درس‌هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2277 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    باز هم یه فایل توحیدی زیبا

    من عاشق این مدل فایل ها هستم چون فکر میکنم پاشنه آشیل اکثر ما انسانها شرک هست با اینکه فکر میکنیم یکتا پرست هستیم ولی فقط در حد کلامی

    اما در عمل فقط خودمون رو می بینیم

    و توی همین فضا حتی فکر میکنیم داریم نتایج رو با تلاش روی باورهای ذهنی خودمون بدست میاریم

    غافل از اینکه خدا ما رو هدایت کرد به این سایت و به این فضا… حتی بعضا می بینیم بعضی دوستان میگن وقتی این سیستم هست پس خدا چی کاره س این وسط ..

    در این حد نجواهای شیطانی همیشه ما رو بمباران میکنن و به خودمون غره می شیم و خدا رو بنده نیستیم

    این یکی از اون فایل هایی هست که همیشه باید گوش داد تا یادمون نره از نعمت هایی که داریم و برامون طبیعی شده و دیگه نمی بینمشون و اعتبارشون رو به خدا هم حتی نمیدیم

    سپاسگزار استاد و خانم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    بنام یگانه خالق هستی

    سلام به استاد ارجمندم وبانوشایسته گرامی ودوستان ارزشمندم

    خداراسپاسگزارم که امروز زمینه ای برام فراهم شد تا بتونم باتمرکز بالا این فایل ارزشمند وپراز آگاهی را گوش بدم

    درسهایی از انیمیشن گربه چکمه پوش:

    استاد چقدر این فایل واین انیمیشن درسها داشت چه آگاهیهای نابی وچه هم زمانی هایی که این روزها تجربه میکنم درست شب قبل از روزی که شما فایل را قرار بدین رو سایت شب بعداز سپاسگزاریم داشتم با خودم زمزمه میکردم خدایا من هیچی ندارم هرچی دارم تو بهم دادی الان اگر کنار همسرم در آرامش وامنیت خوابیدم اینآرامش،این امنیت،این همسر رو ازتو دارم تا همسفر خوبی برام باشه اینکه الان دارم باهات حرف میزنم هم توخواستی تو زبان دادی وکلام را یادم دادی تو به چشمام اشک دادی تا در برابر قدرت تو سجده کنم وبااشک احساسم را بروز بدم وخیلی حرفهای دیگه وصبح که از خواب بیدار شدم ودیدم فایل جدید آمده وعنوان خواندم ذوق کردم آخ جون انیمیشن چون یکی از لذت‌ها وسرگرمی های من نگاه کردن کارتون وانیمیشن هست ولی دیگه نتونستم گوش بدم چون همسرم آمد خونه گفت موافقی یه سفر یه روزه بریم میتونی ،خسته نمیشی گفتم آره چرا که نه توکل برخدا وبه امید خودش گفت پس آماده شو چون قراربود با یکی از دوستان خانوادگی بریم همسرم گفت یه ماشین بر میداریم میریم تا کرمان یا اصفهان وفردا بعداز ظهر هم بر میگردیم گفتم بسیار هم عالی این رو تو پرانتز بگم (اگر من فهیمه 8 ماه قبل بودم هزارجور بهانه می‌آوردم که نه من دوست دارم خودمون دوتا باشیم و…ولی این فهیمه اصلا حرفی نزد حتی خدارو شکر کردم که میتونم با شرایط فعلیم مسافرت برم حتی یه روزخب راه افتادیم رفتیم سمت کرمان تو مسیر که اول شب بود با عشق آسمان را نگاه میکردم وآن ماه زیبا ونورانی را تماشا میکردم وخدارا شکر میکردم آنقدر ذوق زده بود که دوستم گفتم فهیمه به چی نگاه میکنی گفتم آسمون ببین چه ماه خوشگلی داره کاش ستاره ها هم پیدا بودندبعد دوستم گفت ولی من از آسمون میترسم من هم گفتم وا… آسمون پرستاره مگه ترس داره منکه عاشق اینم تو فضای بازی باشم که بتونم ستاره ها را ببینم بعد جالب اینکه همسرم وهمین دوستم شروع کردن دنبال ستاره گشتن تو آسمون وآن رو به من نشون میدادند تا نزدیکیهای کرمان همسرم جاش رو با دوستش عوض کرد که خودش رانندگی کنه ده متری رفتیم جلو همسرم گفت پنچر کردیم یه چی رفت تو لاستیک چرخ ،ماشین رو زد کنار وبه دوستش گفت زاپاس داری گفت آره ولی کم باده گفت چاره ای نیست عوض میکنیم تا برسیم آپاراتی همین حین که چرخ رو تعویض میکردن نگاه کردم یه بستنی فروشی دیدم به دوستم گفتم آخ جون بستنی گفت برم بگیرم گفتم آره تا آقایون مشغولند ماهم بستنی بخوریم دوستم آمد با چهارتا بستنی قیفی وای نگم که چقدر بستنی خوشمزه بود همسرش گفت الان وقت بستنی خوردنه گفتم آره اتفاقی که افتاده خیره وهمسرم هم گفت به قول خانم ؟ خیر فی ماوقع گفتم آره وبعد راه افتادیم هرجا رفتیم صبح جمعه مغازه ها بسته بود وهمه هم نگران من بودند وهمسرم مدام بهم میگفت کاش نیومده بودیم گفتم چرا اتفاقا هم هوا عالیه وهم برا روحیه خوبه من وتو حداقل ماهی یک تا دوبار مسافرت میرفتیم حالا یه روزه، دوروزه، هر چند روز که امکانش بود ولی الان دوسال هست که هیچ جا نرفتیم خداروشکر که شرایطش پیش آمد ایشون گفتند با این شرایط گفتم شرایط که عالیه یعنی این حرفها که میزنم کلا از من فهیمه بعید بود

    دوست همسرم گفت ماشین رو بزاریم جلو یه آپاراتی چون زنگ زدم گفته یه ساعت دیگه میام آن موقعه ساعت 7/5صبح بود گفتیم خوبه ماهم تو پیاده رو فرش پهن میکنیم چای وصبحانه میخوریم تا بیاد همین کار کردیم شد ساعت 9 آقاهه نیومد منم یه بالشت گذاشتم خوابیدم دیگه ساعت 11 بود دوستم صدام کرد پاشو فهیمه آقاهه آمده اگر این فهیمه ،همان فهیمه قبل بود اصلا براش افت داشت تو پیاده رو فارغ از هر هیاهو ونگاهی وبدون ترس از قضاوت دیگران بخوابه این تغییرات که الان حین نوشتن دارم متوجه اش میشم بخاطر فایلهای سفر به دور آمریکا وزندگی در بهشت وتماشای رفتارهای شما ومریم جان هست ودقیقا چقدر این حرف درست است که جهان سخت میگیره بر کسانی که زندگی راسخت میگیرند وآسان میشه برا افرادی که آسان میگیرند آپاراتی لاستیک تا 12/5طول کشید خداروشکر هوا عالی بود، همسرم گفت پس چرا میگن کرمان گرمه هوا که عالیه گفتم خیلی عالیه بعد دوستمون گفت بریم یه رستوران ناهار بخوریم وکم کم برگردیم همه موافقت کردند وهرچی تو مسیر پیش رفتیم یا رستوران بسته بود یا محیطی نبود که ما می‌خواستیم دوستم گفت فهیمه بزن تو مپ ببین نزدیکترین رستوران تو این مسیر کجاست گفتم قول میدی هر جا نشون داد بریم گفتند آره من گفتم باشه بسم‌الله سه تا رستوران داد با یه اسم ویه فاصله یکیش 1/5کیلومتر فاصله دومی1/6وسومی1/7 گفتم کدومش گفتند خودت انتخاب کن گفتم میریم اینکه رستوران سنتی هست رفتیم همسرم پیاده شد گفت ببینم جاش مناسب پله نداشته باشه تو راحت باشی بعد برگشت گفت فوق العاده هست یه اتاق به ما دادند که دیوارهای داخلش بصورت سنتی نقاشی شده بود خنک وتمیز گفتم وای خدایا شکرت تو ذهنم به خودم گفتم این نتیجه توجه به زیبایی ها ونگاه مثبت داشتن به اتفاقاته، اینکه تو در برابر شرایط ناجالب ذهنت رو کنترل کنی هر لحظه اتفاقات عالی برات رقم میخوره

    ناهار فوق‌العاده خوشمزه با دوغ محلی خوردیم ودوستم به پیشخدمت گفت میخواهیم یکی دوساعت استراحت کنیم گفت موردی نداره تا هر لحظه که دوست دارید بمونید بعداز ناهار خوابیدیم ساعت 6/5بعداز ظهر که بیدار شدیم دوستم گفت من برم چایی سفارش بدم وقتی برگشت گفت شیفت عوض شده وپیش خدمت جدید گفته ما به هیچ عنوان اجازه نداریم به مهمان اسکان بدیم ونمیدونم چرا همکارم این اجازه رو داده واگر شما شام هم سفارش بدید مشکلی از طرف مدیر متوجه همکارم نمیشه همسرم ودوستش گفتند هرچی دوست دارید سفارش بدید وهمین کار رو کردیم واز آن مکان فوق‌العاده عکس گرفتیم وآمدیم بیرون اینو برا خودم میگم وقتی من سپاسگزار داده هام باشم واز مسیر لذت ببرم ودرهرشرایطی حال واحساس خوبی داشته باشم وبخدا توکل کنم وترسی نداشته باشم از اینکه شاید نتونم ،شاید خستگی مسیر سبب بشه شرایط جسمیم بدتر بشه وبه خداوند اعتماد کنم جهان هم در برابر من کرنش میکنه

    وبا خودم تکرار کردم این قانون را که

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    این سفر یه روزه چقدر هم زمان با فایل انیمیشن گربه چکمه پوش بوددر مسیر زندگیم هر جا که بخود مغرور شدم ومنیت مرا فراگرفت وباغرور وکبر رفتار میکردم به معنی تمام کلمه باختم نابود شدم تمام شرایط ناجالبی که تجربه کردم بخاطر غرور خودم وترسهام بود آن تیکه از انیمیشن که گربه 8 تا جان ازدست داده اش را ملاقات کرد ومثل یک پرده از جلو چشماش گذشت ومتوجه شد هرجا مغرور شده مرده چقدر اتفاقات زندگی خودم تو ذهنم مرور شد که بخاطر ایمان ضعیفم در عمل وگرنه از لحاظ کلامی من با ایمان بودم ولی استاد به قول شما ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست و بخاطر ترسم از آنچه میترسیدم سرم آمد از آنچه فرار میکردم مرا احاطه کرد آنقدر ترس داشتم که بقول شما تو این شرایط یادم رفت که من فهیمه چه استعدادها وتواناییهایی خدا بهم داده وهنوز هم با وجود این شرایط ازهمه کمک میخواستم بجز خدا در اصل از خدا کمک میخواستم ولی بهش قدرت نمی‌دادم قدرت رو میدادم به بقیه ولی وقتی تسلیم شدم در برابرش وگفتم خدایا من هیچی نیستم وهیچی ازت نمیخوام به جز خودت هرشب ازش میخواستم در قلبم جاری باشه آرامشی از جنس خودش به قلبم بده ، رها تر شدم امیدوارتر وقدرتمندتر شدم الان دیگه میدونم وجودم با وجود خودش معنا پیدا می‌کنه دوشب قبل از این فایل وقتی داشتم با خدا حرف میزدم گفتم خدایا استاد میگه رسالتم اشاعه توحیده ازت میخوام منم بتونم مثل استادم ودوستام توحیدی باشم وتوحیدی عمل کنم بعد یه چیزی درونم گفت آنوقت تو چیکار میکنی گفتم نمیدونم من که کاری بلد نیستم گفت چرا توهم میتونی توحید را به دیگران یاد بدی گفتم چه جوری گفت با معلمی گفتم ولی منکه مدرک مرتبط با معلمی ندارم گفت بصورت تشویقی کار کن و مسائل توحید رو برا بچه ها تو مدارس باز کن تواقدام کن مطمئن باش میشه وبهت گفته میشه مگه استادت از کلاسهایی که برا هم دوره ای هاش رایگان برگزار میکرد شروع نکرد گفتم چرا، گفت خب پس توهم میتونی یه لحظه به خودم آمدم نمیدونم خواب بودم‌یا بیدار ولی تک تک این جملات تو ذهنم تکرار شد

    این انیمیشن گربه چکمه پوش نشان دهنده باورهای توحیدی بود: که اگر ما از هر لحظه از مسیر زندگی لذت ببریم وحال واحساس خوبی داشته باشیم حتی دید ما وزاویه نگاه ما به اتفاقات وشرایط ناجالب زندگیمون میتونه نتایج عالی را برای ما بدنبال داشته باشه

    برا پیدا کردن آرزوت دیدگاهت رو عوض کن ،ممکن هست چیزی که دنبالش هستی درست روبرویت باشه چقدر این جمله عالی وتکان دهنده بود

    چقدر شخصیت این سگ کوتوله بیان گر قانون بود که حتی در بدترین شرایط حتی آن لحظه ای که بقیه قصد داشتند اذیتش کنند با احساس خوب همه چیز رو به نفع خود تموم کرد وحتی وقتی گربه چکمه پوش وآن گربه پنجه طلا در مورد زندگیش سوال کردند سرگذشتش رو در یه قالب داستان مثبت تعریف کرد و گفت الان این جوراب شده لباسم حتی وقتی گربه چکمه پوش در مورد اسمش سوال کرد گفت دوست داری چی صدات کنیم گفت اسمی که لایق خودم باشه هرکی هرچی خواست مرو صدا زد من دوست دارم صدام بزنند آقا سگه

    یکی دیگه از جمله سگ توله به گربه چکمه پوش :همین که خودت رو باور کنی کفایت میکنه

    و در آخر زندگی بسیار بسیار سخاوتمندانه است چشمانت را برای دیدن زیباییهادر هر لحظه عادت بده تا ببینی که این لحظه فقط وفقط آمده تا لحظه ای بهتر وتجربه زیباتری برایت در زندگی باشه

    هرچه در برابر خداوند فروتن ومتواضع باشه خداوند ظرف وجودت را بزرگتر میکنه برای دریافت نعمت‌های بیشتر

    استاد جان ،مریم بانوی عزیزاز صمیم قلبم سپاسگزار وجودتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2157 روز

      سلام به فهیمه جانم.

      همینطوری داشتم عینِ یه رمانِ جذاب میخوندم کامنتت رو تا رسیدم به جایی که گفتی اگه فهیمه قبلی بودم اینطوری نمی‌گفت و عمل نمیکرد…

      قشنگ حس کردم انقدر آروم شدی که خودتم غرقِ لذت هستی از این ورژنِ جدیدِ فهیمه…

      دمت گرم برای تماشای ماهِ جذاب تو دلِ آسمون شب.

      دمت گرم برای ایده جذاب بستنی، هنگام تعویض زاپاس…

      چی بهتر از این…

      الخیر فی ماوقع

      معجزه ی کنترل ذهن با این باور، کولاک میکنه.

      عاشقِ فرکانسِ سالمت شدم رفت :)))))

      یادآوری های نابت:

      اینکه تو در برابر شرایط ناجالب ذهنت رو کنترل کنی هر لحظه اتفاقات عالی برات رقم میخوره

      الخیر فی ماوقع

      احساس خوب= اتفاقات خوب

      توجه به زیبایی ها= ورود زیبایی های بیشتر به زندگی

      اگر ما از هر لحظه از مسیر زندگی لذت ببریم وحال و احساس خوبی داشته باشیم حتی دید ما و زاویه نگاه ما به اتفاقات وشرایط ناجالب زندگیمون میتونه نتایج عالی را برای ما بدنبال داشته باشه.

      ممنونم که تجربیاتت رو نوشتی و به اشتراک گذاشتی برای همه مون تا باورهامون قوی تر بشه.

      بهترین ها برات فهیمه جانم.

      برای همه مون.

      الهی شکر که حضور داری تو زندگیم هر لحظه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        فهیمه زارع گفته:
        مدت عضویت: 3225 روز

        سلام به سمانه عزیز ودوست داشتنی

        مرسی عزیزم که برام دیدگاهم زمان

        گذاشتی وبهم پاسخ دادی برا خودم

        هم دوباره این آگاهیها تکرار شد

        سمانه عزیزم وجودت سرشار نورخدا

        عزیزدلم سپاسگزار وجودتم

        مخصوصا یادآوری های نابت واین یعنی تکرار وتکرار

        روی چون ماهت رو میبوسم

        یا حق دوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          سمانه جان صوفی گفته:
          مدت عضویت: 2157 روز

          به نام اللهِ یکتا، که بهترین چیدمان کننده است و بهترین برنامه ریزِ زندگیم.

          سلامِ گرم از سمانه به استاد جان و مریم جان و همه ی خانواده دوست داشتنیم.

          سلامِ گرم از سمانه به فهیمه جانم.

          پروفایلِ جدیدت مبارکه عزیزم.

          دیشب برات پاسخ نوشتم مفصل و تپلی مثلِ اکثر کامنتهام، ولی پرید.

          گفتم چشم، لابد الان وقتش نبوده که ارسال شه، باشه به وقتِ درستِ خودش.

          الان رسیدم به حضورِ قشنگت که هم ازت تشکر کنم برای پاسخی که برام نوشتی و هم اینکه هر چی باید نوشته شه تو کامنت و اجازه دارم بنویسمش، تایپ کنم برات.

          برایِ وجودِ نازنین و ارزشمندت، با مجموعه ی ویژگی هات، محاسن و کاستی هات، از خداوند مهربان سپاس گزارم که به دنیا اوردتت و من تو این سایت باهات آشنا شدم.

          برایِ وجودِ نازنین و ارزشمندِ سمانه، با مجموعه ی ویژگی ها، محاسن و کاستی هام، از خداوند مهربان سپاس گزارم که به دنیا اومدم و با این سایت آشنا شدم.

          چه چیزی از این مهمتره که هستی.

          حالت خوبه.

          حس خوبت داره روز به روز بیشتر و بیشتر میشه.

          تو مسیرِ بهبود و پیشرفتی.

          با کامنتهات باعثِ تقویتِ باورهای من و بقیه هم میشی…

          پس، مرسی که مینویسی برای همه مون.

          خودت مهمی و ذاتِ وجودت…

          من میشنوم و تایپ میکنم.

          حتما هدیه ی این کامنت رو خودت برداشت میکنی، چون من علمی ندارم به چیزی که مینویسم.

          جوابِ هر سوال یا درخواستی هست تو زندگیت، نوشِ جانت.

          حتما دلیلی داشته دیشب پیامم ارسال نشه و الان صبح بیام تو ایمیلم مجدد و اسمتو ببینم و بیام بنویسم برات.

          چند روز پیش تو ماشین داشتم جریانِ پنچریِ لاستیک، بستنی قیفی، استراحت در پیاده رو و … رو که به زیبایی تصویر کرده بودی تو کامنتت رو برای همسرم تعریف میکردم و تحسینت میکردم.

          چقدر از اون قسمت که همسر محترمت، خطابت کرد خانمِ الخیر فی ماوقع خوشم اومد و دلم قنج رفت برات خانمِ الخیر فی ماوقع.

          سلام به تو ای خانمِ الخیر فی ماوقع.

          خودمم کم کم دارم میشه خانمِ الخیر فی ماوقع

          چه صفتی زیباتر برای یه انسان که یاد آدم بیاره اون آدم دائم روی زبون و قلبش میاد خیره، هر چی پیش بیاد خیره.

          چقدر کیف کردم از کنترل ذهنت و رفتن به سمتِ خلق لذت به جای تولیدِ استرس و ناراحتی:

          یکی برای بستنی قیفی

          یکی استراحت در پیاده رو

          انقدر خوشم میاد تو کامنتها بچه ها از مثالهایِ زندگیِ حقیقی شون مینویسن، خودِ منم دوست دارم که از خودم مینویسم.

          چون برای شخصِ من، آموزش یا توضیح دادن با مثالِ حقیقی بسیار مؤثره.

          استاد همیشه تو همه ی فایلها از خودشون مثال میزنن و این باعثِ بهتر جاافتادن اون درس میشه.

          بچه ها هم که مثال میزنن، نورِ علی نور میشه و باورهام محکم و محکمتر میشه.

          خلاصه که مرسی ازت خاطره مسافرت کوتاهت رو نوشتی و تو دلش برام کلی درس و آگاهی و مرورِ قوانین داشت.

          جدیدا یه عادتِ باحالِ حال خوب کن ساختم واسه خودم…

          به خودم گفتم:

          همینطور که کامنت بچه ها رو میخونی،

          پاسخ هاشون برات رو میخونی و ذوق میکنی،

          تایید و تحسینشون میکنی،

          5 ستاره با عشق میدی به کامنتهاشون،

          بیا و کامنتهای خودت رو هم بخون،

          رد پاهایی که گذاشتی رو بخون و خودتو تحسین کن و 5 ستاره بده به خودتم.

          از اونجایی که به همه مون گفته میشه، هدایت میشیم که بیایم اینجا و بنویسیم، سمانه جان تو هم از این قاعده مستثنی نیستی، به تو هم گفته میشه و تو تایپ میکنی، مجدد بخون کامنت هاتو تا درسهایی که به خودت گفته شده رو هم مجدد یادآوری کنی و تمرینشون کنی.

          این شده که به کامنتهای خودمم 5 ستاره میدم.

          اوایل که تو این فکرها نبودم، بعدشم گفتم ضایع است بقیه چی فکر میکنن؟

          آدمی که از خود متشکره به کامنت خودش امتیاز میده.

          بعد پاسخ اومد که خیر.

          1- تو خودت دست خدا بودی و فقط نوشتی، اعتبار این کامنتها از تو نیست که بخوای از خود متشکر شی.

          اتفاقا تحسینشون کن که سپاس گزارتر باشی به درگاهِ خدا.

          2- تایید و تحسینِ خود، نشانه از عشق و محبت به خود میاد، نشانه از عزت نفس و اعتماد به نفس درونی داره.

          و وقتی ما با خودمون مهربون تریم در حقیقت داریم سپاس گزاریِ خالق رو هم میکنیم، فکر می‌کنم اینو تو کامنت آقا اسدالله خوندم یه بار.

          باور بسیار امید بخش و کمک کننده ای هست برای من و باعث میشه با خودم مهربونتر باشم و احترام بیشتری بذارم برای سمانه خانمِ نازنینم.

          3- عسلم، تکرار و یادآوری نکات مثبت و آگاهی ها، سوده و سوده و سود به قولِ مریم جان.

          4- سمانه خانم، توجه به قضاوت و نظر مردم، ممنوع. نذار جلوی رشدت رو بگیره این توجه.

          و این شده که وقتی میخوام پاسخی که برام اومده رو بخونم و ذوق کنم، قبلش پیام خودمو میخونم که یادم بیاد چی نوشته بودم برای اون دوستِ عزیز، و هم یادآوری شه واسه خودم نکات مثبتِ اون کامنت.

          خلاصه که سمانه خانم، روز به روز بهش ایده های جالبی میرسه، خدا میگه منم میگم چشم، استقبال میکنم و انجام میدم، خیلی هم خوش میگذره بهم تو این کلاسِ درسِ باحال.

          یه کشفی کردم، یا بهتره بگم درکم یه کم بهتر شده در رابطه باهاش:

          یادم رفت…

          اگه باید بنویسم، خودش سر و کله اش پیدا میشه :)

          دیروز صبح تو پیاده روی در مورد تفاوت تقلید و الگوبرداری سوال پرسیدم از خودم.

          پاسخ این اومده:

          تقلید، اطاعتِ بی چون و چراست.

          الگو برداری، انجام دادنِ یک کار، با اختیارِ خود هست.

          مثلا وقتی شنیدم تو یه فایل استاد در مورد امین بودن پیامبر اکرم (ص) (قبل از بعثت ایشون محمدِ امین بودن و اوازه ی امین بودنشون گسترده بوده) صحبت کردن به عنوان یه ویژگیِ انسانیِ ناب، خب تشویق شدم منم امین باشم، سعی کنم امین باشم.

          یا اینکه امام علی (ع) در خفا، احسان میکردن، خب منم خوشم میاد الگو بگیرم و احسان کنم مخصوصا در خفا، بی سر و صدا و خودنمایی.

          یا اینکه من میبینم همیشه استاد عباس منش، استادِ سپاس گزاری از خداونده، در هر حالتی زبون و چشم ها و قلبشون داره سپاس گزاری میکنه، خب من لذت میبرم، الگو برداری میکنم و منم به اون سمت حرکت میکنم.

          الگوبرداری از افرادی صورت میگیره که زبان و عملشون یکی باشه. متعهد و پایبند باشن.

          درک صحیحی از این دو نداشتم تا چند روز پیش که فایلی گوش دادم (برای چندمین بار- ولی اینبار کاملا متفاوت شنیدم) از استاد که میگفتن تقلید نمیکنن از هیچکسی مخصوصا تو ارتباط با خدا…

          ارتباط هر کس با خدا، ویژه ی اون شخص هست و تقلید کردنی نیست.

          به قول رضا مارمولک: به تعداد آدمهای جهان راه هست واسه ارتباط با خدا.

          و جرقه ای زده شد تو قلبم که یعنی چی؟

          اصولا چرا تقلید مطرح شده؟

          و بعد اگه مرجع تقلید گذاشتن و میگن باید تقلید کرد، پس چرا تو بعضی امور نظراتشون متفاوته از هم؟

          مگه چیزی که اصل باشه، تغییر پذیره؟

          اگه اصل نیست و تغییر پذیر پس چرا باید تقلید کنم؟

          خودم انتخاب می‌کنم.

          دقیقا مثالِ وضو با لاک یا ناخنِ کاشت میاد بالا برام، که بعضی ها تایید و بعضی ها رد میکنن…

          حسم میگه: خدا، خدای آسانی هاست.

          هر چی آسون تر، شیرین تر، ساده تر، خودمونی تر، خالص تر، پاک تر، دور از حاشیه و فرع و شاخه و برگ، بهتر و بهتر و بهتر.

          خب اصل رو که قرآن بهش اشاره میکنه، باید چشم گفت و انجام داد چون کلامِ مستقیمِ خداونده و قلبی که با نور خدا عجین شده باشه لاجرم میره سراغِ اصل بدون هیچ اجبار و اصراری.

          مابقی هم که به انتخابِ خودمونه…

          حتی حس کردم ما اصل و قوانین خدا رو هم داریم سلیقه ای انجام میدیم، مگه اینکه به درک برسیم و قوانینِ بدونِ تعییر خداوند رو درست انجام بدیم.

          بعد چطوری میشه که میگن باید تقلید کنید؟

          میدونی به چی فکر کردم؟

          اینکه خودِ خدا، با اون قدرت و عظمت و شکوهش، میگه انسان به تو اختیار دادم تا خودت زندگیتو انتخاب کنی.

          من بهت میگم راه کدومه، چاه کدومه، اما مهم تصمیم و انتخابِ خودته، چون تو با همین انتخاب ها و تصمیم گیری هاته که میتونی رشد کنی یا سقوط کنی.

          انتخاب دستِ خودته.

          پس چطوریه که انسان، که در برابرِ خدا هیچِ هیچِ هیچه، میاد میگه انسان ها باید تقلید کنن و جزوِ دینشون هست وگرنه دینشون کامل نیست و …؟

          من می‌پذیرم سمانه ناآگاهه نسبت به خیلی امور…

          ولی راهِ آگاهی و رشد از تقلید نمیگذره…

          از درک میگذره…

          من باید ببینم، بشنوم، تصمیم بگیرم با فکرِ خودم، به نتیجه برسم چی درسته، به نفعم هست، و با درکم الگوبرداری کنم از یه رفتارِ صحیح، یه طرزِ فکرِ صحیح و تو زندگیِ خودمم پیاده اش کنم.

          فکر میکنم خداوند اطاعتِ کورکورانه ما موردِ پسندش نباشه.

          وگرنه فرقِ انسان و حیوان چیه؟

          انسان باید از قدرت فکر که خدا در اختیارش گذاشته استفاده کنه و خودش با خودش به نتیجه برسه، هر چی هست حاصلِ تفکر خودش باشه، حتما که در مسیر ما جهل هم داریم، اما وقتی خودمو می‌سپارم به خدا که خودت هدایتم کن به راه راست، راه کسانیکه به اونها نعمت دادی، نه غضب شدگان و نه گمراهان، قلبم آسوده میشه که تو چترِ حفاطتیش هستم و بهم میگه، حتی اگه آزمون و خطا هم کنم ایرادی نداره چون دستم تو دستشه.

          این بده که نفهمم چرا و بگم چشم.

          استاد به خودِ خدا هم چشم و گوش بسته چشم نگفته، مثل ابراهیمِ نبی، که اونم از اول یکتاپرست نبوده که…

          ماه و خورشید رو ستایش کرده و گذشته و گدشته تا بهش اثبات شده، درک کرده که یکتاپرست شده.

          استاد قرآن رو خونده، شونصد مدله بررسی اش کرده و به حقانیتش پی برده و وارد مدار توحید شده…

          اگه قرار بود دینداری و توحید، با اجبار جواب بده، استاد که تو قم زندگی کرده، یه شهر سوپر مذهبی و داخلِ خانواده ای که دو طرف سوپر مذهبی بودن…

          پس چی شده استاد رسیده به مرحله ی پرت کردن قرآن توی اب، بعد ندایی افتاده به قلبش که بخون بعد بنداز تو آب…

          و اون شده اغازِ راهِ عاشقیِ استاد با خدا…

          توحید باید کسب بشه.

          ژنتیک و ارثی نیست.

          از خانواده،جامعه، تربیت و مدرسه منتقل نمیشه لزوما به آدم…

          خودِ من اگه قرار بود تقلید روم جواب بده، چطور تا دوران نوجوانی به تبعیت از خانواده ی مذهبی که توش بزرگ شدم، نماز میخوندم و از نوجوانی به بعد بوس بوس خداحافظ؟

          اگه تقلید جواب میداد من همچنان روی اون تربیتی مذهبی و اَعمال مذهبی باید میموندم…

          چرا نموندم، چون از تو خالی بودم، نمیدونستم چرا و انجامش میدادم، هنوزم نمیدونم و نرفتم سراغش، درکش نکردم…

          البته گاهی حس خوب گرفتم از نماز، اما نه وقتایی که گفتن تکلیفه، وگرنه مجازات میشم.

          فقط وقتایی که قلبم متصل شده به خدا از طریق نماز لذت بردم، مثلا نماز مغرب و عشاء شبِ جمعه تو صحن امام رضا ع که دعای کمیل هم خونده میشد و بارون قشنگی شروع به بارش کرد…

          مگه یادم میره اون لحظه رو؟

          مگه یادم میره اذانِ زیبایی رو که یه شب از صحن حرم امام رضا ع شنیدم؟؟؟

          نه یادم نمیره، انقدر که چسبید بهم….

          یا اون روزی که سال ها پیش، تنهایی برای اولین بار رفتم تجریش، امامزاده صالح، گفتگو کردم با خدا…

          خب من با مفهومِ ثواب به روایتِ مذهبی، دیگه کاری ندارم.

          برای من یعنی حسِ خوب، حالِ خوب، هر کاری که حس خوب خلق کنه واسه خودم و بقیه از دیدِ من پیش خداوند پاداش داره، چون میگه این بنده ام حواسش هست از زندگیش لذت ببره و به دیگران هم طعم لذت رو بده، پس منم لذت بیشتر و بیشتر بهش میدم…

          همین دنیا هم میده.

          اصلا لازم نیست صبر کنم تا جهانِ باقی بده. اونور محفوظه اینجا هم که محفوظه.

          و اما سمانه:

          من راه های جذابی واسه عشق و عاشقی با خدا پیدا کردم که خیلی بهم مزه میده، چون مالِ خودمن، از درون خودم جوشیده، هیچکی نمیتونه ازم بگیرتشون، چون خدا خودش کمکم کرده پیداشون کنم جاشون سفته.

          شاید یه روزی نگاهم به نماز عوض شه، قلبی شه، اونروز با عشق نماز میخونم نه تکلیف…

          خدایی که به نماز من نیاز نداره چرا باید زورکی و فرمالیته کاری انجام بدم که به سبک شدنِ قلب و روحم و نزدیکی به خدا، تاثیری نداره.

          خب درک و حسم میگه:

          سمانه جون تو بیا سمتِ خدا.

          سپاس گزارش باش.

          به یادش باش هر لحظه هر طور که خودت بلدی.

          مابقی اش حله.

          سختش نکن.

          اتفاقا باید به اسانیِ هر چه تمام تر بپری تو بغلِ خدا.

          کاملا رها، مشتاق، آزاد و دور از وابستگی به هر چیزی …

          فعلا که درکم اینارو میگه.

          امیدوارم خدا خودش هدایتم کنه با نورِ خودش.

          من احترام میذارم به باورهای دیگران.

          من احترام میذارم به باورهای خودم.

          تحسین میکنم خودم و همه ی آدم هایی که با روشِ خودشون عبادت میکنن خدا رو، عشق و عاشقی میکنن با خدا، و راهِ عشق ورزیدن با خدا رو نمی‌بندند برای خودشون چون بهشون گفتن فقط راه ارتباط با خدا یه سری چیزاست…

          فهیمه جانم، مرسی که برام نوشتی و با کامنتت بهم انگیزه دادی بنویسم.

          ماچ به روی ماهت، به روحِ زیبات، به قلبِ نازنینت، به جسمِ ارزشمندت.

          همگی مون در پناهِ رب العالمینِ قشنگم باشیم هر لحظه.

          خدایِ نازنینم، شکرت که حضور داری تو تمامِ لحظاتم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
          • -
            فهیمه زارع گفته:
            مدت عضویت: 3225 روز

            سلام به سمانه عزیز ودوست داشتنی

            دلم گفت از این کامنت تپلت به 5ستاره اکتفا نکنم وبرات بنویسم واین انرژی که گرفتم بهت برگردونم اگر کنارم بودی محکم در آغوش میگرفتم وروی چو ماهت رو بوس باران میکردم تا متوجه بشی چه انرژی وحال خوبی گرفتم سمانه عزیزم از این کامنت زیبا، درست ودقیق من جوابم رو از خداوند گرفتم عزیزدلم سمانه قشنگم در مورد نماز گفتی درست خدا نیاز به نماز ما نداره واین باورهای اشتباهی است که از بچه گی تو ذهن ما فرو کردند

            میدونی سمانه عزیز آنقدری که حس وحال قشنگ از حرف زدن با معبودم میگیرم از نماز خواندنی که تکلیفم باشه نمیگرم ولی بقول خودت بعضی نمازخواندنها که برای آرامش روح وارتباط با معبود باشه خیلی حال میده ودرست مثل آن لحظه ای که اشاره کردی در صحن حرم امام رضا زیر باران با آن کامنتت من خودم‌وخدای خودم را تصور کردم واشک ریختم صمیمانه سپاسگزار وجودتم بخاطر یادآوری این حس بی نظیر

            نکاتی که در خصوص تقلید والگوبرداری گفتی چقدر من رو آرام کرد ومطمئن شدم مسیرم درسته سمانه جانم از وقتی یادم میاد اسم مرجع تقلید شنیدم ذهنم بهش مقاومت داشت ووقتی باسایت واستاد آشنا شدم دردوره قانون آفرینش استاد اشاره کرد که خدا میگه من از رگ گردن به تو نزدیکترم هرچند از قبل از همان بچه گی بارها وبارها شنیده بودیم ولی کلیشه ای بود درک نکرده بودم تا با استاد آشنا شدم به تمام معنا حس کردم این نزدیکی را ، پس من فهیمه که خدا در قلبم جا داره که هرلحظه وجودش رو حس میکنم وجواب درخواست هام را با دستهای خودش به من میرسونه چه نیاز به مرجع تقلید که هیچ کدوم از آنها در یه مورد خاص یه نظرمشابه ندارند حتی هیچ وقت کنجکاو نشدم ببینم چی میگن چون همیشه چیزی که دلم میگفت درسته انجام میدادم آن موقعه ها با قانون آشنا نبودم که خداوند مرا آسان کرده برا آسانی ها ولی یه چیزی تو وجودم مانع از این میشد که دنبال رو بی چون وچرا یه شخص باشم درست اشاره کردی اصل رو خدا در قرآن به ماگفته فرعیات هم میشه هرآنچه که فکر کردن ویاعمل کردن به آن به من احساس خوب وعالی میده

            تحسین میکنم خودم وسمانه عزیز دلم و همه ی آدم هایی که با روشِ خودشون عبادت میکنن خدا رو، عشق و عاشقی میکنن با خدا، و راهِ عشق ورزیدن با خدا رو نمی‌بندند برای خودشون چون بهشون گفتن فقط راه ارتباط با خدا یسری چیزاست …..

            سمانه جدیدا یه چیزی کشف کردم از اینکه زمان بیشتری این روزا تو سایتم وکامنتها رو میخونم میبینم هر کدام از ماها که جدا شده از آحاد جامعه ایم یه کششی در درونمون بوده برا بهتر شدن برا به اصل خود نزدیک شدن برای شناخت بیشتر خودمون وخدا ،درسته خیلی ها در ظاهر برای کسب ثروت وارد سایت شدند ولی این فقط ظاهر قضیه هست حتی خود استاد از یه جایی به بعد فهمید همه چیز توحیده اگر به یگانگی اِلله باور داشته باشی وقدرت رو بدی به او وبنده گیش کنی به هرآنچه که میخوای میرسی وهمه ما داریم بسته به مداری که در آن قرار داریم به درک این امر میرسیم

            ممنون سمانه عزیزم که برام نوشتی کامنتت در بهترین زمان با بهترین پاسخ از معبودم از یگانه فرمانروای عالم هستی دریافت کردم

            سمانه دوست داشتنی بهترین بهترینها را برات خواستارم عزیزدلم

            روی چون ماهت رو میبوسم

            یا حق عزیز دلم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      صالح گفته:
      مدت عضویت: 1494 روز

      سلام به خانوم زارع

      از خوندن کامنت شما و داستان سفر دوروزه به کرمان بسیار لذت بردم

      و همزاد پنداری کردم

      مخصوصا زمان هایی که طبق قانون رفتار میکردین و رفتارتون با بقیه گروه فرق داشت

      خودمم همین حس رو تجربه کردم وقتی تو یه جمعی هستم و همه دارن در مورد حاشیه صحبت میکنن و من توجهم جلب زیبایی یک درخت میشه

      اون جور موقع ها میفهمم که چقدر خداوند به من لطف ویژه ایی داشته امیدوارم قدر این شخصیت جدیدم رو بدونم و هر روز بهبود بدم خودم رو

      و در آخر زندگی بسیار بسیار سخاوتمندانه است

      چشمانت را برای دیدن زیبایی ها در هر لحظه عادت بده تا ببینی که این لحظه فقط و فقط امده تا لحظه ایی بهتر و تجربه ایی زیباتری برایت در زندگی باشد

      این پاراگراف شما خیلی عالی بود

      کاش بدونیم هیچ چیز خاص و عجیب و غریبی در آینده در زمان تحقق خاسته هامون وجود نداره و تمام زندگی یعنی همین الان از هرچی که هست هرجا که هستیم لذت ببریم و سپاسگذار واقعی باشیم

      در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فهیمه زارع گفته:
        مدت عضویت: 3225 روز

        سلام به صالح عزیز

        عجب اسم با مسمایی بهت تبریک میگم سپاسگزار وجودتم ممنون که وقت گذاشتی کامنتم را خواندی نظر دادی وچه نگاه زیبا بینی داری وکاملاصحیح فرمودید هیچ چیز خاص وعجیب وغریب در آینده نیست تمام زندگی همین الانه

        دوست عزیز در پناه حق شاد وسربلند وثروتمند باشید وجودت سرشار از نور الهی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سمیه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1869 روز

    سلام استادجان مریم جان ودوستان سایت عباسمنش. بازهم استاد دست گذاشتید روی نقطه ضعف من وبه من یادآوری کردید اینقدر به خودت مغرور نشو اینقدر منم منم نکن هی میدیدم چک ولگد میخورم متوجه نمی‌شدم از کجا داره آب میخوره. استاد من اعتراف میکنم خیلی مغرور شدم. خیلی خدا خدا میکردم اما همش حرف بود در درون خودمو همه کاره میدونستم واثلا رها نکرده بودم ومثلا حواسم شیش دونگ به همه چیز بود. خدایا همش باخودم میگم خب اینو هم فهمیدم ودیگه قانون زندگی رو بلد شدم دوباره یه چالش جدید میاد میفهمم هنوز تو در ودیوارم. خدایا خودت دستمو بگیر که بدون تو هیچم. تواز طریق نیش وکنایه بنده هات به من میفهموندی مغرور نشم. اما من تنها کاری که میکردم ناراحت میشدم گوشه گیر میشدم وفکر میکردم در حقم ظلم شده. مرسی خدای مهربونم که هردفعه میخوام ازت هدایتم کنی همچین اساسی هدایت میکنی ومرسی استاد که اینقدر خوب هدایت‌های خداوند رو عمل کردی والان خودت نقش هادی رو به عهده گرفتی. استاد برام دعا کن منم بتونم بیام این مسیر زیبایی که شما رفتی یعنی دسته جمعی بیایم با تمام بچه های خوب وپاک عباسمنشی. چقدر خوشحالم از بودن دراین جمع خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1424 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    این فایل اولین نکته ای که برای من داشت این بود که هر زمان که من از همه بهتر هستم و غرور من را فرا می گیرد این سبب می شود که جهان هستی من را مورد امتحان قرار بدهد و به من یادآوری می شود که نباید هرگز غرور و منیت داشته باشم

    باید همیشه روی خودم کار کنم و همیشه یادم باشد که دستهای هدایتگر جهان هستی همیشه در حال کمک کردن به من است

    هیچ وقت غرور و منیت را برای خودم برندارم تا همیشه بتوانم روی خودم کار کنم و همیشه برای خودم بهترین را رقم بزنم

    هرچه بیشتر دنبال نکات منفی باشم

    هر چه بیشتر من نکات مثبت و خوبی ها را ببینم

    جهان هستی هم بیشتر و بیشتر به من در این راه به من کمک می کند تا بهتر بتوانم در این راه قدم بردارم

    یک درس دیگر

    هر زمان که خوش بینانه به تمام زندگی خودم نگاه کنم

    هر زمان که دنبال حال خوبی و نکات مثبت باشم

    هر زمان که دنبال اتفاقات خوب باشم

    هر زمان که مثبت نگاه کنم و مثبت ببینم

    جهان هستی هم مطابق همان راه و روش و همان افکار اتفاقات و آدم ها و شرایطی را سر راه من قرار می دهد که با حال خوب من در ارتباط باشد و هماهنگ با باورهای من است

    درس دیگر

    هر وقت دنبال زیبایی ها باشم جهان هم زیبایی ها را نشان من می دهد

    و برعکس آنهم نیز صادق است

    و تمام و تمام

    با هر چیزی که بجنگم از همان جنس بیشتر و بیشتر در زندگی من رخ می دهدو هر زمان که با خودم در صلح و آرامش باشم و حال خودم را خوب نگه دارم جهان هستی هم بهترین ها را سر راه من قرار می دهد

    این نکته خیلی در کارهای خودم قابل مشاهده است برای من

    هر زمان که من سختی های کار خودم را می بینم

    هر زمان که من مشکلات کار خودم را می بینم

    هر زمان که من درگیری های کار خودم را می بینم

    هر زمان که من اخلاق و رفتار بد کارمندان خودم را می بینم

    همان روز و همان موقع سختی کار بر من بیشتر و بیشتر می شود و خیلی زیاد خسته ام می کند

    اما برعکس آنهم خیلی برایم رخ داده است

    هر موقع که به نکات خوب و اتفاقات خوب کار خودم توجه کردم آن موقع اینقدر حس و حالم خوب می شود و اینقدر انرژی پیدا می کنم که برای خودم هم غیر قابل باور می شود

    نکته عالی دیگر برایم این بود

    هر زمان که در هر کاری بترسم از همان نقطه من ضربه می خورم و جهان هستی هم از همان جهت بیشتر من را تحت فشار قرار می دهد

    این یعنی که هر زمان بترسم از همان جا مورد فشار قرار می گیرم از هر جا راحت باشم و حالم خوب باشد جهان هم به گونه ای راه را برایم هموار می کند که به راحتی و آسانی کارهای من انجام می شود

    نکته دیگر و درس عالی دیگر که برای من صحبت های استاد داشت این بود که

    قدر نعمت های خودم را بدانم

    قدر داشته های خودم را بدانم

    آنچه که در اطراف من و برای من وجود دارد را ببینم و به آنها اهمیت بدهم

    آنوقت جهان هستی هم از همان قسم بیشتر و بیشتر به من می دهد

    یک درس عالی دیگر

    هر تضادی که برای من رخ می دهد یک درس برای من دارد

    هر تضادی که برای من انجام می شد یک نکته در آن دارد

    دیدن این درسها و نکته ها همان می شود که بتوانم روی خودم بیشتر و بیشتر کار کنم و با خوب نگه داشتن حال خودم و دیدن نعمت ها و زیبایی های اطراف خودم سبب می شود که بیشتر به من داده بشود

    تمام صحبت های استاد عزیز را من بارهای بار در زندگی خودم لمس کرده ام

    چقدر حالم خوب می شود وقتی که می توانم روی داشته های خودم تمرکز کنم و از آنها به بهترین حال ممکن استفاده کنم

    آنوقت نتایجی را دریافت می کنم که این نتایج برای من مثل یک معجزه می باشد

    این درس را هم برایم خیلی مهم بود

    به خودم بگویم و از خودم این سوال را بپرسم

    من برای جسم و آنچه که خداوند به من داده است چکار کرده ام ؟

    چطور این همه موفقیت و نعمت را جبران کنم؟

    گفتن این جملات و این زیبایی ها به من این را نشان می دهد که من در برابر خالق خودم فروتن باشم و او هم به من بیشتر و بیشتر می دهد

    اینها همگی درسهایی بود که از این فایل عالی من دریافت کردم

    خدای من از تو می خواهم که کمک کنی تا همیشه بتوانم نعمت های تو را ببینم و همیشه دنبال بهترین ها باشم

    خدای من سپاس از تو که برای من به تنهایی کافی هستی

    خدای من سپاس از تو که برایم بهترین ها رقم زده ای و برایم بهترین ها را می خواهی

    ببخش اگر گاهی اوقات غرور من را می گیرد و یادم می روم که نعمت هایی که تو به من داده ای

    سپاس از تو که برایم بهترین هستی

    سپاس از تو که دوستم داری

    سپاس از تو برایم کافی هستی

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    مهستی خیرابادی گفته:
    مدت عضویت: 1881 روز

    به نام الله سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته دوستداشتنی وتمامی دوستان عزیز در این سایت بی نظیر

    استاد جان چقد همه چیز در بهشتمون هر روز زیباتر میشه خدایا شکرت که زیباییها رو هر روز با دیدن این فایلها میبینیم استاد جان چقد این فایل امروز به من کمک کرد که به داشتهایم بیشتر توجه کنم وبیشتر سپاسگزاری کنم خدایا شکرت وبه این مسیری که هدایت شدم ایمانم قویتر بشه استادجان واقعا ما باید خوش بین باشیم توی زندگی باید آسان بگیریم همه چی رو واجازه بدیم که خداوند هدایتمون کنه اگه اینجوری پیش بریم مسیرها باز میشن وازمسبر لذت ببریم وتوکل کنیم به خداوند وتسلیم باشیم در مقابل خداوند استاد جان امروز قبل از اینکه فایل رو نگاه کنم یه احساسی داشتم که خودم راضی نبودم من بیشتر اوقات سعی میکنم حالم خوب باشه بیشتر روزم رو توی سایت هستم کامنت میخونم فایل گوش میکنم سپاسگزاری می‌نویسم خلاصه روزی چهار پنج ساعت اینجا هستم ولذت میبرم وآموزش میبینیم

    بله امروز که حالم به خاطر یه موضوع که واقعا چیزی نبود داشتم روزمو خراب میکردم که شروع کردم با خودم صحبت کردن وکمک گرفتن از خدا وازش آرامش میخواستم یه استراحت کوتاهی کردم ویه حسی بهم گفت برو تو سایت شاید استاد فایل جدید گذاشته اومدم تو سایت ووقتی موضوع رو خوندم گفت این که اسم برنامه کودک دخترم هستش خیلی تعجب کردم بعضی وقتها با دخترم که دوست داره می‌شینم فیلم نگاه میکنم خلاصه دانلود کردم ودوبار نگاه کردم و دیدم وقت من نعمت دارم وبهشون توجه نکردم چقد سخت گرفتم زندگی رو چرا اجازه ندادم خداوند و کارها رو انجام بده خدایا شکرت که منو هدایت کردی به این مسیر استاد نمی‌دونم چطور از خدا وشما تشکر کنم خلاصه استاد شروع کردم به سپاسگزاری وحالمو کم کم خوب کردن خواهر زادمم زنگ زد بهم که بریم شنا خدارو شکر یه رودخانه نزدیک ما هست که گهگداری میریم شنا رفتیم و بسیار خوش گذشت وهمونجا از خدا به خاطر این رودخانه خنک تشکر کردم وماهیهای زیبایی که داخلش بودن ودخترم که داشت لذت میبرد وبهش میگفتم به خاطر این آب از خدا تشکر کن واونم تکرار می‌کرد خدایا شکرت

    در پناه الله دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1640 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استادعزیز وهمراهان سایت عباسمنش

    حتما این کارتون رو باید ببینم

    امادرکی که من ازصحبت های شما داشتم:

    بینهایت سپاسگزارم استاد که از موقعیت ها فیلم ها بادرک قانون همیشه ما رو راهنمایی میکنید واز یه کارتون قوانینی رو میکشید بیرون

    که میتونه درسی برای زندگی باشه

    نمونه شو دارم که غرور چه بر سرم اورد

    حدودا چند سال پیش حدود چند سال رو به جلو بودم ودرامد خوبی داشتم که از نورم جامعه بالاتر بود ومن فک میکردم همه چیز پوله وبا پول میشه همه کار کرد ودیگه خودمو بالاترمیدیدم و نگاه تکبری در من شکل گرفته بود وارام ارام کارم را از دست دادم وشرایط به سمتی رفت که روز به روز اوضاع داغونتر میشد ومنجر به روابط بد با همسر وبدهکاری بالا ایمان ضعیف وهیچی سر جای خودش نبود وبرای فرار از این شرایط دنبال خوب کردن حالم با عوامل بیرونی بودم

    تا وقتی که با سایت واستاد اشنا شدم وبا تعهدوپیگیری ادامه دادم وامروز. چقدر ارامتر شده ام وچقدر امیدوارتر وچه مسیری داریم که در جهت خواست خداوند همه داریم نتایج خوبش رو احساس میکنیم

    وقتی اعتبار همه چیز خداوند باشه وفروتن باشی همه چیز روانتر میشه وطبیعی وبه راحتی وارد زندگی مامیشه

    ترس ها رو بایدشناخت وبرای رفع اون ایمان داشته باشی خداوند حامی توست وهیچ وقت تنهات نمیزاره

    فقط شکرگزار باشی وبدون دلیل شاد باشی

    همه چیز خدا درست میکنه

    وبدانی در مقابل خداوند دوست داره توفقط خودش را بپرستی واز او هدایت بطلبی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد جانها و مهربانوی سایت

    سلام به دوستان جان .

    استاد عزیزم ممنونم ازت که با هر اتفاقی که براتون میفته میای و برای ما از توحید میگی .

    حتی وقتی برای دل خودت فیلم دیدی ولی توش یه چیزهایی یاد گرفتی با عشق میای وقت میزاری و به ما هم یاد میدی آنچه خودت یاد گرفتی.

    حتی از توی انیمیشن هم توحید رو بیرون میکشی و به ما گوشزد میکنی که راهی که باید بری اینه نه هیچ راه دیگه ای .راه توحید ،خداپرستی،شکرگزاری،توجه به نکات مثبت .

    استاد این روزا هرچی بیشتر فایل گوش میدم هرچقدر بیشتر عمیق میشم تو گفته هاتون میبینم تو تمام فایلها فقط دارین از همینا میگین .

    نمیدونم چرا اینقدر گوش من سنگین بوده که خوب نشنیده و ذهنم هنوز که هنوزه مقاومت داره در برابر این گونه عمل کردن .

    استاد وقتی این فایل رو گوش دادم تمام مدت انگشتم به سمت خودم بود که اره من همینم دقیقا این رفتاریه که من دارم .

    من اصلا شکرگزار نعمتهام نیستم .هر روز میام و دفتر سیاه میکنم برای شکرگزاری ولی فهمیدم که این ادعاها رو جهان نمی‌فهمه .

    جهان با فرکانس من کار داره وقتی شکرگزار وجود همسرم نیستم ،وقتی شکرگزار وجود بچه هام نیستم و با کوچکترین اشتباهشون بزرگترین دعوا رو میکنم چطور خودم رو شکرگزار می‌دونم .

    دومین ایرادی که تو خودم کشف کردم البته یه مدتی هست به این رسیدم اینه که خودمو علامه دهر میدونم .یه حس برتری نسبت به بقیه پیدا کردم که آره دیگه من میفهمم و شما هیچ .

    اینو یه بار همسرم تو یه بحثی بهم گفت که فکر میکنی علامه دهری و فقط خودت حالیته .

    اولش خیلی مقاومت داشتم ولی وقتی خوب به رفتارم توجه کردم دیدم راس میگه .

    از وقتی اومدم توی این سایت دچار یه خودبزرگ بینی کاذب شدم که آره من خیلی شکرگزارم.من اصلا تلویزیون نمیبینم .من اصلا تو شبکه های اجتماعی نیستم و همش توی ذهنم این مدل آدمها رو قضاوت میکردم ولی هرچی خودم رو واکاوی کردم هرچی روی رفتار و نتایج آدمهای دیگه دقیق شدم دیدم نه بابا اتفاقا اونی که تو در و دیواره منم.

    همین همسرم که یه مدتی اینقدر فککککر میکردم که ازش فاصله گرفتم چون مدارم تغییر کرده بشدددت رفتارهاش و عملکردش و نتایجش از من بهتره پس من به چی خودم مینازیدم .

    استاد یه مدتی بود که فکر میکردم با همسرم هم مدار نیستم و دارم شرایط رو تحمل میکنم هر روز تو فکر این بودم که ازش جدا بشم ولی یه صدایی ته ذهنم می‌گفت آروم باش و به نکات مثبتش فکر کن و این حرف شما که میگفتین شما لازم نیست کاری بکنی جهان خودش آدمهای منفی رو از زندگیت دور می‌کنه هم خیلی کمکم کرد که عجولانه تصمیم نگیرم .و الان میبینم من از همسرم باید کلی درس یاد بگیرم .امیدوارم بتونم این شخصیت خودبرتر بینی رو اصلاحش کنم .

    و اما سپاسگزاری .

    استاد این سپاسگزار بودن واقعا عالیه .حالا هرچقدر که احساست قشنگتر باشه و سپاسگزاریت دلی باشه زندگیت در همه جهات زیباتر میشه.

    این دیگه چیزی نیست که بخوای ردش کنی همه ما تجربه اش کردیم و نتیجه شو هم دیدیم .

    استاد اینقدر نتایج کوچیک و بزرگ توی زندگی من اتفاق افتاده اونم بخاطر همین سپاسگزاری های سطحی (تازه فهمیدم که سپاسگزاری هام بیشتر زبونی بوده )(چند تا ایموجی زدن دست توی پیشونی)

    که اصلا قابل شمارش نیست .

    استاد یه موضوع جالبی که توی این فیلم بود این بود که اونا همشون نعمتی که میخواستن رو داشتن و کم کم توی مسیر چشم هاشون اون نعمتها رو دید بجز اون جادوگر زشت قصه که وقتی داشت از زندگیش برای وجدانش تعریف میکرد همه چیزهای خوب رو داشت همه نعمت‌هایی که آدم‌ها بصورت مادی نیاز دارن ولی این آدم هنوز هم چشمش دنبال یه چیز دیگه بود یه چیز بهتر

    و قسمت قشنگش اینجا بود که همه اونا وقتی به نعمتهاشون آگاه شدن نجات پیدا کردن جز این جادوگر که اینقدر نعمتهاشو ندید و بخاطرشون سپاسگزار نبود که در نهایت توی اون آتش طمع و هوسش فرو رفت و از بین رفت .

    این قسمت ماجرا واقعا قشنگ بود و به من باز تذکر داد که اگه هواست به نعمت‌هایی که داری نباشه ،اگه شکرگزارشون نباشی ،اگر نعمت هاتو نبینی و همش دنبال یه چیز بهتر باشی بالاخره هیچ لذتی نمی‌بری و در نهایت هم تو در آتش امیالت میسوزی و فرو میری تا قعر جهنم .

    و نکته آخری که از این فایل فهمیدم دکمه هدایت و دکمه عقل بود .

    استاد می‌دونی کلا به من از بچگی یاد دادن کسی که به حرف عقلش گوش بده آدم زرنگیه .به حرف قلبتون گوش نکنین که احساساتیه و شما رو از راه به در می‌کنه .

    و این دقیقا نقطه مقابل آموزشهای شماست .

    گوش دادن به قلب .

    استاد من چند شب پیش ماشین رو برداشتم که با دخترام بریم تو شهر دور بزنیم .میخواستم نشان رو روشن کنم ولی گفتم ولش کن بذار ببینم چقدر شهر رو بلدم اگر جایی گم شدم اون موقع نشان رو روشن میکنم .

    مشهد هم که میدونین استاد خیلی بزرگه .

    خلاصه ما راه افتادیم و یه مسیر خیلی طولانی رو رفتیم و من تمام مدت از روی تابلوها و حسم مسیر رو درست رفتم .

    تا اینکه وقتی داشتم برمیگشتم به خودم گفتم آفرین بهت چقدر رانندگیت خوب شده ،چقدر تو شب خوب تونستی مسیر رو پیدا کنی بدون جی پی اس.

    و چند بار خودمو تشویق کردم که آره من بودم که رفتم

    خدا و هدایت هاشو ندید گرفتم .

    استاد دقیقا وقتی رسیدم به جایی که من مثل کف دستم بلدش بودم .فقط یک پیچ رو اشتباه پیچیدم و نگم براتون که چققققدر اشتباه رفتم .

    شاید مسیر ده دقیقه ای رو بیشتر از چهل دقیقه داشتم دور میزدم

    تازه وسط راه دیدم گم شدم نشان رو روشن کردم ولی حتی با نشان هم شرایط یه جوری پیش رفت که اشتباه رفتم و یه مسیر خیلی طولانی رو مجبور شدم برم .

    وقتی رسیدم خونه به خودم گفتم ببین این اتفاق میفته برات وقتی که بگی خودم کردم .من کردم بدون هیچ کمکی.

    اینجوری میشه که تو حتی با مسیریاب هم اشتباه میری وقتی روی خودت حساب باز کنی نه روی خدای خودت .

    وقتی اعتبار کارهاتو بدی به خودت .

    مگه من چی دارم که اینقدر منم منم میکنم

    منی که حتی آب دهنم رو نمتونم قورت بدم منی که اگه آب دهنم اشتباهی بره تو قسمتی که نباید بره تا دم مرگ پیش میرم پس به چی خودم مینازم.

    چرا در برابر قدرت الله مغرور میشم .

    خدایا من به هر خیری،به هر نگاهی،به هرلطفی از طرف تو نیازمندم هدایتم کن الله مهربانم .

    استاد خوبم ،مریم جان نازنینم بی نهایت ازتون ممنونم برای ضبط این فایل سراسر آگاهی .

    من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق .

    خدایا ممنونم که بهم گفتی و من نوشتم حرفهایی که چند روزه تو ذهنم می‌چرخه و اینجا تونستم بنویسم تا شاید هدایت بشم به بهتر عمل کردن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 875 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    درود بر استاد نازنین . خانم شایسته مهربان و تمام دوستان هم فرکانسی

    اول از همه خداروسپاسگذارم که هر لحظه منو هدایت میکنه به سمت زیبایی ها و اگاهی ها

    خداروشکر بابت این پرادایس زیبا . سبزه های زیبا . گل ها . ابشار وسط دریاچه که بسیار زیباست . این نور خورشید که گرما بخش وجود ماست

    استاد بسیار خوشتیپ و خوش اندام شدی و بهت تبریک میکنم. سپاسگذارم که برامون میای از نکته های زندگی میگی و زندگی من بعد از اشنایی با شما و عمل هرچقدر اندک به اگاهی ها تغییر زیادی کرده. و شما یک الگوی تاپ برای من هستید و نتایج شما حاکی از عمل گرایی شماست همانطور که در این بهشت زیبا زندگی میکنید و این نمیتواند جز روح زیبای شما و خانم شایسته عزیز باشد

    این فایل برای من بسیار پر از درس است و بر خودم لازم میبینم چندبار انرا تماشا کنم . یاداشت کنم . باور درست بسازم و تاوقتی عمل نکنم و باورهای درست نسازم هیچ تغییری صورت نمیگیرد و شاکر خداوندم که هر ثانیه هدایتم میکند و این روزها بسیار زندگیم لذتبخش شده و با تغییر و استمرار باورهای درست زیباتر هم میشود

    *یادم باشد که تمام نعمت ها را خداوند به من داده و هرچه دارم را خداوند به من داده و میدهد پس هر لحظه سپاسگذار باشم و به خودم نعمت ها را یاداوری کنم

    *یادم باشد ترس یعنی از منبع و اتصال با منبع فاصله گرفته ام و کسی که ایمان دارد ترس ندارد و ترس نوعی شرک به خداست و سیستم ترس مرا میفهمد و از این اتفاقات ناخوشایند برایم رقم میزند

    *یادم باشد هر اتفاقی پیش میاید را خودم رقم زده ام با باورهایم و در صورت پیشامد اتفاقات از زاویه ای نگاه کنم که احساس بهتر به من میدهد چه بسا در هر مشکلی فرصت های زیادی نهفته است و چالش برای بزرگتر کردن من امده و هدیه ی خداست

    *یادم باشد که غرور مانع از رشد و یادگیری و پیشرفت میشود و جا برای عشق بر من را میبندد و بلای جان من میشود و همانند استاد در مقابل خداوند و بندگان فروتن باشم و انسان ها را دوست بدارم و تحسینشان کنم

    *یادم باشه زندگی بستگی به نگاه من میتواند باغ گلی یا جهنمی باشد و هرکس بسته به دیدگاه خود ان را میبیند و هرکس با توجه به نگاه و باور خود زندگی با اون همان رفتار را دارد پس نگاه خود و باورم را به زندگی عوض کنم چرا که زندگی پر از نعمت ها . زیبایی ها و ثروت هاست و از همین لحظه لذت ببرم و ذهنم را عوض کنم و این یعنی.سپاسگذاری . خوش بینی . مثبت اندیشی مرا به همان سمت هدایت میکند و درهای ثروت و نعمت را به رویم باز میکند و مسیر راحت میشود .

    *یادم باشد به دنیا و انسان ها بدون توجه عشق بدم تا دنیا عشقش را نثار من کند. و روی این موضوع بیشتر کار کنم

    *یادم باشه که تمام اتفاقات زندگیم دلیل دارد و ان را در خودم جستجو کنم و نامناسب ها را اصلاح کنم

    *یادم باشد که تمام ترس ها توهم هستن و راه را بر روی نعمت ها میبندد چه بسا در خیلی جاها ترسیده ام و از نعمت ها محروم مانده ام و این ها اغلب ریشه در ذهنم دارد که بر اساس عقل زیاد تصمیم میگیرد ولی قلب و هدایت میگوید برو جلو و من نادیده گرفتم . پس برو جلو خدا با توست و به خیلی از دستاوردهامیرسی

    *یادم باشد من هم اکنون هم ثروتمندم . هم اکنون در احاطه نعمت ها هستم و الان زندگی فوق العاده ای دارم و به این ها توجه کنم. به قول خانم شایسته کسی که نعمت نداره میتونه تشخیص بده ولی ادم هایی که نعمت زیاد در زندگی دارن دیگه اینها براش بدیهی میشه و یادش میره پس یادم باشد که خداوند به من نعمت داده و هم اکنون خداوند ارزوهای من را از قبل براورده کرده.

    *یادم باشد برای اینکه از زندگی لذت ببرم هیچ جادویی نیاز نیست و همین یک زندگی کافیه اگه ازش لذت ببرم و دنبال زندگی های بیشتر نباشم

    *یادم باشد هیچ گاه فکر نکن ضد ضربه شدی و سرتر از بقیه ای چون در قعر چاهی و همیشه در مقابل خداوند فروتن باش و خداوند تو را عزیز کرده است.

    *یادم باشد در مسائل و چالش ها به رحمت خداوند امیدوار باشم و بدانم حل میشود و با توکل جلو روم و ناامید نشم ودر شادی ها و اتفاقات خوب متواضع و یاد خدا باشم

    *یادم باشد زندگی همین لحظه هست و از همین لحظه سپاسگذار باشم و روی نکات مثبت توجه کنم

    *یادم باشد وقتی که قانون و سیستم را شناختم حواسم باشد و همیشه هوشیار باشم و مدام به درونم خودم توجه کنم و احساس خوب= اتفاقات خوب

    *یادم باشد و یاداوری کنم به خودم و در مقابل خداوند کوچک و ناتوان باشم و بگذارم هدایت خداوند فرمان را در دست بگیرد و همه چیز من از خداست و سپاسگذار باشم و بزرگی خدا را درک کنم و به هدایت خداوند گوش دهم چرا که اوست که بهترین را برایم میخواهد و میداند

    امام علی (ع):به انچه دست خداست و نمیبینی بیشتر اعتماد کن از انچه دست خودت هست و میبینی*

    *یادم باشد از این درس ها در عمل استفاده کنم . زیرا بدون عمل چیزی تغییر نمیکند

    خوشبختی همین لحظه هست

    سپاسگذار بودنتان هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    نرگس بِنساله گفته:
    مدت عضویت: 864 روز

    خدای من شکرت برای هدایتم ب این فایل بینظیر

    درود خدا ب استاد فرهیخته و باشهامتم آقای عباسمنش و بانوی لایق خانم شایسته ک واقعا فامیلیتون برازنده ی شماست

    درسهایی ک من از این فایل گرفتم،ب گفته ی خانم شایسته(ایشون گفتن ک یه دکمه عقل و هوش داریم و یه دکمه هدایت ک یا همون الهام،وقتی یه کاری خوب پیش میده دکمه ی هدایت روشنه و نباید مغرور بشیم ک این هوش و عقل من بود ک تنونست،وقتی روی هوش و عقل خودمون حساب کنیم و بهش مغروز بشیم دکمه هدایت خاموش میشه،و هیچ هدایت و الهامی نمیشه ک بخایم روش حساب کنیمو فکر کنیم عقلم بوده ک انجامش داده،و نتایج همه برعکس میشه.و اگه تواضع داشته باشیم ب قول استاد ب گیم من هیچی نیستم این خدا بوده ک این عقل و دریت رو ب من داده و منو هدایت کردهو من کاری نکردم دوباره دکمه هدایت روشن میشه)

    نزاریم ترس ب ما چیره بشه،پا توی دل ترسها بزاریم و کسی ک پشتیبانی خدا رو داره از هیچ چیزی نمیترسه و اون موقع متوجه میشه ک این ترسها همه توهم بوده و ترسها همشون ازت فرار میکنن،و اون موقع متوجه میشی ک هیچ جادویی نیاز نیست برای خوشبختی،فقط نیازه ک تمرکزت روی نکات مثبت باشه

    اگه نگاهت روی زیبایی ها باشه و نکات مثبت رو ببینی و با یه لنز زیبایی جهان رو ببینیم،جهانم زیبایی خودشو بهمون نشون میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      ...... گفته:
      مدت عضویت: 2411 روز

      به نام خدا

      سلام دوست عزیز دلم

      ممنون از کامنت زیبایت دست خداوند که خیلی به موقع و به ما بود برای شخص من و امیدوارم بری بقیه هم همین طور باشه

      دقیقا وقتی مغرور می‌شویم و میگیم خودم بلدم یا میگیم همه ی این نتیجه ها همه ی این هدایت ها همه ی این موفقیت ها را خودم شخص خودم بدست آوردم دیگه از نتیجه خبری نیست چون ما خداوند را فراموش کردیم یادمون رفته که کجا بودیم و الان در چه مرتبه ای هستیم

      بازم ممنون دست خداوند

      خدایا شکرت

      خدایا شکرت

      خدایا شکرت

      و خواستم این را هم بگم که من از روی قصد

      هم اومدم ازشما تشکر کنم دست خداوند

      و هم بنویسمش و مکتوب کنم

      که غرور یعنی خالی‌شدن و تهی شدن

      تا یادم بمونه که هر چی دارم از قادر متعال است و بس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        نرگس بِنساله گفته:
        مدت عضویت: 864 روز

        درود ب شما رها جان،سپاس از نظر بلندت و نگاه زیبات،این عالیه ک قدر دان هستین،ب قول استادمون خداوند خودش این جهان هستی رو خلق کرده ولی باهم ب خودش لقب شکور داده،یعنی شاکر هست،از شما ممنونم بابت تشکرتون،ازتون انرژی مثبت گرفتم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2065 روز

    سلام بر همه عزیزان

    نشانه کاملا به موقع و همزمانی من با موضوع اصل و اساس توحید

    خدایا شکرت

    وقتی اینروزها هدایت میشم به سمت موضوعاتی که دارم بیشتر روش کار میکنم و توجه م اون سمته میفهمم که دارم مسیر و درست میرم

    و مهمترین نکته من ازین فایل

    اینکه من الان بیشترین نعمتها و بهترین شرایط و عالی ترین افراد و کنارم دارم و از همین لحظه زندگیم لذت ببرم

    و بعدی

    اعتبار تمام اینها رو بدم به خدا و در مقابل خدا فروتن باشم

    استاد جانم نه تنها این انمیشن فوق العاده بلکه یه عالمه انیمیشن های این چنینی یا حتی لحظات زندگیم بوده که همه رو چیدم کنار هم و از همشون رد پای قانون و دراوردم و تایید و تحسین کردم

    و اینروزها همیشه و هر لحظه دارم سعی میکنم تو وجودم دنبال کلام الله بگردم یا برای هرچیزی بخوام باهاش صحبت کنم

    مثلا چند روز پیش با خواهرم در این رابطه صحبت میکردیم راجع به اسون کردن کارها اینکه بریم کنار و اجازه بدیم تمام امور و خودش انجام بده خواهرم گفت وقتی برای یه موضوعی از خودش خواستم همه چیز داشت اسون پیش میرفت اما این نجوا برای لحظه ای اومد سمتم که مگه میشه اینقدر اسون؟ و خودم دخالت کردم و اسونی رو برای خودم حتی برای لحظاتی سخت کردم و واقعا همینه هرجا خدا بوده اسونی هرجا دخالت من نوعی روی عقل و هوش و غرور خودم بوده سخت پیش رفتن …

    امروز صبح ناخوداگاه دیدم روی موج مثبت و زیبا بین بود تو هرچیزی داشتم فقط قشنگی میدیدم از رنگ قرمز و نارنجی درختان زیبا تا شکل جارویی ش و هوای صاف و افتابی دلچسب پاییزی گرفته تا لبخند و عشق ادمها و وسایل و امکانات و حتی یه جاهایی هم بلند بلند میگفتم پیش جمع حاضری که بودم یا تو ماشین با دوستام یهو با خودم و تو دلم گفتم افرین ندای قشنگم چقدر ذهنت مثبت نگر شده اما از یه جا به بعد یهو عین کسی که باطری مغزش شارژش کم شده باشه یا مثل انیمیشن inside out دستکاریش کرده باشن از یه ساعتی فس شدم و نجواهای ذهنم شروع کردن اینکه الان میخوای برگردی خونه دوباره بلاتکلیفی و …. شروع میشن و داشت میرفت سمت این شکل توجهات که نجات دادم خودمو و‌مسیر و عوض کردم و سریع اومدم تو سایت و این فایل فوق العاده دوباره شارژ دوباره به ذهنم داد خیلی موارد اساسی رو برام یاداوری کرد و بهم گفت هنوزم باید خیلی خیلی مراقب ورودی های ذهنت باشی هنوز ذهنت عالی پرورش نکرده که راحت بزاریش به امون‌خودش

    همین‌روند و برو جلو همین که کارها رو به اسونی خیلی خیلی بیشتر جلو ببر اجازه بده خدا برات اسونش کنه تو با دخالتت سختش نکن چون وقتی اسونی رو تجربه میکنی دیگه حتی برای ساعتی و لحظه ای هم دلت نمیخواد اون‌سختی ها رو تجربه کنی هرچند کوچیک یا بزررگ میدونی کارو برای خودت سخت تر پیش میبری و‌عواقبش و میدونی

    برای همین هر لحظه تسلیمم هر لحظه دلم میخواد فقط و فقط و گوش کنم به کلام الله و خودمو لایق بدونم برای هم صحبتی باهاش به هر زبونی که میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم و نتیجه ش احساس خوبم و ارامشم و سلامتی بیش از اندازست

    خدایا شکرت منو همیشه در مسیر درست پیش ببر مسیر کسانی که به انها نعمت داده ای

    دوستتون دارم استاد و مریم نازنینم میبوسمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: