دولت ها و ایجاد شغل!؟ واقعاً؟!
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، فریادی بیدارکننده برای شکستن بتهای ذهنی و بازگشت به اصل توحید عملی در مسیر کسبوکار و زندگی است. استاد عباسمنش در این فایل، به یکی از ریشهایترین باورهای مخرب در جامعه اشاره میکنند: انتظار برای منجی بیرونی.
ایشان با اشاره به فضای بحثهای سیاسی و وعدههای کاندیداها برای “ایجاد اشتغال”، این نوع نگاه را نه تنها یک اشتباه استراتژیک، بلکه مصداق بارز شرک به خداوند میدانند. تکیه کردن به دولت، شرایط اقتصادی، خانواده یا هر عاملی بیرون از خود برای موفقیت، به معنای نادیده گرفتن قدرت خالق و تواناییهای عظیمی است که در وجود انسان نهاده شده است. تا زمانی که انسان منتظر باشد دستی از غیب یا قانونی از مجلس، سفره او را رنگین کند یا شغلی برایش بتراشد، در مدار فقر و ضعف باقی خواهد ماند. پیام اصلی این است: شغل و ثروت را کسی به شما نمیدهد؛ شما خالق شغل و جریان ثروت در زندگی خودتان هستید. تفاوت میان افراد موفق و توده مردم، در میزان درک آنها از این اصل است.
در حالی که اکثریت جامعه به دنبال مقصرتراشی و بهانهجویی از شرایط بیرونی هستند، انسانهای توحیدی و کارآفرینان بزرگ تاریخ (مانند جک ما)، بدون توجه به موانع دولتی یا محدودیتها، تنها بر روی خلق ارزش و حل مسائل تمرکز کردهاند. در این دیدگاه، فرصتها محدود نیستند که منتظر تقسیم آن توسط دیگران باشیم؛ بلکه فرصتهای کسب ثروت به اندازه خداوند نامحدودند. جهان هستی به گونهای طراحی شده که به فرکانسها و باورهای ما پاسخ میدهد. اگر باور شما این باشد که کار نیست، جهان هزاران دلیل برای بیکاری به شما نشان میدهد؛ اما اگر با ایمان به رزاقیت خداوند و تکیه بر خلاقیت خود حرکت کنید، درهایی از نعمت و برکت به رویتان باز میشود که هیچ دولتی توان بستن یا باز کردن آنها را ندارد. مسئولیتپذیری صددرصد برای بهبود وضیعت مالی تان، تنها کلید ورود به مدار ثروت و بهره برداری از توانایی هایتان برای خلق ثروت است. وگرنه کمکهای بلاعوض و حمایتهای کورکورانه از افراد بیکار، نه تنها لطف نیست، بلکه خیانت به پتانسیلهای نهفته آنهاست. تضادها، محدودیتها و نیازهای مالی، موتور محرک خلاقیت انسان هستند. اگر کبوترها را دستی غذا بدهید، آنها توانایی پرواز و یافتن غذا را از دست میدهند. انسان نیز برای رشد و شکوفایی، نیاز دارد که با چالشها روبهرو شود و قانون تکامل را طی کند.
مسیر ثروت برای فردی که تاکنون هیچ پولی نساخته، از کارگری و انجام کارهای ساده و کوچک آغاز میشود و با کسب تجربه و مهارت، به امپراتوریهای بزرگ ختم میگردد. این اوج عزت نفس و اجرای توحید در عمل است. کسی که حاضر نیست از کارهای ساده شروع کند و منتظر یک میز و صندلی آماده است، هرگز طعم استقلال مالی حقیقی را نخواهد چشید.
درس عمیق این داستان این نیست که وام گرفتن خوب است یا بد؛ بلکه درس این است که انسان باید به جایگاهی از بینیازی درونی و بیرونی برسد که به جای دست دراز کردن جلوی دیگران (چه دولت و چه بانک)، خودش به منبع خیر و برکت تبدیل شود. هدف دوره های روانشناسی ثروت تربیت انسانهایی است که به چنان قدرتی در خلق ثروت دست مییابند که سیستمهای بانکی و دولتی محتاج همکاری با آنها میشوند، نه برعکس.
منطق های استاد عباس منش در این فایل شما را به چالش میکشد تا تمامی امیدهای واهی به عوامل بیرونی را قطع کنید، بتهای شرکآلود ذهنی را بشکنید و با توکل بر خداوندی که از خودتان مشتاقتر به ثروتمند شدن شماست، آستینها را بالا بزنید و آیندهای درخشان را با دستان خود بسازید.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD236MB20 دقیقه
- فایل صوتی دولت ها و ایجاد شغل!؟ واقعاً؟!18MB20 دقیقه














خدایا هرآنچه که دارم از آن توست و تو مالک و صاحب اختیار من هستی..
باسلام به استاد جان خودم ومریم بانوی نازنین
روزشمارتحول زندگی من فایل 52
واقعا دولت باید برای ما شغل ایجاد کنه من که خداروشکر هیچ وقت به دولت از این منظر نگاه نکردم که دولت باید برای ما کاری کنه.. اون کارگری که صبح زود میره سرفلکه دولت براش کار جور کرده یاخودش.. داداش من یه راننده هس که فقط تا اول راهنمایی درس خونده با31سال سن وخداروشکر از همون اولی که یارانه وچه میدونم سود سهام اینا اومد ایشون تنها کسی تو خونواده ما هس که هیچکدومش شاملش نشد تنها داداشی که از همون دوره راهنمایی مدرسه رو رها کرد ورفت دنبال کار یادمه میرفت کارگری وتوی باغ سنگ پای درختها جمع میکردبعدش رفت جوشکاری بعدش رفت بندر توی شرکت روی ماشین کارمیکرد بعدش نامزدکرددوشروع کرد به ساخت وساز خونش وازدواج کردو خودش تمام خرج عروسیشو داد وبدون اینکه یک ریال وام بگیره چون میگه من هیچ اعتقادی به وام ندارم.. بعد عروسی هم خداروشکر رفت توی پالایشگاه وبعد سه سال ماشین خودشو خرید الان 4میلیارد ماشین سنگین زیر پاشه وخداروشکر خداروشکر هیچ وقت هم من یادم نمیاد که این بشردستشو جلو کسی دراز کرده باشه واسه پول..و وضع زندگیش خداروشکر از صدهانفری که مثلا شغل دولتی دارن وکارمندهستن بهتره…(توجمع خودمون میگم)
روزی رسون خداست. ثروتها دست خداست نعمتها دست خداست توفقط باوراتو عوض کن وبه خدا ایمان داشته باش نتیجه شو صددرصد میبینی..
ازجاهایی بهت میرسه که خودت باور نمیکنی..
وقتی خداوند جدیتت رو ببینه هدایتش رو اشکار میکنه.. خیلیا هستن که من میشناسمشون مثلا میپرسی فلان چیزو خریدی میگه تایارانه واریز بشه یافلان جا رفتی؟… نه پول نداشتم تا یارانه بدن.. مگه یارانه چقدر میخان بدن که چشمت به یارانه س منم قبلا همینجور بودم اما الان خودم خندم میگیره وبه حال این مردم وحال قبل خودم تاسف میخورم که ما چرا با افکارمون با باورهامون راه ثروت ورو خودمون میبندیم.. من هنوز درآمدم از کارخودم وشغل خودم اونقدری که زیاد باشه نشده.. ولی از روزی که تصمیم گرفتم که خدایا من فقط رو خودت حساب میکنم وبقیه دستی هستن از هزاردست تو خداشاهده دستای خدا یه جوری برای من میرسه که خودم باورم نمیشه.. کوچیک بزرگ هرچی باشه داره میرسه دیگه از جاهایی که قبلا نمیرسید واین نتیجه کارکردن روی خودم وباورام هس خدایا صدهزار مرتبه شکرت شکرت شکرت ومنم میخام اونقدر روخودم کارکنم روخودم سرمایه گذاری کنم که دست هزارنفر دیگه رو بگیرم ومیرسه اون روز خیلی زود.. ان شاء الله
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید