اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند مهربان که هر لحظه همراه و حمایت گر من و همه عزیزانم است
خدایا شکرت برای فرصت بیدارشدم دوباره من و عزیزانم خدایا شکرت برای سلامتی خودم و عزیزانم که بزرگترین ثروت و دارایی ماست
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم و همه اعضای خانوادم دیشب نیتی داشتم و ب سراغ صفحه نشانه امروزم رفتم و به فایل احساس عدم لیاقت هدایت شدم خودم میدانم که همیشه دیگران برخودم ارجحیت داشتند دیگران مهم تر بودند همیشه با این افکار ب خودم ضربه میزدم بدترین افراد بخاطر این افکار سرراهم قرار میگرفتند که با چقدر درد و زجر کشیدن حذف میشدند تقریباً دوسالی این مسئله حل شد تا اینکه 5ماه قبل دوباره این اتفاق افتاد و نزدیکترین فرد زندگیم پسر خواهر شوهرم به شکل همون افراد در زندگیم قرار گرفت اوایل اصلا درست فکر نمیکردم و کارهایی که نباید رو انجام دادم و الان ب جایی رسیدم که متوجه شدم اشتباه کردم و خودم مسول این موضوع هستم اما ایشون هرروز با موضوعی از من باجگیری میکنند چندین دفعه منطقی صحبت کردم خودش هم قبول داره که رفتار و کاراش درست نیست اما خب دوباره تکرار میشه و توقع داره من بهش پیام بدم احوالش رو بپرسم و…و من ک این کار رو نمیکنم شروع ب پیام دادن و بحث میکنه .
کاملا واقف هستم ک خودم مسول این کار هستم اما به خدای یکتا هم ایمان دارم و امروز به خدا گفتم همه چیز رو ب خودت سپردم و از خدا خواستم ک به سادگی به زیبایی و عزت مندانه راهی ب من نشون بده تا این موضوع حل بشه و مطمئن هستم ب زودی میام از موفقیتم در این موضوع برای شما مینویسم اینجا مکتوب کردم ک با انرژی بالای شماهم در این مسیر همراه شوم و به راحتی از زندگیم حذف شود خدایا شکرت
«عاشقانه دوست دارم همهی ما خودمون رو لایق خوشبختی بدانیم فقط به این دلیل که به دنیا اومدیم در این دنیای زیبا
اگر شما وارد این دنیا شدید یعنی لایق این دنیا بودی
لایق خوشبختی دنیا بودی لایق دریافت نعمت های این دنیا بودی و هیچ شرط و شروطی هم نداره
هیچ ربطی به قیافهی ما نداره
هیچ ربطی به تحصیلات ما نداره
هیچ ربطی به توانایی ما نداره
هیچ ربطی به قد ما نداره ربطی به رنگ مو و رنگ چشم ما نداره
احساس لیاقت هیچ ربطی به خانواده و سطح خانوادگی ما نداره
احساس لیاقت با تولد ما به ما داده شده
ما لایق بودیم که وارد این دنیا شدیم ولی یک سری افکار و باورها به مرور وارد ذهن ما شده که احساس لیاقت درونی را از ما گرفته اگر بتوانیم احساس لیاقت درونی را بیدار کنیم احساس لیاقت بی قید و شرط را بیدار کنیم موقعیتها و ایده های خوب به ما الهام میشه روابط فوق العاده زیبا جذب می کنیم شرایط تغییر می کنه ….
این قانون جهانه به اندازه ای که خودت، خودت را لایق می دانی جهان تو را لایق می داند
استاد من اگه بخوام ریز مواردی که توش احساس عدم لیاقت داشتم واین باعث شده پیشرفت نکنم رو بگم حسابی باید خودمو شخم بزنم نه این که ارزشش رو نداره فقط چون دوست دارم به سرعت این دیدگاه رو ثبت کنم کوتاهش میکنم
من الام 39 سالمه ودیپلم هستم زمانی که من تحصیلم تموم شد ودررشته ودانشگاه مورد علاقم کنکور قبول نشدم تصمیم گرفتم کار کنم و وارد شغل آرایشگری شدم دقیق توی ذهنم نیست یک سال بعد یا بیشتر خانمی که من توی سالنشون کار میکردم به من گفت مکان ومشتری ازمن کار از شما درامد نصف
ولی از اون جایی که من احساس عدم لیاقت وخود کم بینی داشتم پیش خودم گفتم آیا مشتری که زیر دست این خانم میشینه وقتی من بخوام کارشو انجام بدم از کار من راضی خواهد بود یانه
با این که اون خانم در من این توانایی رو میدید که به من این پیشنهاد رو داده بود ولی خودم نه واین احساس عدم لیاقت باعث شد که من خیلی دیر پیشرفت کنم
البته الان راضی هستم چون یک ساله با سایت شما آشنا شدم و دروه عشق ومودت در روابط رو هم خریداری کردم ونزدیک یک سالم هست که خودم سالن دارم وراضی ام نه به این خاطر که الان خیلی اوضاع عالیه فقط به این خاطر که ترسامو زیر پا گذاشتم وشروع کردم
وامیدوارم که روز به روز پیشرفت کنم
وخیلی خوشحالم که با شما واین دیدگاه آشنا شدم چون با این دیدگاه خدا وقوانین حاکم براین جهان رو شناختم
ویادمه همون دو سه ماه اولی که با این دیدگاه آشنا شده بودم اینقدر خوشحال بودم که گفتم اگه من همین فردا بمیرم راضی ام چون نادان نمیمیرم
بازم ممنونم از چراغی که توسط شما برسر راهم روشن شد.
تازه فهمیدم که بزرگترین پاشنه اشیلم در همه جنبهای زندگیم عدم احساس لیاقت هستش
یعنی من خودمو نه در روابط ن در ارطبات با رب و نه ثروت ارزشمند بدونم
جهان خیلی واضح بهم نشون داد
من شرایط مدرسه رفتنو نداشتم و هیچ وقت مدرسع نرفتم و توی زندگیم خیلی احساس بی ارزشی میکردم که مدرکی ندارم
و همین عدم احساس ارزشمندی
باعث شد به سختی پول در بیارم و به اسانی از بین بره باعث شد خودمو لایق خوشبختی ندونم و انقد زندگی برام سخت بشه باعث شد خودمو لایق ازدواج و حتی لایق خاستگار هم ندونم با اینکه دختر زیبا و با وقاری هستم میگفتم من کی باشم یکی بیاد منو بگیره من حتی باورهای درستی در مورد خداجونم هم نداشتم اینکه من هم لایق هدایت الله هستم من هم بنده پاک الله هستم من هم لیاقت اینو دارم که خداوند به اسانی هرچیزی که میخوام رو بهم بده
من تصمیم گرفتم خودمو تغییر بدم و ارزشمندیمو به هیچ چیز بیرون از خودم ندونم
اینو هم به خودم و هم به کل جهان ثابت میکنم که
من فاااارغ از هییچ دستاوردی ارزشمند هستم بدوون هیچ مدرکی من بینهایت ارزشمندم
و خیلی خوشحالم تونستم این پاشنه اشیلو پیدا کنم
و با فایلهای رایگان روش کار کنم تا کمی بهتر بشه و بتونم با کمک خداجون دوره زیبایی احساس لیاقت و دوره عزت نفس رو تهیه کنم
باشد که ما به هر انچه که دوست داریم با هدایت و حمایت ربّ العالمین بهش برسیم
سلامبه استاد عزیزم و خانومشایسته عزیز و دوستان هم مسیر.
خیلی خیلی خوشحالم از اینکه هدایت شدمبه موضوع احساس لیاقت و ارزشمندی چون حسمیکنم بزرگترین پاشنه آشیل من و یا خیلی از افراد دیگه عدماحساس لیاقت باشه.
من دوره عزت نفس رو 2 ماه پیش تهیه کردم و به پایان رسوندم و نتایج فوق الاده عالی در تمام جنبه های زندگیم گرفتم و دارم میگیرم طوری که به شرایطم اوکی شد که به تهران مهاجرت کردم با یک رابطه سمی رو تموم کردم و اینجا با یک فرد خیلی خیلی بهتر از همه نظر وارد رابطه شدم افراد خیلی خیلی بهتری اینجا داره وارد زندگیم میشه اعتماد به نفس و عزت نفسم و جسارتم در تصمیم گیری هامخیلی خیلی بالاتر رفته و خلاصه همه چی خیلی عالی شده اما اما اما به قول استاد عزیز احساس لیاقت خیلی چیز درونی تری نسبت به عزت نفس و اعتماد به نفس هست چون میام نگاه میکنم به شرایطی که الان دارم شغلی که دارم و امکاناتی که دارم متوجه این میشم که خودم خودمرو لایق شرایط بهتری ندونستم و همش توی ذهنم این بود که خب حالا دارم مهاجرت میکنم به تهران باید از پایین ترین نقطه شروع کنم و به مرور تکامل کنم نمیشه همون اول از بالا بالاها شروع کنم و خلاصه توی خرید هایی که انجام میدم و از این قبیل بازهم بگم نسبت به گذشته خیلی خیلی بهتر و فوق الاده تر شدم اما الان متوجه این شدم که دلیل اصلی اینکه من هنوز به خواسته های اصلی خودم اون شغل مورد علاقه ام خونه مورد علاقه ام ماشین مورد علاقه ام نرسیده عدماحساس لیاقت هست و اینکه من خودم رو لایق داشتن اون نعمت ها ندونستم و گفتم که نه باید از صفر شروع کنم و باید اینجا خاکشو بخورم و از این حرفا و ریشه اصلی تمامی این نرسیدن به خواسته هارو الان متوجه شدم که عدم احساس لیاقت درون من هست.
من در گذشته به دلیل عدم احساس لیاقت ضربه های بسیار زیادی خوردم از همه جنبه ها روابط و ثروت و شغل و همه چی اما به لطف خداوند مهربان و آموزه های استاد عزیزم در دوره عزت نفس به شدت در تمام جنبه ها بهتر شدم و به نظرم قدم بعدی من بیدار کردن احساس لیاقت و ارزشمندی درون من هست و اینکه قصد دارم که تمام فایل های رایگاه رو ببینم و درک کنم و از خداوند درخواست کردم که هزینه تهیه این دوره ارزشمند رو از ساده ترین روش ممکنم برام برسونه تا بتونم در این مسیر فوق الاده رشد کنم و احساس لیاقت رو درون خودم بیدار کنم.
خدا را شاکرم که امروز نشانه من این بود ،معرفی جلسه احساس لیاقت
من نزدیک به یک سال است که این دوره را تهیه کردم ولی چهار جلسه بیشتر از جلسات رو گوش نکردم و ی جوری حس میکردم که هنوز آماده این دوره نیستم ولی در برنامه سال جدید من این بود که به جدییت روی خودم و تغییر باورهایم کار کنم دوره 12قدم دوره عزت نفس دوره روانشناسی ثروت و لیاقت همه رو برنامه ریزی کردم و در فکرم بود که باید روی خودم خیلی کار کنم چون آن آموزشها با لیاقت من به نتیجه میرسه چند روز در فکرش بودم تا امروز نشانه من معرفی دوره. احساس لیاقت شد و خدا رو شاکرم که همیشه حواسش بهم هست ودر زمان مناسب برایم نشانه درست رو میفرسته و با آگاهی که پیدا کردم مطمئن هستم که برنامه ام رو خدا تنظیم کرده و با تمام وجودم این دوره رو گوش میدهم و به تمرینهایش عمل میکنم
از شما استاد بی نظیر که هر لحظه از دهانت گوهر میریزه و برای راهنمایی من از طرف خدا آمده ای هزاران بار سپاسگزارم
واقعا قوانین خداوند دارن به صورت بینظیری کار میکنند
دیروز داشتم به آینده فکر میکردم به اینکه با توجه به تلاش های فراوان نمیتوانم ثروت بسازم
نمیتوانم با اون کسی که میخوام رابطه خوبی رو بسازم
و روابط خوبی ندارم و هر وقت که به روابط خوب بین خودم و افراد مورد نظر در ذهنم بر میخوردم
با عدم احساس لیاقت مواجه میشدم
و میدونم نداشتن موقعیت پول سازی و همین طور هم نداشتن موقعیت رابطه عاشقانه من فقط برمیگرده به باور های من
به قول استاد که میگن شما احساس لیاقت درونی
خودمان را از دست دادیم حالا به خاطر باور هایی که در ذهنمون ایجاد شده
واقعا من اون نور درخشان درونم رو از دست دادم
واقعا چند وقت بود که داشتم به افرادی مدت طولانی باج میدادم
واقعا نمیتونستم جلوی بعضی از افراد سرم رو بالا بگیرم اما اشتباه های گذشته در طول مسیر باعث موفقیت ها و باعث شناخت ما از خودمون میشه
چون که الا میفهمم که چه باور هایی من رو از داشتن رابطه عاشقانه از داشتن درآمد بالا از داشتن روابط کاری مناسب دور میکنه
و چقدر جالبه من از خداوند درخواست هایی رو کردم در چند سال آینده و خداوند هم من رو در این مسیر قرار داد
و فکر کنم که خیلی راحت میشه اتفاقات آینده رو رقم بزنیم اگر مشکل رو از ریشه حل کنیم امیدوارم که بعد از استفاده صحیح اول از فایل های رایگان این دوره و بعد خود دوره
شرایط ایده ها و روابط خوبی رو رقم بزنم به امید خدا
خیلی ممنونم از شما استاد عزیز بابت تهیه دوره های عالی مثل احساس لیاقت و عزت نفس خدا رو سپاس گذارم
من صبح هدایت شدم به این قسمت البته چند مدتی هست که احساس درونیم یه جوری هست که انگار هی می خواد منو بکشه پایین
نمی دونستم چیه
تمرکز روانکاوت مثبت و شکرگذاری هم لحظه ای خوبش می کرد
متوجه شدم دلیلش اینه احساس لیاقتم اومده پایین
خب می دونستم که باید درستش کنم
اینو می دونم که برای اینکه هر چیزی رو آدم تعمیر کنه یا بهبود ببخشه اول باید ببینه اصلا نشتی کجاست از کجا ضربه داره وارد میشه ( بحثخودشناسی که استاد میگه انقد ارزشمنده اینجا خودشو نشون میده )
این فایل رو گوش دادم متوجه شدم
چون از دید جامعه من دستاوردهایی که عرف بهش میگن موفقیت رو ندارم باعث شده این ضربه ها هی به تنه احساس لیاقتم وارد بشه
مثلا هم سن و سالام ازدواج وبچه دارن
یا درآمد و شغل مثلا موجه
پرگل به چیزهایی که بودنش خوبه ولی دلیل اطرافیانم برای داشتن اون ها نگاه اطرافیان وتایید جامعه بوده
من نتونستم چون آلویت برای من هیچ وقت تایید نبود
چون مادرم دقیقا اینطوری بود
مثلا ازدواجکرد چون ترسید باید ازدواج میکرد بعد یه نظرم بدترین حالت ازدواج کرد که ….
یا بچه آورد فقط واسه اینکه بچه داشته باشن تا تو جامعه به دید یه فرد مناسب بهشون دیده بشه …
ولی خب هیچ توانایی تو مادر بودن و تربیت و در واقع آمادگی درونی نداشت
من با خودم میگفتم زمانی باید ازدواج کنم که از نظر درونی آماده ام
زمانی تعهد کاری رو قبول میکنم که درونماماده باشه یعنی همعاشق اون شغل باشه و هم فردی باشم که شخصیتم ساخته شده که ولنکنموسط راه ….
ولی انگار تا میدیدم اطرافیانم این چیزها روخیالی زودتر دارن …. و بیتشر و با اینکه من خیلی تلاش های درونی و بیرونی بیتشری داشتم ذهنم میاد وسط میگه تو انقد از همه بیتشر روخودت و کارت وهمه چیزت وقت میزاری ولی نگاه کن دستاوردهات کمتر پس قطعا خدا دوست نداره یا قراره نیست به تو چیزی داده بشه
فقط کافی بود یکم اون نجواهای اولیه روتایید میکردم
بعد شروع می کرد به آوردن دلایل بیتشر برای اینکه بهم ثابت کنه من لایق نیستم چرا چون تصمیم گرفتم مثل بقیه نباشم …. من خودم تصمیم کرفتم اینطور زندگی کنم
بقیه هماینطوزی تصمیم گرفتن
این دلیل نمیشه من احساس بی ارزشی کنم
من هم هر موقع واقعا بخوام بهم داده میشه
یا اینکه میدیدم اطرافیانم انقد راحت ( حتی خواهر و برادرم ) انقد از طرف خانواده یا یه سری چیزهایی که توجامعه متداول هست به موفقیت مالی رسیدن و من باید با شغلم کار کردن روخودمذره ذره جمع کنم بهم احساس بدی میداد بعضی وقتا در واقع. احساس بی ارزشی که خدا فرق میزاره ونمی خواد تو پیشرفت کنی و ……احساس گناه
البته این هم بگم خیلی اوقات هم میشنومندای خدا رو که میگه همین ها نعمت تو هستن نگاه کن چقد از بقیه با اراده تر قوی تر وجسور تری …. همین ها باعث شدن بیای قوانین من و یاد بگیری و با قوانین من پایه هاتو درست کنی و تا ثریا بری به قول استاد
ولی بعضی وقتا هم مخصوصا زمانی که خیلی دارم تلاش میکنم وبعد یکی مثلا خانواده اش پول میریزه میره ماشین می خره یا هرچی یک دفعه انگار حالم از درون بد میشه
مثل همون مثال هست که یه نفر بدنشو با پیکر تراشی درست کنه بیاد پیش فردی که باشکاه میره ونغدیه اش رو رعایت میکنه راه بره
به هو طرف انگار فکر میکنه در حقش اجهاف شده … ( توجه به ظاهر امور در حالی که اونی که رعایت تغذیه و ورزش میکنه علاوه بر اندام ظاهری سلامتی + ذهن اراده و احساس لیاقت خودشو ساخته )
:
به هر حال فکر میکنم من باید اونقد قوی بشم که گول شیطان و نجوا نگاه اطرافیانم و جهت گیری با تایید های جامعه رو نخورم
یا بعضی وقتا فکر میکنم بر خلاف اطرافم حرکت کردن بده …. و حس بد میگیرم درحالی که استاد گفت نه باید به خودم افتخار کنم ….. چون چیزی که الان دارممیسازم سال ها بعد خودشو بیتشر نشون میده
یه جمله ای از قرآن یادماومد که نوشته بود تپ این مضمون فکر کردید همه افراد در پیش ما برابر هستن ، اینطور نیست ، منظورش کاملا مشخص هست یعنی اونی که تقوای بیتشر داره جایگاهش پیش خدا هم بالاتره …. این یعنی عدالت اینکه افراد بر اساس احساس لیاقت و بر اساس تقواشون طبقه بندی بشن وگرنه انسان تلاشی هم نمی کنه وقتی ببینه فرقی نداره تلاشش با جایگاهش …..
حالا اون جاهایی که احساس لیاقت بالایی دارم تو زمینه عاطفی و انتخاب همسر هست من خودمو لایق بهترین مرد و خانواده همسر و بچه می دونم ( دلیلش هم اینه که رو خودم به عنوان یک زن کار کردم )
من خودمو لایق ارتباط با آدم های درست می دونم ( چون خودمو با نهایت سعیم درست کردم )
من خودمو لایق بهترین غذا می دونم ( چون ذهنم روکنتر میکنم هر چیزی نخورم نشونم جون برای سلامتی ام وقت میزارم ورزش میکنم پیاده روی میرم )
من خودمولایق می دونم که هر چی از خدا بخوام بهم یده ( چون توکارهام رضایت خدا رو اول در نظر میگیرم )
من خودمو لایق می دونم که کارهام راحت انجام شه ( چون فرد خیر خواه و خوش قلبی هستم و خیر همه رومی خوام )
من خودمو لایق بهترین مربی ها ازون ور بهترین شاگرد ها هممیدونم ( چون با جون دل آموزش ها رو سعی میکنم اجرایی کنم و با جون و دل سعی میکنم توشغلممسئله حل کنم )
به نام خداوند مهربان که هر لحظه همراه و حمایت گر من و همه عزیزانم است
خدایا شکرت برای فرصت بیدارشدم دوباره من و عزیزانم خدایا شکرت برای سلامتی خودم و عزیزانم که بزرگترین ثروت و دارایی ماست
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم و همه اعضای خانوادم دیشب نیتی داشتم و ب سراغ صفحه نشانه امروزم رفتم و به فایل احساس عدم لیاقت هدایت شدم خودم میدانم که همیشه دیگران برخودم ارجحیت داشتند دیگران مهم تر بودند همیشه با این افکار ب خودم ضربه میزدم بدترین افراد بخاطر این افکار سرراهم قرار میگرفتند که با چقدر درد و زجر کشیدن حذف میشدند تقریباً دوسالی این مسئله حل شد تا اینکه 5ماه قبل دوباره این اتفاق افتاد و نزدیکترین فرد زندگیم پسر خواهر شوهرم به شکل همون افراد در زندگیم قرار گرفت اوایل اصلا درست فکر نمیکردم و کارهایی که نباید رو انجام دادم و الان ب جایی رسیدم که متوجه شدم اشتباه کردم و خودم مسول این موضوع هستم اما ایشون هرروز با موضوعی از من باجگیری میکنند چندین دفعه منطقی صحبت کردم خودش هم قبول داره که رفتار و کاراش درست نیست اما خب دوباره تکرار میشه و توقع داره من بهش پیام بدم احوالش رو بپرسم و…و من ک این کار رو نمیکنم شروع ب پیام دادن و بحث میکنه .
کاملا واقف هستم ک خودم مسول این کار هستم اما به خدای یکتا هم ایمان دارم و امروز به خدا گفتم همه چیز رو ب خودت سپردم و از خدا خواستم ک به سادگی به زیبایی و عزت مندانه راهی ب من نشون بده تا این موضوع حل بشه و مطمئن هستم ب زودی میام از موفقیتم در این موضوع برای شما مینویسم اینجا مکتوب کردم ک با انرژی بالای شماهم در این مسیر همراه شوم و به راحتی از زندگیم حذف شود خدایا شکرت
«عاشقانه دوست دارم همهی ما خودمون رو لایق خوشبختی بدانیم فقط به این دلیل که به دنیا اومدیم در این دنیای زیبا
اگر شما وارد این دنیا شدید یعنی لایق این دنیا بودی
لایق خوشبختی دنیا بودی لایق دریافت نعمت های این دنیا بودی و هیچ شرط و شروطی هم نداره
هیچ ربطی به قیافهی ما نداره
هیچ ربطی به تحصیلات ما نداره
هیچ ربطی به توانایی ما نداره
هیچ ربطی به قد ما نداره ربطی به رنگ مو و رنگ چشم ما نداره
احساس لیاقت هیچ ربطی به خانواده و سطح خانوادگی ما نداره
احساس لیاقت با تولد ما به ما داده شده
ما لایق بودیم که وارد این دنیا شدیم ولی یک سری افکار و باورها به مرور وارد ذهن ما شده که احساس لیاقت درونی را از ما گرفته اگر بتوانیم احساس لیاقت درونی را بیدار کنیم احساس لیاقت بی قید و شرط را بیدار کنیم موقعیتها و ایده های خوب به ما الهام میشه روابط فوق العاده زیبا جذب می کنیم شرایط تغییر می کنه ….
این قانون جهانه به اندازه ای که خودت، خودت را لایق می دانی جهان تو را لایق می داند
این قانون جهانه»
سلام به استاد جان ومریم جان
استاد من اگه بخوام ریز مواردی که توش احساس عدم لیاقت داشتم واین باعث شده پیشرفت نکنم رو بگم حسابی باید خودمو شخم بزنم نه این که ارزشش رو نداره فقط چون دوست دارم به سرعت این دیدگاه رو ثبت کنم کوتاهش میکنم
من الام 39 سالمه ودیپلم هستم زمانی که من تحصیلم تموم شد ودررشته ودانشگاه مورد علاقم کنکور قبول نشدم تصمیم گرفتم کار کنم و وارد شغل آرایشگری شدم دقیق توی ذهنم نیست یک سال بعد یا بیشتر خانمی که من توی سالنشون کار میکردم به من گفت مکان ومشتری ازمن کار از شما درامد نصف
ولی از اون جایی که من احساس عدم لیاقت وخود کم بینی داشتم پیش خودم گفتم آیا مشتری که زیر دست این خانم میشینه وقتی من بخوام کارشو انجام بدم از کار من راضی خواهد بود یانه
با این که اون خانم در من این توانایی رو میدید که به من این پیشنهاد رو داده بود ولی خودم نه واین احساس عدم لیاقت باعث شد که من خیلی دیر پیشرفت کنم
البته الان راضی هستم چون یک ساله با سایت شما آشنا شدم و دروه عشق ومودت در روابط رو هم خریداری کردم ونزدیک یک سالم هست که خودم سالن دارم وراضی ام نه به این خاطر که الان خیلی اوضاع عالیه فقط به این خاطر که ترسامو زیر پا گذاشتم وشروع کردم
وامیدوارم که روز به روز پیشرفت کنم
وخیلی خوشحالم که با شما واین دیدگاه آشنا شدم چون با این دیدگاه خدا وقوانین حاکم براین جهان رو شناختم
ویادمه همون دو سه ماه اولی که با این دیدگاه آشنا شده بودم اینقدر خوشحال بودم که گفتم اگه من همین فردا بمیرم راضی ام چون نادان نمیمیرم
بازم ممنونم از چراغی که توسط شما برسر راهم روشن شد.
سلام به همگی دوستان گلم در این مدرسه ی تعلیم و تربیت
سلام به استاد گلم که خیلی دوسش دارم
دوستان میخوام براتون بنویسم از زندگیم و تغییراتی که تو این دو سالی که رو خودم کار کردم داشتم بنویسم
از کجا شروع کنم ؟من کلی ضعف های شخصیتی داشتم تو وجود خودم .سعی کردم که روشون کار کنم
همیشه دیگران رو مقصر میدونستم ،
میگفتم فلانی باعث شد زندگیم اینطور بشه
میگفتم شرایط خانوادگی باعث شده اینطور بشه
نمیدونم شرایط جامعه و …..
الان فهمیدم که فقط و فقط خودمم که خالق شرایط زندکی خودم هستم
قبلا دیگران رو خیلی قضاوت میکردم، میگفتم فلانی چقدر رفتاراش بده
و لی بعدها اومدم خودم رو گذاشتم جای افراد و دیدم که اونا حق داشتن که چنین رفتاری داشته باشم
من خیلی از اظهار نظر و گفتن درخواستم خجالت میکشیدم و حس میکردم که دیگران حرفی برا گفتن دارن حتما. من چی ؟
باورتون میشع من حتی فکر میکردم خطم بده .به خاطر این هیچ موقع ننوشتم متنی رو …..
بعد یه روزی دیدم که یکی از همکارام خط خیلی بدی داره و داره یه چیزی رو مینویسه که بزنیم به دیوار
خیلی تعجب کردم و تصمیم گرفتم اعتماد به نفسم رو بیشتر کنم
من همیشه فکر میکردم به خاطر کارهای دیگران من باید شرمنده باشم
مثلا اگه تو محل کار یکی از همکارا درست کار نمبکرد مدیرمون که ناراحت میشد از دست اون همکارم ،من فکر میکردم که از دست منم ناراحته
یا احساس میکنم خیلی به اطرافیام باج دادم تا حالا
به همین خاطر ادمهارو فعلا از صفحه ی ذهنم پاک کردم و شدیدا دوست دارم که فقط با خدا تنها باشم تا بتونم تمرکز کنم
الان باورهای توحیدیم خیلی بهتر شده
تو این دوسال خیلی پیشرفت کردبم من و همسرم
همسرم به شدت عباسمنشی هست قبلا اینطور نبودیم همش دعوا داشتیم
الان از قانون حرف میزنیم
از عمل به فایل ها
دو تا ماشین خریدیم ،سر جمع الان 3 تا ماشین داریم.خونه خریدیم
محل کار من اوضاعش بهتر شد ،شرایطم خیلی خوب شد
آدمهای خیلی خوبی رو ملاقات کردیم
کلی سفرهای خوب و هیجان انگیز رفتیم
رو دوره ی قانون سلامتی کار کردیم ….
کلاس شنا و زبان رفتم
مرتب تر شدم نسبت به قبل
رانندگیم عالی شد
به خودم و خونه زندگیم خیلی رسیدم
اکثر اوقات سکوت دارم و به نتایج فکر میکنم
آرامش عجیبی دارم
خلاصه که خیلی پیشرفت کردیم
خدایا ازت واقعا ممنونم 18.6.1404
بسم الله رحمان رحیم
سلام به استاد گلم و مریم جان عزیزم
و دوستای نازنینم در عقل کل
تازه فهمیدم که بزرگترین پاشنه اشیلم در همه جنبهای زندگیم عدم احساس لیاقت هستش
یعنی من خودمو نه در روابط ن در ارطبات با رب و نه ثروت ارزشمند بدونم
جهان خیلی واضح بهم نشون داد
من شرایط مدرسه رفتنو نداشتم و هیچ وقت مدرسع نرفتم و توی زندگیم خیلی احساس بی ارزشی میکردم که مدرکی ندارم
و همین عدم احساس ارزشمندی
باعث شد به سختی پول در بیارم و به اسانی از بین بره باعث شد خودمو لایق خوشبختی ندونم و انقد زندگی برام سخت بشه باعث شد خودمو لایق ازدواج و حتی لایق خاستگار هم ندونم با اینکه دختر زیبا و با وقاری هستم میگفتم من کی باشم یکی بیاد منو بگیره من حتی باورهای درستی در مورد خداجونم هم نداشتم اینکه من هم لایق هدایت الله هستم من هم بنده پاک الله هستم من هم لیاقت اینو دارم که خداوند به اسانی هرچیزی که میخوام رو بهم بده
من تصمیم گرفتم خودمو تغییر بدم و ارزشمندیمو به هیچ چیز بیرون از خودم ندونم
اینو هم به خودم و هم به کل جهان ثابت میکنم که
من فاااارغ از هییچ دستاوردی ارزشمند هستم بدوون هیچ مدرکی من بینهایت ارزشمندم
و خیلی خوشحالم تونستم این پاشنه اشیلو پیدا کنم
و با فایلهای رایگان روش کار کنم تا کمی بهتر بشه و بتونم با کمک خداجون دوره زیبایی احساس لیاقت و دوره عزت نفس رو تهیه کنم
باشد که ما به هر انچه که دوست داریم با هدایت و حمایت ربّ العالمین بهش برسیم
بسم الله الرحم الرحیم
سلامبه استاد عزیزم و خانومشایسته عزیز و دوستان هم مسیر.
خیلی خیلی خوشحالم از اینکه هدایت شدمبه موضوع احساس لیاقت و ارزشمندی چون حسمیکنم بزرگترین پاشنه آشیل من و یا خیلی از افراد دیگه عدماحساس لیاقت باشه.
من دوره عزت نفس رو 2 ماه پیش تهیه کردم و به پایان رسوندم و نتایج فوق الاده عالی در تمام جنبه های زندگیم گرفتم و دارم میگیرم طوری که به شرایطم اوکی شد که به تهران مهاجرت کردم با یک رابطه سمی رو تموم کردم و اینجا با یک فرد خیلی خیلی بهتر از همه نظر وارد رابطه شدم افراد خیلی خیلی بهتری اینجا داره وارد زندگیم میشه اعتماد به نفس و عزت نفسم و جسارتم در تصمیم گیری هامخیلی خیلی بالاتر رفته و خلاصه همه چی خیلی عالی شده اما اما اما به قول استاد عزیز احساس لیاقت خیلی چیز درونی تری نسبت به عزت نفس و اعتماد به نفس هست چون میام نگاه میکنم به شرایطی که الان دارم شغلی که دارم و امکاناتی که دارم متوجه این میشم که خودم خودمرو لایق شرایط بهتری ندونستم و همش توی ذهنم این بود که خب حالا دارم مهاجرت میکنم به تهران باید از پایین ترین نقطه شروع کنم و به مرور تکامل کنم نمیشه همون اول از بالا بالاها شروع کنم و خلاصه توی خرید هایی که انجام میدم و از این قبیل بازهم بگم نسبت به گذشته خیلی خیلی بهتر و فوق الاده تر شدم اما الان متوجه این شدم که دلیل اصلی اینکه من هنوز به خواسته های اصلی خودم اون شغل مورد علاقه ام خونه مورد علاقه ام ماشین مورد علاقه ام نرسیده عدماحساس لیاقت هست و اینکه من خودم رو لایق داشتن اون نعمت ها ندونستم و گفتم که نه باید از صفر شروع کنم و باید اینجا خاکشو بخورم و از این حرفا و ریشه اصلی تمامی این نرسیدن به خواسته هارو الان متوجه شدم که عدم احساس لیاقت درون من هست.
من در گذشته به دلیل عدم احساس لیاقت ضربه های بسیار زیادی خوردم از همه جنبه ها روابط و ثروت و شغل و همه چی اما به لطف خداوند مهربان و آموزه های استاد عزیزم در دوره عزت نفس به شدت در تمام جنبه ها بهتر شدم و به نظرم قدم بعدی من بیدار کردن احساس لیاقت و ارزشمندی درون من هست و اینکه قصد دارم که تمام فایل های رایگاه رو ببینم و درک کنم و از خداوند درخواست کردم که هزینه تهیه این دوره ارزشمند رو از ساده ترین روش ممکنم برام برسونه تا بتونم در این مسیر فوق الاده رشد کنم و احساس لیاقت رو درون خودم بیدار کنم.
دوستتون دارم
به زودی توی دوره میبینمتون
خدانگهدار.
به نام خدا
خدایا شکرت
.
من که هر چی تمرینات عزت نفس را انجام می دهم می بینم باز هم حتی کار دارم ولی خدا را شکر
برای پیشرفت ها و حرکت کردن ها خدا را شکر.
الان داشتم جواب سوالات بالا را پاسخ می دادم
و دیدم خدا را شکر خیلی به لطف خدای مهربان
من تمرینات را انجام دادم و الان خیلی از نظر عزت نفس بهتر شده ام . خدایا شکرت.
من در مورد نه گفتن ها خیلی حساس بودم اصلا نه نمی تونستم بگم اصلا باور پذیر نبود برام و وقتی فهمیدم باید در برابر درخواست های الکی دیگران .
در برابر موردهای که من نمی خواهم باید نه بگم .
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام به استاد عزیز
خدا را شاکرم که امروز نشانه من این بود ،معرفی جلسه احساس لیاقت
من نزدیک به یک سال است که این دوره را تهیه کردم ولی چهار جلسه بیشتر از جلسات رو گوش نکردم و ی جوری حس میکردم که هنوز آماده این دوره نیستم ولی در برنامه سال جدید من این بود که به جدییت روی خودم و تغییر باورهایم کار کنم دوره 12قدم دوره عزت نفس دوره روانشناسی ثروت و لیاقت همه رو برنامه ریزی کردم و در فکرم بود که باید روی خودم خیلی کار کنم چون آن آموزشها با لیاقت من به نتیجه میرسه چند روز در فکرش بودم تا امروز نشانه من معرفی دوره. احساس لیاقت شد و خدا رو شاکرم که همیشه حواسش بهم هست ودر زمان مناسب برایم نشانه درست رو میفرسته و با آگاهی که پیدا کردم مطمئن هستم که برنامه ام رو خدا تنظیم کرده و با تمام وجودم این دوره رو گوش میدهم و به تمرینهایش عمل میکنم
از شما استاد بی نظیر که هر لحظه از دهانت گوهر میریزه و برای راهنمایی من از طرف خدا آمده ای هزاران بار سپاسگزارم
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز و خانم مریم شایسته مهربان
خیلی ممنونم از زحمت کشی شما دو عزیز
واقعا قوانین خداوند دارن به صورت بینظیری کار میکنند
دیروز داشتم به آینده فکر میکردم به اینکه با توجه به تلاش های فراوان نمیتوانم ثروت بسازم
نمیتوانم با اون کسی که میخوام رابطه خوبی رو بسازم
و روابط خوبی ندارم و هر وقت که به روابط خوب بین خودم و افراد مورد نظر در ذهنم بر میخوردم
با عدم احساس لیاقت مواجه میشدم
و میدونم نداشتن موقعیت پول سازی و همین طور هم نداشتن موقعیت رابطه عاشقانه من فقط برمیگرده به باور های من
به قول استاد که میگن شما احساس لیاقت درونی
خودمان را از دست دادیم حالا به خاطر باور هایی که در ذهنمون ایجاد شده
واقعا من اون نور درخشان درونم رو از دست دادم
واقعا چند وقت بود که داشتم به افرادی مدت طولانی باج میدادم
واقعا نمیتونستم جلوی بعضی از افراد سرم رو بالا بگیرم اما اشتباه های گذشته در طول مسیر باعث موفقیت ها و باعث شناخت ما از خودمون میشه
چون که الا میفهمم که چه باور هایی من رو از داشتن رابطه عاشقانه از داشتن درآمد بالا از داشتن روابط کاری مناسب دور میکنه
و چقدر جالبه من از خداوند درخواست هایی رو کردم در چند سال آینده و خداوند هم من رو در این مسیر قرار داد
و فکر کنم که خیلی راحت میشه اتفاقات آینده رو رقم بزنیم اگر مشکل رو از ریشه حل کنیم امیدوارم که بعد از استفاده صحیح اول از فایل های رایگان این دوره و بعد خود دوره
شرایط ایده ها و روابط خوبی رو رقم بزنم به امید خدا
خیلی ممنونم از شما استاد عزیز بابت تهیه دوره های عالی مثل احساس لیاقت و عزت نفس خدا رو سپاس گذارم
بابت قرار گرفتن در این مسیر زیبا و تاثیر گذار
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان عزیزم
من صبح هدایت شدم به این قسمت البته چند مدتی هست که احساس درونیم یه جوری هست که انگار هی می خواد منو بکشه پایین
نمی دونستم چیه
تمرکز روانکاوت مثبت و شکرگذاری هم لحظه ای خوبش می کرد
متوجه شدم دلیلش اینه احساس لیاقتم اومده پایین
خب می دونستم که باید درستش کنم
اینو می دونم که برای اینکه هر چیزی رو آدم تعمیر کنه یا بهبود ببخشه اول باید ببینه اصلا نشتی کجاست از کجا ضربه داره وارد میشه ( بحثخودشناسی که استاد میگه انقد ارزشمنده اینجا خودشو نشون میده )
این فایل رو گوش دادم متوجه شدم
چون از دید جامعه من دستاوردهایی که عرف بهش میگن موفقیت رو ندارم باعث شده این ضربه ها هی به تنه احساس لیاقتم وارد بشه
مثلا هم سن و سالام ازدواج وبچه دارن
یا درآمد و شغل مثلا موجه
پرگل به چیزهایی که بودنش خوبه ولی دلیل اطرافیانم برای داشتن اون ها نگاه اطرافیان وتایید جامعه بوده
من نتونستم چون آلویت برای من هیچ وقت تایید نبود
چون مادرم دقیقا اینطوری بود
مثلا ازدواجکرد چون ترسید باید ازدواج میکرد بعد یه نظرم بدترین حالت ازدواج کرد که ….
یا بچه آورد فقط واسه اینکه بچه داشته باشن تا تو جامعه به دید یه فرد مناسب بهشون دیده بشه …
ولی خب هیچ توانایی تو مادر بودن و تربیت و در واقع آمادگی درونی نداشت
من با خودم میگفتم زمانی باید ازدواج کنم که از نظر درونی آماده ام
زمانی تعهد کاری رو قبول میکنم که درونماماده باشه یعنی همعاشق اون شغل باشه و هم فردی باشم که شخصیتم ساخته شده که ولنکنموسط راه ….
ولی انگار تا میدیدم اطرافیانم این چیزها روخیالی زودتر دارن …. و بیتشر و با اینکه من خیلی تلاش های درونی و بیرونی بیتشری داشتم ذهنم میاد وسط میگه تو انقد از همه بیتشر روخودت و کارت وهمه چیزت وقت میزاری ولی نگاه کن دستاوردهات کمتر پس قطعا خدا دوست نداره یا قراره نیست به تو چیزی داده بشه
فقط کافی بود یکم اون نجواهای اولیه روتایید میکردم
بعد شروع می کرد به آوردن دلایل بیتشر برای اینکه بهم ثابت کنه من لایق نیستم چرا چون تصمیم گرفتم مثل بقیه نباشم …. من خودم تصمیم کرفتم اینطور زندگی کنم
بقیه هماینطوزی تصمیم گرفتن
این دلیل نمیشه من احساس بی ارزشی کنم
من هم هر موقع واقعا بخوام بهم داده میشه
یا اینکه میدیدم اطرافیانم انقد راحت ( حتی خواهر و برادرم ) انقد از طرف خانواده یا یه سری چیزهایی که توجامعه متداول هست به موفقیت مالی رسیدن و من باید با شغلم کار کردن روخودمذره ذره جمع کنم بهم احساس بدی میداد بعضی وقتا در واقع. احساس بی ارزشی که خدا فرق میزاره ونمی خواد تو پیشرفت کنی و ……احساس گناه
البته این هم بگم خیلی اوقات هم میشنومندای خدا رو که میگه همین ها نعمت تو هستن نگاه کن چقد از بقیه با اراده تر قوی تر وجسور تری …. همین ها باعث شدن بیای قوانین من و یاد بگیری و با قوانین من پایه هاتو درست کنی و تا ثریا بری به قول استاد
ولی بعضی وقتا هم مخصوصا زمانی که خیلی دارم تلاش میکنم وبعد یکی مثلا خانواده اش پول میریزه میره ماشین می خره یا هرچی یک دفعه انگار حالم از درون بد میشه
مثل همون مثال هست که یه نفر بدنشو با پیکر تراشی درست کنه بیاد پیش فردی که باشکاه میره ونغدیه اش رو رعایت میکنه راه بره
به هو طرف انگار فکر میکنه در حقش اجهاف شده … ( توجه به ظاهر امور در حالی که اونی که رعایت تغذیه و ورزش میکنه علاوه بر اندام ظاهری سلامتی + ذهن اراده و احساس لیاقت خودشو ساخته )
:
به هر حال فکر میکنم من باید اونقد قوی بشم که گول شیطان و نجوا نگاه اطرافیانم و جهت گیری با تایید های جامعه رو نخورم
یا بعضی وقتا فکر میکنم بر خلاف اطرافم حرکت کردن بده …. و حس بد میگیرم درحالی که استاد گفت نه باید به خودم افتخار کنم ….. چون چیزی که الان دارممیسازم سال ها بعد خودشو بیتشر نشون میده
یه جمله ای از قرآن یادماومد که نوشته بود تپ این مضمون فکر کردید همه افراد در پیش ما برابر هستن ، اینطور نیست ، منظورش کاملا مشخص هست یعنی اونی که تقوای بیتشر داره جایگاهش پیش خدا هم بالاتره …. این یعنی عدالت اینکه افراد بر اساس احساس لیاقت و بر اساس تقواشون طبقه بندی بشن وگرنه انسان تلاشی هم نمی کنه وقتی ببینه فرقی نداره تلاشش با جایگاهش …..
حالا اون جاهایی که احساس لیاقت بالایی دارم تو زمینه عاطفی و انتخاب همسر هست من خودمو لایق بهترین مرد و خانواده همسر و بچه می دونم ( دلیلش هم اینه که رو خودم به عنوان یک زن کار کردم )
من خودمو لایق ارتباط با آدم های درست می دونم ( چون خودمو با نهایت سعیم درست کردم )
من خودمو لایق بهترین غذا می دونم ( چون ذهنم روکنتر میکنم هر چیزی نخورم نشونم جون برای سلامتی ام وقت میزارم ورزش میکنم پیاده روی میرم )
من خودمولایق می دونم که هر چی از خدا بخوام بهم یده ( چون توکارهام رضایت خدا رو اول در نظر میگیرم )
من خودمو لایق می دونم که کارهام راحت انجام شه ( چون فرد خیر خواه و خوش قلبی هستم و خیر همه رومی خوام )
من خودمو لایق بهترین مربی ها ازون ور بهترین شاگرد ها هممیدونم ( چون با جون دل آموزش ها رو سعی میکنم اجرایی کنم و با جون و دل سعی میکنم توشغلممسئله حل کنم )