این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-29 02:36:522024-11-08 04:54:02live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
801نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اکثر ادما غافل هستن از انرژی ذهنیشون و اینکه چقدر افکارشون قدرت داره
چقدر ادما درگیر زندگی روزمره هستن و چقدر دنیای فعلیشون رو ثابت و غیر قابل تغییر میدونن و فکر میکنن همینی که هست باید بسازم و بسوزم
همه ی ما صبح تا شب داریم تجسم میکنیم یعنی همون افکاری که صبح تا شب تو ذهنمون میاد نا اگاهانه داره شرایط زندگیمونو خلق میکنه
تجسم چیزی نیست جز این که داریم تو ذهنمون به ی موضوعی فکر میکنیم ما همواره در حال فکر کردنیم و نود درصد مواقع به چیزایی که نمیخوایم فکر میکنیم و یه عمر همینجوری عادت کردیم
تجسم کردن چیزی جز جهت دهی افکار به یه موضوعی در اینده نیست
مراقب افکار و ورودیهای ذهنمون باشیم با یه روند تکاملی و کم کم باتمرین کردن میتونیم افکارمونو کنترل کنیم
چیزی که ما الان درش هستیم و داریم زندگیش میکنیم خودمون به واسطه افکارو باورهامون خلق کردیم این قدم اول برای تغییر زندگیمون هست
افکار یه فاصله زمانی میخواد تا نتیجش مشخص بشه با یه دوبار فکر کردن هم اتفاق نمیفته باید تکرار بشه تا تبدیل به باور بشه عمیق بشه تقویت بشه اونوقته که اتفاق میفته
اینقدر این شرایطی که الان درش هستم بعدا میتونه بهم کمک کنه که بعدا ازش به عنوان نعمت یاد میکنم
تضاد ها و مشکلات انگیزه ها رو در ما ایجاد میکنن که تلاش کنیم و به موفقیت برسیم
در هر شرایطی و خصوصا شرایط سخت و بد باید بتونیم ذهنمونو کنترل کنیم و جهت بدیم به افکارمون به سمت مثبت ها
کمالگرا نباشم و بدونم کوچکترین تغییر مثبت میتونه نتایج بزرگ ایجاد کنه و بدونم دنیای مادی جهان صفرو یک سیاه سفید نیست چیزی بین این دوتاست خدایا کمک کن اینو درک کنم باورش کنم بفهممش
اگر نا اگاهانه بدست خودمون زندگیمونو خراب کردیم همونجا واستیم و شروع کنیم اگاهانه باورهامونو تغییر بدیم و زندگیمون اونوقت عوض میشه
همه چیز میتونه تغییر کنه فارغ از این که الان شرایطم چیه به شرط این که جدیت و تعهد داشته باشم توی کنترل افکارم و ورودیهای ذهنم کانون توجهم که باورهامو میسازن
وقتی شروع کنم روی خودم کار کردن ادمای اطرافم کم میشن حذف میشن چون هم فرکانس با من نیست و سرم خیلی خلوت میشه انوقت فرصت مناسبیه که از این تنهایی استفاده کنم و بهتر و بیشتر روی خودم و افکارم و باورهام کار کنم
تنهایی نشونه این که قانون داره کار میکنه و جواب میده
با خودم زیاد راجب خواسته هام ارزوهام حرف بزنم چون با صحبت کردن با خودم راجبشون میتونم بهشون قدرت بدم
کاخ اسمان را ما به قدرت خود برافراشتیم و مائیم که بر هر کار عالم مقتدریم (سوره ذاریات ایه 47)
همانا روزی بخشنده ی خلق تنها خداست که صاحب قوت و قدرت ابدیست (سوره ذاریات ایه 58)
خدایا شکرت برای آگاهی ها و هدایت های امروزت که میدونم قشنگ دستمو میگیری و کارهامو انجام میدی و همه چیز به نفع من پیش میرود سپاسگزارتم
نوشتن و صحبت کردن در مورد خواسته تلاش ذهنی بالایی میخواد که ما خودمون رو همونوموقع لایق بدونیم و احساسه خوبی داشته باشیم و تجسم کنیم
همون لایق بودن به ما شور و شوق میدهد
خدایا من آماده دریافت نعمت و ثروت و فراوانی در زندگی و کسب و کارم رو دارم
وقتی میخوایم تجسم کنیم خیلی سخت نیست میایم افکارمون رو آگاهانه به سمته خواسته هاو خوبی و زیبایی جهت دهی میکنیم به سمته اونچیزی که به ما احساسه خوبی میدهد
و فرکاسشو میفرستیم و اون مسیر رو ادامه میدیم و بعد خواسته وارد زندگی میشود
ولی تلاش ذهنی زیاد میخواد و باید تمرکز کنیم و کنترل ذهن بالایی میخواد
باید در مسیر بمانیم و ادامه بدیم تا نتایج پایدار بشود
استفاده کردن از قدرت تجسم و نوشتن و صحبت کردن در مورد خواسته ها برمیگرده به اینکه ما چقدر خودمون رو لایق دریافت نعمت های خداوند میدونیم و این احساس لیاقت باعث میشه در مورد خواسته هامون بیندیشیم و رویاپردازی کنیم و تحسم کنیم ..
تجسم به معنای یک کار عجیب و غریب و یک تکنیک جادویی نیست بلکه به معنای جهت دادن انرژی فکری و ذهنی در جهت خواسته ها هستش . وقتی که من میام درمورد خواسته هام اندیشه میکنم و فکر میکنم و تصویر سازی ذهنی میکنم و این فرایند رو ادامه میدم و ادامه میدم به طور ناخوداگاه مغز از ذهن فرمان میگیره و جسم به خواسته حرکت میکنه .،، چون مغز انسان از ذهن تغذیه میکنه و ذهن چیزی نیست جز ورودی هایی که بهش داده میشه !!! پس من باید اگاهانه تلاش کنم ذهنم رو مدام به سمت خواسته هام جهت دهی کنم و البته تجسم به معنای تکنیک جادویی نیست ،، همین که مثلا دارم قدم میزنم و یک زندگی زیبا رو با حس خوب صحبت کردن در ذهنم میسازم این یعنی تجسم کردن !! حالا چه عاملی باعث میشه من بتونم یک زندگی زیبا رو در اینده بزای خودم متصور بشم ؟؟ وقتی که باور داشته باشم که افکار خودم دارن زندگیم رو خلق میکنن !!! وقتی که اینقدر احساس لیاقت داشته باشم که فارغ از اینکه اوضاع فعلیم و شرایط جامعه به چه صوزت هستش من اون زندگی دلخواهم رو ذر ذهنم بسازم و باور داشته باشم که میشود …
مثلا :
در ویلایی بسیار زیبا به همراه رابطه ی عاطفی زیبایم سوار بر اسب هایمان در حال اسب سواری و لذت بردن در کنار ساحل زیبا هستیم و صدای موج های اب چه دلنشین است.
این چه حس خوبی به من میده !!! این حس خوبی به من میده که شرایط سخت فعلی من میتونن به زیباترین لحظات زندگی من در اینده تبدیل بشن اگر من احساسم خوب باشه و امیدوار باشم و توکل داشته باشم ،، اون وقت همین شرایط سخت تبدیل به زیباترین خاطرات من میشن ،، زمانی که من ادامه میدم و ادامه میدم و ادامه میدم
خب اینم از رد پای من از گام 26 ،، یادم باشه تعهد دادم
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و چهل و یکم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم پیامک واریز و برداشت کارتم پاسارگاد که کار نمیکرد درخواست کردم از خداوند که امروز درست بشه رفتم به ماشینم گاز زدم دیدم پیامک اومد و درست شد خدایا شکرت که همواره داری درخواست هام رو پاسخ میدی و اجابت میکنی
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم 220 تومن که مشتری بهم قرار بود واریز کنه از خداوند خواستم امروز واریز کنه که واریز کرد
خدایا شکرت بابت اینکه مادرم رو بردم به پنجشنبه بازار و مادرم کلی سبزی و خیار و گوجه و … خرید
خدایا شکرت بابت اینکه سبزی رو خورد کردم تره رو راحت میتونم خورد کنم ولی جعفری و گشنیز رو گفتم نمیتونم خوب خورد کنم همون لحظه خداوند بهم ایده داد اولش نمیخواستم عمل کنم ولی ببین هدایت خداوند رو حتی توی کوچیکترین کارهای زندگیتم هست خداوند بهم گفت که اگه میخوای راحت خورد کنی و گشنیز و جعفری مثل تره ریز ریز خورد بشه بیا ترکیبش کن قسمت پایین گشنیز و جعفری و شنبلیله بذار روشو با تره بپوشون و خورد کن و من انجامش دادم خیلی عالی و مفید جواب داد خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه فایل جدید استاد رو که درمورد شرایط جنگی رو سایت قرار دادند رو که خیلی احتیاج داشتم بهش رو گوش دادم و فایل تاثیر رسانه ها در شکل گیری باورها رو گوش دادم بسیار عالی و آموزنده بود سپاسگزاااارم ازت استاد عزیزززززززم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم از جایی که فکرشم نمیکنم مشتری برام بیاد که یه مشتری پیام داد و 30 بسته پودر زعفران سفارش داد آدرس و شماره تماس هم داد کبابی هست
خدایا شکرت بابت اینکه پدرم ماشینم رو برده بود شب و من میخواستم پودر زعفران به مشتری ببرم که پدرم دیر اومد و نشد که ببرم و من خیلی راحت ذهنم رو کنترل کردم و گفتم فردا میبرم حرص نزدم و اینکه پارسال پدرم ماشینم رو برده بود و دیر اومده بود یادمه گریه میکردم عصبانی میشدم میگفتم چرا برده چرا نمیاره الان دزد میبره اگه دزد ببره میدونم چیکار کنم بابا پدرم و کلی عصبانی میشدم و احساسمو بد میکردم
اما امسال تغییرم رو متوجه شدم که خیلی آروم بودم و گفتم باشه میاد و نگران نیستم و هر اتفاقی بیفته به خیر من هست خدایا شکرت که نگاهم تغییر کرده (الخیر فی ما وقع)
خدایا شکرت بابت اینکه لواشکی که مادرم درست کرده بود به ماشینم نور آفتاب میفته و گرم میشه اونجا گذاشتم اینم یه ایده ای بود از طرف خداوندم و خشک شد و خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه چند روز پیش دیدم تلویزیون نشون میده بیش از 30 هزار پرنده مهاجر سمت دریاچه مغان اومده این فراوانی نیست پس چیه
خدایا شکرت بابت اینکه طرف دادگاه یه پارک جدید و بسیار زیبایی ساخته شده رفتم اونجا و پیاده شدم و بابت غروب زیبا و تماشایی و چمن های بسیار بسیار باکیفیت و انواع گل های متنوع به رنگ های نارنجی و سرخابی و صورتی و سفید و درختان و درختچه ها و صندلی ها و سطل زباله ها و آلاچیق های جدید سبز رنگ و فواره های آب که بی نهایت آب ازشون خارج میشد و آبیاری میکردن پارک رو و یه پارکینگ بزرگ و سرویس بهداشتی و آبخوری و… سپاسگزاری کردم
دیدم باغبون ها هم اونجا دارن زحمت میکشن و آبیاری میکنن و یه پارک بسیار زیبایی بود گفتم ببین اگه نرسن به این پارک این پارک اینطوری خوشگل و زیبا نمیشه مثل ذهن ماست اگه ورودی های مناسب ندیم به ذهنمون و همیشه روی باورامون کار نکنیم اتفاقات خوبی رو تجربه نمیکنیم ما باید مثل همین پارک همیشه باید ذهنمون رو پاک کنیم و آبیاری کنیم با ورودی های مناسب و..تا یه ذهن پاک و زیبایی داشته باشیم که فقط اتفاقات خوبی رو جذب زندگیمون کنه
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
چطور با تجسم اتفاقات زندگی خودمونو رقم بزنیم؟
چقدر آدما غافل هستند از انرژی ذهنیشون چقدر غافل هستند از اینکه افکارشون چقدر قدرت داره
چقدر آدما چون شرایطشون الان اینجوریه چقدر ابدی و دائمی میدونند و فکر میکنند همینجوری میمونه شرایطشون
و به چیز دیگه ای فکر نمیکنند و میگن همینی که هست باید بسوزی و بسازی
اونایی که باور دارند به خداوند اونایی که باور دارند افکارشونه که زندگیشونو رقم میزنه اونایی که ایمان دارند فارغ از شرایط بیرونی مثل مکان زندگی و سن و تحصیلات و فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتند و چه اشتباهاتی کردند میتونه همه چی تغییر کنه ایمان دارند که میتونه تغییر کنه همه چی میتونه شرایط متحول بشه و تغییر بنیادین اتفاق بیفته
اون ها هستند که میان از قدرت تجسم استفاده میکنند
صبح تا شب همه ما داریم تجسم میکنیم
تجسم چیزی نیست جز اینکه داریم فکر میکنیم
بعضیا فکر میکنند که تجسم یعنی اینکه من برم تو اتاقی یه شمعی روشن کنم یه تمرینایی انجام بدم
نه بابا تو توی دفتر کارت نشستی تو محل کارت هستی یا پشت فرمونی اما ذهنت جای دیگست
داری به یه چیز دیگه فکر میکنی
همه شما دارید تو طول روز این کارو انجام میدید
کاری که من میام تو دوره هام انجام میدم هدایت کردن اون انرژی فکری به مسیر درسته
اما تو 95 درصد مواقع به چیزای ناخواسته فکر میکنیم تجسم میکنیم
مثلا میخوای بری به خونه میگی وای الان میخوام برم خونه و بازم اون داستانارو با همسرم دارم و….
تجسم چیزی غیر از جهت دهی افکار به موضوعی در آینده نیست
این نیست که بگیم تجسم وجه مثبت داره نه ما در 90 درصد مواقع به چیزایی که نمیخوایم فکر میکنیم و تجسم میکنیم
چیزی که تو دوره هام میگم اینه که مراقب افکار و ورودی هاتون باشید
موقعیت فعلی شما چیری نیست جز افکار گذشته شما
چیزی که الان توش دارید زندگی میکنید رو خودتون خلق کردید این اولین قدمه
اگه کسی نمیخواد این حرف منو بپذیره اصلا برنامه های منو دنبال نکنه
این قدم اول برای تغییر زندگیه
شرایط فعلیت رو خودت خلق کردی هیچ ربطی به ننه بابات و عوامل بیرونی نداره
با یه بار فکر کردنم اتفاق نمیفته اون خواسته مثلا بگی یه لحظه ترسیدم و یه لحظه ناراحت شدم پس اتفاق بدی برام میفته نه
با یکبار فکر کردن به موارد مثبت یا منفی اتفاق خوب یا بدی نمیفته
با تکرار اون افکار در جهت منفی یا مثبت اون خواسته اتفاق میفته که ما بهش میگیم باور
یعنی یه فکری که بارها و بارها و بارها تکرار میشه ،میشه باور وقتی باور ایجاد میشه اتفاقات میفته
بگیم قبلا ورودی نامناسب دادم اخبار و موضوعات نامناسب دادم به ذهنم که حالا زندگیم اینه
حالا که این قضیه رو فهمیدم من میام آگاااااهانه مدیریت میکنم افکارم رو به اون چیزی که میخوام فکر میکنم
من یه چیزایی میگم تو دوره هام که اصلا بچه ها نشنیدن
میگن ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
و کلی مثال زدم درموردش که وقتی شما ثروتمند میشی باعث گسترش جهان میشی و چقدر خرید میکنی و چقدر خدمت میکنی به آدما و …
آدمی که اینو میشنوه با اون چیزی که قبلا شنیده تفاوت داره
اینو شنیده که آدمای ثروتمند آدمای بدی هستند و هر کس ثروتمند شده از طریق پارتی ثروتمند شده و….
_تنها راه رسیدن به خداوند ثروتمند شدنه
این شعار نیستا این زنذگی منه این باور منه
اونموقع اصلا به خداوند فکر نمیکردم انقدر بدبختی بود تو زندگیم
_گفتم پس افکارمه که داره زندگیمو خلق میکنه پس میشه تغییرش داد اومدم تغییر دادم
آغا من سرمایه گذاری کردم روی باورام
من توی فقرِ خیلی سختی زندگی میکردم ولی از اون موقع توی اون شرایط شروع کردم به تغییر افکارم
وقتی یه خبر بدی رو میشنوی افرادی که قانون رو نمیدونن شروع میکنن به داستان ساختن از اون صحبتا مثلا پارتنرش میگه دیگه من نیستم بعد شروع میکنه به داستان ساختن تو ذهنش که آغا من میرم اونجا اینجوری میشه دعوا میشه و…
در حالیکه افکار تو که بهش جهت میدی داره اون خبر رو واقعی میکنه
کل صحبت اینه که بیایید آگاهانه افکارتون رو کنترل کنید
ما یه عمر هر چی رو که دیدیم واکنش نشون دادیم
نیومدیم خلق کنیم
کاری که تو دوره 12 قدم میکنیم اینه که بچه ها یاد بگیرند ذهنشونو کنترل کنند اینو تمرین کنند
کمال گرا هم نباشیم به اندازه ای که میتونی افکارتو کنترل کنی به همون اندازه نتیجه میگیری
این نیست که بگیم من باید پرفکت باشم و وای الان افکارمو نتونستم کنترل کنم و دیگه نمیتونم نه یه دوره تکاملیه
مثل کسی که داره میره باشگاه با تمرین کردن میتونیم بهتر و بهتر بشیم
وفتی دارم داستان تجسم و موفقیت بچه ها رو میخونم خب ورودی های خوبی هم به ذهنم میدم دیگه
هر چقدر بیشتر این رو بشنوم بیشتر باور میکنم که میشود منم میتونم
خداروشکر خداوند قوانینی گذاشته که میتونیم زنذگی خودمونو خلق کنیم
من همه اون چیزایی که میخواستم رو تو ذهنم ساختم اون چیزی که به زندگیم اومد حتی از اون چیزی که من ساخته بودم بهتر بود
تو زمینه ثروت و سلامتی و روابط عاشقانه وخوشبختی و ….
زندگیت تغییر بنیادین میکنه اگه از قانون استفاده کنی و متعهد باشی و باورهای درست ایجاد کنی تو ذهنت
فلوریدا پر از دریاچه هست یعنی تو هر محله ای بریم دریاچه هست ببین چقدر فراوانیه
خیلیا مسخرم میکردن میگفتن توهم میزنی ولی من ادامه دادم وناامید نشدم نشونه ها رو میدیدم که داره تغییر میکنه زندگیم
به رئیس بانک گفتم اگه کسی تا حالا نتونسته نقد انجام بده کاراشو بذار من اولین نفر باشم
خیلیا این حرفا رو باور نمیکنند
نگران نباشید که بقیه حرفاتونو نمیفهمند باورتون ندارند و میگن اینا چرت و پرته
در مورد این موارد با کسی صحبت نکنید
وقتی شما شروع میکنید به کار کردن روی خودتون آدمای زندگیتون تغییر میکنه
یه سری از آدما از زندگیتون میرن بیرون شاید تنها باشید یه مدتی
این تنهایی خبر خوبیه این تنهایی نشونه اینه که قانون داره کار میکنه
وقتی تو فرکانست عوض میشه تو با آدم های مناسب برخورد میکنی
من یه زمانی با یه سری از دوستان باهم بودیم و خوش میگذروندیم خیلی بهم نزدیک بودیم من هی که داشتم روی خودم کار میکردم احساس میکردم متفاوت فکر میکنم از دوستام بعد رفتم پیش دوستانی که همیشه میرفتیم و خوش میگذروندیم اصلا احساس کردم وقتمو دارم تلف میکنم و گفتم اصلا اینا چی میگن
احساس میکردم اونا از یه سیاره دیگه اومدن و منم از یه سیاره دیگه
اصلا هیچ حرف مشترکی باهم نداشتیم
انقدر تفاوت فرکانسی بود چون من تغییر کرده بودم وگرنه اونا همون آدما بودند من گفتم بهشون بچه ها من میخوام برم و خدافظی کردم ازشون
خود جهان اینکارو کرد وقتی مدارم عوض شد آدمای نامناسب رفتن بیرون از زندگیم
من آدم رفیق بازی بودم و مهمونایی داشتم که همیشه چند ماه میومدن میموندن از وقتی که تغییر کردم خود به خود اون آدما حذف شدند اصلا من به کسی نگفتم که به خونه من نیایید خودشون نیومدند
شما نباید نگرانش باشید شما روی خودتون کار کنید جهان همه کارارو انجام میده
وقتی روی خودتون کار میکنید یه عالمه آدم که تو زندگیتون بودند حتی اعضای خونوادتون به راحتی از زندگیتون میرن بیرون
این نشون میده که قانون داره کار میکنه فرکانس ها داره اتفاقات رو رقم میزنه
تجسم کنید با صحبت کردن با فکر کردن در مورد خواسته هاتون که خیلی قدرتمنده تجسم
[ از فکرم میگذشت که مادرم زنگ میزنه بهم و میگه یه مشتری زنگ زده و دقیقا بعد چند دیقه مادرم زنگ زد و گفت مشتری زنگ زده و 15 بسته پودر زعفران میخواد خدایا شکرت ببین چقدر قدرتمنده تجسم]
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
اول از همه از خداوند مهربان و هدایتگرم سپاسگزارم که مرا به سوی این آگاهی هدایت کرد…
و از استاد عزیزم، عباسمنش، به خاطر این آگاهیهای عمیق که مسیر خلق خواستههام رو برام روشنتر کرد، بینهایت سپاسگزارم.
و در نهایت، از شما دوستان همفرکانس و همراهان این مسیر نورانی تشکر میکنم که با قلبهای باز و ذهنهای جویای حقیقت، این آگاهیها را با من زندگی میکنید.
وقتی به شکل کاملاً هدایتشده به این live رسیدم، نمیدونستم که قراره چه تأثیر بزرگی بر من بذاره.
ولی وقتی نشستم پای این فایل و آگاهیهاش رو با دلم شنیدم، انگار وجودم دوباره کوک شد با خواستههام.
انگار فرکانسم از نو تنظیم شد.
انگار یادم اومد واقعاً کی هستم، چی میخوام و چطور میتونم اونو خلق کنم.
اونقدر این آگاهیها هدایتگر بودن، اونقدر قدرت “یادآوری اصل خلقت” توی کلمات این فایل بود،
که تصمیم گرفتم با تمام وجودم، این تجربه و این فهم رو با شما عزیزانم به اشتراک بذارم.
درک من از این آگاهی متحولکننده
ما انسانها با وجود اینکه از نظر فیزیکی، موجوداتی ضعیفتر از خیلی از حیوانات هستیم،
اما با یک قدرت خارقالعاده به دنیا اومدیم: «قدرت خلق ذهنی»
قدرتی که فرق بین انسان و بقیه مخلوقات رو رقم زده.
قدرتی که اجازه میده قبل از اینکه چیزی در بیرون اتفاق بیفته، اون رو درون خودمون بسازیم.
ما با «توانایی خلق شرایط دلخواه» متولد شدیم.
و این خلق، از طریق جهتدهی آگاهانه افکارمون به سمت خواستهها اتفاق میافته.
یعنی هر چیزی که تو ذهنم تجسم میکنم، داره یه فرکانس میفرسته به جهان…
و جهان طبق قوانین بینقص خداوند، همون جنس از تجربه رو برام میسازه.
اما مشکل کجاست؟
ما معمولاً از این قدرت برعکس استفاده میکنیم…
یعنی ذهنمون پر از تجسمهایی میشه که نمیخوایم اتفاق بیفته!
یا بدتر از اون، تجسم رو با توهم اشتباه میگیریم و میگیم “من واقعبینم، تخیل نمیکنم”.
در صورتی که تجسم خلاق، عین واقعبینی توحیدی هست!
واقعبینی یعنی ایمان به قدرت خدا، نه فقط چشم.
و خداوند بارها گفته: ایمان به غیب، یعنی باور به نتیجهای که هنوز ظاهر نشده ولی هست…
پس تجسم خلاق یعنی چی؟
یعنی:
• هدایت آگاهانه افکار به سمت خواسته
• تمرکز مداوم روی اون خواسته
• و باور به امکانپذیر بودن اون خواسته حتی اگه الان نباشه
تجسم، ذهن رو تربیت میکنه تا از “نه ممکن نیست” به سمت “بله، میتونه بشه” حرکت کنه.
وقتی من شروع میکنم به تجسم آگاهانه، یعنی دارم ذهنم رو در مسیر خواستههام شرایطسازی میکنم.
ذهنم یاد میگیره اون خواسته واقعی و ممکنه.
و چون ذهن، خیال و واقعیت رو از هم تشخیص نمیده، کمکم خودش باهام همدست میشه تا اون رو بسازیم.
باور نکردن، بزرگترین مانع ماست
ما از ته دل یه خواسته رو میخوایم،
اما از ته ذهن باور نداریم که میتونیم اون رو داشته باشیم!
اینجاست که تمام تلاشهامون بیثمر میمونه. چون از نظر فرکانسی، داریم در خلاف جهتش حرکت میکنیم.
اما تجسم خلاق، این گره رو باز میکنه.
چون به ابزار بیرونی نیاز نداره. فقط به یک چیز نیاز داره: ایمان درونی
ایمان بیعمل، فقط یه حرف قشنگه!
تجسم فقط نشستن و خیالپردازی نیست…
تجسم واقعی، ذهن رو آمادهی دریافت ایدهها، الهامات و هدایتهای عملی میکنه.
و اونوقت تو نه تنها میفهمی باید چکار کنی، بلکه انگیزهش رو هم داری… چون ذهنت، راه رو ممکن میدونه.
اونجاست که خداوند با دستهای نادیدنی خودش، ایدهها و فرصتها رو جلوی پات میذاره…
و تو با گام برداشتن در اون مسیر، خلق رو از غیب به شهود میرسونی.
ذهن رو به خدمت بگیر!
ذهنی که باور کنه چیزی ممکنه، همهی توان جسمی و انگیزههای درونی تو رو برای تحققش به خدمت میگیره.
انگار یه تیم هماهنگ درونت تشکیل میشه.
ذهنت، احساست، جسمت و حتی شرایط بیرونی باهات همصدا میشن.
این یعنی ورود به مدار خواسته…
یعنی از مرحلهی نشونهها میرسی به تجربهی واقعی اون خواسته
و فقط کافیه توی اون مدار بمونی، ایمان رو حفظ کنی، و حرکت کنی…
تجسم خلاق = تربیت ذهن + کاهش مقاومت + ورود به مدار دریافت
ذهنی که از طریق تجسم بارها و بارها با خواسته زندگی کرده،
دیگه در برابرش مقاومت نداره.
دیگه ایدهها رو غیرممکن نمیدونه، بلکه میگه: «آره، شدنیه! بریم!»
و اینجاست که خلق اتفاق میافته.
در نهایت…
از تویی که تا اینجا همفرکانس خوندی، سپاسگزارم.
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم چطور از قدرتت در درون خودم استفاده کنم.
سپاسگزارم استاد جان عباسمنش، که مسیر دیدن خدا در خودم رو نشونم دادی.
و سپاس از تمام شما همراهان قلبی، که هر روز با آگاهیهاتون، قدرت بیشتری درونم بیدار میکنید
خداروشاکروسپاسگزارم بابت فرصت طلایی دیگر که از یک روز زیبای هدیه پروردگارم می توانم همه جوره ، آگاهانه بهره ببرم و شاد و شکرگزار و قدردان در اینمسیر جادویی از لحظه به لحظه زندگیم لذّت ببرم
از هر چه که بود و گذشت و شد تجربه ای که امروزِ زیبایم خلق شود
از هر چه که الان دارم چه معنوی و چه مادی که لطف خداوند بوده و تعهدم به این مسیر
با تمام درس هایش و تمام سعی ام عمل به آنها
نکته های طلایی و پربارش ،
نتایج شگفت انگیز استادش و به تصویر کشیدن هر آنچه که با تمرکز بر آنها دیگر جز زیبایی و نعمت و خیروبرکت چیزی ندیدم
حال عالی و آرامشی که در مدت حضورم در این سایت مقدس یه جورایی شده نهادینه در تاروپود وجودم ،بی نهایت ارزشمند و بی نهایتمهم و حیاتی برای خلق هر آنچه که هست از محل داشته هایی که دارم که امروز می خواهم با کیفیت تر و عالی تر باشند و هرروز دردفتر پرخیروبرکتم از خداوند درخواست کرده و
می نویسم:
شخصیتی خداپسندانه تر با ذهنی بازو پاک و قلبی آرام
درک عالی تر نشانه های خداوند و انجام عالیتر هدایت ها
تجسم هایی عالی تر که مرا شکرگزارتر می کند و ذهنم را به روی فراوانی در همه چیز می گشاید و قلبم را از سپاسگزاری و قدردانی لبریز می کند
سلامتی عالی تر و باکیفیت تر
رابطه عالی و با کیفیت تر
آرامش و احساسی عالی تر
تمرکز بر زیبایی های بیشتر
قدروارزش هدیه هرروز و شکرگزاری های روزانه عالی تر
رونق کسب و کارمان و درآمد عالی تر
آزادی زمان ، مکان و آزادی مالی عالی تر
آگاهانه تر زندگی کردن
یادگیری عالی ترِ زبان انگلیسی با آموختن های عالی تر و حافظه ای عالی تر
این خانه باغ بهشتی و تکمیل عیاردارتر آن
و……
چقدر لذّت بخش است که از محل داشتن تمام این خواسته ها ، کیفیت عالی تر شان را از خداوند درخواست می کنم ،این حس قدردانی و توجه به داشته ها ،داشته هایت را عیاردارتر می کند و واقعا قدردانی کلید قلب است و انرژیم را بالاتر می برد
خدایا شکرت
چقدر عالیست وقتی همه کارها را به خداوند
می سپاری و خیالت از همه جهت راحت و آسوده است،
سهم و نقشت را در مسیر راستی وپاکی با عمل به قوانین الهی با عشق انجام می دهی و ایمان داری خداوند در زمان مناسب وقتی خیرو صلاحت را تشخیص دهد ،عطا می گرداند آن هم فراتر از تصورات من ،
و مثال های استاد در این فایل با نتایج
خارقالعاده شان ، بیانگر همین نکته می باشد ،رسیدن به خواسته ها فراتر از تصور و به صورت تکاملی و بعد روند صعودی زندگی ایشان و اکثریت دوستانی که ثابت فدم بودند و هستند و خواهند بود و همیشه باعشق و شورو شوق ،دل به این مسیر بسته اند و از بودنِ هر لحظه با خداوند و سپردن همه چیز به خودش، فقط در این مسیر لذّت می برند و در لحظه زندگی می کنند و قدر ثانیه به ثانیه آن را با تمام وجودشان درک می کنند :
قدر آرامش ،
احساس عالی ،
شکرگزاری خالصانه ،
ایمان قلبی
سلول به سلول داشته ها
سلامتی جسم و جان و روح
داشتن ذهنی بازو پاک و قلبی آرام که هدایت های خداوند را واضح درک می کند
تجسم خلاقانه و آگاهانه و رسیدن به خواسته ها با خواست خداوند
تمرکز بر زیبایی ها و بهره بردن از انرژی حیات
قدر نگاه گردن به آسمان ،طلوع و غروب های بی نظیر
ماه خوشگل و ستارگان در شب ،گلها و درختان
و همه چیزو همه چیز
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون
یا مثلا برای شغلت بیا تصور کن ک مثلا بعد چند سال کلی ویدیو ساختی کلی بازخورد خوب گرفتی کلی بازدید داشته یا حتی مثلا میتونی تصور کنی مثلا سابسکرایبر هات از 1میلیون هم رد شده
فقط برای اینه که جهت بدی
وگرنه قضیه اصلی قدم برداشتنه وگرنه صبح تا شب تصور کن قدم برنداری ک نمیشه
یا برای نوشتن آرزو ها
من گفتم یعنی چجوری حال یا آینده
تکاملی بنویسم یعنی
بعد فهمیدم ک نه بیا بنویس دوس داری توی سلامتی
رابطه ها
مالی
شغلی
و.. چجور شکلی باشه تا میتونی بهش دیتیل بده
البته اولش ممکنه ذهن دقیقا ندونه چی میخواد دوراهی بمونه برای بعضی مسائل ولی کم کم بهتر میشه
مثلا برای شغل من دقیقا میدونم میخوام چجوری باشه چنلم سبک کارم بازدید هام
یا برای خونه هایی ک دوس دارم من چون ویدیو های زیادی درمورد خونه و شکلاش میبینم تا حد خوبی میدونم چجوری خونه هایی رو دوست دارم تجربه کنم
و ب قول استاد نمیگم اگر خوشم نیاد پس چی میگم من میرسم اگر خوشم نیومد میدمش میره تمام
مثلا یکی از مدل خونه هایی ک دوس دارم اینه توی خونه وسیله ها کابینت ها از رنگ های متفاوت درست بشه خیلی خوشم میاد حس سرزندگی میگیرم
یا ی خونه در یه طبقه بالا باشه همون پنت هوس
یا مثلا این مدل خونه ها هست جلوش استخر شیشه ای هست جلوی اون جنگل وای عاشق اونام خیلی خوبه
خونه جنگلیم ک نگم (چوبی) یه سری عکس دان کردم
یا مثلا خیلی دوست دارم ک برم تا جایی ک میتونم همه کشور ها بدون حد و مرز
مخصوصا کره چین ژاپن سوئیس
لباس های کره ای بپوشم غذاهاشونو تست کنم برم تو خونه هاشون
یادمه بچگی همیشه بانو بازی میکردم عین فیلمای کره ای
و باید چیزایی رو بنویسیم ک میدونیم هست و دیدیم ی جایی
و مطمنن فراتر ازش میریم
و هی ک بریم جلو اصلا چیزایی میاد سر راهمون ک میگیم این چیه
درمورد روابط من خیلی تنها تر از قبل شدم
من ی عمه داشتم ک خیلی صحبت میکردیم و اونم بخاطر تغییر فرکانسی و البته تصمیم خودم رابطه کمتر شده
هیچ هیچ هیچ دوست و رفیقی ندارم
و حال میکنم ها
توی رابطم ک نیستم یعنی اصلا ذهنیت درستی ندارم و برای نوشتن آرزو درمورد رابطه نمیدونم الان بتونم بنویسم ولی فکر کنم بشه نسبت ب چیزایی ک دیدم میتونم تصور کنم شکل رابطه رو سخت نیست
دقیقا باید چیزایی رو بنویسم ک خودم میخوام باشم
همون شخصیتی که خودم میخوام باشم
ولی از سینگلی خودم دارم لذت میبرم و اصلا تو فکر رابطه نیستم میخوام فعلا از سینگلیم لذت ببرم
خدا رو سپاسگزارم بابت اینکه بازم برگشتم در مسیر و پای تعهدم هستم و ادامه میدم.
در زندگی خودم جاهایی میبینم تجسم جواب داده مثل ماشینم با امکانات که میخواستم درست همون رنگ نیمه شاسی دنده اتومات شد نمیدونم به یک ماه هم نرسید
اما در خونه ای که دوست داشتم بهترین منطقه تهران جای خوب شد که دارم زندگی میکنم من یادم نمیاد تجسم کرده بودم فقط از بچگی شنیده بودم دوست داشتم زندگی کنم و باور کرده بودم بالاخره من این محل تهران زندگی میکنم
در مورد کارم هم اون زمان خواستم بود دوست داشتم یه کار با مزایای عالی داشته باشم و سازمان بزرگ پولدار باشه خوب شد ، اما تجسم نکردم ولی این خواسته رو داشتم چون تضادهایی روبرو شدم که این خواسته در من شکل گرفت
یا خیلی کارهای دیگه دوست داشتم داشته باشم شد چه از لحاظ مثبت فکر کردم شد و چه از لحاظ منفی که دوست نداشتم و فکر کردم اتفاق افتاد
ولی در مورد روابط دلخواهم نتونستم الان شاید حدود نه ماهه من دارم تجسم میکنم رابطه دلخواهم و اوایل باور پذیر برام نبود که خواستم بزرگه ولی طول کشید با تجسم این خواستم برام امکان پذیر شد .
من موقع تجسم خیلی به ذوق و شوق و حس شکرگذاری میرسم و باور کردم ولی من در طول مسیر اصلا نشونه نمبینم که بدونم مسیر و تجسمم درسته و هیچ ایده ای و الهامی بهم در مسیر گفته نمیشه و حتی هدایت نمیشم چه کاری انجام بدم چطور با فرد دلخواهم آشنا بشم و من انجام بدم
و این منو داره دلسرد میکنه نمیدونم چی اشتباهه من اکثرا به همه خواسته هام زود رسیدم ولی در این مورد نه
حتی با این وجود نشونه هم نمبینم و هیچ ایده و الهامی هم گفته نمیشه اما باز ادامه میدم مومنتوم مثبت ، وارد مومنتوم منفی نشم ولی برای قوت قلبم نشونه میخوام ، همینجور که زکریا از خدا نشونه خواست و خدا بهش الهام کرد ، نمیدونم واقعا ، رها کردم گفتم از لحظه لذت ببرم اما باز هم هیچ هدایت و الهام و ایده برام نمیاد
میدونم خدا دیر نمیکنه و بارها گفته بر من توکل کنید من کافی ام ولی هر روز در دفترم میگم خدایا من چیکار کنم در مسیر منو هدایت کن و میبینم خبری از هدایت نیست ، از خدا میخوام در این مسئله کمکم کنه کجای کارم ایراد داره ؟ و چه تغییری باید بدم و برام باز شه
در مورد اینکه آدم های زندگی تغییر کنه من سال 1402 یکدفعه خیلی افراد نزدیک از من دور شدند ، البته اوایل ناراحت بودم اما بعد دیدم فرکانسی با هم هماهنگ نبودیم، در مورد اینکه افراد و دوست هام سطح باورهاشون با من و نوع نگاه من به خواستم که میشه امکان پذیره با من فرق دارند و اونها در اعتقادات جامعه و خانواده خودشون هستن و تغییری هم نکرده سطح دوستهام و افراد جدید فوق العاده و فرکانس بالا باشن با باورهای خودم و توحیدی وارد زندگیم هنوز نشده ،
نمیدونم در مسیر درست هستم یا نه
اما از خدا میخوام منو به راه درست و در فرکانس کسایی که به آنها نعمت عطا فرموده منو هم هدایت کنه،
من قبلا با یک پیامک یا حرف کسی میرفتم تو خیالاتم و به اون حرف شاخ و برگ می دادم اونم نه به شکل زیبا بلکه وحشتناک و تا مدتها تو ذهنم می موند.
خدا رو شکر با شروع دوره های دوازده قدم و سعی در کنترل ذهن خیلی بهتر شدم و حرف بقیه برام مهم نیست
در مورد تجسم خلاق هنوز خیلی درست روش کار نکردم البته صبح ها با تمرین ستاره قطبی تو ذهنم خواسته رو در نظر میگیرم و حس خوبش رو دریافت میکنم اما اینکه به یک خواسته بچسبم و مدام تصورش کنم و بهش فکر کنم نه، که البته چسبیدن به یک موضوع هم جز تجسم خلاق نیست
به نظر خیلی آسونه اما برای من کار سختیه، البته خیلی دوست دارم روش کار کنم به امید خدا که بتونم درست یادش بگیرم
به نام خدای بخشنده ی مهربان
تعهد236
اکثر ادما غافل هستن از انرژی ذهنیشون و اینکه چقدر افکارشون قدرت داره
چقدر ادما درگیر زندگی روزمره هستن و چقدر دنیای فعلیشون رو ثابت و غیر قابل تغییر میدونن و فکر میکنن همینی که هست باید بسازم و بسوزم
همه ی ما صبح تا شب داریم تجسم میکنیم یعنی همون افکاری که صبح تا شب تو ذهنمون میاد نا اگاهانه داره شرایط زندگیمونو خلق میکنه
تجسم چیزی نیست جز این که داریم تو ذهنمون به ی موضوعی فکر میکنیم ما همواره در حال فکر کردنیم و نود درصد مواقع به چیزایی که نمیخوایم فکر میکنیم و یه عمر همینجوری عادت کردیم
تجسم کردن چیزی جز جهت دهی افکار به یه موضوعی در اینده نیست
مراقب افکار و ورودیهای ذهنمون باشیم با یه روند تکاملی و کم کم باتمرین کردن میتونیم افکارمونو کنترل کنیم
چیزی که ما الان درش هستیم و داریم زندگیش میکنیم خودمون به واسطه افکارو باورهامون خلق کردیم این قدم اول برای تغییر زندگیمون هست
افکار یه فاصله زمانی میخواد تا نتیجش مشخص بشه با یه دوبار فکر کردن هم اتفاق نمیفته باید تکرار بشه تا تبدیل به باور بشه عمیق بشه تقویت بشه اونوقته که اتفاق میفته
اینقدر این شرایطی که الان درش هستم بعدا میتونه بهم کمک کنه که بعدا ازش به عنوان نعمت یاد میکنم
تضاد ها و مشکلات انگیزه ها رو در ما ایجاد میکنن که تلاش کنیم و به موفقیت برسیم
در هر شرایطی و خصوصا شرایط سخت و بد باید بتونیم ذهنمونو کنترل کنیم و جهت بدیم به افکارمون به سمت مثبت ها
کمالگرا نباشم و بدونم کوچکترین تغییر مثبت میتونه نتایج بزرگ ایجاد کنه و بدونم دنیای مادی جهان صفرو یک سیاه سفید نیست چیزی بین این دوتاست خدایا کمک کن اینو درک کنم باورش کنم بفهممش
اگر نا اگاهانه بدست خودمون زندگیمونو خراب کردیم همونجا واستیم و شروع کنیم اگاهانه باورهامونو تغییر بدیم و زندگیمون اونوقت عوض میشه
همه چیز میتونه تغییر کنه فارغ از این که الان شرایطم چیه به شرط این که جدیت و تعهد داشته باشم توی کنترل افکارم و ورودیهای ذهنم کانون توجهم که باورهامو میسازن
وقتی شروع کنم روی خودم کار کردن ادمای اطرافم کم میشن حذف میشن چون هم فرکانس با من نیست و سرم خیلی خلوت میشه انوقت فرصت مناسبیه که از این تنهایی استفاده کنم و بهتر و بیشتر روی خودم و افکارم و باورهام کار کنم
تنهایی نشونه این که قانون داره کار میکنه و جواب میده
با خودم زیاد راجب خواسته هام ارزوهام حرف بزنم چون با صحبت کردن با خودم راجبشون میتونم بهشون قدرت بدم
کاخ اسمان را ما به قدرت خود برافراشتیم و مائیم که بر هر کار عالم مقتدریم (سوره ذاریات ایه 47)
همانا روزی بخشنده ی خلق تنها خداست که صاحب قوت و قدرت ابدیست (سوره ذاریات ایه 58)
به نام خدای بزرگ و مهربان و بخشنده ام
به نام خدای هدایتگرم
سلام به اساتید عزیزم عاشقتونم
خدایا شکرت برای آگاهی ها و هدایت های امروزت که میدونم قشنگ دستمو میگیری و کارهامو انجام میدی و همه چیز به نفع من پیش میرود سپاسگزارتم
نوشتن و صحبت کردن در مورد خواسته تلاش ذهنی بالایی میخواد که ما خودمون رو همونوموقع لایق بدونیم و احساسه خوبی داشته باشیم و تجسم کنیم
همون لایق بودن به ما شور و شوق میدهد
خدایا من آماده دریافت نعمت و ثروت و فراوانی در زندگی و کسب و کارم رو دارم
وقتی میخوایم تجسم کنیم خیلی سخت نیست میایم افکارمون رو آگاهانه به سمته خواسته هاو خوبی و زیبایی جهت دهی میکنیم به سمته اونچیزی که به ما احساسه خوبی میدهد
و فرکاسشو میفرستیم و اون مسیر رو ادامه میدیم و بعد خواسته وارد زندگی میشود
ولی تلاش ذهنی زیاد میخواد و باید تمرکز کنیم و کنترل ذهن بالایی میخواد
باید در مسیر بمانیم و ادامه بدیم تا نتایج پایدار بشود
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام خداوند روزی رسان
درود و احترام
گام 26: استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
استفاده کردن از قدرت تجسم و نوشتن و صحبت کردن در مورد خواسته ها برمیگرده به اینکه ما چقدر خودمون رو لایق دریافت نعمت های خداوند میدونیم و این احساس لیاقت باعث میشه در مورد خواسته هامون بیندیشیم و رویاپردازی کنیم و تحسم کنیم ..
تجسم به معنای یک کار عجیب و غریب و یک تکنیک جادویی نیست بلکه به معنای جهت دادن انرژی فکری و ذهنی در جهت خواسته ها هستش . وقتی که من میام درمورد خواسته هام اندیشه میکنم و فکر میکنم و تصویر سازی ذهنی میکنم و این فرایند رو ادامه میدم و ادامه میدم به طور ناخوداگاه مغز از ذهن فرمان میگیره و جسم به خواسته حرکت میکنه .،، چون مغز انسان از ذهن تغذیه میکنه و ذهن چیزی نیست جز ورودی هایی که بهش داده میشه !!! پس من باید اگاهانه تلاش کنم ذهنم رو مدام به سمت خواسته هام جهت دهی کنم و البته تجسم به معنای تکنیک جادویی نیست ،، همین که مثلا دارم قدم میزنم و یک زندگی زیبا رو با حس خوب صحبت کردن در ذهنم میسازم این یعنی تجسم کردن !! حالا چه عاملی باعث میشه من بتونم یک زندگی زیبا رو در اینده بزای خودم متصور بشم ؟؟ وقتی که باور داشته باشم که افکار خودم دارن زندگیم رو خلق میکنن !!! وقتی که اینقدر احساس لیاقت داشته باشم که فارغ از اینکه اوضاع فعلیم و شرایط جامعه به چه صوزت هستش من اون زندگی دلخواهم رو ذر ذهنم بسازم و باور داشته باشم که میشود …
مثلا :
در ویلایی بسیار زیبا به همراه رابطه ی عاطفی زیبایم سوار بر اسب هایمان در حال اسب سواری و لذت بردن در کنار ساحل زیبا هستیم و صدای موج های اب چه دلنشین است.
این چه حس خوبی به من میده !!! این حس خوبی به من میده که شرایط سخت فعلی من میتونن به زیباترین لحظات زندگی من در اینده تبدیل بشن اگر من احساسم خوب باشه و امیدوار باشم و توکل داشته باشم ،، اون وقت همین شرایط سخت تبدیل به زیباترین خاطرات من میشن ،، زمانی که من ادامه میدم و ادامه میدم و ادامه میدم
خب اینم از رد پای من از گام 26 ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
سلام به همه دوستای خوبم
امیدوارم در ارامش سلامت عشق ثروت باشید
ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.
چقدر اثر گذار بود اون فیلم کوتاه از خونه استاد در بندرعباس….
من فایل ها رو بصورت صوتی دان میکنم
اما بخاطر اون تیکه فیلم بندرعباس و دیدن محل فعلی استاد در فلوریدا فایل تصویری انلاین دیدم.
چقدر واسم عمیق شد که ما با نوع افکار وفرکانس ایجاد شده از اون جنس افکار، میتونیم زندگیمون رو اونطور که فکر میکنیم لیاقت ماست، خلق کنیم
و باید مداقب رعایت قانون تکامل هم باشیم
یک شبه حتی چند ماهه استاد از اون اتاق کوچیک و سیمانی به اون فضای سبز و دلباز فلوریدا نرفته
خداروشکر بابت زندگی استاد…
خداروشکر برای تمام کسانی که این سبر تکامل رو رد کردن و دارن رویاهاشون رو زندگی میکنن
من رو تجسم خلاق بصورت جزئی لنگ میزنم
و همه چیو کلی تصور میکنم
اول بنظرم قبل جزیی بینی، اون ایمان به تحقق رویات از طریق افکارت. شرطه.
بنظر اول باید ایمانه و تعهده محکم باشه
بعد ادم نم نمک مینویسه جزییاتم میاد خودش
بعدم نباید کمال گرا بود واقعا واسه اتفاق کوچیکم ذوق کرد دیگه…
من ظهرا از سرکار برمیگردم فاصله ایستگاه تاکسی تا خونه ی ما، من باید یه مسافت پنج تا هفت دقیقه ای رو پیاده بیام
و اون مسیر درختی نداره به اون صورت
آفتاب تیزه و گرما بشدت
من یکی دو روز پیش کلاه یا نقاب باغ جا گذاشتم
صبح خواستم برم سرکار یادم افتاد اخ کلاه یا نقابم تو باغ جا مونده
یه با خودم گفتم اشکالی نداره (غر نزدم سناریو نویسی منفی نداشتم) خدا خودش حلش میکنه
با خیال راحت رفتم سرکار
ظهر برگشتنی از ایستگاه تاکسی سمت خونه پیاده میامدم
چند ثانیه پیاده نرفته بودم
یهو همسایه مون بوق زد بیا سوار شو
وارد ماشین شدم کولر روشن… خنک خنک…
تا دم در خونمون رسوندم
خب من ذوق کردم به قدرت افکارم و به تبع اون کمک جهان هستی خداوند…
حتما تو زندگی ما بسته به جنس افکار کم و بیش همچین اتفاق های پیش،میاد.
ذوق کنیم شکرگزار باشیم
قطعا بزرگترش رخ میده
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و چهل و یکم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم پیامک واریز و برداشت کارتم پاسارگاد که کار نمیکرد درخواست کردم از خداوند که امروز درست بشه رفتم به ماشینم گاز زدم دیدم پیامک اومد و درست شد خدایا شکرت که همواره داری درخواست هام رو پاسخ میدی و اجابت میکنی
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم 220 تومن که مشتری بهم قرار بود واریز کنه از خداوند خواستم امروز واریز کنه که واریز کرد
خدایا شکرت بابت اینکه مادرم رو بردم به پنجشنبه بازار و مادرم کلی سبزی و خیار و گوجه و … خرید
خدایا شکرت بابت اینکه سبزی رو خورد کردم تره رو راحت میتونم خورد کنم ولی جعفری و گشنیز رو گفتم نمیتونم خوب خورد کنم همون لحظه خداوند بهم ایده داد اولش نمیخواستم عمل کنم ولی ببین هدایت خداوند رو حتی توی کوچیکترین کارهای زندگیتم هست خداوند بهم گفت که اگه میخوای راحت خورد کنی و گشنیز و جعفری مثل تره ریز ریز خورد بشه بیا ترکیبش کن قسمت پایین گشنیز و جعفری و شنبلیله بذار روشو با تره بپوشون و خورد کن و من انجامش دادم خیلی عالی و مفید جواب داد خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه فایل جدید استاد رو که درمورد شرایط جنگی رو سایت قرار دادند رو که خیلی احتیاج داشتم بهش رو گوش دادم و فایل تاثیر رسانه ها در شکل گیری باورها رو گوش دادم بسیار عالی و آموزنده بود سپاسگزاااارم ازت استاد عزیزززززززم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم از جایی که فکرشم نمیکنم مشتری برام بیاد که یه مشتری پیام داد و 30 بسته پودر زعفران سفارش داد آدرس و شماره تماس هم داد کبابی هست
خدایا شکرت بابت اینکه پدرم ماشینم رو برده بود شب و من میخواستم پودر زعفران به مشتری ببرم که پدرم دیر اومد و نشد که ببرم و من خیلی راحت ذهنم رو کنترل کردم و گفتم فردا میبرم حرص نزدم و اینکه پارسال پدرم ماشینم رو برده بود و دیر اومده بود یادمه گریه میکردم عصبانی میشدم میگفتم چرا برده چرا نمیاره الان دزد میبره اگه دزد ببره میدونم چیکار کنم بابا پدرم و کلی عصبانی میشدم و احساسمو بد میکردم
اما امسال تغییرم رو متوجه شدم که خیلی آروم بودم و گفتم باشه میاد و نگران نیستم و هر اتفاقی بیفته به خیر من هست خدایا شکرت که نگاهم تغییر کرده (الخیر فی ما وقع)
خدایا شکرت بابت اینکه لواشکی که مادرم درست کرده بود به ماشینم نور آفتاب میفته و گرم میشه اونجا گذاشتم اینم یه ایده ای بود از طرف خداوندم و خشک شد و خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه چند روز پیش دیدم تلویزیون نشون میده بیش از 30 هزار پرنده مهاجر سمت دریاچه مغان اومده این فراوانی نیست پس چیه
خدایا شکرت بابت اینکه طرف دادگاه یه پارک جدید و بسیار زیبایی ساخته شده رفتم اونجا و پیاده شدم و بابت غروب زیبا و تماشایی و چمن های بسیار بسیار باکیفیت و انواع گل های متنوع به رنگ های نارنجی و سرخابی و صورتی و سفید و درختان و درختچه ها و صندلی ها و سطل زباله ها و آلاچیق های جدید سبز رنگ و فواره های آب که بی نهایت آب ازشون خارج میشد و آبیاری میکردن پارک رو و یه پارکینگ بزرگ و سرویس بهداشتی و آبخوری و… سپاسگزاری کردم
دیدم باغبون ها هم اونجا دارن زحمت میکشن و آبیاری میکنن و یه پارک بسیار زیبایی بود گفتم ببین اگه نرسن به این پارک این پارک اینطوری خوشگل و زیبا نمیشه مثل ذهن ماست اگه ورودی های مناسب ندیم به ذهنمون و همیشه روی باورامون کار نکنیم اتفاقات خوبی رو تجربه نمیکنیم ما باید مثل همین پارک همیشه باید ذهنمون رو پاک کنیم و آبیاری کنیم با ورودی های مناسب و..تا یه ذهن پاک و زیبایی داشته باشیم که فقط اتفاقات خوبی رو جذب زندگیمون کنه
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
چطور با تجسم اتفاقات زندگی خودمونو رقم بزنیم؟
چقدر آدما غافل هستند از انرژی ذهنیشون چقدر غافل هستند از اینکه افکارشون چقدر قدرت داره
چقدر آدما چون شرایطشون الان اینجوریه چقدر ابدی و دائمی میدونند و فکر میکنند همینجوری میمونه شرایطشون
و به چیز دیگه ای فکر نمیکنند و میگن همینی که هست باید بسوزی و بسازی
اونایی که باور دارند به خداوند اونایی که باور دارند افکارشونه که زندگیشونو رقم میزنه اونایی که ایمان دارند فارغ از شرایط بیرونی مثل مکان زندگی و سن و تحصیلات و فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتند و چه اشتباهاتی کردند میتونه همه چی تغییر کنه ایمان دارند که میتونه تغییر کنه همه چی میتونه شرایط متحول بشه و تغییر بنیادین اتفاق بیفته
اون ها هستند که میان از قدرت تجسم استفاده میکنند
صبح تا شب همه ما داریم تجسم میکنیم
تجسم چیزی نیست جز اینکه داریم فکر میکنیم
بعضیا فکر میکنند که تجسم یعنی اینکه من برم تو اتاقی یه شمعی روشن کنم یه تمرینایی انجام بدم
نه بابا تو توی دفتر کارت نشستی تو محل کارت هستی یا پشت فرمونی اما ذهنت جای دیگست
داری به یه چیز دیگه فکر میکنی
همه شما دارید تو طول روز این کارو انجام میدید
کاری که من میام تو دوره هام انجام میدم هدایت کردن اون انرژی فکری به مسیر درسته
اما تو 95 درصد مواقع به چیزای ناخواسته فکر میکنیم تجسم میکنیم
مثلا میخوای بری به خونه میگی وای الان میخوام برم خونه و بازم اون داستانارو با همسرم دارم و….
تجسم چیزی غیر از جهت دهی افکار به موضوعی در آینده نیست
این نیست که بگیم تجسم وجه مثبت داره نه ما در 90 درصد مواقع به چیزایی که نمیخوایم فکر میکنیم و تجسم میکنیم
چیزی که تو دوره هام میگم اینه که مراقب افکار و ورودی هاتون باشید
موقعیت فعلی شما چیری نیست جز افکار گذشته شما
چیزی که الان توش دارید زندگی میکنید رو خودتون خلق کردید این اولین قدمه
اگه کسی نمیخواد این حرف منو بپذیره اصلا برنامه های منو دنبال نکنه
این قدم اول برای تغییر زندگیه
شرایط فعلیت رو خودت خلق کردی هیچ ربطی به ننه بابات و عوامل بیرونی نداره
با یه بار فکر کردنم اتفاق نمیفته اون خواسته مثلا بگی یه لحظه ترسیدم و یه لحظه ناراحت شدم پس اتفاق بدی برام میفته نه
با یکبار فکر کردن به موارد مثبت یا منفی اتفاق خوب یا بدی نمیفته
با تکرار اون افکار در جهت منفی یا مثبت اون خواسته اتفاق میفته که ما بهش میگیم باور
یعنی یه فکری که بارها و بارها و بارها تکرار میشه ،میشه باور وقتی باور ایجاد میشه اتفاقات میفته
بگیم قبلا ورودی نامناسب دادم اخبار و موضوعات نامناسب دادم به ذهنم که حالا زندگیم اینه
حالا که این قضیه رو فهمیدم من میام آگاااااهانه مدیریت میکنم افکارم رو به اون چیزی که میخوام فکر میکنم
من یه چیزایی میگم تو دوره هام که اصلا بچه ها نشنیدن
میگن ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
و کلی مثال زدم درموردش که وقتی شما ثروتمند میشی باعث گسترش جهان میشی و چقدر خرید میکنی و چقدر خدمت میکنی به آدما و …
آدمی که اینو میشنوه با اون چیزی که قبلا شنیده تفاوت داره
اینو شنیده که آدمای ثروتمند آدمای بدی هستند و هر کس ثروتمند شده از طریق پارتی ثروتمند شده و….
_تنها راه رسیدن به خداوند ثروتمند شدنه
این شعار نیستا این زنذگی منه این باور منه
اونموقع اصلا به خداوند فکر نمیکردم انقدر بدبختی بود تو زندگیم
_گفتم پس افکارمه که داره زندگیمو خلق میکنه پس میشه تغییرش داد اومدم تغییر دادم
آغا من سرمایه گذاری کردم روی باورام
من توی فقرِ خیلی سختی زندگی میکردم ولی از اون موقع توی اون شرایط شروع کردم به تغییر افکارم
وقتی یه خبر بدی رو میشنوی افرادی که قانون رو نمیدونن شروع میکنن به داستان ساختن از اون صحبتا مثلا پارتنرش میگه دیگه من نیستم بعد شروع میکنه به داستان ساختن تو ذهنش که آغا من میرم اونجا اینجوری میشه دعوا میشه و…
در حالیکه افکار تو که بهش جهت میدی داره اون خبر رو واقعی میکنه
کل صحبت اینه که بیایید آگاهانه افکارتون رو کنترل کنید
ما یه عمر هر چی رو که دیدیم واکنش نشون دادیم
نیومدیم خلق کنیم
کاری که تو دوره 12 قدم میکنیم اینه که بچه ها یاد بگیرند ذهنشونو کنترل کنند اینو تمرین کنند
کمال گرا هم نباشیم به اندازه ای که میتونی افکارتو کنترل کنی به همون اندازه نتیجه میگیری
این نیست که بگیم من باید پرفکت باشم و وای الان افکارمو نتونستم کنترل کنم و دیگه نمیتونم نه یه دوره تکاملیه
مثل کسی که داره میره باشگاه با تمرین کردن میتونیم بهتر و بهتر بشیم
وفتی دارم داستان تجسم و موفقیت بچه ها رو میخونم خب ورودی های خوبی هم به ذهنم میدم دیگه
هر چقدر بیشتر این رو بشنوم بیشتر باور میکنم که میشود منم میتونم
خداروشکر خداوند قوانینی گذاشته که میتونیم زنذگی خودمونو خلق کنیم
من همه اون چیزایی که میخواستم رو تو ذهنم ساختم اون چیزی که به زندگیم اومد حتی از اون چیزی که من ساخته بودم بهتر بود
تو زمینه ثروت و سلامتی و روابط عاشقانه وخوشبختی و ….
زندگیت تغییر بنیادین میکنه اگه از قانون استفاده کنی و متعهد باشی و باورهای درست ایجاد کنی تو ذهنت
فلوریدا پر از دریاچه هست یعنی تو هر محله ای بریم دریاچه هست ببین چقدر فراوانیه
خیلیا مسخرم میکردن میگفتن توهم میزنی ولی من ادامه دادم وناامید نشدم نشونه ها رو میدیدم که داره تغییر میکنه زندگیم
به رئیس بانک گفتم اگه کسی تا حالا نتونسته نقد انجام بده کاراشو بذار من اولین نفر باشم
خیلیا این حرفا رو باور نمیکنند
نگران نباشید که بقیه حرفاتونو نمیفهمند باورتون ندارند و میگن اینا چرت و پرته
در مورد این موارد با کسی صحبت نکنید
وقتی شما شروع میکنید به کار کردن روی خودتون آدمای زندگیتون تغییر میکنه
یه سری از آدما از زندگیتون میرن بیرون شاید تنها باشید یه مدتی
این تنهایی خبر خوبیه این تنهایی نشونه اینه که قانون داره کار میکنه
وقتی تو فرکانست عوض میشه تو با آدم های مناسب برخورد میکنی
من یه زمانی با یه سری از دوستان باهم بودیم و خوش میگذروندیم خیلی بهم نزدیک بودیم من هی که داشتم روی خودم کار میکردم احساس میکردم متفاوت فکر میکنم از دوستام بعد رفتم پیش دوستانی که همیشه میرفتیم و خوش میگذروندیم اصلا احساس کردم وقتمو دارم تلف میکنم و گفتم اصلا اینا چی میگن
احساس میکردم اونا از یه سیاره دیگه اومدن و منم از یه سیاره دیگه
اصلا هیچ حرف مشترکی باهم نداشتیم
انقدر تفاوت فرکانسی بود چون من تغییر کرده بودم وگرنه اونا همون آدما بودند من گفتم بهشون بچه ها من میخوام برم و خدافظی کردم ازشون
خود جهان اینکارو کرد وقتی مدارم عوض شد آدمای نامناسب رفتن بیرون از زندگیم
من آدم رفیق بازی بودم و مهمونایی داشتم که همیشه چند ماه میومدن میموندن از وقتی که تغییر کردم خود به خود اون آدما حذف شدند اصلا من به کسی نگفتم که به خونه من نیایید خودشون نیومدند
شما نباید نگرانش باشید شما روی خودتون کار کنید جهان همه کارارو انجام میده
وقتی روی خودتون کار میکنید یه عالمه آدم که تو زندگیتون بودند حتی اعضای خونوادتون به راحتی از زندگیتون میرن بیرون
این نشون میده که قانون داره کار میکنه فرکانس ها داره اتفاقات رو رقم میزنه
تجسم کنید با صحبت کردن با فکر کردن در مورد خواسته هاتون که خیلی قدرتمنده تجسم
[ از فکرم میگذشت که مادرم زنگ میزنه بهم و میگه یه مشتری زنگ زده و دقیقا بعد چند دیقه مادرم زنگ زد و گفت مشتری زنگ زده و 15 بسته پودر زعفران میخواد خدایا شکرت ببین چقدر قدرتمنده تجسم]
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند مهربانم
اول از همه از خداوند مهربان و هدایتگرم سپاسگزارم که مرا به سوی این آگاهی هدایت کرد…
و از استاد عزیزم، عباسمنش، به خاطر این آگاهیهای عمیق که مسیر خلق خواستههام رو برام روشنتر کرد، بینهایت سپاسگزارم.
و در نهایت، از شما دوستان همفرکانس و همراهان این مسیر نورانی تشکر میکنم که با قلبهای باز و ذهنهای جویای حقیقت، این آگاهیها را با من زندگی میکنید.
وقتی به شکل کاملاً هدایتشده به این live رسیدم، نمیدونستم که قراره چه تأثیر بزرگی بر من بذاره.
ولی وقتی نشستم پای این فایل و آگاهیهاش رو با دلم شنیدم، انگار وجودم دوباره کوک شد با خواستههام.
انگار فرکانسم از نو تنظیم شد.
انگار یادم اومد واقعاً کی هستم، چی میخوام و چطور میتونم اونو خلق کنم.
اونقدر این آگاهیها هدایتگر بودن، اونقدر قدرت “یادآوری اصل خلقت” توی کلمات این فایل بود،
که تصمیم گرفتم با تمام وجودم، این تجربه و این فهم رو با شما عزیزانم به اشتراک بذارم.
درک من از این آگاهی متحولکننده
ما انسانها با وجود اینکه از نظر فیزیکی، موجوداتی ضعیفتر از خیلی از حیوانات هستیم،
اما با یک قدرت خارقالعاده به دنیا اومدیم: «قدرت خلق ذهنی»
قدرتی که فرق بین انسان و بقیه مخلوقات رو رقم زده.
قدرتی که اجازه میده قبل از اینکه چیزی در بیرون اتفاق بیفته، اون رو درون خودمون بسازیم.
ما با «توانایی خلق شرایط دلخواه» متولد شدیم.
و این خلق، از طریق جهتدهی آگاهانه افکارمون به سمت خواستهها اتفاق میافته.
یعنی هر چیزی که تو ذهنم تجسم میکنم، داره یه فرکانس میفرسته به جهان…
و جهان طبق قوانین بینقص خداوند، همون جنس از تجربه رو برام میسازه.
اما مشکل کجاست؟
ما معمولاً از این قدرت برعکس استفاده میکنیم…
یعنی ذهنمون پر از تجسمهایی میشه که نمیخوایم اتفاق بیفته!
یا بدتر از اون، تجسم رو با توهم اشتباه میگیریم و میگیم “من واقعبینم، تخیل نمیکنم”.
در صورتی که تجسم خلاق، عین واقعبینی توحیدی هست!
واقعبینی یعنی ایمان به قدرت خدا، نه فقط چشم.
و خداوند بارها گفته: ایمان به غیب، یعنی باور به نتیجهای که هنوز ظاهر نشده ولی هست…
پس تجسم خلاق یعنی چی؟
یعنی:
• هدایت آگاهانه افکار به سمت خواسته
• تمرکز مداوم روی اون خواسته
• و باور به امکانپذیر بودن اون خواسته حتی اگه الان نباشه
تجسم، ذهن رو تربیت میکنه تا از “نه ممکن نیست” به سمت “بله، میتونه بشه” حرکت کنه.
وقتی من شروع میکنم به تجسم آگاهانه، یعنی دارم ذهنم رو در مسیر خواستههام شرایطسازی میکنم.
ذهنم یاد میگیره اون خواسته واقعی و ممکنه.
و چون ذهن، خیال و واقعیت رو از هم تشخیص نمیده، کمکم خودش باهام همدست میشه تا اون رو بسازیم.
باور نکردن، بزرگترین مانع ماست
ما از ته دل یه خواسته رو میخوایم،
اما از ته ذهن باور نداریم که میتونیم اون رو داشته باشیم!
اینجاست که تمام تلاشهامون بیثمر میمونه. چون از نظر فرکانسی، داریم در خلاف جهتش حرکت میکنیم.
اما تجسم خلاق، این گره رو باز میکنه.
چون به ابزار بیرونی نیاز نداره. فقط به یک چیز نیاز داره: ایمان درونی
ایمان بیعمل، فقط یه حرف قشنگه!
تجسم فقط نشستن و خیالپردازی نیست…
تجسم واقعی، ذهن رو آمادهی دریافت ایدهها، الهامات و هدایتهای عملی میکنه.
و اونوقت تو نه تنها میفهمی باید چکار کنی، بلکه انگیزهش رو هم داری… چون ذهنت، راه رو ممکن میدونه.
اونجاست که خداوند با دستهای نادیدنی خودش، ایدهها و فرصتها رو جلوی پات میذاره…
و تو با گام برداشتن در اون مسیر، خلق رو از غیب به شهود میرسونی.
ذهن رو به خدمت بگیر!
ذهنی که باور کنه چیزی ممکنه، همهی توان جسمی و انگیزههای درونی تو رو برای تحققش به خدمت میگیره.
انگار یه تیم هماهنگ درونت تشکیل میشه.
ذهنت، احساست، جسمت و حتی شرایط بیرونی باهات همصدا میشن.
این یعنی ورود به مدار خواسته…
یعنی از مرحلهی نشونهها میرسی به تجربهی واقعی اون خواسته
و فقط کافیه توی اون مدار بمونی، ایمان رو حفظ کنی، و حرکت کنی…
تجسم خلاق = تربیت ذهن + کاهش مقاومت + ورود به مدار دریافت
ذهنی که از طریق تجسم بارها و بارها با خواسته زندگی کرده،
دیگه در برابرش مقاومت نداره.
دیگه ایدهها رو غیرممکن نمیدونه، بلکه میگه: «آره، شدنیه! بریم!»
و اینجاست که خلق اتفاق میافته.
در نهایت…
از تویی که تا اینجا همفرکانس خوندی، سپاسگزارم.
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم چطور از قدرتت در درون خودم استفاده کنم.
سپاسگزارم استاد جان عباسمنش، که مسیر دیدن خدا در خودم رو نشونم دادی.
و سپاس از تمام شما همراهان قلبی، که هر روز با آگاهیهاتون، قدرت بیشتری درونم بیدار میکنید
یا حق
شکر درگاهت خدایا، زان که جانم داده ای
نعمت افزون که بی حد است ،آنم داده ای
بـهـره مندم کردی یارب از تمام نعمتت
بـاز بنمود ی برایم درب های رحمتت
سلام به استادعزیزم ومریم بانوی نازنینم
و همه دوستانم در این سرزمینِ امن الهی
خداروشاکروسپاسگزارم بابت فرصت طلایی دیگر که از یک روز زیبای هدیه پروردگارم می توانم همه جوره ، آگاهانه بهره ببرم و شاد و شکرگزار و قدردان در اینمسیر جادویی از لحظه به لحظه زندگیم لذّت ببرم
از هر چه که بود و گذشت و شد تجربه ای که امروزِ زیبایم خلق شود
از هر چه که الان دارم چه معنوی و چه مادی که لطف خداوند بوده و تعهدم به این مسیر
با تمام درس هایش و تمام سعی ام عمل به آنها
نکته های طلایی و پربارش ،
نتایج شگفت انگیز استادش و به تصویر کشیدن هر آنچه که با تمرکز بر آنها دیگر جز زیبایی و نعمت و خیروبرکت چیزی ندیدم
حال عالی و آرامشی که در مدت حضورم در این سایت مقدس یه جورایی شده نهادینه در تاروپود وجودم ،بی نهایت ارزشمند و بی نهایتمهم و حیاتی برای خلق هر آنچه که هست از محل داشته هایی که دارم که امروز می خواهم با کیفیت تر و عالی تر باشند و هرروز دردفتر پرخیروبرکتم از خداوند درخواست کرده و
می نویسم:
شخصیتی خداپسندانه تر با ذهنی بازو پاک و قلبی آرام
درک عالی تر نشانه های خداوند و انجام عالیتر هدایت ها
تجسم هایی عالی تر که مرا شکرگزارتر می کند و ذهنم را به روی فراوانی در همه چیز می گشاید و قلبم را از سپاسگزاری و قدردانی لبریز می کند
سلامتی عالی تر و باکیفیت تر
رابطه عالی و با کیفیت تر
آرامش و احساسی عالی تر
تمرکز بر زیبایی های بیشتر
قدروارزش هدیه هرروز و شکرگزاری های روزانه عالی تر
رونق کسب و کارمان و درآمد عالی تر
آزادی زمان ، مکان و آزادی مالی عالی تر
آگاهانه تر زندگی کردن
یادگیری عالی ترِ زبان انگلیسی با آموختن های عالی تر و حافظه ای عالی تر
این خانه باغ بهشتی و تکمیل عیاردارتر آن
و……
چقدر لذّت بخش است که از محل داشتن تمام این خواسته ها ، کیفیت عالی تر شان را از خداوند درخواست می کنم ،این حس قدردانی و توجه به داشته ها ،داشته هایت را عیاردارتر می کند و واقعا قدردانی کلید قلب است و انرژیم را بالاتر می برد
خدایا شکرت
چقدر عالیست وقتی همه کارها را به خداوند
می سپاری و خیالت از همه جهت راحت و آسوده است،
سهم و نقشت را در مسیر راستی وپاکی با عمل به قوانین الهی با عشق انجام می دهی و ایمان داری خداوند در زمان مناسب وقتی خیرو صلاحت را تشخیص دهد ،عطا می گرداند آن هم فراتر از تصورات من ،
و مثال های استاد در این فایل با نتایج
خارقالعاده شان ، بیانگر همین نکته می باشد ،رسیدن به خواسته ها فراتر از تصور و به صورت تکاملی و بعد روند صعودی زندگی ایشان و اکثریت دوستانی که ثابت فدم بودند و هستند و خواهند بود و همیشه باعشق و شورو شوق ،دل به این مسیر بسته اند و از بودنِ هر لحظه با خداوند و سپردن همه چیز به خودش، فقط در این مسیر لذّت می برند و در لحظه زندگی می کنند و قدر ثانیه به ثانیه آن را با تمام وجودشان درک می کنند :
قدر آرامش ،
احساس عالی ،
شکرگزاری خالصانه ،
ایمان قلبی
سلول به سلول داشته ها
سلامتی جسم و جان و روح
داشتن ذهنی بازو پاک و قلبی آرام که هدایت های خداوند را واضح درک می کند
تجسم خلاقانه و آگاهانه و رسیدن به خواسته ها با خواست خداوند
تمرکز بر زیبایی ها و بهره بردن از انرژی حیات
قدر نگاه گردن به آسمان ،طلوع و غروب های بی نظیر
ماه خوشگل و ستارگان در شب ،گلها و درختان
و همه چیزو همه چیز
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی شما دوستان و خانواده عزیزم
استاد و مریم جانم
من اول درمورد تجسم فکر میکردم ک باید تکاملی باشه یعنی داشتم سختش میکردم
یا فکر میکردم نقطه پایان دقیقا چی؟یعنی پایان خواسته
بعد الان فهمیدم من خیلی موقع ها خودمو توی اون ماشین کمپر تصور میکنم
یعنی وقتی اون چیزی ک دوس داری رو تصور میکنی ارتباط باهاش بهتره
یا وقتی آهنگ میزارم میرقصم تصور میکنم اولین ماشینمو خریدم و اینو میدونم چی میخوام براساس تکامل مشخص کردم
و توش دارم این اهنگو گوش میدم و میخونم
گفتم سارا کار راحتیه ک سختش کردی ها سخت نکن مسائلو
یا مثلا برای شغلت بیا تصور کن ک مثلا بعد چند سال کلی ویدیو ساختی کلی بازخورد خوب گرفتی کلی بازدید داشته یا حتی مثلا میتونی تصور کنی مثلا سابسکرایبر هات از 1میلیون هم رد شده
فقط برای اینه که جهت بدی
وگرنه قضیه اصلی قدم برداشتنه وگرنه صبح تا شب تصور کن قدم برنداری ک نمیشه
یا برای نوشتن آرزو ها
من گفتم یعنی چجوری حال یا آینده
تکاملی بنویسم یعنی
بعد فهمیدم ک نه بیا بنویس دوس داری توی سلامتی
رابطه ها
مالی
شغلی
و.. چجور شکلی باشه تا میتونی بهش دیتیل بده
البته اولش ممکنه ذهن دقیقا ندونه چی میخواد دوراهی بمونه برای بعضی مسائل ولی کم کم بهتر میشه
مثلا برای شغل من دقیقا میدونم میخوام چجوری باشه چنلم سبک کارم بازدید هام
یا برای خونه هایی ک دوس دارم من چون ویدیو های زیادی درمورد خونه و شکلاش میبینم تا حد خوبی میدونم چجوری خونه هایی رو دوست دارم تجربه کنم
و ب قول استاد نمیگم اگر خوشم نیاد پس چی میگم من میرسم اگر خوشم نیومد میدمش میره تمام
مثلا یکی از مدل خونه هایی ک دوس دارم اینه توی خونه وسیله ها کابینت ها از رنگ های متفاوت درست بشه خیلی خوشم میاد حس سرزندگی میگیرم
یا ی خونه در یه طبقه بالا باشه همون پنت هوس
یا مثلا این مدل خونه ها هست جلوش استخر شیشه ای هست جلوی اون جنگل وای عاشق اونام خیلی خوبه
خونه جنگلیم ک نگم (چوبی) یه سری عکس دان کردم
یا مثلا خیلی دوست دارم ک برم تا جایی ک میتونم همه کشور ها بدون حد و مرز
مخصوصا کره چین ژاپن سوئیس
لباس های کره ای بپوشم غذاهاشونو تست کنم برم تو خونه هاشون
یادمه بچگی همیشه بانو بازی میکردم عین فیلمای کره ای
و باید چیزایی رو بنویسیم ک میدونیم هست و دیدیم ی جایی
و مطمنن فراتر ازش میریم
و هی ک بریم جلو اصلا چیزایی میاد سر راهمون ک میگیم این چیه
درمورد روابط من خیلی تنها تر از قبل شدم
من ی عمه داشتم ک خیلی صحبت میکردیم و اونم بخاطر تغییر فرکانسی و البته تصمیم خودم رابطه کمتر شده
هیچ هیچ هیچ دوست و رفیقی ندارم
و حال میکنم ها
توی رابطم ک نیستم یعنی اصلا ذهنیت درستی ندارم و برای نوشتن آرزو درمورد رابطه نمیدونم الان بتونم بنویسم ولی فکر کنم بشه نسبت ب چیزایی ک دیدم میتونم تصور کنم شکل رابطه رو سخت نیست
دقیقا باید چیزایی رو بنویسم ک خودم میخوام باشم
همون شخصیتی که خودم میخوام باشم
ولی از سینگلی خودم دارم لذت میبرم و اصلا تو فکر رابطه نیستم میخوام فعلا از سینگلیم لذت ببرم
به نام خداوند مهربون که هر چه از آن اوست
خدایا من در مقابلت هیچم تو هستی همه کاره
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته نازنین
خدا رو سپاسگزارم بابت اینکه بازم برگشتم در مسیر و پای تعهدم هستم و ادامه میدم.
در زندگی خودم جاهایی میبینم تجسم جواب داده مثل ماشینم با امکانات که میخواستم درست همون رنگ نیمه شاسی دنده اتومات شد نمیدونم به یک ماه هم نرسید
اما در خونه ای که دوست داشتم بهترین منطقه تهران جای خوب شد که دارم زندگی میکنم من یادم نمیاد تجسم کرده بودم فقط از بچگی شنیده بودم دوست داشتم زندگی کنم و باور کرده بودم بالاخره من این محل تهران زندگی میکنم
در مورد کارم هم اون زمان خواستم بود دوست داشتم یه کار با مزایای عالی داشته باشم و سازمان بزرگ پولدار باشه خوب شد ، اما تجسم نکردم ولی این خواسته رو داشتم چون تضادهایی روبرو شدم که این خواسته در من شکل گرفت
یا خیلی کارهای دیگه دوست داشتم داشته باشم شد چه از لحاظ مثبت فکر کردم شد و چه از لحاظ منفی که دوست نداشتم و فکر کردم اتفاق افتاد
ولی در مورد روابط دلخواهم نتونستم الان شاید حدود نه ماهه من دارم تجسم میکنم رابطه دلخواهم و اوایل باور پذیر برام نبود که خواستم بزرگه ولی طول کشید با تجسم این خواستم برام امکان پذیر شد .
من موقع تجسم خیلی به ذوق و شوق و حس شکرگذاری میرسم و باور کردم ولی من در طول مسیر اصلا نشونه نمبینم که بدونم مسیر و تجسمم درسته و هیچ ایده ای و الهامی بهم در مسیر گفته نمیشه و حتی هدایت نمیشم چه کاری انجام بدم چطور با فرد دلخواهم آشنا بشم و من انجام بدم
و این منو داره دلسرد میکنه نمیدونم چی اشتباهه من اکثرا به همه خواسته هام زود رسیدم ولی در این مورد نه
حتی با این وجود نشونه هم نمبینم و هیچ ایده و الهامی هم گفته نمیشه اما باز ادامه میدم مومنتوم مثبت ، وارد مومنتوم منفی نشم ولی برای قوت قلبم نشونه میخوام ، همینجور که زکریا از خدا نشونه خواست و خدا بهش الهام کرد ، نمیدونم واقعا ، رها کردم گفتم از لحظه لذت ببرم اما باز هم هیچ هدایت و الهام و ایده برام نمیاد
میدونم خدا دیر نمیکنه و بارها گفته بر من توکل کنید من کافی ام ولی هر روز در دفترم میگم خدایا من چیکار کنم در مسیر منو هدایت کن و میبینم خبری از هدایت نیست ، از خدا میخوام در این مسئله کمکم کنه کجای کارم ایراد داره ؟ و چه تغییری باید بدم و برام باز شه
در مورد اینکه آدم های زندگی تغییر کنه من سال 1402 یکدفعه خیلی افراد نزدیک از من دور شدند ، البته اوایل ناراحت بودم اما بعد دیدم فرکانسی با هم هماهنگ نبودیم، در مورد اینکه افراد و دوست هام سطح باورهاشون با من و نوع نگاه من به خواستم که میشه امکان پذیره با من فرق دارند و اونها در اعتقادات جامعه و خانواده خودشون هستن و تغییری هم نکرده سطح دوستهام و افراد جدید فوق العاده و فرکانس بالا باشن با باورهای خودم و توحیدی وارد زندگیم هنوز نشده ،
نمیدونم در مسیر درست هستم یا نه
اما از خدا میخوام منو به راه درست و در فرکانس کسایی که به آنها نعمت عطا فرموده منو هم هدایت کنه،
به نام خداوند مهربانم
سلام به دوستان و استاد عزیزم
من قبلا با یک پیامک یا حرف کسی میرفتم تو خیالاتم و به اون حرف شاخ و برگ می دادم اونم نه به شکل زیبا بلکه وحشتناک و تا مدتها تو ذهنم می موند.
خدا رو شکر با شروع دوره های دوازده قدم و سعی در کنترل ذهن خیلی بهتر شدم و حرف بقیه برام مهم نیست
در مورد تجسم خلاق هنوز خیلی درست روش کار نکردم البته صبح ها با تمرین ستاره قطبی تو ذهنم خواسته رو در نظر میگیرم و حس خوبش رو دریافت میکنم اما اینکه به یک خواسته بچسبم و مدام تصورش کنم و بهش فکر کنم نه، که البته چسبیدن به یک موضوع هم جز تجسم خلاق نیست
به نظر خیلی آسونه اما برای من کار سختیه، البته خیلی دوست دارم روش کار کنم به امید خدا که بتونم درست یادش بگیرم