اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ودرود به استاد عزیز، در واقع پیامبر حال حاضر،
وچقدر خوشحالم که خداوندمنو هدایت کرد به پیامبرم
ومنو آگاه کرد وبه من فهموند دنیا،وقانون دنیارو
وهمیشه وهر لحظه با خودم تکرار میکنم که خدایا ازت ممنونم وشکرگزارم که من با جهل ونادانی دنیارو ترک نکردم وهر روز دارم آگاهتر وبا ایمان تر میشوم.
این اولین بار که من میخوام کامنت بزارم الان تقریبا دو سال ونیم که من به سایت استاد هدایت شدم من ودوتا از خواهرام ومادرم در سایت هستیم وخداروشکر
درمدار وفرکانس همدیگه قرار گرفتیم .
خیلی دوست داشتم کامنت بزارم ولی ی مقاومتی همیشه بود.
الان اومدم پیاده روی کنم واین فایل جدید رو دانلود کردم که گوش بدم وبعد گوش دادن فایل متوجه شدم که الان وقتشه که کامنت بزارم واز حال الانم براتون بگم
من 37سالمه و8سال که از همسرم جدا شدم ویک دختر دارم که با خودم زندگی میکنه ونا آگاهانه پیش رفتم وهمیشه خدا روزی منو رسونده ولی الان که روی خودم کار میکنم از خیلی جهات زندگی من تغییر کرده واحساس خوبی دارم همیشه وشکرگزار همه نعمت هایی که دارم رو هستم
و وقتی صحبت های استاد به آیه طلاق رسید من ی حال عجیبی بهم دست داد وهمه حرف هایی که وقتی جدا شدم از اطرافیانم شنیدم برام یاد آور شد وافکار خودم که من با این شرایط دیگه نمیتونم دوباره ازدواج موفقی داشته باشم
واشک هام سرازیر شد اشک خوشحالی البته چون من گذشته رو حل کردم برای خودم والان اون احساس وافکار رو ندارم وحالم عالیه.
با این وجود هنوز تحول بزرگی توی زندگیم رخ نداده چه مالی چه عاطفی و……
واین مدت سوالم این بود همش من که دارم رو خودم کار میکنم واحساسم بیشتر مواقع عالیه ودارم فایل گوش میدم وتمریناتم رو انجام میدم پس کی تحول بزرگ قرار اتفاق بیفته کی بمب بمب قرار شروع بشه.
وبعد شنیدن آیه طلاق گفتم شاهده این فایل برای تو بهش خوووب گوش بده
ومن دیگه صدای استاد رو نمیشنیدم وقشنگ حس کردم خدا داره باهام حرف میزنه وداره جواب همه سوالاتمو میده
ومن فقط راه میرفتم واشک میریختم وهر کلمه که میشنیدم میگفتم خدایا یعنی تو الان داری باهام حرف میزنی داری میگی من به زودی همه چی رو بهت میدم داری میگی راهت درسته همین جوری ادامه بده داری میگی بهش نزدیک شدی داری میگی همه چی رو حل شده ببین داری میگی وقتشه به زودی بمب بمب تو شروع میشه من قشنگ حس کردم دقیقا حرف هایی رو شنیدم که میخواستم بشنوم ویادم آورد که ی زمانی من ناآگاهانه همیشه به این فکر میکردم که ی روزی میاد که من متحول میشم وکلی گریه میکنم و میگم بلاخره اون روز رسید.
ومن انقد الان احساس سبکی وآرامش دارم که وصف ناپذیره
وحس میکنم از نیازی به بی نیازی رسیدم وبه همه درخواست هایی که به خداوند دادم رسیدم
والان مطمئن شدم که مسیرم درسته وباید با صبر واشتیاق وامید ادامه بدم وایمان وباورم رو هر روز قوی تر وقوی تر کنم
شما و مریم بانو که همچون فرشته هایی هستید که با دیدن شما هربار لذت میبریم
من از سال 95 با شما آشنا شدم و از سال 98 حدودا خیلی جدی تر شما و محصولات شما رو دنبال میکنم
تازگیا با عزیزدلم (محبوبه) سریال سفربه دور امریکارو میدیدیم که رسیدیم به قسمت 150 تا حدودا 160 و چقدر لذت بردیم
انقدر با دیدن این فایل ها غرق لذت و شادی شدم که نتونستم جلوی خودمو بگیرم و گفتم حتما باید برای شما این کامنت رو بنویسم
میخوام بگم با دیدن قسمت های سریال سفر به دور امریکا واقعا هربار اشک من جاری میشه به خاطر دیدن فرکانسی که رویای منه به علت دیدن شرایطی که آرزوی منه
احساس میکنم قلبم کاملا باز میشه و آگاهی ها و عشق و نور وارد میشه
جالب اینجاست که واقعا احساس میکنم که شرایط زندگی من و عزیز دلم خیلی خیلی شبیه به زندگی شما با مریم بانو هست یعنی درواقع از بس شما رو دیدم دیگه عملا خیلی چیز ها توی زندگیم دقیقا از دیدن زندگی شما کپی شده و توی زندگی خودم پیست شده
استاد خیلی دوستون دارم
سرتون سلامت
الهی عمر طولانی داشته باشید تا جهان از وجود شما بیشتر فیض ببره
برای خودم دعا میکنم که خداوند به قلب من محبت و عشقی رو بده از جنس همون محبت و عشقی که در قلب شما وجود داره ، احساس خوشبختی رو بده که از جنس همون احساس خوشبختی در قلب شما وجود داره
گفتماین پیام رو اینجا بنویسم تا بلکه شاید خوده شما صبح که از خواب بیدار میشید صورت نشسته پیام من رو بخونید
خیلی دوستون دارم
استاد راهنما و هدایتگره من
در پناه الله یکتا شاد ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در نیا و آخرت باشید.
استاد هفته گذشته مسله ای برای من در کار جدیدی که خداوند معجزه کرده پیش اومد . و من چند شب این جمله را مینویسم خدایا با ایمانی که به تو دارم قول میدم این آقا را هم تسلیم خودت میکنی همانطور که صاحب خونه من 2 سال پیش تسلیم خودت کردی گوشی دادی دستش و گفتی زنگ بزن به فاطمه من که بعد از 3 روز تماس گرفت و گفت امسال هم بشینید. و پارسال گفت ما حریف ایمان شما نمیشیم البته بعد از اینکه قطع کرد گفتم خدایا حریف تو نمیشه چون ایمان را هم تو به من دادی. حالا بماند که 6 سال پیش خدا معجزه کرد و این صاحبخونه را توی زندگی من آورد که خودش مونده بود وقتی میخواست قولنامه بنویسه میگفت من نمیدونم اینجا چیکار میکنم. چون همش طی این دو سال به صاحبخونه گفتم با ایمانی که به خدا دارم قول میدم تا وعدهای که در قران به من داده را رقم نزنه این در به روی من نمیبندد. قسم میخورم خدا هر وقت این قول به کسی دادم یا مکتوب کردم و به خودم گفتم هرگز و هرگز و هرگز من دروغگو حتی پیش خودم نکرد چه برسه پیش بندهاش، و استاد من این،اعتماد از کجا یاد گرفتم از قرآن که خداوند وعده داده هر کس به من ایمان داشته باشه ایمانش ضایع نمیکنم. و به قول رزا من این از شما دارم. ( که قرآن روخوانی نکنم و با تعقل و تفکر بخونم و البته هر چیزی که میخوام الگوهای از قرآن پیدا میکنم. ) از همسر از فرزند از ثروت میگم همانطور که به اینها دادی منهم فاطمه تو هستم.
ببخشید من با جزئیات میگم. این میخواستم عرض کنم این صحبت آخر شما در مورد سوره ضحی دقیقا” قولی که نوشتم خدایا با ایمانی که به تو دارم قول میدم این آدم را هم تسلیم میکنی . اسناد با تمام ایمانم این قول میدم چون قبلا” خدا غیر ممکن ترین من ممکن کرده وجود همسرم در زندگی من هست که اون هم یک،داستان شنیدنی داره ولی دلم میخواد با فیلم براتون تعریف کنم. و امروز این فایل هم در مورد کار من بود.
و هم چند روز پیش در جایی خانمی باردار بود. من هیچی به خدا نگفتم که خواسته من هم هست ولی از آنجا که شما استاد همه ما هستید به قول آزاده جون ، خداوند در قرآن گفته قلب شما به تسخیر منه ، استاد این فایل هدیه خداوند به من که مثل همیشه من عاشق خودش میکنه و نشانه هست برای من ، انشالله معجزه رب یگانه که این روزها ادر قانون انتظار هستم.( قل فنتظرو انی معکم منتظرین و سیعلمون ) که از این ایه من فقط و فقط در زندگی برای معجزه استفاده میکنم و تکرار میکنم و خب نتیجه کاملا معلوم ، بیام و بنویسم که خداوند استاد ابن بار هم به وعده اش عمل کرد.
اگر تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
خدایا عاشقتم و سپاسگذارم.
استاد خیلی خیلی خیلی از شما سپاسگذارم به الهامات قلبی عمل میکنید و خداوند من هدایت کرد که بشنوم . بهترینها را از رب یگانه برای شما میخواهم. این جمله من الهی الهی الهی 150 سال محکم تو بغل رب یگانه باشید.
اونقدر انرژی مثبت داره این فایل ک همون تایمی ک شما روی سایت قرار دادید من از اولین هایی بودم ک فایل رو تماشا کردم کلی ذوق کردم از متنی ک براش قرار داده بودید
آره خداوند منو هدایت کرد به سایت و زمانی ک زدم روی دکمه پخش تا تماشا کنم با هر کلام شما من اشک میریختم
استاد ی جوری گریه میکردم ک اگر کسی میومد توی اتاق میپرسید چیزی شده ولی درب اتاق رو بسته بودم و قشنگ احساس کردم خداوند منو در آغوش کشید و گفت بیا با هم تماشا کنیم
بیا ببین من چقدر قدرتمندم بیا ببین من چه کارهایی کردم و من اشک میریختم جوری ک اصلا صفحه گوشی رو نمیدیدم
اون لحظه یادم افتاد به خودم و گفتم خدایا من ک همیشه باورت داشتم من ک توی بچگی ازت سوال میپرسیدم ولی میگفتن اینها برای ما نیست فقط برای پیامبر و اولیا خداست.
دقیقا وقتی اولین بار فیلم یوسف پیامبر پخش شد من پرسیدم این واقعیت داره چطور زلیخا جوان شد
اگر خدا اینقدر قدرت داره خب چرا منو ی شکل دیگ نمیکنه منم میخوام ازش درخواست کنم
استاد من احساس اون لحظه زلیخا رو نمیدونستم من باورهای زلیخا و باورهای یوسفش رو نمیدونستم
یادمه سالها گذشت و این گوشه ذهن من بود و کشیده شدم به سمت مناجاتها و صحبتهای زلیخا با خدا
و یادمه اون زمان ناخودآگاه اشک میریختم و میگفتم ببین چقدر زیبا با خدا صحبت میکنه اون زمانی ک بت ها رو می شکست و میگفت منزه است خدایی ک برده ای را به خاطر اطاعتش بزرگ و قدرتمند گردانید.
استاد در خصوص حضرت مریم میگفتم مگ میشه و کاش به جای سوال از دیگران با خودم فقط گفتگو میکردم و باور میکردم ک بله میشود برای همه ما امکان پذیر هست باور کن.
من در خصوص حضرت یحیی هم پرسیدم آخه مگ میشه ی پیرمرد و ی پیرزن ک دیگ توانایی برای بارداری ندارن حالا شاید آقایون تا لحظه های آخر عمر این امکان رو داشته باشند ولی خانمها تا یک سنی قادر خواهند بود بچه دار بشند از نظر پزشکی
خب چطور این اتفاق برای حضرت زکریا و همسرشون افتاد و همه میگفتن برای پیامبران و اولیای خدا معجزه همیشه بوده و اونها جزو افراد خاص هستن و خداوند میخواستن با انجام این کار. قدرت نمایی کنن ک ببینید من چقدر قدرت دارم.
بله استاد همین لحظه ها من دیگ خواسته هام رو قورت میدادم حتی از قلبم نمیذاشتم به ذهنم بیاد ک بهشون فکر کنم.
چون باور کردم ک همه ما آدمها نمی تونن به همه نعمت ها دسترسی داشته باشند .
و من هر روز ک در سایت شما هستم بیشتر از قبل دارم باور میکنم ک بله میشود به همه نعمتهای خدا دسترسی داشته باشی
بله خداوند همون خداست
خدای من خدای محمده
خدای من خدای داوود
خدای من خدای سلیمانه
خدای من خدای یوسفه
خدای من همون خدای زلیخاست
خدای من همون خدای مریمه
خدای من همون خدای زکریاست
خدای من همون خدای استاد عباس منشه
خدای من همون خدای استاد شایسته است
خدای من همون خدای سعیده شهریاری
خدای من همون خدای علی خوشدله
خدای من همون خدای رضا عطا روشنه و….
خدای همه ما یکی هست همون خدای یگانه و بی همتاست اگر من در مسیر دریافت نعمتها نیستم چون من باور ندارم ک میتوانم اونها رو داشته باشم
چون من خودم رو لایق دریافت نعمتها نمیدونم
چون من با ورودی های نامناسب همیشه کمبودها رو دیدم .
این آیات خداوند فقط برای پیامبر نیست و نبوده
برای منه برای شماست برای همه هست
ک باور کنیم بابا خدا نزدیکه خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره خدا توی قلب ماست
خداوند همواره در حال اجابت درخواست هاست
تو چی و چه درخواستی داری چقدر باور داری ک میشود
مدتی هست فقط دارم به همین موضوع فکر میکنم چطور امکان پذیر کنم واسه ذهنم که میشود منم بنده و آفریده خداوند هستم
همین جمله که من یکی از آفریده های خداوند هستم همین یعنی من با ارزشم یعنی من برای خداوند عزیزم
خدا دوست داشته بین اون همه اسپرم من حیات پیدا کنم من بیام توی شهربازی دنیا و لذت ببرم بیام بازی کنم و ببینم نعمت ها رو و شکر گزار باشم و ببینم خودم رو که از وجود خداوندم و بشناسم خودم رو ک چقدر توانایی دارم
خدا منو آفریده ک جلوه ای از وجود خودش باشم و با شکرگزاری با شادی و با رضایت داشتن از شرایط موجود ،هر شرایطی نشان بدم که چقدر خدا رو باور دارم و چقدر به خدا ایمان دارم
به یادش باشم و حواسم باشه هر چه هستم و هر چه دارم از آن خداست
حواسم باشه فقط خدا رو بپرسم و فقط از خودش یاری بخوام
و باور کنم ک اگر خداوند هر نعمتی رو به هر کدوم از بنده هاش داده به منم میتونه بده
اگر من نزدیک 40ساله دنیا رو میبینم ک مخلوق او شدم اون از اول خدایی کرده اون خیلی وقته ک داره خدایی میکنه من نمیبینم من نمیفهمم من فقط دارم خودم و شرایطم رو میبینم من فقط جلوی پام رو میبینم
اون ک به همه چیز اگاهه از قبل من و بعد من و هر آنچه ک من نمیدانم و هر آنچه ک من نمیبینم
استاد این چند روز چند باره دارم فایل رو تماشا میکنم
خدا رو شکر سپاسگزار خداوندم ک در مسیر شنیدن این فایل بهشتی قرار گرفتم
سپاسگزار خداوندم ک وجود پر از برکت شما رو میتونم ببینم
سپاسگزار خداوندم ک صدای توحیدی و نوای الهی شما رو میتونم بشنوم
استاد این مدت دارم تلاش میکنم زیبا بین باشم و چقدر این نعمت بزرگی هست
یعنی آگاهانه به زیبایی ها توجه کنیم چقدر دنیا جای بهتری میشه چقدر آدمها روحانی و خدایی میشن چقدر رابطه ها زیباتر میشه
چقدر احساس رضایت بیشتری دارم و این یعنی صراط مستقیم
و این یعنی الخیرو فی ما وقع
میدونم میدونم من هنوز هیچی نمی دونم من فقط احساسم بهتر شده من فقط عاشق تر شدم من فقط شکرگزار تر شدم
اما می دونم با استمرار همین مسیر خداوند هر روز منو به زیبایی های بیشتر و نعمتهای بیشتر و آگاهی های بیشتر سوق میده
تبریک بهت میگم که هنگام فایل استاد احساس میکردی در آغوش خدایی چقدر آگاهی فایل استاد نابه من چند تا از کامنت دوستان را که خواندم دیدم اکثرا مثل خودم اشک از چشمانشون جاری شده و چه لحظه های نابی را تجربه کردیم انگار قلبمون سبک شده انگار ما بودیم و خدامون انگار که همه چی در این عالم برامون شدنی هست انگار هیچ کس و هیچ قدرتی جلو دارمون نیست انگار سلامتی کامل اجازه ورود به بدنم میخواهد اگر من باور کنم انگار ثروت و عشق عالی اجازه ورود به زندگیمون رو میخواهد اگر ما باور کنیم که خدایی هست از رگ گردن بهمون نزدیکتر که آماده اجابت خواسته های ما هست و گیرنده را تعمیر کنیم خدایا منو ببخش و در مسیر هموار قرار بده
مریم جان برای منم آن قسمت فیلم حضرت یوسف که زلیخا جوان میشد تمام اشک می ریختم و به خودم میگفتم چه جوری زلیخا جوان شد برای منم میشه که سلامتی کامل باشه ولی به گفته ی استاد انگار به زبونه ولی اصل اینه که باور باشه زبون اصلا مهم نیست و مریم عزیز بهم یاد آوری کردی که خدای زلیخا خدای من است خدای استاد عباسمنش خدای من است
برایت سلامتی و عشق و ثروت و نور و شادی را از خداوند منان خواستارم
چقدر من دوست دارم این همه همزمانی ها را وختی شما در فایل در باره حضرت ذکریا صحبت می کردید انگار ذکریا من بودم و و درخواست فرزند باور های محدود کننده من و منطق های ذکریا منطق های من بوده در اغلب درخواست ها
درخواست مهاجرت داشتم و بعد ذهنم سریع می آمد می گفت مگر می شود با این وضع سفر کرد تو با پاسپورت افغانستان تا کجا سفر می توانی یا ایران و یا پاکستان و بس
و در همان نقطه تولد من رویایم را خفه می کردم و این طور اشغال ها را زیر مبل می گذاشتم
من چند منطق بیارم برای ذهن جانم که دیگر از این حرف های بی اساس برای من نگویید البته که باید همیشه مرور کنم تکرار کنم تا یادم نره
الگو اول دختر عمه ام است با وجود نه مدرک خاص نه شغل خاص اقدام به مهاجرت کرد اول در ایران بود و بعد هدایت شد برزایل و بعد از برزیل رفت آمریکا این شخص نه پولی داشت نه شغلی داشت ولی یک ایمان قوی داشت که اجابت می شود درخواست اش
الگو دوم هم پسر دایی ام است که زمانی بسیار کوتاهی با خارجی ها مصروف کار بود و برای خودش درخواست ویزای siv ویزای خاص کرده بود و بعد از دو سال رفت به آمریکا هیچ یک از عوامل که ذهنم برای من منطقی کرده نداشت حتی درست انگلیسی هم بلد نبود
پس ذهن جانم بیبین این دو الگو تو آن چیز های بزرگ کردی را ندارند آن چیز های که فکر می کنی اصل است را ندارند نه پاسپورت با اعتبار داشتن نه پولی خاص و نه شرایط فقط قدم ها را برداشتن تو هم مثل همین ها باید قدم ها را برداری و این را یادت باشد که اجابت درخواست همه مختلف است و راه های که به من الهام می شود با بقیه فرق می کند این را باید درک کنم
مورد دوم
چند روزی بود هم در روانشناسی ثروت نوشتم و هم خودم اقدام عملی برای جدا شدن از شریک کاری که پدرم داشت و حالا من دارم اقدام کردم اول سال 1403وختی از خداوند درخواست کار کردم خداوند فردایی همان روز مرا هدایت کرد به مغازه که از پدر و عمویم که شغل شأن هم سنتی است و دو نسل است که این کار را انجام می دهند و از شهرت خوبی برخوردار هستند خب و پدرم مرا با پسر عمویم شریک کاری کرد و در اوایل همه چیز خب پیش می رفت تا این که چند وخت پیش به یک تضاد برخوردم و این درخواست در وجود من شکل گرفت که باید از کار جدا شوم من واقعا می خواهم در همه چیز آزادی را تجربه کنم و حالا بعد از یک سال این شور و شوق در وجود من شکل گرفت که برای این کار اقدام عملی هم بکنم و اقدام هم کردم و گذاشتمش برای خدا که به بهترین شکل انجام و بهترین زمان ما را از هم جدا کند و حالا میبینم چقدر خوب می شود
استاد وختی شما درباره سوره ضحی صحبت کردین و آنجا واقعا این سوره یک چیز در دلم روشن کرد مگر زمانی هیچی نداشت نه اعتماد به نفس داشتی یک پسر بودی پر از شرک خداوند کمک آت نکرد بار سنگین که آن موقع حرف مردم بود اذیت شدن بخاطری حرف های مردم بود تمسخر تحقیر بود از روی شانه هایت برنداشت وختی این همه بار سنگین را از روی شانه هایت برداشت به تو همه چیز که می خواستی داد چرا نعمت را به یاد نمی آوری چرا آن زمان را اینقدر زود فراموش کردی همیشه انسان فراموش کار است و خییلی زود فراموش می کند این همه صحبت ها را باید بار ها و بارها برای خودم تکرار کنم همان خدای که مرا از آن وضعیت بیرون آورد برایم شغل فراهم کرد تنهایی داد همه چیز که داد همه انسان های فوق العاده که وارد زندگی ام کرد باز هم از این بهتر و بیشتر می دهد کافیست شرک نورزم به خدای خودم ایمان داشته باشم و توکل کنم
الهی شکرت بابت همه نعمت های که تا حالا برای من دادی الهی شکرت
وَتَوَکَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ ﴿217﴾و بر [خداى] عزیز مهربان توکل کن (217) الَّذِی یَرَاکَ حِینَ تَقُومُ ﴿218﴾آن کس که چون [به نماز] برمى خیزى تو را مى بیند (218) وَتَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدِینَ ﴿219﴾و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مى نگرد] (219) إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿220﴾او همان شنواى داناست (220)
خدای من قادر مطلق
خدای من میشنود، میبینید
خدای من مهربان بخشنده است
چقدر باور داری خدا درخواست هاتو میشنوه؟
تورو میبینه
خدای من بیشتر از من میخواد ک من موفق بشم
پشتیبان همیشگی من برای دریافت خواسته هامه
داری از کی درخواست میکنی؟از کسی ک فرمانروای این جهانه و داره اداره اش میکنه
بارهااینارو باخودم تکرار کردم و من ک مدتیه دل نگران بودم و برای خواسته ام دارم تلاش میکنم،یکباره ارامش تمام وجودمو فرا گرفت،گفتم بابا من میخوام رو شونه خدا بشینم اون کارهارو برام انجام بده،خواسته ی من برای خدا چیزی نیست که، وقتی نمازم تموم شد قران و ک باز کردم این ایه های بالا اومد،یعنی شوکه شدم توکل کن به خدای عزیز و مهربان ک او شنوای داناست.
بعد رفتم سراغ قدم ها،قدم 6 سه فایل اول معرکه بود، تو سمت خودتو درست کن چیکار داری به بیرون،اونو خدا برات درست میکنه،اونو جهان برات ردیف میکنه،
خدا همواره داره مارو هدایت میکنه، خدا قولش و داده انا علینا للهدی
بعد میام اینجا یه فایل دیگ از استاد میبینم ک انگار دیگ خدا اتمام حجت کرد،دیگ چی میخوای.
استاد چه با ما میکنی، هدایت کردن خدارو با جان و دل دارم درک میکنم،انگار اصلا خدا داره بشما میگ چه فایلی بزار ک این بنده ی من موضوعات دوازده قدم و عمیقتر درک کنه. اخه مگ میشه من قدم پنج بودم دوتا فایل درمورد ناتوانی ما در تغییر دیگران،بعد اینجا هم باز فایل تکمیلی اونها
باز میام قدم شش،درمورد خدا و هدایتش،اینجا هم فایل هدایت و خدا.
انگار ک برای من کلاس تقویتی میزاره خدا،میگ قدم هارو ک کار میکنی اینم یاد بگیر مرور بشه ک قشنگ تو وجودت رخنه کنه.
دقیقا وقتی ک من فکر میکردم فلان خواسته من ک بزرگه،گفتم خدایا من میخوام به این برسم تلاش هم میکنم اما من ک فلان من ک بهمان
مثل درخواست زکریا،من فرزند میخوام اما من ک پیرم همسرمم نازا.
بعد استاد یه فایل میزاره میگ اینم جوابت از طرف خدا ک ایمانتو قوی کنی،ک بدونی من کیم،از کی داری درخواست میکنی حواست باشه.
خدایا شکرت و صد هزار مرتبه شکرت، خدایا سپاسگزارم برای حضوردر این جمع توحیدی که شعار و عمل همه آنها سرچشمه از توحید دارد و استادشان موحدترین آنان است.
من با تمام وجودم شهادت میدهم بر راستی و درستی این گفتار استاد، آری دقیقاً همین است که استاد میگوید
من باید سمت خودم را درست کنم سمت خدا درست هست. او عشق بینهایت است و در این عشق بینهایت یقیناً که اجابت خواسته بندگانش و خوشحال نمودن بندگانش و فراهم نمودن زمینه رشد و پیشرفت بندگانش و گسترش جهان هستی را وظیفه خودش میداند
او آماده است در سمت او هیچ کم و کاستی نیست. این شاید زیباترین وجه خلقت خداوند باشد که رسیدن آدمی به خواستههایش در گرو ایمان و باور او باشد که اگر اجابت خواسته ها وابسته به ایمان نبود کل نظام این جهان و عدالت این جهان و زیبایی این جهان زیر سوال بود. به قول خودش همه چیز فاسد می شد.
نمیخواهم رابطه بنده را با خدا، با رابطه پدر و فرزندی مقایسه کنم اما برای تقویت باور خودم می گویم که اگر پدر و مادر خودت را قبول نداشته باشی و آنان را ضعیف و ناتوان و نادان بدانی مگر می توانی انتظار محبت و عشق واقعی از ایشان داشته باشی؟
همه چیز در این عالم برگرفته از یک منبع است برگرفته از یک سرچشمه است باید خدا را باور داشته باشیم باید با تمام وجود به او ایمان داشته باشیم.باور به خدا نیز این چنین است باید قبولش داشته باشی باید باورش کنی باید ایمان داشته باشی تا از قدرت بی نهایتش در رسیدن به خواسته ها بهره مند شوی.
من از زمانی که از هرهری مذهبی و نامشخص بودن راهم، به راه ایمان و باور، به راه توحید و خدا باوری و به راه آزادی و رهایی از قید و بندهای خود ساخته هدایت شدم ، در لحظه لحظه زندگی وجود خدا را میبینم، کمک او را درک میکنم یاری او را شاهد هستم.
شکرگزارم با وجود رب العالمین، چه نیازی به حامی غیر از خدا دارم چه نیازی به اتکا به غیر از او دارم اصلاً در مقابل خدا ،دیگران چه کاری از دستشان بر میآید که من بخواهم خدا را کنار بگذارم.
من به جز خدا از هیچکس هیچ توقعی و مطالبهای ندارم من کمک، محبت و عشق دیگران در زندگی ام را دست خدا می دانم .خدایی که تا این حد او را دوست دارم و عاشقش هستم مگر میتوانم بندگان خدای محبوبم را دوست نداشته باشم مگر میتوانم به طبیعتی که معبود من خلق نموده آسیب بزنم یا آلوده کنم. عاشق همه عالمم چون همه عالم از آن اوست
پروردگار عزیزم یا رب العالمین هزاران هزار نعمت به من عطا کردی نعمت هایی که اگر امروز برایم معمولی و تکراری شده اما روزگاری برایم آرزو و رویا بود و تو تک به تک آنها را به سرانجام رساندی .
من چقدر باید کج فهم باشم من چقدر باید احساساتی باشم من چقدر باید جاهل باشم اگر این نعمتها را نبینم و اگر شک کنم به تو و به توانایی تو در برآورده کردن خواستههای من.
عزیزم مگر نبودی تو که مرا از دو تصادف سخت با کمترین آسیب جسمی نجات دادی، صحنههای تصادفی که جان من در آنها به مویی بند بود خواست تو بر زنده ماندن من بود اما به گونهای جانم را نجات دادی و سلامتیم را حفظ کردی که در آن لحظه اگر تمام جمعیت جهان می خواستند این کار را بکنند نمیتوانستد
پروردگار عزیزم مگر خانههایی که اکنون دارم روزگاری رویای من نبود مگر خواسته ام نبود که من و تمام خانواده برادر و خواهر پدر و مادر فقط یک اتاق معمولی در شهر برای زندگی داشته باشیم و اکنون در بهترین نقاط چند شهر من خانههایی زیبا دارم.
پروردگار مهربانم مگر آرزوی من یک خودرو سواری نبود اصلاً حتی مدل ماشین هم برایم مهم نبود حتی فرق بین مدلهای ماشینها را هم نمیدانستم اما اکنون بهترین خودرو سواری کشور را سوارم.
پروردگار عزیزم مگر نبود روزی که در زمین شیبدار باغ، دو متر جای مناسب برای چای خوردن نداشتم و من یک لحظه به بالادست باغ نگاه کردم و در دلم گفتم چه خوب بود که اگر آنجا یک اتاقی داشتم ، من حتی خواسته خودم را فراموش کردم اما تو هرگز فراموش نمی کنی ، مه و خورشید و باد و هزار عامل دیگر را ردیف کردی تا من ویلایی زیبا در بالادست باغ داشته باشم ویلایی که زیباترین چشم انداز را دارد.
پروردگار مهربانم مگر نبود که من در اوج جوانی در 20 سالگی احساس بیماری و ضعف و سستی میکردم و چند قدم که پیادهروی میکردم نفسم بند میآمد اما اکنون در سلامتی کامل هستم ساعتها میتوانم پیادهروی کنم و در کار باغ و مزرعه بدون ذره ای خستگی ساعتهای مداوم پشت سر هم کار کنم.
پروردگار مهربان مگر من نبودم که در دوران دبیرستان زنگ انشا را در کلاس حضور پیدا نمیکردم چون خجالت میکشیدم که نکند در حضور جمع انشا بخوانم اما حالا روزی نیست که من در جلسهای سخنرانی نداشته باشم ایراد سخن نکنم بدون اضطراب بدون ترس،شمرده و گویا و شیوا .
پروردگار عزیزم مگر من نبودم که در جمعهای خانوادگی در خود فرو میرفتم احساس حقارت میکردم احساس کمبود میکردم احساس ناتوانی میکردم احساس زشتی میکردم احساس بیارزشی میکرد اما اکنون تو ای رب العالمین همه آنها را با عزت و آرامش با احساس لیاقت و ارزشمندی جایگزین کردی.
پروردگار عزیزم مگر من جز مقایسه کردن خودم و شرایطم کارم شغلم با دیگران و رقابت با دیگران چیز دیگری هم بلد بودم ، ولی تو مرا به مسیر رهایی به مسیر آزادی به مسیر توحید هدایت کردی
پروردگار عزیزم ، مگر نبود روزگاری که حتی به اندازه کرایه تاکسی هم پول نداشتم اما اکنون ثروت و پول فراروان به زندگی من سرازیرکرده ای.
پروردگار عزیزم مگر نه هر وقت که مخاطبم صحبت میکند برای پاسخ و برای ادامه گفتگو دردل از تو کمک میخوام، از تو می خواهم حرف درست و بجا را بر زبان من بیاوری در همان لحظه به من پاسخ میدهی و پاسخی که نتیجه اش مرا شگفت زده می کند.
پروردگار عزیزم مگر نه هرگاه که راه و بی راه برای مشخص نیست ،هر جایی که حریف شیطان نمیشوم، هر جایی که استرس و نگرانی مرا فرا می گیرد و همان لحظه تو را میخوانم وتورا به یاد میآورم و از تو استعانت میطلبم ، تو همان لحظه مرا پاسخ می دهی و مرا هدایت می کنی بطوریکه گاهی حتی متوجه پاسخ دادنت هم نمیشوم اما چند لحظه بعد یا چند روز بعد وقتی میبینم مشکل حل شده وقتی میبینم به نتیجه رسیدم وقتی میبینم آرامش وجودم را گرفته است به یاد می آورم که از تو خواستم و تو پاسخ دادی.
پروردگار عزیزم ای خالق یکتای بی همتا، مگر همین هفته گذشته نبود که در آغازش از تو خواستم که زندگیم را پربار کنی ،خواستم که برای من پدیدهها و اتفاقات را به گونهای رقم بزنی که باعث رشد و تعالی شخصیت من شود و باعث شود که من قانون رو هرچه بیشتر و بهتر درک کنم ، بفهمم و عمل کنم، تو صحبتهای من را شنیدی و بهترین روزگار را در هفته گذشته برایم رقم زدی و چه پدیدههایی دیدم و چه اتفاقاتی را لمس کردم دیدم آدمهایی کم سن و سال و بی توجه به این همه صحبتهای منفی که این روزها در جمع و جامعه مثل نقل و نبات هر لحظه و هر ثانیه از دهان افراد خارج میشود و برعکس دنبال ایدهها و آرزوها و خواستههای خودشان رفتند که میلیاردها سرمایهگذاری کردند و در سطح زیاد و در سطح وسیع و کارهای بزرگ
یا رب العالمین من از کدام نعمتت یاد کنم ،وای بر من اگر فضل و نعمتهایت را به یاد نداشته باشم وای بر من اگر به قدرت تو شک داشته باشم وای بر من اگر از ترس عدم اجابت خواسته ام را به درگاه بزرگت عرضه نکنم.
من اکنون و در این لحظه برای آنکه در قیامت هم مدرکی باشد برای اثبات ایمان و باورم به توحید و به رب العالمین در اینجا در سایت توحیدی عباس منش حرف دلم را ثبت میکنم و روز قیامت همین نوشتهها را مدرکی برای اثبات عشقی که به تو دارم و ایمانی که به تو دارم به حضورت عرضه خواهم کرد.
من با تمام وجودم اعتراف میکنم که هرچه نقص است کاستی هست و هر عدم اجابت خواستهای ، همه دلیلش خودم هستم هر وقت ازتو خواستم و با قلبم خواستم و با ایمان و باور خواستم تو پاسخ دادی .
من معترفم به عدم تعهد خودم و عدم ایمان و باور خودم من با تمام وجود میخواهم که باورم را ، ایمانم را روز به روز قویتر ، مصممتر و خلل ناپذیرتر کنی و با تمام وجود از تو میخواهم که مرا در مسیر رشد و آگاهی و شناخت هرچه بیشتر و مسیر عشق بازی هرچی بیشتر با خودت به پیش ببری
و هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست، و فرشتگان و ارواح قدسی که در پیشگاه حضرتش مقربند هیچگاه از بندگی ش گردنکشی و سرپیچی نکنند و (از عبادتی که به شوق و رغبت میکنند) هرگز خسته و ملول نشوند.
انبیا-19
————————
حمد و سپاس خداوندی رو که یکبار دیگه توفیق داد تا در مقام دریافت آگاهی های یک فایل دیگه از استاد باشم و با گوش جان بشنوم و امید دارم که هرچند اندکی درک کرده باشم .
مینویسم تا برای خودم مرور کنم این فایل ارزشمند رو تا شاید کمکم کنه بهتر درک کنم این حجم از آگاهی های نابش رو.
فرمانروا و مالک من از تو اجازه میخوام که بنویسم که هرچه دیدم و شنیدم و به قدر فهمم درک کردم تویی و تویی و تویی
————————
کلید اجابت دعاها ایجاد این باور در خودمون که اجابت درخواست هامون امکان پذیره و کل تمرکز این فایل ساختن منطق های قوی و نشون دادن الگوهای واضح به ذهن ماست تا بلکه بشه این اسب چموش رو رام کرد.
قبل از اینکه ادامه بدم یه اصل رو به خودم یادآوری میکنم.
قانون رو
قانون چی میگه ؟
اینکه اجابت درخواست های ما سه مرحله داره:
– درخواست
– پاسخ
– دریافت
درخواست ها همیشه به واسطه ی تضادها و روبه رو شدن با ناخواسته ها همیشه (چه به صورت آگاهانه و چه به صورت ناآگاهانه) هر لحظه در حال ارسال به جهان هستی
در مرحله ی پاسخ هم که هیچ شکی نیست که بلا استثنا اجابت میشه و پاسخ کائنات و خدا همیشه مثبته- Accepted
اما پاشنه ی آشیل خیلی از ماها در مرحله ی دریافت خواسته ست که متاسفانه اجازه نمیدیم این فرآیند سه مرحله ای تکمیل بشه و درخواست های ما اجابت بشن که به نظرم در این فایل استاد به درستی این نقطه ضعف رایج در وجود همه ی ما رو شناسایی کردن و براش این کلاس فوق برنامه و تقویتی رو برگزار کردن :)
چی میشه که ما در این مرحله دچار مشکل میشیم و نمیتونیم خواسته هامون رو دریافت کنیم ؟
اینکه ما وارد دخالت در مرحله ی چگونگی اجابت خواسته میشیم، بخشی از کار که اصلا به ما ارتباطی نداره.
و از همینجا مشکل شروع میشه.
ذهن ما مقاومت میکنه و اجابت درخواسته مون رو با شرایط فعلی مون مقایسه میکنه و اون رو غیر ممکن تلقی میکنه.
اینجاست که باید با الگو برداری از آیاتی که استاد به زیبایی هرچه تمام تر در این فایل به اونها شاره کردن که خداوند از روش منطقی کردن امکان پذیر بودن اجابت درخواست ها استفاده کرده ، ما هم بیایم و خواسته هایی که تا به الان به اجابت رسیدن رو بارهاو بارها برای خودمون مرور کنیم و به ذهنمون یادآوری کنیم و بگیم همونطور که این خواسته ها برآورده شدن این یکی خواسته ی من هم برآورده میشه
و به این شکل با زبان خود ذهن که فقط با منطق رام میشه باهاش برخورد کنیم.
یکی از ابزارهای فوق العاده ای که در این مسیر به ما کمک میکنه و در این فایل هم به درستی و به جا مجدد کارکردش توسط استاد به ما یادآوری میشه شکرگزاری کردن بابت داشته هامونه .
چرا دوباره رسیدیم به شکرگزاری ؟
چون از لحاظ فرکانسی ، سپاسگزاری کردن با به یاد آوردن نعمت های گذشته ، برای ما منطقی میکنه که باز هم میتونیم نعمت های بیشتری رو به دست بیاریم در صورتیکه کانون توجه مون رو متمرکز نگه داریم روی داشته هامون.
در این مسیر چی باعث نشتی انرژی میشه ؟ مقایسه کردن
مقایسه کردن عامل نابودی رضایت ما و از بین رفتن حال خوبه.
مقایسه احساس رضایت ما رو نابود میکنه .
باید هر روز این باور رو با خودمون مرور کنیم که در دنیای من کسی به غیر از من و خدای من وجود نداره،
اصلا بقیه ای وجود ندارن.
هرکسی به هرجایی رسیده در مسیر منحصر به فرد خودش در حال خلق دنیای خودشه و من نمیتونم هیچ قضاوتی داشته باشم از نحوه ی عملکرد اون فرد و اینکه چه تلاش هایی در این مسیر داره و با چه موانعی مواجهه.
من این رو بارها و بارها برای خودم مرور میکنم که بازی زندگی من یه بازی تک نفره ست و هیچ کس در اون هیچ نقشی نداره.
هرچقدر بتونم این رو باور کنم قدرت رو از عوامل بیرونی میگیرم و خودم قوی تر میشم در مسیر خلق خواسته هام.
اونوقت هر اتفاقی بیفته میدونم مسئولیتش با منه.
هر جایی از این مسیر که خلاف خواسته م پیش رفت با مهربانی و شفقت با خودم ، برمیگردم و مرور میکنم کجای فرکانس های ارسالی م مشکل داشته و بعد میدونم با اصلاحش نتایج هم قراره تغییر کنه .
هیچ عجله ای هم نداریم و میدونیم که مسیر خلق خواسته ها قراره یه مسیر لذت بخش باشه .
هرچقدر این باورها در ما تقویت بشه اونوقت میرسیم به جایی که خداوند در قرآن میگه اونقدر بهت میبخشم که راضی بشی.
و چی قشنگ تر از این مقصد برای ماست.
اینکه مسیر رو با لذت طی کنیم و آخرش برسیم به این وعده ای که حقه و در اون هیچ تردیدی نیست.
از اینجا به بعد این ماموریت روزانه و همیشگی ماست و هرچقدر بیشتر تکرار بشه ما در اون حرفه ای تر و قوی تر میشیم.
و اتفاقی که میفته اینه که خواسته هامون راحت و طبیعی وارد زندگیمون میشه .
ممنون بابت کامنت زیبای شما واقعآ لذت بردم قشنگ مثل یک نویسندهی حرفه ای کتاب نوشته بودید عالی بود مخصوصآ اون جای که قانون اجابت خواسته هارو توضیح دادید
1_درخواست
2_پاسخ
3_دریافت
واینکه پاسخ خدا همیشه مثبته خیلی خوب بود
و مقایسه کردن، خیلی دوست دارم این حس نابود گردو تو وجودم بگشمش و این کارو میکنم به خاطر سلامتی روح و روانم و آرمشم با کمک خداوند این کارو انجام می دهم و به نظر من مقایسه کردن یعنی فضولی کردن تو زندگی مردم به من چه کی چی داره
و خوشبختی یعنی آرامش ذهنی هر وقت که من آرامش دارم سپاس گزارم من خوشبخت هستم. تمام
سال نو میلادی رو بهتون تبریک میگم و براتون بهترینهارو از ربم خواستارم …
داشتم این فایل گوش میکردم و روش کار میکردم تا اینکه رسیدیم به قسمتی که در مورد آیه های طلاق صحبت کردید و وقتی داشتین اون آیه سه طلاق رو توضیح میدادین یاد خودم افتادم زمانی که داشتم جدا میشدم در شش سال پیش .. من اون موقع این آیه ها رو نمیدونستم و اصلا باهاشون برخورد نکرده بودم هروقت قرآن می خوندم به خودم زحمت نمیدادم که معنیش رو بخونم فقط عربیش رو می خوندم به همین خاطر اصلا از این چیزا اطلاع نداشتم و اون زمان وقتی تصمیم به جدای گرفتم در مورد طلاق استاد اون جمله کاملا غلطی که میگفتن به من این بود طلاق عرش خدارو به لرزه در میاره اما همیشه ته قلبم این بود که خدا هیچوقت اینجوری راضی نیست وقتی دو نفر نمی تونند باهم زندگی کنند مجبورشون کنه که زندگی کنند ،، خلاصه من با این منطق شروع کردم به راه انداختن موضوع جداییم و ناخودآگاه هم از قوانین طلاق که خدا در قرآن گفته بود استفاده میکردم که لطف خداوند بود اون زمان به من ،، کاملا با احترام و بدون درگیری و حرفی و در حالی که برعکس من همسر سابقم دقیقا برعکس این کارهارو انجام میداد اما حسم میگفت تو همینجوری ادامه بده خدا با توست ،، اصلا اون زمان ایمان عجیبی در درونم نسبت به قدرت خداوند بود که تا به اون موقع در زندگیم تجربه نکرده بودم .. حتی دقیقا همه و نه تنها همه بلکه ذهن من بدتر از همه میگفت آره زن بعد از طلاق بدبخت میشه ،درآمد نداره ،، معلوم نیست چه بلای سرت بیاد و …. از این حرفها و منم دقیقا یادمه هرزمان همچین حرفی میگفتن بهشون میگفتم خدا بزرگه ، خدا کمکم میکنه ،، و به ذهنمم در جواب نجواهاش میگفتم خداوند قدرتش بالاتر از این حرفاست اون کمکم میکنه تا زندگیم رو اونجور که میخوام بسازم ( و در اون زمانی که داشت کارهای طلاقم انجام میشد توسط دستان خداوند و من فقط زندگی میکردم درس میخوندم و خیلی کارای دیگه که به لطف ربم اسم شما رو از زبان یه نفر شنیدم فقط در حد اسم و فکر میکنم تا نزدیک دو سال طول کشید که در مدار حرفاتون قرار بگیرم)
و دقیقا به قول قرآن من داشتم برای رزق برخدا توکل میکردم و نتیجه اشم دیدم زندگیم روز به روز بهتر ، با برکت تر و عالیتر شده و داره میشه و به خودم افتخار میکنم که با تمام وجودی که مثل جنگ من یه تنه می جنگیدم و همه مثل لشکر دشمن منو با حرفای ناامید کننده و پر از شرک بمباران می کردم و بی نهایت قدردان پرودگار هستم که وقتی توکل میکنی واقعا حتی اگه یک نفر باشی بر هزاران نفر پیروزی اینو من در مورد مسئله طلاقم با تمام وجودم تجربه کردم ،، با تک تک سلولهام تجربه کردم که با اینکه شش،هفت سال میگذره اما انقد پر از درس ایمان و اعتماد به خداست که همیشه در ذهنم قدرت پروردگارم رو به خودم یادآوری می کنم ..
آره استاد میشه وقتی یک نفر باشی،توکل کنی و کنترل ذهنی کنی با لشکر دشمن صدهزار نفری پیروز باشی واقعا میشه …
خدا یاریم کنه که همیشه اینو به یاد باشم و همون ایمانی که اونجا نشون دادم در لحظه لحظه زندگیم نشون بدم ، در تمام مسائل زندگیم نشون بدم، در کنترل ذهن نشون بدم و پیروز میدون بشم ..
ربم رو هزاران مرتبه سپاسگزار و شاکرم ..
استاد بی نهایت قدردان این فایل های که واقعا نمیشه روش قیمت گذاشت نسبت بهتون هستم و دوستتون دارم
سلام ودرود به استاد عزیز، در واقع پیامبر حال حاضر،
وچقدر خوشحالم که خداوندمنو هدایت کرد به پیامبرم
ومنو آگاه کرد وبه من فهموند دنیا،وقانون دنیارو
وهمیشه وهر لحظه با خودم تکرار میکنم که خدایا ازت ممنونم وشکرگزارم که من با جهل ونادانی دنیارو ترک نکردم وهر روز دارم آگاهتر وبا ایمان تر میشوم.
این اولین بار که من میخوام کامنت بزارم الان تقریبا دو سال ونیم که من به سایت استاد هدایت شدم من ودوتا از خواهرام ومادرم در سایت هستیم وخداروشکر
درمدار وفرکانس همدیگه قرار گرفتیم .
خیلی دوست داشتم کامنت بزارم ولی ی مقاومتی همیشه بود.
الان اومدم پیاده روی کنم واین فایل جدید رو دانلود کردم که گوش بدم وبعد گوش دادن فایل متوجه شدم که الان وقتشه که کامنت بزارم واز حال الانم براتون بگم
من 37سالمه و8سال که از همسرم جدا شدم ویک دختر دارم که با خودم زندگی میکنه ونا آگاهانه پیش رفتم وهمیشه خدا روزی منو رسونده ولی الان که روی خودم کار میکنم از خیلی جهات زندگی من تغییر کرده واحساس خوبی دارم همیشه وشکرگزار همه نعمت هایی که دارم رو هستم
و وقتی صحبت های استاد به آیه طلاق رسید من ی حال عجیبی بهم دست داد وهمه حرف هایی که وقتی جدا شدم از اطرافیانم شنیدم برام یاد آور شد وافکار خودم که من با این شرایط دیگه نمیتونم دوباره ازدواج موفقی داشته باشم
واشک هام سرازیر شد اشک خوشحالی البته چون من گذشته رو حل کردم برای خودم والان اون احساس وافکار رو ندارم وحالم عالیه.
با این وجود هنوز تحول بزرگی توی زندگیم رخ نداده چه مالی چه عاطفی و……
واین مدت سوالم این بود همش من که دارم رو خودم کار میکنم واحساسم بیشتر مواقع عالیه ودارم فایل گوش میدم وتمریناتم رو انجام میدم پس کی تحول بزرگ قرار اتفاق بیفته کی بمب بمب قرار شروع بشه.
وبعد شنیدن آیه طلاق گفتم شاهده این فایل برای تو بهش خوووب گوش بده
ومن دیگه صدای استاد رو نمیشنیدم وقشنگ حس کردم خدا داره باهام حرف میزنه وداره جواب همه سوالاتمو میده
ومن فقط راه میرفتم واشک میریختم وهر کلمه که میشنیدم میگفتم خدایا یعنی تو الان داری باهام حرف میزنی داری میگی من به زودی همه چی رو بهت میدم داری میگی راهت درسته همین جوری ادامه بده داری میگی بهش نزدیک شدی داری میگی همه چی رو حل شده ببین داری میگی وقتشه به زودی بمب بمب تو شروع میشه من قشنگ حس کردم دقیقا حرف هایی رو شنیدم که میخواستم بشنوم ویادم آورد که ی زمانی من ناآگاهانه همیشه به این فکر میکردم که ی روزی میاد که من متحول میشم وکلی گریه میکنم و میگم بلاخره اون روز رسید.
ومن انقد الان احساس سبکی وآرامش دارم که وصف ناپذیره
وحس میکنم از نیازی به بی نیازی رسیدم وبه همه درخواست هایی که به خداوند دادم رسیدم
والان مطمئن شدم که مسیرم درسته وباید با صبر واشتیاق وامید ادامه بدم وایمان وباورم رو هر روز قوی تر وقوی تر کنم
ممنونم استاد عزیز بخاطر این فایل بی نظیر
سلام به استاد عزیزم
الهی شکر بابت وجودتون استاد ارزشمندم
شما و مریم بانو که همچون فرشته هایی هستید که با دیدن شما هربار لذت میبریم
من از سال 95 با شما آشنا شدم و از سال 98 حدودا خیلی جدی تر شما و محصولات شما رو دنبال میکنم
تازگیا با عزیزدلم (محبوبه) سریال سفربه دور امریکارو میدیدیم که رسیدیم به قسمت 150 تا حدودا 160 و چقدر لذت بردیم
انقدر با دیدن این فایل ها غرق لذت و شادی شدم که نتونستم جلوی خودمو بگیرم و گفتم حتما باید برای شما این کامنت رو بنویسم
میخوام بگم با دیدن قسمت های سریال سفر به دور امریکا واقعا هربار اشک من جاری میشه به خاطر دیدن فرکانسی که رویای منه به علت دیدن شرایطی که آرزوی منه
احساس میکنم قلبم کاملا باز میشه و آگاهی ها و عشق و نور وارد میشه
جالب اینجاست که واقعا احساس میکنم که شرایط زندگی من و عزیز دلم خیلی خیلی شبیه به زندگی شما با مریم بانو هست یعنی درواقع از بس شما رو دیدم دیگه عملا خیلی چیز ها توی زندگیم دقیقا از دیدن زندگی شما کپی شده و توی زندگی خودم پیست شده
استاد خیلی دوستون دارم
سرتون سلامت
الهی عمر طولانی داشته باشید تا جهان از وجود شما بیشتر فیض ببره
برای خودم دعا میکنم که خداوند به قلب من محبت و عشقی رو بده از جنس همون محبت و عشقی که در قلب شما وجود داره ، احساس خوشبختی رو بده که از جنس همون احساس خوشبختی در قلب شما وجود داره
گفتماین پیام رو اینجا بنویسم تا بلکه شاید خوده شما صبح که از خواب بیدار میشید صورت نشسته پیام من رو بخونید
خیلی دوستون دارم
استاد راهنما و هدایتگره من
در پناه الله یکتا شاد ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در نیا و آخرت باشید.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد و خانم شایسته
استاد هفته گذشته مسله ای برای من در کار جدیدی که خداوند معجزه کرده پیش اومد . و من چند شب این جمله را مینویسم خدایا با ایمانی که به تو دارم قول میدم این آقا را هم تسلیم خودت میکنی همانطور که صاحب خونه من 2 سال پیش تسلیم خودت کردی گوشی دادی دستش و گفتی زنگ بزن به فاطمه من که بعد از 3 روز تماس گرفت و گفت امسال هم بشینید. و پارسال گفت ما حریف ایمان شما نمیشیم البته بعد از اینکه قطع کرد گفتم خدایا حریف تو نمیشه چون ایمان را هم تو به من دادی. حالا بماند که 6 سال پیش خدا معجزه کرد و این صاحبخونه را توی زندگی من آورد که خودش مونده بود وقتی میخواست قولنامه بنویسه میگفت من نمیدونم اینجا چیکار میکنم. چون همش طی این دو سال به صاحبخونه گفتم با ایمانی که به خدا دارم قول میدم تا وعدهای که در قران به من داده را رقم نزنه این در به روی من نمیبندد. قسم میخورم خدا هر وقت این قول به کسی دادم یا مکتوب کردم و به خودم گفتم هرگز و هرگز و هرگز من دروغگو حتی پیش خودم نکرد چه برسه پیش بندهاش، و استاد من این،اعتماد از کجا یاد گرفتم از قرآن که خداوند وعده داده هر کس به من ایمان داشته باشه ایمانش ضایع نمیکنم. و به قول رزا من این از شما دارم. ( که قرآن روخوانی نکنم و با تعقل و تفکر بخونم و البته هر چیزی که میخوام الگوهای از قرآن پیدا میکنم. ) از همسر از فرزند از ثروت میگم همانطور که به اینها دادی منهم فاطمه تو هستم.
ببخشید من با جزئیات میگم. این میخواستم عرض کنم این صحبت آخر شما در مورد سوره ضحی دقیقا” قولی که نوشتم خدایا با ایمانی که به تو دارم قول میدم این آدم را هم تسلیم میکنی . اسناد با تمام ایمانم این قول میدم چون قبلا” خدا غیر ممکن ترین من ممکن کرده وجود همسرم در زندگی من هست که اون هم یک،داستان شنیدنی داره ولی دلم میخواد با فیلم براتون تعریف کنم. و امروز این فایل هم در مورد کار من بود.
و هم چند روز پیش در جایی خانمی باردار بود. من هیچی به خدا نگفتم که خواسته من هم هست ولی از آنجا که شما استاد همه ما هستید به قول آزاده جون ، خداوند در قرآن گفته قلب شما به تسخیر منه ، استاد این فایل هدیه خداوند به من که مثل همیشه من عاشق خودش میکنه و نشانه هست برای من ، انشالله معجزه رب یگانه که این روزها ادر قانون انتظار هستم.( قل فنتظرو انی معکم منتظرین و سیعلمون ) که از این ایه من فقط و فقط در زندگی برای معجزه استفاده میکنم و تکرار میکنم و خب نتیجه کاملا معلوم ، بیام و بنویسم که خداوند استاد ابن بار هم به وعده اش عمل کرد.
اگر تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
خدایا عاشقتم و سپاسگذارم.
استاد خیلی خیلی خیلی از شما سپاسگذارم به الهامات قلبی عمل میکنید و خداوند من هدایت کرد که بشنوم . بهترینها را از رب یگانه برای شما میخواهم. این جمله من الهی الهی الهی 150 سال محکم تو بغل رب یگانه باشید.
به نام الله مهربان
سلام به اساتید عزیزم
سلام به دوستان گلم
استاد انرژی این فایل بسیار بسیار زیاده
اونقدر انرژی مثبت داره این فایل ک همون تایمی ک شما روی سایت قرار دادید من از اولین هایی بودم ک فایل رو تماشا کردم کلی ذوق کردم از متنی ک براش قرار داده بودید
آره خداوند منو هدایت کرد به سایت و زمانی ک زدم روی دکمه پخش تا تماشا کنم با هر کلام شما من اشک میریختم
استاد ی جوری گریه میکردم ک اگر کسی میومد توی اتاق میپرسید چیزی شده ولی درب اتاق رو بسته بودم و قشنگ احساس کردم خداوند منو در آغوش کشید و گفت بیا با هم تماشا کنیم
بیا ببین من چقدر قدرتمندم بیا ببین من چه کارهایی کردم و من اشک میریختم جوری ک اصلا صفحه گوشی رو نمیدیدم
اون لحظه یادم افتاد به خودم و گفتم خدایا من ک همیشه باورت داشتم من ک توی بچگی ازت سوال میپرسیدم ولی میگفتن اینها برای ما نیست فقط برای پیامبر و اولیا خداست.
دقیقا وقتی اولین بار فیلم یوسف پیامبر پخش شد من پرسیدم این واقعیت داره چطور زلیخا جوان شد
اگر خدا اینقدر قدرت داره خب چرا منو ی شکل دیگ نمیکنه منم میخوام ازش درخواست کنم
استاد من احساس اون لحظه زلیخا رو نمیدونستم من باورهای زلیخا و باورهای یوسفش رو نمیدونستم
یادمه سالها گذشت و این گوشه ذهن من بود و کشیده شدم به سمت مناجاتها و صحبتهای زلیخا با خدا
و یادمه اون زمان ناخودآگاه اشک میریختم و میگفتم ببین چقدر زیبا با خدا صحبت میکنه اون زمانی ک بت ها رو می شکست و میگفت منزه است خدایی ک برده ای را به خاطر اطاعتش بزرگ و قدرتمند گردانید.
استاد در خصوص حضرت مریم میگفتم مگ میشه و کاش به جای سوال از دیگران با خودم فقط گفتگو میکردم و باور میکردم ک بله میشود برای همه ما امکان پذیر هست باور کن.
من در خصوص حضرت یحیی هم پرسیدم آخه مگ میشه ی پیرمرد و ی پیرزن ک دیگ توانایی برای بارداری ندارن حالا شاید آقایون تا لحظه های آخر عمر این امکان رو داشته باشند ولی خانمها تا یک سنی قادر خواهند بود بچه دار بشند از نظر پزشکی
خب چطور این اتفاق برای حضرت زکریا و همسرشون افتاد و همه میگفتن برای پیامبران و اولیای خدا معجزه همیشه بوده و اونها جزو افراد خاص هستن و خداوند میخواستن با انجام این کار. قدرت نمایی کنن ک ببینید من چقدر قدرت دارم.
بله استاد همین لحظه ها من دیگ خواسته هام رو قورت میدادم حتی از قلبم نمیذاشتم به ذهنم بیاد ک بهشون فکر کنم.
چون باور کردم ک همه ما آدمها نمی تونن به همه نعمت ها دسترسی داشته باشند .
و من هر روز ک در سایت شما هستم بیشتر از قبل دارم باور میکنم ک بله میشود به همه نعمتهای خدا دسترسی داشته باشی
بله خداوند همون خداست
خدای من خدای محمده
خدای من خدای داوود
خدای من خدای سلیمانه
خدای من خدای یوسفه
خدای من همون خدای زلیخاست
خدای من همون خدای مریمه
خدای من همون خدای زکریاست
خدای من همون خدای استاد عباس منشه
خدای من همون خدای استاد شایسته است
خدای من همون خدای سعیده شهریاری
خدای من همون خدای علی خوشدله
خدای من همون خدای رضا عطا روشنه و….
خدای همه ما یکی هست همون خدای یگانه و بی همتاست اگر من در مسیر دریافت نعمتها نیستم چون من باور ندارم ک میتوانم اونها رو داشته باشم
چون من خودم رو لایق دریافت نعمتها نمیدونم
چون من با ورودی های نامناسب همیشه کمبودها رو دیدم .
این آیات خداوند فقط برای پیامبر نیست و نبوده
برای منه برای شماست برای همه هست
ک باور کنیم بابا خدا نزدیکه خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره خدا توی قلب ماست
خداوند همواره در حال اجابت درخواست هاست
تو چی و چه درخواستی داری چقدر باور داری ک میشود
مدتی هست فقط دارم به همین موضوع فکر میکنم چطور امکان پذیر کنم واسه ذهنم که میشود منم بنده و آفریده خداوند هستم
همین جمله که من یکی از آفریده های خداوند هستم همین یعنی من با ارزشم یعنی من برای خداوند عزیزم
خدا دوست داشته بین اون همه اسپرم من حیات پیدا کنم من بیام توی شهربازی دنیا و لذت ببرم بیام بازی کنم و ببینم نعمت ها رو و شکر گزار باشم و ببینم خودم رو که از وجود خداوندم و بشناسم خودم رو ک چقدر توانایی دارم
خدا منو آفریده ک جلوه ای از وجود خودش باشم و با شکرگزاری با شادی و با رضایت داشتن از شرایط موجود ،هر شرایطی نشان بدم که چقدر خدا رو باور دارم و چقدر به خدا ایمان دارم
به یادش باشم و حواسم باشه هر چه هستم و هر چه دارم از آن خداست
حواسم باشه فقط خدا رو بپرسم و فقط از خودش یاری بخوام
و باور کنم ک اگر خداوند هر نعمتی رو به هر کدوم از بنده هاش داده به منم میتونه بده
اگر من نزدیک 40ساله دنیا رو میبینم ک مخلوق او شدم اون از اول خدایی کرده اون خیلی وقته ک داره خدایی میکنه من نمیبینم من نمیفهمم من فقط دارم خودم و شرایطم رو میبینم من فقط جلوی پام رو میبینم
اون ک به همه چیز اگاهه از قبل من و بعد من و هر آنچه ک من نمیدانم و هر آنچه ک من نمیبینم
استاد این چند روز چند باره دارم فایل رو تماشا میکنم
خدا رو شکر سپاسگزار خداوندم ک در مسیر شنیدن این فایل بهشتی قرار گرفتم
سپاسگزار خداوندم ک وجود پر از برکت شما رو میتونم ببینم
سپاسگزار خداوندم ک صدای توحیدی و نوای الهی شما رو میتونم بشنوم
استاد این مدت دارم تلاش میکنم زیبا بین باشم و چقدر این نعمت بزرگی هست
یعنی آگاهانه به زیبایی ها توجه کنیم چقدر دنیا جای بهتری میشه چقدر آدمها روحانی و خدایی میشن چقدر رابطه ها زیباتر میشه
چقدر احساس رضایت بیشتری دارم و این یعنی صراط مستقیم
و این یعنی الخیرو فی ما وقع
میدونم میدونم من هنوز هیچی نمی دونم من فقط احساسم بهتر شده من فقط عاشق تر شدم من فقط شکرگزار تر شدم
اما می دونم با استمرار همین مسیر خداوند هر روز منو به زیبایی های بیشتر و نعمتهای بیشتر و آگاهی های بیشتر سوق میده
خدایا سپاسگزارم الحمدالله کما هو اهله
در پناه الله مهربان باشید.
سلام مریم عزیز
تبریک بهت میگم که هنگام فایل استاد احساس میکردی در آغوش خدایی چقدر آگاهی فایل استاد نابه من چند تا از کامنت دوستان را که خواندم دیدم اکثرا مثل خودم اشک از چشمانشون جاری شده و چه لحظه های نابی را تجربه کردیم انگار قلبمون سبک شده انگار ما بودیم و خدامون انگار که همه چی در این عالم برامون شدنی هست انگار هیچ کس و هیچ قدرتی جلو دارمون نیست انگار سلامتی کامل اجازه ورود به بدنم میخواهد اگر من باور کنم انگار ثروت و عشق عالی اجازه ورود به زندگیمون رو میخواهد اگر ما باور کنیم که خدایی هست از رگ گردن بهمون نزدیکتر که آماده اجابت خواسته های ما هست و گیرنده را تعمیر کنیم خدایا منو ببخش و در مسیر هموار قرار بده
مریم جان برای منم آن قسمت فیلم حضرت یوسف که زلیخا جوان میشد تمام اشک می ریختم و به خودم میگفتم چه جوری زلیخا جوان شد برای منم میشه که سلامتی کامل باشه ولی به گفته ی استاد انگار به زبونه ولی اصل اینه که باور باشه زبون اصلا مهم نیست و مریم عزیز بهم یاد آوری کردی که خدای زلیخا خدای من است خدای استاد عباسمنش خدای من است
برایت سلامتی و عشق و ثروت و نور و شادی را از خداوند منان خواستارم
به نام خداوند مهربان و بخشنده
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
چقدر من دوست دارم این همه همزمانی ها را وختی شما در فایل در باره حضرت ذکریا صحبت می کردید انگار ذکریا من بودم و و درخواست فرزند باور های محدود کننده من و منطق های ذکریا منطق های من بوده در اغلب درخواست ها
درخواست مهاجرت داشتم و بعد ذهنم سریع می آمد می گفت مگر می شود با این وضع سفر کرد تو با پاسپورت افغانستان تا کجا سفر می توانی یا ایران و یا پاکستان و بس
و در همان نقطه تولد من رویایم را خفه می کردم و این طور اشغال ها را زیر مبل می گذاشتم
من چند منطق بیارم برای ذهن جانم که دیگر از این حرف های بی اساس برای من نگویید البته که باید همیشه مرور کنم تکرار کنم تا یادم نره
الگو اول دختر عمه ام است با وجود نه مدرک خاص نه شغل خاص اقدام به مهاجرت کرد اول در ایران بود و بعد هدایت شد برزایل و بعد از برزیل رفت آمریکا این شخص نه پولی داشت نه شغلی داشت ولی یک ایمان قوی داشت که اجابت می شود درخواست اش
الگو دوم هم پسر دایی ام است که زمانی بسیار کوتاهی با خارجی ها مصروف کار بود و برای خودش درخواست ویزای siv ویزای خاص کرده بود و بعد از دو سال رفت به آمریکا هیچ یک از عوامل که ذهنم برای من منطقی کرده نداشت حتی درست انگلیسی هم بلد نبود
پس ذهن جانم بیبین این دو الگو تو آن چیز های بزرگ کردی را ندارند آن چیز های که فکر می کنی اصل است را ندارند نه پاسپورت با اعتبار داشتن نه پولی خاص و نه شرایط فقط قدم ها را برداشتن تو هم مثل همین ها باید قدم ها را برداری و این را یادت باشد که اجابت درخواست همه مختلف است و راه های که به من الهام می شود با بقیه فرق می کند این را باید درک کنم
مورد دوم
چند روزی بود هم در روانشناسی ثروت نوشتم و هم خودم اقدام عملی برای جدا شدن از شریک کاری که پدرم داشت و حالا من دارم اقدام کردم اول سال 1403وختی از خداوند درخواست کار کردم خداوند فردایی همان روز مرا هدایت کرد به مغازه که از پدر و عمویم که شغل شأن هم سنتی است و دو نسل است که این کار را انجام می دهند و از شهرت خوبی برخوردار هستند خب و پدرم مرا با پسر عمویم شریک کاری کرد و در اوایل همه چیز خب پیش می رفت تا این که چند وخت پیش به یک تضاد برخوردم و این درخواست در وجود من شکل گرفت که باید از کار جدا شوم من واقعا می خواهم در همه چیز آزادی را تجربه کنم و حالا بعد از یک سال این شور و شوق در وجود من شکل گرفت که برای این کار اقدام عملی هم بکنم و اقدام هم کردم و گذاشتمش برای خدا که به بهترین شکل انجام و بهترین زمان ما را از هم جدا کند و حالا میبینم چقدر خوب می شود
استاد وختی شما درباره سوره ضحی صحبت کردین و آنجا واقعا این سوره یک چیز در دلم روشن کرد مگر زمانی هیچی نداشت نه اعتماد به نفس داشتی یک پسر بودی پر از شرک خداوند کمک آت نکرد بار سنگین که آن موقع حرف مردم بود اذیت شدن بخاطری حرف های مردم بود تمسخر تحقیر بود از روی شانه هایت برنداشت وختی این همه بار سنگین را از روی شانه هایت برداشت به تو همه چیز که می خواستی داد چرا نعمت را به یاد نمی آوری چرا آن زمان را اینقدر زود فراموش کردی همیشه انسان فراموش کار است و خییلی زود فراموش می کند این همه صحبت ها را باید بار ها و بارها برای خودم تکرار کنم همان خدای که مرا از آن وضعیت بیرون آورد برایم شغل فراهم کرد تنهایی داد همه چیز که داد همه انسان های فوق العاده که وارد زندگی ام کرد باز هم از این بهتر و بیشتر می دهد کافیست شرک نورزم به خدای خودم ایمان داشته باشم و توکل کنم
الهی شکرت بابت همه نعمت های که تا حالا برای من دادی الهی شکرت
وَتَوَکَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ ﴿217﴾و بر [خداى] عزیز مهربان توکل کن (217) الَّذِی یَرَاکَ حِینَ تَقُومُ ﴿218﴾آن کس که چون [به نماز] برمى خیزى تو را مى بیند (218) وَتَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدِینَ ﴿219﴾و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مى نگرد] (219) إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿220﴾او همان شنواى داناست (220)
خدای من قادر مطلق
خدای من میشنود، میبینید
خدای من مهربان بخشنده است
چقدر باور داری خدا درخواست هاتو میشنوه؟
تورو میبینه
خدای من بیشتر از من میخواد ک من موفق بشم
پشتیبان همیشگی من برای دریافت خواسته هامه
داری از کی درخواست میکنی؟از کسی ک فرمانروای این جهانه و داره اداره اش میکنه
از کسی ک میگ
إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَیۡـًٔا أَن یَقُولَ لَهُۥ کُن فَیَکُونُ
بارهااینارو باخودم تکرار کردم و من ک مدتیه دل نگران بودم و برای خواسته ام دارم تلاش میکنم،یکباره ارامش تمام وجودمو فرا گرفت،گفتم بابا من میخوام رو شونه خدا بشینم اون کارهارو برام انجام بده،خواسته ی من برای خدا چیزی نیست که، وقتی نمازم تموم شد قران و ک باز کردم این ایه های بالا اومد،یعنی شوکه شدم توکل کن به خدای عزیز و مهربان ک او شنوای داناست.
بعد رفتم سراغ قدم ها،قدم 6 سه فایل اول معرکه بود، تو سمت خودتو درست کن چیکار داری به بیرون،اونو خدا برات درست میکنه،اونو جهان برات ردیف میکنه،
خدا همواره داره مارو هدایت میکنه، خدا قولش و داده انا علینا للهدی
بعد میام اینجا یه فایل دیگ از استاد میبینم ک انگار دیگ خدا اتمام حجت کرد،دیگ چی میخوای.
استاد چه با ما میکنی، هدایت کردن خدارو با جان و دل دارم درک میکنم،انگار اصلا خدا داره بشما میگ چه فایلی بزار ک این بنده ی من موضوعات دوازده قدم و عمیقتر درک کنه. اخه مگ میشه من قدم پنج بودم دوتا فایل درمورد ناتوانی ما در تغییر دیگران،بعد اینجا هم باز فایل تکمیلی اونها
باز میام قدم شش،درمورد خدا و هدایتش،اینجا هم فایل هدایت و خدا.
انگار ک برای من کلاس تقویتی میزاره خدا،میگ قدم هارو ک کار میکنی اینم یاد بگیر مرور بشه ک قشنگ تو وجودت رخنه کنه.
دقیقا وقتی ک من فکر میکردم فلان خواسته من ک بزرگه،گفتم خدایا من میخوام به این برسم تلاش هم میکنم اما من ک فلان من ک بهمان
مثل درخواست زکریا،من فرزند میخوام اما من ک پیرم همسرمم نازا.
بعد استاد یه فایل میزاره میگ اینم جوابت از طرف خدا ک ایمانتو قوی کنی،ک بدونی من کیم،از کی داری درخواست میکنی حواست باشه.
خدایا هزاران بار شکرت.
استاد عزیزم ممنونم واقعا.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شکرت و صد هزار مرتبه شکرت، خدایا سپاسگزارم برای حضوردر این جمع توحیدی که شعار و عمل همه آنها سرچشمه از توحید دارد و استادشان موحدترین آنان است.
من با تمام وجودم شهادت میدهم بر راستی و درستی این گفتار استاد، آری دقیقاً همین است که استاد میگوید
من باید سمت خودم را درست کنم سمت خدا درست هست. او عشق بینهایت است و در این عشق بینهایت یقیناً که اجابت خواسته بندگانش و خوشحال نمودن بندگانش و فراهم نمودن زمینه رشد و پیشرفت بندگانش و گسترش جهان هستی را وظیفه خودش میداند
او آماده است در سمت او هیچ کم و کاستی نیست. این شاید زیباترین وجه خلقت خداوند باشد که رسیدن آدمی به خواستههایش در گرو ایمان و باور او باشد که اگر اجابت خواسته ها وابسته به ایمان نبود کل نظام این جهان و عدالت این جهان و زیبایی این جهان زیر سوال بود. به قول خودش همه چیز فاسد می شد.
نمیخواهم رابطه بنده را با خدا، با رابطه پدر و فرزندی مقایسه کنم اما برای تقویت باور خودم می گویم که اگر پدر و مادر خودت را قبول نداشته باشی و آنان را ضعیف و ناتوان و نادان بدانی مگر می توانی انتظار محبت و عشق واقعی از ایشان داشته باشی؟
همه چیز در این عالم برگرفته از یک منبع است برگرفته از یک سرچشمه است باید خدا را باور داشته باشیم باید با تمام وجود به او ایمان داشته باشیم.باور به خدا نیز این چنین است باید قبولش داشته باشی باید باورش کنی باید ایمان داشته باشی تا از قدرت بی نهایتش در رسیدن به خواسته ها بهره مند شوی.
من از زمانی که از هرهری مذهبی و نامشخص بودن راهم، به راه ایمان و باور، به راه توحید و خدا باوری و به راه آزادی و رهایی از قید و بندهای خود ساخته هدایت شدم ، در لحظه لحظه زندگی وجود خدا را میبینم، کمک او را درک میکنم یاری او را شاهد هستم.
شکرگزارم با وجود رب العالمین، چه نیازی به حامی غیر از خدا دارم چه نیازی به اتکا به غیر از او دارم اصلاً در مقابل خدا ،دیگران چه کاری از دستشان بر میآید که من بخواهم خدا را کنار بگذارم.
من به جز خدا از هیچکس هیچ توقعی و مطالبهای ندارم من کمک، محبت و عشق دیگران در زندگی ام را دست خدا می دانم .خدایی که تا این حد او را دوست دارم و عاشقش هستم مگر میتوانم بندگان خدای محبوبم را دوست نداشته باشم مگر میتوانم به طبیعتی که معبود من خلق نموده آسیب بزنم یا آلوده کنم. عاشق همه عالمم چون همه عالم از آن اوست
پروردگار عزیزم یا رب العالمین هزاران هزار نعمت به من عطا کردی نعمت هایی که اگر امروز برایم معمولی و تکراری شده اما روزگاری برایم آرزو و رویا بود و تو تک به تک آنها را به سرانجام رساندی .
من چقدر باید کج فهم باشم من چقدر باید احساساتی باشم من چقدر باید جاهل باشم اگر این نعمتها را نبینم و اگر شک کنم به تو و به توانایی تو در برآورده کردن خواستههای من.
عزیزم مگر نبودی تو که مرا از دو تصادف سخت با کمترین آسیب جسمی نجات دادی، صحنههای تصادفی که جان من در آنها به مویی بند بود خواست تو بر زنده ماندن من بود اما به گونهای جانم را نجات دادی و سلامتیم را حفظ کردی که در آن لحظه اگر تمام جمعیت جهان می خواستند این کار را بکنند نمیتوانستد
پروردگار عزیزم مگر خانههایی که اکنون دارم روزگاری رویای من نبود مگر خواسته ام نبود که من و تمام خانواده برادر و خواهر پدر و مادر فقط یک اتاق معمولی در شهر برای زندگی داشته باشیم و اکنون در بهترین نقاط چند شهر من خانههایی زیبا دارم.
پروردگار مهربانم مگر آرزوی من یک خودرو سواری نبود اصلاً حتی مدل ماشین هم برایم مهم نبود حتی فرق بین مدلهای ماشینها را هم نمیدانستم اما اکنون بهترین خودرو سواری کشور را سوارم.
پروردگار عزیزم مگر نبود روزی که در زمین شیبدار باغ، دو متر جای مناسب برای چای خوردن نداشتم و من یک لحظه به بالادست باغ نگاه کردم و در دلم گفتم چه خوب بود که اگر آنجا یک اتاقی داشتم ، من حتی خواسته خودم را فراموش کردم اما تو هرگز فراموش نمی کنی ، مه و خورشید و باد و هزار عامل دیگر را ردیف کردی تا من ویلایی زیبا در بالادست باغ داشته باشم ویلایی که زیباترین چشم انداز را دارد.
پروردگار مهربانم مگر نبود که من در اوج جوانی در 20 سالگی احساس بیماری و ضعف و سستی میکردم و چند قدم که پیادهروی میکردم نفسم بند میآمد اما اکنون در سلامتی کامل هستم ساعتها میتوانم پیادهروی کنم و در کار باغ و مزرعه بدون ذره ای خستگی ساعتهای مداوم پشت سر هم کار کنم.
پروردگار مهربان مگر من نبودم که در دوران دبیرستان زنگ انشا را در کلاس حضور پیدا نمیکردم چون خجالت میکشیدم که نکند در حضور جمع انشا بخوانم اما حالا روزی نیست که من در جلسهای سخنرانی نداشته باشم ایراد سخن نکنم بدون اضطراب بدون ترس،شمرده و گویا و شیوا .
پروردگار عزیزم مگر من نبودم که در جمعهای خانوادگی در خود فرو میرفتم احساس حقارت میکردم احساس کمبود میکردم احساس ناتوانی میکردم احساس زشتی میکردم احساس بیارزشی میکرد اما اکنون تو ای رب العالمین همه آنها را با عزت و آرامش با احساس لیاقت و ارزشمندی جایگزین کردی.
پروردگار عزیزم مگر من جز مقایسه کردن خودم و شرایطم کارم شغلم با دیگران و رقابت با دیگران چیز دیگری هم بلد بودم ، ولی تو مرا به مسیر رهایی به مسیر آزادی به مسیر توحید هدایت کردی
پروردگار عزیزم ، مگر نبود روزگاری که حتی به اندازه کرایه تاکسی هم پول نداشتم اما اکنون ثروت و پول فراروان به زندگی من سرازیرکرده ای.
پروردگار عزیزم مگر نه هر وقت که مخاطبم صحبت میکند برای پاسخ و برای ادامه گفتگو دردل از تو کمک میخوام، از تو می خواهم حرف درست و بجا را بر زبان من بیاوری در همان لحظه به من پاسخ میدهی و پاسخی که نتیجه اش مرا شگفت زده می کند.
پروردگار عزیزم مگر نه هرگاه که راه و بی راه برای مشخص نیست ،هر جایی که حریف شیطان نمیشوم، هر جایی که استرس و نگرانی مرا فرا می گیرد و همان لحظه تو را میخوانم وتورا به یاد میآورم و از تو استعانت میطلبم ، تو همان لحظه مرا پاسخ می دهی و مرا هدایت می کنی بطوریکه گاهی حتی متوجه پاسخ دادنت هم نمیشوم اما چند لحظه بعد یا چند روز بعد وقتی میبینم مشکل حل شده وقتی میبینم به نتیجه رسیدم وقتی میبینم آرامش وجودم را گرفته است به یاد می آورم که از تو خواستم و تو پاسخ دادی.
پروردگار عزیزم ای خالق یکتای بی همتا، مگر همین هفته گذشته نبود که در آغازش از تو خواستم که زندگیم را پربار کنی ،خواستم که برای من پدیدهها و اتفاقات را به گونهای رقم بزنی که باعث رشد و تعالی شخصیت من شود و باعث شود که من قانون رو هرچه بیشتر و بهتر درک کنم ، بفهمم و عمل کنم، تو صحبتهای من را شنیدی و بهترین روزگار را در هفته گذشته برایم رقم زدی و چه پدیدههایی دیدم و چه اتفاقاتی را لمس کردم دیدم آدمهایی کم سن و سال و بی توجه به این همه صحبتهای منفی که این روزها در جمع و جامعه مثل نقل و نبات هر لحظه و هر ثانیه از دهان افراد خارج میشود و برعکس دنبال ایدهها و آرزوها و خواستههای خودشان رفتند که میلیاردها سرمایهگذاری کردند و در سطح زیاد و در سطح وسیع و کارهای بزرگ
یا رب العالمین من از کدام نعمتت یاد کنم ،وای بر من اگر فضل و نعمتهایت را به یاد نداشته باشم وای بر من اگر به قدرت تو شک داشته باشم وای بر من اگر از ترس عدم اجابت خواسته ام را به درگاه بزرگت عرضه نکنم.
من اکنون و در این لحظه برای آنکه در قیامت هم مدرکی باشد برای اثبات ایمان و باورم به توحید و به رب العالمین در اینجا در سایت توحیدی عباس منش حرف دلم را ثبت میکنم و روز قیامت همین نوشتهها را مدرکی برای اثبات عشقی که به تو دارم و ایمانی که به تو دارم به حضورت عرضه خواهم کرد.
من با تمام وجودم اعتراف میکنم که هرچه نقص است کاستی هست و هر عدم اجابت خواستهای ، همه دلیلش خودم هستم هر وقت ازتو خواستم و با قلبم خواستم و با ایمان و باور خواستم تو پاسخ دادی .
من معترفم به عدم تعهد خودم و عدم ایمان و باور خودم من با تمام وجود میخواهم که باورم را ، ایمانم را روز به روز قویتر ، مصممتر و خلل ناپذیرتر کنی و با تمام وجود از تو میخواهم که مرا در مسیر رشد و آگاهی و شناخت هرچه بیشتر و مسیر عشق بازی هرچی بیشتر با خودت به پیش ببری
درود بیکران بر استاد بزرگ و یاور توحیدی ایشان
درود بر اعضای محترم سایت
عجب فایلی بود
بی اختیار کلمه به کلمه شنیدیم واشگ ریختیم
ما را چه میشود
در کجای این جهان هستی قرار داریم
ما را باخود به کجا برده ایی
گویی از این دنیای مادی رها شده ایم
بگذریم که هر چه بگوییم
کلمات قادر به توصیف آن لحظات نخواهد بود
فقط آنکه به اینوادی پا گذشته است خواهدفهمید حال مرید را ………
تا خود رابه چیزی ندادی به کلیت
آن چیز صعب ودشوار می نماید
چونخود را به کلی به چیزی دادی
دیگر دشواری نماند
وظیفه شما تنها یک چیز است ؛ خواستن
ولیکن این خواسته ی شما وقتی اجابت میشود که با آن یکی شوید .
شما نمی توانید با ترس هایتان روبروی خواستههایتان بایستید وانتظار داشته باشید برآورده شود.
خواسته شما وقتی اجابت میشود که وجود شما تبدیل به خواستن گردد.
پس هرگز مانند نادانان سعی نکنید ، ملتمسانه خداوند را بخاطر نیازهایتان به صرافت بیندازید .
یا چون بی ادبان برای اجابت خواسته های تان راه پیش پای او بگذارید .
بلکه تمنای خود را اجابت شده بپندارید
برای عینیت یافتن آن ، پیوسته شکر گذار خداوند باشید . به یاد داشته باشید که شما با نیازها و آرزوهای تان پا به این جهان گذاشته اید .
و خداوند همنیازهای شما را می داند هم روش برآورده ساختن آنها را ،
خداوند بزرگ تر از آن است که شمارابیافریند اما به آرزوهایتان بیتوجهی کند.
پس سعی کنید باخواسته ی خود یکی شوید
تا تولد واجابت خواسته هایتان نیز مانند
تولد خودتان عینیت یابد
عمرتان به کمال
روزگارتان پر از معجزه
وَلَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَمَنْ عِنْدَهُ لَا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُونَ
و هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست، و فرشتگان و ارواح قدسی که در پیشگاه حضرتش مقربند هیچگاه از بندگی ش گردنکشی و سرپیچی نکنند و (از عبادتی که به شوق و رغبت میکنند) هرگز خسته و ملول نشوند.
انبیا-19
————————
حمد و سپاس خداوندی رو که یکبار دیگه توفیق داد تا در مقام دریافت آگاهی های یک فایل دیگه از استاد باشم و با گوش جان بشنوم و امید دارم که هرچند اندکی درک کرده باشم .
مینویسم تا برای خودم مرور کنم این فایل ارزشمند رو تا شاید کمکم کنه بهتر درک کنم این حجم از آگاهی های نابش رو.
فرمانروا و مالک من از تو اجازه میخوام که بنویسم که هرچه دیدم و شنیدم و به قدر فهمم درک کردم تویی و تویی و تویی
————————
کلید اجابت دعاها ایجاد این باور در خودمون که اجابت درخواست هامون امکان پذیره و کل تمرکز این فایل ساختن منطق های قوی و نشون دادن الگوهای واضح به ذهن ماست تا بلکه بشه این اسب چموش رو رام کرد.
قبل از اینکه ادامه بدم یه اصل رو به خودم یادآوری میکنم.
قانون رو
قانون چی میگه ؟
اینکه اجابت درخواست های ما سه مرحله داره:
– درخواست
– پاسخ
– دریافت
درخواست ها همیشه به واسطه ی تضادها و روبه رو شدن با ناخواسته ها همیشه (چه به صورت آگاهانه و چه به صورت ناآگاهانه) هر لحظه در حال ارسال به جهان هستی
در مرحله ی پاسخ هم که هیچ شکی نیست که بلا استثنا اجابت میشه و پاسخ کائنات و خدا همیشه مثبته- Accepted
اما پاشنه ی آشیل خیلی از ماها در مرحله ی دریافت خواسته ست که متاسفانه اجازه نمیدیم این فرآیند سه مرحله ای تکمیل بشه و درخواست های ما اجابت بشن که به نظرم در این فایل استاد به درستی این نقطه ضعف رایج در وجود همه ی ما رو شناسایی کردن و براش این کلاس فوق برنامه و تقویتی رو برگزار کردن :)
چی میشه که ما در این مرحله دچار مشکل میشیم و نمیتونیم خواسته هامون رو دریافت کنیم ؟
اینکه ما وارد دخالت در مرحله ی چگونگی اجابت خواسته میشیم، بخشی از کار که اصلا به ما ارتباطی نداره.
و از همینجا مشکل شروع میشه.
ذهن ما مقاومت میکنه و اجابت درخواسته مون رو با شرایط فعلی مون مقایسه میکنه و اون رو غیر ممکن تلقی میکنه.
اینجاست که باید با الگو برداری از آیاتی که استاد به زیبایی هرچه تمام تر در این فایل به اونها شاره کردن که خداوند از روش منطقی کردن امکان پذیر بودن اجابت درخواست ها استفاده کرده ، ما هم بیایم و خواسته هایی که تا به الان به اجابت رسیدن رو بارهاو بارها برای خودمون مرور کنیم و به ذهنمون یادآوری کنیم و بگیم همونطور که این خواسته ها برآورده شدن این یکی خواسته ی من هم برآورده میشه
و به این شکل با زبان خود ذهن که فقط با منطق رام میشه باهاش برخورد کنیم.
یکی از ابزارهای فوق العاده ای که در این مسیر به ما کمک میکنه و در این فایل هم به درستی و به جا مجدد کارکردش توسط استاد به ما یادآوری میشه شکرگزاری کردن بابت داشته هامونه .
چرا دوباره رسیدیم به شکرگزاری ؟
چون از لحاظ فرکانسی ، سپاسگزاری کردن با به یاد آوردن نعمت های گذشته ، برای ما منطقی میکنه که باز هم میتونیم نعمت های بیشتری رو به دست بیاریم در صورتیکه کانون توجه مون رو متمرکز نگه داریم روی داشته هامون.
در این مسیر چی باعث نشتی انرژی میشه ؟ مقایسه کردن
مقایسه کردن عامل نابودی رضایت ما و از بین رفتن حال خوبه.
مقایسه احساس رضایت ما رو نابود میکنه .
باید هر روز این باور رو با خودمون مرور کنیم که در دنیای من کسی به غیر از من و خدای من وجود نداره،
اصلا بقیه ای وجود ندارن.
هرکسی به هرجایی رسیده در مسیر منحصر به فرد خودش در حال خلق دنیای خودشه و من نمیتونم هیچ قضاوتی داشته باشم از نحوه ی عملکرد اون فرد و اینکه چه تلاش هایی در این مسیر داره و با چه موانعی مواجهه.
من این رو بارها و بارها برای خودم مرور میکنم که بازی زندگی من یه بازی تک نفره ست و هیچ کس در اون هیچ نقشی نداره.
هرچقدر بتونم این رو باور کنم قدرت رو از عوامل بیرونی میگیرم و خودم قوی تر میشم در مسیر خلق خواسته هام.
اونوقت هر اتفاقی بیفته میدونم مسئولیتش با منه.
هر جایی از این مسیر که خلاف خواسته م پیش رفت با مهربانی و شفقت با خودم ، برمیگردم و مرور میکنم کجای فرکانس های ارسالی م مشکل داشته و بعد میدونم با اصلاحش نتایج هم قراره تغییر کنه .
هیچ عجله ای هم نداریم و میدونیم که مسیر خلق خواسته ها قراره یه مسیر لذت بخش باشه .
هرچقدر این باورها در ما تقویت بشه اونوقت میرسیم به جایی که خداوند در قرآن میگه اونقدر بهت میبخشم که راضی بشی.
و چی قشنگ تر از این مقصد برای ماست.
اینکه مسیر رو با لذت طی کنیم و آخرش برسیم به این وعده ای که حقه و در اون هیچ تردیدی نیست.
از اینجا به بعد این ماموریت روزانه و همیشگی ماست و هرچقدر بیشتر تکرار بشه ما در اون حرفه ای تر و قوی تر میشیم.
و اتفاقی که میفته اینه که خواسته هامون راحت و طبیعی وارد زندگیمون میشه .
به قول استاد کل داستان همینه ;)
————————
خدا وقتی نخواهد عمر دنیا سر نخواهد شد
گلوی خشک صحرایی به باران تر نخواهد شد
و تا وقتی نخواهد برگی از کاجی نمی افتد
و باغی از هجوم داس ها پر پر نخواهد شد
خدا وقتی نخواهد دانه ای کوچکتر از باران
گلی بالا رونده مثل نیلوفر نخواهد شد
و کرم کوچکی پروانه ای زیبا و کوهی سخت
عقیق و شیشه و آیینه و مرمر نخواهد شد
خدا وقتی بخواهد میشود وقتی نخواهد نه
گلی بازیچه ی طوفان غارتگر نخواهد شد
خدا وقتی بخواهد غیر ممکن میشود ممکن
ولی وقتی نخواهد واقعا دیگر نخواهد شد
مریم سقلاطونی
————————
در پناه الله باشیم همگی :)
سلام دوست عزیز
ممنون بابت کامنت زیبای شما واقعآ لذت بردم قشنگ مثل یک نویسندهی حرفه ای کتاب نوشته بودید عالی بود مخصوصآ اون جای که قانون اجابت خواسته هارو توضیح دادید
1_درخواست
2_پاسخ
3_دریافت
واینکه پاسخ خدا همیشه مثبته خیلی خوب بود
و مقایسه کردن، خیلی دوست دارم این حس نابود گردو تو وجودم بگشمش و این کارو میکنم به خاطر سلامتی روح و روانم و آرمشم با کمک خداوند این کارو انجام می دهم و به نظر من مقایسه کردن یعنی فضولی کردن تو زندگی مردم به من چه کی چی داره
و خوشبختی یعنی آرامش ذهنی هر وقت که من آرامش دارم سپاس گزارم من خوشبخت هستم. تمام
خدایا مرسی که استاد عباس منشو آفریدی
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی
سال نو میلادی رو بهتون تبریک میگم و براتون بهترینهارو از ربم خواستارم …
داشتم این فایل گوش میکردم و روش کار میکردم تا اینکه رسیدیم به قسمتی که در مورد آیه های طلاق صحبت کردید و وقتی داشتین اون آیه سه طلاق رو توضیح میدادین یاد خودم افتادم زمانی که داشتم جدا میشدم در شش سال پیش .. من اون موقع این آیه ها رو نمیدونستم و اصلا باهاشون برخورد نکرده بودم هروقت قرآن می خوندم به خودم زحمت نمیدادم که معنیش رو بخونم فقط عربیش رو می خوندم به همین خاطر اصلا از این چیزا اطلاع نداشتم و اون زمان وقتی تصمیم به جدای گرفتم در مورد طلاق استاد اون جمله کاملا غلطی که میگفتن به من این بود طلاق عرش خدارو به لرزه در میاره اما همیشه ته قلبم این بود که خدا هیچوقت اینجوری راضی نیست وقتی دو نفر نمی تونند باهم زندگی کنند مجبورشون کنه که زندگی کنند ،، خلاصه من با این منطق شروع کردم به راه انداختن موضوع جداییم و ناخودآگاه هم از قوانین طلاق که خدا در قرآن گفته بود استفاده میکردم که لطف خداوند بود اون زمان به من ،، کاملا با احترام و بدون درگیری و حرفی و در حالی که برعکس من همسر سابقم دقیقا برعکس این کارهارو انجام میداد اما حسم میگفت تو همینجوری ادامه بده خدا با توست ،، اصلا اون زمان ایمان عجیبی در درونم نسبت به قدرت خداوند بود که تا به اون موقع در زندگیم تجربه نکرده بودم .. حتی دقیقا همه و نه تنها همه بلکه ذهن من بدتر از همه میگفت آره زن بعد از طلاق بدبخت میشه ،درآمد نداره ،، معلوم نیست چه بلای سرت بیاد و …. از این حرفها و منم دقیقا یادمه هرزمان همچین حرفی میگفتن بهشون میگفتم خدا بزرگه ، خدا کمکم میکنه ،، و به ذهنمم در جواب نجواهاش میگفتم خداوند قدرتش بالاتر از این حرفاست اون کمکم میکنه تا زندگیم رو اونجور که میخوام بسازم ( و در اون زمانی که داشت کارهای طلاقم انجام میشد توسط دستان خداوند و من فقط زندگی میکردم درس میخوندم و خیلی کارای دیگه که به لطف ربم اسم شما رو از زبان یه نفر شنیدم فقط در حد اسم و فکر میکنم تا نزدیک دو سال طول کشید که در مدار حرفاتون قرار بگیرم)
و دقیقا به قول قرآن من داشتم برای رزق برخدا توکل میکردم و نتیجه اشم دیدم زندگیم روز به روز بهتر ، با برکت تر و عالیتر شده و داره میشه و به خودم افتخار میکنم که با تمام وجودی که مثل جنگ من یه تنه می جنگیدم و همه مثل لشکر دشمن منو با حرفای ناامید کننده و پر از شرک بمباران می کردم و بی نهایت قدردان پرودگار هستم که وقتی توکل میکنی واقعا حتی اگه یک نفر باشی بر هزاران نفر پیروزی اینو من در مورد مسئله طلاقم با تمام وجودم تجربه کردم ،، با تک تک سلولهام تجربه کردم که با اینکه شش،هفت سال میگذره اما انقد پر از درس ایمان و اعتماد به خداست که همیشه در ذهنم قدرت پروردگارم رو به خودم یادآوری می کنم ..
آره استاد میشه وقتی یک نفر باشی،توکل کنی و کنترل ذهنی کنی با لشکر دشمن صدهزار نفری پیروز باشی واقعا میشه …
خدا یاریم کنه که همیشه اینو به یاد باشم و همون ایمانی که اونجا نشون دادم در لحظه لحظه زندگیم نشون بدم ، در تمام مسائل زندگیم نشون بدم، در کنترل ذهن نشون بدم و پیروز میدون بشم ..
ربم رو هزاران مرتبه سپاسگزار و شاکرم ..
استاد بی نهایت قدردان این فایل های که واقعا نمیشه روش قیمت گذاشت نسبت بهتون هستم و دوستتون دارم