مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 44 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه














سلام استاد خیلی ممنونم ازتون که مارو بین این همه افکار و عقیده های متفاوت در جامعه نجات دادین.
وراه درست رو خیلی منطقی بهمون نشون دادین.
استاد واقعا من از بچگی راستشو بخواین نمیدونم چرا از قرائت قرآن خوشمنمیاد حالمبهم میخورد.
ولی از وقتی با شما آشنا شدم خیلی مشتاق شدم برم قرآن رو مطالعه کنم اونم فقط معنی قرآن رو.
استاد بچه که بودم میرفتم تو جلسات قرآن یارو پشت میکردن انقد جیغ میکشید منم اون حال هوای جلسه رو تحمل میکردم و بد تر از اون فکر میکردم دارم ثواب میکنم.
استاد همین امروز نرم افزار قرآن رو در موبایلمنصب میکنم.و مطالعه میکنم همیشه ودنبال درک قانون جهان در قرآن هم هستم.
خدایا شکرت
درود و احترام زیاد به استادی تاثیر گذار و شخصیتی بزرگ
من تو 8 سالگیم برای اولین بار تو زندگیم فوتبال دیدم و با دیدن کریستیانو عاشق این رشته شدم و پیش خودم گفتم خدایا واقعا میتونم یه روزی بزرگتر از این بازیکن بشم؟چی بشه واقعا اگه بشه…
12 سالگیم برای اولین بار مادرم منو داخل به مدرسه فوتبال برای فقط تابستون ثبت نام کرد و تو اون سه ماه میلم به فوتبالیست شدن به طرز عجیبی افزایش پیدا کرد
بعد از تابستون دیگه بخاطر درسم نزاشت که من ادامه بدم فوتبالم رو و همش ناراحت بودم و گریه میکردم و پیش خودم میگفتم که منی که میتونم حتی از بزرگترین شخصیت های فوتبالم میتونم دست آورد های بزرگتری داشته باشم الکی درسم رو ادامه بدم
همین طور هر سال هر تابستون منو برای مدرسه های فوتبال ثبت نام میکرد تا اینکه تو 15 سالگیم برای اولین بار با یه هدایت عجیب و خاص رفتم به یه تیم فوتبال رفتم (فرق تیم با مدرسه فوتبال اینه که تیم توی مسابقات رسمی شرکت میکنه و مدرسه فوتبال فقط آموزش میدن)
اونجا هفته اول با وجود هیکل 45 کیلویی و قد 172 سانتی متری جلوی بازیکنایی که از لحاظ جسه واقعا غول بودن آقایی میکردم تو زمین ولی به مرور نجوا های بقیه رو من اثر منفی گذاشت
نجوا هایی مثل اینکه فوتبال ایران کلا فاسده، اینجا شایسته سالاری نیست و هر کسی پول و پارتی داشته باشه به جایی میرسه، هیکلت خیلی ضعیفه شک نکن دیر یا زود فوتبال و میزاری کنار چون هیکلت ضعیفه و این باعث میشه که یا تو تیم فیکس نباشی(تیم ما نوجوانان حوزه برتر بود که یه جورایی میشه دسته سه نوجوانان ایران) یا با یه برخورد سنگین رباط صلیبی پاره کنی و برای همیشه مجبور باشی بزاریش کنار
این حرف ها باعث شد که من بشدت ترسو بشم
هشت شب بخواب 4 صبح پا شو پدر خودتو در بیار تا بلکه بتونی تو دسته سه نوجوانان ایران فقط یه جوری فیکس بشی
همش برو جلو آینه بگو این چه وضعشه این چه بدنیه که من دارم
همش خودتو تخریب کن که چرا پاس اشتباه دادی
حتی روزی که برای اولین بار برای تیم تو یه بازی گل زدم که خدایی گل قشنگی بود بعد بازی مدام از خودم انتقاد میکردم که چرا هتریک نکردی(فقط یه نیمه تو زمین بودم)
البته بگم اینا آنچنان بد نبودن چون نشون میده چقدر خودمو توانمند و بزرگ میبینم که به یه عملکرد خوب قانع نمیشم و برای کارای بزرگتر زاده شدم ولی اون موقع همچین دیدی نداشتم
این لا به لا که در به در دنبال پیشرفت فوتبالم بودم یه حسی به من گفت تو چرا رو ذهنیتت کار نمیکنی وقتی میبینی انقدر افراد بزرگ تاریخ تو مصاحبه هاشون حرف از اهمیت کار کردن رو ذهنیت میزنن
یه دفعه یادم افتاد مادرم روی یه سری باور ها و ذهنیت ها از طریق پادکست ها کار میکنه
رفتم پیشش بهش گفتم چقدر هزینه بره که بخوام یکی از این دوره ها رو بخرم چون نمیخواستم حس آدم دزد بهم دست بده و قیمتشو پرداخت کنم
درسته درآمدی نداشتم ولی گفتم ریز ریز جمعش میکنم
مامانم گفت این کسی که باهاش کار میکنه میگه که برای اعضای خانواده خریدار رایگانه
اینو که گفت یه حس عجیب فوق العاده ای گرفتم و در جا با بلوتوث هر چی تو گوشیش داشت رو انتقال دادم به گوشی خودم(اینم بگم اصلا مامانم با آقای عرشیان فر شروع کرده بودن این ماجرا رو که اونم داستان هدایتی داشت، بعدش ایشون با شما یه لایو مشترک رفتن که تو اون لایو آقای عرشیان فر شما رو استاد خودشون مطرح کردن و مامانم پیش خودش گفت چرا من مستقیم از خود استاده یاد نگیرم باور ها رو)
با دوره دوازده قدم شروع کردم و فکر میکنم تو چند فایل اول در مورد کلیت قانون و اینکه همه چیز میتونه راحت بیاد صحبت کردید و من حس اینکه از الان به بعد هر چیزی رو میتونم تو زندگیم رغم بزنم فقط با حال خوب و تمام
بعد از ساختن این باور تا یک ماه تو تیمم خیلی تاثیرگذار تر شدم ولی
یک هفته از این متنی که نوشتم میگذره
تو این هفت روز فهمیدم چرا ولی ادامه نداشت
چون ادامشو قرار بود تو این یک هفته بفهمم
وارد اسکویید گیم شده بودم
سنگو به سرم زدم
با همه وجود سعی کردم استاد ببخشید ولی یه احمق باشم چون اگه باهوش میبودم الان نمیودم این پیامو کامل کنم
نمیودم که از اشتباهاتم درس بگیرم
مشکل اصلی من این بود که میخواستم بزرگتر از همه باشم
این باعث شده بود دیوانه وار به فکر فوتبالم باشم چون توی فوتبال هر لحظه ممکنه یه اتفاق و چالش جدید به وجود بیاد
الآنم نیاز دارم که برم دنبال معنی زندگی
چون معنی زندگی وجود نداره من بهش جهت میدم
وقتی گفتم وارد اسکویید گیم شدم چون از هزاران جهت میشه به فیلم بهش نگاه کرد
همین جمله بالا رو اصلا درک نکردم چرا نوشتم
ولی میدونم که حداقل حس اینو میده که اتفاق درستی افتاده که من حس
میبینی خالیه
پس فکر کنید
چون زندگی یعنی نکشتن احساسات
یعنی مهدی بنیادی بودن
یعنی الان اومدم که این کامنت رو تو گام قبلی بزارم ولی حس کردم وقت گام جدیده و اومدم اینجا
استاد بخدا جوری برات جبران میکنم که تا حالا……
سلام به عزیزان دل
خداوند یه انرژی که همه چیز رو آفریده و به همه چیز مسلطه و داره کیهان رو مدیریت میکنه
خداوند یه انرژی که به شکلی در میاد که من دوست داشته که من باورش داشته باشم
خداوند آفریننده زمین و آسمانهاست خداوند مدیر و مدبره خداوند رزاقه به غیرالحسابه خداوند وهابه و بی اندازه نعمت میده
خداوند خالقه خلاقه قادر وسیعه سمیع و بصیره . خداوند همه چیز میشه برام . خداوند پدر میشه برام مادر میشه برام پارتنر میشه برام نعمت میشه برام همسر میشه برام سلامتی میشه
خداوند عشقه نفسه دلبره عسله . خداوند تنها رب جهانیانه .خداوند تنها فرمانروای هستیه
خداوند حامی و هادی منه هدایتگره و خیر و شر رو هر لحظه بهم میگه
باید باورش کنم باید باورش کنم که هر چی میخام از خودش بخام به خودش توکل کنم و تسلیمش باشم و رها باشم تا به خواسته ها و اهدافم برسم
خدایا قدرت درک خودت و توانایی دریافت الهاماتت و توانایی عمل کردن بهشون رو بهم عطا کن که من به هر خیری که از طرفت بهم برسه سخت فقیرم
خداجونم هدایتم کن که بتونم ساعات بیشتری در روزم فرکانسم روی فرکانس خودت تنظیم کنم چقد روزایی که موفق میشم همه چی عالیه حالم نازه آرامشم بیشتره اتفاقات قشنگتر رو تجربه میکنم و نگاهم به همه چی حتی اتفاقات به ظاهر ناقشنگ خوشگل میشه همه چی زیبا میشه آسمون زمین خورشید درختانی که هیچ برگی ندارند و قراره دو ماه دیگه کن فیکون بشه همه چی و زنده بشن و زیبا بشن . چقد تو قدرتمندی چقد تو دهنده ای چقد تو وهابی
هرگز نمیخابی. هرگز دیر نمیکنی. علمت بر همه جهان مسلطه.
خداوند میفرماید
قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر و نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بی زحمت است چرا که دانای بزرگوار و توانای باعظمت است
سلام استاد جان و خانم شایسته عزیز و مهاجران مدار بالاتر
گام 5
من از وقتی که با سایت استاد عباسمنش آشنا شدم تازه خدا رو در حد ظرفم شناختم و آرامش رو پیدا کردم و تا ذهنم میخواد که به من احساس بدی بده و سرزنشم کنه میتونم با تغییر نگرشم جلوشو بگیرم و هنوز خیلی راه دارم تا هدایت های هر لحظه خداوند رو متوجه بشم .
در تمرین ستاره قطبیم از خدا میخوام که منو آسون کنه برای آسونی ها و ازش درخواست میکنم یه جوری هدایتم کنه تا من متوجه اون هدایت و آسونی بشم .
من تصمیم گرفتم که کتاب « چگونه فکر خدا را بخوانیم » رو مطالعه کنم تا سیستمی بودن خدا رو بیشتر درک کنم .
سوال :این قسمت چه درسهایی درباره ی
شناخت خداوند برای شما داشته و این درسها منجر
به چه تصمیمی شد؟
من تصمیم گرفتم که بدون تعصب و با طلب
هدایت از خداوند یکبار بشینم معنای فارسی قران
رو از اول تا اخر بخونم مهم نیست چن روز طول
بکشه حتی شده یک سال طول بکشه حتما هر روز
هر چند صفحه که بتونم از قران رو میخونم ولی حتما این کار و تا اخر انجام میدم و اگه
با یک بار خوندن حکمت قران رو نفهمیدم این کار و
چندین بار دیگه تکرار میکنم بعدش هم حتما
تجزیه تحلیلش میکنم سرچ موضوعی سرچ کلمه یا
هر چیز دیگه ای که لازم باشه و از امروز هر شک و
شبهه ای سوالی چیزی برام در مورد دین پیش
اومد خودم برم به کتابم مراجعه کنم و خودم به
جواب درست برسم
———————
اگاهی که این قسمت برای من داشت خب خیییلی
زیاد بود خیییلی ولی همین اینکه یاد گرفتم رابطه
با خدا یه رابطه ی شخصیه و به تعداد ادمهای روی
زمین راه برای ارتباط با خدا هست ،تصمیم گرفتم
از امروز به نحوه ی ارتباط هیچ کس با خداوند کار
نداشته باشم ،قضاوت نکنم،مسخره نکنم ،نظر ندم
و کاری به عبادت کسی نداشته باشم
——————
استاد من قبلا به حفظ قران مشغول بودم و حدودا
5جز از قران رو حفظ کردم ولی میتونم بگم در تمام
این مدت هیچ چیز از قران رو نفهمیدم اینکه قران
رو عربی از حفظ بخونی ولی چیزی از حکمت اون
ندونی هیچ فایده نداره حالا اینم بمونه که از
بچگی تو گوشمون خونده بودن که اگه قران و
بخونی و حفظ کنی و بعدش فراموش کنی گناه
بزرگیه و … و من چندین سال با همین احساس
گناه سپری کردم،استاد این فایلتون خیییییلی
خیلللی عالی بود مثل همه ی قسمتای دیگه واقعا
ازتون ممنونم که این قسمت رو به ما هدیه کردید
چند وقت بود که تصمیم داشتم بشینم هر روز چند
صفحه معنی قران رو بخونم ولی با شنیدن این
قسمت دیگه تصمیمم قطعی شد،از خانوم شایسته
هم وااااقعا ممنونم که این فایل ها رو به این شکل
زیبا برای ما دسته بندی کردن واقعا اسم `مهاجرت
به مدار بالاتر`برازنده ی این پروژه هست وبا چشم
خودم دارم میبینم که هر روز اگاهی هام از روز قبل
بیشتر میشه و هر روز یه گام جدید به سمت مدار
بالاتر برمیدارم.
