مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اندیشه افشین» در این صفحه: 19
  1. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام استاد ، هنوز این فایل را ندیدم ولی توضیحاتی که راجع بهش دادید را در کانال تلگرام گوش کردم و واقعا نتونستم نوشتن را به تاخیر بیندازم ، استاد میدونی تفاوت تو با دیگران اینه که روند تکاملت را با جزییات بخاطر داری و فوق العاده مسلط بر بیان ریز مسائل هستی ، همین توضیحات شما در کانال بحدی برای من مفید بود که خیالم از بابت خیلی چیزها راحت شد و فهمیدم که بابا تموم این بالا و پایین شدن های حسی من طبیعیه و چون عمری در کمبود زندگی کردم نمیتونم با پولی که در اثر تغییر باورهام بدست میاد ، راحت باشم و بازم خیالم راحت شد که به مرور زمان و نشستن و جایگزین شدن باور فراوانی اینم برام عادی میشه و نعمت و ثروت از راههای مختلف و بصورت خیلی عادی و بدیهی به زندگیم میاد ، استاد پس فردا تولد دوقلوهای منه و پول کافی هم دارم که براشون تولد بگیرم ، پولی که از جانب خداوند و بر اثر تغییر باورها م آمده ولی ذهن نگران من چون 37سال با کمبود برنامه ریزی شده میخواد این پول را برای هزینه دندانپزشکی که دو هفته دیگه بایدهم پرداختش کنم ، ذخیره کنه و اجازه نمیده که من به خواسته قلبیم عمل کنم و تولد بگیرم و من با اینکه اینها را میدانم بازهم نمیتونم با خیال راحت تولد بگیرم و دیشب موقع خواب از خدا خواستم که هدایتم کنه و امروز صبح بمحض بیدار شدن ، فایل صوتی شما را در کانال گوش کردم و سراسر وجودم پر از آرامش شد ، نمیدونم تولد چی میشه ، می گیرم یا نمی گیرم ، برام مهم نیست چون سپردمش به دستان بی انتهای الهی ، من با صدای تو و حرفهایی که زدی به چیزی بالاتر از تولد پی بردم ، خوشحالم استاد ، خوشحالم ، بی نهایت از حضور تو در زندگیم خوشحالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام استاد عزیزم ، کسی چمیداند ، شاید سهراب سپهری را هم کسی نفهمید ، هیچکس نفهمید که چرا سهراب تصمیم گرفت چشم هایش را بشوید و جور دیگر ببیند

    زمین پر شده از انسان هایی که خودشون را با زنجیر و قلاده ، قفل کرده و پاهایشان را عالما و عامدا به اسارت کشیده اند و وقتی از آزادی و یکتاپرستی که خود ، اوج آزادی ست برایشان سخن میگویی ، با همان پاهای بسته به صدا در می آیند و فریاد می کشند که چرا اینجور و آنجور میگویی ، نوع رابطه ات چیست ، در قالب کدام عقد محرم شده اید و چون پاهایشان قادر به حرکت نیست فقط فریاد میزنند .

    این ها از دلم گذشت و نوشتم و فقط یک خواهش دارم ، هر چند که میدانم نیاز به خواهش نیست و راه شما راه بزرگان است اما بازهم خواهش میکنم که همچنان راحت و بی پروا سخن بگویید ، باور کنید زندگی من با همین آخرین فایل شما متحول شده است ، درود بر شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام استاد عزیزم ، باور کنید که در این لحظه از همیشه برای من عزیز تر هستید ، خیلی تحت تاثیر این فایل قرار گرفتم ، از اینکه راحت و بی پرده به بیان یکسری مسائل پرداختید شگفت زده شدم و تاثیر بسیار مثبتی روی من گذاشتید ، میدانم که بازتاب های متفاوتی در پی خواهد داشت و شما آنقدر متکی به نفس خود هستید که تمام دیدگاه ها را می خوانید و به تمام دوستان حق اظهار نظر میدهید ، از اینکه آرا متفاوت برایتان اهمیت ندارد و فقط به هم فرکانس های خودتون فکر میکنید سپاسگزارم ، از اینکه ملاحظه نمی کنید و هرکجا که لازم بود حرف میزنید ممنونم ، از اینکه اینهمه درس گرفتم و مثل همیشه خواب را از سرم پراندید ممنونم

    استاد عزیزم من تصمیم گرفتم از این به بعد با همسرم دوست باشم و مثل دوران نامزدی دوستش بدارم تا برای دیدنش بی تاب بشم ، تصمیم گرفتم بجای مادر ، خاله و یا دوست بچه هایم بشوم ، تصمیم گرفتم آزاد باشم و به همسرم حق بدم که رها بشه و هردو در لحظه زندگی کنیم و از هم لذت ببریم ، من عاشق و شیفته حرفهای شما شدم ، شما برای من همیشه نماد ثروت بودید اما امشب برای اولین بار شما را طور دیگری یافتم ، شما برای من نماد زندگی شدید

    استاد چقدر زندگی زیبا میشود وقتی که به خودت به چشم مادر نگاه نمیکنی ، وقتی که مادر نباشی چقدر جذاب تر می شوی ، چقدر محبتت به بچه هایت بیشتر میشود ، چقدر بیشتر به خودت و به آنها احترام می گذاری ، مادر بودن یعنی دلسوزی و مثل شمع ، آب شدن ، حداقل در فرهنگ من مادر بودن یعنی همین و من از همین فردا مادری میشوم که دیگر مادر نیست بلکه دوست بچه هایش و نامزد همسرش هست ، با حرفهای شما به دوران زیبای نامزدی ام که فقط شش ماه طول کشید برگشتم ، چقدر زیبا و خاطره انگیز بود ، هنوز بعد از دوازده سال که از زندگی مشترکم میگذرد هروقت با همسرم بحث و بگو مگو میکنیم ، آن دوران زیبا را به یاد می آورم و سرشار از عشق میشوم ، قطعا صد بار دیگر هم اگر بخواهم انتخاب کنم ، همسرم را انتخاب خواهم کرد فقط شکل رابطه ام را تغییر میدهم و از فردا فارغ از سند ازدواجی که دوازده سال است در گوشه کشو انداخته شده و فارغ از هزاران سکه ای که بعنوان مهریه تعیین شده و فارغ از تمام اشتباهاتی که همسرم کرده و فارغ از تمام اشتباهاتی که خودم در عالم زندگی مشترک و زیر یک سقف کردیم چرا که فکر میکردم مجبورم بخاطر بچه هایم بسازم و بسوزم و فارغ و رها از تمام بندها و زنجیرهایی که به خودمان بسته ایم ، دوستش خواهم داشت و برای تمام عقاید و حرفهایش ارزش و احترام قائل خواهم بود ، استاد عزیزم تو با این فایل در درون من غوغایی بپا کردی و دیوار سیاه باورم را فرو ریختی ، همین که احساس می کنم این آقا یی که کنارم خوابیده دوست من است هزاران بار دوستش خواهم داشت و از هیچیک از کارهایش ناراحت نخواهم شد چرا که خیلی از رفتارهایش بمن ربطی ندارد و جزیی از صفات خودش است ، رسالت من این است که با او خوش باشم و لذت ببرم

    ……….همیشه دلم میخواست آخر متن هام بگم استاد قربونت برم ولی نمی گفتم و تو دلم می گفتم اما الان میگم الهی که من قربونت بشم……عزیزمی ….دوستت دارم و از نتایجی که از تغییر باورم خواهم گرفت ، خواهم نوشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 128 رای:
  4. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام دوست عزیز ، من البته هنوز کامنت ها را نخوندم ولی یقینا هرکسی توان هضم حرفهای اخیر استاد را نداره کما اینکه حرفهای بسیار معمولی تر ایشون را هم خیلی ها نتونستند بپذیرند اما آنچه در دین و حتی متون فقهی ما آمده ، مبنی بر رضای طرفین و اتحاد قصد و نیت است و همینکه زن و مرد قلبا یکدیگر را بعنوان همراه و شریک لحظات زندگی بپذیرند و در کنار هم به آرامش برسند ، نکاح واقعی و پیوند زناشویی بین آنها ساخته و ایجاد میشه و نیاز به هیچ تشریفات خاصی نیست و من با نظر شما کاملا موافقم ، در قرآن هم هدف اصلی از ازدواج ، رسیدن به آرامش هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام دوست عزیز ، آقای خوش نویس ، ممنونم از لطفی که به نظر من داشتید ، حقیقتش اینه که من از دیروز تا الان انقدر منقلب شدم که با خودم میگم چرا من جرأت آزاد بودن و رها شدن از بندهای نامرئی را نداشتم ، چرا انقدر با بچه هایم درگیر شدم و داد کشیدم و وسط دعواهای کودکانه شون می پریدم ، واقعا از دیشب تا الان که خودم را مادر به آن مفهمومی که تا بحال در ذهنم جا افتاده بود ، نمی بینم برای هر عکس العملی فکر میکنم و به خودم حق نمی دهم که تحت نام مادر هزاران رفتار نادرست را انجام بدهم ، امروز اصلا وارد روابط همسرم با فرزندانم نشدم و اجازه دادم او راحت و آسوده با بچه هایش رفتار کند و یقین دارم این فایل حالا حالا در تغییر رفتارها و روابط من موثر خواهد بود ، مجددا از شما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام دوست عزیز ، این مساله ای که برای دختر شما پیش آمده کاملا طبیعی ست و اگر خلاف این باشه شاید غیر طبیعی بنظر بیاد ، ولی مشکل اینه که برخورد فعلی شما و شکل رابطه قبلی شما با دخترتون درست نبوده چرا که منتهی به شرایط فعلی شده ، شما باید برای دخترتون مثل تمام آدم های اطرافتون ارزش قائل باشید و به تصمیماتش احترام بگذارید و باهاش دوست و مهربان باشید تا همون طور که به جنس مخالفش عشق میورزه به شما هم عشق بورزه و باهاتون راحت باشه ، باور کنید اینطوری کمتر جذب اون طرف میشه و در برابرش کمتر احساساتی عمل میکنه و از رفتارهایی که حاصل هوا و هوس هست پیشگیری میشه و منطقی تر عمل میکنه ، نکته دیگر اینکه اجازه بدید دامنه تجارب دخترتون زیاد بشه ، اصلا نترسید ، اگر با دخترتون دوست باشید هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد . نباید از مردها ، موجوداتی غیر قابل دسترس در ذهنش بسازید چرا که انسان از هر چیزی که منع بشه بیشتر به سمتش کشیده میشه ، حواستون باشه که با برخورد اشتباه خودتون به یک رابطه عادی ، شکل غیر عادی ندید ، شما گوشی دخترتون را گرفتید ولی آیا فکرش را هم می تونید کنترل کنید!!!!!مسلما خیر ، پس ازش دلجویی کنید و گوشیش را با احترام بهش بدید و صادقانه باهاش حرف بزنید حتی بهش بگید که درکش میکنید و میخواهید کنارش باشید و مشتاقید که از احساسش و تصمیمش باخبر باشید ولی اگر دخترتون نخواست به شما نزدیک بشه سخت نگیرید ، یادتون باشه که قبلا اون را از خود راندید و باید کمی صبور باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام دوست عزیز ، زود قضاوت نکنید ، استاد خیلی زندگیش را دوست داشت و واقعا همسرش را میخواست اما همسر ایشون پیشنهاد طلاق دادند و نخواستند زندگی با استاد را ادامه بدند و مدتی بعد از اینکه از استاد جدا شدند ازدواج کردند و زندگی جدیدی تشکیل دادند ولی استاد تا مدتها بعد از ازدواج ایشون همچنان مجرد بودند ، مسلما استاد به دلیل بزرگمنشی و تواضعی که دارند به بیان خیلی از مسائل نمی پردازند ، مطمئن باشید اگر مادر میکائیل هر زمان که بخواد اونو ببینه ، استاد مانع نمیشه و هرگز مادر را از دیدار فرزندش محروم نمی کنه ، بیشتر از این نمی گم ولی هرگز به مردانگی و مرام و معرفت استاد شک نکنید ، کسی را که نمیخواد بمونه نمیشه به زور نگهش داشت ، اگر استاد از حق طلاقی که اسلام بهش داده استفاده می کرد و ب زور همسرش را نگه میداشت ، خلاف قوانین الهی بود برای همین هم حق طلاق بهشون داد تا خودشون تصمیم بگیرند و این اوج مهربانی و انسانیت یک مرد است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام برادر عزیزم ، هرگز هرگز هرگز به مردانگی و معرفت استاد شک نکنید ، استاد آنقدر مومن و پاکه که بعد از اون همه مسائلی که در زندگی مشترکش داشته هنوز هم از همسرش به نیکی یاد می کنه ، کسی نمیداند ، شاید با خانمی که در زندگیش هست ازدواج نکرده که عنوان نامادری را نخواد روش بذاره ، اینطوری میکائیل هم راحت تره ، یقینا دوست یا خاله آدم بهتر از نامادری اونه ، و اینکه استاد تمام تلاشش را برای حفظ اون زندگی کردند ولی همسرشون اصرار بر طلاق کردند و بعد از طلاق هم ازدواج کردند ، حتما نمونه های مادرانی که بچه ها شون را رها میکنند دیدید و این اصلا چیز غیر ممکنی نیست ، هر چند که شاید غیر عادی باشه اما غیر ممکن نیست ، من خودم مادر هستم و میدونم اگر یک مادر بخواد کنار بچه ش باشه اگر زمین و زمان هم دست به دست هم بدند نمیتونند اونها را از هم جدا کنند مگر اینکه مادر یا بچه ، خودشون نخواند همدیگه را ببینند ، مطمئنا شما هم آرام تر که شدید حستون دوباره نسبت به استاد و این سایت خوب میشه ، ما باید درس بگیریم که همدیگه را قضاوت نکنیم ، موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام استاد ، از اسمی که ایشون برای پروفایلش گذاشته معلومه که هدفش فقط بی نظمی و ایجاد اغتشاش و گمراه کردن بقیه س ، چنین شخصی نه تنها خودش پیشرفت نمی کنه بلکه باعث میشه دیگران هم ناخودآگاه به ناخواسته ها توجه کنند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    سلام دوست عزیز ، باور کنید فایلهایی که استاد در آرشیو یا بخش فایلهای دانلودی گذاشتند بسیار ارزشمند و سرشار از نکته هستند که بعضا اون نکات را حتی در محصولات نگفتند ، من تا الان چندتا از محصولات را خریدم اما مدام فایلهای دانلودی و آرشیو را مرور می کنم و نکاتش را یادداشت می کنم ، من هم زمانی خرید ثروت یک به مهمترین دغدغه زندگیم تبدیل شده بود و باعث میشد به بخش های دیگر سایت توجه نکنم و از معدنی پر از الماس خودم را محروم کنم ضمن اینکه شما اگر خواستید محصول بخرید حتما از دوره های قانون آفرینش شروع کنید که اصول اولیه و مهم ترین ابراز برای تجربه های عالی و ساختن یک زندگی ناب و زیبا را آموزش میده ، شما می تونید با جمع کردن پول تو جیبی و استفاده از تخفیفاتی که استاد هر چند وقت یکبار میگذارند هربار یک دوره از قانون آفرینش را تهیه کنید و هفته ها روش کار کنید ، شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: