روی خودت سرمایه‌گذاری کن - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

556 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا رئیس آبادی گفته:
    مدت عضویت: 2418 روز

    به نام خدای مهربان.

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان متعهدم.

    روی خودت سرمایه گذاری کُن.

    فایل روز پنجاه و یکم روزشمار تحول زندگی من.

    موضوع اصلی بحث در مورد تصمیم گیریه.

    اول سعی میکنم یه جاهایی دقیق صحبتهای استاد رُ بنویسم و برداشت خودم رُ هم در ادامه می نویسم.

    آخه چون من در این زمینه از خودم راضی نیستم. حالا در آخر کامنت یه جوری شخصیتم رُ باز گو می کنم تا راهنمایی کنید. امیدوارم که راهنماییتون باعث رشدم شود.

    نَه دیگه؛ به جای اینکه بیام هر چی از زبون استادم میاد بیرون رُ تایپ کنم بیام بگم که چه تصمیماتی رُ گرفتم.

    وقتی فقط بنویسم و بهشون عمل نکنم چه فایده؟؟؟

    من امروز صبح که از خواب بیدار شدم و درخواست هام رُ از خدا کردم (تمرن ستاره ی قطبی) و نظر تاثیر گذار دوست عزیزمون رُ که به عنوان متن انتخابی این فایل انتخاب شده بود رُ خوندم و کمک کرد تا یه تصمیم به نظر خودم نسبتا بزرگ رُ بگیرم.

    و اون تصمی م این بود که؛

    در اواخر ترم هفتمِ کارشناسیِ حقوق تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم.

    می دونید چرا؟؟؟؟؟

    چون من تا یک ماه پیش تحت پوشش بهزیستی بودم و در سال 96 یه روز خاله ام که قَیِم من و دو تا خواهرم بود زنگ زد و گفت که بهزیستی زنگ زده و گفته که محمد رضا از این بیشتر نمیتونه تحت پوشش باشه و اگر بخواد تحت پوشش بمونه باید یا یه وام اشتغال زایی بگیره یا اینکه دانشگاه ثبت نام کُنه. و من هم از اونجایی که به توتنایی هام اونقدر باور نداشتم و از پرداخت قسط می ترسیدم قید وام رُ زدم و دانشکاه رُ انتخاب کردم و روز بعدش رفتم دانشگاه ( فکر کنم شهریور96 بود) و سوال کردم که چه رشته هایی رُ می تونم بخونم و از توی رشته ها حقوق رُ انتخاب کردم. و با ارائه ی مدرک کاردانی قبلیم ( آخه قبلا یه لیسانس دیگه گرفته بودم) ثبت نام کردم تا اینکه مرداد 98 ازدواج کردم و بیکار هم بودم . یه چیز رُ بگم که من قبل از اینکه با استاد آشنا بشم وا قعا درس خوندن رُ خیلی دوست داشتم چون می خواستم یه فرد باسوادی باشم و اینجوری استاد خوبی باشم.

    یه روز در خرداد ماه 99 با اکثر خاهر و برادرهای همسرم یه جا جمع بودیم و یکی از برادرهای همسرم پیشنهاد داد که الآن بیکاری ببین میتونی در س بخونی اگه بتونی من با پُرتفو تون کار می کنم و از طریق خرید و فروش سهام اقساط تون رُ پرداخت می منم ( آخه یه وام بیست میلیونی در دوران مجردی گرفته بودم و 500 از اون و 1000000 ه بابت وام ازدواجمون پرداخت می کردم که جمعا می شد یک و پونصد) و شما هم پیش مادر بمونید و درس بخون این یکسال تا آزمون وکالت رُ من هم قبول کردم و اوشون هم به قولشون عمل کرد . تا اینکه دو ماه پیش یکی هز همو اقوام همسرم به من یه پیشنهاد کار دد یعنی من رُ با صاحب کار فعلیم آشنا کرد و من هم پذیرفتم و الآن دارم کار می کنم .

    و واقعا وقتی از سر کار میام خسته هستم و بیش از دیدن فایل های سایت و کامنت نوشتن وقت ندارم.

    نا گفته نمونه تو این دو ماه خیلی تو برزخ بودم که آیا ادامه تحصیل بدم یا اینکه ترک تحصیل کنم .

    تا اینکه امروز تصمیم گرفتم که ترک تحصیل کنم و دیگه ادامه ندم .

    آخه من یه بار دیگه هم این کار رُ کردم و کل مراحلش رُ در دانشگاه طی کردم – که هم مسئولین دانشگاه و هم اطرافیان به ادامه تحصیل تشویقم کردند _ و در باره اش هم کامنت نوشتم اما اونمو قع اینقدر به گوشم خوندند تا دو باره ادامه دادم.

    اما این بار دیگه تصمیم رُ گرفتم و پاش وای می ایستم . چون این دفعه روی کاغذ محدودیت ها و مضایای وکالت( نا گفته نمونه که من از همون اول هم به کارمندی و این جور چیزا فکر نمی کردم فقط به قضاوت،وکالت، و سر دفتری) رُ نوشتم.

    باز هم نا گفته نماند که فایل جلسه ی پمجم قدم سوم -که در باره ی باورهای ایلان ماسک گفتید گه به کجا ها فکر می کند – بی تاثیر نبود . در کل هیچ فایلی بی تاثیر نیست .

    و من هم به جای اینکه به فکر اقوامم باشم که یه وکیل آشنایی داشته باشند و به فکر کم توان های مالی باشو تا در آینده وکیلشون بشم اومدم تصمیم گرفتم تا با رعایت تکامل و از همین کاری که الآن دارم ایده های رُ اجرایی کنم که مثل استاد و ایلان ماسک در سطح جهانی خدمت کنم.

    این خلاصه ای بود از تصمیم و باور های گذشته ام.

    ببخشید اگه در هم و ور هم و نا قص بود.

    عاشقتونم .

    خدا نگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمد امیدوار گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    سلام استاد عزیز و خانوم شایسته و بچه های سایت.

    آقا من هم صادقانه میگم که در این زمینه مشکل داشتم.

    از همین الان میرم رو کاغذ یادداشت میکنم و تصمیم گرفتن رو تمرین میکنم.

    من متوجه شدم اگر هم تصمیم غلط بگیرم از اون اشتباه درس میگیرم و چقدر خوبه که بجای این که بگم اشتباه کردم و ناراحت بشم و احساس بد فرکانسم رو پایین بیاره به این فکر کنم که تجربه به دست آوردم!

    همه از روز اول همه تصمیماتشون درست نبوده!

    همه تجربه میکنن و برای قدم ها و تصمیمات بعدی با تجربه تر میشوند!

    خدایا شکرت بابت این آگاهی.

    قبل از یاد داشت کردن در مورد تصمیماتی که میخوام راجب زندگیم بگیرم.

    میرم یادداشت میکنم که اصلا من چی دوست دارم!

    چه شرایطی چه محیطی چه تجربه ای چه مدل و سبک زندگی کردنی چه تیپ افرادی که میخوام تو زندگیم باشند و هزاران چیز دیگه!

    تا خودم رو بشناسم!

    من دوست ندارم ترس ها مانع تصمیم گرفتنم بشن چون اون وقت دیگران برام تصمیم میگیرن…اون وقت هر سختی و مشکلی که برام پیش بیاد میندازم گردن همون شخصی که برام تصمیم گرفته!

    اما وقتی خودم صد درصد تصمیم بگیرم هر مشکلی که تو راه برام پیش بیاد رو به جان میخرم و از تجربه اون تضاد ها و ناخواسته ها درس میگیرم و تجربه به دست میارم.

    این زندگی با تصمیم گرفتن و حرکت کردن رو به جلو قشنگ میشه…

    یک این که تو مسیر بهت آرامش میده و حس ارزشمند بودن که دارم یه کار مفید میکنم.

    دو این که برای تصمیمات بعدی آماده تر و با تجربه تر میشم!

    همین الان بعد از ارسال این کامنت میرم تو دفترم مینویسم که اولا من چی میخوام و چه شخصیتی دارم.

    دوما راجب تصمیماتی که میخوام بگیرم نکات منفی و مثبتش رو یاد داشت میکنم و حرکت میکنم.

    به همین سادگی!

    ممنون بابت این درس بزرگ.

    دست خداوند هستی استاد خداروشکر که با شما آشنا شدم.

    من همتون رو دوست دارم.

    چون خدا رو دوست دارم.

    عاشقتونم فعلا در پناه خداوند عشق و جان و دل باشید.💗

    من رفتم که تو دفترم بنویسم چی ام و چی میخوام!🙏🌹💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه مهاجر گفته:
    مدت عضویت: 3166 روز

    به نام خداوند که مبدا و منشاء همه چیز است

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه ی همسفرهای عزیزم

    روز پنجاه و یکم سفرنامه

    من شیفته ی این جملات  در توضیحات این فایل شدم :

    ”بذر ایمان و جسارت در وجودت ، فقط با پرورش عزت نفس ات، کاشته می شود…..هر چه عزت نفس ات را رشد میدهی ، آرام آرام پایه های ایمان و خودباوری به گونه ایی در درونت بارور می شود که قادر به اخذ تصمیمات اساسی آنهم به شکل سریع و صحیح در زندگی ات می شوی و به این وسیله در زمان مناسب ، در موقیعت مناسب قرار میگیری و به جریان هدایت وصل می شوی و به قول استاد عباسمنش ، روی شانه های خداوند می نشینی.” 

    این جملات بهم میگه : ” همه ی مشکلات و مسائل راه حل های ساده ایی دارن و این ذهن ماست که مسائل رو پیچیده میکنه” 

    بزرگترین  ضربه ها رو از همین ناتوانی در تصمیم گیری خوردم ! جاهایی که باید انتخاب میکردم همیشه این انتخاب رو این تصمیم رو دیگران برام انجام دادن ! و اینم به خاطر ضعف خودم بود ! همیشه برای گرفتن هر تصمیمی دلشوره عجیبی داشتم آخرش هم هرچی بقیه میگفتن رو قبول میکردم و خودمو اینطوری گول میزدم که اینها خانواده من هستن و صلاح منو میخوان یا اینها بهتر میدونن چی خوبه چی بده !!!!!!!! از رشته تحصیلی دبیرستان و دانشگاه بگیر تا خریدن یه لباس  ! و این ناتوانی باعث شده وابسته بشم به دیگران و خواست دیگران برام مهم باشه ولی الان مدتی هست که دارم خودم تصمیم میگیرم و حالا این ” منِ جدید” رو دیگران ( یعنی اعضای خانواده ام ) نه درک میکنن و نه میپذیرن!! 

    ولی من میخوام عزت نفسم رو بسازم .

    من میخوام خودم رو بشناسم. 

    من میخوام قوی باشم .

      من میخوام ایمان به خداوند رو در وجودم بسازم و تقویتش کنم.

    من میخوان اینقدر قوی و مستقل بشم که خودم بدن دخالت دیگران تصمیم بگیرم و عمل کنم.

    این فایل خیلی مهمه .یادمه  سال آخر دبیرستان بود و مدرسه ایی که میرفتم جدید بود و یه مدرسه درب و داغون با معلم های داغونتر بود ! سال آخر برای بچه ها خیلی مهمه چون هم برای کنکور میخونن هم دروس دبیرستان رو و ترجیح میدن بهترین مدارس رو انتخاب کنن ولی طبق معمول گذشته و حال من دیگران این دبیرستان رو برام انتخاب کردن چون از نظر آموزش و پرورش به خاطر محل زندگیمون سهمیه این مدرسه بودم ! من تا آبان رفتم مدرسه و بعد نزدیک دوهفته آبان و آذر رو مدرسه نرفتم و پاهامو کردم تو یه کفش و گفتم باید مدرسمو عوض کنید هیچکس نه موافقت کرد نه کمکم کرد ! خودم رفتم دنبال کارهای انتقالی گرفتن و دبیرستانی که انتخاب کردم با اتوبوس نیم ساعت الی چهل و پنج دقیقه از خونمون فاصله داشت و اولش همه مخالف بودن مدیر این مدرسه مدیر اون مدرسه و … از شانس خوب من ( که الان میفهمم هدایت خداوند و پاسخ خداوند به درخواست من بوده) یکی از بچه های دبیرستان جدید رفته بود و یه جای خالی تو رشته من و مقطع تحصیلی من وجود داشت و بعد مدیر و معاون مدرسه جدید خیلی باهام همکاری کردن حتی مسئولین آموزش و پرورش ناحیه هم خودش تماس های لازم رو گرفت و پیگیر کارهای من بود و من هفته دوم آذر رفتم یه مدرسه دیگه و این در صورتی بود که نه قبلا اینکار رو انجام داده بودم و نه همکاری مسئولین مدرسه قبلیم رو داشتم یعنی ریز نمرات منو بهم ندادن!! پرونده ام رو بهم نمیدادن !! ولی از آموزش و پرورش تماس گرفتن باهاشون که پرونده من رو بهم بدن که ثبت نام کنم و یکی از دفتردارهای اونجا منو از مدرسه قبلیم میشناخت و وقتی دفتردار اصلی بهم میگفت خانم شما دروغ میگی که میخوای بری فلان جا من میدونم میخوای بری فلان دبیرستان من به اون دبیرستان شاگرد نمیدم !!!!!!!!!! این خانم که منو میشناخت بدون اینکه من بشناسمش به همکارش گفت :” نه این خانم دروغ نمیگه من میشناسم ” الان که فکر میکنم این خانم دست خدا بود که برای من فرستاده بود و کارم حل شد و توی دبیرستان جدید اینقدر از هر لحاظ رشد کردم هم روابط ، هم فرهنگ و ادب و شعور بالای همکلاسی ها و معلم هام و هم نمرات خوبی که میرفتم و از همه لحاظ عالی بود عالی . 

    این تصمیم به ظاهر کوچیک همه چیز رو در زندگی من تغییر داد دوستانم ، بعدها محل زندگیم ، ارتباطاتم ، اهدافم و …. یعنی از اون محیط قبلی کلا کنده شدم ! 

    و همه بهم میگفتن تحمل کن ، سال  آخری ، 

    وقتت گرفته میشه ، کِی میخوای بخونی پس؟؟ و…. ولی من بُردم به لطف خداوند

     انقلاب کردم واقعا:D 

    اگر تمام گزینه ها رو کنار نذاشته بودم و فقط روی یک خواسته تمرکز نکرده بودم اینکار هرگز انجام نمیشد و باز هم طبق معمول اون شرایط رو ”تحمل”  میکردم! 

    قبلنا تحمل بالای خودمو جزء ویژگی های مثبت خودم میدونستم و بهش افتخار هم میکردم و این موضوع توی خانواده ی من یک حُسن محسوب میشه غافل از اینکه همین تحمل کردن باعث شده خیلی از شرایط نادلخواه ماندگار بشه در زندگیمون و تغییر مثبتی رخ نده! و شرایط نادلخواه رو هر سال یدک بکشیم با خودمون و خوشحال باشیم که تحملمون بالاست!!!

    تا اهمیت و ضرورت تصمیم گیری مستمر و هدفمند رو در زندگی درک نکنیم اینقدر میریم تو در و دیوار که بالاخره مجبور بشیم یه حرکتی کنیم. آدمی که نمیتونه تصمیم بگیره ، نمیتونه انتخاب کنه یه مُرده متحرکه یعنی هیچی از زندگی نمیفهمه .

    همین یکسال اخیر که از همین روش تصمیم گیری که استاد در این فایل میگه استفاده کردم تصمیماتی رو گرفتم که اکثرا هم درست بوده و واقعا این روش معجزه میکنه و بسیار هم آسانه خدایا شکرت

    دو نکته مهم:

    خودمونو دوست داشته باشیم و خودمونو در اولویت اول قرار بدیم تا بتونیم روی خودمون سرمایگذاری کنیم 

    و

    تصمیم اشتباه گرفتن بهتر از بی تصمیمی هست 

    قدر دان این نعمتی باشیم که خداوند تحت عنوان زندگی به ما عطا کرده 

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    همایون اعتصام فرد گفته:
    مدت عضویت: 1825 روز

    سلام دوستان عزیز

    واقعا همینطوره که استاد گفتن

    وقتی نمیتونم برای یک موضوع تصمیم بگیرم دقیقا مثل تو برزخ بودنه

    حالم خوب نیست

    درک درستی از شرایط پیدا نمیکنم

    و اتفاقات خوبی پیش نمیاد.

    و به همین اندازه که دو دلی و تصمیم نگرفتن این اتفاقات ناگوار و بوجود میاره تصمیم گرفتن قاطع حالمو خوب میکنه شرایطو برام درست رقم میزنه حتی تصمیم اشتباه.

    چقدر به موقع بود این فایل

    چقدر عالی و بینظیر مثل همیشه

    دو تا موضوع بود که چند وقتیه ذهنمو درگیر کرده و دارم امروز و فردا میکنم براشون.

    امروز قطعا مزایا و معایبشون و روی کاغذ میارم و یک تصمیم قطعی براشون میگیرم.

    ممنونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    74 گفته:
    مدت عضویت: 3160 روز

    سلام استاد من آدمی بودم که همیشه نگران بودم واسترس داشتم ولی از زمانی که توسط استاد یوگام با شما آشنا شدم هر صبح قبل از رفتن به سرکار فایل های شما رو گوش میدم خیلی بی نظیره وبه عمق جانم نفوذ میکنه جون متناسب با راه خداگونه ای هست که براش طراحی شدم خدارو شکر میکنم من شخصیتم خیلی تغییر مثبت داشته الان ی آدم آرومو شادم واقعا ازتون ممنوووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    Ziba گفته:
    مدت عضویت: 2040 روز

    هیچ تفاوتی بین انسانها نیست

    من میتونم همه چیزهای خوبی که بقیه دارن روبدست بیارم

    هیچ شانسی هیچ عامل بیرونی درکارنیست

    یه سری تمرین ها هست تمرین کردن روی کنترل ذهن هست واگر ما مداومت داشته باشیم موفقیت بی بروبرگرده

    همه انسانها به یک اندازه قدرت دارند

    من امیدوارم به اتفاقات خوبی که قراره توی رابطه ام باخدا رابطه ام باخودم عزت نفس ام دررابطه با وضعیت مالی دررابطه باازدواجم دررابطه با همه چی برام رخ بده

    باوردارم که میتونم اوضاعم روتغییربدم

    امیددارم که میتونم اوضاع خودم روتغییربدم فارغ ازاینکه اوضاع مملکت چطوره

    من ازمسائل زندگیم برای پیشرفت کردن موفق شدن استفاده میکنم

    خیلی دارم به هدفام نزدیک میشم احتمال خیلی زیاد به هدفام دارم نزدیک ترمیشم

    همه چی دست خودمونه خدا همه چی رو به تسخیر من درآورده دنیا دردستان من است.

    من هربار که این قوانین رو کار کنم درکم بهترمیشه

    مسیرمن خیلی سریع وخیلی راحت تر وروون تر خواهد بود قراررررررره یه قراردادازپیش نوشته شده است که من راحت به خواسته ام برسم که لذت ببرم از زندگی

    برنامه ریزی خداوند برای تمام طبیعت این بوده که لذت ببریم

    تمام موجودات دارن لذت میبرن انسان بافکر خودش خودشو رنج میده

    خداروشکر الان شرایط خوبه الان دیگه به یه ثبات رسیدم

    آیاهمه دارن ازاین شرایط حساس کنونی ضربه میخورن؟

    شرایط حساس کنونی برای همه دردسرسازنیست

    توی همه شرایط یک نوع دیدگاه داره نتیجه میگیره واونم این دیدگاهه که زندگی م دست خودمه خودم خلقش میکنم

    همیشه توی هرشرایطی یه عده ای هستند که همیشه توی شرایط عالی هستند

    رابطه های خوب دارن ازدواج های خوب دارن

    خواستگارای خوب دارن کار خوب دارن ثروت براشون میاد

    ذهن معمولا عادت داره که همیشه اوضاع الان رو ازقبل بدتر نشون بده

    ماباید این ذهنو کنترل کنیم و افسارشو دستمون بگیریم

    من روی قانون سرمایه گزاری کردم انرژی وقت تمرکز هزینه مالی گذاشتم روی یادگرفتن شیوه کنترل ذهن

    باورهای من زندگیم رو خلق میکنه اگرمن ذهنمو کنترل کنم توی هرشرایطی میشم جزو اون دسته ای که حالش خوبه موفقه سلامته ثروتمنده

    سرمایه گزاری روی قانون جهان میتونه تمام جنبه ها رو پوشش بده از حال خوب وشخصیت قوی تا روابط وثروت

    اصل وقانون رو یادبگیر تا بتونی به همه اینا باهم برسی

    ذهن من یک باغه باید اونو باکارکردن مرتب تر وتمیزتر کنم باید سمپاشی کنم باید مراقب باشم هرروز روش کار کنم که بتونم نتیجه رو برداشت کنم

    خدامیدونه قراره چه اتفاقات خوبی برام بیفته

    کنترل ذهن کارراحتی نیست وتمرین زیادی میخاد تمرین زیاد مثل تمرین هایی که برای یادگیری یه زبان میکنیم

    هرچه بیشتر تمرین کنم راحت تر میتونم نجواهارو کنترل کنم وبه قلبم گوش کنم اما همینقدر راحتی که الان بدست آوردم این نتایج رو ایجاد کرده

    الگوی موفق ازسلامتی آمریکایی هایی که توی نودسالگی هرچیزی میخان میخورن وعشق میکنند واززندگی لذت میبرن

    وقتی من روی ذهنم سرمایه گزاری میکنم  احساس خیلی خوبی نسبت به خودم وخدای خودم خواهم داشت

    وقتی روی کنترل ذهن سرمایه گزاری کنم پیشرفتم نامحدود خواهد بود چون همش ایده هایی بهم گفته میشه که اگه هرکدوم رو اجرا کنم کلی نتیجه بزرگ وکوچیک برام میاره

    وقتی روی کنترل ذهن سرمایه گزاری کنم ازهمه چی زندگیم سپاسگزار خواهم بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Bahare Bahari گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی

    بی نهایت تشکر و سپاس از الله یکتا رب العالمین به خاطر آفرینشت روی کره ی زمین استاد جان و به خاطر فن بیان شیوا و ساده و جذاب و آسون فهم و بی ریا و صریح و روشن و واضح و خالص و دلنشین و خلاصه و مفید و موثر برای افراد آماده و در این مدار و فرکانس

    از دور به شدت و سفت بوسیدمت و سپاس و تشکر فراوان به خاطر فایلت

    دقیقا همینطور که میگید این مشکل بسیاری از مردمه که در شبانه روز چه در خواب و چه در بیداری باهاش درگیرند و به خاطرش دچار عذابند و این عذابیه که خودشون برای خودشون به وجود آوردند همونطور که بارها و بارها در آیات و سوره های مختلف قران در موردش الله بی نهایت مهربان تذکر داده

    استاد جان خیلی خیلی دوست دارم من مدت دو ماهه باهاتون آشنا و وارد سایت شدم و فایلهاتون رو هنوز یک دهمش رو هم گوش نکردم اما در حدی هم که دیدم و گوش کردم بی نهایت از الله یکتا سپاسگذارم که منو به سمت شما هدایت کرد چون تمام این چیزایی که میگید رو قبول و باور دارم و در زندگی به صورت عملی هم انجام دادم و به قول شما روی خودم کار کردم و البته که در بعضی جاها این کار روی خود سخت و بعضی جاها آسونه ولی بعضی وقتها دچار تردید میشدم که نکنه اشتباه میکنم چون خیلی خودمو متفاوت از اطرافیانم میدیدم و الان خیالم راحت شده که در تمامی مسیر در جهت درست حرکت کردم و شما گواه بر این موضوع هستید و با آشنا شدن و دیدن فایلهاتون در همین حد کم هم یقینم به مسیرم و حرکتم و دریافتیهای هدایتم بیشتر شد الحمدلله و چون همراه کارهای روزمره هر روز وقت میذارم و حتی یک فایل هم که شده از سایت میبینم بعضی وقتها چند تا فایل بهرحال چه یکی چه چند تا انرژی مثبت میگیرم و قوی تر ادامه میدم و به خاطر بی نهایت فراوانی و رحمت بی انتها در تمامی ابعاد زندگی و هستی بی نهایت سپاس و تشکر از الله یکتا و الحمدلله رب العالمین

    به قول خودتون سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید هر قت هر فایلی رو میبینم و در آخر فایل شما این دعا را میکنید من هم میگم انشاالله و همچنین برای شما

    از دور سفت و به شدت بوسیدمتون

    از خانم شایسته عزیز هم تشکر فراوان اون رو هم به شدت و سفت از دور بوسیدم و دعای خیر برای هردوتون انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حسین باقری گفته:
    مدت عضویت: 1971 روز

    سلام خدمت همه دوستان عزیز🙏

    روی خودت سرمایه گذاری کن…

    خدایا شکرت برای این فایل فوق العاده.

    خدایا شکرت برای این همه آگاهی عالی و زیبا.

    خدایا شکرت برای این مسیر عالی و فوق العاده.

    استاد عزیز ممنونم از شما،این فایل و صحبت های شما در مورد تصمیم گیری چقدر عالی بود.خدایا شکرت…

    استاد واقعا این مسئله ای که فکر میکنم بیشتر دارن. و من هم این مسئله تصمیم گیری رو داشتم و دارم.خیلی وقت ها خیلی از کارهام رو تصمیم نمیگرفتم انجام بدم و یا هی عقب مینداختم و هموم عقب انداختن یعنی زندگی در برزخ،یعنی حال بد،یعنی احساس بد….

    واقعا به نظر من این یکی از مهم ترین مسائل هست که باید روش کار کنم و به قول شما تو شک و دودلی نمونم و تصمیم بگیرم و حرکت کنم.

    واقعا حرف های شما کاملا درسته که وقتی تکلیفمون با خودمون مشخص نباشه، وقتی خودمون رو نشناسیم، وقتی خواسته هامون رو نشناسیم، نمی تونیم تصمیم گیری کنیم.اگر من خواسته م مشخص باشه و خودم رو بشناسم خیلی زود تصمیم میگیرم و حرکت میکنم نمیذارم حالم و احساسم بد بشه،که احساس بد مساویه با اتفاقات بد.

    خداروشکر یاد گرفتم که بیشتر رو خودم وقت بزارم،بیشتر رو خودم کار کنم، بیشتر خودمو و خواسته هامو بشناسم که تو تصمیم گیری ها کمکم کنه و پرقدرت و سریع تصمیم گیری کنم و حرکت کنم.

    میخوام پا بزارم رو ترس هام و عضله تصمیم گیری رو روش کار کنم نا قدرتمند بشه تا اعتماد بنفسم بیشتر شه تا بر ترس هام مقابله کنم و حرکت کنم.

    باید یاد بگیرم تغییراتی رو که باید در زندگی ام ایجاد کنم، ایجاد کنم.

    یاد گرفتم روی خودم سرمایه گذاری کنم.💪

    خدایا شکرت از این همه آگاهی در این فرکانس و مسیر فوق العاده.

    ممنون از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان🙏🙏💙💙💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: