مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 40 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه














بنام یکتای بی همتا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان خوبم
سی و نهمین روز سفر
سفر به ناشناخته های خودم ،سفری به اعتقادات پوچ و بیهوده ام ،
اعتقاداتی که هرروز زندگی رو برای خودم و خانوادم سخت تر و زجرآورتر میکرد.
مرجع تقلید،کسی که از بچگی بهم گفتن حتما باید از وقتی به سن تکلیف میرسی ازش تقلید کنی ،دقت کنین تقلید .یعنی فکر نکن ،تعقل نکن ،فقط تقلید کن ،اون رفته زحمت کشیده ،درسشو خونده ،یاد گرفته و حالا تو میتونی به راحتی و بدون کوچکترین تعقل و تفکری از اون تقققققلییییید کنی و هر گناهی هم که انجام دادی ولی براساس گفته های اون آقا بود به گردن همون آقا.
از بچگی دوتا چیز رو خوب یاد گرفتیم
۱_لازم نیست خیلی فکر کنی در مورد هیچ چیزی ،چون همیشه یکی هست که فکر کرده باشه ،تو میتونی از اون تقلید کنی.
۲_هر کاری خواستی بکن بعد گناهشو بنداز گردن یکی دیگه .چقد این یکی راحت و خوبه.
مورد بعدی نمازه،آخ که چه آداب و رسومی داره ،ولا الضالین رو باید خوب بکشی وگرنه که درست نیست .وضوت باید طبق آداب و رسوم باشه باید درست وضو بگیری وگرنه نمازت هم قبول نیست ووووووو.
اینقدر این چیزا رو شنیدیم و سعی کردیم رعایت کنیم که اصلا یادمون رفت برای چی نماز میخونیم.
اینقدر از خدامون دور شدیم که ذهنمون جایی نذاشت برای شنیدن صدای خدا حتی توی همون نماز .
همون نمازی که قرار بود منو به خدا وصل کنه.
همه جور صدایی توش بود جز ایاک نعبد و ایاک نستعین.
یه دفعه به خودت میومدی میدیدی داری سلام میدی ،بعدشم خوشحال از رفع تکلیف جانماز رو جمع کن و دیگه هم یادت از خدا نیاد تا اذان بعدی.
استاد وقتی به گذشته خودم و اینهمه تقلید کور کورانه نگاه میکنم از خودم و خدای خودم شرمنده میشم .
ولی وقتی خدای وهابم رو میبینم که میگه از هر جایی که هستی شروع کنی منو آمرزنده خواهی یافت ،توی دلم عروسی میشه و اونجایه که میفهمم من با فرکانسهام ،زندگی مو خلق میکنم ،اگر از همون لحظه فرکانس خوب بفرستم خدا نمیگه تو سی و اندی سال گناه کردی ،نه از همون لحظه شرایطم عوض میشه و من میشم خالق زندگی خودم.
استاد راستش من راجع به حرفای شما هم خیلی تحقیق نکردم که کتاب بخونم و از این حرفا فقط به آیه های قرآن توجه کردم والبته حس درونم که انگار اینا رو از قبل میدونه ،ناخودآگاه قبولشون میکنم ،از ته قلبم احساس رضایت دارم و از شنیدنشون لذت میبرم.
استاد جانم ازت بی نهایت ممنونم.
چه نگاه زیبایی به ثروت دارین استاد .
هرچقدر ثروتمندتر بشی نزد خدا عزیزتری.
چقدر ما مردم ایران به این نوع نگاه نیازمندیم آخه از بچگی بهمون گفتن پول بده پولدارا آدمای بدی هستن،پولدارا به بهشت نمیرن و هزاران باورمخرب دیگه در مورد پول و ثروت ،در صورتی که گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده 😂😂😂
همه همون آدمایی که این دیدگاه رو دارن خودشونو به آب و آتیش میزنن برای یه خونه بهتر، یه تفریح بهتر،حساب پرپولتر.
ولی من با کمک آگاهیهایی که استادم بهم داده دارم سعی میکنم که ثروت رو وارد زندگیم کنم.
خدارو شکر که دارم روی این باورامو کار میکنم.
استاد این فایلتون خیلی آگاهی داشت و به من خیلی چیزا یاد داد
ازتون بی نهایت ممنونم که دست مهربان خدا شدین برای هدایت بچه های سایت
عاشقتم بهترین استاد دنیا❤❤❤
سلام عزیزم
دمت گرم خیلی باحال نوشتی بعضی جاهاش کلی خندیدم قلم خوبی داری ایشاله خدا همه مونو هدایت کنه ب مسیر درست
به نام او و یاد او که ارامش بخش دل هاست سلام به شما استاد نازنین و مریم جان عزیز و تمام دوستانم در این سایت .
گفتید از این که چگونه مسیر تکامل را طی کردید تا رسیدید به اینجایی که هستید یاداور کردید قانون رهایی یعنی لذت بردن از مسیر از کسی که هستی و و چیزی که داری یعنی با همین امکاناتی که داری بتونی بهترین خودت شاد ترین خودت در هر لحظه باشی بتوانی ذهنی ارام و رها داشته باشی خالی از نگرانی ها و دل واپسی ها از ترس ها و شدن ها و نشدن ها یعنی باور داشته باشی ایمان داشته باشی نتیجه هرچی که باشه به نفع تو به این میگویند ذهنی اماده برای دریافت الهامات ، الهاماتی که به درستی آن باور داشته باشی و به ان عمل کنی حتی اگر از ادامه مسیر تو را باز میدارد و مسیری دیگر راهی دیگر به تو می اموزد و به ان تو را دعوت میکند این است ایمان به رب و الهامات او ،
در رابطه با نماز و روزه : امری است شخصی که خود باید با تفکر و تامل در ان به یک رابطه درست بین خود و خدای خود برسیم رابطی که باعث ارامش بیشتر ما شود حس بهتر بیشتری به ما دهد و مارا به رب خود نزدیک کند و باور به وهابیت و رحمانیت و غنی جلیل و کفیل و…. را در وجود ما در هر لحظه بیشتر و بیشتر کند و در کل روحمان را آرام گرداند تا شویم جزو همان بهشتیان که رب میگوید ای روح ارام یافته وارد شو این همان راه درسته و مطمئن فارغ از این که دیگران چه میگویند و چه فکر میکنند و این راه با درک و مطالعه قران بدست می اید .
یارب برای این آگاهی های ناب برای این ارامش و تکامل خود که در این راه کسب کرده ام سپاس گزارم یارب برای این ارامش که بدست اورده ام و خود نشانه مهمی برای درستی و عملی بودن این راه است سپاس گزارم برای دستانی که به کمک من میفرستی سپاس گزارم سپاس گزارم . عاشقانه میپرستمت معبود بی همتای من که تویی تنها لایق پرستش .
در پناه الله شاد و پیروز و ثروتمند در دنیا و اخرت باشید.
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان گرامی سایت عباسمنش
روز سی ونهم
خدای را سپاس بابت همه لطف ها ومحبت هایش فایل امشب هم مثل همیشه عالی وپر از نکته بود مخصوصا اینکه ما باید موضوع رابطه خود را با خداوند خودم پیگیر بشم استاد سرفصل ها رو میده وتو رو به ازادی میرسونه یعنی هر جور برات کار میکنه با خدا رابطه بگیر و خدا رو انجور که میفهمی ودرک میکنی ظرفت شکل میگیره
دوستان یه تجربه بدم در مورد تغییر باور :
هنوز با سایت استاد اشنا نبودم در شرکتی کار میکردم به عنوان ویزیتور من کلا استعداد فروشم بالاست تا حدودی هم ژنتیکی خانواده ای بودیم که با فروش وفروشندگی در شغل های ازاد ومیوه جات باغ اجدادی وپدر هم در میدان میوه وتره بار با کار فروش اشناییم
در برهه ای به اصرار خانواده وسر ناچاری وارد کارهای کارمندی ونیز تاسیساتی شدم وتا حدودی نیز موفق عمل کردم ولی همیشه نگاه م این بود که میتوانم یه فروشنده موفق باشم
ود رویاهایم یه تجارت بزرگ رو در سر داشتم حالا نمیدونم چه تجارتی ولی اون شیوه پول دراوردن را دوست داشتم ولی هیچ وقت جدی پیگیر ش نبودم تا این چند سال اخیر به صورت هدایتی وارد عرصه فروش محصول در شرکتی شدم اول تو پخش بعد انبارداری وسپس هدایت شدم به ویزیت محصول در شرکتی معمولی ولی با پشتکار وتوانایی موفق عمل کردم حالا من تازه با استاد وسایت اشنا شدم وامروز فک کنم هفتاد وچند روزه که با استاد هستم وسایت عباسمنش
من تو شغلم سعی کردم با عشق وتوانایی کار کنم ونکات مثبت کار رو ببینم وباور های بهتری بسازم مثل اینکه فروش هست، مردم پول دارند، من به راحتی میفروشم.فروش برای من راحترین کار دنیاست .همکاران خوبی دارم …. تا حدودی هم ارامتر شدم وفروش بیشتر ولی به تضاد هایی مثل پتانسیل پایین کار وعدم علاقه به پخش محصول مورد نظر باعث شد از خداوند بخوام شرایط بهتر باکلاس تر با درامد بیشتر و کار در حوزه بزرگتری از فروش رو اغاز کنم که ساعت کاری مناسبتر و کمتری هم داشته باشه.
به لطف خدا وفرکانسی که فرستادم با یه احساس خوب کار درشرکت بهتری بهم پیشنهاد شد با دیدن نشانه ها من مصمم تر شدم که از نقطه امن خارج شوم وقرارداد باشرکت جدید را ببندم وهمزمان مقدمات خارج شدم در شرکت قدیمی را فراهم کنم وخدا خواست بااحساس خوب خارج شوم وبه راحتی مراحل استخدام جدید فراهم وانجام شدوامروز باعشق وعلاقه شروع کردم وخستکی نمیشناسم وبه راحتی دارم فروش میزنم .
یعنی شما باید تغییر باور رو از همان جایی که هست اغاز کنید یعنی کاملا درونی رو خودت کار میکنی وخواسته واضح میفرستی به کائنات وهدایت به سمت شما میاید که همراه با ارامش وپیشرفت اسان کار هستش یا به مسیر جدید هدایت میشوی ونشانه ها رامیبینی.
.
درپناه الله
سلام دوست عزیز و علی آقا موفق ، هم فرکانسی دوست داشتنی ، چقدر کامنتتون برای حال من عالی بود ، ممنونم از شما .
من سالهاست که دلم میخواد فروشنده خوبی باشم ، اما در این کار هیچوقت موفق نبودم ، در محصیط اطرافم نیز کسی رو به عنوان یک فروشنده موفق به عنوان الگو ندارم ،
اما همیشه و حتی همین الان دلم میخواد توی بحث فروش موفق بشم ، روی محصول خاصی ، تمرکز ندارم ، ولی خیلی دلم میخواد بتونم روی لین ترمز وجودم کار کنم و موفق بشم ، حتما باوری درونی من رو متوقف نگه داشته .
شاید باورتون نشه ، اما وقتی کامنتتون رو خوندم ، از اعماق قلبم بهتون آفرین گفتم و آرزو کردم من هم مثل شما و حتی بهتر روزی مسئله فروش برام آسونترین کار دنیا بشه . آمین
اگر ممکنه برای تقویت و قدم های تکاملی در امر فروش ، که باید طی کنم بهم توضیح بدید . امیدوارم هر لحظه موفق تر و ثروتمند تر از لحظه قبل باشید .
ممنون از شما دوست عزیز
سلام خواهر مهربانم
از لطف شما سپاسگزارم.
ببخشید دیر جواب دادم به علت وقت کم شرایط روز های اول کارم تمرکز ووقت زیادی میگزارم وفقط فایل گوش دادم کامنت شما رو متوجه نشدم.
نگفتین الان جایی مشغول هستید یانه؟
اگر مشغول هستید تنها درخواست شما فروش بیشتر مشتریان بیشتر وعالی وراحتی در امر فروش
وساختن باور اینکه من میتوانم چون برای خیلی ها شده پس برای من هم میشود هدف گزاری روزانه ماهانه بنویس وبزن به در دیوار خونه ت وهر بار دیدی چند لحظه مکث کن تکرار کن تصویر بزن
،و فروش ربطی به اقتصاد محصول خاص و درامد مردم ندارد چون خدا مشتریان خاص سر راه تو میگزارد توجه نکن به حرف مردم فقط کارت رو انجام بده با تمرکز یعنی هر لحظه به کارت فکر کن از خدا ایده بخواه وعاشقانه کار کن نتایج اولش کوچک بعد بهتر بهتر میشود بعد تکاملت طی میشه تسلط رو کارت بیشتر میشه وراحت وبدون استرس فروش میزنی هرجا به مشکل خوردی سریع برو رو باورهات کار کن از تضاد نقطه مقابلشو بخواه
اگر مشغول نیستید وفروش را دوست دارید ونوع ومحصول ومحیط کاری برایتان درخواست واضحی نیست! خب ابتدا از خدا بخواهید وبنویسید من فروشندگی وشغل وتجارت در زمینه محصولات رادوست دارم و میدانم خداوند من ،من را به محیط کاری عالی ومحصول عالی وهمکاران عالی هدایت میکند ،من منتظر نشانه اای خداوند هستم وبارها این متن را بخوانید وبا دیدن انسان های موفق تو زمینه فروش وتحسین انها پیش بروید تا هم خواسته شما شفاف بشود وهم اگر ایده ای متناسب با شرایط الان وکمی بهتر احساس کردید به ان ایده عمل کنید مثال از خودم میزنم:
من در حالی که مشغول ویزیت در یک شرکت بودم درخواستم شرایط محیط همکاران ومزایای بهتر بود وبارها توذهنم مرور میکردم یک لحظه به ذهنم خطور کرد با یکی از دوستان تماس بگیرم وگفتم راستی نیاز به ویزیتور ندارید وایشون گفتن فردا خبرت میکنم باور کنید فردا وقتی خدا بخواد صبح زود تماس گرفت گفت بیا وکارهای استخدام رو انجام بده وقتی پیام پیام خدا باشه هنه چیز به راحتی پیش میرود شغل عالی همکاران عالی حقوق عالی واقلا خدایا شکرت
حالا با توجه به علاقه شما قول میدم خیلی سریعتر به شرایط عالی وباب میل هدایت میشوید فقط صبور باشید تکامل باید طی بشود وهمیشه کمی بیشتر از خودت انتظار داشته باش وبدان هیچ وقت دیر نیست.
شما را به خدای مهربان میسپارم.
سلام به همه همسفران و استاد عزیزم و مریم جون
روز ۳۹ سفرنامه
توحید یعنی اگر میخواهم بزرگ شوم باید از خیلی از دغدغهها، ترسها و نگرانیهایی بگذرم که، از اکثریت جامعهام درگیرش هستند و بپذیرم که دنیای من، فقط و فقط فرکانسهای خودم هست.
من یکی از بزرگترین ترسهام، ترس از تنهاییه! ک تمرین هایی رو هم برای مقابله با این ترسم انجام دادم اما متاسفانه تو ی مدت کوتاه انجام دادم و بعد از ی مدتی دوباره رهاش کردم تا امروز ک تنهایی اومدم کافه و خودمو به ی هات چاکلت داغ تو هوای خنک زمستون جنوب مهمون کردم😍 وااااقعاااا چسبید جای همه دوستان خاالی! میخوام دوباره شروع کنم و با این ترسم بیشتر و بیشتر روبرو شم قبلا فقط ی بار اینکار رو کرده بودم ک بار اول برام خیلی سخت بود اما امروز از دفعه اول راحتتر بودم و با اعتماد بنفس بالاتری نشستم تو این کافه سنتی رو بااز. خدااایااا شکرت
توجه به نکات مثبت باعث میشه ک ورودی های ذهنمون هم مثبت بشه و ثروت و بهبودی از همه جنبه ها وارد زندگیمون بشه خب من الان در این محیط دنج و عااالی کافه میخوام این نکات رو بنویسم ک برای خودم ی ردپایی باشه:
خدااایاااا شکرت برای این اهنگ سنتی ک من دوست دارم و تو این محیط زیبا داره پلی میشه شکرت ک منو ب این محیط سنتی با اب نمای زیباش هدایت کردی با پنجره های چوبی و درهای چوبی ک نماد بافت قدیم بوشهر خدااایااا شکرت برای این هوااای خنک و عاالی خدایا شکرت برای این جمعیت ک تو کافه هستن ک نشون میده مردم ثروتمند هستن خدااایااا شکرت برای این هات چاکلت خوشمزه خداایا شکرت برای اینکه توانایی تنها اومدن به این جای زیبا رو بهم دادی
عاااااشقتونم
سلام رفیق عزیز
من هم این چالش رو برای خودم همیشه داشتم که تنها رفتن یه داستانی بود برام. تا اینکه شروع کردم عمدا هرجایی رو تنهاییرفتن و دیدم که چقدر تجربه شیرین و فوق العادییه، انگار بخودم نزدیک تر شدم و یه حس رضایت درونی از خودم دست پیدا میکنم.
خدارو شکر هر لحظه 🌺😊
سلام به شما دوست عزیز و همفرکانسی
مرسییییی از کامنتی ک گذاشتین 😍چون ی جورایی برام نشونه بود و مهر تایید بر اینکه مسیری ک الان پیش گرفتم درسته و باید با خودم خلوت کنم و بیشتر و بیشتر با خودم به تنهایی سپری کنم تا بتونم بهتر خودمو بشناسم و بیشتر فکر کنم در مورد گذشتم و در مورد خواسته هام به وضوح بیشتری برسم
خداایااااا شکرت که دستانت رو برای هدایتم میفرستی
به رااااستی که خودت هم کاااافی و هم باااااقی 💚😍💚
سلام ندا جان
تبریک میگم که بر ترست غلبه کردی کامنتت برای پارسال هست و امیدوارم به موفقیتهای بزرگتری رسیده باشی.
من هم از تنها بودن استرس میگرفتم و میدونم بخاطر کمبود اعتماد بنفسم بود.
من حتی برای پیاده روی هم تنها نمیرفتم بیرون ولی الان براحتی انجام میدم و استرس ندارم . قبلا فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن مثلا اگر موبایلمو در بیارم و عکس بگیرم و یا بی هدف دارم قدم میزنم .
من پارسال بود این تمرین کافه رو انجام دادم و انقدر استرس داشتم که فقط رفتم کافه یه قهوه خوردم و زود هم بلند شدم رفتم
ولی امسال هم دوبار انجام دادم .
که یبارش وسایل نقاشی بردم و 1ساعت و نیم تنها بودم .
بازم استرس داشتم ولی خیلی بهتر بودم .
بنظرم هرچقدر بیشتر انجام بدیم بهتر هست منم یبار انجام میدم و ول میکنم و اینجوری اصلا درست نیست .
محصول عزت نفس رو خریدم و شاید چون هنوز نمیتونم اونجور که باید بر ترسهام غلبه کنم تمریناتش انجام نمیدم .
ولی مطمانم که اگر تو همین مسیر باشیم و کم کم جلو بریم خیلی رشد و پیشرفت میکنیم . ️
سلام دوست خوبم
مرسی از کامنتی ک گذاشتی و ی جورایی برام نشونه بود چون مدتهاست ک میخوام برم مسافرت اما تنهایی میترسیدم و میدونم باید بر این ترسمم غلبه کنم ولی همیشه اولش سخته، دیشب اتفاقا داشتم در این مورد با دخترعمم صحبت میکزدم و ی لحظه ب خودم اومدم دیدم من ک خیلی وقته میخوام مهاجرت کنم پس چرا ی سفر تنهایی نمیتونم برم! بقول دخترعمم اگه تو اینقد وابسته هستی چطور انتظار داری ک بتونی مهاجرت کنی! و امروز کامنت شما هم برام نشونه دوم شد ک حتما حتما باید یک سفر تنهایی برم، قبلا تجربه سفر یک روزه داشتم اما باید الان بیشترش کنم و به یک سفر حداقل 4 روزه برم ک بهتر بتونم رو ترسهام غلبه کنم، هرچقد بیشتر برای خودمون تمرین بذاریم و انجامش بدیم نتیجه هایی ک میگیریم بیشتر و بیشتر خواهد بود. این تمرین رو ک انجام دادم میام و همین جا از تجربه این غلبه کردن بر ترسمم مینویسم
چقدر عالی که تمرین تنهایی سفر رفتن رو میخواید انجام بدی. حتما برو که میدونم کلی بهت خوش میگذره و خدا درهای بیشتری رو برات باز میکنه چون قدم برداشتی برای رشد بیشتر و مشتاق خوندن تجربه فوق العادتم .
منم چند روز پیش یه قدم کوچیک برای عزت نفس برداشتم هرچند به نتیجه ای نرسید ولی همون روز تا الان خداوند درهارو بروم باز کرده . پیجم داره دیده میشه منو فالو میکنن ازم قیمت کارهامو میپرسن .
خیلی برام عجیبه که من نتیجه نگرفتم ولی خدا انقدر رحمان هست که داره پاداش میده بهم .
منم حتما سفر تنهایی رو انجام میدم که میدونم وقتش برسه خدا بهم میگه .
بهترینها رو برات آرزو میکنم . موفق باشی
سلام..
اول از همه باید به چرندیاتی که از قبل بهت گفتن شک کنی و هر چقدر که بیشتر روی خودت کار میکنی نادرستی و جعلی بودن حرف های گذشته زو بیشتر میپذیری…
مرحله ی بعدی اینه که به خودت بگی پس حالا که بیشتر پذیرفتم گوسفند وارانه زندگی کردم و از قدزت تفکرم و تعقلم بهره نبردم و متعصبانه یک مشت چرندیات رو باور کردم و پذیرفتم پس حقیقت و واقعیت چیه ؟؟
این اگاهی بهت داده میشه:
خونه ی جعلی و بی اساس و دروغینی که از گذشتگان بهت رسیده رو خورد میکنی و با گوش دادن هر روزه این فایل های رایگان یک پی جدید میکنی و بذر میپاشی توش !!!!
و بعد از استمرار در گوش دادن باز هم سوال میکنی که حقیقت چیه ؟؟ یهو بهت گفته میشه همین فایل هایی که گوش میکنی حقیقته !!
بعد تازه به خودت میگی نکنه در تمام این سال ها ذهن من حرف های استاد عباس منش رو نپذیرفته !!! و بعد میگه بله… به همین خاطر از هزار نفر مشاوره میگرفتی !!! به همین خاطر باری به هز جهتی و ناراحتی و زندگی خیلی سختی داری !!
با روی باز و دید باز به دنبال حقیقت باشم…
مذهب !!!
اصلا از مذهب دید خوبی ندارم..
ادم های مذهبی بسیار متعصب اطرافم همش غیبت میکنن و دروغ میگن و خیلی هم مرده پرستی میکنن و ناراحتن و غمگینن و دزامد و زندکی خوبی ندارن و خیلی میترسن وووو خیلی از ویژگی های بد رو دارن…
در صورتی که ادم های غیر مذهبی خیلی شاد هستن وووو اکثرا ویژگی های خوبی دارن…
پس قران چی گفته ؟؟؟
در فایل حزن در قران دیدم که قران گفته شاد باشید… فلا تحزنی!!! پس چرا ادم های مذهبی اصلا شاد نیستن و صبح تا شب مینالن از مملکت !!
ایا قرانه مورد داره یا اینا یه مشت چزت و پرت رو پذیرفتن !!! مثل خودم !!!
پس باید نگاه بدون قضاوت و بی طرف و عاری از خشم و عصبانیت به قران داشته باشم و با قلبی پاک بخونمش …. ببینم چی توشه اصلا !!!! این کتاب مقدسی که سال های سال دز لایه طاقچه ی خونه هامون خاک میخوره راجب چی صحبت کرده اصلا !!!!
شاید من سال ها در خواب غفلت یودم و ذره ای بیدار شدم !!!!
از این شهر به اون شه رفتم زندگی مالین تغییر نکرد..
از این شغل به اون شغل رفتم زندکی مالیم تغییر نکرد..
از این مدرک به اون مدرک پریدم زندکی مالیم تغییر نکرد..
ولی باورهای غالب ذهنیم رو هر جا رفتم با خودم جابه جا کردم…. یک گاری زنگ زده زو همه جا با خودم جابه جا کردم… تعصباتم را با خودم جابه جا کردم.. حماقتم را با خودم جابه جا کردم..
یاد اون مثال معروفی میوفتم که یک فردی ده ها کتاب سوار بر خری کرده بود و همه جا با خودش جابه جا میکرد و خیلی ادعای خدایا خدایا میکرد.. و خیلی ادعا میکرد که من دانای دانایان هستم دز حالی که این فرد تهی بود از علم و تهی بود از اگاهی و هیچ نمیدانست و کوله باری از حماقت را با خودش جابه جا میکرد و خردمند نبود در حالی که اذعای خردمندی داشت و هیچ نمیدانست و تهی بود و پر بود از بی خردی و تعصب !!!!
و این کتاب اسمانی را هیچ کس باز نکرد درش را و پذیرفت ان چه را که دیگران به اون گفته بودن !!!
و این باعث یک خشم و غضبی نسبت به خدا و قران میشع….
لاااامصببببب این چه خدایییع اخه … اخه چرا این مذهبیون اینقدر مزخرف زندکی میکنن .. این چه ایمانیه اخه !!!! عصبانی میشع احتمالا قرانه دروغه !!
اقااااا قضاوت نکن تپ که هنوز نخوندیش!!!!
،پس احتمالا مشکل از قران نیست…
مشکل از درک و فهم مردم و اون چیزی که از قران درک کردنه !!!!
گمراه شدن !!!! هدایت نشدن !!!!
اره خودشون با دست خودشون گمراه شدن چون برداشت نادرستی از این کتاب داشتن !!!!
میگه چون دوست داشتن اینجوری برداشت کنند ما هم به هم سمت بردیمشون به سمت گمراهی !!!
پس اگر من میخوام به سمت حقیقت و راستی و واقغیت هدایت بشم باید با قلبی پاک واردش بشم…
اما چطور قلبم رو پاک کنم ؟؟
سفر نامه باعث میشه قلبت پاک شه !!! سفر نامه بذر میپاشه تو وجودت اگر هر روز متعهد باشی به نوشتن برگ سفرت !!!
چون روز اول و دوم سوال کردی حقیقت چیه ؟؟
گفت ادامه بده..
الان داره بهت میگه همین حرفا حقیقته !!! اینجوری قلبت پاک میشه و اماده میشی برای شنیدن کلام خداوند و دزک درست قران با دید باز نه متعصبانه !!!
به نام الله
روز سی و نهم سفرنامه من
سلام بر استاد عزیز و مریم جان عزیز
متن این فایل که مریم جان نوشته اند بسیار عالیه . بسیار زیبا . بسیار آموزنده. من کلی از متن ایشون را برای خودم نوشتم در مورد توحید در مورد صلوه .
مریم جان واقعا ممنونم.
این روزها که من در این سفرنامه هستم و کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و دو فصل کتاب رویاهایی که رویا نیستند را خواندم ، بسیار بسیار مواظب ورودی هایم هستم. در گروه هایی که هستم هر فایلی که به من چیزی اضافه نمیکنه را نمیبینم و نمیخوانم. و در کل برای خودم خوشحالم که این تغییرات در بدنم واکنش نشان میده. هر چیزی که بد باشه میبینم یا میشنوم بلافاصله حالم بده و تحمل نمیتونم بکنم. شنیدن اخبار هرنوع اخباری و خواندن هر مطلب خبری که معمولا اخبار بد هستند حالم را دگرگون میکنه. مثل غذای بد در بدن که بدن بلافاصله واکنش نشون میده و حالت تهوع میگیریم من در مورد چیزهای بد واکنش نشون میدم. و برای خودم خوشحالم این نشونه خوب است . بلافاصله جایگزینش یه مطلب خوب میکنم یه کتاب میخونم یه فایل استاد را گوش میکنم. این تغییرات من در مورد کنترل ورودی هایم است.
و واقعا روی توحید و توحید عملی دارم کار میکنم. شرک هام را شناسایی میکنم. الان توجهم بیشتر به توحید شده زیبایی ها را بهتر میبینم . صدای پرنده ها را بیشتر میشنوم. راحت تر میخندم . خدایا شکرت.
به قول مریم جان توحید یعنی من بخشی از قدرت و نیرویی هستم که منبع همه قدرت هاست. پس ناراحتی برای چی؟
وقتی وصل بشیم حالمون خوبه . آرامش داریم . و این نشونه های این است که به زیبایی ها توجه داریم . نعمت ها را میبینیم فراوانی را میبینیم.
و در مورد نماز که من این روزها بیشتر دقت میکنم که سال ها نماز میخوندم اما نمیدونستم چی میگم. ولی الان که با خلوص میخونم میفهمم چی میگم و همه همه تسبیح اوست .
الان میفهمم که ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی چی؟
به زیبایی ها و نکات مثبت هر اتفاقی نگاه کردن و توجه کردن یعنی نماز.
و نکته مهم این روزهای من همین جمله استاد است:” اگر تصمیم به تغییر هر شرایط از زندگی ات گرفته ای باید کار را از تغییر ورودی های ذهنت و کانون توجه ات شروع کنی. ”
واکنش خداوند فقط و فقط به فرکانس های من است و اگر اتفاق بدی را تجربه میکنم خودم و فرکانس من مقصر است و مسئولیت کارهایم را بر عهده میگیرم.
من قول میدم که گوشم را از شنیدن غیبت دیگران اگاه کنم و بتونم همون واکنش وروی هایم را در مورد غیبت هم داشته باشم و شنیدن غیبت و گفتن غیبت حالم را بد بکنه.
باید از خودم شروع کنم و اتفاق های خوب همونطور که الان بعد از چند ماه افتاده همینجور ادامه پیدا میکنه و من با کار کردن روی خودم و نجواهای ذهنم اول آرامش و بعد همه نعمت ها مثل ثروت و عشق و سلامتی و .. . را تجربه میکنم .
خدایا شکرت بخاطر خودت 🙏 بخاطر اینکه کمکم میکنی در مسیر توحید حرکت کنم و ادامه بدهم.
ممنون استاد عزیز و مریم عزیز بخاطر این مسیر سبز.
من اسم این سفرنامه ام را مسیر سبز گذاشته ام و باهاش عشق میکنم.
خیلی خیلی دوستتون دارم ❤
سپاسگزارم 🙏
سلام مینای عزیز
ممنونم از نظرات خوبت و آگاهی های که دادی. فهمیدم منم سر بعضی مسائل که از گذشتگان بما رسیده خودمو خیلی اذیت کردم.
چقدر خوب بود اون جمله ای که از مریم جان شایسته یاد گرفتم. برام مدتی سوال بود که توحید عملی چه فرقی با قائل شدن حق اصلی من در عمل داره ؟ به عبارتی اعتبار عمل از آن کیه ؟ من یا خدا که جواب شایسته عزیز منو روشن کرد.
عالی سید جان مثل همیشه دقیق درست با جزئیات کامل پاسخ دوستان رو دادین بله تنها راه تغییر وضعیت مون تغییر از درون و باور هامون هستش واقعا منم به شیوه شما قرآن میخونم استاد خیلی خوبه پارانتز ها رو نمیخونم وقتی فک میکنم تقریبا به نتایج شما میرسم قرآن کتاب هدایت بشریت خداروشکر یه نکته مهم فرمودین اینکه خیلی سعی میکردن همسر سابقتون رو نگه دارین و مقاومت داشتین بخاطر اون بود نمی تونستین اون نتایج که باید بگیرین بگیرین ولی بعد رهایی ایشون و دادن حق طلاق مثل بمب متمرکز رو خودتون کار کردین و نتایج فوق العاده رشد درآمدی 150 برابری در حدود یکسال تمرکز عالیه استاد ازتون سپاس گذارم.
وقتی آدم می بینه خدا تموم قدرت و داده به خودش که بتونه درآمدش رو هزار برابر کنه روابطش رو جادویی تجربه کنه و در همه زمینه ها فوق العاده نتیجه بگیره بیشتر به قدرت خداوند پی میبره الله اکبر
الهی و ربی من لی غیرک
روز 39 سفرنامه
در مورد ارتباط با خداوند و مباحث دینی ،چون خودم یه پروسه 15 ساله ای آدم بشدت مذهبی و تعصبی بودم،(15 سال هر هفته هئیت برو و چندتا سفر کربلا و نمازی که ترک نشه و…) دوست داشتم چندتا نکته اینجا بنویسم شاید بدرد کسی بخوره
در مورد خواندن نماز و انجام دادن فرائض دینی مثل حج و ذکات و خواندن قران و….
باید بگم ما توی مملکتی زندگی میکنم که 80 درصد احترام خاصی برای امام حسین قائل میشن.
خوب حالا چه کسی امام حسین را شهید کرد؟؟؟
شمر
خوب ایشون چه کسی بود و چه عقبه دینی داشت؟؟؟
شمری که امام حسین را کشت نقل از کتب تاریخی 7 سفر پیاده به حج داشت(شما در نظر بگیر که میگن هر سفر حج پاداشی درمقابل……)
حافظ کتاب قران و مدرس آن بود
حتی 1 نماز قضا صبح هم نداشته که هیچ تمام نماز های مستحب ونماز شب را هم به جا میاورده….
پیش نماز مسجد بوده وهمه به ایشون اقتدا میکردن.
خوب اگر فقط همین ها را هم بخواهیم در نظر بگیرم همین امروز بعد گذشت 1400 سال ، هنوز کسی وجود ندارد که سابقه دینی اش بهتر از شمر باشد،هیچکس.
اما چی میشه که ایشون با این سابقه دینی، امام زمان خودش را به شهادت میرساند؟؟؟؟؟
چندتا خصلت واسش میگن مثلا:
بشدت بد دهن بوده
بشدت شکم پرست و شهوت ران بوده
بشدت طماع و حریص بوده و …..
خوب همه اینها را گفتم که بگم
من هم اگه الان این خصوصیت ها را داشته باشم، میشم شمر زمون خودم….چه فرقی داره.
منظورم اینه که عبادتی ،نمازی ،روزه ای و … که نتونه منا به خدای خودم، نزدیک کنه چه فایده؟
عبادتی که باعث نشه من به صلح با خودم برسم و از درون حالم را خوب کنه چه فایده؟
اگه من دارم نمازما میخونم تموم واجبات و مستحباتم را انجام میدم اما از درون حالم با خدای خودم ، با خودم خوب نیس ، با خودم در صلح نیستم، اگه با وجود انجام دادن تموم فرائض دینی باز حسادت درونم شعله میزنه،براحتی تهمت و غیبت میکنم، خیرخواه نیستم،زن و بچه ام یا همسایه ام یا خانواده ام از دست من راضی نیستن،یا توی کاسبیم،دنبال اینم که به هر زور و طرفندی شده جنسم را غالب کنم،یا بخواهم دیگران را دور بزنم…..
اینها نشون میده اون عبادته هیچ کاری واسه من نکرده.
نمیدونم اما 90 درصد مسلمون ها سر صفت عادل بودن خدا وجه اشتراک دارن
خوب اگه ما قبول داریم که خدا عادل است، فکر کنیم
از این جمعیت 8 ملیاردی چند ملیون مسلمان داریم؟؟
ما توی این 8 ملیارد زیر 500 ملیون نفر مسلمان داریم.
یعنی 7 ملیارد آدم دیگه اصلا نمیدونم نماز چیه قرآن چیه ذکات چیه؟؟؟؟
بعد توی اون 15 سالی که من همش جلسات مذهبی و هییتها میرفتم، میگفتن هر کس مسلمان نباشد،نماز نخواند ،واجبات را انجام ندهد و حتی بعضی ها هم گاها میگفتن هرکس حُب علی (ع) در دلش نباشد(دوستان آگاه باشید که همه این موارد را با ذکر منابع میگفتن) قطعا میرود جهنم.
حالا 1 سوال تکلیف اون 7 ملیارد آدم چی میشه، اونا میرن جهنم ،چون حُب علی (ع) را در دل نداشتن یا اینکه حجاب خود را رعایت نکردن یا مشروب خوردن یا نماز نخوندن میرن جهنم؟؟؟؟؟
پس عدل خدا کجاست؟؟؟؟
یعنی فقط ما 500 ملیون مسلمان، اشرف مخلوقاتیم،اون یهودی و صائبی و مسیحی ،انسان نیستن؟
1 سوال منی که مسلمانم و تموم تکالیف دینی خودم را انجام میدهم ،اما دل خوانواده ام را میشکنم، تو بازار نزول میدهم، هر تهمت وافترایی را میزنم، میرم بهشت ، اما اون کسی که مثلا همین بستر اینترینت را فراهم کرد و این خدمت بزرگ را به آدم ها کرد که من ،الان توی خونم بشینم و راحت بتونم با تموم دنیا دسترسی داشته باشم، اون میره جهنم؟؟فقط به این خاطر که اون نماز نمیخونه، مراسم شب قدر شرکت نکرده، حجابش را رعایت نکرده و……
من مشکلی با نماز خوندن و حج رفتن ندارم اصلاااااا
من میگم اگه این نماز حالتا خوب میکنه قطعاااا بخونش
اما اگه تموم واجبات را انجام میدی اما باز حالت خوب نیس، و احساس میکنی بابا من که تموم کارهارا انجام میدهم پس چرا هر روزم بدتر از روز قبل میشه،چرا همیشه مشکلات و بدبختی های من تمومی نداره ،اونجا یکم شک کن
و آیه 69 سوره مائده خیلی چیزهارا واسه ما واضح میکنه:
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿69﴾
کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى اند هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد (69)
اینجا میگه هرکس به خدا و روز واپسین ایمان اورد و کار نیکو انجام داد، نمیگه هرکس نماز خواند یا ترک محرمات کرد یا مسلمان بود و….فرقی هم نداره توچه دینی داشته باشی
چون همه ما بنده های اون هستیم،مگه میشه اون بخواهد فرقی بزاره بین بنده هاش، که اگر بغیر از این باشه باید به عدلش شک کرد.
