چقدر داری یه کار بیهوده است که گیر اونا میشی بیشتر…… و چی برام میاره مقایسه، چون هی میشمارم چی دارم و به چه موفقتهایی رسیدم به داشته ها و موفقیتهای بقیه هم دقت میکنم و میرم تو احساس بد

    مهمترین دارایی ما توانایی ما در یادگیریه، توانایی ما در حل مسئله است، توانایی ما در کنترل احساساتمونه، توانایی ما در باور کردن خداونده، توانایی ما در توکل کردن به خداونده، توانایی ما در ارتباط با دیگرانه، توانایی ما در بهتر کردن مهارتهامونه، توانایی ما در بیرون اومدن از منطقه امنمونه، توانایی ما در جسارت بیشترمونه

    خدایا کمکم کن خودم به نتیجه برسم و از این حالت مقایسه کردن بیام بیرون، من قبلا اصــــلا خودم رو با کسی مقایسه نمیکردم چون شرایط خودم رو دوست داشتم، الان هم باید قدر خودم و تواناییهام رو بدونم و از موقعیتم لذت ببرم، خدایا من تو این مدت کم تغییر و پیشرفت کردم وقتی دارم روی خودم کار میکنم یعنی این تغییر و پیشرفت کردن ادامه داره و تو این شرایط نمیمونم، خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    بهار خاکسار گفته:
    مدت عضویت: 753 روز

    سلام به قلب آگاهی، جایی که رشد از دل رهایی آغاز میشود

    در جهانی که هیچ‌ چیزش ماندگار نیست، دل بستن به ماندگاری، خودش نوعی درد انتخابیست

    در واقع استاد ما از کودکی یاد گرفتیم به چیزها وابسته بشیم

    ولی توی مسیر آگاهی، جایی میرسه که یک جمله به تو تلنگر میزنه

    هیچ‌ چیز در این دنیا قطعی و ماندگار نیست پس چرا باید قلبم را به چیزی ببندم که فردا شاید نباشه؟

    همون‌ طور که استاد اشاره کردین یکی از عمیق‌ترین راه‌های رهایی از وابستگی، فکر کردن به مرگ

    نه با ترس، بلکه با آگاهی

    با یادآوری اینکه

    هر انسانی که دوستش دارم، ممکن ناگهانی از دنیا بره

    حتی خود من هم مهمان این زمینم، نه صاحب

    وقتی تو روی خودت کار میکنی، شخصیتت رو قوی‌ تر میکنی، افکارت رو مثبت‌ تر میکنی، دنیای درونت رو میسازی، جهان هم با قانون فرکانس واکنش نشان میده

    افرادی وارد زندگیت میشه که با انرژی تو هم‌ نوا هستن

    کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز

    اپرا وینفری، مجری و کارآفرین توی یکی از مصاحبه هاشون گفته بودند که

    من یاد گرفتم آدم‌ هایی که با من هماهنگ نیستند، نه بدند نه خوب

    فقط دیگه با من هم‌ فرکانس نیستند

    در واقع پذیرش اینکه فرکانس همه آدم ها با تو فرق میکنه و یک روزی از دایره نزدیک تو خارج میشن، یک بلوغ الهی حساب میشه

    وابستگی معمولا از نیاز به امنیت، ترس از تنهایی یا کمبود درونی احساس ارزشمندی سرچشمه میگیره

    وقتی احساس میکنیم چیزی یا کسی، ارزش ما رو تکمیل میکنه، ناخواسته رشته‌ هایی از وابستگی میسازیم و اگر اون فرد از زندگیمون بره، حس میکنیم چیزی از خودمون کم شده

    اما حقیقت اینه که هیچکس و هیچ‌ چیز منبع اصلی آرامش، امنیت و ارزشمندی ما نیست

    الا بذکر الله تطمئن القلوب

    آگاه باشید که با یاد خدا دل‌ها آرام میگیرد

    سوره رعد آیه 28

    آرامش واقعی از درون میاد، نه از بیرون

    توی نگاه برخی جوامع مثل یهودیان، وابستگی ناسالم به هیچ چیز توصیه نشده

    اونها باور دارن که انسان باید مالک ابزار باشه، نه برده‌

    در نهایت خود انسان و ارتباطش با خداوند مهم‌ ترین چیز

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      علیرضا فول‌انرژی گفته:
      مدت عضویت: 982 روز

      سلام خدا

      سلام به استادعزیز و خانوم شایسته مهربون

      سلام به شما رفیق همفرکاسی

      مرسی از کامنت شم که توحید رو زنده میکنه

      واقعا وابستگی ادمو از خودش دور میکنه من خودم الان پنج سال هست که از هیچ عامل بیرونی حتی یه پوک سیگار مصرف نکردم و زمانی که از هرلحاظ پاک شدم خدای درونم شعله ور شد و فهمیدم که میتونم دنیارو تکون بدم

      دمه شماها گرم که تو مسیر هستین

      انشاله که همه درحاله لذت بردن باشن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا یکتاپرست گفته:
    مدت عضویت: 229 روز

    بنام خدای جان ها

    سلام به استادان گرامی و عزیزم

    نشانه ی امروز من برای اینکه از خدا خواستم هدایتم کنه که بتون خودم را تغییر بدم اونم اصولی

    خدایا شکرت برای این هدایت، برای این نشانه

    دوستان و هم خانواده ای های عزیزم این کامنت رو مینویسم با هدایت پروردگارم تا بماند یک رد پا برای همیشه که نشان دهنده ی شروع جهاد اکبرم است

    استاد جان اول از همه بگم من همیشه به حال معتادانی که به پاکی رسیدند و به او نقطه تسلیم رسیدند و الان از پاکی با عشق لذت می برند من حسرت میخوردم میگفتم تنها راه شروع از صفر همینه از ریشه خودت رو تغییر بدی

    این آرزوی چندین ساله ی من بود که چه عالی از پایه با خدا ارتباط میگیرن و شروع میکنن

    ولی این اواخر را بگویم که من ناتوانی خودم را در کنترل ذهنم میدیدم و هر لحظه دلسرد تر میشدم

    ایمانم به قانون جهان هستی و بخدا کمتر میشد

    با هر بار عدم توانایی در انجام کنترل ذهن، خودم را بازنده میافتم

    این فایل برام یه چراغ بزرگی رو روشن کرد اونم با یه نور واضح

    امروز از طریق این فایل خداذگفت زهرا تسلیمم باش عجز خودت رو اعلام کن و با ایمان به من شروع کن مثل یه معتاد که همیشه حسرت پاکیش رو میخوری ، پس اکنون تو زهرا باید اقرار کنی به عاجز بودنت در برابر اعتیاد به افکار منفی به باورهای ویرانگرت

    من زانو زدم در برابرت پروردگار م که خدایا من عاجزم من ناتوانم و من تسلیم تو هستم

    یه ندایی در قلبم واضح گفت زهرا وقتشه ترک کنی

    پاک بودن رو تجربه کن اشکم جاری بود خدا یا با من چیکار کردی، ندا ی قلبم گفت نقطه شروع اینجاست جهاد اکبر از اینجاست که باید آغاز کنی به تغییر شخصیت خودت

    باتمام تلاش هایم خیلی کم تونستم خود سازی کنم کم تغییر رو در نتایج میبینم

    امروز این فایل سکوی پرتاب من شد همانطور که در کتاب پایه ی انجمن معتادان گمنام نوشته بود لغزش و شکست چه بسا سکوی پرتاب تو باشد

    اکنون من ایمان دارم که خدا هر لحظه بیشتر از من مشتاق تغییر و تحولات من است و از بودنم در مسیر و تلاش برای ساختن احساس لیاقتم به من بنده محکم و قوی خود میبالد،

    امروز قدمم را برداشم با انجمن تماس گرفتم تا در جلسات به یاری و هدایت خدا شرکت کنم

    و کتاب پایه رو شروع کردم وبا ایمان و توکل مضاعف به نیروی برتر کل هستی پیش میرم،

    استاد اونجایی که گفتین باور قوی برای درمان وابستگی باور به مرگ هست چه به موقع بود

    دیگه وابستگی به هر چی بخصوص ادم ها برام معنایی نداره چرا که من از چندین سال پیش سیلی های بدی ازین ضعفم خوردم و خیلی رو این نقطه کار کردم و خدارو شکر خیلی بهتر شدم ومیدونم که باید تا اخر عمرم رو خودم کار کنم، با این باور به مرگ و جدایی بیشتر میتونم با مقاومت ذهنم کنار بیام

    خدایا شکرت برای امروز که خیلی عالی بود

    خدایا شکرت که با خودم مهربون بودن و خودم رو به یه قهوه مهمون کردم که افرین زهرا چه تکاملی داری خوب پیش میری و از کارم خوشحال بودم و تسلیم خدام ایمان دارم بی او هیچم

    خدایا شکرت برای نفسی که میکشم و زنده بودنم

    و فرصت تجربه و شادی کردنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 535 روز

    امشب 404/11/09

    سلام استاد جونم

    خیلی نکات عالی گفتین استاد عزیزم

    من خیلی وابستگی دارم کلا تو روابطم وابسته میشم

    یادمه چند سال پیش به حدی وابسته میشدم به « دوستام، ادمای اطرافم، و….» با رفتنشون تا یه هفته گریه میکردم

    خب با ادم های خیلی زیادی این مورد تکرار شد برام

    خیلییی زیاد دوسشون داشتم و اونا بدون هیچی از پیشم رفتن و برام سنگین شد

    تا اینکه فهمیدم هیچ کس برای همیشه پیش من نیست

    و یکی از دلایلی که خودتون استاد جون بیان کردین

    مرگ هست که به هر حال قراره همه بریم

    ولی این به من خیلی سنگینی میکنه

    اینکه فکر کنم قراره ادمایی که تو زندگیم هستن برن یا بمیرن خدایی نکرده

    این مورد خب خیلی منطقیه چون هر روز داره یکی میره

    ولی نمیدونم چرا به مرگ فکر کنم قلبم میگیره « به اینکه طرف از پیشم بره به جای دیگه اینا زیاد قلبم درد نمیکنه چون احتمال میدم شاید یه روز مجدد ببینمش یا حداقل زندکی میکنه» اما همین که به مرگ فکر کنم خیلی ناراحت کنندس برام

    نمیدونم اینارو باور دارم که:

    1 اینکه دیگه قرار نیست برای همیشه اونو یه بار هم ببینم و طرف برای همیشه و ابدیت از زندگیم رف « اگه یکی از عزیزانم باشه مثل والدینم یا خواهر و برادر و… خیلیییی سنگینه برام

    2 طرف مرد و دیگه زندگیش تموم شد همینجایی که مرد و دلم میگیره

    3 و یا هم احساس میکنم با رفتن یکی از زندگیم برای همیشه تنها میمونم و کسی دیگه تو زندگیم نیس

    نمیدونم واقعا ولی

    به حدی دلم میگیره که واقعا گریه میکنم

    اما این بزرگترین پاشنه اشیل منه

    جوری که کم میارم واقعا درونش

    و اینکه استاد جان خداوند گفته مرگ رو یاد اوری کنین در هر لحظه به خودتون، واقعا چطور باید یاد اوری کرد که دلت نگیره و سنگینی نکنه؟؟

    اینکه من برای خودم یاداوری کنم که قراره بمیرم و برم پیش الله جان واقعا نه تنها احساسم بد نمیشه بلکه احساسم خوب میشه، احساس ارامش دارم

    اما تصور اینکه یه نفر از زندگی من بره نمیدونم چرا احساسمو بد میکنه و شروع به گریه کردن میکنم

    درحالی که همین یاد اوری مرگ چیز خوبیه

    « خواستم امشب یه ردپایی اینجا بزارم چون خیلییی دارم از وابستگی ضربه میخورم در حد چی،

    واقعا کل دست و بالمو بسته عین هو یه زنجیر که نمیزاره پرواز کنم و همچنان اسیرشم

    من هم وابسته به پدر و مادرمم و هم به ادمایی که وارد زندگیم میشن و یکم بهم عشق میورزن

    مورد اول پدر و مادرم: برای اینع که خیلی میترسم از عهده خودم بر نیام

    از لحاظ مالی وابسته ام

    و هم از لحاظ شرک ورزی خیلی ازشون ترس دارم، اینکه مبادا بلایی سرم بیارن « خیلی روی باور خالق بودن کار میکنم باز میبینم این باور مخرب وجود داره»

    مورد دوم: ادمایی که میان و عشق میدن:

    احتمالا چون خودمو لایق دوست داشته شدن نمیدونم، یه ادمی بیاد و منو دوسم داشته باشه و یه ذره عشق بده بهش وابسته میشم

    و باورم اینه که ادمایی که منو دوس داشته باشن و بهم عشق بدن که خیلییی کمه، شایدم فقط همین نفر باشه

    پس بچسب بهش و از دستش ندی

    و مورد بعدی از تنهایی هراس دارم نمیدونم چرا

    تنهایییی

    تنهایییی

    تنهاییی عین یه کابوسه برام واقعا

    تنها بشم میترسم که مبادا بلایی سرم بیاد

    قبلا پدرم هر لحظه در مورد شیطان « در قالب انسان» در مورد جن و… صحبت میکرد که همیشه پیش انسانه

    و منم باور دارم از پس خودم بر نمیام « این باور رو تازه پیدا کردم در خودم»

    همچنان میترسم تنها باشم

    تنها باشم و بلایی سرم بیاد

    دوس دارم یکی پیشم باشه و از من مراقبت کنه، یکی کع وقتی بلا سرم میاد بتونع از من دفاع کنه

    به واسطه اون ادم بد ها، اون جن ها« که یه نشخوار ذهنی بیش نیس»

    کلا یکی از علت هایی که خیلی وابسته ام به ادما همینه

    اینکه ترس دارم بلایی سرم بیاد، همیشه میترسم که مبادا یه نفر یا یه چیزی یا یه حیوونی بهم آسیب بزنه و اگه یه نفر نباشه چطور از پس خودم بر بیام؟؟

    الان خداروشکر خیلی بهترم

    قبلا دو قدم تو حیاتمون حتی تو اتاق تاریک نمیتونستم برم

    هرجا برم باید یه نفر میومد پیشم

    « اینم از گفته والدین عزیزم که بشدت منو دوس داشتن و بشددددت نگران من بودن اومد:

    که هر وقت خواستم به تاریکی برم گفتن « حسنا جان دخترم با داداشت برو یا با من برو که بلایی سرت نیاد»

    وقتی میرفتم بازار میگفتن « دختر جونم دستتو بده به من تا یکی تورو ندزده، گم نشی میان ادما و تورو نبرن»

    اون داستان هایی که بچه هارو میکشتن رو تعریف میکردن و میگفتن مبادا سوار هر ماشینی بشی، به هر ادمی سلام کنیا

    بقول معروف: سلام گرگ بی طمع نیستااا»

    و همیشه این حرف بود که: دختر هرجا بره باید یه مرد پیشش باشه وگرنه دختر از پس خودش بر نمیاد»

    و این داستان ها

    این قصه های خیالی

    این تجربه های نچشیده

    کلا همشون حرفن ولی حرف بزرگترا

    بقول معروف « بزرگترا بهتر میدونن پس بدون چون و چرا قبول کن» باعث شده باور کنیم

    ولی خوشحالم

    خوشحالم این همه وابستگی، این همه رنج و یختی باعث شد من تلاش کنم وابستگی رو از بین ببرم

    الان دوست دارم زوووم کنم رو مورد اینکه تمامی قدرت رو از پدر و مادرم بگیرم و دیگه نترسم

    و هم وابستشون نباشم

    باورهایی همچون « من از پس خودم برنمیام و….» رو تغییر بدم و بتونم روی الله جانم، رب العالمین حساب باز کنم

    و اون قدرتی که دادم به مامان و بابام

    اینکه اینقدر با اطمینان بهشون اعتماد دارم که مراقب من هستن، از من دفاع میکنن، روزی مون رو در میارن، و من پیش اینا هم در امنیت کاملم هم روزیم میرسه هم زندگی میکنم و….

    همه این قدرتی که از عمق وجود به پدر و مادرم داده ام رو بگیرم و بدم به خداوند

    اون وقت خدا میدونه چقدر هدایت هارو عالی انجام میدم

    ماه شهریور بود که یه روز نشسته بودم بهم الهامی شد « حسنا جان به فکر مهاجرت باش، تو باید از پیش پدر و مادرت بری

    بهم گفت واقعا میخوای رشد کنی؟ پس برو شهرستان تنهایی و زندگی خودتو خودت بساز

    من تابحال هیچ جایی تنهایی نرفته بودم

    و واقعا وقتی این مورد بهم گفته شد خیلییی ترسیدم اخه هیچ جواب چرائی و چطوری بهم داده نمیشد

    از اون روز تا الان بهم همین مورد فقط گفته میشه و منم دنبال باورها گشتم گشتم تا رسیدم به توحید

    امیدوارم بتونم این باورهام رو تغییر بدم و بتونم مهاجرت کنم

    و به مواردی که دلم میخواد دسترسی پیدا کنم

    امیدوارم بتونم از شر هرچی وابستگی رها بشم و به خود خداوند فقط وابسته باشم

    نمیدونم چطور این باورهام رو نوشتم، حتی قبل نوشتنم نمیدونستم همچین باورهایی پس ذهنمه

    در مورد مرگ، در مورد خودم و…

    ولی خوشحالم که همین که شروع به نوشتن کردم خداوند خودش باورهای مخربم رو از طریق دستانم نوشت

    « رد پایی جدید»

    امیدوارم دفعه بعد که این کامنت رو میخونم با چشمانی پر از اشک شوق بخونم و تغییراتم رو به چشم ببینم

    ـ

    مرسی استاد جان عاشق وجودتونم

    مرسی مریم جونم

    واقعا از صمیم قلبم دوستون دارم و عاشقتونم،،،

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2197 روز

    به نام خدای زیبا، مهربون ودوست داشتنی. سلام به ناب ترین استاد دنیا ،مریم جان ودوستان هم فرکانسی ام. خدا رو هزاران مرتبه شکر به خاطر این هم زمانی های الهی ،چقدر این آگاهی ها ناب ودر مناسب ترین زمان برامون گفته میشه .استاد هر باری که فایلی روی سایت قرار می گیره دقیقا حس می کنم شما فرکانس من وبچه هایی که در این زمان نیاز به این آگاهی ها داشتند رو دریافت کردید .خدا رو هزاران مرتبه شکر ،چقدر با این هم زمانی ها ایمانم به این مسیر بهشتی بیشتر وبیشتر میشه .عاشقانه دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2442 روز

    به نام خدا

    به نام خدای فراوانیها

    سلام

    خدایا شکرت باز هم اومدم ت ادیدگاهم را ارائه بدهم

    سلام استاد عزیزم

    چندروز بود اینترنت ضعیف بود ولی امروز خدا را شکر خیلی عالیه

    در مورد وابستگی ، من به هر چی و هر کسی وابسته بودم به خانواده ام حتی خانواده ام کاری به کارم نداشتن ها ولی من هیچ جوره نمی تونستم اونها را در ذهنم فراموش کنم

    من در شهر به شدت و فوق مذهبی کاشان هستم و اونهایی که اومدن می دونن که چقدر شهر ما در این روزها و شب ها که امشب شب تاسوعا هست چقدر برنامه و چقدر در شهر پارچه های مشکی زدن و این از قدیم تا الان بوده و هست و من وابستگی شدیدم به امام حسین و حضرت ابوالفضل بود الانم خیلی دوستشون دارم ، ولی وقتی شما که دستی از دستان خداوند هستید به من //خدای واقعی //// را شناسوندید ، الان متوجه شدم که چقدر من مشرک بودم و خدا را شکر میکنم

    اونقدر در شهرم مذهبی هستن که همه از بچه نوزاد تا پیرمردی که حتی از خونه در نمیاد همه و همه مشکی بر تن کرده اند و آماده اند تا بروند در روضه ها و عزاداری ها شرکت کنند

    اصلا من خودم اومدم امام حسین را برای خودم جور دیگه ای تفسیر کردم به خودم گفتم

    ایشون کی بود؟؟؟

    الان جایگاهشون کجاست؟؟

    اگه الان خودشون بودن ، راضی بودن من خودمو به آب و آتیش بزنم تا بتونم// نذری بدهم/// ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

    من خودم عاشق ائمه هستم و جاش اصلا اینجا نیست و من هم دوست ندارم بحث رو از قوانین به این موردها بکشونم اما الان که بحث وابستگی شد من یاد باورهای مخرب خودم افتادم که ترشکون کردم خدا را صد هزار مرتبه شکر و به جاش ///خدای واقعی خودم رو /// می پرستم

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    یعنی اونقدر مشرک شده بودم که مثلا وقتی بیماری میومد سراغم ، اونقدر نذر میکردم که وقتی اون بیماری میرفت و تموم میشد ، یادم نبود که چی گفتم ؟؟؟؟ در صورتیکه باورهای سلامتی ام مورد داشت ، ایراد داشت و باید این را حل کرد چقدر میتونم خودمو دور بزنم ….

    اونقدر باورهای سلامتی را از ذهنم در آوردم ولی اونقدر مورد داره که نگو نپرس و می دونم که اون هم باز به ایمانم بر میگرده و باید روی اون کار کنم

    در مورد درد دندن ، چقدر من ایراد داشتم و همه را حل کردم یعنی تا یه درد دندن داشتم اول از همه نذر می کردم که فلان کار رو میکنم بهمان کار و میکنم برای امام و معصومین ، در صورتیکه دختر خوب ، دختر مهربان بیا باورهای خودت رو درباره ی خداوند درست کن ، تو خدایی داری که همه جهان را خلق کرده ، کی تو رو بوجود آورد ؟؟ کی تو رو خلق کرد ؟؟ کی تو رو بدنیا آورد ووووو خیلی روش فکر کردم و متوجه شدم اینها همه شرک بوده و در وجود من در ذهن من رخنه کرده و در اعماق من نفوذ کرده

    در دوره عزت نفس هم یاد گرفتم ، هیچ کسی رو برای خودم //بت نکنم///

    خدایا شکرت که هم روی وابستگی هام کار کردم

    خدا را شکر ، مشرک بودنم را تموم کردم ولی بازم روش میکنم

    خدایا شکرت استاد شما هستید

    ……………………………………..

    در مورد باورفراوانی من هنوز مورد دارم و استاد رو که می بنیم الگوی بسیار عالی و منحصر به فردیه که میتونه به من بگه که می شود

    تو هر چی که هم داشته باشی ، باز هم می تونی داشته باشی

    پس ایستایی نداره ثروت ، ایستایی نداره سلامتی ، ایستایی نداره موفقیت وو همه وهمه به همین طوره

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: