مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها» - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها»
    71MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلید لذت بردن از مسیر «تحقق خواسته ها»
    20MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    یکبار نوشتم بعد پاک کردم دیدم دقیقا دارم باورهای اشتباهمو مینویسم پس مچ خودمو گرفتم دقیقا درسته کار شما باید عشق شما باشهبا عشق انجام بدی و پول هم برات میاد چون باورهام الان درست نیست پس سکوت میکنم و این جمله را تایید میکنم تا انقدر براش منطق نیارم حرف درست همینه بپذیر

    خب این موضوع وارد اصلا نمیخوام بشم میزاریم در زمان درستش چون پاشنه اشیل منه

    بریم سراغ خونه دلخواهم اول این خواستم محقق کنیم تا من بتونم ازادانه تر فکر کنم

    تعهد من، زندگینامه یک فرد موفق و خونه اش

    امروربریم سراغ ثروتمند دیگه ای

    به اسم کارلوس اسلیم دومین ثروتمند جهان

    متاسفانه هیچ عکسی از داخل خونه نیست اما از بیرون مثل عمارتهای قدیمی پنج طبقه داره 25اتاق 8خواب 10حمام یک تراس رویایی با ویو نیویورک،

    خدایا شکرت چقدر زیباست یک عکس از تراسش هست

    شغلش کارافرین، بازرگان، سرمایه گذار

    با خوندن زندگینامه اش خیلی حس مثبت بهم دست داد اینکه یک مغازه کلوچه فروشی باز میکنه تاجر میشه و بعد کم کم پیشرفت میکنه با دختر تاجری ازدواج میکنه شش تا بچه داره و همسرش که میمیره یک موزه با کلی اثار هنری براش میسازه

    نمیدونم ایا براشون مهمه اول یا دوم باشن در ثروت یا نه

    هدف گذاریشون مثلا اینه امسال من بشم اولین ثروتمند دنیا خخخ

    هدف کذاری من این ماه یک تومن بیشتر در بیارم خخخ

    خدایا شکرت انقدر بهم داری ثروتمندان نشون میدی حسم داره عوض میشه یک زمانی میگم واو چقدر پول الان میگم اهان دومه اوکی

    خدایا شکرت ظرف وجودیم زیادی داره گنجایش پیدا میکنه که کم کم کارلوس هم به چشمم نمیاد فقط بیل گیس

    خدایا شکرت به کارلوس یک خونه دادی پنج طبقه که حتی براش مهم نیست عکسش داخل اینترنت نشون بده خدایا شکر لایق ثروت بوده و هست

    منم یک خونه میخوام به زیبایی خونه کارلوس منم لایق داشتنش هستم شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1150 روز

    ب نام خدایی ک هرآنچه دارم ازاوست

    سلام استاد عزیز

    سلام مریم جانم

    استاد درمورد اون مثالی ک گفتین هرکاری ک عاشقشی درآمدی نداره میری سمت کار دیگه

    من اینو برعکسشو انجام دادم و الان خیلی ب خودم خنده م گرف

    ازاون کاری ک عاشقش بودم

    درآمد داشتم

    اونو صرف کارخریدو فروش محصول انجام میدادم ک یجورایی اجبار بالا سرم بود ک انجامش میدادم

    بعدش باورای خوبی درمورد فروش محصول و مشتری ها ی مناسب نداشتم

    اون کارو گذاشتم کنار و چسبیدم ب کاری ک دوسش داشتم

    و درآمد خوبی هم ازش داشتم

    الانم بخاطر اینکه ب جایی اومدیم ک اونکار نیس ول کردم

    وگرنه الانم عاشقشم

    کارم مخراج کاری بود

    امیدوارم بازم برم ب جایی ک اینکار توش فراوان باشه و دوباره تجربه ش کنم

    استاد درمورد اینکه همه چی از باور مامیاد ینی سرنوشتی وجود نداره همه چی از افکار ماست

    من اینو اولین بار از یک استاد دیگه ایی شنیدم

    اما زود باورش کردم

    و یکسری باور داشتم ک تغییر دادم خیلی زود نتیجه گرفتم بعدش

    بهترازقبل ب اون حرف ایمان پیدا کردم

    ک زندگی ما حاصل افکار و باورمونه

    ن تقصیر کس دیگه

    ب خیلیا هم ک اینو نمیدونستن

    میگفتم مثلا فلانی تو این اتفاقات ک داره برات رخ میده همش از افکارته ولی خب یجورایی با نگاه تمسخرآمیز بهم نگاه میکرد

    بعد

    میفهمیدم ک بابا اینا ک حرف تورو باور نمیکنن

    حتی تو اون فایلایی ک گوش میدادم قبلا

    میگفت ک اینارو ب هیچکس نگید

    شما اصلا کاری ب بقیه نداشته باشید ک

    چکار میکنن

    چی میگن

    تو تمرکزت روی خودت باشه

    و بازم بارها و بارها

    خواستم ب بقیه بفهمونم

    قانعشون کنم

    ولی نتیجه ای حاصل نمیشد

    بعدش دیگه بیخیال بقیه شدم

    و اینجوری ب نظرم خیلی بهتره چون

    من بعضی وقتا غرق حرفاشون میشدم و

    اونا هم میخواستن منو متقاعد کنن ک ن بابا جریان چیز دیگه ست

    و من

    ایمانم کمتر میشد

    و تو همین کارکردن روی خودم ضعیف عمل میکردم یا ی مدت ول میکردم

    و هر چی ک ساخته بودم خراب میشدن

    اما الان اصلا برام مهم نیس

    کار خودمو میکنم فارغ از اینکه بقیه چکار میکنن چی میگن

    ازتون سپاسگذارم برای تولید این فایل های ارزشمند

    درپناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محمد جواد اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1148 روز

    به نام الله یکتا

    با دیدن این فایل و فکر کردن در مورد حرفهای استاد فهمیدم که چقدر نعمت و فراوانی در زندگیم موج میزنه و من به جای دیدن این همه نعمت پاک و زیبا و مهم نگاهم به ناکجا آباده….

    چه نعمتی بالاتر و بهتر از سلامتی خودم و خانواده‌ام چه نعمتی بالاتر از اینکه به جای اینکه توی راهروهای بیمارستان باشم در کنار زن و بچه ام توی خونه نشستم و دارم با بودنشون لذت میبرم و عشق میکنم در کمال سلامتی

    چه نعمتی بالاتر از نداشتن بدهی،به جای توی صف بانک بودن و گردن کج کردن برای رئیس بانک و التماس کردن برای وام و اینکه کسی ضامن من بشه،سربلند و بدون هیچ وام و بدهی دارم پادشاهی و بندگی میکنم

    چه نعمتی بالاتر از ارتباطات عالی با خودم با خدام با خانواده ام و با مردم و…و در صلح بودن

    چه نعمتی بالاتر از حرکت در مسیر توحید

    چه نعمتی بالاتر از اینکه درک کنی که آقا خودت خالق زندگیت هستی و آرام باشی و باج ندی

    چه نعمتی بالاتر از اینکه با وجود اینکه میترسی اما توکل کنی و بری در دل ترسهات و ببینی که همش توهم بودن و به اون احساس قدرت درونیت پی ببری،قدرتی که از توحید میاد

    چه نعمتی بالاتر اینکه سربلند و با عزت زندگی کنی فارغ از نظر دیگران

    چه نعمتی بالاتر اینکه بشنوی در این فایل که استاد فرمودن اگر عباسمنش نبود شما از راه دیگه ای هدایت میشدین و این باعث میشه که بهتر خداوندم رو بشناسم

    چه نعمتی بالاتر از کار کردن روی علاقه ات و لذت بردن و پول ساختن و آزادی در کارم که دست خودمه کی بیام کی برم و کاملا آزادم بدون آقا بالا سر…

    چه نعمتی بالاتر از اینکه خواب خیلی عالی و راحتی دارم،شب دارم شکرگذاری امروزم رو میکنم و میبینم صبح شده،یعنی در حین شکرگذاری خواب میرم و با شکرگذاری و خوابهای خوب بیدار میشم

    چه نعمتی بالاتر از رزقی که از طرف خداست و بی منت میده

    چه نعمتی بالاتر از اینکه هر روز در این سایت الهی باشم

    چه نعمتی بالاتر از درک قوانین الهی و عمل به قانون

    چه نعمتی بالاتر از درک قانون تکامل

    چه نعمتی بالاتر از آرامش و قلبی آرام و شنیدن الهاماتی که راهگشای منه

    میشه روزها و روزها نوشت

    از چشمانی که دارم

    از گوش و حلق و بینی و قدرت شنوایی و بویایی و حس لامسه و از قدرت حرف زدن

    از قلبی که خودش داره می‌تپد،من براش چیکار کردم که داره می‌تپد؟هیچی…خودش به صورت اتوماتیک پر قدرت داره می‌تپد به اذن الله

    از کلیه ها و کبد و ریه و مغز و استخوان‌ها تا ستون فقرات و دست و پا و قدرت حرکت کردن و قدرت بلعیدن غذا و سیستم گوارش سالم

    از موها و چهره تا ابرو و مژه و پلک و پوست و ناخن و رگ هام و مویرگها

    از قدرت فکر کردن تا تجسم کردن

    از مچ پا و مچ دست تا زانو و آرنج

    از چی بگم خدایا،چقدر من ناسپاسم به درگاه تو

    چقدر راحت یادم میره این همه نعمت رو،منو ببخش و منو به راه راست هدایت کن

    اگر زبون نداشتم باید چیکار میکردم؟

    اگر من هدایت شده نبودم چطور میتونستم اون آتش جهنم رو تحمل کنم منی که یه ذره دستم زخم میشه تحمل این درد رو ندارم چطور میتونم اون عذاب‌های خوار کننده رو تحمل کنم؟؟!!!

    خدایا منو ببخش،من ضعیفم و ناتوان،خیلی راحت با یه بشکن ناسپاس میشم و به راحتی دچار کج فهمی و غرور و تکبر میشم،هر چقدر بیشتر پیش میره بیشتر درک میکنم که یک خطر بزرگی همیشه همراهمه و اون خطر غرور در برابر خداوندمه…

    الان بهتر درک میکنم اون صحبت استاد رو در مورد خاضع بودن در برابر الله

    هر جا روی کسی و شرایطی و حتی روی خودم حساب باز کردم ورق برگشت و نعمتها کم نشد بلکه قطع شد

    امروز اول صبح خداوند با به یاد آوردن این آیه قلبم رو روشن کرد که:

    سوره روم

    وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً فَرِحُوا بِهَا ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ ﴿٣۶﴾

    و هرگاه به مردم رحمتی [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] بچشانیم به آن شادمان می شوند، و چون به سبب گناهانی که مرتکب شده اند آسیب و گزندی به آنان رسد، ناگهان ناامید می شوند.

    خدا به من گفت اگر این روزها کارهات به راحتی داره انجام میشه بخاطر تسلیم بودن و رها کردنشه و به خاطر این هستش که تکیه ات به منه مبادا یادت بره که باعث میشه همه اون نعمت ها بپره و چرا اول صبح به محض بیدار شدن این آیه رو به من یادآوری کرد چون من همیشه به این برهه از زندگیم که می‌رسیدم نتاجم قطع میشدن و همیشه برام سوال بود که چرا تا الان شرایط اینقدر رویایی داشت پیش می‌رفت اما یک دفعه قطع شد

    به خاطر اینکه من به خاطر باورهای اشتباهم و درک نکردن قانون تکامل و حرص و طمع و عجله همیشه دچار بحران در مسائل مالی میشدم و همیشه بدهکار بودم و این مساله مالی روی تمام زندگیم تاثیر منفی میذاشت و هر چی تلاش میکردم نه تنها اوضاع بهتر نمیشد بلکه بدتر هم میشد تا جایی که هیچ امیدی به کارم و جنسام و مشتری و خودم نداشتم اما چون دیگه ولش میکردم و میگفتم هر طوری که میخواد بشه و من نمیتونم و واقعا احساس عجز میکردم اوضاع به صورت معجزه آسایی درست میشد و بهترین نوع از مشتریان میومدن و جنس های من رو با عشق میخریدن بدون چونه و تخفیف،اما من مشرک وقتی دیگه کم کم داشت اوضاع بهتر میشد قدرت رو میدادم به جنسهایی که دارم به سلیقه ام به جایی که هستم و به مشتری و به مردم و به خودم،نتیجه چی میشد ادامه همون آیه که:

    و چون به سبب گناهانی که مرتکب شده اند آسیب و گزندی به آنان رسد، ناگهان ناامید می شوند.

    گناه چی بود شرک من و چه گناهی بالاتر از شرک

    ببین چه نیروی هدایتگری هست و چه قدرتی داره که دقیقا همون جایی که من همیشه گمراه میشدم و پاشنه آشیلمه و الان فهمیدم و درکش کردم رو اول صبح این آیه رو با این نوع نگاه درست بهش یادآوری میکنه تا من به راه راست و درست هدایت بشم و به من بگه اگر میخوای نعمتها ادامه دار باشه خاشع باش و فکر نکن خودت کسی هستی و کردیت کارها رو به هیچ عامل بیرونی نده

    پناه میبرم به خداوندم و ازش میخوام منو از افتادگان و تسلیم شدگان و شکرگذاران درگاهش قرار بده

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1192 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم به نام خدایی که قدرت تام دارد و تمام امور جهان در اختیار اوست

    الهی شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم

    استاد عزیزم من نزدیک به 3 ساله که با آموزهای شما تا الان رشد کردم و نزدیک به یه ساله که بیشتر دارم روی باورها و افکار و خودم کار میکنم خب خدا رو شکر نتایج بزرگ و کوچیک هم وارد زندگیم شده و لمسشون کردم در بعضی جاها بیشتر و بعضی جنبه ها کمتر رشد کردم

    دیروز فایل کشف قوانین زندگی رو گوش میکردم

    فکر کنم جلسه 10 بودم اگه اشتباه نکنم مریم جان داشتن صحبت میکردن و تمرین میگفتن ؛ از خودتون سوال کنیدکه

    من چطور نسخه جدیدتری از خودم رو بسازم ؟

    منم از دیروز یه ریز با خدای خودم صحبت میکردم و ازش می‌پرسیدم

    جالب اینجاست بعد از چند ساعت جوابمو گرفتم خب بریم سر یه باور اشتباهه من یا پاشنه آشیل

    من که خداوند هدایتم کرد تا بفهمم اونم از طریق همسرم

    اشتباهه من این بود و خودمم نمیفهمیدم و فکر میکردم به کسی کاری ندارم و دارم فقط روی خودم کار میکنم در صورتی که به همه کار داشتم

    امشب همسرم زمانی که بچه ها نبودن بامن صحبت کرد و گفت حواست نیست تو داری به همه امر و نهی میکنی و به کار همه کار داری این کار اشتباهیه یکم فکر کن

    منو میگی مثل یه جرقه تو سرم صدا کرد

    اول یکم ناراحت شدم و بعد ذهن شروع کرد به نجواهای پوچ ولی سریع گرفتم و قبول‌ کردم که اشتباه کردم و دارم مسیر رو اشتباه میرم و اومدم تو سایت

    و کامنتها رو خوندم و یادم اومد که من دیشب از خدا هدایت خواستم و اینم راه حل چی از این بهتر

    الان هم دارم مینویسم میخوام ردپا از خودم بذارم اینجا که از این ساعت به هیچ کسی کاری نگیرم چی میخورن کجا میرن کی میان و ذهنمو کنترل کنم و تازه فهمیدم که وقتی به بچه ها یا همسرم چیزی میگفتم به گفته خودشون امر و نهی میکردم خودم حسم بد میشد چون بعضی اوقات گوش نمیکردن شاید هم حق داشتن و کنترل ذهن نداشتم

    ان شالله که بتونم از پس این اشتباهم بر بیام و موفق بشم و خداوند قدم به قدم هدایتم کند شاید همین اشتباهم مانع ورود نعمت و برکت و ثروت به زندگیم و کسب و کارم باشد

    من موفق میشم چون استادی آگاه دارم و خدا رو شکر این سایت هست و سریع راه درست رو پیدا می‌کنیم

    خدایا کمکم کن بتونم ذهنمو بهتر و بهتر کنترل کنم

    ممنونم استاد عزیزم و مریم جانم دوستتون دارم

    خدایا شکرت که اشتباهم فهمیدم

    من اگه کبری چند ساله پیش بودم الان دادو بیداد و گریه میکردم و ناراحت و با توپ پر میگفتم چرا به من اینجوری گفتین اما الان پذیرفتم

    و این قبول‌ کردن یعنی بالا رفتن مدارم

    خیلی خوشحالم اومدم نوشتم و مقاومت نداشتم تابا شما عزیزانم به اشتراک بذارم

    در پناه خداوند مهربانم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    گام 10

    در مورد اینکه باورهای ماست که اتفاقات رو رقم میزنه می خواستم مثالهایی برای تایید این آگاهی بیارم

    من همیشه باور داشتم که فامیل های خودمون بهترین آدما برای ازدواجن و نتیجه این شد که با فامیل ازدواج کردم

    با وجود اینکه خانواده پدری و اغلب فامیلامون در بهترین و قدیمی ترین نقطه شهرمون ساکن هستن باورم این بود که اطراف شهر بهتره چون ترافیک کمتری داره و دلبازتره و نتیجه این شد که من در اطراف شهر مون خونه دار شدم که البته الان بعد 28 سال دیگه اطراف به حساب نمیاد

    باور داشتم معلمی برای خانما بهترین شغله و معلم شدم

    باور داشتم که مرد آیندم خیلی منو دوست داره و الان خدا رو شکر همینجوره

    باور داشتم بچه هایی که خداوند بهم داده عالین و بابتشون خدا رو شکر میکردم و الان خدا رو بی نهایت شکر واقعا عالین و همیشه مورد تحسین قرار میگیرن

    این جمله ی استاد که میگن فاصله بین ایجاد خواسته و بدست آوردن خواسته فقط با احساس خوب پر میشه و با احساس خوبه که به خواسته هاتون میرسین واقعا من اینو در رفتار بچه هام دیدم مخصوصا دخترم ، اینقدر این دختر پر از هیجان و لذت و شادیه که نمیتونه یه لحظه احساسش رو بد ببینه و فورا دست بکار میشه که یه کاری بکنه تا حالش خوب بشه

    الان دانشجو هستش وقتی پیشمونه صبح که از خواب بیدار میشه میگه مامان احساس میکنم امروز روز خیلی خوبیه وای چقدر دیشب خوب خوابیدم خدایا شکرت

    از صبحانه خوردن شام خوردن گپ زدن با دوستاش فیلم دیدنش درس خوندنش لذت میبره پروانه ای پرنده ای بچه ی کوچکی رفتار خوبی محبتی تحسینی هر چی میبینه لذت میبره و لذت خودش رو بیان میکنه و این بشر عجیب به خواسته هاش میرسه بدون دردسر

    چند وقت پیش روز دانشجو برا خودش یه پاور بانک با پول ذخیرش خریده بود همان روز از طرف من و خاله هاش پول نقد دقیقا به اندازه ی پول پاور بانک دریافت کرد

    یه شب تلفنی تماس گرفتیم گفت مامان رفتم منقل و ذغال و سیخ کباب و جوجه خریدم دارم تو محوطه کباب درست میکنم خخخخخ گفتم تنهایی گفت نه دوستم راحیل هست به بقیه دوستام گفتم نیومدن گفتن دلت خوشه با این امتحان سختی که داریم آخه مامان فردا امتحان سختی داریم همه بکوب دارن می خونن گفتم تو درستو خوندی کامل گفت نه دیدم داره حالم بد میشه از حجم درس گفتم ول کن بابا بریم یه حالی به خودمون بدیم روز بعدش پیام داد مامان امتحانمون لغو شده خخخخ اصلا یه خر شانسیه نگو و نپرس البته اینم بگم که واقعا دختر باهوش و زرنگیه و قدرت یادگیریش عالیه خدا رو شکر

    پارسال با دوستاش رفتن شیراز تفریح دو سه روزه یکی از بچه های خوابگاه که اصلا باهاشون دوست صمیمی نبود کلید یه واحد که تو شیراز دارن رو بهش داده بود که تو اون مدت برن اونجا و هزینه ی سفر براش کم شد و تعریف میکرد از لذتهایی که تو اون سفر تجربه کردن و تازه وقتی برگشتن من مبلغی پول براش واریز کردم گفت مامان هرچی پول خرج کردم با این مبلغی که برام واریز کردی کل پولم برگشت به حسابم

    موقع تولدش دقیقا همون چیزایی که دوست داره داشته باشه رو دریافت میکنه

    وووووووو

    آخرین خواسته اش رو چند وقت پیش باهام درمیان گذاشت یه لپ تاپ و یه گوشی سامسونگ منم بهش گفتم مبلغ در حدود یک میلیون تومن ذخیره کن بقیش رو از خدا بخواه که برات برسونه و فکر کنم همین کار رو انجام داده و شاید باورتون نشه یه پول درشتی قراره بدستم بیاد به دفعه یه الهامی بهم شد که از اون پول برا دختر گلم لپ تاپ و گوشی رو بخرم و حس خیلی خوبی بهم دست داد با همسرم در میان گذاشتم اولش گفت واقعا می خوای براش بخری گفتم آره خیلی هم ذوق دارم براش بعد چند روز همسرم گفت به نظرم پول رو برا خودت نگه دار بزار بیشتر بشه تا باهاش یه آپارتمان بخری چون خواسته خودم خرید آپارتمانه ولی خیلی ذوق دارم که دخترم رو خوشحال کنم و از خدا خواستم اگر اونم با این تصمیمم هماهنگه یه نشونه بهم بده امروز فایل گام 10 در مورد ثروت بود گوشش دادم دو بار بعدش رفتم از فایلهای دوره ها که توی گوشی ام دارم گوش بدم به صورت رندوم باز فایلی از ثروت یک برام پلی شد و استاد اونجا گفتن من وقتی چیزی برا خانوادم می خرم لذت میبرم عشق میکنم و خیییلی خوشحال شدم و مصمم که منم برا دخترم این دست و دلبازی رو بکنم و مطمئن هستم که خداوند دهها برابرش رو بهم میده

    خیلی از این مثالها دارم که وقتی خواسته ای داشتم اصلا نگرانش نبودم و عجله نکردم حرص و طمع نداشتم و حالم خوب بوده یعنی داشتم زندگیمو میکردم و اون خواسته خیلی خوب بدستم رسیده

    خدا رو بی نهایت شکر

    خدایا ازت سپاسگزارم

    استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام ازتون سپاسگزارم و به خدا می سپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    بنام خدای رحمان و رحیم

    سلام ب همگی عزیزانم

    گام10

    کلید لذت بردن از مسیر”تحقق خواسته ها”

    خدایا صدهزار مرتبه شکر بخاطر همدار شدنم با این آگاهی های ناب الهی

    دقیقا پاسخ سوال من بود این فایل

    نکاتی ک یاد گرفتم

    وقتی ب کاری علاقه داری نمیتونی انجامش ندی ی کشش درونی داری سمتش ک بری انجامش بدی

    مث استاد ،من چ نیازی دارم الان نصفه شب بیام دوربین ،فایل ضبط کنم نمیتونم نکنم نمیتونم

    عاشق اینم ک اون عشق واون حسی ک خودم تجربه کردم آدم های بیشتری تجربه کنن

    اگه آدم ها توی مسیر زندگی شون حرکت کنند و اولین چیزی ک دوسدارن و برن و ادامه بدن

    رو باورهاشون کار کنن

    لذت ببرن

    ولذت ببرن از زندگی شون با تغییر باورهاشون

    هدایت میشن ب اونجایی ک باید باشن

    و اونایی ک سرجاشون واقعا از زندگی شون لذت میبرن

    اینکه از زندگی شون لذت میبرن 100٪

    اینکه از لحاظ مالی پیشرفت میکنند یا نه!

    فقط ربط داره ب بحث باورهای ثروت

    استاد من نمونه همین مثال نقاشی شما هستم

    کنی ک هر روز یک قدم برمی‌داشتم برای رشد وپیشرفت کارم

    و کلی ذوق میکردم.

    چ چالش‌ها ک حل نکردم تو مسیر

    تو نمونه کارهام

    چقد حس خالق بودن داشتم

    انگار رو ابرا بودم

    اما از لحاظ مالی پیشرفت ک نمیکردم

    درجا هم میزدم

    بعد ی مدت خسته شدم

    آقا من برم سراغ ی چیز دیگه

    ی کار دیگه

    بلکم بتونم هزینه ی وسایل و ابزاری ک لازم دارم و بخرم

    و چنان درگیر کارهای دیگه شدم ک اصن وقت نمیکردم ک بیام رو آموزش‌ها و بهبود خودم کار کنم

    چند کارو عوض کردم و برچسب زدم ب خودم ک تو نمیتونی کاری و تا آخر ببری..

    در صورتی ک درون من اون کارها رو اصن دوست نداشت

    دلیل اینکه توی اون حوزه از لحاظ مالی پیشرفت نمی کنه اینه ک باورهاش درمورد ثروت ایراد داره

    همون باورهای ک توی ثروت 1 و2 و3 گفتم

    یعنی باورهاش ایراد داره ک نتیجه نمیگیره

    والا جاش همون جای درسته

    استاد: منم عاشق این کار بودم یک عالمه وقت هم هیچ نتیجه ی مالی نمیگرفتم

    ولی واقعا لذت می‌بردم از کارم

    و گفتم بخاطر نتیجه ی مالی نمیگرفتم میخواستم برم سراغ تولید خیارشور

    ترشی و ..

    تازه اون موقع میگفتم برم اون کاره رو انجام بدم ک درآمد داشته باشم ک بتونم بیام بدهکاری مو بدم

    و بعد بیام هزینه ی سمینار و اینا رو بدم

    اما موضوع اینجاست ک اون عشقه میتونه درآمد داشته باشه خیییلی هم خوب میتونه درآمد داشته باشه ،خیییلی زیاد

    اما کی ،!!!وقتی ک باورها درمورد ثروت درست بشه

    حالا اگه شما توی اون چیزی ک گفتی تعلل میکنی و ادامه اش نمیدی ،عشقت نیست ک تعلل میکن

    اگه عشقت بود 100٪ بدون تعلل انجام می‌دادی

    فارغ از هر نتیجه ای ک برای شما داشت

    من از اینکه نتیجه میگیرم توی این حوزه مطمئن بودم نتیحه میگیرم.

    وقتی ک شما ب این کلیت میرسی ک ،آقا باورهاست ک داره اتفاقات و رقم میزنه ن هیچ عامل دیگه ای

    این جمله رو کسی قبول نمیکنه ب راحتی

    یعنی حتی اونایی ک با برنامه ی من آشنا آن

    نمیتونن خیلی هاشون این جمله رو 100٪ بپذیرن ک آقا

    بدون استثنا تماااام تجربیات و اتفاقات و شرایطی ک توی زندگی شما داره رقم میخوره بدون استثنا ،توسط افکار شما یا باورهای شما ب شکل کلی تری داره رخ میده

    تغییر فرکانس و باورها ی زمانی میخواد ک خود و نشون بده هرچند از همون لحظه ای ک شروع میکنی نشونه اش میاد

    اما برای اینکه نشونه ها ثابت بشن توهم باید فرکانست ثبات پیدا کنه

    خود فرکانس ب معنی continue ب معنی ادامه دار بودنه

    همون افعال مضارع قرآنه الذین یومنون بالغیب،

    این ادامه دار بودنه است ک نتایج اول نشونه هاش میاد بعد خودش میادبعد نتیجه وثباتش بیشتز میشه از لحاظ کمیت و کیفیت هی بزرگتر و هی بزرگتر میشه

    من آگاهی هایی ک الان دارم اگه برگردم ب 15 سال پیش

    خییلی سخت نمیگیرم کلا زندگی رو.

    یعنی میدونم ک با طی کردن تکامل

    توجه ب نکات مثبت.

    با لذت بردن از مسیر زندگیم

    خیییلی راحت و ساده ب خواسته هام میرسم

    یعنی خییلی نمیچسبم ب خواسته ام

    چون تو یه برهه ای خییلی می‌چسبیدم ب خواستم

    میخواستم حتما برسم

    فکر میکردم اگر ب خواسته ام برسم دیگه زندگیم متفاوت میشه

    اصلا معناش عوض میشه

    ولی الان ک ب خیییلی از اون خواسته ها رسیدم ،نه!!!!!

    فکر نمیکنم ک زندگی متفاوت میشه

    درسته ک خییلی لذت بخش میشه اما

    اینکه اون فکری گ آدم داره وقتی ک هنوز ب خواسته اش نرسیده

    فکر میکنه الان اگر من فلان ماشین و بخرم

    فلان خونه رو بخرم.

    فلان کشور و برم

    با فلانی ازدواج کنم

    و …

    چ اتفاقی میفته !

    اونجوری ک آدم فکر میکنه نیست

    ..

    بیشتر لذت می‌بردم از مسیر

    ..کمتر عجله میکردم

    خدایا صدهزار مرتبه شکر بخاطر این آگاهی ها

    خداوند هرلحظه داره مارو هدایت میکنه ب مسیر درست ب سمت خواسته مون

    دیروز داشتم فکر میکردم ب مفهوم سپاسگزاری ی نکته ای از فایل های اخیر استاد متوجه شدم ک میخواستم تو ذهنم مرور کنم

    ولی یادم نمیومد

    خییلی دوسداشتم یادم بیاد و بدونم چی بود

    ک امروز خیلی آسان و راحت هدایت شدم بهش

    سپاسگزاری دروازه ی ورود نعمت های بیشتز ب زندگیه چرااا؟

    چون ما وقتی ک سپاسگزاری میکنیم ب یاد میاریم نعمتهایی ک داریم و

    و ب ذهنمون یادآوری میکنیم ک امکان پذیره داشتن نعمت های بیشتر و خواسته های بیشتر اگه الان این همه نعمت و دارم

    بازم میشه ک دریافت کنم

    چون خداوند پاسخ میده و دهنده اس

    و همین یاد آوری مارو ب احساس خوب میرسونه و و همدار میکنه باخواسته مون

    و ب راحتی محقق میشه و میاد تو زندگی مون

    خداوند همواره درحال اجابت کردن درخواستهای ماست

    مثال درخواست حضرت زکریا برای داشتن فرزند تو سن پیری

    از خداوند درخواست میکنه و باورهای محدود کننده اشو و هم میگه

    من پیر و فرسوده شدم همسرم هم ناراست

    . ولی بااین وجود خداوند رحمان اجابت میکنه خواسته شو

    ولی باز حضرت زکریا میگه چطور همچین چیزی ممکنه ک من تو این سن با این شرایط بچه دار بشم

    خداوند میگه تو باید بدونی داری از چ قدرتی درخواست میکنی

    و جایگاه خداوند و بدونی ک چقد بالاست

    من فرمانروای جهانیان هستم

    همه چی تحت سیطره ی منه

    هیچ چیز بدون اجازه ی من اتفاق نمی افته حتی یک قطره بارون .حتی یک برگ درخت..حتی یک دانه ی شن تو ساحل

    همه چی تحت سیطره ی منه

    و من بر هرکاری قادرم

    و میفرماید همون طوری ک تو رو از هیچ خلق کردم بهت یک فرزند هم میدم.

    این کار برای کن آسان است

    دیروز داشتم فکر میکردم ک چطور ذلیخا تو سن پیری جوان شد و واقعا قابل درم نیست برای ذهن محدود من خیلی چیزا

    امروز ک رفتم تو باغچه دیدم تقریبا تمام برگ های درختچه های توت و پسته مون ریخته رو زمین

    و انکار ک خشک شدن و مردن

    و چن وقت دیگه دوباره زنده میشن و شروع میکنن ب جوونه زدن

    همین مثال زنده شدن زمین مرده و درختهای مرده مثالی هست ک تو قرآن کفته مث

    زنده شدن مردگان تو آخرته

    خدایی ک این قدرت و داره سرانگشت های مارو برگردونه

    ب راحتی ذلیخا رو جوان کرد و ب آرزوش رسوند

    ب راحتی یک طفل و ب سخن گفتن واداشت

    حضرت عیسی تو گهواره

    اصن تولد حضرت عیسی. بدون حضور یک بشر

    چون خداوند نیاز نداره ب کسی..

    الله الصمد

    شکافتن دریا براش کاری نداره

    سرد کردن آتش بر ابراهیم

    و…

    تو هر شرایطی ک هستی ب محض اینکه بخوایی هدایتت میکنه

    همه چیز ممکنه و قابل تغییر.

    با وجود این خداوند ک قادر مطلقه

    عالم مطلقه

    و خالقه مطلقه

    ‌ قدرت خلق زندگی منو داده دست خودم

    و میگه

    ادعونی استجب لکم

    الهی شکرت عاشقتممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    الهه استادی گفته:
    مدت عضویت: 2787 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عملگرا و توانمندم و خانم شایسته ی جسور و دوست داشتنیم 🩷🩵

    استاد جونم اول از همه میخوام یه مثال ساده از به اتمام رسوندن کارها تا انتها براتون بنویسم، من کلا یه آدمیم که خیلی لوازم التحریر دوس دارم، و خلاصه تا یه خودکار روون و خوشرنگ میبینم سریع میرم سراغ خریدش، و واقعیتش به یاد نمیارم که خودکاری رو تونسته باشم تا آخرش استفاده کنم، ولی چند وقتی که موفق شدم مدادهامو تا انتها استفاده کنم، یعنی مدادمو تراشیدم و استفاده کردم و شده در حد دوسانت، تو قلم گیر گذاشتم و بازم باهاش نوشتم، تو چند هفته ی اخیرم دو تا خودکار آبی تموم کردم، ومن وقتی هر مداد و خودکاری رو تونستم تموم کنم حسااااابی ذوق زدم، یادمه با مدادام جمله تاکیدی مینوشتم، فایل ها رو گوش میکردم و باورهای قدرتمند کننده ی هر فایل رو برا خودم به صورت سرمشق می‌نوشتم و بارها و بارها تکرارش میکردم و می‌نوشتم و می نوشتم، آخه مداد روی کاغذ برام روون تر بود و از طرفی خوش خط تر میشد،الانم که همزمان خودکار آبی هام داره تموم میشه، و من خیلی خوشحال میشم، اولا اینکه من موفق شدم از لوازم در بهینه ترین شکل ممکن استفاده کنم، دوما اینکه باهاشون بهترین کلماتی که یه قلم می‌تونه بنویسه رو نوشتم و سوما اینکه نوشتنم نه تنها با چاشنی لذته که کلی نتیجه ی قشنگ قشنگ آورده تو زندگیم. راجع به عشق به کار وقتی فکر میکنم میبینم من واقعا بچه ها رو دوست دارم و هرجایی که بچه ای رو ببینم غیر ممکنه که لبخندنیاد رو لبام و دالی بازی باهاش نکنم، حتی شده در حد یه بای بای کوچولو، یا یه چشمک، یا یه درشت و ریز کردن چشم و تکون دادن سر، استاد جونم وقتی داشتم گوش میکردم دیدم آره درسته که منم نباشم باز یه نفر دیگه می‌تونه کار من رو انجام بده ولی خوب چرا اون نفره من نباشم!!! برادران رایت هم شاید با خودشون گفتن چه خوب میشه اگر ما بتونیم اولین پرواز موفق رو داشته باشیم!! چرا که نه؟!!!!

