این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/03/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-03-07 07:45:292025-04-30 07:34:38درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 2
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد واقعا خداروشکر میکنم معلمی مثل شما دارم
من راجب کسب کار مثال بزنم من الان 28 سالمه هیچ بک گراندی از کار و بیزینس نداشتم و از پول ساختن و کار کردن خالی بودم هیچ الگو و هیچ چیزی از کسب کار نمیدونستم و با دورهای شما و روانشناسی شروع کردم و خودم حس میکردم خوب میفهمم حرفاهای شمارو و مثالهاشو پیدا میکردم و تایید میکردم باورم میشد دلیلش این بود که من نه جای کار کرده بودم نه مشتری دیده بودم نه قرضی نه وامی نه خرید فروشی هیچی و خیلی خدارووشکر کردم خالی بودم و با دورهای شما با تمرین کسب کار و پول ساختنو دارم یاد میگیرم و همچی هروز خداروشکر هرماه داره بهتر میشه هم از تجربیات کاری هم باورها هم پول ساختن.
مثلا شما در قدم 2 جلسه 4 /12 قدم گفتید که میشود با ساعت کار کمتر تلاش کمتر درامد بیشتر شود و من اینو باور کردم از همون اول شروع کارم در این یکساله برای من همین طور شد و نمیتونم غیر از اینو باور کنم که باید برای درامد بیشتر ساعت بیشتری کار کرد بخاطر این باور من ب کار و ادمهای هدایت شدم ک این اتفاق افتاد و داره میفته و باور منو هروز قویتر میکنه و بخدا قسم میبینم ادمهایو که دارن برعکس این مورد کار میکنن درکشون نمیکنم الان ک دارم اینو مینویسم فکر کردم بهشا…
و خداروشکر میکنم برای این موهبت که خالی بودم و با اموزشهای شما هرماه همچی داره پله پله بهتر میشه خداروشکر خداروشکر
چقد دلم براتون تنگ شده بود و چقد قشنگ که من امروز هدایتی هدایت شدم به این فایل اصلا انگار خدا میخواست که من این فایل رو الان و همین تایمی که یه اتفاقی افتاد برام گوش بدم !!
امروز خواستم از زیر گوش دادن به این فایل در برم یه لخظه گفتم مگه تو هدفت تغییر نیست؟ پس چرا در میری قربونتو برم من بیا عشقم بیا گوش بدیم چیز یاد بگیریم بعدش که گوش دادم خواستم از زیر کامنت نوشتن در برم که باز گوشمالی کردم اون شیطون رو گفتم باید وقت بزاری و تمام و این شد که تونستم همین الان گوش بدم و کامنتم بزارم !!
استاد من تازگیا تو رشته ایی که علاقم بود کار پیدا کردم بعد کلی تلاش ذهنی … و خب بالاخره اولین کارم و استارت کارم تو باشگاه هست چیزی که من ارزوشو داشتم واقعا و شب و روز بهش فکر میکردم تا اینکه اوضاع جوری پیش رفت که ما این کار و جذب کنیم و بریم برای کار
استاد از وقتی که رفتم سر کار تا به امروز اصلا اتفاقاتی افتاده که فکرش و نمیکردم که از پسش بز بیام و به گفته شما من از قبل کمی اطلاعات داشتم و یه سری اطلاعات وقتی میاد که ادم خودش میره تو میدون و بهش گفته میشه
و به من هم مثل بقیه گفته شد تا دیروز که ما یه جشنی داشتیم که اون جشن مدیر باشگاه همه چیشو سپرد دست من و گفت باید با 31 بچه 4 تا 6 ساله بگذرونی اولش استزس گرفتم ولی گفتم اوکیه
من از پس هر مسئله ایی بر میام تا اینکه جشن رو شروع کردم و استاد جوری این جشن و من مدیریت کردم و تو مشتم گرفتم که خودم هم لذت بردم بعد به این فکر کردم که تا همین 1 ماه پیش من توانایی این کار و نداشتم ولی الان به لطف خدا چون تکاملم طی شده و خودمو مقایسه نکردم انقد عالی عمل کردم تا اینکه گذشت و همین چند دقیقه پیش مدیر باشگاهم پی ام داد که اره فلانی قراره برای مربی فلان بیاد و خیلی خوبه و گفتن از دستش ندیوووو… سنش هم از من کوچیک تر بودووو دیگه بومممممم صدای انفجار و دوستان گرامی مقایسه به گوش خدا هم میرسید تو سرم زمزمه هایی از حاج آقا مقایسه بود بعد از کلی مقایسه به خودم گفتم اسما این تو نبودی که دلت میخواست فقط یه شاگرد داشته باشی؟ و انقد از خدا درخواست کردی که بابا من فقط یه شاگرد میخام و خدا این ماه بزای تو گل کاشت حالا با یه تعریف از یه آدمی که نه بک گراند زندگیش میدونی نه میدونی چند سال تمرین کرده نه میدونی چه ادمیه کل پیشرفت های کوچولوت و ارزشمندت شد پوچ ترین دستاورد دنیا ؟ انقد یعنی ارزشمندیت رو هواست؟ همینا رو ذهنم در لحظه بهم گفت *(اینجا یه پرانتزی باز کنم راحب همین موضوعی که گفتید وقتی تو همون مرحله اول میمونی و هییییی نمیخایی بپری مراحل بعدی بهتر میفهمی و نرون های مغزت به صورت اتوماتیک دیگه خودش یه سری چیزا رو از پایه و ریشه میفهمه و عملی میکنه این که دارم میگم ذهنم بهم گفت این نتیجع چندین ماه حتی یکم دیگع میشه 1 سال کار کردن فقط رو موضوع کنترل ذهن هاااا قابل توجه دوستان جلسه دوم احساس لیاقت وقتی من فقط 1 سال تمرکز کردم رو این موضوع حالا وقتی میشینم مقایسه نیکنم ذهنم خودش به صورت خودکار میشینه نجوای ذهنی مثبت میده که اصلا اینجوزی نیست و….) ذهنم بهم گفت یادت رفت چقد دوست داشتی فقط بری سر کار و … حالا که شنیدی دیگع تموم ؟ تو نبودی که دلت مدیریت کردن میخولست ؟ پس دیروز چی بود ؟ مگه همین نمیخاستی ؟ حالا در مقایسه با اون شد پوچ ترین کارا ؟ نه دیگه عشقم نمیشه !! بیا خوب بهش توجه کنیم و صبر کنیم اگر واقعا میخوایی مربی باشی که تو هوا میزننش پس بیشتر تمرین کن ببشتر رو مهارت هات بیشتر رو تکنیک هات کار کن ( دقیق همینارو گفتم به خودم).
وای استاد چقد قشنگ گفتید وقتی ادم به یه چیزی علاقه داره واقعا وقت میزاره بزاش
من کارم بازی و ورزش کودکه و کلا سر و کارم با بچهاست
الانا تا ایده ایی میاد سریع میبینم و فکر میکنم چیکار کنم بچها حس بهتری بگیرن تو کلاس؟ و در عین حال مهارت های پایه شونم بهتر شه؟ و بدناشون ساخته شه؟
همش تو فکرم شب و روز
پس این یکم بی انصافیه منی که آرزوی یه کار داشتم
الان فقط بر اثر یه مقایسه بشینم دستاورد هامو ارزشمند بشمارم
پس خودمو بغل کردم و گفتم تو تا همین الانشم عالی هستی و کلی پیشرفت عالی داشتی که خیلی برام ارزشمند بوده هیچ کس انقد عین تو رشد نمیکنه انقد م تو عالی بودی
چقد این احساس لیاقت و این شناخت نسبت به خود خوبه
استاد من وقتی لیاقت و شروع کردم از در و دیوار برام اتفاقات عالی میاد همین فایل 1 و 2 لیاقت خودشه به تنهایی یه دوره مجزاست حالا فکر کنید بقیش چیه
راستی خبر خوبی دارم فردا قراره دوره ارزشمند هم جهت با جریان خداوند رو بخرم وای که چقد ذوق دارم حتما اونجا کامنت میزارم از هدایتی که شدم برای خرید این دوره عالی تو این تایم عالی
همین طور که گفتین درباره هر کار ی که میخوایم شروع کنیم باید اول کارهای ساده و ابتدایی اون رو تمرین کنیم
خصوصا که عادت کرده باشیم از قبل یه جور دیگه رفتار میکردیم
تمام انرژی مون رو باید بزاریم روی اون کار تا بتونیم اول از عادت قبلی دور بشیم
کم کم میتونیم به رشد برسیم
مثل ممنتوم منفی که از اول باید انرژی بزاریم تا اون ممنتوم منفی رو کندش کنیم
کسی که میتونه ممنتوم منفی خودش رو کنترل کنه
میتونه بعد از مدتی رشد رو وممنتوم مثبت رو با انرژی لازم اولیه کارش تجربه کنه ومسیر دیگه براش راحت فراهم میشه
البته من الان بیشتر متوجه میشم این موضوع رو نسبت به قبلم و که اولین فایل درسهای زندگی از یک بازی رو روی سایت قرار دادین
من توی کارای قبلم نا خود آگاه ممنتوم داشتم به سمت رشد هر چند علاقه ای بهشون نداشتم
الان که میخوام کار شخصی ومورد علاقه ام رو راه اندازی کنم خوب خیلی متفاوت هست با کارای قبلم ، یه مدل دیگه ولی راحت هست کاریه که خیلی دوست دارم که در اون حرفه ای بشم
اوائل نمی دونستم چرا ذهنم براش سخته قبول کنه ومسیر قبلی ها براش راحته هر چند که اون مسیر قبلیا که می رفتم اصلا کارای مورد علاقه من نبودن وبه خاطر پول وکسب درآمد مستقل انجامشون میدادم تا بیکار نباشم
والان متوجه شدم توی ذهنم خودم رو با حرفه ای ترین ها ی این کار خودم رو مقایسه میکنم و دیگه حتی قدم های کوچکی که باید تمرین کنم برام سخته
وخودم رو به هزاران دلیل بی ارزش میدونم واحساس بیلیاقت بودن می کنم وکارم رو خیلی بی ارزش می دونم
در صورتی که یادم نوجوان که بودم خیلی حس خوبی داشتم از این شغل وهمیشه دلم می خواست درس بخونم که به این کار مشغول بشم
گواهی فکر میکنم من الان باید برم دانشگاه وتو رشته مورد علاقه ام درس بخونم تا جامعه منو بپذیره و بعد از تحقیق هم فهمیدم که اصلا تو دانشگاه راجب این رشته خیلی موارد زیادی منفی درس میدم و کتابها بیشتر راجب بیماری ها وگرفتاری ها ست ومن پشیمون میشم و از خودم نام امید میشم خیلی زود
الان کاری که دوست دارم در حال باورسازی اون هستم که میشه از کار مورد علاقه ام هم پول بسازم
چون کهن باورهای محدود قبلی در ذهنم هستن و
ذهنم براش سخته بپذیره
واینا همه زمان میبره تا دوباره به شکل ترک عادتهای قبلیم برگرده که مثل بقیه نباشم ومدام کار کنم وتومسیر بمونم وحسابی انرژی خوب ومفیدم رو بزارم توی کارم.
والان میفهمم با توجه به دوره جدید همجهت با جریان خدا ممنتوم منفی قبلم باید متوقف بشه واین فایل خیلی باز بهم کمک کرد که بتونم این موضوع رو بهتر و بهتر بفهمم
استاد واقعا آموزشهای شما عالیه
شما تو کارتون تمرکز لیزری میزارین وخوب میتونید به هر کسی که آماده آموزش هست درس بدین
به نام خدای هدایتگرم به سمت نعمت وسلامتی وثروت وروابط عالی
خدایی که هرچه دارم ازاوست وهرروزبادرک بهترازقوانین ،بیشترمیبخشد.
خدایا توکلمات رابرذهنم جاری میکنی ومن مینویسم.
سلام ودرود خدمت استادعباسمنش عزیز وخانم شایسته ی عزیز وهمه ی دوستانی که دراین سایت توحیدی ومقدس حضوری مستمروپیوسته وفعال دارند وباعث رشدوآگاهی وگسترش جهان میشوند.
امروز دوباره آگاهی های این فایل زیبا رامرور کردم ،چقدراین فایل درس دارد،نکته دارد، چقدرحیات بخش است.
اول ازهمه بگویم که وقتی استاد رامیبینم که بابدن ورزشکاری وعضلانی وورزیده ،تنیس بازی میکند وراحت وآسان شده است برای این ورزش،چقدر لذت میبرم ازاجرای قانون درزندگی
اجرای توحید درعمل
اینکه بدون وابستگی به کسی یا چیزی دنبال علاقه ام بروم وادامه بدهم وتکامل خودم را طی کنم ولذت ببرم.
اینکه دنبال این نباشم حتما که کسی بامن همراه شود که من بتوانم پیشرفت کنم.
اینکه به تنهایی هم میشود پیشرفت کرد واززندگی لذت برد.
وقتی این سادگی دکوراسیون منزل استاد رامیبینم چقدرلذت میبرم .
وقتی میبینم که استاد بدون محدودیت مالی وزمانی هروسیله ای که دوست دارد میخرد چقدرلذت میبرم از فراوانی ثروت ونعمت
وقتی میبینم که استاد برای علاقه وعشق خودش به ورزش تنیس ازیوتیوب استفاده میکند که بهتروبیشتر یاد بگیرد،من چقدردرس میگیرم که من هم برای عشق وعلاقه ام به موسیقی دنبال یادگیری بیشتر باشم.
من تلاش میکنم که درمورد علاقه ام صبر همراه باتمرین مستمر داشته باشم وتکامل خودم را طی کنم تا آسان بشوم برای آسانی ها تابتوانم بدون نگاه کردن به صفحه ی سازم بنوازم تا نورون های مغزی ام یک جاده ی آسفالت وبدون سختی وناهمواری برایم بسازند
استادعباسمنش عزیز وخانم شایسته عزیز ازشما سپاسگذارم که بااشتراک گذاشتن این آگاهی ها باعث رشد وگسترش جهان میشوید.
ممنون از نظرات قشنگت ، من اینچند نکته ی خیلی خوب و داخل نوشتت دیدم نظرمو جلب کرد واقعا خوب و کامل نوشتی ،
(اینکه بدون وابستگی به کسی یا چیزی دنبال علاقه ام بروم وادامه بدهم وتکامل خودم را طی کنم ولذت ببرم.
اینکه دنبال این نباشم حتما که کسی بامن همراه شود که من بتوانم پیشرفت کنم.
اینکه به تنهایی هم میشود پیشرفت کرد واززندگی لذت برد)
وقتایی که آدم ها میان میگن وای کسی نبود من باهاش برم ورزش ، برم فلان جا این کارو بکنم اون کارو بکنم من خندم میگیره چرا آدم ها انقدر وابسته اند ؟ مگه ما تنها متولد نشدیم پس خداوند قدرت خلق هرچیزی و به ما داده که بتونیم از پس هرچیزی به تنهایی بربیایم و توی مسیر درست خودش انسان های کمک کننده را بهمون وصل میکنه ، که اونم در تنهایی خودش انسان موفقی بوده و هست و در کنار هم قرار میگیریم و میشیم مکمل و این قانون صحیح زندگیه ،
خیلی لذت بردم ازاینکه شما هم به این نکته ی توحیدی توجه کردید به اینکه به تنهایی هم میشود دنبال خواسته ها وآرزوها وهدف هایی رفت که به نظر دیگران حتما باید کسی یا چیزی باشد که ما به هدفمان برسیم.
من خودم شخصا بگم قبل ازاینکه وارد سایت استاد عباسمنش بشوم چون درحال یادگیری موسیقی بودم وهستم فکرمیکردم حتما باید یک هم نوازنده ودوست همنواز داشته باشم که موفق شوم البته برای پیداکردن همنواز به استاد و دیگران سپردم ولی پیدانشد.
ولی ازوقتی که وارد سایت شدم وفایل های توحیدی 1،2،3،4،5،،0000 راگوش دادم به جای تکیه کردن روی دیگران به خودم وخدای درونم تکیه کردم واین باعث شد که خیلی درموسیقی پیشرفت کنم تا حدی بعضی وقت ها که درکلاس مینوازم استاد میگوید امروز باعث شدی حال واحوالم عالی شود(خدایاشکرت)
بهاره ی عزیزم ازشما سپاسگذارم که این نکته رادوباره به من یادآوری کردی.
درپناه الله مهربان،شادوخوشبخت وعاشقانه زندگی کنید.
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان امیدوارم که حالتون عالی باشه
این قضیه تکامل بارها یاداوری میشه ولی بازم انگار یادمون میره و توی هر قسمتی باید یاداوری بشه توی یه فایل یادمه میگفتید تکامل رو حتی توی روابط اونجایی که تازه با یه شخصی آشنا شدی حتی توی ساعت ملاقاتت رعایت کن یهو نرو همون اول روز و شبتو با طرف بگذرون اول یه قرار نیم ساعته روز بعد یک ساعت و به همین منوال این کنار هم بودن میتونه تکاملش رو طی کنه توی همین مثال به فرض شما عادت هایی داری خط قرمز هایی داری و طرف مقابل هم به همین شکل و اینکه به یکباره همه اینا بخواد نشون داده بشه توی مدت زیاد یجورایی غیرقابل هضم شاید باشه و همین رعایت تکامل باعث میشه هم من و هم طرف مقابلم بتونیم از هم شناخت پیدا کنیم و حتی اگه معیارای هم دیگه هم نداریم بدون آسیب و توهین و بحث قطع کنیم این رابطه رو
در مورد تکامل توی اعتماد به آدما اینکه یهو نیا زندگیتو بسپار دست کسی که شناختی ازش نداری اول پترن هاشو پیدا کن اگه مشخص شد انسان متعهد و قابل اعتمادی هست از اعتمادای کوچیک شروع کن و کم کم به جایی میرسه که کارهای بزرگ مالی هم قابل اعتماد کردن بشه
تکامل توی مهاجرت که اول ببین امادگی و علایقت مناسب مهاجرت هست و اگه هست از مسافرت شروع کن و…
حتی تکامل توی فشار اوردن به بدن توی ورزش که ایا بدن من امادگی این حجم از فشار رو الآن داره ؟ چقدر شبیه این فشار رو قبلا بهش اوردم چقدر همین یه نکته باعث شده افراد زیادی به بهونه :میخوایم لذت ببریم ؛ بابا همش یه روزه و … اسیب به بدن خودشون وارد کردن که یه هفته بعدش خوابیدن
تکامل توی رانندگی که آیا این وسیله رو قبلا روندم ؟ چقدر روش مسلطم ایا تمرین بیشتر نیاز دارم و همین سوالا باعث میشه چه خطرات و اتفاقات بدی که شاید برای همه عادیه تو تجربه ما نباشه
و نکته مهم دیگه که جدیدا هم زیاد بهش برمیخورم تکامل توی بیزینس هست ، جدیدا با افرادی که ورشکسته شدن از لحاظ مالی و کاری صحبت میکنم و با پرسیدن یه سری سوالا سعی میکنم قضیه رو از یه ساید دیگه نگاه کنم که آیا واقعا شانسیه یا نه یه سهل انگاری پشتش هست ( هر چند که خیلیا با شنیدن داستان ورشکستگی بقیه میخوان به خودشون این باور رو بدن که بیا دیدی نمیشه دیدی ریسکه و … میشه از یه طرف دیگه نگاه کرد که عامل ورشکستگی رو در بیار و برعکسشو انجام بده تا بشه ) و نکته جالب اینجاست که توی درصد بالایی از افراد ورشکسته رد پای طی نکردن تکامل به بهونه های مختلف مثل غرور ، حساب کردن روی پولشون و نداشتن اطلاعات و مهارت کافی ازون بیزینس رو میبینم و چقدر همین نکات و البته به شرط تلاش برای عمل بهش باعث میشه مسیر برای ما ساده تر و لذت بخش تر بشه
و هر جوری نگاه میکنم همه جا تکامله و خیلی جاها داره یادم میره که تکامل رو رعایت کنم و همین یاداوری شاید باعث میشه که بیشتر حواسمو جمع کنم و ازونطرف نکته مهم دیگه اینکه ازونطرف به بهونه تکامل انقدر همه چیو موکول نکنم و باعث اقدام نکردن بشه و این جمله طلایی شما “تکامل تعداد تجربه هست توی یک حوزه و شما میتونی این تجربه رو توی زمان کوتاه تری انجام بدی به شرط حرکت کردن ”
استاد یه نکته ریز اما تاثیر گذار توی فورهند زدن اینه که مرکز گردش دست شما توی فورهند شانه هست جوری که مچ و ساعد و ارنج همگی به مرکزیت شانه در گردش هستند و شانه حرکت زیادی رو داره که همین باعث میشه انرژی زیادی از بدن گرفته بشه و زیاد روی جهت دادن به توپ کنترل نداشته باشید اگه این مرکزیت رو به آرنج تغییر بدید طوری که انگار آرنج مرکز یک دایره هست و ساعد شعاع اون دایره با انرژی کمتر و کنترل بیشتر ضربه میزنید اینطوری شانه کمترین حرکت و فقط یه گردش جزئی داره و ساعد به عنوان شعاع دایره بیشترین جابه جایی رو داره
در مورد رویه های TENERGY 05 همونطور که گفتید رویه های بشدت سرعتی_تهاجمی هستند و مناسب بازیکن های سرعتی و تهاجمی که بخش زیادی از بازی رو به حمله و رو به جلو اختصاص میدن هست و همونطور چوب تیموبول و کار دفاع رو یه مقدار سخت میکنه بسته به نوع بازیتون که دفاعی هست یا حمله ای یا حتی یچیزی بین اینا میتونید چوب و رویه رو تغییر بدین بسته به کربنی که توی چوب به کار میره و تعداد لایه های چوب قابلیت سرعت و دفاع چوب کاملا متفاوته
در مورد رویه هایی که توی ایران تحت عنوان آنتی شناخته میشن هم اگه نمیشناسید میتونید تحقیق کنید که رویه کاملا متفاوته و سطح صاف نداره مختص بازیکن های دفاعی هست برای خنثی کردن اسپین های سنگین
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان که گرچه در فایل بصورت فیزیکی حضور ندارد ولی با نوشتههای زیبایش حضورش را در فایل نشان میدهد.
سلام به همه دوستان هم فرکانسی ام
من 14 سال در بیزینسی کار کردم و پیشرفتهای خوبی هم در آن داشتم تا اینکه بجایی رسیدم که درآمد نه تنها متوقف شد و بلکه روز به روز کمتر میشد. یه مدتی میشد با وجودی که روی خودم کار میکردم و هدایتهای الهی را در بیزینس انجام میدادم ولی تغییر چندانی در درآمد اتفاق نمیافتاد تا اینکه حس کردم نکنه باید تغییر شغل بدم.بخصوص که چون شغل من در محیط درمانی بود و هر روز با افراد زیادی که در فرکانس بیماری و مشکلات زیاد بودند در ارتباط بودم. مدتی که گذشت یکروز که احساس بسیار خوبی داشتم و در حال پیاده روی و سپاسگزاری بودم از خدا خواستم به من بگه در این شغل بمونم یا عوض کنم و جالبه در جا گفت باید عوض کنی. با وجودی که نمیدونستم بعد از اون باید چکاری رو شروع کنم ولی انقدر هدایت قوی بود که درجا تصمیم گرفتم شغلم رو عوض کنم. برای شروع باید به بیماران و پرسنل اعلام میکردم که دیگه کلینیکی وجود نداره ، خیلی سخت بود ولی انجامش دادم چون به قول استاد این هدایت فقط نیاز به یک شجاعت داشت . هر روز باید به این سوال جواب میدادم که بعد از این میخوای چکار کنی و جواب من فقط یک جمله بود، نمیدونم . فعلا فقط گفته جمع کن و ظرف یک ماه کلینیکی که با عشق و با تجربه 14 ساله ساخته بودم رو جمع کردم.
روی خودم کار میکردم و نمیدونستم قراره چه اتفاقی بیفته تا اینکه فقط یک ماه بعد به شغل جدیدی هدایت شدم. شغلی که تا اون روز نفهمیده بودم دوسش دارم و خیلی زود واردش شدم و اتفاقات خوب پشت سر هم رقم خورد.
الان بعد از گذشت شش ماه میخوام یک نیچ مشخص در شغل جدیدم ایجاد کنم و چند روزه از خدا هدایت میخوام که این کار درسته یا نه و بهم بگو چجوری و از کجا شروع کنم . امروز صبح فکرم درگیر این بود که آیا باید با توکل به خدا فقط شروع کنم یا قبلش بازم آموزش ببینم و بعد شروع کنم؟
در ذهنم مدام این سوالات میومد که آیا فقط خدایم برای شروع کار جدید کافیه یا باید آموزش هم ببینم؟
نکنه دارم شرک میورزم ؟ نکنه هنوز توحید در وجودم انقدر پررنگ نیست که میخوام دست به دامن آموزش بشم؟ و همین افکار باعث شد بگم خدایا تو هدایت کن واقعاً نمیدونم این چیزایی که در ذهنم میگذره هدایته یا شیطانه؟ نمیفهمم کدوم شرکه کدوم توحید؟
تا اینکه مثل همیشه جواب داد گفت برو به سایت و نشانه روزتو ببین.
وارد سایت که شدم دیدم استاد فایل جدید گذاشتن و خدا گفت همینو ببین.
استاد شما جواب تمام سوالات مو در این فایل دادید و من چقدر خوشبختم که با شما و با مسیر توحید واقعی آشنا شدم.
چقدر خوشبختم که فهمیدم اون مذهبی که از بچگی به ما گفتن، توحید نیست ، خدای واقعی نیست ، اسلام واقعی نیست . اسلام یعنی تسلیم ولی تسلیم چیه توکل چیه ؟
اوووه خدای من هنوز باید یاد بگیرم ، یاد بگیرم توحید ، تسلیم و توکل واقعاً چیه و چجوری باید زندگیشون کرد ؟
من زیاد اهل کامنت نوشتن نیستم ولی بعد از دیدن این فایل زیبا و پر از آگاهی این جملات به ذهنم اومد و گفت بنویس .
استاد بازم ازتون ممنونم و براتون آرزوی سلامتی و خوشبختی هر روز بیشتر از قبل میکنم.
خدارو صدها هزار بار شکر که امروز هم فرصت زندگی کردن و داشتم و تونستم این فایل زیبا رو ببینم
استاد نازنینم از شما هم سپاسگزارم که این فایل و با ما به اشتراک گذاشتید ان شاءالله در پناه الله یکتا باشید همیشه
من میخوام نسبت به سوالاتی که بالای فایل مطرح شده پاسخ های خودم در تجربیات زندگیم بنویسم و اول به خودم و دوم به دوستان نازنینم کمک کننده باشه
1.کجاها توانستید به قانون تکامل عمل کنید و مسیر برای شما آسان و لذت بخش شد؟
من حدود 3 ماه پیش یه ورزشی رو شروع کردم که فرم استخوان رو تصحیح میکرد و خب من از بچگی شونه های افتاده داشتم و بخاطر یکسال درس خوندن وضعیت شونههام وخیم تر شده بود و گردنم هم رو به جلو فرم گرفته بود
خلاصه من این ورزش و شروع کردم و تو ماه اول حرکات ساده بودن اما به همون اندازه برای یک فرد مبتدی دشوار بود و نیاز به تمرین داشت و خب دقیقا وقتی به اتمام اون ماه میرسیدیم دیگه اون حرکات مخصوص اون ماه رو خیلی راحت انجام میدادم و تکاملم طی میشد و برای ماه دوم و ماه های بعدی برنامه عوض میشد و اگرمن اون پیش نیاز ماه قبل و نداشتم و تکامل رو طی نمیکردم عملا نه نتیجه ای حاصل میشد و نه من اون ورزش و ادامه میدادم
خلاصه من توی طی این 3 ماه هر ماه اومدم عکس کلی از بدنم گرفتم و وقتی تغییرات و دیدم متوجه شدم بدن من تو ماه دوم تغییر آنچنانی نکرده بود اما چون استمرار داشتم و حرکات رو طبق تکامل طی کردم حدود 80 درصد شونه و گردن من به جای قبل برگشته
و خب البته برای تثبیت، همچنان نیاز دارم تا اون ورزش و انجام بدم اما اون شروع و انجام تکاملی مسیر و یکدفعه نرفتن سراغ حرکات سخت و صبر داشتن باعث یه نتیجه خوب تو بدن من شد
2. کجاها برای رفتن به مرحلهی بعدی صبر داشتید و بهجای عجله، روی بهبودهای مستمر تمرکز کردید، تا جایی که پایههای این مرحله بهاندازهی کافی تقویت شد و توانستید موفقیتهای آینده را روی آن بنا کنید؟
کجاها برعکس عمل کردید؟ یعنی بهجای تمرکز بر بهبودهای کوچک اما مستمر و تقویت فونداسیون درونی خود در این مرحله، عجله داشتید بدانید در مرحلهی بعدی چه خبر است، یا به خاطر مقایسه با دیگران، نمیخواستید از قافله عقب بمانید. در نتیجه، بهجای تقویت فونداسیون، بار اضافهای بر آن گذاشتید و قبل از تکمیل ساختمان، آن را ویران کردید.
توی پاسخ به بخش اول این سوال که تو سوال اول هم توضیح دادم بدلیل طی کردن تکامل و داشتن صبر و داشتن استمرار تو مسیر تونستم وضعیت استخوان بدونم و تا حدود زیادی به شکل اولیه و طبیعی برگردونم
توی بخش دوم سوال دوم:
من یه چند وقتیه دارم کره ای رو تو سطح متوسط یاد میگیرم و طبیعتا کلمات به سادگی کلمات قبل نیست و کلمات و موضوعاتی مثل روزمره و مسواک زدن و ظرف شستن و ملاقات کردن دوستامون صحبت نمیکنیم و خب یکم موضوعات سنگین تر شده مثل موضوعات اقتصادی، مثل انجام دادن انتخاب واحد و ازین دست موضوعات که شاید در سال چند بار برای ما رخ بده.
به عنوان مثال مگه ما چند بار در سال انتخاب واحد میکنیم؟ پُرِ پُر 3 بار، تازه اگر ترم تابستونی بخوایم برداریم
و خلاصه کلا اینکه مباحث مباحثی هستند که کمی سنگین تر شدند و نیاز به تمرین و تکرار خیلی خیلی بیشتری نسبت به موضوعات پایه و ساده دارن که تو زندگی روزمره شاید در روز 5 بار ازش استفاده بشه
خلاصه من عجله داشتم تا قبل عید این سطح و تموم کنم و توی 3 ماه بهار سطح پیشرفته رو مطالعه کنم و میشد در روز دو تا درس جدید و پشت سر هم میدیم و احساس سرافکندگی میکردم که من چرا هیچی از درس و نمیفهمم!
و جواب کاملا مشخص بود!!
چون من تکامل و طی نکرده بودم و یدفعه رفتم سراغ لقمه گنده تر از دهنم و تو گلوم گیر کرد!
یبار یادمه من یه درس جدید دیدم و حدود 2 ساعت روی کلماتش کارکردم و یکمم با گرامر های جدید جمله ساختم و رفتم سراغ درس بعدی و اتفاقی که افتاد این بود که توی درس بعدی ما تمرین شنیداری داشتیم و من تقریبا هیچ چیزی رو متوجه نشدم!
بعده ها که با تمرین زیاد کلمات درس قبل و خوب تمرین کردن دوباره اون شنیداری رو گوش دادم متوجه شدم که چقدر این تمرین شنیداری راحته! فقط کلید موفقیتش این بود که کلمات جلسه ی قبل و باید خیلی خیلی خوب تمرین میکردم!
اتفاقا پریروز میخواستم یه چیزی به دوستم بگم و میخواستم از یه گرامر خاصی که مربوط به اون جملم بود استفاده کنم اما در کمال تعجب هرچقدر فکرکردم، اون گرامر بخصوص تو ذهنم نیومد و وقتی امروز این فایل و دیدم متوجه شدم من تمرین و تکرار زیادی نداشتم تا اون گرامر بشه جزوی از وجودم و بدون فکر کردن ازش در مکان و زمان درست استفاده کنم!
متوجه شدم فقط عجله داشتم هر درس و ببینم و کلماتش و بنویسم و با گرامر ها جمله بسازم و برم سراغ درس بعدی و تمومش کنم!!!
درحالی که من اجازه نداده بودم که اون گرامر تو ذهن من نقش ببنده! اجازه نداده بودن که کاربرد درستش و یاد بگیرم!
استاد نازنینم سپاسگزارم که بهم تلنگر زدید و ازین به بعد سعی میکنم که تمرین و تکرار زیادی داشته باشم روی هر موضوعی و وقتی ملکه ذهنم شد بعدش برم سراغ مبحث بعدی و موضوع بعدی
4. برنامه شما برای استفاده از این درسها در هر جنبهای از زندگی خود، چیست؟
قصد دارم تو هر جنبه ای از زندگیم انقدر توی قسمت پایه خوب تمرین کنم و صبر و استمرار داشته باشم و بعد برم سراغ بخش بعدی
بعنوان مثال اگر میخوام تو بحث رشتم وارد بازار کار بشم اول از همه انقدری برای خودم نمونه سایت بزنم و انقدر پیچ و خم کدها و دستورهارو یاد بگیرم و تمرین های مختلف و زیادی انجام داده باشم و بعد برم و برای مرحله بالاتر اقدام کنم
برای زبان خوندم هم همینطور! انقدر گرامر رو کلمات و اون جلسه رو تکرار و تمرین کنم و ملکه ذهنم بشه و ناخودآگاه ازش استفاده کنم و بعد برم سراغ مبحث بعدی
و اینطوری احساس سرافکندگی و پوچی و بدردنخوری برای هیچ مسئله ای در زندگی نخواهم داشتم
استاد نازنینم ازتون یک دنیا سپاسگزارم که این مبحث و این درس بزرگ از یک بازی رو با ما به اشتراک گذاشتید
و همچینین امیدوارم کامنتم بتونه به دوستانم تو تجربیات زندگی آنها هم کمک کننده باشه
ان شاءالله همیشه همهما توی این مسیر زیبا بمونیم و دورنشیم
عرض ادب خدمت 2 استاد بزرگوار استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گرانقدر
ودرود به دوستان گرامی
استاد چند سالی است که اموزشهای شما راهنمای زندگیم گشته و مدار زندگی من تحت تاثیر حرفهای ساده.، دلنشین و خدائی شما بوی اشتی با خدا و صلح با درون گرفتهاند . دانشجوی مکتب توحید گشته و انگار این تشنگی به مدار تشنه تر شدن سوق داده شده و اشتی با ایهها قران راز محبوبیت و توجه به هر نکتهساده راز استادی و بیش از حد خود بودنتان را راز احترامتان دریافتم
این اولین کامنت و حاضری من در دانشگاه خود شناسی شماست و چقدر کائنات زود به فرکانسهای ما جواب و چقدر نشانهها دقیق و به موقع نمایان میشوند. با افتخار چند روزیست که در ایمیلتان نظرتون رو در مورد یک بازی جویا شدم که محوریت ان زندگی را بازی کردن تا بازی زندگی اموختن میباشد و دیشب این فایل نشانهای برایم شد که بهتر راز تجسم را درک نموده و جوابتان را نزدیک بدانم.
به نطر من در هر بازی نکتهها ی
نهفته بسیاری است که هر کس بنا به مدار خود قادر به فهم و دیدن ان نکتهها میباشد و اگر شما به این زیبایی از دل یک راکت و میز و توپ قانون زندگی رو به ما یاداور شدید نشان از تسلط شما بر قوانین و بازی زندگی است قوانینی که همیشه و همه جا در حال اجرا ست و فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل و مدار تو ،گیرنده چگونگی حضورشان در کل کائنات میباشد. راز پینگ پنگ همان راز فوتبال است و راز فوتبال همان راز مابقی ورزشها
راز داشتن هدف، امید، کنترل ذهن و کسب نتیجه ای خوب در عین شادی و لذت دقیقا عین زندگی واقعی
خدا را هزاران بار شکر گزار وجود شما دست خدا در زندگیم هستم و ممون از شما و خانم شایسته عزیز و دوستان عزیز ی که دلنوشتهها و تجربیاتشان باعث درک بهتر درسهای شما میگردد.
سلام به استاد عباس منش عزیز و سلام به خانم شایسته گرامی
خدارو شکر می کنم بابت دیدن مردی ثروتمند و شاد که بی دریغ از هر موقعیتی استفاده میکنه تا کمک کنه مفاهیم و قوانین رو بهتر درک کنم. خدارو شکر بابت روزی بغیرالحساب که نصیب شما کرده تا هر تکنولوژی جدید در هر زمینه ای که بهش علاقه دارید براحتی تهیه کنید. که از هر چیزی بهترین متریال و برند رو بخرید. تا بدون دغدغه کمبود به لذت بردن از زندگی بپردازید. تا به ما هم فرصت باور فراوانی بدید.
استاد از شما برای مرور دوباره و صدباره قوانین ممنونم و ممنون که مرتب یادآوری می کنید به ما که اصل قانون چیه، چرا که من خودم شخصا نیاز دارم هر روز بارها و بارها این قوانین بهم یادآوری بشه تا راه رو گم نکنم.
استاد مواردی که فرمودید رو من دقیقا در پروسه یادگیری رانندگی سپری کردم و چقدر دقیق و مو به مو صدق می کنه. من 5 سال بعد از گرفتن گواهینامه تونستم ماشین بخرم و خوب طی مدت پنج سال میشه گفت که هیچ چیز از رانندگی یادم نبود. شروع کردم به یادگیری مجدد. مساله این بود که برادرم به من گفت نیاز به هزینه نیست و چند بار که با من بریم رانندگی همه چیز یادت میاد. و منی که اضطراب داشتم، ترس از رانندگی داشتم، چیزی بلد نبودم، و از طرفی نگران حرف همکارا و آشنایان هم بودم که باید بهترین باشم در رانندگی چون از من انتظار دیگه ای میره. بماند که به دلیل باور کمبود، نگران خط و خش و آسیب ماشین صفرم هم بودم.
شروع آموزش با برادرم در اتوبان بود و در واقع از جای سخت آموزش من شروع شد و نتیجه شد اینکه شدت ترسی در من ایجاد کرد که 3 ماه زمان برد تا به حالت عادی برگردم. اون روز خداروشکر هیچ اتفاقی نیفتاد اما من دچار ترس و اضطرابی شدم که بیمارم کرد و مجبور به مصرف داروهای کنترل اضطراب و آرامبخش شدم. چون این ترس تمام زندگی من رو تحت تاثیر قرار داده بود و در عرض حدود 3 ماه من رو با کاهش وزنی 7 کیلویی مواجه کرد. عدم رعایت تکامل باعث شد من از رانندگی متنفر بشم. به این نتیجه رسیده بودم که من اصلا استعداد رانندگی ندارم و کاش ماشین نمیخریدم و از طرفی هم مدام خودم رو با رانندگان چندین ساله مقایسه می کردم و هر روز ناتوان تر و مستاصل تر از روز قبل. دیگه هم از رانندگی و هم از ماشینم متنفر بودم.
خداروشکر که یک روز خدایی که همیشه من رو دست بهترین بنده هاش میسپره، من رو هدایت کرد به ویدیویی از یکی از برترین مربیان آموزش خصوصی رانندگی ایران در تهران. و چقدر آروم آروم و اصولی و با طی تکامل من موفق شدم راننده بشم. در تماس اول خیلی آروم و متین به من گفت “تا روز شروع کلاست با من اصلا ماشین رو بیرون نبر و صبور باش. سختش کنی، سخت میشه”
ایشون خیلی آروم آروم و با حوصله بدون عجله برای مراحل بعد شروع به آموزش کردن و در هر مرحله به مهارت میرسیدم، آموزش بعدی آغاز می شد. از ایست و حرکت ساده، حرکت مستقیم، دور زدن، دنده عقب، پارک، و همه مهارتها پله به پله و بدون عجله طی شد و بالاخره بعد از 20 جلسه من به تنهایی تا محل کارم رانندگی کردم. مساله ای که یاد گرفتم و همین الان هم هر روز با خودم مرور می کنم اینه که عجله نکنم و به خودم فرصت بدم تا تبدیل بشم به راننده ای حرفه ای تر. خودم رو با روزهای قبل خودم مقایسه می کنم و بهبودهامو به خودم یادآوری می کنم و تحسین می کنم خودمو. به بقیه کاری ندارم و حواسم به رانندگی و پیشرفت خودمه و از طرفی رانندگی خوب بقیه رو هم تحسین می کنم. و هر روز برام مهمه که دقت کنم و مهارتمو گسترش بدم و خودمو تحسین کنم. و الان که این کامنت رو مینویسم اون مسیر عصبی در مغز من شکل گرفته و تلاش آگاهانه ای طی رانندگی ندارم.
خدارو هزاران بار شاکرم بابت اینکه همواره بهترین دستانش در زندگی من حضور دارند.
سلام استاد واقعا خداروشکر میکنم معلمی مثل شما دارم
من راجب کسب کار مثال بزنم من الان 28 سالمه هیچ بک گراندی از کار و بیزینس نداشتم و از پول ساختن و کار کردن خالی بودم هیچ الگو و هیچ چیزی از کسب کار نمیدونستم و با دورهای شما و روانشناسی شروع کردم و خودم حس میکردم خوب میفهمم حرفاهای شمارو و مثالهاشو پیدا میکردم و تایید میکردم باورم میشد دلیلش این بود که من نه جای کار کرده بودم نه مشتری دیده بودم نه قرضی نه وامی نه خرید فروشی هیچی و خیلی خدارووشکر کردم خالی بودم و با دورهای شما با تمرین کسب کار و پول ساختنو دارم یاد میگیرم و همچی هروز خداروشکر هرماه داره بهتر میشه هم از تجربیات کاری هم باورها هم پول ساختن.
مثلا شما در قدم 2 جلسه 4 /12 قدم گفتید که میشود با ساعت کار کمتر تلاش کمتر درامد بیشتر شود و من اینو باور کردم از همون اول شروع کارم در این یکساله برای من همین طور شد و نمیتونم غیر از اینو باور کنم که باید برای درامد بیشتر ساعت بیشتری کار کرد بخاطر این باور من ب کار و ادمهای هدایت شدم ک این اتفاق افتاد و داره میفته و باور منو هروز قویتر میکنه و بخدا قسم میبینم ادمهایو که دارن برعکس این مورد کار میکنن درکشون نمیکنم الان ک دارم اینو مینویسم فکر کردم بهشا…
و خداروشکر میکنم برای این موهبت که خالی بودم و با اموزشهای شما هرماه همچی داره پله پله بهتر میشه خداروشکر خداروشکر
وای وای سلام سلام
سلام به استاد عزیزتر از جانم
چقد دلم براتون تنگ شده بود و چقد قشنگ که من امروز هدایتی هدایت شدم به این فایل اصلا انگار خدا میخواست که من این فایل رو الان و همین تایمی که یه اتفاقی افتاد برام گوش بدم !!
امروز خواستم از زیر گوش دادن به این فایل در برم یه لخظه گفتم مگه تو هدفت تغییر نیست؟ پس چرا در میری قربونتو برم من بیا عشقم بیا گوش بدیم چیز یاد بگیریم بعدش که گوش دادم خواستم از زیر کامنت نوشتن در برم که باز گوشمالی کردم اون شیطون رو گفتم باید وقت بزاری و تمام و این شد که تونستم همین الان گوش بدم و کامنتم بزارم !!
استاد من تازگیا تو رشته ایی که علاقم بود کار پیدا کردم بعد کلی تلاش ذهنی … و خب بالاخره اولین کارم و استارت کارم تو باشگاه هست چیزی که من ارزوشو داشتم واقعا و شب و روز بهش فکر میکردم تا اینکه اوضاع جوری پیش رفت که ما این کار و جذب کنیم و بریم برای کار
استاد از وقتی که رفتم سر کار تا به امروز اصلا اتفاقاتی افتاده که فکرش و نمیکردم که از پسش بز بیام و به گفته شما من از قبل کمی اطلاعات داشتم و یه سری اطلاعات وقتی میاد که ادم خودش میره تو میدون و بهش گفته میشه
و به من هم مثل بقیه گفته شد تا دیروز که ما یه جشنی داشتیم که اون جشن مدیر باشگاه همه چیشو سپرد دست من و گفت باید با 31 بچه 4 تا 6 ساله بگذرونی اولش استزس گرفتم ولی گفتم اوکیه
من از پس هر مسئله ایی بر میام تا اینکه جشن رو شروع کردم و استاد جوری این جشن و من مدیریت کردم و تو مشتم گرفتم که خودم هم لذت بردم بعد به این فکر کردم که تا همین 1 ماه پیش من توانایی این کار و نداشتم ولی الان به لطف خدا چون تکاملم طی شده و خودمو مقایسه نکردم انقد عالی عمل کردم تا اینکه گذشت و همین چند دقیقه پیش مدیر باشگاهم پی ام داد که اره فلانی قراره برای مربی فلان بیاد و خیلی خوبه و گفتن از دستش ندیوووو… سنش هم از من کوچیک تر بودووو دیگه بومممممم صدای انفجار و دوستان گرامی مقایسه به گوش خدا هم میرسید تو سرم زمزمه هایی از حاج آقا مقایسه بود بعد از کلی مقایسه به خودم گفتم اسما این تو نبودی که دلت میخواست فقط یه شاگرد داشته باشی؟ و انقد از خدا درخواست کردی که بابا من فقط یه شاگرد میخام و خدا این ماه بزای تو گل کاشت حالا با یه تعریف از یه آدمی که نه بک گراند زندگیش میدونی نه میدونی چند سال تمرین کرده نه میدونی چه ادمیه کل پیشرفت های کوچولوت و ارزشمندت شد پوچ ترین دستاورد دنیا ؟ انقد یعنی ارزشمندیت رو هواست؟ همینا رو ذهنم در لحظه بهم گفت *(اینجا یه پرانتزی باز کنم راحب همین موضوعی که گفتید وقتی تو همون مرحله اول میمونی و هییییی نمیخایی بپری مراحل بعدی بهتر میفهمی و نرون های مغزت به صورت اتوماتیک دیگه خودش یه سری چیزا رو از پایه و ریشه میفهمه و عملی میکنه این که دارم میگم ذهنم بهم گفت این نتیجع چندین ماه حتی یکم دیگع میشه 1 سال کار کردن فقط رو موضوع کنترل ذهن هاااا قابل توجه دوستان جلسه دوم احساس لیاقت وقتی من فقط 1 سال تمرکز کردم رو این موضوع حالا وقتی میشینم مقایسه نیکنم ذهنم خودش به صورت خودکار میشینه نجوای ذهنی مثبت میده که اصلا اینجوزی نیست و….) ذهنم بهم گفت یادت رفت چقد دوست داشتی فقط بری سر کار و … حالا که شنیدی دیگع تموم ؟ تو نبودی که دلت مدیریت کردن میخولست ؟ پس دیروز چی بود ؟ مگه همین نمیخاستی ؟ حالا در مقایسه با اون شد پوچ ترین کارا ؟ نه دیگه عشقم نمیشه !! بیا خوب بهش توجه کنیم و صبر کنیم اگر واقعا میخوایی مربی باشی که تو هوا میزننش پس بیشتر تمرین کن ببشتر رو مهارت هات بیشتر رو تکنیک هات کار کن ( دقیق همینارو گفتم به خودم).
وای استاد چقد قشنگ گفتید وقتی ادم به یه چیزی علاقه داره واقعا وقت میزاره بزاش
من کارم بازی و ورزش کودکه و کلا سر و کارم با بچهاست
الانا تا ایده ایی میاد سریع میبینم و فکر میکنم چیکار کنم بچها حس بهتری بگیرن تو کلاس؟ و در عین حال مهارت های پایه شونم بهتر شه؟ و بدناشون ساخته شه؟
همش تو فکرم شب و روز
پس این یکم بی انصافیه منی که آرزوی یه کار داشتم
الان فقط بر اثر یه مقایسه بشینم دستاورد هامو ارزشمند بشمارم
پس خودمو بغل کردم و گفتم تو تا همین الانشم عالی هستی و کلی پیشرفت عالی داشتی که خیلی برام ارزشمند بوده هیچ کس انقد عین تو رشد نمیکنه انقد م تو عالی بودی
چقد این احساس لیاقت و این شناخت نسبت به خود خوبه
استاد من وقتی لیاقت و شروع کردم از در و دیوار برام اتفاقات عالی میاد همین فایل 1 و 2 لیاقت خودشه به تنهایی یه دوره مجزاست حالا فکر کنید بقیش چیه
راستی خبر خوبی دارم فردا قراره دوره ارزشمند هم جهت با جریان خداوند رو بخرم وای که چقد ذوق دارم حتما اونجا کامنت میزارم از هدایتی که شدم برای خرید این دوره عالی تو این تایم عالی
عاشقتونم و ممنونم از این فایل عالی
به خدا میسپارمتون
به نام خدا ی هدایتگر
سلام استاد وسلام به همه دوستان
چه درس جالب و بسیار انگیزه بخشی هست
ومسیر شروع هر کاری واقعا باید همی طور باشه استاد
همین طور که گفتین درباره هر کار ی که میخوایم شروع کنیم باید اول کارهای ساده و ابتدایی اون رو تمرین کنیم
خصوصا که عادت کرده باشیم از قبل یه جور دیگه رفتار میکردیم
تمام انرژی مون رو باید بزاریم روی اون کار تا بتونیم اول از عادت قبلی دور بشیم
کم کم میتونیم به رشد برسیم
مثل ممنتوم منفی که از اول باید انرژی بزاریم تا اون ممنتوم منفی رو کندش کنیم
کسی که میتونه ممنتوم منفی خودش رو کنترل کنه
میتونه بعد از مدتی رشد رو وممنتوم مثبت رو با انرژی لازم اولیه کارش تجربه کنه ومسیر دیگه براش راحت فراهم میشه
البته من الان بیشتر متوجه میشم این موضوع رو نسبت به قبلم و که اولین فایل درسهای زندگی از یک بازی رو روی سایت قرار دادین
من توی کارای قبلم نا خود آگاه ممنتوم داشتم به سمت رشد هر چند علاقه ای بهشون نداشتم
الان که میخوام کار شخصی ومورد علاقه ام رو راه اندازی کنم خوب خیلی متفاوت هست با کارای قبلم ، یه مدل دیگه ولی راحت هست کاریه که خیلی دوست دارم که در اون حرفه ای بشم
اوائل نمی دونستم چرا ذهنم براش سخته قبول کنه ومسیر قبلی ها براش راحته هر چند که اون مسیر قبلیا که می رفتم اصلا کارای مورد علاقه من نبودن وبه خاطر پول وکسب درآمد مستقل انجامشون میدادم تا بیکار نباشم
والان متوجه شدم توی ذهنم خودم رو با حرفه ای ترین ها ی این کار خودم رو مقایسه میکنم و دیگه حتی قدم های کوچکی که باید تمرین کنم برام سخته
وخودم رو به هزاران دلیل بی ارزش میدونم واحساس بیلیاقت بودن می کنم وکارم رو خیلی بی ارزش می دونم
در صورتی که یادم نوجوان که بودم خیلی حس خوبی داشتم از این شغل وهمیشه دلم می خواست درس بخونم که به این کار مشغول بشم
گواهی فکر میکنم من الان باید برم دانشگاه وتو رشته مورد علاقه ام درس بخونم تا جامعه منو بپذیره و بعد از تحقیق هم فهمیدم که اصلا تو دانشگاه راجب این رشته خیلی موارد زیادی منفی درس میدم و کتابها بیشتر راجب بیماری ها وگرفتاری ها ست ومن پشیمون میشم و از خودم نام امید میشم خیلی زود
الان کاری که دوست دارم در حال باورسازی اون هستم که میشه از کار مورد علاقه ام هم پول بسازم
چون کهن باورهای محدود قبلی در ذهنم هستن و
ذهنم براش سخته بپذیره
واینا همه زمان میبره تا دوباره به شکل ترک عادتهای قبلیم برگرده که مثل بقیه نباشم ومدام کار کنم وتومسیر بمونم وحسابی انرژی خوب ومفیدم رو بزارم توی کارم.
والان میفهمم با توجه به دوره جدید همجهت با جریان خدا ممنتوم منفی قبلم باید متوقف بشه واین فایل خیلی باز بهم کمک کرد که بتونم این موضوع رو بهتر و بهتر بفهمم
استاد واقعا آموزشهای شما عالیه
شما تو کارتون تمرکز لیزری میزارین وخوب میتونید به هر کسی که آماده آموزش هست درس بدین
این فایل واقعا به موقع و بی نظیر ه
ومتناسب با دوره ای که الان دارین آموزش میدین
وکلا قانون رو میگین
اصلا همه چی بهم ربط داره
باز خدا رو سپاسگزارم بابت این فایل بی نظیر
به نام خدای بخشنده ی مهربان
به نام خدای هدایتگرم به سمت نعمت وسلامتی وثروت وروابط عالی
خدایی که هرچه دارم ازاوست وهرروزبادرک بهترازقوانین ،بیشترمیبخشد.
خدایا توکلمات رابرذهنم جاری میکنی ومن مینویسم.
سلام ودرود خدمت استادعباسمنش عزیز وخانم شایسته ی عزیز وهمه ی دوستانی که دراین سایت توحیدی ومقدس حضوری مستمروپیوسته وفعال دارند وباعث رشدوآگاهی وگسترش جهان میشوند.
امروز دوباره آگاهی های این فایل زیبا رامرور کردم ،چقدراین فایل درس دارد،نکته دارد، چقدرحیات بخش است.
اول ازهمه بگویم که وقتی استاد رامیبینم که بابدن ورزشکاری وعضلانی وورزیده ،تنیس بازی میکند وراحت وآسان شده است برای این ورزش،چقدر لذت میبرم ازاجرای قانون درزندگی
اجرای توحید درعمل
اینکه بدون وابستگی به کسی یا چیزی دنبال علاقه ام بروم وادامه بدهم وتکامل خودم را طی کنم ولذت ببرم.
اینکه دنبال این نباشم حتما که کسی بامن همراه شود که من بتوانم پیشرفت کنم.
اینکه به تنهایی هم میشود پیشرفت کرد واززندگی لذت برد.
وقتی این سادگی دکوراسیون منزل استاد رامیبینم چقدرلذت میبرم .
وقتی میبینم که استاد بدون محدودیت مالی وزمانی هروسیله ای که دوست دارد میخرد چقدرلذت میبرم از فراوانی ثروت ونعمت
وقتی میبینم که استاد برای علاقه وعشق خودش به ورزش تنیس ازیوتیوب استفاده میکند که بهتروبیشتر یاد بگیرد،من چقدردرس میگیرم که من هم برای عشق وعلاقه ام به موسیقی دنبال یادگیری بیشتر باشم.
من تلاش میکنم که درمورد علاقه ام صبر همراه باتمرین مستمر داشته باشم وتکامل خودم را طی کنم تا آسان بشوم برای آسانی ها تابتوانم بدون نگاه کردن به صفحه ی سازم بنوازم تا نورون های مغزی ام یک جاده ی آسفالت وبدون سختی وناهمواری برایم بسازند
استادعباسمنش عزیز وخانم شایسته عزیز ازشما سپاسگذارم که بااشتراک گذاشتن این آگاهی ها باعث رشد وگسترش جهان میشوید.
خداوند حافظ ونگهدارتان باشد.
سلام مهدیه جان عزیزم
ممنون از نظرات قشنگت ، من اینچند نکته ی خیلی خوب و داخل نوشتت دیدم نظرمو جلب کرد واقعا خوب و کامل نوشتی ،
(اینکه بدون وابستگی به کسی یا چیزی دنبال علاقه ام بروم وادامه بدهم وتکامل خودم را طی کنم ولذت ببرم.
اینکه دنبال این نباشم حتما که کسی بامن همراه شود که من بتوانم پیشرفت کنم.
اینکه به تنهایی هم میشود پیشرفت کرد واززندگی لذت برد)
وقتایی که آدم ها میان میگن وای کسی نبود من باهاش برم ورزش ، برم فلان جا این کارو بکنم اون کارو بکنم من خندم میگیره چرا آدم ها انقدر وابسته اند ؟ مگه ما تنها متولد نشدیم پس خداوند قدرت خلق هرچیزی و به ما داده که بتونیم از پس هرچیزی به تنهایی بربیایم و توی مسیر درست خودش انسان های کمک کننده را بهمون وصل میکنه ، که اونم در تنهایی خودش انسان موفقی بوده و هست و در کنار هم قرار میگیریم و میشیم مکمل و این قانون صحیح زندگیه ،
ممنونم عزیزم خیلی نظر خوبی نوشتی .
در پناه خداوند شاد و ثروتمند باشی
سلام ودرود خداوند به شما دوست عزیزم دراین سایت توحیدی ومقدس.
خیلی لذت بردم ازاینکه شما هم به این نکته ی توحیدی توجه کردید به اینکه به تنهایی هم میشود دنبال خواسته ها وآرزوها وهدف هایی رفت که به نظر دیگران حتما باید کسی یا چیزی باشد که ما به هدفمان برسیم.
من خودم شخصا بگم قبل ازاینکه وارد سایت استاد عباسمنش بشوم چون درحال یادگیری موسیقی بودم وهستم فکرمیکردم حتما باید یک هم نوازنده ودوست همنواز داشته باشم که موفق شوم البته برای پیداکردن همنواز به استاد و دیگران سپردم ولی پیدانشد.
ولی ازوقتی که وارد سایت شدم وفایل های توحیدی 1،2،3،4،5،،0000 راگوش دادم به جای تکیه کردن روی دیگران به خودم وخدای درونم تکیه کردم واین باعث شد که خیلی درموسیقی پیشرفت کنم تا حدی بعضی وقت ها که درکلاس مینوازم استاد میگوید امروز باعث شدی حال واحوالم عالی شود(خدایاشکرت)
بهاره ی عزیزم ازشما سپاسگذارم که این نکته رادوباره به من یادآوری کردی.
درپناه الله مهربان،شادوخوشبخت وعاشقانه زندگی کنید.
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان امیدوارم که حالتون عالی باشه
این قضیه تکامل بارها یاداوری میشه ولی بازم انگار یادمون میره و توی هر قسمتی باید یاداوری بشه توی یه فایل یادمه میگفتید تکامل رو حتی توی روابط اونجایی که تازه با یه شخصی آشنا شدی حتی توی ساعت ملاقاتت رعایت کن یهو نرو همون اول روز و شبتو با طرف بگذرون اول یه قرار نیم ساعته روز بعد یک ساعت و به همین منوال این کنار هم بودن میتونه تکاملش رو طی کنه توی همین مثال به فرض شما عادت هایی داری خط قرمز هایی داری و طرف مقابل هم به همین شکل و اینکه به یکباره همه اینا بخواد نشون داده بشه توی مدت زیاد یجورایی غیرقابل هضم شاید باشه و همین رعایت تکامل باعث میشه هم من و هم طرف مقابلم بتونیم از هم شناخت پیدا کنیم و حتی اگه معیارای هم دیگه هم نداریم بدون آسیب و توهین و بحث قطع کنیم این رابطه رو
در مورد تکامل توی اعتماد به آدما اینکه یهو نیا زندگیتو بسپار دست کسی که شناختی ازش نداری اول پترن هاشو پیدا کن اگه مشخص شد انسان متعهد و قابل اعتمادی هست از اعتمادای کوچیک شروع کن و کم کم به جایی میرسه که کارهای بزرگ مالی هم قابل اعتماد کردن بشه
تکامل توی مهاجرت که اول ببین امادگی و علایقت مناسب مهاجرت هست و اگه هست از مسافرت شروع کن و…
حتی تکامل توی فشار اوردن به بدن توی ورزش که ایا بدن من امادگی این حجم از فشار رو الآن داره ؟ چقدر شبیه این فشار رو قبلا بهش اوردم چقدر همین یه نکته باعث شده افراد زیادی به بهونه :میخوایم لذت ببریم ؛ بابا همش یه روزه و … اسیب به بدن خودشون وارد کردن که یه هفته بعدش خوابیدن
تکامل توی رانندگی که آیا این وسیله رو قبلا روندم ؟ چقدر روش مسلطم ایا تمرین بیشتر نیاز دارم و همین سوالا باعث میشه چه خطرات و اتفاقات بدی که شاید برای همه عادیه تو تجربه ما نباشه
و نکته مهم دیگه که جدیدا هم زیاد بهش برمیخورم تکامل توی بیزینس هست ، جدیدا با افرادی که ورشکسته شدن از لحاظ مالی و کاری صحبت میکنم و با پرسیدن یه سری سوالا سعی میکنم قضیه رو از یه ساید دیگه نگاه کنم که آیا واقعا شانسیه یا نه یه سهل انگاری پشتش هست ( هر چند که خیلیا با شنیدن داستان ورشکستگی بقیه میخوان به خودشون این باور رو بدن که بیا دیدی نمیشه دیدی ریسکه و … میشه از یه طرف دیگه نگاه کرد که عامل ورشکستگی رو در بیار و برعکسشو انجام بده تا بشه ) و نکته جالب اینجاست که توی درصد بالایی از افراد ورشکسته رد پای طی نکردن تکامل به بهونه های مختلف مثل غرور ، حساب کردن روی پولشون و نداشتن اطلاعات و مهارت کافی ازون بیزینس رو میبینم و چقدر همین نکات و البته به شرط تلاش برای عمل بهش باعث میشه مسیر برای ما ساده تر و لذت بخش تر بشه
و هر جوری نگاه میکنم همه جا تکامله و خیلی جاها داره یادم میره که تکامل رو رعایت کنم و همین یاداوری شاید باعث میشه که بیشتر حواسمو جمع کنم و ازونطرف نکته مهم دیگه اینکه ازونطرف به بهونه تکامل انقدر همه چیو موکول نکنم و باعث اقدام نکردن بشه و این جمله طلایی شما “تکامل تعداد تجربه هست توی یک حوزه و شما میتونی این تجربه رو توی زمان کوتاه تری انجام بدی به شرط حرکت کردن ”
استاد یه نکته ریز اما تاثیر گذار توی فورهند زدن اینه که مرکز گردش دست شما توی فورهند شانه هست جوری که مچ و ساعد و ارنج همگی به مرکزیت شانه در گردش هستند و شانه حرکت زیادی رو داره که همین باعث میشه انرژی زیادی از بدن گرفته بشه و زیاد روی جهت دادن به توپ کنترل نداشته باشید اگه این مرکزیت رو به آرنج تغییر بدید طوری که انگار آرنج مرکز یک دایره هست و ساعد شعاع اون دایره با انرژی کمتر و کنترل بیشتر ضربه میزنید اینطوری شانه کمترین حرکت و فقط یه گردش جزئی داره و ساعد به عنوان شعاع دایره بیشترین جابه جایی رو داره
در مورد رویه های TENERGY 05 همونطور که گفتید رویه های بشدت سرعتی_تهاجمی هستند و مناسب بازیکن های سرعتی و تهاجمی که بخش زیادی از بازی رو به حمله و رو به جلو اختصاص میدن هست و همونطور چوب تیموبول و کار دفاع رو یه مقدار سخت میکنه بسته به نوع بازیتون که دفاعی هست یا حمله ای یا حتی یچیزی بین اینا میتونید چوب و رویه رو تغییر بدین بسته به کربنی که توی چوب به کار میره و تعداد لایه های چوب قابلیت سرعت و دفاع چوب کاملا متفاوته
در مورد رویه هایی که توی ایران تحت عنوان آنتی شناخته میشن هم اگه نمیشناسید میتونید تحقیق کنید که رویه کاملا متفاوته و سطح صاف نداره مختص بازیکن های دفاعی هست برای خنثی کردن اسپین های سنگین
شاد و سالم باشید
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان که گرچه در فایل بصورت فیزیکی حضور ندارد ولی با نوشتههای زیبایش حضورش را در فایل نشان میدهد.
سلام به همه دوستان هم فرکانسی ام
من 14 سال در بیزینسی کار کردم و پیشرفتهای خوبی هم در آن داشتم تا اینکه بجایی رسیدم که درآمد نه تنها متوقف شد و بلکه روز به روز کمتر میشد. یه مدتی میشد با وجودی که روی خودم کار میکردم و هدایتهای الهی را در بیزینس انجام میدادم ولی تغییر چندانی در درآمد اتفاق نمیافتاد تا اینکه حس کردم نکنه باید تغییر شغل بدم.بخصوص که چون شغل من در محیط درمانی بود و هر روز با افراد زیادی که در فرکانس بیماری و مشکلات زیاد بودند در ارتباط بودم. مدتی که گذشت یکروز که احساس بسیار خوبی داشتم و در حال پیاده روی و سپاسگزاری بودم از خدا خواستم به من بگه در این شغل بمونم یا عوض کنم و جالبه در جا گفت باید عوض کنی. با وجودی که نمیدونستم بعد از اون باید چکاری رو شروع کنم ولی انقدر هدایت قوی بود که درجا تصمیم گرفتم شغلم رو عوض کنم. برای شروع باید به بیماران و پرسنل اعلام میکردم که دیگه کلینیکی وجود نداره ، خیلی سخت بود ولی انجامش دادم چون به قول استاد این هدایت فقط نیاز به یک شجاعت داشت . هر روز باید به این سوال جواب میدادم که بعد از این میخوای چکار کنی و جواب من فقط یک جمله بود، نمیدونم . فعلا فقط گفته جمع کن و ظرف یک ماه کلینیکی که با عشق و با تجربه 14 ساله ساخته بودم رو جمع کردم.
روی خودم کار میکردم و نمیدونستم قراره چه اتفاقی بیفته تا اینکه فقط یک ماه بعد به شغل جدیدی هدایت شدم. شغلی که تا اون روز نفهمیده بودم دوسش دارم و خیلی زود واردش شدم و اتفاقات خوب پشت سر هم رقم خورد.
الان بعد از گذشت شش ماه میخوام یک نیچ مشخص در شغل جدیدم ایجاد کنم و چند روزه از خدا هدایت میخوام که این کار درسته یا نه و بهم بگو چجوری و از کجا شروع کنم . امروز صبح فکرم درگیر این بود که آیا باید با توکل به خدا فقط شروع کنم یا قبلش بازم آموزش ببینم و بعد شروع کنم؟
در ذهنم مدام این سوالات میومد که آیا فقط خدایم برای شروع کار جدید کافیه یا باید آموزش هم ببینم؟
نکنه دارم شرک میورزم ؟ نکنه هنوز توحید در وجودم انقدر پررنگ نیست که میخوام دست به دامن آموزش بشم؟ و همین افکار باعث شد بگم خدایا تو هدایت کن واقعاً نمیدونم این چیزایی که در ذهنم میگذره هدایته یا شیطانه؟ نمیفهمم کدوم شرکه کدوم توحید؟
تا اینکه مثل همیشه جواب داد گفت برو به سایت و نشانه روزتو ببین.
وارد سایت که شدم دیدم استاد فایل جدید گذاشتن و خدا گفت همینو ببین.
استاد شما جواب تمام سوالات مو در این فایل دادید و من چقدر خوشبختم که با شما و با مسیر توحید واقعی آشنا شدم.
چقدر خوشبختم که فهمیدم اون مذهبی که از بچگی به ما گفتن، توحید نیست ، خدای واقعی نیست ، اسلام واقعی نیست . اسلام یعنی تسلیم ولی تسلیم چیه توکل چیه ؟
اوووه خدای من هنوز باید یاد بگیرم ، یاد بگیرم توحید ، تسلیم و توکل واقعاً چیه و چجوری باید زندگیشون کرد ؟
من زیاد اهل کامنت نوشتن نیستم ولی بعد از دیدن این فایل زیبا و پر از آگاهی این جملات به ذهنم اومد و گفت بنویس .
استاد بازم ازتون ممنونم و براتون آرزوی سلامتی و خوشبختی هر روز بیشتر از قبل میکنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدارو صدها هزار بار شکر که امروز هم فرصت زندگی کردن و داشتم و تونستم این فایل زیبا رو ببینم
استاد نازنینم از شما هم سپاسگزارم که این فایل و با ما به اشتراک گذاشتید ان شاءالله در پناه الله یکتا باشید همیشه
من میخوام نسبت به سوالاتی که بالای فایل مطرح شده پاسخ های خودم در تجربیات زندگیم بنویسم و اول به خودم و دوم به دوستان نازنینم کمک کننده باشه
1.کجاها توانستید به قانون تکامل عمل کنید و مسیر برای شما آسان و لذت بخش شد؟
من حدود 3 ماه پیش یه ورزشی رو شروع کردم که فرم استخوان رو تصحیح میکرد و خب من از بچگی شونه های افتاده داشتم و بخاطر یکسال درس خوندن وضعیت شونههام وخیم تر شده بود و گردنم هم رو به جلو فرم گرفته بود
خلاصه من این ورزش و شروع کردم و تو ماه اول حرکات ساده بودن اما به همون اندازه برای یک فرد مبتدی دشوار بود و نیاز به تمرین داشت و خب دقیقا وقتی به اتمام اون ماه میرسیدیم دیگه اون حرکات مخصوص اون ماه رو خیلی راحت انجام میدادم و تکاملم طی میشد و برای ماه دوم و ماه های بعدی برنامه عوض میشد و اگرمن اون پیش نیاز ماه قبل و نداشتم و تکامل رو طی نمیکردم عملا نه نتیجه ای حاصل میشد و نه من اون ورزش و ادامه میدادم
خلاصه من توی طی این 3 ماه هر ماه اومدم عکس کلی از بدنم گرفتم و وقتی تغییرات و دیدم متوجه شدم بدن من تو ماه دوم تغییر آنچنانی نکرده بود اما چون استمرار داشتم و حرکات رو طبق تکامل طی کردم حدود 80 درصد شونه و گردن من به جای قبل برگشته
و خب البته برای تثبیت، همچنان نیاز دارم تا اون ورزش و انجام بدم اما اون شروع و انجام تکاملی مسیر و یکدفعه نرفتن سراغ حرکات سخت و صبر داشتن باعث یه نتیجه خوب تو بدن من شد
2. کجاها برای رفتن به مرحلهی بعدی صبر داشتید و بهجای عجله، روی بهبودهای مستمر تمرکز کردید، تا جایی که پایههای این مرحله بهاندازهی کافی تقویت شد و توانستید موفقیتهای آینده را روی آن بنا کنید؟
کجاها برعکس عمل کردید؟ یعنی بهجای تمرکز بر بهبودهای کوچک اما مستمر و تقویت فونداسیون درونی خود در این مرحله، عجله داشتید بدانید در مرحلهی بعدی چه خبر است، یا به خاطر مقایسه با دیگران، نمیخواستید از قافله عقب بمانید. در نتیجه، بهجای تقویت فونداسیون، بار اضافهای بر آن گذاشتید و قبل از تکمیل ساختمان، آن را ویران کردید.
توی پاسخ به بخش اول این سوال که تو سوال اول هم توضیح دادم بدلیل طی کردن تکامل و داشتن صبر و داشتن استمرار تو مسیر تونستم وضعیت استخوان بدونم و تا حدود زیادی به شکل اولیه و طبیعی برگردونم
توی بخش دوم سوال دوم:
من یه چند وقتیه دارم کره ای رو تو سطح متوسط یاد میگیرم و طبیعتا کلمات به سادگی کلمات قبل نیست و کلمات و موضوعاتی مثل روزمره و مسواک زدن و ظرف شستن و ملاقات کردن دوستامون صحبت نمیکنیم و خب یکم موضوعات سنگین تر شده مثل موضوعات اقتصادی، مثل انجام دادن انتخاب واحد و ازین دست موضوعات که شاید در سال چند بار برای ما رخ بده.
به عنوان مثال مگه ما چند بار در سال انتخاب واحد میکنیم؟ پُرِ پُر 3 بار، تازه اگر ترم تابستونی بخوایم برداریم
و خلاصه کلا اینکه مباحث مباحثی هستند که کمی سنگین تر شدند و نیاز به تمرین و تکرار خیلی خیلی بیشتری نسبت به موضوعات پایه و ساده دارن که تو زندگی روزمره شاید در روز 5 بار ازش استفاده بشه
خلاصه من عجله داشتم تا قبل عید این سطح و تموم کنم و توی 3 ماه بهار سطح پیشرفته رو مطالعه کنم و میشد در روز دو تا درس جدید و پشت سر هم میدیم و احساس سرافکندگی میکردم که من چرا هیچی از درس و نمیفهمم!
و جواب کاملا مشخص بود!!
چون من تکامل و طی نکرده بودم و یدفعه رفتم سراغ لقمه گنده تر از دهنم و تو گلوم گیر کرد!
یبار یادمه من یه درس جدید دیدم و حدود 2 ساعت روی کلماتش کارکردم و یکمم با گرامر های جدید جمله ساختم و رفتم سراغ درس بعدی و اتفاقی که افتاد این بود که توی درس بعدی ما تمرین شنیداری داشتیم و من تقریبا هیچ چیزی رو متوجه نشدم!
بعده ها که با تمرین زیاد کلمات درس قبل و خوب تمرین کردن دوباره اون شنیداری رو گوش دادم متوجه شدم که چقدر این تمرین شنیداری راحته! فقط کلید موفقیتش این بود که کلمات جلسه ی قبل و باید خیلی خیلی خوب تمرین میکردم!
اتفاقا پریروز میخواستم یه چیزی به دوستم بگم و میخواستم از یه گرامر خاصی که مربوط به اون جملم بود استفاده کنم اما در کمال تعجب هرچقدر فکرکردم، اون گرامر بخصوص تو ذهنم نیومد و وقتی امروز این فایل و دیدم متوجه شدم من تمرین و تکرار زیادی نداشتم تا اون گرامر بشه جزوی از وجودم و بدون فکر کردن ازش در مکان و زمان درست استفاده کنم!
متوجه شدم فقط عجله داشتم هر درس و ببینم و کلماتش و بنویسم و با گرامر ها جمله بسازم و برم سراغ درس بعدی و تمومش کنم!!!
درحالی که من اجازه نداده بودم که اون گرامر تو ذهن من نقش ببنده! اجازه نداده بودن که کاربرد درستش و یاد بگیرم!
استاد نازنینم سپاسگزارم که بهم تلنگر زدید و ازین به بعد سعی میکنم که تمرین و تکرار زیادی داشته باشم روی هر موضوعی و وقتی ملکه ذهنم شد بعدش برم سراغ مبحث بعدی و موضوع بعدی
4. برنامه شما برای استفاده از این درسها در هر جنبهای از زندگی خود، چیست؟
قصد دارم تو هر جنبه ای از زندگیم انقدر توی قسمت پایه خوب تمرین کنم و صبر و استمرار داشته باشم و بعد برم سراغ بخش بعدی
بعنوان مثال اگر میخوام تو بحث رشتم وارد بازار کار بشم اول از همه انقدری برای خودم نمونه سایت بزنم و انقدر پیچ و خم کدها و دستورهارو یاد بگیرم و تمرین های مختلف و زیادی انجام داده باشم و بعد برم و برای مرحله بالاتر اقدام کنم
برای زبان خوندم هم همینطور! انقدر گرامر رو کلمات و اون جلسه رو تکرار و تمرین کنم و ملکه ذهنم بشه و ناخودآگاه ازش استفاده کنم و بعد برم سراغ مبحث بعدی
و اینطوری احساس سرافکندگی و پوچی و بدردنخوری برای هیچ مسئله ای در زندگی نخواهم داشتم
استاد نازنینم ازتون یک دنیا سپاسگزارم که این مبحث و این درس بزرگ از یک بازی رو با ما به اشتراک گذاشتید
و همچینین امیدوارم کامنتم بتونه به دوستانم تو تجربیات زندگی آنها هم کمک کننده باشه
ان شاءالله همیشه همهما توی این مسیر زیبا بمونیم و دورنشیم
آمین
بنام خدای مهربان قانون مدار
عرض ادب خدمت 2 استاد بزرگوار استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گرانقدر
ودرود به دوستان گرامی
استاد چند سالی است که اموزشهای شما راهنمای زندگیم گشته و مدار زندگی من تحت تاثیر حرفهای ساده.، دلنشین و خدائی شما بوی اشتی با خدا و صلح با درون گرفتهاند . دانشجوی مکتب توحید گشته و انگار این تشنگی به مدار تشنه تر شدن سوق داده شده و اشتی با ایهها قران راز محبوبیت و توجه به هر نکتهساده راز استادی و بیش از حد خود بودنتان را راز احترامتان دریافتم
این اولین کامنت و حاضری من در دانشگاه خود شناسی شماست و چقدر کائنات زود به فرکانسهای ما جواب و چقدر نشانهها دقیق و به موقع نمایان میشوند. با افتخار چند روزیست که در ایمیلتان نظرتون رو در مورد یک بازی جویا شدم که محوریت ان زندگی را بازی کردن تا بازی زندگی اموختن میباشد و دیشب این فایل نشانهای برایم شد که بهتر راز تجسم را درک نموده و جوابتان را نزدیک بدانم.
به نطر من در هر بازی نکتهها ی
نهفته بسیاری است که هر کس بنا به مدار خود قادر به فهم و دیدن ان نکتهها میباشد و اگر شما به این زیبایی از دل یک راکت و میز و توپ قانون زندگی رو به ما یاداور شدید نشان از تسلط شما بر قوانین و بازی زندگی است قوانینی که همیشه و همه جا در حال اجرا ست و فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل و مدار تو ،گیرنده چگونگی حضورشان در کل کائنات میباشد. راز پینگ پنگ همان راز فوتبال است و راز فوتبال همان راز مابقی ورزشها
راز داشتن هدف، امید، کنترل ذهن و کسب نتیجه ای خوب در عین شادی و لذت دقیقا عین زندگی واقعی
خدا را هزاران بار شکر گزار وجود شما دست خدا در زندگیم هستم و ممون از شما و خانم شایسته عزیز و دوستان عزیز ی که دلنوشتهها و تجربیاتشان باعث درک بهتر درسهای شما میگردد.
به نام خدا سلام استادجان
کلا این فایل که واسه من ضبط شده. سپاسگزارم ازتون
دوروزه. که دوره هم جهت با جریان خداوند رو خریداری کردم و الان هنوز جلسه اولشم.
حالا این بماند که هی ذهنم میگه برو جلسه بعدی بعدی
ولی من مقاومت میکنم
ولی میخوام راجب یه چیز دیگه بگم که خیلی بیشتر اذیتم کرده.
من ازوقتی که مفهوم مومنتوم رو متوجه شدم سعی کردم خیلی خوب ازش استفاده کنم خیلیم توروز اول موفق بودم ولی دچار کمال گرایی شدم.
ی اتفاق خیلیی ریز افتاد که من نتونستم ذهنمو کنترل کنم
و من توقع داشتم که پرفکت باشم
ولی نشد
یهو گفتم ببین خدایا مومنتوم متوقف. شد
من وارد مومنتوم منفی شدم
خدایااا
این چه وضعیه کلی گریه و….
باورتون میشه الان خندم میگیره
که من
داشتم به خودم احساس بد میدادم که چرا
حسم بد شده و هی بیشتر و بیشتر حالم داشت بد میشد
فقط و فقط بخاطر اینکه
میخواستم پرفکت باشم
منی که کلا به ادم زود جوش و حساس معروفم و زود از کوره در میرم
توقع داشتم ی روزه دیگه بشم
خداوندگار ارامش و خونسری و علی بی غم بودن به قول شما
وخب معلوم بود که قانون تکاملم اجازه نمیداد
به همین دلیل ناامید شدم امروز همش میگفتم ببین تو نمیتونی ذهنتو کنترل کنی.
ببین حساسی
بببین غر میزنی
و……..
چرا؟ چون توقع داشتم هیییییچوقت دیگه حالم بد نشه
هییییچوقت دیگه احساسم منفی نشه
و به ی ذره بهتر شدنم قانع نبودم
دلم میخواست همشششش در بالاترین حالت سپاسگزاری و نزدیکی به خدا
باشم و فکر میکردم ی ایرادی دارم که نمیتونم اینطوری باشم.
چون از سخت شروع کردم
نیومدم ی ذره سعی کنم بهتر شم
هی ی ذره ی ذره
وخودمو باادمای خونسرد و اروم اطرافم که از بچگی اینطور بودن مقایسه نکنم
و این خودش باعث میشد خیلیییی احساسم بد شه.
الان میفهمم داشتم الکی الکی سرخودم بلا میاوردم با رعایت نکردن تکامل
حس میکنم برداشتم اشتباه بوده و باید بارها و بارها
جلسات این دوره ی عالی گوش بدم
حتما اونموقع درک بهتری دارم
چون برام تبدیل شده به یه وسواس
فقط و فقططططط
به خاطر توقع بیجا از خودم.
که خواستم قانون تکامل که قانون ابدی و ازلی جهان هستش رو
دور بزنم
خداکمکم کنه.
که درک بهتری داشته باشم و در عمل بتونم
کم کم
اوضاع رو بهتر کنم
نه یهو توقع
پیامبری ازخودم داشته باشم
دوستون دارم استاد مرسی
من هنوز 17دقیقه اول رو گوش دادم برم بقیشو گوش بدم اگه نکته ای بود اضافه کنم
درپناه الله یکتا شاد و سلامت باشید
به نام رب مهربانم
سلام به استاد عباس منش عزیز و سلام به خانم شایسته گرامی
خدارو شکر می کنم بابت دیدن مردی ثروتمند و شاد که بی دریغ از هر موقعیتی استفاده میکنه تا کمک کنه مفاهیم و قوانین رو بهتر درک کنم. خدارو شکر بابت روزی بغیرالحساب که نصیب شما کرده تا هر تکنولوژی جدید در هر زمینه ای که بهش علاقه دارید براحتی تهیه کنید. که از هر چیزی بهترین متریال و برند رو بخرید. تا بدون دغدغه کمبود به لذت بردن از زندگی بپردازید. تا به ما هم فرصت باور فراوانی بدید.
استاد از شما برای مرور دوباره و صدباره قوانین ممنونم و ممنون که مرتب یادآوری می کنید به ما که اصل قانون چیه، چرا که من خودم شخصا نیاز دارم هر روز بارها و بارها این قوانین بهم یادآوری بشه تا راه رو گم نکنم.
استاد مواردی که فرمودید رو من دقیقا در پروسه یادگیری رانندگی سپری کردم و چقدر دقیق و مو به مو صدق می کنه. من 5 سال بعد از گرفتن گواهینامه تونستم ماشین بخرم و خوب طی مدت پنج سال میشه گفت که هیچ چیز از رانندگی یادم نبود. شروع کردم به یادگیری مجدد. مساله این بود که برادرم به من گفت نیاز به هزینه نیست و چند بار که با من بریم رانندگی همه چیز یادت میاد. و منی که اضطراب داشتم، ترس از رانندگی داشتم، چیزی بلد نبودم، و از طرفی نگران حرف همکارا و آشنایان هم بودم که باید بهترین باشم در رانندگی چون از من انتظار دیگه ای میره. بماند که به دلیل باور کمبود، نگران خط و خش و آسیب ماشین صفرم هم بودم.
شروع آموزش با برادرم در اتوبان بود و در واقع از جای سخت آموزش من شروع شد و نتیجه شد اینکه شدت ترسی در من ایجاد کرد که 3 ماه زمان برد تا به حالت عادی برگردم. اون روز خداروشکر هیچ اتفاقی نیفتاد اما من دچار ترس و اضطرابی شدم که بیمارم کرد و مجبور به مصرف داروهای کنترل اضطراب و آرامبخش شدم. چون این ترس تمام زندگی من رو تحت تاثیر قرار داده بود و در عرض حدود 3 ماه من رو با کاهش وزنی 7 کیلویی مواجه کرد. عدم رعایت تکامل باعث شد من از رانندگی متنفر بشم. به این نتیجه رسیده بودم که من اصلا استعداد رانندگی ندارم و کاش ماشین نمیخریدم و از طرفی هم مدام خودم رو با رانندگان چندین ساله مقایسه می کردم و هر روز ناتوان تر و مستاصل تر از روز قبل. دیگه هم از رانندگی و هم از ماشینم متنفر بودم.
خداروشکر که یک روز خدایی که همیشه من رو دست بهترین بنده هاش میسپره، من رو هدایت کرد به ویدیویی از یکی از برترین مربیان آموزش خصوصی رانندگی ایران در تهران. و چقدر آروم آروم و اصولی و با طی تکامل من موفق شدم راننده بشم. در تماس اول خیلی آروم و متین به من گفت “تا روز شروع کلاست با من اصلا ماشین رو بیرون نبر و صبور باش. سختش کنی، سخت میشه”
ایشون خیلی آروم آروم و با حوصله بدون عجله برای مراحل بعد شروع به آموزش کردن و در هر مرحله به مهارت میرسیدم، آموزش بعدی آغاز می شد. از ایست و حرکت ساده، حرکت مستقیم، دور زدن، دنده عقب، پارک، و همه مهارتها پله به پله و بدون عجله طی شد و بالاخره بعد از 20 جلسه من به تنهایی تا محل کارم رانندگی کردم. مساله ای که یاد گرفتم و همین الان هم هر روز با خودم مرور می کنم اینه که عجله نکنم و به خودم فرصت بدم تا تبدیل بشم به راننده ای حرفه ای تر. خودم رو با روزهای قبل خودم مقایسه می کنم و بهبودهامو به خودم یادآوری می کنم و تحسین می کنم خودمو. به بقیه کاری ندارم و حواسم به رانندگی و پیشرفت خودمه و از طرفی رانندگی خوب بقیه رو هم تحسین می کنم. و هر روز برام مهمه که دقت کنم و مهارتمو گسترش بدم و خودمو تحسین کنم. و الان که این کامنت رو مینویسم اون مسیر عصبی در مغز من شکل گرفته و تلاش آگاهانه ای طی رانندگی ندارم.
خدارو هزاران بار شاکرم بابت اینکه همواره بهترین دستانش در زندگی من حضور دارند.