کلید اجابت دعاها - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Mehdi😃 گفته:
    مدت عضویت: 1421 روز

    به نام خدایی که رب العالمین است.

    سلام خدمت استاد و بانو شایسته و دوستانم

    دقیقا بزرگترین مشکل‌ من اینه که هر خواسته‌ ای که دارم

    ذهنم سریع شرایط فعلی رو بهم نشون میده

    میگه تو الان با این درامدت چطوری میخای اون خونه و ماشین رو داشته‌ باشی.

    تو باید 100 سال با این درآمد کار کنی تا بتونی اون خونه رو بخری

    بی‌خیال شو پس.

    واقعا خیلی از خواسته‌ رو اصلا نمیشه تجسم کرد یا فکر کرد بهش ،انقد که ذهن شرایط فعلی رو در نظر می‌گیره.

    ولی وقتی این آیه ها دارن می‌گن

    اگه در مسیر درست با باور های درست حرکت کنی .حتما انقد بهت داده می‌شود هر نعمتی که راضی شوی.

    وقتی ما باور های درستی درمورد خواسته‌ داشته باشیم ،هم فرکانس می‌شویم با خواسته‌ و این قانون‌ خداونده که ما به اون خواسته‌ برسیم،

    فارق ازین که الان تو چه وضعیتی هستیم.

    اصلا مهم نیست الان از نظر مالی ،روابط، سلامتی تو چه وضعیتی قرار داریم،

    از زمانی که ما شروع کنیم به تغییر افکار و باور هامون وشخصیتمون،

    از همون لحظه‌ همه چیز می‌تونه بهتر بشه،

    این وعده خداونده که اجابت کنه درخواست‌ های مارو،

    امکان نداره ماتغییر کنیم و نتایج تغییر نکنه.

    چون خداوند در هر لحظه‌ داره به درخواست‌ ها ونیاز های ما پاسخ میده،

    و ما به اندازه باورهامون می‌تونیم اون خواسته‌ هارو دریافت کنیم.

    پس ایراد از فرستنده نیست ایراد از گیرنده است.

    برای باور پذیری یک خواسته‌

    ازین منطق میشه استفاده کرد که اگه بقیه تونستن برسن پس منم میتونم ،فلانی که شرایطش از الان منم بدتر بود و انقد موفق شده پس می‌شود.

    یا این منطق که من با افکارم و باور هام و کانون‌ توجهم دارم زندگی‌م رو خلق میکنم پس من اگه به قوانین خداوند عمل کنم هرچیزی شدنی است.

    هیچ خواسته‌ ای نیست که نشه بهش رسید

    اصلا مهم نیست وضعیت الان من چیه.

    یا من با استفاده از قوانین خداوند به فلان خواسته‌ قبلا رسیدم

    پس اینم میشه ،راه رسیدن به هر خواسته‌ ای یکی است.

    اونم ساختن باور های درست در مورد اون خواسته‌، به منظور قرار گرفتن در مدار دریافت هست

    اون‌وقت من اجازه میدم که اون خواسته‌ ای که قبلا خدا اجابت کرده بود ،وارد زندگی‌م بشود.

    واقعا خیلی باید تکرار بشه این فایل که انقد شرایط فعلی رو در نظر نگیریم.

    چون واقعا خیلی از خواسته‌ های ما با شرایط کنونی ما قابل مقایسه نیستن،و ذهن خیلی سریع می‌تونه مارو ناامید کنه که حتی یک قدم هم بر نداریم برای اون خواسته‌.

    آگاهی های این فایل همیشه باید تکرار بشه

    تا یادآوری بشه که وعده خداوند اینه که ثروت و نعمت و سلامتی به ما داده می‌شود در هر لحظه‌، اگه ما دریافت نمیکنیم به این معناست که ما با باور هامون جلوی دریافت رو گرفتیم،

    وگرنه باران نعمت ها در حال باریدن هست همیشه،

    ما باید خودمون رو تنظیم کنیم روی موج دریافت.

    و اصلا مهم نیست چقدر اوضاع نامناسب‌ تو مسائل مالی، روابط و سلامتی

    خدایی که این قانون رو قرار داده

    و قبلا مارو به کلی خواسته‌ رسونده

    و کلی آدم دیگه بااستفاده از همین قانون‌ خدا خواسته‌ هایی که ما در ذهنمون داریم رو دارن زندگی میکنن.

    پس همین خدا می‌تونه مارو به هر خواسته‌ ای برسونه فارق ازین که شرایط الان چقدر نامناسب‌ هست.

    چون بگوید باش پس بی‌درنگ موجود می‌شود.

    تنها قدرت در کل کیهان این وعده رو داده که هرکسی در مدار دریافت نعمت ها باشه حتما دریافت می‌کند

    و اصلا هیچ منطق و عاملی نمیتونه جلوی این دریافت رو بگیره

    پس بی‌خیال شرایط فعلی

    همه چیز امکان پذیر است، هر خواسته‌ ای وارد زندگی ما میشود

    اونقدر که ما راضی بشیم.

    عاشقتونم

    در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    فیروزه محسنی گفته:
    مدت عضویت: 1499 روز

    بنام خداوند آفریننده زیبایی ها

    بنام خالق هستی بخش

    بنام فرمانروای جهان هستی

    سلام ودرود فراوان براستادعزیز ومریم شایسته عزیز ونازنین وهمه خانواده صمیمی والهی عباسمنش

    استاد عزیز بسیارعالی صحبت کردیدوباز به شکلی بهتر واززاویه جدید به ما یادآوری کردید که ازسرراه خداوند کناربرویم واجازه بدهیم درخواست‌های ما توسط خداوند تحقق پیداکند

    وتحت فرمانروایی خدا ودر ملک خدا زندگی کنیم

    هردعا ودرخواست وآرزوی ما به گسترش جهان هستی کمک میکنه واین ماهستیم که باید اجازه دهیم آفرینش ازطریق دستان ما صورت گیرد

    استاد عزیز به آیات سوره الضحی اشاره کردید وفرمودید رضایتمندی اززندگی خیلی مهمه وخدا آنقدر نعمت عنایت میکنه تا ما راضی شویم خیلی تامل برانگیز است واقعأ راضی بودن به نوع نگاه ما به مسائل برمی‌گردد وعدم مقایسه ورضایتمندی تمام وجود ما را پراز آرامش می‌کنه

    پروردگار ما را وانگذاشته وچون یتیمان پناه داده ومارامحتاج یافت وبی نیازکرد

    نعمت پروردگارت رابازگوی

    پس دائم برزبانمان نعمت‌ها راجاری کنیم وسپاسگزاری کنیم وسپاسگزاری کنیم

    استاد چندین سال قبل درکتابی خواندم اگر 11 بار سوره الضحی رابخوانیم هرچیزی گمشده باشد پیدا می‌کنیم وبارها این اتفاق افتاد ومن باخواندن سوره الضحی گمشده ام رایافتم وامروز با توضیحات شما فهمیدم چرااینطور می‌شود ودرک بهتری ازاین آیات پیدا کردم

    یکبار کارت بانکی وگواهینامه دخترم که دریک جای کارت بود گم شد ما همه جا راگشتیم وپیدا نشد ورفتیم درخواست مجدد دادیم وبرگشتیم منزل ومن سوره ضحی راخواندم وبعد شروع کردم به گشتن وبطور باورنکردنی زیرمبل بود درصورتی که قبلش 10 بار همان جا وزیر مبل را دیده بودیم ونبود کلی ذوق کردیم وخداراشکر کردیم وانگار خدااورد گذاشت جلوی چشم ما

    یکبار همسرم ریموت پارکینگ راگم کرد وتمام ماشین وخانه راگشتیم ونبود ودوتایی سوره ضحی خواندیم وبه یکباره زیر صندلی ماشین پیداشد درصورتی که آنجا راصدبار گشته بودیم

    وبارها این اتفاق افتاد که این سوره کمکمان کرد وامروز دراین فایل شما آیات سوره ضحی راخواندید ومن یاد این افتادم که با مفهوم عمیق این آیات که با 11 بارخواندن آن دراعماق قلب وذهن ما نفوذ می‌کنه وبه خدا اعتماد می‌کنیم ومیرویم وبه گمشده مان می‌رسیم

    استاد 4 سال قبل من ازشهرستان به تهران درخواست انتقالی دادم وباورهای نامناسب داشتم که موافقت نمی‌شه ویا جانشین میخواد ویا رییس دانشگاه سه بارعوض شد ویکبار آقایی آمد که گفتند امکان نداره باوجود ایشان انتقالی شما انجام بشه ودرهمان زمان من به افراد مختلف تلفن می‌زدم یا مراجعه می‌کردم ودرخواستم رامطرح می‌کردم وبلاخره یک روز گفتم خدایا من کارانتقالی ام رافقط به خودت سپردم وبه هیچکس نمیگم وتو بهترین برنامه ریز هستی وکارها راراحت انجام میدهی

    خداشاهده طولی نکشد براحتی انتقالی من درست شد ودرزمانی که من باور کردم فقط خدا کارها راانجام می‌دهد وبندگان خدا دستان مهربان خداوند هستند که ازطریق آنها کارها پیش میره

    درمورد مهاجرت دخترم وانجام کارهای تحصیل وپذیرش وویزا دیگه یادگرفتم وبرای خدا روی کاغذ درخواستهام رانوشتم وتوکل کردم وخدا به بهترین شکل ممکن همه کارها راانجام دادویکبار که درمسیر دخالت کردیم وخودمان واردعمل شدیم وعجله کردیم کار کند شد ووقتی دوباره به خداسپردیم راحت واسان ودرکمال ناباوری خیلی بهتر وعالی تر از ایده وآرزوی ما کارش درست شد ودربهترین مکان وزمان قرارگرفت

    استاد خیلی سپاسگزارم برای صحبت‌های شما که مراهوشیارتر کرد وموارد زیادی رایاداوری کردم باخودم که وقتی به خدا توکل کردم وازنشدن ها حرف نزدم وذهن خودم راکنترل کردم وتوکل واعتماد کردم وتاج لطف الهی رابرسرگذاشتم وخودم راتحت فرمانروایی وهدایت خداوند دیدم وباور عمیق پیدا کردم که خدا اجابت کرده فقط باید من بروم کنار تا خواسته ام ظهور کند همه جا ودرهمه حال به خواسته ام رسیدم

    استاد عزیز ومریم جان نازنین سپاسگزارم برای حضورتان وسپاسگزارم برای سایت فوق العاده عالی عباسمنش

    خداراشکر این آگاهی ها راشنیدم وخداکمک کنه عمل کنم

    درپناه خدا سلامت وشاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    سمیرا سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1838 روز

    بنام‌خداوند دانا و‌توانا و عالم و هدایتگر جهان هستی

    خدایا شکرت برای همه داشته های کوچک‌و‌بزرگی که دارم

    الهی هر آنچه دارم از آن توست که به من رسیده ، من به هر خیری از جانب تو محتاجم

    جان جانانم ،من را به راه راست هدایتم کن و نعمت و فراوانی را بر زندگی آن جاری کن

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    درود بر استاد عشق و توحید و مریم بانوی نازنین که دستی شد دوباره از سوی خداوند برای یک فایل ارزشمند پرانرژی در سایت با دادن قرآن کلام خداوند به استاد عباس منش

    سلام به همه دوستان هم مدارم و قدردان تک تک شون با کامنتهای قشنگی که مینویسند در هر فایلی که در مسیر اجرای قوانین الهی کمک کننده هر کدوم از ماست .

    چقدر این فایل و دوست داشتم ، دیروز که برای خواسته هام از خداوند الهام و نشونه و هدایت الهی طلب کردم ، امروز که در این فایل توحیدی شنیدم ذکریای پیامبر هم برای اجابت دعایش از خداوند نشونه خواست و خداوند هم نشونه داد به او گفت: سه روز نمیتونی صحبت کنی .

    امکان پذیر بودن خواسته ها و آرزو هامون با :

    1)باور و ایمان‌و‌اطمینان قلبی به خداوند خالقی که رزاق و رحمان و رحیم و توانا و قدرتمند جهان هستی است.

    2) منطقی کردن ذهن و مغزمون با نشون دادن الگوهایی از آنچه که خداوند بارها و بارها در زندگی خودمون‌و اطرافیانمون بدون هیچ محدودیتی جاری کرده …

    عاشق آیات قرآن شدیم این روزها با این فایلهای اخیر و درک و‌فهم مون با ترجمه زیبای استاد چقدر زیباست ، کلام خداوند در گفتگو با پیامبران چقدر میتونه واسمون کاربردی باشه اگر اجرا کنیم ، تکرار کنیم و تمرکز کنیم بر تقوی و کنترل ذهن ..

    تایید ‌‌تایید تایید شکرگزاری در تک تک فایلهای استاد ، کلید خوشبختی و رسیدن به احساس خوب و اگر در لحظه لحظه زندگی مون تکرار کنیم ، در تضادهای زندگی توجه کنیم به نکات مثبت ، در لحظه اکنون و مسائل و خواسته هایی که دارم فقط روی خودم و باورهام تمرکز بزارم و بنویسم و هرروز ذهن منطقی ام‌و خلع سلاح تر کنم .

    خوشحالم که این روزها خداروشکر دارم روی هر دو‌موضوعی که استاد تو این فایل تاکید داشتند کار میکنم، میدونم نتایجی که میخوام هم تکاملی ، در زمان‌و‌مکان مناسب به سادگی و آسونی میاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    امیر حسین سراجی وطن گفته:
    مدت عضویت: 2396 روز

    به نام الله یکتا

    سلام.

    امروز 7 دی ماه 403

    چه خواسته هایی همین لحظه تو ذهن من غیر ممکن به نظر می رسه؟

    1. من بتونم تا عید دو تا ابزارکاری (گیوتین و خم کن)که نیاز دارم رو بخرم.

    2. بتونم پروژه های رو بگیرم که تا پایان خرداد ماه سال آینده ظرفیت تولیدم پر باشه.

    3. بتونم سال آینده یک کارگاه برای خودم بخرم.

    4. بتونم تو چند ماه مونده تا عید یک سفر جنوب برم

    و اما چه باورهایی باعث شده تا من رسیدن به این خواسته ها رو غیر ممکن فرض کنم.

    در مورد خریدن ابزار کارم تا عید باید 700 میلیون از کارگاه بردارم و بدم به این دستگاه ها خوب با شرایط موجود نمی توانم چون همین الان اگر پروژه های موجود رو تحویل بدم حدودا 800 دستم می رسد و این 800 تومن تامین مواد اولیه ها رو بزور برسونه.

    توی این باور مشکل بزرگ اولا ثابت گرفتن مبلغ 800 تومن و 700 تومن است. یعنی با ذهن منطقی خودم دارم حساب و کتاب می کنم این در حالیه که حساب و کتاب خدا با من خیلی متفاوته . همین چند وقت پیش می خواستم یه ابزار بخرم 140 میلیون پولش بود تو عرض چند روز اومد و نشست تو کارگاه بدون اینکه یک ریال پول بدم. و کلی کارمون رو راحت کرد. اون روز هم می گفتم چطور؟ ولی خدا انجامش داد. امروز هم باید چطور گفتن و حساب و کتاب کردن رو فراموش کنم و بگم خدایا من می خوام تو بهم بگو چطور اقدام کنم؟ (جالبه که یادم اومد چند وقت پیش یه بنده خدایی خودش زنگ زد و گفت خم کن و گیوتین نمی خوای گفتم چرا گفت بیا با هم راه میایم و همین باور من که چطور ؟، نذاشت برم سراغش پس فردا اولین کارم رفتن سراغ این بنده خداست)

    پارسال هم می خواستم ماشین بخرم دقیقا همین دی ماه بود و گفتم با شرایط این لحظه نشدنیه و خدا راهی رو باز کرد که چند روز بعد ماشینی خیلی بهتر از اون چیزی که فکرشو می کردم رو دم دره خونمون بهم تحویل داده شد.

    اول امسال کارگاهم جایی بود که با یک شرکت دیگه سوله مشترک داشتیم و یکسری مشکلات فراوان داشتیم و من اول سال از خدا خواستم هدایتم کنه کارگاهم مستقل بشه و خداوند هدایتی رو انجام داد که من درست سه ماه بعد یعنی 1 تیرماه رفتم تو کارگاه مستقل خودم. و چقدر شرایط متفاوت و بهتر شد.

    اول امسال پروژه هام یکم گسسته تر بود ، خواستم از خدا این پیوستگی رو ایجاد بکنه و همین ماه پیش نگاه کردم دیدم تا شب عید ظرفیت تولیدم کاملا پره و این برام خیلی لذت بخش شد و الان هم می شه که خدا هدایتی انجام بده تا خرداد ماه ظرفیت رو فول بکنم.

    در مورد رفتن به جنوب باورم اینه که چون سفارشم زیاده باید تو کارگاه باشم و نمی توانم برم. این در حالیه که همین امسال من چندین مسافرت عالی رفتم و چندین مسافرت طولانی رفتم و واقعا کار تو کارگاه انجام شده. پس چرا نباید این بشه. خدا می تونه توی این موضوع درها رو باز بکنه.

    در مورد خریدن ملک کارگاهی باید به خودم یادآوری کنم که اون موقع که من قانونی بلد نبودم آپارتمان خریدم، 30 میلیون پول داشتم و 210 میلیون ملک خریدم . چیزی که همه می گفتن اشتباه کردی ولی من خواستم و ایمان به خرج دادم و اقدام کردم و شد و و اون خونه به راحت‌ترین شیوه تجهیز شد و من مدتها توش زندگی کردم و لذت بردم. پس ملک کارگاهی هم به همین راحتی میشه . مبالغ در ذهن ما بزرگ هستن ولی برای خداوند، مبلغ یک چیز، مفهومی ندارد. چون پول قرارداد فی ما بین ما انسانهاست. خداوند با پول حساب و کتاب نمی کند. برای خدا داشتن یا نداشتن پول معنا ندارد مهم این است که من در مدار و فرکانس دریافت اون نعمت قرار بگیرم وقتی این اتفاق بی افته اون نعمت به هزاران طریق مختلف وارد زندگی من می شه. خدا خودش شاهده که من این موضوع رو بارها و بارها با پوست و استخوان هام تجربه کردم. زمانهایی من بزرگترین کارهای زندگی ام رو انجام دادم که ایمان داشتم نه پول ، پول خودش اومده. من تلاشی براش نکردم چون من هروقت برای پول تلاش کردم به همون اندازه پول از من دور شده. پس خدایا تو هدایتی کن.

    سالی که گذشت رو گذاشته بودم برای تقویت روابطم و خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که هدایتم کرد توی روابط کاریم و خانوادگی ام بسیار پیشرفت کردم و من ربطی به امیر پارسال ندارم.

    چند روز پیش داشتم فکر می کردم که چه هدفی برای سال جدید داشته باشم دیدم خیلی مشتاقم که امسال روی بحث ایمان کار کنم و ایمان عملی رو توی رفتارم و شخصیتم گسترش و رشد بدم. برای این که بتونم روی این هدف کار کنم به این نتیجه رسیدم که باید برم تو دل ترس هام و شاید این خواسته هام هم فقط یک ایمان می خواد رفتن تو دل ترسها .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 923 روز

    گفتی مرا چو جویی در جان خویش یابی

    چون جویمت که در جان، بس بی نشان نشستی

    سلام به روی ماه استاد قشنگم و عزیز دل استادم و عزیزهای دل من که هم قدم‌های منین

    استادم منم لطیف…..

    همون لطیفی ک داره با آموزشهات غوغا می‌کنه…..همون لطیفی که از روزی ک پیدات کرده دیگه آروم ننشسته و همش داره خلق می‌کنه.

    به به

    عجب فایلی بود

    احسنت ب استاد قشنگم

    احسنت ب اینهمه تفکر و تدبر و تفحص

    و احسنت ب مریم خانم گلم ک هر چی فرکانس مثبت و انرژی استاد هستش اسباب اصلیش بعد الله مریم جونه. هههه

    توو فایلهای سریال زندگی در بهشت ک میبینم همش اینو احساس میکنم…

    چقد قشنگ مثال می‌زنین استاد جانم

    چقد قشنگ واضح میکنین برامون

    چقد قابل درک صحبت میکنین

    من دیروز فایل قرآنی قدم دوم دوازده قدم رو گوش میکردم.بخدا با اینهمه حجم آگاهی یهو بلند شدم رفتم یه لیوان آب خوردم

    حس کردم این حجم از آگاهی توو گلوم گیر کرده….

    آخه من هر فایلتون رو میخام شروع کنم.کل آگاهی هاشو انگار دارم میخورم…و دیروز واقعا داشتم خفه میشدم از اینهمه حجم آگاهی ….

    ینی فایلی ازتون ک شروع میکنم همراه با صداتون گاهی میخندم.گاهی گریه میکنم.گاهی عشق میکنم.گاهی هیجان میکنم.گاهی شوکه میشم.گاهی حتی تب میکنم و سرخ میشم…

    خدایا شکرت ک منو لایق این مسیر دونستی….

    احسنت استاد جونم

    درست زدین ب هدف.دقیقا دلیل اصلی اجابت نشدن دعا کار کردن روی همین ایمان و باورپذیری ….ایمان امکان پذیری….قدرت رو بدست خداوند دادن….روی عقلم حساب نکردن…. روی توانایی خودم حساب نکردن….دروازه هدایت های الهی رو نبستن…اعتماد بی قید و شرط ب خداوند….اینکه با تمرکز روی داشته هامون سپاسگزاری کنیم…..اینکه در مدار مسیر الهی باشیم و خلاف جهت حرکت جهان نباشیم…..اینکه باورهای محدود کننده رو پیدا کنیم و حذف کنیم….اینکه باور ب فراوانی داشته باشیم…..باور.باور.باور.باور.باور……

    ذهن.ذهن.ذهن.ذهن……

    حواسمون ب این دو باشه…

    کنترلش کنیم….

    خلق میکنیم هر آنچیزی ک میخایم….

    الحمدلله رب العالمین…حمد و سپاس رب جهانیان

    ممنونم استادجونم….

    ممنونم مریم جان ک همیشه انرژی استادجانی…..

    ممنونم خداجونم ک منو در این مسیر هدایت کردی….

    ممنونم دوستان هم قدم خودم

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    ابوالحسن جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    بنام خدای زیبای آفریننده

    سلام و درود به استاد عزیزم مریم خانم و همه بروبچه های عزیز سایت

    اول از همه از خدای خودم ممنونم که دوباره دارم تلاش میکنم که برگردم به مدارهای بالاتر و ازش ممنونم که منو با این سایت آشنا کرد و تشکر از استاد عزیزم که دست هست از دستان بخشنده خداوند که همواره برامون تولید محتوا میکنه تا بهتر خدای خودمونو بشناسیم

    اصلا چیزایی که استاد از داخل آیه ها استخراج میکنی و میگی انگار تاحالا ما اصلا بهش فکر نکردیم و توجه نکردیم با شنیدن این فایل کلید تیک و زنگ توی سرم به صدا دراومد چون حتی قبلا نمیدونستم چجوری از خدا بخام حداقلش الان میفهمم آقا اگه چیزی خواسته ای داری حداقل به قدرت خالق خودت رب خودت اول ایمان بیار که میتونه بعدش ازش بخواه وای استاد توبینظیری

    ینی حدود مثلا 1400 سال پیش حتی پیامبر خداهم به این توجه نمیکرده ولی تو اومدی این مطلب ارزشمندوبرامون بازکردی که اول قبل خواستن به قدرت خالق و رب خودمون ایمان داشته باشیم

    و جاهایی که مغزمون سنگ اندازی میکنه با منطقی کردن خواسته و اوردن مثال و نمونه که آقا میشود

    بقیه تونستن بقیه رسیدن

    در طول تاریخ انواع و‌اقسام آدما داشتیم که هرکدوم به روشی از خدای خودشون طلب خواسته کردن و براورده شده چون ایمان و تلاش داشتن برای خواسته و نیازشون

    قلبم از شادی و انرژی پره استاده

    گوش کردن فایلای ارزشمند شما مصادف شده با شیفتای شبکاری من توی هتل الان دارم روی مدار سپاسگزاری کار میکنم عینن دیشب نشونشو خدا بهم داد و پول نقد دستم رسید

    چقد بینظیره وقتی آدم خودشو توی مدار بالا حس میکنه قشنگ حس سبکی دارم همه دانشجوهاتون بارها این احساس منو تجربه کردن حتی شدید و لطیف تر حتی اشکشونم دراومده منم اشکم دراومده از شدت ذوق و بزرگی خداوند

    از خدامیخام کمک کنه توی مدار سپاسگزاری حرکت کنم و برم به مدار های بالاتر و کانون توجهم به خواسته هام و اهدافم باشه و باقدرت ادامه بدم به مسیرم

    خیلی خیلی دوسداشتم دوره هم جهت باجریان خداوندو تهیه کنم ولی میدونم هنوز آمادگیشو ندارم

    ان شاالله بزودی تهیش میکنم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت

    گوش کردن به فایلات استاد عین نوشیدن یک قهوه اسپرسو یا نوشیدن یک نوشابه انرژی زا میمونه که منو میبره روی هزار دریغا که تا یکم ازتون فاصله میگیرم باز برمیگردم به حال و روز قبلیم

    برام دعا کنین توی همین مدارباشم و ازینجا سعود کنم به مدارهای بالاتر

    استاد بی نهایت ازت ممنونم دعا میکنم چنتا موفقیت بزرگ بدست بیارم و لیاقت ازنزدیک دیدنتو بدست بیارم سپاسگزارم ازت

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    الهام رفیعی سرحانی گفته:
    مدت عضویت: 1279 روز

    سلام و درود ب استاد عزیزم.

    من امروز هدایت شدم ب سمت این فایل

    و از خداوند متشکرم بابت حضور شما و بابت این فایل ارزشمند

    و ب خودم گفتم در حد امکان باید هر روز این فایل رو گوش کنم

    و احساس میکنم تا مدتها فقط همین یک فایل رو باید گوش کنم

    این فایل خیلی منو امیدوار کرد

    شرایط کنونی من الان اصلا مناسب نیست اما امیدوارم که خداوند همون‌طور که ب زکریا در سن پیری فرزند عطا کرد

    همانطور که پیامبر رو از اون شرایط سخت نجات داد

    همون‌طور که موسی رو در نیل سالم ب دست مادرش رسوند

    همونطور که آتش رو ب ابراهیم گلستان کرد

    و……. زندگی من رو هم ب بهترین شکل تغییر میده.

    در مورد یادآوری نعمت ها و شرایط غیر ممکن

    هم این مطلب رو‌میخام ب خودم یادآوری کنم.

    یادمه سال گذشته دخترم در ی مدرسه شیطنت کرده بود و دوستان خوبی نداشت و من مدرسشو عوض کردم

    اما چون تو مدرسه جدید دوستی نداشت برای سال بعد دیگه دوس نداشت تو مدرسه جدید درس بخونه

    و میگفت مدرسه نمیرم مگه اینکه برگردم ب مدرسه قبلی

    منم می ترسیدم دوباره بیفته با دوستای قبلیش

    ولی قول داده بود که دیگه با اون دوستای سابق نباشه

    خلاصه من هر چی با مدیر صحبت کردم قبول نمیکرد دخترم برگرده مدرسه

    و از طرفی سال حدید شروع شده بود و دخترم میگفت من نمیرم مدرسه

    مدیر هم عوض شده بود

    ی روز رفتم مدرسه با کمال تعجب مدیر جدید دخترم رو ب راحتی ثبت نام کرد در صورتیکه ظرفیت تموم شده بود

    منم زود کاراشو انجام دادم و دخترم برگشت ب مدرسه قبلیش

    حالبش اینجا بود که مدیر جدید فقط یک هفته موند و دوباره مدیر قبل برگشت ب مدرسه.

    انگار خدا فقط برای همون چند روز این مدیر رو گذاشت که دخترم رو ثبت نام کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1820 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست

    سلام و درود به استادِ جانم و مریم بانو و همه دوستان توحیدی در این مکان مقدس ..

    چند روزی بود که کلمه استجابت دعا در ذهنم هی تکرار میشد و من یادم بود که یک فایل به همین نام استاد ضبط کردن و با سرچ در گوشیم پیدا شد و گوش دادم

    خدایا هزاران بار سپاس برای این هم زمانی ها

    برای هدایتت

    وقتی شروع کردم به گوش دادن از همون ابتدا و شما در مورد به یاد آوردن نعمت ها سخن گفتین که خودش کلید منطقی کردن دریافت خواسته های الان مون هست به یاد جلسه 17 دوره هم جهت با جریان خداوند افتادم

    که چقدر شما عالی آیات به یاد آوردن نعمت ها رو برامون باز کردید

    و هر بار بعد از گوش دادن انگار یک سری جملات رو اولین باره که می‌شنوم و درک میکنم

    به یاد آوردن نعمت ها برای من این روزها شده tool box که هم جلوی مومنتوم منفی رو میگیره و هم مومنتوم مثبت رو تقویت میکنه

    و چقدر احساس من رو خوب میکنه

    و همین طور ترس های من رو کم و کمتر کرده

    وقتی که به همون مسائل فکر میکنم سریع به یاد می‌آورم تمام نعمت های معجره گونه ای که بهم از فضلش بخشیده

    و چنان آرامشی وجودم رو فرا میگیره که خودم حیرانم

    و همش میپرسم خدایا تو داری با من چیکار میکنی

    بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم

    ایه ی فهو ربک علی هین

    این آیه من رو برد به روز های گذشته که روی یک برگه سبز نوشتم و هنوز هم دارمش چسبوندمش روی در کمدم

    و هر بار با خودم تکرارش میکردم

    خداوند میگه این کار برای من آسان هست

    روزهایی که خیلی هم دور نیست اما کنترل ذهن برام بی نهایت سخت بود

    و الان دارم میوه ی اون تکامل رو کم کم استفاده میکنم

    چرا که با وجود تضاد های بسیاااااار بزرگتر من ارامشم بیشتر شده و

    یک خیال راحتی عجیبی دارم

    ایه ی و من یتق الله یجعل له مخرجا

    من رو برد و به یادم آورد روزهایی رو که هیچ راه حلی برای حل مسئله مون نداشتیم و من این آیه رو بزرگ چسبونده بودم روی در یخچال

    نجواها زیاد بود اما با خودم میگفتم این کلام خداونده که در قرآنش آمده

    قرآنی که به گفته خودش چراغ هدایت برای مؤمنین،متقین

    و در همون قران‌آمده که خداوند خلف وعده نمی‌کند

    تکرار همین ها من رو امیدوار میکرد و جانی دوباره می‌بخشید

    و تو آنچنان شاهکارانه مسئله ی ما رو حل کردی که یکی از ناممکن ترین خواسته های ما ممکن شد

    ایه های 121 تا 126 ال عمران که‌ خداوند به مؤمنان جنگ بدر رو یاد آوری میکنه که شما ناتوان بودید

    اما من شما رو با سه هزار فرشته حمایت کردم حتی اگه بیشتر هم میخاستید من میتونستم پنج هزار فرشته نشانه دار براتون بفرستم

    و همه ی این موارد رو مژده و بشارتی قرار میده

    برای اینکه قلب ما اطمینان پیدا کنه که می‌شود

    لیطمئن قلبی

    که خداوند قلب من رو مطمئن کرد بهم نشونه داد که همه چیز درست می‌شود

    می‌رسیم به سوره ی ضحی

    استاد چقدر زیبا در موردش برامون صحبت کردید

    باز هم من رو به گذشته برد دقیقا به سال 1400 زمانی که تازه وارد سایت شده بودم

    زمانی که پر از شرک بودم‌ شرک هایی عظیم

    پر از ترس بودم

    پر از بی ایمانی بودم

    ما ودعک ربک و ما قلی

    همین یک آیه من رو نجات داد

    من رو جان می‌بخشید

    هر بار که به اون نوشته نگاه میکردم با اینکه هیچ درکی ازش نداشتم اما همون معنا انگار من رو یرپا نگه می‌داشت

    روزهای عجیبی بود

    خداوند از فضل و کرمش در ها رو برام باز کرد اون زمان

    وگرنه که من هیچ ایمانی نداشتم و چشمم دنبال بنده هاش بود تا کارهای منو انجام بده

    خدایا تو با من از سر مهربانی و بخشندگی بی نهایتت رفتار کردی

    از فضلت به من بخشیدی

    و من تمام اون روزها رو هر لحظه به خودم یاد آوری میکنم تا بتونم نجواهای ذهنم رو خاموش کنم

    و لسوف یعطیک ربک فترضی

    الان میخام باور کنم که تو بی حساب میبخشی

    که تو از هزاران دستانت استفاده میکنی برای دادن نعمت و برکت و من نباید مشرک بشم به بندگانت

    که فقط یکی نیست

    باید باور کنم‌

    باید باور کنم

    باید باور کنم

    و به یاد می‌آورم نعمتهای گذشته رو

    و به یاد می‌آورم نعمتهای گذشته رو

    و به یاد می‌آورم نعمتهای گذشته رو

    خدایا سپاس گزارم برای این آگاهی هایی که نصیبم کردی من بنده ی عاجز تو از تو درخواست میکنم که دست من رو محکم بگیری این روزها

    این روزهایی که سنجش رهاییه برای من

    روزهایی که داری من رو آزمایش میکنی

    که حرفم با عملم یکی هست یا نه

    خدایا با تمام وجودم ‌خودم رو زندگیم رو حل مسائل زندگیم رو همه رو به خودت میسپارم

    چون که تو بهترین وکیل هستی

    چون که من نمی‌دانم نمی‌توانم

    من تسلیمم

    تسلیم بزرگی و عظمت و قدرت مطلق تو.

    من از آن روز که در بند توأم آزادم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      ریحان گفته:
      مدت عضویت: 2489 روز

      سلام زهرا جان .این روزها که روزهای اوایل عقدم هست ذهنم بسیار مشغول بود که چطور وسیله تهیه کنیم .کجا ساکن بشیم .و چه راه حلی وجود داره .از طرفی روانشناسی ثروت رو مدتی هست که دارم کار میکنم و استاد میگفت که نپرسید چطور .خداوند خودش می‌دونه شما فقط کنترل ذهن بکنید.اما ذهن نجوا گر من همچنان می‌گفت چطور چطور ممکنه ‌…

      همچنین به این جمله که استاد میگفت از راه هایی که نمیدونی به شما ثروت میبخشه مقاومت داشتم اما همچنان در ذهنم روی خودم کار میکردم و تکرار میکردم که خداوند بینهایت راه و از جاهایی که نمیدونیم به ما نعمت میده .اتفاقی که افتاد این بود که توی بیمه از روی موبایل بیست و شیش ملیون هدیه ی بلاعوض ازدواج بهم دادن به راحتی که هنوز به حسابم نیومده.

      از طرفی گفتن به شما وام کالای خانگی میدیم از طرف سازمان تامین اجتماعی که هر چیزی که میخواید خرید کنید و یک وام ازدواج هم شامل ما میشه .که نمی‌دونم برای اینها اقدام بکنیم یا نه .

      یه اتفاق دیگه این بود که خواهرم داره کاراشو انجام میده که بره یه کشور بهتر .و گفت خونه رو به من و همسرم برای اول زندگی رهن میده .

      اما من مثل زکریا هی میگم چطور ممکنه ما که خونمون یه جای بسیار معمولی تو یه منطقه ی معمولیه.فعلا اونقدر پول نداریم که یه منطقه ی لاکچری وبالا شهر زندگی کنیم و خیلی. باورهای دیگه اما میگفتم ای کاش بشه …

      که خدا هدایتم کرد به این فایل و دارم گوشش میدم و یه سیمان هایی در ذهن من داره خورد میشه و باور جدید اینه که تو فک نکن چطور .خداوند دل خواهرت و شوهرش رو نرم می‌کنه و خداوند شرایط رو جوری رقم میزنه که با عزت و احترام ما میریم توی اون خونه زندگی میکنیم .خداوند در حال انجام کارهای ماست .ما قراره اول زندگی توی یه محله ی خوب و زندگی آروم تا بتونیم خودمون رو جم و جور کنیم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        زهرا حسینی گفته:
        مدت عضویت: 1820 روز

        سلام و درود به ریحان عزیزم

        امیدورام حال دلتون الان که داری میخونی عالی و خدایی باشه.

        و متصل باشی به خودش

        الان که دارم کامنت رو مینویسم ساعت 1نیمه شب 7 شهریور

        و من با یک ارامش خاطری دارم برات مینویسم که فقط خداوند خودش میدونه

        با یک جهان سپاس گزاری

        با این جمله در پس زمینه که خدایا تو برام انجامش دادی

        تو

        فقط

        خودت

        انجامش دادی

        میخام بهت بگم که همه ی زندگیت رو خودت رو

        جهیزیه ت رو خونت رو

        حتی همسرت و روابط عاشقانه ات رو بسپار به خداوند

        نشانه ی این سپردن اینه که یه نفس عمیق میکشی و میکی آخیییییش چقدر من سبکم

        چقدر من حالم خوبه

        چقدر همه چیز و همه کس دوست دارم..

        رها کن و بزار این خداوند برات کارها رو انجام بده …

        من خودم در یک محله ی بسیااااار عالی خیابان ایران زندگی میکنم اما امسال شرایط طوری شد که چند تا محله پایین تر رفتم

        اوایل احساسم بد شد که چرا ؟

        انگار که مدار من اومده پایین چون من چن محله اومدم پایین تر دنبال خونه

        اما نگاهم رو تغییر دادم

        هیچ وقت موقعیت محله و خونه و رندگی من نباید دلیل حال خوب من باشه ..

        من سپاس گزارم که در یک محله عالی و فوق العاده بودم

        اما احساس خوب بعد از این رو گره نمیزنم به منطقه و محله ی زندگیم …و مطمئنم که برای من سراسر خیر خواهد بود ..

        و اما شاهکار خداوند

        در این شاید یک ماه یا بیشتر

        خیلللللی خونه های زیادی دیدم اما یا با بودجه ما جور نبود یا یه ایرادی داشت یا محله ش رفت و آمد سخت بود

        خلاصه که به دل ما نمی نشست

        و من حاصر شده بودم از خیلی از خواسته هام کوتاه بیام چون نجواها بود و از این طرف من با خودم گفتم خدایا حتی اگه یه جاهایی من ترسیدم و ایمانم سست شد رفتم سراغ خونه ای که از سر مجبوری بود تو بهم نشونه بده

        تو من رو منصرف کن

        مورد آخر دیگه داشتیم میرفتیم پای قرار داد که طرف مقابل گفت یک نفر قبل شما اومده و خلاصه من موندم به کدوم تون اجاره بدم

        همسرم سریع گفت هر چی خیره

        اگه قسمت ما بشه

        مطمئنا به ما می رسه

        شب به ما اطلاع داد که شرمنده

        من همونجا گفتم این یک نشونه س و گفتم خدایا تو قراره من رو به خونه ی بهتری هدایت کنی

        چون اون خونه واقعا ایرادهایی داشت که من از سر اجبار فقط پذیرفته بودم

        من ایمان و یقین داشتم که خداوند ما رو به جای بهتری هدایت میکنه

        و دستان خداوند و معجزه های خداوند همیشه در بهترین زمان به ما می‌رسند

        همین امروز یه انسان شریف که مدیر ساختمانی بودند و آپارتمان برای دوستشون بود به اواین املاکی مراجعه میکنه

        و و املاک با ما تماس میگیره و از زمان بندی بی نظیر خداوند من فقط 5 دقیقه فاصله داشتم و باهم میریم و

        اون خونه ی بهشتی و بی نظیر می‌بینیم

        خانه ای در همان مکانی که ما میخاستیم دسترسی آسان برای رفت آمد

        همسایه های عالی و شریف

        حتی خودشون پیشنهاد دادند که خونه رو رنگ کنند و تر تمیز به ما تحویل بدهند

        از خوبی این بنده ی خدا هر چقدر که بگم کم گفتم

        من در تک تک این لحظات رد و نشان خداوند رو میدیدم که چجوری داره برنامه ریزی میکنه تا من به خواستم برسم …

        دوست عزیزم میخام این رو بهت بگم با تمام وجودم من قسم میخورم که این خدا بی نهایت بخشنده س و مهربان

        تو فقط باید اون رو وکیل خودت قرار بدی و همه ی کارها و مسائل زندگیت بهش بسپاری تا برات شاهکار کنه

        دقیقا مثل زمانی که یک پرونده رو به یک وکیل میسپاری تا کارهای تورو تو دادگاه انجام بده چقدر خیالت راحته

        حالا این خدا نعم الوکیله

        قدرتمند ترینِ این جهانه

        تو فقط رها کن

        و بسپار و

        توکل کن بهش

        برو دنبال خونه ای که میخای

        وسایلی که میخای بگرد

        ببین چجوری همه چی رو برات میچینه…

        فقط اون لحظه ای رو تجسم کن که همه ی خواسته هات به حقیقت پیوسته …

        ازت سپاس گزارم برای این نقطه ی آبی که به من هدیه دادی و باعث شدی من این حال خوبم رو مکتوب کنم …

        در پناه حق

        خدااااا جونم میخام بهت بگم

        بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زهرا حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1820 روز

      به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست ..

      سلام و درود به استاد عزیزم

      به خانم شایسته

      و تمام دوستان توحیدی

      این کامنت رو برای خودم مینویسم که همه این نعمت ها رو فراموش نکنم

      که یک سندی باشد

      بر حقانیت الله

      بر فضل و فراوانی

      کامنت قبلیم برای 7 شهریور بود

      دقیقا شب جمعه که ما خونه ی مورد نطرمون رو پیدا کردیم

      فردا شب قرار شد بریم و با صاحب خونه صحبت‌کنیم

      همه چیز خوب بود اما خونه یک مشکل بزرگ داشت که من اصلا نتونستم باهاش کنار بیام

      اون شب خیلی ناراحت شدم و احساسم بد بود و شب تا صبح خوابم نبرد از فردا دوباره ما به املاکی ها سر میزدیم و

      خونه ای که میخاستیم پیدا نمی‌کردیم و مهلت آن چنانی هم نداشتیم باید سریع جا به جا می‌شدیم

      من به همسرم گفتم خدا داره ما رو امتحان میکنه

      میخاد ببینه چقدر ایمان داریم

      این همون 10 شب اضافه س که به موسی گفت تو کوه طور بمون

      ما باید بتونیم احساس خوبی داشته باشیم

      واقعا شرایط سختی بود

      در آخر ما یه خونه پیدا کردیم که تقریبا شرایط ما رو داشت

      وقتی رفتیم برای قرار داد

      حقیقتا از صاحب خونه انرژی خوبی دریافت نکردیم و کرایه ش هم یشتر از اون چیزی شد که ما توافق کردیم

      در تمام اون مدت ما احساس مون خوب نبود

      قرار داد نوشته شد اما ما هیچ پولی ندادیم

      وقتی برگشتیم هیچ کدوم نون خوشحال نبودیم اما به ردی خودمون نمی آوردیم

      مشخص بود که همه چیز از روی اجباره و ما فقط میخایم جابه جا بشیم

      در تمام این لحظات با خودم نیگفتم خدایا نمیدونم تو همه چیز رو به خیر ما بگردان

      و سعی کردم احساسم رو خوب نگه دارم ..

      فرداش از یه املاکی با ما تماس گرفتن و من به همسرم گفتم جواب نده

      اما همسرم اشتباه متوجه شده بود

      و فکر کرده بود من میگم جواب بده

      وقتی قطع کرد گفت فلانیه میگه بیاین املاک خیلی هم اصرار داره

      ما رفتیم و دیدیم که اون مشکل ساختمان خیلی عالی حل شده

      واحد کاملا رنگ روغن شده

      عالی و تر تمیز

      و جالب اینجاست که اون آقا ی مدیر اصرار داشتن به ما اجاره بدن

      چون دونفر دیگم میخاستم حتی با جاره بالاتر

      اما ایشون قلبا راضی نبودن و گفتن که با ما تماس بگیرن

      و هدایت خداوند این گونه بود که ما ساکن این خونه شدیم

      خداوند هرگر دیر نمی‌کند

      این اتفاق خیللللی درس های زیادی برای من داشته هربار که یاد میکنم

      این باور در من تقویت میشه

      که

      به زمان بندی و پلن خداوند اعتماد کن

      حتی این خونه پارکینگ هم داره چیزی که ما اصلا خواستارش نبودیم

      و این رو هم یه نشونه از طرف خداوند در نظر میگیرم که به زودی زود قرار یه ماشین خوشگل بهمون بده

      خداوند همیشه شاهکار میکنه

      این خونه یه ویو ابدی داره

      همون طور که من میخاستم هم آفتاب قشنگی داره هم سایه

      تمیز جمع جور

      آشپزخونه ی فوق العاده ای داره

      همسایه های عالی

      موقعیت مکانی عالی همونجوری که میخاستم

      به هر طرفش که نگاه میکنم میگم خدایا تو برام انجامش دادی

      صفر تا صد رو خودت برام انجام دادی

      احساسم میگه این خونه آخرین خونه ای که ما توش مستاجر هستیم

      و خونه بعدی ان شاالله خونه ی رویایی خودمونه

      توی همین خونه کلی اتفاقات خوب دیگه افتاده که

      من آرزوم بوده

      و باید هر لحظه به خودم یاداوریش کنم

      حقیقتا این روزها خیلی زود نعمت ها عادی و بدیهی میشن و این باگ منه

      من انقدددددددر نعمت همین الانش دارم که اگه بخام بنویس تا فردا صبح باید بنویسم

      خدایا سپاس گزارم برای حضورت توی زندگیم

      خدایا سپاسگزارم برای سلامتی خودم و خانواده ام

      خدایا سپاس گزارم که پسرم به بهترین مدرسه میره

      خدایا سپاس گزارم که روابط من عالی و همراه با احترام شده

      همین انروز نجواها میخاست منو از پا در بیاره اما با تمام وجودم سعی کردم که جلوش رو بگیرم

      و بابه یاد آوردن

      سلامتی خودم همسرم و فرزندم

      دیدم من بزرگترین نعمت این جهان رو دارم

      و کم کم تونستم نعمت هام رو ببینم

      و دلم گفت بیام و این کامنت رو در ادامه کامنت قبلیم بنویسم و به خودم یاد اور بشم

      که همین خدا

      چقددددر به من لطف داشته

      چقدر قشنگ دست من رو گرفته و هدایتم کرده

      و من باید هر لحظه سپاس گزار و فرمانبردار ش باشم

      و تسلیمش باشم

      این تسلیم بودن اینکه من هیچی نیستم در مقابل این عظمت باید هر لحظه به خودم بگم

      که من هر چی که دارم همه از فضل و کرم خداونده …

      خداجونم

      میدونی که عاشقتم

      دوست دارم

      قربونت برم

      سپاس که درهر لحطه و هر کجا حواست به منه

      این زهرا بد جوری عاشقته

      هزار تا میبوسمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ایلیا طاهرزاده گفته:
    مدت عضویت: 249 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان درود بر شما عزیزان من 11 ساله از تهران

    داستان هدایت من به این فایل راجب حضرت زکریا بسیار جالب است من اول

    پدرم این فایل را گوش داد و بعد برای من هم فرستاد

    و هر شب شروع کردم به گوش دادن این فایل

    اولین باری که که این فایل را گوش دادم زیاد نمی توانستم باور کنم که فقط باید باور کنی ووقتی که با دقت گوش دادم فهمیدم که هرکه در هر جای گاهی است نتایج فرکانس خودش است

    ومن آنقدر آن را گوش داده ام که توانستم باور کنم به هرچه می خواهم برسم

    و من هرشب بی شک آن را گوش می دهم

    واقعا این فایل بسیار هدایتی بود

    بعد از 3 ماه گوش دادن و نوشتن اتفاقات بسیار جالبی رقم خورد

    خود استاد گفته است که خدا منبع ثروت است

    من باور کردم بعد از 3ماه تغییراتی بسیار در زندگی من رقم خورد

    آلان پس از 5 ماه گوش دادن و نوشتن به این باور رسیدم که هر چیزی که ممکن است من به دست می آورم من از استاد یاد گرفتم که من خودم خالق زندگی ی خودم هستم

    من توانستم باور کنم بهترین کس برای درس خواندن خودم هستم

    آلان آنقدر در درس پیشرفت کردم که معلمم به بودن من نیاز دارد از خدا هدایت خواستم که عشق و حرفه ی من را به من نشان بده

    من برای تعطیلات تابستان به باشگاه فوتبال رفتم

    کم کم عشق و تکامل من به فوتبال زیاد شد من از خداوند بخشنده کمک خواستم که بهترین فوتبال شوم

    اما نه فقط در فوتبال در همه ی کار ها

    دوستان عزیزم و استاد در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند در دنیای آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1569 روز

    به نام رب

    سلام به استاد دلها استاد عباسمنش پیام اور خدا

    سلام به استاد شایسته بانوی بهشتی

    دوست نزدیکتر از من به من است وین عجیب‌تر که من از وى دورم….

    استاد دوس دارم اینقد گریه کنم ولی نمیتونم اما اشک در چشمانم حلقه زد و نتونستم جلو ریزششون رو بگیرم علت اینکه نمیتونم اینه ک بینیمو عمل کردم نباید گریه کنم

    استاد من پارسال تا الان مقاومت داشتم ک قران بخونم یعنی حسی بهش نداشتم اما با سوره ضحی یک لحظه درونم حس کردم چقد من تشنه خوندن قرانم کلا یه جور دیگه حسم به قران فعال شد چون من قبل از اینکه وارد قانون جذب بشم سال 97 فک کنم 4یا 5 بار قران رو با فایل های تندخوانی قران ختم کردم به نیت اجابت دعاهام و همین ختم با اینکه ترجمه را نمیخوندم و اصلا معنی رو درک نمیکردم اما ختم عربیشو بهش باور داشتم و همین ختم ها منو در مسیر درست قرار داد و من اتفاقی وارد یک گروه شکرگزاری شدم و نهایتآ به سایت استادم هدایت شدم لطف خدا بود و درخواست من ک به این سایت و این مسیر الهی هدایت شدم..این فایل ادمو از خود بیخود میکنه و میبره به اوج همین یک فایل میتونه ما را به مقصد برسونه بدون اینکه اب تو دلمون تکون بخوره باید بارها و بارها گوش بدم تا درک کنم ک همه چی امکانپذیره من خیلی مثالها در زندگی خودم دارم برای منطقی کردن این باور

    قبل از اینکه من وارد این مسیر بشم یه روز یکی از اقوام نزدیک گفت ک یک نفر اومده خونم پیشگو هست و همه حرفاش درسته و فلان ما هم با کلی ذوق رفتیم پیشش بهش گفتم من میخوام توی یه ازمون وکالت شرکت کنم میخوام ببینم قبول میشم یا نه هنوز شروع نکرده بودم بخونم بعد خیلی صریح و روشن به من گفت خوابشو ببینی خخخخ

    و من دو سه سال خوندم زمانی میخواستم برم سر جلسه میگفتم فلانی گفت خوابشو ببینی پس چرا دارم خودمو اذیت میکنم ولی باز ادامه دادم ادامه دادم و زمانی ک خداوند دید ک من اصرار میورزم به هدفم دستمو گرفت و بردم توی گروه شکرگزاری و استاد عباسمنش بهم معرفی شد و اون موقع من به خودم اومدم و گفتم ولی من ثابت میکنم ک میشه من هستم ک زندگیمو خلق میکنم و همون سال 1400 ک من باورم رو تغییر دادم بلافاصله قبول شدم اونم در دو نهاد نه یکی اونم در شهر خودم و بعد هم تهران این بزرگترین هدفی بود ک برای من امکانپذیر شد باقی هدفها ک سهلن …..توی یه برگه نوشته بودم و خداوند مرا وکیل افرید چسبونده بودم به دیوار اتاقم .. هیچ غیرممکنی وجود نداره به راستی ک خداوند قدرت مطلق است

    خداوند وهاب است

    خداوند هوش محض است

    خداوند بخشنده و مهربان است

    و خداوند نزدیک است

    و اما ایه 186 سوره بقره خاص ترین ایه قران …

    و چون بندگان مرا [بنگرى] [که آیند نزد تو] پرسشگرى

    چو پُرسند در باب من [اى حبیب] منم [بر دعا و دعاگو] قریب

    سپس چونکه [خواننده] خواند مرا اجابت نمایم دعاى ورا

    بباید [مهیّا بدان‌سان شوند] که از من پذیراى فرمان شوند

    و ایمان بیارند بر من مگر هدایت بیابند [ازین رهگذر]

    واقعا اشکم دراومد دیروز تشییع یکی از همکارام بود خیلی جوان بود من قبرستون بودم اولین باری بود ک از ته دل از خدا خواستم بهم فرصت بندگی بده و چقد سپاسگذاری کردم و خوشحال بودم ک قبل از مردنم هدایت شدم خدایا شکرررت

    گفتم که روى خوبت، از ما چرا نهان است‌

    گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عیان است‌

    گفتم فراق تا کى، گفتا که تا تو هستى‌

    گفتم نفس همین است، گفتا سخن همان است‌

    خدایا از تو میخوام کمکم کنی تا بتونم بیشتر حست کنم تا بتونم درک کنم ک واسطه ای بین من و تو نیست تا درک کنم ک همین ک بگم موجود باش موجود شود

    با این فایل چنان عشقی نسبت به قران در من به وجود اومد ک میخام مث سال 97 باز ختم کنم اما این بار متفاوت این بار با آگاهی با شوق با ذوق میخوام درک کنم که چقد من ارزشمندم چقد من خوشبختم که خدا منو در این مسیر مقدس قرار داده …

    خدایا منو در اغوش بگیر میخوام یک لحظه از تو دور نشم خدایا دستانم را بگیر تا لحظه به لحظه همراهم باشی

    استاد خیلی دوست دارم

    در پناه رب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: