اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیز سایت
اگاهی های فوق العاده ای توی این فایل بود که میخوام مرور کنم:
قانون اینه که تمام شرایط و اتفاقات را خودم دارم بوجود میارم حالا یا اگاهانه یا نااگاهانه ولی درهر صورت خودم دارم بوجود میارم این نیست که عاملی بیرون از من توی زندگیه من تاثیر داشته باشه مثل معتادی که شاید ندونه و بهش فکر نکرده باشه که شرایطی که داره تجربه میکنه را خودش بوجود اورده خودش رقم زده درواقع ما در هرلحظه باتوجه به افکارمون در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم که اتفاقاتی را وارد زندگیه ما میکنه که توی مدار فرکانس های ما باشه پس چیزی غیر از فرکانس های خود ما تاثیری توی اتفاقات زندگیه ما شرایط زندگیه ما میزان درامد ما نداره.
اگه توجهمون فکرمون و نگاهمون روی چیزهایی باشه که به ما احساس بدی بده ما این فرکانس را ارسال میکنیم که اتفاقات بد بیشتری را میخوام وای اگه بتونیم ذهنمون را کنترل کنیم باورهای مناسبی را برای خودمون ایجاد کنیم و نگاه و توجهمون را روی چیز هایی بذاریم که به ما احساس خوبی بده چرخ زندگیه ما روان میشه و اتفاقات خوبی برای ما میفته.
استاد عجب مثال خوبیه این گاری ،من دارم اطرافیانم را میبینم که واقعا گاری به خودشون بستن گاری افکار منفی باورهای اشتباه گاری توجه روی نازیباییها گاری کفر نعمت گاری غم و ناراحتی و واقعا دارن زجر میکشن توی زندگی و من خدارا شکر میکنم که اومدم توی این مسیر و دارم یاد میگیرم که جور دیگه ای زندگی کنم،تصمیم میگیرم که از این لحظه هر اتفاقی افتاد من از زاویه ای بهش نگاه کنم که بهم احساس خوبی بده سعی میکنم که حال و احساسم را خوب نگه دارم و فرکانس مناسب ارسال کنم چون مهمترین چیز داشتن احساس خوبه احساس شادیه احساس ارامشه.
در اخر استاد گفتید که باید تغییر بدیم باید خیلی چیزا را تغییر بدیم باید باورهامون را تغییر بدیم باید شخصیتمون را تغییر بدیم باید رفتارمون را تغییر بدیم باید نحوه ی زندگیمون را تغییر بدیم باید حتی محل زندگی و دوستان و اطرافیانمون را تغییر بدیم.
استاد:
این چیزیکه الان توی زندگیه من هست حاصل تغییرات باورهامه افکارمه حاصل تعهدیه که به خودم دادم و دارم ازش لذت میبرم.
گاری زوار در رفته ی باورهای محدود کننده ی را رها کن.
همه ی اتفایات زندگیم رو دارم خودم خلق میکنم.حالا یا آگاهانه یا نا آگاهانه.و این کارو با باورهام انجام میدم .باورها افکاری ان که زیاد تکرار میشن تو ذهن ما.
ما در حال فرستادن فرکانسهایی هستیم در هر لحظه که شرایطی رو وارد زندگی ما میکنه که همگام باشه با فرکانسهای ارسالی ما.
نگاهمون ، توجهمون اگر به چیزهایی باشه که به ما احساس بدی میده اتفاقاتی وارد زندگی ما میشه که از جنس هموناست.
اگر بتونیم افکارمون رو کنترل کنیم باورهای مناسب ایجاد کنیم کانون توجهمون رو روی چیزهایی بذاریم که با ما احساس بهتری میده اتفاقات به شکلی رخ میده که به ما احساس بهتری میده.
یه سری ها هستن اینقدر افکر بیماری زا دارن که زندگیشون درده درده درده .رنجه ناراحته بی پولیه بی کاریه…
مثل اینکه تو مسیری حرکت میکنن که یه گاری به خودشون بستن گاری افکار منفی گاری باورهای اشتباه یه گاری سنگین با چرخهای زنگ زده چندین تن بار توی مسیر سنگلاخ سربالایی توی هوای وحشتناک سرد با پای برهنه.
من تصمیم گرفتم که گاری رو باز کنم.
هر چقدر بیشتر این کارو کردم هرچقدر بیشتر توجهم رو گذاشتم روی چیزهای زیبای زندگیمبه جای اینکه توجه کنم به چیزهایی که نمیخوام اگاهانه فکرمو کنترل کردم اگاهانه در مورد چیزهایی که دوست دارم صحبت کردم یعنی جوری که زندگی من باری به هرجهت نباشه صبح که از خواب بیدار میشم بگم هر اتفاقی افتاد من جوری نگاه کنم که به من احساس بهتری بده وقتی من این کارو انجام دادم دیگه اون گاریه رو نکشیدم.
دوره ی 12 قدم برنامه دارم برای اونایی که متعهد هستن و باور دارن زندگیمون رو خودمون رقم میزنیم.
تو دوره ی 12 قدم یاد میگیریم که طبیعی زندگی کنیم یاد میگیریم که به خداوند اجازه بدیم نعمت هارو وارد زندگیمون بکنه.یاد میگیریم جلوی جریان نعمت و خوشبختی رو تو زندگیمون نگیریم.
ما یاد میگیریم مقاومتهارو کمتر کنیم و مسیر رو لذت بخش تر کنیم.
شرط شرکت در دوره ی 12 قدم تعهده.شرطش اینه که به نتیجه رسیده باشی که من میخوام زندگیمو تغییر بدم.شرطش اینه بگی من هم دنیارو میخوام هم آخرت رو.
به نشانه ها توجه کنید اگر آماده باشی خدا ند با زبان نشانه ها با شما صحبت خواهد کرد.
زندگی میتونه بهشت باشه تو همین دنیا اگر ما تغییر بدیم خودمون رو .
اگر تعهد داشته باشی دنیا بهت پاداشی میده که اصلا نمیتونی الان تصورش رو بکنی.
من خودم احساس میکنم که امادگی دوره ی 12 قدم رو ندارم. به عنوان اولین محصول قصد دارم که دوره ی عزت نفس رو تهیه کنم چون ایمان دارم که تغییراتی در من به وجود میاره که ذهن من رو باز تر میکنه برای دریافت آگاهی های دوره های دیگه.
نمیدونم خداوند کی منو هدایت میکنه به سمت دوره ی عزت نفس و کی آمادگیش رو پیدا میکنم ولی به شدت براش شوق و انگیزه دارم.از خداوند میخوام در بهترین زمان ممکن که شرایط دریافتش رو دارم منو به سمت هر کدوم از دوره ها هدایت کنه.
استاد جانم عاشق اون آرامش وجودتون هستن که با کلامتون و لحن آرومتون این احساس رو به من منتقل میکنید.و سپاس از یار همیشگیتون مریم زیبا
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین و دوستان گلم
گاری زهوار در رفته ی افکار محدود کننده ات را رها کن
این روزا هر فایلی گوش میکنم اسم دوره 12 قدم رو میشنوم چون واقعا میخام این دوره رو تهیه کنم و این نشونه است برای من که دارم به خواسته ام نزدیک میشم ،میدونم نباید موفق شدنم رو گره بزنم به خرید یه دوره
ولی میدونم این دوره در از ورودی های مناسب که من الان تشنه ی دریافت اونا هستم
دلیل اینکه حرفای استاد آنقدر به دل میشینه اینه که خودشون عمل میکنن بهش و نتیجه دیدن و به ما هم میگن
استاد این قانون که همه چیز باور رو خیلی خوب درک کردن
وقتی ما یه باوری داریم یه فرکانسی ارسال میکنیم و همون فرکانس تمام اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه ،به هر میزانی که اینو باور کنیم نتایج وارد زندگیمون میشه
حالا وقتی این قانون رو درک کردیم میآییم در مورد هر موضوعی باور های مناسب میسازیم
مثلا وقتی من باور میسازم که خدا منو برای هر موضوعی حتی کوچیک هدایت میکنه وقتی از خدا هدایت میخام کمکم میکنه و با زبان نشانه ها باهام حرف میزنه ولی قبلاً باور داشتم که خدا هر کسی رو هدایت نمیکنه بخاطر همین باور اصلا تو چیزای کوچیک هدایت نمیخاستم و تو تردید میموندم
اگر من دارم مدام غر میزنم و توجه ام به نازیبایی پس نازیبایی بیشتری وارد زندگیم میشه و اگر توجه ام به هر زیبایی باشه زیبایی بیشتر وارد زندگیم میشه
اگر من بتونم افکارم رو کنترل کنم ،کانون توجه ام رو بزارم رو چیزی که بهم احساس خوب بده و باور مناسب بسازم شرایط برام عالی میشه
برای این کار باید هر روز که از خواب پا شدم بگم من میخام هر اتفاقی افتاد جوریبهش نگاه کنم که حالمو خوب کنه
مثلا چند مدت پیش یه هزینه ی اضافه توی زندگیمون پیش اومد اگر قبلاً بود غر میزدم و اینو یه اتفاق بد میدونستم ولی با خودم گفتم چطور به این اتفاق نگاه کنم که حالمو خوب کنه و بعد گفتم این یه نشونه است که من تلاشمو بیشتر کنم برای داشتن درآمد بیشتر
من دوست دارم خدا رو بشناسم و بهش نزدیک بشم برای این کار من باید ثروتمند بشم
و این اتفاق اومده تا من بتونم به ثروت بیشتر برسم و به خدا نزدیک تر بشم و بعدش آنقدر احساسم خوب بود که از اون اتفاق کلی تشکر کردم چون باعث شد من با قدرت بیشتری حرکت کنم
وای استاد این حرفتون چقدر احساس خوب میده به آدم که نتایج رو حتی نمیشه حدس زد
و اگه حدس بزنیم محدودش کردیم چون بی نهایت نتایج میتونه بزرگ و عالی باشه
به شرطی که ما هم استمرار داشته باشیم و متعهد باشیم
از فایل دیروز که گفتید براتون مهم نباشه فایل رو زود تموم کنید به فکر درکش باشید به خودم تعهد دادم تا میتونم رو درک این فایل ها تمرکز کنم و من با آوردن مثال و صحبت با خودم و گشتن توی زندگی خودم و تایید قانون بهتر میتونم درک کنم و توی این راه از خدای بزرگم هدایت میخام
خداروشکر میکنم که در این فایل این آگاهیها رو دریافت کردم که مسیر صاف و هموار نتیجه ساختن باورهای درست و توجه به نکات مثبت و کنترل ورودیهای ذهنه که من رو به این مسیر هموار هدایت میکنه و چرخ زندگی من روان میخرچه . باورهای کهنه و بدردبخور بقول استاد مثال گاری زهوار در رفته در جاده ای پراز سنگ و گلوخ و سربالایی و ناهموار میباشد و با تصور این مثال متوجه میشم چقدر باورهای مخرب میتونه مسیر زندگی رو سخت کنه . ما به دنیا آمده ایم که با برخورد به تضادها خواسته هامون رو بشناسیم و حل کنیم و رشد کنیم و از زندگی لذت ببریم قرار نبوده که زندگی برامون فقط سختی و بیماری و مشکلات و دوندگی باشه و این دست خودمونه که کدوم مسیر رو انتخاب کنیم هموار یا ناهموار.
خدای من هزار هزار بار شکرت خیلی ممنونم ازت خدای عزیز مدتیه که نشانههایی رو یا توی بیرون از ذهنم توی دنیای بیرون میبینم از زبان همکار محیط کار از زبان فرزندم یا توی تلویزیون می شنوم می بینم یا درک میکنم که شاید تو بیشتر موارد قرینه و یک تاییدی هست بر اون چیزی که توی ذهن من داره میگذره
برای این موضوع ،امشب نشونهای از سایت استاد عباس منش گرفتم و دیدم که این قرینهها در واقع نشانههای قدرت ذهن من و در واقع نشونههای هدایت از سوی خدای من هستش و خیلی خیلی خوشحال شدم رابطه من و معبود م خالصانهتر شده و خیلی راحتتر میتونم با خدای خودم صحبت کنم و انگارصدای منو می شنوه خیلی بهش نزدیکتر شدم و چقدر حس قشنگ قدرتمند و عالی دارم آکنده از آرامش و انرژی ……..آره ….بله … این گاری زوار دررفته زندگی من، نسبت به چقدر لاستیکاش تازه تر شده ، چرخش روغن کاری شده و انگار خیلی راحتتر با سر و صدای کمتری ازسالهای قبل راه میره …..سه سال پیش بود که دوره 12 قدم رو خریدم و تونستم تصویر خوبی از خودم بگیرم و بتونم تو سالهای بعد خودم رو با اون تصویر اولیه مقایسه بکنم و چقدر عالی بود و کار قشنگی بود خیلی خیلی ممنونم خدایا هزار بار شکرت….
همیشه ذهنم بهم میگفت عرفان بذار وقتی نتایج بزرگی گرفتی بیا و کامنت بذار. تو هنوز چیز بزرگی ایجاد نکردی.
تا اینکه امشب کلیک کردم رو گزینه نشانه امروز من و به این فایل هدایت شدم. شروع کردم به دیدنش و تقریبا سه دقیقه از فایل رو دیدم که نتم ضعیف شد و نتونستم ادامه فایل رو ببینم. با خودم گفتم عیب نداره حتما یه خیری داره. من میرم کامنتارو میخونم. شروع کردم به خوندن کامنتا و دیدم بچه ها از نتایج کوچیک و بزرگشون که از عمل به آموزه های دوره 12 قدم گرفتن، گفتن. با خودم گفتم این هدایت خداوند بوده که من بیام این فایل رو ببینم و نتم یاری نکنه که بعدش بیام کامنت بچه هارو بخونم تا این ذهن منطقی یکمی آروم بگیره و جسارت کنم و از نتایجی که تا الان گرفتم بنویسم.
من حدود سه سال پیش چهار قدم اول دوره رو خریدم. پول خرید قدم اول رو نداشتم. نشستم فایلای هدیه رو کامل کامل گوش میکردم و باورشون کرده بودم تا به یه شغلی هدایت شدم و تونستم خیلی راحت قدم اول رو تهیه کنم. این روال ادامه پیدا کرد تا قدم چهارم.
تقریبا تا یک ماه پیش خیلی تمرکزی روی قانون کار نمیکردم.
این نتایجی که میخوام بنویسم، از اول دی ماه تا الان هستش که برای خودم رد پایی بذارم و بعد ها بیام بخونمش که ایمانم قوی تر بشه.
1- عطری که داشتم تموم شده بود و چند روزی تو این فکر بودم که برم یه عطر برای خودم بخرم.
حالا به هر دلیلی من نرفتم بگیرم و کلا هم این موضوع رو فراموش کرده بودم. یه روزی که داشتم درس میخوندم، خواهرم اومد داخل اتاقم یه عطر بهم داد. گفتم این از کجا؟ گفتش که بابا رفته عطر خریده گفته اینو بدین به عرفان.
یادم نمیره همون جا تو دلم گفتم میبینی عرفان.
چقدر قانون خوبیه. اینا همش نتیجه کار کردن روی خودته. نتیجه عمل به آموزه های استاده. نتیجه عمل به قانون.
تقریبا یک هفته از این داستان گذشت که دوستام اومدن شهر ما و چند روزی پیشمون بودن.
داشتیم با بچه ها میرفتیم سمت بازار و وقتی من داخل ماشین نشستم، شعیب( یکی از همین بچه ها) پرسید چه عطری زدی؟ گفتم چطور مگه؟ گفت خیلی بوش خوبه و این حرفا.
خلاصه بهش گفتم و گفت منم میخوام. عطرمو همون لحظه دادمش بهش گفتم بیا برای خودت.
قرار شد بریم پیش همون مغازه ایی که بابام این عطرو خریده بود ازش.
رفتیم اونجا و شعیب 15 گرم از اون عطر رو خرید و منم 10 گرم برای خودم سفارش دادم.
موقع پرداخت مبلغ شد که شعیب گفتش من دوتاشو حساب میکنم.
بعد این لحظه دوباره سپاسگزاری خداوند رو کردم بابت این قوانین بی نقصش.
من تا یک ماه پیش اصلا همچین تجربیاتی نداشتم.
2- مورد بعدی که برام خیلی شیرینه که به اتفاق همکلاسیهام رفته بودیم پارک آزادی شیراز و اونجا افرادی رو دیدیم که داشتن ورزش میکردن.
اسپیکر بزرگی گذاشته بودن و با آهنگ ورزش میکردن. من به دوستام گفتم بریم و رفتیم. اولش برای خنده رفتیم ولی یکم بعدش انرژی فوق العاده اون افراد به ما هم سرایت کرد و ما هم جدی ورزش میکردیم و حال خوبی داشتیم.
اون وسط هم چون ما سه نفر از همه کوچیک تر بودیم، بقیه خیلی مارو تحویل میگرفتن و رفتار بینظیری باهامون داشتن.
آخر تمرین که وقت تغذیه بود، همه رفتن مشغول خوردن کافی شدن و من و دوستام یه گوشه وایساده بودیم تا خداحافظی بکنیم باهاشون که دیدم خانمی که حین تمرین نفر کناریم بود، با یه لیوان کافی اومد پیشم و بهم تعارف کرد. بدون اینکه من درخواست کنم یا چیز دیگه. حتی بعدش برام شکلات هم آورد.
یاد اون قسمتی از سریال زندگی در بهشت افتادم که استاد رفته بودن به یک فستیوال شبانه و یه سری افراد گردنبند پرتاب میکردند بین مردم و بقیه تلاش میکردند تا اینارو زودتر از همه بگیرن ولی برای استاد یه آقایی خیلی محترمانه اومد و خودش شخصا گردنبند رو انداخت دور گردن استاد.
دقیقا این صحنه یادم اومد و اون سخن حضرت علی که گفتن رزق دو نوعه، یکی اینه تو میری دنبالش و یکی هم اینه که خودش میاد دنبالت.
اون روز اینقدر به این موضوع فکر میکردم و حالم خوب بود که حد و حساب نداشت.
3- مورد بعدی همزمانی بین رسیدن من و رسیدن مامورین بهداشت، جلوی مرکز بهداشت محله بود.
داداشم رو برده بودم برای خوردن قطره و وقتی من ماشین رو جلوی در مرکز پارک کردم، دیدم همون لحظه کارمندای مرکز با باکس مخصوص قطره ها پیاده شدن و رفتن داخل. با خودم گفتم عرفان کافی بود پنج دقیقه زود تر از این افراد میومدی اون وقت میرفتی داخل و بهت میگفتن مأمورین ما الان نیستن برو یه وقت دیگه بیا. ولی خداوند طوری برنامه رو ریخت که رسیدن شما ها همزمان باشه.
4- من اول بهمن ماه هدفگذاری کردم و گفتم باید تا آخر بهمن یک تومن پول بسازم و دقیقا روز بعد این کار خداوند بهم گفت چیکار کنم. من اون ایده رو عملی کردم و الان هنوز بهمن ماه تموم نشده و من تونستم دو تومن بسازم که احتمالاً تا پایان بهمن به سه تومن برسه.
با خودم گفتم ببین تو که تونستی این کارو انجام بدی، پس میتونی کارای بزرگ تری هم انجام بدی.
فقط باید تکاملت رو طی کنی. روی باورات کار کنی و ایمان داشته باشی.
همهش همینه.
اینارو نوشتم برای خودم تا به ذهنم بفهمونم نتیجه کوچیک و بزرگ نداره. باید همه نتایج رو تحسین کرد و بارها و بارها اونارو تکرار کرد.
سلام و احترام به استاد عزیز و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان خوب سایت….
خداروشکر میکنم برای این سایت توحیدی که خداوند منو هدایت کرد به این سایت تا از افکار منفی و نشخوار ذهنی رها بشم با ورودم به این سایت…. و خدارو میلیون بار شکر که همون ابتدای ورودم هدایت شدم به سمت تهیه دوره ی دوازده قدم …. و با انجام تمرینات بی نظیر این دوره و از همه مهمتر پرداختن به ایه های قران و استناد به قرآن ارزش این دوره رو صدچندان کرده … استاد عزیزم من هر روز 30 ایه از قرآن رو روزانه سعی میکنم ترجمشو بخونم و راجبش فک کنم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که من الان عاشق قرآن شدم منی که چندین ساله اصلا سمت قرآن نرفتم اما الان عاشق قرآن شدم ….با قرآن دوست شدم و شده جزئی از زندگی روزانه ی من ….تمرین ستاره قطبی رو که هر روز انجام میدم و خواسته های خودمو روزانه خلق میکنم تا ذهنم رو مجاب کنم که من اگه خودم بخوام هر چیزی رو میتونم خلق کنم تا آهسته آهسته آماده ی پذیرای خواسته های بزرگتر بشم ….و این تمرین مطمئنم زندگی منو عوض خواهد کرد چون هر شب بیشتر خواسته هام تیک میخوره و مقاومت ذهنیمو دارم روز به روز کم میکنم …. مرررسی استاد برای همه چی … مرررسی که شدید دست خدا روی زمین و من با خدا و قرآن از طریق هدایت های شما رفیق شدم …. خدایا ممنونم که آدمهای خوبتو سر راهم گذاشتی و میزاری … شممنون برای استاد عباسمنش و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان خوبم در سایت….
خداوندا سپاسی که پایان ندارد و در شمارش نمیآید و به پایان آن دسترسی نیست و مدت آن تمام نمیشود.
برای همه ی دوستانم آرزوی آرامش و سلامتی و فراوانی و ثروت میکنم چون ما لیاقتشو داریم و خدا عاشق ثروتمنداست ….
این فایل درباره ی معرفی دوره دوازده قدم هست . کامنت دوستان رو خوندم و باوری که در من ایجاد شد که این دوره نتیجه بخش هست
اما اگر که متعهد باشم و شرط اولش اینه که تصمیم گرفته باشم که زندگیمو تغییر بدم
و اینکار میسر نیست مگر اینکه شروع به تغییرات درونی کنم
و این تغییرات ، تغییر نوع نگاه من ، افکار من فرکانس من و کانون توجه من هست چون طبق قانون جهان مثل اینه عمل میکنه و هر آنچه که بهش توجه کنم ، از همون وارد زندگی من میشه چه آگاهانه و چه ناآگاهانه
حالا برای اینکه بتونم این تغییر رو ایجاد کنم باید آگاهانه روی افکارم کانون توجهم ، تمرکز کنم و احساس خوبی رو در خودم به وجود بیاورم چون طبق قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب هست .
خب افکارمحدود کننده که از گذشته در ما وجود داره باعث شده نتونیم زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم اما با جایگزینی افکار قدرتمند میتونیم به این روند پایان بدیم و وارد تغییر بشیم .
برای این جایگزینی نیاز هست یک جهاد اکبر داشته باشم در تکرار باورهای قدرتمند کننده ، چون با تکرار اونها تبدیل به افکار میشن و افکار فرکانسی رو به جهان هستی ارسال می کنند که باعث میشه اتفاقات رقم بخوره . در کنارش باید تمرکزم رو روی نکات مثبت زندگی ببرم و کانون توجهم روی شادی آرامش ایمان و باورهای مناسب باشه .
به نام خدایی که رحمتش بی اندازه و مهربانیاش همیشگیست
💜نود و چهارمین روز از روز شمار تحول زندگی من💜
روند طبیعی جهان به این صورته که تمام افراد باید در وفور نعمت و ثروت زندگی کنن و اگه چنین چیزی نیست بخاطر مقاومت اون افراد هست.
پس باید این مقاومت رو کنار گذاشت و به شیوهی طبیعی زندگی کرد💃🏻
💫من واقعا به این نتیجه رسیدم که میخوام زندگیم رو تغییر بدم.
💫میخوام ی آدم متفاوت باشم.
💫میخوام روابط عاطفی فوق العادهای برای خودم ایجاد کنم.
💫میخوام از لحاظ مالی پیشرفت کنم.
💫میخوام دریچههای رحمت و نعمت پروردگارم رو به روی خودم باز کنم.
💫میخوام همیشه سالم باشم.
💫اگه تعهد داشته باشی و روی خودت کار کنی، دنیا پاداشی بهت میده که الان حتی نمیتونی تصورش کنی.
این موارد عمیقا به دلم نشست و اونها رو اینجا ثبت کردم تا بتونم متوجه بشم که در طول زندگیم در این مسیر چه تغییراتی برام ایجاد شده.
امیدوارم همیشه در وفور ثروت، نعمت، سلامتی، آرامش، آسایش، رفاه و شادی باشید 💜🌱
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیز سایت
اگاهی های فوق العاده ای توی این فایل بود که میخوام مرور کنم:
قانون اینه که تمام شرایط و اتفاقات را خودم دارم بوجود میارم حالا یا اگاهانه یا نااگاهانه ولی درهر صورت خودم دارم بوجود میارم این نیست که عاملی بیرون از من توی زندگیه من تاثیر داشته باشه مثل معتادی که شاید ندونه و بهش فکر نکرده باشه که شرایطی که داره تجربه میکنه را خودش بوجود اورده خودش رقم زده درواقع ما در هرلحظه باتوجه به افکارمون در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم که اتفاقاتی را وارد زندگیه ما میکنه که توی مدار فرکانس های ما باشه پس چیزی غیر از فرکانس های خود ما تاثیری توی اتفاقات زندگیه ما شرایط زندگیه ما میزان درامد ما نداره.
اگه توجهمون فکرمون و نگاهمون روی چیزهایی باشه که به ما احساس بدی بده ما این فرکانس را ارسال میکنیم که اتفاقات بد بیشتری را میخوام وای اگه بتونیم ذهنمون را کنترل کنیم باورهای مناسبی را برای خودمون ایجاد کنیم و نگاه و توجهمون را روی چیز هایی بذاریم که به ما احساس خوبی بده چرخ زندگیه ما روان میشه و اتفاقات خوبی برای ما میفته.
استاد عجب مثال خوبیه این گاری ،من دارم اطرافیانم را میبینم که واقعا گاری به خودشون بستن گاری افکار منفی باورهای اشتباه گاری توجه روی نازیباییها گاری کفر نعمت گاری غم و ناراحتی و واقعا دارن زجر میکشن توی زندگی و من خدارا شکر میکنم که اومدم توی این مسیر و دارم یاد میگیرم که جور دیگه ای زندگی کنم،تصمیم میگیرم که از این لحظه هر اتفاقی افتاد من از زاویه ای بهش نگاه کنم که بهم احساس خوبی بده سعی میکنم که حال و احساسم را خوب نگه دارم و فرکانس مناسب ارسال کنم چون مهمترین چیز داشتن احساس خوبه احساس شادیه احساس ارامشه.
در اخر استاد گفتید که باید تغییر بدیم باید خیلی چیزا را تغییر بدیم باید باورهامون را تغییر بدیم باید شخصیتمون را تغییر بدیم باید رفتارمون را تغییر بدیم باید نحوه ی زندگیمون را تغییر بدیم باید حتی محل زندگی و دوستان و اطرافیانمون را تغییر بدیم.
استاد:
این چیزیکه الان توی زندگیه من هست حاصل تغییرات باورهامه افکارمه حاصل تعهدیه که به خودم دادم و دارم ازش لذت میبرم.
بنام یکتای هستی بخش
روز 94 سفرنامه
گاری زوار در رفته ی باورهای محدود کننده ی را رها کن.
همه ی اتفایات زندگیم رو دارم خودم خلق میکنم.حالا یا آگاهانه یا نا آگاهانه.و این کارو با باورهام انجام میدم .باورها افکاری ان که زیاد تکرار میشن تو ذهن ما.
ما در حال فرستادن فرکانسهایی هستیم در هر لحظه که شرایطی رو وارد زندگی ما میکنه که همگام باشه با فرکانسهای ارسالی ما.
نگاهمون ، توجهمون اگر به چیزهایی باشه که به ما احساس بدی میده اتفاقاتی وارد زندگی ما میشه که از جنس هموناست.
اگر بتونیم افکارمون رو کنترل کنیم باورهای مناسب ایجاد کنیم کانون توجهمون رو روی چیزهایی بذاریم که با ما احساس بهتری میده اتفاقات به شکلی رخ میده که به ما احساس بهتری میده.
یه سری ها هستن اینقدر افکر بیماری زا دارن که زندگیشون درده درده درده .رنجه ناراحته بی پولیه بی کاریه…
مثل اینکه تو مسیری حرکت میکنن که یه گاری به خودشون بستن گاری افکار منفی گاری باورهای اشتباه یه گاری سنگین با چرخهای زنگ زده چندین تن بار توی مسیر سنگلاخ سربالایی توی هوای وحشتناک سرد با پای برهنه.
من تصمیم گرفتم که گاری رو باز کنم.
هر چقدر بیشتر این کارو کردم هرچقدر بیشتر توجهم رو گذاشتم روی چیزهای زیبای زندگیمبه جای اینکه توجه کنم به چیزهایی که نمیخوام اگاهانه فکرمو کنترل کردم اگاهانه در مورد چیزهایی که دوست دارم صحبت کردم یعنی جوری که زندگی من باری به هرجهت نباشه صبح که از خواب بیدار میشم بگم هر اتفاقی افتاد من جوری نگاه کنم که به من احساس بهتری بده وقتی من این کارو انجام دادم دیگه اون گاریه رو نکشیدم.
دوره ی 12 قدم برنامه دارم برای اونایی که متعهد هستن و باور دارن زندگیمون رو خودمون رقم میزنیم.
تو دوره ی 12 قدم یاد میگیریم که طبیعی زندگی کنیم یاد میگیریم که به خداوند اجازه بدیم نعمت هارو وارد زندگیمون بکنه.یاد میگیریم جلوی جریان نعمت و خوشبختی رو تو زندگیمون نگیریم.
ما یاد میگیریم مقاومتهارو کمتر کنیم و مسیر رو لذت بخش تر کنیم.
شرط شرکت در دوره ی 12 قدم تعهده.شرطش اینه که به نتیجه رسیده باشی که من میخوام زندگیمو تغییر بدم.شرطش اینه بگی من هم دنیارو میخوام هم آخرت رو.
به نشانه ها توجه کنید اگر آماده باشی خدا ند با زبان نشانه ها با شما صحبت خواهد کرد.
زندگی میتونه بهشت باشه تو همین دنیا اگر ما تغییر بدیم خودمون رو .
اگر تعهد داشته باشی دنیا بهت پاداشی میده که اصلا نمیتونی الان تصورش رو بکنی.
من خودم احساس میکنم که امادگی دوره ی 12 قدم رو ندارم. به عنوان اولین محصول قصد دارم که دوره ی عزت نفس رو تهیه کنم چون ایمان دارم که تغییراتی در من به وجود میاره که ذهن من رو باز تر میکنه برای دریافت آگاهی های دوره های دیگه.
نمیدونم خداوند کی منو هدایت میکنه به سمت دوره ی عزت نفس و کی آمادگیش رو پیدا میکنم ولی به شدت براش شوق و انگیزه دارم.از خداوند میخوام در بهترین زمان ممکن که شرایط دریافتش رو دارم منو به سمت هر کدوم از دوره ها هدایت کنه.
استاد جانم عاشق اون آرامش وجودتون هستن که با کلامتون و لحن آرومتون این احساس رو به من منتقل میکنید.و سپاس از یار همیشگیتون مریم زیبا
لایق بهترینها هستید .
به نام خداوند مهربان
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین و دوستان گلم
گاری زهوار در رفته ی افکار محدود کننده ات را رها کن
این روزا هر فایلی گوش میکنم اسم دوره 12 قدم رو میشنوم چون واقعا میخام این دوره رو تهیه کنم و این نشونه است برای من که دارم به خواسته ام نزدیک میشم ،میدونم نباید موفق شدنم رو گره بزنم به خرید یه دوره
ولی میدونم این دوره در از ورودی های مناسب که من الان تشنه ی دریافت اونا هستم
دلیل اینکه حرفای استاد آنقدر به دل میشینه اینه که خودشون عمل میکنن بهش و نتیجه دیدن و به ما هم میگن
استاد این قانون که همه چیز باور رو خیلی خوب درک کردن
وقتی ما یه باوری داریم یه فرکانسی ارسال میکنیم و همون فرکانس تمام اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه ،به هر میزانی که اینو باور کنیم نتایج وارد زندگیمون میشه
حالا وقتی این قانون رو درک کردیم میآییم در مورد هر موضوعی باور های مناسب میسازیم
مثلا وقتی من باور میسازم که خدا منو برای هر موضوعی حتی کوچیک هدایت میکنه وقتی از خدا هدایت میخام کمکم میکنه و با زبان نشانه ها باهام حرف میزنه ولی قبلاً باور داشتم که خدا هر کسی رو هدایت نمیکنه بخاطر همین باور اصلا تو چیزای کوچیک هدایت نمیخاستم و تو تردید میموندم
اگر من دارم مدام غر میزنم و توجه ام به نازیبایی پس نازیبایی بیشتری وارد زندگیم میشه و اگر توجه ام به هر زیبایی باشه زیبایی بیشتر وارد زندگیم میشه
اگر من بتونم افکارم رو کنترل کنم ،کانون توجه ام رو بزارم رو چیزی که بهم احساس خوب بده و باور مناسب بسازم شرایط برام عالی میشه
برای این کار باید هر روز که از خواب پا شدم بگم من میخام هر اتفاقی افتاد جوریبهش نگاه کنم که حالمو خوب کنه
مثلا چند مدت پیش یه هزینه ی اضافه توی زندگیمون پیش اومد اگر قبلاً بود غر میزدم و اینو یه اتفاق بد میدونستم ولی با خودم گفتم چطور به این اتفاق نگاه کنم که حالمو خوب کنه و بعد گفتم این یه نشونه است که من تلاشمو بیشتر کنم برای داشتن درآمد بیشتر
من دوست دارم خدا رو بشناسم و بهش نزدیک بشم برای این کار من باید ثروتمند بشم
و این اتفاق اومده تا من بتونم به ثروت بیشتر برسم و به خدا نزدیک تر بشم و بعدش آنقدر احساسم خوب بود که از اون اتفاق کلی تشکر کردم چون باعث شد من با قدرت بیشتری حرکت کنم
وای استاد این حرفتون چقدر احساس خوب میده به آدم که نتایج رو حتی نمیشه حدس زد
و اگه حدس بزنیم محدودش کردیم چون بی نهایت نتایج میتونه بزرگ و عالی باشه
به شرطی که ما هم استمرار داشته باشیم و متعهد باشیم
از فایل دیروز که گفتید براتون مهم نباشه فایل رو زود تموم کنید به فکر درکش باشید به خودم تعهد دادم تا میتونم رو درک این فایل ها تمرکز کنم و من با آوردن مثال و صحبت با خودم و گشتن توی زندگی خودم و تایید قانون بهتر میتونم درک کنم و توی این راه از خدای بزرگم هدایت میخام
استاد ممنونم بابت اینهمه آگاهی
به نام خدا
سلام
روزشمار تحول زندگی من روز 94
خداروشکر میکنم که در این فایل این آگاهیها رو دریافت کردم که مسیر صاف و هموار نتیجه ساختن باورهای درست و توجه به نکات مثبت و کنترل ورودیهای ذهنه که من رو به این مسیر هموار هدایت میکنه و چرخ زندگی من روان میخرچه . باورهای کهنه و بدردبخور بقول استاد مثال گاری زهوار در رفته در جاده ای پراز سنگ و گلوخ و سربالایی و ناهموار میباشد و با تصور این مثال متوجه میشم چقدر باورهای مخرب میتونه مسیر زندگی رو سخت کنه . ما به دنیا آمده ایم که با برخورد به تضادها خواسته هامون رو بشناسیم و حل کنیم و رشد کنیم و از زندگی لذت ببریم قرار نبوده که زندگی برامون فقط سختی و بیماری و مشکلات و دوندگی باشه و این دست خودمونه که کدوم مسیر رو انتخاب کنیم هموار یا ناهموار.
خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم.
سلام و صد سلام
بودن تو این سایت خودش کلی برکت میاره تو زندگی ش
من که بعد از مدتها اومدم و می گردم و می شنوم واقعا اتفاقات خوب در حال رخ دادنه
انگار این خونه شده بیای و بهت هر لحظه یادآوری بشه که ستاره جان ، عزیز دوست داشتنی گاری افکار منفی رو با خودت نکش، خودتو رها کن
خدا رو بیار تو وجودت، تو لحظه لحظه زندگی ت و با تمرکز رو نکات مثبت زندگی ت رو ادامه بده
الهی شکر بابت آگاهی هایی که دریافت و اجرا می کنم
الهی شکر که اجرا می کنم ، دمت گرررررررررررررم ستی جون
خدای من هزار هزار بار شکرت خیلی ممنونم ازت خدای عزیز مدتیه که نشانههایی رو یا توی بیرون از ذهنم توی دنیای بیرون میبینم از زبان همکار محیط کار از زبان فرزندم یا توی تلویزیون می شنوم می بینم یا درک میکنم که شاید تو بیشتر موارد قرینه و یک تاییدی هست بر اون چیزی که توی ذهن من داره میگذره
برای این موضوع ،امشب نشونهای از سایت استاد عباس منش گرفتم و دیدم که این قرینهها در واقع نشانههای قدرت ذهن من و در واقع نشونههای هدایت از سوی خدای من هستش و خیلی خیلی خوشحال شدم رابطه من و معبود م خالصانهتر شده و خیلی راحتتر میتونم با خدای خودم صحبت کنم و انگارصدای منو می شنوه خیلی بهش نزدیکتر شدم و چقدر حس قشنگ قدرتمند و عالی دارم آکنده از آرامش و انرژی ……..آره ….بله … این گاری زوار دررفته زندگی من، نسبت به چقدر لاستیکاش تازه تر شده ، چرخش روغن کاری شده و انگار خیلی راحتتر با سر و صدای کمتری ازسالهای قبل راه میره …..سه سال پیش بود که دوره 12 قدم رو خریدم و تونستم تصویر خوبی از خودم بگیرم و بتونم تو سالهای بعد خودم رو با اون تصویر اولیه مقایسه بکنم و چقدر عالی بود و کار قشنگی بود خیلی خیلی ممنونم خدایا هزار بار شکرت….
همیشه ذهنم بهم میگفت عرفان بذار وقتی نتایج بزرگی گرفتی بیا و کامنت بذار. تو هنوز چیز بزرگی ایجاد نکردی.
تا اینکه امشب کلیک کردم رو گزینه نشانه امروز من و به این فایل هدایت شدم. شروع کردم به دیدنش و تقریبا سه دقیقه از فایل رو دیدم که نتم ضعیف شد و نتونستم ادامه فایل رو ببینم. با خودم گفتم عیب نداره حتما یه خیری داره. من میرم کامنتارو میخونم. شروع کردم به خوندن کامنتا و دیدم بچه ها از نتایج کوچیک و بزرگشون که از عمل به آموزه های دوره 12 قدم گرفتن، گفتن. با خودم گفتم این هدایت خداوند بوده که من بیام این فایل رو ببینم و نتم یاری نکنه که بعدش بیام کامنت بچه هارو بخونم تا این ذهن منطقی یکمی آروم بگیره و جسارت کنم و از نتایجی که تا الان گرفتم بنویسم.
من حدود سه سال پیش چهار قدم اول دوره رو خریدم. پول خرید قدم اول رو نداشتم. نشستم فایلای هدیه رو کامل کامل گوش میکردم و باورشون کرده بودم تا به یه شغلی هدایت شدم و تونستم خیلی راحت قدم اول رو تهیه کنم. این روال ادامه پیدا کرد تا قدم چهارم.
تقریبا تا یک ماه پیش خیلی تمرکزی روی قانون کار نمیکردم.
این نتایجی که میخوام بنویسم، از اول دی ماه تا الان هستش که برای خودم رد پایی بذارم و بعد ها بیام بخونمش که ایمانم قوی تر بشه.
1- عطری که داشتم تموم شده بود و چند روزی تو این فکر بودم که برم یه عطر برای خودم بخرم.
حالا به هر دلیلی من نرفتم بگیرم و کلا هم این موضوع رو فراموش کرده بودم. یه روزی که داشتم درس میخوندم، خواهرم اومد داخل اتاقم یه عطر بهم داد. گفتم این از کجا؟ گفتش که بابا رفته عطر خریده گفته اینو بدین به عرفان.
یادم نمیره همون جا تو دلم گفتم میبینی عرفان.
چقدر قانون خوبیه. اینا همش نتیجه کار کردن روی خودته. نتیجه عمل به آموزه های استاده. نتیجه عمل به قانون.
تقریبا یک هفته از این داستان گذشت که دوستام اومدن شهر ما و چند روزی پیشمون بودن.
داشتیم با بچه ها میرفتیم سمت بازار و وقتی من داخل ماشین نشستم، شعیب( یکی از همین بچه ها) پرسید چه عطری زدی؟ گفتم چطور مگه؟ گفت خیلی بوش خوبه و این حرفا.
خلاصه بهش گفتم و گفت منم میخوام. عطرمو همون لحظه دادمش بهش گفتم بیا برای خودت.
قرار شد بریم پیش همون مغازه ایی که بابام این عطرو خریده بود ازش.
رفتیم اونجا و شعیب 15 گرم از اون عطر رو خرید و منم 10 گرم برای خودم سفارش دادم.
موقع پرداخت مبلغ شد که شعیب گفتش من دوتاشو حساب میکنم.
بعد این لحظه دوباره سپاسگزاری خداوند رو کردم بابت این قوانین بی نقصش.
من تا یک ماه پیش اصلا همچین تجربیاتی نداشتم.
2- مورد بعدی که برام خیلی شیرینه که به اتفاق همکلاسیهام رفته بودیم پارک آزادی شیراز و اونجا افرادی رو دیدیم که داشتن ورزش میکردن.
اسپیکر بزرگی گذاشته بودن و با آهنگ ورزش میکردن. من به دوستام گفتم بریم و رفتیم. اولش برای خنده رفتیم ولی یکم بعدش انرژی فوق العاده اون افراد به ما هم سرایت کرد و ما هم جدی ورزش میکردیم و حال خوبی داشتیم.
اون وسط هم چون ما سه نفر از همه کوچیک تر بودیم، بقیه خیلی مارو تحویل میگرفتن و رفتار بینظیری باهامون داشتن.
آخر تمرین که وقت تغذیه بود، همه رفتن مشغول خوردن کافی شدن و من و دوستام یه گوشه وایساده بودیم تا خداحافظی بکنیم باهاشون که دیدم خانمی که حین تمرین نفر کناریم بود، با یه لیوان کافی اومد پیشم و بهم تعارف کرد. بدون اینکه من درخواست کنم یا چیز دیگه. حتی بعدش برام شکلات هم آورد.
یاد اون قسمتی از سریال زندگی در بهشت افتادم که استاد رفته بودن به یک فستیوال شبانه و یه سری افراد گردنبند پرتاب میکردند بین مردم و بقیه تلاش میکردند تا اینارو زودتر از همه بگیرن ولی برای استاد یه آقایی خیلی محترمانه اومد و خودش شخصا گردنبند رو انداخت دور گردن استاد.
دقیقا این صحنه یادم اومد و اون سخن حضرت علی که گفتن رزق دو نوعه، یکی اینه تو میری دنبالش و یکی هم اینه که خودش میاد دنبالت.
اون روز اینقدر به این موضوع فکر میکردم و حالم خوب بود که حد و حساب نداشت.
3- مورد بعدی همزمانی بین رسیدن من و رسیدن مامورین بهداشت، جلوی مرکز بهداشت محله بود.
داداشم رو برده بودم برای خوردن قطره و وقتی من ماشین رو جلوی در مرکز پارک کردم، دیدم همون لحظه کارمندای مرکز با باکس مخصوص قطره ها پیاده شدن و رفتن داخل. با خودم گفتم عرفان کافی بود پنج دقیقه زود تر از این افراد میومدی اون وقت میرفتی داخل و بهت میگفتن مأمورین ما الان نیستن برو یه وقت دیگه بیا. ولی خداوند طوری برنامه رو ریخت که رسیدن شما ها همزمان باشه.
4- من اول بهمن ماه هدفگذاری کردم و گفتم باید تا آخر بهمن یک تومن پول بسازم و دقیقا روز بعد این کار خداوند بهم گفت چیکار کنم. من اون ایده رو عملی کردم و الان هنوز بهمن ماه تموم نشده و من تونستم دو تومن بسازم که احتمالاً تا پایان بهمن به سه تومن برسه.
با خودم گفتم ببین تو که تونستی این کارو انجام بدی، پس میتونی کارای بزرگ تری هم انجام بدی.
فقط باید تکاملت رو طی کنی. روی باورات کار کنی و ایمان داشته باشی.
همهش همینه.
اینارو نوشتم برای خودم تا به ذهنم بفهمونم نتیجه کوچیک و بزرگ نداره. باید همه نتایج رو تحسین کرد و بارها و بارها اونارو تکرار کرد.
به نام خداوند شادی
سلام و احترام به استاد عزیز و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان خوب سایت….
خداروشکر میکنم برای این سایت توحیدی که خداوند منو هدایت کرد به این سایت تا از افکار منفی و نشخوار ذهنی رها بشم با ورودم به این سایت…. و خدارو میلیون بار شکر که همون ابتدای ورودم هدایت شدم به سمت تهیه دوره ی دوازده قدم …. و با انجام تمرینات بی نظیر این دوره و از همه مهمتر پرداختن به ایه های قران و استناد به قرآن ارزش این دوره رو صدچندان کرده … استاد عزیزم من هر روز 30 ایه از قرآن رو روزانه سعی میکنم ترجمشو بخونم و راجبش فک کنم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که من الان عاشق قرآن شدم منی که چندین ساله اصلا سمت قرآن نرفتم اما الان عاشق قرآن شدم ….با قرآن دوست شدم و شده جزئی از زندگی روزانه ی من ….تمرین ستاره قطبی رو که هر روز انجام میدم و خواسته های خودمو روزانه خلق میکنم تا ذهنم رو مجاب کنم که من اگه خودم بخوام هر چیزی رو میتونم خلق کنم تا آهسته آهسته آماده ی پذیرای خواسته های بزرگتر بشم ….و این تمرین مطمئنم زندگی منو عوض خواهد کرد چون هر شب بیشتر خواسته هام تیک میخوره و مقاومت ذهنیمو دارم روز به روز کم میکنم …. مرررسی استاد برای همه چی … مرررسی که شدید دست خدا روی زمین و من با خدا و قرآن از طریق هدایت های شما رفیق شدم …. خدایا ممنونم که آدمهای خوبتو سر راهم گذاشتی و میزاری … شممنون برای استاد عباسمنش و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان خوبم در سایت….
خداوندا سپاسی که پایان ندارد و در شمارش نمیآید و به پایان آن دسترسی نیست و مدت آن تمام نمیشود.
برای همه ی دوستانم آرزوی آرامش و سلامتی و فراوانی و ثروت میکنم چون ما لیاقتشو داریم و خدا عاشق ثروتمنداست ….
در پناه خداوند یکتا……
درود
روز دویست و یازده از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیزم
این فایل درباره ی معرفی دوره دوازده قدم هست . کامنت دوستان رو خوندم و باوری که در من ایجاد شد که این دوره نتیجه بخش هست
اما اگر که متعهد باشم و شرط اولش اینه که تصمیم گرفته باشم که زندگیمو تغییر بدم
و اینکار میسر نیست مگر اینکه شروع به تغییرات درونی کنم
و این تغییرات ، تغییر نوع نگاه من ، افکار من فرکانس من و کانون توجه من هست چون طبق قانون جهان مثل اینه عمل میکنه و هر آنچه که بهش توجه کنم ، از همون وارد زندگی من میشه چه آگاهانه و چه ناآگاهانه
حالا برای اینکه بتونم این تغییر رو ایجاد کنم باید آگاهانه روی افکارم کانون توجهم ، تمرکز کنم و احساس خوبی رو در خودم به وجود بیاورم چون طبق قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب هست .
خب افکارمحدود کننده که از گذشته در ما وجود داره باعث شده نتونیم زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم اما با جایگزینی افکار قدرتمند میتونیم به این روند پایان بدیم و وارد تغییر بشیم .
برای این جایگزینی نیاز هست یک جهاد اکبر داشته باشم در تکرار باورهای قدرتمند کننده ، چون با تکرار اونها تبدیل به افکار میشن و افکار فرکانسی رو به جهان هستی ارسال می کنند که باعث میشه اتفاقات رقم بخوره . در کنارش باید تمرکزم رو روی نکات مثبت زندگی ببرم و کانون توجهم روی شادی آرامش ایمان و باورهای مناسب باشه .