خدا را جوری دیگه ای هم میشه پیدا کرد
من 1 ساله دیگه نه هییت نرفتن نه نماز خوندم و نه …
اما اینقدری که تو این 1 سال به خدا نزدیک شدم هیچوقت تو این 31 سال عمرم تجربش نکرده بودم
اینقدری که تو این 1 سال حالم از درون خوبه، رابطه ام با خودم و دیگران خوب شده هیچوقت ،اینجوری نبوده…
نه اینکه بگم علت حال بد من اون نمازه یا هییت بوده نه…..
من داشتم دنبال خدا جایی میگشتم که انجا نتونستم پیداش کنم، و مسیرما عوض کردم.
خیلی حرف دارم تو این رابطه اما دیگه خیلی طولانی میشه.
اما خلاصه همه حرفام
(دین آدم ها ،انسانیته
میخای ببینی چقدر دین دار هستی؟؟؟
ببین چقدر انسانی)
خداجانم سپاسگزارتم که بمن توافیق نوشتن سفرنامه 39ام را دادی
عرض سلام واحترام دارم خدمت تک تک عزیزانکه این کمنت زیبا را میخواند
نمیدانم چی قسم بینوسم وچی قسم تواضع بیدم این همآهنگی وزیبایی قانون زیبا را
من دقیقآ فعلآ درشرایط قرار دارم که باید وباید این فایل ها را میشنودم ومیفهیمدم که من برای تغیر کردن وتغیر دادنم لازم نیست کاری بسیار عجیب وغریب را انجام بیدم یا یگان جای عجیب وغریب بیروم نه من باید از همین لحظه از همین جا باهمین امکانات که دارم میتوانم خودم وشرایطتم را تغیر بیدم ومن زمانی شرایط بیرونم تغیر میکنه که دارونم را تغیر بیدم و دارونم چی جوری تغیر میکنه زمانی که وصل میشم با اصلی خود زمانی که میپذیرم وفرمان زندگی ام را به دستی نیروی میدهم که قدرت تمام عالم در دستان اوست ومن سپاسگزاری آن نیروی هستم که بدون واسطه بدون هزینه وبدون زحمتی درهرحالت ودرهرجا ودرهر ثانیه که او را بخوانی وبیخواهی حاضر وناظر است تا فرمان زندگی تورا بیگیرد وتورا درمسیر زندگی به بهترین مسیر هدایت کند تا بهترین ها را تجربه کنی
خدایاشکرت خدایاسپاسگزارتم که انقدر عالی زیبا وانقدر ساده هست این قانون نیرو برتر
وبازم خداراسپاسگزارم بابت خواندن آن متن زیبایی مریم جونم که چقدر زیبا وعالی تواضع داد صلوه وتوحید را که این بهترین متن بود که باید میخواندم وباورش میکردم ودر زندگی خود بیکار میبردم
خدایا سپاسگزارتم که اینقدر آگاهی های عالی وزیبایی را برایم دادی چون من لایقش هستم
خدایاسپاسگزارتم که من در بهترین مدار ثروت، نعمت و فراوانی قرار دارم
خدایاسپاسگزارتم که من بی نهایت آرامش دارم
خداباسپاسگزارتم که من خودم خلق شرایط زندگیم هستم
خداجانم بی نهایت سپاسگزارتم دوستت دارم وعاشقتم
به نام یزدان پاک
قدم 39
موقعی که به قبل از اشنایی با استاد به خودم نگاه میکنم و امروزم را. خداروشکر میکنم مقداری از از جهل فاصله گرفتم
چقدر درگیر فرعیات دین و باورهای اشتباه نسبت به خداوندبودم . و خداوند رو موجودی همیشه خشمگین و عذاب دهنده معرفی کردن که منتظره بر فرض نماز نخونی که بندازدت در اتش و یک سری خرافاتت که وقتی با ادم های مذهبی و خصوصا با پیرها صحبت میکردم همین باور اشتباه رو داشتن و زندگی میکردن
و خداروشکر که لطتفش شامل حال ما شده و ما رو هدایت میکند و چشمان باور ما رو میشوید و دعوتمون کرد به صراط المستقیم و بندگی واقعی را یادمان میدهد و میگوید لذت ببر و احساس خوب داشته باش و از نعمت ها استفاده کن.
خداوند سیستم است و بر اساس قوانینی که نهاده است عمل میکند و هیچ گاه از حدود قوانینش خارج نمیشود و وعده اش حق است. او عشق بی نهایت است و هرلحظه پاسخ میدهد و در زمان امادگی و پذیرش ما خواستمون به ما میرساند.