کلید اجابت دعاها - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی رجبی گفته:
    مدت عضویت: 4182 روز

    سلام و درود خدا بر بنده مخلص خدا استاد عباسمنش گرانقدرم.

    چقدر شما خوب و زیبایی. زیبایی در شخصیت، زیبایی قلب و روح.

    چقدر خوشحال و سپاسگزار ربی هستم که من رو در این راه قرار داده به همین دلیل یکی از دلایلی است که به خودم و داشتن چنین خدایی افتخار می کنم.

    این جلسه کاملا و کاملا یک جلسه قرآنی عالی مرتبط با دوره 12 قدم هم محسوب میشه.

    یک فایل به ظاهر هدیه ولی فوق العاده آموزنده و عملی و دلنشین کلاسی محسوب میشد که جا داره صمیمانه از شما استاد عزیزم قدردانی کنم. چقدر خوبه این فایل ها واقعا. عاشق این آگاهی ها هستم.

    من جزو معدود دفعاتی هست که ساعت 4 خوابم برد. و ساعت 7 حدودا بیدار شدم.

    با خدا صحبت کردم (ستاره قطبی) که مدتیه دارم در زمان آلفا و ستاره قطبی روی آرامش جسم و ذهنم کار میکنم بطوری که دیشب یکی از دوستان قدیمی ام رو ملاقات کردم بهم گفت رضایت و آرامش درونیتو احساس کردم.

    و اما امروز بعد از ستاره قطبی اومدم گفتم یا رب من، نمی گم الله میگم ای رب ابراهیم ای رب موسی ای رب سلیمان ای رب نوح و یوسف و محمد ای رب قرآن تو همون ربی هستی که کل کره زمین با همه مخلفاتشو به زیباترین و هوشمندانه ترین حالت خودش از هیچی، پدید آوردی و خلق کردی.

    تو این همه بدن و جسم انسان ها رو زیبا و پیچیده خلق کردی، یا رب خورشید و ماه ای پدید آورنده روشنایی روز و تاریکی شب، ای که بصورت قلب تپنده در سینه و جریان خون در رگها و شاهرگهای من حرکت داری،

    ای قدرتی که معده و کبد و کلیه و مثانه و پوست و مو و چشم و گوش به اندازه ی کافی و لازم برای کارهایی خاص، در من و برای من خلق و ایجاد کردی، نه اینکه ایجاد کرده باشی بلکه بخشی از خودت هستند اجزای بدن من.

    امروز نشانه ای دقیق و واضح بهم بده و بهم نشون بده بگو باهام حرف بزن من آماده شنیدم تو بهم دقیق میگی و میفهمونی و منم با کمال میل میشنوم و میبینم این چشمها و گوش ها و قلب و حسم به روی تو بازن و در اختیار توست

    هر جا ببری ساحل همونجاست

    خدایا بدو بیا مساله ای دارم و نمیدانم چه کنم و نمیتونم انجامشم بدم بیا وارد شو

    البته بارها دیده ام در زندگی خودم یا شنیدم در زندگی دیگران که حتی وقتی من خبر نداشتم یا قبل از اینکه صدات بزنم یا یکبار بهت گفتم بلافاصله تو کارتو فعالیتتو شروع کرده بودی در خفا و آهسته و بی سروصدا. من نفهمیدم.

    بهرحال چند روزه میگم دوست دارم توحید و توکل مو قویتر کنی ایمانمو به غیب خودت به توانایی ها و علم و عقل و هوش و خرد بی نهایت و عشق و محبت تمام نشدنی خودت هر روز و امروز بیشتر کن این حسشو خیلی دوست دارم…

    اومدم بزنم روی نشانه من دیدم استاد این فایل فوق العاده کلاسیک رو همین دیشب تازه گذاشته گفتم خب همین فایل برای اجابت دعاست همین میتونه نشانه و پاسخ من باشه.

    من دلگرمی میخواستم خدا برام شد.

    بهرحال سوال من جسمی بود.

    دیشب قبل از خواب خدا به زبونم انداخت گفتم به خودم بابا نترس. نترررسس. هیچی نمیشه. اون بلای اصلی خوده ترسه نه اون مساله جسمی یا هر مساله و تضاد دیگه ای.

    اگر ادعا میکنی و میخوای دوست خدا باشی پس وارد فاز غم و ناامیدی و ترس و نگرانی نشو. نترس هیچی نمیشه

    این موضوع این بدن سازندش من که نبودم هیچ آدمی نبوده و نیست که بتونه ذره ای از این رو خلق کنه نترس بدنم از یه تک سلولی بوجود اومده

    مگه نبود که چند سال پیش بابت معده ام چقدر ناراحت و پریشون و نگران بودی بعد از مدتی بی خیالی خیلی زود تا 90 درصد خوب شد و کلا فراموش کردم؟

    الانم همونه دیگه.

    مگه خداوند نبود که طی دو سال گذشته مستاجرهای خوبی رو در بهترین و درست ترین زمان و به بهترین شکل که بسیار برای من سخت و غیر ممکن بود اون پیدا کرد و خودش اجاره داد؟!

    مگه خداوند خودش در کمال ناباوری و تعجب منو نیاورد توی قانون سلامتی؟

    مگه به لطف خودش با هدایت و راهنمایی و قوت و قدرت خودش نیست که الان نزدیک به یکماه من دیگه قرص مسکن نمی خورم و حتی دیگه بخاطر مسکن طرف داروخونه هم نمیرم؟

    مگه خدایا خدای من ای رب من ای که از من به من نزدیکتری عاشق تری و تمام مصلحت و نیازها و نحوه برآورده کردنشون رو بلدی تو درست 10 روز قبل از قانون سلامتی آیه قرآنی رو بهم الهام نکردی عین وحی بر پیامبر، مگه آیه 19 سوره یوسف رو بهم نگفتی و نشونم ندادی که : کاروان از راه رسید و یوسف نجات یافت؟!

    و چندین آیه دیگه که واقعا هزار بار هم بگم واسم لذت بخشه.

    بخداییه خودش قسم می خورم

    بخاطر تضاد و ناراحتی که چند ماه پیش برام پیش اومده بود با یکی، ازش هدایت و کمک خواستم آیه اومد دعای حضرت ابراهیم، که خدایا نام منو برای آیندگان نیک و زیبا بکن. در اصل زبان و لسان آنها رو برای نام من زیبا و بدرستی بچرخان.

    گفتم از الان خدایا ممنونتم سپاسگزارم.

    این ها از فضلته، نه بخاطر خودم که بخاطر بزرگواری و مقام خودت.

    مگه میشه تو با اینهمه عظمت و پادشاهی با اینهمه مهر با اینهمه کمکها و هدایتهای قرآنی نسبت به من و بنده هات، برای روشنگری، از من حمایت نکنی. مگه در معرفت و عشق و قدرت تمام نشدنیت، نمیگنجه؟ البته که حسم خیلی بیشتر از قبل تر ها میگه میگنجه، (چه حس زیبا و مقدسی دارم)

    فقط مشکل در کمبود این باور و ایمان من هست خدا. نه در تو.

    تو که کمال و علم و محبت و توانایی مطلقی،

    خداجون پس یه کاری کن لطفا، بیا و با این معرفتت، اطمینان و قدرت ایمان قلبی منو به امکان پذیر بودن خواسته هام، به توانایی ها و قدرت خلق خودت، به شرک نورزیدن، به ایاک نعبدو و ایاک نستعین به قدرت خلق در لحظه حال، به حمایت های پدرانت، به اینکه برام درمانگری و قدرت شفا دهیت، به رزاقیتت، به اینکه بر هر کار و هر کار و هررررررر کار و هرررر چیزی قادری بیشتر و عمیق تر کن.

    بیا و منو با خودت دوست تر و رفیق تر کن.

    بیا و با معجزه های بیشتر و بیشترت بهم حال بده بخاطر همون لحظه مقدسی که منو خلق و دعوتم کردی.

    بیا و با خدایی کردنت باز هم مثل سری های قبلی کاری کن با معجزاتت، ایمانم و سپاسگزاری ام هی بیشتر و بیشتر و خالصانه تر بشه.

    میخوام اشکای خالصانه ام در بیاد مثل سری های قبلی.

    میخوام تمام زندگیم تو باشی.

    میخوام به هر جا بنگرُم

    روی تِه بینُم

    به صحرا و کوه و دشت و دمن همش ته بینم.

    به جسمم به آدمها به اتفاقات به طبیعت به گلها و حیوانات و لباس ها و غذا و پول و امکانات و ایده ها و علم و نام نیک و کسب وکار و تخصص و اعتماد به نفس و ایمان و معنویت و به هر چه بنگرم بازم ته بینم.

    عشقبازی با توعه، که حالمو خوب میکنه.

    این درمان رایگان موثرترین درمان جسم و روح و شفای قلبه.

    شفای هر درد بیدرمانه. شفای هر فقر شفای هر رابطه شفای هر مساله ست.

    خدایا هیچ وقت حرفام تموم نمیشه

    از این کلمات خودم هم دوباره اشک های قشنگم سرازیر شده.

    بقول حضرت علی خدایا من بدون عشق تو چیکار کنم آخه.

    من بدون تو چطوری دوام بیارم

    زندگی من با تو گلستان میشه

    با تو زیبا ست

    با تو با معناست

    با تو بی نقص میشه

    خدا قلبم تو رو میخواد

    به هر خیر و برکت و نعمتی که بدی مشتاق و سپاسگزارم

    تو نمی تونی اجاره بدی مسائل بر من غلبه کنن

    در مرام نامه تو اینا نیست.

    در تعهد نامه تو هدایت و محافظت و مراقبت از جسم و تمام امورات مادی و معنویم بعهده تو و بر دوش توست.

    چه کسی راستگوتر و عمل گراتر و خوش قولتر و خوش وعده تر از تو.

    هر چقدر اوضاع بد و ترسناک و ناامیدکننده باشه.

    معمولا هدایتهای تو غیر معمول و غیر منطقی هستند من با چشمام دیدم.

    آخه از نجات یونس از دهان نهنگ بیشتر؟

    از فرش از چاه رسیدن به تاج و تخت رسیدن و مشاور پادشاه مصر شدن و علم و عزت پیدا کردن در کشور مصر بیشتر؟

    خداوندا ای رفیقم ای پدرم ای تنها راه نجاتم محتاجم به (ایمان به قدرتت به معجزه هات به عزتی که از خودت در من گذاشته بودی و یک عمر دنبالش میگشتم) پس دلگرمی و امید و ماهیچه های ایمان منو هر روز قویتر کن.

    تو اشکال کار من بگو

    تو منو تصحیح کن

    تو منو هر روز کمی بهبود بده

    تو از اینکه بصورت شفا و سلامتی و فکر و غذای خوب و شادی و عشقبازی و عشق و عزت و لذت و لحظه حال میشی برام بی نهایت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    ارادتمند مهدی رجبی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    آکو مولایی گفته:
    مدت عضویت: 1802 روز

    به نام ربم که تنها قدرت جهان است

    سلام وعرض ادب و ارادت محضر استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان که این روزا واسته شده برای اینکه استاد بیشتر فایل ضبط کنه

    وقتی که فایل جدید روی سایت دیدم ونوشته بود کلید اجابت دعاها

    فورا فایلو دانلود کردم

    واسم فایل دانلودی این شد(کلید اجابت دعاها) صد درصد مهم،سپاسگزاری برای این فایل وسپس با قدرت شروع کن که پاشنه اشیل آکومولایی همین جاست

    حضرت زکریا از خدا درخواست فرزند را دارد

    میگه ای رب من…به من فرزندی عطا کن.

    من پیر هستم وهمسرم نازاست.

    خداوند پاسخ میدهد مابه تو بشارت میدهیم که پسری را به تو میدهیم ونامش یحی است.

    وعده خداوند همیشه حقه واتفاق می افته بشرط اینکه ما باور کنیم.

    خداوند نزدیکه،خداوند آگاهه خداوند Gpsاست.همیشه مارو هدایت میکند به آسانترین بهترین وصافترین مسیر ممکن.

    خداوند فرستنده است وما گیرنده ایم،فرستنده همیشه وهمیشه کارش درسته.اگر گیرنده دریافت نمیکنه مشکل از گیرنده است همیشه وهمیشه مشکل از گیرنده است.چون خداوند قانونمنده از قانوش سرپیچی نمیکنه،ولی ما آدما خیلی زود یادمون میره چون هر بار دیده وشنیده مون تنوع داره وتحت تاثیر عوامل بیرونی قرار میگیرم اگر نتوانیم ذهنمان را کنترل کنیم فریب میخوریم خیلی زود.

    درجواب زکریا به خداوند میگه چگونه تو به من فرزند میدهی درحالی که همسر من نازا است.

    یعنی ذهن زکریا هم مثل ذهن ما مقاومت داره و این اتفاق را غیره ممکن میداند.

    همه ما این مشکل را داریم که خداوند و وعده ی خداوند را باور نداریم.

    مقاومت داریم که بپذیریم همه چی از جانب خداوند آسان رخ میدهد،

    آنقدر باورهای محدود کننده داریم،اگر فردی به ما قول بدهد بیشتر باور میکنم اون فرد را تا خدایی که مالک جهانیان است وبرخودش واجب کرده ویژه گیش اینه که ما را هدایت کند.

    مثلا چون ما کرد هستیم چون ما سنی هستیم چون ما منطقه محرومیم.چون سران شهرما مثل استاندار فرماندار وشهردار غیره بومی هستند.توی ادارات باید پارتی داشته باشی،باید پول بدهی، نمیشه،نمیدن، انقدر باورهای محدود کننده داریم عملا باور نداریم کار برای ما پیش بره ودست به عمل نمیشیم.

    وقتی زکریا مگیه چجوری وچطوری میخواهی به من فرزند بدی با این شرایطی که من دارم.

    خداوند فراموش نکن، که من «ربم»توانیم بی حدو مرزه،همانگونه که تو خودت نبودی ومن تو رو به وجود آوردم.این اولین باوری است که میخواهد به زکریا بدهد من میتوانم, دست من بازه اگر تو مقاومت ذهنی نداشته باشی اگر تو با باورهای محدود کننده ات خودت را محروم نکنی.همانگونه که زمین مرده را دوباره زنده میکنم.چرا فکر میکنی نمیوانم فرزند به تو بدهم در حالی تو خودت هم نبودی.این درحالی است که زکریا بارها وبارها شنیده کسی که سنش بالاست وزنی که نازاست بچه دار نمیشه…

    دوباره خداوند میگه درست که تو پیرهستی وزنت نازاست

    اما اینو بدون که من ربم.من کسی هستم که کل جهانو مدیریت میکنم.من کسی هستم که میگویم باش میشود.

    من اون ربی هستم که عیسی را بدونه پدر از شکم مریم زاییدم.

    حالا اگر ما روابط خوبی نداریم.پول نداریم سلامتی نداریم.آرامش نداریم خدارا مقصر ندونیم.

    باید به خودمون گیر بدیم داستان ذهنو بدونیم خودمان و خدای خودمان را بشناسیم.آن وقت است که زندگی برای ما راحت میشود.نفس کشیدن راحت میشود.

    ذهن همیشه میگه نمیشه نرو.ولی تو فوری بیا بگو چطوری نمیشه همانجوری که برای بقیه شد برای من هم میشود این خدا همان خدایست اگر برای دیگری شده برای من هم میشود.

    به شرط باور وایمان وپرهیز از معامله با شیطلان

    آیا ما میپذیریم که امکان پذیره به خواستمون برسیم یا فقط حرف میزنیم.

    زبان داد وستتد ما با جهان وخداوند زبان باوره نه فقط بگویم با حرف.

    اگر ما فقط یک درصد باورکنیم وادامه بدیم وادامه بدیم که رسیدن به خواستون امکان داره …صدرصد_ صدرصد خواسته مون اجابت میشه

    مثل آب خوردن این قوانین است این مشیت الهی است این قول وعده خداونده چرا من فراموش میکنم چرا من یاد نمیگیرم،

    به دلیل اینکه صبح تاشب 37 ساله ورودی نامناسب به ذهنم دادم نااگاهانه،چون جور دیگری شنیده بودم وخدا را با فرمت بدش باورکردم

    خداوند میگه اگر سپاسگزار باشید فرشته ها را به کمک شما میفرستم که شما با چشم نمی بینید

    این جای است که همه میگویند چطوره که تو همیشه با قیمت خوب میخری وباقیمت زیاد میفروشی

    چطوره که همیشه دز زمان مناسب ومکان مناسب هستی..

    چطوره که کمتر کار میکنی بیشتر تفریح ومسافرت می روی وهمیشه کارات سر موقه انجام میشه

    خدا برای من پارتی بازی میکنه..خداوند پارتی منه در همه جا موقه خرید،توی سفر.در سلامتی در روابط در در ادارات و…

    حالا چی میشه که من از مدار دریافت خارج میشوم.

    مقایسه کردن عامل نابودی است،مقایسه کردن خود با دیگران عامل احساس بد میشه،عامل دور شدن از فرکانس خداوند عامل دور شدن از هرچه خیرو خوبی که خداوند هرلحظه به ما میدهد،ولی چرا من دریافت نمیکنم،چون درو روی خودم بستم چون پاهام روی ترمزه ترمز دستی رو کشیدم چارتا سنگ جلوی ماشین گذاشتم.هرچقدر هم گاز بدم هرچقدر هم زور بزنم نعمت خداوند را دریافت نمیکنم چون من دارم خودمو نااگاهانه غذاب میدم وامکان نداره کسی که در مدار غذاب باشه بتونه هدیه خوبی هم دریافت کنه.

    حالا خداوند برای اینکه به پیامبر اطمینان خاطر بده ویاد آوری کنه

    خدا میگه آیا من به تو پناه ندادم زمانی که بچه بودی و یتیم بودی.

    برااینکه یادت نرود وفراموش نکنی همیشه در مورد نعمتهای خداوند حرف بزن همیشه وهمیشه ،واین یعنی شکرگزاری واقعی وقدرشناسی از نعمتهای خداوند…

    مقایسه کردن سمه کشنده است،هیچ وقت این کارو نکن چون انقدر حست و بد میکنه که دیوار رو بین خودت وخواسته هات قرار میدی و مهم نیست چقدر داری میدوی فقط خسته میشی.

    انشالله که خداوند هدایتم کنه که آگاهی های این فایل رو اونقدر تکرار وتکرار کنم ودرک کنم که وارد تک تک سلولهام بشه.ودیگه جای بهانه نداشته باشم.به قول شما استاد عزیز دنیا را به بها دهند نه به بهانه‌️⁩

    بسیار بسیار سپاسگزارم برای این فایل الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    سهیلا مسلمی گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    سلام استاد

    سلام مریم گلی

    استاد بیشتراز خیلی ازت ممنونم

    اگر اشکام اجازه بدن همه رو بتونم بگم

    استاد ممنونم ک خدارو بمن شناختوندی.

    وای خدا منو ببخش ک اول مظلوم تویی واول ظالم من ک نشناختمت .اینهمه فریاد و صدای خدا رو من نشنیدم… سهیلا الکی چرا غال غال میکنی

    ایراد از منه .فرستنده ک درست عمل میکرد

    من سپاسگزار نیستم.

    منپباور ندارم ک تو وهابی.من باورندارم ک تورحمانی.من باور ندارم ک ازجایی ک خبر ندارم بهم میبخش.خواستم دادی .نخاستم دادی. صدات نکردم دادی.حرف نزدم باهات دادی .ظالم منم .چی ندادی. قبل از اشنایی باتو هرچی از ذهنم گذشته بوددک الن میبینم دادی.هرچی رو ذوقشو داشتم در زمان درست بخشیدی.همسر بهارینش.فرزند بهترینش. خونه نقلیترینش.ماشین رخشترینش .کارم ک باعشقه.مغازه دادی. مشتری میاری.بدرگاهت پناه میبرم .خدا میدونم منو ببخشیدی. ازت میخام ازتقصیر و کوتاهیم چشم پوشی کنی

    منو در مدار استاد عباسمنش مدار این مرد الهی ک باو ثروت نعمت برکت عطا‌کردی قرار بدی

    پروردگارا کوتاهی از من بود منو در مدار جمع فرزندان پاکت ک سپاسگزار ثانیه و هر لحظه تو هستن قرار بده

    کمک کن ذهنم رو کنترل کنم و باور کنم ک تو توانایی

    هرچیزی امکان پذیر .

    کوتاهی از من .تو ک بخشنده ای قربونت برم

    بخشنده ای ک ب استاد میگی و استاد ب من یاد میده

    این اجابت خواسته اگر نیس پس چیه

    استاد ب من گفتی .من تمام امکانات وشرایط لازم برای موفقیت و خوشبختی را دارم .

    امکانات من این فایل

    خدایاببخش سپاسگزار گذشته م نبودم. وامیدوارب اینده نبودم .و بتو اعتماد نداشتم . باور م کم بود ک تو رزاقی. رزقمو با ذهنم سنجیدم

    ارباب رو ب زبون گفتم تویی ولی الن میبینم ته دلم میترسه

    خدایا شکرت پاشنه اشیلا میاد بالا

    ن اینکه فک میکنم نمیتونی . میدونم میتونی ولی واما برای ذهنم زیاد

    بیدلیل میپذیرم ک تو توانایی.کمکم کن باورکنم

    علت باور محدودم چون رو فرکانس شکر گذاری کامل و مصمم نیستم.گذشته م رو یادم رفته

    یادم‌رفته خالقم تویی

    قدرت رواز خدا گرفتم دادم بعامل بیرون

    ولی هرجا گفتم خدا قول داده دیدم چقد دستمو گرفتی.همه جمع شدن ک من بیام پایین .تو یک تنه منو بالا بردی. همه چی دادی بطور طبیعی نم نم.جوری ک خودم یادم رفته کارتو بود

    منو ببخش .خالق تویی.توانا تویی .

    من هیچی بودم خلقم کردی .اومدم لذت ببرم .ازهمه چی. لذت میبرم الن میگم شکرت

    هرکس تو را داره چی نداره خدا

    همه کلامت رو استاد من باور میکنم

    خدا رحمان .رزاق.رحیم.

    ممنونم شما

    عمرت جاوید استاد

    استاد ازخدا ممنونم ک برای کمک کردن ب من شما اینقد خوبی

    خدا مرسی ک استاد عباس منش رو ی من دادی این همون ثروت .این همون نعمت .این همون برکت

    شکرت اوسا کریم

    خدایا منو در مسیر سپاسگزاران واقعیت ودر جمع وصف پاکترین و نابتریت بندگانت ک اینجمع مخلص و ناب و پاک قرار بده

    وای استاد گل

    شاگرداش کل

    مریم گلی .گل

    خدای استاد گل

    خدای این بچه عا گل

    کجل بهترلز این گلستان پیدا کنم

    شکرت بابت این سایت و این گلستان ابراهیمی

    بووووووووس بصورت ماهت استاد قشنگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند

    دلیل نگاه کردن ب شرایط و اوضاع و رسیدن ب ناتوانی و غمگین شدن اینه ک من نفهمیدم وظیفه خودم و خدا رو

    نمیدونم خدا کجای کاره و من کجا

    نمیدونم من باید چیکار بکنم و خدا چیکار

    من با فکر کردن ب چگونگی ها دارم تو جیزی ک فقط ب خدا مربوطه دخالت میکنم

    اصن وظیفه من فکر کردن ب چگونگی ها نیس

    اصن کار من این نیس ک چگونگی هارو بچینم

    اصن درتوانایی من نیس معلومه ک تو ذهنم ب بن بست و حال بدی میرسم

    اصن تمام غم ها و ترس ها ب علت عدم شناخت جایگاه و کارکرد خداوند است

    کسی ک ب شرایط نگاه میکنه و در ذهنش ب ناتوانی میرسه یعنی ب این میرسه ک نمی‌شود دچار غم و ترس میشود

    در صورتی ک کسی ک میدونه و تکرار میکنه لا اله الا انت و میفهمه یعنی چی هیچ موقع نه غمگین میشه نه می‌ترسه

    این نعمت ایمان و درک و شناخت جایگاه خدا و شناخت وظیفه خود این قدر نعمت بزرگیه ک اگر تا آخر عمر شکرگزاری کنم نمیتونم شکرش رو ب جا بیارم

    کسی ک اینطوری فک میکنه و یک سره فقط داره شکرگزاری میکنه و خاشع تر میشه باعث ورود نعمت ها ب زندگیش میشه

    مقاومت نداشتن یعنی حال خوب داشتن

    وقتی حالم خوب باشه وظیفه ام رو انجام دادم خدا هم برکتومیده بهش و ده برابرش میکنه و نعمت هارو وارد زندگیم میکنه

    در واقع اون چگونگی ها وظیفه خودشه و بارها گفته ک تواناست بر هر جیزی

    اون وقت اگر درک کنم این داستان رو مثل استاد زندگیم میکنم با دیدن زیبایی ها ذوق و شوق میکنم و لذت میبرم

    همین وظیفه من همینه

    خداوند هم مژده میده ب این افراد

    ب آنهایی ک ب خدا و تواناییش ایمان دارن و عمل صالح(لذت و حال خوب)رو انجام می‌دهند

    وقتی خدا مژده میده یعنی اتفاق میفته کسی ک مژده خدا رو درک کنه حالش عالی میشه و ذوق میکنه و همین باعث وارد شدن نعمت ها ب زندگیش میشه

    خدا ب هر خواسته ای ک بهش عرضه کنم می‌گوید میشود

    دیگه خواسته های من سخت تر از اژدها شدن چوب و نرم شدن آهن و تسخیر اجنه و انسان ها و پرنده شدن گل و زنده کردن مرده و شفای بیمار سرطانی و جوون شدن زلیخا و از ته چاه ب مقام بالای مصر و ازدواج محمد با خدیجه ثروتمند و رفتن شن ها ب چشم دشمن و خواب سیصد ساله اصحاب کهف و زنده شدن دوباره عزیر و الاغش و شنیدن و صحبت کردن با حیوانات و … نیست که

    من لایق تمام خواسته هام هستم پس درخواست میکنم از خدا همشون رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1566 روز

      کسی ک اینطوری فک میکنه و یک سره فقط داره شکرگزاری میکنه و خاشع تر میشه باعث ورود نعمت ها ب زندگیش میشه

      مقاومت نداشتن یعنی حال خوب داشتن

      وقتی حالم خوب باشه وظیفه ام رو انجام دادم خدا هم برکتومیده بهش و ده برابرش میکنه و نعمت هارو وارد زندگیم میکنه

      چقدر این تیکه از کامنت و نظرتون قشنگ بود ، حتی اگه تکرار مجدد حرف های استادِ قشنگ هم بود به دل من نشست این موقع نیمه شب ساعت 2 ، خیلی خیلی خوب بود

      مقاومت نداشتن یعنی حال خوب،

      خودم به این نتیجه رسیدم و خدا هر لحظه داره بهم میگه که شاد بودن و شادی بزرگ ترین حالت شکرگذاریه واشه من بهار تو فقظ شاد باش و سپاسگذار کافیه ،تو به چطوری کاری نداشته باش فقط نفس بکش و ادامه بده همین …

      ممنونم آقا ابوالفضل در پناه خدا باشی که دوباره به من یاد آوری کردی سپاسگذار تر باشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 985 روز

      سلام دوست عزیز

      چقد عالی وجالب بود

      دیگه خواسته های من سخت تر از اژدها شدن چوب و نرم شدن آهن و تسخیر اجنه و انسان ها و پرنده شدن گل و زنده کردن مرده و شفای بیمار سرطانی و جوون شدن زلیخا و از ته چاه ب مقام بالای مصر و ازدواج محمد با خدیجه ثروتمند و رفتن شن ها ب چشم دشمن و خواب سیصد ساله اصحاب کهف و زنده شدن دوباره عزیر و الاغش و شنیدن و صحبت کردن با حیوانات و … نیست که

      چقدر عالی بود

      دقیقا همینطوره

      خاسته ی من یک چیز کاملا منطقی وشدنیه

      من مشتری فراوان میخام مشتری های خوب باحوصله نقد

      برای خیلیا شده

      ومیدونم حتما اتفاق میفته

      خدا بهم گفته بهت دادمش فقط ظرفیت باید تواین یک مدت بزرگ بشه دریافتش میکنی …

      برات آرزو میکنم هر خاسته ای داری براحتی برآورده بشه واز ته دل بخندی دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        ابوالفضل گفته:
        مدت عضویت: 1443 روز

        سلام بر شما دوست عزیز

        ممنونم ک دوباره با کامنتت کلی انرژی بهم دادی

        و کلی برام نفع های دیگه داشت

        باورت نمیشه ک اگر بهت بگم ک خیلی بهم کمک کرد کامنتت

        اره فاطمه عزیز وعده هایی گ خدا میده قطعیه قطعی

        یعنی صددرصد تو آینده اتفاق میفته

        خدا هر وعده ای ک میده قادر هس نسبت بهش و بر خداوند ب قول قرآن هین هس

        خدا همونطور ک ب حضرت زکریا گفت این کار برای من کوچیکه ب همه ما میگه

        بهش میگه اگر ب مشکلی باشه آفرینش شما ک از هیچ بود مشکل ترین باید باشه بقیه کارها ک عددی نیس

        منتهی هر وعده ه ای زمان خودش رو لازم داره همیشه وقتی فکرهای عجله ای میاد تو سرم خداوند لطف میکنه و مثال بچه دار شدن حضرت زکریا رو میده ک لین نبوده ک همون لحظه بچه از آسمون بیاد دستش 9 ماه باید تکامل طی می‌شده

        وقتی خدا وعده ای میده باید صبر کنم یعنی حالم خوب باشه ن این ک تحمل کنم سختی هارو

        و همه این ها با تسلیم بودن اتفاق میفته این ک انسان زیر بار سنگین نره و تسلیم بشه و بگه من از خودم کاری بر نمیاد خدایا ب تو میسپرم من فقیرم ب خیری ک از جانب تو بر من نازل بشه مم ناتوانم تو توانایی

        این حرف ها تو گفتار آسونه اما عمل کننده میخاد

        برام دعا کردی منم برات دعا میکنم خدا بهت آسون بگیره و روز های وعده داده شده رو زودتر ببینی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          فاطمه هلالی گفته:
          مدت عضویت: 985 روز

          باز هم سلام مجدد ب ابوالفضل عزیز

          سپاسگذارم برام نوشتی

          وای خدای من الهامات وهدایت ها پشت سرهم

          خدا داره ب من نشانه میده من برات انجامش دادم و همین الان با کامنت آقا رضا ک برام نوشته بود نشانه داد تا بسپارمش دست خودش نوبت خودشه هدایتم کنه ورها باشم

          والان با کامنت شما همون چیزی رو داره بهم میگه ک من هربار ب خودم یادآوری میکنم ک بچه تا دنیا بیات 9 ماه تکاملی رشد میکنه توی شکم مادرش

          من هم باید رها کنم

          و لذت ببرم از همه چیز ک خاسته من محقق شده

          اما با احساس خوب و تکاملی بصورت فیزیکی وارد دنیای من میشه

          وبا چشم دیده میشه

          9 ماه یک نشانه بود 9 ماه تکامل طی میکنم ک برسه ب اون نقطه ای ک من تجسمش کردم ای خدا شکرت

          دقیقا همینه

          لبخند ب لبم نشست ابوالفضل جان

          خیلی ممنونم

          ک دستی از دستان خداوند شدی و بهم این پیام زیبا رو رسوندی .

          در پناه الله یکتای مهربان باشی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1664 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    کلید اجابت دعا و رسیدن به خواسته ها

    مهمترین عامل اینکه برای ذهن ما باور پذیر بشه که با وجود شرایط فعلی که امکان پذیر هست به خواسته ام برسم ، چون خداوند قادر مطلق و این قدرت و توانایی را داره تا تمام خواسته های منو اجابت کنه ، و این قسمت گفتگوی زکریا با الله قشنگ بود که، از خداوند هدایتگر و وهاب نشانه خواست که با وجود کهولت سن و نازایی همسرش ایا به این به خواسته اش می رسه یا نه !!@ و خداوند گفت تو با وجود این توانایی صحبت کردن و تکلم داری ، 3 روز نمی تونی صحبت کنی ، و با دیدن این نشانه واضح از الله ایمانش 2 برابر شد

    زبان گفتگوی من با الله توجه به نشانه هاهست بنابرین نشانه ها تشخیص بدیم و تایید کنیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    مینا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1489 روز

    سلام بر استاد نازنین.

    استاد جان داشتم امروز داستانی رو برای دوستم تعریف میکردم‌.

    زمانی که دانشجو شدم، در همان روزهای اول به خوابگاه دانشگاه رفتم. پیش از من یک دختر خانمی داخل اتاق بود که زودتر از من اومده بود. من دومین نفر بودم و بقیه هنوز نیومده بودند. در همان یکی دو روز اول اتفاق عجیبی افتاد، مهر و محبت این دختر خانم بدجوری به دل من افتاد. تقریباً مثل احساس عشق بود. من به طرز عجیب و غریبی عاشق این دختر خانم شده بودم و محبتش در دلم بود. سنش از من کمتر بود و خیلی شوخ و بانمک. جالب این بود که معلوم شد این دختر خانم همکلاسیم هم هست. پس تمام اوقاتمون رو با هم بودیم. باهم سرکلاس میرفتیم، با هم واحد‌های درسی رو برمیداشتیم، با هم به سلف دانشگاه میرفتیم و با زمان خواب و بیداریمون حتی باهم هماهنگ بود. دو سال من با این دختر خانم دوست و همکلاسی و هم اتاقی بودیم، و من خیلی عاشقش بودم و هواشو داشتم. خیلی وقتا ازش حمایت میکردم و خیلی وقتها هم راهنماییش میکردم. همیشه از خودم می‌پرسیدم که «ای بابا! این چه احساس غریبی هست که من نسبت به یک دختر باید داشته باشم؟! آدم فقط می‌تونه اینجوری عاشق ی جنس مخالف بشه!»

    خلاصه حدوداً یک سال و نیم گذشت و این دختر خانم شروع کرد به رفتارهایی که منو ناراحت میکرد. در نهایت یک روز رفتاری کرد که من شدیداً ازش دلخور شدم و کلا این عشق و احساس از قلبم پاک شد. اما بهرحال کم و زیاد دوستی مون تا پایان دوسال ادامه داشت.

    من که همیشه برام عجیب بود که چرا من این دخترو انقدر دوستش داشتم، یک روز بعد از این اتفاقا این دختر خانم اومد از من تشکر کرد و به من جمله ای گفت، به من گفت: «مینا اگر تو نبودی من همون روزهای اول دانشگاه انصراف میدادم و بر میگشتم روستامون و با اون پسری که دوستش نداشتم ازدواج میکردم و بدبخت میشدم!»

    من با شنیدن این جمله مو به تنم سیخ شد!

    با خودم گفتم خدای من، تمام کارهایی که من برای این دختر کردم، تمام حمایت ها، تمام عشق و محبتی که از این دختر در دل من انداخته بودی، برای این بود که ازش مراقبت کنی؟! از طریق من؟!!!

    همه ی کارهایی که براش کردم رو هرگز براش انجام نمیدادم، به جز اینکه اینطوری دوستش داشته باشم!!!

    پس این محبت و عشق رو تو در دل من انداختی تا به این دختر کم سن و بی دست و پا کمک کنی تا رشد کنه.

    و روزهایی که به پایان سال های دانشگاه نزدیک میشدیم کاری کردی که با رفتاراش مهرش از دلم بیرون بره، که دوری و جدایی هم باعث دلتنگی و اذیت شدن من نشه!!!

    چقدر کارت درسته! چقدر همه چیز سرجاش بود!

    اون دختر خانم بهم گفت مینا تو اونقدر هوای منو داشتی که من در تمام این دوسال به تو تکیه کرده بودم. اعتماد بنفسی که هرگز نداشتم رو از تو یاد گرفتم و به من احساس دوست داشتنی بودن دادی!

    این اتفاق از عجیب ترین اتفاقات زندگی من بود که برام خیلی چیزها رو منطقی کرد و شدنی.

    و من دیدم که خدا از راهی که اون دختر خانم فکرشم نمیکرد کاری کرد که از شدت اعتماد بنفس پایین نره انصراف بده! و بر علیه خودش از شرایط فرار نکنه.

    من هم نتونسته بودم دست خدا رو بخونم. ولی کارهای خدا دو سر سوده.

    من نیاز داشتم چیزهایی رو در زندگیم یاد بگیرم که با این روند و با این اتفاق یادشون گرفتم. حتی حضور این دختر باعث شد دلتنگی از خانواده و دوری رو زیاد متوجه نشم. چون خیلی احساساتی و وابسته بودم. انگار محبت و حضور این دختر در زندگی من باعث شد کمتر رنج دلتنگی رو تجربه کنم. و درسهای خیلی زیادتری که در طول دو سال دوستی با این دختر خانم یاد گرفتم و البته تفریح و خوشی های که با هم داشتیم خاطرات قشنگی رو از دانشگاه برام رقم زد.

    این داستان رو گفتم که بگم واقعا خدا از جایی که نمیدونی برات میرسونه. حالا یا رزق و روزی یا عشق یا محبت یا اعتماد بنفس یا حمایت یا هر چیزی که نیاز داری رو از راهی که باور نمیکنی برات میرسونه.

    با آرزوی موفقیت های روزافزون برای شما استاد.

    چون پیشرفت شما، پیشرفت ماست.

    الله یارتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 604 روز

    الهی با نام و یاد تو

    سلام به هم فرکانسی ها و استاد عزیزم

    شاید گفتن این جمله چقدر تکراری و کلیشه ای باشه توی فایل های رایگان «چقدر این فایل برای من به موقع بود و نیازمند به شنیدن این آگاهی ها بودم»

    اما به معنای واقعی برای من یه فایل عجیب و لازم بود

    چقدر این همزمانی ها شور و شوق حرکت توی این مسیر زیبا رو برام بیشتر و بیشتر می‌کنه

    خدایا سپاسگزارم به خاطر تمامی الطافت که شامل حال من میشه که هرچقدر سپاس گذاری کنم کم کردم

    این فایل زمانی روی سایت قرار گرفت که من بعد از چندین سال بالاخره تصمیم گرفتم که برای خودم زندگی کنم و خودمو دوست داشته باشم (البته با کار روی دوره عزت نفس)بدون توجه به نظر بقیه و یا حتی متقاعد کردن دوستان و آشنایان،و تصمیم گرفتم با تمام قدرت و توکل به خدای عزیزم به این زندگی خاتمه بدم و به دنبال شروع زندگی جدید با باورها و عقاید جدید باشم.یه زندگی با دوتا دسته گل که خدا بهم هدیه داده

    اما همش یه چیزی مثه یه خوره تو مغزم می‌گفت اگه همین حالا اقدام به طلاق کنی و همسرت متوجه بشه پس قسط و مخارج زندگیتو از کجا میخوای پرداخت کنی .جور کردن اقساط برای تو سنگینه چطور میخوای جورشون کنی

    پس بیا و این اقدامو به چند وقت بعد موکول کن وهزار و یک فکر دیگه و میدونم همش کار ذهنه

    ولی یه چیزم درونم بهم میگفت که مگه نمیگی خدا روزی رسونه پس در همه حال روزی تو و بچه هاتو می‌رسونه از جایی که تو فکرشم نمی‌کنی

    تا اینکه صبح این فایلو گوش کردم نمی‌دونستم از ذوق شنیدن اون آیات که استاد از سوره طلاق خوندن چکار کنم .در پوست خودم نمی گنجیدم

    و فقط میگم که خدایا هزاران هزار بار شکر که باز هم با یه نشونه جدید اومدی و دلمو قرص کردی

    هرچند که همیشه تو همه مراحل زندگیم حمایتتو داشتم اما بعضی از نشونه ها واقعاً معجزس

    انگار واقعا خدا اومد از زبون استاد به من بگه عاطی جونم غصه هیچ چیزو نخور خودم همه جوره پشتتم

    حالا با یه دل قرص دارم میرم تا اقدامات لازمو انجام بدم خدایا مثه همیشه آسانم کن برای آسانی ها

    انشاالله که همه چیز راحت و عالی انجام میشه و میام از نتایج فوق العاده ها اعتماد به این نشونه براتون میگم

    امیدوارم که هرجای این کره خاکی هستین شاد و تندرست در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    الهام محمودی گفته:
    مدت عضویت: 830 روز

    سلام بر شما استاد عباسمنش عزیزو ارزشمندم و مریم جان عزیزم

    استاد من چقدر خوشبختم که هرگاه به هر مسئله ای برخورد میکنم و به سایت شما مراجعه میکنم خداوند منو به سمت فایلی که نیاز هست بشنوم و ببینم هدایت میکنه.

    استاد اسم دخترم مریم هست و این اسم رو دقیقا من زمانی که به دنیا اومد به دلیل اینکه مادر بزرگش نمیزاشت اسم مورد نظرمو بزارم رو دخترم از سر ناچاری قرآن رو باز کردم و سوره حضرت مریم اومد و به همین دلیل اسمشو گذاشتم مریم و اون موقع خییییلی حضرت مریم رو هم دوست داشتم.

    دو شب پیش دخترم گفت میشه معنی سوره ای رو که اسمم رو انتخاب کردی بخونی برام،و من همین آیات رو از ابتدا معنیشو میخوندم،اما استاد من امروز که این فایل شما رو دیدم اول از همه ذوق زده شدم حساااااابی و متوجه شدم اصلا توجه نمیکنم به پیامی که این سوره میخواسته به من بده و چقدر به درستی و به جا شما تحلیل میکنید،از خدا میخوام قدرت تحلیل درست رو به من هم بده تا دریافت کنم چیزی که باید رو.

    استاد جان دقیقا درست میفرمایید خدا بد قول نیست ماییم که اعتماد نداریم و بر اساس چالش های اطراف و سرعت گیرها میگیم خب چطوری با این مشکل یا مسئله خدا برام حل کنه اینارو،گیرنده من هنوز به خوبی تنظیم نشده یعنی دارم روش کار میکنم هرروز فایلهای شما رو گوش میدم و متوجه باگهای خودم میشم و یکی،یکی با دوستم در میون میزارم و لحاظش میکنم در سبک زندگی و رفتارهام.

    الله اکبر استاد از این نشانه ای که خداوند به حضرت ذکریا داد و زمانی که شما فرمودید اینو به جرات میگم که منقلب شدم و چقدر ما منبع اصلی رو رها کردیم و چسبیدیم به بنده هایی که نفسشون دست خداوند یکتا هست،اینا رو به خودم میگم استاد.

    من میخوام منطق ذهنمو بشکنم وخلع سلاحش کنم و اعتمادم به خداوند رو میخ کوب کنم تو وجودم.چون همین مورد هست که امکان‌پذیر بودنش رو در ذهنم زیر سوال میبره.

    سوره بعدی که طلاق هست،الله اکبر،الله اکبر استاد یعنی انگار این فایل واسه من بارگزاری شده خدایا هزاران بار شکرت

    من بر همین اساس که فکر میکردم ناتوانم در ایجاد درآمد و اینکه میمونم تو هزینه های خودم و دو فرزندم 13سال از عمرمو گذاشتم واسه زندگی مشترکی که هیچ قسمتیش جای من نبود

    اما زمانی که توکل کردم و اون زندگی رو ترک کردم خداوند به طرز شگفت انگیزی بمن کمک کرد و از جاهایی که فکرشو نمیکردم بمن روزی رسوند،منی که فکر نمیکردم بتونم اون سالها یه پفک کوچیک واسه فرزندانم بخرم،طلا خریدم،سفر رفتم با فرزندانم،هدیه های ارزشمند دریافت میکردم به کسب و کاری هدایت شدم که تونستم همه این موارد رو ایجاد کنم و من شکفتم من با توکل به خدا پس از اون زندگی و خروجم رشد کردم،رشد کردم و رشد کردم خدارو بابتش هزاران بار شکر میکنم.

    باز هم خداوند رو شکر میکنم بابت داشتن استاد آگاه و ارزشمندی چون شما

    وتشکر میکنم از شما و مریم جان بابت زحماتتون خدا حفظتون کنه.

    عاشششششششقتونم.

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 971 روز

    به نام صاحب اختیار من

    به نام مدبر و هادی کل کیهان

    درود بر شما استاد عزیزم ، کسی که هدایت رب رو به توانایی و دانایی وصل کرده و این حجم از آگاهی های ناب رو در اختیار خودش و سایت عباسمنش قرار میده ،

    سپاسگزارم از خداوندی که منو به وسیله یکی از نامحدود از دستان خودش خدایت کرد به سایت و این فایل.

    این فایل برای بار اول دوتا آگاهی ناب در اختیار من گذاشت که نمیشه روش هییییچ قیمتی گذاشت.

    پروردگارا شکرت.

    داشتم فایل رو گوش میدادم ، توی شرایط به ظاهر نامناسب ، که البته هیچ شرایطی نامناسب نیست و یه تضاده یه آلارمه تا فکر کنیم که چه باورای مناسبی باید ساخته بشه تا از اون مدار خارج بشیم ، و بقول استاد زنگی رو توی ذهنمون به صدا درمیاره که مارو هشیار میکنه و به خودمون میایم.

    داشتم از نوای استاد و آگاهی های فایل لذت میبردم و بقولی غرق در خودم بودم که استاد در مورد تفاوت الله و رب توی قرآن داشت صحبت میکردن ، همون زنگ به صدا در اومد ، و من با الگو برداری از استاد ، فایل رو متوقف کردم و رفتم توی فکر ….

    آره کلید اینه …درستش همینه…

    وقتی سرکار قبلیم بودم وقتی با یه نفر که از نظر رتبه بالاتر بود صحبت میکردم و درخواستی داشتم ، نمیگفتم آقای فلانی ، میگم “مهندس”…

    اون موقع آگاه نبودم…البته که همه افراد قابل احترام هستن…

    چند روزی بود که مجدد روی دوره 12 قدم داشتم کار میکردم و در کنارش روی دوره ثروت 1 و احساس لیاقتم کار میکردم.

    تمرین ستاره قطبی رو هر روز انجام میدادم ولی صبح که میخواستم تمرین رو انجام بدم ، میگفتم

    “خدایا”

    و هنوز این آگاهی رو نداشتم و با این که احساسم خوب بود توی طول روز ولی زیاد نتیجه نمیومد ،

    هدایت شدم به این فایل و این آگاهی ،

    از اون روز تمرین رو به این صورت انجام میدادم که صبح موقع نوشتن درخواستم مینوشتم ،

    رب من ، صاحب اختیار من ، پروردگار من ،

    و توی ذهنم این بود که تو داری از فرمانروای کل کیهان درخواست میکنی ،

    خدا براش فرقی نداره که من با چه صفتی صداش میزنم ، میگم خدای من ، رب من ، فرمانروای کیهان ، انرژی برتر ، وجود لایزال ،

    ولی وقتی با این آگاهی که اون موجودی که دارم ازش درخواست میکنم چه جایگاه و چه قدرتی داره ، من چه باوری باید نسبت بهش توی ذهنم بسازم ،همون ربی که توی سن پیری به حضرت زکریا نوید فرزند رو داد ، و اینکه چطور اتفاق میفته رو بهش الهام کرد.

    همون خدایی که به موسی وحی کرد برو پیش فرعون ، فرعونی که دربه در دنبالشه تا اعدامش کنه ، که اگر میخواست موسی با ذهنش تصمیم بگیره و باور مناسب نسبت به خدا نداشته باشه ، اصلا کار به هدایت و نصیحت فرعون به وسیله موسی نمیکشید و همون اول کار اعدام میشد ، ولی موسی باور داشت که کارشو خدا ، اون فرمانروایی که قدرت برتر کیهانه داره انجام میده ، میره و ماموریتشو انجام میده.

    باور و دیدگاه من نسبت به جایگاه و قدرت خداونده که کارارو انجام میده ، اینکه اول صبح بدونم که از چه قدرت ماورایی درارم درخواست میکنم ، کارارو انجام میده.

    همون ربی که توی قرآن گفته ، منو اجابت کنین تا شما رو اجابت کنم ،

    از اون روز و با این ذهنیت ، 90 درصد خواسته هام اتفاق افتاد ، چون فهمیدم که دارم از کی میخوام ، اینکه چطور اتفاق میفته هم به من ربطی نداره ، من باید کنترل ذهن کنم و اجابتش کنم ، بقیش دیگه به من ربطی نداره ،

    خدایا ، رب من ، سپاسگزارم.

    واقعا این چند فایل اخیر استاد ، قابلیت دوره جدا شدن دارن ، چقدر آگاهی ناب ، و خدا میدونه با بارها گوش دادنش چنتا زنگ قراره توی ذهن من به صدا دربیاد ،

    چقدر آسونه رسیدن به خواسته ها با این دیدگاه ،

    ما وقتی پیش کسی میریم که تخصص خاصی داره ، مهندس ، دکتر ، رئیس یا هر منصبی که داره ، با اون صفت خطابش میکنیم ،

    حالا درخواست هامون رو از صاحب اختیار و مدبر کیهان با ذهنیت ربوبیت بخوایم و کنترل ذهن کنیم ، اتفاقات معجزه وار انجام میشه..

    اینکه چی میشه دکتری که اصلا فکرشو نمیکنی و هرگز پاش به شهرت باز نشده بیاد و بدون اینکه حرفی بزنی کارتو انجام بده ، یا حتی بعدش ، با وجود باورای مخرب اطرافیان ، چی میشه که دکتری بیاد و بدونه که چطور باید عمل کنه که مناسب باشه ، اینا اگر کار خدا نیست ، چی میتونه باشه ،

    بقول همون دست خداوند ، ما سمت خودمون رو درست کنیم ، بقیش درست میشه ،

    چقدر احساس قشنگیه که کسی رو خداوند توی مسیرت قرار میده که آگاهی های ناب فایل های استاد رو درک کرده و خداوند از زبون این دستش ، تورو هدایت میکنه به مسیر کنترل ذهن و مسیر درست.

    خدایا شکرت ،

    چقدر قشنگه که ما اعتبار رسیدن به مسیر درست رو به خداوند بدیم و از دیگران سپاسگزار باشیم.

    البته هنوز این شخصیت به طور کامل از درون برای من شکل نگرفته که زبانی سپاسگزار دستان خداوند توی زندگیم باشم ولی خداوند رو سپاسگزارم که هر اتفاق خوبی رو گرچه با کمی وقفه ، به مدبر امور کیهان نسبت میدم.

    چقدر قشنگه توی این مسیر بودن ، اینکه هرموقع نجوا شروع میشه ، خداوند هدایتت میکنه به فایلای استاد ، خداوند از طریق نامحدود دستان خودش و به بی نهایت روش هدایتت میکنه به مسیر درست ،

    چقدر حس خوبیه ، اینکه کسی توی کیهان وجود داره که به صورت ناخودآگاه یا آگاهانه ، هدایت میشه به تولید این چنین فایل هایی با چنین آگاهی هایی.

    توی قران خدا به پیامبر میگه تو داری خودتو برای هدایت افراد به زحمت میندازی و این نیست که تو بخوای کسی هدایت بشه ، هرکسی توی مدارش باشه هدایت خواهد شد ،

    استاد عباسمنشم به نظر من گرچه خودش این مطلبو توی فایل هاش به تکرار گفته ، ولی ناخودآگاه چنین حسی رو داره ، که اگر این نبود ، به الهامات قلبش عمل نمیکرد ،

    خدای من شکرت ، استادعزیزم سپاسگزارم ،

    مصطفی عزیز ، قدردانم.

    با گوش دادن به این فایل چه اتفاقاتی که خداوند به صورت معجزه وار برام انجام داد در حالی که واقعا ایده ای نداشتم برای چگونگی انجامش ،

    چه باور امکان پذیر بودن خواسته هام که از دل خاک و غبار ذهنم ذهنم سردرآورد و امکان پذیری خواسته های دیگه رو منطقیش کرد.

    قرآن که میخوندم دائما با خودم فکر میکردم که خدا هدفش از اینکه بارها داستان پیامبراشو توی قرآن آورده چی بوده ، خداومد از طریق این فایل جوابمو داد ، گفت که این بوده ، تو هم باید اینطور باوراتو در مورد چگونگی اتفاق افتادن خواسته هات و امکان پذیریش تقویت کنی ،

    چه زمان هایی که خواسته ای داشتم و انجام شده بود ، حتی اون موقع که با سایت همراه نبودم و کلا فراموش کرده بودم و این فایل دوباره غبارش رو رفع کرد و به یادم آورد.

    خدایا شکرت.

    اون روزی که کارت کشیدم و پیام اومد برام و نگاه کردم به موجودی : 930 ریال.

    فهمیدم که باورام درمورد ثروت و پول ایراد داره و با خودم گفتم با این رویه و این باورای مخربی که نمیدونی چیه ولی خب توی وجودت هست ، اگر میلیاردها پول توی حسابت باشه ، از یه طریقی به شکل تصاعدی پر میزنه و میره ،

    هدایت شدم به کانال تلگرام استاد، و دیدم نتایج دوستان اومده توی کانال و نتیجه چه کسی؟

    نتایج برادرم.همون دستی از دستان خداوند که من از طریق اون با سایت و استاد و خدای خودم آشنا شدم.

    وقتی میخوندم ، شوق و ذوق توی وجودم پر میزد.

    تحسینش کردم.

    و خداوند چه فرد مناسبی رو با چه نتایجی جلو روم قرار داد.

    کسی که باهم توی یه خانواده بودیم ، با باورای مشابه و شاید حتی به ظاهر شرایط نامناسب .

    با خودم گفتم ، برادرت تونسته ، تو هم میتونی ، ولی ذهنم اومد و شروع کرد به نجوا کردن ،

    ذهن من : اون شرایطش فرق داشته با تو ، مجرد بوده ، منطقیه که تونسته راحت نتیجه بگیره ،

    من : دوباره برگشتم و متن رو خوندم بارها و بارها خوندم ، و دیدم اون شرایطی که برادرم داشته رو الان من ندارم ، اگه من مجرد بودم و توی اون شرایط بودم چه ذهنیتی داشتم نسبت به فایل ها و کار کردن روی خودم.

    خودمو ریختم روی دایره و دیدم نه این درست نیست.من نباید شرایط و عوامل بیرونی رو توی خلق شرایط خودم دخالت بدم.

    بهش پیام دادم و خواستم تا دوره ثروت 1 رو بهم بده ، و خداوند کاراشو انجام داد و علاوه بر این دوره دوره ناااااااااااااب احساس لیاقت رو هم دریافت کردم.

    از برادرم الگو گرفتم و گفتم منم بیام و اول یه بار مروری دوره ها رو گوش بدم و بعد برگردم و شروع کنم به انجام تمرینا و کار کردن تمرکزی ،

    خدایا ، گوش دادن مروری به فایلای دوره ثروت 1 و احساس لیاقت چه شرایطی رو از من تغییر داد و خدا میدونه کار کردن روی دوره چه شرایط و اتفاقاتی رو برای من رقم خواهد زد.

    توی کامنتای دوستان ، همیشه میخوندم که نوشته بودن ما اومدیم توی سایت تا ثروتمند بشیم ولی مسیر ما رو با خدا و فرمانروای هستی آشنا کرد و به خودشناسی رسوند.

    با گوش دادن به فایل این دوتا دوره و آگاهی های این فایل ، دیدم آره همینه ، منم درخواست دوره ثروت 1 رو کردم که از وضعیت به ظاهر نابسمانم در بیام ، ولی هدایت الله منو رسوند به خودم ، منو رسوند به صراط الله یکتا ، به اون مسیر توحیدی که اگر با توکل به خدا بتونم در کنار آگاهی های توحیدی روی آگاهی های ناب دوره ها کار کنم ، اون موقعه که شرایط فرق میکنه.

    الان میدونم این جمله دوستانم چه مفهومی داره ،

    خدایا شکرت ،

    تا قبل از این فایل هرموقع میگفتم خدایا ، یا میگفتم ارباب من ، این احساس رو نداشتم ، ولی الان حس میکنم در مقابل خدای خودم متواضع تر شدم ، گرچه هنوز جا داره کار کردن روی خودم تا برسم به اون نقطه که بدونم و درک کنم که خودم کی ام ، و رابطم با این خدا به چه شکل باید باشه ، ولی همین جرقه ، کار خودشو کرد ،

    که اگر میخواستم مثل قبل باشم ، توی این شرایط بظاهر مناسب و با بمبارانی از باورها و افکار مخرب و نامناسب اطرافیان ، خودمو میباختم و بقولی تصمیم احساسی میگرفتم ،

    ولی هماهنگی و هدایت خدا همیشه به موقع میرسه. زمانی که بهش نیاز داری ، زمانی که بمباران میشی ولی احساستو نادیده میگیری و میسپریش به خدای خودت ، همون خدایی که موسی رو از مرگ توی طفولیت رسوند به ناز و نعمت ، همون خدایی که یوسف رو از قعر چاهی خشک شده رسوند به تخت و تاج ، همون خدایی که آتش رو بر ابراهیم سرد کرد ، همون خدایی که تو کلی شرایط به ظاهر نامناسب دست منو گرفت و گفت ” من هستم ، من از رگ گردن بهت نزدیکترم بنده من ،

    همون خدایی که توی قرانش میگه :

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    همون خدایی که میگه : وعده خداوند قطعا حقه

    همون خدا ، خدای منم هست ، همونقدر که ابراهیمشو دوست داره ، منم دوست داره ،

    اون خدا پای همه درخواست و خواسته های منو امضا کرده ، ولی آیا منی که میخوام به خواستم برسم ، میتونم تعهدات این قرارداد رو عملی کنم ؟

    چقدر نابه رسیدن به آگاهی تفاوت یشاء و یرید

    من این آگاهی رو اینجور برای خودم منطقی کردم که :

    خداوند یه صاحب خونه ایه که نامحدود ملک داره و پای همه قراردادا رو امضا کرده ، و یسری تعهدات و قوانین رو توی قرارداد آورده.

    حالا منی که میخوام برسم به اون ملک و خونه ، آیا میتونم اون تعهدا رو انجام بدم ؟

    اگر میتونم و امضا کنم ، اوکی میشه ، و اگر نمیتونم که باید مثل اکثریت جامعه توی بنگاه افراد و بندگان خدا ( عوامل بیرونی = شرک ) دنبال خواستم باشم اما به چه قیمتی؟

    دیروز توی تمرین ستاره قطبیم درخواستی داشتم که خدایا ، من گیر کردم توی شرایطی که موندم بین دوراهی ، که کدوم راه درسته ، آیا این کاری که بهش علاقه دارم درسته مسیرش یا نه یه احساس پوچ و ذهنیه..خودت با بی نهایت روشی که میدونی منو هدایتم کن ، بهم بگو که مسیر درسته یا نه .

    و باورم نمیشه ، امروز خدا جوابمو داد ، بعد از 2 ماه دوری از این حوزه ، تماس گرفتن و وقت مشاوره و نوبت خواستن.

    حالا اینکه طرف بیاد یا نیاد ، اون به باورای من و به خدای من بستگی داره ، ولی خدا از این طریق جوابمو داد.

    الان درک میکنم که وقتی استاد میگه اگر به خدا ایمان بیاری و توکل کنی بهش ، همون خدا برات تبلیغ میشه ، برات مشتری میشه ، از بین صحبت دوتا فرد غریبه جواب سوالتو میده ،

    الان میفهمم که چی میگه استاد.

    چند ماه پیش ، ذهنم به صورت کاملا موزیانه اومد و گفت ، تو باید جوری روی خودت کار کنی که مثل فلانی و فلانی و فلانی ها ، وابسته نباشی به سایت ، وابسته نباشی به حرف های استاد ،

    الان که دقیق میشم میبینم از اون روزا با این که فایلها رو گوش میدادم ولی افتادم توی چرخه معیوب ناخواسته ها ،

    الان متوجه میشم که چقدر ذهنم دقیق و ماهرانه منو فریب داد و من متوجه نشدم.

    مثل اینه که بگی خب من باید چنان روی خودم کار کنم که دیگه به آگاهی های قرآن وابسته نباشم ، از جامعه دوری کنم ، به خودم متکی باشم ،

    به خودم؟ به چیه خودم؟ به ذهن پر از باورای نامناسبم؟

    الان متوجه میشم که داشتم کج میرفتم ولی خدا بازم دستمو گرفت گفت ، بنده من ، مسیر درست اینه ، اون بیراهس ،

    داشت یادم میرفت که ” همه چیز نیاز به تکامل داره ،

    وقتی استاد گفتن آقااااااا ، حتی خدا هم نمیتونه از قوانینش تجاوز کنه و قوانین رو نادیده بگیره یعنی چی.

    اینکه رسیدم به فایلای ” ما از تغییر دیگران ناتوانیم”

    اینکه رسیدم به این فایل

    اینکه دوباره بدون سرزنش خودم ، با عشق و امید و درک صحیح تر از خداوند رسیدم به مسیر درست ،

    خداروسپاسگزارم.

    پروردگارا ، مارو توی این مسیر زیبا ثابت قدم نگه دار و خودت مثل همیشه حامی و پشتیبانمون باش.

    پروردگارا ، ما رو روز به روز با خودمون آشنا تر کن ، تا بتونیم با این شناخت تو رو بیشتر بشناسیم.

    پروردگارا ، از نامحدود روش و بی نهایت طریقی که خودت میدونی ، این مرد توحیدی ، این استاد عباسمنش رو هدایت کن به تولید این دسته از فایل ها با آگاهی های ناب.

    پروردگارا ، ما رو با واژه صبر و تکامل بیشتر و بیشتر آشنا کن.

    در پناه الله یکتا ، فرمانروای کل کیهان ، سلامت ، ثروتمند ، متنعم از نعمت های خداوند ، فقیر و نیازمند به هرگونه خیر از جانب خدا ، و هدایت شده در مسیر مستقیم ، مسیر کسایی که بهشون نعمت داده شده و نه گمراهان باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    حسین ناجی گفته:
    مدت عضویت: 1258 روز

    سلام به گروه بزرگ و خانواده دوست داشتنی عباس منش

    خدا را برای وجود نازنین استاد گرامی شاکرم

    چندی پیش یک فایل از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان دیدم که یک کامنت رو میخوندین برای اعضای سایت که شخصی گفته من از آینده اومدم و میخواهم به کسانی که تازه دوره رو خریدن بگم که چنین میشود و چنان میشود ….

    من هم امروز با دیدن این فایل بینظیر و فوق العاده وشگفت انگیز که قطعا و بی شک هدایت خداوند بوده به استاد که هر لحظه از دهان استاد گوهر و جواهرات گفته میشد بگم که من هم چند ساله در سایت عضو هستم با آگاهی هایی که دریافت کردم و در مدار درک و فهم بیشتری از قبل خودم قرار گرفتم بگم که این فایل به تنهایی یک دوره جامع و کامل بود نمیتونم توصیفش کنم ،هر لحظه در زمان دیدنش ناخودآگاه اشکم سرازیر میشد و بقدری لذت می‌بردم از این سخنان که گویی خداوند داره مستقیم با من سخن میگه ،من به جای استاد میگم این فایل رو هزاران بار باید گوش کرد من که انگار دو بال داشتم و در حال پرواز بودم بقدری لذت بردم

    من رو به یاد چند اتفاقی که برام رخ داد انداخت ،

    چندی پیش با فردی به مشکل خوردم و با پیامهای نادرستش حالم رو بد کرده بود و من از آگاهی که داشتم جوابش رو نمی‌دادم و ایشون من رو تهدید کرد و من از خدا خواستم که کمکم کنه و اینو تکرار میکردم و ایشون گفته بود که میام محل کارت و چیزهایی که در سرش بود رو میخواست انجام بده

    از آنجایی که من بسیار تغییر کرده بودم خودم رو آرام میکردم و من از رویارویی با اون شخص چیزی کم نداشتم ولی نمی‌خواستم احساس بد و اتفاقهای نادرست رو دوباره تجربه کنم که به یک قران کوچک در کارگاهم که داشتم هدایت شدم و ی چیزی به من گفت که قرآن رو باز کن ، مثل اینکه انسانهای قدیمی از روی ناآگاهی ولی چون حس خوب می‌داد چیزی بنام استخاره می‌گرفتند چون باور داشتن ، من بهش گفتم که اعتقادی ندارم ،دوباره گفت قرآن رو باز کن و من از روی بی انگیزه ای قرآن رو باز کردم و همونجا به آیه ای برخوردم که به قدری زیبا و فوق العاده بودکه من بکل مثل ی مجسمه خشکم زده بود و بی قرار اشک می ریختم در معنی اون آیه اومده بود که فقط از خدا بترس آخه اون روز اون موقع ،من به همین جمله هدایت شدم و بقدری قوت قبل گرفتم که از اون روز برای هر کاری یعنی هر کاری بی پروا و محکم به داخل اون کار یا اونجا که برام ترس به همراه داشت میرم و آخرش فقط لذت نسیبم میشه خدا رو هزاران بار شکر از هدایتهایش و از هیچ کس هیچ کس دیگه حتی به اندازه پر مگسی نمی‌ترسم چون همش این جمله رو با خودم تکرار میکنم فقط از خدا بترس و بس .

    این هدایت باعث شد که من چند وقت بعد دوباره به قرآن هدایت بشم که نجوا به شدت من رو اذیت میکرد چون از نظر کارم در مراحل سخت و فشرده ای بودم و درآمدم سخت شده بود و افکار ناجور امانم را بریده بود خسته بودم و نمی‌دونستم که چکار کنم چشمم به قرآن افتاد و دوباره به من گفته شد که قرآن رو باز کن و من از اعتمادی که قبلاً داشتم که به من پیام آرامش بخش میده همان‌جور که استاد میفرماید خداوند وعده فراوانی و فزونی میده و شیطان وعده فقر ،قران رو با دلی امیدوار باز کردم و دوباره خدا معجزه کرد سوره عنکبوت ایه33،من به همان جمله اول هدایت شدم که خداوند به حضرت لوط میفرماید که نترس و غمگین مباش قطعا ما نجات دهنده تو و خانواده ات هستیم ،وای چه روزی بود کل روزم رو گریه کردم و بر روی درب و دیوار و پنجره های کارگاهم این جمله رو نوشتم که نترس و غمگین مباش ،دیگه رهاش کردم و ایمان دارم که خدا همچیز رو درست می‌کنه و آسوده شدم و با خودم میگم که خدا کارش رو خوب بلده ،خدایا آخه چطور چقدر نزدیک چقدر واضح چقدر عمیق و چقدر آرامش بخش بود این کلام خدا ، بسیار من رو خوشنود کرد

    و وقتی خداوند میگوید من رو بخوان یعنی این که من نزدیکم از رگ گردن نزدیکتر واقعا درسته من حسش کردم

    و از اونجایی که من برخورده بودم به این مسائل و با دیدن این فایل دوباره همچیز برام زنده شد و شوقی داشتم در گوش دادنش که وصف ناپذیر بود

    گفتم بیام و کامنتی در این خصوص بزارم باور میکنید بعد چند سال که در سایت هستم اولین کامنته منه چون خیلی من رو متحول کرد و همون صدای زیبا به من گفت کامنت بزار و من هدایت شدم به گذاشتن کامنت امیدوارم از نوشته هایم و اتفاقهایی که هدایت شده ام لذت ببرین و راهی باشه برای رسیدن به سعادت و خوشبختی که همچیز در این سایت زیبا همینه خدایا بخاطر امروز و هدایت‌هایت ، بخاطر استاد عباس منش هزاران هزار بار شکر

    در پناه خداوند و هدایت‌هایش باشیم انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: