دولت ها و ایجاد شغل!؟ واقعاً؟! - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

607 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بنفشه گفته:
    مدت عضویت: 1827 روز

    سلام به همگی

    امروز به سوی نشانه ام رو زدم و این فایل برای من اومد و چه جالب که برابر شد با جلسه پنجم دوره روانشناسی ثروت یک که دقیقا موضوعش در مورد توحید و تاثیر نداشتن عوامل بیرونی بر ثروتمند شدن افراد بود . خداروشکر با دیدن این فایل خیلی بهتر مفهوم شرک و متوجه شدم .

    5 روزه از خرید دوره ثروت گذشته و خداروشکر دارم نتایجش همین اول دوره می بینم .

    مشتری های قدیمم تماس گرفتن

    سفارش دادن و مشتری های جدید و خوش حساب به سمتم هدایت شده .

    بدون شناخت از من خیلی راحت واریز انجام میدن . ادم های خوب سر راهم قرار گرفته ، همکارا خیلی باهام راه میان

    حتی در روابطم هم تاثیر داشته

    خداروشکر می کنم و ممنونم از استاد عزیز که دستی از دستان خداست

    این کامنت بمونه ردپایی از روز های اولی که دارم به دوره روانشناسی ثروت یک عمل می کنم .

    و خیلی امیدوارم به روزهای اینده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    اکرم ملایی گفته:
    مدت عضویت: 1549 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی

    و سلام به همه دوستان عزیز

    روز 52 پنجاه و دومین روز از روز شماره تحول زندگی من

    امروز که دارم این کامنت رو می نویسم

    چند روز دیگه فکر کنم 7 اسفند ماه  دقیق نمی  دونم چون برام اصلا مهم نبوده  روز انتخابات است

    چون یاد گرفتم که من تاثیر روی هیج کس ندارم و مسول هیج کس نیستم

    و هیج کس هم توانایی و قدرتی رو زندگی من نداره 

    هر چند سال یکبار انتخابات هست و هر سال هر کدوم از نماینده ها می گویند ما اینکار رو می کنیم اینکار رو برای پیشرفت کشور و بیکار و وضعیت درامدی

    ولی از زمانی که من یادم هست

    در هر دوره همین حرف و حدیث ها بود و عملا اتفاق خاصی رخ نداده

    و خیلی ها هم منتظر هستند و کلی تبلیعات برای نماینده های که می خواهند انجام  می دهند که دیگه ایندفعه این فرد بیاد بالا کلی در روند زندگی شون تاثیر داره  من هم خودم یکی از همون آدم ها بودم  ساعات ها پای مناظره و جلسات و طرفداری اونها وقت گذاشتیم و حتی تو خیابون ها رفتیم برای اعلام امادگی از اون فرد  با این طرز فکر که زندگی و وصع کشور خوب میشه خدایا چقدر شرک تو وجودم بوده و من نمی دونستم خداروشکر که دارم شرک ها رو تو وجود خودم شناسایی می کنم

    دیگه چند سالی هست و بخصوص از وقتی که فهمیدم که اینها همش شرک است  این طرز فکر رو کنار گداشتم و اگه جایی هم بروم که درباره این مسایل صحبت کنند حواسم رو پرت می کنم و اصلا وارد مشاجره نمیشه 

    این گفته استاد به من هم حس خیلی خوبی داشت

    چرا ما همیشه دنبال این هستیم که دیگران حالا دولت و یا خانواده برای ما کار انجام دهند

    چرا من کاری برای دولت انجام ندهم

    چرا من برای همسرم کاری انجام ندهم

    چرا؟؟؟؟

    چرا ما  همش از همه توقع داریم  ولی از خودمون توقع نداریم

    چون به توانایی های خودمون پی نبردیم چون خودمون رو باور نداریم چون فکر می کنیم از دست ما که کاری بر نمیاد

    اصلا چرا من حرکت نمیکنم و به گسترش جهان کمک نمی کنم  چرا منتظر دیگران و کاینات هستم  چرا منتظر این هستم که جهان با پوتک بزنه تو سرم

    جهان من   رو مجبور کنه 

    بابت همین طرز فکر و باور مخرب بوده که روی همه حساب باز کردم شرک ورزیدم درحالی که نمی دونستم و

