روی خودت سرمایه‌گذاری کن - صفحه 44


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

556 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2011 روز

    بنام خدای رحمان

    سلام ب همگی عزیزانم

    ب قول طبیه ی عزیزم ردپای روز 8 مهر 404 با عشق تقدیم ب شما :))

    الان چیزی تو ذهنم نیست

    ولی میدونم باید بنویسم

    قبل اینکه این فایل و گوش کنم رفتم نگاه کردم ببینم ک آیا رد پا دارم زیر این فایل یا ن

    دیدم بعله خداروصدهزار مرتبه شکر ی ردپا ما دقیقا 8 مهر 402 هست

    دقیقا دوسال پیش

    من ی قولی ب خودم داده بودم توی اون کامنت و قشنگ هم نوشته بودم

    ک امروز 8 مهر هست

    روز تولدم 2 آبان

    ب خودم برای هدیه تولدم قدم 1 و وعده داده بودم

    بدون هیچ موجودی ها

    فقط قول داده بودم ب زکیه برای تولدش و کادو شو هم تعیین کرده بودم

    و وقتی ک رو خدا حساب میکنی خدا سوپراییزت میکنه

    خداوند بهم دوره احساس لیاقت و هدیه داد ک از پولی ک ب عنوان تخفیف ب کارتم برگشت ،تونستم ب راحتی قدم 1 رو برای تولد زکیه بهش هدبه بدم

    خدایا تو چقد بخشنده و دهنده ای آخه

    واقعا خداوند بهتر از ما میدونه ک چ نیازهای داریم

    احساس لیاقت از نون شب برای من واجب تر بود و هست،چون تمام ضربه ها رو از احساس عدم لیافت دریافت میکردم و میکنم

    هرچقدر بیشتر کار کنم بیشتر و زودتر نتبحه میگیرم

    الهی شکرت ک منو در مدار آگاهی های احساس لیاقت قرار دادی

    الهی شکرت

    نیم ساعت پیش داشتم خواص روغن دنبه رو سرچ میکردم

    بعد فهمیدم، همین روغت ترکیبی ک هدایت شدم برای ماساژ صورت قشنگم

    همون چیزیه ک من درخواست داده بودم ب خدای عزیزم

    من اصلا روحمم خبر نداشت از اینکه نسخه از روغن دنبه استفاده کرد برای صورت

    ولی از اونجایی ک خداوند هر لحظه داره پاسخ می‌دهد ب درخواستهای ما

    من درخواست داده بودم ک پوستم شاداب تر،جوانتر، روشن تر،و لیفت بشه

    بعد مادرم بهم پیشنهاد داد ک از روغن ترکیبی دنبه با گلاب بزنم ب صورتم

    همون لحظه ک استفاده کردم

    متوجه شدم این خودشه

    همون چیزی ک من لازم داشتم.

    ی آبرسان بسیار قوی، جوان ساز

    روشن کننده پوست

    رفع کننده چین و چروک

    و بینهایت خاصیت دیگه

    ک کاملا طبیعیه

    ک امروز متوجه شدم همه ی اینارو داره

    داره این کشف جدید

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    عاشقتممم بابت عشقی ک امروز بهم دادی از بینهایت طریق

    الهی شکرت

    همه ی خواسته ها دست یافتنی هستند و امکان پذیر کافیه من فقط باور کنم

    قادر مطلق بودن خداوند رو.

    عالم مطلق بودنش رو

    خالق آسمانها و زمین رو و هرآنچه در

    آسمان هاو زمینه در سیطره ی قدرت و مالکیت خداونده

    هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمی افته

    خدایا شکرت ک زندگیم هرروز داره بهتر میشه

    الهی شکرت

    امروز هدایت شدم ب صفحه ی خوش آمدی ک برای ورود اعضای جدید ایجاد شده

    چقد اکاهی ها قشنگی درمورد قانون تکامل

    چقد نیاز داشتم بشنوم

    اینکه توقع زیادی نداشته باشم از خودم .

    ک یکباره بخوام باورهام تعییر کنه

    نتایج بزرررگ بگیرم

    آروم آروم

    تکامل یعنی انجام یک سر کارهای روتین مثبتت ک با تکرار و ادامه دادنشون نتایج برزگ ایجاد میشه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    امروز صبح وقتی بیدار شدم

    شروع کردم ب شکر گزاری

    و نوشتن تمرین ستاره قطبی

    دیشب تو حیاط رو تخت خوابیدم

    خیلی عالی بود خداروشکر

    پدر هم رو ی تخت دیگه ،حین نوشتن شکر گزاری سنگینی نکاه پدر و حس کردم

    سرم و ک بالا گرفتم و نگاش کردم

    دیدم چنان داره نگام میکنه ک انگار ی مجرم و حین ارتکاب جرم گرفته خخخخخخخ

    چشاش شبیه اون استیکری شده بود ک خط صافه خخخخخخخ

    بهم گفت چی داری هی مینویسی چی بدست آوردی،چیکار داری میکنی

    ب سختی جلوی خودم و گرفتم ک نخندم

    تو دلم گفتم خیییلی چیزا،مهم ترین کار زندکیمه

    دین شما برای شما دین منم برای خودم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    امروز عجب روز پربرکتی بود

    دارم یاد میگیرم هروقت تصمیمی گرفتم سریع عملیش کنم

    حتی اگه اشتباه باشه ب رشد من کمک میکنه

    هرچند خداروشکر الان ی ذره بهتر ندای قلبم ومیشنوم واین عالیه

    نشون میده مسیرم درسته

    باید ادامه بدم و قوی ترش کنم

    الحمدلله رب العالمین

    سپاس فراوان از استاد جان و مریم عزیزم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    روز 24 چله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 464 روز

    خدا جدا صدای منو میشنوه.

    خدایا واقعا صدای منو می شنوی. خودمم باورم نمیشه.

    استاد در پایان این کامنت خدا خیلی به من افتخار میکنه. خیلی. خودم هم همینطور.

    روز اول تعهد

    الان دارم فکر میکنم چجوری موضوعات رو یجوری بگم که سرگیجه نگیرین، نمیدونم، ولی میگم یجوری امیدوارم ربطشونو بفهمین

    من راستش چند وقت پیش داشتم پنکیک درست میکردم، یکم سفیده تخم مرغ مایع ریخت روی گوشی م. بعد رفت داخل اسپیکر سمت چپ ش.

    گوشی مم تازه خریدم.

    اینو داشتهباشید همینجا.

    اینم بگم من گارانتی اپل کر خریدم وقتی گوشی مو خریدم.

    که قیمت ش هزار و چهارصد کرون بود حدود چهارده پونزده میلیون

    و خب نصف حقوق ماهانه منه تقریبا یکم کمتر تز نصف

    ولی خب بازم پول زیادی عه برای من

    اینم داشته باشید.

    من اسپیکر گوشی مو هنوز تعمیر نکردم(سمت راستی ش هنوز کار میکنه)چون میترسیدم به مامان بابام بگم زدم اسپیکر چپی رو از کار انداختم همین اول کاری، با خودم میگفتم نکنه برم توی مغازه بگم یکی دو روز گوشی تو بزار بعد درست میکنیم اونوقت به خانوادم چی بگم(شونزده سالمه با خانوادم زندگی میکنم) خلاصه نرفتم ولش کردم.

    گفتم حالا فعلا که گارانتی رو دارم(دوساله ست)هروقت پول اضافی دستم اومد میرم درستش میکنم.

    چند وقت پیش دوباره یادم اومد، این قضیه اپل کر رو که من هزار کرون الکی پول دادم قرارم نیست استفاده کنم(فک میکردم خب گوشی م که قرار نیست خراب بشه حالا اسپیکر شم مهم نیست همینجوری بمونه دیگه)

    بازم عین احمق ها زدم توی سر خودم. تا همین امروز درگیرش بودم امروز مث چییییی نشسته بودم گریه میکردم سر این.

    سر همین قضیه گارانتی اپل کر.

    حالا چرا؟

    چون خرید ش اجباری نبود من هزار کرون اضافی دادم اینو خریدم که اگه نمیدادم الان میتونستم گیتار بخرم(این قضیه گیتار برای من خیلی مهمه)

    من همینجوری خریدم

    وقتی داشتم گوشی مو میخریدم هنوز حقوق مو نگرفته بودم(اولین حقوق کار جدید مو)و پول شو از مامانم قرض کردم

    توی فروشگاه از مامانم پرسیدم بگیرم؟ گفت بگیر. پول خودته. دقیقا همین. بدون هیچ بحث و چیز خاصی. منم همینجوری گفتم اوکی میگیرم

    یعنی اصلا یک درصد هم فکر نکردم اون هزار کرون اضافی چقدر میتونه برام مهم باشه

    چون اون موقع هنوز خود پول رو نساخته بودم

    خلاصه که

    من بدون اینکه اون پول رو بسازم

    خرج ش کردم

    بعدش باز کلی پشیمون شدم میگفتم کاش یکم کمتر حداقل عجله میکردم با حقوقم یه شونزده نرمال میخریدم کمتر خرج میوفتاد رو دستم(با حقوق ماه اولم می‌شد بگیزم)

    و اینم در نظر بگیرید من اون موقع اصلا نمیدونستم ایفون شونزده نرمال هم وجود داره فکر میکردم شونزده نرمال همون ایفون شونزده e عه و فقط پلاس و پرو و پرو مکس و e دارن:))))))از شونزده eهم خوشم نمیومد نخریدم

    اصن نمیدونستم نرمال هم وجود داره و همین یماه پیش فهمیدم:)))))))

    یعنی وقتی یه قدم به خرید ش نزدیک شدم

    اونقدر عجله کردم که خودمو توی کلی دردسر انداختم

    آخرش اینقدر دیگه ناراحت بودم که زیاد پول دادم چون این ماه هم تقریبا کل حقوق مو باید بدم به مامانم برای گوشی م…که میخواستم گارانتی رو کنسل کنم پول شو پس بگیرم که خداروشکر پس نگرفتن:)))))

    سر همین امروز اینقدر داشتم گریه میکرذم:))))

    که چرا پس نمیگیرن و پولم هدر رفت و فلان..

    خلاصه این وسط خدا به دادم رسید

    یه درس خیلی خیلی مهم خدا بهم یاد داد

    هزار بار اگه استاد عباسمنش میگفت قرض نگیرید قسط ندید

    من بازم تو مخم نمیرفت

    ولی الان رفت توی مخم

    الان فهمیدم ش

    به لطف همین قرض گنده ای که همین اول روز های کاری م اژ مامانم گرفتم

    حالا بریم قضیه بعدی ربط شو بفهمیم

    استاد من از کلاس هشتم عاشق گیتار الکتریک ام ولی از کلاس سوم ویولن میزنم و بابام هیچوقت برام گیتارالکتریک نخرید ،اولش خوشش نمیومد الانم که اوکی داده میگه با پول خودت بخر.

    من الان میرم سرکار و بالاخره فرصت ش پیش اومده که گیتار بخرم.

    الان فکنم میفهمین چی میگم…

    درواقع من اگه این ماه مجبور نبودم قسط بدم میتونستم با کل پولم برم گیتار بخرم و بقیه پولم رو هم خرج کنم عشق و حال کنم یه مقداری هم پس انداز کنم

    ولی نمیتونم

    و چقدر خوشحالم که

    الان اون درس مهم مربوط به قرض و قسط گرفتن رو فهمیدم

    «چون وقتی پول نداری عجله میکنی و قرض میکنی قسط میگیری گرون ترین چیز رو هم احتمالا میخری و تصمیمات کرون و غیر منطقی و عجولانه میگیری که تا چندماه عقب میوفتی از خواسته هات»

    ولی وقتی پول توی حساب ته با خیال راحت هرچی بخوای میگیری با قیمت خیلی پایینتر و خودتو از چاله بع چاه نمیندازی، به خواسته ت هم خیلی راحت میرسی

    و در واقع صبر کردن یجور میان بره چون تو میخوای با قسط میان بر بزنی سریع تر برسی ولی هزار برابر کند تر میشی ولی وقتی صبر میکنی به موقع و از بهترین راه میرسی

    در طول نوشتن کامنت هم این باگ رو م بود که فک میکردم اشتباه م خرید بهترین گوشی و گارانتی عه

    ولی این اصن اشتباه نبود

    اشتباه من قرض کردن بود که فهمیدم تصمیم اشتباهی گرفته بودم و اشکالی نداره چون درسی که گرفتم به اندازه کل پولی که دادم می ارزه چون منو از کلی ضرر مالی در امان نگه میداره و حفظ میکنه در آینده…

    مثل همین ماه که تصمیم گرفتم اول قرض مو تموم کنم عین آدم (این ماه آخرین ماه عه)

    بعدش که حقوق مو گرفتم برم گیتار بخرم با پول م

    نه اینکه از قبل از بابام یا مامانم پول قرض کنم بعذش مثل خر تو گل گیر کنم.

    ببخشید اگه سرتون رو به درد آوردم

    حس میکنم نیاز بود این حرف هارو بزنم…برای خودم بیشتر که قوانین رو مرور کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1454 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    ممنون خدای خوب خودم هستم که همیشه در حال هدایت کردن من است

    او همیشه در کنار من است و همیشه من را دوست دارد

    هر زمان که روی باورهای خودم کار کردم نتایج عالی و فوق العاده گرفتم

    هر زمان که خواستم بهترین خودم باشم در قدم اول ترس های من مانع از حرکت من می شد و در نهایت قدم اول را برداشتم

    شروع به تغییر کردم

    خواستم که بهترین را برای خودم بسازم و از خدای خودم کمک خواستم

    او مثل همیشه در کنارم بود

    دستهای من را گرفت و قدم به قدم من را جلو برد

    یادم می آید زمانی که هنوز با استاد عزیز آشنا نشده بودم هر کاری که می خواستم انجام بدهم اول تمام مشکلات کار برای من به وجود می آمد

    هزاران فکر

    هزاران اما و اگر

    هزاران وای و چه کنم

    اگر نشود

    اگر اینجوری بشود

    اگر آنجوری بشود

    در نهایت خسته می شدم و با یک بهانه آن کار را کنار می گذاشتم

    اما اکنون به این درک و منطق رسیده ام که باید و باید تنها به قدم اول نگاه کنم

    فقط باید دنبال این باشم که ترس های خودم را کنار بگذارم و در کل به خدای خودم اعتماد کنم

    از او کمک بخواهم

    روی او حساب باز کنم

    از او بخواهم

    به او توکل کننم

    در این میان تنها وظیفه من این است که حال خودم را خوب نگه دارم

    از او بخواهم که من را هدایت کنم

    ترس ها همگی باز ی ذهن است و تا من را از تغییر و حرکت کردن باز دارند

    وقتی که به دل و قلب خودم رجوع می کنم

    زمانی که از خدای خودم و هدایت و دستهای مهربان او کمک می گیرم چنان آرامشی بر من مستولی می شود که واقعا حال من خوب خوب می شود و این همگی نتیجه حرکت کردن و قدم برداشتن در این مسیر پر از خیر و برکت است

    سپاس از استاد عزیز که با این آموزش ها همشه چراغ راه ما برای زندگی بهتر هستند

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1189 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم آقا سعید

      ممنونم از نوشتن و وقت گذاشتن کامنتهاتون

      خیلی برام کمک کننده هستن

      سپاسگزارم

      وقتی روی خودمون حساب میکنیم نمیتونیم قدم از قدم برداریم چون نجوای ذهن ست اما به محضی که از خدا کمک میگیریم و تسلیم میشویم و به او میسپاربم همراهمون ست و آرامش می‌دهد و هدایت میکند

      خدایا من قدرت و بزرگیت را باور دارم من فراوانی جهانت را باور دارم

      انشالله در این مسیر پر خیر و برکت همراه هم به بهترینها برسیم

      بهترین‌های که لایقشون هستیم

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مریم رستمی گفته:
    مدت عضویت: 3193 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همه دوستان و اساتید عزیزم

    خدا را شکر در جمع صمیمانه شما حضور دارم

    من این محصول رو دارم خدا را شکر

    و از لحاظ اعتماد به نفس عضله تصمیم گیری من خدا را شکر خیلی قوی هستم ولی باورهای درستی نداشتم و برای همین مخصوصا در زمینه های مالی سرمایه گزاری های سریع انجام دادم و در هشتاد درصد موارد تصمیمات اشتباهی بودن و من هر چه که فکر میکنم الان تنها دلیل این موضوع عجله در تصمیم گیری و باورهای نادرست من بوده که الان خدا را شکر باورهای دارم رویشان کار میکنم و الان قبل از تصمیم گیری یک مقداری فکر میکنم و خیلی خدا را شکر تصمیمات خوبی گرفتم یادم میاد که رفتیم میشین تا اونجا یک یخچال ساید بخرم و لحظه ای که حرکت کردم از خداوند طلب هدایت و حفاظت کردم و وسط تابستان و بسیار گرم بود ما سر ظهر رسیدیم اونجا و یک شماره ای داشتم زنگ زدم و ایشان هم نبود و من با هدایت خداوند رفتیم مغازه کناریش و گفتیم آقا بودجه ما شست تومان هست و به ما یک یخچال خوبی بده و ایشان گفت که ال جی ها که بالای صد و پنجاه تومان هست و یک یخچال چینی دارم که خوبه و چون ضربه خورده سه ملیون زیر قیمت میدم میشه پنجاه و نه ملیون این خوبه ما چون باید چهار ملیون هم پول حمل می‌دادیم هر چه گفتیم قبول نکرد که دو ملیون ارزانتر بده به هر حال من با همسرم بودم و همسرم از من پرسید چکار کنیم یک آن توی دلم افتاد که بریم قیمت همین یخچال رو در بازار لوازم خانگی ایران بررسی کنیم و من آروم به همسرم گفتم که بریم داخل ماشین با هم صحبت کنیم رفتیم اینترنت رو باز کردیم و قیمت اون یخچال رو پرسیدیم و دیدیم که قیمتش با بازار یکی هست و یک دفعه یک ساید ایرانی نیز نرم افزار ترب به ما پیشنهاد داد نگاه کردیم دیدیم که یک جشنواره هست و بیست ملیون تخفیف خورده و فورا با مغازه تماس گرفتیم و یخچال موجود داشتن و ما از میشین نخریدیم و چند تا خورده وسیله می‌خواستیم گرفتیم و برگشتیم و من خودم پول ریختم به حساب صاحب مغازه تهران فرداش برامون بارگیری کردن و بار بری شهرمان هم آشنا بود و کرایه ساید در اومد نهصد هزار تومان و رسید خونه و فورا از نمایندگی اومدن رایگان نصبش کردن و اینقدر مسیرش راحت بود انگار خود خدا کارها رو جور کرد و هدایتمون کرد و اون یخچال برای ما در اومد پنجاه و سه ملیون و الان داشتم نگاه میکردم قیمتش بدون کرایه زده بود صد و ده ملیون تومان و کلی به خاطر این موضوع خدا را شکر کردم و فهمیدم که باورهای من بهتر شده است و من قبلاً دیگه از اون ور خر افتاده بودم و تصمیماتی رو بر اساس باور کمبود و عجله می‌گرفتم و همیشه یا کلاه سرم می‌رفت یا یک تصمیم اشتباهی بود من در مورد کار روی بسته عزت نفس فقط آگهی بازرگانی رو مشکل داشتم که رفتم و انجام دادم و یک مشکلی دیگه ای که من دارم و هنوز نتونستم حلش کنم جواب نه دادن برای پول قرض دادن هست و ما قبلاً کشاورزی میکردیم و یک آقایی برای ما کود حیوانی قرضی می‌فرستاد و ما یک سالی خیلی ضرر کردیم رو کار کشاورزی و ما نتونستیم پول اون آقا رو بدیم و سال بعد پرداخت کردیم و حالا این آقا بعد از پنج سال اومده میگه که به من پول قرض بدید البته به همسرم گفتن و همسرم هم به من گفت من هم طبق باورهای الآنم این کار رو نمیکنم ولی از اونجایی که این اعتماد به نفس رو در خودم نمی‌دیدم نمی‌تونستم بگم من پول قرض نمی‌دم و همسرم هم نمیتونست بهش بگه و اینجوری شد که ما ابتدا اونو سر دووندیم و بعد هم تلفنش رو جواب ندادیم البته ما بهش گفتیم که به پول خودمان نیاز داریم ولی دست بردار نبود و آخرش هم ناراحت شد و تا حالا چند بار تصمیم گرفتم که همون اول بار قاطع بگم ولی هنوز نتونستم اون باور اشتباه که من مدیون طرف هستم و باید جبران کنم نمیزاره درست جواب نه بگم و هنوز نیاز هست روی خودم کار کنم یا مثلاً با افرادی تلفنی صحبت میکنم داره میناله غر میزنی شکایت می‌کنه و من هم نمی‌خوام این حرفها رو بشنوم نه میتونم باهاش خدا حافظی کنم نه میتونم بگم که از این حرفها نزنه و حتی وسط صحبت هایش سوال های حافظه ای کردم ولی فایده نداشت و طرف بعد از جواب دادن سوال من دوباره مشکلاتش رو از سر می‌گرفت و این هم دارم روش کار میکنم که حداقل وسط صحبت بگم من کار دارم بعداً زنگ میزنم و هنوز خوب نتونستم این رو درستش کنم ولی دارم روی خودم کار میکنم اینها که گفتم به دلیل شناخت هوایی که از خودم پیدا کردم و روی رفتارم فکر کردم پیدا کردم و هروقت هم نتونم تصمیم بگیرم از روش استاد استفاده میکنم میام می‌نویسم و حداقل تکلیفم با خودم روشن میکنم خدا را شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      مهدیه جهانی گفته:
      مدت عضویت: 412 روز

      سلام مریم عزیزودوست داشتنی

      کامنت زیبا وتاثیرگذارشما را خواندم وخیلی درس گرفتم.

      هم در قبول نکردن قرض به دیگران

      هم در چگونگی جواب دادن به تماسی که حالِ آدم را می گیرد.

      وچقدر صادقانه ترمز های ذهنی خودت را مطرح کردی که این ترمزها برای خیلی ها وجود دارد.

      مریم عزیزم

      از روان وشیوا نوشتنِ شما خیلی لذت بردم وقانون برایم مرور شد.

      امیدوارم هر کجا که هستی اتفاقاتِ خوب در زندگی ات جاری باشند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سیما کشاورز گفته:
      مدت عضویت: 1641 روز

      سلام به مریم عزیزم

      چقدر زیبا از اتفاقات زندگیتون گفتید و باعث شد من هم چندین ایراد کاری خودم رو پیدا کنم

      عجله

      وااای که من تمام تصمیمات اشتباه زندگیم رو از عجول بودنم، گرفتم

      حالا که فکرش میکنم منشأ عجول بودنم،باور کمبود و نداشتن توحید هست

      چند مدت پیش بخاطر باور کمبود،عجولانه یک خانه رو انتخاب کردم

      چون فکر میکردم دیگه خونه پیدا نمیشه با شرایط ما

      امااااااااا الان خیلی پشیمون هستم، چندین بار هم سعی کردم که به همش بزنم اما نشده

      دیگه به خودم گفتم خدایا من هیچی نمیدونم، اگر میدونی که خوب هست بریم داخلش اگر که نه، خودت به همش بزن.

      قطعا خیری هست که بهم نخورده

      میخوام این سری دیگه اصرار نکنم،عجول نباشم

      الخیر فی ما وقع

      خواستم پیرو این کامنت خوب شما منم حرفهای دلم رو بزنم

      ممنونم عزیزم

      انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.

      دوستدار شما :سیما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1525 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -اغلب ما به دلیل تصمیمات گرفته نشده ی متعدد دائما در شک نگرانی تردید و دودلی هستیم

    -عدم تصمیم گیری ریشه در عزت نفس پایین احساس عدم ارزشمندی نشناختن خود حامی و پشتیبان ندانستن خداوند ایمان نداشتن به او نشناختن ارزش ها علایق اولویت ها اهداف مهم بودن حرف مردم تایید و تحسین انهاست

    -گرفتن تصمیمات مانند هر مهارتی با تمرین بهبود میابد

    -با گرفتن تصمیمات متعدد عضله ی تصمیم گیری خود را تقویت کنیم

    -نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی بشناسیم

    -ایمان به خداوند هدایت ها و حمایت های او را در وجود خود تقویت کنیم

    -خداوند به شجاعان پاداش می دهد

    -اجازه ندهیم تصمیمات نگرفته مانع موفقیت و پیشرفت ما شده و ما را از ایده ها و الهامات الهی دور کند

    -تصمیم گیری حتی اگر نادرست باشد بسیار بهتر از هرگز تصمیم نگرفتن است

    -تصمیمات نادرست و بازخورد گرفتن از آنها باعث می شود در آینده تصمیمات بهتر و بیشتری بگیریم

    برای اخذ تصمیمات درست:

    +بدون داشتن احساس با منطق خود مزایا و معایب تصیم را یادداشت کرده

    +دلایل خود را برای انتخاب تصمیم بنویسیم

    +با بررسی دلایل و مزایا تصمیم درست را اتخاذ کنیم

    +سایر گزینه ها و تصمیمات را حذف کنیم

    +دلایل تصمیم اتخاذ شده را همیشه همراه خود داشته باشیم تا زمانی که با شک تردید دودلی مواجه شدیم با مطالعه ی آنها دوباره به مسیر صحیح بازگردیم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -با استفاده از روشی که استاد فرمودند اقدام به تصمیم گیری کرده و تصمیمات خود را اجرا کرده ایم بسیاری از آنها نادرست بودند اما درس ها و تجربیات زیادی از آنها کسب کرده و اتفاق نامناسبی برای ما رخ نداد که غیر قابل جبران باشد

    نوشتن مزایا و معایب تصمیمات به ما کمک کرد تصمیمات بهتری اتخاذ کرده و به آنها عمل کنیم اما برخی اوقات در مزایای تصمیمات خود نکاتی را به اشتباه ذکر کرده که فکرمی کردیم مزیت محسوب می شود اما با اجرای آنها متوجه شدیم نه تنها مزیت نبودند بلکه معایب محسوب می شدند و بسیاری از مواردی که به عنوان معایب یادداشت کرده بودیم مزایا محسوب می شدند

    تا زمانی که به تصمیمات خود عمل نکنیم مشخص نیست چه مزایا یا معایبی برای ما دارند تنها با عمل کردن به تصمیمات هر چند نادرست است که معایب و مزایای آن را متوجه می شویم و از اجرای تصمیمات خود کمتر نگران شده و کمتر می ترسیم تا زمانی که در شک تردید و دودلی باشیم نمی توانیم به تصمیمات خود عمل کنیم هر چند با کار کردن بر روی باورها خداوند خود به خود ما را به گرفتن تصمیمات درست هدایت کرده و نشانه های زیادی برای درست یا نادرست بودن مسیرمان به ما نشان می دهد که اگر بتوانبم آنها را تشخصیص داده و در مقابل آنها مقاومت نکنیم اغلب تصمیماتمان حتی آنهایی که به ظاهر نامناسب بودند به نفع ما تمام خواهند شد و در اینده متوجه ی مزایای آن می شویم

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -تصمیمات بسیار کوچک و بزرگی گرفته ایم بسیاری از آنها مزایا و معایب زیادی برای ما داشته اما به صورت کلی با کار کردن بر روی باورها اغلب تصمیمات حتی نادرست انها به سود ما تمام شده است

    ایمان داشتن به خداوند حساب کردن بر هدایت ها ایده ها و الهامات او باعث می شود به راحتی تصمیم بگیریم و از نتیجه ی تصمیمات خود نترسیم چون برای هر تصمیمی هر چقدر اشتباه راه بازگشت وجود دارد و هیچ تصمیم آن قدر نادرست و اشتباه نیست که نتوان آن را معکوس کرده یا غیر قابل بازگشت باشد

    باید با خیال راحت تصمیم بگیریم و نتیجه ی آن را به خداوند واگذار کنیم اگر عزت نفس و احساس ارزشمندی بالایی داشته باشیم از اشتباه کردن نمی ترسیم و اشتباهات خود و دیگران را به راحتی می بخشیم و اگر بتوانیم اشتباهات خود را بپذیریم و احساس عذاب وجدان و گناه نداشته باشیم به راحتی می توانیم آنها را به نقاط قوت خود تبدیل کرده و درس ها و تجارب لازم را از انها بیاموزیم

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه ی شخصی ما کار کردن بر روی دوره ی بی نظیر احساس لیاقت است پرسش هایی که خانم شایسته ی عزیز در هر جلسه طراحی کرده اند به ما کمک می کند خود را بهتر بشناسیم و هر چه خود را بهتر بشناسیم تصمیمات بهتری می گیریم خواسته هایمان برایمان واضح تر اولویت و اهدافمان روشنتر می شود

    خودشناسی ارزشمندترین مهارتی است که تنها با پاسخ دادن به پرسش هایی که خانم شایسته ی عزیزدر تمام دوره ها خصوصا دوره ی احساس لیاقت قرار می دهند به دست می اید

    حتی اگر تا پایان عمر به دنبال خودشناسی باشیم باز هم نمی توانیم خود را به خوبی شناخته و حد کمالی برای آن قابل تصور نیست

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1525 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تصمیم گیری:

    -اغلب افراد نمی توانند به درستی تصمیم بگیرند دائما در شک و تردید و برزخ به سر می برند

    سال ها قصد تصمیم گیری در حوزه ی کسب و کار ازدواج طلاق و..را داشته اما نمی توانند در نهایت به درستی تصمیم بگیرند

    ذهن آنها دائما مشغول تصمیمات اتخاذ نشده است

    -تکلیف خود را با خود یک بار برای همیشه روشن کنیم

    برای تصمیم گیری صحیح بدون دخالت احساسات:

    +دلیل تصمیمات خود را یادداشت کنیم

    +مزایا و معایب ان را یادداشت کنیم

    +با توجه به مزایا و دلایل تصمیم درست گرفته و نسبت به اجرای آن متعهد باشیم

    +گزینه های نامرتبط با تصمیم کنونی را در ذهنمان به کلی قطع کنیم

    +دلایل تصمیم خود را همواره به همراه داشته باشیم تا زمانی که دچار شک و تردید شدیم با مطالعه ی آنها دوباره به مسیر اصلی بازگردیم

    -تصمیمات متعدد اخذ نشده مانع موفقیت و پیشرفت ما می شود

    -اغلب ما تصمیمات متعدد اخذ نشده داریم

    -ترس تردید دودلی عدم خودشناسی عدم درک خواسته ها ارزش ها و نیازها باعث می شود تصمیم نگرفته و روند موفقیت و پیشرفت خود را مرتبا به تعوق بیاندازیم

    -تصمیمات بزرگ بگیریم

    -بدانیم چه کسی هستیم؟ از زندگی چه می خواهیم؟ هدف ما چیست؟ برای چه زنده هستیم؟ رسالت زندگی ما چیست؟ چه چیز ما را بیش از همه خوشحال می کند؟ ارزش ها و اولویت های ما چیست؟ چه چیز ما را راضی و خوشحال می کند؟

    -اغلب بسیار کم خود را می شناسیم

    -اگر قادر به تصمیم گیری نیستیم خود را به درستی نمی شناسیم عزت نفس و احساس ارزشمندی پایینی داریم

    -پا بر دل ترس ها و محدوده های امن خود بگذاریم

    -یاد بگیریم تصمیمات بزرگ بگیریم

    -اگر دائما در برزخ تصمیمات نگرفته شده ی خود هستیم با داشتن احساس بد اتفاقات بد و نامناسب را تجربه می کنیم

    -گرفتن تصمیمات نادرست بسیار بهتر از هرگز تصمیم نگرفتن است

    -ریشه ی اصلی عدم تصمیم گیری نداشتن عزت نفس و احساس ارزشمندی پایین است

    -به میزانی که تصمیمات بیشتری می گیریم مهارت ما در گرفتن تصمیمات بزرگتر بیشتر می شود

    -تصمیم گیری مانند هر مهارت با تکرار بهبود میابد

    -زمانی که شرایط ما مناسب است تصمیم به تغییر بگیریم

    -روند نادرست را تشخیص داده و پیش از نامناسب تر شدن اوضاع آن را تغییر دهیم

    -فاصله ی بین فکر و عمل ما باید کوتاه باشد

    -خداوند همواره حامی و هدایتگر ماست

    -تصمیمات نادرست باعث کسب تجربه می شود

    -افراد موفق تصمیمات بسیار زیاد و اغلب درست می گیرند

    -دریافت بازخورد از تصمیمات نادرست باعث تصمیمات درست آینده می شود

    -ایمان داشتن به خداوند هدایت ها و حمایت های او باعث تصمیم گیری می شود

    -ایمان به خداوند را در وجود خود تقویت کنیم

    -خداوند به شجاعان پاداش می دهد

    -جسارت تصمیات بزرگ را در وجود خود تقویت کنیم

    -با عدم تصمیم گیری اجازه ندهیم ترس ها ما را احاطه کرده از هدایت ها و الهامات الهی دور شویم

    -باورهای درست باعث می شود تصمیمات بهتر و درست تری بگیریم

    -مهم ترین سرمایه گذاری ما سرمایه گذاری بر روی باورها و توانمندی هایمان است

    -زندگی ارزش آن را دارد که به نحو احسنت از آن استفاده کنیم

    -به خاطر فرصت کوتاهی که خداوند در اختیار ما گذاشته است سپاسگزار او باشیم

    -نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی بشناسیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    سیدمجتبی آیت گفته:
    مدت عضویت: 1892 روز

    به نام خالق کوهستان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و همه دوستان گلم

    سرمایه گزاری روی خودت

    چقدر به شنیدن آگاهی های این فایل نیازمند بودم

    وچقدر خداوند در زمان مناسب مارو هدایت می‌کنه به نیازهای روحی وجسمی مان، خدایا شکرت.

    مسأله ای که مدتهاست درگیر اون هستم و به قول استاد در برزخ قرار دارم و هنوز نتونستم تکلیف خودمو با خودم مشخص کنم انتخاب میان شغل فعلی و چیزی که عاشقش هستم یعنی ورزش وکوهستان وطبیعت …

    استاد با اینکه نشانه ها از همه طرف فریاد می‌زنند که باید شغل فعلیت و رها کنی و بری دنبال چیزی که براش متولد شدی ولی باز هم کم ایمانی وترس ها اجازه تصمیم گیری واقدام‌ کردن واز من گرفته..

    با اینکه تقریبابیش از نصف زمان روزانه من(هم از نظر ذهنی وهم فیزیکی) صرف ورزش کردن وخواسته هایی که در این مسیر دوست دارم استفاده میشه ولی چون هنوز در این مسیر نتونستم پولی بسازم قدرت رهاکردن شغل فعلیم و ندارم زیرا تنها منبع در آمدم هست. درصورتی که همین منبع درآمدی که سالها بابتش زحمت کشیدم چون دیگه اون تمرکز وشورو شوق و انگیزه ای که قبلاً داشتم وندارم به شدت کاهش یافته ویه جورایی اصلا استپ شده..

    با شنیدن این فایل امیدوارم بتونم بر ترسهام غلبه کنم وایمانم ودر عمل نشون بدم وبا توکل بر خدا هر چه زودتر تصمیم درست وبگیرم .

    ایمان دارم که نتایج بزرگی به دست میارم اگه به صورت فول تایم تمام انرژیمو‌بزارم در مسیری که عاشقش هستم.

    خدایا من تنها تورا میپرستم وتنها از تویاری می‌جویم مرا به راه راست وبه راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت فرما..

    به امید دیدار شما استاد عزیز..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      طیبه گفته:
      مدت عضویت: 3877 روز

      سلان به برادر عزیز

      تصمیم بزرگ‌گرفتید آفرین بهتون

      امیدوارم درمسیر این تعییر ثابت قدم باشید و ادامه بدید

      من دنبال شغل مورد علاقه ام هستم .الان 2 تا شغل دارم‌ ولی هنوز حس میکنم شغلی که ازش لذت ببرم نیست

      از خدا می‌خوام بهم کمک کنه تا من هم مثل شما به مسیر مورد علاقم هدایت کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانی

    به اول بنگر و آخر که جمع آیند غایت‌ها

    سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در ادامه با عشق این مسیر نورانی

    ای جانم به این صبح زیبا ،هدیه ارزشمندپروردگارم که باید ثانیه به ثانیه اش را قدر وارزش دانست

    و با هر قدم ، هدایت طلبید و چه زیبا می شود

    قدم زدن با خداوند ، او روشنی بخشِ مسیرت به

    سمت نور است ، به سمت آگاهانه زیستن و در لحظه بودن با عزت نفس و اعتمادی که از

    ایمانِ درونت نشأت می گیرد ،دیگر هیچ عاملِ بیرونی نمی تواند بر تصمیماتِ سرنوشت ساز زندگیت تاثیر بگذارد تو با خدا معامله کرده ای

    معامله ای دوسر بُرد ،با عشق و ایمان ،توکل و امید

    فقط حرکت کرده و نشانه ها را واضح می بینی چون به صورت تکاملی در این مسیر از طریق صحبت های نابِ استادت ،

    درک و دریافت های لازمه را به دست آورده ای و وقت عملکردت فرا رسیده تا ایمانت را به خداوند نشان دهی ،

    دیگر ترسی نداری وقتی در مسیر درست ،آگاهانه و فارغ از هر نتیجه ای گام برمی داری و این همان

    داشتن عزت نفس واقعیست و

    به اندازه کافی تجربه هایت به تو یادآوری

    می کنند که همه چیز سرجایش هست تو فقط ادامه بده ،یک رضایت عمیق درونی و این رضایت

    عجیب ،سرمایه بی نظیری می باشد چون دوروبرمان ، درون و بیرون مان ،هیچ چیز برای نگرانی نیست و بعد یکی یکی ،تابوهای ذهن را

    شکسته و ذهن هم دیگر همراهیت می کند چون تو خود به واقع همراه خودت هستی و ذهن این را می داند و با تو همراه می شود و تو فرمانروای

    بی چون و چرای ذهنت می شوی

    در لحظه زندگی کردن مزیت هایش اینجاها خود را نشان می دهد که به یکباره تصمیم گرفته و به فرموده استاد تمام مزایا و معایب آن را نوشته و

    با یک ذهن آگاه و قلبی آرام شروع می کنی ،

    تو خود را باور کرده و با عزت نفسی که پیدا

    کرده ای و با ایمانِ قلبی به پیش می روی و صد البته که هدایت های خداوند از راه می رسند وقتی تلاش تو دیده شود و بعد

    هر اتفاقی هم که بیفتد ،تو از مسیرت لذّت

    برده ای و کلی تجارب بی نظیر کسب کرده ای و

    ذهنت را به یک ذهن خلاق تبدیل نموده ای .

    خدارو بی نهایت شاکروسپاسگزارم که در این مسیر

    الهی و لبریز از معجزه ،هر تصمیمی که در

    زندگی مان تا به امروز گرفتیم ،ماحصلش

    نتایج خارق‌العاده ای بوده که به لطف خداوند و

    تعهدمان به این مسیر و عمل به راهکاری طلایی و ناب استادِ عزیزمان دریافت کرده ایم و در حال حاضر اعتماد به نفس و عزت نفسی در خود احساس می کنیم که خدا می داند و برای هر تصمیمی به وقتش آماده هستیم .

    در پناه ربّ العالمین هر لحظه شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و

    با اعتماد به نفس و عزت نفسی فوق‌العاده بدرخشید ،عشق بهتون .

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 815 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیک تره

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدایی که نعمتها و ثروتها دست اونه

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی

    دیشب که رفته بودم سر کار استاد کارم بهم گفت مصطفی یک نفر رو دیدم که بیاد شبها کنارت کار کنه و کمک کارت باشه

    چون من شبها مغازه که شلوغ میشه پاهام خیلی اذیتم می‌کنه و واقعا موندم از دست پای راستم چکار کنم می‌دونم بخواطر وزن سنگینم هست ولی من فعلا تو مدار قانون سلامتی نیستم و درامدم اونقدر نیست که طبق قانون سلامتی عمل کنم پول دوره رو دارم ولی فکرم این هست چجوری همون غذاهایی که باید بخورم میگم گرون در میاد و ندارم خلاصه نمی‌دونم چکار کنم

    دیشب به خودم گفتم مصطفی تو تو این سایت الهی از خداوند خواستی بیاد و کمکت کنه و خدا که ان شائلله اون بنده خدا بیاد سر کار چون قرار بود دیشب بیاد اما نیومد و اگر اون بنده خدا بیاد خدا هست که از طریق دستش اومده که به من کمک کنه

    دیشب سر کار آخر کار حالم به شدت خوب شد و اومدم خونه با حال خوب خوابیدم الان فقط می‌خوام کامنت بنویسم حالم به شدت خوب هست خدا را شکر

    امروز یک مجلس روضه خوانی داشتم و رفتم و پنجاه هزار تومان بیشتر از اون هفتها روی پاکتم گذاشته بودند و من این رو نشانه میبینم که اون جملات تاکیدی ثروت و گوش دادن به فایلها باورهای ثروت منو داره تقویت می‌کنه

    دیشب سر کار کارها رو انجام میدادم و خدا رو گواه میگیرم تا میتونستم با عشق کار میکردم و کارم رو تموم کردم و آشپزخونه رو کردم اینه

    من سعی میکنم کارم رو با عشق انجام بدم اگر علاقه داشته باشم که خداوند کمک می‌کنه که ادامه بدم و اگر علاقه نداشته باشم منو به راحتی از اون کار بیرون میاره و میرم سمت کاری که بهش علاقه دارم ولی فعلا اینجوری تو درونم میبینم که حسم بهم میگه فقط ادامه بده و کم نیار و من دارم ادامه میدم و خیلی هم کار برام راحتتر شده چون تو ذهنم جا افتاده نمیگم عاشق کبابی نیستم من خودم مغازه داشتم و کار میکردم ولی بخواطر نداشتن باورهای درست مالی دلزده شدم از این کار و اون دلزدگی هنوز دارمش یه کم خلاصه آقا ما فعلا میریم سر کار حالا قرار نیست که مصطفی کسی تو رو بکوشه که خوب برو اگر علاقه داشته باشی خودت میفهمی اونوقت ادامه میدی و خداوند هم کمک می‌کنه دوباره رستوران خودم میزنم بی برو برگشت اگر علاقه داشته باشم باز هم مصطفی حال بهت میگم اگر علاقه داشته باشی دستم رو تو دست خدا میگذارم و برات بهترین مغازه رو تو همین اردکان میزنم به یاری خدا ولی فعلا برو نه یک ماه نه دوماه نه سه ماه برو حالا یه یک سالی تو هم این کار رو دوسداری فقط بخواطر اینکه پاهات درد میگیره میگی علاقه ندارم و این بهانها رو میاری نه تو علاقه داری اگرم نداری مشکلی نداره فعلا برو سر کار اینو من نمیگم خداوند میگه پس پا پس نکش برو

    خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا من سخت بهت محتاج هستم

    خدایا من هیچی ندارم در برابر عظمت و بزرگی تو

    خدایا تو هستی که داری از طریق آقای برزگر باهام خوب برخورد میکنید و بهم عشق میورزی و این رابطه با آقای برزگر استاد رابطمون خیلی خوبه خدا را شکر و طبق تجربه ام که در نانوایی من سر استاد کارم داد زدم و رابمون خراب شد این کار خودم رو کنترل کردم و جوش نیومدم و چیزی نگفتم درسته سه چهار روز اعصابم خورد بود ولی خدا را شکر من تونستم خشمم رو کنترل کنم حالا این ذهن نجواگر اومده میگه چرا با عصبانیت باهاش برخورد نکردی و منو میترسونن که نکنه یه موقع با عصبانیت با آقای برزگر صحبت کنی که رابطه آن باهاش خراب بشه

    خلاصه استاد من دارم یه جورایی چی بگم بخدا یه جورایی این کار داره بهم میچسبه و حال میکنم باهاش امیدوارم ادامه دار باشه برام

    خدایا من هیچی نمی‌دونم و هیچی سرم نمیشه تو بهم بگو چیکار کنم

    خدایا منو هدایت کن من بهت محتاج هستم

    خدایا منو به راه راست هدایت کن

    خدایا تو که میدونی من سنم 32هست و جایی برای خطا و اشتباه زیاد ندارم پس هدایتم کن به مسیر درست کمکم کن خدایا

    خدایا فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی

    خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا سپاسگذارم ازینکه کمکم کردی خلاف ذهنم عمل کنم و کامنت بنویسم

    خدایا سپاسگذارم ازت که سر کار هوامو داری

    خدایا سپاسگذارم ازت که کمکم میکنی تا ادامه بدم

    خدایا این تو هستی که داری به من روزی میدی ممنونتم

    خدایا این تو هستی که داری با محبت با من رفتار میکنید سپاسگذارم

    خدایا این تو هستی کن داری کامنتمو مینویسی ازت سپاسگذارم خدای من

    خدایا خدایا خدا جونم پس کمکم کن دلها رو برام نرم کن

    خدایا پروردگارا به تو نیاز دارم بیا و کمکم کن

    خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا کمکم کن من می‌خوام دوره عذت نفس رو شروع کنم به عمل کردن خودت کمکم کن و بهم بگو از کجا و چطوری شروع کنم که عمل کنم

    خدایا من میترسم کمکم کن خدایا من تو که از من اگاهی پس دست منو بگیر و کممکم کن

    خدایا مردم تویی همه چیز تویی ای فرمانروای هستی ای کسی که قدرت عالم دست توعه ای قدرتمند ای توانمند خودت کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا

    سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم

    براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      معصومه حقانی گفته:
      مدت عضویت: 2034 روز

      با عرض سلام وادب واحترام خدمت شما دوست عزیز هم مسیر.

      خدا را هزاران بار شکر که به ما همت داد تا بریم تو دل ترس هامون.

      مصطفی جان دوست هم مسیر. نترس. شجاع باش. برو تو دل ترس هات. قدم اول را بردار. قدم های بعدی بهت گفته میشه.

      برای کم شدن وزنت وبهتر شدن پاهات اول شجاع باش وقدم اول بردار. قانون سلامتی را تهیه کن. قدم های بعدی بعدا بهت گفته میشه که چی بخوری که گرون نباشه.

      یه نکته ی مثبت هم که داری اینه که تو مغازه ی کبابی کار میکنی وبه این کار علاقه مند هستی. پس تصمیم بگیر وشروع کن.. بقیه حرف ها فقط بهونه است.

      اولین قدم خرید قانون سلامتی. انجام تمرین هاش ووووو

      تصمیم بگیر وعمل کن. خدا خودش بهت کمک میکنه ودستاتش رو میفرسته و انرژیت را چند برابر می کنه.

      درپناه خدا باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1100 روز

    باورِ: “رمز موفقیتِ” من تواناییِ یادگیریِ من هستش، در دورانِ دانشجوئی، مقطع کارشناسی توی ذهنم حک شد، این باور مزایایِ قابل توجهی در مطالعه و آمادگی برای آزمون‌های اون مقطع و در حال حاضر موفقیت در کل امورات زندگیم به ارمغان اورد. در اینجا به طور خلاصه چندی از این دستاوردها رو به عنوان رد پا می نویسم.

    • افزایش انگیزه و پشتکار: من با این باور، یاد گرفتم، در مواجهه با چالش‌ها، هرگز انگیزه ام رو از دست ندم و توی همه ی کارام پشتکار داشته باشم و برای غلبه بر موانع، تلاشم رو بیشتر کنم(مومنتومم رو حفظ کنم)

    • پذیرش چالش‌ها: با این باور یاد گرفتم، چالش‌ها رو، نه تنها به عنوان تهدید، بلکه به عنوانِ فرصتی برای یادگیری و رشد ببینم و از مواجهه شدن با سختیها‌ ترس نداشته باشم و فعالانه دنبال یادگیری، حتی سخترین موضوعات برم(راه های یادگیری و آسون شدنشون از بینهایت طریق بهم الهام میشه این هم مدیون باورهای توحیدی فایل های هدیه هستم)

    • یادگیری عمیق‌تر: این باور، بهم یاد داده، به جای حفظ کردنِ مطالب، به دنبال درکِ عمیقِ مفاهیم باشم و این امر باعث یادگیری پایدارتر و کاربردی‌تر، شده.(اعتماد به نفسم فوق العاده بالا رفته)

    • استفاده موثرتر از بازخوردها: با این باور، بازخوردها(مثبت و منفی) همه برای من، تبدیل به ابزاری برای یادگیری، شدن. از اشتباهاتم درس می‌گیرم و از پیشنهادهای خوبِ دیگران، برای بهبود عملکردم استفاده می‌کنم، به جای اینکه اونا رو شخصی تلقی کنم(دوره ی دوازده قدم بینهایت باعث رشد من در این زمینه شده)

    • کاهش اضطراب و استرس: با این باور، اضطراب و ترسم از شکست به طور قابل توجهی کم شده. چون با کل وجودم برای یادگیری، تلاش می کنم، نه نتیجه نهایی(البته دوره ی قانون سلامتی باعث افزایش بینهایت تمرکز من شده)

    • توسعه مهارت‌های حل مسئله: این باور، حلِ مسائل رو برای من بینهایت راحتتر کرده، دائم ذهنم، فعاله و دنبال راه‌حل‌هایِ خوب، آسون و مفید می‌گرده و از تجربه و خطا برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده می‌کنه.(باورهای دوره ی شیوه حلِ مسائل زندگی هم خیلی در این امر موثر بوده)

    به طور خلاصه، این باور مانند یک عدسی عمل کرده، چالش رو به فرصت، شکست‌ رو به درس و تلاش رو به پیشرفت تبدیل کرده و من رو توی مسیر موفقیت هام بینهایت یاری کرده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: