اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
بعد از چند روز که حالم خوب بود و نجوا داشتم که مگه میشه اوضاع انقدر خوب پیش بره که حال آدم خوب باشه و صاحب کار باهات خوب برخورد کنه
خلاصه دیشب که رفته بودم سر کار آقای برزگر باز هم بهونه میگرفت و من حالم دوباره برگشت
نمیگم امروز حالم خوب نیست ولی مثل قبل نیستم
تو کامنت قبلا هم نوشته بودم که اصلا خوشم نمیاد کارفرما بهم بگه چیکار بکن من از کارگری خوشم نمیاد و اگرم خوشم بیاد میخوام کارفرمایی داشته باشم که آنقدر بهانهای مختلف نیاره
دیشب آخر کار داماد خواهر اقای برزگر اومده بود و من به شدت پکر بودم ازینکه خود آقای برزگر و پسرش بهم دستور داده بودند و حمید بهم گفت مصطفی چرا داری غش میری خلاصه آقای برزگر به حمید گفت اگه دنده کباب دوس داری برای شام بزارم بخوریم و قبول کرد من اونقدر نجوا داشتم که وقتی دنده کباب درست شد و بهم گفتن بیا بخور من گفتم نمیخوام و از تو اشپزخونه رفتم بیرون و حمید اومد بهم گفت مصطفی این اخلاق ها اصلا دوست ندارما بیا دوتا لقمه بخور و من رفتم جلو و خوردم و شام که تموم شد آقای برزگر و حمید شروع کردن به نصیحت کردن من
من مشکلی که دارم اینه که اگر یه کسی نصیحتم کنه یادم میره
حمید میگفت مصطفی تو باید اینجا اونقدر پیشرفت کنی که دایی همون آقای برزگر مغازه رو بده به دستت و حقیقت رو ببره بالا
و میگفت مصطفی تو فکر منفی میکنی و یه خورده بدبین هستی
حمید داشت یه خورده حرفهای استاد عباس منش رو بهم میزد
وقتی که فکر میکنم میبینم که آره من فکر منفی زیاد میکنم در طول روز همش فکرم منفی هست همش میگم من نمیتونم از من گذشته من که دیگه نمیتونم تو کبابی استاد بشم من دیگه نمیتونم کار کنم
آقای برزگر میگفت من مصطفی رو جون بچم دوس دارم میخوام کار یادش بدم نمیدونم چرا بدش میاد من یه چیزی میگم
و من مقاومت میکردم و حرفهای پرت میزدم نمیدونم چرا من اینجور شدم و تغیر دادن من کار اسونی نیست من میخوام تغیر کنم ولی مثل اینکه این تغیر خیلی برام سخت داره میگذره
آقای برزگر میگفت مصطفی میدونی چی میخواد حمید اون میخواد همین ظرفش رو بشوره و سیخ کباب بگردونه و هیچ پیشرفتی نکنه
دارم فکر میکنم میبینم آدم چه خوبه در کاری که بهش علاقه داره وارد بشه و اون شور و شوقها باعث میشه که خواسته باشی تو اون کار پیشرفت هم بکنی
من پریشب سر کار داشتم کار میکردم و حمید بهم گفت مصطفی یه خورده برای من بخون و من با اینکه نفس نفس افتاده بودم شروع کردم به خوندن مداحی و جوری خوندم که همه منو تحسین کردند
آقای برزگر بهم میگفت این صدا صدای کشوری هست که
و بهم میگفت اردکانیها قدر تو رو ندارن حیف این صدا که داره تباه میشه
حمید میگفت من از خواندن تو کیف کردم
خلاصه همش تعریفم میکردن تحسینم میکردن خیلی هم عالی خوندم
من هنوز یاد ندارم جایی خوانندگی کرده باشم و بهم بد و بیراه گفته باشند یاد ندارم همه منو تحسین کردند
من توی حوزه خوانندگی میخوام باشم و هیچ کار و کاسبیی نداشته باشم اما چون مجلس زیاد ندارم و درامدم اونقدرا نیست مجبورم برم جای دیگه کار کنم اگر پام سفت بود تو خوانندگی به هیچ عنوان حاضر نبودم حتی یک شب برم کبابی کار کنم
نمیدونم هم چکار کنم میخوام کبابی استعفا بدم ولی باز به خودم میگم آقای برزگر آدم خوبی هست و درست نیست که من بهش بگم دیگه نمیام
ولی توقعش آقای برزگر از من خیلی زیاد هست نمیدونم چکار کنم
دوست دارم همین الان پیام بهش بدم و بهش بگم من تصمیم خودم رو گرفتم و دیگه نمیخوام بیام سر کار.
ولی این نجواها دارم که مردم چی میگن
پدرت زن بابات خواهرها خوانواده چی میگن
اگه پشیمون شدی چی
و ازین جور چیزا زیاد دارم
باز هم فکرهام رو میکنم تصمیم جدی رو میگیرم که اگر استعفا دادم پشیمون نشم
یکی از نجواهایی که دارم اینه که کسی منو تحویل نمیگیره این رو به خودم میگم که کبابی کلاسش بالاتره از مداحی کردن و کسی منو تحویل نمیگیره خوب تحویل نگیردنت مصطفی تو در کنارش آرامش داری غم این رو نداری که باز شب شد باید برم سر کار حالا اگر کارم رو درست انجام ندادم استاد کار بهم چیزی میگه دیگه اون استرس ها رو نداری دیگه اون جوش جوش ها رو نداری راحتی عشق میکنی حال میکنی با مداحی کردنت خدا که نمرده خدا زنده هست بن تو روزی میده خدا برات مجلس جور میکنه این حرفها رو به خودم میزنم ولی نمیدونم چرا دل به دریا نمیزنم که برم سر کار مورد علاقه ام یه خورده ام بخواطر این هست که من سر هر کاری که بیرون اومدم بعدش آروم که شدم فکرش که کردم پشیمون شدم یه خورده ام تنها هستم تو خونه میرم تو فکر و باعث میشه که گذشته یادم بیاد و غمگینم کنه
واقعا نمیدونم باید چکار کنم
خدایا برای تو کاری ندارن راه درست رو بهم نشون بده
خدایا کمکم کن
خدایا منو هدایت کن به مسیرهای درست
خدایا امیدم به تو هست کمکم کن
خدایا پروردگارا غیر تو کسی رو ندارم کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن منو هدایت کن تو بهم بگو چیکار کنم
دیشب حمید بهم میگفت حالا اینجا هیچی تو زندگیت میخوای چیکار کنی میگم که حرفاشون یادم رفته وگرنه همش به عنوان رد پا میزاشتم تو کامنتم
با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند
چقد قشنگ است صحبتهای استاد چقدرررر لذت بخش ارام بخش است هرلحظه دوس داری فایلاهی استاد رو گوش کنی وروی خودت وباورهایت عمقی کار کنی من تازه محصول ثروت یک رو تهیه کردم و سعی کردمبا تمام وجود نکته ب نکته گوش دهم ومردعمل باشم من 24 ساعتی تمام وقتم صرف فایل های استاد میشودحتی پاسی ازشب ک نزدیک صب شدن است هم بیدار میشم فایل گوش میدم با اینکه صب میرم سرکار تاظهر بازدوباره برگردم خونه ناهار بچه ها و کارای خونهو دوباره عصرسرکارتا دیر وقت ولی خیلی قشنگ وارام بخش است حتی نخابیدن وگوش دادن ب بزرگترین استادعزیزم تجربه های جدید کشف میکنم خدایا شکرت خدایا صدهزارمرتبه شکرت خداجونم عاشقتم مهربان تراز مادر
سلام بر استاد عزیز ، امیدوارم همینجور که ما رو اینقدر به خداوند عزیز نزدیک کردید خودتون هم روز به روز به خداوند نزدیکتر و به خواسته های آتی خودتون نزدیکتر بشید ، خیییلی پیشنهاد عاالللیییی هست.
من همیشه به یه کوه میرم و اونجا آرامش و قدرت رو از کوه یاد می گیرم و سعی میکنم در طول زندگی برای خواسته هام زور نزنم اونا رو تبدیل به طاغوت نکنم ، به جاش باور قدرتمندکننده از خودم و خدای هودم در ذهنم بسازم و به این ایممان داشته باشم که هر وقت من لیاقت خواسته هامو پیدا کنم بهشون می رسم و من تکه ای از خداوند هستم که می گوید باش و بی درنگ موجود می شود ، پس من هم یه این موفعیت خواهم رسید.
ممنون از استاد عزیز و خانواده عااالی ،و در صدر همه ممنون از خدای گل و قدرتمندم که منو در هممممممه زمینه ها یاری خواهد کرد
فصل بهار را خیلی دوست دارم نمی دانم به دلیل ماه تولدم هست یانه ولی همیشه دوست داشتم مسافرتهایم دراین فصل اتفاق بیفتد . همیشه دوست دارم دراین فصل به طبیعت بروم و ازاین هوای زیبا که نه سرد است ونه گرم لذت ببرم.
همه چیز دراین فصل زیباست . زنده شدن درختان و شکوفه دادن درختان و سرسبزی و چمن های تازه و دمای مناسب هوا . انرژی طبیعت خالص و پاک است.
یکی از جاهایی که دوست دارم دراین فصل بروم جنوب کشور است .
طبیعت برای ما درس های خوبی دارد. زمین دوباره دراین فصل جانی دوباره میگیرد وچهره ی زیباتری به خود می بخشد. همین یک الگوی مناسبی است که ما هم شروعی دوباره داشته باشم . اصلا مهم نیست درسال های گذشته چقدر بد پیش رفته ؛ با تغییر باورها درطول یک سال می شود نتایج عالی را به دست آورد که جبران تمام ناکامی های گذشته شود.
دقیقا مثل بهار که اصلا مهم نیست که سال گذشته چه اتفاقی افتاده ؛ از نو همه چیز را میسازد و زیبایی را از نو دوباره خلق می کند . زندگی ما هم همین است .
این قانون جهان هستی هست که وقتی ما تغییر می کنیم ؛ جهان نتایج جدید به ما نشان می دهد.
باور :
من می توانم از نو همه چیز را درست کنم . همه چیز را تغییر دهم .
تمرین :
برای خودم وقتی را مشخص کنم و به طبیعت بروم و روی باورهایم کار کنم .
آغاز سخنم را با سپاس وستایش خدای رحمان شروع می کنم، خدایکه لطف و مهربانی اش همیش شامل حالم بود و از عنایاتش صمیمانی متشکرم وسپاسگزارش هستم
یادم است که سال گذشته عادتم شده بود رفتن به کوه و در آنجا جو جالبی بود برای دعا کردن و من چون این کار را دوست دارم گاهی میرم و با خدای رحمان خود در دل کوه قصه میکنم و برایم آرامش بخصوصی بوجود می آید.
و ازش خواستم که من را با گروهی از دوستانش دوست بگرداند که دارای هدف باشن و کوشش و تلاش کنیم برای تغییر وتحول
الحمدالله دعایم قبول شد و با این سایت در سخترین شرایط زندگی ام آشنا شدم.
و از همان روز های اول فهمیدم که این همان گروه و افرادی هستن که دارای هدف و همچنان تلاش و کوشش و اولویت بندی در کارها جزءخصیصه مهم این افراد است.
در آغاز چیزیکه من مشکل داشتم باورم نسبت به خداوند بود و روی این کار کردم تا حدی و شکر خدا خوب پیش رفتم و آرام آرام شرایط زندگی من رو به خوب شدن رفت.
و الحمدالله همه چیز برایم تازه شد و شرایط برای کارهای دولتی برام مهیا شد و الحمدالله شروع به کار کردم بعدش بورسیه داشتم به ایران به مدت سه ماه و الحمدالله همه چیز به خوبی پیش میره.
کبودی دوم این بود که اعتماد بنفس نداشتم و شروع کدم به تکرار جملات تاکید و تماشای کلپ های انگیزه دهنده و همچنین مطالعه داستان انسان های موفق که الگویم درین حوزه حضرت ابراهیم علیه سلام هست، هم موحد و هم با یک اعتماد بنفس بالای که نیمرود زمان پیشش اهمیت نداشت و خود را لایق کمک و مدد الله رحمان میدانست که چنین هم شد.
در مورد فایل فوق که جناب استاد زحمت کشیدن و ما را رهنمای کردن برای پلان ریزی به سال آینده خیلی عالی بود و من برای خود سه هدف مهم تعیین کردم که تا آخر همین سال 96 باید آنها را بدست بیارم به کمک و مدد الله مهربان ولطیف خود.
و ها نشانه ها از همین اول سال دیده میشه درهمین چند روز اول سال 96 چیزهای را تجربه کردم که در طول این 28 سال زندگی ام نکرده بودم
آره این را دانستم که اساسی ترین واصلی ترین چیز برای یک انسان هدف و پلان گذاری برای رسیدن به آن هدف است
از خداوند خیر و خوبی را برای خود و تمامی انسانیت از الله مهربان خواسته وازش می خواهم که من را با قوانین کیهانی اش آشنا وتوان عملی آنها را در زندگی برای همه مان بدهد.
سلام دوستان امروز ٢١ ابان ٩6 هست و با عید نوروز خیلی فاصله هست ولی من امروز تصمیم گرفتم هر روز را به چشمه عید توروز نگاه کنم تصمیم گرفتم هر لحضه کاری کنم که افکارم شکوفه های نو بزنن من تصمیم گرفتم و همین الان در دله طبیعت هستم و بعد از نوستن این کامنت میخوام شروع کنم به نوستن درخواست های جدیدم و دوستان از احضه ای که احساس کردم امروز برای من عید نوروز ایت همه چی مشابه با بهار شده پرندهه در حاله خوندن هستن افتاب به گرمی میتابد و افکار های مثبت به ذهنه من هجوم میاورن من پیشنهادم این هست که هر لحضه احساس کنید عید از راه رسیده است و خودتان و افکارتان را باید نو و تازه کنید درپناه حق باشین و از لحضه هاتون بینهایت لذت ببرین
به نام خداوندی که همه ما را عاشق زندگی و خالق اتفاقات آن آفرید
خدایا با امید تو مینویسم باشد که هدایتم کنی
سلام و هزاران درود به استادان عزیز و دوستان همراهم
خدا رو هزاران بار شاکرم به خاطر دیدن این روز زیبای بهاری
خدا رو هزاران بار شکر که کنار پنجره رو به حیاط نشستم و انواع پرنده ها دارن با حال خوب نغمه سرایی میکنن و صدای زندگی از هنه طرف به گوش میرسه حتی صدای اون نون خشکی چند تا کوچه بالاتر
خدایا هزار بار شکرت که امروز هدایتم کردی به سمت این فایل و من اول متن فوق العاده مریم نازنین در اول فایل رو خوندم و بعد هم وویس رو گوش دادم و لبریز از شادی و حس و حال عالی شدم
استاد شما کلا صداتون به تنهایز هم لبریز از انرژیه، لبریز از حال خوبه، لبریز از ایمان و امید به حرکته
خدا جونم شکرت که منم اینجام و دارم از این همه حال خوب استفاده میکنم به قدر رفع تشنگی و بعد انگیزه و امید و عشق برای حرکت
چند روز قبل از عید، شروع کزدم در ادامه دفتر تمرین ستاره قطبیم، یه مروری کردم بر سالی که گذشت و موفقیت هایی که داشتم و باید بگم عالی بود عالی جوری که کلی حال کردم و نوشتم چندین صفحه و چقدر عاشقانه شکرگذاری کردم خداوندم رو که در تک تک اون موفقیت ها ، با من بود
چقدر رد پای باورهای خوبی که ساختم که نتیجه فایل های عالی این سایت بود رو دیدم و چقدر دوباره از خداوندم خواستم من رو بیشتر و بیشتر در این راه درست، ثابت قدم کنه
مجددا روز اول عید و بهار نشستم برای سال جدیدم نوشتم، ساده و خودمونی
اینکه میخوام چه تغییرات مثبت بیشتری داشته باشم توی شخصیتم و توی زندگیم و برای همشون با حاد خوب نوشتم
تجربه من نشون میده نوشتن در اول صبح و آخر شب، البته من با آخر شب خیلی بیشتر رابطه برقرار میکنم، اصلا عالیه، همزمان با تمرین ستاره قطبی
یعنی فقط مینویسم و لذت میبرم و فرکانس های عالی ارسال میکنم
و اول امسال، مصادف شد با تمام شدن اولین دفتر تمرین ستاره قطبیم و با یه حس نو، یه دفتر نو رو دیشب شروع کردم و کلی نوشتم و لذت بردم
اینکه شما میگید حس و حال عالی هست که موقع نوشتن تاثیر داره، من واقعا حسش میکنم و چقدر کیف میکنم که مینویسم برای خودم و خدا جونم و ایمان دارم که من میتونم بسازم به نحو عالی، بهم حال عالی و پر از عشقی میده
خدایا به هممون ایمانی قوی و پر عشق بده تا با جوانه زدن درختان، ما هم جوانه بزنیم لبریز از امید و استیاق
۱۹ ساعت مونده به شروع سال ۱۴۰۱ که من اتفاقی وهدایتی با این فایل برخورد کردم .خدایا شکرت که مطالب عالی را دریافت کردم که در سال جدید به کار ببندم دوست دارم با تعهد اغاز کنم وروی باورهایم کار کنم ویک سال پربار بسازم .
دوست دارم امسال را با ارامش شادی وامید اغاز کنم .
هر جا هستید این سال را به تمام همراهانم تبریک میگویم .
و به ما انتقال میدن و باعث پیدا کردن رسالت هرشخصی میشه
امروز 1402/1/1هست
من 8 ماهه با استاد هستم بصورت کم وبیش حالا چرا کم و بیش
چون تغییری شخصیتی وباوری ک داشتم خیلی سخت بود
هی از استاد کنده میشدم باز وصل میشدم مغازه ای ک داشتم بستم و نشسته بودم منتظر معجزه بودم
ک کار خیلی خاصی برام بیفته
خیلی میلیاردی فک میکردم
شریک برای خودم پیدا میکردم
واون کار اتفاق نمی افتاد چون اون پول برای من جا نیفتاده بود
تو فرکانسش نبودم
و هر روز من از مایع کاریم میخوردم تا الان ک دارم همین کارا میکنم
از هشت ماه پیش قانون آفرینش گرفتم
و کم کم دارم کار میکنم چون فشار میاوردم بخودم و از بیکاری تو خونه میشستم فایل گوش میکردم و همه دوستام یه دفعه گذاشتم کناریه اتفاق بد ک میفتاد کلا تا چند وقت فایل گوش دادن میزاشتم کنار اصلا اعصابم نمیکشد ک بخوام فایل گوش بدم بمرور زمان گوش دادن و عمل کردنما بردم بالا
و از این به بعد هر الهامی ک بهم میشه را انجام میدم پشت گوش نمیندازم چون این 8ماه تجربه واعصاب خوردی بخاطر عمل نکردن خیلی کشیدم ناراحت نیستم چون میدونم باید سفت بیام ب کار و شل شلی کار نکنم
عمل گرایی ام را ببرم بالا
و خودم باور های درستی بسازم
یه دوستی بهم یه حرف خیلی جالبی زد گفت اگ فاطمه (ع) میخوای باید علی باشی
یعنی عملت یه چیز نباشه حرفت چیز دیگه
میخوام خودما درست کنم
بخاطر این ک انسان سالم تری از همه لحاظی بشم
الان 26سالمه تازه امسال تصمیم به ازدواج گرفتم
میخوام کسی رو وارد زندگی خودم بکنم همینجوری ک از این به بعدم هستم
اونم باشه البته باید چندتا سرگردنه بالاتر باشه ک خودمو بهش برسونم هر انسانی مث خودشو را جذب میکنه
و تو هرفرکانسی هست نه 1000تا فرکانس بالاتر
انرژی بهم بدین دعا کنید ک فرکانسم خیلی سریع تر از قبل بالا ببرم
یکی از حرفای استاد این بود
من خودم قرآن را خوندمم معنیش کردم و خودم را با قانون جذب ارتقا میدادم
توجه
چون فک میکردم معنی قران را عوض کردن نمیرفتم دنبال قران خوندن
اما استاد گفتن قرآن بخونید معنیشم بخونید فقط نوشته های داخل پرانتز قران را ک خودشون چیز اضافه کردن را نخوانید و گرنه الباقی معانی درسته
من یکی از هدف های بزرگم نماز خوندن چون خودم خیلی دوست دارم قبلا سالی 20دفعه میخوندم الان میخوام مرتب بخونم و قران را روزی 1 صفحه حداقل بخونم
الله: انرژی فراتر از همه هستی نیستی این جهان بهم کمک کنه، تا مرتب با اراده قوی به راهی ک انتخاب کردم ادامه بدم
اولین یا دومین باریه ک دارم دیدگاه مینویسم ایشاالله خوب و قابل فهم باشه
استاد هرچی بخوام از شما تعریف کنم کمه فقط خدا شمارا برای همه ما حفظ کنه سالم تندرست باشید تششششکر فرااااواااان
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
بعد از چند روز که حالم خوب بود و نجوا داشتم که مگه میشه اوضاع انقدر خوب پیش بره که حال آدم خوب باشه و صاحب کار باهات خوب برخورد کنه
خلاصه دیشب که رفته بودم سر کار آقای برزگر باز هم بهونه میگرفت و من حالم دوباره برگشت
نمیگم امروز حالم خوب نیست ولی مثل قبل نیستم
تو کامنت قبلا هم نوشته بودم که اصلا خوشم نمیاد کارفرما بهم بگه چیکار بکن من از کارگری خوشم نمیاد و اگرم خوشم بیاد میخوام کارفرمایی داشته باشم که آنقدر بهانهای مختلف نیاره
دیشب آخر کار داماد خواهر اقای برزگر اومده بود و من به شدت پکر بودم ازینکه خود آقای برزگر و پسرش بهم دستور داده بودند و حمید بهم گفت مصطفی چرا داری غش میری خلاصه آقای برزگر به حمید گفت اگه دنده کباب دوس داری برای شام بزارم بخوریم و قبول کرد من اونقدر نجوا داشتم که وقتی دنده کباب درست شد و بهم گفتن بیا بخور من گفتم نمیخوام و از تو اشپزخونه رفتم بیرون و حمید اومد بهم گفت مصطفی این اخلاق ها اصلا دوست ندارما بیا دوتا لقمه بخور و من رفتم جلو و خوردم و شام که تموم شد آقای برزگر و حمید شروع کردن به نصیحت کردن من
من مشکلی که دارم اینه که اگر یه کسی نصیحتم کنه یادم میره
آقای برزگر میگفت مصطفی نمیشه چیزی بهش یاد داد اون بدش میاد ناراحت میشه
و مصطفی میگه من میرم توی فکر و خیال و ناراحت میشه
حمید میگفت مصطفی تو باید اینجا اونقدر پیشرفت کنی که دایی همون آقای برزگر مغازه رو بده به دستت و حقیقت رو ببره بالا
و میگفت مصطفی تو فکر منفی میکنی و یه خورده بدبین هستی
حمید داشت یه خورده حرفهای استاد عباس منش رو بهم میزد
وقتی که فکر میکنم میبینم که آره من فکر منفی زیاد میکنم در طول روز همش فکرم منفی هست همش میگم من نمیتونم از من گذشته من که دیگه نمیتونم تو کبابی استاد بشم من دیگه نمیتونم کار کنم
آقای برزگر میگفت من مصطفی رو جون بچم دوس دارم میخوام کار یادش بدم نمیدونم چرا بدش میاد من یه چیزی میگم
و من مقاومت میکردم و حرفهای پرت میزدم نمیدونم چرا من اینجور شدم و تغیر دادن من کار اسونی نیست من میخوام تغیر کنم ولی مثل اینکه این تغیر خیلی برام سخت داره میگذره
آقای برزگر میگفت مصطفی میدونی چی میخواد حمید اون میخواد همین ظرفش رو بشوره و سیخ کباب بگردونه و هیچ پیشرفتی نکنه
دارم فکر میکنم میبینم آدم چه خوبه در کاری که بهش علاقه داره وارد بشه و اون شور و شوقها باعث میشه که خواسته باشی تو اون کار پیشرفت هم بکنی
من پریشب سر کار داشتم کار میکردم و حمید بهم گفت مصطفی یه خورده برای من بخون و من با اینکه نفس نفس افتاده بودم شروع کردم به خوندن مداحی و جوری خوندم که همه منو تحسین کردند
آقای برزگر بهم میگفت این صدا صدای کشوری هست که
و بهم میگفت اردکانیها قدر تو رو ندارن حیف این صدا که داره تباه میشه
حمید میگفت من از خواندن تو کیف کردم
خلاصه همش تعریفم میکردن تحسینم میکردن خیلی هم عالی خوندم
من هنوز یاد ندارم جایی خوانندگی کرده باشم و بهم بد و بیراه گفته باشند یاد ندارم همه منو تحسین کردند
من توی حوزه خوانندگی میخوام باشم و هیچ کار و کاسبیی نداشته باشم اما چون مجلس زیاد ندارم و درامدم اونقدرا نیست مجبورم برم جای دیگه کار کنم اگر پام سفت بود تو خوانندگی به هیچ عنوان حاضر نبودم حتی یک شب برم کبابی کار کنم
نمیدونم هم چکار کنم میخوام کبابی استعفا بدم ولی باز به خودم میگم آقای برزگر آدم خوبی هست و درست نیست که من بهش بگم دیگه نمیام
ولی توقعش آقای برزگر از من خیلی زیاد هست نمیدونم چکار کنم
دوست دارم همین الان پیام بهش بدم و بهش بگم من تصمیم خودم رو گرفتم و دیگه نمیخوام بیام سر کار.
ولی این نجواها دارم که مردم چی میگن
پدرت زن بابات خواهرها خوانواده چی میگن
اگه پشیمون شدی چی
و ازین جور چیزا زیاد دارم
باز هم فکرهام رو میکنم تصمیم جدی رو میگیرم که اگر استعفا دادم پشیمون نشم
یکی از نجواهایی که دارم اینه که کسی منو تحویل نمیگیره این رو به خودم میگم که کبابی کلاسش بالاتره از مداحی کردن و کسی منو تحویل نمیگیره خوب تحویل نگیردنت مصطفی تو در کنارش آرامش داری غم این رو نداری که باز شب شد باید برم سر کار حالا اگر کارم رو درست انجام ندادم استاد کار بهم چیزی میگه دیگه اون استرس ها رو نداری دیگه اون جوش جوش ها رو نداری راحتی عشق میکنی حال میکنی با مداحی کردنت خدا که نمرده خدا زنده هست بن تو روزی میده خدا برات مجلس جور میکنه این حرفها رو به خودم میزنم ولی نمیدونم چرا دل به دریا نمیزنم که برم سر کار مورد علاقه ام یه خورده ام بخواطر این هست که من سر هر کاری که بیرون اومدم بعدش آروم که شدم فکرش که کردم پشیمون شدم یه خورده ام تنها هستم تو خونه میرم تو فکر و باعث میشه که گذشته یادم بیاد و غمگینم کنه
واقعا نمیدونم باید چکار کنم
خدایا برای تو کاری ندارن راه درست رو بهم نشون بده
خدایا کمکم کن
خدایا منو هدایت کن به مسیرهای درست
خدایا امیدم به تو هست کمکم کن
خدایا پروردگارا غیر تو کسی رو ندارم کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن منو هدایت کن تو بهم بگو چیکار کنم
دیشب حمید بهم میگفت حالا اینجا هیچی تو زندگیت میخوای چیکار کنی میگم که حرفاشون یادم رفته وگرنه همش به عنوان رد پا میزاشتم تو کامنتم
با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند
بنام خداوند یکتا
سلام وقت بخیر به بزرگترین استادم وهمیاران
چقد قشنگ است صحبتهای استاد چقدرررر لذت بخش ارام بخش است هرلحظه دوس داری فایلاهی استاد رو گوش کنی وروی خودت وباورهایت عمقی کار کنی من تازه محصول ثروت یک رو تهیه کردم و سعی کردمبا تمام وجود نکته ب نکته گوش دهم ومردعمل باشم من 24 ساعتی تمام وقتم صرف فایل های استاد میشودحتی پاسی ازشب ک نزدیک صب شدن است هم بیدار میشم فایل گوش میدم با اینکه صب میرم سرکار تاظهر بازدوباره برگردم خونه ناهار بچه ها و کارای خونهو دوباره عصرسرکارتا دیر وقت ولی خیلی قشنگ وارام بخش است حتی نخابیدن وگوش دادن ب بزرگترین استادعزیزم تجربه های جدید کشف میکنم خدایا شکرت خدایا صدهزارمرتبه شکرت خداجونم عاشقتم مهربان تراز مادر
ب امید شادی وسربلندی
استادعزیزم سپاس گزارم بابت بودنت
استادعزیزم سپاس گزارم بابت داشتنت
استادعزیزم سپاس گزارم بابت انرژیت
درود و وقت بخیر جناب استاد عباس منش
خداوند شما رو حفظ کنه و خوشحالم از اینکه با شما آشنا شدم. مطمئن هستم که آشنایی من با شما اتفاقی نبوده و از این حیث احساس خوشبختی میکنم
سلام بر استاد عزیز ، امیدوارم همینجور که ما رو اینقدر به خداوند عزیز نزدیک کردید خودتون هم روز به روز به خداوند نزدیکتر و به خواسته های آتی خودتون نزدیکتر بشید ، خیییلی پیشنهاد عاالللیییی هست.
من همیشه به یه کوه میرم و اونجا آرامش و قدرت رو از کوه یاد می گیرم و سعی میکنم در طول زندگی برای خواسته هام زور نزنم اونا رو تبدیل به طاغوت نکنم ، به جاش باور قدرتمندکننده از خودم و خدای هودم در ذهنم بسازم و به این ایممان داشته باشم که هر وقت من لیاقت خواسته هامو پیدا کنم بهشون می رسم و من تکه ای از خداوند هستم که می گوید باش و بی درنگ موجود می شود ، پس من هم یه این موفعیت خواهم رسید.
ممنون از استاد عزیز و خانواده عااالی ،و در صدر همه ممنون از خدای گل و قدرتمندم که منو در هممممممه زمینه ها یاری خواهد کرد
بنام فرمانروای کل جهان
سلام
فصل بهار را خیلی دوست دارم نمی دانم به دلیل ماه تولدم هست یانه ولی همیشه دوست داشتم مسافرتهایم دراین فصل اتفاق بیفتد . همیشه دوست دارم دراین فصل به طبیعت بروم و ازاین هوای زیبا که نه سرد است ونه گرم لذت ببرم.
همه چیز دراین فصل زیباست . زنده شدن درختان و شکوفه دادن درختان و سرسبزی و چمن های تازه و دمای مناسب هوا . انرژی طبیعت خالص و پاک است.
یکی از جاهایی که دوست دارم دراین فصل بروم جنوب کشور است .
طبیعت برای ما درس های خوبی دارد. زمین دوباره دراین فصل جانی دوباره میگیرد وچهره ی زیباتری به خود می بخشد. همین یک الگوی مناسبی است که ما هم شروعی دوباره داشته باشم . اصلا مهم نیست درسال های گذشته چقدر بد پیش رفته ؛ با تغییر باورها درطول یک سال می شود نتایج عالی را به دست آورد که جبران تمام ناکامی های گذشته شود.
دقیقا مثل بهار که اصلا مهم نیست که سال گذشته چه اتفاقی افتاده ؛ از نو همه چیز را میسازد و زیبایی را از نو دوباره خلق می کند . زندگی ما هم همین است .
این قانون جهان هستی هست که وقتی ما تغییر می کنیم ؛ جهان نتایج جدید به ما نشان می دهد.
باور :
من می توانم از نو همه چیز را درست کنم . همه چیز را تغییر دهم .
تمرین :
برای خودم وقتی را مشخص کنم و به طبیعت بروم و روی باورهایم کار کنم .
با سلام و عرض ادب به همه دوستان عزیز
وسلام مخصوص به استاد خوب ومهربانم جناب عباس منش
آغاز سخنم را با سپاس وستایش خدای رحمان شروع می کنم، خدایکه لطف و مهربانی اش همیش شامل حالم بود و از عنایاتش صمیمانی متشکرم وسپاسگزارش هستم
یادم است که سال گذشته عادتم شده بود رفتن به کوه و در آنجا جو جالبی بود برای دعا کردن و من چون این کار را دوست دارم گاهی میرم و با خدای رحمان خود در دل کوه قصه میکنم و برایم آرامش بخصوصی بوجود می آید.
و ازش خواستم که من را با گروهی از دوستانش دوست بگرداند که دارای هدف باشن و کوشش و تلاش کنیم برای تغییر وتحول
الحمدالله دعایم قبول شد و با این سایت در سخترین شرایط زندگی ام آشنا شدم.
و از همان روز های اول فهمیدم که این همان گروه و افرادی هستن که دارای هدف و همچنان تلاش و کوشش و اولویت بندی در کارها جزءخصیصه مهم این افراد است.
در آغاز چیزیکه من مشکل داشتم باورم نسبت به خداوند بود و روی این کار کردم تا حدی و شکر خدا خوب پیش رفتم و آرام آرام شرایط زندگی من رو به خوب شدن رفت.
و الحمدالله همه چیز برایم تازه شد و شرایط برای کارهای دولتی برام مهیا شد و الحمدالله شروع به کار کردم بعدش بورسیه داشتم به ایران به مدت سه ماه و الحمدالله همه چیز به خوبی پیش میره.
کبودی دوم این بود که اعتماد بنفس نداشتم و شروع کدم به تکرار جملات تاکید و تماشای کلپ های انگیزه دهنده و همچنین مطالعه داستان انسان های موفق که الگویم درین حوزه حضرت ابراهیم علیه سلام هست، هم موحد و هم با یک اعتماد بنفس بالای که نیمرود زمان پیشش اهمیت نداشت و خود را لایق کمک و مدد الله رحمان میدانست که چنین هم شد.
در مورد فایل فوق که جناب استاد زحمت کشیدن و ما را رهنمای کردن برای پلان ریزی به سال آینده خیلی عالی بود و من برای خود سه هدف مهم تعیین کردم که تا آخر همین سال 96 باید آنها را بدست بیارم به کمک و مدد الله مهربان ولطیف خود.
و ها نشانه ها از همین اول سال دیده میشه درهمین چند روز اول سال 96 چیزهای را تجربه کردم که در طول این 28 سال زندگی ام نکرده بودم
آره این را دانستم که اساسی ترین واصلی ترین چیز برای یک انسان هدف و پلان گذاری برای رسیدن به آن هدف است
از خداوند خیر و خوبی را برای خود و تمامی انسانیت از الله مهربان خواسته وازش می خواهم که من را با قوانین کیهانی اش آشنا وتوان عملی آنها را در زندگی برای همه مان بدهد.
آمین
سلام دوستان امروز ٢١ ابان ٩6 هست و با عید نوروز خیلی فاصله هست ولی من امروز تصمیم گرفتم هر روز را به چشمه عید توروز نگاه کنم تصمیم گرفتم هر لحضه کاری کنم که افکارم شکوفه های نو بزنن من تصمیم گرفتم و همین الان در دله طبیعت هستم و بعد از نوستن این کامنت میخوام شروع کنم به نوستن درخواست های جدیدم و دوستان از احضه ای که احساس کردم امروز برای من عید نوروز ایت همه چی مشابه با بهار شده پرندهه در حاله خوندن هستن افتاب به گرمی میتابد و افکار های مثبت به ذهنه من هجوم میاورن من پیشنهادم این هست که هر لحضه احساس کنید عید از راه رسیده است و خودتان و افکارتان را باید نو و تازه کنید درپناه حق باشین و از لحضه هاتون بینهایت لذت ببرین
به نام یکتای بی همتا
به نام خداوندی که همه ما را عاشق زندگی و خالق اتفاقات آن آفرید
خدایا با امید تو مینویسم باشد که هدایتم کنی
سلام و هزاران درود به استادان عزیز و دوستان همراهم
خدا رو هزاران بار شاکرم به خاطر دیدن این روز زیبای بهاری
خدا رو هزاران بار شکر که کنار پنجره رو به حیاط نشستم و انواع پرنده ها دارن با حال خوب نغمه سرایی میکنن و صدای زندگی از هنه طرف به گوش میرسه حتی صدای اون نون خشکی چند تا کوچه بالاتر
خدایا هزار بار شکرت که امروز هدایتم کردی به سمت این فایل و من اول متن فوق العاده مریم نازنین در اول فایل رو خوندم و بعد هم وویس رو گوش دادم و لبریز از شادی و حس و حال عالی شدم
استاد شما کلا صداتون به تنهایز هم لبریز از انرژیه، لبریز از حال خوبه، لبریز از ایمان و امید به حرکته
خدا جونم شکرت که منم اینجام و دارم از این همه حال خوب استفاده میکنم به قدر رفع تشنگی و بعد انگیزه و امید و عشق برای حرکت
چند روز قبل از عید، شروع کزدم در ادامه دفتر تمرین ستاره قطبیم، یه مروری کردم بر سالی که گذشت و موفقیت هایی که داشتم و باید بگم عالی بود عالی جوری که کلی حال کردم و نوشتم چندین صفحه و چقدر عاشقانه شکرگذاری کردم خداوندم رو که در تک تک اون موفقیت ها ، با من بود
چقدر رد پای باورهای خوبی که ساختم که نتیجه فایل های عالی این سایت بود رو دیدم و چقدر دوباره از خداوندم خواستم من رو بیشتر و بیشتر در این راه درست، ثابت قدم کنه
مجددا روز اول عید و بهار نشستم برای سال جدیدم نوشتم، ساده و خودمونی
اینکه میخوام چه تغییرات مثبت بیشتری داشته باشم توی شخصیتم و توی زندگیم و برای همشون با حاد خوب نوشتم
تجربه من نشون میده نوشتن در اول صبح و آخر شب، البته من با آخر شب خیلی بیشتر رابطه برقرار میکنم، اصلا عالیه، همزمان با تمرین ستاره قطبی
یعنی فقط مینویسم و لذت میبرم و فرکانس های عالی ارسال میکنم
و اول امسال، مصادف شد با تمام شدن اولین دفتر تمرین ستاره قطبیم و با یه حس نو، یه دفتر نو رو دیشب شروع کردم و کلی نوشتم و لذت بردم
اینکه شما میگید حس و حال عالی هست که موقع نوشتن تاثیر داره، من واقعا حسش میکنم و چقدر کیف میکنم که مینویسم برای خودم و خدا جونم و ایمان دارم که من میتونم بسازم به نحو عالی، بهم حال عالی و پر از عشقی میده
خدایا به هممون ایمانی قوی و پر عشق بده تا با جوانه زدن درختان، ما هم جوانه بزنیم لبریز از امید و استیاق
تا بعد
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان گرامی سایت عباسمنش
۱۹ ساعت مونده به شروع سال ۱۴۰۱ که من اتفاقی وهدایتی با این فایل برخورد کردم .خدایا شکرت که مطالب عالی را دریافت کردم که در سال جدید به کار ببندم دوست دارم با تعهد اغاز کنم وروی باورهایم کار کنم ویک سال پربار بسازم .
دوست دارم امسال را با ارامش شادی وامید اغاز کنم .
هر جا هستید این سال را به تمام همراهانم تبریک میگویم .
سلام خدمت استاد خوبم
سلام خدمت خانم شایسته عزیز
و همه ی هم فرکانسی های ره رو استاد عباس منش
ک بهترین و بی نقص ترین مطالب و الهامات بهشون میشه
و به ما انتقال میدن و باعث پیدا کردن رسالت هرشخصی میشه
امروز 1402/1/1هست
من 8 ماهه با استاد هستم بصورت کم وبیش حالا چرا کم و بیش
چون تغییری شخصیتی وباوری ک داشتم خیلی سخت بود
هی از استاد کنده میشدم باز وصل میشدم مغازه ای ک داشتم بستم و نشسته بودم منتظر معجزه بودم
ک کار خیلی خاصی برام بیفته
خیلی میلیاردی فک میکردم
شریک برای خودم پیدا میکردم
واون کار اتفاق نمی افتاد چون اون پول برای من جا نیفتاده بود
تو فرکانسش نبودم
و هر روز من از مایع کاریم میخوردم تا الان ک دارم همین کارا میکنم
از هشت ماه پیش قانون آفرینش گرفتم
و کم کم دارم کار میکنم چون فشار میاوردم بخودم و از بیکاری تو خونه میشستم فایل گوش میکردم و همه دوستام یه دفعه گذاشتم کناریه اتفاق بد ک میفتاد کلا تا چند وقت فایل گوش دادن میزاشتم کنار اصلا اعصابم نمیکشد ک بخوام فایل گوش بدم بمرور زمان گوش دادن و عمل کردنما بردم بالا
و از این به بعد هر الهامی ک بهم میشه را انجام میدم پشت گوش نمیندازم چون این 8ماه تجربه واعصاب خوردی بخاطر عمل نکردن خیلی کشیدم ناراحت نیستم چون میدونم باید سفت بیام ب کار و شل شلی کار نکنم
عمل گرایی ام را ببرم بالا
و خودم باور های درستی بسازم
یه دوستی بهم یه حرف خیلی جالبی زد گفت اگ فاطمه (ع) میخوای باید علی باشی
یعنی عملت یه چیز نباشه حرفت چیز دیگه
میخوام خودما درست کنم
بخاطر این ک انسان سالم تری از همه لحاظی بشم
الان 26سالمه تازه امسال تصمیم به ازدواج گرفتم
میخوام کسی رو وارد زندگی خودم بکنم همینجوری ک از این به بعدم هستم
اونم باشه البته باید چندتا سرگردنه بالاتر باشه ک خودمو بهش برسونم هر انسانی مث خودشو را جذب میکنه
و تو هرفرکانسی هست نه 1000تا فرکانس بالاتر
انرژی بهم بدین دعا کنید ک فرکانسم خیلی سریع تر از قبل بالا ببرم
یکی از حرفای استاد این بود
من خودم قرآن را خوندمم معنیش کردم و خودم را با قانون جذب ارتقا میدادم
توجه
چون فک میکردم معنی قران را عوض کردن نمیرفتم دنبال قران خوندن
اما استاد گفتن قرآن بخونید معنیشم بخونید فقط نوشته های داخل پرانتز قران را ک خودشون چیز اضافه کردن را نخوانید و گرنه الباقی معانی درسته
من یکی از هدف های بزرگم نماز خوندن چون خودم خیلی دوست دارم قبلا سالی 20دفعه میخوندم الان میخوام مرتب بخونم و قران را روزی 1 صفحه حداقل بخونم
الله: انرژی فراتر از همه هستی نیستی این جهان بهم کمک کنه، تا مرتب با اراده قوی به راهی ک انتخاب کردم ادامه بدم
اولین یا دومین باریه ک دارم دیدگاه مینویسم ایشاالله خوب و قابل فهم باشه
استاد هرچی بخوام از شما تعریف کنم کمه فقط خدا شمارا برای همه ما حفظ کنه سالم تندرست باشید تششششکر فرااااواااان
سلام دوست هم فرکانسی- آقای مهدی عزیز
منم نزدیک به 6 ماه است با سایت استاد آشنا شدم. مطالبی که فرمودید درسته
منم در این راه خوشبختی، بسیار تلاطم های متعددی دیدم و مقاومت هایی داشتم
خداروشکر روز به روز داره بهتر میشه
از اینکه سال جدید را با تغییر فراوان شروع کردید بسیار خوشحالم
برای شما آرزوی سعادت و خوشبختی را از خدای متعال خواستارم
انشالله سال 1402، یک ازدواج موفقی داشته باشی