    به خودم ایمان نداشتم به استعداهایم به ارزش هایم

    من کلی توانایی دارم  ولی به خاطر ترس و شرک روشون کلی گرد و عبار نشسته

    من از پارسال این تصمیم رو گرفتم که اکرم تو نباید بیکار باشی باید هر جور شده پول در بیاوری

    شروع کردم با دست خالی و چون خواستم خدواند هدایتم کرد

    از فروش یک محصول سنتی بدون اینکه سرمایه داشته باشم طرف دست خدا شد برام و طرف خودش بدون اینکه یک ریال از من پول بگیره محصولش رو از شهرستان ارسال می کرد و من می فروختم  و در همین حین ترشی هم درست می کردم

    و این کار ادامه داشت و پول خوبی ساختم

    تقریبا چند ماه پیش دوباره بیکار شدم

    چون فصل اون محصول تموم شده بود

    ولی این دفعه با اون اکرم پارسالی کلی فرق کرده بودم

    چون امسال خودم رو بهتر شناختم  و رفتم سمت علاقه خودم علاقه ای که از نوجوانی رویایش رو در سرم داشتم

    و چند ماهی هست دارم تمرکزی روش کار می کنم

    و چند روز پیش استارتش رو زدم و دو روز پیش ازش یک مبلع خیلی کمی پول ساختم

    به محض اینکه پول به حسابم واریز شد گفتم دیدی پس  میشه تو از علاقه ات و استعدات داری پول در می اوری پس شدنیه

    پس کسانی زیادی هستند که به. این بیزنس من نیاز دارند 

    و حالا مصم تر شدم که اره میشه و من قدم برداشتم و بقیه اش رو به خدا سپردم

    و من باید روی خودم بیشتر کار کنم و باورهای ثروت ساز بیشتری بسازم

    خداروشکر

    بعد از سالیان سال من پی بردم به علاقه خودم و از گمراهی در امدم

    چون همیشه دنبالش بودم ولی می گفتم اخه من به چی علاقه دارم چه توانایی دارم و حالا بهش دسترسی دارم

    این خیلی خوب و هر کاری که برای علاقه ام انجام می دهم لذت می برم

    خدایا سپاسگزارم که هر لحظه مرا هدایت می کنی

    هدایت به مسیر خواسته هایم  هدایت به مسیر درست به مسیر صراط المسقیم

    یک مسیری که صاف و پر از سر سبزی و زیبایی و بدون پیج و خم است

    یک مسیری که من با لذت  ازش دارم عبور می کنم

    مرا به مسیر صالحان به مسیر استاد عباس منش هدایت می کنی  به مسیر نعمت و فروانی

    سپاس از همه دوستان عزیز 

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مهسا مذهب دار گفته:
    مدت عضویت: 3252 روز

    سلام. سپاس از همه کلماتتون.عالی بود ولی من یه سوال دارم من خیلی ایده های خوب کسب و کار دارم اما یه تنبلیه درونی منو سرد میکنه. چکار باید کرد کدوم باور باید اصلاح شه. ممنون و ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محمد حسین ابدالی گفته:
      مدت عضویت: 3693 روز

      سلام دوست خوبم خانوم مذهب دار

      به نظرم با توجه به مدت عضویتتون در سایت تازه با این گروه آشنا شدین.

      پیشنهاد من اینه که شما اول از همه فایل های رایگان و بعد از اون کتاب های استاد عباسمنش به ویژه کتاب “چگونه فکر خدا را بخوانیم” حتماز استفاده کنید تا اطلاعاتتون از قوانین و نوع کارکرد اون ها بالا بره.

      شاید مشکل در تنبلی درونی نباشه.به نظرم خیلی کار دارین و باید حسابی با فایل ها و عقاید استاد عباسمنش آشنا بشین.

      چون به نظر من تنبلی درونی وجود نداره و ناشی از روشن نبودن درست مسیر و نشناختن درست سیستم جهان به وجود میاد.

      اما جواب واضح و دقیق شما در مورد باورهای اشتباه در زمینه کسب و کار در بسته های روانشناسی ثروت پاسخ داده شده.

      شاد و پیروز و سعادتمند باشید…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2182 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا شکرت

    سلام استاد جان سلام مریم جانم سلام به دوستای عزیزم عاشقتونم

    باور توحیدی =باور فراوانی

    باور توحیدی=باور توانایی خودم

    باور توحیدی =عدم تاثیر عوامل بیرونی

    باور توحیدی =باور اینکه خوشبختی دورن منه

    باور توحیدی =قدرت دادن فقط به رب

    باور توحیدی =عزت نفس و اعتماد به نفس

    باور توحیدی =حرکت و قدم برداشتن برای خلق شرایط و زندگی دلخواه

    باور توحیدی =خلق ثروت از دل هیچ

    باور توحیدی =دیدن و درک فرصت ها و استفاده از اونا

    باور توحیدی =طی تکامل در هر کار و شغل

    استاد جان ازت به دنیا ممنونم که تو هر فایل باعشق برام قانون رو مرور می‌کنی و از مریم جان ممنونم که دوباره این آگاهی هارو دسته بندی کرد و دوباره باعث شد من برگردم و مرور کنم

    با هر کلمه استاد جان باغچه ذهن منو شخم میزنی و اون کرم هاو حشرات موذی رو میکشیم بیرون و بذر های خوشبختی رو با تکرار باور های درست تو اعماق وجود من میکاری و با هر فایل جدید و مرور این آگاهی ها آب و کود عالی .‌نور مناسب رو به این بذر های میدی و خبر خوب اینکه این باور ها خیلی هاست تازه داره گونه میزنه و خیلی های دیگه تقریبا سر از خاک برآورده و چند تایی از اونا هم میوه خوشمزه داده که نوش جان هموون این میوه ها و‌ثمره این ایمان در عملمون خدایا شکرت

    استاد جان اویل همش میترسیدم از این نتایج به ظاهر کوچیک بگم همش میگفتم خوب که چی حالا یه کم روابط بهتر شده حالا یه کم فروشت بهتر شده که چی هی میای تو سایت جار میزنی هی تو گروه به بچها میگی اما استاد امروز داشتم فکر میکردم همین هی گفتنای من باعث شده خودم خودمو بیشتر باور کنم باعث شده نگاه مثبتری به خودم داشته باشم باعث شده موفقیت هامو ببینم باعث شده تمرکز بیشتری روی زیبایی ها و نکات مثبت خودم و دنیای اطرافم داشته باشم باعث شده راهکار های کاراتر و راحتری به ذهنم برسه خدایا شکرت شاید این موفقیت های به چشم دیگران نیاد اما برای من یه پاداش بزرگه خدایا شکرت

    درسته استاد جان منم وقتی خودمو باور کردم یه مقدار وقتی شنیدم دنیا پر از فرصت شغلی و نعمت هست وقتی یه کوچولو باور کردم قانون جهان فراوانی و‌پول و ثروت خیلی راحت بدست میاد روابط قشنگ بینهایت زیاده و تنها خدارو باور کردم و به اندازه ای که باورش کردم تو زندگیم متجلی شد وقتی باور کردم موفقیت ربطی به جنسیت و سن و شهر و کشور و تحصیلات نداره حرکت کردم اول با همون آگاهی های کم و به مرور با کارکردن خودم سعی کردم هربار بهتر و بیشتر تکاملمو طی کنم و موفقیت های بیشتری رو تو پرونده عزت نفس خودم ثبت کنم

    استاد می‌دونی تو باعث شدی من خدارو پیدا کنم

    شروع کسب کار و این تضاد ها باعث شد من نگاه توحیدی داشته باشم خودم و خدای خودمو کشف کنم قدرت خدای خودمو و خودمو رو در خلق زندگیم باور کنم

    استاد با هرکلامت نگاه من و ذهن منو بیشتر شستشو دادی تا اون باور های شرک آلود و نگاه غلط به خدا و قدرتشو تغییر بدم باور خداوند باعث شد تا من دیگه رو هیچ قدرتی و آدمی حساب نکنم و خودمو باور کنم و منتظر هیچ دستی نباشم تا پدرو مادرو همسر و دولت برای من کار انجام بدن و پول بدن می‌دونی چی شد وقتی خدارو باور کردم و حرکت کردم ؟هموپ آدم های که تا دیروز خودمو خار و خفیف میکردم برای گرفتن توجه و پول و کمک همون ها با سر میدون تا برای من کار انجام بدن با تمام وجود خودشون میان و به من کمک میکنن وبرام وقت میزارم همونا شدن دست خدا برای رشد من و رسیدن بیشتر من به خدا و خوشبختی خدایا شکرت

    استاد جان مریم جان عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینموتون 😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مریم علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 3649 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان دوست داشتنی

    خدارو شکر با اینکه من قبلا این قوانین رو نمیدونستم ولی هیچوقت هم منتظر نبودم که دولت برام شغل ایجاد کنه تا برم سرکار از همون سالهای آخر دانشگام توسط دستی از دستان خدا ی شرکت خصوصی مشغول به کار شدم با حقوق بسیار پایین بعد هدایت شدم جای بالاتر با حقوق بهتر و بعد هم همینطور که ارشد هم قبول شدم و هم درس میخوندم و هم کار میکردم بعدا بهم الهام شد که کسب و کار خودمو راه بندازم بر اساس حرفه ای که بلد بودم و اونجا اولین فایل استاد به عنوان حزن در قرآن به دستم رسید و من هرروز گوش میکردم بعد چند ماه که حقوقم افزایش پیدا کرده بود و تقریبا دوبرابر شده بود و حتی داشت بیشتر میشد من استعفا دادم و تصمیم گرفتم رو کسب و کار خودم تمرکز کنم کارمو گسترش دادم و تقریبا خوب پیش رفتم ولی خوب باورهای نادرست هم زیاد داشتم بالاخره سر ی سری اتفاقات من تصمیم گرفتم کارمو جمع کنم و مهاجرت کنم به شهری که هیچ شناختی ازش نداشتم بالخره رفتم و تو شرایطی که همه دولت رو فحش میدادن که جوونا همه بیکارن من نگاهم به دولت نبود.دروغ چرا؟ارشد خوندم چون دوست داشتم استاد دانشگاه بشم ولی درسمو که تموم کردم بهم گفتن باید دکترا داشته باشی و منم دیگه بیخیال شدم و شروع کردم ی جایی مشغول به کار از تو حرفه خودم نه تحصیلیم بعد ی جای دیگه معرفی شدم با حقوق بالاتر و بعد دیدم نمیتونم واسه مردم از صبح تا شب کار کنم واسه چندرغاز و اومدم بیرون و مشخصات کاری رو که میخواستم برای خدا نوشتم و تو اینترنت و اینا دنبال کار میگشتم یکی از بارزترین مشخصات شغلی که میخواستم داشتن آزادی زمانی و مکانی بود کم کم هدایت شدم و به مدت 6 ماه کاری رو انجام دادم که اندازه یک سال بیشتر از حقوقم تو محل کار قبلیم بود بعدا با تضادهایی که بهش برمیخوردم مشخصات شغل دلخواهم برام آشکارتر میشد و هرروز برای خدا مینوشتم و حالمم خوب بود چون هرروز نشونه میدیدم و خدا رو شکر میکردم تا هدایت شدم به شغل الانم که دقیقا همونیه که من میخوام موبه مو یعنی خداوند حتی یک موردشو از قلم ننداخته.

    میخوام بگم به جای اینکه منتظر باشیم تا دولت یا کسی از بیرون برای ما کاری بکنه باید فقط حرکت کنیم و خداوند هدایتمون میکنه خودش برای من که اینطوریه.باید حرکت کرد و همه چی رو به خودش سپرد

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1938 روز

    سلام بر خداوند عزیز و توانا

    درود خدمت تمامی دوستان امیدوارم در پرتو حق تعالی شاد و پیروز باشیم همگی

    خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته و سایر کادر اجرایی سایت

    بسیار فایل عالی و مهمی بود!

    شغل و کار را خودمان برای خود، ایجاد می کنیم!!!

    بی نهایت فرصت برای شغل داشتن وجود دارد!

    انسان اگر بخواهد می تواند برای خودش شغل ایجاد کند!

    چه بقیه بخواهند!

    چه بقیه نخواهند!

    بی نهایت بازارِ کار، شغل و مسئله برای حل کردن وجود دارد!

    که می توان از قِبَل آنها پول ساخت!

    فارغ از اینکه دولت چیکار بخواهد بکند!

    خودمان برای خودمان باید با توکل به خدای مهربان شغل ایجاد کنیم!

    ما به بی نهایت فرصت در هر زمانی، برای انجام هر کاری دسترسی داریم!

    هر کدام از ما توانایی این را داریم که با:

    خلاقیت های جدید، ایده های جدید و قدرت های خدادادی که در وجود همه است!

    کارهای بزرگ کرده و شغل برای خودمان، خانواده یمان و جامعه ایجاد کنیم!

    جان اِف کِنِدی حرف جالبی زد:

    نگویید آمریکا برای شما چه کاری کرد!؟

    بگویید ما برای آمریکا چه کاری کردیم!؟

    داستان شرکت علی بابا و کشور چین برایم جالب بود!

    اینکه انسان در هر کاری منتظر عوامل بیرونی باشد!

    نشان از یک باور شرک آمیز دارد!

    باور یک فرد موفق این است که:

    منم که می توانم زندگیم را آن گونه که بخواهم، برای خودم رقم بزنم!

    بقیه ابزاری هستند که ما با باورهایمان به آنها شکل می دهیم!!!

    تنها کسی که می تواند زندگی مان را تغییر دهد؛ خودمان هستیم!

    برای کار کردن، همیشه کار هست؛ البته اگر ما بخواهیم!

    یک پیشنهاد:

    اگر یک شغل خاص مد نظرتون هست!

    از اصل انتظار استفاده کنید!

    به طور مثال:

    من هر وقت که فرصت پیدا می کنم میرم تو بازار چرخ میزنم، که ببینم مغازه ها آگهی شغل زدند یا نه!

    من دنبال شغل فروشندگی یا منشی گری هستم!

    اونو تو دفترم نوشتم و جز اهداف کوتاه مدتم قرار دادم!

    پس بهش می رسم!

    فقط همین!!!

    هر روز ثروت ها و فرصت ها بیشتر و بیشتر می شوند!

    خصوصی گری یکی از عوامل پیشرفت کشور هاست!

    نگاهمان باید به خدا این گونه باشد که:

    خداوند بیشتر از ما تمایل دارد که ما پیشرفت کنیم!

    و به همین دلیل همواره فرصت ها و ثروت های بی نهایتی را در جهان جاری می کند!

    داستان وام دادن بانک هم خیلی برایم جالب بود!

    همه چیز بر اصل تکامل است!

    دوستان یک دفعه نخواهید مدیر شرکت شوید!

    نمی گویم در ابتدا باید حتما از کارگری یا نظافت چی بودن، شروع کرد!

    اگر آن دو را دوست ندارید، می توانید از دست فروشی یا …، که بهش علاقه دارید، شروع کنید!

    بسیار فایل عالی ای بود و کلی درس و جای صحبت داشت!

    سپاسگزار خداوند هستم که من را به مسیر ثروت، ایجاد شغل و باورهای درست هدایت می کند!

    ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته و سایر اعضای سایت!

    در پناه خداوند، در صلح با خود باشیم همگی در دنیا و آخرت!

    من آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهران هستم!

    من بهترین هستم؛ چون همیشه سعی می کنم، الهامات خداوند را شنیده و ایده هایش را درک کرده و آنها را عملی کنم!

    بدرود!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4269 روز

    سلام استاد عزیرم ومریم شایسته ام ودوستان گلم.

    منم مدتی است که باورامو عوص کردم وگفتم اگرچه سرمایه ای ندارم ولی با همین امکاناتی که توخونه ام دارم میتونم یه کاری رو شروع کنم والان دارم کارهای مقدماتی اون رو انجام میدم وهدایت میشم.

    فعلا درباره اون صحبت نمیکنم تا به نتایج پر بارتر برسم وبیام وبگم.

    قبلا فک میکردموباید شریکی ب داشته باشم تا بتونم موفق بشم.

    یا فک میکردم دیگران چه فکری میکنن.

    و یا میگفتم من هیچ اطلاعاتی ندارم وتجربه فروش ندارم و…..

    ولی الان باورای مناسبی برای خودم ساختم و نظر دیگران مهم نیس.

    فروش رو میتونم یاد بگیرم مثل همه تواناییهای دیگه ای که یاد گرفتم.

    و از قدمهای کوچیک شروع کردم ومیدونم خدا هدایتم میکنه.

    تا حالاش که خوب بوده.

    و الان این باور رو برای خودم ساختم که من خودم باید پولدار بشم وهیچکسی نمیتونه منو ثروتمند کنه.

    من خودم باید حرکت کنم و گامهای کوچولو رو فعلا برداشتم تا خدا خودش به بهترین شکل راهنماییم کنه.

    و با اینکه شغل دولتی دارم ولی اون شغل نتونسته تا حالا منو پولدار کنه واز وقتی که رو شغلم نبستم و باورام رو درست کردم پول بیشتری دریافت کردم و به خواسته هام هم رسیدم.

    و خیلی از خواسته هایی که اسفند ۹۸ نوشتم الان داره با سرعت هر چه تمامتر تیک میخوره.

    وتقریبا بیشتر اونارو بهش رسیدم ومابقی اونم مطمئنم در این ۲۶ روز باقی مونده بهش میرسم چون قشنگ میفهمم که چرخ زندگیم افتاده تو سرازیری موفقیت وخدا خودش مدیریت کارامو به عهده گرفته.

    خدایا شکرت که مرا در این گروه زیبا ومثبت اندیش قرار دادی.

    خدایا شکرت که شاگرد استاد عباس منشم.

    هر روز بهتر از دیروز……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    یونس اشرفی گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    سلام روز ۵۲ سفرنامه

    واقعا وقتی ما قوانین حاکم بر جهان هستی رو درک میکنیم وقتی قانون فرکانس و مدار رو درک میکنیم وقتی یقمداری بدنبال تاید نشانه های این قوانین در زندگی خودمون و دیگران میبینم دیگ واقعا اینجور حرفا و این مدل طرز نگاه برامون مضحک میشه

    تمام اتفاقات زندگی ما بدون استسنا نتیجه باور ها کانون توجه و فرکانس ها و به طبع اینا عملکرد خود ماست هیچ عاملی نمیتونه در مدار و فرکانس ما تعغیری ایجاد کنه کاملا درونیه …و چقدر زیبا با بیان محکم و رسا به اونایی ک در برنامه های استاد هستن گوش زد میکنه که حرکت کنید با امید با احساس خوب با توکل بر خدا و توحید حرکت کنید از هرکاری ک پیش روتون هست شروع کنید و ادامه بدید و تکاملتون طی کنید ….هر فعالیت هر کار هر قدمی که برای ثروتمند شدن خودمون برمیداریم مقدس ترین کار دنیاست معنوی ترین کار دنیاست

    در کنار اون مکملی بعنوان باور های قدرتمند کننده و کار کردن روی روی خودمون و لذت بردن از مسیر و موندن در احساس خوب انوقت معجزات خداوند میبینی انوقت از بی نهایت دست خداوند کمک دریافت میکنی وقتی توحید عملی رو اجرا کنی وقتی تنها چشمت به خودت و خدای خودت باشه و بقیه رو بعنوان دستی از خداوند بدونی بعنوان بازیگر که سناریشو خودت نوشتی

    برای همگی شما سلامت ، ثروت و آرامش در دنیا اخرت ارزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3157 روز

    روز 52 ام

    به نظرم این یه باور عمیق و ریشه ایه. اما با باورهای قدرتمند و اصلی به راحتی میشه درستش کررد. باور به توانایی هامون به مهارت هامون و به هدایت و حمایت و قدرت الله.

    خیلی جالبه استاد گفت اکثرا همه جا دیگه خصوصی شده. تو این چند سال اخیر که ایران به این سمت می رفت که اکثر شرکت ها خصوصی یا نیمه خصوصی شده بودند فکر کردم فقط به دلیل شرایط اقتصادیه اما الان متوجه شدم روند طبیعیه جهانه به سمت بهتر شدن. اوایل شرکت های خصوصی کار زیاد و پول کم می دادن و سخت بود بدون علاقه کار کردن. اما الان دو پیشنهاد شغلی داشتم در فاصله کم ساعات کاری مناسب تر و حقوق خوب و حتی ناهار و یا میان وعده و مدیران خوش نام و مهربان. من رو یاد شرکت های دولتی قدیم انداخت. اما اینا با حل یک مساله ساده و از یه کارگاه کوچک رشد کرده بودند طوری که یکیشون حتی اسم درست حسابی نداشت( منظورم از این اسم های باکلاسه که رو موسسات و شرکت ها می ذارن بلکه اسم کوچیک و مستعار صاحب کارگاه بود)

    خلاصه که من هم همیشه فکر می کردم کار دولت هاست فقط شغل ایجاد کنند.

    به موضوع جالب دیگه که یادم اومد. من هیچ وقت نگران پیدا کردن شغل نبودم. و اصلا از اینکه به بزرگان فامیل و اونایی که توانایی و نفوذی داشتند رو می زدن خوشم نمی امد. جالب که در اطراف من کسانی بودند که به جای اینکه دنبال کار باشند یا مدام دنبال افراد با قدرت بودند تا براشون پارتی بشه و کار خوب پیدا کنه و یا تو خونه می نشستن منتظر کار همراه با غر و نارضایتی از فامیلی که براشون کار جور نکرده. اما من زیاد علاقه ای به رفتن سر کار با پارتی نداشتم و هیچ وقت خودم رو نزدم اما خود همون پارتی ها خودشون باهام تماس می گرفتن که تو روخدا برات کار پیدا کردیم برو فلان جا و هربارم شرکت های خوب. اتفاقا قصه اولین شغلم خیلی باحال بود. یکی از اقوام میره پیش فرد موثری و ازش می خواد برای پسرش کار پیدا کنه و من چون زبان انگلیسی بلد بودم در اخر من رو بهش معرفی کرد و بعدها که پسرش هم اومد سرکار گفت من یک ساله دارم رو میزنم تو یک روزه امدی سرکار. البته من اونجا به وضوح رسیدم و فهمیدم که کار کارمندی را دوست ندارم. و از اون شغل بیرون امدم تا کسب و کار خودم را شروع کنم که متوجه شدم موضوع خیلی هم اسان نیست.

    ذهن ما اونقدر به تفکر کارمندی عادت کرده و اصلا برای کار در بازار اموزش ندیدیم و حتی من متوجه شدم که علایقی که سالها فکر می کردم علایقم بوده اشتباه کردم. به خاطر اینکه از کودکی به خاطر ارزش های خانواده و جامعه انها را سرکوب کرده بودم. مهارت های بسیاری کسب کرده بودم با تلاش و پشتکار اما وقتی فهمیدم علاقه واقعیم از دل کودکیهام و همیشه همراهم بوده متعجب شدم. و چقدر نیاز داشتم تا روی شهامت و جسارتم کار کنم برای پذیرش خود واقعیم.

    موضوع دیگه اینه که توقع ما همیشه به دولت نیست.

    متاسفانه خیلی ریشه ای تره. من همیشه از خانودم متوقع بودم. یعین هرچه روی خودم کار می کنم و خودم را بهبود دادم بازم یه جاهایی بروز می دم. قبلا خیلی خیلی بیشتر بود و من برای دوست داشته شدن در روابطم هم از دیگران انتظار داشتم انگار که زور و اجبار یبود. خندم میگیره الان. و یا همیشه منتظر یک منجی با اسب سفید بودم یک جنتلمن واقعی که بیاد و عاشقم بشه و عاشقش بشم و تموم ارزوهام را براورده کنه حتی مهارجرتم را جور کنه. درصورتیکه خودم حتی از راه تحصیلی هم می توانستم اقدام کنم اما نمی دیدم در خودم که بتونم.

    چالشی که الان باهاش موجهم اینه که بعد از شناخت خودم و علاقه واقعیم که هنر هست همه ش احساس ضعف می کنم که تحصیلات گذشته من عالی بود می تونستم باش مهاجرت کنم ( غافل از اینکه واقعا با جون کندن و درس خوندن زیاد نمریه می گرفتم اما هیچی یاد نگرفتم به عنوان دانش و معلومات) اما این علاقه من در دنیا بسیار بی ارزشه و همه ش از دیگران پنهون می کنم و این ضعف باعث شده تا دوستان نزدیکم بیان سرزنش کنن من رو که بهترین رشته دنیا را داری چرا تلاش نمی کنی و فقط نقاشی می کنی اما من به جای اینکه این ضعف رو در خودم ببینم بازم ذهنم به دوستان و حتی خودم بد و بیراه میگه که اینم علاقه ست تو داری؟ ولی من باید بهای خودم بودن را بپذیرم و می دونم پروردگارم به بی نهایت راه به سمت زیبایی ها هدایتم می کنه و من دستان پروردگارم را باز می زارم تا با طی کردن تکاملم و از بهترین راه هدایتم کنه و با ساخت باورهای قدرتمند افراد و یا رفتارهای بهتر و نیکوتری جذب کنم و فرد موفق و با عزتی بشم و با عزت سرزمینم را برای تجربه زیبایی های بیشتر ترک کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: