اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دقیقا من ب خاطر ارزش لیاقت ک اصلا نسبت ب خودم نداشتم هنوز از بحث مالی یا عاطفی بسیار ضربه خوردم خیلی زیاد
من ب خاطر این که بقیه از من خوششون بیاد یا ازم تعریف بشه همه کار کردم حتی وقتی که سر کار هم بودم بیشتر از اون باید باشه بودم حتی یک بار ب خودم نگفتم بابا تو ارزش لیاقت بیشتر ک شب تا صبح بیدار بمونی برای کار کردن جالبه اینجاس ک بعد تموم شد کار انجام میدادم فقط فقط خواستار حقم شدم همه حرفی شنیدم من تو خونواده بزرگ شدم برادر بزرگترم ارشد خونواده بوده علتش چی بود چون این ارثی ب بابا خودم رسیده واقعا خیلی ضربه خوردم چون هیچ وقت ارزش خودم نمی دونستم و همیشه ب ی فرد اضافه ب خودم نگاه کردم
تو بحث کار هنوزم نمیتونم نه بگم خیلی برام سخته همیشه دوست داشتم تو رابطه عاطفی با یکی باشم ک منو درک کنه اما هیچ وقت این اتفاق نیفتاده
حتی تو مدرسه هرگز نشد من از معلم در مورد درس ی سوال بپرسم و شکست من تو کنکور هم باعث شد که دنبال تحصیل نرم اینم بر میگردد ب خاطر شرایط بد مالی خونواده
البته دیگه ب دنبال نظر بقیه نیستم از اون روزی ک من فقط یک درصد ب این فکر کردم ک ارزش من بیشتر از اینهاست تغییرات دیدم
هنوزم هست میبینم ک با من جوری رفتار میشه ک حتی ی درصد دوست ندارم همش بر میگرده ب کمبود احساس لیاقت ب کمبود عزت نفس
از امروز دوست تموم زندگیم بسپار م ب خدا ک همیشه راه درست ب نشون میده
صحبت های استاد عزیزم ️ خیلی شباهت ب توحید عملی قسمت 9هست
من تنها با گوش دادن و تکرار دیدن فایل کشف قوانین زندگی بخدا تغییرات دیدم
و امیدوارم ک از لحاظ مالی بتونم دورهای مختلف استاد عزیزم بخرم و این روز خیلی نزدیک هست خیلی
از دوستان گرامی میخوام منو تو بحث راهنمایی کنید ممنون میشم
سلام استاد عزیزم،چقدددر خوشحالم که این دوره تهیه شد چون من از سالها پیش وقتی فایلهای شما رو گوش میدادم و برای خودم نکته برداری میکردم همیشه متوجه میشدم که من احساس عدم لیاقتم خیلی قوی تر از احساس کمبود درون ریشه کرده،و هر بار که با یک اتفاق ناخوشایند روبرو میشدم وقتی عمقی تر به موضوع نگاه میکردم متوجه میشدم که از درون خیلی خودم رو لایق اون اتفاق نمیدیم و اون اتفاق رو شبیه به یه معجزه میدیدم که انگار خوش شانسی باعث بشه که من یک معجزه رو تجربه کنم،خیلی هیجان دارم برای این دوره انگار تمام وجودم آماده هست که این دوره رو با تک تک سلول هاش اجرا کنه از بس که به چالش برخوردم به دلیل احساس عدم لیاقت،امیدوارم هر چه زودتر دوره روی سایت قرار بگیره و من بتونم تهیه اش کنم،ممنونم از شما که انقدر به تک تک ما کمک میکنید که توی مسیر درست قدم برداریم ️️️
واقعا موضوع مهم واساسی رو انتخاب کردید که در موردش صحبت کنید و دوره جدیدی تولید کنید .
من وقتی به خودم نگاه میکنم و سیر زندگیمو مرور میکنم دقیقا متوجه شدم که همین عدم احساس لیاقت دورنی که به دلایل متعدد در من وجود داشته نذاشته تصمیم های درستی بگیرم و به تبع اون نتایج خوبی نگیرم.
مثال زیاده ولی مثالی رو میخوام بزنم که شاید خیلی اساسی زندگی منو تحت الشعاع خودش قرار داده و اونم انتخاب همسر و یار زندگی بوده .
من اونقدر ضعف و کمبود هایی در خودم میدیدم که نمیتونستم با دختر هایی که مورد نظرم بودند و معیارهای مورد نظر منو داشتند ارتباط برقرار کنم شاید بقول شما در ظاهر و با ماسک و غرور کاذب خودم رو لایق چنین افرادی میدیدم ولی در عمل همون عدم احساس لیاقت درونی که شما اشاره کردید اجازه مطرح کردن موضوع و پا پیش گذاشتن رو از من میگرفت و حتی اگر پیشنهادی به من میشد که مثلا فلانی گزینه خوبیه برای ازدواج با من ولی به دلایل واهی نمی پذیرفتم تا اینکه همین موضوع باعث شد با فردی ازدواج کنم که بعد از دوازده سال ازدواج هنوز چالشهای بزرگی با هم داریم و نتونستیم اون رابطه زببا و قشنگی که مثلا شما و خانم شایسته و امثال شما دارید رو تجربه کنم .
وقتی شما گفتید به موضوعاتی که عدم احساس لیاقت باعث شده تصمیمات غلط بگیرید رو بنویسید و بهش فکر کنید من اولین موضوعی که سریع به ذهنم اومد همین بود و وقتی بیشتر کنکاش کنم حتما موضوعات فراوانی رو میتونم بیاد بیارم .
در هر صورت خیلی خوشحالم که این دوره داره آماده میشه و قطعا میتونه در با کیفیت تر کردن زندگی خانواده صمیمی عباسمنش در ادامه زندگی کمک بزرگی کنه.
به نام رب العامین. سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و یه خسته نباشی بابت زحماتی که برای ما شاگرادتون با عشق می کشید. ..و سلام به تمامی دوستای عزیزم در سایت…سپاسگذارم برای تهیه این دوره فوق العاده که به شخصه بهش نیازدارم. ..و انشالله که بتونم این دوره خریداری کنم..چون یکی از پاشنه های آشیل من هست..استاد من هیچ وقت خودمو لایق چیزی نمیدیدم.البته الان یکم بهتر شدم اما در کل پاشنه آشیل من هست..چند مورد رو بخوام از خودم بیان کنم اول اینکه چون من پوستم سبزه هست همیشه فکر میکردم درحد بقیه نیستم و نمیتونم با یه نفری که پوست سفید داشته باشه وارد رابطه بشم (البته اینم بگم واقعا چهره زیبایی دارم)..دوم اینکه اقایونی که وضع مالیه خوبی دارن و.ماشینهای خفن دارن بهترین لباس رو میپشون و من فقط یه ماشین پراید دارم حس میکنم درحد اونها نیستم و نمیتونم با اونها وارد رابطه بشم..حتی درموردخانومها هم همینطور…سوم اینکه سرکارمم همیشه به خاطر مدرکم هیچ وقت خودمو درحد بقیه ندیدم و میگفتم اونها ازمن بهترهستن..با اینکه من واقعا درحد بیشتر از مدرکم میتونم کارانجام بدم..اما توانایهای خودمو دست کم میگیرم و چون باورم این بوده همین اتفاقا برام میفتاد..وارد روابط نمیشدم ..همکارا به من توجه نمیکردن..البته این هم بگم استاد توی دوره فوق العاده دوازده قدم هستم واقعا خیلی بهتر شدم .. اما هنوزم خیلی جای پیشرفت دارم……خدارو شکر میکنم در کنار شما استاد عزیزم و دوستهای خوبم هستم و زندگیم خیلی خیلی فرق کرده. ارامش و راحتی و توکل توی زندگیه جدیدم موج میزنه ..خدایا شکرت…
ب نام خدای مهربان سلام ب استاد ومریم خانم ودوستان گرامی از استاد تشکر میکنم بابت این فایل جدید ومفید قیمتش خیلی مناسب ولی متأسفانه من این مقدار ندارم امیدوارم این مقدار پول وارد حسابم بش خیلی دوستدارم این محصول رو بخرم تلاش خودم میکنم ومیخرمش ثروتمندشدن خیلی باشکوه برا ما ها ک در مدار فقرا قرار داریم همین هروقت هرچیز ی تا حالا نتونستیم خرید کنیم بخاطر قیمتش بوده نبخاطر احساس لیاقت وقتی تو حساب پول نیست از کجا بیاد بقول بزرکترها بکن یک مو از کف دست بکن ی مقدار هم بفکر ما باش ما ک میخوایم مدارمونو ببریم بالا حداقل قیمت اول منصفانه بزار این همه پول میخوای چکار کنی دلم سوخت از اینکه نتونستم خرید بزنم پنچ میلیون وپانصد برای من تهیش غیر محال کاش منصف بودی وبفکر ما هم بودی منم ازفایلی رایگان سعی میکنم ب انجام این محصول پیببرم تحسین میکنم هرکس این محصول میخره خوشبحالش دوستان ب جای ما از استاد تشکر میکنم ومنتظر خوندن کامنتهای دوستان هستم ب امید دیدار
سلام ب استاد نازنینم و خانم شایسته و تمام همفرکانسی های عزیزم
به به به واقعا بهترین موضوع رو انتخاب کردی استاد .
احساس عدم لیاقت و عدم خود ارزشی .
من به جرات میگم خواستم بگم 99 درصد ولی واقعا 100درصد در تمام جنبه هام احساس عدم لیاقت وخود ارزشی و خود باوری داشتم
کاری ندارم به گذشته که چجور این لیاقت رو ازمون گرفتن
اما میتونم 100 هامثال بزنم اونم مثال های تکراری یعنی همیشه و همیشه هر بار به شیوه ای تکرار میشن که من احساس عدم لیاقت کردم در تمام جنبه ها م
بخاطر همین هم هست که سخت تغیر میکنم و سخت مقاومت دارم در برابر همه چیز .
1..ثروت ..احساس عدم لیاقت که خودمو لایق ثروت زیاد نمیدونم زیاد چ عرض کنم حتی معمولی هم ندارم من وقتی حتی با زحمت فراوان سختی کار برق کاری انجام میدم با وجود کار هم در مقایسه با گذشتم عالی انجام میدهم اما انقدر این احساس عدم لیاقت در وجود من ریشه داره زیر نصف قیمت بازار کار میکنم و حتی با اون هم میگم نکنه طرف فکر کنه که دارم زیاد ازش میگیرم
و اون موقع های که با صاحب کارم کار میکنم نمی تونم بگم که حقوقمو زیاد کن .
محصولی که دارم به دست مشتری میدم روم نمیشه مثلا قیمت اصلی رو بگم میگم نکنه طرف خیلی زیاد باشه از نظرش فک کنه دارم زیاد ازش میگیرم
2..روابط ..در روابط دیگه خیلی داغون تر م هم عاطفی و هم با دیگران و هم با خداوند
در روابط با دیگران در هر جمعی که رفتم دیدم که یکی انگار اعتماد بنفسش بالاست یا قبلا تعریفشو شنیدم یا ثروتمنده یا درس خون بوده یا خشکل هست و …..
در تمام موارد واقعا لیاقت در وجودم رفته خودمو دست کم گرفتم احساس عدم لیاقت کردم خودم کوچک دونستم خودم کم ارزش دونستم و حتی اگر خواستم برم جای فهمیدم که یکی اونجا هست ثروتمنده موفقه
فلانه بهمانه .اجتناب کردم از اونجا که برم یا با استرس زیاد رفتم
خداااااااااااا ی من هی داره یادم میاد که چقدر من خودم کوچک دونستم مقابل افرادی که از نظر ذهن من بزرگ بود ن وقتی باشون کاری انجام دادم ارتباطی داشتم حالا ب هر شکلی که بوده چقدر احساس ضعف کردم احساس رو دربایستی کردم چقدر خود کم بین بودم . یادمه از بچگی اینطوری بودم این احساس عدم لیاقت رو احساس میکردم
در مورد روابط عاطفی که دیگه زیر صفر اصلا هیچ وقت خودمو لایق ندونستم بخدا تو هیچ دورانی بخاطر احساس عدم لیاقت و کمبود عزت نفس خودم رو لایق نمیدونستم خودمو خیلی خیلی خیلی کوچک و بی ارزش میدونستم در تصوراتم تمام تصوراتم تمامش بدون استثنا
خودم رو با افرادی میدیدم که بد بختن بیچاره اند سپرستی ندارن یا خشکل نیستن ارزشمند نیست در تمام تصوراتم خودمو با ادمی بد بخت تر از خودم میدیدم یعنی فقط به کسانی فکر میکردم که از سر بد بختی و فقیری یا کسی باشون دوست نمیشه میخوان با من دوست بشن یا از سر احتیاج
و کلی از این احساس عدم لیاقتها بودن حتی الانی که همسر دارم خودم این مسیر رو جذب کردم .
یا اصلا در روابط های خانوادگی فامیل ها همیشه بخاطر این عدم لیاقت ضربه خوردم جرات اظهار نظرهامو نداشتم روم نشده حرف بزنم خجالت کشیدم
اصلا خودم لایق ندونستم ارتباط برسرار کنم با افراد جدید بشون دوست بشم و کلی از این موارد که بخاطر عدم لیاقت وخود ارزشی ضربه خوردم ازش
3..شغل ..در مورد شغل یادمه خیلی شغل عوض کردم تا به این 2 تا شغل که عاشقشونم رسیدم
اما بازم خودمو لایق بهترین ها نمیدونم مثلا خودمو لایق نمیدونم که درسته اول کار هستم اما مثلا خودمو به مشتری نشون بدم کاراامو یا فیلمی از خودم بگیرم و پست بذارم خودمو لایق نمیدونم احساس میکنم بقیه چقدر مسخره کنن دوستان یا بابا من لایق نیستم از این کارا بکنم .
4..ارتباط با خداوند ..قطعا در این مورد هم خیلی خیلی ضعیف هستم چون نتایجم ایمانم احساسم نشون دهنده عدم لیاقت
(البته من اینم یاد اور بشم تو این چند سال اشنایم با استاد واقعا خیلی تغیر کردم خیلی احساس لیاقت میکنم خیلی خودمو ارزشمند تر میدونم خیلی خیلی زیاد واقعا اگه الان نتایج های خوبی گرفتم بخاطر اینکه یه ذره خودمو لایق دونستم اگه قبلا رو حساب کنم و با استاد اشنا نمیشدم که خداوند هدایتم نمیکرد به این مسیر قطعا الان یا یک ادم بیمار که توانای هیچ کاری رو نداشتم یا خودکشی کرده بودم )
و در تمام جنبه های دیگه این احساس عدم لیاقت رو دارم قطعا خیلی هم زیاد
وقتی که فایل رو دیدم خیلی خوشحال شدم و مطالب رو خوندم که رسیدم به قیمت یه ذره حالم بد شد که چرا هزینه ی دوره رو ندارم
بعد به خودم گفتم حتما تو مدارش نیستم اشکالی نداره عادل تو از دوره های دیگه از فایل های دیگه ای که داری به درستی استفاده کن عمل کن مطما باش نتیجه میگری و قطعا این عددی نیست که بخوای نارحت نبودنش
باشی .
و این یک تلنگری باشه برات که تو رو به عمل کردن بیشتر واداره
به انجام تمرینات به وابسته نبودن با رها رودن به تصمیم گیری سریع و عمل ان به احساس گناه نداشتن به دلسوزی نکردن
به دوره قانون سلامتی عمل کردن
تو از پارسال خریدیش هیچ استفاده ای نکردی ازش
پس بدون که باید عمل کنی تا نتیجه های بعدی هم بیاد
نباید درجا بزنی بازد. باید به این چیزهای که میدانی عمل کنی این دوره های که داری عمل کنی
قدم هارو برداری در احساس خوب بیشتر و مستمر بمانی قدم های بعدی هم بهت گفته میشه
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان گل و تمام دوستان ناب و هم فرکانسی
احساس لیاقت احساسی که همان طور از اسمش پیداست فرکانس هست،ارتعاش هست،احساس هست که باید خودمون در وجودمون داشته باشیم!صفت نیست!!!
احساسی که از بدو تولد خدای مهربون به ما میده که ما رو لایق زندگی کردن در این جهان مادی می کنه!ولی با بزرگتر شدنمون و باورهایی که به خورد ذهن ما میدن به کلی از وجودمون رخت بر می بنده و برای همیشه میره و ما رو با عدم لیاقت در همه ی جنبه های زندگی مواجه می کنه که اگر بخواهیم تا آخره عمرمون روی همین احساسمون کار کنیم جا داره
یه پدر بزرگواری دارم که بیشتر از پدر استاد جانم پر است از باورهای مخرب!تا جایی که به یاد دارم تنهایی هیچ کجا نمی تونستیم بریم و اجازه ی خرید کردن با اختیار خودمون رو نداشتیم هر چی که صلاح می دونستن اون برای ما بود حتی در بزرگسالیمون!کلا جز کار کردن اجازه ی هیچ کاری رو نداشتیم حتی یادمه بعده ازدواج وقتی تصمیم گرفتم امتحان گواهینامه رو شرکت کنم ایشون گفتن که تو هرگز نمیتونی توی امتحان قبول بشی و منم با هزاران ترس و دلزدگی گواهینامه مو گرفتم و وقتی گفتم تونستم ایشون گفتن نمیتونی رانندگی کنی!!!
ازدواج کرده بودیم از چشم ایشون پنهونی به شهرهای دیگه می رفتیم چون می گفتن شما زن هستید و نباید تنهایی بیرون باشید
یادمه بچه که بودم دوران دبستان همیشه معلممون چون زرنگ بودم من رو یا سرگره میزاشتن یا مبصر ولی نمیتونستم از عهده اش بربیام و جا خالی میدادم
هیچ وقت توی مدت درس و مدرسه نتونستم کنفرانس بدم یا بصورت داوطلب اگه فوله فول هم بودم برم و درس رو جواب بدم!
توی گروههای هنری اصلا فعالیت نداشتم!یه بار به اصرار معلممون برای یه سرود دسته جمعی منم اسم نوشتند و قرار شد دهه ی فجر توی صف جلوی بچه های دیگه بخونیم وخیلی تمرین کردیم ولی وقتی موقع اجرای سرود شد من نتونستم همراه بچه ها بالای سن برم وهر چقدر اصرار کردن من نتونستم به خاطر احساس لیاقتم برم برای اجرا
چند تا عکس گروهی و دسته جمعی از دوران مدرسه دارم ولی بخدا توی هیچ کدوم من رو نمیشه پیدا کرد چون پشت سر بچه ها یا جایی که درخت بوده پنهون شدم تا دیده نشم
و خیلی از موارد دیگه که میدونم همگی به خاطر عدم اعتماد به نفس و عدم لیاقتی بوده که از کودکی از من گرفته شده بوده
ولی این دوسالی که توی سایت هستم ودارم روی خودم و شخصیتم کار میکنم خوب شده ولی میدونم بهتر نشده
احساس لیاقت همون احساسیه که من به جهان بفرستم و از همه چیز بهترینش رو بخوام
من خودم رو لایق بهترین ها بدونم و مطمئن باشم بهترین ها در انتظارم هست!چون من بهترین و لایق ترین مخلوق خدایم هستم
من ارزشمندم و خودم رو لایق میدونم تا در این جهان زیبا زندگی کنم
انشاالله در زمان مناسب بتونم همین محصول رو هم تهیه کنم و از آگاهی های اون استفاده کنم.
من 2 – 3 ماه بخاطر یه موضوعی نشد سر بزنم به سایت اما الان خیلی خوشحالم که میتونم کامنت بزارم و فعالیتم رو شروع کنم دوباره.
سوال:
کجاها بخاطر احساس عدم لیاقت خودمون رو از شرایط مناسب از نعمت ها دور کردیم؟
من یادم میاد موقع ایجاد رابطه عاطفی، بخاطر نداشتن احساس لیاقت به دختری که فکر میکردم خیلی از من بهتره درخواست ایجاد رابطه رو ندادم و یک موقعیت عالی رابطه عاطفی رو بارها از دست دادم
همیشه دخترهایی که از نظر من از نظر شخصیتی و رفتاری نامناسب بودن رو فکر میکردم جواب مثبت میده و پیشنهاد میدادم و اوکی میشد ولی درونن میدونستم که این مناسب من نیست و رابطه رو بعداز مدت زمان کوتاهی کات میکردم یا کات میشد.
نداشتن احساس لیاقت منو از درامد های خوب دور کرد
منو از رابطه عاطفی با کیفیت دور کرد
از داشتن دوستهای خوب و باکلاس دور کرد
از تجربه موقعیت های خوب و خلوت با خودم دور کرد
از پوشیدن لباس های شیک که در شان منه دور کرد
از داشتن ماشین خوب دور کرد
داشتن احساس لیاقت شاه کلید رسیدن به تمام نعمت های خداوند هست.
سلام و درود حضور گرم استادان باعشقمون که با فایل ها و مقاله های بسیاااار زیبا و نفوذپذیرشون باعث روشنایی قلبمون و نوراتی شدن وجودمون میشوند
دمتون گررررررم و خیرتون قبول
سلام و درود به حضور گرم جستجوگران نور در توحیدی ترین سایت دنیا
استاد عزیزم چه خوب میزنی تو هدف واقعاااا دمتگرم معلومه این حرفا از آسمان بر قلبت جاری میشود که اینجوری هم به دل میشند هم حرف دل همه هست مشکل گشای همه هست خداروشکرررر که این روزها در دوره گام به گام به دوتا از مهمترین پاشنه آشیلم که فکر کنم آشنه پاشیل اکثر اونایی که فقیرن و ذهن فقیرانه دارن میباشد؛
احساس کمبود و عدم احساس لیاقت و خودارزشمندی
من بزرگترین مشکلم زندکیم از این دوتا درست شده و شکی ندارم یک عمر آرامش و رفاه خودمو برای دیگران خرج کردم یکعمر عزت نفسمو برای دیگران خرج کردم یک عمر احساس کردم من باید شب و روز جون بکنم رنج بکشم تا لایق پولدار شدن بشم مگه میشه اینهمه آدم جون بکنن شب وبه روز و رزوشونو به شب بدوزن چندین سال تو بازار کار باشن پول در بیارن و من بیام بزودی و خیلی راحت با نشستن در محل کارم بتونم پول دربیارم برون اینکه ویزیتوری کرده باشم خودمو به مشتریام معرفی کرده باشم نه اینجوری که عدالت نیست اینا چیه این خبر از عدم احساس لیاقت درونم میده که یک عمر مرا در دربه دری و حسرت و حسادت نگه داشت و احساس کمبود ازبس در بچگی بما گفتن پول بدست آوردن سخته من همیشه به این فکر میکردم که بزرگ بشم ازدواج کنم چیجوری باید خرج خانوادمو بدم من مگه میتونم پول در بیارم چیجوری باید کار کنم اصلا چه کاری بلدم آیا پول هست که من بخوام برم بدستش بیارم همش با سختی به پول نگاه میکردیم و اینکه من مگه میتونم یعنی من مگه لایقشم نه نیستم همه این افکار تا امروز درونم مونده باورهای محدود کننده شده و منو در عذاب النار نگه داشت و نذاشته به آتنا فی الدنیا والحسنه دست یابم چه برسه به آخرتش بخوام فکر کنم و خداروشکرررر که با دوره گام به گام مریم جان عشقشو گذاشته و برامون ایجادش کرده تونستم بیدارتر و هوشیارتر بشم و فلش بک بزنم برم گذشته و بیام حال بفهمم بله منم این پاشته آشیل اصلی ومهممه که اگه این دوتا رو پاک کنم و باور جایگزینشو که فراوانی و شایستگی هست و بزارم دیگه آسان میشوم برای آسانی ها دیگه توسری خور نمیشم دیگه عزت نفسمو برای کسی خرج نمیکنم دیگه برای رفاه کسی آرامش خودمو قربونی نمیکنم دیگه تو تله شیطان نمیوفتم دیگه قدرت به غیر خدا نمیدم و ذکر هر لحظه ام میشه لاحول ولا قوه اله بالله العلی والعظیم و ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه….رها میشم برای همیشه از عذاب النار از جهنم بی پولی، فقیری ،خجل شدن و شرمندگی سرافکندگی،بیماری،اعتیاد،رفقای ناباب ومشرک،از تنش ها نگرانی ها ترس .
الهی شکرررررت که فهمیدم داغون شده چی هستم و مسولیتشو میپذیرم و برای رفعش تلاش درونی میکنم الهی شکررررت برای درس امروزم برای آگاهی امروزم
من تا این دو تا پاشنه آشیلمو پاک نکنم منهدمش نسازم دست بردار نمیشم آرام وقرار نمیگیرم بایدددد این سمّ و از درونم سمزدایی کنم باید برای آنچه ساخته شدم خودمو آماده کنم،
چون منم اشرف مخلوقات خدا اونکه بوسیله روح پاک خدا حیات گرفت جون گرفت اونکه خدا اورا از جنس خودش خلق کرد شبیه خودش ارزشمند و باشکوه و مقدس من حق حودمو از خودم که تباهش کردم پس میگیرم من به آنچه برایش ساخته شدم تبدیل میشوم
من آن منو تغییر میدهم.
آن منی که مشتری اومد ازش خرید کنه میترسه قیمتارو بالا بزنه یوقتی مشتری در بره یا خرید کرد سریع تخفیف و اعلام کنه تا مشتری پشیمون نشه اون منی که با پول زیاد راحت نیست مشتری خرید زیاد بکنه میگه بایددد بهش تخفیف زیاد بدم اینا به عدم احساس لیاقت بر نمیگرده به احساس کمبود بر نمیگرده شما بگین پس به چی من برمیگرده ؟؟؟؟؟
من این منو تغییر میدم منی که خودشو لایق مشتری زیاد وفروش زیاد در هر روز نمیداند مثلا در روز دوتا مشتری بیاد خرید زیاد بکنه درونم فروکش میکنه خوب واسه امروز دیگه بسه درونی که دربرابر خدای مولتی میلیادرش زیاده خواه نیست کم میخواد تا خدا بهش بگه آفرین چقد این بنده من محفوظ به حیاست دیگه حرص و طمع رو با زیاد خواستن از خدایم اونم در آرامش و حال خوب اشتباه گرفتم چون اشتباهی به ما انداختن و ماهم گرفتیم و ول بکنشم تیستیم خخخ
من این منو تغییر میدهممممم منی که میگه پول نیست پول چرک کف دسته پول کثیفه پول باعث فساد و مشکلاته پول باعث سواستفاده گریه وووو منی که میگه من کجا پولداری و ویلاهای لاکچری و ماشین های لاکجری و رفاقت با ادمای قدرتمند و عشق و احترام در زندگی کجاااااا من این منو تغییررررررر میدهمممم بلاخره پیروز میشوم مطمعنم که پیروز منم مننننن منی که بنده خدا و اشرف همه کاینات هست.
رزاق وفادار و وهاب که تویی غم چرا ترس و نگرانی چرااااا؟؟؟؟؟
ب نام خداوند بخشنده مهربان
سلام ب دوستان عزیز و استاد عزیز دوست داشتنی
دقیقا من ب خاطر ارزش لیاقت ک اصلا نسبت ب خودم نداشتم هنوز از بحث مالی یا عاطفی بسیار ضربه خوردم خیلی زیاد
من ب خاطر این که بقیه از من خوششون بیاد یا ازم تعریف بشه همه کار کردم حتی وقتی که سر کار هم بودم بیشتر از اون باید باشه بودم حتی یک بار ب خودم نگفتم بابا تو ارزش لیاقت بیشتر ک شب تا صبح بیدار بمونی برای کار کردن جالبه اینجاس ک بعد تموم شد کار انجام میدادم فقط فقط خواستار حقم شدم همه حرفی شنیدم من تو خونواده بزرگ شدم برادر بزرگترم ارشد خونواده بوده علتش چی بود چون این ارثی ب بابا خودم رسیده واقعا خیلی ضربه خوردم چون هیچ وقت ارزش خودم نمی دونستم و همیشه ب ی فرد اضافه ب خودم نگاه کردم
تو بحث کار هنوزم نمیتونم نه بگم خیلی برام سخته همیشه دوست داشتم تو رابطه عاطفی با یکی باشم ک منو درک کنه اما هیچ وقت این اتفاق نیفتاده
حتی تو مدرسه هرگز نشد من از معلم در مورد درس ی سوال بپرسم و شکست من تو کنکور هم باعث شد که دنبال تحصیل نرم اینم بر میگردد ب خاطر شرایط بد مالی خونواده
البته دیگه ب دنبال نظر بقیه نیستم از اون روزی ک من فقط یک درصد ب این فکر کردم ک ارزش من بیشتر از اینهاست تغییرات دیدم
هنوزم هست میبینم ک با من جوری رفتار میشه ک حتی ی درصد دوست ندارم همش بر میگرده ب کمبود احساس لیاقت ب کمبود عزت نفس
از امروز دوست تموم زندگیم بسپار م ب خدا ک همیشه راه درست ب نشون میده
صحبت های استاد عزیزم ️ خیلی شباهت ب توحید عملی قسمت 9هست
من تنها با گوش دادن و تکرار دیدن فایل کشف قوانین زندگی بخدا تغییرات دیدم
و امیدوارم ک از لحاظ مالی بتونم دورهای مختلف استاد عزیزم بخرم و این روز خیلی نزدیک هست خیلی
از دوستان گرامی میخوام منو تو بحث راهنمایی کنید ممنون میشم
خدا رو شکر واسه وجود استاد عزیزم و دوستان گرامی
خدا شکر واسه وجود این همه نعمت و فروانی عشق
شما و استاد گرامی ب دستان ثروت مند خدا میسپارم
سلام استاد عزیزم،چقدددر خوشحالم که این دوره تهیه شد چون من از سالها پیش وقتی فایلهای شما رو گوش میدادم و برای خودم نکته برداری میکردم همیشه متوجه میشدم که من احساس عدم لیاقتم خیلی قوی تر از احساس کمبود درون ریشه کرده،و هر بار که با یک اتفاق ناخوشایند روبرو میشدم وقتی عمقی تر به موضوع نگاه میکردم متوجه میشدم که از درون خیلی خودم رو لایق اون اتفاق نمیدیم و اون اتفاق رو شبیه به یه معجزه میدیدم که انگار خوش شانسی باعث بشه که من یک معجزه رو تجربه کنم،خیلی هیجان دارم برای این دوره انگار تمام وجودم آماده هست که این دوره رو با تک تک سلول هاش اجرا کنه از بس که به چالش برخوردم به دلیل احساس عدم لیاقت،امیدوارم هر چه زودتر دوره روی سایت قرار بگیره و من بتونم تهیه اش کنم،ممنونم از شما که انقدر به تک تک ما کمک میکنید که توی مسیر درست قدم برداریم ️️️
سلام استاد عزیز
واقعا موضوع مهم واساسی رو انتخاب کردید که در موردش صحبت کنید و دوره جدیدی تولید کنید .
من وقتی به خودم نگاه میکنم و سیر زندگیمو مرور میکنم دقیقا متوجه شدم که همین عدم احساس لیاقت دورنی که به دلایل متعدد در من وجود داشته نذاشته تصمیم های درستی بگیرم و به تبع اون نتایج خوبی نگیرم.
مثال زیاده ولی مثالی رو میخوام بزنم که شاید خیلی اساسی زندگی منو تحت الشعاع خودش قرار داده و اونم انتخاب همسر و یار زندگی بوده .
من اونقدر ضعف و کمبود هایی در خودم میدیدم که نمیتونستم با دختر هایی که مورد نظرم بودند و معیارهای مورد نظر منو داشتند ارتباط برقرار کنم شاید بقول شما در ظاهر و با ماسک و غرور کاذب خودم رو لایق چنین افرادی میدیدم ولی در عمل همون عدم احساس لیاقت درونی که شما اشاره کردید اجازه مطرح کردن موضوع و پا پیش گذاشتن رو از من میگرفت و حتی اگر پیشنهادی به من میشد که مثلا فلانی گزینه خوبیه برای ازدواج با من ولی به دلایل واهی نمی پذیرفتم تا اینکه همین موضوع باعث شد با فردی ازدواج کنم که بعد از دوازده سال ازدواج هنوز چالشهای بزرگی با هم داریم و نتونستیم اون رابطه زببا و قشنگی که مثلا شما و خانم شایسته و امثال شما دارید رو تجربه کنم .
وقتی شما گفتید به موضوعاتی که عدم احساس لیاقت باعث شده تصمیمات غلط بگیرید رو بنویسید و بهش فکر کنید من اولین موضوعی که سریع به ذهنم اومد همین بود و وقتی بیشتر کنکاش کنم حتما موضوعات فراوانی رو میتونم بیاد بیارم .
در هر صورت خیلی خوشحالم که این دوره داره آماده میشه و قطعا میتونه در با کیفیت تر کردن زندگی خانواده صمیمی عباسمنش در ادامه زندگی کمک بزرگی کنه.
ممنون از شما استاد بی بدیل و بی نظیر
به نام رب العامین. سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و یه خسته نباشی بابت زحماتی که برای ما شاگرادتون با عشق می کشید. ..و سلام به تمامی دوستای عزیزم در سایت…سپاسگذارم برای تهیه این دوره فوق العاده که به شخصه بهش نیازدارم. ..و انشالله که بتونم این دوره خریداری کنم..چون یکی از پاشنه های آشیل من هست..استاد من هیچ وقت خودمو لایق چیزی نمیدیدم.البته الان یکم بهتر شدم اما در کل پاشنه آشیل من هست..چند مورد رو بخوام از خودم بیان کنم اول اینکه چون من پوستم سبزه هست همیشه فکر میکردم درحد بقیه نیستم و نمیتونم با یه نفری که پوست سفید داشته باشه وارد رابطه بشم (البته اینم بگم واقعا چهره زیبایی دارم)..دوم اینکه اقایونی که وضع مالیه خوبی دارن و.ماشینهای خفن دارن بهترین لباس رو میپشون و من فقط یه ماشین پراید دارم حس میکنم درحد اونها نیستم و نمیتونم با اونها وارد رابطه بشم..حتی درموردخانومها هم همینطور…سوم اینکه سرکارمم همیشه به خاطر مدرکم هیچ وقت خودمو درحد بقیه ندیدم و میگفتم اونها ازمن بهترهستن..با اینکه من واقعا درحد بیشتر از مدرکم میتونم کارانجام بدم..اما توانایهای خودمو دست کم میگیرم و چون باورم این بوده همین اتفاقا برام میفتاد..وارد روابط نمیشدم ..همکارا به من توجه نمیکردن..البته این هم بگم استاد توی دوره فوق العاده دوازده قدم هستم واقعا خیلی بهتر شدم .. اما هنوزم خیلی جای پیشرفت دارم……خدارو شکر میکنم در کنار شما استاد عزیزم و دوستهای خوبم هستم و زندگیم خیلی خیلی فرق کرده. ارامش و راحتی و توکل توی زندگیه جدیدم موج میزنه ..خدایا شکرت…
در پناه حق باشید
سلام بر استاد دلها و مریم خانم زیبا
سلام بر آمریکا بی نظیر و زیبا و سلام بر این ماشین فورد بی نظیر
استاد این مشگل اساسی من هست منی که فکر میکردم چرا نمیرسم چرا هر چی زور میزنم و هر چی فکر میکنم مشگل پیدا نمیکنم
تا این که حدودا چند ماه پیش فکر کردم انقدر که چرا من خوب رو نخوام و چرا اصلا عالی رو نخوام
این جواب الهام شد که خوب تو اصلا خودت خودتو قبول داری که برسی ؟؟؟
قبول داری که اون چیزی که میخای بشی؟؟؟
و فهمیدم که ای دل غافل من لایق نمیدونم خودم رو
و تازه فهمیدم مشگل کجاست و از کجا آب میخوره
میخام یک مثال بزنم که بیشتر درک کنین
من کلاس میرم و داخل کلاس بعضی اوقات استاد یک سوالی میپرسه که ترم 1 یا 2 چی گفتم؟؟؟
شاید باورتون نشه ولی من جواب 95 درصد سوال ها رو کامل میدونم ولی از ترس اینکه بگم و استاد بگه نه این نیست هیچی نمیگم تا اینکه یه روز رو تخته نوشتم
من جواب سوال میدونستم ولی نگفتم
همه متعجب که چرا نگفتی و من جوابی نداشتم بگم چون نمیدونستم
وقتی میخاستم یکم با یه شخصی حرف بزنم یا صحبت کنم یا حتی درخواست کنم کل بدنم داغ میکرد یا حتی عرق میکردم و نمیدونستم چرا ؟؟
حالا میفهمم که چرا
میفهمم که چرا اصلا به ایده هام عمل نمیکنم
چرا درخواست هام نمیگم
چرا از تنهایی میترسم
و کلی چرا دیگه…..
من الان شرایط خرید دوره رو ندارم ولی به محض اینکه بتونم اولین خرید من این دوره هست
اینجا از دوستان میخام که اگر میتونند به چند سوال من جواب بدهند و کمک کنند به من و امثال من
چگونه خودم لایق ثروت و نعمت بدونم
چگونه خودم لایق موفقیت های بزرگ بدونم؟؟
چگونه خودم لایق جواب دادن یا درخواست کردن بدونم؟؟؟
ممنون میشم دوستان که جواب رو به من بدهید و خودم هم از الان حتما داخل عقل کل این موضوع رو پیگیری میکنم که جواب خیلی از مشکلات منه
سپاس فراوان از استاد عزیز و این سایت و این فایل زیبا
سلاموجناب عزیزی
چنتا سوال پرسیدی
این سوال ها جوابش پیش کسه دیگه ایی نیست
جوابش پیش خودته
میدونم الان جوابش رو بلد نیستی
اما اگه برای هر کدوم از سوال هات زمان بزاری
تفکر کنی
هدایت بطلبی و استمرار داشته باشی یک ماه دیگه نه تنها به جواب میرسی بلکه میتونی بیای و منو هم راهنمایی کنی
منتظر جوابت هستم ماه اینده
ب نام خدای مهربان سلام ب استاد ومریم خانم ودوستان گرامی از استاد تشکر میکنم بابت این فایل جدید ومفید قیمتش خیلی مناسب ولی متأسفانه من این مقدار ندارم امیدوارم این مقدار پول وارد حسابم بش خیلی دوستدارم این محصول رو بخرم تلاش خودم میکنم ومیخرمش ثروتمندشدن خیلی باشکوه برا ما ها ک در مدار فقرا قرار داریم همین هروقت هرچیز ی تا حالا نتونستیم خرید کنیم بخاطر قیمتش بوده نبخاطر احساس لیاقت وقتی تو حساب پول نیست از کجا بیاد بقول بزرکترها بکن یک مو از کف دست بکن ی مقدار هم بفکر ما باش ما ک میخوایم مدارمونو ببریم بالا حداقل قیمت اول منصفانه بزار این همه پول میخوای چکار کنی دلم سوخت از اینکه نتونستم خرید بزنم پنچ میلیون وپانصد برای من تهیش غیر محال کاش منصف بودی وبفکر ما هم بودی منم ازفایلی رایگان سعی میکنم ب انجام این محصول پیببرم تحسین میکنم هرکس این محصول میخره خوشبحالش دوستان ب جای ما از استاد تشکر میکنم ومنتظر خوندن کامنتهای دوستان هستم ب امید دیدار
سلام ب استاد نازنینم و خانم شایسته و تمام همفرکانسی های عزیزم
به به به واقعا بهترین موضوع رو انتخاب کردی استاد .
احساس عدم لیاقت و عدم خود ارزشی .
من به جرات میگم خواستم بگم 99 درصد ولی واقعا 100درصد در تمام جنبه هام احساس عدم لیاقت وخود ارزشی و خود باوری داشتم
کاری ندارم به گذشته که چجور این لیاقت رو ازمون گرفتن
اما میتونم 100 هامثال بزنم اونم مثال های تکراری یعنی همیشه و همیشه هر بار به شیوه ای تکرار میشن که من احساس عدم لیاقت کردم در تمام جنبه ها م
بخاطر همین هم هست که سخت تغیر میکنم و سخت مقاومت دارم در برابر همه چیز .
1..ثروت ..احساس عدم لیاقت که خودمو لایق ثروت زیاد نمیدونم زیاد چ عرض کنم حتی معمولی هم ندارم من وقتی حتی با زحمت فراوان سختی کار برق کاری انجام میدم با وجود کار هم در مقایسه با گذشتم عالی انجام میدهم اما انقدر این احساس عدم لیاقت در وجود من ریشه داره زیر نصف قیمت بازار کار میکنم و حتی با اون هم میگم نکنه طرف فکر کنه که دارم زیاد ازش میگیرم
و اون موقع های که با صاحب کارم کار میکنم نمی تونم بگم که حقوقمو زیاد کن .
محصولی که دارم به دست مشتری میدم روم نمیشه مثلا قیمت اصلی رو بگم میگم نکنه طرف خیلی زیاد باشه از نظرش فک کنه دارم زیاد ازش میگیرم
2..روابط ..در روابط دیگه خیلی داغون تر م هم عاطفی و هم با دیگران و هم با خداوند
در روابط با دیگران در هر جمعی که رفتم دیدم که یکی انگار اعتماد بنفسش بالاست یا قبلا تعریفشو شنیدم یا ثروتمنده یا درس خون بوده یا خشکل هست و …..
در تمام موارد واقعا لیاقت در وجودم رفته خودمو دست کم گرفتم احساس عدم لیاقت کردم خودم کوچک دونستم خودم کم ارزش دونستم و حتی اگر خواستم برم جای فهمیدم که یکی اونجا هست ثروتمنده موفقه
فلانه بهمانه .اجتناب کردم از اونجا که برم یا با استرس زیاد رفتم
خداااااااااااا ی من هی داره یادم میاد که چقدر من خودم کوچک دونستم مقابل افرادی که از نظر ذهن من بزرگ بود ن وقتی باشون کاری انجام دادم ارتباطی داشتم حالا ب هر شکلی که بوده چقدر احساس ضعف کردم احساس رو دربایستی کردم چقدر خود کم بین بودم . یادمه از بچگی اینطوری بودم این احساس عدم لیاقت رو احساس میکردم
در مورد روابط عاطفی که دیگه زیر صفر اصلا هیچ وقت خودمو لایق ندونستم بخدا تو هیچ دورانی بخاطر احساس عدم لیاقت و کمبود عزت نفس خودم رو لایق نمیدونستم خودمو خیلی خیلی خیلی کوچک و بی ارزش میدونستم در تصوراتم تمام تصوراتم تمامش بدون استثنا
خودم رو با افرادی میدیدم که بد بختن بیچاره اند سپرستی ندارن یا خشکل نیستن ارزشمند نیست در تمام تصوراتم خودمو با ادمی بد بخت تر از خودم میدیدم یعنی فقط به کسانی فکر میکردم که از سر بد بختی و فقیری یا کسی باشون دوست نمیشه میخوان با من دوست بشن یا از سر احتیاج
و کلی از این احساس عدم لیاقتها بودن حتی الانی که همسر دارم خودم این مسیر رو جذب کردم .
یا اصلا در روابط های خانوادگی فامیل ها همیشه بخاطر این عدم لیاقت ضربه خوردم جرات اظهار نظرهامو نداشتم روم نشده حرف بزنم خجالت کشیدم
اصلا خودم لایق ندونستم ارتباط برسرار کنم با افراد جدید بشون دوست بشم و کلی از این موارد که بخاطر عدم لیاقت وخود ارزشی ضربه خوردم ازش
3..شغل ..در مورد شغل یادمه خیلی شغل عوض کردم تا به این 2 تا شغل که عاشقشونم رسیدم
اما بازم خودمو لایق بهترین ها نمیدونم مثلا خودمو لایق نمیدونم که درسته اول کار هستم اما مثلا خودمو به مشتری نشون بدم کاراامو یا فیلمی از خودم بگیرم و پست بذارم خودمو لایق نمیدونم احساس میکنم بقیه چقدر مسخره کنن دوستان یا بابا من لایق نیستم از این کارا بکنم .
4..ارتباط با خداوند ..قطعا در این مورد هم خیلی خیلی ضعیف هستم چون نتایجم ایمانم احساسم نشون دهنده عدم لیاقت
(البته من اینم یاد اور بشم تو این چند سال اشنایم با استاد واقعا خیلی تغیر کردم خیلی احساس لیاقت میکنم خیلی خودمو ارزشمند تر میدونم خیلی خیلی زیاد واقعا اگه الان نتایج های خوبی گرفتم بخاطر اینکه یه ذره خودمو لایق دونستم اگه قبلا رو حساب کنم و با استاد اشنا نمیشدم که خداوند هدایتم نمیکرد به این مسیر قطعا الان یا یک ادم بیمار که توانای هیچ کاری رو نداشتم یا خودکشی کرده بودم )
و در تمام جنبه های دیگه این احساس عدم لیاقت رو دارم قطعا خیلی هم زیاد
وقتی که فایل رو دیدم خیلی خوشحال شدم و مطالب رو خوندم که رسیدم به قیمت یه ذره حالم بد شد که چرا هزینه ی دوره رو ندارم
بعد به خودم گفتم حتما تو مدارش نیستم اشکالی نداره عادل تو از دوره های دیگه از فایل های دیگه ای که داری به درستی استفاده کن عمل کن مطما باش نتیجه میگری و قطعا این عددی نیست که بخوای نارحت نبودنش
باشی .
و این یک تلنگری باشه برات که تو رو به عمل کردن بیشتر واداره
به انجام تمرینات به وابسته نبودن با رها رودن به تصمیم گیری سریع و عمل ان به احساس گناه نداشتن به دلسوزی نکردن
به دوره قانون سلامتی عمل کردن
تو از پارسال خریدیش هیچ استفاده ای نکردی ازش
پس بدون که باید عمل کنی تا نتیجه های بعدی هم بیاد
نباید درجا بزنی بازد. باید به این چیزهای که میدانی عمل کنی این دوره های که داری عمل کنی
قدم هارو برداری در احساس خوب بیشتر و مستمر بمانی قدم های بعدی هم بهت گفته میشه
استاد جان عاشقتم مثل همیشه
بنام خدایی که مرا لایق زندگی در این بهشت زیبا کرد
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان گل و تمام دوستان ناب و هم فرکانسی
احساس لیاقت احساسی که همان طور از اسمش پیداست فرکانس هست،ارتعاش هست،احساس هست که باید خودمون در وجودمون داشته باشیم!صفت نیست!!!
احساسی که از بدو تولد خدای مهربون به ما میده که ما رو لایق زندگی کردن در این جهان مادی می کنه!ولی با بزرگتر شدنمون و باورهایی که به خورد ذهن ما میدن به کلی از وجودمون رخت بر می بنده و برای همیشه میره و ما رو با عدم لیاقت در همه ی جنبه های زندگی مواجه می کنه که اگر بخواهیم تا آخره عمرمون روی همین احساسمون کار کنیم جا داره
یه پدر بزرگواری دارم که بیشتر از پدر استاد جانم پر است از باورهای مخرب!تا جایی که به یاد دارم تنهایی هیچ کجا نمی تونستیم بریم و اجازه ی خرید کردن با اختیار خودمون رو نداشتیم هر چی که صلاح می دونستن اون برای ما بود حتی در بزرگسالیمون!کلا جز کار کردن اجازه ی هیچ کاری رو نداشتیم حتی یادمه بعده ازدواج وقتی تصمیم گرفتم امتحان گواهینامه رو شرکت کنم ایشون گفتن که تو هرگز نمیتونی توی امتحان قبول بشی و منم با هزاران ترس و دلزدگی گواهینامه مو گرفتم و وقتی گفتم تونستم ایشون گفتن نمیتونی رانندگی کنی!!!
ازدواج کرده بودیم از چشم ایشون پنهونی به شهرهای دیگه می رفتیم چون می گفتن شما زن هستید و نباید تنهایی بیرون باشید
یادمه بچه که بودم دوران دبستان همیشه معلممون چون زرنگ بودم من رو یا سرگره میزاشتن یا مبصر ولی نمیتونستم از عهده اش بربیام و جا خالی میدادم
هیچ وقت توی مدت درس و مدرسه نتونستم کنفرانس بدم یا بصورت داوطلب اگه فوله فول هم بودم برم و درس رو جواب بدم!
توی گروههای هنری اصلا فعالیت نداشتم!یه بار به اصرار معلممون برای یه سرود دسته جمعی منم اسم نوشتند و قرار شد دهه ی فجر توی صف جلوی بچه های دیگه بخونیم وخیلی تمرین کردیم ولی وقتی موقع اجرای سرود شد من نتونستم همراه بچه ها بالای سن برم وهر چقدر اصرار کردن من نتونستم به خاطر احساس لیاقتم برم برای اجرا
چند تا عکس گروهی و دسته جمعی از دوران مدرسه دارم ولی بخدا توی هیچ کدوم من رو نمیشه پیدا کرد چون پشت سر بچه ها یا جایی که درخت بوده پنهون شدم تا دیده نشم
و خیلی از موارد دیگه که میدونم همگی به خاطر عدم اعتماد به نفس و عدم لیاقتی بوده که از کودکی از من گرفته شده بوده
ولی این دوسالی که توی سایت هستم ودارم روی خودم و شخصیتم کار میکنم خوب شده ولی میدونم بهتر نشده
احساس لیاقت همون احساسیه که من به جهان بفرستم و از همه چیز بهترینش رو بخوام
من خودم رو لایق بهترین ها بدونم و مطمئن باشم بهترین ها در انتظارم هست!چون من بهترین و لایق ترین مخلوق خدایم هستم
من ارزشمندم و خودم رو لایق میدونم تا در این جهان زیبا زندگی کنم
انشاالله در زمان مناسب بتونم همین محصول رو هم تهیه کنم و از آگاهی های اون استفاده کنم.
به نام الله یکتا
خدایا شکرت
من 2 – 3 ماه بخاطر یه موضوعی نشد سر بزنم به سایت اما الان خیلی خوشحالم که میتونم کامنت بزارم و فعالیتم رو شروع کنم دوباره.
سوال:
کجاها بخاطر احساس عدم لیاقت خودمون رو از شرایط مناسب از نعمت ها دور کردیم؟
من یادم میاد موقع ایجاد رابطه عاطفی، بخاطر نداشتن احساس لیاقت به دختری که فکر میکردم خیلی از من بهتره درخواست ایجاد رابطه رو ندادم و یک موقعیت عالی رابطه عاطفی رو بارها از دست دادم
همیشه دخترهایی که از نظر من از نظر شخصیتی و رفتاری نامناسب بودن رو فکر میکردم جواب مثبت میده و پیشنهاد میدادم و اوکی میشد ولی درونن میدونستم که این مناسب من نیست و رابطه رو بعداز مدت زمان کوتاهی کات میکردم یا کات میشد.
نداشتن احساس لیاقت منو از درامد های خوب دور کرد
منو از رابطه عاطفی با کیفیت دور کرد
از داشتن دوستهای خوب و باکلاس دور کرد
از تجربه موقعیت های خوب و خلوت با خودم دور کرد
از پوشیدن لباس های شیک که در شان منه دور کرد
از داشتن ماشین خوب دور کرد
داشتن احساس لیاقت شاه کلید رسیدن به تمام نعمت های خداوند هست.
چطور احساس لیاقت مون رو افزایش بدیم؟
اینو نمیدونم ولی راجبش فکر میکنم
خدایا شکرت
به نام خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها
سلام و درود حضور گرم استادان باعشقمون که با فایل ها و مقاله های بسیاااار زیبا و نفوذپذیرشون باعث روشنایی قلبمون و نوراتی شدن وجودمون میشوند
دمتون گررررررم و خیرتون قبول
سلام و درود به حضور گرم جستجوگران نور در توحیدی ترین سایت دنیا
استاد عزیزم چه خوب میزنی تو هدف واقعاااا دمتگرم معلومه این حرفا از آسمان بر قلبت جاری میشود که اینجوری هم به دل میشند هم حرف دل همه هست مشکل گشای همه هست خداروشکرررر که این روزها در دوره گام به گام به دوتا از مهمترین پاشنه آشیلم که فکر کنم آشنه پاشیل اکثر اونایی که فقیرن و ذهن فقیرانه دارن میباشد؛
احساس کمبود و عدم احساس لیاقت و خودارزشمندی
من بزرگترین مشکلم زندکیم از این دوتا درست شده و شکی ندارم یک عمر آرامش و رفاه خودمو برای دیگران خرج کردم یکعمر عزت نفسمو برای دیگران خرج کردم یک عمر احساس کردم من باید شب و روز جون بکنم رنج بکشم تا لایق پولدار شدن بشم مگه میشه اینهمه آدم جون بکنن شب وبه روز و رزوشونو به شب بدوزن چندین سال تو بازار کار باشن پول در بیارن و من بیام بزودی و خیلی راحت با نشستن در محل کارم بتونم پول دربیارم برون اینکه ویزیتوری کرده باشم خودمو به مشتریام معرفی کرده باشم نه اینجوری که عدالت نیست اینا چیه این خبر از عدم احساس لیاقت درونم میده که یک عمر مرا در دربه دری و حسرت و حسادت نگه داشت و احساس کمبود ازبس در بچگی بما گفتن پول بدست آوردن سخته من همیشه به این فکر میکردم که بزرگ بشم ازدواج کنم چیجوری باید خرج خانوادمو بدم من مگه میتونم پول در بیارم چیجوری باید کار کنم اصلا چه کاری بلدم آیا پول هست که من بخوام برم بدستش بیارم همش با سختی به پول نگاه میکردیم و اینکه من مگه میتونم یعنی من مگه لایقشم نه نیستم همه این افکار تا امروز درونم مونده باورهای محدود کننده شده و منو در عذاب النار نگه داشت و نذاشته به آتنا فی الدنیا والحسنه دست یابم چه برسه به آخرتش بخوام فکر کنم و خداروشکرررر که با دوره گام به گام مریم جان عشقشو گذاشته و برامون ایجادش کرده تونستم بیدارتر و هوشیارتر بشم و فلش بک بزنم برم گذشته و بیام حال بفهمم بله منم این پاشته آشیل اصلی ومهممه که اگه این دوتا رو پاک کنم و باور جایگزینشو که فراوانی و شایستگی هست و بزارم دیگه آسان میشوم برای آسانی ها دیگه توسری خور نمیشم دیگه عزت نفسمو برای کسی خرج نمیکنم دیگه برای رفاه کسی آرامش خودمو قربونی نمیکنم دیگه تو تله شیطان نمیوفتم دیگه قدرت به غیر خدا نمیدم و ذکر هر لحظه ام میشه لاحول ولا قوه اله بالله العلی والعظیم و ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه….رها میشم برای همیشه از عذاب النار از جهنم بی پولی، فقیری ،خجل شدن و شرمندگی سرافکندگی،بیماری،اعتیاد،رفقای ناباب ومشرک،از تنش ها نگرانی ها ترس .
الهی شکرررررت که فهمیدم داغون شده چی هستم و مسولیتشو میپذیرم و برای رفعش تلاش درونی میکنم الهی شکررررت برای درس امروزم برای آگاهی امروزم
من تا این دو تا پاشنه آشیلمو پاک نکنم منهدمش نسازم دست بردار نمیشم آرام وقرار نمیگیرم بایدددد این سمّ و از درونم سمزدایی کنم باید برای آنچه ساخته شدم خودمو آماده کنم،
چون منم اشرف مخلوقات خدا اونکه بوسیله روح پاک خدا حیات گرفت جون گرفت اونکه خدا اورا از جنس خودش خلق کرد شبیه خودش ارزشمند و باشکوه و مقدس من حق حودمو از خودم که تباهش کردم پس میگیرم من به آنچه برایش ساخته شدم تبدیل میشوم
من آن منو تغییر میدهم.
آن منی که مشتری اومد ازش خرید کنه میترسه قیمتارو بالا بزنه یوقتی مشتری در بره یا خرید کرد سریع تخفیف و اعلام کنه تا مشتری پشیمون نشه اون منی که با پول زیاد راحت نیست مشتری خرید زیاد بکنه میگه بایددد بهش تخفیف زیاد بدم اینا به عدم احساس لیاقت بر نمیگرده به احساس کمبود بر نمیگرده شما بگین پس به چی من برمیگرده ؟؟؟؟؟
من این منو تغییر میدم منی که خودشو لایق مشتری زیاد وفروش زیاد در هر روز نمیداند مثلا در روز دوتا مشتری بیاد خرید زیاد بکنه درونم فروکش میکنه خوب واسه امروز دیگه بسه درونی که دربرابر خدای مولتی میلیادرش زیاده خواه نیست کم میخواد تا خدا بهش بگه آفرین چقد این بنده من محفوظ به حیاست دیگه حرص و طمع رو با زیاد خواستن از خدایم اونم در آرامش و حال خوب اشتباه گرفتم چون اشتباهی به ما انداختن و ماهم گرفتیم و ول بکنشم تیستیم خخخ
من این منو تغییر میدهممممم منی که میگه پول نیست پول چرک کف دسته پول کثیفه پول باعث فساد و مشکلاته پول باعث سواستفاده گریه وووو منی که میگه من کجا پولداری و ویلاهای لاکچری و ماشین های لاکجری و رفاقت با ادمای قدرتمند و عشق و احترام در زندگی کجاااااا من این منو تغییررررررر میدهمممم بلاخره پیروز میشوم مطمعنم که پیروز منم مننننن منی که بنده خدا و اشرف همه کاینات هست.
رزاق وفادار و وهاب که تویی غم چرا ترس و نگرانی چرااااا؟؟؟؟؟
امضا. مجید همه چی تمام.