—————–
اینهمه گفتیم لیک اندر بسیچ
بی عنایات خدا هیچیم هیچ
سلام وقت همه بخیر خوشی
درباره نماز خواندن وارتباط باخدا من خودم نماز میخونم ولی ارتباط باخدا یه وقتهایی برام پیش میاد که خداوند و درک میکنم وبخشندگی ومهربانیش میبینم توی این دنیا وحالم خیلی خوب میشه وبعضی وقتا نشستم وخواب هستم و خیلی
آرامش داره من قبلاً با خدای خودم درجنگ بودم و همه مشکلات مینالیدم ولی الان باهاش دوست شدم ودرکش کردم و بزرگی ومهربانیشم به من نشون داده
توملکت ایران که من گشتم ودیدم ازقبلا از الان دیدم مردم خیلی معتقد هستند وادمها سیاسی و برای منافع خودشون سواستفاده کردن ولی الان خیلی دارن هوشیار میشن من کلا تلویزیون کنار گذاشتم به خاطر همین بود درباره همین قند استاد گفتن من پدرم خودش اینو شنیده بود گفتن قند حرامه ومشکل داره برای دین وچندوقت بعدش گفتن بزنی توچای حلال میشه میدونی چه فاجعه ای هست که مردم بازیچه کردن من الان چند ساله دیگه هیچ کسیو قبول ندارم فقط خودم دربارش اطلا علت جمع میکنم و میبینم ومیسنجم حرفها شما استاد برای همه نیست فقط کسی که میخواد آگاه بشه وپیشرفت کنه
تشکر از استا دمهربان
به نام خداوند عزیز و مهربان
سلام استاد جانم
سلام بر مریم شایسته و همه دوستانم
چقد درک کردن اینکه خداوند چیه و ما چه رابطه ای باش داریم مهمه
من با گوش کردن به آگاهی جلسه 9 و 10دوره راهنمایی عملی دست یابی به رویاها
خیلی بهتر فهمیدم که این جهان همش انرژی انرژی که نامش خداست یعنی الله یکتا و هر چیزی که تو بهش توجه مسکنی به همون شکل در میاد و زندگیت رو پر میکنه همون انرژی خداوند قادری که ما بجای اون کل اومدیم جز به جز این جهان مادی رو تجربه کنیم
خداوند به همون شکلی که باور درست میکنی و فرکانسش رو به جهان میفرستی میاد تو زندگیت
حالا اون چیزی که داری تجربه میکنی دلخواهت نیست پس باورات رو عوض کن و فرکانسش رو بفرست نمیدونم اما دارم این اتفاقات رو بهتر در ک میکنم چون هرچی میگذره من درک بهتری پیدا میکنم و آماده تر میشم
الا من در کارم دارم چیزی رو تجربه میکنم که هیچ وقت تجربه نکردم این موقع از سال ما کار نداشتیم اما من با برداشتن ی سری ترمزا و ساخت باور فراوانی که همیشه هست نعمت و رحمت الهی
روز به روز کارم داره رونق میگیره و هرچیزی که میخواد فقط باورش رو میسازم و کم کم تو زندگیم پدیدار میشه اونم از راحت تر و آسان ترین راه
میاد تو زندگی من به فراوانی فقط کافیه این خداوند رو خوب درک کنی بفهمی که خدا ی انرژی و به اون شکلی که تو میخوای در میاد و هیچکدام هم نمیتونه جلوش رو بگیره هیچ قدرتی نمیتونه همه قدرت هارو خدا در اختیار من قرار داده پس من خلق میکنم
هرچیزی که دوس دارم تجربه کنم میتوانم خلق کنم بخدا رخ میده فق من باید تو این راه ماندگار باشم ادامه بدم هرچقدر متعهد تر باشم اتفاقات زودتر رخ میدهد
برنامه هم میخواد بدارم قرآن رو بخونم و خودم بهتر در کنم کور کورانه حرفای استاد رو قبول نکنم چون کسی که من انتخابش کردم ی الگو به تمام و باید از این الگو یاد بگیرم که خودم درک کنم
استاد ممنونم برای این آگاهی های ناب
در پناه خداوند شاد سالم سلامت و ثروتمند باشید
بنام خداوند عزت دهنده !
سلام استاد جان خانم شایسته جان .
رابطه با خداوند باید از قلب باشد اصل باشد با تفکر باشد با عشق باشد .
نه با تقلید از دیگران .
استاااد اگر از سیستم و نظم خداوند بگویم هرچقدر بازم خیلی کم است .
این سیستم بی خطاست .
این سیستم بدون کدام بندش است .
این سیستم برای زن و مرد مشخص توصیف نمیکند .
این سیستم مشخص برای کافران و مسلمانان نیست .
این نگاه توحیدی جدا از هر دین و مذهب خاص است .
خداوند به یک منبع است اگر هرنگاه بر آن داشته باشیم همان گونه نگاه را برای ما دارد .
خداوندااا از قلب من آگاه هستی خودت میدانی حتی خاموش بودن مرا . پس ازین آرام بودنم و هیچ بیان نکردنمم مرا به دعا های که دارم برسان .
خداااااجااااانممم شکررررت بابت هزاررررررویک دلیل .
5مین گام مهاجرت به مداربالا تر.
سلام عاشقانه خدمت جهان هستی واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای هم فرکانسم.
قبل از هرکلام شکرخدارابجامی آورم بابت سلامتی خانواده وفرشته ی الهیم.
من خیلی قبلها این فایلهاروگوش کرده بودم.
حالااون زمان چه برداشتی داشتم نمیدونم!!!؟؟؟؟؟
ولی الان3روزه روی همین یک فایل قفل کردم!!!!!
موندم خدایامن چکارکنم!!!!!؟؟؟؟
من کجابرم!!!؟؟؟؟
این همه سال ازبچگی ازترس مادرم که غُرغُر میکرد نمازمیخواندم قربهً الله!!!!!!
انگیزه ام برای ازدواج یکی این بودکه،خدایامن ازدواج
کنم که هروقت دوست دارم نمازبخونم!!!!!!!
چون پدرم قبل از اذان صبح شروع میکردبه نمازوقرآن.
مادرم سوادقرآن خواندن نداشت حالاچقدرنمازمیخوندنمیدونم!؟
ولی ستون خانه مادرم بودبرای کسب وکار ودرآمدپدرم بازنشسته بود.
حالاازدواج کردم صبحها خوابم میومدخب، ظهروعصربه خاطرچیزهایی که ازخدامیخوام ویاهرچیزی به دست آوردیم خداازمانگیره دراصل نمازخواندنم ترس ازخدابود قربه الله!!!!
بعدهابچه ها بزرگترشدن بیشتردوره ی قرآن میرفتیم ماه رمضانهاآقامیگرفتیم نمازقضابخونیم.
و آقاهرروز نیت میکرد برای فلان شخص (اموات ).
این نمازخواندنهاجاپرکردن نمازهای خوانده نشده بود!!!
بعدهامیگفتم: خداکنه مثل پدرم بتونم نمازبخوانم بخصوص قبل نمازصبح بیداربشم حال کنم.
خب تااندازه ای هم اتفاق افتاد که ازخواندن نمازم وقرآنم لذت ببرم ولی باخدای آدمیزادی!!!!!!
اززمان آشنایی با قانون جذب کم،کم که خداسیستم است و……
برای دل خودم که ازلحظه های عبادت لذت ببرم نمازمیخوندم وقرآن رو بادرک معنی کنم.
من از بچگی که قرآن میخوندم خیلی قهاربودم حتی توی جمع عزت نفس واعتمادبه نفسش رو داشتم که قرآن بخونم.
بازهم باهمون معنیهایی که خوبهابه بهشت میروند وبدهابه جهنم!!!!!
مسلماً که مابدبودیم وبه جهنم میرفتیم چون خوب وبدهابیشترزمان پیغمبربودند ماهم که اضافه هاوسر، ریزهای دنیابوده ایم!!!!!!!
حالاکه آمدم باخدادوستی برقرارکنم من نمیدانم آیااین خواندن نمازم تقلیداست!!!!!!؟؟؟؟؟؟
راستش خیلی حالم دگرگون شد دیروزرفتم حرم امام رضا(ع)گفتم: خدایا آمدم توی حرم امام رضا بیابشین مثل بچه ی آدم کمکم کن من چه طوربه مسیرم ادامه بدم!!!!؟؟
وبه امام رضاگفتم: توکه بچه محله ی مایی راستشوبخوای صادقانه آمدم بگم آقاهیچی ازت نمیخوام چون هرچی بخوام به خودِ اصل وجودهردومون مستقیم میگم.
فقط صادقانه به من بگوچکارکردی که اینقدرمحبوب دل خداشدین!!!!!؟؟؟؟؟
نمازظهروعصرخواندم وقرآن خواندم برگشتم.
شب خوابهای عالی دیدم سریک چشمه ی آب بودم آب از زمین میجوشید3تابطری کوچک آب خوردم 3لیوان به همراهی هام توماشین بودند آب دادم.
یادم هست یکیشون ازدوستانِ فامیلی بودآقای سیدحسینی بود.
باوجوددیرخوابیده بودم ساعت 1صبح بیدارشدم.
تانمازصبح باگوشی کارمیکردم خوندن کامنت وگوش کردن فایلها ونگاه کردن برنامه های استادموزون حال کردم نمازخوندم قرآن خوندم بعدازنماز، روبه قبله نشستم برای اهل عالم دعاکردم باخداحرف زدم وگریه ها کردم.
به من الهام شدکه هرکس هرجوری دوست داره خداروشکرکنه.
وبایدببینیم چه مدل عبادت حالمون رو خوب میکنه؟؟!!
الان متوجه شدم که من بانمازخواندن، قرآن خواندن، فایل گوش کردن، کامنت نوشتن، نگاه کردن برنامه ی زندگی پس از زندگی خیلی حالم روخوب میکنه.
البته هرکدام به موقع خودش.
بعدازنمازصبح آنقدرسرم به مهربود باسکوت وآرامش سحرفقط خداحال دلم را درک می کند که به من چه گذشت؟؟؟؟!!!!!
فقط همش حال خوب واحساس عالی وصبح ساعت7دوباره باانرژی بالابیدارشدم وبچه هام رسوندنم پارک ملت باگروه کمی ورزش کردم وبعدپیاده روی کردم رفتم کناربزرگراه میدان پارک ملت نشستم حال کردم یعنی وقتی میگم حال کردم روی شانه های خدا قرارگرفتم بودم.
الهی شکرت به پیاده روی ادامه دادم تابچه ها دوباره توی مسیرباماشین آمدن دنبالم کلی خریدکردیم نونوایی رفتم برگشتم نمازظهروعصر رو خوندم و کلی توخانه کارکردم ساعت 3بعدازظهربرای استراحت به زمین نشستم خیلی احساس عالی دارم روزم راباحضورخداشروع کردم.
ومن جامع التفاسیرزدم ولی دریغ از اینکه یک قدم جلوبرم چون خداخودش میدونه من باگوشی کارنکردم.
ولی به من بگین روزی چندجزء قرآن بخون خب قرآن خوندن روبلدم.
استادازخداخواستم که ازساده ترین راه که خودش بلده به من هم قرآن رابافهم ودرک یادم بده ، وعبادت درست روبه من بیاموزدبه شرط عمل کردنم.
چون یکباربه دنیاآمدم.
خب خدایاحیفِ که دنیابرام مثل یک بقچه ی سربست بمونه میخوام خوب تجربه کنم یادم بده به اسانی تجربه کنم. آمین
خدایاتومنوخانواده ام را توی مسیر درست قراربده.
توپیری توبلدی الخیروفی ماوقع.
انشاءالله ردپام پررنگ بمونه تامفهوم قرآن ونمازوعبادت کردن راخوب یادبگیرم. آمین.
من هروقت حالم خیلی خوبه خداروهم دعامیکنم.
میگم الهی خیرببینی خداکه حال منواینقدرخوب کردی.
بازخودم بیشترحال میکنم خب خداهرچی میخوادباشه سیستم باشه بامن دوستِ.
عاشقتونم.
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به بندگان عزیز رب العالمین، به دوستای نازنینم
یارب به امید تو
اگر آدم باهوشی هستی از کسی نپرس، بخوان و تعقل کن، بخواه که هدایت بشی ، هدایت میشوی، وقتی بخواهی قرآن خودش رو بهت نشان میده. میبینی پیام رب چی هست، میبینی قوانینش و خط قرمزش هاش چی هست. فقط اعتماد کن و شروع کن، ان وقته که درهایی از نعمت آگاهی در زندگیت باز میشه که تنها گوش کردن بهش آرامش به قلبت تزریق میکند. وقتی عمل کنی که زندگیت زیر و رو میشود چون استاد،
بچههای سایت که نتیجه گرفتن و……
وعده 40 روز با رب: قرآن از اخر به اول بخوانم
به عنوان نشانه امروزم هدایت شدم به سمت خواندن از سوره ناس تا همزه بینظیر بود و هست، فقط ربم میداند بعد از این 40 روز چه تغییر و تحولاتی در من و زندگیم ایجاد خواهد شد. خدایا متشکرم برای: محرم شدن، برای شنیدن آیات زیبات و آرامش و آگاهی که بر من عطا کردی.
خدایا من را ببخش به خاطر دیدن نازیباییها به خاطر عیب جویی، مرا به خاطر فقرم ببخش و بر من رزقی بیحساب از جانب خویش قرار ده.
“در فایلها قبل گفتید تنها راه تقوا ثروتمند شدن هست“……
چون تمام انرژیت رو میزاری روی خودت، رو محصولات، روی این که چه طور میشه کار رو راحتتر و ساده تر پیاده کرد.
روی شخصیتت، دیگه وقت و انرژی نداری که در زندگی و رفتار دیگران کنکاش کنی و دنبال عیب و ایرادهاشون و غیبت کردن و طنع زدن باشی و حرص بخوری به خاطر آنچه که دارند ، دیگه وقتی برای شمردن و حساب و کتاب مال و منالت نداری(حرص و طمع)، هر سری که نعمت بهت داده میشه کلی ذوق میکنی و لذت میبری ازش و فکر میکنی چه جوری بهتر ازش استفاده کنی، هر سری انقدر بهت داده میشه که به جایی میرسی که غیرقابل شمارش از بس زیاد هست. پس تنها راه تقوا این که بیشتر و بیشتر در مسیر ثروتمند شدن باشی.
استاد آن جا که گفتید وقتی باور داری این کتاب از طرف خداوند…..خدایی هست که این جهان آفریده و فرمانروا و از کلام خودش هم هست و خیر و شرش رو در این کتاب گفته، یک کتاب 200 و300 صفحهای حاضر نیستی زمان بزاری و بخوانی …. دیگه هیچی ول معطل، امکان نداره این باور رو داشته باشی و نخوانیش، امککککککان ندارررررره، ما دیگه حرفی برای گفتن نداریم.
قشنگ بهم برخورد، من قرآن به صورت موضوعی و پراکنده و روزی یک آیه یا چند صفحه خواندم اما هنوز از اول تا آخر نه، هنوز بخوانم که کلیت رو بفهمم نه، به خاطر هزاران بهانه بیخود؛ یک تلنگر عالی شد برام و باعث شد همان لحظه فایل رو استپ کنم و از آیات آخر شروع کنم تا سوره همزه، اصلا قفل کردم، از این همه رحمانیت ربم، از فضلش ، از این که انقدر به من آسان گرفته، اگه میخواست یک ذره فقط یک ذره از جزای خطای من رو بهم نشان بده به یگانگیش قسم که من له و نابود بودم اما به لطف رحمانیتش،غفور و رزاق بودنش برمن آسان گرفته خدایا شکرت صد هزار مرتبه شکر.
برای صلا و عشق بازی با رب نیازی به هیچ نقشه و الگویی نیست، یک چیز دلی هست. هر کسی، هر سری به یک نحوی با ربی جونم ارتباط میگیره و حرف میزند. هیچ چیز قشنگتر از عشق بازی با رب العالمین نیست، جوری که قلبت نرم میشه، وجودت غرق آرامش میشه.
علت پرسیدن نماز و روزه چه جوری باشه برای خودم به شخصه قبلا به خاطر حرف مردم بود اما وقتی از حرف مردم و توجیح کردن خودم و رفتارم برای بقیه دست کشیدم حداقل در این زمینه. هدایت شدم به صلا که بهم آرامش میده و رب رو به خودم نزدیک میبینم و راحت باهاش ارتباط برقرار میکنم.
سبحان الله سبحان الله سبحان الله
الحمدالله کما هو اَهلَهو
به آغوش رب العالمین میسپارمتان که امنترین و محکمترین است.
یاحق