    استاد جونم من تازگی متوجه شدم که نیاز به یه چالش و تغییر دارم که خودم تعریف کنم و برم تو دلش/ تو یه سال اخیر من شاغل شدم، مراجعینم از یه نفر به هشت نفر در یه پارت هشت ساعته ی روز رسیده، و میدونمم که هیچ دو کودکی نداشتم که مثل هم باشند!!! اما دو تا امر واقعیته یکی اینکه با عشق هم چنان روی تخصصم کار کنم( استاد جونم کل حقوق ماه پیشمو دادم و دو تا دوره ی کاربردی پیرامون حوزه ی کودک شرکت کردم و امید به خدا از همین هفته هم کلاسای اموزشیم شروع میشه)، ویکی دیگه اینکه بیشتر باید روی روانشناسی ثروت ها و انجام تمارینم کار کنم چون نتایج نشون میده که درآمدم کم کم داره تو یه نقطه ثابت میشه، و این درحالی که من دوس دارم همواره افزایش درآمد داشته باشم!! دوس دارم باورهای ثروت سازم رو اصلاح کنم واینکه استاد جونم جدیدا خیلی دوس دارم تو حوزه ی آموزش ورود کنم، احساس میکنم درمان، تمرکزم رو گاهی میبره سمت ناخواسته ها و دلسوزی های بیخود!!!

    پس در کل نه تنها روی تخصصم، که بایستی روی اصلاح و بازبینی مداوم باورهای ثروت سازم، و هم روی احساس لیاقتم، زمان بزارم، بها بپردازم و لذت ببرم و دست به خلق بهتری بزنم.

    بدون استثنا تمام تجربیاتی که در زندگی من رقم میخوره، توسط باورها و افکار خودم داره رقم میخوره!!! ولی استاد دارم میبینم که من از اعماق وجودم هنوز باور نکردم که مثل stop کردن یه فیلم، یا ادامه دادن دیدن اون، قدرت تغییر و خلق شرایط جدید رو دارم. پس خیلی مهمه که ورودی هایی رو به مغزم بدم که براش منطقی باورپذیر تر بشه..

    و اما درس های مهم این جلسه برای من:

    1/ خیلی سخت نگیرم به خودم و حرص بیخود نزنم!!!

    2/سعی کنم تکاملم رو طی کنم و از مسیر پیش رو لذت ببرم!!!

    3/با توجه کردن به زیباییها خودمو هربار مهمون کنم به آرامش، به تبسم، به لذت، به حس فوق العاده ی سپاسگزاری

    4/برا رسیدن به خواسته هام تلاش کنم ولی بهشون نچسبم و بیشتر تلاش کنم دنباله روی هدایت باشم و نشونه ها رو دنبال کنم.

    5/آسون بگیرم به خودمو و توی بدو بدو های معمولی که از نظر بقیه طبیعیه، خودمو اسیر نکنم، با تمرکز به زیباییها خودمو آسون کنم برای دریافت نعمت های بیشتر و بیشتر، خدایی هرجور نگاه میکنم همش سود و سود و سووود

    6/ کمال گرا نباشم و مرحله به مرحله کارهام رو ببرم جلو، مهمتر از هر چیزی اینه که در لحظه زندگی کنم و از لحظه هام لذت ببرم..

    7/ احساس خوب از تغییر باورها و ذهن ناشی میشه، و خبر خوب اینه که گام ها داره دقیقا همین مسیرو برامون روون تر می‌کنه!!!

    استاد جووونم عااااشقتونم که اینقدر ساده و منطقی از قانون برامون میگین، خانم شایسته ی نازنینم عاشقتونم که فرصتی برامون فراهم کردین برا مهاجرت به مدار بالاتر، همسری هم مدارم مرسی که با عشق روی آگاهی ها کار میکنی، الهه جونم عاشقتم که عملکردت رو رصد میکنی و هربار داری تلاش میکنی باورهای بهتری بسازی، دوست عزیزی که هم مدار با این سایت توحیدی شدی، لذت شنیدن و عمل کردن به این آگاهی های ناب گوارای وجود ارزشمندتون 🩷🩵

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3395 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش و تیم تحقیقاتی شان…

    روز مرد را بر استاد عباسمنش که نهایت مردانگی و جوانمردی را در جهان دارد تبریک میگم و برای همه آرزوی شادی بی پایان دارم.

    استاد عباسمنش چقدر خوب کاری کردید که در مسیر علاقه ای تان ادامه دادید و سراغ آن ایده هایی که برای ترشیجات و خیارشور و…داشتید نرفتید،درست است که شما با باور های درستی که داشتید در هرکاری موفق میشدید ولی اگر هر کس دیگری میخواست به جای شما قوانین جهان هستی و توحید را برای ما توضیح دهد بعید میدانم که می‌توانست به خوبی شما عمل کند و شما با ادامه دادن در مسیر علاقه خود باعث شدید که زندگی آدم های زیادی را در جهان متحول کنید.

    واقعاً چقدر استاد عباسمنش در گذشته مانند خیلی از آدم ها فکر میکردند که بدون استراحت از گرجستان تا قم رانندگی کردند و میخواستند که خیلی زود به همه چیز برسنند و قانون تکامل را رعایت نمی‌کردند ولی الان چقدر خوب است که ما به تجربیات استاد عباسمنش دسترسی داریم و استاد به شیوه ای عالی قانون تکامل را در فایل های خود توضیح میدهند…

    اکنون استاد عباسمنش تقریباً به هر آنچه که در زندگی دوست داشتن رسیده است ولی آنقدر به کارشان علاقه مند هستند و آنقدر دوست دارند که ماهم این موقعیت های عالی را تجربه کنیم که مدام پروژه هایی مثله مهاجرت به مدار بالاتر و گام به گام را شروع میکنند و محصولات جدید و فایل های هدیه ای جدید را در اختیار کاربران سایت قرار میدهند… انشالله که انرژی مثبت واین اتفاقات خوب ادامه دار باشد و کاربران سایت نیز با صد وجود شان به این آموزش ها عمل کنند.

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1351 روز

    سلام

    قانون رسیدن به خواسته ها

    فقط احساس خوب داشتن و لذت بردن است

    حالا این احساس خوب نیاز به چه دارد ؟

    نیاز به تکامل دارد

    تکامل نیاز به چه دارد ؟

    تکامل نیاز به طی کردن یک سری مسیرهایی که بهمون گفته میشود مسیری که در آن نگرانی نیست و حال خوب است

    و اون حال خوب نیاز به عمل کردم و استمرار در آن کاری که بهش علاقه داریم

    کاری که اگر شب و روز هم کار کنیم از آن کار خسته نمی‌شویم

    چرا که

    دوستش دارین عاشق کار مون هستیم

    درست مانند استاد که در سفر از ترکیه تا قم یک سره رانندگی کرده

    چون واقعا علاقه بوده در رانندگی کردن و سفر کردن و هیچ خستگی رو حس نمی‌کرده

    و حالا برای رسیدن به خواسته ها نیاز به انگیزه هم هست

    انگیزه‌ای که مارو به سمت خواسته ها هدایت میکند و کارهایمان را با تمام و کمال انجام میدهیم

    حالا اگر کاری انجام نمی‌دهیم یعنی انگیزه ای وجود ندارد

    همین که برای تمرین های دوره ها هم تعلل داریم یعنی انگیزه کافی وجود ندارد که اوت مار رو انجام بدهیم

    حالا درس این فایل همان بود برام که انگیزه هایم را در هر کاری افزایش بدهم

    به روش اهرم رنج و لذت

    بعد در مسیر تکامل خودم را قرار دهم نتیجه ها با حال خوب و لذت میاد استاد ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 980 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 26 دی رو با عشق مینویسم

    گام 10 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    باورهای من هست که تک تک اتفاقات زندگیم رو رقم میزنه

    چقدر خوب، دقیقا هم زمان هست این فایل با تجربیات من

    امروز دقیقا من یه لحظه یه حسی بهم دست داد

    که اونم با توحه به ورودیام بود که از هنرجوی استادم شنیدم

    یه لحظه گفتم من الان تا کی نقاشی بکشم و کی بفروشم و کی ثروت مند بشم

    به خودم اومدم گفتم طیبه تو همین لحظه داری با پیشرفتت لذت میبری

    این افکار یعنی اینکه تو هنوز متمرکز روی باورات درمورد نقاشی ننوشتی و تکرار نکردی

    به همین خاطره که این افکار میاد سراغت و نگرانت میکنه

    تو باید هر روز با تمرکز

    تاکید میکنم

    با تمرکز روی باورهات کار کنی

    نه فقط یک باور

    بلکه برای همه جنبه ها تمرکزی یک بار گوش بدی و احساسش کنی و حتی وقتی تکرار میکنی صد در صد تمرکزت رو بذاری روی گوش دادن به باورهایی که تکرار میشه

    اونموقع هست که به سرعت نتیجه میاد

    وگرنه هرچقدر گوش بدی اما متمرکز نباشی و حواست جای دیگه باشه هیچ اتفاقی رخ نمیده

    پس این نکات رو یادت بمونه طیبه

    هر روز به خودت تکرار کن

    الان که این فایل رو شنیدم و استاد گفتن که درمورد نقاشی رنگ روغن

    دقیقا من وقتی میشینم پای نقاشی

    اصلا متوجه نمیشم کی 7 ساعت گذشت و یا بیشتر ،گرسنگی و تشنگی رو هم متوجه نمیشم

    خیلی حس خوبیه

    خدایا شکرت

    اما من از لحاظ مالی باید باورامو قوی کنم که خدا این چند روزو دوباره بهم‌تاکید کرده که باورای ثروت رو هم بنویسم و قوی بشه با تکرارشون و با صدای خودم ضبط کنم و تکرار کنم

    پس، من با عشق و لذت باورهایی رو مینویسم و تکرار میکنم و نتایج خودشون رخ میدن با تغییر باورهای من

    خدایا شکرت

    دقیقه 12 ام

    فرکانس

    ادامه دار بودن هست که اول نشونه ها میاد و بعد هی بزرگتر و بزرگتر میشه

    چقدر لذت بخشه

    خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم

    و هر روز رفته رفته بی نهایت حالم عالی تر میشه

    خدایا شکرت

    منم ادامه دادم که الان نتایجی رو دارم میبینم

    ذهنم خوایت بگه تو که نتیجه بزرگی نداری

    الان جوابشو میدم

    من نتایج بزرگ و عظیمی که داشتم حال خوبم با خدا بود

    چون من دو سال پیش در احساس گناه و در دلشوره و حس تنهایی و گریه شدید بودم

    اما الان هر روز دارم میخندم

    هر روز دارم با خدا صحبت میکنم و اصلا احساس تنهایی ندارم

    اتفاقا وقتی تنها هستم بیشتر کیف میکنم

    چون که باخدا راحت تر صحبت میکنم

    تازه من و خدا وقتی با هم صحبت میکنیم من از دستام بوس میکنم وقتی خیلی به من عشق میده

    جدیدا چشمامو میبندم و عشق بی نهایتش رو با حال خوب میفرستم به تمام جهان هستی و انسان ها

    حتی گرمایی در قلبم حس میکنم و ارسالش میکنم که بی نهایت زیباست

    ببین ذهن من نتیجه یعنی این

    ببین چقدر بزرگه

    تفاوت رو حس میکنی که ؟

    باید هم حس کنی

    چون من الان دارم با لبخند مینویسم

    من هر روز دارم با دیدن زیبایی ها لذت میبرم

    تا صبح بشینم بنویسم تمومی نداره این همه زیبایی خدا

    پس خودت عقب بشین و فقط تماشا کن ببین که صاحب تمام جهان هستی

    ربّ من چی قراره برای من انجام بده

    به قدری رشد میکنم و تعهد دادم که از این به بعد تمام سعیمو بکنم که بی نهایت لذت میبرم از مسیر

    باورهای ثروت رو هم مینویسم و تکرار میکنم ، من الان در این مدارم و به سرعت با تکرار باورهای قوی ثروت ،مدارم بالا و بالاتر خواهد رفت

    پس خیلی آروم و راحتم

    چون خدایی که دو ماه پیش 60 میلیون به حسابم واریز کرد در عرض 8 جمعه در دوماه

    پس میتونه از طریق فروش نقاشیام به من بی نهایت نعمت عطا کنه

    خدایا شکرت

    صبح وقتی بیدار شدم و به داداشم جریان دیروز گفتم که رفتم پاساژ دلگشای 15 خرداد

    بردارم دو تا حرف گفت که کمی نگران شدم تا چند دقیقه

    اما کنترل کردم ورودی های ذهنم رو

    و گفتم من که میدونم کار نجوای ذهنم نگران کردن هست حالا چه از طریق ذهن و چه از طریق آدما

    پس من دیگه میدونم و آگاهم و چون آگاهم به راحتی میتونم مهارش کنم

    خب من به خدا اعتماد میکنم و کردم

    خدایی که منو دیروز برد به پاساژ دلگشا و خودش هدایتم کرد و پشت سرهم نشونه داد به من

    همون خدا هم طرح طلا و جواهراتم رو ازم میخره

    طلا ساز به قدری مشتاق هست که به سرعت طلای طرح من رو خرید میکنه

    بعد گفتم ببین اگر هم این طلا ساز نشد خدا بی نهایت دست دیگه داره که طرح گردنبندی که طراحی کردم رو بخره از من و بسازه

    تازه خدا بی نهایت دست داره

    بینهایت طلا ساز هست

    و من بی نهایت میتونم طرح هام رو بفروشم

    حالا یه چیزی هم بود که سبب میشد یه باوری در وجودم در من تقویت بشه

    اینکه به قدری طراحی گردنبند من چشم اون خانم طلا ساز رو گرفته بود که گفت من میخوام بسازمش و به طلا سازم نشون بدم طرح رو

    حنی به من گفت طرح رو تا زمانی که من نگفتم به کسی نشون نده

    این یعنی چی؟؟؟؟؟

    این یعنی اینکه باورایی که من نوشته بودم و چند روزی بود تکرار میکردم داره جواب میده

    حالا من چی نوشته بودم؟؟؟؟

    نوشته بودم که طرح های طراحی طلا و جواهرات من به قدری زیبا هستن که چشم هر کسی که میبینه رو میگیره و به راحتی حاضره که ازم بخره و طلاش رو بسازه و حتی افراد ثروت مند به سرعت میخرنش

    حنی من نوشته بودم طرا سازها مشتاقن که من برم و طراحیامو به سرعت ازم بخرن

    حتی اینو تکرار میکردم هر روز که طرح های من باعث تغییر و تحول در طلا سازی و فروش طلا میشه

    حتی تکرار میکردم طراحی های من خاص هستن و برای برند های خاص مورد پسند هستن و به سرعت فروش میرن

    خی اینا یعنی اینکه داره جواب میده

    خانمی که بهم گفت طیبه جان طرح ها رو به کسی نشون نده تا من خبرت کنم

    چون میخوام طرح ها مختص خودم باشه و برای برند خودم باشه

    وای خدای من شنیدن این حرف منو یاد باورایی میاره که نوشته بودم و تکرار میکردم

    حتی به من برگشت گفت چهره ات آشنا هست

    این یعنی چی؟؟؟؟؟

    یعنی اینکه خدا داره کارای منو انجام میده

    من فقط به یه چیز میخوام فکر کنم اونم خداست

    اینکه خدا داره کارای منو انجام میده

    و به ذهنم و به تمام کسانی که حرف های ذهن رو میگم ،توی دلم میگم که من به هرآنچه که خدا برای من خیر بخواد ،به همون خیر محتاجم

    پس نگرانی ندارم که اگر یه موقع گفت که نشد هیچ اشکالی نداره ،چون خدا بی نهایت دست دیگه داره که من رو به خواسته هام برسونه

    انسان های مشتاق بی نهایت زیادن که مشتاق خرید طرح های طراحی های طلا و جواهرات من هستن

    خدایا شکرت

    من تو رو که دارم‌خوشبخت ترینم

    چون تو داری کارهای منو انجام میدی

    من کل روز سعی کردم که به ذهنم بگم که براش منطقی بشه

    الان که به یادم‌میارم واقعا هستن انسان های مشتاق برای خرید طراحی های من

    وقتی حاضر شدم و رفتم تا برم گالری هنرجوی استادم

    یه حسی داشتم دلم نمیخواست امروزو برم

    وما رفتم

    وقتی رفتم دختر هنرجوی استادم اونجا بود و خودشون دیر اومدن ، یه خانم بی نهایت مهربان که وقتی اومد گفت طیبه آش دوست داری یا حلیم

    گفتم آش

    و وقتی آش داد بهم از آش هایی بود که من دوست نداشتم

    خیلی راحت گفتم من از این آشا دوست ندارم و نمیتونم بخورم

    خیلی اصرار کرد و گفت بردار برای تو خریدم

    تشکر کردم و گفتم نمیتونم بخورم

    خوشحالم از اینکه مثل قبلنا تو رودربایسی قرار نگرفتم

    اگر طیبه قبل بودم در رودربایسی قرار میگرفتم و میخوردم

    اما امروز به راحتی گفتم نه

    و خیلی خوشحالم

    وقتی ناهارشونو خوردن ،قرار بود یه عکاس بیاد و درمورد طرح نقاشیش برای یه مجموعه 10 تایی تصویر و عکس بگیرن

    و یه لحظه یادم اومد منم میخواستم شروع کنم

    چرا قدمی براش برنداشتم

    و تصمیم گرفتم منم موضوعم رو که قبلا نوشتم درموردش فکر کنم و بنویسم تا خدا هدایتم کنه به سمتش و طرح هاشو مثل طراحی فرشته هایی که تو آسمون بودن بهم بگه

    که از پارسال تا الان کلی عکس گرفتم که از ابرا کلی طرح بود که خدا بهم الهام کرده

    وقتی عکاس اومد و نشستن و صحبت کردن

    درمورد نی و بشنو از نی صحبت میکردن

    من به صحبت هاشون گوش میدادم و طراحی میکردم

    بین صحبت هاشون عکاس گفت که سوره ضحی

    وای خدای من انگار داشت به من این جملات رو میگفت و نشونه بود برای من

    خیلی حس خوبی داشتم

    اما بعدش حس کردم نباید دیگه بیشتر از این تو اون جمع بمونم و بحث هاشون رو بشنوم ،یه جورایی حس بی قراری داشتم که برگردم خونه و اونجا نمونم ،انگار حس کردم ادامه صحبت هاشون با روحم در هماهنگی نیست

    و سریع بلند شدم و رفتم خونه

    وقتی منتظر بودم بی آر تی بیاد ، چشمم افتاد به تابلوی یه کوچه که نوشته بود

    رهنمای هدایت

    خدا داشت با این جمله بهم میگفت من راهنماییت میکنم و هدایتت میکنم تو راه دوباره من این تبلیغ رو که قبلا تو مترو دیده بودم رو دیدم

    قهرمان درون خودته ،باید باورش کنی !

    و تاکید خدا رو برای تکرار باور ها به صورت تمرکزی دریافت کردم

    این روزا مدام بهم میگه تمرکز کردن رو تمرین کنم

    و سعیمو بکنم تا یاد بگیرم در هر کاری تمرکز داشته باشم

    تو راه خانم طلا فروش و طلا ساز پیام فرستاد که طرحم خیلی خاصه و طلا زیاد میبره و گفت فعلا دست نگه دارم تا یک شنبه که با طلا سازش صحبت بکنه تا خبرش رو به من بگه

    وقتی پیامش اومد

    تو دلم گفتم خدای من

    ربّ من هرچی که تو بگی من رها کردم و هرچی خیره همون بشه

    من روی باورام کار میکنم و تلاشمو میکنم

    وظیفه هام رو سعی میکنم عمل کنم

    وقتی برگشتم خونه ،خواهرم غذا درست کرده بود و فرستاده بود و برای منم گذاشته بود

    وقتی خوردم یادم رفت بهش پیام بدم و تشکر کنم

    وقتی خواستم کارامو انجام بدم

    حس نگرانی دست داد

    این فکرو کردم که من الان دارم نقاشی یاد میگیرم

    کی نقاشیامو بکشم و کی بفروشم ؟؟؟؟

    کی از فروش نفاشیام به ثروت برسم

    تا اونموقع که سنم زیاد شده

    میدونستم اینا رو از کجا دارم میگم

    حرفای اون خانم که هنرجوی استادم بود و تو گالریش با عکاس داشتن صحبت میکردن روی من تاثیر گذاشته بود که سبب شد من نگران بشم

    اما به خودم گفتم هیچ ربطی نداره

    هستن نقاشایی که به راحتی در سن من به بی نهایت ثروت رسیدن

    پس وقتی اونا تونستن

    پس منم میتونم

    و به خودم گفتم و تکرار کردم و سعی کردم که توجهم رو به یاد آوری و گفتن الگوهایی که موفق شدن و درآمد بالایی دارن ، توجه کنم

    و تا شب کارهای دیگه رو انجام دادم

    خوشحالم از اینکه دارم میشناسم خودمو

    دارم هر لحظه سعی میکنم افکارم رو آنالیز کنم و آگاه باشم

    خوشحالم از اینکه دارم پیشرفت میکنم

    و سعیمو میکنم که باورهای فراوانی و ثروت رو تکرار کنم و استمرار داشته باشم

    چون استمراره که نتایج بزرگ رو رقم میزنه

    و من مطمئنم که رخ میدن تک تک خواسته هام

    چون این من هستم که زندگیم رو تغییر میدم و خلق میکنم

    خدایا شکرت

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و زیبایی و نعمت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: