این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-29 02:36:522024-11-08 04:54:02live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
801نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و عرض ادب خدمت استاد جانم،مریم عزیزم وهمه ی دوستان گلم امیدوارم که عالی باشید….
قبل ازینکه از نتایجم بگم میخوام ازین بگم که منم فکر میکردم تجسمکردم یعنی اینکه بیام یه جایی بشینم یا دراز بکشم و حالا تجسمکنم و خب این خیلی وقتها برام سخت میشد یا نمیرسیدم که انجامش بدم اما الان با گوش کردن به این فایل متوجه شدم که اینجوری نیست و من میتونم در هر لحظه تجسم داشته باشمو خداروشکر میکنم بابت این اگاهی ناب امروزم.
اونجایی که استاد گفتن همین زندگیکه الان داریم حاصل اون افکار وتحسم هایی هست که قبلا داشتیمبا خودم فکر کردمودیدم اره دقیقا درسته….
من الان ماشینی دارم که به لطف الله همسرم به نام من زده و برای منه _»» حالا برگشتم عقب دیدم اره من دقیقا اینودورانمجردیم تجسم کرده بودم که همسرم بهم زنگ میزنه و من میرم پایین و میبینم برام ماشین خریده و سورپرایز میشم و قربون خدای خودم بشم بااین قانونش ، دقیقا همین اتفاق افتاد یه روز دیدم همسرم زنگ زد که بیا فلان جا و من رفتم بهمکفت بیا عروسکتو تحویل بگیر و دیدم که ماشین گرفته و قولنامه همکرده و حتی خودش پیشنهاد اینو داد که میزنه به ناممن ( من حتی یکبارم بهش نگفتم که ماشینی که خریدم بزن به نامم) وای من عاشق این تجربم هستم خیلی ایمانمو قوی میکنه.
2)مورد بعدی _»» همیشه قبل از ازدواج تصویر سازی میکردم خصوصیات همسرمو و مینوشتم
و الان دقیقا دارم با همسری زندگی میکنم که به جرات میتونم بگم 99 درصد اون چیزهایی که نوشته بودم و تصور میکردم هست. وزندگیم برامشده بهشت .
3)این خونه ی مثبت و پرانرژی که داریم، سلامتی جسمس وروحیم، رشته ای که توش درس میخونم اونم انقدر راحت که پذیرفته شدن برای دانشگاه همه وهمه حاصل همونتجسم هاست ، حاصل هموم افکارهاست
ومن چقدر خوشحالم که با کوش دادن به این فایل تمام این خاطرات و تجربه های زیبا که همه و همه طبق قانونه برام تداعی شدن.
به نام خدای مهربانم سلام له نام خدای رزاق ووهابم خدایا برای اینکه کنارمی و دستمو گرفتی سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
ممنونم از فایل عالی که من هدابت شدم بهش
انسان قدرت ذهنیش خیلی بالاست اما فدرت فیزیکی محدود داره
و با همون قدرت ذهنش میتونه به نفع خودش استفاده کنه و بهترینها رو برای خودش بسازه
منم قبلنا فکر میکردم تجسم کردن خیلی سخته یه گوشه به تنهایی بشینی و به یه خواسته ات فکر کنی اونم اگر نجواهای ذهن بهت اجازه بدن
اما الان آگاه شدم که نه اینطوری نیست همون که در ذهن خودت مرور کنی و با احساسه خوب از جلوی چشمانت هر دقیقه بگذره و بهش ایمان داشته بشی که رسیدی بهترین تجسم ست
و وقتی بهش میرسی یعنی تجسم عالی بوده که نتایج رو دیدی
من نزدیک 2 ماهه که از شهرستان به یک شهر بزرگ مهاجرت کردم با دست خالی،تنها چیزی که داشتم ماشینم بود که فروختم و دادم پول پیش خونه و مغازه و الان مشغولم…هیچ اتفاق خاصی نیافته چون من توی در و دیوار بودم اما هر وقت آروم بودم درهایی از آگاهی به روی من باز میشه،من فکر میکردم همین که عمل کنم بیام دیگه تمومه و خدا همین که ببینه من حرکت کردم و شجاعت به خرج دادم و مهاجرت کردم همه چی رو به بهترین وجه به من میده و دیگه نیازی نیست من کار خاصی بکنم و روی افکارم کار کنم و دیگه پول و ثروت در زندگی من جاری میشه،وقتی که مهاجرت کردم اون احساس خوب و تجسم رو ول کردم و دچار روزمرگی شدم و چک و لغاتش هم خوردم،فکر میکردم مهاجرت یه هدفه و الان فهمیدم جزئی از مسیره،اونجا در شهرمون همه بودن و من تلاش میکردم برم در تنهایی و چه روزهایی میرفتم کوه و بیابون تا تنها باشم و با خداوندم صحبت کنم و الان روزها و هفته هاست که من اینجا تنها هستم و من به جای اینکه به این نکته توجه کنم که خدا منو هدایت کرده به اینجا تا بیشتر در تنهایی تجسم کنم و بندگی کنم و بیشتر نعمت دریافت کنم،توجه من روی بی کسی و تنهایی و احساس غربت بود و اینکه هیچ آشنایی رو نمیبینم،فکرم این بود که اشتباه کردم الان مهاجرت کردم چون نه تنها دری باز نشد بلکه منی که هیچ بدهی نداشته ام دارم بدهکار میشم همون اجاره هایی که رسیدن و من فروشی نداشته ام که بخوام پرداختشون کنم،در حالی که توجه من به کمبودها منو به اینجا و به احساس بدتر و اتفاقات بدتر رسوند…
این فایل نشونه ی امروز من بود که به من یادآوری کرد ایام الله رو ،روزهایی که درها باز شدن روزهایی که فقط تجسم میکردم و تجربه میکردم،و به خواسته هام نه تنها فکر میکردم بلکه در اون زندگی میکردم و باعث شد زاویه دیدم نسبت به این روند حال حاضر عوض بشه،الان نه تنها احساس قربانی شدن ندارم بلکه خوشحالم که یاد گرفتم که به هر جایی که رسیدم اون قله نیست و جزئی از مسیره و بهش دل نبندم و به عنوان پله ازش استفاده کنم و برم مرحله بعد،این تنهایی و بی کسی و عدم فروش به من یاد داد که بشینم دوباره با تمرکز بیشتر خودم رو ببینم که چطوری به نعمتهای بیشتری دسترسی پیدا کردم و باعث شد اون همه نعمتی که در شهرستان داشتم و برای من بدیهی شده بود رو ببینم،مثل خانواده عزیزم و مثل بودن و در کنارشون موندن و اون چای خوش عطر مادرم که با عشق به من میداد…نعمت داشتن خانواده ای که تا دور نشدم متوجه نعمت بودنشون نشدم،مثل کسی که تا مریض میشه قدر سلامتیش رو نمیدونه…
نعمت ها همیشه هستن و هر روز در حال بیشتر شدن هستن خواسته مهاجرت همیشه در من بود تا اینکه اتفاق افتاد به لطف خدا و اتفاقا خیلی خوب هم اتفاق افتاد و من در بهترین و لوکس ترین مجتمع مغازه دارم، اما رها کردن احساس خوب و روز مرگی و بدیهی دونستن نتایج خوب منو دور کرد از نعمتهای خدا و الان با دیدن این فایل یک عالمه احساس امید و احساس قدرت در من شکل گرفت تا به یاد بیاورم قانون رو و توکل کنم با احساس خوب پیش برم و کارها رو به خدایی بسپارم که ارباب جهانیان هست،به این خاطر این تجربه ام رو نوشتم که بهتون بگم مهاجرت رو یک هدف نذارین مهاجرت یک قدم هست در طول مسیر زندگی و اگر به عنوان هدف باشه میتونه آسیب بزنه چون وقتی بهش برسی میبینی که خبری نیست اما اگر به عنوان یک قدم و یک رشد و یک ایمان به غیب باشه باعث خوشحالی و احساس لیاقت و احساس قدرت میشه،اینا خودش اومد و من نوشتم و مطمئنم همون کسی که نوشت میرسونه به دست کسی که آماده ی دریافتش هست
شکر خدا رو میکنم که آرامم میکنه و هدایتگر و روزی دهنده ی منه
خداروشکر میکنم که این روزها دارم از خدای خودم اینو میشنوم که بهم میگه دیگه وقتشه که برم پله ی بعدی !
جریان از این قراره که من دو سال پیش وقتی تمام کارهای مهاجرتم اوکی شده بود و حتی بلیط پروازمم گرفته بودم
حدودا بیست روز اینا مونده به پروازم من به مرحله ای رسیده بودم که شباااانه روز توی سایت بودم وخییییلی خوب داشتم روی خودم کار میکردم
و همون موقع به خودم میگفتم
مریم
میرسه روزی که توی خونه ی امن خودت نشستی
توی منطقه ی خوب لندن داری زندگی میکنی
تمام امتحانات رو هم پاس شدی
روتین پیدا کرده زندگیت
میری بیمارستان و میای
و پول خوب درمیاری
و میتونی هر دوسه ماه یه سفر اروپایی خوب بری
موقعیت اجتماعی خوب داری
بعدش چی؟!
اون موقع حتی قبل از اومدنم داشتم به امروزم که دقیقا توی همین شرایط هستم فکر میکردم
و به خودم قول دادم که روی خودم کار کنم تا رو به بالا باشم و میدونستم که بااااید بیزینس خودم رو داشته باشم و با کارمندی به اون آزادی مالی ای که میخام نمیرسم !
پس الان بعد از حدودا یکسال و هشت ماه انگار میشنوم خدا داره بهم میگه
مریم الان وقتشه
داره خودش به دلم میندازه که موقع حرکت و رفتن به پله ی بعدی هست
و من با تماااام وجود احساس آمادگی میکنم براش
حاضر و آماده ام
همینطوریکه خدا خودش این شرایط ، این محیط کاری و آدم ها رو توی زندگیم آورده
خودش به رااااااحتی میتونه شرایط و موقعیت ها و محیط کاری و آدم های جدید دیگه ای رو برام بیاره
خیییلی طبیعی و بدیهی
خدایا شکرت
این رو رد پا میذارم از امروز و این روزها که خیلی دارم نشونه میگیرم
و مطمئنم که خدا پاداش میده بهم
منی که اینقدرررر عالی حسم رو توی این مدته تضاد های کشور ، خوب نگه داشتم و اصلا دلم نلرزید
و دائم گفتم همیشه همه چیز به نفع من و خانوادم تموم میشه
پس قطعا لایق پاداش هایی که خدابرام در نظر گرفته هستم
من قبلا فکر می کردم که برای تجسم کردن خواسته هایم حتما باید یک زمان و مکان خاصی را مشخص کنم و به حالت مراقبه بنشینم چشم هام رو ببندم و تجسم کنم. و این برای من سخت بود و نمی تونستم درست تمرکز کنم.
الآن که این فایل را به دقت گوش کردم نکته به نکته، الآن متوجه شدم که در واقع من هر چه را تجربه کرده ام قبلش آن را تجسم کرده بودم، یعنی با هر نکته ای از استاد عزیز می شنیدم به یاد تجربیاتم می افتادم و یادم می آمد که به راستی من قبل از آن، مدت ها آن حالت را تجسم کرده بودم ولی متوجه نبودم و فکر می کردم تجسم وقتی تجسم است که زمانی را اختصاص بدهم و بنشینم تجسم کنم غافل از اینکه صبح تا شب دارم تجسم می کنم.
حالا با توجه به این آگاهی هایی که حاصل کردم و اینکه از فکر کردن به چیز های منفی باید خود داری کنم و تمرکزم به نکات مثبت باشه اینجا قضیه جالب میشه و نکته جالبی که اینجا متوجه شدم این است که وقتی ورودی ها را کنترل کنم و تمرکزم بر نکات مثبت باشه، انرژی من مثبت میشه و وقتی انرژی آدم مثبت باشه و در مسیر درست باشی تجسم به صورت راحت تر و واضح تر انجام میشه و نیاز به زور زدن نیست و اصلا تجسم با زور زدن امکان پذیر نیست، یعنی اگر یک نفر درگیر افکار منفی باشه و احساسش خوب نباشه، انرژیش منفیه و با انرژی منفی اگر هم بخواد بشینه یک خواسته را تجسم کنه نمی تونه روی خواسته اش تمرکز کنه چون کنترل ذهنش دستش نیست.
پس تجسم وقتی درست انجام میشه که اول یک مدتی فقط به چیز های مثبتی که در حال حاضر، در شرایط فعلی وجود دارد تمرکز کنی، وقتی یه مدتی این کار را انجام دادی و درصد بالایی از انرژی ذهنت مثبت شد آنوقت است که می تونی بدون مقاومت خواسته خود را تجسم کنی.
خدایا شکرت برای قوانین زیبایی که ما را به آنها آگاه می کنی، خدایاشکرت برای وجود استاد عباس منش عزیز
خدایا برای خودم و استاد عزیزم و همه دوستان عزیز این سایت، آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
پروردگارا همانا تو در همه لحظه هام هستی و هر چه دارم از توست
درود به شما استاد عزیزم و مریم جان نازدار
سلام دوستان گرامی همراه
خدا رو سپاسگزارم که در اینجا و این درس هم حضور داشتم
دوس دارم هزاران بار تکرار کنم که چقدر خوشبختم که در این مسیر هستم
استاد جان از تجربه تجسم و سلامتیم میخام براتون بگم
کن به هوای مرطوب حساسیت دارم و با ازدواج از شیراز به مازندران اومدم و تغییر اب و هوایی تاثیر شدید روی پوستم داشت پ من برای 11 سال دایم توی صورتم کهیر داشتم و هیچ داروی شیمیایی و سنتی تاثیر نداشت
این در حالیه که اصلن پوست من تا قبل از اون حتا جوش هم نداشت و صاف و براق بود️
مرداد ماه دوست و همراه من در این مسیر یک بخش از فایل های شما رو برای من پلی کردن که در اون راجع به نوشتن تعهد نامه سه برابر شدن درامد تا سال اینده صحبت کرده بودین و من اون تعهد رو نوشتم و به ذهنم رسید که برای سلامتیم هم همون کار رو انجام بدم منتها تاریخ دوماه رو متعهد شدم که پوستم رو به همون 11 سال قبل برگردونم و
و
و
و
معجزه من رخ داد، بله رخ داد و من شاهدش بودم و صورتم خیلی حالش خوب شد
و من این رو مدیون اموزه های شما هستم
دیگه برای خارش پوستم داروی حساسیت نمیخورم و هر روز سپاسگزار خداوندم که بهم خودش رو نشون میده و برام معجزه فرستاد
زینب عزیز من فقط نوشتم و دیگه تقلایی برای استفاده از دارو نکردم و حتا به خارش های صورتم هم خیلی عادی واکنش نشون دادم، درواقع مثل بقیه اعضای بدنم به صورتم هم واکنش نشون دادم و از اون توجه ویژه و نگرانی ویژه تر برای صورتم دست برداشتم، جالب اینجاست که این رها کردن هم حتا برام سخت نبود و به راحتی صورت گرفت، در واقع انگار این شکلیه برام که خدا داره ازم مراقبت میکنه و من اینو میفهمم و بیشتر درکش میکنم، من هیچ تجسمی انجام ندادم اما باور داشتم به اون جملاتی که متعهد شده بودم و باور داشتم که راه حل نهاییه منه برای رها شدن از رنجشم،
من امروز خواستم برم و پروژه تغییر را در آغوش بگیر رو شروع کنم اما شرایط و اقداماتم طوری پیش رفت که این جلسه و این فایل رو گوش دادم همزمان هم به کار های دیگه که روتین شده برام رسیدگی میکردم دوست دارم از تک تک دقایقم استفاده کنم برای ایجاد باور و احساس خوب
دوره دوازده قدم واقعا بینظیره
من خودم خیلی دوسش دارم و خوشحالم که بعد از خرید کتاب رویا هایی که رویا نیستن اومدم و تلاش کردم و تونستم موفق بشم در این دوره شرکت کنم من به زودی قراره قدم هشتم رو هم خریداری کنم یعنی من هشت ماه هست که دارم روی خودم کار میکنم شرایطم فرق کرده نسبت به روز اولی که وارد شدم حتی روند شغلیم و روابطم
وای از روابط افتضاحی که داشتم یعنی هیچ جوره نمیتونم توصیف کنم چقدر بد بود چقدر حال و اعصاب من بد بود
بنظرم مهم ترین نکته توی زندگی آدم برای اینکه احساس خوشبختی کنه داشتن آرامش و احساس خوب هست
در مورد تجسم نمیدونم دقیقا چند جلسه اما استاد خیلی خوب نکته به نکته گفتن توضیح دادن مثال زدن بنظرم کسایی که میخوان شروع کنن دوره دوازده قدم میتونه شروع بسیار بسیار خوبی براشون باشه
نباید از قدرت انرژی ذهنی غافل بشیم
انرژی ذهنی قویترین فرکانس ها رو میتونه ارسال کنه
حتی میتونه به قدری احساستون رو خوب کنه که شما حس کنید قلبتون باز شده
نمیدونم این مورد رو تجربه کردید یا نه اما بنظرم امتحانش کنید انگار توی قلبتون خون داره بیشتر از قبل پمپاژ میشه وقتی دارید خواسته هاتون رو تجسم میکنید و خودتون رو در جایی میبینید که به اون خواسته رسیدید
وایی که چقدر من از قانون تجسم خواسته جذب کردم و چقدر این صحبتا برام شیرینه و جذاب چون با گوشت و پوست و استخوانم درکش کردم…مثال میزنم براتون ؛ من 4 سال پیش که مشاوره املاک بودم یه سرمایه گذار سر راهم قرار گرفت و گفت بگرد دنبال یه دفتر من پول میدم کار از تو باهم شراکتی کار کنیم و منم چون عاشق دپارتمان بودم رفتم یه واحد اداری 180 متری تو محلمون پیدا کردم و خالی هم بود و قرار شد اجاره کنیم و تجهیز کنیم و کار کنیم ولی شرایط طوری رقم خورد که سرمایه گذاره عقب کشید و منم که پولی نداشتم بی خیال شدم ولی چند تا عکس ار همون واحده گرفتم و تو گالریم بود و هرشب قبل از خواب ریز به ریزه اتفاقاتی که قراره بیفته رو تو رویاهام مرور میکردم.مثلا صبح بیدار میشم با ماشینم ریموت پارکینگ دفتر رو میزنم ماشینم رو میبرم پارک میکنم و با آسانسور میرم بالا مشاورام پشت میز نشستن یکی یکی پا میشن و سلام میکنن و منم میرم پشت میز مدیریت و کارمو شروع میکنم و…….قشنگ کل روز کاریمو با جزئیات ریز به ریز تو ذهنم تجسم میکردم و عشق میکردم و بعد از دوسال یعنی دوسال پیش دقیقا هدایت شدم به همون دفتر حالا بماند که 3 تا مالک عوض شده بود و مالک سوم از دوستام بود و با کمترین پول پیش باهام راه اومد و با 5 میلیون دفتر رو اجاره کردم و باقیشو فقط زمان گرفتم و اومدم تجهیز کردم و شروع به کار کردم و الان وقتی با ماشین میام پارک میکنم دقیقا همون چیزایی که تو تجسم و رویام بود داره اتفاق میفته و الانم پشت میزم نشستم و مشاورام هم دوروبرم هستن و دارم کامنت مینویسم وایی که چقدر حس خوبیه و خدارو صد هزار بار شکر میکنم که قشنگ همه کارارو خودش کرد و من فقط بندگی کردم و گفتم چشم و تسلیم شدم و منو بغل کرد و گذاشت وسط رویاهام شکرت خدایا
از وقتی این اتفاق بزرگ برام افتاده دیگه چیزای کوچیکو براحتی جذب میکنم مثلا شب میاد تو ذهنم که فلان مشاورم یه قرارداد نوشت و صبح میام دفتر و میگم فلانی دیشب خواب دیدم فلان واحد رو فروختی و همونم میشه و بچه ها همیشه بهم میگن امشب تمرکز کن و برامون خوابای خوب ببین و اینه قدرت خدای من ……
نکته ی آخری که میخوام بگم اینه که من تا الان فکر میکردم تجسم یعنی قبل خواب یا صب بیدار شدن و به رویاها فکر کردن درسته که اینم هست ولی ما تو هر لحظه میتونیم مغزمون رو از روزمرگی ها بکشیم بیرون و وارد هدفا و آیندمون کنیم و این هم میشه تجسم خدای خوبم ازت ممنونم که منو با قانون قشنگت آشنا کردی و از استاد هم ممنونم که حرفاش از جنس خداست خدایا شکرت بابت وجودت
خداروشکر برای این لحظه که الان در شمال کشور هستم .چندین بار برای اومدن به این فضا شرایط جسمیم نزاشت ولی دوروز پیش یهو قبلم به من گفت برو
و باوجود شرایطم، با همسرم و دخترم به لطف پروردگار اومدیم مازندران و کنار دریا . دیروز غروب که کنار دریا بودم یه لحظه باورم نشد که تونستیم بیاییم. وقتی موجهای دریا رو دیدم غروب خورشید رو دیدم پرواز مرغهای دریایی رو دیدم بی نهایت خداروشکر کردم.
هوا که تاریک شد موجها رو میدیدم و باخدا صحبت کردن حسش عالی بود .
امروز کنار پنجره دارم این فایلو گوش میکنم هوا عالیه، یک باد ملایم داره درختا رو تکون میده .پرنده ها صداشون میاد .یک برج زیبا و مدرن روبروی پنجره ست . دریا انتهای کوچه ست. و همسرم داره واسمون ناهار آماده میکنه. عصر به یاری خدا دوباره میریم کنار دریا تا غروب خورشید دوباره ببینیم و من برای چندمین بار فهمیدم میشه به صدای قلبم اعتماد کنم.
و واقعا آدمها چقدر غافلند که افکارشون چقدر قدرتمنده موقعیت فعلیشون رو چقدر ابدی میدونند
واقعا من تو این دوسال شرایط خاصم اوایلش فکر میکردم یک ماهه دیگه برمیگردم به زندگی نرمالم و دوماهه دیگه برمیگردم اما وقتی ماهها گذشت و دوسال شد دیگه ذهنم قبول کرد که دیگه داره ابدی میشه و وقتی باورهامو هم ساختم انگار ذهنم موقع تکرار باور فکر میکرد این شرایط ابدیه و نمیشه تغییر کنه . چند روز پیش فهمیدم این یک ترمزه و با یاری خدا یک باور جایگزین واسش گذاشتم .نمیدونم چقدر درست هست اما امیدوارم که نتیجه بده
آنهایی که باور دارند به خداوند و نعمت های خدا و تغییر در زندگی و اینکه افکارشونه که زندگی شون رو درست میکنه و فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتی . میان از قدرت تجسم استفاده میکنند .تجسم یعنی دارید به یک موضوعی فکر میکنید. تو در طول روز نشستید کارتون رو میکنید اما ذهنتون داره به یک شرایط و موقعیت دیگه ای فکر می کنه
باید بتونیم هدایت کنیم اون انرژی فکری مون رو به مسیر درست به صورت آگاهانه . نود درصد مواقع به چیزهایی که نمیخوایم فکر میکنیم.
و تجسم کردن چیزی غیر از جهت دهی افکار به یک موضوعی در آینده نیست. ما داریم اون چیزایی که نمیخوایم در زندگی مون با تجسم میسازیم.و اتفاق می افته. باید مراقب ورودی ها و افکاری که در ذهنمون میاد باشبم و تا با یک روند تکاملی آگاهانه از موقعیت فعلی بیایم بیرون .
قدم اول برای تغییر زندگی اینه که بپذیری که موقعیت فعلی تو خودت خلق کردی
از اونجایی که افکار یک فاصله زمانی میخواد یعنی یک فاصله زمانی هست بین زمانی که شما فرکانس میفرستید بعد فرکانس تقویت میشه و با تکرار اون افکار درجهت مثبت و منفی شرایط اتفاق می افته. با یک بار فکر منفی یا مثبت هیچ اتفاقی نمی افته با تکرار اون افکار که ما میگیم بهش باور .باور ایجاد میشه و بعد شرایط اتفاق می افته.
حالا که من میدونم پس باید آگاهانه افکارم رو مدیریت میکنم و به آنچیزی که میخواهم توجه کنم.
تنها راه رسیدن به خدا ثروته این یک باوره و شعار نیست شما با نعمتها خدا رو میبینی وقتی ثروت بالایی داری خدارو بهتر درک میکنی بخدا نزدیک تر میشی
آگاهانه نباید بزاری افکار منفی تو ذهنت بچرخه.که تجسم بسازی.
این قدرت رو خدا داده زندگیمون رو با این افکار و تجسم خلق کنیم اما زندگیمون رو نابود میکنیم با تجسم نا آگاهانه
ما هرچی رو شنیدیم واکنش نشون دادیم به اون . نیومدیم خلق کنیم. واقعا قدرت دست افکار خودمونه .
کوچکترین حرکت در مسیر درست نتایج ایجاد میکنه و نیاز به تکامل داره
خدا جهانی رو خلق کرده قوانینی گذاشته که اگر ناآگاهانه زندگیمون رو بد خلق کردیم ، میتونیم با افکارمون و تجسم مثبت هدایت شیم به جاییکه تمام اون نعمت ها رو که میخواهیم رو داشته باشیم.
همه چیز میتونه تغییر کنه بشرطی اینکه اون جدیت رو تو کنترل افکارم ورودیامون ، تو ساختن باورهای درست رو داشته باشیم.
اگر از قانون درست استفاده کنید اگر ازشون انگیزه بگیرید ، اگر افکار تو جهت دهی کنی به سمت خواسته هات ، همه شرایط فعلیت میشه نعمت
به قول آمریکایی ها رویاها به حقیقت می پیوندند.
وقتی شما شروع میکنید روی کار کردن روی خودتون آدمهای اطرافاون تغییر خواهد کرد. و شاید یک مدت تنها بشید این نشون میده که داره فرکانس ها کار میکنه و اتفاقات داره رقم میخوره. این تنهایی فرصت خوبیه برای کار کردن روی خودتون
با خودتون صحبت کنی. خیلی زیاد درباره ی خواسته هاتون خیلی قدرتمنده، با صحبت کردن میتونید تجسم رو تقویت کنید . خیلی کمک میکنه که شما از شرایط فعلی تون بیایید بیرون و برید روی شرایطی دلخواه.
سلام دوست عزیزم و هم خانواده ای عزیزم.خیلی انرژی مثبت داره کامنتتون .واقعا ارتباط گرفتم با شخصیتتان.
مشخصه انسان روشن فکر و صبور و مهربانی هستین.
کامنتتون پر محتوا و عالی بود در عین سادگی و زیبایی که داشت.
خدا با همه ماست فقط کافیه ما یه نیم استارت بزنیم بقیش باید فرمان دست خودش بدیم ببینیم کجاها ما رو میبره
خداوند بزرگ شفا دهنده و قدرتمند و مهربان است و زود زود مریضی شما دوست عزیزم با یه روش آسون خوب خوب خوب میشه و یه عالمه نعمت زیاد به زندگیتون انشالله وارد میشه .
با خدا باشیم پادشاهی کنیم ،با خدا باشیم ملکه باشیم ،این یه هو به ذهنم رسید.در وصف ما خانوما ملکه بودن زیباتره.
من برای اولین بار است که مینویسم با اینکه همیشه دارم از فایل های عالی شما استفاده میکنم منو ببخشید که نمیتونم بنویسم،چون اعتماد به نفس پایینی دارم از نوشتن در سایت دوری میکنم
امروز پاروی ترس از این که نکنه اشتباه بنویسم مورد تمسخر قرار بگیرم ،گذاشتم و نوشتم
استاد عزیز من این را باور دارم که خودم زندگی خودم را با افکارم میسازم و به راحتی در زندگی ام آنها را میبینم ،من همیشه میخواستم خانهای بزرگ با یک ستون گرد که بین دو پذیرایی داشته باشم که به لطف خدا بدون اینکه من این موضوع رو یادم باشه صاحب این خونه شدم دقیقا همون خونه یه رویاهام با تمام جزییاتی که من در 6یا7 سالگی میخواستم داشته باشم و زمانی که دوستانم و خانواده ام وارد خانه شدند همه ی آنها شکه شده بودند میگفتن همان خانه ای که از بچگی میگفتی
من باور دارم که خودم زندگی ام را با افکار و باور هایم ساخته ام،من از بچگی هر چه خواسته ام همان شده است همه میگن تو هر چیزی را که بخواهی به راحتی بدستش میاری و هنوز که قانون را نمیدانستم این را میدانستم منم میتونم همه چیز داشته باشم فقط این وسط ناخواسته هایی که خودم جذب کرده بودم با افکارم و باورهام هم بود که باعث میشد نتونم اونجوری که میخوام زندگی کنم و همیشه میگفتم چرا این مشکل برای من اتفاق افتاد نمیدانستم که با گوش دادن به افرادی که در مورد مسائل زندگیشان میگفتند منم این ترس را داشتم نکنه برای منم باشه حتما این اتفاقات برای منم وجود داره دقیقا همون ترس ها در زندگی ام اتفاق افتاد ومن از زمانی که متوجه شدم که میتونم با تغییر افکار و باورها، میتونم این ناخواسته هارو دور کنم و به جای افکار باورهای منفی ،افکار مثبت رو قرار دادم زندگی ام خیلی عالی شده از همه نظر و از همه جهت وخدارو شاکرم که در این راه مرا هدایت کرد و شما استاد عزیز را سر راه من قرار داد این هم یک ماجرای خیلی جالب دار نحوه آشنایی من با سایت شما
و از آن زمانی که روی خودم کار میکنم خیلی از افراد از زندگی ام رفته اند افرادی که هر شب خانه من مهمانی بودن یا همیشه باهم بیرون بودیم بدون این که من به آنها چیزی بگم از هم جدا شدیم الان هم با هم خوبیم اما همدیگر رو نمیبینیم وبا هم نیستیم و افرادی وارد زندگی ام شدن که فرزندانم هم با آنها احساس عالی دارن خودم هم خیلی برایم با آنها خوش میگذرد و حسی عالی دارم ومن نمیدونستم بعد از چند بار رفت آمد بحث فرکانس شد من گفتم با استاد عباس منش کار میکنم اون دوستم که تازه با هم آشنا شده بودیم گفت منم دقیقا با استاد کار میکنم اینم از قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
استاد از شما خیلی ممنونم که به راحتی آگاهی هاتون رو در خدمت ما قرار دادین ومن از این آموزش ها خیلی استفاده کردم و نتیجه گرفتم از خانم شایسته عزیز هم سپاسگزارم بابت زحمتی برای این فایل ها میکشن
سلام و عرض ادب خدمت استاد جانم،مریم عزیزم وهمه ی دوستان گلم امیدوارم که عالی باشید….
قبل ازینکه از نتایجم بگم میخوام ازین بگم که منم فکر میکردم تجسمکردم یعنی اینکه بیام یه جایی بشینم یا دراز بکشم و حالا تجسمکنم و خب این خیلی وقتها برام سخت میشد یا نمیرسیدم که انجامش بدم اما الان با گوش کردن به این فایل متوجه شدم که اینجوری نیست و من میتونم در هر لحظه تجسم داشته باشمو خداروشکر میکنم بابت این اگاهی ناب امروزم.
اونجایی که استاد گفتن همین زندگیکه الان داریم حاصل اون افکار وتحسم هایی هست که قبلا داشتیمبا خودم فکر کردمودیدم اره دقیقا درسته….
من الان ماشینی دارم که به لطف الله همسرم به نام من زده و برای منه _»» حالا برگشتم عقب دیدم اره من دقیقا اینودورانمجردیم تجسم کرده بودم که همسرم بهم زنگ میزنه و من میرم پایین و میبینم برام ماشین خریده و سورپرایز میشم و قربون خدای خودم بشم بااین قانونش ، دقیقا همین اتفاق افتاد یه روز دیدم همسرم زنگ زد که بیا فلان جا و من رفتم بهمکفت بیا عروسکتو تحویل بگیر و دیدم که ماشین گرفته و قولنامه همکرده و حتی خودش پیشنهاد اینو داد که میزنه به ناممن ( من حتی یکبارم بهش نگفتم که ماشینی که خریدم بزن به نامم) وای من عاشق این تجربم هستم خیلی ایمانمو قوی میکنه.
2)مورد بعدی _»» همیشه قبل از ازدواج تصویر سازی میکردم خصوصیات همسرمو و مینوشتم
و الان دقیقا دارم با همسری زندگی میکنم که به جرات میتونم بگم 99 درصد اون چیزهایی که نوشته بودم و تصور میکردم هست. وزندگیم برامشده بهشت .
3)این خونه ی مثبت و پرانرژی که داریم، سلامتی جسمس وروحیم، رشته ای که توش درس میخونم اونم انقدر راحت که پذیرفته شدن برای دانشگاه همه وهمه حاصل همونتجسم هاست ، حاصل هموم افکارهاست
ومن چقدر خوشحالم که با کوش دادن به این فایل تمام این خاطرات و تجربه های زیبا که همه و همه طبق قانونه برام تداعی شدن.
استاد جان بینهایت ازتونسپاسگزارم
شما بهترین استاد هستید :)
به نام خدای مهربانم سلام له نام خدای رزاق ووهابم خدایا برای اینکه کنارمی و دستمو گرفتی سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
ممنونم از فایل عالی که من هدابت شدم بهش
انسان قدرت ذهنیش خیلی بالاست اما فدرت فیزیکی محدود داره
و با همون قدرت ذهنش میتونه به نفع خودش استفاده کنه و بهترینها رو برای خودش بسازه
منم قبلنا فکر میکردم تجسم کردن خیلی سخته یه گوشه به تنهایی بشینی و به یه خواسته ات فکر کنی اونم اگر نجواهای ذهن بهت اجازه بدن
اما الان آگاه شدم که نه اینطوری نیست همون که در ذهن خودت مرور کنی و با احساسه خوب از جلوی چشمانت هر دقیقه بگذره و بهش ایمان داشته بشی که رسیدی بهترین تجسم ست
و وقتی بهش میرسی یعنی تجسم عالی بوده که نتایج رو دیدی
ممنونم سپاسگزارم
در پناه خداوند مهربانم باشین
به نام الله یکتا
من نزدیک 2 ماهه که از شهرستان به یک شهر بزرگ مهاجرت کردم با دست خالی،تنها چیزی که داشتم ماشینم بود که فروختم و دادم پول پیش خونه و مغازه و الان مشغولم…هیچ اتفاق خاصی نیافته چون من توی در و دیوار بودم اما هر وقت آروم بودم درهایی از آگاهی به روی من باز میشه،من فکر میکردم همین که عمل کنم بیام دیگه تمومه و خدا همین که ببینه من حرکت کردم و شجاعت به خرج دادم و مهاجرت کردم همه چی رو به بهترین وجه به من میده و دیگه نیازی نیست من کار خاصی بکنم و روی افکارم کار کنم و دیگه پول و ثروت در زندگی من جاری میشه،وقتی که مهاجرت کردم اون احساس خوب و تجسم رو ول کردم و دچار روزمرگی شدم و چک و لغاتش هم خوردم،فکر میکردم مهاجرت یه هدفه و الان فهمیدم جزئی از مسیره،اونجا در شهرمون همه بودن و من تلاش میکردم برم در تنهایی و چه روزهایی میرفتم کوه و بیابون تا تنها باشم و با خداوندم صحبت کنم و الان روزها و هفته هاست که من اینجا تنها هستم و من به جای اینکه به این نکته توجه کنم که خدا منو هدایت کرده به اینجا تا بیشتر در تنهایی تجسم کنم و بندگی کنم و بیشتر نعمت دریافت کنم،توجه من روی بی کسی و تنهایی و احساس غربت بود و اینکه هیچ آشنایی رو نمیبینم،فکرم این بود که اشتباه کردم الان مهاجرت کردم چون نه تنها دری باز نشد بلکه منی که هیچ بدهی نداشته ام دارم بدهکار میشم همون اجاره هایی که رسیدن و من فروشی نداشته ام که بخوام پرداختشون کنم،در حالی که توجه من به کمبودها منو به اینجا و به احساس بدتر و اتفاقات بدتر رسوند…
این فایل نشونه ی امروز من بود که به من یادآوری کرد ایام الله رو ،روزهایی که درها باز شدن روزهایی که فقط تجسم میکردم و تجربه میکردم،و به خواسته هام نه تنها فکر میکردم بلکه در اون زندگی میکردم و باعث شد زاویه دیدم نسبت به این روند حال حاضر عوض بشه،الان نه تنها احساس قربانی شدن ندارم بلکه خوشحالم که یاد گرفتم که به هر جایی که رسیدم اون قله نیست و جزئی از مسیره و بهش دل نبندم و به عنوان پله ازش استفاده کنم و برم مرحله بعد،این تنهایی و بی کسی و عدم فروش به من یاد داد که بشینم دوباره با تمرکز بیشتر خودم رو ببینم که چطوری به نعمتهای بیشتری دسترسی پیدا کردم و باعث شد اون همه نعمتی که در شهرستان داشتم و برای من بدیهی شده بود رو ببینم،مثل خانواده عزیزم و مثل بودن و در کنارشون موندن و اون چای خوش عطر مادرم که با عشق به من میداد…نعمت داشتن خانواده ای که تا دور نشدم متوجه نعمت بودنشون نشدم،مثل کسی که تا مریض میشه قدر سلامتیش رو نمیدونه…
نعمت ها همیشه هستن و هر روز در حال بیشتر شدن هستن خواسته مهاجرت همیشه در من بود تا اینکه اتفاق افتاد به لطف خدا و اتفاقا خیلی خوب هم اتفاق افتاد و من در بهترین و لوکس ترین مجتمع مغازه دارم، اما رها کردن احساس خوب و روز مرگی و بدیهی دونستن نتایج خوب منو دور کرد از نعمتهای خدا و الان با دیدن این فایل یک عالمه احساس امید و احساس قدرت در من شکل گرفت تا به یاد بیاورم قانون رو و توکل کنم با احساس خوب پیش برم و کارها رو به خدایی بسپارم که ارباب جهانیان هست،به این خاطر این تجربه ام رو نوشتم که بهتون بگم مهاجرت رو یک هدف نذارین مهاجرت یک قدم هست در طول مسیر زندگی و اگر به عنوان هدف باشه میتونه آسیب بزنه چون وقتی بهش برسی میبینی که خبری نیست اما اگر به عنوان یک قدم و یک رشد و یک ایمان به غیب باشه باعث خوشحالی و احساس لیاقت و احساس قدرت میشه،اینا خودش اومد و من نوشتم و مطمئنم همون کسی که نوشت میرسونه به دست کسی که آماده ی دریافتش هست
شکر خدا رو میکنم که آرامم میکنه و هدایتگر و روزی دهنده ی منه
ممنون از استاد عزیزم
سلام دوست عزیز
دقیقا همینی که میگین همینه
مهاجرت هدف نیست بلکه یک پله درمسیر هست
خداروشکر میکنم که این روزها دارم از خدای خودم اینو میشنوم که بهم میگه دیگه وقتشه که برم پله ی بعدی !
جریان از این قراره که من دو سال پیش وقتی تمام کارهای مهاجرتم اوکی شده بود و حتی بلیط پروازمم گرفته بودم
حدودا بیست روز اینا مونده به پروازم من به مرحله ای رسیده بودم که شباااانه روز توی سایت بودم وخییییلی خوب داشتم روی خودم کار میکردم
و همون موقع به خودم میگفتم
مریم
میرسه روزی که توی خونه ی امن خودت نشستی
توی منطقه ی خوب لندن داری زندگی میکنی
تمام امتحانات رو هم پاس شدی
روتین پیدا کرده زندگیت
میری بیمارستان و میای
و پول خوب درمیاری
و میتونی هر دوسه ماه یه سفر اروپایی خوب بری
موقعیت اجتماعی خوب داری
بعدش چی؟!
اون موقع حتی قبل از اومدنم داشتم به امروزم که دقیقا توی همین شرایط هستم فکر میکردم
و به خودم قول دادم که روی خودم کار کنم تا رو به بالا باشم و میدونستم که بااااید بیزینس خودم رو داشته باشم و با کارمندی به اون آزادی مالی ای که میخام نمیرسم !
پس الان بعد از حدودا یکسال و هشت ماه انگار میشنوم خدا داره بهم میگه
مریم الان وقتشه
داره خودش به دلم میندازه که موقع حرکت و رفتن به پله ی بعدی هست
و من با تماااام وجود احساس آمادگی میکنم براش
حاضر و آماده ام
همینطوریکه خدا خودش این شرایط ، این محیط کاری و آدم ها رو توی زندگیم آورده
خودش به رااااااحتی میتونه شرایط و موقعیت ها و محیط کاری و آدم های جدید دیگه ای رو برام بیاره
خیییلی طبیعی و بدیهی
خدایا شکرت
این رو رد پا میذارم از امروز و این روزها که خیلی دارم نشونه میگیرم
و مطمئنم که خدا پاداش میده بهم
منی که اینقدرررر عالی حسم رو توی این مدته تضاد های کشور ، خوب نگه داشتم و اصلا دلم نلرزید
و دائم گفتم همیشه همه چیز به نفع من و خانوادم تموم میشه
پس قطعا لایق پاداش هایی که خدابرام در نظر گرفته هستم
خدایا شکرت
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته و همه دوستان
گام 26 استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلاق
من قبلا فکر می کردم که برای تجسم کردن خواسته هایم حتما باید یک زمان و مکان خاصی را مشخص کنم و به حالت مراقبه بنشینم چشم هام رو ببندم و تجسم کنم. و این برای من سخت بود و نمی تونستم درست تمرکز کنم.
الآن که این فایل را به دقت گوش کردم نکته به نکته، الآن متوجه شدم که در واقع من هر چه را تجربه کرده ام قبلش آن را تجسم کرده بودم، یعنی با هر نکته ای از استاد عزیز می شنیدم به یاد تجربیاتم می افتادم و یادم می آمد که به راستی من قبل از آن، مدت ها آن حالت را تجسم کرده بودم ولی متوجه نبودم و فکر می کردم تجسم وقتی تجسم است که زمانی را اختصاص بدهم و بنشینم تجسم کنم غافل از اینکه صبح تا شب دارم تجسم می کنم.
حالا با توجه به این آگاهی هایی که حاصل کردم و اینکه از فکر کردن به چیز های منفی باید خود داری کنم و تمرکزم به نکات مثبت باشه اینجا قضیه جالب میشه و نکته جالبی که اینجا متوجه شدم این است که وقتی ورودی ها را کنترل کنم و تمرکزم بر نکات مثبت باشه، انرژی من مثبت میشه و وقتی انرژی آدم مثبت باشه و در مسیر درست باشی تجسم به صورت راحت تر و واضح تر انجام میشه و نیاز به زور زدن نیست و اصلا تجسم با زور زدن امکان پذیر نیست، یعنی اگر یک نفر درگیر افکار منفی باشه و احساسش خوب نباشه، انرژیش منفیه و با انرژی منفی اگر هم بخواد بشینه یک خواسته را تجسم کنه نمی تونه روی خواسته اش تمرکز کنه چون کنترل ذهنش دستش نیست.
پس تجسم وقتی درست انجام میشه که اول یک مدتی فقط به چیز های مثبتی که در حال حاضر، در شرایط فعلی وجود دارد تمرکز کنی، وقتی یه مدتی این کار را انجام دادی و درصد بالایی از انرژی ذهنت مثبت شد آنوقت است که می تونی بدون مقاومت خواسته خود را تجسم کنی.
خدایا شکرت برای قوانین زیبایی که ما را به آنها آگاه می کنی، خدایاشکرت برای وجود استاد عباس منش عزیز
خدایا برای خودم و استاد عزیزم و همه دوستان عزیز این سایت، آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
پروردگارا همانا تو در همه لحظه هام هستی و هر چه دارم از توست
درود به شما استاد عزیزم و مریم جان نازدار
سلام دوستان گرامی همراه
خدا رو سپاسگزارم که در اینجا و این درس هم حضور داشتم
دوس دارم هزاران بار تکرار کنم که چقدر خوشبختم که در این مسیر هستم
استاد جان از تجربه تجسم و سلامتیم میخام براتون بگم
کن به هوای مرطوب حساسیت دارم و با ازدواج از شیراز به مازندران اومدم و تغییر اب و هوایی تاثیر شدید روی پوستم داشت پ من برای 11 سال دایم توی صورتم کهیر داشتم و هیچ داروی شیمیایی و سنتی تاثیر نداشت
این در حالیه که اصلن پوست من تا قبل از اون حتا جوش هم نداشت و صاف و براق بود️
مرداد ماه دوست و همراه من در این مسیر یک بخش از فایل های شما رو برای من پلی کردن که در اون راجع به نوشتن تعهد نامه سه برابر شدن درامد تا سال اینده صحبت کرده بودین و من اون تعهد رو نوشتم و به ذهنم رسید که برای سلامتیم هم همون کار رو انجام بدم منتها تاریخ دوماه رو متعهد شدم که پوستم رو به همون 11 سال قبل برگردونم و
و
و
و
معجزه من رخ داد، بله رخ داد و من شاهدش بودم و صورتم خیلی حالش خوب شد
و من این رو مدیون اموزه های شما هستم
دیگه برای خارش پوستم داروی حساسیت نمیخورم و هر روز سپاسگزار خداوندم که بهم خودش رو نشون میده و برام معجزه فرستاد
بار دیگه از شما هم سپاسگزارم برای اگاهی بخشی
خدا رو شکر شکر شکر
سلام و درود مینای عزیزم امیدوارم که عالی باشید…
تجربتون فوق العاده بود ممنون که با ما به اشتراکگذاشتید و خیلی خوشحالم بایت این اتفاق عالی و قرار گرفتن در این مسیر الهی
اگر دوست داشتید بیشتر توضیح بدید که وقتی تعهد نامه رونوشتید دقیقا چه کارهایی کردید؟ از طریق ذهنی پیش رفتید و تجسمکردید ؟ یا کارهای دیگه
این توضیح (البته اگر تمایل داشتید) باعثمیشه با جزییات بیشتری بریم جلو و قدم به قدم در جهت محکم کردن ایمانمون و قوانین جهان هستی گام برداریم:)
درود و احترام
و سپاس از سوالتون
زینب عزیز من فقط نوشتم و دیگه تقلایی برای استفاده از دارو نکردم و حتا به خارش های صورتم هم خیلی عادی واکنش نشون دادم، درواقع مثل بقیه اعضای بدنم به صورتم هم واکنش نشون دادم و از اون توجه ویژه و نگرانی ویژه تر برای صورتم دست برداشتم، جالب اینجاست که این رها کردن هم حتا برام سخت نبود و به راحتی صورت گرفت، در واقع انگار این شکلیه برام که خدا داره ازم مراقبت میکنه و من اینو میفهمم و بیشتر درکش میکنم، من هیچ تجسمی انجام ندادم اما باور داشتم به اون جملاتی که متعهد شده بودم و باور داشتم که راه حل نهاییه منه برای رها شدن از رنجشم،
امیدوارم که به پاسختون رسیده باشین.
خدا رو شکر فراوان که منو در اغوش داره
همه ما دراغوش امن پروردگاریم
درود بر شما مینای عزیزم….
سپاسگزارم که پاسخ دادین
خداروشکر عالیه:)
خداوند همواره حافظ ماست و این باور ما هست که آیا قبول داریم یا نه…..
درسی که میشه از جملات شما گرفت اینه که دیگه نگران نبودید چون ایمان داشتید به خدایی که مراقب شما هست
و یه خیال راحت بابت اینکه خداوند همه چی درست میکنه و نتیجش هم طبق قانون مثبت شد :)
انشالله که سلامت و درپناه خداوند باشید
سلام دوستای گلم
راجب قدرت تجسم بگم
که وقتی در جهت علایقمون هست
چقدر عالی کار میکنه
و خود به خود کار میکنه
ما برای تجسم نیاز نیست زور بزنیم
بلکه تجسم درست اون تجسمیه که خود به خود اتفاق بیوفته
مثلا من چون عااشق طبیعت
ورزش
پیاده روی
غذای سالم
خواب سالم
روابط سالم هستم
و خود به خود ذهنم ایچیزارو تجسم میکرده
حالا به لطف خدای مهربونم مدت هاست که در این شرایط هستم
و تمام جهان دست به دست هم داده
و این شرایط رو برای من مهیا کرده
و شکر خدا مدتهاست روی مومنتوم مثبت هست
و دارم لذت میبرم از لحظه لحظه زیستنم
رابطه عالی با یک دوست بی نظیر
روابط عالی اونجیزی که خودم میخوام با خانواده دوستان قدیمی و همسایه ها
سلامتی صدرصد
زیبایی فوق العاده
شادی خیلی زیاد
آرامش زیاد
امکانات رفاهی اونچیزایی که میخوام از بهترین نوع
ثروت فراوان در زندگیم
آزادی مالی
آزادی زمانی
عاشششقتم استاد
بوس میفرست برات عشقم
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام به استاد و دوستان عزیزم
من امروز خواستم برم و پروژه تغییر را در آغوش بگیر رو شروع کنم اما شرایط و اقداماتم طوری پیش رفت که این جلسه و این فایل رو گوش دادم همزمان هم به کار های دیگه که روتین شده برام رسیدگی میکردم دوست دارم از تک تک دقایقم استفاده کنم برای ایجاد باور و احساس خوب
دوره دوازده قدم واقعا بینظیره
من خودم خیلی دوسش دارم و خوشحالم که بعد از خرید کتاب رویا هایی که رویا نیستن اومدم و تلاش کردم و تونستم موفق بشم در این دوره شرکت کنم من به زودی قراره قدم هشتم رو هم خریداری کنم یعنی من هشت ماه هست که دارم روی خودم کار میکنم شرایطم فرق کرده نسبت به روز اولی که وارد شدم حتی روند شغلیم و روابطم
وای از روابط افتضاحی که داشتم یعنی هیچ جوره نمیتونم توصیف کنم چقدر بد بود چقدر حال و اعصاب من بد بود
بنظرم مهم ترین نکته توی زندگی آدم برای اینکه احساس خوشبختی کنه داشتن آرامش و احساس خوب هست
در مورد تجسم نمیدونم دقیقا چند جلسه اما استاد خیلی خوب نکته به نکته گفتن توضیح دادن مثال زدن بنظرم کسایی که میخوان شروع کنن دوره دوازده قدم میتونه شروع بسیار بسیار خوبی براشون باشه
نباید از قدرت انرژی ذهنی غافل بشیم
انرژی ذهنی قویترین فرکانس ها رو میتونه ارسال کنه
حتی میتونه به قدری احساستون رو خوب کنه که شما حس کنید قلبتون باز شده
نمیدونم این مورد رو تجربه کردید یا نه اما بنظرم امتحانش کنید انگار توی قلبتون خون داره بیشتر از قبل پمپاژ میشه وقتی دارید خواسته هاتون رو تجسم میکنید و خودتون رو در جایی میبینید که به اون خواسته رسیدید
درود بر استاد عباس منش دوست داشتنی
وایی که چقدر من از قانون تجسم خواسته جذب کردم و چقدر این صحبتا برام شیرینه و جذاب چون با گوشت و پوست و استخوانم درکش کردم…مثال میزنم براتون ؛ من 4 سال پیش که مشاوره املاک بودم یه سرمایه گذار سر راهم قرار گرفت و گفت بگرد دنبال یه دفتر من پول میدم کار از تو باهم شراکتی کار کنیم و منم چون عاشق دپارتمان بودم رفتم یه واحد اداری 180 متری تو محلمون پیدا کردم و خالی هم بود و قرار شد اجاره کنیم و تجهیز کنیم و کار کنیم ولی شرایط طوری رقم خورد که سرمایه گذاره عقب کشید و منم که پولی نداشتم بی خیال شدم ولی چند تا عکس ار همون واحده گرفتم و تو گالریم بود و هرشب قبل از خواب ریز به ریزه اتفاقاتی که قراره بیفته رو تو رویاهام مرور میکردم.مثلا صبح بیدار میشم با ماشینم ریموت پارکینگ دفتر رو میزنم ماشینم رو میبرم پارک میکنم و با آسانسور میرم بالا مشاورام پشت میز نشستن یکی یکی پا میشن و سلام میکنن و منم میرم پشت میز مدیریت و کارمو شروع میکنم و…….قشنگ کل روز کاریمو با جزئیات ریز به ریز تو ذهنم تجسم میکردم و عشق میکردم و بعد از دوسال یعنی دوسال پیش دقیقا هدایت شدم به همون دفتر حالا بماند که 3 تا مالک عوض شده بود و مالک سوم از دوستام بود و با کمترین پول پیش باهام راه اومد و با 5 میلیون دفتر رو اجاره کردم و باقیشو فقط زمان گرفتم و اومدم تجهیز کردم و شروع به کار کردم و الان وقتی با ماشین میام پارک میکنم دقیقا همون چیزایی که تو تجسم و رویام بود داره اتفاق میفته و الانم پشت میزم نشستم و مشاورام هم دوروبرم هستن و دارم کامنت مینویسم وایی که چقدر حس خوبیه و خدارو صد هزار بار شکر میکنم که قشنگ همه کارارو خودش کرد و من فقط بندگی کردم و گفتم چشم و تسلیم شدم و منو بغل کرد و گذاشت وسط رویاهام شکرت خدایا
از وقتی این اتفاق بزرگ برام افتاده دیگه چیزای کوچیکو براحتی جذب میکنم مثلا شب میاد تو ذهنم که فلان مشاورم یه قرارداد نوشت و صبح میام دفتر و میگم فلانی دیشب خواب دیدم فلان واحد رو فروختی و همونم میشه و بچه ها همیشه بهم میگن امشب تمرکز کن و برامون خوابای خوب ببین و اینه قدرت خدای من ……
نکته ی آخری که میخوام بگم اینه که من تا الان فکر میکردم تجسم یعنی قبل خواب یا صب بیدار شدن و به رویاها فکر کردن درسته که اینم هست ولی ما تو هر لحظه میتونیم مغزمون رو از روزمرگی ها بکشیم بیرون و وارد هدفا و آیندمون کنیم و این هم میشه تجسم خدای خوبم ازت ممنونم که منو با قانون قشنگت آشنا کردی و از استاد هم ممنونم که حرفاش از جنس خداست خدایا شکرت بابت وجودت
درپناه الله شاد و ثروتمند باشین
درود
روز صد و چهل و یکم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیز
خداروشکر برای این لحظه که الان در شمال کشور هستم .چندین بار برای اومدن به این فضا شرایط جسمیم نزاشت ولی دوروز پیش یهو قبلم به من گفت برو
و باوجود شرایطم، با همسرم و دخترم به لطف پروردگار اومدیم مازندران و کنار دریا . دیروز غروب که کنار دریا بودم یه لحظه باورم نشد که تونستیم بیاییم. وقتی موجهای دریا رو دیدم غروب خورشید رو دیدم پرواز مرغهای دریایی رو دیدم بی نهایت خداروشکر کردم.
هوا که تاریک شد موجها رو میدیدم و باخدا صحبت کردن حسش عالی بود .
امروز کنار پنجره دارم این فایلو گوش میکنم هوا عالیه، یک باد ملایم داره درختا رو تکون میده .پرنده ها صداشون میاد .یک برج زیبا و مدرن روبروی پنجره ست . دریا انتهای کوچه ست. و همسرم داره واسمون ناهار آماده میکنه. عصر به یاری خدا دوباره میریم کنار دریا تا غروب خورشید دوباره ببینیم و من برای چندمین بار فهمیدم میشه به صدای قلبم اعتماد کنم.
و واقعا آدمها چقدر غافلند که افکارشون چقدر قدرتمنده موقعیت فعلیشون رو چقدر ابدی میدونند
واقعا من تو این دوسال شرایط خاصم اوایلش فکر میکردم یک ماهه دیگه برمیگردم به زندگی نرمالم و دوماهه دیگه برمیگردم اما وقتی ماهها گذشت و دوسال شد دیگه ذهنم قبول کرد که دیگه داره ابدی میشه و وقتی باورهامو هم ساختم انگار ذهنم موقع تکرار باور فکر میکرد این شرایط ابدیه و نمیشه تغییر کنه . چند روز پیش فهمیدم این یک ترمزه و با یاری خدا یک باور جایگزین واسش گذاشتم .نمیدونم چقدر درست هست اما امیدوارم که نتیجه بده
آنهایی که باور دارند به خداوند و نعمت های خدا و تغییر در زندگی و اینکه افکارشونه که زندگی شون رو درست میکنه و فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتی . میان از قدرت تجسم استفاده میکنند .تجسم یعنی دارید به یک موضوعی فکر میکنید. تو در طول روز نشستید کارتون رو میکنید اما ذهنتون داره به یک شرایط و موقعیت دیگه ای فکر می کنه
باید بتونیم هدایت کنیم اون انرژی فکری مون رو به مسیر درست به صورت آگاهانه . نود درصد مواقع به چیزهایی که نمیخوایم فکر میکنیم.
و تجسم کردن چیزی غیر از جهت دهی افکار به یک موضوعی در آینده نیست. ما داریم اون چیزایی که نمیخوایم در زندگی مون با تجسم میسازیم.و اتفاق می افته. باید مراقب ورودی ها و افکاری که در ذهنمون میاد باشبم و تا با یک روند تکاملی آگاهانه از موقعیت فعلی بیایم بیرون .
قدم اول برای تغییر زندگی اینه که بپذیری که موقعیت فعلی تو خودت خلق کردی
از اونجایی که افکار یک فاصله زمانی میخواد یعنی یک فاصله زمانی هست بین زمانی که شما فرکانس میفرستید بعد فرکانس تقویت میشه و با تکرار اون افکار درجهت مثبت و منفی شرایط اتفاق می افته. با یک بار فکر منفی یا مثبت هیچ اتفاقی نمی افته با تکرار اون افکار که ما میگیم بهش باور .باور ایجاد میشه و بعد شرایط اتفاق می افته.
حالا که من میدونم پس باید آگاهانه افکارم رو مدیریت میکنم و به آنچیزی که میخواهم توجه کنم.
تنها راه رسیدن به خدا ثروته این یک باوره و شعار نیست شما با نعمتها خدا رو میبینی وقتی ثروت بالایی داری خدارو بهتر درک میکنی بخدا نزدیک تر میشی
آگاهانه نباید بزاری افکار منفی تو ذهنت بچرخه.که تجسم بسازی.
این قدرت رو خدا داده زندگیمون رو با این افکار و تجسم خلق کنیم اما زندگیمون رو نابود میکنیم با تجسم نا آگاهانه
ما هرچی رو شنیدیم واکنش نشون دادیم به اون . نیومدیم خلق کنیم. واقعا قدرت دست افکار خودمونه .
کوچکترین حرکت در مسیر درست نتایج ایجاد میکنه و نیاز به تکامل داره
خدا جهانی رو خلق کرده قوانینی گذاشته که اگر ناآگاهانه زندگیمون رو بد خلق کردیم ، میتونیم با افکارمون و تجسم مثبت هدایت شیم به جاییکه تمام اون نعمت ها رو که میخواهیم رو داشته باشیم.
همه چیز میتونه تغییر کنه بشرطی اینکه اون جدیت رو تو کنترل افکارم ورودیامون ، تو ساختن باورهای درست رو داشته باشیم.
اگر از قانون درست استفاده کنید اگر ازشون انگیزه بگیرید ، اگر افکار تو جهت دهی کنی به سمت خواسته هات ، همه شرایط فعلیت میشه نعمت
به قول آمریکایی ها رویاها به حقیقت می پیوندند.
وقتی شما شروع میکنید روی کار کردن روی خودتون آدمهای اطرافاون تغییر خواهد کرد. و شاید یک مدت تنها بشید این نشون میده که داره فرکانس ها کار میکنه و اتفاقات داره رقم میخوره. این تنهایی فرصت خوبیه برای کار کردن روی خودتون
با خودتون صحبت کنی. خیلی زیاد درباره ی خواسته هاتون خیلی قدرتمنده، با صحبت کردن میتونید تجسم رو تقویت کنید . خیلی کمک میکنه که شما از شرایط فعلی تون بیایید بیرون و برید روی شرایطی دلخواه.
سلام دوست عزیزم و هم خانواده ای عزیزم.خیلی انرژی مثبت داره کامنتتون .واقعا ارتباط گرفتم با شخصیتتان.
مشخصه انسان روشن فکر و صبور و مهربانی هستین.
کامنتتون پر محتوا و عالی بود در عین سادگی و زیبایی که داشت.
خدا با همه ماست فقط کافیه ما یه نیم استارت بزنیم بقیش باید فرمان دست خودش بدیم ببینیم کجاها ما رو میبره
خداوند بزرگ شفا دهنده و قدرتمند و مهربان است و زود زود مریضی شما دوست عزیزم با یه روش آسون خوب خوب خوب میشه و یه عالمه نعمت زیاد به زندگیتون انشالله وارد میشه .
با خدا باشیم پادشاهی کنیم ،با خدا باشیم ملکه باشیم ،این یه هو به ذهنم رسید.در وصف ما خانوما ملکه بودن زیباتره.
خدانگهدار و کمک کننده هممون
سلام دوست عزیز محدثه جان
سپاسگزارم از توجهی که به کامنتم داشتید و پاسخی که دادید
خداروشکر که در این مسیر همراه هم هستیم
و ممنونم از انرژی مثبتی که دادید درجهت شفای جسمم، اونم به یک روش آسون .
به قول استاد مسیری که اصلا بهش فکر نکردیم میشه اون مسیری که خداوند سر راهمون قرار میده برای رسیدن به اهدافمون.
رب مهربان من خلف وعده نمیکنه و یک روزی به همین زودی تکاملم طی میشه و میام و میگم که منم شفا پیدا کردم مثل هزاران نفری که تو این مسیر نتیجه گرفتند.
چه عالی با خدا باشیم و ملکه باشیم . زیبا بود دوست خوبم.
در پناه رب مهربان باشید
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
من برای اولین بار است که مینویسم با اینکه همیشه دارم از فایل های عالی شما استفاده میکنم منو ببخشید که نمیتونم بنویسم،چون اعتماد به نفس پایینی دارم از نوشتن در سایت دوری میکنم
امروز پاروی ترس از این که نکنه اشتباه بنویسم مورد تمسخر قرار بگیرم ،گذاشتم و نوشتم
استاد عزیز من این را باور دارم که خودم زندگی خودم را با افکارم میسازم و به راحتی در زندگی ام آنها را میبینم ،من همیشه میخواستم خانهای بزرگ با یک ستون گرد که بین دو پذیرایی داشته باشم که به لطف خدا بدون اینکه من این موضوع رو یادم باشه صاحب این خونه شدم دقیقا همون خونه یه رویاهام با تمام جزییاتی که من در 6یا7 سالگی میخواستم داشته باشم و زمانی که دوستانم و خانواده ام وارد خانه شدند همه ی آنها شکه شده بودند میگفتن همان خانه ای که از بچگی میگفتی
من باور دارم که خودم زندگی ام را با افکار و باور هایم ساخته ام،من از بچگی هر چه خواسته ام همان شده است همه میگن تو هر چیزی را که بخواهی به راحتی بدستش میاری و هنوز که قانون را نمیدانستم این را میدانستم منم میتونم همه چیز داشته باشم فقط این وسط ناخواسته هایی که خودم جذب کرده بودم با افکارم و باورهام هم بود که باعث میشد نتونم اونجوری که میخوام زندگی کنم و همیشه میگفتم چرا این مشکل برای من اتفاق افتاد نمیدانستم که با گوش دادن به افرادی که در مورد مسائل زندگیشان میگفتند منم این ترس را داشتم نکنه برای منم باشه حتما این اتفاقات برای منم وجود داره دقیقا همون ترس ها در زندگی ام اتفاق افتاد ومن از زمانی که متوجه شدم که میتونم با تغییر افکار و باورها، میتونم این ناخواسته هارو دور کنم و به جای افکار باورهای منفی ،افکار مثبت رو قرار دادم زندگی ام خیلی عالی شده از همه نظر و از همه جهت وخدارو شاکرم که در این راه مرا هدایت کرد و شما استاد عزیز را سر راه من قرار داد این هم یک ماجرای خیلی جالب دار نحوه آشنایی من با سایت شما
و از آن زمانی که روی خودم کار میکنم خیلی از افراد از زندگی ام رفته اند افرادی که هر شب خانه من مهمانی بودن یا همیشه باهم بیرون بودیم بدون این که من به آنها چیزی بگم از هم جدا شدیم الان هم با هم خوبیم اما همدیگر رو نمیبینیم وبا هم نیستیم و افرادی وارد زندگی ام شدن که فرزندانم هم با آنها احساس عالی دارن خودم هم خیلی برایم با آنها خوش میگذرد و حسی عالی دارم ومن نمیدونستم بعد از چند بار رفت آمد بحث فرکانس شد من گفتم با استاد عباس منش کار میکنم اون دوستم که تازه با هم آشنا شده بودیم گفت منم دقیقا با استاد کار میکنم اینم از قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
استاد از شما خیلی ممنونم که به راحتی آگاهی هاتون رو در خدمت ما قرار دادین ومن از این آموزش ها خیلی استفاده کردم و نتیجه گرفتم از خانم شایسته عزیز هم سپاسگزارم بابت زحمتی برای این فایل ها میکشن
باز هم منو ببخشید که نتوانسته بودم در سایت بنویسم
سپاسگزارم