درس‌هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش


از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.
منتظر خواندن نوشته تأثیرگذارتان هستیم
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «بابک چالاکی» در این صفحه: 1
  1. -
    بابک چالاکی گفته:
    مدت عضویت: 3799 روز

    سلام به شما استاد نازنینم

    سلام به مریم خانوم خوش قلب

    سلام به خاص ترین دوستان زندگیم

    من دیشب با داداشم نشستیم این انیمیشن رو نگاه کردیم و من بارها حین دیدن این انیمیشن چشمام اشکی شد

    چون یادم بود که شما راجع به این انمیشن فایل گذاشتید و صحبت کردید منم با یه نگاه عمیق تری این انیمیشن رو دیدم

    از همون ثانیه اول دیدم که گربه چقدر برای خودش ارزش قائله و به طبع مردم هم براش ذوق میکنن. به میزانی که ما برای خودمون ارزش قایل باشیم دیگران هم برای ما ارزش قائلن و ذوق میکنن

    دیدم که در لحظه اوج احساسی گربه، یهو با یه ضربه محکمی انیمیشن ساکت شد و همه چیز انگار قطع شد به یکباره. داداشم گفت : چه یهو… (منظورش شوکه کننده بود)

    درست در لحظاتی که من تو زندگیم مغرور شدم، نشانه های کوچکی برام اومده و ندیدم، نشانه بعدی بزرگتر، من ندیدم و انقدر ندیدم و نفهمیدم که یهو جهان با یه پتک کوبیده تو سرم بلکه بیدار شم و از اسب غرورم پیاده شم

    این درسش برای من حیلی قشنگه. در زمینه عمل به قوانین. نوشتم و تمارین و کار کردن روی ذهنم. رعایت قانون سلامتی. اعراض از نازیبایی ها و با توجه اگاهانه و عمدی و عادت سازی برای دیدن خواسته ها.

    جهان با کسی تعارف نداره. خداوند پسر خاله من نیست که من هر جهلی رو انجام بدم و برای من تبصره قائل بشه. هر زمانی من یادم بره که بندگی الله رو کنم و دنبال روی انسان ها یا هرچیزی غیر خداوند باشم، دارم از مسیر خارج میشم. آسان میشم برای سختی ها.

    مفهوم قشنگ دیگری که دیدم تو این انیمیشن این بود که اگر من در مدار زیبایی ها باشم، این فقط برای من زیباست و هر کسی که در مدار پایین تری از من باشه، نمیتونه لذت ببره و همونایی که برای من زیبایی و آرامش بهمراه داره، برای دیگرانی که در مدار زیبایی ها نیستن رنج آور و سخت و ناخوشاینده. پس من نباید سعی کنم دیگران رو متقاعد کنم. حتی نباید ازین موضوع تعجب کنم اگر کسی آرامش من رو توهم به حساب میاره. یا اگر من جایی ذهنم داره زیبایی های حقیقی زندگی دیگران رو میبینه نباید انکارشون کنم صرف اینکه برای من غیر منطقیه. گربه ها تو اون صحنه به دو دلیل زیبایی مسیر سگ رو پذیرفتن که من باید یاد بگیرم:

    1. باورپذیر شدن به وسیله دیدن و تایید کردن

    2. با دیدن آرامش دیگران، تسلیم شدن و از خر شیطون پایین اومدن.

    درس دیگه ای که گرفتم این بود که زمانی که گربه فهمید که آسیب پذیر و فانی شونده است، شروع کرد به جنگیدن واقعی. جهاد اکبر. پذیرفتن اینکه غرور براش خطرناکه، هیچ چیزی در این جهان پایدار نیست و با غرور و ترس نمیشه تمام ابعاد زندگی رو تجربه کرد. عوض اینکه رو زندگی ایراد بذاریم که چرا اونطوری نیست که ما میخوایم، بپذیریم که باید قوانینشو یاد بگیریم و با قوانین تغییر ناپذیر جهان بازی کنیم و تو این قوانین استاد بشیم. اون موقع آسان میشیم برای آسانی ها. اون موقع دست به خاک میزنیم طلا میشه. اون موقع خداوند با همزمانی هاش مارو در بهترین زمان در بهترین مکان قرار میده.

    حتی به جای اعتبار دادن به خودمون ، اعتبار رو بدیم به خداوند، خواهیم دید که همه چیز و همه کس عاشق ما میشن و این اعتبار دادن به خداوند و سپاسگزاری ازش خداوند تنها و بهترین ضمانت برای افزایش نعمت هاست و آسان شدن برای آسانی ها و زیبایی ها.

    درس های زیادی برای حرف زدن هست، تو این انیمیشن که نتیجه عمل به الهامات تمام اعضای سازنده اشه.

    خداوندا هدایتم کن تا همواره بندگیتو کنم و با اولین نشانه ها تسلیم بشم و هدایت بشم به مدار های بالاتر. خدایاشکرت

    استادعزیزم ممنونم که انقدر برای خودت و این وبسایت الهی و همکلاسی هام ارزش قائلی و بهترین آثار الهی و الهامی خودت رو با ما به اشتراک میذاری.

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: