مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 63 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1170 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3215 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

    فایل شما من و یاد شعری انداخته بود ک استاد مختاباد سالها پیش اون و خونده بودن ک مفهومش این بود ک هر کسی خدا رو یه جوری ستایش میکنه.یه نفر در دیر و خانقاه .یه نفر کلیسا و کسایی هم در مسجد …در کل مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه…

    هر کسی برای رسیدن و ارتباط با خدا راه و روش خودش داره و با همون راه حال میکنه.

    مهم نیست چطور و با چه زبانی با خدا صحبت میکنیم مهم یاد خدا و سپاسگذاریش و در دل داشتنه ک ب ما ارامش میده .بازم ممنون بابت فایل زیباتون و حس خوبی ک ب من داد.امروز یک بار دیگه تصمیم گرفتم قران و بسیار دقیق و هدفمند از اول مطالعه کنم .من شاید بالای 20 بار تا حالا قران و ختم کردم ولی اینبار شکل خواندنم فرق خواهد داشت.متفاوت نگاش میکنم و از خداخواستم ک من و ب راه راست راه کسانیکه ب انها نعمت داده و نه گمراهان هدایت کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    محمد امین گفته:
    مدت عضویت: 2990 روز

    سلام استاد

    استاد من چند بار از بخش عقل کل سئوال پرسیدم و جالبش اینجاست هر بار سئوال پرسیدن یعنی وقتی تایپ کردم بعد ارسال کردم جوابش برای من اومد و بعد من بعدا رفتم جوابها رو نگاه کردم دیدم اونا درست نیست

    من فهمیدم هیچ کس نمی تونه به ما کمک کنه یعنی اگه من برم یکسال با استاد عباس منش زندگی کنم فهمیدم استاد نمی تونه به من کمک کنه یک انسان باید خودش به خودش کمک کنه نمونه اش هم همون بررسی مورد یک دوست که گذاشتین و در مورد دوستشون صحبت کردن – یادمه میگفتم اگه من پیش استاد عباس منش بودم 2 سال پیش دیگه کار تمام بود اصلا برای خودم پیامبری میشدم پول می دوید دنبال من – خوب دیگه اولش همه ادما اینطوری فکر میکنند

    ولی من فهمیدم فقط ما به کمک این اموزش میتونم بازخورد بگیرم از باورها و رفتارهای خرابمون یعنی اگه خودمون رو نمیشاسیم این اموزشها کمک میکنه به ما بگه که کی هستم باورهامون چطوره چون از عملکرد رفتار و باورها و فکرها مشخصه این از این

    و میخواستم در مورد حجاب هم بگم – ما باید از دورن حجاب داشته باشیم نه اینکه خودمون رو با چادر و غیره بپوشانیم – حالا چه زن و چه مرد نمیخوام از این بیشتر موضوع باز کنم – قبلا میگفتم برم یک زن با حجاب بگیرم – الان میرم یک زن بی حجاب میگیرم – برای خودم دوست میگیرم چه دوست دختر چه دوست پسر البته اگه انسان شریف خوب و با ادب باشه

    من خیلی وقته دیگه این چیزا رو فهمیدم که وقتی یک انسان ذهنش بیمار باشه حالا اون خانوم هر چقدر هم میخواد حجاب داشته باشه – وقتی یک انسان ذهنش پاک باشه هر چقدر هم میخواد اون خانوم بی حجاب باشه – فکر کنید به این موضوع – و من به خودم ظلم میکنم اگر فکر بیماری داشته باشم از اون خانوم توی ذهنم – ربطی به حجاب اون خانوم نداره –

    من همش دم ساحل ها این خانوم ها رو با لباس شنا نگاه میکردم – میگفتم خدایا الان این با لباس شنا من هم دارم بهش نگاه میکنم یعنی چی اصلا برای من فرقی نداره با اون خانومی که خودش رو پوشانده یعنی چی الان فرق این با اون چیه –

    فرق نداره ما چادری باشیم با حجاب باشیم حالا چه زن و مرد ما باید خودمون و ذهنمون پاک باشه – وقتی این ذهن پاک باشه دیگه همه چیز تمامه وقتی که نگاه پاک باشه دیگه خودت می دونید چی میشه – کسی که نگاهش و ذهنش پاک نیست و خرابه اصلا فرقی نداره اون خانوم چادری باشه و یا لخت و بی حجاب باشه – من همش به زن یا مرد مثال زدم فرقی نداره زن و مرد

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته م خودم با اینکه تا حدی خوبی به شناخت خودم رسیدم باز مثل قبل عمل میکنم و بعد میگم چرا اینطوری شدم اصلا تعجب میکنم باید همیشه به خودمون یاد اوری کنیم واقعا خیلی سخته تغییر

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته ( به خدا قسم سخته تغییر شخصیت خیلی باید اگاهنه عمل کنی به قانون )

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    تغییر واقعا اولش سخته خیلی اولش سخته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مسعود آریا منش گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و دوستان بی نهایت محترم

    استاد من به یک تضاد خوردم‌ در سایت و اونم اینکه شماره بندی صفحات نظرات که‌در پایین صفحه قرار داره رو ندارم نمیتونم نظرات قبلی رو چک کنم لطفا منو راهنمای کنید ممنون میشم

    دستتون دارم استاد گرامی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    رکسان اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2456 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    درود به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیزم و دوستان جان

    اغلب ما فکر میکنیم برای تغییر در هر زمینه ای باید آن چیز را کلا تغییر دهیم در صورتی که این ها باورهای غلط است، و ما فقط نیاز به تغییر آن باورها و قرار گرفتن در مدار خواسته های خود داریم، تسلیم شدن در برابر هدایتی که از جانب خدا می آید در واقع یعنی ایمان توحیدی داشتن و تعهد در عمل، بعد از آن است که به قول استاد بوم بوم اتفاقات خوب وارد زندگی انسان می شود و با رسیدن به هر خواسته، ما رهاترو رهاتر خواهیم شد، فقط کافیست همیشه در مسیر رسیدن به خواسته ها لذت ببریم…

    و باید کاملا پذیرفت که نوع ارتباط هر شخص با خدا منحصر به فرد است و به هیچ عنوان نمی شود از کسی تقلید کرد چون در آن صورت یعنی خدای خود را نشناخته ای و هر کاری کنی شرک است…

    راه شناخت خدا و قوانینش بسیار راحت و ساده است فقط کافیست خودت را بشناسی و بعد از آن به عمق وجود خدا پی خواهی بردی و درگیر فرعیات نخواهی شد…

    در پناه الله شاد، سالم، سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محبوب ایرانی گفته:
    مدت عضویت: 1385 روز

    با سلام و عرض ادب محضر استاد عزیزم

    و مریم جان عزیز

    من خیلی سالها پیش این اصل درک کردم که اگه توی زندگی اجازه بدیم کارها را خداوند رهبری کنه و اعتماد کنیم به خدا و همه کارها را بسپاریم به خداوند که فرمانروای کل جهان هستش

    دیگه نگرانی مفهومی نداره وقتی که در محضر خدا هستی هیچ جای سؤال نیست فقط اطاعت و توکل

    من توی زندگیم خیلی وقتا به جای بن بست که خوردم سریعا ی ندایی می آمد که محبوب زنجیر را پاره کن و نترس من هستم هواتو دارم و بسپار به من

    من همیشه سعی کردم به یاد بیارم زمانی که تو بدترین مشکلات دست و پنجه میزدم ولی به راحتی خداوند همه چی را حل کرد

    و فهمیدم که باید اعتماد کنیم به خداوند و نتیجه را ببینیم و اینطور میشه که به همه چی برسیم

    من به اون خدایی که منو آفریده ایمان دارم و می‌دانم اگر در مسیر درست قرار بگیرم همه چی به من داده میشه

    من سپاسگذار خداوند هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    Zhila J گفته:
    مدت عضویت: 3770 روز

    سلام به همه ی دوستان وعزیزان

    وسلام به مریم عزیز وآقای عباسمنش

    من آدم نماز خوان وروزه بگیر نبودم ، هر چقدر مادرم میگفت نماز بخون نمیخوندم.

    بزرگتر که شدم تصمیم گرفتم نماز بخونم ، البته ما خانواده ی مذهبی نبودیم فقط مادرم مارو به نماز وروزه تشویق میکرد.

    جوری من نماز خوان وقرآن خوان شدم که پدرم اسم منو شیخ الشیوخ گذاشته بود چون قرآن ونمازم طولانی میشد واز آنجا که من دوست داشتم آرایش کنم وکمی موهام بیرون می موند خواهرم میگفت نمازت قبول نیست .من آرایشو دوست داشتم ونمیخواستم کنار بذارم، البته اینم بگم قرآن رو عربیشو میخوندم فارسیشو چون برام زیاد مفهوم نبود دوست نداشتم بخونم ولی مخصوصا درماه رمضان هم روزه میگرفتم هم قرآن را از اول تا آخر میخوندم وچه کیفی میکردم .

    دورو بریهام از یه طرف تشویقم میکردن ازطرف دیگه هی میگفتن با آرایش ولاک که نماز قبول نیست ، اگه نمازرو سبک بشماری آجر میشه میره بالا وروز قیامت میخوره سرت .یا اینکه ازموهات که دیده میشه روز قیامت آویزونت میکنن……

    همیشه سوال برام بود که چرا باید نماز بخونم خدا که نیاز نداره اصلا فلسفه نماز وحجاب چیه و از احساس گناهی که بهم داده میشد متنفر بودم یه روز تصمیم گرفتم که تا از خدا جواب نگرفتم نماز وروزه رو بذارم کنار ، خواهرم ناراحت شد و مدام بهم گوشزد میکرد بخونم تا اینکه خداوند جوابم رو با استاد عباسمنش دادومن به زیباترین شکل وبا حس وحال خوب به سوی خدا برگشتم والآن بهترین دوست زندگیمو دارم و سعی میکنم ارتباط بهتر وقویتری باهاش بگیرم.

    امیدوارم که بتونم بنده ی خوبی برای خدا باشم وبه درک قرآن وعمل به آن هم برسم..

    با آرزوی توحید عملی برای همه مون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1571 روز

    بنام خدای هدایتگرم

    خدایا هرآنچه در زندگی دارم تو به من دادی و همه از آن توست

    خدایا من در برابر تو هیچی نیستم ،اگر لحظه ای منو هدایت نکنی قطعا از گمراهان خواهم بود، کمکم کن تا بتونم سهم خودم انجام بدم و تسلیم هدایت های تو باشم

    سلام به استاد عزیز مریم بانو و چشمان زیبایی ک داره این کامنت میخونه

    خدا سپاسگزارم برای نعمت هدایتی ک به من عطا کرد تا بتونم این فایل گوش بدم، و کامنت بنویسم..

    ارتباط با خداوند یک ار تباط شخصی هست ک هر کسی تو این جهان به سبک خودش با خداوند ا تباط برقرار میکنه و باید با تفکر و تعقل بهش رسید ن تقلید

    وقتی استاد داشت این حرف ها میزد با قلبم تایید میکردم چون از بچگی با همون استدلال های خودم نمیتونستم قبول کنم ک با فلان منطق باید حرف فلانی قبول کنم و انجام بدم و همیشه سوالم این بود ک ما ک بنده ی خدا ندیم و چیزی می‌سازیم مثل یخچال یا دستگاه برقی، ی دفترچه راهنمایی براش میزارن ک آنقدر راحت نحوه استفاده از یخچال گفته ک کسی هم البته نمیخونه و به زبون های مختلف گفته شده و نیاز به مفسر هم نداره فقط باید خودم زحمت خوندنش بکشم یا با مسئولیت خودم بدون مطالعه دفترچه ازش استفاده کنم اگر به مشکل خوردم اون موقع میام دفترچش میخونم

    اما سوالی ک هیچ کس نتونست جوابش بهم بده این بود

    خدایی ک خالق این جهان بوده، خالق انسان بوده و ی کتاب راهنما فرستاده برای هدایت ما، آیا نیاز به مفسر باید داشته باشه یا آنقدر باید بسان راحتی داشته باشه ک مثل خریدار یخچال با هر سطح سوادی بتونه ازش استفاده کنه؟؟؟

    هرچه بیشتر تمرین میکنم ک بتونم دستم تو دست خدا بزارم، زندگی راحت تر میشه و از جایی ک فکرش نمیکنم مثل امشب ساعت 9 شب جمعه مشتری زنگ میزنه و موضوعی مطرح میکنه ک میتونه میلیون ها تومن برای من و میلیاردها تومن برای اون و همکاراش سود داشته باشه

    این خدایی ک توانایی انجام هرکاری برای من داره اما به اندازه ایمان من برام کار انجام میده

    من از این گام یاد گرفتم ک باید شروع کنم قرآن خوندن من این همه کتاب موفقیت و.. خوندم اما یکبار ننشستم قرآن به فارسی بخونم عربی بیخیال

    خیلی از چرت و پرت هایی ک به خورد من دادن، ی کلمه قرآن آوردن اولش بقیش حرف خودشون زدن،، از وقتی ک متوجه شدم و حساس شدم هرکسی هر چی میگه من از خود اون شخص منبع و آدرس میخام دیگه قبول نمیکنم حرف هایی ک فکر میکنم لهو و بیهوده هستند

    با دیدن این گام تصمیم گرفتم

    ١-قران به فارسی شروع کنم به خوندن روزی یک صفحه حداقل

    ٢_ کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم، دوباره بخونم

    ٣_ برای فهمیدن خط قرمزهای خدا بعد از این کارها، کلمه عذاب سرچ کنم.

    4_ تو هر مسئله ای، شخصی باید الگو قرار بدم ک با نتایجش بیاد حرف بزنه ن با زبونش و تا خودم نتیجه تو دستم نیست باید یادبگیرم زیپ دهنمو ببندم تا نتایج جای من صحبت کنند

    این مثال استاد خیلی ب دلم میشینه ک میگه خدا مثل آب میمونه تو هر ظرفی بریزیش به همون شکل در میاد من دوست دارم خدا رو بصورت وهاب، عظیم، فتاح، رحیم، رحمان، معین، تنها منبع قدرت و ثروت ببینم

    در پناه حق، غرق آرامش، ثروت ،سلامتی و سعادت دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مـــریـم گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    سلام و سپاس به استاد عزیز و مریم خانوم که زحمت می‌کشید و این فایل های ارزشمند رو برای آگاهی ما آماده می‌کنند

    من زمانی که میترسم، غمگینم ، استرس و اضطراب و دارم یا هر حس منفی دیگری ، یعنی اینکه به خدا ایمان ندارم ، یعنی خدایی نیست که هدایتم کنه ، خدایی نیست که از شر شیطان و هر چیزی محافظتم کنه یعنی خدایی نیست که روزیم در دست او باشه

    و اینجوری با این حس ها قدرت رو به کسی و چیزی به غیر از خدا میدم و صد درصد که به در بسته میخورم .

    خداوند همه چیزه در همه جاهست خداوند محدود به یک جا و مکان و زمان نیست

    بالا و پایین و چپ و راست و… را نمی گنجه در هر شیئی هست هیچ ذره ای نیست که تحت پوشش و سلطه ی خداوند نباشه

    واکنش نشون میده به چیزی که من هستم مثل آبی میمونه که تو هر ظرفی بریزی شکل همون ظرف رو میگیره

    اگر من باور کنم قدرتش را ، قدرتش تو زندگیمه

    رزاق بودنش را باور کنم رزاقه ، وهاب بودنش را وهابه

    اگر من باور کنم که خداوند من رو دوست نداره چیزهای منفی رو در زندگیم تجربه میکنم

    اگه باور کنم که خداوند به من روزی نمیده اینطور هم میشه

    پس همه چی به باورهای ما بستگی داره

    پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا

    و درآن باغ کسی میخواند که خدا هست دگر غصه چرا ؟

    آرزو دارم که خورشید رهایت نکند غم صدایت نکند ظلمت شام ، سیاهت نکند

    و تو را از دل آن کس که دلت در تن اوست

    حضرت دوست جدایت نکند️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    علیرضا رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته

    الهی شکرت که دارم این کامنت رو مینویسم

    واقعا نیاز دارم که یکدل بشم و به یک وحدت درونی برسم ، متعهد باشمذبه مسیرم و محکم در این مسیر قدم بردارم

    مثلا وقتی وارد املاک شدم با خودم احد کردم تحت هیچ شرایطی اجاره کار نکنم و فقط فروش کار کنم ، وقتی که مدیرمون گفت الان بازار اجارست بچسب اجاره کار کن الان همه دارن مینویسن ناخودآگاه گفتم باشه و رفتم سمت اجاره و آگهی اجاره دادم ، نمیخوام بگم کاره اشتباه یا درستی انجام دادم فقط میخوام بگم رو تصمیمم نبودم ون زمانی که برگشتم به املاک با خودم احد کردم که فقط فروش کار کنم حتی اگر هیچ قراردادی ننوشتم تحت هیچ شرایطی سمت اجاره نرم

    یکی از همکارای محترمم آقای تهرانی میگه مهمه که داری به کدوم سمت میدوعی ما که اسب نیستیم ما هوش داریم اگر یک میلیمتر خطا کنی در هزار متر میشه چند متر خطا ، یه تیراندازی که نیم میلیمتر هدفشو اشتباه بزنه در 100 متر میشه 5 سانت ولی ما انسان ها مثل گلوله بدون هوش نیستیم ، ما انسانیم میتونیم در هر لحظه تصحیح مسیر کنیم و رو به هدفمون بریم قرار نیست که همه چیز رو بدونی بعد حرکت کنی برای شلیک‌گلوله لازمه که همه چیز در شرایط مناسب باشه و بعد شلیک کنی اما برای ما انسان ها این صدق نمیکنه میگم من حرکت میکنم و در مسیر خودم رو اصلاح میکنم ، گلوله ای شلیک نشه هیچوقت به هدف نمیخوره

    اینکه استاد میگه من خودم انتخاب کردم خدامو داستان همینه ما خودمون هستیم که انتخاب میکنیم به چه سمتی بریم ولی نباید کمالگرا باشیم چون اگر خطا کنیم ممکنه کله داستان رو ول کنیم و دوباره که بخوایم شروع کنیم از صفر شروع میکنی

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 819 روز

    بنام خدای اگاهی ها

    هفتادونهمین تعهد

    خداوند سیستمیه که هر جوری که هستیم ماهرفرکانسی رو که بهش میدیم به شکل همون درمیادرخداوند همه چیز هست همه چیز واکنش نشون میده به افکار ما اون همه چیز هست اول و اخر ظاهر و باطن بالا و پایین چپ و راست و واکنش نشون میده به چیزی که ما هستیم

    ی چیزی مثل اب که اون ظرفی که ما ایجادش میکنیم به اون شکل درمیاد هرچیزیشو که باور کنی همونه باور کنی رزاق بودنشو رزاقه ربوبیتشو ربه قدرتشو قادره

    خدایا منو به مسیر درست هدایت کن و ایمانمو قوی کن امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: