معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1 - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1
    0MB
    0 دقیقه
  • فایل صوتی معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1
    0MB
    0 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

523 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده گفته:
    مدت عضویت: 3089 روز

    «عاشقانه دوست دارم همه‌ی ما خودمون رو لایق خوشبختی بدانیم فقط به این دلیل که به دنیا اومدیم در این دنیای زیبا

    اگر شما وارد این دنیا شدید یعنی لایق این دنیا بودی

    لایق خوشبختی دنیا بودی لایق دریافت نعمت های این دنیا بودی و هیچ شرط و شروطی هم نداره

    هیچ ربطی به قیافه‌ی ما نداره

    هیچ ربطی به تحصیلات ما نداره

    هیچ ربطی به توانایی ما نداره

    هیچ ربطی به قد ما نداره ربطی به رنگ مو و رنگ چشم ما نداره

    احساس لیاقت هیچ ربطی به خانواده و سطح خانوادگی ما نداره

    احساس لیاقت با تولد ما به ما داده شده

    ما لایق بودیم که وارد این دنیا شدیم ولی یک سری افکار و باورها به مرور وارد ذهن ما شده که احساس لیاقت درونی را از ما گرفته اگر بتوانیم احساس لیاقت درونی را بیدار کنیم احساس لیاقت بی قید و شرط را بیدار کنیم موقعیت‌ها و ایده های خوب به ما الهام میشه روابط فوق العاده زیبا جذب می کنیم شرایط تغییر می کنه ….

    این قانون جهانه به اندازه ای که خودت، خودت را لایق می دانی جهان تو را لایق می داند

    این قانون جهانه»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مهرداد صفاتاج گفته:
    مدت عضویت: 1341 روز

    به نام ذات پاک یکتا جهان هستی که همواره از هزاران راه و نشانه و مسیر داره به ما یادآوری میکنه که چقدر لایق و ارزشمند و بالا مقام هستیم و چقدر شیطان با نجواهای خودش به ما این باور را داده که ما که لایق پول و زندگی خوب و وسایل عالی و مسافرتهای شگفت انگیز و هر چیز خوب دیگری نیستیم و این مال بقیس و اگر هم زمانی به ما داده شده به خاطر احساس عدم لیاقتی که از بچگی از راه‌های مختلف به ما آموزش دادن راحت اون نعمت را از دست دادیم و گفتیم این خودخواهی و گستاخی که ما داشته باشیم و بقیه نداشته باشن….

    وای و ای وای و هزاران وای و افسوس که چقدر در زندگی شخصیم به خاطر نداشتن احساس لیاقت چه نعمت هایی که خدای بخشنده و مهربان به من داد و من با باورهای غلط کفران نعمت کردم و به راحتی از دستشون دادم و به خودم ستم کردم تا بقیه را راضی کنم و به ظاهر بشم قهرمان داستان زندگی…..

    این کلمه ( احساس لیاقت) ظاهرا خیلی پیچیده نیست ولی میتونم قسم بخورم که الان که دقیق تر بهش فکر میکنم میبینم چقدر از صبح که ب بسم الله را میگم تا آخر شب که میخوام بخوابم باهاش سر و کار دارم و چه نعمت ها و موهبتهای الهی که به خاطر عدم این احساس هروز از خودم دور میکنم و همین باعث میشه یه زندگی معمولی و یه چرخه تکراری را تجربه کنم و با وجود اینهمه شگفتی و نعمت و ثروت که در جهان هستی کمترین سهمی از بهره مند شدنش نداشته باشم…..

    آره دقیقا همین همینه استاد بزرگوار دقیقا زدی وسط خال، این همون پاشنه آشیل و ترمزی که یه عمری تو عماق وجودم پنهان شده بود و خودش را نشون نمی‌داد و راحت داشت کارش رو انجام می‌داد و حداقل میبینم که چقدر من و اطرافیانم هروز داریم یه الگوی تکراری به اسم معرفت و از خود گذشتگی را به عنوان یه کار خیلی خوب و خدا پسندانه انجام میدیم و تازه فکر میکنیم چقدر داریم کار خوبی انجام میدیم و چقدر باقی الصالحات کسب میکنیم فارق از اینکه دقیقا ما داریم بر عکس سفارش خداوند و خواستش عمل می‌کنیم….

    ما طلوع خورشید را میخوایم و داریم به سمت غروب حرکت می‌کنیم و این طبیعیه که هیچوقت به خواسته هامون نرسیم و چقدر قانون داره دقیق و بی عیب و نقص عمل میکنه…

    واقعا حالا متوجه میشم دلیل خیلی از اتفاقات و ناخواسته های زندگیم روو…

    یه دنیا از شما ممنونم که اینقدر عاشقانه و متعهدانه پای رسالتتون وایسادید و کاری کردید که دنیا جای بهتری برای زندگی بشه…

    خیلی خوشحالم بابت این خبر خوب این هدایت الهی این پایان نگرانی‌ها و شروع فصل جدید بهار زندگی و مشتاقم که به زودی با استفاده از آگاهی های این دوره ناب الهی و عمل در زندگیم بهشت دنیا را تجربه کنم….

    از خدا میخوام همه مارا آسون کنه برا آسونیا و سینه مارا گشاده کنه برا فهم و درک بهتر قوانین ثابت جهان هستی و عزم و اراده و همتی ابراهیمی به ما عطا کنه برای استمرار در آیین و راه حنیف یکتایی….

    عاشقانه ترین و صمیمانه ترین احساس ها تقدیم به شما استاد عشق و همکاران گرامیتون و همه تکه های وجودم در این خانواده فوق‌العاده…..

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    زهره یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    درود و احترام خدمت استاد نازنین ام ومریم جان زیبا ونکته سنج من

    و درود واحترام خدمت تک تک افراد نازنین این خانواده

    امیدوارم همواره در تمام مراحل زندگی موفق وموید باشید .

    وباز هم ربم را هزاران بار سپاسگزارم که شما اسنادم شدید در زندگی ودر این زمان ومکان هستم وربم مرا با شما آشنا کرد .

    دقیقا استاد در تمام مراحل زندگی احساس لیاقت به شدت تاثیر گزار است واین احساس لیاقت است که شما رو تا اینجا رسونده چون احساس لیاقت بر میگرده به سطح تصمیمات شما که شما خودتون رو لایق چی میدونین وبرای چی تلاش میکنین وتا اندازهای که احساس لیاقت داریدشرایطی رو که در اون لحظه هستید تصمیم میگیرید وخودتون رو لایق اون تصمیم میدونید وجهان به اندازه همون تصمیم ودر اصل سطلتان به شما میدهد .واینجاست یکی از معیارهای اصلی یک ظرف بزرگ احساس لیاقت است واینکه شما خودتان را چقدر لایق اون چیز میدونید وچقدر به خودتون احترام میزارید.دوستتون دارم استاد ،مریم جانم وتمام هم خانواده‌ای های عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ابوالفضل عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 1739 روز

    سلام استاد عزیزم

    خیلی خوشحالم که این دوره فوق‌العاده رو درست کردین

    من در تمام لحظات زندگیم عدم لیاقت رو حس کردم

    در رابطه برقرار کردن با جنس مخالف و حتی روابط معمولی با مردم ،یعنی تا حدی احساس لیاقت ندارم که واقعا صدام میلرزه موقع حرف زدن،

    توی شغلم هم اینقدر خودمو لایق نمیدونم که تقاضای حقوق بیشتر بدم

    و کلا توی بیشتر رفتارهای آدمها با خودم، خودمو لایق اون رفتار اون طرف نمیدونم و شرمنده میشم ،همیشه میخام با یک کار بزرگتر جبران کنم

    حتی توی لباس پوشیدن این حس رو دارم

    استاد ،در مورد ترسها توضیح بدید،ترس از همه چیز

    ترس از کار ،از آدم‌ها و…

    استاد سپاسگزارم از شما و از خداوند برای وجود شما️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ابوالفضل عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 1739 روز

    سلام استاد

    من یک کامنت گذاشتم برای عدم لیاقت ولی یادم رفت که این موضوع رو بگم،

    تو کامنت قبلیم گفتم که در مورد ترسها توضیح بدید

    چون بعد از هر بار ترسیدن از یک مسئله‌ای یا ترس از زدن حرفی ، یا ترس از روبرو شدن بایک آدمی ، خیلی احساس لیاقتم اُفت میکنه و خیلی بیشتر خودمو نالایق میدونم

    و تا حدی این نجواها پیش میره که به من میگه توکه ترسیدی ،پس لیاقت نداری زندگی کنی و (خودتو بکش)

    حتی تا خودکشی پیش میره

    استاد اگر امکانش هست این موضوع رو توضیح بدید برامون

    سپاسگزارم ازتون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    زینب قیاسی گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    سلامتی و احساس عدم لیاقت من

    من یه موضوع خیلی جدی رو توی پاسخ دادن به دوره راهکار عملی رسیدن به رویا ها متوجه شدم

    من 24 ساله هستم و تقریبا از بدو تولدم چاق بودم و اول امسال یکی از مواردی که مواجه شدم این بود که من توی جواب این سوالا این به ذهنم رسید که من لایق داشتن یک بدن خوب خوشگل و بی نقص نیستم؟

    چرا چون تاحالا هیچوقت خودمو در اون شکل ندیده بودم.

    کاهش وزن و عمل کردن به قانون سلامتی وقتی درخودم احساس لیاقت ایجاد کردم

    من با راهکار هایی که توی اون دوره گفته شده بود تونستم ذهنمو متقاعد کنم اما قبلش حتی من تلاش نمیکردم برای رسیدن به وزن دلخواهم با کوچک ترین لغزشی برمیگشتم به وزن های قبلی

    اما الان 7 ماهه که من 1 کیلوهم چاق نشدم و هرروز قیافه من داره خوشگلتر میشه

    جوری که برای همه جای تعجب داره

    روابط و احساس عدم لیاقت من

    من فوق العاده دختر زیبا با اخلاق و با شخصیت هستم و هرچی بگم از خودم کم گفتم اما

    من توی روابطم متوجه شدم هر مردی که دوسش دارم وقتی در ارتباط احساسی با من قرار میگیره در بدترین وضعیت مالی خودشه

    و هیچ کار خاص و فوق العاده ای نمیتونه برای من بکنه حتی اگر پولداترین فردی بوده ک من میشناختمش. هیچوقت نتونستم توی خودم

    این حس رو بوجود بیارم که من لایق ارتباط رویایی هستم.

    احساس لیاقت و تغییر در روابط

    یکبار این اومد توی ذهنم که من شایسته واقعا این هستم که طرف مقابل برای خوشحال بودن من تلاش کنه هدیه بخره یا هرچیزی

    رابطه قبلی من به زیباترین شکل تمام شد و کسی وارد زندگی من شد که همون اول برای دست اوردن من کلی کار کرد البته ناگفته نماند چون من باور ندارم لایق ازدواج و رابطه خوب هستم این رابطه قشنگ ادامه داشت اما هیچوقت وارد مراحل بعد نشد.

    شغل درامد ماهانه و احساس عدم لیاقت من

    من جایی کار میکنم که حتی اگر حقوق منو 3 برابر کنن کوچک ترین خللی ایجاد نمیشه توی شرکت اما میدونید مشکل چیه من اصلا نمیتونم باور کنم من میتونم اون حقوق رو داشته باشم حس میکنم حقم نیست چون کاری ندارم به اون صورت و حتی سقف نیاز هامو به همین حقوق گره زدم و میترسم بیشتر خرج کنم

    تازه من اینقدر احساس عدم لیاقت میکنم که باعث میشم حتی این حقوق ماهانه من چندماه یکبار بهم پرداخت بشه.

    ردپای عدم لیاقت من: پدر من هیچوقت حقوق ثابت ماهانه نداشت با اینکه وضع مالی خوبی داشتیم و این باور توی ذهنم بوجود اومده که من مگه کیم که هرماه این حقوق رو بگیرم…..

    احساس لیاقت و افزایش حقوق

    من همین دیشب تمرین درخواست کردن دوره عزت نفس رو انجام دادم و به رئیسم گفتم من شایسته ی افزایش حقوق هستم و این کارو دقیقا زمانی انجام دادم که به شدت کارهایی که باید انجام بدم کم شده قبلش من حتی اگر درخواست میکردم هم برای این نبود جواب مثبت بگیرم به این خاطر بود که بعدا احساس قربانی بودن کنم که یعنی

    دیدی درخواست کردم اما موافقت نکردین

    دیدی من چه کارمند خوبیم بدون افزایش حقوق اینجام و….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    هانیه خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2475 روز

    سلام استاد عزیزم ….. این همون دوره ایه که من میخواستم … با وجود خریدن این همه دوره ی ارزشمند از شما و حتی خرید تازه ی دوره ی راهنمای عملی دستیابی به آرزوها که دو سه هفته هست خریدمش و دارم میبینم چجوری اشکمو در میاره ، مطمئنم مهمترین باور همین احساس لیاقت هست چرا؟ چون باوره شدن ، برای فلانی شده برای منم میشه حتما هم میشه ، اصن همین که به این دنیا اومدم میشه با همین احساس لیاقته که به نظرم شکل میگیره بنظر من تثبیت هم میشه تازه

    الان میفهمم با توجه به نتایجم یه ماه پیش میخواستم گیر کار رو بفهمم برای همین میخواستم دوره ی کشف قوانین رو خریداری کنم و کامنتم که در واقع پرسش از دوستان بود رو تایید نکردید برای خرید دوره

    چون خیلی رااااااااااااااحت جواب بهم داده شد و بدون خرید اون دوره، دوره لیاقت که از واجب ترین دورههاست که بنظر من باید بعد از راهنمای عملی حتی شاید اول باید این دوره رو خرید اومد رو سایت

    بابا من آسان شدم برای آسانی ها و خودم خبر نداشتم ^_^

    خدای من شکرت بابت این هدایت

    استاد ازت ممنونم بابت تایید نکردن کامنتم

    به امید خدا منم این دوره ی بینظیر رو خریداری میکنم بازم با هدایت الله

    دوستتون دارم

    در پناه خودش شاد و موفق و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زهرا پایدار گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان

    داشتن احساس عدم لیاقت باعث شد من نتونم به وزن ایده عالم برم

    باعث شد نتونم در مقابل همسرم و آدم های اطراف زندگیم در مقابل خواسته های نا به جاشون نه بگم

    باعث شد تو محیط کارم همون اول قیمت کاری که لایقش هستم رو نتونم بگیرم

    باعث شد

    فرزند خودم رو نسبت به هم سن و سالاش کمتر بدونم و مدام سرزنشش کنم در صورتی که فرزند من توانایی هایی داره که اون بچه ها این توانایی رو ندارن

    یعنی این حس بی ارزشی رو به بچه هام انتقال دادم

    استاد جان من هنوز دوره قانون افرینش رو تموم نکردم هر چند اعتقاد دارم دوره ها تموم شدنی نیستن و باید مدام تکرار و تمرین کنم

    لطفا فاصله زمانی خرید و افزایش درصد قیمت رو از روی محصول بردارید ممنون و متشکرم به صورت قبل باشه شرایط خرید دوره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    بنام رب هدایتگرم

    سلااام ب استاد بینظیرم

    سلاام ب مریم دوسداشتنی

    سلاام ب دوستان عزیزم

    و سلام ب خودم ،خود ارزشمند و لیاقتمندم

    ردپای50

    خییلی خوشحالم وخداروشکر میکنم ک همدارشدم با این آگاهیا

    مطمئنم زندگیمو دگرگون میکنه

    احساس لیاقت و حس ارزشمندی

    چیزی ک من تازه دارم متوجه میشم

    ریشه ی تمام تضادها وشرایط نادلخواهم

    رفتارهای نامناسب

    کم محلی ها

    نداشتن خواسته و آرزو

    قانع بودن ب کمترین هاوحتی

    گذشتن از خواسته ی قلبیم

    نداشتن جسارت ن گفتن

    و..

    بخاطر همین عدم احساس لیاقت بوده

    خدای من وقتی ک داشتم فکر میکردم ب این سوال ک:

    چه مثالهای داری از ضربه‌هایی که به خاطر «احساس‌عدم لیاقت» خورده ای؟

    در چه مقاطعی از زندگی، احساس‌عدم لیاقت، مانع پیشرفت شما شده است؟

    من تمام مثال هاب استاد و تجربه کردم برام پیش اومده

    اینکه:

    معلم سوال پرسیده سرکلاس گفت هرکی بلده جواب بده ،فرقش باهمیشه این بود ک از اداره چند نفر اومده بودن برای ارزیابی معلم ک چطور آموزش میده

    سوال خییلی راحتی بود من جوابشو میدونستم هنوزم تو ذهنمه

    اکسایش چیست؟ جوابشم یادمه

    زنگ زدن آهن میگن

    چون دوستم پاشد حتی جوابو بلدنبود من بهش گفتم یواشکی

    و بهش جایزه یه ماشین حساب خییلی خوشگل

    چقد من حسرت خوردم، خودنو سرزنش کردم ک چرا بلد بودم و جرات نکردم پاشم و پاسخ بدم

    تو دبیرستان هم نمیتونستم از استاد توضیح بیشتر بخوام چون خیلی از بچه ها سریع مبحثو میگرفتن و من میترسیدم اگه بپرسم بگن چقد دیر میگیره و خنگه

    تو دانشگاه اصلا درس اصول1 و ک تخصصی بود متوجه نمیشدم از دوستم ک بغل دستم نشسته بود هی میپرسبدم ک کلافه شد ی بار گفت چرا از استاد نمیپرسی خخخخخ

    ولی ترم های اخر خداروشکر یادگرفتم درخواست بدم

    برای درس پیشرفته 1استادمون تسلط نداشت یکی از پسرا ک لیسانس دومشو داشت میگرفت

    خییلی تسلط داشت رو درس

    پاتخته بود داشت مسئله و حل میکردم من از استاد درخواست کردم ک بیشتر توضیح بده

    وایشون گفت میخوایی برات توضیحش بدم

    گفتم اره

    و خیلی باحوصله برام کامل توضیح داد و باز گفت اگه متوجه نشدی بگو دوباره توضیح بدم خخخخخ

    چقد حس خوبی داشتم بخاطر درخواستی ک کردم وپاسخی ک گرفتم

    -بخاطر احساس عدم لیاقت نتونستم با شخصی ک خییلی خوشم میومد ازش و ایشونم بارها ب طور غیر مستقیم تمایلشو ابراز میکرد

    یکی از همکلاسی هام بود ک معدل الف هم بود

    من بخاطر اعتماد بنفسی ک داشت

    راحت نظرشو میگفت درمورد درس،

    ابراز وجود کردنش

    بیشتر خوشم میومد چیزی ک خودم نداشتم دوسداشتم طرف مقابلم داشته باشه

    یادمه دخترای کلاس تو هر جایی میدیدنش ازش سوال میپرسیدن اونم سوالات تمرینی و پاسخ تشریحی خخخخخ

    طفلی کلی خجالت میکشید و فقط میخواست فرار کنه

    و حتی ی سری توحیاط نشسته بودیم (دخترای کلاس)

    ک یکی از دخترا با آب و تاپ تعریف میکرد گفت سر کلاس با پا

    محکم زدم ب پاش ،گفتمم کیییی!!!!

    گفت فلانی

    گفتم چرااا

    گفت داشته هی پاشو تکون میداده

    منم محکم زدم ب پاش گفتم نکن حواسم پرت میشه

    منو میگی اصن محووو شدم

    دو روز تو شوک بودم خخخخخ

    بعد ی مدت متوجه شدم کل دخترا عاشقش شدن خخخخخ

    منم بخاطر همین عدم احساس لیاقت کشیدم کنار کلا

    چراااا

    چون فک میکردم لیاقت اون شخص خیلی بیشتر از منه

    و بقیه دخترا لایق تر هستن تا من

    واینکه بدنم میلرزید وقتی میدیدمش و اصلا نمیتونستم مستقیم ب چشاش نگاه کنم

    -من خیییلی رفتارهای نامناسب و تحمل کردم خیییلی باج دادم

    خییییلی تا ب مرز خفگی رسبدم

    و افسرده شدم اصن ،فقط بخاطر احساس عدم لیاقت

    وخود کم بینی ک داشتم، فک میکردم باید تحمل کنم تادرست بشه

    -قدرت و جسارت نه گفتن نداشتم و نمیتونستم رابطه ی هایی ک اصلا دوسنداشتم و کات کنم

    چرااا

    چون میترسیدم تنها بشم

    هیچکی دوسم نداشته باشه

    چقدرررر درحق خودم ظلم کردم

    خدایا منو ببخش

    -ی باوری ک تو ذهن من و خانواده ی من شکل گرفته توسط حرف های پدرم

    ک قناعت خوبه

    همیشه باید ب کم قانع باشی

    اسراف گناهه

    حرااامه

    پولو باید تو دستت نگهداری

    برای روز مبادا

    باید فقط در موارد لزوم خرجش کنی

    همیشه ک میدیم بقیه ی چیز جدید گرفتن

    هرچی، مثلا لباس

    طلا

    گوشی

    فرش

    ماشین

    وحتی زیارت مشهد یا کربلا

    اون خواسته هم در ماشکل میگرفت وقتی درخواست میدادیم

    پدر میگفت هیچ وقت خودتو با همسایه ت مقایسه نکن

    ب جیب خودت نگاه کن و کاری ب بقیه نداشته باش

    همیشه اینو میگه حتی الانم

    اینقد دیدیدم بقیه هرروز وسایل جدید لباس جدید فرش جدید

    خونه جدید مسافرت های جدید

    میرفت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    معنای احساس لیاقت که من درک کردم در این فایل:

    همه ما باید خودمون رو لایق خوشبختی بدونیم فقط به خاطر اینکه به دنیا اومدیم تو این دنیای زیبا

    وقتی که ما وارد این دنیا شدیم یعنی لایق این دنیا بودیم، لایق خوشبختی این دنیا بودیم، لایق تمام نعمتهای این دنیا بودیم که وارد آن شدیم. هیچ شرط و شروطی هم برای داشتن این لیاقت نداره، هیچ ربطی به قیافمون نداره، هیچ ربطی به توانایی هامون، جایگاهمون، ظاهرمون، شغلمون یا هرچیزی نداره

    احساس لیاقت با تولد ما، به ما داده شده، ما لایق بودیم که وارد این دنیا شدیم

    ولی یکسری افکار اومده و اون احساس لیاقت رو از ما گرفته. اگر ما بتونیم اون احساس لیاقت بی قید و شرط رو بیدار کنیم در درون خودمون، اتفاقات فوق‌العاده ای میوفته

    در واقع این قانون جهانه که به اندازه‌ای که من خودم رو لایق بدونم به من نعمتها داده میشه

    کارهایی که لازمه انجام بدم طبق این درک:

    همین جمله رو برای خودم بنویسم و تکرار کنم که

    من با به دنیا آمدنم لایق تمام نعمتها و ثروت‌ها و موقعیت‌های این دنیا شدم بدون هیچ شرطی.

    پس من لایق بهترینهام،

    من لایق بهترین خانه هام،

    من لایق بهترین ماشینهام،

    من لایق بهترین زندگیم،

    من لایق ثروت بی پایانم،

    من لایق هر آنچه هستم که آرزویش رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: